نتایج پست ها برای عبارت :

آنگ سه روزه رفته ای بیژن مرتضوی

ماه رمضان 1398 یه 8 روز میشه شروع میشه و من كه روزه نمیگیرم و مصیبت دارم كه سیگار كجا بكشم و نهار رو چه كنمروزه دارها راحت ترن نسبت به كسايی كه روزه نمیگیرن.دیروز ساعت 17 تا 18 ماشین روزه دارمون بهراد رو یدن.پرايد دست بهراد همون قرقی خودمه ،مدل 1380.از صبح امروز درگیر دادسرا و كلانتری بودم ماشین رو بردن و كاری نمیتونیم بكنیماينم شانسمون.توكل به خدا. 
حالا 8  روزه که از خونه زدم بیرون و چند روزه که رسیدم به منزل خودم.
هیچ کسی رو ندیدم تا دیروز.
اونجا هم زودتر پا شدم که برم اتاقم به کارام برسم.
چه حسیه توی خونه رفتن که آدم رو اين طور بی نیاز میکنه؟ که اينقدر قدرت و صبر به آدم میده؟
دیروز داشتم فکر میکردم اگه فلانی کلا رفته باشه چی؟ بعد گفتم مهم نیست زیاد.
اگه اگه اگه؟  مهم نیست زیاد.
امیدوارم اين بی تفاوتی به بی احترامی و سردی زیاد منجر نشه.هر چند براي یه کم سردی جا هست کلا.
به هر جهت کسانی
با حلول ماه مبار ک رمضان اقدامات ذیل انجام شد 
1-انجام امور تبلیغی شامل تهیه ونصب احادیث وآیات در مورد فوايد روزه گرفتن 
2-سخنرانی مدیر ومعاون پرورشی در خصوص برکات روحی وجسمانی روزه گرفتن 
3-قرائت مقاله در مراسم آغازین با موضوع روزه وخواص آن 
4-اختصاص موضوعات انشاء کلاسها با هماهنگی دبیران محترم ادبیات استاد اسیوند و.
5-بیان احکام روزه ومسائل عبادی در مراسم آغازین 
6-پاسخ گویی به سئوالات دانش آموزان در مراسم آغازین وزنگهاي استراحت در مورد ر
کسی جز من نمی داند قرارِ رفته یعنی چهز بغض آسمان جویید که  سارِ رفته یعنیچهزمین تشنه به خون من، کجا می دانداين کرکسبراي عزت شیران شکار رفته یعنیچهشبیه صاحب مصرم که چوپانی مرا پسزدزلیخا خوب می داند وقارِ رفته یعنیچهمن از جنس طلا بودم ولی در بازی قسمتتمام  زرگران دیدند عیارِ  رفته یعنیچهقطار عاشقی می رفت به شهری آنوردریافقط جا مانده می داند قطارِ رفته یعنیچهبدان آزادی خفاش به از بند و قفس در باغکجا یک سِهره می داند بهارِ رفته یعنیچهچنان
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدو الله رب العالمین ثواب اي ختم فاتحه شیرین طریقت سنت حضرت محمد مصطفی عید مبارک قربان مبارک باد بر مومنان و مسلمانان سراسر گیتی در ماه مبارک قربان سنت روزه ی ده ی حاجیان قبول درگاه حق تعالی باشد اجر و پاداش روزه ی عید قربان در نزد خداوند محفوظ است کسانی که توان مالی ندارند به مکه بروند با گرفتن ده روز روزه ی سنت ده  یحاجیان خداوند مشکلات انسان را برطرف می نمايد و ملايکه رحمت به فرمان خداوند به جاي ان شخص روزه دار
ماه رمضون داره شروع میشه و موندم منی که به ازاي هر قدم راه رفتن نیاز به اب خوردن پیدا میکنم، چطوری قراره دووم بیارم؟
شايد یکی دو روز روزه بگیرم (صرفا براي تهذیب نفس و اين داستانا) . اما انصاف نیس تو اين روزاي گرم و طولانی، تشنگی بکشم:(  به خاطر اينکه بقیه روزه هستند .
الان 12 روزه که کنکور دادمه . ولی همچنان استرسش باهامه . همش فکر میکنم هنوز کنکور دارم ! بعد ظهری که از کنکور برگشتم خواستم یکم بخوابم , به بیتا میخواستم بگم ربع ساعت دیگه منو بیدار کن قبلا که استرس نرسیدن به ازمونا رو داشتم همیشه تو حموم کردنام به خودم میگفتم بهاااااره ی حموم رو خیلی لفتش میدی . بعد دیروز که رفته بودم حموم ی لحظه همون استرسه برگشت و متوجه شدم 10 روزه کنکور رو دادمه  پ.ن: یعنی اينقددددر ذهنم خسته است ولی اينکه میدونم امسال هم
اذکار، اعمال و برکات ماه ذی الحجه


ماه ذی الحجه یکی از ماه‌هاي شریفی است که عبادت در آن و ذکر و یاد خدا اثرات عمیقی به همراه دارد . اين ماه در نهايت برکت و عظمت است و از رسول خدا مروی است عمل خیر و عبادت خدا در هیج ايامی نزد حق تعالی محبوبتر از اين دهه نیست. از همین روست که یکی از بزرگترین ارکان دین یعنی حج خانه خدا، در اين ايام جاي گرفته است.

اعمال مخصوصه اين دهه
براي اين دهه اعمال مشخصی وجود دارد که براي هریک ثواب و منزلتی را تعیین کرده‌اند از
1. بهترین قسمتش تا الان پیاده روی هاي صبحگاهی  بعد از صرف صبونه تو پارک به همراه پسرجان در مسیر پیاده روی پارک ساحلی، زیر سايه درختان سر به فلک کشیده و کنار رودخانه خروشان اش است.
2. از اون موقعیت هايی هست که به شدت دلم میخواد تهران میبودم یا حداقل شهر جانمان؛ چند تا دوره زبان ویژه میخوام شرکت کنم ولی اينجا نمیدونم آموزشگاه ها تا چه حد قابل اعتماد هستند و استاد مجرب دارند. ايشالا که خیره
3. داریم برنامه سفر چند روزه می چینیم براي هفته آخر مرداد ه
راستشو بخوايد همیشع خیلی به مفهوم فکر کردم.هیچ وقت نتونستم متوجه بشم که چرا اينهمه آثار روحی میذاره رو آدما تا اين چند روزه
وقتی کسی ازمون یه چیزی میخواد که ما به هیچ وجه تمايل نداریم انجامش بدیم ولی خب مجبوریم انجامش بدیم چقدر اذیت میشیم. یه چیزی تووهمون مايه هاست فقط خیلی شدید ترشايد اين چند روزه چند بار همچین حسی اومد سراغم.
به شددددت عصبانیم. کارد بزنید خونم درنمیاد.
یه بنده خدايی رو بهم معرفی کردن .مادره پسره سه روزه شمازمو گرفته و هر روز داره پروفايل تلگراممو چک میکنه تا عکسامو ببینه بعد اگه پسندید زنگ بزنه .انگار رفته تو دیوار داره توی آگهی هاي قاشق و چنگال و کمد دست دوم میگرده .عکساي پروفايلمو برداشته بودم اما دوباره گذاشتم. فقط منتظرم نه بیاره تا بری نم به سر تا پاش.آدم هاي بی تربیت بی فرهنگ حرفشم اينه که پسرم خیلی حساسه معلوم نیس چه ریگی به کفش شازده اشه
راست یا دروغش را نمی دانم ولی می گویند که روز اول ماه رمضان همانی بوده که تقویم همه ما آن را نشان می دهد. اما چرا اولین روز ماه خدا را آخرین روز شعبان نامیده اند؟! اي واي از حرف هايی که می شنویم. که فلان روز سالگرد مرگ خمینی است و نبايد شادی کرد، پس ماه خدا را جا به جا کنیم تا عیدی به اين شیرینی و شادی بیفتد در روز دیگری! به کجا می رویم؟!! دقیقا به کجا می رویم؟! آخر مگر می شود ماه خدا را عقب بیندازیم که چی؟! خمینی ناراحت نشود!! پس روزه اين همه انسان چه
شايد بسیاری اين پرسش براي آنان مطرح شود که در گرما چه کسی توان روزه گرفتن دارد؛ روزه گرفتن براي ما نیست بلکه براي آنانی است که بی کار هستند و در هواي خنک و خوب زندگی می کنند.
اما بايد گفت که زمانی که روزه تشریع شد، پیامبر اکرم (ص) در سیبری زندگی نمی کردند بلکه در جزیره العرب بودند و گرماي طاقت
ادامه مطلب
همسر با دوستاش رفته باغ و من تنهام:(
بهتر که رفت، چون اين چند روزه حوصله ی هیچکس و هیچ کاری رو ندارم. 
شايد عصری زنگ بزنم به دوست قدیمیم و باهاش برم بیرون، شايدم تنهايی برم.هنوز تصمیم نگرفتم.
به سرم میزنه پاشم برم پیش تیارا ولی خب راه دوره، حوصله ی اين همه پشت فرمون نشستنم ندارم:(
کاش نزدیک تر بود، کاش شماها نزدیکم بودید، آخه اين دوستم اصلا شبیه من نیست.
الان چی می کنم؟ با یه کاسه تخمه و یه عالمه لواشک نشستم پاي تلویزیون و دارم "رگ خواب" میبینم و
بعد نوار قلب و تست قند و فشار و آمپول و سرم دست آخر دکتره گفت خانم روزه نگیر دیگه روزه نگیر ! مساله روزه نیست ، خستگیه و من هر وقت خسته جسمی شم رو به قبله میشم . اما الان هیچ کدوم اينا مهم نیست .مهم آدمايی هستن که تو چنین موقعیتهايی میشه شناختشون همین ! 
وقتی شنیدم دکتر نجفی همسرش رو به قتل رسونده پیش از هر وقتی به یقین رسیدم که هیچ چیز از هیچ کس بعید نیست ! 
ولی خدايیش یه جور مودبی با نجفی برخورد میکنن و یه جور ریلکسی ماجرا رو تعریف میکنه انگار از
اعمال روز دحو الارض۱. روزهروز دحوالارض از چهار روزی است که در تمام سال به فضیلت روزه گرفتن، ممتاز است و در روايتی آمده است که روزه اش مثل روزههفتاد سال است؛و در روايت دیگر کفاره هفتاد سال است و هر که اين روز را روزه بدارد۲. نمازآن دو رکعت است در وقت چاشت در هر رکعت بعد از حمد پنج مرتبه سوره و الشمس بخواند و بعد از سلام نماز بخواند:لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلابِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ پس دعا کند و بخواند:یَا مُقِیلَ الْعَثَرَاتِ أَقِلْن
پک لاغری نیوشا شامل چن دمنوش گیاهی می باشد که شما با مصرف 20روزه و یا 40 روزه  و یا 60 و 80 روزه میتوانید به تناسب اندام قابل توجهی برسید.
پک لاغری نیوشا با توجه به طبع و مزاج شما برايتان تجویز میشود و شما براي سفارش اين پک میتوانید به سايت طلنوش مراجعه کنید و یا اينکه روی عکس زیر کلیک کنید .
. گفتم که تلویزیون زیر نویس میکرد دحو الارضه. بابا خسته تر از اونی بود که مفصل جواب مو بده ولی گفت همون روزیه که زمین اين شکلی شد :) منم اندک سرچی کردم و دیدم بله نوشته روزی عه که زمین گسترده شد و اينا . به بابا میگم من که روزه ی قضا دارم تو روز مستحب روزه بگیرم به درد عمم میخوره روزه گرفتنم؟ میگه دقیق ترش اينه که به درد شوهر عمت میخوره . گفتم از م و اينکه کسی نیست . خیلی سر بسته به لبخند گفتم !داشتم میمردم از خفقان . گفت نه :) همین که
هوا ابری بود. شیطان کوه در لايه اي از مه فرو رفته بود. ترمینال خلوت بود. به جز چند سربازی که منتظر اتوبوس کرمانشاه بودند کسی نبود. تلویزیون سالن انتظار ترمینال براي خودش تصاویری از سیل ها را نشان می داد. دور ساختمان ترمینال راه می رفتم. مجید کنار کیسه خواب و کوله ی سربازی اش ايستاده بود. مرخصی وسط آموزشی اش تمام شده بود و بايد برمی گشت. مسافر کرمانشاه بود.
دلم یک چیزی مثل سیگار می خواست. چیزی که حجم اندوه آسمان ابری و انتظار براي اتوبوس کرمانشاه
چند روزه تا تصمیم به نوشتن میگیرم پشیمون میشم یا اگر هم بنویسم، میذارم‌ش تو لیست انتشار در آینده، ولی دقیقاً قبل از اينکه منتشر بشه سریع میرم پاکش میکنم. یا چند روزه(فکر کنید چند هفته) تا می‌خوام تو کانتکت‌هام دنبال primadonna girl بگردم از ترس گفتن درماندگی و بیچارگی یا حتا رد تماسام خودم رو به کداي پروژه و فیلم و آهنگ و اينستاگرام مشغول میکنم. شايد بخاطر همینه که بعضی حرفا رو نه میشه نوشت نه میشه گفت، گفتنش راحت نیست و نوشتنش بعدها نبش قبر. در عی
شب که رسیدم خونه بعد از تقریبا ۸ کیلومتر راه رفتن  اين قصه هرروزه اما امشب خیلی خسته شدم وقتی رسیدم شايد چون از شب قبلش چیزی نخورده بودم   اي خدا وقتی لوکاس هست چه خوبه چه قدر حس سبکی دارم . انقدر دوست دارم سبک باشم همیشه مثل پرنده. فقط مشکل اينه که من چیزی به جون ندارم و کلا بی انرژی می شم هیچی نخورم اما من عاشق اينم روزههاي ۳ روزه بگیرم  و۳ روز هیچی نخورم. فقط آب .ببینم  ايا می شه از الان که هست شب ۵ شنبه شروع کنم و یه شنبه روزه م رو ب
دانلود همه آهنگ هاي سریال از یادها رفته به صورت یکجا
دانلود تمام تیتراژهاي سریال از یادها رفته شامل: آهنگ ابتدايی بی کلام ، آهنگ پايانی و میانی با صداي حجت اشرف زاده و موزیک هاي میانی اين سریال با صداي رضا یزدانی به صورت یکجا و در همین پست به همراه متن شعر آهنگ ها
دانلود آهنگ | متن آهنگ | موزیک باران
چند روزه بشدت احساس تنهايی میکنم
چند روزه همش دلم میخواد بزنم زیر گریه و دنبال بهانه م
ولی هی میگم الان ن الان ن و انقدر خودمو گول میزنم تا از ذهنم بره
اما نمیره و هی روهم تلنبار میشه
با خودم فکر میکنم چرا هیچ دوستی ندارم؟
و البته جوابش همون لحظه میاد ب ذهنم.چون خودم خواستم!
تنها دوستی ک چند هفته اخیر بشدت باهاش وقت گذروندم رو هم دارم از دست دادم!
شايدم اونی ک دلم میخواد داشتن ی دوست نیس
دلم خودمو میخواد
زندگی خودمو میخواد
دوست دارم اونجور ک می
در روزی و روزگاری زندگی میکنم که تمام آرزوهام رو فراموش کردم.
چیزی نمیخوام و یادم نمیاد چیا میخواستم. اصلا، انگار تمام چیزهايی که میخواستم رو هیچوقت واقعا نخواسته باشم.
زندگی میکنم چون همه اين کار رو میکنن و خب، روز رو شب نکنیم، شب رو روز، پس چه کنیم؟
کتاب میخونم، فیلم میبینم ولی فقط کتاب میخونم و فیلم میبینم.
چیزی رو واقعا تماشا نمیکنم، نمیفهمم و گوش نمیدم.
چی به سرمون میاد که حتی نمیتونیم بفهمیم ریشه‌ش کجاست که بسوزونیمش.
امشب در ادامه فرا
اصرالدین شاه قاجار در ماه مبارک رمضان نامه اي به مرجع تقلید آن زمان میرزاي شیرازی به اين مضمون
نوشت :من وقتی روزه میگیرم از شدت گرسنگی و تشنگی عصبانی میشوم و ناخود آگاه دستور به قتل افراد بی گناه میدهم لذا جواز روزه نگرفتن مرا صادر بفرمايید!آیت الله العظمی میرزاي شیرازی در جواب ناصرالدین شاه نوشت:بسمه تعالی حکم خدا قابل تغییر نیست لکن حاکم قابل تغییر است اگر نمیتوانی به اعصابت مسلط شوی از مسند حکومت پايین بیا تا شخص با ايمانی در جايگاه تو ق
چند روزه بشدت احساس تنهايی میکنم
چند روزه همش دلم میخواد بزنم زیر گریه و دنبال بهانه م
ولی هی میگم الان ن الان ن و انقدر خودمو گول میزنم تا از ذهنم بره
اما نمیره و هی روهم تلنبار میشه
با خودم فکر میکنم چرا هیچ دوستی ندارم؟
و البته جوابش همون لحظه میاد ب ذهنم.چون خودم خواستم!
تنها دوستی ک چند هفته اخیر بشدت باهاش وقت گذروندم رو هم از دست دادم!
شايدم اونی ک دلم میخواد داشتن ی دوست نیس
دلم خودمو میخواد
زندگی خودمو میخواد
دوست دارم اونجور ک میخوام
#دوستان عزیزی که نماز و روزه و ختم قرآن قضاي اموات(ره) برگردنشان میباشد می توانند با مراجعه به منوهاي بالاي صفحه وبلاگ وارد گزینه نماز و روزه استیجاری شوند واين دین بزرگ را از خود ساقط کنند  /\   /\
 
#حدیث_مهدوی 
کلام امام زمان(عج)
و لیعلموا أن الحق معنا و فینا، لا یقول ذلک سوانا الا کذاب مفتر، و لا یدعیه غیرنا الا ضال غوی، فلیقتصروا منا علی هذه الجملة دون التفسیر، و یقنعوا من ذلک بالتعریض دون التصریح، ان شاء الله».
اي شیعه ما همگان بايد بدان
نکات مهم پرورش جوجه یک روزه
نکات مهم پرورش جوجه یک روزه :
تخم نطفه دار مرغ بعد از پروسه زمانی 21 روزه در دستگاه جوجه کشی تبدیل به
جوجه می شوند که نکات مهم در مورد پرورش جوجه هاي یک روزه را در اين مطلب
توضیح خواهیم داد. بعد از تهیه تخم نطفه دار مطمئن و با برنامه ریزی و
ضدعفونی دستگاه جوجه کشی بر روی شانه هاي مخصوص ستری چیده و در دستگاه قرار
دهید. دماي ستر مرغ 37.7 درجه سانتی گراد و رطوبت نسبی مرحله ستر 55 درصد و
دماي هچر 37.2 درجه سانتی گر
هو الرحمن الرحیمخیلی عصبانی بودسرباز بود و مسئول آشپزخانه کرده بودندشماه رمضان آمده بود و او گفته بود هرکس بخواهد روزه بگیرد، سحری بهش می‌رساندولی یک هفته نشده، خبر سحری دادن‌ها به گوش سرلشکر ناجی رسیده بوداو هم سرضرب خودش را رسانده بود و دستور داده بودهمه‌ی سربازها به خط شوند و بعد،یکی یک لیوان آب به خوردشان داده بود کهسربازها را چه به روزه گرفتنو حالا ابراهیم بعد از بیست و چهار ساعت بازداشت،برگشته بود آشپزخانهابراهیم با چند نفر دیگر
سلام.
بالاخره سفر چهار روزه مون به شمال و دید و بازدید اقوام تموم شد.:)
سفر رفتن رو دوست دارم ولی از راه سفر متنفرمممم.:/
موقع رفتن ترافیک نبود ولی موقع برگشتن.اونقدر ترافیک بود ک من دیگه اعصابم ریخته بود به هم.عاخه راه سه ساعته رو 7 ساعته طی کردیم.:/
ولی شمال خییییلییی خوب بود.هواي خوب، خنک، سرسبزی.و دیگر هیچ.:)
محیاي چهار ساله مون(خواهرزاده م) هم یاد گرفته موقع قايم موشک بازی آروم را ه بره که متوجه نشم کجاست.:)

+روز و شبتون پر از هواي خوب
۱سرچشمه بی نهايت عشق ، توییآغاز صفا، بدايت عشق ، توییجبریل به پابوس تو آمد ، زهرا !اي سوره کوثر ! آیت عشق ، تویی۲ معبود به صد کرشمه پرداخت تو رابا آب و گل بهشتی ات ساخت تو رااي درد و دریغ هیچکس جز حیدرچون "  سوره قدر"، قدر نشناخت تو را۳ تا ام ابیهاي پیمبر رفتهاز مصحف عشق ، نور کوثر رفتهتلخی غمش آمده امشب ، دیگرشیرینی زندگی حیدر ، رفته
https://www.instagram.com/p/BfMc23zBtCY/?taken-by=s.hhabibpour
 
علی اي هماي رحمت، تو چه آیتی خدا را، که به ماسوا فکندی، همه سايه ی هما را.
لطف خداي متعال خیلی زیاده.
اين چند روزه که گشتم دنبال کار، جاهاي مختلفی رو سر زدم.
یکی دو تاشون هم پالس هاي مثبتی بهم دادن.
امیدوارم درست بشه ان شالله.
برخلاف خیلیا که میگن نبايد دل به غم و غصه داد چون دنیا دو روزه و عمر کوتاهه، من هربار که تصمیم گرفتم حال خودمو خوب کنم و  توی باتلاق افسردگی و سیاهی نمونم استدلالم اين بوده که زندگی به طور میانگین طولانی تر از اونیه که بتونم تمام مدت اون فشارهارو تحمل کنم و له نشم. هربار فکر کردم اگه مثلا شیش ماه بود یه چیزی، ولی اومدیم و سی چهل سال دیگه عمر کردم! اون وقت چی؟ قراره چهل سال عذاب بکشم؟
خلاصه که اگه خواستید محرکی باشید واسه یکی مثل من،  بهش نگید دن
دانلود آهنگ جدید رها مرتضوي بادبادک ها
دانلود آهنگ رها مرتضوي به نام بادبادک ها کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ ، با لینک مستقیم ، همراه با پخش آنلاين و متن آهنگ
دانلود آهنگ فوق العاده بادبادک ها با صداي رها مرتضوي از جوان ریمیکس
Download New Music Raha Mortazavi – Badbadak Ha

آهنگ جدید رها مرتضوي منتشر شد.
اين موزیک جدید رها، بادبادک ها نام گرفت و در تاریخ ۳۰ تیر منتشر شد.
امیدوارم شنوندگان از موزیک رضايت داشته باشند.
هم اکنون می توانید موزیک پیشنهادی ادمین سايت را از لینک زی
#دوستان عزیزی که نماز و روزه و ختم قرآن قضاي اموات(ره) برگردنشان میباشد می توانند با مراجعه به منوهاي بالاي صفحه وبلاگ وارد گزینه نماز و روزه استیجاری شوند واين دین بزرگ را از خود ساقط کنند  /\   /\
#حدیث_مهدوی 
امام جواد(ع)
 
امیة بن علی قیسی می گوید: به خدمت امام جواد علیه السلام عرض کردم: جانشین بعد از شما کیست؟ فرمود:ابنی علی، ابنی علی، ثم اطرق ملیا ثم رفع رأسه، ثم قال: انها ست حیرة».پسرم علی، پسرم علی (امام هادی علیه السلام) سپس سر مبار
 
مجله شبانه باشگاه خبرنگاران،؛ دکتر ژان فرموزان در باره فوايد روزه داری چنین می گوید: در آغاز روزه داری، زبان باردار است، عرق بدن زیاد می شود، دهان بو می گیرد، گاه آب بینی را می افتد و همه، علامت شستشوی کامل بدن است. پس از سه، چهار روز، بو برطرف می شود، اسیداُوریک ادرار کاسته می شود و شخص احساس سبکی و خوشی خارق العاده اي می کند و در اين حال اعضا هم استراحتی دارند.   دکتر کارلو آمریکايی در مورد فوايد روزه می گوید: روزه درمانی دراز مدت براي مو
به جهنم که نیستی! مگر مغول ها یک قرن ِ تمام حمله نکردند؟ مگر نگذشت!؟ نبودن ِ تو هم می گذرد! به هیچ کجاي جهان هم بر نمی خورد؛ فقط یک تکه از دل ِ من کنده می شود و از دست می رود! فداي سرت، مگر نه!؟ به جهنم که نیستی، کافه گودو هست، فرانسه با شیر، تابلوهاي ساموئل بکت، ماشین تحریر شکسته و خرابِ آن گوشه هستند؛ می شود بنشینم پشت یکی از میزها و شعری خط خطی کنم بر کاغذی! به جهنم که هرگز اين نوشته را نمی خوانی! ژوزف تورناتوره و جیم جارموش اصلا همه ی فیلم هايشان
امروز صبح یه ویزیت بارداری در منزل داشتم. فشارسنج، ترازو، سونیکید (جیبی)، گلوکومتر و. بهانه‌م براي خرید اينا همین ویزیت در منزل بود، گرچه تو خیالاتم اينا رو واسه دفتر کاری که تو کابل داير خواهم کرد استفاده می‌کنم!!
نزدیک شب هم رفتم تمرین رانندگی، جلسه چهارم بود. برخلاف جلسه‌ی سوم که همه‌ش وسط شهر و خیابون‌هاي پرتردد بودیم، امروز تمام مدت تو صدمتری بودیم. لاين سرعت هم رفتم حتی :) جلسه‌ی قبل مامانم خطاب به مربی گفت پسرام هیچ‌کدوم آموزش ران
از وقتی اومدم . هر هفته قراره یه تور یه روزه من و خواهرم با دوستامون بریم و هر دفه کنسل میشه :) اين هفته خیلی جاش خوبه ، خواهرم میگم بر و بچ نیومدن خودمون دوتا بریم . میگه حوصلمون سر میره :/ . بايد مخشو بزنم . خسته شدم از خونه .
بر خلاف همیشه، وقتی مادرم یک بار صدام کرد از جام بلند شدم.
خوشحال بودم و همچنان هم هستم.
دیشب هم خسته بودم و هم از فکر کردن به اين که بايد ساعت 3،4 صبح بیدار شم، ناخودآگاه چشم هام بسته شد.
و بالاخره ماه برکت.
ان شاءالله خدا، سفره ها دل و خونتون رو پر و پربرکت کنه.
نماز و روزه هاتون قبول
التماس دعا
شبیه کشتی در گل نشسته آرامم به دست موج بلايت به میل خود رامم من آن کسم که خودم را نمی شناسم هم و بی تو پاک شد از ذهن عالمی نامم برايم ارزشی افزون تر از خودم داری به جان خریدمت اي تلخی سرانجامم اگر که رفته اي از یاد دوست یعنی مرگ به خاک سرد غریبی فرو شد اندامم ز رنگ موی سیاه تو شب پدید آمد که مثل هم شده اوقات صبح و هر شامم دریغ هر چه سرم رفته از دل خود رفت زمانه خون دل تنگ ریخت در جامم تنم سلامت و روحم هزار تکه شده ز , زهر تلخ است
چرا نمینویسم؟ چون امتحان اطفال دارم و دیگه واقعا نمیدونم چیکار کنم که تموم شه! چون که دوازده تا استاد و شونصد جلسه خیلی زیاده.
مامان دو سه روزه اومده و فقط غذا درست میکنه و میره خرید و حرم و اينا. طفلی تنهاي تنها امروز پاشده رفته سرزمین موج هاي خروشان. دیروز یک ساعت پاشدم با علی و بقیه بچه ها رفتم عقد سید و رزیتا که تو محضر بود. یه مشت امتحانِ اطفال دار! دوماد حتی. یه صحنه موقع عکس گرفتن دسته جمعی گفت بچه ها اطفال چقد خوندین؟ همینقد تباه
+ ببین ول
 
 
                                                                                                                           
روزه یعنی چشم و گوش و دل ببند
از هوس ها شو رها تا بمانی بیگزند.
روزه یعنی درک کن وضع فقیرانِ زمان
تا بدانی دردِ فقر درد و  رنج  کودکان
روزه یعنی صادقانه گفتگو کن با خدا
نی لب خشکیده ظاهر اند
امروز اول ذیحجه س ، تصمیم گرفتم نه روز اول ماه رو روزه بگیرم ، ان شاءالله که خدا اين توفیق رو بهم بده .هر روز استوریاي آقاي حامد عسکری ( شاعر ) از مدینه و مکه رو نیگا میکنم و غبطه میخورم ، حس خوبش رو منتقل میکنه به مخاطب .اي خدا یعنی روزی ما هم میشه مکه و مدینه ؟ .چه ماه پر خیر و برکتی ، ازدواج دو نور ، عرفه ، قربان ، غدیر .
چند روزه اعصابم خرده .
براي اولین بار یه بیماری شیرخوار ۲ ماهه رو تشخیص ندادم
Infantile spasm (اسپاسم شیرخوارگی) . 
اعصابم خیلی خرده .
خیلی ‌.
تقصیر خودمه که اعتماد کردم به شرح حال مادر پدرش که پرستار بودن و به من شرح حال دادن که چشمهاش ترشح داره و چشمهاش رو ا ز دیروز تا به حال انگار سختشه باز کنه .
معاينه اش ک کردم هرکار کردم بیدار بشه که چشمهاش رو باز کنه نشد ولی اون لحظه هیچ علامت دیگه اي نداشت ! نه اسپاسمی‌دیدم ، نه چیزی !
از اون طرف مامانش تو
#سحر:
سحر شده نازنین
بی تو نمی شود روزه گرفت
بانگ اذان صبح
از لب تو
هر سحر شنیدنی است
#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
#شعر_سپکو
@ZanaKORDistani63
سپراي میخانه
کانال شعرهاي سپکو(سپید کوتاه) سعید فلاحی(زانا کوردستانی)
https://t.me/sepkomikhaneh
https://www.instagram.com/zanakordistani?r=nametag
http://mikhanehkolop3.blogfa.com
 
بإسمک الأعظم
فضیلت و اعمال
مشترکه ماه شعبان

فضیلت ماه شعبان
شعبان ماه بسیار شریفى است و به حضرت سید انبیاء صَلَّى اللهِ
عَلِیهِ وَ آله منسوب است و آن حضرت اين ماه را روزه مى‌گرفت و به ماه رمضان
وصل مى‌کرد و مى‌فرمود شعبان، ماه من است هر که یک روز از ماه
مرا روزه بگیرد بهشت براي او واجب می‌شود و از حضرت صادق علیه السلام روايت شده
است که چون ماه شعبان فرا می‌رسید امام زین العابدین علیه السلام اصحاب خود را
جمع مى‌نمود و مى‌فرمود اى
سلام خدمت دوستان گل
من ۲۱ سالمه، امسال سال آخر پرستاری ام، تقریبا یک سال پیش یکی از همکلاسی هام که ازم یک سال بزرگتره و موقعیت خوبی داره، بهم ابراز علاقه کرد و رسما خواست که به خواستگاری بیان. منم چون پارسال کمی دو دل بودم جواب منفی بهشون ندادم و جواب مثبت هم ندادم گفتم فعلا نمیتونم چیزی بگم . 
رفته رفته بهشون علاقه مند شدم، پسر به روز و باکلاسیه، خیلی هم متین و آقاست و تو اين یک سال که شماره منو داره حتی یک بار هم نشده مزاحمت ايجاد کنه یا پیامی
شب بیست وپنجم: شب دحو الارض است، یعنى پهن شدن زمین از زیر کعبه به روى آب، و از شبهاى بسیار شریف است که رحمت خدا در آن نازل میشود، و قیام به عبادت د رآن اجر بسیار دارد، و از حسن بن على وشّاء روايت شده که گفته: من کودک بودم که با پدرم در شب بیست وپنجم ماه ذو القعده، در خدمت حضرت رضا علیه السّلام شام خوردیم، حضرت فرمود امشب حضرت ابراهیم و حضرت عیسى علیهما السلام متولّد شده اند، و زمین از زیر کعبه پهن شده، پس هرکه روزش را روزه بدارد، چنان است که شصت م
آدم ها و اهدافشان تک به تک 
باهم فرق دارد.
طول و عرضش بهم ریخته!
یادمان رفته هدفِ غايی چیست
و تحتِ شعاع همان است که اهداف کلی وجزئی
پايه ریزی می شود!
چقدر هدفِ غايی را گم کرده ايم؟!
همه چیز مان شده دو روزه ی عمر
که نهايتش دومتر قبر است با یک عمر حسرت!
خداجانم توخوب تقدیر کردی
وخوب هدايت کردی
چرا راهمان کج شد از تو؟!
چرا نفهمیدیم سلب نعمتِ وجودِ خودت
پايان وتَهِ خط است؟!
واي از لحظه اي که ناسپاسی کنم
و تو خودت را که بزرگترین نعمت است
از من بگیری!!!
و
دوسه روزه میخونم و از فردا سه روزی رو شروع میکنم که معادل 9 واحده رسما سنگین ترین روزهاي تاریخ دانشگاه و پیش رو دارم  ( از اين سخت ترم بوده )
استرس فردا و پس فردا و پس اون فردا ودیگر مسائل کلا انرژیمو گرفته بود خدا روشکر بعد از ظهر تونستم کام بک بزنم  و دوباره بلند بشم الان واقعا حووصله ام نیست که به هیچی  فکر کنم حتی به امتحان فردا فقط دلم میخواد که دست پر برگردم  از اين سه روز سخت که بايد فقط بشینم پاي جزوه و کتاب خدايا خودت کمکم کن
حوصله ام وا
بسم الله
فضیلت و اعمال
مشترکه ماه شعبان

فضیلت ماه شعبان
شعبان ماه بسیار شریفى است و به حضرت سید انبیاء صَلَّى اللهِ
عَلِیهِ وَ آله منسوب است و آن حضرت اين ماه را روزه مى‌گرفت و به ماه رمضان
وصل مى‌کرد و مى‌فرمود شعبان، ماه من است هر که یک روز از ماه
مرا روزه بگیرد بهشت براي او واجب می‌شود و از حضرت صادق علیه السلام روايت شده
است که چون ماه شعبان فرا می‌رسید امام زین العابدین علیه السلام اصحاب خود را
جمع مى‌نمود و مى‌فرمود اى اصحا
دانلود آهنگ سه روزه هست که رفتی از تو خبر ندارم
 
سه روز هست که رفتی از تو خبر نداروم
ز اين غم جدايی چطوری طاقت بیاروم
آی دامن چین چین رفتی که بیاي فردا دوباره
اين رسم کجايه روزگاره
چشمم به درو دل بیقراره
بره خدا پشتو پناهت هی بره سیر بکنم نگاهت
اي واي گلم اي واي گلم رفت
عزیز جونم تاج سرم رفت
 
براي دانلود به ادامه مطلب برویددانلود آهنگ
نمی دونم چی میشه که گاهی دلم نمی خواد توی اين وبلاگ بنویسم و مدتها بی خیالش میشم . ولی بعد یه موقعی هم هوس می کنم بیام اينجا بنویسم . 
مشغله هاي زندگیم خیلی زیاد شده . خیلی خسته میشم . توانم کم شده . دیگه انگار حوصله و توان روحی هم ندارم براي خیلی از مسائل . 
چند روزه که اصلا توی یه حال عجیبی هستم . از روز اخر خرداد ریختم به هم . هی سعی می کنم بی خیال باشم و غرق بشم توی همین روزمره هاي زندگی . ولی گاهی به خودم میام میبینم یه اندوه عمیق و عجیبی
بسم الله الرحمن الرحیم
فضیلت و اعمال
مشترکه ماه شعبان

فضیلت ماه شعبان
شعبان ماه بسیار شریفى است و به حضرت سید انبیاء صَلَّى اللهِ
عَلِیهِ وَ آله منسوب است و آن حضرت اين ماه را روزه مى‌گرفت و به ماه رمضان
وصل مى‌کرد و مى‌فرمود شعبان، ماه من است هر که یک روز از ماه
مرا روزه بگیرد بهشت براي او واجب می‌شود و از حضرت صادق علیه السلام روايت شده
است که چون ماه شعبان فرا می‌رسید امام زین العابدین علیه السلام اصحاب خود را
جمع مى‌نمود و مى
روغن ار کارتل توسط پمپ روغن (اویل پمپ)کشیده شده وبه کانال هاي ثابت میل لنگ(یاتاقان هاي ثابت)منتقل میگرددوبه سر تاسر یاتاقان ها انتقال پیدا کرده وسپس به فیلتر روغن رفته و تصفیه میشود.سپس از طریق کانال متحرک و کانال اصلی به سمت میل سوپاپ رفته و پس از چرب کاری میل سوپاپ به روی سر سیلندر میرود و باعث چرب و روان کاری اسبک هاي سوپاپ می گردد و سپس از طریق مجراهاي بازگشت سرسیلندر به درون کارتل بر میگردد.
6 روز مونده  و 14 گیگ:))اصن مدیریت منو بايد ستود:)) دفعه پیش دو هفته اي تموم کردم نتم رو :)) تابستون پارسال بود:))البته واقعا خودم اين چند روزه اينقد اينستا رفتم که تمومش کنم :)) ولی انگاری میدونست میخوام تمومش کنم ، تموم نشد!حالا ازونور بوم نیفتم :)) اضافه بیارم:))به نظرم سه روز مونده تموم شه ببینم جقد مونده فیلم دان کنم
حالا ما نه با اين کار داریم که چرا کی روزه می‌گیره یا نه، نه می‌ذاریم کسی ازمون بپرسه چرا روزه می‌گیری یا نه؛ چون غالباً نه ما درست دربارۀ اين مسائل صحبت می‌کنیم، نه کسی، و کلاً هم قصد توجیه خودمون یا کسی رو نداریم؛ ولی وجداناً چرا وقتی در جواب به روزهاي؟» می‌گیم آره»، چُنین متعجب می‌شید؟ خب اگه می‌خواي جواب مد نظر خودت رو بشنوی چرا اصلاً می‌پرسی؟
و به همین صفحۀ مضحک تاپ‌بلاگ نودوشیش قسم هرکی بیاد اينجا بحث عقیدتی راه بندازه چُنان
یک چیزی سر جايش نیست و به گمانم هر چه بیشتر می گذرد انگار چیزهاي بیشتری سر جاي خودشان نیستند. انگار برخی حالات آدم در بعضی روزها براي همیشه باقی می ماند. یا شايد آن بعضی روزها تعیین کننده حال و روز تمامی روزهاي بعد آدم می شوند. معلوم است از چه حرف می زنم؟ بیان بعضی فکر ها با کلمات سخت است. آدم دلش می خواهد یکی نگاهش کند و از چشم هايش حالش را بفهمد و درکش کند و سری به نشانه پاسخ تکان دهد که یعنی درست می گویی، که یعنی فهمیدم، که من هم مثل تو فکر میکن
15 آذر "ملت عشق"رو برداشتم و گذاشتم رو همون میز همیشگی.کلی تعریف و انتقاد ازش توی مغزم بود و فقط اماده بودم که شروعش کنم،شب 24 صفحه ازش خوندم و خوابیدم،روزه بعد یعنی 16 آذر هم تا صفحه ی 63 و امروز هم تا 112حدودا 399 تا صفحه س اگر اشتباه نکنم!.تا اينجا بد نبود و احساسات الا برام قابل درکه.تو اين روزا از سال با وجود پودمان ها و امتحانا با کتاب خوندن اينگاری روی طناب راه رفتم.همیناش جذابه دیگه مگه نه؟.
40 روز بعد از زايمان وقتی دیدم خبری از لاغری نیست، -چون عروس خاله ام 15 روز بعد از زايمان انگار نه انگار که چند روز بیشتر نیست زايمان کرده- به اين فکر افتادم که یه راهی بايد پیدا کنم براي لاغری. و دقیقا از همون وقت میخوام برم باشگاه که تا الان جور نشده. آریان 5 ماهه بود که یه پیج توی اينستاگرام دیدم که تبلیغ دمنوش نیوشا داشت حتی براي خانومهايی که شیرده هستن. اون زمان وزنم 69 کیلو بود و بعد از مشاوره با مدیر پیج گفتن بايست یک پک 80 روزه استفاده کنید به
بسم الله
فضیلت و اعمال
مشترکه ماه شعبان

فضیلت ماه شعبان
شعبان ماه بسیار شریفى است و به حضرت سید انبیاء صَلَّى اللهِ
عَلِیهِ وَ آله منسوب است و آن حضرت اين ماه را روزه مى‌گرفت و به ماه رمضان
وصل مى‌کرد و مى‌فرمود شعبان، ماه من است هر که یک روز از ماه
مرا روزه بگیرد بهشت براي او واجب می‌شود و از حضرت صادق علیه السلام روايت شده
است که چون ماه شعبان فرا می‌رسید امام زین العابدین علیه السلام اصحاب خود را
جمع مى‌نمود و مى‌فرمود اى اصحا
بسم الله الرحمن الرحیم
فضیلت و اعمال
مشترکه ماه شعبان

فضیلت ماه شعبان
شعبان ماه بسیار شریفى است و به حضرت سید انبیاء صَلَّى اللهِ
عَلِیهِ وَ آله منسوب است و آن حضرت اين ماه را روزه مى‌گرفت و به ماه رمضان
وصل مى‌کرد و مى‌فرمود شعبان، ماه من است هر که یک روز از ماه
مرا روزه بگیرد بهشت براي او واجب می‌شود و از حضرت صادق علیه السلام روايت شده
است که چون ماه شعبان فرا می‌رسید امام زین العابدین علیه السلام اصحاب خود را
جمع مى‌نمود و مى
هوالمحبوب
یه جايی خوندم بعضی از ما فرزندان ناخواسته‌ی خداوندیم، اون لحظه کاملا درک کردم که نویسنده چه غمی رو تجربه کرده وقتی اين جمله به زبونش اومده. حالا دو سه روزه که حالم شکل عجیبی به خودش گرفته، تا حالا توی اين سی و یک سال، نشده بود که بی خبر از خونه بزنم بیرون، تا حالا با مامان قهر نکرده بودم، تا حالا زنگاي مامان رو رد نکرده بودم، حالا اما سه روزه باهاش حرف نمی‌زنم، هیچ حسی بهش ندارم، پر از خشمم و دستم به جايی بند نیست، پر از بغضم و اين ا
بنام خالق عشق
فضیلت و اعمال
مشترکه ماه شعبان

فضیلت ماه شعبان
شعبان ماه بسیار شریفى است و به حضرت سید انبیاء صَلَّى اللهِ
عَلِیهِ وَ آله منسوب است و آن حضرت اين ماه را روزه مى‌گرفت و به ماه رمضان
وصل مى‌کرد و مى‌فرمود شعبان، ماه من است هر که یک روز از ماه
مرا روزه بگیرد بهشت براي او واجب می‌شود و از حضرت صادق علیه السلام روايت شده
است که چون ماه شعبان فرا می‌رسید امام زین العابدین علیه السلام اصحاب خود را
جمع مى‌نمود و مى‌فرمود اى
خواهرم میگه امروز خواب بودم، بیدار که شدم دیدم بره‌ی ناقلا هم کنارم خوابه. رفتم تو آشپزخونه دیدم ظرفا رو شسته، سه تا تخم‌مرغ بدون روغن! واسه خودش پخته، دو تاشو خورده و یه دونه‌ی باقی‌مونده رو گذاشته تو یخچال، بعد هم اومده کنار من خوابیده!
کلا همیشه بچه‌ی عجیبی هست، حالا امروز عجیب‌تر هم بوده :) یک مورد هم قبلا از اين کارا کرده. نصف شب بی‌خواب شده، بلند شده رفته تو آشپزخونه واسه خودش لوبیا گرم کرده، سفره پهن کرده، بعد به دلیل نبودن نون، لوب
1_ می‌گفت:《 گفتم گناه دارن اومدن مسافرت که مثلا تفریح کنن ولی اينجوری آواره شدن، زن و بچه‌ام رو فرستادم خونه‌ی پدر زنم و خودم رفتم چند نفر از کنار ساحل پیدا کردم اوردم خونه، بهشون گفتم همین‌جا استراحت کنید و نگران نباشید، سه روز موندن و من هر سه وعده صبحانه، ناهار، شام براشون آماده می‌کردم و کلی عزت و احترام براشون گذاشتم، صبح روز چهارم بلند شدم و رفتم نونوايی نون گرفتم ، بعدش هم آش خریدم و برگشتم خونه، درِ حیاط که رسیدم دیدم از توی پارکین
"دیدم جلو آینه شبیه تصویری از گم تو ذهنم نشسم!
موهاي گوجه اي، تی ش"
صبح چند روز قبل نوت گوشی رو باز کردم، شروع کردم به نوشتن تا اين که چشمم به ساعت خورد و مجبور بودم تا همینقدر باقی بذارم و بدو بدو به آماده شدن و سر ساعت رسیدنم برسم.
قرار بود اينجوری ادامه پیدا کنه، موهاي گوجه اي، تی شرت گشاد که یقه ش یه وری کج شده، صورتی که هیچ سیاهی دور چشمی و رژ ِ رنگ و رو رفته اي نداره و ماگ قهوه تو دستم که آسه آسه ازش میخوردم و لود میشدم.
همیشه اين تصویر تو ع
خیلی ها هستند، توی زندگی آدم ها می آیند و می روند. ذوب میشوند و حل، و دریغ از ذره اي که دیده شوند. تمام بودن و عظمت و بزرگی آنها، خلاصه می شود در پشتِ خاطراتی که بعدها هر بغض کال را به اشک می رساند و عطر خیس گونه هاي تبدار را، در خلوتِ شبانه هاي تار، به التماسِ بارانی آسمان آشنا می کند. و در میان اين همه رفته هايی که رفته اند، هنوز مانده عطر تو ، توی خانه، توی کوچه، توی تمام روزگارِ من.گاهی می اندیشم، گرچه رفته اي اما هنوز که هنوز است، هست تر ا
چند وقت پیش تو ماشین وقتی داشتیم می‌رفتیم کلاس، بابا گفت زنگ بزن ببین ننه‌ رو بردن دکتر یا نه. شماره رو تو گوشیش وارد کردم، آورد م بابا». یادم افتاد که بابا آقا رو تو گوشیشبابام» سیو کرده بود عمو هم باباي خودم». کیان همیشه مسخره می‌کرد می‌گفت انگار می‌خوان باباشونو ازشون بگیرن. 
الان ۷۳ روزه که باباشونو ازشون گرفتن. 
سلام علیکم
اونقدر اين چند روزه همه گفتند دعا کنید براي بیمار ما، که یکی از رفقا پیشنهاد داد به مدت 5 روز، سیل صلوات راه بندازیم.هدیه به امام جواد سلام الله علیه و آله
از امروز دوشنبه شروع میشه تا جمعه
روزی 100 تا صلوات به نیت سلامتی بیماران مومنین و مومنات
اگه پايه اي که بسم الله.
دلم براي دخترکوچولوی همسايه یه ذره شده! چند روزه یا مهمون داریم و یا من کار دارم:/ درنتیجه نمیتونم برم بیارمش. صداش همش تو گوشمه. بچم نمیتونه جمله بسازه هنوز*__*  کلمه به کلمه منظورشو میرسونه و خیلیی باحال و شیرین کلمه ها رو ادا میکنه. هر دفعه که میارمش خونه، یه چند کلمه به دايره لغاتش اضافه شده. 
فعلا با دیدن فیلماش سر میکنم و از دیدنشون انرژی میگیرم.
اين نی نی ها چه ها نمیکنن با دل آدم:) . هر حرکتشون یه دلبری محسوب میشه. 
-رفته بودیم تبریز اين چند روز تعطیلی رو 
میخواستم بنویسم، زیاد ، ولی مگه همین سه تا کلمه بس نیست؟ "رفته بودم تبریز" . 
- شايد اگه مردم کلیبر برن دیگه حوصله شمال رو نداشته باشن. بهشته . بهشت واقعی. 
- تبریز قشنگ تر از تصورم بود . مگه میشه قشنگ نباشه؟ 
- تهران و تلخکامی من مانده است کاش، تبریز دیگری و شکر ریز دیگری
بايد که دین عشق تو را تازه تر کنم از کل روی ماه تو سی جزء بر کنم با آیه ی نگاه خود اعجاز می کنی وقتش رسیده اهل جهان را خبر کنم قدری نماز فاصله ها را شکسته کن راهی شدم به مقصد چشمت سفر کنم جايی که اشک هست تیمم مجاز نیست از چشمه اي زلال وضویی دگر کنم انگشت هاي عاشق تو ، گیسوان من اينگونه می شود فقها ! مسح سر کنم؟!عمریست روزه دار لبی پر تغزلم عشقم! غزل بخوان که لب تشنه ، تر کنمصوموا» براي بوسه تصحوا» نمی شود بگذار در کنار تو شب را سحر کنم
چیزی ک نگرانش بودم اتفاق افتاد
اونوقتی که به همسرم بله گفتم، نمیدونستم ک همچین چیزهايی هم ممکنه پیش بیاد
اون هم انقدر زود
طول مدت محرمیت مون دو و نیم ماه بود که حدود 20 روز و در سه مرتبه، طعم فراق رو چشیدیم.
بعد از عقد هم، خیلی.! 
تلخ ترین تجربه ی زندگی من همین فراق 24 روزه ی بعد از عقدمون بود.
و هنوز به آرامش نرسیده دوشنبه شب همسرم گفت همون که نگرانش بودیم شد زهرا.
گفتم چی؟
گفت حوزه ترم تابستونه ارائه نمیده.
و اين، براي همسر شهرستانی من یعنی بی ج
به پاهاي خودت
موقع راه رفتن نگاه کن
دائما یکی جلو هست و یکی عقب .
نه جلویی بخاطر جلو بودن مغرور میشه .
نه عقبی چون عقب هست شرمنده و ناراحت .
چون میدونن شرايطشون دائم عوض میشه.
روزهاي زندگی ما هم دقیقا همین حالته.
دنیا دو روزه ؛
روزی باتو ، روزی علیه تو ؛
روزی که با توهست، مغرور نشو .
روزی که علیه تو هست، ناامید نشو .
 
هر دو میگذره.
در جهت بهبود حال و احوال اينستاگرام رو از گوشی پاک کردم. مطمئن تا چند روز درد خماری می کشم اما خب چه میشه کرد ادم بايد از اعتیاد دست بکشه               احساس می کردم اينستا یکی از چیزايی که اعتماد به نفسم رو به طور موزیانه و غیر محسوسی کم می کنه و بگی نگی زیرزیرکی حالم رو بد می کنه.                    نظری دارید؟                  از جناب فیش نگار و سرکار خانم نبات خدا بابت کامنت ها و دلداری ها تشکر میکنم. یه سفر کوتاه یک روزه دارم که اگر عمری باقی ماند ش
و امروز قرمز و زرد و آبی و سفید و سیاه رو با هم قاطی کردم :) 
و روی بوم ۷۰×۵۰ شروع کردم :) 
سه تار عزیزم کمی دیگه صبر کن اين دختر زیادی خسته است و گرمشه و.
حال ندارم
بوی تینر هم دماغمو پر کرده چون دقیقا حوله ی آغشته به تینر جلومه! 
خسسسسسسسسسته ام 
شوهر خواهرهاي محترم یه تعارف نزدن که بالاسر برادر بمونن! بعد زنگ میزنم به مامان فاطمه می بینم مامان علی و شوهرش بعد بیمارستان رفتن خونه ی اونا! 
بابا که از ظهر بالاسرش بوده تا ۶ بعد نماز یعنی نزدیک نه دو
ساختمون دوتا کوچه اون‌طرف‌تر خیلی سریع بالا رفته و نماي سنگ‌شده‌اش از توی بالکن مشخصه؛ مثل هر برنامۀ دیگه‌اي بخش‌بخش پیش رفته و به نتیجه رسیده. نمی‌دونم شايد سازندگان اين ساختمون هم دارن کم‌کم فراموش می‌کنن که چه ذوقی براي اجرايی شدن اين برنامه داشتن؛ مثل من که تو روزمرگی فراموش می‌کنم دارم بخش‌بخش برنامه‌هام رو جلو می‌برم و نمی‌تونم از بیرون ماجرا بهش نگاه کنم و مثل قدیم ذوق کنم. گاهی دعاهام رو فراموش می‌کنم و حواسم نیست که هر بو
دو روزه هوا خیلی گررررررمه، منم پیاده میرم تا باشگاه تقریبا ۳۵ دقیقه تو راهم، یک ساعتم ورزش میکنم و دوباره همین راهو پیاده برمیگردم، اکثرا موقع برگشت خرید دستمه و خیلی بیشتر خسته میشم، اندازه یه بچه ۴ ساله هم غذا میخورم.همه اينا رو جمع کنین نتیجش میشه اينکه واقعا احساس ضعف و از حال رفتگی بهم دست میده، امشب یک ساعت طول کشید تا ریکاوری شدم.ورزش کردن تو اين هوا حرووومه 
کتابی که دارم می‌خونم مثل خودمه. داستان یه خطی داره: مرده به نامزدش که دوسش داشته نامه مینویسه اما رفته رفته به خاطر محیطی که درش هست و فاصله احساسش عوض میشه و دردی که به جونش نشسته باعث میشه علاقه اي وجود نداشته باشه و نامه هاش از عاشقانه بودن در میاد و به یه متن سنگین و فلسفی در باب معناي زندگی تبدیل میشه. ولی یه جوری شاخ و برگش داده که نمیفهمم. یه داستان دیگه ی کتاب یه جوری شخضیت ها رو میپیچونه به هم که من نمیفهمم اين آدمه یا اون حیوونه‌س که
یکی از راه ها و متد هاي مهم تغییر کردن نوشتن و تکرار مستمر اون رفتاری هست که می خواهیم انجام بدهیم.   و تهیه جدول برنامه روزانه اي از کار مثبت که هر روز به خودمان یادآوری می کنیم انجام بدهیم. 
و یا نوشتن عادت مضر و تمام مضرات اين عادت از بزرگ تا کوچک و مرور همه روزه مضرات اين عادت و تمرار اين کار تا چند ماه بعد ترک اين عادت بد هست.
همیشه بعد خوندن پستاي بقیه یادم میاد چیزی واسه نوشتن دارم :)) مثل همین پست :دی
اصولا براي شاد شدن و حس خوب داشتن حتی با چیزاي کوچیک من فکر میکنم بايد کودک درون آدم فعال باشه.مثلا من هنوزم اگه برم اسباب بازی فروشی اسباب بازی بخرم واقعا خیلی خوشحال میشم یا مثلا کارتون نگاه کردن رو به فیلم نگاه کردن رو ترجیح میدم.قربونش برم،بچه درونمو اجازه ندادم بزرگ شه ^_^
زمانی که بچه بودم عادت داشتم روی مرغ و خروس هايی که مامانم داشت اسم بذارم.یه خروس داشتم اسم
چشم که باز کردم ساعت ۴:۴۰ صبح بود ، با خودم گفتم "خو اذون که حدود ساعت ۵، یعنی اول ماه ۵ بی الان هم رفته جلوتر حتما:| " مثل جت از جا بلند شده و به سمت اشپزخانه دویدم ، ظرف عدسی که از دیشب براي سحر زیرِ چشم کرده بودم را از یخچال بیرون کشیدم،آه از نهادم بلند شد ، ظرف یخ بسته بود و گرم شدنش طول می‌کشید، چند دقیقه‌اي روی اجاق رهايش کردم بلکه گرم شود، همزمان به حیاط رفتم، هیچ صدايی به جز صداي کولرها به گوش نمی‌رسید، دوباره برگشتم، عدس را داخل یخچال بر
ماه رمضان هم به اتمام رسید. چند باری قصد کردم که راجبش بنویسم اما نشد تا اينکه زمان از دست رفت و اين ماه به پايان آمد اما به هر حال به خودم گفتم سعی خود را بکنم تا چند کلامی از اين ماه بنویسم.
ماه رمضان، ماهی که براي ما ايرانیان علاوه بر مذهبی بودن آن، نوستالژی‌هاي خاصی را به همراه دارد. از بچگی‌هايمان گرفته که اصرار داشتیم ما را براي سحری بیدار کنند تا اينکه بتوانیم تا ظهر دوام بیاوریم و روزه کله گنجشکی بگیریم. از سحری‌هايی که به اصرار مادر ب
امروز به دعوت بابا اهالی خانواده یعنی زن و بچه و دامادین رو دعوت کردن ارم شیشلیک خورون
اينقدر خوردم که جا نداشتم داشتم میمردم 
بعد از ناهار هم رفتیم با حمید آبمیوه خوردیم!
شب هم با مامان  فالل و حمید رفتم پاژ چندتا چیز میزی خریدیم شام خوردیم برگشتیم. بابا رفته بودن خونه عمه جون امیررضا و فاطمه و سینا هم رفته بودن باغ یکی از فامیلاي سینا
پ.ن: من هیچ انگیزه و آرزویی ندارم براي ادامه زندگی به جز خانواده م.
هرچه قدر انگیزه کمتری پیدا میکنم وابستگی
بیرون خوابیدیم تو حیاط چهارتايی.اون سه تا خواب رفتن و من از شدت نور زیاد ماه که امشب همه جا رو روشن کرده نتونستم بخوابم.اومدم داخل و الان یه باد خنکی میاد و دارم تو تاریکی عزیزِ جانِ فریدون رو گوش میکنم؛ دیده بر رهت دارم، در دل شب تارم، در غم تو بیمارم، تا دوباره برگردی، بر هر کرانه رفته اي، به یک بهانه رفته اي، دلم نشانه رفته اي، بجویمت ز بی نشان ها، دوباره پیش من بیا، ببین که میشود به پا، نواي شور و نغمه ها، ز کوه و دشت و آسمان ها.
شبها چه قدر ه
سلام ماجراي واقعی که یکی از دوستان ساکن یزد برايم فرستاده بدون دخل و تصرف خدمتتان نقل می‌کنم:
((دل به یار و سر به کار ))
روايت یک داستان واقعی!!
چند روز پیش کیف مدرسه اي پسر و دخترم رو دادم براي تعمیرات. نو بودند ولی بند حمايل و یکی از زیپ هاي هرکدوم خراب شده بود.کاغذ رسید» رو از تعمیرکار تحویل گرفتم و قرار شد یکی دو روزه تعمیرشون کنه و تحویلم بده. دو روز بعد، حدود ساعت ۱۱ شب براي تحویل کیف ها مراجعه کردم
ادامه مطلب
سلام ماجراي واقعی که یکی از دوستان ساکن یزد برايم فرستاده بدون دخل و تصرف خدمتتان نقل می‌کنم:
((دل به یار و سر به کار ))
روايت یک داستان واقعی!!
چند روز پیش کیف مدرسه اي پسر و دخترم رو دادم براي تعمیرات. نو بودند ولی بند حمايل و یکی از زیپ هاي هرکدوم خراب شده بود.کاغذ رسید» رو از تعمیرکار تحویل گرفتم و قرار شد یکی دو روزه تعمیرشون کنه و تحویلم بده. دو روز بعد، حدود ساعت ۱۱ شب براي تحویل کیف ها مراجعه کردم
ادامه مطلب
چقدر تلخ بود کتابو میدیدم میخواستم ازش فرار کنم :(
از کتابخونه امانت گرفته بودم و دوبار تمدید کردم از ی طرف نصفشو که خوندم دیگه نمیخواستم بخونمش و از طرف دیگه نمیخواستم کتاب رو کامل نخونده تحویل بدم تو اين دو روزه تمومش کردم خوب شد کامل خوندمش
چقدر گریه کردم براي مرگان و هاجر
ولی میدونم ما آدما قدرت تحملمون بالاس وقتی چاره اي نداری ، نداری دیگه
اگر میدانستی براي اين قالی رنگ رنگ چه گلهاي زیبايی بر سر دار رفتند تا خانه ات زیباتر شود خلع نعلیک میکردی و هر قدمت را ورود به جنت میپنداشتی؛ به سلام آمنین چه نیمه شبها که در سکوت جبهه هايش نقش "محرابی" میزدند و اللهم ارزقنا شهادت میخواندند براي زیباتر شدن "گلفرنگ" سرخ فرداي عملیات چه "افشان" ها بافتند با شاخه هايشان شمشادها؛ وقتی زنجیر هیئتی حسین (ع) شدند در شور آخر شب ارونداين نقش "تلفیقی" زیبا که میبینی اثر هنر دست و دل سرو قامتانی ست که ه
کتاب "کوچولوی اضافی" یه داستان واقعی و البته جالب.
وقتی اين کتاب را می خوندم یادم اومد که براي خاله گرامی ما هم، چنین اتفاقی افتاده بود و البته خدا را شکر به خیر گذشت.امان از اين دکترهاي صرفاً آمپول زن!(لبخند)
کتاب خوبیه.پیشنهاد می کنم بخونید.
نصف روزه تموه.
خصوصا براي کسانی که اهل خاطره نویسی هستند، خواندنش خالی از لطف نیست.

از اينجا می تونید دانلود کنید
بهترین) خواهرم:
”تولدت یه روزه مثل بقیه ی روزا و هیچ ارزش بخصوصی نداره جز اينکه به بعضیا وجودتو یادآوری کنه ،‌ البته اگهه یادشون بمونه
تمشک‌ترین) ”در من خری هست که همچنان تو را دوست می دارد،
 و در تو چیی هست که هیچ‌وقت نمیفهمد.
تولدت مبارک
+جواب دومی رو چون نمی‌تونم به صاحبش برسونم، همین‌جا تخلیه می‌کنم دور هم باشیم:
 شما انقدر صاف و شفافی که درون و بیرونت هیچ فرقی باهم نداره مهندس.✋
* مثل همونی که به بعضی فیلما می‌دادن.
چند روزه دوباره شروع کردم کار کنم اين خاطره یادم افتاد خواستم بنویسماون اوايل که شروع کرده بودم کار کنم بهم گفتن منتظر باش تا طرح وبرات بفرستیمبا نیما رفته بودم بیرون تو کافی شاپ بودیم رو گوشیم ی پیام اومد ب ايمیلم از طرف همون شرکت . به شدت ذوق زده شدم همونجا بند و بساط لپ تاپ و باز کردم شروع کردم نقشه کشیدناون طرح هم ساده بود و قرار بود که 120 تومن بگیرم برا اون نقشه من که مشغول نقشه بوم نیما فقط داشت غر میزد که مگه تو محتاج 120 تمنی؟اصلا مگه تو
221
در چند جاي قرآن کریم (*) ذات اقدس الهی فرمود اين
ها شما را به شگفتی وادار نکنند، اينها حسنه نیست، اينها تکاثر است، کوثر نیست.
نگویید حالا فلان شخص که اهل نماز و روزه نیست، وضع
مالی‌ او خوب است.
آیه 55 سوره توبه» اين بود: فَلا تُعْجِبْکَ أَمْوالُهُمْ
وَ لا أَوْلادُهُمْ إِنَّما یُریدُ اللّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ بِها فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا
وَ تَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَ هُمْ کافِرُونَ»؛ اينها همان ابزار بلاي اوست، شما دو
روز صبر کن ببین، چه گرف
من او سی دی یا همچین چیزی دارم. مثلا وسواس دارم که کنش هاي اجتماعی ام _ اوه شت_ خوب از آب درنیايند. منظورم اين است که من درد مقبولیت دارم. دلم میخواست میتوانستم همه چیز را به یکی از اندام هايم دايورت کنم اما نمیتوانم. نمیتوانم چون نمیشود. چون حرف مردم برايم مهم است. چون نمیتواند نباشد. اين حرف ها که هی به اين و آن میگویم خودت باش و به حرف مردم اهمیت نده ، شعارند. خودم مثل سگ تویشان مانده ام. خودم مثل سگ به حرف دیگران اهمیت میدهم. خودم، خودم نیستم. و
گذر زمان واقعا میتونه تغییرات اساسی ايجاد کنه.
مثلا منی که از چند نوع غذا به شدت بدم میومد الان دیگه برام تفاوتی ندارن یا مثلا جاهايی که هیچ علاقه اي بهشون نداشتم رو الان با علاقه میرم و حتی هم صحبتی با خیلی ها رو که روزهايی شده بود عادت هر روزه م رو دیگه تمايلی بهش ندارم.
زمان و روزهاي زندگیمون یکی یکی داره سپری میشه و من اين روزها به شدت گذر اون رو در زندگیم حس میکنم.
همه ش حس میکنم زمانِ یکسری چیزها داره میگذره و دارم از زندگی عقب میافتام در ح
کلا زندگی دو روزه،
فردا ممکنه نباشیم.
قدر هم رو بدونیم.
درباره بقیه اون قسمت پیر درون، که هر روز بیشتر کشف میکنم،
اين افراد،
معمولا همه ش به اينو اون گیر میدن (میپرن و پاچه میگیرن) که اينکارت غلطه اونکارت غلطه، اينکارت فضولیه، زیاد حرف نزن، و. توهین میکنن، و.
ولی دقیقا خودشون همه اين خصوصیات رو دارن.
اين افراد تنها میمونن.
4 نفر رو تا الان مشابه اين افراد دیدم (با خصوصیات اينها، که کاملا تنها موندن).
راستی بچه ها،
من تا حالا با 16 تا مصاحبه اي گر
#دوستان عزیزی که نماز و روزه و ختم قرآن قضاي اموات(ره) برگردنشان میباشد می توانند با مراجعه به منوهاي بالاي صفحه وبلاگ وارد گزینه نماز و روزه استیجاری شوند واين دین بزرگ را از خود ساقط کنند  /\   /\
 
 
١٥٧»أُولئِکَ‌ عَلَیْهِمْ‌ صَلَواتٌ‌ مِنْ‌ رَبِّهِمْ‌ وَ رَحْمَةٌ‌ وَ أُولئِکَ‌ هُمُ‌ الْمُهْتَدُونَ‌ آنانند که برايشان از طرف پروردگارشان،درودها و رحمت‌هايى است و همانها هدايت‌یافتگانند. نکته‌ها: کلمهصلوات»از واژه‌ىصلو»به م
سخنرانی سید منصور مرتضوي رئیس اداره ی مشاوره تربیتی و تحصیلی در جلسه رؤساي ادارت آموزش و پرورش استان کرمان. 
در اين جلسه  ايشان بر طرح  توانمندسازی مشاوران و دانش آموزان تأکید کردند و خاطرنشان ساختند که مدارس  بايد اهمیت ویژه براي اجراي طرح  همیار مشاور قائل شوند تا به شعار هر کلاس یک همیار مشاور» جامه عمل پوشانده شود.ايشان به اهمیت مشاورین در  طرح نماد(نظام مراقبت از دانش آموزان) اشاره کردند. سید منصور مرتضوي  ادارات آموزش و پرورش را  م
درد از بندِ انگشتانم شروع و به کمر منتهی میشود.
بعد از ظهر کمی زیاده روی کردم شايد اما ارزشش را داشت.
چیزی شبیه به پتک را برداشتم و افتادم به جانِ دیواری که قرار بود تخریب شود،کاری سنگین و زمخت که زیادی براي من و دخترانه هايم سخت بود،اما راهی براي تخلیه ی خشمم سراغ نداشتم،با اصرار پتک را گرفتم و مشغول شدم،رفته رفته سختی جاي خود را ب لذتی وصف نشدنی داد.
در حین کار کردن صداي مشاجرشان به گوش میرسید_البته شايد بهتر است بگویم سخنرانی غرايی به راه ا
اين روزا خیلی آشفته م آشفته و پریشون،از چهرم میباره غم رخنه کرده تو سلول سلولم تو وجودم تصور کنین کلی از وقتی که زیر چشمام چاله ايجاد شده بود میگذره و خوب شده بودم بازم برگشت. من دوسِت دارم درسته که اين مِهر به اين سادگیا ولم نمیکنه و بیشتر از اين حرفا دمار از روزگارم در میاره اما مطمئنم اين غما اگر نکُشَتَم آدمم میکنه ارزش آدما اندازه تايمیه که بهشون فکر میکنی خیلی با ارزشی‌،با ارزش بودن جذابه نه؟تو چی میفهمی از اينا =)چند بار بهتون گفتم به
تیم پارس جنوبی جم از فردا(سه‌شنبه) اردوی تدارکاتی خود را در سرعین اردبیل برگزار می‌کند.




به گزارش "ورزش سه"، اعضاي تیم فوتبال پارس جنوبی روز
سه‌شنبه جهت برپايی یک اردوی تدارکاتی 10 روزه تهران را به مقصد سرعین
اردبیل ترک می‌کنند.
ادامه مطلب
+ حس میکنم دیوار زندگیم کج رفته بالا.حس میکنم هرکاری کنم دیوار زندگیم همچنان کج میره بالاحس بدیه- چرا فکر میکنی دیوار زندگیت کج رفته بالا و نمیشه درستش کرد؟شايد تو داری کج میبینیش؟شايد اونقدرها هم کج نیستشايد اصلا کج نیست+نمیدونممثل یه مهندس شکست خورده شدم که حس میکنه ساختمانی که ساخته کجه مهندسی که به بن بست خورده.- ولی یه مهندس خوب با احساساتش خونه نمیسازه و تصمیم نمیگیره . میشینه حساب کتاب میکنه ببینه کجا رو اشتباه کرده و تلاش
هوالرئوف الرحیم.
28م میشد 100 روزگی فسقلک. یادم رفت تا 31 م. 
صبح پاشدم کیک پختم. بعد خاله تولدیا اومدن و تولد بازی و کیک و پیتزا خوری. تمام شد رفتن.
بعد که رضا اومد جشن گرفتیم.
صبح زنگ زده بودم به رضا گفته بودم که یادمون رفته و اون گفته بود عیب نداره امروز میگیریم.
بعد کیک و چاي آوردم و عکس گرفتیم و یهو رضا کادو بهش یه دستبند مدل مال یاس هدیه داد.
انقدر به چشمم قشنگ اومد کارش که نگو. چون بدون هماهنگی و از ذوق خودش رفته بود اين کارو انجام داده بود.

صبح ع
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب