نتایج پست ها برای عبارت :

اسیر چشماشم سوگند

به استناد سایت آیین دادرسی دینا ، اتیان سوگند بتی در دادگاه و صدور قرار اتیان سوگند بتی منوط به وجود شرایطی است که از جمله این شرایط می توان به مواردی همچون بدون دلیل بودن ادعای مدعی ، انتساب ادعا به شخص ادا کننده سوگند ، قابلیت سوگند برای ادعای مطرح شده ، وجود شرایط قانونی در شخص برای ادای سوگند اشاره کرد . علاوه بر این ، اتیان سوگند بتی یا قاطع دعوا منوط به درخواست مدعی می باشد . برای دریافت اطلاعات بیشتر در مورد شرایط اتیان سوگند بتی یا ق
به استناد سایت آیین دادرسی دینا ، قرار اتیان سوگند استظهاری راسا از سوی دادگاه صادر می شود و به همین دلیل نیازی به درخواست مدعی علیه و یا خود مدعی ندارد .علاوه بر این ، صدور قرار اتیان سوگند استظهاری از سوی دادگاه لازم و ضروری می باشد ؛ چرا که از یک سو باید موضوع سوگند تعیین شود تا مدعی آن را بداند . علاوه بر این ، پیامدهای قرار اتیان سوگند استظهاری و خودداری از اتیان سوگند استظهاری مستم صدور قرار اتیان سوگند استظهاری و اعلام آن ب
به استناد سایت آیین دادرسی دینا و به استناد ماده 270 قانون آیین دادرسی مدنی سوگند بتی یا سوگند قاطع دعوا مستم درخواست مدعی یعنی طرفی است که ادعای او بی دلیل بوده و رد ادعا را منوط به سوگند مدعی علیه می نماید . همچنین بر اساس قانون نحوه تقاضای سوگند بتی یا قاطع دعوا می توان به صورت کتبی یا شفاهی باشد ؛ همچنین نحوه درخواست سوگند بتی یا قاطع دعوا به صورت کتبی نیز می تواند ضمن دادخواست و یا به صورت لایحه به دادگاه تقدیم شود . زمان درخواست سوگند بت
به استناد سایت آیین دادرسی دینا یکی از انواع سوگند بر اساس قانون ، سوگند استظهاری است که مبنای فقهی دارد . مفهوم و معنای سوگند استظهاری در قانون مدنی و قانون آیین دادرسی مدنی مورد اشاره قرار گرفته است . بر اساس ماده 278 قانون آیین دادرسی مدنی نیز در خصوص سوگند استظهاری چنین مقرر داشته است : " در دعوای بر میت پس از اقامه بینه ، سوگند خواهان نیز لازم است و در صورت امتناع از سوگند ، حق وی ساقط می شود " .  البته بر اساس ماده 1133 قانون مدنی ا
به استناد سایت آیین دادرسی دینا ، سوگند بتی یا سوگند قاطع دعوا سوگندی است که به وسیله آن حسب مورد ادعای مدعی ساقط و یا اثبات می شود . به موجب ماده 1325 قانون مدنی " در دعاوی که به شهادت شهود قابل اثبات است ، مدعی می تواند حکم به دعوای خود را که مورد انکار مدعی علیه است ، منوط به قسم او نماید ". بنابراین در سوگند بتی یا قاطع دعوا ، با سوگندِ تنها ، یا ادعا محکوم به رد شده و یا به اثبات می رسد ؛ بر خلاف سوگند تکمیلی که مکمل دلیل ناقص دیگری است
یک آیه از سوره واقعه با صدای استاد عبدالباسط که در روزهای آخر ماه رمضان منتشر شد. اگر تا الان دو تلاوت -تکویر-فجر و قمر-رحمن از عراقِ دهه 50 رو داشتیم، الان باید واقعه-طارق رو هم اضافه کنیم. منظور از همون تلاوت معروفیه که خب اینجا فقط توی مجالس ختم کاربرد داره! این مجموعه مربوط به سفر به عراق هست که اتفاقا عکسهای زیادی هم ازش هست. توضیحات دیگه ای هم قبلا دادم که توی لینک محافل عراق میتونید دنبال کنید. هر چند گفته میشه در سال 1956 بوده ولی به
  فر مود بخدا سوگند که گداردن یک حج نزد من از اینکه یک بنده ازاد کنم تا برسد به ده بنده وهفتاد بنده محبوتر است و اگر یک خانواده از مسلمین را کفالت کنم که انها را ا ز گرسنگی برهانم وپیکرشانرا بپوشانم تا ابروی انهارا نزد مردم حفط کنم نزد من ازگزاردن حجی وحجی تابرسد بده حج و هفتاد حج محبوبترتر است
شیطان را پرسیدند که کدام طایفه را دوست داری؟

گفت: دلالان را !

گفتند:‌ چرا؟

گفت: از بهر آن که من به "سخن دروغ" از ایشان خرسند بودم، ایشان "سوگند دروغ" نیز بدان افزودند !

                لعنت خدا بر دلالان شیطان صفت که در این جنگ تحمیلی اقتصادی بر ضد مردم وهموطنان خود توطئه می‌کنند
به زودی فریادش بلند میشود که ای وای بر من که هلاک شدم ! و در شعله های سوزان اتش دوزخ می سوزد او در میان خانواده اش پیوسته (از کفر و گناه خود ) مسرور بود! او گمان می کرد که هرگز بازگشت نمی کند اری پروردگارش نسبت به او بینا بود (و اعمالش را برای حساب ثبت کرد ) سوگند به شفق .
از ان جهت رمضان (رمض) نامیده شده که سوزاننده ی گناهان هست
و تو چه میدانی شب قدر چیست
تمام روز های دلتنگی م را با قلمم گذراندمو به خدای احد و واحد سوگندهیچ کسی مانند قلمم این گونه به من وفادار نبود زمانی که رهایش کردم .و حتی انگاه که از شدت عصبانیت فراموشش کردم و یا حتی ان لحظه ای که تلاش برای گم کردنش داشتمچیزی از خودش ، که در قلبم به یادگار گذاشته بود . جوانه میزد و سکوت کرده بود قلمم ؛همان که میبینی نیست .دنیایی هم از او در درونم پنهان است ولی کسی نمیبیند قلمم وفا دار استوقتی دوستش نداشتم هم من را دوست داشت وبین تم
یا من لا مفر الا الیه.
"دنبال دعایی می‌گردم که آرامم‌ کند. کتاب دعا را بسته‌ و نبسته نگاهم می‌افتد به صفحه سفید آخرش. جایی که با خودکاری ‌کم‌رمق نوشته‌ام 'حدیث قدسی.بخوانش. همیشه' ؛ 
"ای کسی که وصال ما را ترک کرده‌ای، برگرد و ای کسی که بر جدایی از ما سوگند خورده‌ای، سوگند خود را بشکن. ما ابلیس را برای این از خود راندیم که بر تو سجده نکرد"
 انگار که خدا پایین آمده، دستش را ‌گذاشته روی شانه‌هایت که سرت را برگردانی نگاهش کنی. اصلا انگاری
زمان و عمر هر کسی از حیطه نفس او بیرون نیست و عمر حقیقی انسان را نباید با دفعات گردش زمین به دور خورشید محاسبه کرد. این عمر بیرونی برای ثبت در شناسنامه به کار می آید. عمر مفیدی که خدا به آن سوگند یاد می کند: (لعمرک إنّهم لفی سکرتهم یعمهون) همان مقدار سیر و سلوک درونی اوست.بنابراین ممکن است انسان در شناسنامه پنجاه یا هشتاد سال عمر داشته باشد ولی در سیر و سلوک هنوز کودک باشد. پس کودکان هفتاد ساله، سالمندانی هستند که از رشد عقلی برخوردار نبوده اند،
بابت مساله ای اضطراب داشتم و نمیتونستم روی درس متمرکز باشم.هر نیم ساعت یکبار بی هدف دست به موبایلم میبردم.بچه ها توی گروه کلاسی درحال بحث در مورد چند و چون جشن بودن.عکسهای خنده داری از ترم های اول تا همین ترم آخر رو میفرستادن تا برای کلیپ ازشون استفاده بشهدلم میخواست در جواب عکسهایی که میکول میفرستاد استیکر خنده بفرستم.دوست داشتم من هم جزئی از این بدو بدو میبودم.
مادرم گفت بدون گرفتن جشن چطور میخوای فکر کنی این هفت سال تموم شده و از فر
 امام صادق علیه اسلام فرمود رسول خدا ضال که علیه و آله  را جز گرسنگی و خوف و چیزی از دنیا مسرور نمی ساخت و خوشش ن میاورد و فرمود  روزی پیغمبر صلی الصلاه علیه واله اندوهگین بیرون رفت  و فرشته ایکه کلید های خزانه های زمین دستش بود نزد او ادمد گفت ای محمد ص اینها کلید های خزانه های زمین است پروردگارت  بتو میگوید باز کن  ه هرچه خواهی از زمین بر گیر  بدون آنکه چیزی از مقامت نزد من کاسته شود رسولخدا صلی اللاه علیه اله فرمود دنیا خانه کسی است که خانه
مردان و مؤمنان بزرگ خدا کسانی هستند که
به عهد و وفا پیمان بستند و حتی به بهترین درجه یعنی شهادت رسیدند و اینجانب سوگند
یاد می کنم که سعادت خویش را نمی یابم مگر در پیمودن خط خونین اباعبدالله الحسین (ع)
که راه تمامی شهدای انقلاب اسلامی است.
با نوای کاروان
(ع) : روزگاری بر مردم خواهد آمد که از قرآن جز نشانی ( قرآن خوانده میشود ولی به آن و دستوراتش عمل نمیشود ) ، و از اسلام جز نامی باقی نخواهد ماند . ((مردم خود را مسلمان می نامند در صورتی که دورتر از همه کس به اسلام هستند )) .مسجدهای آنان در آن روزگار آبادان ، اما از هدایت ویران است.مسجد نشینان و سازندگان بناهای شکوهمند مساجد ، بدترین مردم زمین می باشند ، که کانون هر فتنه ، و جایگاه هرگونه خطاکاری اند ، هرکس از فتنه بر کنار است او را به فتنه با
#دوستان عزیزی که نماز و روزه و ختم قرآن قضای اموات(ره) برگردنشان میباشد می توانند با مراجعه به منوهای بالای صفحه وبلاگ وارد گزینه نماز و روزه استیجاری شوند واین دین بزرگ را از خود ساقط کنند  /\   /\
 
104-  و من خطبة له (علیه السلام)أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بَعَثَ مُحَمَّداً (صلی الله علیه وآله) وَ لَیْسَ أَحَدٌ مِنَ الْعَرَبِ یَقْرَأُ کِتَاباً وَ لَا یَدَّعِی نُبُوَّةً وَ لَا وَحْیاً فَقَاتَلَ بِمَنْ أَطَاعَهُ مَنْ عَصَاهُ
ایا حسین بن علی علیه السلام برای فسق حاکم (یزید) سر و سرباز و سردار خود را فدا کرد؟
پس چرا امام سجاد و امام باقر دربرابر ظلم امویان سکوت کردند مگر نبود عبدالملک مروان که سوگند میخورد من شراب میخورم وهرکس مرا به تقوا دعوت کند او را گردن میزنم؟مگر نبود که هشام اموی کعبه را قرق میکرد و با کنیزکان خود روی سقف کعبه گناه میکرد؟
و مگر نبود مهدی عباسی که گاهی به زبان شعر میگفت:یعقوب وسخنان او را رها کن و با شراب گوارا دمساز باش(منظور یعقوب بن داود وزیر
عاقبت منکر غدیر و نفرین امیر المومنین علیه السلام بر او (به روایت اهل تسنن)
عبد الحمید بن هبة الله بن ابی الحدید از علمای اهل تسنن می‌نویسد:
و ذكر جماعة من شیوخنا البغدادیین أن عدة من الصحابة و التابعین و المحدثین كانوا منحرفین عن علی ع قائلین فیه السوء و منهم من كتم مناقبه و أعان أعداءه میلا مع الدنیا و إیثارا للعاجلة فمنهم أنس بن مالك. ناشد علی ع الناس فی رحبة القصر أو قال رحبة الجامع بالكوفة أیكم سمع رسول الله ص یقول من كنت مولاه فعلی مولا
تو کیستی، که من اینگونه بی تو بی تابم؟شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم .تو چیستی، که من از موج هر تبسم توبسان قایق، سرگشته، روی گردابم!
 
تو در کدام سحر، بر کدام اسب سپید؟تو را کدام خدا؟تو از کدام جهان؟تو در کدام کرانه، تو از کدام صدف؟تو در کدام چمن، همره کدام نسیم؟تو از کدام سبو؟
 
من از کجا سر راه تو آمدم ناگاه!چه کرد با دل من آن نگاه شیرین، آه!مدام پیش نگاهی، مدام پیش نگاه!کدام نشاه دویده است از تو در تن من؟
 
که ذره های وجودم تو را که می بینند،ب
سعد بن ابی وقاص در کوفه قصری بنا نهاد و دربی برای آن ساخت. وقتى قصر را بنا کرده بود مردم سخنانى به سعد بستند که او نگفته بود. این سخن به عمربن خطاب رسید و شنید که قصر را قصر سعد مى نامند.
در پی این این خبر محمد بن مسلمه را فرستاد و درب را سوزاند و نامه ای به سعد داد که نوشته بود:
 ((شنیده ام قصری ساخته ای و آن را حصاری کرده ای که آن را قصر سعد می نامند و میان خود و مردم دربی نهاده ای، این قصر تو نیست بلکه قصر تباهی است درب را بردار که مانع دخول مردم به
یکی مرد بود اندر آن روزگار

ز دشت سواران نیزه گذار


گرانمایه هم شاه و هم نیک مرد

ز ترس جهاندار با باد سرد


که مرداس نام گرانمایه بود

به داد و دهش برترین پایه بود


مراو را ز دوشیدنی چارپای

ز هر یک هزار آمدندی به جای


همان گاو دوشابه فرمانبری

همان تازی اسب گزیده مری


بز و میش بد شیرور همچنین

به دوشیزگان داده بد پاکدین


به شیر آن کسی را که بودی نیاز

بدان خواسته دست بردی فراز


پسر بد مراین پاکدل را یکی

کش از مهر بهره نبود اندکی


جهانجوی را نام ض
    در نیمه ی مهر مـاه سال 1285 اولین دوره ی مجلس شورای ملـی گشایش یافـت. فرمـان مشروطـه ی مظفـرالدین‌شاه طی خطابه‌ای در کاخ گلستان قرائت شد. چند ماهی از عمر مجلس نگذشته بود که مظفرالدین‌شاه از دنیـا رفت و محمـدعلی‌ میرزا سوگند یاد کرد پاسدار حکومت مشروطه و قانون باشد اما پیش از پایان عمـر مجلس اول، در تیر ماه 1287 به کمک همسایـه ی نامهربان شمالـی مجلس را به توپ بست!    اکنون بعد از 113 سال هنوز ملت مـا نمایندگان واقعـی خود را در مجلس ندارد
سحر شده،خواب به چشمم نمی اید.کتابها دور و برم پخش شده اما من چهار ساعت سرم در یک کانال اجتماعی بوده و یک رمان دنباله دار را بی هدف صفحه زده ام.دوران دبیرستان را سالهاست که پشت سر گذاشته ام.سالهاست که من بزرگ شده ام اما هنوز گرفتار رمان و داستان و زندگی نامه ها هستم.سرم که در کتابی فرو می رود .بلند شدنم سخت است.نه بی نظمی هال حالم را به هم می زند و نه اشپزخانه نامرتب.من چهار ساعت به همین نقطه میخکوب شده ام و کتاب خوانده ام.پیش ترها حال مادر را با کت
فکر کنم دیگه زمان اون رسیده که آهنگ سالار عقیلی رو بذاریم و همگی با هم گریه کنیم.
" ایران فدای اشک و خنده‌ی تو، دل پر و تپنده‌ی تو
فدای حسرت و امیدت، رهایی رمنده‌ی تو
ایران! اگر دل تو را شکستند، تو را به بند کینه بستند
چه عاشقان بی ‌نشانی، که پای درد تو نشستند
.
ایران! به خاک خسته‌ی تو سوگند به بغض خفته‌ی دماوند
که شوق زنده ماندن من ، به شادی تو خورده پیوند
ایران! اگر دل تو را شکستند، تو را به بند کینه بستند
چه عاشقان بی‌نشانی، که پای درد تو ن
امام سجاد(علیه السلام):چنانچه واردبازار شوم ودرهمی داشته باشم وبا آن برای خانواده ام گوشتی بخرم که بدان رغبت کرده اند, برای من محبوب تر است ازاینکه بنده ای را آزادکنم.   وسایل الشیعه
امام باقر(علیه السلام):هرگاه خواستی که بدانی اهل خیروصلاح هستی نگاه کن به قلبت که اگرازته قلب دوست میداری اهل طاعت وفرمانبران اوامرخدا را و دشمن میداری گناهکاران را , پس تو اهل خیروصلاح هستی وخداوندتورا دوست میدارد.ولیکن اگردشمن میداری اطاعت کنندگان خدا را
ولایت امیر المومنین علیه السلام واجبی که ترک شد (به روایت اهل سنت عمری)
ابن مردویه اصفهانی از علمای اهل سنت عمری روایت کرده است:
٤٨. ابن مردویه، عن أبی هارون العبدی، قال: كنت أرى رأی الخوارج لا رأی لی غیره، حتّى جلست إلى أبی سعیدالخدری فسمعته یقول: أمر الناس بخمس فعملوا بأربع و تركوا واحدة، فقال له رجل: یا أبا سعید، ما هذه الأربع الّتی عملوا بها؟ قال: الصلاة، و اكاة، و الحج، و الصوم- صوم شهر رمضان-. قال: فما الواحدة الّتی تركوها؟ قال: ولایة عل
ای خلایق! باز هم بر نیزه شد قرآن ماز عمروعاصان درس می گیرد کنون شیطان ماگنبدِ مسجد چُنان عمّامه ی زاهدنماستقلعه وَش هم می نهد تاجی به سر، سلطانِ ماشیرِ ایران برنیارد غرّشی بر ظالمان!می نهد دُم لایِ پا از بیمِ شیخ اصلانِ مامی کُنَد اسلامِ ما نهی از هزار و یک گناهچون دهد فتوایِ قتلی صاحبِ فقهانِ ما؟!گُرگ ها دستِ تعدّی کرده اند اینک درازبر خدا سوگند!  غارت می شود ایران ماعالَمی در عالَمِ دیوانگی ها یافتمکآن نیابند عاقلان در عالَمِ اِمکانِ ماآ
خرید و فروش فیاب
نشانه عقاب یا شاهین در گنج یابی بیان کننده چیست نشانه عقاب یا شاهین، درنده می باشد، قابلیت دیدش پیشرفت کرده است . صیدش را گرفته، لای پایش گذاشته و می خورد . به احتمال زیاد دفینه راهن و یا جنگ می باشد . دفینه اش عموما در مکانهای بسته می باشد . جهت نگاهش مهم می باشد . همانطور که نشانه شاهین و نشانه عقاب صیدش را می خورد ، ما هم باید به همین شکل دنبال دفینه بگردیم . یعنی به زیر پاهایش نگاه خواهیم کرد . اگر نتیجه ای نداد، باید در ج
32) بندهء مسلمان نماز را برای خشنودی خدای تعالی می خواند و گناهانش همچون برگ های این درخت از او می ریزد.33) سوگند به کسی که ترا به پیغمبری برگزیده است ابوذر(به خاطر پارسائی و پرهیزکاریش در این دنیای فانی)در ملکوت آسمانها از زمین مشهورتر است.
34) سوگند به کسی که جانم در دست اوست که هرکس که از ثروت مردم چیزی بگیرد،روز قیامت شتر یا گوسفند و یا گاوی را که از مردم گرفته است بر گردنش سوار کرده در حالیکه آن حیوانات فریاد می زنند او را به صحرای م با رس
#filesell_pps_div1{margin:5px auto;padding:5px;min-width:300px;max-width:500px;border:1px solid #a9a9a9 !important;background-color:#ffffff !important;color:#000000 !important;font-family:tahoma !important;font-size:13px !important;line-height:140% !important;border-radius:5px;}


پاورپوینت کامل و جامع با عنوان تصویب نامه انجمن های ایالتی و ولایتی در 34 اسلاید

                قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی در اولین دورهٔ مجلس شورای ملی به منظور تشکیل شوراهای استان و شهرستان به تصویب رسیده بود و تا زمان نخست وزیری اسد
اکثر اوقات فکر می کنیم اگر گناهی رو مرتکب نشدیم کار بزرگی کردیم ، اما شاید هیچ وقت به این فکر نکنیم که مقابله با نفسمون چقدر می تونه مهم و موثر باشه !تشخیصش با خود آدم هستا ببین دلت چی می گه ؟
فرض کن یه اتفاق مهمی هست که باید حتما بری و سری به کامپیوتر بزنی تا بفهمی چیه ، یا اصلا می خوای یه فیلم ببینی که خیلی انتظارش رو می کشیدی ؛ ببین اونقدری قوی هستی که حاضر باشی بی خیالش شی ؟
کار خیلی سختی هست چون امتحانش کردم گاهی اوقات انقدری اشتیاق بهش دار
تا نیمه ی راه : خاطرات شفاهی خدیجه میرشکار اولین زن اسير ایرانی
تا نیمه ی راه : ابوالقاسم علیزاده، نشر شمشاد
معرفی:
داستان همه عروس دامادها یه طرف، داستان حبیب و نامزدش یه طرف. عاشقانه های دامادی که آرام آرام مقابل عروسش جان می دهد و شکنجه هایی که عروس تنها به جان می خرد تا…
بریده کتاب(۱):
هنوز جمله تمام نشده بود که صدای شلیک گلوله به گوشم رسید. ناخودآگاه به اطراف خیره شدم…. کمی دقیق تر شدم باورم نمی شد. با وحشت واضطراب خاصی گفتم: حبیب! عراقی ها
پدر چیز عجیبی است سه حرف است اما سرشار از عشق است  .                                                                          
نمیدانم دیگر اورا چه به نامم مجنون؟یا منجی؟ 
 هرچه فکر میکنم می بینم انقدر این سه حرف پر از داستان های بی نهایت است:) پر از بی نهایتی که مغز کوچک  من قادر به درک آن نیستشاید باید اورا منجی بنامم زیرا زمانی که من خود را زیر پوست  این شهرسیاه  گم کرده بودم مرا در آغوش گرفت :)
چه کسی میداند شاید او با خدا زیر آسمان پر ستا
سوگند نامه ای برای حفظ طبیعت و محیط زیست ایران
من یک ایرانی ام.
فرق طبیعت را با زباله میدانم میدانم که رودخانه ها وسیله ایاب وذهاب
زباله های من نیست میدانم که رودخانه شاهرگ حیات بخش کوهستان است
من هنگام ترک طبیعت به پشت سر خود نگاه میکنم که مبادا آتشی روشن و
زباله ای بر جای مانده باشد.من به دوستان و هموطنانم که نسبت به پاک نگه داشتن
طبیعت بی تفاوت هستن با لبخند تذکر میدهم
من یک ایرانی ام.
دوستدار طبیعتم وقتی آن را ترک میکنم نه چیزی به آن اضا
بسم الله الرحمن الرحیم
سید شهید قاضی نور الله شوشتری در (مجالس الموُمنین) در ضمن احوالات آیت الله علّامه حلّی گفته است:
از جمله مراتب عالیه که جناب شیخ به آن امتیاز دارد، آن است
که بر همه ی اهل ایمان شهرت یافته
که یکی از علمای اهل سنتدر بعضی فنون علمی استاد علامه حلی بود
او کتابی در ردّ مذهب شیعه امامیه نوشته بود
و درمجالس آن را برای مردم می خواند و آن ها را گمراه می نمود
و از ترس آنکه مبادا کسی از علمای شیعه ردّ آن نماید 
آن را به کسی نمی داد که
پنجره را باز می کنم و هوای سرد پاییز دلم را با خود به میان برگ های ناخوش احوال می برد. حالمان ناخوش است مثل برگ های محتضر که با هر نسیم غزل خداحافظی از شاخه می سرایند. در دل تاریک شب به دنبال چشمه ی حیات هستیم، فانوس را باد خاموش کرد و ماه در پس ابرهای سیاه اسير شد. خورشید تو هستی، طلوع کن.
میشه پرنده باشی اما رها نباشی
میشه دلت بگیره 
اسير غصه ها شی
حالا که اسمونم‌دنیاس تازه ای نیست 
اونوقت ی جا بشینی محو گذشته ها شی‌
ترسیده باشی از کوچ
اوج رو‌ندیده باشی
واسه ی مشت دونه اهلی آدما شی
تو سایه ها بمونی 
در گیر سایه ها شی 
مفهوم زندگی رو‌از یاد برده باشی 
دلت بخواد دوباره از ته دل بخونی 
از ترس ریزش اشک غمگین و بیصدا شی.
پاداش و کیفر مردم در یک چیز است

یثاب الناس أو یعاقبون بخصلة

حَدَّثَنَا أَبِی رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ
یَحْیَی الْعَطَّارُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی بْنِ عِمْرَانَ الْأَشْعَرِیِّ
عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ السِّنْدِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ
مِهْزَمٍ الْأَسَدِیِّ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ع قَالَ
إِنَّ لِسَانَ ابْنِ آدَمَ یُشْرِفُ کُلَّ ی
 ساعت را نگاه می کنم دل شب است و باز من بیدارم.چیزی در درونت بی خوابت کرده اصلا چند وقت است زیاد معنای خواب شب را درک نمی کنی.چند صباحی فاصله افتاد فکر کردی دیگر تمام شد و اما نشده بود.کتاب را دستت می گیری اما هنوز نقطه رهایی را نمی فهمی باید خسی شوی تا بخوانیش.خس نشده میقاتم آرزوست.دلم نوشتن می خواهد. بنویسم برایت خوب است؟ رهایش کن .باز هم در بند خویش.چقدر این تعلق آزارت می دهد تا کجا؟ فکر می کنی چرا چنین شده؟بی ربط نمی نویسی؟یاد سحرهای
از میان میله های پنجره ای مشبکپر پرنده ای به درون خزیدباد آن را آوردیا کسی آن را به هوا دادبرکف اتاق مدتها باقی ماندآن را برداشتم و در دست نهادمپرمعمولی کبوتری بودبگذار اکنون راز یک اسير را با تو بگویم :همه ی کبوتران عادی و بی اعجاب نیستند
شاید غریب جلوه کند که گفته شود مسئله کانونی ما احیا است؛ آنگاه حوادثی در ردیف موضوعات کلیدی ی و فکری مورد توجه قرار گیرد که معمولا جایشان در صفحه حوادث رومه ها است؛ اما اگر اسير برداشتهای رایج نباشیم در خواهیم یافت که غرابتی در کار نیست.
ادامه مطلب
عسل می بارد از لب ها، چه شیرین ست مردن ها
دعا می جوشد از خیمه، میان چادر زن ها
تنی تب کرده در خیمه، سری بی تن شده آن سو
و قاسم میل میدان کرد که مولایش تک و تن ها
خلاصه بی زره آمد شبیه حضرت حیدر
به بابای حسن رفته، چه شیرین ست رفتن ها
میان رفت و آمد ها کسی ورد زبانش من
و قاسم بر زمینش زد، امان از کبر دشمن ها
خود ازرق به میدان شد که من جنگ آورِ رزمم
ذبیح دست قاسم شد، اسير آن همه فن ها
دم میدان علمدار و صدای آفرین قاسم
همه محو تماشایش، چه شیرین ست دیدن ها
شب واقعه
قاسم بن حسن در آن جمع نورانی حضور داشت و از گفت و شنودهای آن شب بین عمو و اصحابش بر خود می بالید و شور و التهاب سراسر وجودش را فرا گرفت. با خود نجوا کرد. آیا من هم مشمول این وصال خواهم شد؟ امکان دارد چون نابالغ هستم مقصود امام نباشم. ازجای برخاست و از میان صفوف خدادوستان و حق باوران گذشت زبانش به سختی او را یاری می داد. رو به ابا عبد الله علیه السلام کرده عرض کرد عموجانم آیا من هم در زمره کشته شدگان خواهم بود؟
 
همه چشم ها به طواف این قامت
#حدیث_مهدوی
امام هادی(ع)

حضرت عبدالعظیم علیه السلام می فرماید: به خدمت مولی و سرورم حضرت امام هادی علیه السلام رسیدم. چون مرا دید فرمود: مرحبا به تو، ای ابوالقاسم! تو به راستی دوست ما هستی، گفتم: ای فرزند پیامبر! من می خواهم دین خود را بر شما عرضه کنم، اگر مورد پذیرش باشد بر آن استوار بمانم، تا هنگامی که خداوند را ملاقات نمایم. فرمود: بازگوی. گفتم: من معتقدم که خدای تبارک و تعالی، خداوند یگانه ای است که همانندی ندارد، از دو حد تعطیل و تشبیه به د
مکالمه ی اینجانب(اینترن اطفالی که فردا مورنینگ داره) با مجتبی اینترن طب اورژانس!
_سلاااام بر آقای دکتر خوشتیپ گرل کیلر!
+بگو?(به حالتی به تخمم وار)!
_میگم چیزه.خوبی?
+کاری داری بگو،میشنوم.
_مجتبی جون مادرت تا صبح برا اطفال ویزیت نذارین ما مورنینگ داریم.
+اوه،گرون تموم میشه.
_تو جون بخواه عزیزم.بعد اتمام کشیکت قرار دم بوفه:D
+حالا تا فکرامو بکنم.
_مجتبی لوس نشو خداوکیلی نذارینا.
+دیگه داری وقتمو میگیری خانم دکتر.
:////
*تو بیمارستان اصولا خر ا
نه غزل نوشته بودم نه ترانه ای سرودمکه به حرمت سکوتم تو بدیدنم بیاییمنم و ترانه هایم شب و بغض گریه هایمتو فقط اشاره ای کن تو بدرد من دواییدل من اسير زلفت سر من فدای لطفتاگرم چه کفر باشد تو برای من خداییبسراغ تو بیایم سوی باغ تو بیایم که به پای گل نشینم بکنم غزلسرایینه ز بند تو گریزم نه به جنگ تو ستیزمتو بیا عنایتی کن که تو آن گره گشاییدل من بخون کشیدی من و به جنون کشیدیشده ام چو مرغ در دام که ندیده است رهایی(به کدام مکتب هستیم به کدام مذهب هستیم
رفتی و به ظلمت است این محفل منتوفان غمت وزیده بر حاصل منسنگت که چنین زده که بر خاک شدی؟ای آینه شکسته تر از دل من////////////این خانه بی تو مثل زندان شده استهر روز مرا شام غریبان شده استآرامش این خانه ! بدون تو بییندریای دلم اسير توفان شده است///////////
بیمار که ای ؟ ای شده بیمارت ، منبی یار نمانده ای ، منم یارت منتو می روی و هزار غم می آیدتو می روی و شدم عزادارت من
https://www.instagram.com/p/BfaRHkCh3k3/?taken-by=s.hhabibpour
من عاشق نگاه غریبانه ی تو ام
من میهمان هر شب و هم خانه ی تو ام
یک شب بیا و در شب تارم قدم بزن
من که اسير دام تو و دانه ی تو ام
جام شراب با لب تو مست میشود
یک جرعه از شراره ی پیمانه ی تو ام
من بی تو مثل جام تهی از شرابم و
بی خود که نیست عاشق و دیوانه ی تو ام
باغی پر از طراوت گلهای لاله ای
من در هوای باغ تو پروانه ی تو ام
نیلوفرانه در دل من پیچ میخوری
مردابم و برای تو کاشانه ی تو ام
در آسمان چشم تو ابری نمیشوم
من کوله بار عشقم و بر شانه ی تو ام
وقتی که باد ز
تو می‌توانی هر روز که از خواب برمی‌خیزی
و چشم به زنده‌گی می‌دوزی، توجیه‌های مکرر چندین‌ساله‌ات را تکرار کنی و با تلخ‌کامی
روزت را به شب برسانی و شب نیز وقتی در تاریکی‌یِ اتاق، چشم فرومی‌بندی، با توضیحِ
توجیه‌های صبح‌گاه‌ات برای خویش، به آغوش کابوس‌ها و رویاهای پراکنده فروبروی. اگر
تو هنوز می‌توانی نقش فدایی و قربانی و منجی را برای بقیه بازی کنی، خوب است! اگر
تو هنوز می‌توانی خودت را گول بزنی که چه به‌تر! من اما نه؛ دیگر نمی‌توانم
یک پای ثابتِ حرف هایم تویی.اما میگذارمت کنار آینه ی غبار گرفته ی ایام و چند صباحی می خواهم خود را غرق کنم در ازدحام همین دنیا،اصلا می خواهم از خود تهی باشم و هجوم ببرم به پهنه ی لایتناهی امواجی که می گویند بی زاری از آن بی معناست!هی بال و پرم را بکوم به دسته ی قلمی لرزان و واژه های محبوسِ در اسارت را، جاری کنم روی سپید صفحات مجازی و حرف هایی را بنویسم کهبیشتر به کار مردم می آید تا جان اسير خودم. شاید به پاس آزادی روح کلمات، از اینجا عبور کنم و م
حرف‌های منفی دیگران را نادیده بگیرید .
 
اگر به دیگران اجازه دهید بیشتر از اینکه بازده‌ای به زندگیتان بدهند، 
از آن کسر کنند، تعادل زندگیتان بر هم خورده و بدون اینکه بفهمید 
اسير منفی‌بافی خواهید شد. 
نظرات بی‌فایده و آزاردهنده دیگران را نادیده بگیرید. 
هیچکس حق قضاوت کردن درمورد شما را ندارد. 
ممکن است داستان زندگیتان را شنیده باشند
 اما مطمئناً نمی‌توانند
 حس و حالتان را درک کنند. 
شما هیچ کنترلی روی حرف‌های دیگران ندارید؛ اما کنترل
مثل نیلوفر اسير خواب مردابم هنوز
یا که آن مرداب پیری در تب خوابم هنوز
شاید آوای شباهنگی میان جنگلم
یا شبیه آسمان در دست مهتابم هنوز
یا که شاید تکه ابری سرد و بارانی شدم
یا که در دریای چشمی مثل گردابم هنوز
ماهی ام ، فکر فرار از تنگ های شیشه ای
در تمنای خیال رود پر آبم هنوز
رودم اما، یک مسافر، میروم تا مرز عشق
مثل نیزاری ولی در فکر تالابم هنوز
موجهای خسته ی دریا کنار ساحلم
بی قرار خواهش دریای بیتابم هنوز
هر کسی باشم و یا در هر کجای این جهان
من به د
بر مُلک عدد خدای اعداد یک است


بر
مُلک عدد خدای اعداد یک است
رخسار
علی به بزم ایجاد تک است
دانی
که طعام بی نمک خوش نبُود
یعنی
که خدای بی علی بی نمک است
با جان خریده ایم
بلای حسین را
از کف نمیدهیم عطای
حسین را
سوگند بر حسین به
هستی نمیدهیم
پیراهن سیاه عزای
حسین را
مگو از عمد ما لا یعقلونیم
دچار جیم و نون و واو
و نونیم
مده پندی که در سر جا
نگیرد
که ما در آخر خط
جنونیم
هر یار که دم زِ یار
زد یار نشد
هر دل که سرای عشق
دلدار نشد
هر ماه که در وفا چو
عباس نگ
اینکه وقتی فشارهای زندگی میان تو از اعتذال و حسن خارج نشی و از اعتبار و عیار نیافتی اتفاق مبارکیه، همون اتفاقیه که دنبالش هستم.
اینکه ناراحت نشم اگر مهمون سرزده و بدون اطلاع و اجازه ی من وارد اتاق خوابم بشه، اتاق خوابی که با عرف رایج جامعه خیلی فرق داره و همین فرق هم برای من یکم حل نشده ست و یه تضادی حس میکنم که اذیتم می‌کنه و بعد این اذیت سلسه وار باعث بشه به بچه ی مهمون اسباب بازی ندی و اون از لجش بچه تو محکم دوبار هل بده و بندازه زمین و اشک ب
به نام نامی الله
نمی‌دانم صدا به جایی می‌رسد یا نه.صدایی خفته در حنجره‌ای که سالیان درازیست
در لابه لای تارهای زندگی به اسارت گرفته شده و به دنبال یاریگری به هوای آزادی‌
در حال تقلاست.
صدایی که مدت‌ها در چنگال نامرئی درونی شنیده، نشده باشد؛ قطعاً قصه‌ها دارد
تا به تصویر بکشد در زندگی پرسکوتی که تنها با نوای سکوت صاحبش به رقص در
آمده. اما سخت است تا به نوای دیگری که نقطه مقابل گذشته پر از هیاهوست به
رقصی پروازگونه دست بزند.
سخت است تغییری ب
1) ابوذر غِفاری می
گوید:من در این هستی بیکران نشانه ای یافته ام که مرا به خدا رهنمون
شد،امیدی نیست که عقل به کنه او با بحث و تحلیل برسد زیرا او از همهء آنها
بزرگتر است و احاطه بدان ممکن نیست.
2)
چنین به نظر می رشد که این مردم بیچاره باز دوباره گرفتار شیادی های فکری و
عوام فریبی ها و مریدبازی های تازه ای شده اند.باز تا وقتی دست اینها
رو بشود،هزار سال دیگر باید بر این قوم نفرین شده بگذرد.
3) پاسکال می گوید:دل دلائلی دارد که عقل را بدان دستر
این غزل در تاریخ 31/4/1377 و در زمان دانشجویی آقای حسن سعیدی خادم خالدی ، در گوهر دشت کرج سروده شده  و در رومه ی رایزن جوان کرج منتشر شده است .
چشمم نشسته در خون ای ماهرو کجایی صیدی اسير بندم ، به دیدنم نیایی ؟ 
از خون شراب سازم گر عزم مِی نمایی جانم فدات سازم در خانه ام گر آیی
چشمم به در سیه شد ، شاید ز در درآیی حالی ز ما بپرسی ، مهری به ما نمایی 
عمری در انتظارت ، سر کرده ام که شاید با تو به سر نمایم ، ایام بینوایی 
خوار و زبون ز عشقت ، گردیده ام
تاریخ جلسه: 15-04-1398
خلاصه ی این جلسه:
این جلسه را با دو سوال آغاز می کنیم:
یک اینکه با توجه به این که جن قابل دیدن نیست، آیا خدای تعالی جن را برای بعضی افراد دیدنی کرده است و دوم این که چگونه آن را دیدنی کرده است.
باید گفت بله و خداوند متعال از تَمَثُّل استفاده کرده است و تمثل یعنی آن خدایی که مسبب الاسباب است از طریق ایجاد قالبی که در بعضی از احادیث به آن قالب مثالی گفته شده، این توانایی را به جن یا ملک داده است تا بوسیله ی آن بتواند خودش را نشان ده
 امیر مومنان  علیه‌السلام فرمود: روزی در حالى که فاطمه(س) نزدیک من نشسته بود و من عدس پاک می‌کردم، پیامبر صلی الله علیه و اله وارد شدند و فرمودند: ای اباالحسن! عرض کردم لبیک یا رسول اللَّه! فرمود: آنچه می‌گویم بشنو زیرا من هیچ حرفی نمی‌زنم مگر اینکه به امر پروردگار است:-مردى که به  زن خود در خانه کمک کند، خدا ثواب یک سال عبادتی را که روزها روزه باشد و شبها به قیام و نماز ایستاده باشد به او می‌دهد.-خداوند ثواب صابران و ثواب یعقوب و داو
جمله ای تاثیر گذار از پدر بهنام
حرکت به سوی اهداف بزرگ مثل رانندگی در یک جاده مستقیم و بلنده که انتهای اون معلوم نیست و تا دور دست­ ها ادامه داره. آدم وقتی ابتدای راه هست و به انتهای جاده نگاه میکنه، میبینه که دو طرف جاده در افق با هم تلاقی پیدا کردند و شاید بترسه و با خودش فکر کنه "این غیر ممکنه که من بتونم با ماشینم از این مسیر باریک عبور کنم" و از حرکت به سمت هدف خودش منصرف بشه. ولی بهنام، هیچ وقت اسير افکار منفی نشو. مسیرت رو با قدرت ادامه بده
✨ مناجات با امام زمان(عج) 
دستم بگیر، دلبرا ! شده ام بی تو،من "حقیر"
غفلت گرفته مرا، در بند دنیاشدم "اسير"

با هر دو دستِ پرُ گُنهم آمدمگداییت!!
تا با هر دو دستِ خود بدهی به این "فقیر"

من سائلم ، نشانیِ درگاهِ تو کجاست؟
خواهم نشینم،به راهِ تو.نگاهم کنی "امیر"

آرام نمیشود،چه کنم؟ دل ، بیقرارِ توست
قدری برس، تو به حال و روزِ این"صغیر"

من.من.نه عزیزا.فقط تو مطرحی!
این، یک منِ ناچیز را از خودم "بگیر"

دارم به سر.روز و شبم را هوایِ تو
من بد، ولی
 
غروب پاییز سال 1391 بود. جلوی خانه نشسته بودم. همیشه توی مهر ماه دلم می گرفت. یاد روزهای سخت جنگ می افتادم اما یادم افتاد که رهبرمان به کرمانشاه آمده. خوشحال شدم. تلویزیون را روشن کردم و رو به روی تلویزیون نشستم. با خوشحالی به تلویزیون خیره شدم. رهبرم توی ماشینی سفید نشسته بود و مردم دور تا دورش حلقه زدنده بودند. ماشین نمی توانست از میان جمعیت عبور کند. مردم مثل پروانه بال بال می زدند. به سهیلا گفتم: روله، بیا فیلم ورود رهبر را به کرمانشاه نشا
.مدتیه کلماتی در ذهنم جاری نمیشود ،مانندِ بیابانی خشک و برهوت شده ام این روز ها ،حوصله ی خیلی از کارهایی که قبلا برایش ذوق داشتم را ندارم ،افکارم پریشان است و از آن دخترکِ آرام تنها پوسته ی بیرونی اش مانده .
دلیلش را دقیق که نمی دانم ولی آنچه خودم احتمال میدهم همان بحثِ همیشگی ِ "تفکر"است .آن تفکر و اندیشیدنی که اطرافمان را معنا میدهد .همان چیزی که باعث میشود من و دیگری از یک اتفاق مشابه تجربه و درک ِمتفاوتی داشته باشیم و به تبع آن آدم های متفا
در پرداختن به حوزه گردشگری، نباید اسير اعداد شد. نمی‌توان تاثیر افراد را فراموش کرد، زیرا یکایک آنها، قلب تپنده گردشگری هستند. سازمان بین‌المللی گردشگری در کتابی با عنوان داستان‌های گردشگری: داستان من، جامعه من، آینده ما» سرگذشت کسانی را روایت می‌کند که برای توسعه گردشگری و ایجاد تغییری مثبت در اجتماع پیرامون خود کوشیده‌ و لحظات به یاد ماندنی برای گردشگران ساخته‌اند. این کتاب، بازتاب تکاپوی افرادی است که ظرفیت‌های جوامع خود را خلا
97-  و من خطبة له (علیه السلام)
> فی أصحابه و أصحاب رسول اللّه <
>أصحاب علی<
وَ لَئِنْ أَمْهَلَ الظَّالِمَ فَلَنْ یَفُوتَ أَخْذُهُ وَ هُوَ لَهُ بِالْمِرْصَادِ عَلَی مَجَازِ طَرِیقِهِ وَ بِمَوْضِعِ الشَّجَا مِنْ مَسَاغِ رِیقِهِ أَمَا وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَیَظْهَرَنَّ هَؤُلَاءِ الْقَوْمُ عَلَیْکُمْ لَیْسَ لِأَنَّهُمْ أَوْلَی بِالْحَقِّ مِنْکُمْ وَ لَکِنْ لِإِسْرَاعِهِمْ إِلَی بَاطِلِ صَاحِبِهِمْ وَ إِبْطَائِکُمْ عَنْ
در پرداختن به حوزه گردشگری، نباید اسير اعداد شد. نمی‌توان تاثیر افراد را فراموش کرد، زیرا یکایک آنها، قلب تپنده گردشگری هستند. سازمان بین‌المللی گردشگری در کتابی با عنوان داستان‌های گردشگری: داستان من، جامعه من، آینده ما» سرگذشت کسانی را روایت می‌کند که برای توسعه گردشگری و ایجاد تغییری مثبت در اجتماع پیرامون خود کوشیده‌ و لحظات به یاد ماندنی برای گردشگران ساخته‌اند. این کتاب، بازتاب تکاپوی افرادی است که ظرفیت‌های جوامع خود را خلا
در پرداختن به حوزه گردشگری، نباید اسير اعداد شد. نمی‌توان تاثیر افراد را فراموش کرد؛ زیرا یکایک آنها، قلب تپنده گردشگری هستند. سازمان بین‌المللی گردشگری در کتابی با عنوان داستان‌های گردشگری: داستان من، جامعه من، آینده ما» سرگذشت کسانی را روایت می‌کند که برای توسعه گردشگری و ایجاد تغییری مثبت در اجتماع پیرامون خود کوشیده‌ و لحظات به‌یاد ماندنی برای گردشگران ساخته‌اند. این کتاب، بازتاب تکاپوی افرادی است که ظرفیت‌های جوامع خود را خل
***
الإمام علیّ علیه‏السلام ـ فِی الحِکَمِ المَنسوبَةِ إلَیهِ ـ : یَجِبُ عَلَیکَ أن تُشفِقَ عَلى وَلَدِکَ أکثَرَ مِن إشفاقِهِ عَلَیکَ .
امام على علیه‏السلام ـ در حکمت‏هاى منسوب به ایشان ـ : بر تو واجب است که به فرزندت بیش از مهربانى‏اش به تو ، مهربانى کنى 
***
المستدرک على الصحیحین عن أبی موسى الأشعری :إنَّ رَسول اللّه ِ صلى الله علیه و آله قال : لَن تُؤمِنوا حَتّى تَحابّوا . أفَلا أدُلُّکُم عَلى ما تَحابّوا عَلَیهِ ؟ قالوا : بَلى یا رَسول ال
دانلود انیمیشن 3Below: Tales of Arcadia 2018 با زیرنویس اختصاصینام کارتون: داستان های آرکادیا – 3Below: Tales of Arcadiaژانر: انیمیشن، اکشن، کمدیزبان: انگلیسیتعداد قسمت ها: 13 اپیزودزیرنویس فارسی : دارد اختصاصی سایت twin.rozblog.comمدت زمان هر قسمت: 25 دقیقهامتیاز: 8.2 از 10خلاصه داستان:دو بیگانه اشراف زاده به همراه محافظ شخصی خود از سیاره شان با سفینه فرار میکنند و در کره زمین گیر میکنند. آن ها تلاش میکنند تا به سرعت سفینه خود را تعمیر میکنند تا به سیاره خودشان برگردند اما د
بند هایی در زندگی ام بوده اند ؛از کودکی احساس میکردم شان
یادم هست که تلاش میکردم برای رهاشدن؛ ولی
هرچه بزرگتر شدم اون گره ها رو که نتونستم باز کنم هیچ بلکه گره و بندهای جدیدی اضافه کردم
واما اکنون
بعد ازبیست و یک سال و چند ماه احساس میکنم اسير این بندها شده ام
نمیدانم چرا ولی وقتی یه نگاه به بندهای ضخیم و یه نگاه به عزم و اراده خودم میندازم میترسم
میترسم از اینکه زورم نرسه؛عمرم که داره مثل برق و باد میگذره اونم به چه قیمتی؟!
به قیمت سپید
این روزگاران تلخ، چه حکایتها دارد از بارانم.

این شب های دلتنگ اردیبهشت، شبی هزار مرتبه جان را _ به لب میرساند و آهسته نجوا میکند هنوز صبـر.



راستی می دانی چقدر حرف دارم؟ به اندازه حجم سکوت تمام عالم.

اما این شب هـا سکوت هم فراوان تر شده.

و دلِ تنگ من، در حبس تردید اسير.

دیروز یا امروز حتی تا فرداها .

هیچ چیزی مرا به تو نزدیک نمی کند، حتی دل.

فقط می دانم آنچه رو به پایان است عمریست رفته.

و آنچه افزود از این رفتن عمر همه تردید من است
بسم الله الرحمن الرحیم
بعد از چندین روز سکوت و ننوشتن 
دوباره بسم الله
ولی نه از عاشقانه ها 
نه از او نوشتن
نه ازما نوشتن 
نه برای او نوشتن 
فقط برای دل خودم 
یک دل تنها مانده و جامانده .
اسير دنیا 
که جز خدا هیچ چیزی ندارم .
 
از حرم سیّد الکریم دلا میره کرببلا…
    دل خراب اسير حسینه دم همه دم
داره نیاز به لطف و عطا و جود و کرم
  میره به سوی درگه او قدم به قدم
کبوتر دلم زده پر به سوی حرم
اهل ری هستیم         مست می هستیم
 
 
ولادت حضرت شاه عبدالعظیم (ع) مبارک باد
انجمن بانوان هنرمند مهگل
دانلود آهنگ جدید مهدی حائری سیل
Download New Music Mehdi Haeri Seil
آهنگ مهدی حائری بنام سیل
خداحافظ اما بدون که باهاتم خداحافظ اما اسير نگاتم
 
خداحافظ اما همیشه سلام به این بغض سنگین به این گریه ها
ترانه:مهدی حائری+موزیک،تنظیم:پویا رمضانی
 
ادامه مطلب
سلام 
دلتنگم اما باید فراموشت کنم 
باید مقاومت کنم 
اسير این دل نشوم 
اشفته و پریشان نشوم
اما چطور فراموشت کنم
تو یه زخمی بردلم 
مرهمی ندارم در جهانم
بغض میکنم کنار پنجره ی بخار زده مینشینم و به چشمان نم دارم اجاره ی باریدن میدهم به قلبم اجازه ی تنگ شدن اما در این میان هرگز نمیگذارم افکار راه خودش را برود زندانیش میکنم .برای آخرین بار سجاده ی را پهن میکنم و دستانم را بلند کرده و از خدا تورو میخواهم ای کاش .ای کاش
دیگر نمیتونم صحبت کنم اشکاها
تو که رفتی پی تاب و تپش رود ، برو
به قدم های اسير لجنم فکر نکن
من 
به دستان خودم 
گورِ خودم 
را کندم
به پذیرایی و دفن و کفنم فکر نکن :))
" من محالم،تو به ممکن شدنم فکر نکن "
و به آلودگیِ پیرهنم فکر نکن
گرچه 
رو زخمی‌ام و دست‌کج و تند زبان
به سر و صورت و دست و دهنم 
فکر نکن
تو که از منزلِ منقل تبر آوردی باز
 " هی به آیا بزنم یا نزنم فکر نکن :)) "
بخت نامـرد 
بزن ! 
بد به دلت راه نده 
به غم انگیزی فرزند و زنم فکر نکن
نفسی تازه کن و 
اره بکش ! 
شاخه بریز !
به غ
نوشته بودم: . ولی تو خوب باش. خوب که نباشی خیالم جمع نیست.بعد فکر کردم مهم نیست با من باشی یا نباشی، مهم نیست این‌جا باشی یا نباشی، مهم نیست دیگری را به من ترجیح بدهی یا ندهی، مهم نیست من خوشبخت و خوشحال باشم یا نباشم. هیچ کدام این‌ها مهم نیست. همین که تو خوب باشی کفایت می‌کند.بعد فکر کردم دوست داشتنِ زیاد، آدم را تا کجاها که نمی‌تواند بکشاند. فکر کردم که تو یک انسان مستقلی و می‌توانی گاهی خوب نباشی. می‌توانی ناراحت باشی، عصبانی باشی، مستاص
دو برادر بودن که یکی از انها 17 سال داشت و مترس نامیده شوده بود و برادر دیگری10  سال بیشتر نداشت داریس نام نهاده شده بود.
روزی برادر بزرگتر که داشت در مرزعه کار میکرد از دوستش خبر جنگی را در مرز شنید و بعد از چند روز به کمک لشکریان شتافت.او را از دشمن هیچ باک نبود و شجاعانه در برابر دشمن ایستاد که در همین راه جانش را باخت.
خبر به گوش برادر کوچک تر که رسید روز ها گریه کرد و در غم افسردگی اسير شد ولی معتقد بود برادرش زندست.
او به خانه که می امد با نگاه
نشان دادن نمونه‌ی عملی از فاصله بین امامت و امّت در جامعه‌ی ما
نام نظام ی اسلام‌، نظام ی " امامت و امت " است. بر اساس روابط متقابل امام و امت شکل گرفته است. هم امام نسبت به امت وظایفی دارد و هم امّت نسبت به امام دارای وظایفی است.
خطری که در این نظام وجود دارد این هست که امّت آنچنان که شایسته است نسبت به امام‌، وظایف خود را انجام ندهد.
نمونه‌ای تاریخی از صدر اسلام که امت از امام جامعه عقب افتاد. در زمان جنگ صفین است. هنگامی که یاران اما
به رنگ عشق قسم که همیشه یکرنگ و وفا داراست  و بی بهانه می درخشد

 لحظاتی که به پای هم سپری شد بهترین اوقات زندگی
مان بود.چشم درچشم هم اگفته ها خوانده ایم و سکوت هم  را مهرترجمه کردیم و تبسم هم را ترانه
می سرودیم

اما نگاه ناشناسی که اکنون به یکدیگر واگذارمی
کنیم و خرمن حسرت رادر آن درو می کنیم از تسلب و تاثرچیست؟

آن روزگار  برای دیدن
روی هم ،گذرنامه  وروادیدی  صادرنمی کردیم و در صفحه دلهایمان  نیازی به مهر و ویزا نبود. مهر1 بود و مهر2.

 هما
مثه رودی مثه چشمه

آقاجون وفاتو عشقه

شما ساغرید وساقی

نظری بر من تشنه

--------

شما در ادب خدایید

قمر آل عبایید

تشنگی ظاهر امر

شما آبروی آبید

-------

عالمی به پات اسير

واسه یک نگات میمیره

اونقدر کریمی آقا

ارمنی حاجت می گیره

-------

خاک کربلا هنوزم

مست ذکر یا اخاته

به خدا که تا قیامت

خجل دستات فراته .

                                              " ابر "
از سم به من به تو و خاصه به همه انهایی که منتظر اعلام نتایج اند: 
همه مان به نوعی در ماشین قانونمند قرن ۲۱ اسير شده ایم. دنیایی که برای همه چیز اولتیماتوم های خاص خودش را دارد. برای موفق بودن، برای شاد بودن، برای ادم معقولی در جامعه شدن و در انتها برای رسیدن. رسیدن به هر چه! اگر رویایتان آنی است که برای رسیدنش گرفتار سد متعفن و نجس آموزش این مملکت شده اید، آه فرزندانم! آغوش سم از شما دریغ مباد! کارتان به پدرکشی سهراب بی شباهت نیست از شدت تراژدیک
چگونه ترجمه یک مقاله ،قیمت گذاری می شود؟
آیا می خواهید بدانید که هزینه ترجمه مقاله دقیقا چیست؟ چگونه قیمت ترجمه مقاله محاسبه می شود و چگونه می توانید در خدمات ترجمه صرفه جویی کنید؟
طول متن و ترکیب زبانی
هزینه ترجمه بستگی به عوامل مختلف دارد؛ بزرگترین آنها طول متن ترجمه شده است، یعنی تعداد واژگان و ترکیبِ زبانی. برای ترکیبِ زبان های کمتر رایج،نرخ ترجمه بیشتر است: به عنوان مثال، ترجمه از انگلیسی به ژاپنی هزینه خیلی بیشتر از یک ترجمه از انگل
محصول کشور: هند
ستارگان: Shah Rukh Khan, Manisha Koirala, Preity Zinta
کارگردان: Mani Ratnam
ژانر: درام , عاشقانه
امتیاز IMDb: 7.8 از ۱۰
امتیاز کاربران: ۸٫۴ از ۱۰
یک گزارشگر جوان رادیو که عازم یک سفر کاری است در ایستگاه قطار با یک دختر آشنا می شود اما دختر … …
ادامه مطلب
چگونه ترجمه یک مقاله ،قیمت گذاری می شود؟
آیا می خواهید بدانید که هزینه ترجمه مقاله دقیقا چیست؟ چگونه قیمت ترجمه مقاله محاسبه می شود و چگونه می توانید در خدمات ترجمه صرفه جویی کنید؟
طول متن و ترکیب زبانی
هزینه ترجمه بستگی به عوامل مختلف دارد؛ بزرگترین آنها طول متن ترجمه شده است، یعنی تعداد واژگان و ترکیبِ زبانی. برای ترکیبِ زبان های کمتر رایج،نرخ ترجمه بیشتر است: به عنوان مثال، ترجمه از انگلیسی به ژاپنی هزینه خیلی بیشتر از یک ترجمه از ا
صد جمعه دیده ایم و شما را ندیده ایماز درد گفته ایم و دوا را ندیده ایمچشمان ما هر آنچه به جز یار دیده است !از بخت تیره وجه خدا را ندیده ایم
چرخیده ایم دور سر خویش تا کنوناما مسیر پای شما را ندیده ایمخون دل است قسمت ما از فراق یاراز روزگار ما که مدارا ندیده ایمهستیم اسير ظلمت محض و نخواستیمتا حال اگر که شمس هدی را ندیده ایماز ذکر مانده ایم چو تسبیح پاره شدوقت سحر نسیم دعا را ندیده ایمچندین محرم آمد و رفت و نیامدیآقا بیا که کرب و بلا را ندیده ایم
هیچ ظرف لبریزی را، نتوان که قطره ای دیگر بخشید، مگر آنکه تهی گردانیم ظرف را، از آنچه انباشته نموده است.هیچ جوینده ای به حکمت نرسد، مگر انکه در گام اول تهی شود از انچه، که خود را با آن انباشته است.و این با سکوت آغاز میشود.گام نخست سکوت است،سکوت به معنای خاموش کردن نجواهای درونی و قضاوتهای بیرونی فارغ شدن از انکار و تایید دیگران.سکوتی که تمام توجه را آماده پذیرش و دریافت ،موسیقی بال زدن شاهپرکی سازد که در جستجوی نور بال میگشاید.و این گام دوم
تو فوتبال کشور خودمون خیلی از بازیکن ها هستن که نوید یه آینده درخشان رو میدن،بازیکن های با استعداد،اما معمولا خیلی زود فراموش میشن
یا درگیر حاشیه میشن یا انتخاب های اشتباهی میکنن و خیلی راحت توانایی های خودشون رو نابود میکنن
به خاطر همینه که یه سری از بازیکن ها سعی میکنن مشاور داشته باشن و از حاشیه ها هم دوری کنن تا استعدادی که دارن نابود نشه
حاشیه و انتخاب غلط دو تا فاکتور مهمه که نه تنها برای فوتبالیست ها که برای زندگی ما هم میتونه دردسر س
شهید دکتر مصطفی چمران:
درجه کمال انسان به اندازه مقاومتی است که در برابر خواسته های نفسانی خود ابراز می دارد انسانی آزاد است که اسير نفس نشود آزاد کسی است که تسلیم نفس نشود، که از اسارت نفس رسته باشد. بین سعادت و شقاوت یک قدم بیشتر فاصله نیست و آن قدمی است که بر هوای نفس گذاشته شود.
 
منبع: حماسه عشق و عرفان | صفحه 166
 
 
دریافــت نســخه با کیفــیت
      (کامپیوتر)                       (پـروفایل)                        (مـوبایل)
خیلی وقت است که دلم میگیرد در این کوچه های خاک گرفته و باریک دنیا.این
دنیایی که هر روزش سخت می گذرد بر آدم های ساده
ای که می خواهند خودشان
باشند.

آدم هایی که برای تزئین و فریب دیگران، جلد مهربانی نشده اند! و خالص و
ناب مهر می ورزند .
آدم های بی ریایی که برای بیشتر به دست آوردنِ دنیا،
حاضر نیستند کمتر چشم بگشایند به دیدن اطرافشان.
همه را دوست دارند از نور
و روشنی نمی گریزند و غرق در تاریکی خویش نیستند.
با مهر و ماه و آب و
گیاه و پرندگان م
آمده‌ام بنشینم به حساب و کتاب. آمده‌ام تا یکبار هم که شده، با خود روراست بوده باشم. 
من کِی از لقمه‌ی آماده‌ای گذشته‌ام که حالا توقع گوشهٔ چشمی دارم؟ من کِی از راستی خودداری نکرده‌ام که حالا توقع سربلندی می‌برم؟ من کِی با فرازی به غرور نرسیده‌ام که حالا توقع ناامیدنشدن از نشیب را دارم؟ من کِی فتح خیبر کرده‌ام که حالا منتظر دژهای استوار قلبم باشم؟ من کِی صبر داشته‌ام که توقع عفو دارم؟ من کِی استوار مانده‌ام که حالا انتظار سبکباری دارم
اهنگ رپ گاد محمد نیکو
دو شب دفترم منتظرم بیاد غول چراغ جادوهوهوهاهادو شب سیگارم باغ گوش میکنم Mو توپاکروزا لش همش تش زیر هشتوقتی ورق برگشتدیدم تو این بازی منم برندشتن رپ حرفای زنندش انسانیت آب جهندشدستو پاتو گم نکن هول نکن با هیچ چیز جز هدفت فکر نکنتوپ پاس بده کاریکاتور اینجا مغزا تند تند میزنه بسکتوروقتی میک قورت میدم ترپ گنگ Hookداش سپی پاس میده S GOODفانوس بزرگ میگه دریا آرومه موج نیستهرچی پاس بدم یدونه گل نیستقلمرو من اثرم اسلحم پرهمنو درگ
آخرین روزای کنار هم بودنمون رسیده. بعد از دو ماه. اینترنام حالا دیگه برای خودشون یه پا متخصص داخلی شدن! حالا نه در این حد ، ولی من راضی ام از بچه های این دو ماهم. و حالا با خاطرات خوب و بدشون دارن میرن. با ماه رمضونی که کنار هم داشتیم. مائده داره میره ، پگاه سادات ، ندا ، فاطمه ، احسان ، سعید ، بهنام و . محمد عزیزم هم داره میره و این آخرین بخشی بود که پسرم بصورت مجرد توش پزشکی رو تمرین کرد. به زودی محمدم داماد میشه و من چقدر براش خوشحالم. این ماه منم
اگر پونز» مسئله حجاب را حل کرد،گشت ارشاد و گزارش مردمی هم می‌کند  چرا ن محجبه در کشورهای اسلامی دچار تردید نمی‌شوند؟عصرایران؛ مصطفی داننده- این روزها تصمیم‌های زیاد در مورد برخورد با بدحجاب‌ها و بی‌حجاب‌ها گرفته می‌شود. نمونه‌اش همین گزارش دادن مردم به مسؤولان در مورد بدحجابی.در سخنرانی‌ها و خطبه‌های نماز جمعه هم شاهد بررسی مسئله حجاب هستیم. نمونه‌اش آیت‌الله علم الهدی که گفته است: دختر خانمی كه موهای پریشانت را بیرون م
#دوستان عزیزی که نماز و روزه و ختم قرآن قضای اموات(ره) برگردنشان میباشد می توانند با مراجعه به منوهای بالای صفحه وبلاگ وارد گزینه نماز و روزه استیجاری شوند واین دین بزرگ را از خود ساقط کنند  /\   /\
 
103-  و من خطبة له (علیه السلام)>فی التزهید فی الدنیا<أَیُّهَا النَّاسُ انْظُرُوا إِلَی الدُّنْیَا نَظَرَ اَّاهِدِینَ فِیهَا الصَّادِفِینَ عَنْهَا فَإِنَّهَا وَ اللَّهِ عَمَّا قَلِیلٍ تُزِیلُ الثَّاوِیَ السَّاکِنَ وَ تَفْجَعُ الْمُتْرَ
اهنگ جدید محمد نیکو بنام Rap Gad پخش از کادیلاک رکوردز
اهنگ جدید محمد نیکو بنام Rap God از کادیلاک رکوردز
متن اهنگ رپ گاد
اهنگ رپ گاد محمد نیکو
دو شب دفترم منتظرم بیاد غول چراغ جادوهوهوهاهادو شب سیگارم باغ گوش میکنم Mو توپاکروزا لش همش تش زیر هشتوقتی ورق برگشتدیدم تو این بازی منم برندشتن رپ حرفای زنندش انسانیت آب جهندشدستو پاتو گم نکن هول نکن با هیچ چیز جز هدفت فکر نکنتوپ پاس بده کاریکاتور اینجا مغزا تند تند میزنه بسکتوروقتی میک قورت میدم ترپ
دانلود دوبله فارسی فیلم The Devil’s Backbone 1971کیفیت BluRay 720p اضافه شد دانلود
بازیگران  : Bekim Fehmiu, Richard Crenna, Chuck Connors
کارگردان : Burt Kennedy, Niksa Fulsi
محصول : آمریکا
سال تولید : ۱۹۷۱
زبان : دوبله فارسی
فرمت : MKV
حجم :۱٫۵GB
نام پارسی فیلم : –طرد-شده
خلاصه داستان : ”در صورت موافقت با رهبری یک گروه نیروهای ویژه در یورش علیه یک دژ آپاچی به مکزیک ،” ویکتور کالیب به اسير ارتش ویکتور کالب ، عفو و بازگرداندن در سواره را پیشنهاد می کند.
دانلود رایگان سیذارتا از هرمان هسه pdf

سیذارتا
نام کتابی است از هرمان هسه که به تحول معنوی یک مرد هندی برهمن میپردازد.
این کتاب پس از آنکه هسه مدتی در هند به سر برد منتشر شد. سیذارتا در زبان
سانسکریت یعنی کسی که به هدفش رسیده است.



معرفی کتاب سیذارتا



کتاب سیذارتا اثر هرمان هسه،
رمانی کلاسیک درباره‌ی خودشناسی است که منبع الهام بسیاری از مخاطبان خود
در سرتاسر دنیا شده است. سیذارتا به تحول معنوی یک مرد هندی برهمن
می‌پردازد و ماجر
وزن : مفاعِلاتُن/مَفاعیلُن تفنگ در دستِ خود دارم    ولی که می بوسد ایران رافشنگ هم گر جهد از آن   چو لاله بوید خیابان رااگر اسيرِ ائوین اَستم   شکنجه ها لِه نکردندمکه من گُلستانه می بینم   تمام سلّول و زندان راچو پایدارم به میثاقم    معلّمم در رهِ ایمانبدان که نیّت چه خوش دارم    نجاتِ طفلِ دبستان راقزل حصار و ائوین و قصر؛    که پایه هاشان چه لرزان استبه ناخنم می کَنَم از جای    بتون و دیوار و سیمان راز هُرمِ گرمایِ تابستان،    هوایِ آلو
زندگی و سیره امام جواد علیه السلام
سوال - لطفا درباره زندگی و سیره
امام جواد علیه السلام به طور مختصر توضیح بفرمایید .
 
پاسخ - امام نهم شیعیان حضرت جواد علیه السلام
در سال 195 ه.ق در مدینه ولادت یافت .
نامش محمد ومعروف به جواد و تقى است
.
القاب دیگرى مانند : رضى و مقتى نیز داشته ,
ولى تقى از همه معروفترمیباشد .
مادر گرامی اش سبیکه یا خیزران است که این هر
دو نام در تاریخ زندگى آن حضرت ثبت است .
امام محمد تقى علیه السلام هنگام وفات پدر حدود
8 ساله بود .
پ
ساقی شبیه ساقی کوثر نیامدهجز او کسی به جای پیمبر نیامدهجز او برای فاطمه همسر نیامدهاز کعبه جز علی احدی در نیامدهیعنی کسی به پاکی حیدر نیامدههر کس غلام فاطمه شد در پناه اوستشاهی که عرش دوش نبی جایگاه اوستدر معرکه سلاح نبردش نگاه اوستاین گیسوی سیاه که تنها سپاه اوستبر شانه اش سیاهی لشکر نیامدهاولاد مرتضی همه ذاتاً مطهرندقرآن ناطقند، شفیعان مندشاهان روزگار غلامان قنبرندخدّام عرش گوش به فرمان حیدرنددور و برش که قحطی نوکر نیامدهابروش وق
یک نیروی عجیب و خستگی ناپذیری در من حلول کرده ک نه تموم میشه و نه درست میشه.حس نفرت ب این زندگیحس درموندگی.حس اتیصال. بیخود ک نیست ک دلم از هر آرزوی محققی چشم بسته و دارم اونقدر ب آدم گوشه گیری تبدیل میشم ک برای جواب دادن ب یک پیام معمولی هم اونقدر فکرمیکنم و کج و راست میشم ک آخم درمیاد.برام در این برهه از زمان سخت ترین کار طاقت اوردنه.در عین خوشبختی های کوچیکی ک هست اونقد اسير بدبختی های بزرگ ترش هستم ک میل آنچنانی برای اون چیزا نمیمونه.بیش
بنابراین امرود بلیط برای شما یک چک لیست عمومی مسافرت با کوله پشتی تهیه کرده است که شما می توانید برای سهولت از متعلق آنارشی بهره جویی کنید. ذرت مکزیکی یه غذای خوشمزه که کل طرفدارش هستند و فعلاً که انفصال ذرت هست خیلی ناراحت می تونید درون خونه این خوراک خوشمزه چهره حقیقی کنید و حظ ببرید. هزینه درا آخرین دقیقههای جهاز ۹۷ به سوی مکتوم میبریم و خویش میخواهم مضاعف دوبین تمثال کاری که پارسال خاتمه دادم رخسار خاتمه بدم و بنویسم چهچه چهچهه زدن برنا
 
می‌کند قرن ها طلوع اینجا
آفتاب از زمین نه از بالا
حضرتِ رحم ، ضامن آهو
شده خوبی اسير تو آقا
همه ی مهر عالمی در دل
سینه ی شیعیان و مهر شما
هر زمانی که ذکر مشهد شد
گشته در سینه از طپش غوغا
از خدا انتخاب شد ایران
که شود خاک پای زائرها
دلربائی شروع شود از صبح
رقص زیبائی از کبوترها
جذبه ی نامتان کند تسخیر
از خراسان تمام دل‌ها را
غربت از عطرتان وطن آسا
چتر امنیّت شما بالا
یا امام رضا عزیز همه
بپذیرید این تمنّا را .
#احمد_یزدانی 
#انجمن_ادبی_کوتوال #ا
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب