نتایج پست ها برای عبارت :

آنچه در دانشکده

آخر همه‌ی حرفا این‌طوری می‌شم که می‌گم یه روز برمی‌گردم و لیسانس ادبیات می‌گیرم اما حالا برای کسی که دنبال یه چیز تازه و وسیعه این انتخاب عاقلانه است؟
انتخاب بر چه اساسی؟تکانشی؟احساسی؟ حتی وابسته؟
به چه امیدی واد دانشکده‌ بشم درحالی‌که حتی مطمئن نیستم آدمایی که الآن می‌خوام به خاطرشون تصمیم بگیرم چقدر قراره بمونن و کجای زندگی من باشن و چه میزان از اون رو اشغال کنن
و آیا این همون چیزیه می‌خوام؟این همون چیزیه که من سال‌ها است وقتی چش
مهاجرت را از خانه شروع کنید. از جایی که فکر میکنید می توانید دور شوید از همه کس و همه چیز. از تمام تعلقات و از هر آنچه بدان محکم دل بسته اید. 
دل نبندبد هیچ وقت به هیچ شی و هیچ موودی. تنها به ذات کائنات می شود دل بست. به آنچه که در همه چیز جاریست در خوبی و بدی در زشتی و زیبایی. او در همه چیز حاریست.
رئیس جدید بنیاد مستضعفان در جلسه معارفه خود به صراحت
اعلام کرد، یکی از برنامه‌های اصلی وی باز پس‌گیری اموال متعلق به مستضعفان و بهره‌برداری
از دارایی‌های مستضعفان به نفع خود آنها خواهد بود؛ قولی که با فاصله‌ای کوتاه در
عمل  نمود پیدا کرد و روز گذشته خبر رسید،
در اولین اقدام  ساختمان دانشکده خبر»
متعلق به مستضعفان که سال‌هاست در اختیار خبرگزاری ایرنا» قرار دارد و بر اساس
آنچه رسانه‌ها نوشته‌اند نه حاضر به پرداخت اجاره‌بهاست و نه ح
دانشگاه خاور نزدیک یک موسسه آموزش عالی با امکانات آموزشی سطح بالا و کادر آموزشی صالح است که با تأیید شورای وزیران در سال 1988 تحت تصویب شورای ملی آموزش و پرورش به شماره 17/1986 وزارت معارف ملی TRNC در نیکوزیا تأسیس شده است. دانشگاه خاور نزدیک ، انجمن  دانشگاه های اروپا (EUA) ، انجمن دانشگاه جهانی یونسکو (IAU) ، فدراسیون جهانی اسلامی دانشگاه ها (FUIW) انجمن بین المللی آموزش مهندسی مهندسی (IGIP) ، سیستم اعتباربخشی پزشکی معتبر بین المللی (JCI) و این عضو کامل 118 سا
پسر یکی از اقوام نزدیکمون یه سال از من بزرگتره اما امسال بعد سربازی قراره بره دانشگاه .بهم میگه فاطی تو رو خدا من اومدم دانشکده شما ،‌ راپوترمو به مامانم اینا ندی هر روز!اصن عین خیالت نیاد من فامیلتمااا.!
میگم واسه چی؟میگه شاید اونجا زن عموی زهرا و ضحی رو پیدا کردم .خو!زهرا و ضحی بچه های برادراشن.!
واااقعاااا آدم لذت میبره .از این همه اعتماد به نفس !
گفتم هفته ازدواجه .دعا کنین زود تر زن عموی این بچه ها رو پیدا کنه پسرمون .بچه ها بی زن عمو
هرجا قلبت باشد ؛گنجت هم همانجاستقلب تو زنده است .همچنان به آنچه برای گفتن داردگوش بسپار .هرگز نمی توانی قلبت را خاموش کنیو حتی اگر وانمود کنیبه او گوش نمی دهی .باز همیشه در درون سینه اتبه تکرار نظرش درباره زندگیو جهان ادامه می دهد.هیچ کس نمی تواند از قلبش بگریزد.برای همین بهتر است آنچه راکه می گوید ؛ بشنوی.در این صورت هرگز ضربه ای رادریافت نمی کنی کهانتظارش را نداشته باشی .
آنچه می‌ماند به یک جا خوشنیست، مرده‌ است به حاشا خوش
ذرّه‌ی حق همیشه در گردش گه به صحرا و گه به دریا خوش
تو ستاره‌ای، خیال شر سوزان وین ولایت به سودا خوش 
گر به ضرب چرخ همی رقصی زاده‌ی چرخی و به بلوا خوش
ورنه تو عمودِ بیداری بر فراز زیر و زیرا خوش 
شاهد دلم دوش می‌گفت حلمیا این دم دمیرا خوش
موسیقی: Tomaso Albinoni - Adagio in G Minor
چه حفره‌ی عمیق افتاده بین آنچه که من شده است ، با آنچه که من ‌دلش میخواست که بشود و حالا گم و کمرنگ شده پشت سالها حرف و فکر و دروغ . من هرروز صبح که بیدار میشود ، از خود روز گذشته‌اش، از حرفهایی که زده و کارهایی که کرده ، حتی از تمام فکرهای به زبان نیاورده‌اش متنفر است . از خودش عذاب میکشد ، از خودش درد می‌شود، به خودش زخم میزند . انگار که چیزی ، تعارضی ، یک چیز لعنتیِ نامشخص، بزرگ شده باشد و ریشه دوانده باشد و خودش را چپانده باشد میان روحش .
امروز بالاخره اولین قرار وبلاگیم رو رفتم و یه دوست خیلی خوب رو ملاقات کردم.
خیلی خیلی خیلی خوش گذشت و کلی ذوق کردم*__*
کل دانشکده و دانشگاهش رو نشونم داد و من یه عالمه انگیزه گرفتم واسه درس خوندن.
انقدرخوشحال وذوق زدم که نمیدونم چجور باید بنویسمش،فقط می نویسم تاشیرینیش برای همیشه برام موندگار بشه.
ممنون دوست جونم:*
+آقا برید دوستای وبلاگیتون رو ببینید، خیلی خوووووووبه:-P 
چه می جویی؟ عشق؟ همین جاست. چه می جویی؟ انسان؟ این جاست. آری، ما از این موهبت برخوردار بودیم که انسان دیدیم. ما یافتیم آنچه را که دیگران نیافتند. ما همه ی افق های معنوی انسانیت را در شهدا تجربه کردیم. ما ایثار را دیدیم که چگونه تمثل می یابد؛ عشق را هم، امید را هم، زهد را هم، شجاعت را هم، کرامت را هم، عزت را هم، شوق را هم، و همه ی آنچه را که دیگران جز در مقام لفظ نشنیدند، ما به چشم دیدیم. ما دیدیم که چگونه کرامات انسانی در عرصه ی مبارزه به فعلیت می ر
یه پست توی فیس بوک یه نفر دید که نوشته بود یکی از استادا، بعد دو سال تحمل بیماری به دیار باقی شتافت. 
تعجب زده شد! گویی هیچ وقت باخبر نشده بود.
تاریخشو نگاه کرد. خبر واسه سه سال پیشه!
یادش اومد کم کم که مراسم ترحیم هم توی دانشگاه با هم برگزار کردن. اینکه با دختر اون استاد حرف زده بود.
اینکه استادو توی دانشگاه توی اون دو سال دیده بود. اینکه یه درسو از بخش برق دانشکده گرفته بود و استاد بهش گفته بود که از من فرار کردی؟
.
انگار یه قسمتی از خاطره های ا
گفتم: نمی دانم چه کنم، تو بگو؟پرسید: از چه؟گفتم: از همه تقلاهایم، از همه خواسته هایم، از همه رویاها، از همه از دست دادن ها، از همه. او فقط میخندید.گفت: گاهی از دست می دهی که بدست آوری و گاهی بدست می آوری که از دست بدهی.خنده ام چیزی شبیه به کنایه بود، گفتم: ولی از دست دادن همیشه بدست آوردن نیست، گاهی باختن است که با هیچ بردی نمی توان جبران کرد.انتظار نداشت این حرف را بزنم، بلند شد، آفتاب را با چشم هایش بدرقه کرد، گفت: آنچه به تو داده می شود مصلحت د
این روزها حالی دارم که نمی دانم به مناسبت افزایش سن است و گذر عمر یا معلمی کردن و کسب تجربه.چقدر نیاموخته دارم و چقدر بیهوده و کم عمق است آنچه که خیال میکردم آموخته ام و در دست دارم.کاش آن زمان که خام بودم و بی تجربه و به دنبال بطالت و لذت، میفهمیدم و میدانستم آنچه امروز میدانم و میفهمم را.آن زمان دلسوز خودم نبودم و امروز هم.آن زمان سر به هوا بودم و امروز هم.درس زندگی باید آموخت. درسی برای تمام عمر و تمام ابعاد زندگی، که غیر ازین بی حاصلی و بی خبر
خدایا! آخرین باری که به ملاقات پدرم رفتم، چهارده معصوم را به نام خواندم و پدرم را به تو سپردم. و نمیدانستم آخرین بار است. دانسته بودم همه چیز در ید قدرت توست و به جای دست و پا زدن در راه حلهای زمینی، تسلیم اراده تو شدم. الان هم که به خیال خودم راهکارها، و به علم تو دست و پا زدنهایم ته کشیده، باز تو را میخوانم و خودم را به تو میسپارم. دانستم که تا تو نخواهی هیچ چیز به سرانجام نمیرسد. و اگر تو اراده کنی، هیچ چیز مانع تحقق اراده ات نخواهد بود. توان و ا
آنان که از اتفاقات ناگوار زندگی خود چیزی نمی آموزند ،
وجدان هستی را مجبور می کنند تا آن اتفاقات را
تا آنجا که نیاز باشد تکرار کند تا
به فرد آن چیزی را که آن اتفاقات ناگوار می خواهند
آموزش دهند، یاد بگیرد !
آنچه که انکار می کنید ، شما را شکست میدهد !
آنچه که قبول می کنید ، شما را تغییر می دهد!
ادامه مطلب
گفتم رو کی کراش داری؟
سکوت کرده بود
تو صدام شیطنت ریختم و هی گفتم هان؟ هان؟ هان؟ :))
گفت کراش چیه من به کسی کراش ندارم این مسخره بازیا مال اوناس که با هم دوستن. 
گفتم خب به کی علاقه داری؟
گفت یکی!
یکیو تو دانشکده‌شون دوس داشت. ولی میگفت دوس ندارم به حسم پروبال بدم. حرف زدن از اون آدم بنظرش پروبال دادن بود.
یعنی یه روز اونم همینجوری ترک میکنه؟ گاهی فک میکنم واقعا چقدر خودخواه بودم که نذاشتم با پرهام ازدواج کنه :/  هرچند اشتباه بود بنظر من. ولی هیچ
یا هر بار از کنار نرده‌های سبز دانشگاه اصفهان رد بشویم، باید تاکید کند: نگاه کن. کهنه فتنه از این جا شروع شده؛ از دانشکده‌ی علوم انسانی متشکر باش بابت تولدت!
بعد من فکر کنم: مثلا چه می‌شد اگر ۲۹ سال پیش از این‌ها خراب شده بود؟
و‌ امروز در عدم خودم  نوشِ نبودن می‌کردم
و نمی‌رفتم پای تخته‌ی یکی از کلاس‌های خالی‌اش منطق را به تمسخر بگیرم که: هیچ الفی ب نیست، پس هر ب‌ غلط می‌کند الف باشد و
فلان.
و درضمن، یک جسم می‌تواند همزمان در هفتصد مکان
روزهای اولی بود که در لوزان شروع به تحصیل کردم. تازه از ایران آمده بودم و هر چند تجربه زندگی در لبنان را داشتم اما زندگی در لبنان همراه خانواده بود و اینجا تنها بودم. افرادی در دانشکده با فرهنگ های نزدیک به من حضور داشتند. یک دختر از ایران، یک دختر از عراق، یک پسر از پاکستان و یک پسر از لبنان.
تنها هموطن من همین دختر ایرانی در دانشکده بود. یک دختر ۲۴ ساله با موهای بلند مشکی و تیپ رسمی تقریبا پوشیده. کمی با هم دوستانه صحبت کردیم اما از همان اول مش
یکی از اتهامات مسیحیان به دین مبین اسلام ، این است که دین اسلام ، دین خشونت و پیامبر آن ، مروج خشونت است ما برای بررسی درستی و یا نادرستی این اتهام ، دو فتح را با هم مقایسه می کنیم . یکی داستان فتح مکه توسط حضرت محمد علیه و آله السلام مطابق آنچه که در کتب تاریخی آمده است و دیگری فتح کنعان مطابق آنچه که در کتاب مقدس مسیحیان و یهودیان آمده و مورد تمجید و تائید قرار گرفته است .
ادامه مطلب
خیلی حس خوبی دارم :)
خیلی به آینده خوش بینم :)
سه روز دیگر تا پایان تیر مانده. و آن وقت یک ماه از تابستان تمام می شود. احساس می کنم در آغاز رویاهایم ایستاده ام. احساس می کنم آن حس آسان گیری‌یی که آدم را به سطح می کشاند و درم نفوذ کرده بود دارد می رود. دارم برمی گردم به آنچه که باید باشم. دارم می روم به سوی آنچه که باید باشم.
هیچ احساسی بهتر از رضایت درونی نیست. نمی ترسم. همانطور که تا حالا انجامش دادم باز هم خواهم داد :)
برایم کاری ندارد. لذت بخش است. ه
بگذار برایت بگویم، هربار پایم را از چارچوب در خوابگاه رد می‌کنم و میگذارم روی موزاییک حیاط، دلم تنگ می‌شود. غمم قد می‌کشد تا فرق سرم.
پرسیده بود که الان دلتنگی که از خانه دوباره برگشته‌ای به خوابگاه؟
گفتم ببین من هر بار که وارد این خوابگاه می‌شوم دلم تنگ می‌شود.
دلم نه برای خانه و خانواده و مهر‌ مادر و حمایت پدر و برادر زیادی عاقلم، که دلم برای هر چیزی که بیرون از این ساختمان هست تنگ می‌شود.
برای تمام اتفاقات خوب و بدی که می‌افتد.
برای تو
به بهانه دهمین همایش اختصاصی رشته‌مان بر آن شدم تا تجربیاتم از همایش‌هایی که حضور داشتم را بنویسم و البته روایتی از آغاز تا فرجام آنچه که در پیش داریم را بازگو کنم؛
در میان سرک کشیدن‌هایم در انتخاب مسیر به وبلاگ قصه یک همایش» برخوردم (که الحق سنت پسندیده‌ای بود) و با خواندن هر پستش با واقعیت برگزاری یک همایش بیشتر آشنا شدم، گذشت و اولین حضورم در همایش در اردیبهشت ۹۵ رقم خورد، همایشی که حضور آدم‌هایش برایم ارزشمندتر بود تا موضوع آن، دوست
گاهی مسیر جاده به بن‌بست می‌رودگاهی تمام حادثه از دست می‌رودگاهی همان کسی که دم از عقل می‌زنددر راه هوشیاری خود، مست می‌رودگاهی غریبه‌ای که به سختی به دل نشستوقتی که قلب خون شده بشکست می‌روداول اگر چه با سخن از عشق آمدهآخر خلاف آنچه که گفته است می‌رودوای از غرور تازه به دوران رسیده‌ایوقتی میان طایفه‌ای پست می‌رودهر چند مضحک است و پر از خنده‌های تلخبر ما هر آنچه لایقمان هست می‌رودگاهی کسی نشسته که غوغا به پا کندوقتی غبار معرکه بنشس
 
ما واسه چیزی که حقمونه و واسه ی روزی مون که دست خداست و برای عزت و منزلتمون که از عمق شخصیتمون شکل گرفته احتیاجی ب خواست و اراده ی کسی نداریم هر آنچه حق ماست ب ما برمیگرده و هر آنچه حق شما نباشد ، " خرج ناتوانیتون خواهد شد! "
 
 
به خیال آمده بودی که تو را وصف کنم دوشم از بار غمت خست و قلم در شوک رفت حال یک کشتی بشکسته ز طوفان بلاست آنچه از گریه سر کاغذ دل نازک رفت من که با خلق و سوا از همه عالم هستم از نوازده رود سازی اگر نا کک رفت شوق دیدار چه کم رنگ کند فاصله را خبر مرگ پسر چون که به مادر رک رفت #الهام_ملک_محمدی
ورزش تی آر ایکس

با وجود انواع مختلف برنامه ها و سیستم های بدنسازی ، تصمیم گیری در مورد اینکه کدام یک برای شما مناسب است دشوار است. بسته به اهداف تناسب اندام یا آنچه از خانواده ، دوستان و همکاران شنیده اید ، ممکن است مدتی طول بکشد تا آنچه را که می خواهید پیدا کنید.
یکی از برنامه های تناسب اندام که باید در نظر بگیرید سیستم آموزش تعلیق تی آر ایکس است که توسط نیروی دریایی ساخته شده است. این نه تنها در نیروی دریایی بلکه در تمام شاخه های دیگر ارتش ای
■ آن دروغ بزرگ در باب نامیرایی فرد، هر خرد، هر سرشت نهفته در غریزه را نابود می‌سازد و هر آنچه در غریزه‌ای نیک خواهانه، یاری رساندن به زندگی و تضمین گر آینده است، از آن زمان به بعد تنها تردید برمی‌انگیزد. چنین شیوه‌ای زندگی که هیچ مفهومی ندارد، بدل به مفهوم زندگی می‌شود … دیگر حسن یاری رسانی، سپاس از نیاکان و اجداد، همکاری، اعتماد و یاری رساندن به رفاه همگانی و توجه به آنچه فایده‌ای دارد؟ (تنها یک امر ضروری است) .»
■ این که هر کس چون رو
این روزگاران تلخ، چه حکایتها دارد از بارانم.

این شب های دلتنگ اردیبهشت، شبی هزار مرتبه جان را _ به لب میرساند و آهسته نجوا میکند هنوز صبـر.



راستی می دانی چقدر حرف دارم؟ به اندازه حجم سکوت تمام عالم.

اما این شب هـا سکوت هم فراوان تر شده.

و دلِ تنگ من، در حبس تردید اسیر.

دیروز یا امروز حتی تا فرداها .

هیچ چیزی مرا به تو نزدیک نمی کند، حتی دل.

فقط می دانم آنچه رو به پایان است عمریست رفته.

و آنچه افزود از این رفتن عمر همه تردید من است
عنوان شغلی هر فرد تمام زندگی یک فرد نیست اما اهمیت زیادی در زندگی هر فرد دارد. سؤال‌هایی که ممکن است ذهن شما را مشغول کند این است که چگونه به‌عنوان شغلی دلخواهتان دست‌ یابید؟ یا هنگامی موقعیت جدیدی به شما پیشنهاد می‌شود یا برای مدتی درسمتی مشغول به کار هستید چگونه درخواست تغییر موقعیت شغلی برای ارتقاء داشته باشید؟ چگونه از مذاکره برای این امر بهره‌ گیری کنید؟
کارشناسان در این زمینه چه می‌گویند؟
هنگام ارتقاء شغلی یا رسیدن به فرصت دلخوا
کشتی انگلستان، ( Stena Impero) که توسط سپاه پاسداران توقیف شد، در مدت کمی تبدیل شد به مرکز و محوریت بیشتر مباحث و اخبار و رسانه ها. در حالی که همه به گونه ای تحلیل می کردند، جالب است رومه Independent انگلستان گفته که انگلیس در این مورد بسیار نگران است، درحالی که رسانه های فارس زبان غربی، و بی بی سی، توضیحی از ماجرا می دهند که حتی خود رسانه های آمریکایی آن هارا قبول ندارند!
اما با فرستادن میانجی توسط انگلیس به ایران، این مسئله را نشان می دهد که دولت انگ
امام مهدی(حجت بن الحسن): هر آنچه درباره امام زمان و علت غیبت آن حضرت باید بدانی.
امام مهدی (حجت بن الحسن) : حجت الاسلام هادی قطبی، نشر بهار دلها
 
معرفی:
خیلی سوالات درباره ی امام زمان در ذهنها موج می زند. اگر چرایی قبل و بعد از ظهور روحت را بی تاب کرده ؟اگر حوصله ی کتاب سنگین و سخت و طولانی نداری این کتاب کمک خوبی است.
بریده کتاب:
البته در زمان حضرت، به همان میزان که شیطان نیست، امتحانات هم سخت تر خواهد شد. مانند حاضر شدن در جلسه امتحان با کتاب است.
باید دنیا را کمی بهتر از آنچه تحویل گرفته ای تحویل دهی
خواه با فرزندی خوب ،
خواه با باغچه ای سرسبز ،
خواه با اندکی بهبود شرایط اجتماعی
و اینکه بدانی حتی فقط یک نفر با بودن تو ساده تر نفس کشیده است یعنی تو موفق شده ای
#گابریل_گارسیا_مارکز
چهل و یک) آنچه
تو را در راه مسئولیت به تردید می افکند،آنچه تو را به خود بسته است و نگه
داشته است،آنچه دلبستگی اش نمی گذارد تا پیام را بشنوی،تا حقیقت را
اعتراف کنی،آنچه تو را به فرار می خواند،آنچه تو را به توجیه و تأویل های
مصلحت جویانه می کشاند،و عشق به او،کور و کرت می کند؛ابراهیمی ای و ضعف
اسماعیلی ات،تو را بازیچهء ابلیس می سازد.در قلهء بلند شرفی و سراپا
فضیلت،در زندگی ات تنها یک چیز هست که برای به دست آوردنش،از بلند فرود می
آیی،برای ا
طب سنتی
مجموعه ای از علوم نظری و علمی میباشد که در تشخیص ، پیشگیری و درمان
بیمار (جسمی و روحی) به کمک ما می آید. کتاب های طب سنتی افرادی چون زکریای
رازی و مخصوصا ابن سینا شهرت زیادی دارد تا جایی که قریب به 500 سال در
دانشکده های اروپایی و آسیایی توسط اساتید تدریس شده است. طب سنتی ایران
تقریبا به 3000 سال قبل بر می گردد. صول طبابت در این آثار طب سنتی، بر
چهار طبیعت مزاج انسان یا اخلاط اربعه بوده از جمله: بلغم، صفرا، سودا و
خون و نیز بر گرمی و سردی
منصور ضابطیان استوری گذاشته از مراسم فارغ التحصیلی دانشجوهای پزشکی دانشگاه تهران
بعد دارم مقایسه میکنم با سالها پیش و مراسم فارغ التحصیلی مزخرف و به درد نخور خودمون که من هیچ برنامه ای واسه رفتن نداشتم از بسکه متنفر بودم از اون دانشکده و آدماش فقط پولمو داده بودم که بچه ها تندیسمو بهم بدن مثلا یادگاری که خسته و کوفته از باشگاه اومدم خونه و مامانم به زور فرستادم برم. از سر تا ته هزینه پذیرایی و مجری و تندیس و فلان رو که خودمون دادیم یه کمدین
با مداد رنگی هایم آمدنت را نقاشی و جاده ی رفتنت را خط خطی کرده امگذر عمر با کسی تعارف ندارد.دیدی آنچه نمی خواستی بگذرد،گذشت.اما ببین قلب بهانه گیرم چگونه لجوجانه پای بر زمین می کوبدو هر روز تو را از من می خواهد و بادکنک بغضم را می ترکاندو به هر بهانه باران تمنا را روی صورتم می ریزد
سلام 
اگر اشتباه نکنم همین سلسله مقالات روم بود که فشار زیادی بر ف ب » آورد و مرا مسدود کرد و همه‌ی آنچه را که با زحمت نوشته بودم از دست دادم.
برای بیان و قلم در حوزه ی اندیشه ارزش آزادی ندانند ؛ همین می‌شود.
همچنین بعید است که عقده ها اینجوری بخوابد چون منهم  بخاطر رفتار بد تو ،همانند خود تو به جمع عقده ای ها می پیوندم.
 نوشتم : نام روم از جبل‌الطارق تا روم در خراسان جاریست.
نوشتم : روم همیشه آن روم سقوط کرده در ۱۴۵۳ میلادی یا روم غربی نیست بل
سلام 
اگر اشتباه نکنم همین سلسله مقالات روم بود که فشار زیادی بر ف ب » آورد و مرا مسدود کرد و همه‌ی آنچه را که با زحمت نوشته بودم از دست دادم.
برای بیان و قلم در حوزه ی اندیشه ارزش آزادی ندانند ؛ همین می‌شود.
همچنین بعید است که عقده ها اینجوری بخوابد چون منهم  بخاطر رفتار بد تو ،همانند خود تو به جمع عقده ای ها می پیوندم.
 نوشتم : نام روم از جبل‌الطارق تا روم در خراسان جاریست.
نوشتم : روم همیشه آن روم سقوط کرده در ۱۴۵۳ میلادی یا روم غربی نیست بل
امروز فیلمی دیدم از دوربین مداربسته‌‌ای، که در آن زنی می‌خواهد از خیابانی رد شود. و اگر توضیحات پایین فیلم را نمی‌خواندم، شاید هیچ‌گاه تا انتها نگاهش نمی‌کردم. چرا که هیچ‌ مسئله‌ی حیرت‌آوری در فیلم نبود.
زن دیگری از آن سوی خیابان می‌آمد این‌ور. رسید کنار زنی که ما فقط حجم سیاهی از او می‌دیدیم. انگار که آشنای دوری باشند یا همسایه‌ای. و شاید هم سری تکان دادند به هم که سلام. زنی که می‌آمد، خارج شد از کادرِ بی‌کیفیت تصویر.
و زنی که باد کم
ما چگونه به خدا میرسم؟
معمولی ترین و طبیعی ترین راه همان توجه به "اثر" و پی بردن به "موثر" است.اثر چیست؟آنچه در جهان وجود دارد.میتوانیم اسمش را "پدیده و مخلوق" هم بگذاریم.هرچیزی که نشانه ای برای تفکر و تدبر باشد.یعنی به آن نگاه کنیم و باعث ایجاد یک سئوال برای ما بشود که این چیست،از کجا آمده است؟
موثر چیست؟عاملی که باعث خلق و ظاهر شدن "اثر" شده باشد.مثلا به آتش نگاه کنیم و برای ما سئوال شود که چطور درست شده است؟عاملی که باعث ایجاد آتش شده باشد میشو
یازده نکته از مرحوم رجبعلی خیاط رحمه الله علیه 
نکته۱- اگر به قدر ترسیدن از یک عقرب، از عِقاب خدا بترسیم، عالَم اصلاح می شود. 
 
نکته۲- تو برای خدا باش، خدا و همه ملائکه اش برای تو خواهند بود. مَن کانَ لله، کان الله لَه» 
 
نکته۳- سعی کنید صفات خدایی در شما زنده شود؛ خداوند کریم است، شما هم کریم باشید. رحیم است، رحیم باشید. ستاّر است، ستار باشید. 
 
نکته۴- دل جای خداست، صاحب این خانه خداست. آن را اجاره ندهید. 
 
نکته۵- کار را فقط برای رضای خدا
من فکر می‌کنم آدم شاید نباید خیلی دغدغه‌هایش را و خاطراتش را و آنچه را می‌فهمد فریاد بزند، حتی بین دوستان و نزدیکان و شاید خانواده. فکر می‌کنم اگر آدم خیلی خیلی خود حقیقی‌اش را برملا کند،‌ یکسری دغدغه‌ها و مسایل هست که مال خود خود آدم است،‌ درون یک جعبه‌‌ی اسرار درون سینه‌ی آدم یا جایی در قلب یا چنین جایی که انقدر شخصی است که وقتی بازشان می‌کنیم اصلا برای هیچ‌کس به جز خودمان معنا ندارند. اطرافیان حالا فکر می‌کنند که آنچه می‌گوییم اص
در این روزهایی که از همیشه عجیب‌تر هستند، اولین بار است که حالم این چنین عادی می‌نماید. می‌خواهم این لحظه‌ها را ثبت کنم. این‌ها باید بمانند. اولین بار است که دلم نمی‌خواهد چیزی را بفهمم یا کشف کنم. فقط می‌خواهم باشم. با تمام وجودم، هر چقدر که توانستم. می خواهم یادم بماند که چه ساده تا اوج می‌روم اما نمی‌خواهم معنی این را بدانم. می‌خواهم احساس کنم این را که با تمام وجودم دارم احساس می‌کنم. اولین بار است که پیشیمان نیستم، حسرت‌زده نیستم،
با سلام و درود به همه فرزندان ایران زمین.
از امروز و با آغاز پانزدهمین ماه زندگی پسر عزیزم طاها ، تصمیم براین گذاشته ام که آنچه می نویسم خطاب به فرزندم باشد.
فرزندی که 14 ماهه شده و چند سالی باید منتظر بمانیم تا خواندن را بیاموزد و آنچه را که می نویسم بخواند.
پس بریم که رفتیم.
طاها جونم 17 تیرماه 98 هم گذشت و وارد پانزدهمین ماه تولدت شدی. نمیدانم چه زمانی این مطالب را خواهی خواند. نمیدانم خوشحال خواهی شد یا غمگین. نمی دانم سر شوق خواهی آمد یا عبوس
لپ‌تاپ مامان را قرض گرفتم و نشستم روی تخت. بالشت را در حالتی قرار دادم که بتوانم به آن تکیه بدهم. 
سعی کردم فکر نکنم و هر چیزی که به ذهنم می‌آید را مکتوب کنم. 
انگشتانم با سرعت زیادی روی کیبورد می‌رقصیدند.
فکر نمی‌کردم  و فقط می‌خواستم از سرم باز کنم. تمام شود و ذهنم درگیرش نباشد.
تند تند نوشتم از اینکه اتصال فلان با بهمان نتیجه نمی‌دهد و کف هیدروژن پراکسید معیار خوبی برای قطع و‌ وصل نیست و هزارتا حرف دیگر که مطمئن بودم فاقد ارزشند اما این
جدول زیر محل های اسامی گیاهان و هر آنچه را که ارتباطی به گیاهان در
قرآن کریم دارد، نشان می دهد:

نام سوره

شماره
آیه

نام گیاهان و آنچه
بدان ها مربوط است

ابتدای آیه و بخش هایی از آن


بقره

22

ثمرات

الذی جعل لکم. فاخرج به من الثمرات رزقا»


بقره

25

ثمرة

و بشر الذین آمنوا. کلما رزقوا منها من ثمرة رزقا»


بقره

35

شجرة

و قلنا یا آدم اسکن. و لاتقربا هذه الشجرة»


ب
گاهی بزرگ شدن در کوچک شدن است، اگر می خواهی بزرگ شوی در صدر مجلس ننشین، صدر مجلس بزرگ را تعیین نمی کند هر جا بزرگ بنشیند آنجا صدر مجلس است. مثل آب باش به دور از تکبر، آب با اینکه می داند عنصر حیات است ولی هیچگاه بر طبیعت سخت نگرفت و به قله نرفت، همیشه سر به زیر انداخت و در پستی منزل کرد رود شد و به دریا رسید. انسان بزرگ این را می داند که اگر دنیا جاودانه بود مردان خدا به آن شایسته تر بودند. باور کن راه رسیدن به بزرگی سخت نیست، سخت آن ست که برای رسید
همین حالا که پیاده کردن وویسای پاتولوژی بالاخره تموم شدن و دارم از پنجره ی کتابخونه ی خوابگاه به شاخه های تازه جوونه زده ی درختا و آسمون ابری نگاه می کنم، احساس می کنم خوشبختی خیلی دور نیست.دخترا دارن تو حیاط زیر نم نم بارون چرخ می زنن و بلند با اِبی می خونن.این روزای اوج، این روزای پر از حس.کاش تموم نشه هیچ وقت این روزا، کاش حسامون نمیرن هرگز. که بارون و درخت و جوونه و ترانه غریبه و بی معنی نشن یروز.من این آخریا که حالم خوب نبود، از تاریکیا نو
از گذر ایام راصی هستین؟
بذارین بهتر بپرسم
از آنچه تا امروز زیسته اید راضی هستید؟
خوب زندگی کردین؟
چه شادی ها چه غم ها چه ابتلائات چه . در مجموع برآیند بردار عمرتون راضی تون میکنه؟
ا ز ایده آل تون چقدر فاصله دارین؟
برنامه ای برای رسیدن بهش دارین؟ به همون خود و زیستن ایده آل تون
این مدت این‌قدر تلخ بودم و کلافه که با هفت-هشت من عسل هم نمی‌شد خورد منو، چه برسه به یه من. تلخِ تلخِ تلخ. به تلخی زهرمار. حتی یه پست هم داشتم می‌نوشتم راجع بهش، ولی این‌قدر تلخ بودم که حوصله‌م نگرفت تمومش کنم. به قول پائولو کوئیلو "ویتریول" خونم زیاد شده. یه فکری باید به حالش بکنم، دیگه زیادی داره حالمو می‌گیره.
استرس مشروطی هم اضافه شده بود به این داستانا و داشت من رو می‌کشت. استادا نمره‌هارو نمی‌زدند و کارم شده‌بود چک کردن گلستان هر پنج
میدونم زمان شهادت امام صادق علیه السلام اما محبت امام که در دلها با گذر زمان کم نمیشه!
حقیقتش داشتم با خودم بحث میکردم
خیلی این کارو میکنم و متاسفانه اکثرا هیچکدوممون قانع نمیشیم:دی
یکی از طرفین بحث !! به شعری جالب از امام صادق اشاره کرد که خواستم اینجا بنویسیم
این شعر رو اول بار در کتاب جاذبه و دافعه علی از شهید مطهری خوندم اگر درست یادم باشه
می فرماید:
تعصی الاله و تظهر حبه
هذا لعمری فی الفعال بدیع
لو کان حبک صادقا لاطعته
ان المحب لمن یحب مطی
 امیر المومنین علیه السلام فرمود علامت مشتاق بثواب ا خ ر ت بی رغبتی زاهد نسبت بدنیا  از آنچه خدای عزوجل  برایش از از دنیا قسمت کرده  کاهش ندهد   اگرچه زهد کند و حرص شخص حریص بر شکوفه دنیای نقد برایش افزونی  نیاورد اگرچه حرص زند  پس مغبون کسی است که از بهره  آخرت خود محروم ماند 
آنچه که به عنوان روانشناسی در علم مدیریت مورد بررسی قرار میدیم در اسلام وجود دارد منتهی باب ورود آسان به این مسائل برای عموم باز نشده و متاسفانه از گوهری که در دستمان داریم استفاده ای نمی کنیم و شیفته و مجذوب علومی میشویم که خطاپذیری آنها چه بسیار است و ای کاش تاملی کنیم برای ساختن جهانی زیباتر.
سلامقَالَ علی علیه السلام :مَنْ أَصْلَحَ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ أَصْلَحَ اللَّهُ مَابَیْنَهُ وَ بَیْنَ النَّاسِ * وَ مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِأَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْیَاهُ * وَ مَنْ كَانَ لَهُ مِنْنَفْسِهِ وَاعِظٌ كَانَ عَلَیْهِ مِنَ اللَّهِ حَافِظٌعلی علیه السلام فرمود:هر كس آنچه را میان او و خداست اصلاح نماید،خداوند آنچه را بین او و مردم است اصلاح كند.و هر كس كار آخرتش را به اصلاح آورد،خداوندكار دنیایش را اصلا
ما تنها یک‌بار در این دنیا زندگی می‌کنیم، که آن هم در چشم به هم‌زدنی به پایان می‌رسد. همه‌ی ما به شکل‌های مختلف خودمان را مجبور می‌کنیم در شرایطی که دوستش نداریم بمانیم اما ریسک ِ تغییر را به جان نخریم.
کاش یادم بماند که؛ اگر غذایی را دوست ندارم، از خوردنش دست بکشم.
اگر اسمم را دوست ندارم، با انتخاب ِ اسم جدید از تمام اطرافیان بخواهم مرا آن‌گونه که خودم می‌خواهم صدا بزنند.
اگر شغلم را دوست ندارم، در اولین فرصت نامه‌ی استعفایم را روی می
 
 
 غبطه می خورم
به لبخند زدنش.
به خندیدنش.
وقتی که نگاهش می کنم حس می کنم آنچه از قلبش می جوشد
آنچه که در چشمانش موج می زند
الان است که خنده اش را بدل به بندنیامدنی ترین گریه ها کند.
اما
باز هم می خندد.
باز هم لبخند می زند.
 
 
 
پ.ن: به خنده های تلخ، به اینطوری بودن هم می شود غبطه خورد.
 
 
 
معبودم ای خالق بی همتا از من بگیر هر آنچه که تو را از من میگیرد
این روزها هر چه تنهاتر میشوم به تو نزدیکتر می شوم،این روزها من هستم و قلمم و یاد تو.
تو را سپاس می دارم که قلمم توانست با زبانم یکی باشد،قلم که بر دست می گیرم ن و القلم و ما یسطرون زمزمه می شود در دهانم ،خورشید حق طلوع میکند ازمشرق جغرافیای کاغذم تا مغرب نگاهم پربکشد به سوی آسمان تو
شب که می شود مهتاب در ارامش است و من آرام تر از مهتاب والیل اذا سجی این گونه است که تو با منی از طلوع
نوشته‌ی حاضر مقاله‌ای است با همین عنوان از دکتر محمد صال مصلحیان، استاد ریاضی دانشگاه فردوسی، که در آن با زبان طنز دوره‌ی دکتری در برخی از دانشگاه‌های ایران را نقد کرده است. این مقاله را سال‌ها پیش خوانده بودم، اما به نظرم ارزش بارها خواندن (و البته توجه) را دارد.
 
سالها پیش مقاله‌ای خوانده بودم تحت عنوان درسی در بد درس دادن» که در آن نویسنده تلاش نموده بود به معلمان بگوید چه کارهایی نباید در کلاس درس انجام دهند. همان داستان لقمان حکیم
آمریکاییها نتوانستند مقاصدشان را از راه فشارها به دست بیاورند. میگویند بیایید با ما مذاکره کنید تا پیشرفت کنید. بله! ما پیشرفت میکنیم اما بدون شما/ مذاکره یک فریب است بر سر آنچه که او میخواهد. اسلحه دست شماست و او جرئت نمیکند جلو بیاید؛ میگوید اسلحه را بینداز تا من بتوانم هر بلایی خواستم سرت بیاورم. مذاکره این است. اگر حرف او را قبول کنی پدرت درآمده اگر هم قبول نکنی باز همین سروصداها و دعواهای حقوق بشر خواهد بود.
چه جالب است !!!
ناز را می کشیم .
آه را می کشیم .
انتظار را می کشیم.
فریاد را می کشیم .
درد را می کشیم .
ولی بعد از این همه سال آنقدر نقاشی خوبی نشده ایم که بتوانیم دست بکشیم 
از هر آنچه که آزارمان می دهد .
آخر یکی نیست به او بگوید ما که می دانیم دوستمان نداری پس چرا 
با حرف ها و نگاه هایت کنایه مان میزنی 
اما خدایا گله ای دارم گناه من چیست ؟
خودش اول نگاهم کرد خدایا
به خواهش صدایم کرد خدایا 
گناه این غم و جدایی گردن اوست
که او آخر رهایم کرد خدایا
#
من در لحظاتی از زندگی ام دچار حسرت بوده ام ، مثل همه ی آدمهای دنیا . چند روز قبل به کامک برای داشتن چیز های که داشتنشان دستاورد خودش نبود ، حسودی میکردم. ولی حالا  انگار هیچوقت  آن حس وجود نداشته.چون فکر میکنم همه چیز به خود ادم برمیگردد و چیزی که باعث میشود احساس خوبی داشته باشم چیزهاییست که خودم ساخته ام.شاید برای من سخت تر باشد ولی به من ثابت شده که هر کاری را کهبخواهم» میتوانم با ضرب و زور انجام دهم .ب.ن: منظور از ضرب و زور ، مجبور کردن دیگرا
بیوگرافی و زندگی نامه ی کامل بوراک اوزچیویت
بوراک اوزچیویت
بیومیو : بوراک اوزچیویت به ترکی Burak Özçivit در 24 دسامبر 1984 در استانبول، ترکیه متولد شد.
مادرش جیهان و پدرش بولنت اوزچیویت هستند.
او یک خواهر به نام بورجان اوزچیویت دارد.
وی فارغ التحصیل رشته ی عکاسی از دانشکده هنر های زیبای مرمره در سال 2001 می باشد.
قد او 184 سانتیمتر است.
وی
غیر از حرفه بازیگری در کار مدلینگ هم فعالیت دارد و  در سال 2003 به
عنوان بهترین مدل سال ترکیه انتخاب می شود و پس از کسب
استاد درس تاریخ افشار و زندمان می‌گفت: نادر به همان اندازه‌ای که از نظر نظامی نابغه بود، از نظر ی احمق بود! لیست کسانی را که می‌خواست بکشد از قبل تهیّه کرده بود و داده بود دست ندیمش که من می‌خواهم اینها را بکشم. خب، بکش دیگه! چرا از قبل اعلام می‌کنی؟ آخر سر هم همین باعث قتل او شد و به قول شاعر:
سر شب به سر قصد تاراج داشت.سحرگه نه تن سر، نه سر تاج داشت.
گربه، قبل از شکار کمین کرده و با سکوت طعمه را رصد می‌کند تا در فرصت مناسب به حساب
دوستی با آدم‌ها ، وقت گذراندن با یک عده ، ازدواج کردن ، بچه‌دار شدن ، همه و همه برای من تداعی کننده‌ی یک عذاب ناتمام است . من دلم میخواهد تنها باشم . در این ساعت از این تاریخ، دلم میخواهد ساکن طبقه‌‌های آخر یک ساختمان بلند باشم ، روی بالکن خانه‌ام بایستم و به هیاهوی بیهوده‌ی آدمها،زیر پایم خیره شوم . به گروه‌های دوستیشان،به اعتمادهای کورکورانه‌ای که به رفاقت هم دارند ، به انتظار معجزه‌ای که از عشق دارند ، به شهوت دیده‌شدن ، مورد قبول بو
مثل یه عروسک خوشگل توی رختخوابت خوابیدی، دز آغوش کشیدنت برای من به عجیب ترین و شیرین ترین در آغوش کشیدن ها تبدیل شده.
عشق من به تو، عطیه ای الهی به من و توست
به من از حیث اینکه فرصت مادری کردن و رشد در این عرصه رو پیدا میکنم با اون
و به تو از این حیث که طفلی هستی که مهرت با گوشت و خونت مادرت عجین شده، جوری که بی منت به پست ترین کار های تو تن میده و بالیدن تو از خوشی خودش براش شیرین تره، و در طفولیت تو رو مورد رحمت قرار داده
زحمتی شبیه آنچه نزد خدا ه
 ساعت را نگاه می کنم دل شب است و باز من بیدارم.چیزی در درونت بی خوابت کرده اصلا چند وقت است زیاد معنای خواب شب را درک نمی کنی.چند صباحی فاصله افتاد فکر کردی دیگر تمام شد و اما نشده بود.کتاب را دستت می گیری اما هنوز نقطه رهایی را نمی فهمی باید خسی شوی تا بخوانیش.خس نشده میقاتم آرزوست.دلم نوشتن می خواهد. بنویسم برایت خوب است؟ رهایش کن .باز هم در بند خویش.چقدر این تعلق آزارت می دهد تا کجا؟ فکر می کنی چرا چنین شده؟بی ربط نمی نویسی؟یاد سحرهای
در قرآن بجز نام الله نامهای متعددی برای خداوند ذکر شده و حتی دعوت به این هم شده که خدا را با نامهای نیکش بخوانید:
وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَاو برای خدا نامهای نیکی است خدا را با آن بخوانیداستفاده از واژه "الله" برای خدا در قرآن بخاطر جامعیت این اسم هست.یعنی همه آن اسمهای نیکی که در قرآن برای خدا منظور شده در کلمه الله جمع و خلاصه میشود و به این دلیل به آن "اسم اعظم" یا "اسم جلاله" هم می گویند.این نامهای نیک (اسماء الحسنی)
1
رسما و کم کم داره امتحانامون تموم میشه و منم استرس این امتحانای باقی رو دارم اما هی ته دلم خودمو اروم میکنم و میگم میتونم
ادم به امیده که زندس
چن روز پیش یه دختره رو تو دانشکده بغلیم :.دی دیدم ظاهرا خیلی خوب و دوست داشتنی بود! البته از اون سبکایی بود ک من چندان خوشم نمیاد از اون جادر به سر های ارایش نسبتا غلیظ دار.
البته هی به خودم میگم تموم کن این بازی کثیفو: دی
جون ادم از فردای خودش بی خبره و ممکنه اون ادم فردای من باشه مثلا
خلاصه میخاس کنکو
ما حتی با خودمان هم رو راست نیستیم! میگوییم برایمان اهمیت ندارددرصورتی که همان مسئله ، ساعتها یا حتی روزها ، ذهنمان را در بر میگیرد، مسئله ای که مهم نیست، انقدر تفکر میخواهد؟ همیشه از خودمان فرار میکنیم، درمورد خودمان دروغ میگوییم ، به آنچه نیستیم ادعا میکنیم و آنچه را که هستیم انکار . خودمان ، خودمان را نمی‌پذیریم به خود اعتماد ندارییم و تردید در سلول به سلول تنمان ساکن شده است با همه ی اینها ، از دیگران اعتماد میخواهیم ، دروغ میگو
دوست من
یکشنبه، 23 مهرماه 1351
پری مهربانم، تو هرگز از من نخواسته بودی که برایت چیزی بنویسم.
ولی امروز با وجود کسالتی که دارم، دلم می خواهد بنویسم و ناچارم این نیازم را اغنا کنم.
فکر کردم این بار برای تو بنویسم. برای مهربان ترین مهربان ها، برای کسی که با تمام وجود دوستش دارم.
من نیلوفری کوچک بودم که در کنار شط زلال محبت می زیستم؛ ولی برگهای درختان تنومندی که در کنار آن وجود داشتند، مانع از این می شدند که بتوانم از آفتاب، این نیروی حیاتی استفاده ک
 گاه در زندگی، موقعیت هایی پیش میآید که انسانباید تاوان دعاهای مستجاب شده خود را بپــردازد. به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشداما هر وقت تنم به جماعت نادان خورد گفتند: "مگه کوری؟" مادامی که تلخی زندگی دیگران را شیرین می کنی،بدان که زندگی می کنی … هیچ انتظاری از کسی ندارم!و این نشان دهنده ی قدرت من نیست !مسئله، خستگی از اعتمادهای شکسته است برای زنده ماندن دو خورشید لازم است؛یکی در آسمان و یکی در قلب …  در جستجوی قلبِ زیبا باش نه صورتِ
حرف آخر»
‌من نبض شعر» خویش گرفتمتبش از چهل گذشتبیهوده‌ است کوششتان، رفتنی‌ست اوتا فرصت این میانه نشسته‌ستپاشویه‌اش کنید_شاید بدل درین دم آخراو را ترانه‌ایستوندر ترانه‌اشاز آنچه تاکنون نسروده‌ستاو را نشانه‌ایست! 

‌او آن زمان که رنگ سلامت بروی داشتتابوت آنچه قالب» شعر استچون کاسه‌ای شکست!از این مریضحتی پس از هزاره‌ی میلاد بانگ منعیسی شدن، ز گور پریدن، عجیب نیست!_زیرا که او منادی راه نجات بودزین‌رو در ابتدای رسالتسد بزرگ قا
زندگی سلااااااااامعنوان اولین مطلبم را زندگی سلام گذاشتم تا به تو دوست خوبم نوید بدهم که میشود هر لحظه به زندگی سلامی دوباره داد و غرق در سلامتی و خوشبختی بود اگر یاد بگیریم از هرآنچه خداوند رحمان در اختیارمان قرار داده درست استفاده کنیم و همسو باشیم با طبیعت وجودی خودمان و بیرون از خودمان؛ در واقع کافیست آداب صحیح استفاده از هر آنچه هست را بیاموزیم و به کار ببندیم، آنگاه شاهد بارش معجزه های بزرگ الهی در زندگی مان خواهیم بود.
درست می‌گوید.اما آنچه می‌بیند، قضاوت می‌کند و می‌گوید نشان دهنده تمام حقیقت نیست.حق دارد. از آنجایی که او ایستاده، غیر از این هم، چیزی دیده نمی‌شود.حق دارد.آنچه او می‌بیند غیر از این هم معنا نمی‌دهد.این سایه‌ها، جز آن‌چه او فکر می‌کند را معنی نمی‌دهند.اما، حقیقت این نیست.واقعیت‌ها با آنچه دیده می‌شود، تفاوت دارد.سایه‌ها، نقش‌اند. نقشی حاصل از نوری که بر اصل تابیده می‌شود.این مائیم که تعیین کننده نقش خودیم، آفرینده سایه خویشتنی
دریافت‌های ما از فیلتر تفکرات ما می‌گذرد و این امکان وجود دارد که پس از مدتی که یک تفکر نسبتا سازگار یافتیم در همان تفکر بمانیم. این یک تهدید برای نوع بشر است. بشری که عادت دارد کانال‌هایی را دنبال کند که حرف‌های معقول (بخوانید مطابق آنچه فکر می‌کنیم) می‌زنند. در دنیایی که اخبار متناقض اطراف ما را گرفته است چنین رویکردی اصلا نمی‌تواند مفید باشد. در ادامه با رسم شکل این مفهوم را نشان می‌دهیم.
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم
اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ
تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لاَ نَوْمٌ
خداست که معبودى جز او نیست؛ زنده و برپادارنده است؛
نه خوابى سبک او را فرو مى‌گیرد و نه خوابى گران
لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ
آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آنِ اوست
مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ
یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ مَا خَلْفَهُمْ
 کیست آن کس که جز به اذن او در
پیش
مشخصات فنی ترمومتر لیزری مدل IRT659K ساخت Generaltools

دارای یک ترموکوپل تماسی نوع K با بازه اندازه گیری 99- تا 1370 درجه سانتیگراد (146- تا 2498 درجه فارنهایت)
این دماسنج لیزری دارای دقت اندازه گیری 2± درجه سانتیگراد (3.6± درجه فارنهایت) از آنچه خوانده شده (هر کدام بزرگتر است) بالای 0 درجه سانتیگراد (32 درجه فارنهایت) و ±3 درجه سانتیگراد (5.4± درجه فارنهایت) از آنچه خوانده شده (هر کدام بزرگتر است) زیر 0 درجه سانتیگراد (32 درجه فارنهایت)
دارای دقت صفحه نمایش 0.1 درجه زی
در تضرعها و دعاها، از خدای متعال بخواهید گرفتاریهای امت اسلامی برطرف شود و شر دشمنان اسلام را از سر مسلمین کم کند/ دشمنی واقعی مستکبرین و آمریکا با حقایق اسلامی است. هرچه پایبندی بیشتر به مبانی اسلام نشان دادیم، کمک خدا بیشتر شامل حال ما شد و آنجا که غفلت کردیم، چوب غفلت خود را خوردیم/ دشمنان بالاخره مجبور خواهند شد در مقابل اسلام زانو بزنند و بتوفیق الهی آنچه در آینده پیش خواهد آمد، عزت و پیشرفت اسلام و مسلمین است؛ منتها تلاش لازم دارد.
به طور تخمینی میتوانم بنویسم لعنت خدا بر آنچه که تو را از نوشتن منع کند. حالا که این صفحه را باز کرده‌ام پی برده‌ام. اینجا را دوباره باید سروسامان بدهم. همانطور که خودم را. همانطور که با نوشتن، خودم را. دست‌ها و انگشت‌هایم را به کیبورد سابق، به لغات، به نیم‌فاصله‌ها، به رهایی. این حجم از اجحاف در حق فضایی که پنجره‌ام رو به زیبایی‌ها و دایره‌های دوستی‌ست، به دور از انصاف است. حالا که کنترلی نیست. حالا که من اینجا خود خود سین هستم. اینجا که
به نام او.
به طرز خیلی فیلسوفانه‌ای سلول‌های مغزم خسته است.
چیزی که از من دیده می‌شود دویدن است و دویدن، چیزی که واقعاً درون من است دردیست آغشته در تنهایی های مکرر و پیاپی که از پس تمام شلوغی‌های اطرافم سر بیرون می‌آورد.
آنچه که باقیست یک من با یک دنیا سکوت و فهمیده نشدن است.
/:
به طرز خیلی فیلسوفانه‌ای ذهنم بسیار نادان و نافهم،گوشه ای کز کرده است!
دانلود فونت فراز | Mj_Faraz
شاید «فراز»، برگرفته از دستخط باشد اما آنچه قابل درک است زیبایی این فونت است.
برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.
پرتال جامع ترولیا | سرگرمی، طنز، کلیپ، دانلود، فونت، سلامت، عکس، آشپزی
رهبرانقلاب در دیدار اخیر، خطاب به مسئولان قوه قضائیه: باید بفهمند قوّه‌ی قضائیّه دارای #اقتدار است، آنچه را تشخیص میدهد، به آن قاطعاً عمل میکند. این ماندن پرونده‌ها که بنده بارها در همین جلسه‌ی دیدار با قوّه‌ی قضائیّه این را تکرار کرده‌ام، لگد به این حالت است. وقتی پرونده یک سال، دو سال، پنج سال، ده سال میماند، معنایش این است که دستگاه قضائی در این مسئله دچار چه کنم - چه کنم» است، نمیداند چه کار باید بکند؛ این نمیشود؛ به هر نتیجه‌ای که ر
"دوست داشتنِ " تو از جانبِ من  فقط و فقط مربوط به خودم است .به کسی دیگر ربط ندارد .با عرض معذرت از رویِ مهربانت ،حتی به خودِ تو نیز ربط ندارد.میتوانی هر کاری بخواهی بکنی با "دوست داشتنِ" من ،میتوانی بی تعهد باشی به آن ،میتوانی بپذیرش و شاد شوی،میتوانی نشنوی و از آن بگذری.هرکاری بخواهی میتوانی انجام دهی در موردِ خودت ،ولی نمی توانی مرا از این اوج ،از این "دوست داشتن "پایین بکشی.نمی توانی درگیرِ لجنزارِ حسد و وابستگی ام کنی .آنقدر آزادت میگذارم که
این سیرین گوید: تاوه در خواب دیدن خدمت کار خانه بود که آنچه بر کدخدای خانه بود جمله بر عیال خود و دیگران نفقه کند ،اگر بیند تاوه نو داشت یا کسی بدو داد دلیل که خدمتکاری مصلح او را حاصل شود یا از وی جدا شود.
جابر مغربی گوید: اگر بیند از تاوه چیز میخورد دلیل که آن خدمتکار خیر و منفعت بدو رسد به قدر خوردنی . اگر بیند آن خوردنی ترش و ناخوش است دلیل که غمگین است.تعبیر تیوب | بزرگترین سایت تعبیر خواب
اگه اشتباه نکنم کتاب دوم دبستان بود. یه عده تو صف نونوایی سنگکی بودن و یه پسر بدون صف میرفت که نون بگیره .
یادمه تو اون داستان یه حدیث از مولا علی بود که آنچه برای خود می پسندی برای دیگران نیز بپسند».
تو همون دوران بچگی اینقدر جالب بود این جمله برام که می تونم بگم در تمام سال های بعد از اون همیشه تو ذهنم بود و البته کم هم نمیشنیدم این حدیث رو در این مدت.
وقتی بعد از مدرسه وارد محیط بزرگتر دانشگاه شدم، دیدم همیشه هم آدم ها اون چیزی که برای خودشون
سلامسلام اسم خداستبا نام خودش شروع می‌کنم و عاقبتش رو هم میسپارم به خود خودششروع همیشه خیلی سخته. برای من سخت تریه سری قائده همیشگی میتونه کارو راحت تر کنه"آنچه از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند" :pاینجا چرا اسمایلی نداره؟؟ ://وَقُل رَّبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّی مِن لَّدُنکَ سُلْطَانًا نَّصِیرًا
شهر سوال ـ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْحَلِیمُ الْکَرِیمُ لَا إِلَهَ
إِلَّا اللَّهُ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ سُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ
السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ رَبِّ الْأَرَضِینَ السَّبْعِ وَ مَا فِیهِنَّ
وَ مَا بَیْنَهُنَّ وَ مَا تَحْتَهُنَّ وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ وَ
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین‏[۱] یعنى هیچ معبودى نیست که در خور
پرستش باشد جز ذات واجب الوجودى که مستجمع جمیع صفات کمالیّه و حلیم و
بردبار و کریم اس
اگردر سایت های فارسی کمی درباره تابلو مونالیزا جستجو کنید مطالب متنوع زیادی را خواهید دید…به همین دلیل از تکرار مطالبی که در وبسایت های ایرانی آمده خودداری میکنم.هر آنچه که در بالاست همان است که در پایین است و هر آنچه که در پایین است همان است که در بالاستاین جمله ای است که در میان دستنوشته های داوینچی پیدا شده است…همچنین اگر این جمله را در کنار علاقه داوینچی به روش آیینه ای نوشتن بگزاریم احتمالا روش کار محققین برای بررسی رازهای مونالی
آنقدر 
"دوستت دارم"ها
"دلتنگى"ها
"خاطرات"
به زبان هاى گوناگون 
روى قلم ها چرخیده
که ترجیح می دهم 
قلم را زمین بگذارم و
تمامِ آشوب هاى دلم را 
کنارِ گوشَ ت نجوا کنم
بودنت را لازم دارم، 
براى چند دقیقه ابرازِ دلتنگى.
دیگر کافی ست،
هر آنچه خواندى و به رویَت نیاوردى!

''علی قاضی نظام''
مادر از طبقه‌ی پایین صدامون کرد.
ما هم به رسم کمی فراموش شده‌ای، روی پله‌ها شروع کردیم دویدن. که انگشت شست پامون همراهی نکرد و زیر تنمون پیچید و، شد آنچه شد :)
داداش هم که پشت سر ما بود گفت، این حرکتا از سن شما گذشته دیگه.
و راستش شدید به فکر فرو بردم.
27 سال.
یعنی نیمی از فرصتم رو از دست دادم، تازه اگه عمرم طبیعی باشه و .
و حالا که فکر می‌کنم هنوز دست‌آورد مهمی کسب نکردم.
آدم خوبی نیستم
و وقتی هم باقی نمونده
چه حس بدیه.
اخرین روز ترم است، همه‌ی امتحان‌های عملی را گذراندیم و سال دیگر دنتال اینترن محسوب میشوم با یک مهر الکی. در گرمای حیاط دانشکده نشسته‌ام و هیچ انگیزه‌ای برای تکان خوردن ندارم. اکثرا به خودم میگویم فلان قضیه موضوع جالبی برای وبلاگ میشود اما موقع نوشتن فکر میکنم حالا که چی؟ یا حرف‌هایم به نظرم خیلی تکراری می‌اید. همان ادم مزخرف بوگندو همیشگی که عالم و ادم روی اعصابش هستند و تازگی‌ها فهمیده واقعا هیچکسی را جز خودش آدم حساب نمیکند. حقیقت تل
چه برایم به جا گذاشته‌ای؟ همه‌ی آنچه هست دور و برم
این تمام غنیمتم از توست: نامه‌هایت، امید مختصرم
همه را از برم، قلم به قلم، واژه‌های تو آسمان من است
گفته‌ای از گذشته‌ها بگذر من ولی با تو باز همسفرم
می‌کشم بر تنی که می‌لرزد، یک به یک این حروف روشن را
چه حقیرند پیش این خورشید، همه ابرهای روی سرم
واژه هایت مرا بغل شده‌ و در دلم لحظه لحظه حل شده‌ و
قطره قطره مرا عسل شده‌اند، در گلوگاه بغض‌های ترم
این که تکثیر می‌شود در من، سرطان طلایی کلم
وقتی برادران برای بردن یوسف نزد یعقوب آمدند یعقوب گفت:می‌ترسم گرگ او را بدرد. مفسرین می گویند که اینها از کلام یعقوب یاد گرفتند که چه عذری پیدا کنند. آمدند و گفتند گرگ او را درید! برای متنبه کردن کودک، خیلی نباید راه های زیادی را جلوی پایش قرار دهید. مثلا به بچه می‌گویید: این توپ را نینداز، به لامپ می‌خورد. بچه در ذهنش تا به حال این نبود که توپ به لامپ می‌خورد. حال در ذهنش می‌گوید که اگر به لامپ بزنم چه می‌شود.؟حضرت رسول(صلوات الله علیه):هما
چه غم که #عشق به جایی رسید یا نرسیدکه آنچه زنده و زیباست نفس این #سفر است. حسین منزوی . خاطره :از میان ازدحام جمعیت در مسیر به سختی عبور میکرد، مرد جوان خواست کمکش کند و دسته های ویلچر را گرفت تا از بلندی میان جاده عبورش دهد.اما او به سرعت و با سختی به سمت عقب برگشت و دست یاری رسان را کناری زد.راستش را بخواهی، همه میخواهند قدم به قدم این راه را خودشان بروند، تنها با نگاه تو #یاحسین
من یاد گرفته ام قدم هایم را آهسته بر دارم چون قرار نیست اتفاقی نو بیافتد

من یاد گرفته ام به پشت سر نگاه نکنم از خاطر ببرم آنچه که گذشت تا خاطرم برای آینده ای تکراری جا باز کند

من در چرخش زمین گیر افتاده ام آینده ام همان گذشته ام است
 رشد کار:  آنچه در پی می خوانید گزارشی است که خبرگزاری فارس ازگفتار یکی از فعالینِ سازمان هایِ فعال در زمینه کودکان کار و یکی از مسئولینِ دولتی فراهم کرده است.  ما از این گزارش تنها  آن بخش را برای انعکاس مجدد برگزیده ایم  که حاویِ اظهار نظرِ دو  شخص یاد شده است .یادآوریِ این نکته بجا است که : اگر خط مشی رسانه هائی همچون خبرگزاری فارس و جناح ِیِ متبوعِ ایشان را انقلابی» و  منجر به عدالت»  تصور کنیم ،اشتباه بزرگی کرده ایم.
ادامه مطلب
معاونت آموزش و پرورش متوسطه دوره دوم، دوره‌های آموزشی در راستای توانمندسازی دبیران متوسطه دوره دوم شهر تهران در مدرسه البرز ماندگار برگزار می‌کند.
خبرنگار مرکز ترویج علوم انسانی گزارشی از این دوره‌ها ارائه داد.‌
سید احمد میربلند به عنوان سخنران روز شنبه ۲۹ تیر تجربه زیسته خویش را در سال‌هایی که در مدرسه البرز ماندگار داشت را با دبیران حاضر به اشتراک گذاشت.
میربلند در ابتدای جلسه جزوه مطالعاتی با عنوان مدیریت و رهبری» در بین دبیران ت
حدس بزنید چی شده؟!
به مناسبت تولدم، واران جان برام کادو فرستاده ^_^
 
 
یه تابلوی قشنگ، دو تا کتاب خوب، و یه پین گوگولی ^_^
با دستخط خودش هم تو صفحه اول کتابا و پشت تابلو برام یادگاری نوشته ❤
ممنونم ازت واران بامحبت و عزیزم که از دوستای دنیای واقعیم بیشتر بهم لطف داری :**
 
پ.ن: من که مشکلی برای نوشتن پست و آپلود عکس نداشتم
غذاها از دیر باز مورد توجه بشر بوده اند چه برای قشر ثروتمند و چه قشر ضعیف دنیا نسبت به آنچه می خورند .
توجه نسبی دارند قشر ضعیف به دریافت حداقل مواد غذایی با حداقل قیمت ؟
و قشر ثروتمند به غذایی خوشمزه تر و شکیل تر در عین حال مفید تر علاقه مند هستند.
برای همین جالب توجه بودن "غذا" باعث شد انسانها از زمانی که دریافت پول و سودجویی  رسم شد یکی از اصلی ترین روش سودجویی را در فروش غذا و تهیه غذا ببیند.کاظم سعیدزاده
عشق بیماری روانی و ناشی از غلبه سوداست و زیر مجموعه ای از
وسواس طبقه بندی می شود و اینکه دریا، غروب و پاییز آن را تشدید می کند
ناشی از سودا بودن آن است. آنچه مثبت و الهیست محبت است از ریشه حب و
روییدن که انسان را افسرده و متوهم نمی کند بلکه باعث رشد و تعالی انسان می
شود و دین چیزی جز حب نیست، محبت انسان به کمال و جمال ازلی. در قرآن کریم
واژه حب آمده نه عشق. واژه حب از روییدن است و عشق از خشک شدن و نابودی.
از امام صادق علیه ‏السلام درباره عشق پرسی
رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِینا أَوْ أَخْطَأْنا رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَیْنا إِصْراً کَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِنا رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا أَنْتَ مَوْلانا فَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْکافِرِینَپیامبر و مؤمنان می گویند: پروردگارا، اگر دستورهایت را فراموش کردیم، یا خطا کردیم، ما را مؤاخذه نکن. پروردگارا، تکلیف دشواری را بر دوش ما نگذار؛ هما
فصلنامه دانشجویی آرشیو،  کارگاه تحلیل محتوای اسناد را روز یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ماه ۹۸ در دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی برگزار کرد. مدرس این کارگاه خانم فرزانه بهارلو کارشناسی ارشد مطالعات آرشیوی دانشگاه اهراء(س)، به بیان مقدمات تحلیل اسناد و نیز معرفی

 نرم افزار MAXQDA  پرداختند.
یکی دیگر از خصیصه‌های بزرگسالی من که کم کم دارم به آن دچار می‌شوم؛ علاقه به تکرار است. من هرگز کتابی را دوبار نخواندم، فیلمی را دوبار ندیدم، و همه چیز خیلی زود در نظرم رنگ می‌باخت. اما هرچه بزرگتر می‌شوم؛ انگار به دنبال نقطه‌ی امنی باشم، یا شیرجه در عمق، بیشتر به تکرار علاقه مند شده‌ام. شاید هم جلوه‌ای از ترس باشد، ترس از دیدن و خواندن و شنیدن و تجربه کردن آنچه ممکن است آزارمان بدهد. 
هربار جلوه‌ای تازه می‌بینم. دلم میخواهد همه چیز را به
 امام رضا علیه السلام  فرمود تواضع اینستکه  بمردم دهی آنچه را میخواهی  بتو دهند  با آنها چنان  رفتار کنی که میخواهی بما تو رفتار کنند      در حدیثدیگر گوید بحصرت حد تواصع  که چون بنده  آنرا متواضع  است چیست فرمود تواصع را درجایی برخی از آنها اینستکه انسان  قدر خود را بشناسد  وبا دلی سالم خودرا جایگاه خویش  نشاند  ودوست نداشته که بسوی کسی رود مگر جنانچه   بسویش  آیند با مردم چنانند او رفتار کنند  رفتار کند  اگر بدی ببیند  آنرا بانیکی بگو 
عوامل آموزشی درس تربیت بدنی
تعلیم و تربیت در توسعه ،پیشرفت و دوام فرهنگ ملی موثر است.موسسات تربیتی در توسعه و تکامل منابع و استعدادهای انسانی جامعه نقش اصلی را دارند.مدارس،
دانشگاه‏‌ها و دانشکده‏‌ها موثرترین و قدرتمندترین پایگاه‏‌‌های اجتماعی
برای نیل به مهارتهای عقلانی، معرفت، فهم و شناخت لازم برای تصمیم گیری
خردمندانه اند.این موسسات بهطور مستقیم و غیرمستقیم عامل عمده
پیشرفت‏‌‌های اجتماعی هستند و این پیشرفت‏‌ها با معرفت، هن
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب