نتایج پست ها برای عبارت :

ارشاد کرده کارای تو کمرمو خم

در
راستای توسعه و ترویج فعالیت های فرهنگی و هنری برای زندانیان، با حضور
روسای ادارات بازداشتگاه و فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان نطنز در اداره
بازداشتگاه شهرستان نطنز،تفاهمنامه ای منعقد گردید .
ادامه مطلب
دانلود آهنگ جدید ارشاد بازپرس
دانلود آهنگ ارشاد به نام بازپرس کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ ، با لینک مستقیم ، همراه با پخش آنلاین و متن آهنگ
دانلود آهنگ فوق العاده بازپرس با صدای ارشاد از جوان ریمیکس
تنظیم : شهرام جی اچ
Download New Music Ershad – Bazpors

شنوندگان عزیز هم اکنون می توانید موزیک جدید ارشاد را از جوان ریمیکس دانلود نمایید.
موزیک جدید ارشاد، بازپرس نام دارد.
این موزیک در سبک دیسلاو قرار دارد.
تنظیم این موزیک به عهده، شهرام جی اچ می باشد.
جهت دانلود آهنگ ج
شبا که میخوایم بخوابیم، حاجعلیاقا بعد ازین که یه ساعت رو کله و دست و پای من میپره و از هفت ناحیه ناقصم میکنه، میره پیش باباش و مث جوجه ها سرشو زیر دستای بابا فرو میکنه که یعنی کمرمو ماساژ بده تا خوابم ببره! اگه هم باباش خواب باشه انقد اعتراض میکنه تا بیدار بشه (والا رضاخان هم با اون همه زورگویی نمیتونست اینجوری وسط خواب و بیداری از باباش ماساژ بگیره!)
پنج دقیقه که ماساژ گرفت دوباره میاد میپره رو سر و فرق من!
دوباره میره پیش باباش
دوباره میاد.
و
کتاب دوستی های قبل از ازدواج : بررسی روابط دختر و پسر با استدلال های خودمانی
 
کتاب دوستی های قبل از ازدواج : سید مجتبی حورایی، دکلمه گران
معرفی:
این کتاب را خانم نیلچی زاده در برنامه ی سمت خدا معرفی نموده است. کتاب خوبی است با استدلال های خودمانی
بریده کتاب(۱):
هیچ وقت فکر نکرده اید زمانی که حضرت یوسف با زلیخا تنها شدند و زلیخا به یوسف پیشنهاد ارتکاب گناه داد، چرا یوسف شروع به اصلاح و ارشاد نکرد؟ مگر او پیامبر نبود و پیامبران برای ارشاد مردم
معاونت فرهنگی دستورالعمل جدیدی را برای تخصیص کاغذ و نظارت بر مصرف آن تصویب کرده است.
به گزارش روابط عمومی ایران مال، تمامی ناشران متقاضی درخواست کاغذ، باید مدارکی مانند تصویر پروانه معتبر
نشر، اطلاعات مربوط به شماره مجوز صادر شده از سوی سامانه صدور مجوز چاپ و
نشر کتاب دفتر توسعه کتاب و کتابخوانی‌، تصویر مجوز ادارات کل فرهنگ و
ارشاد اسلامی استان مربوطه (برای ناشران شهرستانی) را در سامانه بارگذاری
کنند.
چنانچه کتابی، جنبه کتابسازی داشت
اگر پونز» مسئله حجاب را حل کرد،گشت ارشاد و گزارش مردمی هم می‌کند  چرا ن محجبه در کشورهای اسلامی دچار تردید نمی‌شوند؟عصرایران؛ مصطفی داننده- این روزها تصمیم‌های زیاد در مورد برخورد با بدحجاب‌ها و بی‌حجاب‌ها گرفته می‌شود. نمونه‌اش همین گزارش دادن مردم به مسؤولان در مورد بدحجابی.در سخنرانی‌ها و خطبه‌های نماز جمعه هم شاهد بررسی مسئله حجاب هستیم. نمونه‌اش آیت‌الله علم الهدی که گفته است: دختر خانمی كه موهای پریشانت را بیرون م
قیام یا سکوت؟
" مثال دیگر که مثال زدم مساله قیام و سکوت بود. این مساله هم بسیار قابل بحث است، فرصت نخواهد بود که در این جلسه به طور کامل در اطراف این مطلب بحث کنم. برای نمونه سید الشهداء سلام الله علیه را از یک طرف، و امام صادق علیه السلام را از طرف دیگر ذکر می کنم.امام حسین علیه السلام بدون پروا، با آنکه قرائن و نشانه ها حتی گفته های خود آن حضرت حکایت می کرد که شهید خواهد شد، قیام کرد. ولی امام صادق علیه السلام با آنکه به سراغش رفتند اعتنا ننمود
نهاد کتابخانه های عمومی کشور با همکاری بنیاد بین المللی امام رضا علیه السلام و معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درراستای ترویج فرهنگ رضوی و گسترش مطالعه کتاب های مناسب، به مناسبت ایام فرخنده دهه کرامت، نهمین جشنواره ی کتابخوانیرضوی را برگزار می نماید.علاقمندان می توانند جهت کسب اطلاعات بیشتر به آدرس  http://razavi.iranpl.ir مراجعه نمایند یا شماره تلفن 09132261137 آقای فرهادی تماس حاصل فرمایند
رسیدن به یک روز به‌ یاد ماندنی برای هنرمندان تعزیه نزدیک به دوسال زمان برد. 30 آبان‌ ماه سال 1389 درحالی‌ که کشور ترکیه نیز متقاضی ثبت جهانی این هنر آیینی- مذهبی بود، یونسکو تعزیه را به نام ایران به ثبت‌ جهانی رساند. دی‌ماه سال 1388 یونسکو فرصتی سه‌‌ ماهه برای تکمیل پرونده تعزیه داد؛ پرونده‌ای که بیش از چهار‌سال بود پیگیری می‌شد. سرانجام سیدعظیم آستین‌ها را بالا زد و فیلم تعزیه ایران» را ساخت و پرونده 40‌ صفحه‌ای آن را با همکاری پژو
حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست

آشفته بازار کتاب واقعا به شکل ناعادلانه ای دارد مولف ایرانی را از گود خارج می کند.
معلوم نیست چرا وزارت ارشاد ناشران سوداگری مثل میلکان را که فقط کتابهای خارجی بنجل ولی پرفروش منتشر می کنند وادار به گرفتن کپی رایت نمیکند؟ 
البته این هم پایان ماجرا نیست. نشر هوپا همین کتابهای بنجل را با کپی رایت منتشر می کند.
بگذریم.
در این وانفسا بنده و چند دوست دیگر برای ترویج مطالعه آثار فارسی یک حلقه راه انداخته ایم با نام
بعد از یه مدتی دیدم تو مدرسه نماز جماعت برگزار میشه منم گفتم بزار شرکت کنم که برم خونه انقد میلمبونم که در حال م .باز زورم میاد بخونم!.آینده نگری به این میگن!
مشاور دینی مدرسه هم معمولن پیش نماز بود.در نتیجه ارادت خاصی پس از مشاهده من بهم پیدا کرد!.ولی نیتمو نمی دونست که همون ناهار خوردن بی دغدغه بود!
یه مدتی گذشتو منم هی میرفتم که دیدم یه برگه چسبوندن به دیوار که ینی اسمتونو بنویسین!
روشم یه همچین چیزی نوشته بود "میدونم نمی خوای ریا ک
استخدام گرافیست در برخی از سازمانها از جمله صدا و سیما – وزارت ارشاد، شرکت های تبلیغاتی، چاپخانه ها، مراکز آموزشی و بسیاری از شرکت های بزرگ که واحد بازاریابی و فروش دارند امکانپذیر است. از آنجا که کسب تجربه برای موفق شدن در این شغل بسیار مهم است، گاهی نیاز است گرافیست برای کسب تجربه کاری بیشتر، محل کار خود را عوض کند. با توجه به اهمیت روزافزون بازاریابی و تبلیغات و توجه ویژه همه سازمانها و شرکت ها به آن و از طرف دیگر رشد حوزه تصویرسازی و ط
اسم‌ها روی هوا ساخته نمی‌شوند و پشتوانه مفهومی دارند و طبعا بهتر است که از عنوان‌های استفاده کنیم که مفهوم دقیق‌تری را از آن دستگاه/مجموعه به مخاطب منتقل می‌کنند.
وقتی ما مثلا به جای کلمه نیروی انتظامی، همواره از کلمه Police استفاده می‌کنیم، باید هم شاهد این باشیم که بخشی از جامعه نسبت به عملکرد نیروی انتظامی دچار کج فهمی شود و نیروی انتظامی را در حد ارشاد کردن تنزل دهد.

انتظامی: انتظامی . [ اِ ت ِ] (ص نسبی ) منسوب به انتظام . (فرهنگ فارسی معین
تو که یه پات لب گوره دیگه چرا؟!
خجالت داره بخدا !》
به پیرزنی داشت میگفت که موهاش بیرون بود.
گفتم اینجا رو اشتباه اومدی رفیق!
این بنده خدا کل روسریشو هم از سرش برداره حق عتابشو نداری!!
در واقع یه معذرت خواهی بزرگ بهش بدهکاری!
تعجب کرد.
حجاب فلسفه داره حجاب برا عفافه برا سلامتی روان جامعه ست برا سود رسانیه و این اون وقتیه که خانم جوون باشه
پیر فرتوتی که دیدن نداره حجابم نداره
بله اون که میگن از توی پیر دیگه بعیده اینجا نیست. اخلاقیات و گذشت و سن
آدمای خوب هم در شرایطی کاراي بد انجام میدن ،
گرچه یه روزایی هم میتونن بد باشن و کاراي خوبی بکنن ،
وقتی در میانه ی همه حرفای نگفته ام به گلایه هام میرسم اونا رو تو خیسی چشام حل میکنم و به خودم میگم ،
تو که همه جوره از تقدیر طلب کاری  اینم روش ،:
و این منم 
که دیگه  حتی با خودمم دردودل نمیکنم به گمانم غم وغصه هم از دست من عاصی شده ،
خیلی ها فکر میکنن چون کسی دور و برشون نیست یا با هیچ کس رفت و آمدی ندارن ،
تنهان 
ولی تنهایی رو کسی میفهمه که شلوغی دورو
چرا
غفلت از سرمایه‌های نمادین سبب نفوذ فرهنگ‌های سطحی می‌شود؟


در
هیاهوی به رقص آمدن دبستانی‌ها از شادی و تلاطم برخی مسئولان از خشم، با آهنگ
جنتلمن ساسی‌ مانکن، پرسش مهمتر از چرایی پخش این آهنگ در مدارس، این بود که چه‌طور
همه این بچه‌ها کلمه به کلمه این آهنگ نه‌چندان با ادبانه را حفظ‌اند؟ حالا که چند
هفته‌ای از این ماجرا می‌گذرد شاید مسئولان بتوانند فارغ از هیاهوها و فشارهای
ی کسانی چون علی مطهری به این پرسش پاسخ دهند که چرا در
رشد قارچ گونه گروه های تعزیه خوانی که غالبا نظارتی نیز از سوی متولیان امر بر عملکرد آنها از حیث فنی و تخصص و اخلاقی نمی شود صرف نظر از اینکه جای خوشحالی است که مناقب اهل بیت علیهم السلام از این طریق در فضای جامعه منتشر می شود لکن در صورتی که اینگونه که اکنون به پیش می رویم و آن چنان نظارتی بر این گروهها نمی شود، خود می تواند به تهدیدی اساسی برای اعتقادات دینی مردم مومن ایران اسلامی باشد.
اینکه چند نفر به راحتی با پر کردن چند فرم و طی مراحل ادار
کنسرت هنرجویی آکادمی موسیقی سرنا در اسفند ماه 96 در سالن سیروس صابر وزرات ارشاد کرج برگزار شد. در این اجرا گروه موسیقی کودک آموزشگاه سرنا به سرپرستی خانم مریم روحبخش تئاتر موزیکالی را با نوازندگی و اجرای کودکان انجام دادند.
بیست سالگی برای من سن خیلی مهمیه و همیشه برام مهم بوده که تا قبل از اتمام بیست سالگیم، من حسابی کیف کرده باشم و کاراي مفید کرده باشم و به معنای واقعی "زندگی" بکنم. و خب من اینجام و تقریبا پنج ماهی از بیست سالگیم گذشته و من این اواخر زیاد از شرایط راضی نبودم.
بنابراین همونطور که چند روزه ذهنم درگیر شده، امشب یه لیست نوشتم از بیست کاری که تا قبل از تموم شدن بیست سالگیم باید انجام بدم. البته ممکنه به مرور باز فعالیت هایی بهش اضافه بشه اما چون اولین
ِ_آخرین پستم دقیقا روز قبل عروسی دوستم بود و الان دقیقا شب بعد از عروسی دوستم ،یعنی دیشب این موقع من بغل دست دوستم تو جایگاه عروس نشسته بودم و با اون یکی دوستم مثل ندیده ها عکس میگرفتیم ، و یک ساعت بعدشم وقتی بغلش کردم چشماشو دیدم اشکم در اومد و با این جمله به آقای داماد :آقا امیر مواظبش باش ،سالنو ترک کردم . وقتی به سمت در میرفتم جوری دیگران نگام کردن که از کرده ی خود پشیمانم تا حالا این همه آدم یه جا باهم اشکمو ندیدن و البته تاحالا بخاطر هی
.دلم جنگل، دلم باران، دلم اصلا غلط کردهدلم بوسه، لب یاران، دلم اصلا غلط کردهدلم دریا، دلم ساحل، دلم یک کام پر حاصلدلم خلوت، دلم جانان، دلم اصلا غلط کردهدلم یک شب، دلم یک تب، به عشق یار شیرین لبدلم شاعر، دلم دیوان، دلم اصلا غلط کردهدلم خنده، دلم شادی، دلم فریاد آزادیدلم پروازی از زندان، دلم اصلا غلط کردهدلم مو را، شب او را، دلم آن چشم جادو رادلم یک صبح جاویدان، دلم اصلا غلط کردهدلم خواهش، دلم بارش، جواب ناب و بی پرسشاز آن شیرین لب خندان، دلم
و وقتی اون حرفا رو شروع بکنم
قطعا باید براشون یه برچسب جداگانه انتخاب بکنم و تا آخر عمرم درمورد این
موضوع بنویسم . ولی تا میام بنویسم میگم نه بیخیالش تو سایت
جدید بنویسشون ! الان خوددرگیری سایتی_ وبلاگی گرفتم ‍♀️‍♀️
من
اتاقم تو تابستون از بقیه نقاط خونه ۱۰ درجه خنک تره . بعد نصف شب بقیه
گرمشونه ولی هوا برای من عادیه . اونا میرن کولر روشن میکنن . و اتاق
من هواش دقیقا مثل اواسط آبان میشه و با افتخار اعلام میدارم که بنده
دارم س
وزن : مفاعِلاتُن/مَفاعیلُن تفنگ در دستِ خود دارم    ولی که می بوسد ایران رافشنگ هم گر جهد از آن   چو لاله بوید خیابان رااگر اسیرِ ائوین اَستم   شکنجه ها لِه نکردندمکه من گُلستانه می بینم   تمام سلّول و زندان راچو پایدارم به میثاقم    معلّمم در رهِ ایمانبدان که نیّت چه خوش دارم    نجاتِ طفلِ دبستان راقزل حصار و ائوین و قصر؛    که پایه هاشان چه لرزان استبه ناخنم می کَنَم از جای    بتون و دیوار و سیمان راز هُرمِ گرمایِ تابستان،    هوایِ آلو
آموزشگاه هنرهای تجسمی کنته در شریعتی
مشاهده تلفن تماس و آدرس آموزشگاه
آموزشگاه هنرهای تجسمی کنته در شریعتی
آموزشگاه
هنرهای تجسمی کنته در شریعتی محدوده ظفر یکی از بهترین آموزشگاه های
هنرهای تجسمی در شمال تهران می‌باشد که با دوره‌های تخصصی آموزش طراحی،
نقاشی، تصویرسازی، عکاسی، مجسمه سازی، دکوراسیون داخلى، اسکیس و راندو،
پرسپکتیو تخصصى همراه با مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در خدمت هنرجویان مشتاق می‌باشد.
هنرهای
تجسمی مجم
در حالی که غروب شده بود و منتظرش بودم و هی نگاهم به ساعت آشپزخونه بود از صندلی روی میز رها شدم و خودم به کتری جوش رسوندم که یه ماگ قهوه درست کنم.پنجره چوبی آشپزخونه باز بود و عطر شمعدونی هایی که بهار باز شده بودن رو داشتن سومین ماه بهار رو طی میکردن به شمامم میخورد .دمپایی که رو سرامیک آشپزخونهصدا میکرد هدیه ای بود خودش تو سفری نزدیک کاری برام آورده بود.لباسم رو خودم ودخته بودم گلی گلی بود نازک و با نسیمی که دم غروب خودشو تو آشپزخونه مهمون کرده
یادتونه آذر 97 من این پست رو گذاشتم؟
ممنون که یادتون اومد :)
برای اونایی میگم که زندگی شون براشون مهمه و دوست دارند توش شاد و سرحال باشن :) بیاییم این هفته ی وسط تیر ماه رو دوباره کاراي عقب افتادمون رو انجام بدیم. بریم بیافتیم به جون گوشی هامون، سیستم هامون، میز کارمون. خانم های خونه برن سراغ کابینت و یخچال و بریم یه سری به روند روابط خانوادگی مون بزنیم. به کیا خیلی وقته حتی یه سلام هم نگفتیم؟
و کلی کاراي خلاقانه که مدام عقب افتاده.
برام بگید که
چرا فیلم غلامرضا تختی» نفروخت؟

از 25 اسفند 97 تاکنون سینمای ایران با
اکران هفت فیلم کم‌وبیش حدود 47 میلیارد تومان فروخته. سه میلیون و 500 هزار نفر
سینما رفته‌اند که سهم فیلم غلامرضا تختی» حدود 66 هزار نفر است و این فیلم خوش‌ساخت
بسختی دارد خودش را به مرز یک میلیارد تومان فروش می‌رساند[1]. این در حالی است که حدود یک
میلیون و 700 هزار نفر به سینما رفته‌اند برای دیدن رحمان 1400» و این فیلم در
حالی دارد از مرز 22 میلیارد تومان فروش می‌گذرد که تازه ار
امام جمعه محله سورو خبر داد؟؟
شیخ فهیمی گفت: همایش بزرگ تجلیل از حافظان و قرآن آموزان اهل سنت کشور به میزبانی محله سورو در بندرعباس برگزار می شود.
به گزارش شریعت نیوز شیخ  محمد صدیق فهیمی »، امام جمعه اهل سنت محله سورو  اظهار کرد: در این همایش از 100 نفر از حافظان و قرآن آموزان اهل سنت استان های هرمزگان، گلستان، مازنداران، گیلان و خراسان تجلیل خواهد شد.
وی، شناسایی و تکریم حافظان و قرآن آموزان، ترویج فرهنگ قرآنی در جامعه و تشویق افراد به وی
روزمرزه نویسی بیش از حد من رو ببخشید.
و بعد از هر اردیبهشت ماهی خرداد ماهی هم هست که انتظار تاآخر شب بیدار موندن و کاراي تحویل پروژه و امتحانات سنگین مارو میکشه؛
بیاین حالا دیگه دست به دعا شیم زودتر تموم شه که ستون مهره هام و بدنم از بیخ و بن درد میکنه.
باربری گلسار رشت
باربری گلسار رشت ، آدرس باربری در رشت
باربری رشت تهران ، باربری در رشت  ، شرکت باربری در رشت ، موسسه باربری در رشت ، باربری رشت
باربری رشت به تهران  ، باربری رشت ، حمل اثاثیه منزل در رشت ، اتوبار در رشت ، اسباب کشی در رشت
وانت بار در رشت ، وانت تلفنی در رشت ، نیسان بار در رشت
اتوبار گلسار رشت ، اسباب کشی ، باربری رشت ، حمل اثاثیه ، اتوبار رشت
 
شهرت اتفاقی نیست…حاصل سالها تلاش و تجربه است…
حمل و جابجائی اثاثیه منزل .جهیزیه .مبل
یادتونه از یه بحران بد حرف زدم؟؟ گفتم امیدوارم پیش نیاد؟
جریان از این قرار بود که همکار همسر باید برای یه دوره‌ای یه سال از اینجا میرفت، و اگه سمت اون آقا رو به همسر میدادن کاراي همسر به شدت زیاد میشد و کلا دیگه ما باید پروسه چوبکی رو بی‌خیال میشدیم.
از این طرف همسر یه نامه زد به اون بالاها که آقا، این رفیقمون که بره من خیلی دست تنها میشم، حتما باید یکی دو نفر رو بفرستید و نمیشه من هم کاراي خودمو انجام بدم و هم کاراي اینو و.
اون آقا هم که می
خلاصه ای از زندگی نامه امام رضا (ع)


 
 
امام رضا (ع) هشتمین امام شیعیان از سلاله
پاک رسول خدا (ص) و هشتمین جانشین پیامبر مکرم اسلام (ص) است. بنابر نظر
مشهور مورّخان وی در یازدهم ذی قعده سال ۱۴۸ هـ. ق، در مدینه منوّره متولد
شد. نام مبارکش، علی، کنیه آن حضرت، ابوالحسن و دارای القاب متعددی از
جمله؛ رضا، صادق، ‏صابر، فاضل، قرة ‏اعین المؤمنین و. هستند، اما
مشهورترین لقب ایشان، رضا» به معنای خشنودی» است.پدر بزرگوار
امام رضا، امام م
دیشب مدام
فریادِ دلم بود
آقا تورا گم کرده ایم
درتک تک قسم هایِ قرآن به سر
همه را قسم دادم که بگویم
"آقا تورا گم کرده ایم".
حتی تو را بالحجه ;به خودت قسم خوردیم
که آقا تورا گم کرده ایم.
باز آ ;جانا ;
ای علتِ زنده بودنمان;باز آ.
#فقط برای آمدن و سلامتش دعاکنید!!!!
#الباقی را خودش حواسش هست!.
#اللهم عجل لولیک الفرج
یکی از مسائلی که اگه بهش توجه نشه ممکنه صدمات جبران نا پذیری و اساسی
به هنرجو و استعداد های فرد بزنه آموزشگاه موسیقی ضعیف است.بار ها شده که
افزاد کلاس موسیقی حضوری و آموزشگاه موسیقی لاکچری رفتن ولی تنها چیزی که
نسیبشون شده هزینه های بالا و اساتیدی بوده که بهشون به چشم کیف پول نگاه
میکردن.یه معیاری برای ارزیابی رستوران ها هست که میکه رستورانی که هزینه ی
اجارش کمتره غذای بهتری داره.البته این درباره همه حالت ها صدق نمیکنه ولی
. .یه آموزشگاه
بعد از وضع حمل به انگیزه تغییرات هورمونی شدنی است خانم ها مبتلا ریزش مو شوند. معمولاً در بعضی از مادرها، تقریباً چند ماه پس از زایمان ریزش موی میانه الی شدید رخ می دهد. به شما پیشنهاد می شود، نگران نباشید!

این ریزش مو به دلیل دگرگونی ها هورمونی رخ دیتا و با گذشت زمان، برطرف خواهد شد. با این حال برای مهار و اطلاع از طریق شفا ریزش مو بعد از وضع حمل بهتر است به نکات زیر توجه کنید.
چرا بانو ها پس از زایمان مبتلا ریزش مو می شوند؟
همانطور که گفته شد، د
در جمهوری اسلامی کمونیست‌ها نیز در بیان عقاید خود آزادند. | تمام اقلیت‌های مذهبی در حکومت‌اسلامی می‌توانند به کلیه فرائض مذهبی خود آزادانه عمل نمایند و حکومت‌اسلامی موظف است از حقوق آنها به بهترین وجه دفاع کند. | اقلیت‌های مذهبی به بهترین وجه از تمام حقوق خود برخوردار خواهند بود. (آبان 57) | من و سایر ون در حکومت پستی را اشغال نمی‌کنیم، وظیفه ون ارشاد دولت‌ها است. (دی 57) | ون نباید رئیس جمهور شوند.»
ما دیگر نمی‌توانیم
بیدار شدم. اضطرابم کمتر شده بود ولی عضلات روی چانه‌ام می‌پرید. هر بار که فشار روانی به من حمله‌ور می‌شود دچار همین تیک‌های عصبی می‌شوم. خیلی میل نداشتم که از تخت بروم بیرون. این هفته که اصلا باشگاه نرفتم. حداقل امروز برم بدوم.» هر طور که بود از تخت جدا شدم. صبحانه خوردم و دوباره چند دقیقه‌ای دراز کشیدم. آشغال‌های ریز و درشت به کف پایم می‌چسبید. رفتم سراغ جاروبرقی. یادم آمد که باید به تعمیرکار زنگ می‌زدم. قرار بود دوربین آنالوگ برایم جور
این سفر اخری رو دارم کاملا زمینی تجربه میکنم.مثل دوران دانشجویی.خیلی برام نوستالژیک و جذابه.سفرم خیلی بد داره پیش میره به علت گرونی بلیط هواپیما سفر زمینی انتخاب شد.بعد که رسیدم شهر غریب معلوم شد جشن چند روز عقب افتاده و من نمیرسم بهش .بعد که خواهر خواستگار نسبتا محترم زنگ زد.گرمای هوا خیلی برام ازار دهنده بود.کاراي اداریم طول کشید.تو این شهر به این بزرگی یه دفتر خدمات پستی پسدا نمیشد.دوستم که مدارکشو برام فرستاده بود نصفه بود و کل
از تکرار خسته ام . از زیاده روی . از خشم و صدای بلند . از لحن بد . از نیشخند.از برداشت غلط.من از تکرار حرفِ از در این متن خسته ام ‌‌‌‌. من از گفتنِ خسته ام ، خسته ام:/  کاراي بیهوده ، حرفای اشتباه . بدبین بودن و اسمون ریسمون بافتن. انگاری مغز منو و مغز ادماهای زیادی ویروس گرفته و پر از کپی اطلاعات هرز و باطله ست که سرعتمونو کند میکنه. مارو گیج میکنه .و وقتمون رو تلف. 
سلام
-کتاب شرمنده نباش دختر ریچل هالیس رو تموم کردم و باید بگم بطور کل کتاب خوبی بود، مخصوصا برای کسانی که میخوان کسب و کاری جدید راه اندازی کنن یا از خیلی چیزها میترسن، از نه گفتن، از مثل دیگران نبودن و فکر میکنن که این نقطه ضعف محسوب میشه، خلاصه خیلی کتاب مفیدیه، خوندنش ارزشمند بود برام.
- از امروز هم شروع کردم کتاب "چگونه شخصیت سالم تر بیابیم" اثر دکتر وین دایر و صد البته با ترجمه بدرزمان نیک فطرت رو بخونم، در واقع قبلا تا نصف کتاب خونده بود
من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید ماده ای در قفس انداخته دلم شاد کنید (این داستان مرغ عشق بی‌شعور)
 
طرف مو کاشته دماغشو عمل کرده بوتاکسم کرده ابروهاشم که مثل نخ کرده لبشم پروتزیه فقط هر کاریش میکنیم سیبیلاشو نمیزنه میگه مرد باید سیبیل داشته باشه
وااای خدایاساعت هشت و پتج دیقه سباید ورزش کنم ی ساعت، برم حموم، لباسامو بذارم لباسشویی، شام بذارم، یکم پوزیشنارو تمرین کنم که شنبه گیج و منگ نرم بخش (منحرفا پوزیشن گرافی مریضا رو میگم :d اوا خاک بسرم)بعدشم یکم تمرین فتوشاپ کنم و کاراي قبل خابم رو بکنمزودم بخابم که فردا قراره بریم باغ. پس فردا هم خروسخون سر کارم! ساعت 7!
آروم آروم جوری که خواب بچه هایی که بغل مادراشون بودن نپره تو ایستگاه یکی مونده به آخر نگه داشت . یک خانم مسن اومد جلوی در راننده و قبض گازش که یه کاغذی_ که میخورد بهش اخطار قطع باشه _بهش چسبیده بود  رو نشون راننده داد و گفت: آدرسش رو ببین ! چه خطی میره این جا؟ راننده اتوبوس همون طور که نشسته خم میشه سمت در راننده ،که خانم مسن پایینش واستاده ، برگه رو با دقت یه نسخه شناس که دنبال علائمی برای تایید نظریش میگرده نگاه میکنه ، اول زیر لب چیزی میگه که ا
یعنی کاوه چکار کرده بود؟ چرا همچین بلایی سرش اورده بودن؟! کاوه هر چقدرم در حقم برادری نکرد. اما باز سایه  و تکیه گاهی بود که دلم حداقل به بودنش خوش بود. به اینکه اگر روزی، جایی گرفتار شدم لااقل برادرم هست. بلاخره که دستم را میگیرد. درسته کاوه برای ستایش پدری نکرد اما ستایش دلش به بودن پدرش خوش بود. اما کاوه بد کرد. نه به خانوادش ! بلکه به خودش، به زندگیش، به ایندش. چرا بعضی از ادمها با اینکه میدونن راه زندگیشون رو اشتباهی رفتن باز به اون راه ادام
پروژه جدید (لومیر Loomir.com) هم تقریبا تموم شده فقط میمونه یه سری کاراي جزئی که اونم به زودی انجام میدم . البته هنوز قالبو آپلود نکردم ولی بزودی این کارو انجام میدم . تجربه خیلی جالب و مهیجی بود . کلاً اینجور چالشا رو دوس دارم .
کم کم دارم یه رزومه خوبی رو آماده میکنم . باید وبسایت شخصیمو هم بزودی راه اندازی کنم :)
دیروز یک آروزی 15 ساله و شاید هم بیشترتر من به تحقق پیوست :)
وقتی کوچولو بودم و همه میگفتن میخواهی چی کاره بشی من میگفتم نقاش! بعد دست نوازشی رو سرم می کشیدن و میگفتن آخی!
بعدها به مدد خواهر و برادرای بزرگ تر و مثلا عاقل تر فهمیدم که شغل نقاشی اصلا خوب نیست.(چرا بچه های کوچک تر خانواده دستاویز بزرگ ترها میشن، چرا آخه)
بعد هر کی میپرسید میگفتم معلم! انگار بیشتر خوششون میومد و یه بارک الله هم نثارم می کردن.
اما من همیشه نقاشیم خوب بود و ته دلم می گفتم
باشگاه مشتریان ایتراست بزرگترین شهر مجازی خاور میانه میباشد که در 11 فاز مختلف باعث درآمد بیشتر شهروندان آن و همچنین کاهش هزینه های رفاهی آنها میشود .
طرف های قرارداد باشگاه ایتراست: 
اتحادیه کسب و کارهای اینترنتی بیمه ایران خدمات PSP بانک مرکزی جمهوری اسلامی خدمات زیر ساخت بانک ملت ( به پرداخت )وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامیدرگاه الکترونیکی برای خرید دارای Enamad دو ستاره
مطالب بیشتر در ادامه مطلب.

ادامه مطلب
توی اخرین روزهای سال۹۷ و دهه ی دوم زندگیم بعد از ۸۰۰کیلومتر راه اتفاقی برام افتاد که الان میشه گفت جز اندوخته های ذهنیم و خودم تقریبا هیچ چیز دیگه ای ندارم . ۹۸ برای من از صفر شروع کردنه صفره صفر. ناراحت نیستم اصلا پذیرفتمش شاید این بار بهتر بود شروعم .با اینکه از هیچ کدوم از کاراي گذشتم پشیمون نبودم و نیستم . ولی شاید این شروع بهتر باشه . سال نو مبارک . شروع تازه ای داشته باشین پست های بهتری خواهم نوشت  
سوال:
زیارت امام رضا هزار حج؟! یه میلیون حج؟! (١)
یعنی امام بالاتر از خداست؟!!!!
جواب:
دستورات دینی چقدر داریم؟! از نماز و روزه و خمس و زکات و خود حج و. روایت میگه همه اینها در مقابل امر به معروف و نهی از منکر نیستند مگر به قدر آب دهنی در مقابل دریایی عمیق!! (٢)
چرا؟!
چون سببیت داره بر اونها
اگه احکام نماز و روزه و حج و فلان وفلان توسط انبیاء واوصیاء وعلماء ومبلغین و معلمین و والدین و رفیق و رهگذر و سایرین بهمون رسیده به برکت امر به معروف بوده و ارشاد
بسم الله
نمیفهمم چه جوری میشه که یه نفر با اینهمه دغدغه که دنیای امروز بهمون تحمیل کرده و با همه ماموریت های بزرگی که خدا برای زندگی ما تو دنیا در نظر گرفته ،فرصت رسیدگی به این مسائل پیش پا افتاده رو پیدا میکنه ؟!!!
مدام درگیر حرف و حدیث های واهی و دنبال مقابله به مثل کردن .
من حتی نمیفهمم چطور میشه دنبال یه آدمی که نمیخوادت و دوست نداره راه بیافتی چه برسه دنبال این کاراي بی مقدار و سخیف
واقعا اون کرامت انسانی که خدا برامون قرار داده با این رفتا
مدتی هست راجع به گذر ایام ننوشتم . خب یه مدت که درگیر امتحانای مزخرف دانشگاه بودم که بالاخره تموم شد . بعد از اون باید منتظر میموندم تا این ماه مسخره تموم بشه تا بتونم مث آدم برنامه امو پیش ببرم . توی این 10 روزی که اومدم خونه تونستم 4 فصل سریال silicon valley رو ببینم و پیشنهاد میکنم حتما ببینین چون سریال قشنگی بود جدای از طنز بودن داستان ، نکته های مهمی راجع به راه اندازی کسب و کار و استارتاپ داشت .
این تابستون تصمیم دارم یه سری تغییرات بنیادین ای
طبیعی آدم روز تولدش به کاراي کرده و نکردش فکر کنه به راه های رفته و نرفتش به شکست و نرسیدن هاش به رسیدن ها و موفقیت هام بماند که تو ذهنم برای خودم بیست سالگی رو یه جور دیگه میدیدم خب الان هیچ جوره شکل اون تصوراتم نیست هرچند که مهم نیست تصویرش هم غلط بود سعی میکنم هدف هام رو کوچیک تر کنم تا کم کم بدست بیارمشون نه اینکه گندش کنم تو ذهنم و مجالی نباشه برای بدست اوردشون سعی میکنم بیشتر بیخیال بی اهمیت ترین چیزها بشم برای خودم روزا
به پارک می‌رسم. امیدوارم که با گشت ارشاد برخورد نکنم. و همچنین امیدوارم که مثل دفعه‌ی قبل مردهای مزاحم و م سر راهم قرار نگیرند. به همان نقطه‌ی قبلی می‌روم. پارک نه خلوت است و نه شلوغ. وسایلم را می‌چینم. شالم را از پشت سرم رد می‌کنم تا به گردنم هوا برسد. از دست‌سازه‌هایم عکس می‌گیرم. باد می‌وزد. آدم‌های نیمکت‌های اطرافم عوض می‌شوند. پارک کمی شلوغ می‌شود. 55 دقیقه با حجاب اجباری زیر آفتاب سر پا می‌ایستم. بین کارم آب می‌نوشم. کارم که ت
خدا را شکر

بالاخره مجوز کتابم صادر
شد.

ناشر موقع مصاحبه گواهی چاپ
کتاب به من داد و خود کتاب در نوبت مجوز وزارت ارشاد بود.

خیلی خوشحالم. البته چاپ
این کتاب داستانها دارد. اگر فرصت باشد اینجا تعریف می کنم.

یکی از مقالاتم رفته برای
داوری

خدایا حواست بهم باشه. خودت
کمک کن این مقاله چاپ بشه.
بعد از نماز شیخی توی بلندگو میگه:می خوام کسی رو بهتون معرفی کنم که قبلا بوده، مشروب و مخدرات مصرف می کرده و هرکثافت کاری  می کرده، ولی خدا الان اونو هدایت کرده و همه چی رو گذاشته کنار.بعد گفت: بیا فلانی میکروفن رو بگیر و خودت تعریف کن که چه جوری توبه کردی.طرف اومد گفت:من یه عمر ی می کردم، معصیت می کردم، خدا آبروم رو نبرد،اما از وقتی توبه کردم، این مرتیکه واسم آبرو نذاشته! :)))))))))
تبخال تناسلی در بارداری یکتا از عارضه هایی است که برخی از خانم های آبستن به آن دچار می شود. اگر شما هم دچار این گونه از تبخال تناسلی شده اید نگران نباشید.

بسیاری از افرادی که مبتلا این عارضه شده اند، دوران بارداری خود را به سلامت گذرانده اند. برای کاهش عوارض تبخال تناسلی در بارداری باید مسیر های کنترل آن را یاد بگیرید و در ارتباط با این عارضه، اطلاعات کافی داشته باشید.
تبخال تناسلی در بارداری
به نقل از نی نی تالار، تبخال تناسلی یک عارضه پوستی
یه همکار داریم شیفتای ۲۴ ساعته وایمیسته (نه همیشه البته)، بعد فرداشم تازه پا می‌شه می‌ره سر کار دومش (کاراي ساختمونی انجام می‌ده). بعد چند روز پیش گوشیش رو اتفاقی دیدم، از این گوشیای قدیمی دکمه‌ای بود که تازه نوشته‌های روی دکمه‌هاشم کلا محو شده بودن:)واقعا شدت تلاش و پرکاری این آدم و قناعتش برام جالبه. تجسم اون حدیثه که کار کردن مرد برای کسب رزق و‌ روزی خونواده رو مصداق جهاد می‌دونه. واقعا آدم می‌بینتشون یاد جهادگرا می‌افته^_^
+ ایشون با
توجه : تصویر ممکن است با نتیجه نهایی ، همخوانی نداشته باشد .
مواد لازم
ماهی نسبتا درشت : 1 عدد
گوشت چرخ کرده : 300 گرم
آلو بخارا : 200 گرم
مغز گردوی ساییده : 100 گرم
زعفران ساییده : نصف قاشق چایخوری
آبلیمو : 2 قاشق غذاخوری
نمک به مقدار لازم
طرز تهیه
ماهی را پاک کرده و شسته و آماده کنید .
آلو بخارا رو خیس کرده و هسته های آن را جدا کنید .
گوشت چرخ کرده را سرخ کنید و مغز گردو را تفت دهید .
با آلو مخلوظ نمایید و این مواد را در شکم ماهی ریخته و آن را بدوزید .
زعفران
چانه اش می لرزید از بغض. کتف چپ و قفسه سینه اش تیر می کشید. سعی میکرد حرف بزند و بپرسد چرا؟ 
کسی جلوی چشم هایش گند زده بود به همه چیز. "تمام دنیایش" تمام دنیایش را نابود کرده بود. اعتماد را خورده بود و چیزهای بد قی کرده بود. شکسته بود و خرده شیشه ها را زیر فرش پنهان کرده بود. 
داشت فکر میکرد که اگر آتش میگرفت، حتما کمتر می سوخت. اگر توی صورتش تف میکردند، حتما کمتر تحقیر میشد. اگر آدم بدی می بود، حتما باز هم این حقش نبود.
چقدر باید دل بزرگ باشی که ببخش
گیر کرده تو دلم که بگم از ام شهرآشوب متنفرم و هیچوقت نبخشیدمش 
و بیشتر بدم اومد چون فکر کرد چون شوهر کرده و زاییده پس برتره و حق داره هرچی به ذهن کثیفش و دهن ش رسید بهم بگه و فکر کن که کوچیکتره! 
و از خودم ناراحتم چون اون ع ن یی جوری وانمود کرد که خودمم هوا ورم داشت نکنه تقصیر منه و اومدم تو وبم پست حلالیت گذاشتم و اوشون چی کار کرده بود؟ در وبشو تخته کرده بود رفته بود طاقچه بالا گذاشته بود و یکی هم اومده بود تو خصوصی منو زیر شکنجه روحی گذاشته بو
این مدت خیلی درگیر بودم . از کاراي آنیف گرفته تا دانشگاه لعنتی . بالاخره فرصتی پیدا شد که بتونم بنویسم . این مدت همیشه بیان رو چک میکردم اما نمیتونستم چیزی بنویسم . خب حالا بگذریم اتفاقای زیادی افتاده بعد الکامپ . اولین اینکه از اواخر شهریور به لینوکس مهاجرت کردم و اگه بخوام کلا راجع بهش بگم حرکت بجایی بود و دم مهراد گرم که پیشنهاد داد و الان واقعا احساس خوبی دارم بماند که یک هفته دهنم سرویس شد تا بتونم محیط توسعه ام اونی بشه که میخواستم و
پیام رسان ایتا تقریبا از حدود ماه بهمن سال قبل شروع به کار کرده است . من فقط یک بار عضو ایتا شدم و بعد برنامه آن را حذف کردم و احتمالا هیچ وقت از آن استفاده نمیکنم . چند دلیل برای این مسئله می نویسم 
اول : ایتا سنی ندارد. چند پیام رسان دیگر مثل سروش،گپ، آی گپ و بله و بیسفون هر کدام بیش از دو سال در حال فعالیت هستند و با هویت مشخص ، وب سایت مشخص ، برنامه مشخص و . یک بستر رو ساختند . اما ایتا یک بچه چند ماهه است که ممکنه زردی بگیره و بمیره .
دوم : پیام رس
دیروز برای کار که توی یکی از کانالای استخدامی دیده بودم تماس گرفتم. دفترشون تهران بود. کاریم که من باید میکردم تولید محتوا سایت بود و کلاً تو خونه بودم. و این یه مزیت بود.
بعد بهم گفت فکراتو بکن فردا زنگ میزنم. امروز زنگ زد میگم من مشکلی ندارم فقط ساعت کاری مشخص داره؟ گفت بله از 8 صبح تا 4 بعد از ظهر 
؛ یعنی فکر کرده من بیکارم !!!؟؟!(البته همون دیروز بهم گفت شما که دانشجو ارشدی نمیرسی این کارو انجام بدی) بهش میگم یعنی من همش باید پشت سیستم باشم! میگه
آخرای اردیبهشت قصد داشتم از بخشندگی بنویسم. اما نه.
خوب شد ننوشتم.
چون شب قدر بود که فهمیدم اون مفهومی که من از بخشندگی خوشایند توی ذهنم دارم، خیلی هم خوشایند نیست.
و البته عید فطر بود که با خوندن بخش های ابتدایی رمان "دختری در قطار" مطمئن شدم که بخشندگیِ مدنظرم خیلی جالب نیست.
حالا ارتباط محتوای اون رمان با بخشندگی در چیه، توضیحش آسون نیست. خیلی جزئیه!
ولی بالاخره یه روزی می نویسمش!
این روزا لابلای کاراي فرهنگیان و نیم نگاهی که به پایان نام
حیفم اومد از دیروز نگم :)
دیروز که اخرین روز هفته ی پیش بود منم باید اون برنامه هایی که تو دو پست قبل گفته بودمو اجرا میکردم تصمیم گرفتم صب پاشم برم توچال!
5 از خواب بیدار شدم و با همراهی فاطمه راهی توچال شدم!
اقا ما رفتیم حرکت کردیم و اینا رفتیم و رفتیم.هوا بسی گرم بود!منم کلاه نداشتم افتاب داشت مغز کله ی بنده رو میخورد!
در سه روز گذشته ی دیروز که کلا در خوابگا سکنا گزیده بودم و تنها تفریح و مسافت زیادی که طی نموده تا دس به اب بود ، دچار چشم درد شد
 من یک عکس دارم که از آسمان پر از ستاره است.هر عکسی را ببینم نمی تواند جای عکس خودم را برایم پر کند. او حیوانی است که من را هم تبدیل به حیوان کرده است. با او کوه ها را رفته ام و در بالا دست به بدنش تنم را مالیده ام.با او روی خشک و تر جهان ماده با دست یا با پا حرکت کرده ام.حیوانی که بدرفتاری من با او مفهوم کین و دشمنی ندارد.تن هر دوی ما از موهای زبر و سیاه پوشیده شده است. این روش ما برای مسخره کردن شماست.  
ایران تنها کشوری است که با وجود اینکه کنوانسیون حقوق کودک را امضا کرده است، حکم اعدام را در مورد مجرمان زیر ۱۸ سال هم اجرا می‌کند. این کنوانسیون اعدام و حبس ابد غیرقابل بخشش را برای افراد زیر ۱۸ سال ممنوع کرده است.
ماده ۳۷ کنوانسیون بین‌المللی حقوق کودک صدور حکم و اجرای حکم اعدام، سلب حیات و حبس ابد غیرقابل بخشش را برای کودکان - تمامی افراد زیر ۱۸ سال - ممنوع کرده است. دستگاه قضایی ایران علی‌رغم مم بودن این کشور به رعایت این ماده، سن قانو
هنوز نرفتم واسه امتحان گواهینامه. واسه کاراي فارغیم. کلا زندگی رو بستم ولی نبوسیدم اما گذاشتم کنار.چکارررررررر کنم ک اینقد دلتنگ نباشم ! نمیدونم.من نزده میرقصم. وای بحال اینکه برام بزنن. اونوقت پدیده ای میشم نوظهور.یعنیا روغن دآغم محرمه . یعنی اگر اومد این آدمو دیگ حساب آدم روش نکشید فکنم یا عینکی بشم یا کور.آخه  شدم عین آدمای فکری.هی میزنم  رو پام میگم وای از دل زینب.حالا چه ربطی داره ؟ خب موضوع دل کندنه. هی میگم عمه ی سادات الهی من مویرگ
احسان یه پسر لاغر و سبزه بود که نمی‌دونست با زندگیش چیکار کنه. وضعیت مالی خانواده‌ش اصلاً خوب نبود. تازه توی مصاحبه‌ی دکترا رد شده بود و وضعیت جامعه‌ش هم اصلاً طوری نبود که بتونه دلش رو به چیزی خوش کنه. با چشمای خودش می‌دید کسایی که اصلاً استحقاق ندارند از پله‌های موفقیت بالا می‌رن و توی جامعه‌ش روابط بیش از ضوابط تعیین‌کننده‌ست و به طور خلاصه، آینده‌ی روشنی پیش روی خودش نمی‌دید. دکتری که توی آزمایشگاهش احسان رو پذیرفته بود، بهش پیشن
اومدم امروز به صورت مستقیم و جزئی دردودل کنیم،اون پاستیلا(sugarbearhair) بودن که یکی دو سال تو کف شون بودیم آبی رنگ بودن،خانومای خارجی اکثرشون تو پیج شون تبلیغشو کرده بودن!اینقدررر داغونم که امروز فهمیدم ویتامین مو هستن،میخورن که موشون تقویت شه!قیمتشم34.61$اگر اشتباه نکنم تا برسه به دستت از آمریکا یه چیزی حدود 700 هزارتومن(سرچ کنید بازم)میشه،کسی میخواد موهاشو تقویت کنه؟=)
جونم براتون بگه که bubble mask میخوام،یعنی خیلی وقته تو کفشم خصوصا اون مارک هنگ کن
امیرکاظمی رو میشناسید؟ درمورد زندگی خصوصیش میدونید؟ چجور ازدواج کرده رو خبر دارید؟ به نظرم بهترین روش و روند ازدواج کاری بوده که امیر کردهمینویسم درمورد ازدواجشاین متن که ادامه مطلب هست رو از وبلاگم کپی کردم پارسال که ایشون رو تو تی وی دیدم نوشتم :
سلام دوستان
خوب تلاشها و لینک ها و صحبت هام، توی این دوهفته، یکم داره خروجی میده، خروجیش این بود مدیرکارگزاری که استخدامی اقا ممنوع هست در اون، خودش شد لینک قوی برای من که رزومه منو دست به دست کنه تلاش کنه من بتونم جایی بند بشم، هرچند هنوز کسی از جانب ایشون هنوز به من زنگ نزده ولی بنده خدا تلاششو کرده و اسکرین شاتها همه حرفاشو مرتب میفرسته که من در جریان باشم. اما خوب به واسطه استادی که کاراي انالیز آماریشو انجام میدادم، به دوستش توی یک شهر د
چند روزه شروع کردم برم باشگاه بعد سه سال. و چقدر نشاط و طراوت به وجودم برگشته. بوضوح سرحالتر شدم و پشیمونم از اینکه خودمو چند سالی محدود کرده بودم به پیاده رویهای صبحگاهی. البته بین خودمون بمونه: شایعه شده که خانوم خونه داره به سلامت خودش بیشتر میرسه چونکه قراره نی نی بیاره [چشمک]
حالا این وسط آقامون حسودیشون شد و تصمیم گرفتن تو اون تایمی که من میرم باشگاه ، دوچرخه سواری بفرمایند! میره تا اون سر تهرون و نمازشو تو یه مسجد میخونه و برمیگرده. امشب
برای خرید هر وسیله‌ای شما نیاز خواهید داشت که ابتدا تمامی اطلاعات لازم در مورد پیرامون وسیله مورد نظر را جمع‌آوری کنید تا بتوانید با اطلاعات درست و کافی اقدام به خرید کرده و بهترین انتخاب را برای خود خریداری کنید. در مورد خرید سازهای مختلف‌های مانند خرید باغلاما نیز شما باید همین گونه رفتار کرده و ابتدا تمامی اطلاعات لازم در مورد این نوع ساز را جمع‌آوری کرده و سپس اقدام به خرید کنید. در این مطلب ما قصد داریم شما را بیشتر با ساز معرو
تحت تاثییر این پست یک استوپید زده ام گوشیمو فکتوری ریست کرده ام و فقط واتس آپ نصب کرده ام اون بخاطر کرم همین و بس امیدوارم دیگه مجبور نشم نرم افزار دیگه ی نصب کنم !!! ولی خوب بخاطر اینکه کمتر سرم رو گرم کنه شاید بیشتر کتاب خوندم و برنامه نویسی کار کردم
آدمها با خودشون و زندگی هاشون چکار می کنند؟ من با زندگیم چکار کنم؟ سخت ترین کار تو دنیا روبرو شدن آدم با خودش، با زندگیشه، با چیزهایی که درست کرده و وای به اون روزی که بفهمه هیچ چیزی درست نکرده فقط خودش و خودش و یه هیچ کامل اطرافش درست کرده.
من اگه رو مود خوبم باشم؛
 صبح ها 8.5 صبحانه می خورم، ناهار 1.5 الی 2، و شام ساعت 6 الی 7 شب.
این ساعت از غذا خوردن رو دوست دارم
منتها مشکلی که وجود داره اینه که، نمی دونم به خاطر آب و هوامونه، یا به خاطر تنبلی من، بعد از ناهار واقعا دیگه مغزم برای هیچ فعالیتی کار نمیکنه!
حتی موقعی که سر کار می رفتیم و من 12 ناهار میخوردم!! بعدش تا نیم ساعت واقعا هنگ بودم.
حالا الان هم تو خونه، تایم بعد از ناهارم، به طر قابل توجهی آدم کم بازده و خوابالویی هستم. و چون ناهار
مواد لازم
سوسیس : 2 عدد
تخم مرغ : 4 عدد
شیر : 1 قاشق سوپ خوری
نمک و فلفل و روغن : به مقدار لازم
طرز تهیه
سوسیس ها را حلقه حلقه کرده و سرخ کنید .
تخم مرغ ها را شکسته و با شیر و نمک و فلفل مخلوط کرده و کاملا هم بزنید .
در یک تاوه روغن را دغ کرده و نیمی از این مایع را داخل روغن داغ بریزید و دو طرف انرا سرخ کنید.
در ظرف مناسب قرار دهید و سوسیس ها را روی آن بچینید .
سپس نیم دیگر مایه املت را نیر سرخ کرده و روی سوسیس ها قرار دهید .
برای طرز تهیه دیگر غذاهای فوری کل
جوابمو بدین من الان حسودی کی رو بکنم؟ بیلی که جنی رو بغل کرده یا جنی که بیلی رو بغل کرده؟یا کپشن جنی؟نمی خوام این دنیا داره بی وفایی می کنه.
حالا مسئله دیگه اینه که ایا فارل عشق خاصی نسبت به خواننده های کره ای داره که همشونو فالو کرده؟
​مراسم چهل و دومین سالگرد عروج معلم شهید انقلاب دکتر علی شریعتی مزینانی روز چهارشنبه 29 خرداد همزمان با سالروز شهادت این فرزند شایسته کویر در زادگاهش مزینان برگزار می شود.
به گزارش شاهدان کویرمزینان؛ مردم قدرشناس مزینان از اولین روزهای شهادت علی پسر مزینان یاد و نام اسطوره ی کویر خود را گرامی داشته و هر سال در روز پرواز آسمانی او مراسم بزرگداشتی را برگزار می نمایند. مراسمی که خاص کویر نشینان و همان محل هبوط شریعتی است که از آن به عنوان نیست
برایم از عشق نگومن عشق را به قلم دادم و عاشقانه ها را می نویسم من از عشق دور شدمدورتر از تمام کهکشانهاعشق برایم  دست نیافتنی ترین حس دنیاستمن عشق را به آسمان بخشیدم وبین  ستاره ها تقسیم کردمبه طلوع  و غروب خورشید سپردممدتهاست عشق  در من غروب کرده و پشت هیچستان گم شدهبرایم از عشق نخوان من عشق را سروده ام و به چشمها هدیه کرده ام
رومه
کثیرالانتشار
منظور از رومه
کثیرالانتشار، رومه ایست که به صورت رایج و شایع منتشر شده و در سطح کشور به 
صورت گسترده توزیع می‌شود.
اما این که از بین رومه‌هایی که چنین ویژگی‌هایی دارند، کدام یک به عنوان 
رومه
کثیرالانتشار شناخته شود، توسط وزارت فرهنگ و ارشاد و اسلامی» احراز می‌گردد.
جهت ثبت سفارش آگهی و اطلاع از تخفیفات با کارشناسان ما تماس بگیرید:
021-77492795 
تماس با ما
agahiroozname.ir
افزایش گازهای گلخانه‌ای در جو زمین تعادل طبیعی این کره را بر هم زده و دمای آن را بالا برده است. حال رسانه‌ها می‌نویسند که تنها ۱۸ ماه دیگر برای نجات کره زمین فرصت هست. این هشدار چقدر جدی است؟
این خبر بد از کاخ باکینگهام در لندن به بیرون درز کرده است. شاهزاده چار، ولیعهد بریتانیا، گفته است: من تقریبأ مطمئن هستم که در ۱۸ ماه آینده مشخص می‌شود که آیا ما می‌توانیم گرمایش کر‌ه‌ زمین را در سطحی که بتوانیم روی آن زندگی کنیم، حفظ کنیم یا خیر.»
 
این پژوهشگر گیاهان دارویی، یادآور شد: در کودکان از دم‌کرده گیاه به مقدار 0.5 گرم در یک لیوان آب جوش و روزی 3 بار استفاده می‌شود و میزان مصرف آن در بزرگسالان تا 4 گرم در روز و به‌صورت دم کرده و یا مصرف پودر دانه آن می‌باشد، برای استعمال خارجی از دم‌کرده 100 تا 300 گرم آن در حمام‌های زیبایی استفاده می‌شود.
 
 
با اشاره به مشخصات گیاه‌شناسی بادیان رومی گفت: گیاهی علفی و یکساله که به خانواده چتریان تعلق دارد.
 
وی با بیان این‌که این گیاه دارای ساق
امروز ترم دوم زبان رو کلاس داشتم. صبح ساعت چهار این طورا بیدار شدم اما باز خوابم برد تا هفت که دوباره پاشدم حاضر بشم. با مترو رفتیم. مگه این مها رو بزور با مترو ببری هی میگم من چهار سال این مسیرو اومدم سخت نیکه. برگشتنه با اسنپ برگشتیم. خلاصه که به نظرم درسش خیلی سخت اومد :/ تازه مثلا درس یکو جلو جلو خونده بودم بگذریم باید حیلی تلاش کنمو وقت بذارم دیگه تقریبا یاد گرفتم چجوری باید بخونم زبان رو باید هر هفته بعد هر جلسه حسابی کار کنم. 
یه چیز دیگه م
مهربون بود،گفت از بیست سالگی عاشق این بودم که توی یه منطقه ی محروم کارخونه بسازم و کار افرین بشم؛
هربار که رفتم سمتش نشد،هنوز که هنوزه امیدم رو از دست ندادم و دوست دارم این اتفاق بیوفته و واسش تلاش میکنم
از حرف زدنش خیلی گذشته بود حدود پنج شیش ساعت،وقتی داشتم یه پاراگرف بی ربط میخوندم توی ذهنم یه جرقه خورد!
من چه هدفی دارم؟!از زندگیم چی میخوام؟!
"انگیزه،شعور،فرهنگ،لیاقت،تجربه،پول،یه همراه"
باید یکم خودمو جم و جور کنم ولی خیلی سخته :|
تعداد ک
 اکرم خانم امروز یه مقدار خرید کرده بود. زنبیلش سنگین بود و با زحمت اونو می برد. احمد داشت تو کوچه بازی می کرد. اکرم خانم رو دید که داره چقدر اذیت می شه. سریع دوید سمت اکرم خانم وگفت:
سلام اکرم خانم ،اجازه بدین من اینو تا خونه براتون میارم. اکرم خانم گفت: سلام به روی ماهت، خدا خیرت بده پسر مهربونم. ان شا الله دست به خاک بزنی طلا بشه. بگیر مادر که از نفس افتادم. احمد هم زنبیل رو گرفت و تا خونه اکرم خانم برد. اکرم خانم باز ازش تشکر کرد و یه دونه شکلات
رومه
کثیرالانتشار
منظور از رومه
کثیرالانتشار، رومه ایست که به صورت رایج و شایع منتشر شده و در سطح کشور 
به صورت گسترده توزیع می‌شود.
اما این که از بین رومه‌هایی که چنین ویژگی‌هایی دارند، کدام یک 
عنوان رومه
کثیرالانتشار شناخته شود، توسط وزارت فرهنگ و ارشاد و اسلامی» احراز می‌گردد.
جهت ثبت سفارش آگهی و اطلاع از تخفیفات با کارشناسان ما تماس بگیرید:
021-77492795 
تماس با ما
agahiroozname.ir
مابین هال و پذیراییمون دو تا
پله خورده که اون دو فضا رو از هم مجزا کرده . دمپایی پام بود .
میخواستم پله رو رد کنم قسمت جلوی دمپاییم گیر کرد به پله خوردم زمین
انگشت پام ضرب دیده و درد میکنه . رفتیم بیمارستان عکس گرفتن از پام و
دکتر گفت فقط ضرب دیده 
پام باد کرده و نمیتونم بذارم زمین . شانسو ببین
حالا از شنبه قرار بود برم سرکار . خداکنه تا اون موقع خوب بشه 
 
دختر بدشانس روزگار  کاش بغضم بترکه . داره خفم میکنه
مابین هال و پذیراییمون دو تا
پله خورده که اون دو فضا رو از هم مجزا کرده . دمپایی پام بود .
میخواستم پله رو رد کنم قسمت جلوی دمپاییم گیر کرد به پله خوردم زمین
انگشت پام ضرب دیده و درد میکنه . رفتیم بیمارستان عکس گرفتن از پام و
دکتر گفت فقط ضرب دیده 
پام باد کرده و نمیتونم بذارم زمین . شانسو ببین
حالا از شنبه قرار بود برم سرکار . خداکنه تا اون موقع خوب بشه 
 
دختر بدشانس روزگار  کاش بغضم بترکه . داره خفم میکنه
مناسبت های خوب می آیند و می‌روند و تو همچنان نیامدی. استاد می‌گوید: تقدیر ازدواج از آنهایی است که به هیچ وجه عوض نمی‌شود؛ مگر تحت شرایط خیلی خاص. یعنی قبلا یک بار در آسمان عقد کرده ایم؛ منتها یادمان نمی آید. 
بی ربط نیست اگر بگویم: 
آقایی دارم خوجگله        فرار کرده ز دستم! 
دوریش برایم مشکله       کاشکی اونو می‌بستم! 
البته استعداد شعر ندارم. از سرودهای عمو گ کش رفتم. اولش را فقط تغییر داده ام!
میدانی، توی مخاطبین گوشی ام یک مخاطب خاص
قبل از هرچیز باید بگم دلیل اینکه یه مدتی هس وبلاگ بروز نمیشه تقصیر خانم بنده هست! چراشو هم نپرسید که نمیدونم! دیییییییی D:بگذریم.هفته قبل خدا قسمت کرد [ و خدا قسمتتون کنه] با خانواده همسر عازم مشهد شدیم؛ این سری برخلاف دفعات قبل، پیامکِ "نایب ایاره ایم" رو به رفیقام ندادم؛ چون هفته قبلش هم مشهد بودم و اینکارو کرده بودم! و توی عید هم بازم اومده بودم و اینکارو کرده بودم! و توی بهمن هم اومده بودم و اینکارو کرده بودم! و توی
ادامه مطلب
یه روزی یه زمانی یه نفری گفت اگر اقاامام زمان بیاد چه کار می کنی ؟
منم گفتم: خوشحالی 
گفت: نه اگر صدای انا بقیه الله رو از مکه بشنوی چکار میکنی؟
گفتم:خب میرم 
گفت :اگرپدرت نذاشت چی؟
گفتم :خب احترام به پدر واجبه اما اون اقا امام زمانه
گفت:خب اخرش
گفتم :نه نمیرم خب پدرمه 
گفت:اقاامام زمان پس چی؟
گفتم:خب میرم 
گفت :نه نمیشه دیگه تکلیف خودتو مشخص کن
اون موقع اینقدر عاشق نبودم فقط در حد حرف همین بس 
تا اینکه فهمیدم برای جهاد اجازه لازم نیست 
یادمه یکی
خوبه که کارت رو دوس داشته باشی. هر کاری یکسری رو داره که ازش خوششون بیاد. فک کنید کار آدم میتونست حرف بزنه. اونوقت اگه دوستش نداشته باشید نمیگه حاجی مارو ولمون کن برو دنبال ی کار دیگه؟ نمیگه ببین تو خوب کار میکنی ها ولی وقتی با منی فکرت درگیر کاراي دیگه است به من خوش نمیگذره
اصلا من خودم ی آهنگ داشتم تو پلی لیستم هر وقت میخواست پخش بشه میزدم بعدی دیگه خواننده اش زنگ زد بهم گفت انصافا تو که به آهنگم گوش نمیدی خب حذفش کن اینقد به آهنگم توهین
سر کلاس سالیدورک بودم. هوای کلاس گرم و خفه بود. چراغ‌ها خاموش بودند و صدای فن لپ‌تاپ بچه‌ها، صدای مدرس را در خود گم کرده بود. بغل دستم نگار سرش را روی میز گذاشته و خوابیده بود. به پرده‌ی سفید رنگ و نشانگر موس روی آن نگاه می‌کردم. حواسم اما جای دیگری بود. شهر دیگری. ۴۵۰ کیلومتر بالاتر. در یک خانه‌ی کوچک با پنج نفر جمعیت. حواسم پیش صدا و دست‌هایش و دینامیک بدن‌هایمان بود. گوشی زنگ خورد. خودش بود.
 
پ.ن گفت نمایشنامه‌ی محبوبم را پیدا کرده و خرید
از آخرین باری که اینجا نوشتم ۶ ماه میگذره و با خوندن چار تا پست قبلی فکر کردم چه خوب، که اولین باره راضیم و دلم نمیخواد واسه بازم نوشتن نوشته های قبلیم رو پاک کنم.
منی که الآن اینجام سه ماه داخلی رو پشت سر گذروندم و مث این زخم و زیل و تیر خورده های تو فیلما جا خوش کردم تو ذهن خودم. تو نوشته های قبلیم از سخت بودن جراحی و روان نوشته بودم و چه میدونستم چی پیش رومه؟:))
حالا دارم فکر میکنم که واسه بار هزارم این رو تجربه کردم و با تموم حرفایی که تو همین م
سه روز با دلتنگی و خوشی به اتمام رسید. چهارشنبه دخترجون رو از مدرسه برداشتم کمی گریه و دلتنگی که طبیعی هم بود گشت و گذار ماد ردختری رو چاشنی اش کردم تا حال و هوای دخترجون عوض شه. هنوز استرس داره وقتی همسر کمی دیر میکنه یا سفری میره میگه نگران میشم شاید زیاد طول بکشه. طبق قولی که به دختری داده بودم خونه رو مرتب کردیم ورفتیم استخر که متاسفانه به علت تعمیرات بسته بود . با کمال شجاعت رفتیم پارک و بعد هم کمی قدم شبانه زدیم و اومدیم خونه. شعله زرد وس
حد فاصل بین کنکور تجربی و زبان اکانت اینستاگرامم رو بازیابی کردم. همون لحظه با خیل عظیمی از پیام‌های خوش برگشتی!» مواجه شدم. تمام پیام‌ها رو جواب دادم و راهی کنکور زبان شدم. کنکور زبان که تموم شد برگشتم خونه و دیدم میم» برام توی همون اینستاگرام ویس فرستاده. بهش گفتم که گوشیم آپدیت نشده و تبع اون نمی‌تونم اینستاگرام رو هم آپدیت کنم. یه کلمه نوشت: قراره بیام.» نوشتم: واییییی چقدر خوشحال شدم!» نوشت: برای همیشه می‌خوام برگردم…» و در همین ل
۱- آیا استعداد ها و توانمندی­های خود را می شناسید؟
۲- آیا علایق خود را بخوبی می­شناسید؟
۳- آیا رشته ای که انتخاب کرده­ اید، با توانمندی­ها و علایق شما مطابقت دارد؟
۴- آیا تحت تاثیر محیط، وجهه اجتماعی رشته مورد نظر یا پیشنهاد دوست و آشنا رشته خود را انتخاب کرده­ اید؟
۵- آیا به خاطر اینکه رتبه­ تان مطابق میلتان نشده و می خواهید هر طور شده در دانشگاه پذیرفته شوید، این رشته را انتخاب کرده­ اید؟
۶- فکر می­کنید که اگر به رشته­ تان علاقه‌مند نباشید،
ساعت هشت رفتم اورژانس که یک ویزیت کوچیک انجام بدم و برگردم،ساعت 1:30تونستم لش گشنه و شرحه شرحه ی خودم رو برسونم پاویون برای شام.
آآما.مورنینگ رو لغو کردم!!!
خداییش بُرش تا کجا?انقدر برا کاراي مریض سگ دو زده بودم که اتند قند عسل با وجود تمام سخت گیری هاش گفت باشه باشه باشه دکتر،لغو!!!تو فقط انقدر جیغ جیغ نکن و من زدم زیر خنده و گفتم ما چاکر شماییم خانم دکتر.یعنی کاری کردم که دکتر از شدت خنده دل درد گرفت و رفت خونه(ناگفته نماند که این خانم دکتر سخ
من او سی دی یا همچین چیزی دارم. مثلا وسواس دارم که کنش های اجتماعی ام _ اوه شت_ خوب از آب درنیایند. منظورم این است که من درد مقبولیت دارم. دلم میخواست میتوانستم همه چیز را به یکی از اندام هایم دایورت کنم اما نمیتوانم. نمیتوانم چون نمیشود. چون حرف مردم برایم مهم است. چون نمیتواند نباشد. این حرف ها که هی به این و آن میگویم خودت باش و به حرف مردم اهمیت نده ، شعارند. خودم مثل سگ تویشان مانده ام. خودم مثل سگ به حرف دیگران اهمیت میدهم. خودم، خودم نیستم. و
گاهی تنها یک فوت ناقابل اضافی باعث ترکیدن بادکنک می‌شود. شاید بادکنک به یاد نیاورد که چند نفر و چگونه تا به اینجا بادش کرده‌اند؛ اما آنی را که آخرین فوت را کرده است هرگز فراموش نمی‌کند. نه او فراموش می‌کند و نه دیگران. 
هیچ‌کس به یاد نمی‌آورد چه کسی باعث خریدن یک هفت‌تیر شده‌، چه کسی باعث درآوردن خشاب شده، چه کسی شش فشنگ درون آن چپانده، چه کسی خشاب را جا زده، چه کسی چکش آتش را عقب رانده است. همه تنها اویی را می‌شناسند که پنج‌بار ماشه را ک
آدم اگر بخواد کاری رو انجام بده باور کنید از دیوار راست هم می تونه بره بالا، میتونه کاراي محیرالعقول بکنه. فقط کافی بخواد و صد البته عشق به اون کار رو داشته باشه. دیروز که پست جمکران و رو می نوشتم توی دلم با آقا حرف میزدم. میگفتم ما معتقد نیستیم که تو صاحب ما هستی ما معتقد نیستیم که زمین متلاشی می شد اگر تو نبودی. اگر معتقد بودیم اینقدر حواس پرت نمیشدیم. اینقدر دلمون تنگ خدایی که اینقدر نزدیکمونه نمیشد. توی دلم میخواستم ازش یه چیز بزرگ بخوام. خ
۱۹ اردیبهشت هر سال برا من یاد آور دوتا اتفاق خیلی مهم تو زندگیمه!
یکیش شیرینه شیرین و اون یکی تلخه تلخ!
نمیدونم چرا همیشه چربش تلخی تو همه چیز بیشتر از شیرینیه و بیشتر ذهن رو درگیر میکنه تا شیرینی، به همین خاطر تلخیه اون اتفاق، شیرینیه اتفاق دیگه رو از بین برده.
۱۹ اردیبهشت ۸۶ بود که از یه ماه قبلش حال بابا به وخیم ترین حالت ممکن خودش رسیده بود و تو بخش مراقبتهای ویژه بستری شده بود ، حتی برای یه لحظه هم تو طول بیماریش به رفتنش فکر نکرده بودم حتی
سرماخوردگی
استفاده از فرمول های زیر که بر پایه عسل تهیه می شوند ،
برای برطرف شدن عوارض سرماخوردگی نافع است
( منظور از یک قاشق ، یک قاشق غذاخوری است .
در مواردی که منظور قاشق مرباخوری یا قاشق چایخوری باشد ، ذکر خواهد شد ) :
مخلوط یک قاشق عسل + یک لیوان آب ولرم + یک قاشق آب لیموترش (قبل از هر وعده غذا )
مخلوط یک قاشق عسل + یک لیوان شیر ولرم (قبل از هر وعده غذا )
مخلوط ۱۰۰۰گرم عسل + نصف استکان لیمو ترش ( یک قاشق قبل از هر وعده غذا )
یک استکان عسل + یک استکان
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب