نتایج پست ها برای عبارت :

استاد دانشجو مغرور شیطون

آقای سلمان محمودی، یکی از دانش آموختگان کارشناسی ارشد رشته مطالعات فلسطین دانشگاه تهران  در روز شنبه هفتم مهرماه ماه 1397 از پایان نامه خود دفاع کرد. "اسباب التقارب و الابتعاد فی العلاقات السعودیه الامریکیه" عنوان پایان نامه این دانشجوی رشته مطالعات فلسطین بود. دکتر هادی برهانی: استاد راهنما؛ دکتر سلطان نژاد: استاد مشاور؛ دکتر اسماعیل اقبال استاد داور خارجی و دکتر رحماندوست استاد داور داخلی این پایان نامه بعد از شنیدن دفاعیات دانشجو، آن ر
به پاهای خودت
موقع راه رفتن نگاه کن
دائما یکی جلو هست و یکی عقب .
نه جلویی بخاطر جلو بودن مغرور میشه .
نه عقبی چون عقب هست شرمنده و ناراحت .
چون میدونن شرایطشون دائم عوض میشه.
روزهای زندگی ما هم دقیقا همین حالته.
دنیا دو روزه ؛
روزی باتو ، روزی علیه تو ؛
روزی که با توهست، مغرور نشو .
روزی که علیه تو هست، ناامید نشو .
 
هر دو میگذره.
احتمالا تجربه این را داشته‌اید یا شنیده‌اید که دانشجویان تحصیلات تکمیلی وقتی به یک دانشگاه خارجی درخواست پذیرش می‌دهند بعد از مدت‌ها گشت و گذار رشته و گرایش و استاد مورد نظرشون رو انتخاب می‌کنند و بعد گام بعدی را برمی‌دارند، بگذریم که در ایران بعد طی کنکور تازه دانشجو متوجه می‌شود چه دانشگاهی قبول شده و گرایش و علایق پژوهشی هر استاد چیست و چه بسا در این مرحله در دوراهی انصراف یا گرفتن مدرک پیش می‌رود.من اما تجربه‌ی متفاوتی داشتم یعنی
ای کاش یه معیاری بود واسه این که استاد بفهمه این دانشجوی فلک زده چقد خودشو واسه این امتحان پاره کرده و چقدر بلده این سوال هارو حل کنه ولی الان مغزِ افلیجش کار نمیکنه.
کاش استادا میتونستن مغز دانشجو رو بخونن
اونوقت اینجوری گوه نمیخورد به امتحانی که انقدر بلدش بودم
تقریبا آخرین شانسم بود برای نمره درست درمون گرفتن  :(
خدمت دانشجویان محترم مؤسسه آموزش عالی فردوس

ضمن خداقوت به زحمات یک ترم کلیه شما دانشجویان عزیز در مطالعه و تحقیق دانشگاهی، اسامی دانشجویانی که نمره نهایی آنها در دروس ترم 961 بین 17 تا 20 بوده است را به شرح زیر اعلام داشته و از خداوند یکتا آرزوی موفقیت های بعدی را برای ایشان خواهانم.

هنر و تمدن اسلامی (ایران) روز پنج شنبه ساعت 14-12 تعداد دانشجو (29):

نسرین ارجمند (17) نگار الماسی (20) عالیه دوستعلی زاده (17) الهه رنجبر (18.25) هانیه علیزاده (20) زهرا کاسب (20)
تعدادی استاد دانشگاه رو دعوت کردن به فرودگاه و اونا رو توی یک هواپیمانشوندن و وقتی درهای هواپیما رو بستن از بلندگو بهشون اعلام کردن که:این هواپیما ساخت دانشجوهای شما ست !وقتی اساتید این خبرو شنیدن همه از دم اقدام به فرار کردن!همه رفتن به سمت در خروجی جز یه استاد که خیلی ریلکس نشسته بود !پرسیدن : چرا نشستی؟ نگو که نمی ترسی!!استاد با خونسردی گفت :اگه این هواپیما ساخت دانشجوهای من باشه عمرا اگه روشن بشه  :))))))))))))))خوب درس بخونید هواپیما بسازید :)
واقعا چه وضعشه.
میای درس بخونی هزار جور فکر میاد تو سرت.
از فلان استاد و فکرش راجع به تو میاد تا فلان آهنگ و اون عن آقا که حکم شيطون و دربون جهنم داره که یه سره کارش وسوسه کردنه.
کثافت حرومزاده.
خاک بر سرت.
دلم برا زنت میسوزه.
نچ نچ نچ
یک لحظه دنیا روی سرم  خراب شد. همه به او نگاه میکردند. خودش هم نمیدانست چرا این دکمه را فشار داده است. مهندس کارخانه و استاد رنگشان عین گچ شده بود. من دست به سینه و به دیوار تکیه داده بودم. بدترین کلید ممکن را زده بود، کلید emergency ! مهندس این طرف و آن طرف میپرید و اضطراب عجیبی داشت. گفته میشد این خط 12 سال بدون توقف کار میکرده است. همه به ما دو نفر زل زده بودند و زیر لب می گفتند این دو مخابراتی این جا چکار دارند، اصلا همه چیز تقصیر اینهاست و کلی دری ور
بخونید : دانشجوی پزشکی ! 
چه تصویری تو ذهنتون اومد؟ دختر یا پسری با روپوش سفید و عینک احتمالا گوشی پزشکی به دوش یا کتاب به دست که مرتب میره و میاد و سر کلاسا با دقت گوش میده و شاید دنبال سرچ و ریسرچه . به مریض ها با دقت میرسه و .
اگه تا اینجای تصوراتتون رو درست حدس زدم باید بگم همینجا وایسید ! واقعیت امر یه ادمه که صبح با توجه به مسافتش از کلاس درس تایم بیدار شدنش رو تنظیم میکنه و تا جایی که بتونه کلاسای بی ربط به رشته اش رو میپیچونه و عبارت " حاضر
به جرم معرفی به استاد گرفتن و لب مرزی به علوم پایه رسیدن، خانم دکتر مرا شست، چلاند و گذاشت روی بند تا توی این گرما جزغاله شوم‌!
همیشه از ترم بالایی ها شنیده بودیم که درس های علوم پایه چرت است و توی استاژری همه چیز را یاد میگیریم. حرفشان را حجت گرفته و پشتکار و تلاش قبل کنکور را بوسیدیم، گذاشتیم کنار تا وقتی استاژر شویم. 
حالا این وسط یک عدد استاد آمده گوشم را کشیده، تلویحا می‌گوید: خیلی غلط کردی علوم پایه را شل گرفتی. پزشک بی سواد که بشوی، آه و
به جرم معرفی به استاد گرفتن و لب مرزی به علوم پایه رسیدن، خانم دکتر مرا شست، چلاند و گذاشت روی بند تا توی این گرما جزغاله شوم‌!
همیشه از ترم بالایی ها شنیده بودیم که درس های علوم پایه چرت است و توی استاژری همه چیز را یاد میگیریم. حرفشان را حجت گرفته و پشتکار و تلاش قبل کنکور را بوسیدیم، گذاشتیم کنار تا وقتی استاژر شویم. 
حالا این وسط یک عدد استاد آمده گوشم را کشیده، تلویحا می‌گوید: خیلی غلط کردی علوم پایه را شل گرفتی. پزشک بی سواد که بشوی، آه و
رهبر انقلاب »:وقتتان را بیهوده به هدر ندهید؛ خیلی از بچّه‌های جوان
ما -دانشجو و غیر دانشجو- وقتهایشان را هدر میدهند، در این شبکه‌های
اجتماعی و مانند اینها میگردند یا در بعضی از جلسات بیهوده‌ی بحث‌وجدل‌های
این‌جوری می‌نشینند. وقتتان را هدر ندهید.۱۳۹۴/۴/۲۰
لینک دانلود       
پس از اعلام راه اندازی وبسایت شخصی استاد محمود مهرمحمدی» همزمان با مراسم نکوداشت ایشان در 13 مهر 1397، اکنون با تکمیل بارگذاری محتوا، این سایت به طور کامل فعال شده است. علاقمندان می توانند از طریق لینک زیر به وبسایت استاد دسترسی داشته باشند.
استاد محمود مهرمحمدی
امروز بالاخره بعد یک ماه رفتم مطب استاد!آخراش بود که یه خانم و آقایی اومدن و شرح حال گرفتم و منتظر بودم استاد بیاد! خانمه بعد کلی خوش صحبتی پرسید دانشجویی؟ سال چندی!؟ قصد نداری از ایران بری؟!
گفتم سال پنج و چرا اتفاقا قصد دارم! داشتم با خودم میگفتم "کی قصد نداره آخه تو این اوضاع" که یهویی گفت شمارتو به من بده.! ما یکی از آشناهامون تازه از امریکا اومده! سیتیزنه و استاد دانشگاه! دنبال یه دانشجوی پزشکی میگرده (عَجَب!) که باهم برن! قسمت بود شمارو دید
موسسه پخش دانشجو ، موسسه ای با سابقه در تولید و پخش کتاب با سابقه ای بالغ بر ۱۵ سال در 17 اسفند ماه ماه ۱۳۹۷ با جمعی از جوانان صمیمی و پر انرژی و پر ایده ، فعالیت در عرصه اینترنت را با راه اندازی وبسایت و اپلیکیشن فروشگاه ، آغاز کرده تا به رویای ارسال کتاب به تمام نقاط کشور مخصوصا دورترین و محروم ترین شهر ها و روستاهای کشور برسد. در این فروشگاه سعی گردیده است با جمع آوری بیش از 40 هزار عنوان کتاب در بیش از 20 دسته بندی مختلف و با همکاری بیش از دویست
استاد عشق : داستان پرپیچ و خم زندگی نابغه ایرانی، پرفسور حسابی
 
استاد عشق ، ایرج حسابی
معرفی:پدرشان آنها را از ایران برد لبنان بعد هم رهایشان کرد. فقیر شدند و غریب، اما عجیب اینجاست که با هزاران بیچارگی دست و پنجه نرم کردند ولی اینقدر موفق بودند که همه ی ما را خجالت می دهند…فوق العاده جذاب است این کتاب!
سلام خوبم.‌‌چرا اینجوریه؟ما خودمون برای پوست سیاهو سفید مردم حرف میزنیم ولی خودمون همش میگیم در دروازه رو میشه بست دهن مردمو خوب مردم خودمونیم دگ چرا بس نمیکنیمخصوصا الان ک تو ماه رمضونیم همه خیر سرشون روزن همه کار میکن غیر از غذا خوردن ،خب چ کاریه ؟ چرا هرکی خودشو درس نمیکنهدرس استاد توسعه ی اقتصادیه ولی بچهای ما ساده ترین نکته دانشجو بودن ک رعایت حقوق بقیه دانشجوعا تو کلاسه و رعایت سکوت هنوزززز اینو یاد نگرفتنخب چجوری میخان ب توسعه اق
موسسه پخش دانشجو (موسس و صاحب امتیاز فروشگاه آنلاین کتاب پخش دانشجو)، موسسه ای با سابقه در تولید و پخش کتاب با سابقه ای بالغ بر ۱۵ سال در 17 اسفند ماه ماه ۱۳۹۷ با جمعی از جوانان صمیمی و پر انرژی و پر ایده ،  فعالیت در عرصه اینترنت را با راه اندازی وبسایت و اپلیکیشن فروشگاه ، آغاز کرده تا به رویای ارسال کتاب به تمام نقاط کشور مخصوصا دورترین و محروم ترین شهر ها و روستاهای کشور برسد. در این فروشگاه سعی گردیده است با جمع آوری بیش از 40 هزار عنوان کتا
مرشد و پیری که چشمان کم سویی داشت روزی از یکی از مریدانش، خواست که از طرف او به معشوقش نامه ای بنویسد ،مرید هر چه که استاد در وصف معشوق گفت را نوشت، فردا بازهم از او خواست همین کار را انجام دهد، اما نامه عاشقانه تر از روز قبل بود ، این کار روزها پشت سر هم تکرار شد.آنچه مرید را به تعجب وا می داشت آن بود که استاد نامه ها را در گوشه ای نگاه می داشت و آنها را به معشوقش ارسال نمی کرد، اما  روزی رسید که استاد دیگر از شاگردش نخواست تا برایش نامه بنویسد،
با کلی بگیر وببند وسختی بالاخره کلاس نقاشی استارت خورد.استاد دختری رو با انواع مدلها محک زد .دختری یه مدل دختر که درحال کتاب خوندن تو طبیعت بودانتخاب کرد.خیلی با دقت وحساسیت از رنگ وقلم مو ها استفاده میکرد که استاد گفت:این یعنی مهارت و شروع موفقیت. خلاصه که خوب پیش رفت.جالب وهیجان انگیز بود.مهربان باشیم. 
کلا سعی میکنم اتفاقات رو تو ذهنم نگه ندارم دانشگاه جای عجیبیه و گاهی مغزم تحلیل چند تا اتفاق رو باهم نمیتونه انجام بده ، از بدترین اتفاق امروز میتونم غش کردن یکی از دانشجو ها رو بگم ، با سر رو زمین فرود اومد و جیغ من بود که تو کل سالن پیچید ، سعی کردم نقش کمک کننده داشته باشم تا یه ادم هول . هرچند که دیدم از من هول ترم هست ، طرف زد در قمقمه ی جدیدم رو شد و من هی اون وسط میگفتم کشیدنی نیست بچرخونش و در نهایت تق . شد |: خیلی غصه خوردم ، نو بود ا
استادی داشتم 
که دیگر رغبت نوشتن نداشت ولی دوست داشت مباحثت کند. 
شاگردان سوال می کردند و جواب نمی داد یا دعوای آن داشت که این سوالات ساده چیست؟ مطلبی بگو و سوالی! 
آرام آرام ، دیگر کسی از او نپرسید و همه‌ی سوال کنندگان به طرفی دیگر می رفتند. و هیچکس از استاد سوالی نمی پرسید.
استاد را تنها دیدم ، گفت : بپرس. 
گفتم : هنوز به مطلب جدیدی نرسیدم تا بپرسم. 
گفت : بگو ، گفتم : والا ؟ چیزی ندارم. هم اکنون چیزی ندارم. 
گفت : اشکان فهمیدم! 
و از فردا قدر سوال
"ما برای آن‌که ایران گوهری تابان شود خونِ دل‌ها خورده‌ایم."او همیشه برای وطنش خواند.امروز نهمین سالروز درگذشت استاد محمد نوری» صدای ماندگاری است که رنجِ دوران بُرد.استاد
محمد نوری» موسیقی را زبانی جهانی و از آنِ تمام اقوام و ملت‌ها
می‌دانست. وی طی پنج دهه بیش از سیصد قطعه‌ی آوازی اجرا کرد او همچنین به
تقریر و ترجمه‌ی مقالات و سرودن اشعاری برای ترانه پرداخت و در سال‌های
پایانی عمرش چندین اجرا به نفع بیماران خاص داشت.صدای او برای ن
 آبونمان جعلی از حضرت باقر  ع  حیث کند که فرمود ای بونعمان مردم تو را بخوردت مغرور نکنند و با مدح و ستایشت تو را از خودت غافل تکانند زیرا  سرای کار وارداتی بتو رسد نه بانها ورودت را چنین و چنان یعنی سخنان بیهوده بپایان مبر زیرا بات و کسی هست که کردار تو را بر تو نگهدارت و یاد داشت کند و نیکی کن و زیرا من ندیده ام چیزی را برای تدارک گناه گذشته و کهنه بهتر و شتابگر از کردار نیکی که تازه باشد
سر کلاس دوست نداشتنی فیزیک ۲ با استاد سخت گیرمون بودیم که وسط مبحثای پیچیده برگشت گفت کیا این فیزیک رو دوس دارن؟ پنج نمره میدم به کسایی که بگن دوس دارن. بار اول یک نفر دستش رو برد بالا و استاد گفت ۵ نمره بهت میدم. بار دوم گفت یه فرصت دیگه میدم هرکی بگه دوست داره ۵ نمره میگیره. اینبار نصف کلاس دستاشون بالا بود. بار سوم پرسید و تعداد بیشتری به دروغ دستشون رو بالا برده بودن تا نمره بگیرن و بغل دستیم در حالی که دستش رو بالا گرفته بود توی گوشم زمزمه م
و چنین بود که تمامی وبلاگ های فارسی زبان سطح کشور .پر از ناله نوشته های نتایج کنکور کنکوری های ۹۸ شد .
بیخیال بابا!وارد دانشگاه که بشین .رتبه یکش با رتبه ۱۰ هزارش هییییییییییییییییییییچ فرقی نمیکنن.!
حتی از نظر اساتید .
البته که شاید اونایی که رتبه های بهتری دارن تا چن وقت مغرور باشن جلو خودشون و منفور باشن جلو چشم بقیه‌شایدم امتحان ترم یک رو از همه بهتر بدن اما از ترم دو همه عین چی تو چی گیر میکنین.به راحتی !
تجربه یک رتبه برتری رو جدی ب
یه استاد داشتیم که فامیلیش انیران بود. اواسط ترم مادرش فوت کرد و دقیقا اولین روز کاریش بعد از سوگواری، جلسه‌ی ما بود. توی فتوکپی دانشگاه بودم که چندتا از دانشجوهای ارشدش داشتن آگهی تسلیت چاپ می‌کردن تا مراتب احترام و همدردی خودشون رو ابراز کنن. مسئول دستگاه به خاطر شلوغی و سر و صدا نتونست درست و واضح اسم مورد نظر رو بشنوه و تایپ کرده بود امیران. پرینت که گرفت پسرا دادشون دراومد که آقا اشتباه زدی، انیران نه امیران، ولی اون همچنان باور داشت ک
یه پست توی فیس بوک یه نفر دید که نوشته بود یکی از استادا، بعد دو سال تحمل بیماری به دیار باقی شتافت. 
تعجب زده شد! گویی هیچ وقت باخبر نشده بود.
تاریخشو نگاه کرد. خبر واسه سه سال پیشه!
یادش اومد کم کم که مراسم ترحیم هم توی دانشگاه با هم برگزار کردن. اینکه با دختر اون استاد حرف زده بود.
اینکه استادو توی دانشگاه توی اون دو سال دیده بود. اینکه یه درسو از بخش برق دانشکده گرفته بود و استاد بهش گفته بود که از من فرار کردی؟
.
انگار یه قسمتی از خاطره های ا
دوره کارشناسی یه استاد داشتیم کلاً هر کی میرفت اتاقش میگفت چی میخوری قهوه . چای و. همه چیز داشت. میگفت هر چی میخواید بردارید. تعارف نداشت . یه شکلاتای سوئیسی هم داشت خواهر زادش براش میفرستاد شکلات تلخ98% .میخوردی دپینگ میکردی انگار . انقدر هشیاریت برمیگشت!!. خالص خالص بود :)))
الانم یه استاد داریم میری اتاقش؛ خودشون هر چی دارند تو کشو و روی میز تناول میکنند دریغ از یه تعارف :)))
خیلی خوبیه :)) البته دروغ نباشه رفت یه پارچ آب آورد گفت خواستی بخور
دیروز رفتم انجمن خوشنویسی شهر خودمون.
یه استاد خیلی خیلی کار درست پیدا کردم.
اوستاد سابقم به زور بهمون سرمشق میداد، میگفت برید خودتون یه چیز بنویسید.
ولی این استاد، هر هفته سرمشق میده.
به علاوه خط خودکار هم کار میکنه.
بچه هایی که الان در نستعلیق هم سطح من هستن، خط خودکارشون در حد شکسته نستعلیقه، ولی من.
خلاصه که اوصیکم به اوستاد خوب.
دانشجو
فایل پی دی اف "دانشجو"
 
 
دانشجو بود.دنبال عشق و حال، خیلی مقید نبود، یعنی اهل خیلی کارها هم بود، تو یخچال خونه ش مشروب هم میتونستی پیدا کنی
از طرف دانشگاه می بردن اردو .قرار شد یک دیدار خاص هم داشته باشناز این به بعد رو بذارید خود حمید براتون تعریف کنه.
وقتی رسیدیم سر قرار خاصمون.بچه ها تک تک ورود میکردن و سلام میگفتن، ایشون هم به همه سلامی میگفت و تعارف میکرد که وارد بشن.من چندبار خواستم سلام بگم.منتظر بودم ایشون به من نگاهی
در کلاس های آنلاین همانند کلاس های حضوری دقیقا ارتباط قوی و ماثر بین زبان آموز و مدرس ایتالیایی برقرار میشود. هیچ شکی در این مورد نیست. به عنوان نمومنه ما در کلاس های حضوری، حضور فیزیکی استاد و زبان آموزان را درک میکنیم. در این حضور فیزیکی استاد و زبان آموز با یکدیگیر صحبت میکنند و ارتباط آن دو برقرار می شود. این اتفاق دقیقا همانچیزی است که به مراتب با هزینه بسیار کمتر در کلاس های آنلاین میان استاد و زبان آموز رخ میدهد. چراکه در کلاس های آنلای
در خصوص ادیان و علوم الهی بایستی بگویم نتایجی شبیه علم دارد و حکمت و فلسفه نیز در ان نقشش پیداست اما تفاوتی که با علم و دانش دارد این است که همواره جلوتر از علم و دانش است و خبر از آینده هایی می دهد که برخی از آن آینده ها نه با علم قابل اثبات است و نه با حکمت و فلسفه با این حال هزاران سال است که ادیان مصرانه بر ان نظریه ها تاکید دارد و کوتاه نیامده مانند زندگی پس از مرگ و زنده شدن دوباره مردگان و حیات بعد از مرگ. یا مبحث خوردنیها که چرا بعضی خور
دلم میخواد تهران خونمو عوض کنم
از صمیم قلبم دلم میخواد عوضش کنم ،اما اجاره ها داره بالا میره و دلم نمیهواد به خونواده فشار بیارم ، و حتی اگه بهشون فشارم نیاد دلم نمیخواد دیگه بیشتر از اینا خودمو خرد کنم و منت بکشم 
تنها چیزی که میخوام اینه که این سه سال باقی مونده زودتر بگذره و امتحان ارشد بدم 
غرورِ کاذب، مگر غرور صادق و کاذب دارد؟ غرور یک خصلتِ اخلاقیِ بد است که هر چه هم رنگِ زرد رویش بپاشی قناری نمی‌شود. یک آقایی که با ما سرِ دعوا دارد دائما حرف از غرور کاذب و صادق می‌زد و حتی ابایی هم نداشت که بگوید: آره من مغرورم، چون این قدر کتاب خوندم»
آقای محترم که نمی‌خواهم اسمت را ببرم چون سعی می‌کنم اسمت را حافظه‌ام پاک کنم لازم است به شما عرض کنم که (ع) در نهج البلاغه می‌فرماید: اگر غرور خوب بود خداوند به پیامبرانش می‌گفت مغرو
کلاس زیست ترم  5 دختران استاد طغیانی از روز یکشنبه 1398/05/20  به سه روز زودتر یعنی پنج شنبه 98/05/17  انتقال یافت .محل کلاس دفتر مرکز المپیاد است (نه مدرسه سلام) . ساعت برگزاری 8 تا 11:15            مرکز المپیاد شهر
✅ پذیرش به صورت متمرکز:
 
❇️منظور از پذیرش دانشجو در رشته متمرکز این است که ملاک پذیرش فرد در این رشته صرفا نمره آزمون و سوابق تحصیلی فرد است و موافقت با پذیرش وی فقط در یک مرحله اعلام میشود.
 
❇️در این روش داوطلب بر اساس شرایطی که دارد از قبیل نمره کسب کرده، سهمیه، بومی بودن منطقه و. در اولین کد رشته محل انتخابی که از نظر نمره کسب شده نسبت به باقی داوطلبان برتری دارد ( در صورت وجود ظرفیت) پذیرش میشود.
 
❗️ تبصره: در این روش (پذیرش م
ایتن کانادییه و دکترا میخونه. قدیمی ترین دانشجوی استادمونه و خفن ترینمون. و تنها کسی که همیشه تو دفتره.
ایتن مصداق بارز اون دانشجو خارجیاست که درموردشون میشنویم. با استاد راحتن، جلسه ها رو با تی شرت میان، غیررسمی و صمیمانه با مدیر و استاد و رئیس دپارتمان حرف میزنن و تو مهمونی دمپایی پاشونه. ایتن همچنین از معدود کانادایی هاییه که من میشناسم و هیچی از ایران نمی دونن.
روز عید نوروز من ظهر رفتم دانشگاه و باقلوا بردم دفتر. کسی هنوز نیومده بود و فق
سلام خدمت استاد فرهیخته گرامی، شرکت در دوره های آنلاین زبان ایتالیایی واقعا به من کمک کرد تا زبان ایتالیایی را با کمترین هزینه و واقعا با بالاترین کیفیت یادبگیرم. من کسی بودم که با شرکت در کلاس های آنلاین با استاد خیلی مخالفت داشتم. اما ایشون خیلی زحمت کشیدند و با راهنمایی های واقعا مفیدشون من را در مسیر درست قرار دادند. باورم نمیشه که یکجا تونستم به معنای حقیقی کلاس های آنلاین را تجربه کنم. 
الان دارم مقاله علمی- پژوهشی را که ماهها قبل نوشتم اصلاح میکنم. برای چند مجله فرستادم ریجکت شد، چاپ مجله رانت شده. باید اسم یه استاد کنارش باشه و گرنه هیچ وقت چاپ نمیشه.
برای استاد راهنمام فرستادم گفت مقاله خوبی است در حد چاپ است. اصلاحیه داد.
تمرکز ندارم و گرنه خیلی وقت پیش تمام شده بود. امروز باید هر جور شده داده های آماری را جمع و جور کنم و برای استادم بفرستمش.
دانلود:   دانلود نسخه موبایل    |    دانلود نسخه با کیفیت:       |    حجم فایل: 9 مگابایت
 



استاد رائفی پور - نفوذ یعنی» قسمت چهارم
09/05/1397



استاد رائفی پور - حمایت از کالای ایرانی »
09/05/1397

 


استاد رائفی پور - حفظ نظام یا حفظ آبروی مفسدین ؟
09/05/1397

 


استاد رائفی پور - نفوذ یعنی» قسمت سوم
09/05/1397



استاد رائفی پوز - نفوذ یعنی» قسمت دوم
16/04/1397

 


استاد رائفی پوز - تحریف نامه 2 »
16/04/1397

 


استاد رائفی پوز - چرا آمریکا می‌خواهد قیمت نف
کلاس زیست ترم  1 پسران استاد طغیانی از روز دوشنبه 1398/05/21  به دو روز زودتر یعنی شنبه 98/05/19  انتقال یافت .محل کلاس دفتر مرکز المپیاد است  . ساعت برگزاری 8 تا 11:15    
و کلاس زیست ترم  5پسران استاد طغیانی از روز دوشنبه 1398/05/21  به دو روز زودتر یعنی شنبه 98/05/19  انتقال یافت .محل کلاس دفتر مرکز المپیاد است  . ساعت برگزاری 14:45 تا 11:30   مرکز المپیاد شهر
یکِ خردادِ یک هزارُ سیصدُ نودُ هشت
پیش بینی یه روز به خاک رفته
برای جلسه ی استاد یه بخش اعظم کار انجام ندادم !! پر واضح است که استاد باز گند میزنه به سرتاپامون .
برای کلاس ساعت 8 صبحمون دوتا مقااله نیاز داشتیم که اونم آماده نکردیم !! باز سرکلاس  باید متوسل شیم به آیه الکرسی که استاد گیر نَدِ !!
جلد 1،2،3 بر جاده های آبی سرخ تموم کردم . یه تناقص عجیبی در کتاب دیده میشه !! میرمهنا زرت و زرت تو کتاب ی میکنه بعد آق نادر اصرار دار بگه اون دری
من در شهرستان بودم و حدود دوتا مدرس ایتالیایی عوض کردم. یکبار با آگهی استاد آشنا شدم و مشکلم رو به ایشون گفتم. در کنار سایر راهنمایی هاشون شرکت در کلاس های آنلاین رو به من پیشنهاد دادن. چون دیدن من خیلی روی کلاس هام وسواس دارم شرکت در جلسه آنلاین رو به من پیشنهاد دادن. بازخورد خوبی از کلاس گرفتم و تصمیم گرفتم در جلسات بعدیش هم شرکت کنم. البته خود استاد واقعا خوب درس میدادن و منم دیگه اصلا مدرس عوض نکردم. جالبه بدونین که آزمون استرنی رو با نمره 80
اولش یه جوی بود که ما رو گرفت رفتیم پیش استاد که آهای استادِ جان ،فلان کنفرانس در دیارم برگزار میشه یه مقاله بدیم دورهمی و بریم  شهرمون . استاد یه نگاه عاقل اندر سفیه به من کرد و گفت : جوجه فکلی دو هفته دیگه بیشتر وقت نمونده چه جوری وقت میکنی برو رد کارت (صد البته که استاد زیباتر گفتن ولی اینجانب مضمونش فرمودم). خلاصه ما رفتیم رد کارمون . 
یه هفته به انتهای تایم ، استاد ایمیلی زدن که فلانی جویای مقاله ی کنفرانس شهرتون ، بیا که برات یه سورپر
آدم بایدتوی زندگیش استراتژی داشته باشه، اینکه بدونه اهدافش چیه،چه کارهایی رو باید انجام بده و چه کاری رو نباید انجام بده
مسئله فقط دانش آموز بودن،دانشجو بودن،پزشک، مهندس،تاجر،رئیس و کارمند بودن نیست.ی موضوع مهم شناخت خودمون،و دیگران هست.
ادامه مطلب
سلام :) حالتون چطوره ؟ 
این روزا اینقدر درگیرم که اومدنم به اینجا از اولویتام خارج شده 
پسر مدتیه سینه خیز میره و این روزا تبدیل به سینه خیز سرعتی شده 
مدام باید دنبالش این ور اون ور برم 
راستش خیلی خسته کننده است 
مخصوصا این که دست تنهام :( 
چقدر بده این تنهاییِ لعنتی !

همین پسر شيطون گاهی اینقدر خودشو لوس میکنه که میگم خدایا من چندتا دیگه ازین بچه ها میخوام
ولی باید حواسم باشه احساسی تصمیم نگیرم :))))
یکی از استادام دوستِ "فرزند "خالمه .حالا استاد یه درس احمقانه .بیخود !همش پسر خاله ام میگه استادتون فلان .استادتون بیسار .!هی میگه سر کلاس فلانی نروها .‌!اتفاقا دیروز با فلانی بودم .فلانی گفت .فلان!
خالم هم گفت اتفاقا استادتون دیروز اومد ناهار خونمون.آبگوشت داشتیم و اینا.!
امروز استاد محترم تو گروه پیام داده که هفته دیگه نیاید کلاس.میگم حتما خونه خاله صدیقه دعوته .
مامان یه جوری بهم چشم غره رفت که تا دو ساعت فقط گلهای قالی رو میشمرد
ریا نباشه به هرچی فکر میکنم بعد مدت کمی جوابش میاد جلو چشام خیلیم واضح و شفاف
فکر میکردم چطور آدما یهو ازین رو به اون رو میشن؟؟؟ چطور یهو اعتقادات و افکارشون ناگهان تغییر میکنه؟؟
خیلی ساده اس کم کم هیچ کی یهو عوض نمیشه و هرکیم عوض نشده معنیش این نیست که اگه شرایط براش مهیا بشه هم همونی که هست میمونه!
سرزنش نکنید کسیو حتی تو دلتون اگه سرزنش کردین مطمئن باشین تا زنده این سرتون میاد
و مهمتر از همه چیز و همه کس فقط خداست
آدم نباید به خودش مغر
دانشگاه تخمی ترین جایی هست که تو عمرم دیدم . اکثرا دارن برا نمره سگ دو میزنن . اساتید دلخوشن که دانشجو بیاد از شون بالا پایین بره . دختر پسرا هم که فقط به دنبال رو کم کنی و ریدن به هم دیگه هستن . فقط تنها نکته مثبتش برای من آشنایی با چند تا رفیقه که واقعا دوست دارن برنامه نویسی کار کنن . دانشگاهی که معیار تاپ و خوب بودن تو یه رشته به نمره و معدل و امتحان کتبی هستش باید درش رو تخته کرد .
گپ دختران شيطون بلا

بیا خاص باشیم

بیا وسط یک جمع دوستانه گپ دختران شيطون بلا

چشم ها را گرد کنیم

من ابروی راستم را که بالا انداختم

تو چشمهایت را کمی غمگین کنی!

https://t.me/joinchat/AAAAAFAB-8NTqKM6Q2z-Dg
دانلود رایگان نمونه سوالات راهنمایی و رانندگی 98 pdf, مهم ترین و پر تکرار ترین
روز ۲۴ مهر۹۷ شنونده سخنان استاد حسن عباسی عزیز بودیم . موضوع برنامه .زندگی دوم جامعه دوم بود و بخشی از جلسات ۳۰۰تا۴۰۰ کلبه کرامت یا موضوع سبک زندگی و ی ذهنی ارائه شد . کلبه کرامتهای کامل رو از سایتشان دریافت کنین
این جلسه در سالن اجتماعات مجموعه انجمن اسلامی دانش آموزان در خیابان ابوحامد کرمان برگزار شد . 
برنامه‌نویسی از مبتدی تا حرفه‌ای با پایتون
امروزه پایتون به یکی از پر هیجان‌ترین زبان‌های حال حاضر دنیا تبدیل شده است. پایتون یک زبان مفسری، سطح بالا، تعاملی و شئ گرا است. همچنین متناسب‌ترین زبان برای حوزه‌های آکادمیک، وب، کار با داده، نرم‌افزار، ریاضیات انتخاب شده است. فلسفه نوشته شدن این زبان برنامه نویسی منحصر به فرد، خوانایی بالای کد و پیاده سازی سریع ایده‌هایتان است.
پایتون در حال حاضر کتابخانه استاندارد فوق‌العاده‌ای دارد که
کارگاه تخصصی رایتینگ و اسپیکینگ رایگان آیلتس کرج 
گروه آیلتس استاد مهدی شهبازی با همکاری موسسه زبان البرز اقدام به برگزاری کارگاه تخصصی آیلتس به منظور پاسخ به نیاز همشهریان کرجی نموده است. مدرس دوره : استاد مهدی شهبازیتاریخ دوره : هفته سوم خرداد ماه 
 
برای ثبت نام ، آدرس و اطلاعات بیشتر با شماره 09128350891 تماس حاصل فرمایید. 
http://mahdishahbazi.ir/
بسم الله
از وقتی که دانشجو شدم یکی یکی ایرادهایم می‌زند بیرون. تجربه‌ی همخانه شدن با چندنفر در یک اتاق چندمتری، همسایه شدن با چندنفر در یک محیطِ چندمتری، دانشگاه و دانشجوها و استادهایش، قلب قلبی شدن تمام وجودم و کشف کردن یک نفر دیگر، دور بودن از خانواده، مسافر بودن و حکم یک مهمانِ عزیز را پیدا کردن در خانه و بین فامیل، همه‌ی این‌ها از من چیزی ساخته که هر روز و هر دقیقه، در حال بررسی خودم هستم. در تکِ تکِ رفتارهایم و بازخوردهایی که به سمتم م
جوجه‌کشی یکی از فعالیت‌های پول‌ساز در ایران می باشد که افراد زیادی را به خود جذب کرده است. اساسا افراد برای بالا بردن راندمان ترجیح می‌دهند که این فرآیند را با استفاده از دستگاه جوجه‌کشی به انجام برسانند.

این امر باعث شده تا کمپانی‌های بسیاری در زمینه تولید انواع ماشین جوجه‌کشی فعالیت نمایند. درآمدزایی از این فعالیت به حدی افزایش یافته است که برخی مجموعه‌ها انواع دستگاه جوجه‌کشی خارجی را وارد بازار ایران می‌کنند تا کاربر بتواند از
دقیقا چند سال پیش بود‌‌.
بهمن ماه.
تعداد خواب های واقعی یا به نگاه دین، رویاهای صادقانه، بیشتر شده بود.
با مرگ دوستم شروع شد و به.
یادم نیست به چی ختم شد.
اون زمان دانشجو بودم، حاج اقای دانشگاه میگفت احتمالا غلبه شیطانی هست که خواب های واقعی میبینی، خواب هایی که واقعا اذیتم میکرد.
گذشت و گذشت و گذشت تا با یه سری از ادعیه و این چیزها بهتر شدم، تا این چند روز.
انگار دوباره رویاهای صادقه برگشتند.
× با دانشگاه تهران حرف یه همکاریهایی شده، اگر خدا بخواد فعالیت‌هام رو اونجا باید کم کم شروع کنم. هفته ی بعد با اهرایی ها قرار دارم، با استادم، قرار شد برای استاد دیگری تولد بگیریم و سورپرایزش کنیم و بعد بشینیم در مورد طرحی که قراره آغاز کنیم، صحبت کنیم. البته با حفظ موقعیت در تربیت مدرس. یاد حرف آن استاد بزرگوار در شهید بهشتی میفتم که میگفت تو یک اهرایی نفوذی هستی.
×× مامان رفته پیش دکترش و دکتر بهش گفته که سرکار خانمممممممممممممم چه
ترم ۸ کارشناسی، دم امتحانا یه سری اتفاق برا من افتاد که حسابی رو نمره‌هام تاثیر گذاشت. این جوری که بهتون بگم، انقلاب رو که کلا منبعش ۷ تا از نامه‌های امام خمینی بود، شدم ۱۲ :| (البته بعدا یه سری از این کلاس مجازی‌ها به پیشنهاد استاد شرکت کردم و امتحانش رو دادم و شدم ۱۸)
همون ترم، سه واحد هم اقتصاد داشتم که البته مربوط می‌شد به دانشکده‌ی عمران و یه استاد خیلی خوبی هم داشت. یه روز صبح بیدار شدم و دیدم تو سایت آموزش نمره‌های اقتصاد رو ثبت کردن و
شب بعد پیرمرد داشت دوباره از اتاقک بیرون می رفت که استاد پرسید " آیا اقیانوس شناسی خوانده ای ؟"
+ اقیانوس شناسی چیست استاد ؟
" دانش مربوط به اقیانوسها "
+ خیر استاد ، من هرگز چیزی نخوانده ام .
" پیرمرد تو نیمی از عمرت را به باد داده ای "
پیرمرد با چهره ای گرفته دورتر شد و  با خود اندیشید " من نصف عمرم را بر باد داده ام . این مرد دانشمند اینطور می گوید "
شب بعد بار دیگر استاد جوان از ناخدای پیر پرسید " آیا هواشناسی خوانده ای ؟
+ هواشناسی چیست استاد ؟ حتی ا
۱. سوم راهنمایی که بودم رفتم کانون زبان. اون زمان اکثر دوستام کلاس‌های موسسه‌های دیگه رو شرکت می‌کردن. من هم روزی که وارد کانون شدم خیلی زبانم قوی نبود ولی با این وجود توی آزمون تعیین سطح pre1 قبول شدم. pre1 جزء سطح بزرگسالان محسوب می‌شه. توی اون کلاس فقط من دانش‌آموز بودم! یکی پرستار بود، یکی استاد دانشگاه و… بین این همه فاطمه پارتنر من شد. فاطمه دانشجوی سال دوم مهندسی پتروشیمی تهران بود. اون ترم تابستون بود و اومده بود شهر خودش. خواهر فاطمه ه
درس امروزم الهه ی ناز بود از کتاب"  تار و ترانه " استاد یمین غفاری. 
هنگامی که استاد میثم عنوانش کرد گفتم عالیست! بهتر از این نمیشود. ضبط موبایل را روشن کردم و  به نت جلوی رویم خیره شدم. استاد شروع به نواختن کرد و با اولین زخمه ها بر سیم های بی جان تار، به یکبار روحم جان گرفت. 
باز ای الهه ی ناز، با دل من بساز.
 شدم همان دختر بیست ساله ی عاشق که بارها و بارها این ترانه را با صدای مرحوم بنان در نوار کاستی که به امانت گرفته بود گوش کرد و زمزمه کرد و ا
 یکی از روزهای اسفند پارسال که تازه وارد کلاس شدم،همزمان که رفتم پالتوم رو آویزان کنم "س" اومد کنارمیواش حرف می زد گفت میخوام یه چیز بگم به کسی نگو!گفتم چی؟ گفت راستش نمی دونستم این رو به کی بگم؟
گفتم الان استاد میاد بیا بریم بشینیم. "س" روی صندلی رو به دیوار نشست و مثلا من را صدا زد که نگاه نقاشی اش کنم و جوری که تلاش می کرد لب هایش تکان نخورد حرف میزد و من با بدبختی می شنیدم گفت جلسه قبل که کلاس آمدم تنها بودم و استاد قصد داشته لپم را بکشد و اذی
تفریح خانواده ها با کمک محصولات چیکن هچ :

اگر به دنبال تفریحی سالم در کنار خاوناده خود هستید !

اگر خواستار خانواده ای گرم و صمیمی هستید !

به طبع باید اسباب تفریح فرزندان خود را تهیه نمایید ! شما با کمک پرورش حیوانات خانگی میتوانید تفریحی سالم برای خود و فرزندان خ9ود ایجاد کنید

فرونشگاه چیکن هچ با کمک دستگاه جوجه کشی خانگیخود که قیمتی بسیار مناسب دارد این شرایط را برای شما و فرزندانتان محیا میسازد .

برای کسب اطلاعات بیشتر به وب سایت https://ch
آموزش زبان انگلیسی سطح مبتدی
بسته خودآموز زبان انگلیسی سطح مبتدی بهترین روش شروع آموزش زبان بدون نیاز به استاد میباشد. این دوره (برعکس تمامی بسته های آموزش زبان) به صورت فارسی تدریس شده است که باعث میشود که زبان آموز همه نکات را ۱۰۰ درصد درک کند. همچنین در این دوره تمامی لغات و جملات توسط استاد تلفظ میشوند که باعث این میشود که زبان آموز با تلفظ صحیح تمامی لغات آشنا شود.
در بسته خودآموز زبان انگلیسی سطح مبتدی استاد عطایی شما گیج نخواهید شد و م
یکی از اساتیدمون تو دو تا دانشگاه درس میداد،یه شرکت داشت که باید اداره اش میکرد،دانشجوی دکتری بود،متاهل بود و یه بچه کوچیک داشت و بچه داری هم میکرد و به گفته خودش همسرش هم دانشجو بوده و این یعنی برای کارهاش خیلی نمیتونسته از همسرش کمک بگیره
واقعا برام سواله چه جوری این همه کار رو انجام میده؟
وقت از کجا میاورد؟
✅ همایش ویژه خانواده های عضو انجمن های اسلامی دانش آموزان در دوره دوم متوسطه برگزار شد. 
هدف از این برنامه ▪️ آشنایی با فعالیت های اتحادیه در زمینه های مختلف و ارائه منظومه فکری تربیتی اتحادیه به اولیا گرامی و همچنین 
معرفی فعالیت های تابستانی پیش رو که در هفته دوم تیر ماه اجرا خواهد شد بود.
_ در این همایش استاد حمیدی نیا (متخصص در مدیریت فضای مجازی و بازی های رایانه ای) پیرامون مدیریت_دوره_نوجوانی_و_بلوغ / مدیریت نظام خانواده در عصر فضای_مج
این مدت این‌قدر تلخ بودم و کلافه که با هفت-هشت من عسل هم نمی‌شد خورد منو، چه برسه به یه من. تلخِ تلخِ تلخ. به تلخی زهرمار. حتی یه پست هم داشتم می‌نوشتم راجع بهش، ولی این‌قدر تلخ بودم که حوصله‌م نگرفت تمومش کنم. به قول پائولو کوئیلو "ویتریول" خونم زیاد شده. یه فکری باید به حالش بکنم، دیگه زیادی داره حالمو می‌گیره.
استرس مشروطی هم اضافه شده بود به این داستانا و داشت من رو می‌کشت. استادا نمره‌هارو نمی‌زدند و کارم شده‌بود چک کردن گلستان هر پنج
1. دانشجوی یکی از همکارها (مدیر گرو) میخواد دفاع کنه
با من هماهنگ میشه برای 3 شهریور
اون یکی داور میگه سوم میره مسافرت و دوم فقط هست
من و خود استاد راهنماش میگیم ما هم قبلش سفر هستیم و شاید دوم نرسیم
قرار میشه اون داور رو عوض کنه
حالا داور بعدی که تعیین شده میگه نه سوم من نیستم و بگذارید برای ششم
ما میگیم چشم
حالا امروز دانشجو پیام میده که ایشون میگن نمیتونند ششم و بزاریم برای چهارم!!!
من دیگه نمیگم چشم
چون حس میکنم هرچی میگی چشم به نظر بیکارتر می
جلسۀ آخر کلاس آنلاین مهارت رسانه بود. تکلیف این بود که ارتباطی بین آیات 20 تا 30 سورۀ فرقان با مباحث تدریس شده و مرتبط با مهارت رسانه بنویسیم. یکی از بچه‌ها فی‌البداهه نکتۀ به‌جایی تایپ و ارسال کرد و استاد چون درگیر شرح آیۀ 30 بودند، در جوابش فرمودند: با قرآن مهجور باشید ان‌شاءالله!
اولش خنده‌دار بود. چند نفری هم به نشستن واژۀ مهجور به جای محشور خندیدند.
استاد بعد از اعتراف به اشتباه املایی و معنایی گفتند، بد هم نیست با قرآن مهجور بودن. جایی ب
من هیچ وقت دیوانه نبودم
عاقلانه و منطقی رفتار می کردم و گاهی خودخواه و مغرور بودم
و گاهی وقار و متانتم دوستانم رو خسته می کرد
من هیس شنیدم و ساکت شدم.
من آتنها ها دیدم و ترسیدم. 
عاشقانه های شاملو به آیدا رو خوندم و باور نکردم
 قضاوت شدم و دیوانه نشدم.
و ترسیدم
من از ترس آدم ها ترسیدم
از اعتمادی که ندارم ترسیدم.
من امروز از خودم میترسم.
به من بگویید از فردای روزی که من شبیه شما ها شدم
بگویید تا دنیایتان را بشناسم
بگویید تا بگویم
بگویم از دنیایم
نمی‌دونم تازگی‌ها من دارم زیاد ناراحت می‌شم یا ناراحتی‌هام به جاست!مسئله‌ این‌جاست که با شخصی که باعث‌ش شده هم حرف نمی‌زنم،اصلا نمی‌دونم این مشکله یا درسته؟به‌هرحال الان از یه سری اشخاص به دلایلی ناراحتم،باهاشون حرف نمی‌زنم باهام حرف نمی‌زنن چون قطعا متوجه ناراحتی‌م نیستن.
این‌ها همه به‌کنار،چه‌قدر بدم می‌آد از شوعاف و چه‌قدر بدم میاددد که یکی بیاد به‌جای من این‌کارو بکنه [اصلا نمی‌دونم ساختار جمله‌م درسته یا نه ولی خب.]
پست ویژه!
در ترتیل اساتیدی چون استاد منشاوی، یکی از بارز ترین ویژگی های آن یکنواختی ترتیل، و کم تنوع بودن نغمات است. ولی ترتیل استاد پرهیزگار ، ترتیلی است که از تنوع نغمات بی نظیری برخوردار است. به نحوی که ایشان در ترتیلشان 357 بار از انتقال نغمه استفاده کرده اند. 
چندی پیش برایتان محدوده نغماتی که استاد پرهیزگار در جزءها خوانده بودند را مشخص و در قالب 30 عکس به اشتراک گذاشتیم که با کلیک در اینجا میتوانید آن را مشاهده و دانلود کنید.
این بار پا ف
من وکیلم! همانی که گاه شرخرم میخوانی! گاه کار چاق کن ! و هر دم به حرام و حلال پولم شک میکنی ! پوست من کنده شده تا واحدهای دانشگاه را پاس کنم ! توی این خارج لعنتی برای تامین مخارجم و هزینه دانشگاه صبح تا شب کار کردم و سیگار کشیدم و حرص خوردم ! چون من فرزند یک استاد دانشگاه بودم و پدرم را زود ما را تنها گذاشت !
من اقازاده نبودم و پدرم همیشه به ما یاد داده بود که پول خلال بخورید چون هیچ وقت درمانده نمیشوید ! کار کردم . هر کاری که میشد یک دانشجو انجام ده
باید بگم تو سفرم اخیرم به ارومیه و کردستان و باقی شهرهای این دو استان در عین اتفاقاتی بزرگ و کوچیک خوشی های وجود داشت که باعث میشه هر وقت بهش فکر می کنم اینجور تصور کنم که مسافرت بهم خوش گذشت :)
مثلا اون پسرکی که اوائل مسافرت ساکت و آروم بود ولی کم کم سعی کرد یخش رو باز کنه و سر شوخی با همه رو باز کنه تا وقتی که دیگه زیادی پیش رفت و جسور شد و سعی کرد دعوا کنه سر چیزی(!) که میگفت حق با اونه و حق با ماهاست البته . تا اون دختر قدبلندی که سعی میکرد تلفط و
سام علیـــــــــــــــــک !
من آمدم. میخوام یکم بنویسم و سریع بروم بخوابم چون فردا صبح باید به دانشگاه بروم.
من شنا بلد نیستم و به همین دلیل کلاس شنای مقدماتی ثبت نام کردم. همان استخر دانشگاه هستیم و حدود 12 جلسه هم بیشتر نیست. لازم بود یاد بگیرم. الان هم خوب پیشرفت کرده ام و تا پایان حتما شناگر میشوم.
دنبال کارهای خوابگاه هستم. نمیدانم چرا امسال اینقدر گیر میدهند. از بس دولت کم پول شده خوابگاه هم به زور گیر می آید.
استادم گفت: تابستان با همین bo
در تحصیلات تکمیلی، مباحث آموزشی کمرنگ تر می شوند و دانشجو موظف به انجام کارهای پژوهشی است. اولین پیشنهاد برای یک پژوهشگر تازه کار ارائه مقالات کنفرانسی است. حتی افراد کارکشته هم با ارائه مقالات کنفرانسی در مورد کار خود بحث می کنند. در مقالات کنفرانسی، بازخورد هایی که از داوران گرفته می شود سبب قوی تر شدن ایده می شود.  ارزش کار را بیشتر کرده و  و یک فرصت عالی را جهت تبدیل یک مقاله کنفرانسی به یک مقاله ISI خلق می کند. در ادامه در مورد ساختارهای ی
دلم عجیب نوشتن می خواهد، نوشتن جوهر روح است. مگر میشود نوشتن را کنار گذاشت. دلم میخواهد ساعتا دست هایم روی این کیبورد بچرخد و تق تق صدا کند اصلا چه نوایی قشنگ تر از این صدا؟ خیلی وقت است آنطور که باید ننوشتم. نه که حرف هایم تمام شده باشدها! نه. نمیدانم افسارش را کجا ول کرده ام . رشته ی کلامِ بخشِ نوشتنِ مغزم گم شده. باید بگردم ، باید جدی بگردمش. نمی شود که آدم حرف هایش ته بکشد نه! ما ناسلامتی انسانیم با یک مغز عجیب با یک قلب قدرتمند! این ها را دارم
نوشته‌ی حاضر مقاله‌ای است با همین عنوان از دکتر محمد صال مصلحیان، استاد ریاضی دانشگاه فردوسی، که در آن با زبان طنز دوره‌ی دکتری در برخی از دانشگاه‌های ایران را نقد کرده است. این مقاله را سال‌ها پیش خوانده بودم، اما به نظرم ارزش بارها خواندن (و البته توجه) را دارد.
 
سالها پیش مقاله‌ای خوانده بودم تحت عنوان درسی در بد درس دادن» که در آن نویسنده تلاش نموده بود به معلمان بگوید چه کارهایی نباید در کلاس درس انجام دهند. همان داستان لقمان حکیم
دختر خالم دیپلم فنی حرفه ای داره و پارسال به هزار و یک دلیل نشد که دانشجو بشه و پشت کنکوری شد.
از اول مهر با جدیت درس خوند و انواع و اقسام کلاس کنکور و آزمون آزمایشی شرکت کرد.
و حالا؟
تو دو قدمی کنکور،اعلام کردن که کنکور فنی حرفه ای حذف شده و پذیرش بر اساس سوابق تحصیلیه!
واقعا نمیدونم چی باید بگم تا بتونم یکم حالش رو خوب کنم.
                
خلاصه که تو این مملکت به هیچ چیزی نمیشه اعتماد کرد.
بخونیم که همین امسال شر کنکورو تموم کنیم،یهو دیدی خوابی
786

ایجاد مهر و محبت

دوست داشته شدن و یا ایجاد مهر و محبت در شخص مد نظر

اگر
شخصی خاص را مد نظر دارید و تمایل دارید که مهر و محبت شما در دل ایشان
قرار گیرد و شخص شما را دوست داشته باشد البته به نیت ازدواج و درست و شرعی
دعایی در ادامه ذکر میگردد که باید آنرا در ساعات سعد طالعتون و با داشتن
اذن از استاد واقعی دارای عاملیت بنویسید و همراه خود گردانید.
برای
بررسی مشکلات و رسیدن به خواسته و دونستن ساعات سعد و گرفتن اذن استاد
میتوانید مشخصات و خواست
بروجرد شهر ملی ورشو» شد  بروجرد- با انتخاب بروجرد به عنوان شهر ملی ورشو» موافقت شد.به گزارش خبرنگار مهر، در جلسه ارزیابی تعیین شهرهای ملی صنایع دستی که امروز دوشنبه با حضور خانم محمودیان معاون صنایع دستی و هنرهای سنتی سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری کشور، علاءالدین بروجردی نماینده مردم بروجرد در مجلس شورای اسلامی، سید امین قاسمی مدیرکل و باباحسینی معاون صنایع دستی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان لرستان د
این روزها هر صفحه ای رو در تلگرام یا اینستا باز میکنی یا داره در مورد طلسم و جادو وانواع فال صحبت میکنه یا مراقبه و مدیتیشن و در قبال آموزش و یا انجام درمان یا جادو مبالغی رو بسته به عوامل مختلف از مردم طلب میکنن و وای به حال اونایی که تو دام این جور افراد گیر میکنن . دوستان این صرفا یه نصیحت برادرانه هستش ، باور کنید شمس برای آموزش ۲۴ ساعته ۷ روز هفته از مولوی پولی طلب نکرد باور کنید برای آموزش سرش منت نزاشت ، اینو بدونید که برای رسیدن به یگانه
شاید زمان آن رسیده باشد که بنشینیم و برای آدمِ رفته آرزوی خوشبختی کنیم.بگذاریم شبیه عشاق دنیای ادبیات، برای هم از روسِ اصیلِ مغرور و بارانی‌های انگلیسی بگویند و جعبه‌ی کوچک کادوپیچ شده‌ی توی جیب چپش و قاصدک‌هایی که به امید رسیدن به هم فوت می‌کنند.
می‌دانی چیست؟ احساس دختربچه‌ی پنج شش ساله‌ای را دارم که ناگهان از دنیای کوچک و رنگی رنگی زیبایی که خودش با دستان کوچکش برای خودش ساخته، بیرونش انداخته‌اند و پرتش کرده‌اند توی دنیای خاکست
محمد رضا لطفی در سال  1325 در گرگان متولد شد و از 15 سالگی  موسیقی را با ساز تار شروع کرد . و پس از عزیمت به تهران در کلاس های آزاد هنرستان موسیقی شرکت کرد و به فراگیری مکتب وزیری پرداخت . وی از محضر استادان بزرگی چون حبیب الله صالحی – علی اکبر خان شهنازی – نور علی خان بروند – سعید هرمزی – دکتر صفوت – دکتر مسعودیه – هرمز فرهت – استاد برکشلی بهره مند گردید . پس از آشنایی با استاد عبدالله دوامی نزد ایشان آموزش دید و برای ضبط آثار او تلاش کرد . وی فار
۱- استاد به رفیقم گفت چرا کنفرانستو اماده نکردی !!!گفت استاد ما سیل زده ایم گفت کو شاهدت !؟ من پاشدم گفتم استاد راست میگه تو یه شاخه گیر کرده بود ما خودمون نجاتش دادیم
 ۲- تا حالا همزمان با چند نفر چت کردین !!!؟؟ من با ۴یا ۵ نفر +۲تا گروه همزمان چت کردم !!! یعنی همه هم دست به تایپشون قوی ! گروه هام فوق فعال !!!جوابم نمیدادی هم ناراحت میشدن یعنی رسما دهنم اسفالت شد
 ۳-تو واحد با آ داشتم میرفتم ، از قبلش ما بزن بزن داشتیم ، نشست صندلی کناریم ، اول با تهدی
عید غدیر بر تمام محبان
مولی موحدین علی ع مبارک.
در حضور هفت گروه هفت کار را مخفی کن تا سعادتمند شوی :
در حضور فقیر دم از مال و منالت نزن _ در حضور بیمار سلامتی ات را به رخش نکش _ در حضور ناتوان قدرت نمایی نکن _ در برابر غصه دار خوشحالی نکن _ در برابر زندانی ازادی ات را جلوه نمایی نکن _ در حضور افراد بی بچه از بچه هایت تعریف نکن _ در برابر افراد یتیم از پدر و مادرت نگو .
هر گاه از کسی سوالی شد درباره ی چیری که جواب ان را نمیداند از گفتن نمیدانم خجالت نک
درسته که اولای مهرو داشتیم اسباب کشی میکردیمو بعدشم تقریبا تا آخرای مهر دانشجو بودم،ولی حس میکنم از اونوقت تا الآنمو یکم به بطالت گذروندم!
تا تقریبا آذر ماه شک داشتم که میخوام دوباره کنکور بدم یا نه و این شک تقریبا داشت منو دیوانه میکرد!
تا بالاخره تصمیممو گرفتمو خواستم که دانشجو بشم.
جالبه اوایلش مصمم بودم که میخوام کنکور بدمو برای همینم خودداری شدیدی میکردم از خوندن کتابای جدید.
اصلا کتابامو گذاشته بودم توی کارتون و کمد که چشمم بهشون نیف
دانلود نسخه های شفا بخش استاد ضیائی

✔ موبایل خود را به درمانگاه فوق تخصصی تبدیل کنید!!
✔ بیش از 450 نسخه شفا بخش برای درمان تمام بیماری ها
+ مجموعه کامل فیلم های آموزشی
کافی است نام بیماری مورد نظر را تایپ کرده و نسخه های شگفت انگیز درمانی را دریافت کنید
استاد
ضیائی بر مبنای روایات طبی اهل بیت علیهم السلام درمان بیماری ها را بیان
میکنند، به همین دلیل روش طبی ایشان فراتر از طب امروزی و سنتی است، به
طوری که برای اکثر بیماری
یک حساب
اینستاگرامی که معمولا پست‌هایی با موضوعات فمنیستی می‌گذاره شروع کرده به رسوا کردن استادان م جنسی.  درباره‌ی درست و غلط و فایده داشتن یا نداشتن این حرکت و چرایی و چگونگی این های
جنسی حرف زیاد دارم اما از همه‌ی این‌ها بگذریم. چیزی که من را خیلی متعجب و ناراحت و نگران کرد
تعداد زیاد کامنت‌هایی بود که نویسنده‌هایشان مردان دانشجوی جوانی بودند که کلا این اتفاقات در
دانشگاه را انکار می‌کردند یا معتقد
بودند که اگر وجود داشت
یادمه اون موقع ها که خیلی دوسش داشتم بعضی وقتا باهاش تو ذهنمحرف میزدم.هنوزم پن شیش روز یه بار میزنم.در حد چند تا نگاه و کلمهاستاد عکاسی مون منو یادش میندازه گاهیلاغریش،موهای روی دستش،طرز گرفتن دوربین توی دستش و برآمدگیروی شلوارش
اندیشکده یقین یکی از مهم ترین اندیشکده های ایران اسلامی است . این اندیشکده یکی از بزرگترین دشمنان شیطان است . 
استاد حسن عباسی به عنوان یکی از مسئولین این اندیشکده ، مسئولیت هماهنگی کارهای فرهنگی و مهم آن جا را بر عهده دارد 
اخیرا سایت استاد عباسی صفحه ای ویژه برای معرفی صفحات اصلی مرتبط با این اندیشکده تدارک دیده است 
از آنجا که تعداد سایت ها و صفحات اندیشکده زیاد است ، لازم بود تا مرجعی برای پیگیری از جعلی یا اصلی بودن ان ها ایجاد شود 
برا
بالاخره کنکور رو دادم و تموم شد!فارغ از اینکه خیلی ناراحت بودم که بیشتر نخوندم که لااقل خیالم آسوده باشه که جایی که می‌خوام قبول شم، از اینکه تا آخر تابستون پرونده‌اش بسته شده بسی خوشحالم!
هنوز اون جور که باید استراحت نکردم، بعد کنکور که خیلی خسته بودم و همش افتاده بودم، روز جمعه به نظافت خونه! گذشت، و از شنبه هم اومدم سرکار! ضمن این‌که به دوستم قول دادم تا دوشنبه تمرینش رو براش انجام بدم! و همچنان پرونده پروژه کارشناسیم و اون یه درسی که می
وقتی بق بقو بعد از مدتها حدوداً 10 سال رو میاره به رشته ورزشیش یعنی هندبال
موقعیت :رختکن
من :وااااای چقد دلم تنگ شده برای اینجا 
دوستم: مگه اومده بودی ؟
من: یه زمانی تو تیم بودم مسابقات میومدیدم اینجا و باشگاه .
دوستم: عه پس بلدی؟
من: یه کوچولو البته یادم رفته 
موقعیت : زمین بازی
مربی: زمینو نصف نکنیییییییییییییییییییییید (فریاد میزد جا داشت میزدمون )
ومن در حالی که دیگ نفسی برای دوییدن نداشتم رو به دوستم میگم: بابا چرا تمومش نمیکنه دیگ؟
دوستم:
خیلی خنده داره . یعنی راستش خیلی خنده داریم ؛ کارامون ، حرفامون ، نگاهمون ، رفتارمون ، قضاوت کردنامون ، یا حتی غرورموناین چند وقته اینقد اتفاقات جورواجور و دلخراش افتاده ، که آدم نمی دونه به کدومش باید فکر کنه ، از کدومش باید درس عبرت بگیره ، مواظب کدوم یکیش باشه 
واقعا آدم چی باید بگه به این جوون هایی که بدون گواهینامه و کلاه کاسکت ، با سرعت بالای مرگ از سمت چپ خیابون چپی بلوار حرکت می کنند !!! آخه این همه اشتباه و خطا مگه می تونه توی یه آدم جم
 
 
کتاب تربیت فرزند از نظر اسلام: نکاتی کاربردی و مهم در تربیت فرزند. بخوانیم برای برای تربیتی درست.
 
کتاب تربیت فرزند از نظر اسلام : حسین مظاهری، نشر امیرکبیر
معرفی:
مطالب و محتوای کتاب دربارۀ نکات تربیتی است که راه ایجاد و تقویت خوبی ها و روش درست زندگی و حل مشکلات را به مخاطب نشان می دهد.از ابتدای نقش پدر و مادر تا مراقبت های بارداری و بعد از آن، مطالبی راجع به وم محبت در خانه تا….کتابی فوق العاده زیباست که استاد مطلبی را بیان می کند از د
786
ایجاد مهر و محبت
دوست داشته شدن و یا ایجاد مهر و محبت در شخص مد نظر
اگر شخصی خاص را مد نظر دارید و تمایل دارید که مهر و محبت شما در دل ایشان قرار گیرد و شخص شما را دوست داشته باشد البته به نیت ازدواج و درست و شرعی دعایی در ادامه ذکر میگردد که باید آنرا در ساعات سعد طالعتون و با داشتن اذن از استاد واقعی دارای عاملیت بنویسید و همراه خود گردانید.
برای بررسی مشکلات و رسیدن به خواسته و دونستن ساعات سعد و گرفتن اذن استاد میتوانید مشخصات و خواسته ی
 
مرحوم حاج محمد علی فشندی تهرانی تشرفاتی به طور مکرر به محضر مقدس حضرت ولی عصر ( ارواحنا فداه) داشته اند و این تشرف در مسجد مقدس جمکران اتفاق افتاده است:
در حیاط مسجد مقدس جمکران مشغول دعا و مناجات و توسل به محضر حضرت بقیه الله (روحی فداه) بودم که ناگهان سیدی با عظمت را دیدم با خود گفتم این سید از راه رسیده و شاید تشنه باشد به طرف او رفتم و لیوان آبی که در دستم بود به ایشان دادم . . .
وقتی لیوان را به ایشان دادم از او خواستم برای فرج امام زمان (ع) دع
خبرگزاری دانشجو به نقل از عضو هیئت رئیسه کمیسیون آموزش و تحقیقات نوشت: مصوبه سهمیه فرزندان هیئت علمی برای ورود به دانشگاه‌ها نقض فاحش عدالت است؛ مگر چه فرقی بین هیئت علمی با غیر هیئت علمی است؟ مگر این افراد از آسمان آمده اند؟کنکوریست
786

دوستی بین زن و شوهر

از بین رفتن دشمنی و ایجاد دوستی بین زن و شوهر و نامزد و معشوق

اگر
در زندگی مشترک بین شما و همسرتون دچار مشکل شده اید و بین شما سردی و
دشمنی بوجود آمده است و اینکه بین دو شخص که همدیگر را برای ازدواج
میخواهند و بین آنها دوستی و مهر و محبت از بین رفته و مهر و محبت در قلب
آنها کم شده است و تمایل دارند این دوست داشتن برگردد و در کنار همدیگر با
مهر و محبت باشند و زندگی سعادتمندی داشته یا شروع کنند باید دعای ذکر شده
در ادامه ر
 استاد طاهر یارویسی از موسیقی دانان برجسته ی مقامی و از بزرگان نوازندگی تنبور، درگذشت.
 استاد از یارسان های منطقه ی دالاهو بود؛ منطقه ای که تنبور برایشان از تقدس خاصی برخوردار است و تا حد زیادی توانسته اند مقام های کهن موسیقایی را به همان شکل گذشته، در خود نگه دارند. 
 از ده سالگی تنبور می نواخت و نزد استادان برجسته ی آن آموزش گرفت. سازهایش را خودش می ساخت. از جمله ی مهم ترین کارهایش، حفظ بیش از هفتاد مقام موسیقایی این دیار بود که قدمت چند صد
786
ایجاد مهر و محبت
دوست داشته شدن و یا ایجاد مهر و محبت در شخص مد نظر
اگر شخصی خاص را مد نظر دارید و تمایل دارید که مهر و محبت شما در دل ایشان قرار گیرد و شخص شما را دوست داشته باشد البته به نیت ازدواج و درست و شرعی دعایی در ادامه ذکر میگردد که باید آنرا در ساعات سعد طالعتون و با داشتن اذن از استاد واقعی دارای عاملیت بنویسید و همراه خود گردانید.
برای بررسی مشکلات و رسیدن به خواسته و دونستن ساعات سعد و گرفتن اذن استاد میتوانید مشخصات و خواسته ی
عن الرضا علیه السلام عن أبیه موسی بن جعفر علیه السلام قال کتب الصادق علیه السلام إلی بعض الناس، إن أردتَ أنْ یختم بخیر عملُک حتّی تقبض و أنت فی أفضل الأعمال فعظّم للّه حقَّه أنْ لاتبذل نعماءه فی معاصیه و أن تغتر بحلمه عنک وأکرم کل من وجدته یذکر منا أو ینتحل مودتنا ثم لیس علیک صادقا کان أوکاذبا إنما لک نیتک و علیه کذبه
عیون اخبار الرضا علیه السلام، للشیخ الصدوق، ج2، ص4، باب فیما جاء عن الرضا علیه السلام من الأخبار المنثورة، ح8

از امام رضا علی
کنج خونه اخمو و جدی و پریشون مثل داغ دیده ها کز کرده بودم و حوصله ی چرخوندن سر و حرف زدن نداشتم که یهو زنگ زد و گف بپوش بیا باور کردنی نبود عجب ایزی خودش بود دیدمش ، خوب نگاش کردم، غصه خوردم ،غصه خورد ، خندیدیم  .الان حوصله ی استاد فلسفه که داره در مورد علل پیشرفت علم شهودی در جوامع غربی حرف میزنه هم دارمخدایا شکرت   
 واویلا. خودش بود؛ قتلگاه من! قلبم سر جاش بالا و پایین می پرید. بعد،
یهو تپشش رو توی زانوی پای چپم و بعد توی پاشنه پای راستم حس کردم. اون قدر
موضوع مهم برای فکر کردن داشتم که این یکی خیلی هم مهم نباشه.وارد
اتاق استادان شدیم. خانوم فراندون معرفی فرمودن: این هروه است، استاد
راهنمات. پاتریک و هانری هم از استادای ما هستن. این هم لورانس منشی دوم
لابراتوره.» و با هیجان خاص و لبخند چشمش رو دوخت به د َستای جماعت!هروه،
پاتریک، هانری و خانوم منشی
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب