نتایج پست ها برای عبارت :

استیکر های عجیب غریب

اینجا عشق فیلم داریم ؟؟؟چرا این زیرنویسای کوفتی با حروف عجيب غريب باز میشن :|زیاد سرچ کردم اما گاهی زیرنویسا خووب باز میشن و خیلی وقتا بد،باید چند ساعت بگردی تا شاید یه زیرنویس درست باز بشه!!!زیرنویسا خرابن یا مشکل از جای دیگست .
خیلی عجيبه که اون همه حس خوب  از بین رفته باشه:)  اینو امشب متوجه شدم.:)نمیدونم اون لحظه به چی فکر میکرد ولی من به متن بالا فکر میکردم.:)+عجيب دلم یه ادم واقعی میخواد كه ساعتها بشینه كنارم و باهاش حرف بزنم فقط.دیگه اینجا نوشتن حالم خوب نمیكنه.نمیدونم چرا.دلم یه ادم واقعی میخواد.میام اینجا كلی تایپ میكنم یه بار میخونمش پشیمون میشم و همه رو حذف میكنم.دیگه اون حس خوب ندارم بهش.حس میکنم پر از حرفم.مثل وقتاییم كه بغض میكنم ولی گریه نه.تك تك
امروز 23ساله شدم اما هرجور حساب کردم دیدم من به اندازه 23سال زندگی نکردم
23سالگیم تو غريب ترین حالت ممکن اومد دو روز مونده به هفت بابا بزرگ /توگیر ودار کنکور ارشد/تو کارهاي پایان نامه/زمانی که حتی نمیتونم شروعشا مزه کنم و 
 سلام غريب ترین23سالگی
غريب است دوست داشتن 
و عجيب تر از آن است دوست داشته شدن
چه بد ایم ماهايی که وقتی می دانیم کسی دوستمان دارد ونفس هاو صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده
به بازیش می گیریم و هر چه  او عاشق تر ما سرخوش  تر ، و هر چه او دل نازک تر ما بی رحم تر .
ولی میدانی  تقصیر ما که نیست
وقتی درد او را نمیبینیم چه فرقی می کند چه می کشد 
ما اینگونه به گوشمان خوانده اند هر چه بی رحم تر  او عاشق تر 
به قول شاعر :
آن کسی را که تو می جویی 
کی خیال تو به سر دارد 
بس
 
از دلبرِ ما نشان که دارد / در خانه مَهی نهان که دارد؟
 
**أللَّهُمَ عَجِّل لِوَلیکَ أَلفَرَج**
 
غربت‌ عجيب‌ است‌.
زمانی‌ علی‌ بن‌ موسی‌ را مجبور‌ کردند‌ که‌ از‌ مدینه هجرت‌ کند‌ تا‌ دور‌ از‌ شیعیانش‌ باشد‌،‌ تنها‌ بماند‌،‌ غريب‌ باشد‌‌ و‌.
اما‌ عجيب‌ تر‌ آن‌ که امامی‌ به هجرت مجبور نباشد‌ اما‌ بی مهری‌ شیعیان‌ او‌ را‌ مجبور‌ به‌ غیبت‌ کند تا‌ دور‌ از شیعیانش‌ باشد‌،‌ تنها‌ بماند‌،‌ غريب باشد‌ و‌.
و‌ این‌ اس
شاید این فرق من و صبر و یه مشت زمزمه است
شاید این حسرت یک نگفتن درد دل است
شاید این آتش یک کوه پر از غم باشد
شاید این ترس نگاه از همه ی تن باشد
آتشی از نفسم میگذرد
بی دلیلم بی دلیلم پی خود
شاید این در پی خود بودن یک تن باشد
یا فراری ز تنی پژمرده
یا که احساس نفهمیدن این تن باشد 
شاید آن حس غريب نقطه ی امیدی بود
که زمین را به نگاهی وصل کرد
و سپهر را به دو دستم می داد
و مرا از همه ی این شاید ها دور کرد
سایه ام را همراهم کرد
بار ترس را از دوشم برداشت
 و ته
پیرسون ، نام سریالی مهیج و اجتماعی می‌باشد که توسط دنیل آرکین و آرون کورش ساخته شده است. این سریال داستان یک وکیل حرفه‌ای به نام جسیکا پیرسون را به تصویر می‌کشد که در شهر شیکاگو مشغول به کار است و سعی دارد خودش را با دنیای عجيب و غريب پیش رویش تطبیق دهد و…اپیزو فیلم | دانلود رایگان فیلم و سریال با لینک مستقیم
آیا می‌دانید دلایلی که باعث می‌شود یک مرد، شما را نادیده بگیرد، چیست؟
نمی‌دونم رابطه بین انسان‌ها در گذشته هم، همین‌قدر پیچیده و عجيب بود یا با پیشرفت علم و تکنولوژی این روابط دستخوش تغییر و تحول شده. در عصر حاضر هزاران دلیل برای رفتارهاي عجيب و غريب افراد در روابط دوستی، عاشقانه و یا حتی کار وجود دارد. یکی از همین رفتارها، نادیده‌گرفته‌شدن فرد در یک رابطه عاشقانه است.
اتفاقی آزاردهنده و غیرقابل تحمل.
اما واقعا چرا این اتفاق در یک راب
غريب قریب: آگاهی به سرگذشت حرم امام رضا(ع) رنگ دیگری به زیارتمان خواهد داد.
غريب قریب : سعید تشکری
معرفی:
آروم آروم که کتاب رو ورق می زنی، خوب گوش کن….صدای هق هق گریه هاي نویسنده میاد… بلند، مداوم…آروم آروم که با کتاب مأنوس می شی، قصه ها رو لمس میکنی…میشد سعید تشکری رو دید وقتی که لرزید و زانوهاش سست شد. وقتی خمید و جلوی ضریح شکست…
خلاصه:
در ۱۲ دوره از تاریخ به ذکر تاریخ حرم امام رضا (ع) می پردازد، آباد شدن ها و تخریب شدن ها. کتاب رو باید نیمه شب
استيکرها، برچسب‌هايی هستند که بر اساس ساخت آن می‌توان بر روی دیوار، شیشه، یخچال، درب چوبی و فی و … چسبیده شوند. کارایی استيکر معمولا برای جنبه تزیینی است. شیشه شفاف است. اگر در محل کار نیاز به نصب پارتیشن اداری از نوع شیشه‌ای دارید، می‌توانید به کمک استيکر، هم فضا را زیباتر کنید و هم حریم کارمندانتان را تا حدی حفظ کنید. ما در این مقاله به شما نکاتی را برای خرید استيکر شیشه ذکر می‌کنیم.برای خرید استيکر شیشه و انتخاب آن مح
زمانی فکر میکنی درست میگی 
اما بعد از مدتی سالی به دلایل و پافشاری که میکردی احساس خوبی نداری 
در اون زمان دیگه نتیجه گیری میکنیم و اعلام میکنیم که یقین داریم در مورد چیزی که داریم ادعا میکنیم 
اما بعد مدتی خود زمان بهت نشون میده که خیلی کوچیکی و بزرگتر از تو جلوی من نتونستن طاقت بیارن 
ثابت قدم باشن 
میگن حتما کاری میکنی مشکوکی 
ولی واقعا فن و تردستی و راه عجيب غريب نداره فقط از نگاه ها و نفس ها رد میشه
در ازای چیزی با ارزش تر
یه جور پروسه س
تیم Insider Picks درباره چیزهايی که فکر می کنیم دوست دارید می نویسد. Business Insider مشارکتهاي وابسته دارد بنابراین ممکن است ما سهمی از درآمد حاصل از خرید شما را بدست آوریم.
درخشش در ستاره هاي تاریک
اتاق شما پناهگاه امنی برای شماست که می توانید به دکوپرس بروید و برای خود وقت بگذارید ، بنابراین منطقی است که واقعاً آن را مانند خانه حس کنید. پس از تهیه وسایل ضروری ، باید سرگرمی داشته باشید و شخصیت بیشتری را به اتاق خود تزریق کنید.
از قفسه هاي شناور گرفته تا ب
یه وقتایی میشینم آرشیو و موضوعات وبلاگ رو میخونم. چه حسی داره، گذشته، گذشتن. اصلا انگار یه کس دیگه ای نوشته از حس و حالش. اینقد که برام دوره، اینقدر که همشون تموم شده ان. عجيب تر این که بعدا هم همین حس رو پیدا میکنم نسبت به حال این روزا.
هم شگفت انگیزه، هم عجيب و هم ترسناک!
در ما خونی ریخته شده که بویش دست بر گلوگاه تهوع انداخته و می فشارد و می فشارد و ما بغض می کنیم. چیزی عجيب که نمی دانم تا به حال چیزی نامیده اندش یا نه. چیزی وحشی و رام نشدنی که می بایست شکسته شود. ما چیزی را جایی گذاشته ایم و هیچ گاه به خاطر نیاورده ایم چه را و کجا!
گویی فرزندی که هیچگاه زاده نشده را در جایی که هیچگاه نرفته ای گم کرده باشی و بخواهی پی اش بگردی. همینقدر تنها و غريب.
گویی کوچه به کوچه ی آسمان را پی چیزی بگردی که خدا می نامندش و کوه ها ر
حس می کنم روابط اجتماعیم خیلی افت کرده :))
احتمالا بابت خونه بودن زیادیه؟
بابت همین در جهت ارتقای خودم، امروز که رفته بودم بانک و یه همکلاسی دوران دبیرستان رو دیدم، سعی کردم برم جلو و معاشرت کنم! کاری که از من بعیده :)) بلکه شاید حرف و سخن جدیدی داره من بی خبرم.
وقتی میرم شهر به آدما یه جوری نگاه میکنم، که فک کنم اگه دقیق بشن متوجه میشن که عجيب نگاشون میکنم!
کلا هم حالتای خاصی بهم دست میده.
مثلا یهو میرم تو فاز یه چیز خاص. مثلا درسی. بعد اون وسط اگه
استاد عشق : داستان پرپیچ و خم زندگی نابغه ایرانی، پرفسور حسابی
 
استاد عشق ، ایرج حسابی
معرفی:پدرشان آنها را از ایران برد لبنان بعد هم رهايشان کرد. فقیر شدند و غريب، اما عجيب اینجاست که با هزاران بیچارگی دست و پنجه نرم کردند ولی اینقدر موفق بودند که همه ی ما را خجالت می دهند…فوق العاده جذاب است این کتاب!
تابوت‌هاي دست‌ساز» اثر ترومن کاپوتی.
این کتاب، گزارش مجموعه‌ای از قتل‌هاي زنجیره‌ای و واقعیه که خود نویسنده در جریان وقوع اون‌ها بوده و شرحش رو به صورت گزارش به نگارش درآورده.
این ماجرا کاملا واقعیه و نمیشه مثل داستان‌هاي جنایی نویسنده‌هايی مثل آگاتا کریستی، ازش انتظار غافل‌گیری‌هاي عجيب و غريب داشت. ولی همه چیز توی کتاب بسیار هنرمندانه و زیبا توصیف شده.
ترجمه‌ی کتاب ترجمه‌ی خوبی نبود. قبلا ترجمه‌هاي خوبی رو از بهرنگ رجبی خونده
چگونه استيکر تلگرام بسازیم ؟

ساخت استيکر در تلگرام دو مرحله  کلی دارد :
تهیه تصاویر مد نظر بدون پس زمینه (بکراند) یا به اصطلاح حرفه‌ای ترنسپرنت - Transparent
ساختن استيکر در تلگرام با استفاده از ربات رسمی این نرم افزار


از آنجا که بسیاری از کاربران امکان دارد با تدوین تصویر در فتوشاپ یا نرم‌افزارهاي مشابه آشنا و یا به عبارت دیگر توانایی برداشتن پس زمینه را داشته باشند و بعضی ازکاربران تصاویر مورد نظرخود از ابتدا آماده داشته باشند،  مرحله اصل
با اینکه پژمان بازغی مجری حاذقی نیست و خیلی ضعف داره و نمی تونه خوب ارتباط برقرار کنه
با اینکه برنامه خیلی نواقص داره
با اینکه جایزه هاش خیلی کمه
و خیلی چراها و اماهاي دیگه؛
اما اینو خوب میدونم پدر و مادرهايی که بچه هاشونو برای این برنامه میارن خیلی از خود گذشته و شجاعن.
من در مورد اینکه بخوام بعدها نقش مادری رو به عهده بگیرم خیلی فکر میکنم. حس میکنم هیچ وقت به اون میزان لازم نمی تونم از خود گذشته باشم.
وقتی گاهی اتفاقی این برنامه رو میبینم، ت
روایت جذاب از زندگی سخت و پر مشقت ن و نقش آنان در مقاومت بسیار خواندنی و تاثرانگیز است. رساندن خبر شهادت مرزوق به مادرش را، عجيب ‌ترین و سخت ‌ترین ماموریت دوران حضورش در آبادان می‌ داند. این‌ بار اگر گذارتان به آبادان افتاد به نیت مادر مرزوق به مزارش سر بزنید. این وصیت مادری است که دوست داشت پسرش را در لباس دامادی ببیند. مرزوق در آبادان غريب است. برایش برادری و خواهری کنید.

ادامه مطلب
به تاریخ 5 روز مانده به قلب تابستان،با کلی مشقت و سختی خودمو راضی کردم وسایلمو جمع کنم،ساکمو بستم ولی با حوصله و آروم، خیلی آروم، اونقدی که انگار دلم نمیخواست بستن این ساک تموم شه و اونو بردارم و از در بزنم بیرون.نمیدونم.نمیدونم چرا منی که برای رفتن از این شهر غريبو تنها پر پر میزد حالا دلم میخواست بمونم به هر قیمتی شده.اما لعنت به هر چی جبر زمان و مکانِ.که آخرش تو رو محدود به جغرافیای اجبار میکنه.یه حس تناقض وحشتناکی از خوشحالی و غم درونمو پ
چه خاکی برداشته اینجا!
یهو یادم افتاد یه صفحه سوت و کور وبلاگی هم بین زندگی ای که به توییتر و اینستاگرام و تلگرام پیچیده دارم.
نام کاربریم و پسوردمم یاد نمیومد ،بین نُت هام پیداشون کردم و چه عجيب که یادداشت کرده بودم.
عجيب تر اینکه وقتی به اینجا نگاه میکنم دلم نمیگیره،انگاری بهم نشون میده چقد تغییر کردم و فکر میکنم از مرحله گیر کردن تو زمان عبور کردم .
داستان عجيب زندگی یک زن بی دست و پا یک زن که از بدو تولد بدون داشتن دست و پا متولد شده کارهايی خارق العاده انجام می دهد.
به گزارش چفچفک، امی بروکس 37 ساله اهل شهر پیتسبرگ در ایالت پنسیلوانیای آمریکاست و اجازه نمی دهد نقص مادرزادی بر روند کارهاي روزمره در زندگی اش تاثیر بگذارد. او قادر به آشپزی، نوشتن، رانندگی و حتی خیاطی است!
وی می گوید: پزشکان در ابتدا از اینکه من بتوانم به زندگی خود ادامه دهم دچار تردید بودند اما پدر و مادرم حرف آنان را قبول ن
چند نکته عجيب در باره زنبور عسل



چند نکته عجيب در باره زنبور عسل
۱-  زنبور عسل با سرعت بیست و پنج  کیلومتر پرواز می  کند
۲- قبیله زنبورهاي عسل حدود ۲۰ تا ۶۰ هزار زنبوردارد.
۳- یک زنبور عسل ذر همه عمرش فقط به اندازه یک دهم قاشق چایخوری عسل طبیعی تولید می کند.
مطلب کامل را در سایت دیجی عسل بخوانید
شگفتی هاي زنبور عسل
یکی از پدیده هاي عجيب غريب امروز سریال ریک و مورتیه. سریالی که تو اپیزود هاي ۲۰ دقیقه ایش یک ساعت و نیم محتوا داره و دیوانه وار ترین ایده ها رو دور هم جمع می کنه و به شما نشون میده و بعد از دیدن همه قسمتایی که اومده مختون سوت میکشه اگر بگم گوینده ریک و مورتی یک آدمه. جاستین رویلند و این آدم تو واقعیت هم کم کسری از دیوانگی توی سریال نداره.
در حالی یکی از تفریحات این روزهام شده ولگردی توی یوتیوب، به این ویدیو رسیدم. ویدیوی که جز سریال نیست ولی صدا گ
از پنجره‌‌ی پاویون طبقه‌ی ششم بیمارستان فرخی زل زده بودم به نورهاي زرد و نارنجی شهر، به گرگ و میش هوا. بعد فکر کردم چند ماه دیگر من هم روی این تخت‌ها و خوشخواب‌هاي فنری جوری خوابم می‌برد که دخترهاي تخت‌هاي کناری. فکر کردم چند ماه دیگر این شب تا صبح بیدار ماندن‌ها جوری برایم عادی می‌شود که بیدار بودن در طول روز. فکر کردم چند روز دیگر که بگذرد من هم عادت می‌کنم به صدای ناله‌‌ی آدم‌ها، به بوی خون، به رفتارهاي ناخوشایند پرسنل بیمارستان، ب
تو خواب هاي اخیرم مکان هايی رو میبینم که هیچ وقت ندیدم. وارد خونه هايی میشم که تا حالا ندیدم. آدم هاي دور هم زیادن تو خوابام. مثلا خواب دیدم دبیرِ دوستم داییِ سال پایینیمونه :| و کلی چیزای عجيب.
دیشب خواب دیدم میریم گردش. جاهايی که تو خوابای قبل دیده بودم و من با دهن باز از شگفتی میگم خدااای من. من اینا رو تو خواب دیده بودمممم.
فک کن! تو خوابم خواب دیده بودم :)
در طبقه بندی کتاب هاي ترسناک قرار گرفته اما اصلا ترسناک نبود. کتاب رو گاستون لورو نوشته و از نشر علمی فرهنگی، مرتضی آجودانی ترجمه و ساده نویسیش کرده. داستان پررمز و رازی که دلت میخواد باور کنی که همه‌ش زیر سر یه شبح ترسناکه! اما در حقیقت داستان مردی‌ه که چهره‌ی عادی نداره و همین باعث میشه که با پوشوندنش توسط ماسک معروف بشه به شبح و چون تو اپرا بوده شبح اپرا صداش کنن.
اما اینم بگم اون یه فرد عادی نبود، آشنا به فنون جادوگری و این حرف ها بود و کا
سلام 
نظرات در مورد چهره من به دو دسته تقسیم می شود :
دسته اول کسانی هستند که می‌گویند تو زشت است. عموما خودشان یا خیلی چهره زیبایی دارند یا متوسط به هر حال خودشان را از من بهتر و زیبا تر می بیند.ممکن است این را به شوخی بگویند و گاهی هم بحث جدی و گاهی هم مانند یک فحش گاهی واژه هاي بی ادبانه به کار می برند گاهی هم خیلی محترمانه می‌گویند تو چهره خوبی نداری.مثلا صورت لاغری داری چشمانت خوشرنگ نیست ؛دماغ بزرگی داری و موهايت فرفری نیست ،رنگ پوستت
بابت مساله ای اضطراب داشتم و نمیتونستم روی درس متمرکز باشم.هر نیم ساعت یکبار بی هدف دست به موبایلم میبردم.بچه ها توی گروه کلاسی درحال بحث در مورد چند و چون جشن بودن.عکسهاي خنده داری از ترم هاي اول تا همین ترم آخر رو میفرستادن تا برای کلیپ ازشون استفاده بشهدلم میخواست در جواب عکسهايی که میکول میفرستاد استيکر خنده بفرستم.دوست داشتم من هم جزئی از این بدو بدو میبودم.
مادرم گفت بدون گرفتن جشن چطور میخوای فکر کنی این هفت سال تموم شده و از فر
این غزل در پائیز 86 و فی البداهه در جلسه ی جشن امام رئوف توسط آقای حسن سعیدی خادم خالدی سروده شده است :
هست میلاد گرانقدر رضا ، شاه هدی 
بلبلان رقص کنان چهچهه زن پر ز نوا
خرّم از یمن وجودش همه ی دشت و دمن
گوئیا فصل بهار است به هنگام شتا
آنکه ثامن به حجج هست و شه کشور دل
راضی حکم خداوند و مسمّی به رضا 
آستان حرمش مأمن هر فرد غريب
ضامن آهو و سلطان غريب الغربا
مشهدش کعبه ی آمال همه تا به ابد
خاکبوس حرمش ماه به هنگام مساء
اختر و ماه و خور و جمله تمام افل
یکی از باهوش ترین دخترهايی بود که میشناختم.مطالبی که ما یک روز تمام سر حفظ کردنش پدر خودمون رو در میاوردیم،طی نیم ساعت قبل از شروع کلاس میخوند و همون نمره ای رو میگرفت که ما میگرفتیم.پدر و مادرش جدا شده بودن.در ظاهر ش زندگی میکرد اما مادرش شاغل و دانشجو بود و عملا وقت رسیدگی به دخترش رو نداشت.یادمه هیچوقت کتابهاي برنامه ی روزانه رو همراهش نداشت.
سوم راهنمایی جزو تاپ هاي شهر بود و رقیب درسی کسی بود که الان داره دانشگاه تهران پزشکی می
امشب موقع برگشتن از پاساژ، ویترین یه مغازه ای که از قضا چراغاش خاموش و تعطیل بود،چشممو گرفت.رفتم پشت ویترین وایسادم اجناسِ جذابشو تماشا کردم ! مغازه ى متفاوتی بود.
انگشترای نفیس،با نگین هاي فیروزه و عقیق و که برق نگیناشون چشمامو میزد.اسکناس ها و سکه هاي قدیمی! بشقاب هاي نقاشی شده.سماورِ طلایی! جعبه هاي جواهر و قاب عکس هاي نفیس.مغازه،مغازه ی عتیقه فروشی بود.رفتم پشت درش تا شاید محتویات داخل مغازه رو ببینم.با دستم رو پیشونیم سایبون گرفتم و دا
یه چیزی
این دنیا به طرز عجيبی همه چیزش به هم مربوطه!و هیچی ناآشنا یا غريب نیسهمه چی آشناسچرا به همه چی احساس نزدیکی میکنم و همه رو به همون اندازه واقعی بودنشون واقعا حس میکنم؟!
قضیه خیلی ترسناک تر از اونیه که همیشه فکرشو میکنید✋
ما یه گروه فامیلی داشتیم و داریم و فوق العاده فعال 
 چند سال پیش؛ اخر شبا اکثرا همه آنلاین بودن.
فعال تر از همه داداشم بود و فوق العاده شیطون .
یه شب از چت ها، اسکرین گرفت تا برای یه عده که گروه نبودن، ارسال کنه. 
خدا رو شکر یه زمانی بود که کسی داخل گروه نبود 
داداشم ابتدا  اسکرین ها رو فرستاد گروه 
هر کدوم از اسم دختر هاي فامیل و من و خواهرم رو با یه نام سیو کرده 
من به نام عطا 
خواهرم ساسان 
دختر خاله هام و دختر دایی هام  خسرو؛ کیوان، سامان، د
بلاخره یه جورایی از زیر تیغ خرداد بیرون اومدم!اخیرا کارای بچگانه ی زیادی ازم سر زد و بابتش متاسف؟نه!متاسف نیستم،فقط یه سری اینگار که از من ناامید شده باشن ناامید شدن و تقصیر من نیست نباید الکی به کسی دل خوش کرد که.
اگر شاهد رفتارهاي بچگانه م بودید متاسفم.
خوابای عجيب غريب میدیدم درهم برهم و آخرینش درعین چرند بودن دلچسب بود.
باب رو دیدم که خیلی مهربونانه بهم ابراز علاقه کرد و ازم خواست چیزی ازش نپرسم و فقط واسش یه قلب ارسال کردم،جذاب بود چون ح
دانلود نسخه RELOADED و GOG بازی Singularity برای کامپیوتر
در بازی Singularity جزیره ای عجيب به نام Katorga-12 در روسیه وجود دارد. منطقه ای که قلب تحقیقات علمی و هسته ای این کشور است، به تازگی جریان هاي قوی از الکتریسیته و موج هاي عجيب در این منطقه به ثبت رسیده که دولت این کشور نیروهاي ویژه ای برای بررسی این موضوع به این منطقه عجيب می فرستد. در بازی Singularity، شما در ابتدا در نقش نیت رنکو (Nate Renko) یک خلبان در دوره مدرن هستید که ناگهان موجی عجيب از دور شکل می گیرد و هلیکوپ
دانلود مداحی حسین سیب سرخی دلم بی تابه واسه محرمت5 مرداد 98هیئت روضة العباس علیه السلامنوحه شور
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیدلم بی تابه واسه محرمتدلم بی تابه با خیال حرمتدلم بی تابه بمیرم برا غمتدلم بی تابهدلم میگیره همه شب برای تودلم میگیره واسه کربلای تودلم میگیره توی روضه هاي تودلم میگیره دلم نگرون شب اولمنزار بیوفته اسمم از قلمتموم سالو مثل اربعینت کنار مقتلمالسلام علی یا سید الشهدا یا سید الشهدا یا سید الشهد
اون ماسک شبی که خوشم میومد از بافتش رو خریدم دیروز ظهر پست اورد در خونه،دیشب یه مقدارش رو زدم به صورتم و دراز کشیدم که بخوابم شاید باورتون نشه اما تا ساعتای 3 خوابم نبرد و هی وول خوردم توی پتوم تا اخرش تسلیم شدم و بلند شدم رفتم توی اشپزخونه صورتم شستم،ماسک چسبناکی بود یکم از لپم گرفت روی بالشت،نمیدونم چرا ماسکِ بیخوابم کرد و مدام فکرای عجيب غريب از توی سرم رد میشد فکر حرفایی که ا.م بهم زده بود،توی اتاق بغلی مامانم راحت خوابیده بود و ماسک هم رو
خواب دیشبم انقدر عجيب بود که ترجیح میدم بنویسمش.
حسابدار یه فست فود بزرگ شده بودم،ماهی سه میلیون حقوق میگرفتم، داشتم از همسرم جدا می شدم(دلیلش رو واقعا نمیدونم ولی همه ی فامیل و خانوادم با کارم موافق بودن!!!!) یه نفر اومد خواستگاریم،۸میلیون حقوق می گرفت(من نمیدونم حقوقشو چرا انقد دقیق یادمه)
اول راضی نبودم،بعد از چند جلسه باهاش آشنا شدم و ازش خوشم اومد، خیلی شوخ طبع بود و هم شهری و هم زبون بودیم.
یه خواهر داشت،باباشم خیلی شوخ بود،مامانشم از ا
دانلود مداحی مجید بنی فاطمه غريب و تنها نیمه جونه
شهادت امام جواد (ع) ۱۳۹۷نوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحی
غريب و تنها نیمه جونه
آسمونم روضه خونه
اشک چشم هاش مثل بارونه
روی خاکا سر میزاره
هیچ کس رو اینجا نداره
بی حبیبه حتی تو خونه
روی خاک حجره دلش گرفته از این زمونه
من براش بمیرم سنی نداره هنوز جوونه
شبا و روزاش تاره امون ای دل امون ای دل
چه حال زاری داره امون ای دل امون ای دل
هلهله کردن نانجیبا
ناله میزد وا غريبا
سلام مادرجان من، امیدوارم در روزهاي دوری که این نامه را میخوانی حالت خوب باشد و من را دوست داشته باشی. پسرکم، دختر مهربانم دیروز که با عجله ی زیادی به جایی میرفتم به کسی برخورد کردم؛ او بهار بود عزیزکم. چند دقیقه ای با هم مشغول صحبت کردن بودیم. بهار چهره ی عجيب غريب زیبایی نداشت، پری نبود، شاهزاده نبود، شکل معمولی ای داشت. فهمیدم برای دیدنش لازم نیست گردن بلندی داشته باشی. فقط باید کمی. نمیدانم. میدانی مادر؟ به حرف هايی که میزنم مطمئن نیستم،
گلچین بمب خنده حسن ریوندی 2019ارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:گلچین بمب خنده حسن ریوندی 2019خنده دار ترین شوخی و کل کل حسن ریوندی - دخترای ایرانی حسن ریوندی Hasan Reyvandi 11.3 هزار بازدید ۴ روز پیش . گلچین بمب خنده حسن ریوندی 2019 - فیدیاگلچین بمب خنده حسن ریوندی 2019. گلچین بمب خنده حسن ریوندی 2019. جستجو . گزارش ویدیو : گلچین بمب خنده حسن ریوندی 2019. . گلچین جدید حسن ریوندی 2019 - tv1.oneگلچین جدید حسن ریوندی 2019 - پخش و دانلود کلیپ ویدئویی طنز . بمب خند
حکمت قرار گرفتن ولادت شاه کرم 
در نیمه رمضان کریم

سلام بر مولود نیمه رمضان 
سلام بر نماد کرامت و بخشش در ماه کرامت و بخشش
سلام بر قرآن ناطق در ماه نزول قرآن صامت
سلام بر سبط اکبر در ماه ثقل اکبر 
سلام بر بر غريب مدینه در ماهی که با غربت آمیخته است

آقای عزیزم شب قدر نزدیک است.
شاید یکی از حکمت هاي قرار گرفتن ولادت شما چند روز ، پیش از اولین شب قدر این باشد که خدای آسمان و زمین برای قدر یافتن و یافتن قدر، چنگ زدن به دامن کریم تو را به عنوان راه می
تیر عجيب و غريب بود واسه‌م؛ هزارتا تجربه جدید داشتم که می‌تونم برچسب اولین» روشون بزنم. در موردشون به کسی نمی‌گم، فراموششون نمی‌کنم، عکسی در موردشون منتشر نمی‌کنم، برای این‌که تا ابد فقط مال خودم بمونن و وقتی دور و برم کسی نیست برم یواشکی اون عکس تقاطع فردوسی و خمینی رو نگاه کنم و الماس بالای سرم مثل سیمزها سبز شه. می‌دونی، یه جایی داشتیم از بالای کوه برمی‌گشتیم، یه قدم مونده بود غروب شه، ولی پشت سرمون ماه کامل بود و ما با هر پیچی که دو
در بازی Singularity جزیره ای عجيب به نام Katorga-12 در روسیه وجود دارد. منطقه ای که قلب تحقیقات علمی و هسته ای این کشور است، به تازگی جریان هاي قوی از الکتریسیته و موج هاي عجيب در این منطقه به ثبت رسیده که دولت این کشور نیروهاي ویژه ای برای بررسی این موضوع به این منطقه عجيب می فرستد. در بازی Singularity، شما در ابتدا در نقش نیت رنکو (Nate Renko) یک خلبان در دوره مدرن هستید که ناگهان موجی عجيب از دور شکل می گیرد و هلیکوپتر شما را منفجر می کند. شما به طور عجيبی از این ح
این سفر اخری رو دارم کاملا زمینی تجربه میکنم.مثل دوران دانشجویی.خیلی برام نوستالژیک و جذابه.سفرم خیلی بد داره پیش میره به علت گرونی بلیط هواپیما سفر زمینی انتخاب شد.بعد که رسیدم شهر غريب معلوم شد جشن چند روز عقب افتاده و من نمیرسم بهش .بعد که خواهر خواستگار نسبتا محترم زنگ زد.گرمای هوا خیلی برام ازار دهنده بود.کارای اداریم طول کشید.تو این شهر به این بزرگی یه دفتر خدمات پستی پسدا نمیشد.دوستم که مدارکشو برام فرستاده بود نصفه بود و کل
تو کوچه هاي زندگی غريب و در به درپی شهادتم من شکسته بال و پر
اگرچه بی لیاقتم ولی به روم نیار
بیا و مادری کن و به من محل بذار
دلم هلاکه یک نگاه مادرانته
تویی که یاحسین قشنگ ترین ترانه ته
بدون زینبیه من نفس نمی کشم
تا زنده ام از عشق بی بی دست نمی کشم
تو رو به جون مادرت آقا دیگه بیا
نذار بازم بشه غروب کربلا به پا
همون یه کربلا برای عمه جان بسه
نذار بگن حریم زینبیه بی کسه
هستم ولی خستم:)
عجيب دلم نوشتن میخواد و عجيب تر دستم به نوشتن نمیره!
فصل دوست داشتنی ام سر رسیده و من همچنان گنگم!
توی عصرای دل انگیز زمستونی دفترم رو باز میکنم و با یک لیوان چای هل دار و خودکارای دوست داشتنیم میشینم سر نوشتن ولی دریغ از یک کلمه!
میدونی حتی رو کتابام هم نمیتونم تمرکز کنم و این برای عشق کتابی مثل من یعنی فاجعه!یعنی یه چیز بی سابقه!میدونی اگه الیور تویست نصفه بمونه یعنی چی؟!
دلم این روزا بیشتر سکوت میخواد.مثل خود خود زمستون.دلم
این حالت رو که وقتی پر از حرفی ولی وقتی پای گفتن یا نوشتنشون میاد دقیقه ها خیره می شی نه کلمه ای برای گفتن پیدا میکنی و نه نوشتن، درک نمی کنم.کمی فکر.
کمی تکان خوردن لبها
تعدادی خطوط عجيب روی کاغذ
و در نهايت رها کردن همه چیز و لبخند زدن
و بر میگردی به واقعیت
اما اینبار تمام آن حرفهاي نگفته به سنگینی سابق نیستند.
نه گفته ای شان و نه نوشته ای اما احساس رهايی از آنها کاملا حس می شوند.
چقدر عجيب.
کمی سکوت،
و رهايی.
هرمان هسه آلمانی را بسیار پسندیدم .عجيب و غريب انگار شخص خود من است! انقدر انگار شخص خود من است که احساس می کنم دندانهاي پیشین فک پائینش هم مثل مال من به جرمگیری  احتیاج دارد!
هیجان انگیز ترین چیزی که دمیان دارد می گوید این است که در تو کسی هست که از همه چیز تو خبر دارد و ریز و درشت خطاهايی که از تو سر می زند از اراده او نشات می گیرد و او سعیش را می کند که تو را به شکل منحصر به خود شخص خود تو به راهی ببرد که دلش می خواهد. به راهی که نهايتا کل زندگی ت
داشتم فکر می کردم به اینکه چی دوست دارم همین الان؟ دیدم خیلی دلم هوای یک مسافرت داره .
عجيب دلتنگم این فصل، اصلا اسفند آرام و قرام نیست.هرگز تمایل ندارم زیر سقف نفس بکشم،
انگار یک تحولی زیر پوسته ی وجودم همه آرامشم را به یکباره نابود میکنه.
یک خلسه ی روحی! که احتیاج دارم تو هوایی آزادتر ترکش کنم.
هوایی که نسیم وزنده ای داشته باشه و شور و غربتی فراتر از زمین، تا بتونم پر بگیرم و تنفس کنم
و حس کنم هنوز میشه ادامه داد اونم به بهانه ی عشق و نه_ ب
یکم. می‌نویسم و پاک می‌کنم. می‌نویسم و پاک می‌کنم. می‌نویسم و پاک می‌کنم. تمام سوژه‌ها به‌نظرم مسخره‌اند، تمام واژه‌ها به‌نظرم نارسا و بی‌معنی‌اند. حس می‌کنم برای نوشتن ناتوانم، حس می‌کنم فلج شده‌ام، حس می‌کنم ذهن قصه‌پردازم مرا گذاشته و رفته تعطیلات. و همهٔ این‌ها باعث آزردگی روحم می‌شود. ناگهان در خودم فرو می‌روم و در دل می‌گویم: نکنه نمی‌تونم؟ نکنه از دست رفتم؟» مادر می‌گوید: حالا که فرصتش پیش اومده، داری از دستش می‌دی.»
تنم و بیشتر از آن روحم تب کرده است. آتش از سر و صورتم بیرون میریزد. روی تخت دراز میکشم. چشمم به صفحه گوشی که می افتد یادم می‌آید برگشته ام به همان نقطه اول 
همان غربتی که روحم را چنگ می‌زند 
غربتی که نه فقط جغرافیای زمین، بلکه جغرافیای ادم‌ها برایم ساخته است
اشکی که از گوشه چشمم لغزیده را پاک میکنم
با خودم فکر می کنم چرا انقدر سریع البکاء شده ام 
ترجیح می‌دهم چشم هايم را ببندم
گیم پلی بازی Need for Speed: Rivals همانند نسخه قبلی خود Hot Pursuit است، با اتومبیل هاي عجيب و غريب و تعقیب و گریزهاي پلیسی در سرعت هاي بالا. در این نسخه نیز می توانید در هم در نقش پلیس باشید و هم یک رانند که هر کدام باید ماموریت هاي خود را انجام دهند. از ویژگی هاي بارز این نسخه اضافه شدن اتومبیل هاي شرکت Ferrari” است که بر هیجان بازی افزوده است. نسخه جدید سری بازی هاي جنون سرعت” در سال 2015 معرفی خواهد شد. سیو کامل بازی Need for Speed: Rivals را در ادامه مطلب قرار داده ا
من هم مثل خیلی از شماها کتاب خوندن رو با داستان‌ها و قصه‌ها شروع کردم. بعد آروم آروم کشیده شدم سمت رمان‌هاي ایرانی و خارجی. دوران نوجوانی بیشتر به رمان‌ها و داستان‌هاي فانتزی و علمی تخیلی علاقه داشتم. بعدها گوش به زنگ بودم ببینم کی چه کتابی می‌خونه تا من هم اون رو بخونم. توی دانشگاه بیشتر از هرچیزی کتاب شعر و رمان می‌خوندم. تا اینکه یه روز به نظرم رسید چه کار بیهوده‌ای! چرا به جای این همه داستان ماجرایی، نباید بشینم و یک کتاب علمی‌تر بخون
شاید غريب جلوه کند که گفته شود مسئله کانونی ما احیا است؛ آنگاه حوادثی در ردیف موضوعات کلیدی ی و فکری مورد توجه قرار گیرد که معمولا جایشان در صفحه حوادث رومه ها است؛ اما اگر اسیر برداشتهاي رایج نباشیم در خواهیم یافت که غرابتی در کار نیست.
ادامه مطلب
وقتی از خودت فاصله می گیری، نه یک سانت و نه یک متر و یک کیلومتر، که سال ها، سال هاي نوری، درست لحظه ای که باور می کنی این موجود عجيب و غريب "تو" هستی، معجزه ای می رسد که ناگهان به یادت می آورد که بودی، چه بودی، و چه می خواستی باشی
وقتی باور کرده بودی تنها نیستی، باور کرده بودی باید تلاش کرد و تنها نماند، غرق در دنیای دیگران شد، فرصتی برای "تو" بودن نداری، زمان کم است، درست در همان لحظه، خاطرات ورق می خورند، برمی گردند به چند سال قبل، و تو می شوی هم
دانلود فیلم هندی Loveyatri 2018 با لینک مستقیم
دانلود رایگان فیلم عشق بیش از حد 2018 با کیفیت عالی
با کیفیت 1080,720,480p قرار گرفت
نام فیلم: عشق بیش از حد – Loveyatri 2018
ژانر: درام , عاشقانه , کمدی
محصول کشور: هندوستان
امتیاز: 3.0 از 10
سال انتشار: 2018
مدت زمان: 140 دقیقه
زبان: هندی
کارگردان: Abhiraj Minawala
نویسندگان: Niren Bhatt
ستارگان: Aayush Sharma, Warina Hussain, Caroline Wilde
خلاصه داستان : میشل به همراه خانواده اش برای حضور در فستیوال ناورارتی به مدت ۹ روز به هند سفر می کنند.
فصل دوم انیمیشن بچه رئیس The Boss Baby Season 2 2018 WEB-DL
سریال The Boss Baby Season 2 با کیفیت 1080p & 720p & 480p
نام کارتون: بچه رئیس: بازگشت به کار فصل 2 | ژانر: انیمیشن، کمدی، خانوادگی | انتشار: 2018
زبان: انگلیسی | زیرنویس فارسی: دارد | تعداد قسمت ها: 13 اپیزود | کیفیت: WEB-DL
فرمت: MKV | حجم: متفاوت با هر کیفیت | محصول آمریکا | امتیاز: 6.3 از 10
خلاصه داستان: در مورد خانواده‌ای است که با ورود بچه‌ای عجيب و غريب به خانه اشان اتفاقات زیادی رخ می‌دهد. در حالی که خانواده انگشت ا
انتشار:
آی آر موی دی ال ژانر :  ماجرایی , خانوادگی , فانتزی
۱٫۷/۱۰ از ۵۲۵ رای مدت زمان : 132
دقیقه
زبان : انگلیسی کیفیت : 480p Bluray
فرمت : MKV انکودر : IMVDL حجم : 421 مگابایت محصول :
آمریکا
ستارگان : Adam Hollick, Monroe Robertson, Tionne Williams, Sharieff Walters کارگردان : Glenn Campbell


خلاصه داستان : ماجراهاي علاءالدین ، فیلمی ماجرایی و فانتزی محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی گلن کمپبل می‌باشد. در خلاصه داستان این فیلم آمده است ، با کمک یک چراغ جادویی عجيب و غريب یک مرد جوان
دلبل سر نزدن چند روزه به وبلاگم هم شاید این بوده که باید از این فاز بیرون بیام که حتما باید یه متن کامل بنویسم تا بشه بهش گفت پست وبلاگ. شاید و احتمالا درگیر وسواس الکی شدم و شاید باید علاوه بر زیادی جدی نگرفتن پستای شبکه هاي اجتماعیم، زندگی واقعی رو بیشتر جدی بگیرم.
میم میگه که پدرش پول تو جیبی خوبی بهش میده ولی این براش کمه چون دلش میخواد پول زیادی داشته باشه، ولی من میگم دلم میخواد یه روزی که خیلی دور نیست مستقل بشم و استقلال مالی پیدا کنم،
تقویم 1396 با عکس روستای سوچلما
تقویم 1396 با عکس روستای سوچلما امروز برای شما کاربران گرامی سایت عکس سوچلما تقویم سال 1396  اماده کردم که یک عکس با تقویم 12 ماه بصورت یکجا و 12 عکس بصورت هر ماه روی یک عکس اماده و برای دانلود در ادامه مطلب قرار داده شد.
برای اضافه کردن تقویم به صورت استيکر در تلگرام روی لینک زیر کلیک کنید
https://t.me/addstickers/taqvim1396suchelma
مشکلات ,انتقاد,پیشنهاد در ادامه مطلب بخش نظرات
برای دیدن کیفیت اصلی این عکس روی عکس کلیک کنید.

 سو
آموزش ساخت استيکر متحرک تلگرام

تلگرام تو نسخه جدید خودش قابلیت استيکر متحرک رو اضافه کرده که مورد استقبال کاربراش قرار گرفته. ما تو این آموزش قصد داریم روش ساخت این نوع از استيکر ها رو آموزش بدیم.
 
نحوه ساخت استيکر متحرک در تلگرام
شما برای این کار باید از نرم افزار هايی استفاده کنین که قابلیت طراحی وکتوری داشته باشن و بعد از اون باید خروجی رو از اون نرم افزار وارد برنامه افترافکت کنین که کار با اون نرم افزار از اهداف این آموزش نیست! پس مستق
ف هف هش ده تا استوری گذاشت واسه تبریک تولدم از گندکاریا و خیره بازیام :/
ولی خب درکل با نمک بود خوشم اومد
 
استاد استوری گذاشت و ل و گلگلی هم پست گذاشتن اونا آبرومندانه بود باز
 
قلی دو صفحه متن تبریک برام نوشته
قشنگ نود و نه درصدش رو رید بهم :/
گفتم شب تولدم کظم غیظ میکنم نادیده میگیرم ولی بعدا حالتو می گیرم
فقط کم مونده بود تهش یه آرزوی مرگ کنه برام :/
 
یکی دیگه از بچه هام استوری گذاشته بود اونم باز با نمک بازی قشششنگ رید بهم و ابرو بری کرد
 
و ا
بازم دوباره دل تا مدینه زائره


بازم دوباره دل تا مدینه زائره
انگاری باز مسافره
تو سینه دل آروم نداره
بازم مدینه و غم و غصه ی مرد بی حرم
من غصه دار غربت و غم عزای باقرم
قبر تو بی چراغ و هیچ کسی نیست بالا سرت
تو هیئت بهشت برات روضه گرفته مادرت
. غريب آقام ، غريب آقام .
آتیش گرفته آقا تموم پیکرت
زخمی شده بال و پرت
از زهر کینه بیقراری
از بغض و کینه ی شام نمونده جونی به تنت
خون جگر داری به لب پُر خون شده پیرهنت
اگه چشات بارونیه از شعله ی زهر جفا
ولی به
در جریان هستین که چند روز پیش، انتشار ویدئویی از رقص بچه هاي دبستانی با آهنگ جنتلمن ساسی مانکن توسط آقای مطهری( نایب رئیس مجلس) و اعتراض ایشون به آموزش و پرورش جنجالی به پا کرد تا اینکه ساسی مانکن آقای مطهری رو به چالش رقص دعوت کرد و یا اینکه هشتک جنتلمن یا هشتک ساسی مانکن زدن و همه مدارس رو به این چالش دعوت کردن و کار بجایی رسید که دیروز خبردار شدیم آموزش و پرورش یه جلسه فوری برای مدیران تمامی مدارس کشور برگزار کرده که با این قضیه به شدت برخور
امروز می‌خواهیم در مورد کشوری صحبت بکنیم که در جهان برای خود نام و نشانی دارد و آن کشور که مد نظر ماست کشور کره‌ی جنوبی می‌باشد. اکنون در مورد کشور مذکور می‌خواهیم به کشف حقایقی برای شما بپردازیم و سبب آشنایی بیش‌تر شما با ن و مردان این سرزمین شویم. هر کشوری از کشورهاي جهان دارای آداب و رسوم و فرهنگ خاص خود می‌باشد. کشورهاي چین، مصر و ایران از جمله‌ی قدیمی‌ترین تمدن‌ها به شمار می‌روند. همچنین اگر بخواهیم نام سرزمین د
پیرمردی ته همدم پیر
 
ناله سر دوره شنی بیه میشکا
ته سرپیش بیبو تلای ونگه وا
ته دست بزوئه پینه پیر مردی
ته سرنوشت همینه پیرمردی
با هیچکس ناینی کینه پیرمردی
 
استغفار و صلوات ورد زبون
 
علی و ممد و حسن وچه نوم
شمه اعتقاد دور پیر مردی
ناشتنی سواد دور پیرمردی
ته وون غريب جا پیرمردی
پسر زن ورنه سوا پیرمردی
ته رفق پیر پیرمردی
 
بخاری ره تش هاکن با لله وا
مهمون کلسی تا صواش گوگزا
نهار نفت کاکه نیم دونه پلا
پیر ادم نوونه سرد پیرمردی
وچه تا بووش
عنوانِ متن اشاره داره به رضا، برادرم و نامزدش که توی این اوضاعِ دهشتناکِ اقتصادی، فردا قراره عقد کنند :)
دیروز کلِ پس‌اندازم (هرچند زیاد نبود) رو دادم به رضا تا واسه خرید حلقه پول کم نیاره. توی این شرایط هرچقدر هم بابام به رضا می‌ده، اون بیچاره کم میاره. بابا هم کم نمی‌ده ولی خرج و مخارج خیلی عجيب و غريب شده. تازه بابا باید علاوه بر پولِ عروسی و رهن خونه برای رضا، وسایل برقی جهیزیه رو هم بخره. به بابا می‌گم: چرا خودشون نمی‌خرن؟ هزینه این وسا
از یک سو آوینی را به ستیز با غرب و تکنیک و سینما می شناسند. و از سویی دیگر شهید آوینی در جایی گفته بود من تعبیر سینمای اسلامی را نمی پسندم. عده ای از نزدیکان و شارحان اندیشه او نتیجه گرفته اند که او سینمای اسلامی را قبول نداشت و این نتیجه گیری درباره سید شهیدان اهل قلم غريب است. اکنون چه باید گفت؟
تنها راه این است که در این موضوع متفکرانه وارد شویم.
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم 
کوزه ای که نباید بشکند.
با گام هايی آرام، وارد دکان کوزه گری شد. سرش را بلند و کرد و گفت یک کوزه می خواهم.
نوح کوزه ای به او فروخت.
مشتری غريبه هنوز از دکان خارج نشده بود که ترق.! صدای شکستن کوزه آمد.
مشتری عجيب و غريب نوح بازگشت و گفت: یک کوزه دیگر بده!
نوح کوزه ای دیگر به او داد و باز صدای خرد شدن سفال و شگفتی بیش تر نوح! با خود گفت یک بار حواسش نبود اما این بار چه؟
باز هم مرد غريبه کوزه ای دیگر گرفت و این بار جلوی خود نوح زد
حواسم هست،از نیمه رمضان برایت نگفته‌ام،
از شب‌هاي قدر،
از آن روزی که بر پروژه و بر من گذشت،
از آن امام‌زاده علی اکبر رفتن ناگهانی،
از مرقد مطهر امام،
از نیمه خرداد،
از آن چهارشنبه عجيب،
از او و آن‌یکی و آن دیگری.
هیچ کدام را نگفته‌ام.
حوصله کن.
سلام در حالی که از کیبرد مزخرف لپ تاپم به تنگ اومدم و خیلی خسته ی تمیز کردن انباریه اتاق نامم هستم،تایپ میکنم و به این فکر میکنم چیشد که اول پستای اخیرم نوشتم سلام.
نسبت به سال پیش این موقع ها خیلی عوض شدم.
الان که تایپ میکنم دور و برم جم و جور و تمیزه و کتابای درسی رو سروسامون دادم،جزوه ها و برگه هاي امتحانی که این سه سال نگه داشتم بین کتاب مختص خودشون گذاشتم و دلم آروم گرفت از خودم.
تقریبا یکی دو روز دیگه عروسی م.ع،کاش بتونه خوب زندگی کنه و لذت
این چه حس و حال عجيبیه که من دارم؟ خدایا تحملش برام سخته! یه چیزی تو دلم داره داد میزنه. ولی بی صدا. نمیشنومش. دلم برای یه چیزی تنگ شده که به گمونم هیچ وقت نداشتمش. به گمونم اونقدر از دو ساعت پیش تا حالا فکرای متنوع اومدن و رفتن که ذهنم خسته شده. انگار که واقعا با تک تک آدمایی که بهشون فکر کردم حرف زدم و تو تک تک جاهايی که بهش فکر کردم راه رفتم و همه اتفاقایی که بهش فکر کردم برام افتاده. تو همین دو ساعت. واقعا فکر کردن آدمو خسته میکنه. چرا فکر میکنم
گروه دکوراسیون و تزئینات ساختمانى خانه ى مدرن تقدیم مى کند. 
با نسل جدید و بسیار زیباى کفپوش هاى اپوکسى زیبایى خانه ى تان را به ارمغان آورید .
*کفپوش هاى اپوکسى در طرح هاى :
-3 بعدى 
-استيکر 
-ابروباد
-ساده 
-صنعتى 
با بهترین مواد موجود و ارائه توسط نصابان بسیار مجرب و ماهر دوره دیده در ترکیه . 
دیگربا پارکت و سرامیک و نشتى حمام خداحافظى کنید .
*قابلیت اجرا در :
-محیط هاى عمومى 
-سالن هاى صنعتى
-آزمایشگاه ها
-بیمارستان ها و کلینیک ها
-سرویس و حمام
سه تا قوطی یک کیلویی دانمارکی
دو تا یک کیلو پشمک یزدی
یک کیلو شکلات با سلیقه خودم
تنها یادداشتی که بعد از پاک شدن کامل اطلاعات در این چند ماهه توی گوشیم هست! واسه یک روز بعد از عروسی خاله کوچیکه یعنی 42 روز قبله ! نمیدونم چه رسم عجيبیه که حتما روز بعد از مراسم همه اینارو(شیرینی و پشمک و شکلات) را با معجونی عجيب غريب به اسم آرد روغنی و کلی چیزهاي دیگه مثل تخم مرغ و گوشت و دل و جیگر و. میفرستن خونه داماد! اونروز، روز گرمی بود و احساس خوبی داشتم ازین
بسمه العزیز
باران که می بارد دلم می خواهد با دوستی بنشینم کنج یک کافه، قهوه ای بنوشم و شعری، و گپ و گفتی باران که می بارد دلم عجيب بهانه می گیرد و در به در بی قرار کسی ست که نیست باران که می بارد باران که می بارد
      
تهران، بهمن 96 (قبل برف)
         
با مامان رو مبل نشسته بودیم.گفت امروز چه روز بدی بود خیلی کسل بودم دلم به کار نمیرفت.
آروم گفتم خیلی هم بد نبود.
حرف زد از اینکه چرا هیچکدوم مون از زندگی لذت نمیبریم،بهش گفتم مامان تو خسته نشدی؟گفت:به نظر میاد تو از منم خسته تری،تو خیلی دپرس و آشفته به نظر میای من نمیدونم چه کاری میشه برات کرد.
آروم گفتم اره من از زندگی لذت نمیبرم.
گفت چرا؟دوستداری چطوری باشه؟چی میخوای؟
دیگه نتونستم هیچی بگم،چیزی که سریع توی چشمای من برابر میاد همش اشکِ و اشک،
وقتی خیلی کوچک بودم اولین خانواده ای که در محلمان تلفن خرید ما بودیم ، هنوز جعبه قدیمی و گوشی سیاه و براق تلفن که به دیوار وصل شده بود به خوبی در خاطرم مانده.
قد من کوتاه بود و دستم به تلفن نمیرسید ولی هر وقت که مادرم با تلفن حرف میزد می ایستادم و گوش میکردم و لذت میبردم.
بعد از مدتی کشف کردم که موجودی عجيب در این جعبه جادویی زندگی می کند که همه چیز را می داند. اسم این موجود اطلاعات لطفآ بود ، و به همه سوالها پاسخ می داد. ساعت درست را می دانست و شما
هوالحکیم. یکوقتی خدمت دوستان این معنا را عرض کرده ام که اگر به امام رضا " علیه السلام " امام غريب میگویند ، معنای ظاهریش اینست که در شهرشان و نزد خانواده شان نبودند ، اما یک بُعد باطنی هم دارد و آن اینکه چون امام رضا " علیه السلام " مظهر ولایت هستند و ولایت در این عالم غريب هست ، لذا اینست که امام غريب میگویند .معمولاً اولیاء خدا در این عالم غريب هستند ، تنها هستند ، همزبانی ندارند .ولایت در این عالم غريب هست ، مردم نمیشناسند ، مردم دنبال ولی نیس
احمد با ذوق و شوق از بیرون اومده و میگه:_ باید بهم احترام بذارید، باید در مقابلم سر تعظیم فرود بیارید ای بازندگان!_چی شده؟
 _ همین الان عباس(شوهر خواهرم) زنگ زده میگه کهره دونه‌ای چنده؟ 
_ امکان نداره، فاطمه الان اصلا سونوگرافی نداره، مسخره‌ات کردن دیوانه!
_ [میخنده] بخدا خودم ۶بار ازش پرسیدم، قَسَمش هم دادم گفت دختره!
زنگ زدم به فاطمه میگم این شایعات چیه راه انداختی؟ تو که سونوگرافی نداشتی الان؟ میخنده و میگه بخدا راست میگم، یه ازمایش ژنتیک
جلد اول…پافصل نزدهم
نبرد
از خواب بیدار شدم هنوز خورشید طلوع نکرده بود ، به فکر خوابی که دیده بودم
افتادم واقعا عجيب بود مردی دیدمکه ظاهرش چندان دیدنی نبود شنلی که پوشیده
بود و کلاه شنل باعث شده بود صورتش در تاریکی پنهان بماند اما چیزی که
عجيب بود چشماش بود ، چشمانش در آن تاریکی که شنل ایجاد کرده بود
میدرخشیدند به رنگ آبی انگار رعد و برقی در چشماش ایجاد شده بود ، ظاهرش
باعث وحشت میشد همچنان منو نگاه میکرد ، نمیدوم چقدر زمان سپری شد که صدای
جلد اول…پافصل نزدهم
نبرد
از خواب بیدار شدم هنوز خورشید طلوع نکرده بود ، به فکر خوابی که دیده بودم
افتادم واقعا عجيب بود مردی دیدمکه ظاهرش چندان دیدنی نبود شنلی که پوشیده
بود و کلاه شنل باعث شده بود صورتش در تاریکی پنهان بماند اما چیزی که
عجيب بود چشماش بود ، چشمانش در آن تاریکی که شنل ایجاد کرده بود
میدرخشیدند به رنگ آبی انگار رعد و برقی در چشماش ایجاد شده بود ، ظاهرش
باعث وحشت میشد همچنان منو نگاه میکرد ، نمیدوم چقدر زمان سپری شد که صدای
خانواده ی شهید بودن به حرف راحته ولی تو عمل
دایی جانم سی سال مفقود الاثر بود، هم رزماش میگفتن شهید شده ولی پدربزرگ و مادربزرگم هیچوقت باور نمی کردن، میگفتن اسیر شده بر می گرده.
اسرا هم برگشتن و دایی من نیومد.
از ساعت 11شب به بعد، به پدر بزرگ و مادربزرگم زنگ نمی زدیم چون چشم به راه داییم بودن و با هر زنگِ نیمه شب، قلبشون تند میزد.
بنیاد شهید 3 بار مجلس ترحیم گرفت ولی بازم باور نکردن، نمیخواستن که باور کنن.
با اصرار زیاد بعد بیست و چند سال، بالاخ
نسخه کاملا آپدیت شده بازی Fortnite تا تاریخ ۱۰م می ۲۰۱۹ تحت عنوان فصل نهم منتشر شد. همان طور که اطلاع دارید، بازی Fortnite عنوانی محبوب می باشد که فقط به صورت آنلاین قابل اجرا خواهد بود. خوشبختانه، می توان این بازی آنلاین را به صورت رایگان تجربه نمود. نسخه کاملا فشرده و آپدیت شده ی بازی به همراه آموزش نصب کامل در ادامه ی مطلب قرار گرفته است.
داستان بازی از جایی آغاز می‌شود که ۹۸ درصد از جمعیت کره‌ زمین به طور ناگهانی ناپدید شده‌اند و افراد باقی
هفت راز عالی در طراحی سایت که هیچ گاه نمی دانستید
از مزایای قسمت بالایی طراحی سایت استفاده کنید
رویکرد پیشگیرانه اصلی خود را اضافه کنید
برای تقویت شانس خود در فروش یا جذب کاربر ، قسمت بالایی سایت بهترین زمان است که گشت و گذار کاربر در طراحی سایت را شکل دهید .
اما مطمئن شوید که دکمه هاي شما در دید و شفاف باشد .
از فایل هاي چند رسانه ای استفاده کنید
فایل هاي صوتی ، ویدئو یا عکس کمک می کند که نقاط مورد نظر را پر رنگ تر جلوه دهید .
طراحی سایت خود
قبل ترها، خیلی بیشتر توی دنیای خودم بودم و کمتر حرف می زدم.
نوشتن برام خیلی راحت تر بود تا رو به رو صحبت کردن و دلیلشم این بود که می خواستم اونچه در ذهن دارم رو منتقل کنم.
شاید برای یک نامه چند خطی، چند ساعت وقت می ذاشتم، یا برای یه پست توی وبلاگ شخصی. اما آخرش می شد همون چیزی که توی ذهنم بود. دست کم این بود که بارها بهش فکر کرده بودم تا اونچه دقیقا توی ذهنم هست رو بنویسم.
یکی از باحالی هاي زندگی این بود که جای نوشتن یه متن، چندتا کلمه پیدا کنی و گف
بانوی مهربان‌م
یا فاطمة المعصومه.
نمی‌دانم این چه سری است که بیشتر کارهاي‌مهم من، بیشتر تصمیم هاي مهم من، بیشتر .
یک جوری رقم می‌خورد که با مناسباتی از ولادت یا شهادت وجود مبارکتان مصادف می‌شود و من تنها از خودتان کمک خواستن آرامم می‌کند، و با شما حرف زدن فقط دل‌م را آرام می‌کند.
و چقدر عجيب  که شما انقدر  شبیه مادر سادات هستید.
کمک‌م کنید بانوی مهربان‌م.
دانلود مداحی جواد مقدم حرز اسم زیبات همیشه همرامه
شهادت امام جواد علیه السلام 97نوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیحرز اسم زیبات همیشه همرامهجونمو بدم پات آره از خدامهخوب و دیدنیه لحظه ی رسیدنتو حرم تموم دنیا زیر پامهزائرای محترمتو عشقه مهربونی و کرمتو عشقههمه جاش بوی مشهدو میده گوشه گوشه ی حرمتو عشقهعالم میدونه باب المرادی أنا البخیل و أنت الجوادیآقای مظلوم آقای مظلوممتن مداحی حرز اسم زیبات همیشه همرامه جواد مقدمش
نمیدونم چرا ، چرا یهو دلم از عالم و ادم گرفت گرمم شد قلبم تند تند زد ! 
چه اشتباهی کردم من ! ولی اشتباه نکردم یه نوع اعتماد بنفسه بذار بدونه منم دارم تلاش میکنم منم میخوام اونی بشم ک میخوام .
نمیدونم چرا اینجوری شدم یهو *_*
خیلی بده از ی سری ادما بدت بیاد خیلییییی خیلییی بده ! کاش اصلا اینجور نشه واقعا ! ولی عجيب از ی سریا بدم امد چراشو خودمم نمیدونم 
نمیدونم چرا دلم نمیخواد دیگه پر مفهوم بنویسمش!
چند وقت پیش خواب دیدم بعنوان یه نیروی اطلاعاتی رفته بودم توی یه پاساژ
صدای درگیری هايی بیرون پاساژ می اومد و من هم به سرعت بیرون رو نگاه انداختم ، کلت کمری ام رو آماده کردم و از مردم خواستم بیرون نرن و در بالاترین طبقه و دور از پنجره ها باشن.
ادامه مطلب
خبکمی زودتر از اونی که حساب کرده بودم شروع کردمحتما قسمت بوده.بازی کائناته دیگه.معمولا بیشتر وزودتراز اونی ک فک میکردی بهت میرسه.یکی از تفاوت هاي این نگارنده عجيب اینه کهشمابعد از اونکه مطالب وحتی کلیپ ها ووویس هارااستفاده فرمودی تازه اگه دوسداشتی هرچقدخواستی انتقال وجهویا دعا میفرمایی اونم تاهرموقع دوسداشتی.من مادام العمرراترجیح میدم
سلام . امیدوارم حالتون خوب باشه و سلامت باشین :) 
از این به بعد اگه عضو پیام رسان گپ gap.im هستین ، می تونید مطلب وبلاگم رو در کانالم دنبال کنین و بخونین . سپاس . 
لینک کانالم »  https://gap.im/mahdifablog 
هر چند الان فقط یک عضو داره اما ان شاالله بیشتر میشه . 

#پویش_بزرگ_حمایت_از_پیامرسان_گـپ با عرض سلام و احترام#رفقای_عزیز در جهت حمایت از پیام رسان محبوب خود؛قدمی برمیداریم در مجالس و دورهمی هاي خودتان اگر قرار بود پیام رسانی را به دوستان و آشنایانتان معرف
دو سال از بهترین روزهاي زندگی من تو مکانی گذشت که اسمش برای خیلی ها ترسناکه و قدم گذاشتن توش ترسناک تر
جایی که خیلی ها بدیمن میدونن و یه بار که از سرویس جا موندم و با اسنپ رفتم،وقتی واردش شدیم و راننده اسنپ تازه فهمید کجا اومده سرم فریاد کشید که اگر میدونستم میخوای بیای اینجا نمیومدم و اینجا نحسه و .
جایی که اکثر کسایی که قتل هاي فجیع و عجيب انجام میدن اول ارجاع داده میشن اونجا و بعد وارد زندان میشن ، همونایی که تو رومه ها اسمشون و خوندین و
نمیدانم حضور دوباره ات را در زندگیم به فال نیک بگیرم یا 
هستی و من عجيب حس خوبی دارم 
نمیدانم آیا چیزی که در ذهن دارم یک نتیجه گیری قطعی است یا نه ولی وقتی سه فرصت خوب بریدن بود ولی چیزی بریده نشد اگر این معنایش بودن نیست پس چیست
خدایا ممنون
دلم میخواهد دفعه دیگری که بخواهم بنویسم در شهر محبوبم باشم و مشکلم حل شده باشد خدایا می شود این محال را ممکن کنی جان من
راستش من فیلم قانون مورفی را دوست داشتم. نه به خاطر کارگردان و بازیگرانش. نه. من آدم بازیگردوستی نیستم. نه به خاطر فیلم‌نامه‌اش که اتفاقاً بی‌سروته بود و نه حتی به خاطر اینکه فیلم طنز بود. 
شاید اگر بگویم به دلایل کاملاً شخصی از فیلم خوشم آمد پر بیراه نگفته‌ام. من قانون مورفی را دوست داشتم، به این خاطر که رامبد جوان برایم یک قصه‌ی خیالی از مکان‌ها و اشیای آشنا تعریف کرد. مکان‌ها و اشیایی که برایم دوست‌داشتنی‌اند؛ ولی زنگار واقعیت و تکرا
دردا که گشت با من، بیگانه یار جانیبا دست خود مرا کشت، لب تشنه در جوانیمن از نفس فتادم، بر خاک رخ نهادماو می‌زند به مرگم، لبخند شادمانیای بلبلان بنالید ای لاله‌ها بریزیدشد باغبان دل را گار جان خزائیغم‌‌ها بدل نهفتم، در دم بکس نگفتمبردم بگور با خود صد غصة نهانیلب تشنه‌ام ثوابی، ای امّ فضل آبیبالله این نباشد، پاداش مهربانیبر دیده‌ام ستاره، در سینه‌ام شرارهبا قلب پاره پاره، رفتم ز دار فانیعمرم چو عمر یک آه، کوتاه بود کوتاهشد اول حیاتم
همسری جلوی میوه فروشی محبوبش پارک کرده واسه خرید میوه محبوبش. به پسرا ماه کامل رو نشون میدم که عجيب به زمین نزدیکه و پشت ساختموناست. همسری رو میبینم که هنوز داره میوه انتخاب میکنه. ماه رو نگاه میکنم کلا اومده بالا و چه هايلایت سرعت گذر زمان رو به رخم میکشه
هر لحظه در حال دویدنم و انگار رسیدم به یک سوم آخر پیست دو میدانی ولی با یه حس خوب و پر انرژی
دلم عجيب نوشتن می خواهد، نوشتن جوهر روح است. مگر میشود نوشتن را کنار گذاشت. دلم میخواهد ساعتا دست هايم روی این کیبورد بچرخد و تق تق صدا کند اصلا چه نوایی قشنگ تر از این صدا؟ خیلی وقت است آنطور که باید ننوشتم. نه که حرف هايم تمام شده باشدها! نه. نمیدانم افسارش را کجا ول کرده ام . رشته ی کلامِ بخشِ نوشتنِ مغزم گم شده. باید بگردم ، باید جدی بگردمش. نمی شود که آدم حرف هايش ته بکشد نه! ما ناسلامتی انسانیم با یک مغز عجيب با یک قلب قدرتمند! این ها را دارم
نشسته‌اند هزاران کتاب در قفسهزبون و ساکت و پر اضطراب در قفسهیکی بزرگ‌تر از دیگران؛ قدیمی‌ترملقب‌اند به عالیجناب در قفسهمراقبش دو سه گردن کلفت دور و برشکه تا تکان نخورد آب از آب در قفسهخزانه‌دار عددهاي دولتش شده‌اندکتاب‌هاي درشت حساب در قفسهکتاب‌هاي مقدس، کتاب‌هاي ملولخزیده‌اند به کنج ثواب در قفسهکتاب‌هاي اصول و فروع بیدارینشسته‌اند همه گیج و خواب در قفسهنشسته‌اند دو زانو کتاب‌هاي دعاهزار وعده‌ی نامستجاب در قفسه کتاب فلسفه ب
موسیقی بی کلام فیلم هاي ترسناک
تبحر خاصی در ترساندن تماشاچیان دارد، حال پرسش اینجاست که علت ترسناک
بودن موسیقی متن این دسته از فیلم هاي پرطرفدار سینما چیست و در ساخت
موسیقی متن فیلم هاي ترسناک از کدام ساز هاي ترسناک و کدامین نت استفاده می شود که شنیدن نوای این فیلم ها اینچنین لرزه بر اندام تماشاگر می اندازد.
یوقتایی که یجایی میرم ازم سنمو میپرسن و میگم یهو بنظر خودم چقدر عجيب میاد انگار همین دیروز بود که پونزده شونزده سالم بود که از همه کوچیک تر بودم و ناراحت بودم :/ البته اون موقع ها دلم نمیخواست بزرگ بشما مثه الان که دلم نمیخواد زمان بگذره مثه این چند سال که گذشت و من نفهمیدم چطوری گذشت نه تفریح کردم نه اونطوری خواستم پیش رفت .ینی داستان زندگی من چجوری پیش میره ؟ :/ خودم باید عوضش کنم .
برنامه ساز اتحاد 
امکانات برنامه ساز اتحاد 
1_ ساخت بی نهايت منو 2_ساخت بینهايت فهرست 3_ ساخت بی نهايت صفحه 4_ قرار دادن بینهايت عکس 5_ قرار دادن بینهايت کلیپ (ویدیو) 6_ قرار دادن بینهايت فایل صوتی (موزیک) 7_ امکان کسب درآمد 8_ امکان ساخت بینهايت برنامه رایگان 9_ امکان استفاده از افزونه عدد (گذاشتن تبلیغات و کسب درآمد نجومی) 10_ امکان گرفتن خروجی فایل apk
دیگر امکانات برنامه ساز اتحاد
1_ امکان استفاده آفلاین از برنامه 2_امکان ساخت صفحه که به صورت مستقیم و
دریچه ای به خیال من باز است 
می تابد از آن کسی در اوج
در این ساحل خشک و سرد و عجيب
احساس می کنم طراوت یک موج
سرم در آسمان پیدا است
دری روبروی چهره ام باز است 
پشت در چیست ؟ نمی دانم
میان شک و تردید گمراهم
می کشم بار فکر سنگینی عمیق
راه بس طولانی و بی پایان
شایدم نمی رسم هیچ گاه
به درهاي قفل این زندان
مهر می تابد از دستانی 
که پر شد از دستان دگر
شب به شب در حسرت خورشید
ماه مرا می دهد تسکین
از آسمان سقوط کردم
بی آنکه آگاه از آن باشم
پشت حجم یک دریا
افت
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب