نتایج پست ها برای عبارت :

الهی که من فدات شم فدای خنده هات بشم Mp3

چقدر یه شب می تونه سخت بگذره وقتی پیشم نباشی چه قدر. الهي فدات بشم امیدوارم خواب بخوابی و آروم باشی الهي فدات بشم عزیزم. .دوستت دارم زندگیم نمی تونم الان حال خودم را وصف کنم الهي قوربونت بشم فقط امیدوارم که امشب زودتر تموم بشه الهي قوربونت بشم نازنینم .دورت بگردم زندگیم سخت گذشته تا الان خوب بخوابی الهي قوربونت بشم نازنینم. .عاشقتمممممممممممممممممم عارفه من امیدوارم خوب و آروم خوابیده باشی خانمم،لاقعن این تنها چیزی که الان می
پیش از این ها عزیزم و قربانت و فدات لقلقه ی زبانم نبودند. همیشه نهایت دقت را برای استفاده از این لغات می‌کردم. برای همین بود که وقتی فاطمه را خطاب کردم " عزیز دل " جا خورد. او می‌دانست من این ترکیبات را قربانی هر کسی نمی‌کنم. می‌دانست عزیزم را به عابران و مسافران و هم کلاسی و . نمی‌گویم. می‌دانست به کسی می‌گویم عزیز، که برایم عزیز باشد . برای همین بود که وقتی یک بار با هم بحث مان شد یادآوری کرد که دارم با کسی با عصبانیت حرف میزنم که خطابش کرد
 با تو از تمومه جاده ها میگذرم با خودم تو رو به قصه ها میبرمزندگیه آدما همش یه خاطرست تو تمومه خاطراته من تویى و بسوقتی مىشه با تو لحظه رو نفس کشید باید از گذشته هاى دور دست کشیدسرنوشتو پا به پاى من رقم بزن من به جاى تو , تو به جاى من قدم بزنعشق ما دو تا رو هم سفر کرده زندگى رو ساده تر کرده هم یه درده هم یه همدردهعشق هم یه زخمه هم یه تسکینه گاهى شاده گاهى غمگینه تلخیاشم حتى شیرینه و فرشته ای را دارم که ؛که همدم من که همراه منه که دلیل زندگیمه ک
گلچین بمب خنده حسن ریوندی 2019ارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:گلچین بمب خنده حسن ریوندی 2019خنده دار ترین شوخی و کل کل حسن ریوندی - دخترای ایرانی حسن ریوندی Hasan Reyvandi 11.3 هزار بازدید ۴ روز پیش . گلچین بمب خنده حسن ریوندی 2019 - فیدیاگلچین بمب خنده حسن ریوندی 2019. گلچین بمب خنده حسن ریوندی 2019. جستجو . گزارش ویدیو : گلچین بمب خنده حسن ریوندی 2019. . گلچین جدید حسن ریوندی 2019 - tv1.oneگلچین جدید حسن ریوندی 2019 - پخش و دانلود کلیپ ویدئویی طنز . بمب خند
من اعتراض دارمو تا وقتی "روز جهانی خنده های تو" رابه تقویم اضافه نکنندمن امسال را تحویل نمی دهمعید باید روز خنده های تو باشدو آن روز به خانه ام بیاییو آغوشت را به من عیدی دهیو چنان سخت در آغوشم گیریو هوای خنده هایت برَم داردکه #جدایی در تقویم جهان بمیرد. .
بمب خنده حسن ریوندی 1398ارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:بمب خنده حسن ریوندی 1398 - aparat.comبمب خنده حسن ریوندی 1398. 1,128. منظوم 6 هزاردنبال‌ کننده 1,128 بازدید . 16. با کیفیت 144p . . بمب خنده حسن ریوندی 1398 - tv1.oneHasan Reyvandi - Rangarang 6 حسن ریوندی - رنگارنگ - بخش 6 ️ 150 27 فروردین 1398 بیت باکس کیا رکنی به همراه جواد خواجوی . فیلم: بمب خنده حسن ریوندی 1398 / ویدیو کلیپ | مگیفابرای مشاهده ویدیوی فوق در سایت آپارات، از لینک مقابل استفاده نمایید: بمب خنده حسن ریوند
الهي قوربونت بشم نازنینم فقط با شماس که میگذره الهي قوربونت بشم نازنینم منتظرم موبایلت شارژ بشه عزیزم تا بیای پیشم الهي قوربونت بشم نازنینم سریعتر بیا پیش بهزادت که نفسش میگیره الهي قوربونت بشم  خیلی عاشقتمممممممممممممممممم دنیای من الهي فداي چشمات بشم  منتظرم خانمم
   با بودن تو در لحظه هایمرقص پروانه ها زیباتر استنغمه پرندگان خوش آهنگ تر استنور خورشید درخشنده تر است وتپش قلب من سریع تر از هر زمان دیگریست …الهي قوربونت بشم زندگی بهزاد نوشتن از احساساتم تا به حال اینقدر دلنشین نبوده الهي بهزاد فدات بشه  
چند نوشته آخر این دفتر پاره را خواندم و خنده‌ام گرفت. اصرارم بر تکرار گذشتن و میگذرد و زمان و این‌ها خنده دار است.
بگذارید به پای اینکه آخرین‌ها سوکند. گویی تکه‌ای از گوشت گوشه ناخنت را می‌کنند و می‌برند و تو می‌سوزی.
روز‌های آخر این دانشگاه!
طرف داره یه چی می گه که تو هم اصلا حرفش رو قبول نداری ، ولی بعد از این که حرفاش رو می زنه با یه صدای خنده انگار تو رو مجبور می کنه به خندیدن و تایید کردن اون !
اغلب اوقات هم شکست خوردم و حتی شده خنده تلخی کردم
اما چه کنم که گهگاهی احساس می کنم دارم گناه می کنم ! با این وجود که دست خودم هم نیست
طرف داره یه چی می گه که تو هم اصلا حرفش رو قبول نداری ، ولی بعد از این که حرفاش رو می زنه با یه صدای خنده انگار تو رو مجبور می کنه به خندیدن و تایید کردن اون !
اغلب اوقات هم شکست خوردم و حتی شده خنده تلخی کردم
اما چه کنم که گهگاهی احساس می کنم دارم گناه می کنم ! با این وجود که دست خودم هم نیست
جدیدترین کنسرت خنده حسن ریوندی، بسیار جذاب و خنده دار با موضوع سرویس بهداشتی بین راهی. جدیدترین و خنده دار ترین کنسرتهای حسن ریوندی فقط و فقط در یوتیوب حسن ریوندی. لطفا ما را لایک و دنبال کنید
Your browser does not support the video tag.دانلود طرح لایه باز
بعد دوروز میخوام برم ملاقاتش(دوستمو میگم، پیرو پست قبل)، خدا بخیر کنه
البته اینطور که خودش میگفت، مامانشو(خالم) دک کرده که من دوباره برم پیشش، واقعا اونجا بهتر از خونمونه، هنوز دسته جدید نخریدم، مامانا که نه بهتره بگم خواهرا مثه همن
+مامان فدات شم، ببخشید
کنسرت حسن ریوندی جدید ۱۳۹۸ارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:کنسرت حسن ریوندی جدید ۱۳۹۸ - aparat.comکنسرت حسن ریوندی جدید ۱۳۹۸. 5,335. Roshangaraneh 3 دنبال‌ کننده 5,335 بازدید . حسن ریوندی - کنسرت جدید 2019 - حسن_ریوندی . . ‫کنسرت خنده حسن ریوندی ۱۳۹۸ اردیبهشت | قسمت اول جدید .کنسرت خنده حسن ریوندی ۱۳۹۸ اردیبهشت | قسمت اول جدید . حسن ریوندی - کنسرت جدید 98 - تیکه های سنگین به شاخ های . . کنسرت حسن ریوندی جدید ۱۳۹۸ - فیدیااجرای جدید حسن ریوندی در برج
جدیدترین کنسرت خنده حسن ریوندی، بسیار جذاب و خنده دار با موضوع سرویس بهداشتی بین راهی. جدیدترین و خنده دار ترین کنسرتهای حسن ریوندی فقط و فقط در یوتیوب حسن ریوندی. لطفا ما را لایک و دنبال کنید
Your browser does not support the video tag.دانلود طرح لایه باز
پسرم به فدات خانوم جان .
مهدی جان .
پدر و مادرت اومدند به جایی که آخرین نفس های پاکتو کشیدی و .
ازشون میزبانی کن .
پدر و مادر شهید لطفی در حرم حضرت زینب سلام الله علیها   مهرماه ۹۷
شهید راه نابودی اسرائیل
شهید محمد مهدی لطفی نیاسر
گریه ام را در میان خنده پنهان میکنمبودنش را در میان سینه اذعان میکنم باز اگر دستم شود حلقه به دور گردنشمن برایش بیقراری عهد وپیمان میکنم آه از آن لحظه نگاهش بر تنم جا خوش کندمن لبان مست اورا بوسه مهمان میکنم عاشق قد قامت ِ او با صدایش جان دهممن برای خنده ی او عزم میدان میکنم گفته بودم چون پرنده در هوایش می پرمبی حضورش این جهان را همچو زندان میکنم خ سعادتی_پامچال
امروز روز اول بود. فردا روز مهمی ست. هفته ی پیش رو هفته ی مهمی ست. دارم مطیعی گوش می‌دهم. الهي العفو می‌دونم این صدای لرزونو دوس داری الهي العفو می‌دونم این گدای حیرونو دوس داری الهي العفو می‌دونم این دل پشیمونو دوس داری.

بعد از مدت ها توسل خواندم. الهي الهي بفاطمه . الهي بفاطمه . الهي بفاطمه . الهي بفاطمه . الهي بفاطمه . الهي بفاطمه . الهي بفاطمه . الهي بفاطمه . الهي بفاطمه . الهي بفاطمه . 
یکهو فهمیدم که چقدر خودم را دوست دارم. خود تنهایم را. ساعت ۲:۴۲ دقیقه ی بامداد روزی در اردیبهشت بود من از استرس امتحان نخوانده که می رفت که معدل قشنگم را خراب کند و از معده ی ترش لعنتی حاصل دو لیوان قهوه ی دوست نداشتنی که به زور شکر نوشیده بودمشان نشسته بودم و هیچکس نه در واقعی و نه در مجازی نبود که دلداری ام بدهد! سرم را در آغوش بگیرد یا که بگوید که فداي سرت که درس نخوانده ای. فداي سرت که تمام سیستم سلامت و خواب و معده و همه چیزت را همین یک ترم به
 
دانلود آهنگ جدید سینا درخشنده به نام خوش خنده ی من
Download New Music Sina Derakhshande – Khosh Khandeye Man
سینا درخشنده خوش خنده ی من
دیدمت عشق میان قلب من دامن گرفت آسمانم از سر خشنودی باریدن گرفت چشم هایت غصه را از زندگی من گرفت از همه عالم دلم تصمیم دل کندن گرفت دلبر خوش خنده ی من حرفاتو با خنده بزن لحن قشنگتو میخوام
برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید .
دانلود آهنگ با کیفیت 320
خوش خنده ی من دانلود آهنگ دانلود آهنگ ایرانی دانلود آهنگ جدید دانلود آهنگ خ
من پسری بودم که برای خوشحالی و شادی هام دلیل نمیخواستم، من برای خنده هام نیاز به هیچ جوک و حرف و صحنه ی  خنده داری نداشتم.
تمام اون زمان هایی رو یادم میاد که وقتی دلم خنده های حال خوب کنی میخواست یهو میزدم زیر خنده، اونقدی از ته دل بود که همه شوکه میشدن میخواستن بدونن چِم شده،
فکر میکردن اتفاقی افتاده، اما فارغ از اینکه من برای خندیدن های بی محابا م نیاز به فلسفه و منطق و حادثه نداشتم.
همه ی اون روزهایی رو یادم میاد که هی میگفتن مگه دیوونه ای؟
دستای کوچولو و یخ زده ش رو توی دستم می گیرم و میگم: الان که فصل آب بازی نیست. ببین چه یخ کردی. سرما میخوریا ! لبخند شرورانه ای تحویلم میده و میگه: بذار سردت کنم. بعد فوری دستاش رو میذاره روی گونه هام و از واکنشم خنده ش میگیره.
 به خاطر همین شیطنتاش، خنده ی نمکینش، کلمه های قلنبه سلمبه ش و دستای مهربونشه که بیش تر دوستش دارم. 
سلام سلام وصدسلام امام رضای مهربون


سلام سلام وصدسلام امام رضای مهربون
مولای خوب وباصفا،فدات بشم آی آقا جون
ای امام رئوف ما،مهمون نوازو باصفا
قربون صحن وحرمت،آقای ما،امام رضا
بازم میخوام بیام مشهد،زیارت وپابوس تون
بیام ودردامو بگم،حاجت بگیرم ازتون
بیام زیارت وشما،دست بکشی روی سرم
والا دلم سبک میشه،هروقت که من میام حرم
اون لحظه های باصفا توی حرم کنارتون
انگار که تو بهشتم و مهمون بارگاهتون
لحظه های شیرینیه توی حرم پیش شما
فدا
 از تو می‌پرسم، ای اهورامی‌توان در جهان جاودان زیست؟(می‌رسد پاسخ از آسمان‌ها)‌:- هر كه را نام نیكو بماند،                            جاودانی است از تو می‌پرسم، ای اهوراتا به دست آورم نام نیكوبهترین كار در این جهان چیست؟(می‌رسد پاسخ از آسمان‌ها)‌:- دل به فرمان یزدان سپردنمشعل پر فروغ خرد راسوی جان‌های تاریك بردن از تو می‌پرسم، ای اهوراچیست سرمایه رستگاری؟(می‌رسد پاسخ از آسمان‌ها)‌:- دل به مهر پدر آشنا كندین خود را به مادر ادا كن ای پدر، ا
گناهت هیچ  هست وگناه من فراوان است به جرم غفلت من, توشدی درگیر این دنیاتمام جرم عالم رابه جانم نوش میباشداگر دنیا رها سازددلت را از گناه منفداي چشم مست توفداي قلب پر صبرتکه گشته مبتلای غمز جرم و انتخاب مندلم میگیرد از دنیادلم از دست دل، خون استدلم بیتاب، بی تابی قلب مهربان توستپر از مهر و صفایی توعزیز جان جانی تو دعا کردم که تاجان هست نبینی هیچ دردی تو نشی هرگز تو در بندیهمه دردت بجان منهمه شادی برای تو همه شور و نشاط زندگی باشدنصیب قلب پا
سلامسلام علاقه‌ یِ خوبمعلاقه جانِ منخوبی !حال می‌ کنی در این بهارِ بی‌ همدر این اوضایِ بلبشویِ دوزاردر این دلتنگی‌ هایِ مُدامهِی گفتن‌ هایِ همیشهحال می‌ کنی در این روزهایِ بی‌ همِ بیهوده !شوخی کردمنرنج علاقه‌ یِ عزیزمما که بی‌ همی نداریمما که لحظه‌ هایِ بی‌ خیال نداریمما پُریم از خواب‌ هایِ ناز بر شانه‌ هایِ دلخوری‌ هایِ همما که پریم از گفتگوهایِ همه‌ چیاز عصر‌هایِ چای وُداد وُ فریادراستی؛سالِ تازه مبارکمی‌ دانی هنوز دوستت دار
با سلام دوباره بر دوستان گل
امروز تو اینترنت که گردشگری میکردم ، گفتم براتون عکس های خنده دار جمع کنم تا دور هم جمع بشم و بخندیم
امیدوارم خوشتون بیاد . . . ^-^
برای رفتن به ادامه مطلب بر روی کلید سبز سمت چپ کلیک کنید.

ادامه مطلب
این غزل در تاریخ 31/4/1377 و در زمان دانشجویی آقای حسن سعیدی خادم خالدی ، در گوهر دشت کرج سروده شده  و در رومه ی رایزن جوان کرج منتشر شده است .
چشمم نشسته در خون ای ماهرو کجایی صیدی اسیر بندم ، به دیدنم نیایی ؟ 
از خون شراب سازم گر عزم مِی نمایی جانم فدات سازم در خانه ام گر آیی
چشمم به در سیه شد ، شاید ز در درآیی حالی ز ما بپرسی ، مهری به ما نمایی 
عمری در انتظارت ، سر کرده ام که شاید با تو به سر نمایم ، ایام بینوایی 
خوار و زبون ز عشقت ، گردیده ام
ساعت هشت رفتم اورژانس که یک ویزیت کوچیک انجام بدم و برگردم،ساعت 1:30تونستم لش گشنه و شرحه شرحه ی خودم رو برسونم پاویون برای شام.
آآما.مورنینگ رو لغو کردم!!!
خداییش بُرش تا کجا?انقدر برا کارای مریض سگ دو زده بودم که اتند قند عسل با وجود تمام سخت گیری هاش گفت باشه باشه باشه دکتر،لغو!!!تو فقط انقدر جیغ جیغ نکن و من زدم زیر خنده و گفتم ما چاکر شماییم خانم دکتر.یعنی کاری کردم که دکتر از شدت خنده دل درد گرفت و رفت خونه(ناگفته نماند که این خانم دکتر سخ
به نام خدا و سلام
این وبگاه با هدف انتشار داستان ها و اشعار نوجوانان نیشابوری راه اندازی شده است .
بر آنیم تا با تبادل تجربیات خود راه را برای پیشرفت آنان هموار تر نماییم .
بنابراین لطفا ما را از نقد و نظرات خود محروم نسازید .
البته ! لایک یادت نره 
ونوشه گل بن، لیلی جانا خنده نکنده، لیلی جانا خنده نکنده
ته بوردن جا ممرض، لیلی جانا خشک هایته داره، لیلی جانا خشک هایته داره
گندم شه گیشه ره، لیلی جانا شونه نکنده، لیلی جانا شونه نکنده
برو برو بهار وارش
لیلی جانا راه دره مه چش
صورت‌های خندان، خنده‌های بزرگ، خنده‌های بزرگِ مصنوعی، محبت‌های الکی، صورت‌های بزک کرده‌ی ساختگی، بینی‌های ساختگی، گونه‌های ساختگی، ابروهای ساختگی، لب‌های ساختگی، عضلات ساختگی، زیبایی‌های ساختگی، سر تا پای ساختگی. زیبایی‌های پودری مصنوعی.
بدم نمی‌آمد مثل مهمانی باغ زعفرانیه‌ی رمان شب یک شب دوی بهمن فُرسی یک بازی اعدام راه بیندازم تا کثافتی که پشت چهره‌ی بزک کرده و لبخندهای اغراق آمیزشان پنهان شده بود آشکار شود.
بدم نمی‌آمد آخ
بسم الله
یکی از مشکلاتی که دارم اینه که همسرم اهل تفریح و روابط با انسانها نیست
توی این مدت که ازدواج کردیم بیرون رفتن هامون به قصد تفریح به اندازه ای هست که با انگشت های دست قابل شمارشه.
برعکس من به شدت اهل تفریحم و بیرون رفتن و .
اما بعد از زیر یک سقف اومدن اکثر اوقاتم رو تو خونه بودم
گاهی کار هنری کردم که خورد تو ذوقم و ول کردم
چند وقت پیش با کلی التماس و خواهش گفتم نگاه چقدر هوا خوبه
خونمون نزدیک چندین باغ هست حیف نیست تو خونه بشینیم بیا هم
معمولا وقتی می خواستم کار یا فکر کنم در اتاقم را می بستم. می آمدی در می زدی، فورا در را باز می کردی و دوباره پشت سرت در را می بستی. بعد روی تختم می نشستی و تکه هایی که از رومه یا کتابت برایم علامت زده بودی رابلند می خواندی و درباره اش حرف می زدی و مدتی روی تختم دراز می کشیدی. اگر خیلی مشارکت نمی کردم می گفتی: عین خودمی. منم اصلا دوست ندارم وسط مطالعه کسی مزاحمم بشه. ولی معلوم بود که همچنان دوست داری حرف بزنیم
هر بار که این کار را می کردی بعد ا
امروز صبح یکی از روزهای قشنگ زندگیم بود.
البته نمیشه گفت صبح، ولی.
اول از همه برامون آش امام حسینی نطلبیده آوردن؛ وقتی از آش خوردم گفتم خدایا همه را به مراد دلشون برسون!
بعد خودم از حرف خودم خنده م گرفت، با خودم گفتم ببین دختر خوب! حالا ببین! اینقدر تو زندگیت بی دغدغه و مشکل هستی، که به یک آش ساده می گویی مراد دل! 
خنده داره نه؟؟!!! به نظر من همه ی ماها همینیم، کلی گله و شکایت از زندگیمون می کنیم و از دغدغه ها و مشکلات نداشته ی زندگیمون می نالیم ک
نمیدونم هنوز هم میتونه منو دوست داشته باشه و تحمل کنه یا نه. دلم برا خنده های دلبرونه ی سارا تنگ شده. برای خال شاه عباسی گوشه لباش. برای شیطونیاش. برای ذوق و علاقه اش. برای صداقت و پاکیش. برای منطقی بودنش. برای همه وجودش.با اینکه شیش ماه گذشته و با هم هیچ صحبتی نکردیم. ولی هنوزم وقتی فکر نداشتنش تو وجودم میفته چشام مثل همین الان پر اشک میشه و کیبور رو به زور میبینم.درست میگن که عشق هیچوقت کافی نیست. اگر اونقدر آدم مستقل و پولداری بودم خان
فکر کنم دیگه زمان اون رسیده که آهنگ سالار عقیلی رو بذاریم و همگی با هم گریه کنیم.
" ایران فداي اشک و خنده‌ی تو، دل پر و تپنده‌ی تو
فداي حسرت و امیدت، رهایی رمنده‌ی تو
ایران! اگر دل تو را شکستند، تو را به بند کینه بستند
چه عاشقان بی ‌نشانی، که پای درد تو نشستند
.
ایران! به خاک خسته‌ی تو سوگند به بغض خفته‌ی دماوند
که شوق زنده ماندن من ، به شادی تو خورده پیوند
ایران! اگر دل تو را شکستند، تو را به بند کینه بستند
چه عاشقان بی‌نشانی، که پای درد تو ن
#یادش_بخیر .
اعزام شدیم برای مسابقات تیراندازی ارتش های جهان، اولین نمازی بود که در هند و در مسجدی واقع در حیدر آباد هندوستان میخواستیم بخونیم و متولی مسجد گفت حتما این کلاه‌هارو باید بر سر بگذارید . شروع کردم به نماز خوندن که آقا مهدی با دیدن چهره من خندشون گرفت و من هم نمازم شکست و کلی به همدیگر خندیدیم .
خنده ای که همیشه بر لب داشت.
شهید راه نابودی اسرائیل
شهید محمد مهدی لطفی نیاسر
دیشب اول رفتیم دور نعل من یه دونات گرفتم بعد رفتیم تو یه کافه دور نعل بخوریم ، عاقا من و انسی تو این کافی شاپه از دست شاگرده مرده بودیم از خنده :)))))) . پسره انگار چیزی زده بود اصن ی حالی بود‌ . هی ب انسی گفتم جلو خنده شو بگیره ، انسی هم ضایع نگاه می کرد اصن ی وضعی بود . پسره ب سقف نگاه می کرد با سقف حرف میزد =)). بعد اقا داشتیم بر میگشتیم ابی بم پیام داده بود خوابی :(. عاقا من فهمیدم باز یکی آمار منو بش میده :/ . واقعا کارش خیلی زشتع همش برا من به پا میذاره
وقت هایی که پیشم نیستی عزیزم به سختی همین طور میگذره و چه برسه ببینم ناراحت هم هستیناراحت از این نظر که فلان احمق که دوست اسمش را گذاشتی باعث اعصاب خوردی هر 2 ما میشه راسش عزیزم بهت گفته بودم پرو دپ را اصلا باهاش میونه خوبی ندارم متاسفانه از اونجایی که داخل این خراب شده به دنیا اومدیم نمی تونیم توقع زیادی از ادمهایی داشته باشیم که سراسر عقده و کینه اند پس چه کاری داخل گروه موجودات زنده حسابشون کنیم؟؟؟خیلی راحت باید بتونیم بزاریم کنار ک
بهم گفت میشه منو یادت نره و فراموشم نکنی،؟گفت از اینکه فراموش بشم و از یاد آدم ها برم و منو یادشون نیاد میترسم.گفتم آره چرا نمیشه.گفت دروغ میگی،!!خندیدم و نتونستم جواب تو دل و ذهنمو بهش بگم با همون حالت خنده گفتم حافظه ی قوی ای دارم و تموم شد.ولی ماجرا این بود که ترس اون رو من ثانیه وار با حرکت عقربه ها و گردش خورشید تجربه کرده بودم.اما اون نمی‌دونست که من رنگ رژ لب همیشگی شو با اون قوس ابروهاشو حتی آشفتگی و موج ریز موهاشو توی تک تک سلول های خاک
بابت مساله ای اضطراب داشتم و نمیتونستم روی درس متمرکز باشم.هر نیم ساعت یکبار بی هدف دست به موبایلم میبردم.بچه ها توی گروه کلاسی درحال بحث در مورد چند و چون جشن بودن.عکسهای خنده داری از ترم های اول تا همین ترم آخر رو میفرستادن تا برای کلیپ ازشون استفاده بشهدلم میخواست در جواب عکسهایی که میکول میفرستاد استیکر خنده بفرستم.دوست داشتم من هم جزئی از این بدو بدو میبودم.
مادرم گفت بدون گرفتن جشن چطور میخوای فکر کنی این هفت سال تموم شده و از فر
هیچ وقت حسرت زندگی آدمایی رو که از درونشون خبر نداری نخور!حسادت نوعی اعتراف به حقیر بودن خویش است. هر قلبی دردی داردفقط نحوه ابراز آن فرق دارد. بعضی ها آن را در چشمانشان پنهان می‌کنندبعضی ها در لبخندشان!
خنده را معنی به سر مستی مکن
آنکه میخندد غمش بی انتهاست
نه سفیدی بیانگر زیبایی ستو نه سیاهی نشانه زشتی.کفن سفید اما ترساننده است و کعبه سیاه اما محبوب و دوست داشتنی است. انسان به اخلاقش سنجیده می شود نه به مظهرش.قبل از اینکه سرت را بالا ببر
بعد مدت ها اومدم وبلاگ.چقد زندگی آدمو درگیر میکنه روز به روز مشغله هام زیادتر میشه فکرم زیادتر کلی کار واسه انجام دادن داریم و اصلا حوصله یاری نمی کنه.هوووووووووف.تا آخر ترم هم نمیشه برم خونه.از دست فیزیک.از دست این زندگی.انشالله این ترم هم به خیر و خوشی بگذره و بازم شاگرد اول بشمخیلی برام مهمه دست خودم نیس والا.دو سه روزیه حالم خوب نیس فقط حرف زدن با تو آرومم میکنه تو هم که پیشم نیستیهی روزگار.اینم سرنوشت ماست.امیدوارم عشقم حالت
انیمیشن کمدی آدمک ها با دوبله فارسی اختصاصی-قسمت 2 از 12ارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:انیمیشن کمدی آدمک ها با دوبله فارسی اختصاصی-قسمت 2 از 12انیمیشن کمدی آدمک ها( به انگلیسی dick figures) یک انیمیشن کمدی بزرگسالان است و شما این انیمیشن رو هر چهارشنبه برای اولین بار با دوبله جذاب و خنده دار فارسی میبینید. برای حمایت از ما و خریدن نسخه کامل این انیمیشن قبل از پخش در . . انیمیشن کمدی آدمک ها با دوبله فارسی اختصاصی-قسمت 1 از 12انیمیشن کمد
دانلود آهنگ سینا درخشنده به نام خوش خنده من + متن آهنگ + کد پخش آنلاین
 
مرورگر شما از Player ساپورت نمی کند
دانلود آهنگ و دیگر امکانات در ادامه مطلب .پرتال جامع ترولیا | سرگرمی، طنز، کلیپ، دانلود، فونت، سلامت، عکس، آشپزی
شب عیده اما ببخشید که ممکنه مطلبم خیلی خوشحال کننده نباشه. همین روضه‌گونه رو ازم بپذیرید.
جنس فضای حرمش یه جوریه که بعد یه عمر همجواری و زمزمهٔ مدامِ ذکرِ شریفِ السّلام علیک یا اباالحسن یا علی بن موسی الرضا»، وقتی پا میذاری تو بهشت کربلای ارباب و گنبد و ایوون طلای آسمونیشونو می‌بینی و دست راستتو میذاری روی سینه که بگی بالاخره رسیدم آقا جان، ناخودآگاه به زبونت جاری میشه: السّلام علیک یا علی بن موسی الرضا». و وقتی متوجه میشی چی شده پاهات ش
#یادش_بخیر
تازه محمد کوچولو به دنیا اومده بود .
 ما  درگیر یه پروژه جدید بودیم و خیلی فشار رومون بود
صبح رفتم به دیدنش ، چشماش خیلی خوابالو بود و معلوم بود تا صبح بیدار بوده ، گفتم مهدی شیفت بچه داری بودی !؟
با یه ذوق و خنده نازی گفت :  نمیدونی پسرم چقدر باحاله . صبح که میخوام بیام بیدارش میکنم و نیم ساعت نگاهش میکنم .
 اونم بهم میخنده ( ادای خنده محمد کوچولو رو در آورد) اما خستگیش شیرینه . 
خدارو شکر پسر .خدارو شکر
خاطره یکی از همکاران شهید
maryam rad:
*نجوا 
▪️  وضو گرفتم به اشکهایت 
تطهیر شدن مسلک من است 
تیمم می کنم به نگاهت 
مسح می کشم به چشم هایم به پهنای صورت 
لبخند می زنم به خنده هایت 
نجوا می کنند که اغوا شده است 
▪️چشم ها را می بندم 
دریچه ی بسته سو سو نمی زند 
و از چشم هایت از خنده هایت 
از دستهای نوازشگرت  گذشتم 
گذشتن سهم کوچکی از من بود 
هنگامی که ضرورت عبور بود 
مثل عابری ساده 
از رد پای خاطرات من 
عبور عبور عبور 
▪️سجاده سجاده 
سجده کردم به رد پای تو 
انگار حک شده است
بسم الله
یادداشت یک دوستقاتل در میانه‌ی دادگاه ایستاده بود و لبخند نفرت انگیزی بر لب داشت. می‌دانست قاضی و دادستان و بازپرس و. جرات محاکمه اش را ندارند. مقتول دختر خردسالی بود که بعد از کشته شدن، به آتش کشیده بود و باقی‌مانده‌ی جسدش را در آب ریخته بودند. مادرش ضجه می زد، پدرش اما خاموش بود و مات و مبهوت در و دیوار را نگاه می‌کرد. قاتل ادعا می‌کرد پشیمان نیست اما متاسف است. در عین حال همین را هم با خنده میگفت. او می‌گفت دختربچه را با یک شرور
 
 
 غبطه می خورم
به لبخند زدنش.
به خندیدنش.
وقتی که نگاهش می کنم حس می کنم آنچه از قلبش می جوشد
آنچه که در چشمانش موج می زند
الان است که خنده اش را بدل به بندنیامدنی ترین گریه ها کند.
اما
باز هم می خندد.
باز هم لبخند می زند.
 
 
 
پ.ن: به خنده های تلخ، به اینطوری بودن هم می شود غبطه خورد.
 
 
 
خدا کند که رضایم فقط رضای تو باشد  هوای نفس نباشد همه هوای تو باشد 
 خداکند که گزارت فِتد به منظر چشمم  که سجده گاه نمازم به جای پای تو باشد 
 خدا کند که اماما دلم برای تو باشد  کسی دراو ننشیند همیشه جای تو باشد 
 خداکند که نفروشم دِگر به غیر تو جان را  که جان و هر چه که دارم همه فداي تو باشد 
 منم مریض و توهستی طبیب درد درونم  عنایتی که شفایم فقط شفای تو باشد 
 فداي خاک ره تو وجود عالم و آدم  وجود عالم امکان به اِتکای تو باشد 
 خدا کند که بدانم
سلام
دلم می خواد برات بنویسم، قربون صدقه ات برم ، ثبت کنم این روزهای قشنگ رو . ولی هی نمیشه . نمی دونم چرا . ولی حالا بی خیال . الان اومدم بنویسم . بنویسم از این روزهای آخر فروردین . الان آخر شبه دوشنبه است . به عبارتی وارد سه شنبه ۲۷ فروردین شدیم،  شنبه و یکشنبه دو بار با هم مفصل حرف زدیم . از اقلیم حضور همدیگه لذت بردیم ، کلی کل کل کردیم و خندیدیم . از سفر اروپا گفتی که قراره به زودی بری. بعدش گفتم کی میای ببینمت؟ کلی مسخره بازی درآوردی و
دانلود قانونی فیلم سینمایی تخته گاز | با 5 کیفیت مختلف
خلاصه فیلم تخته گاز: سلیمان قطار خنده را به قصد اثبات مرد بودنش در خانواده و جامعه تخته گاز می‌راند چرا که به هزار و یک دلیل زیر سؤال قرار گرفته شده و خود او نیز به این امر واقف شده و درصدد رفع نواقص خود برآمده است و در این مابین فضای شاد و مفرحی را برای مخاطبین به ارمغان می‌آورد و در این مسیر فراز و نشیب‌هایی را پشت سر می گذاردو در ایستگاه‌های مختلف خنده توقفی می‌کند.
 
دان
این چینین نگاهم نکن!

حالم این خنده های تاریخ گذشته لبهایم نیست که می بینی!

حکایت خنده هایم، حکایت دختر نافرمانی بود که خسته از بی توجهی پدر، گریزان از
حجابی اجباری! طغیان کرد

کنترلش از دستم در رفت و بیرونش کردم از دلم

و اکنون این شد که میبینی؛

خنده هایم تن فروشی می کنند!!

و تو معصومیت از دست رفته او را می بینی و سر تکان می دهی، فساد اخلاقی چارراه
تنهایی ام را.

نیشخند بارم نکن!

یادت باشد از غم اجباری دلم فراری شد، خنده های دوست داشتنی ام.
مثل ارامش و درخشش خورشید که طوفان رو اروم کرده باشهمثل یه فرشته که از اسمون اومده باشهدرست کنارم نشست و بهم سلام کرد صبر کنتا همین جا هشت سال برام آرزو بودو حالا به شیرینی تمام داشت بر اورده میشدخیلی کیف میده ارزویی که با همه وجودت میخاستیو درست توی سوسو زدن های از دست رفتشیدفعه ممکن بشهمیخاستم بهش بگم داشتم بهت زنگ میزدم که اومدیو حال از خوشحالی از استرس از این همه حس های خوب هم زده فراموش کردم رمز گوشیم رو :)خندید و دستش رو سمتم دراز کرد، 
راستش تا قبل از اینکه ساکن تهران شوم، این ترکیب اعجاب انگیز را نخورده بودم. یادم است اوایل مقاومت میکردم ولی بنظرم یکی از اختراعات خوش طعم بشر است که باید در کتابی چیزی ثبت شود . این عناصر ساده ای که وقتی کنار هم قرار می گیرند طعم بی نظیری را می سازند. فکرش را نمیکردم یک روزی گردو را با نان بخورم یا کشمش را با شوید!
فکرنمیکردم توی دوغ ترش، کشمش شیرین بریزم و روی یخ نمک بپاشم. اما همه این ها در این وعده ی بی نظیر امکان پذیر می شود. دقیقا مثل گریه و
ای مرگ بر این ساعت بی هم بودن.

راستش را بخواهی عزیز دلم .گاهی بدجور از دست عکس هایت کفری میشوم .انقدر که دوست دارم بکوبمشان به دیوار و به لبخند وامانده ات که هیچ وقت از جایش تکان نمیخورد بدو بیراه نثار کنم ‌.چطور میتوانی به من زل بزنی و بخندی و پلک هم نزنی .چطور میتوانی گونه های خیسم را با خنده های آدمکشت به مسخره بگیری ؟؟؟واقعا چطور؟؟؟توی یکی از منفور ترین هایشان با آن کلاه لبه دار و دست هایی که همیشه به سینه میزنی به وسعت تاریخ لبخند ز
کلیپ عاشقانه.چه انتقامی از خانومش گرفتارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:کلیپ عاشقانه.چه انتقامی از خانومش گرفتبرای دیدن کلیپ های بیشتر کانال رو دنبال کنید . کلیپ عاشقانه.چه انتقامی از خانومش گرفت . از کانال سرزمین رویاها . . کلیپ عاشقانه.چه انتقامی از خانومش گرفت - فیدیاکلیپ عاشقانه.چه انتقامی از خانومش گرفت برای دیدن کلیپ های بیشتر کانال رو دنبال کنید دانلود این ویدیو . فیلم: ارتریت روماتوئید و ام اس چگونه / ویدیو کل
دانلود آهنگ جدید حسن خاکی خنده شیرین
دانلود آهنگ حسن خاکی به نام خنده شیرین کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ ، با لینک مستقیم ، همراه با پخش آنلاین و متن آهنگ
دانلود آهنگ فوق العاده خنده شیرین با صدای حسن خاکی از جوان ریمیکس
Download New Music Hossein Khaki – Khande Shirin

حسن خاکی عزیز موزیک جدید خود را منتشر کرد.
ساخته جدید حسن خاکی، خنده شیرین نام گرفت.
این موزیک در تاریخ ۱۱ مرداد منتشر شده و در سبک پاپ قرار دارد.
جهت دانلود آهنگ جدید حسین خاکی با کیفیت بالا به انتهای مطلب مرا
بی ام و نیز به این بازی کثیف ورود پیدا کرد  مدتی است که معروف ترین برند های خودروسازی دنیا در زمینه طراحی و ساخت اسکوتر برقی ورود کرده اند تا از غافله عقب نمانند . و به شدت با هم رقابت دارند . بی ام و نیز مدتی است که از اسکوتربرقی خود رونمایی کرده است . به گفته این کمپانی این اسکوتر می تواند با یکبار شارژ مسافتی بین 25 الی 35 کیلومتر را طی کند . میزان سرعت این مدل نیز 25 کیلومتر بر ساعت است . این اسکوتر برقی 20 کیلوگرم وزن دارد و به نسبت اسکوتر برق
میلرزم به خودم.
از بغض تو، از ترس خودم.
از اینکه فردا همین بغض گلومو بگیره و من جوری دلم تنگ شه که نفهمم کجا نگاهشو جا گذاشتم.
از روزای امروز تو،از فردای خودم.
من دارم سخت میلرزم
.
.
.
من دعا میکنم.چون تنها حربمه.
اما جوری ترسیدم که میخوام بعضی دعاهامو پس بگیرم.
تو رفیق تو.داشتنتو بذار تو اولویت که من از بی تویی سخت میترسم!
.
.
♫ حالا بذا برات بخونم که:
طاقت ندارم دور شی از من این آدما از درد من دورنقلبم تویی بغضم ولی دریاست دریا رو با دریا
دانلود آهنگ جدید پازل باند بنام دمتم گرم با بالاترین کیفیت










Download New Music Puzzle Band – Dametam Garm
ترانه : نیما معین , آهنگ : پازل باند و نیما معین
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …










 
متن آهنگ جدید پازل باند بنام دمتم گرم :
خوبه یه چیزی داری بهش تکیه کنی خوبه تو داری کم میاری خوب بلدی گریه کنی خوبه دمتم گرم با بچه بازیات ساختی منو دمتم گرم همش پشت گوش انداختی منو مث قبلا نیستی ته قلبم تا همینجام اومدی دمتم گرم دیگه نه بوی عطر پ
#ایستگاه_بصیرتــــــــــــــــ #همه گفتند ؛#شهدا شرمنده ایم.!خیلی ها شنیدند ؛ شهدا شرمنده ایم.!خیلی ها نوشتند ؛ شهدا شرمنده ایم.!خیلی ها دیدند ؛ شهدا شرمنده ایم .!همه.!همه شرمنده ایم!اما نمیدانم چند نفر سعی دارند از این شرمندگی #شهدا خارج شوند.! از هر جا که عبــــور میکنیم ،نام ِ#شهیدی میدرخشد !پس یادمــــان باشد ؛#قدم_به_قدم را بدهکاریم به آنهایی که#پل ِ عبور ِ ما شدند در #دنیا. #کربلا_شلمچه 65یا #کربلا_خان_طومان 95یا #مرز بصره یا حلب یا
کلمه‌ها توی سرم رژه می‌رن. بی‌نظم، بی‌هدف، بی‌فرمانده. چشمام رو که می‌بندم صداشون رو می‌شنوم، چشمام رو که باز می‌کنم صداشون رو می‌شنوم. هیچ آهنگی، شعری، دکلمه‌ای، حرفی، سکوتی نمی‌تونه آروم‌شون کنه؛ اما تا زمانی که این کلمه‌ها، جمله‌های سؤالی رو نسازن یه نیمچه آرامشی دارم. 
من توی خواب و بیداری، توی تمام لحظات خنده و گریه، توی تک‌تک ثانیه‌هایی که با درس و کار و یللی‌تللی سرم رو گرم می‌کنم، توی عکس‌هایی که می‌بینم، توی حرف‌هایی
سلام.
دیروز با پاییز رفته بودم خونه دوستش بهار.(وبشون مشترکه)
زینب و زهرا هم بودن.
مثلا رفته بودیم کمک واسه مهمونی امروز که با دوستای دبیرستانشون گرفتن.
فقط ظرفارو شستیم و نشستیم به حرف و خنده.خخخ:)))
نوشمک آورد بخوریم در نگاه اول یکی شون سرمه ای بود و بقیه مشکی.0_0
از وسط که جداشون کرد چند تاشون سبز لجنی و چندتاشون زرشکی بودن.:))))))))))
هرکی می خورد کلی فکر میکرد که ببینه مزه چی میده.:)))
حوصله مون داشت سر میرفت که زهرا گفت خرک شیم از رو هم بپری
  تزریق ژل به صورت :تزریق ژل به صورت روشی غیرتهاجمی و سریع برای ایجاد اصلاحات مختلف در صورت از جمله بازگرداندن و افزایش حجم صورت، افزایش حجم لب، کاهش چین و چروک و رفع خط اخم و خط خنده و… است.تزریق ژل مناسب افرادی است که :در اطراف دهان و چشم ها چین و چروک دارند.گودی زیر چشم و تیرگی دور چشم دارند.خواهان حجم دهی به گونه ها، لب ها و همچنین زاویه دار کردن فک هستند.خواهان رفع چروک پیشانی خود هستند.تمایل به پرکردن خط خنده دارند.به دنبال راهی غیر ا
خیلی خنده داره . یعنی راستش خیلی خنده داریم ؛ کارامون ، حرفامون ، نگاهمون ، رفتارمون ، قضاوت کردنامون ، یا حتی غرورموناین چند وقته اینقد اتفاقات جورواجور و دلخراش افتاده ، که آدم نمی دونه به کدومش باید فکر کنه ، از کدومش باید درس عبرت بگیره ، مواظب کدوم یکیش باشه 
واقعا آدم چی باید بگه به این جوون هایی که بدون گواهینامه و کلاه کاسکت ، با سرعت بالای مرگ از سمت چپ خیابون چپی بلوار حرکت می کنند !!! آخه این همه اشتباه و خطا مگه می تونه توی یه آدم جم
بنگر به خلق ترسان، همه کس ز خویش نالانهمه سو دهان گشوده که دهد غذای رحمان
تو به جای خود نشسته به دو دست خودببسته تو نداده می‌ستاندی که چنین شدی پریشان
پس ناکسان روانی که چنین حضیض جانیتو دکان عقل رفتی و شدی دخیل رذلان
ز تو عالم است گریان، ز تو خنده‌ها گریزانتو برو ز خویش می‌شو تن و دست و پای بی‌جان
تو برو بمیر در دم اگرت سر نجات استتو برو بمیر ای غم چه کنی به خلق غلیان  
خبرم رسید این شب گذر عظیم داردچو دهان خلق شوید ز حروف چرک افشان
به میان ش
خانه:زنگ زدن.حرکت ده دقیقه بعد.اردبیل:گم کردن مسیر.مدد از ویز.راه اشتباهی.تاریکی و ظلمات.alamot.چراغ خاموش.ظلمات مطلق تاریکی.خلخال:شام.استراحت در زیر زمین رستوران.بی‌خوابی.قرص.چهارده بار فندک را گم کردن و سیزده بار پیدا کردن.خانم دکتر می‌گه این نشونه‌ی خوبیه.من قرصامو می‌خورم مادر.گیسوم:با yan benimle.دریا.خوف همیشه‌گی.نشستن در ساحل.قرص.تماشای دخترکی در حال شنا.خنده‌هایشان.قصه‌ی نجات یافتن پیرمردی ۸۷،ساله در ۸۶ دقیقه.اطلاع از نظامی بودن اقوام
برادران حضرت یوسف وقتی میخواستند یوسف را در چاه بیندازند، یوسف لبخندی زدبرادر یوسف (یهودا) از او پرسید: چرا میخندی؟ اینجا که جای خنده نیست!
یوسف گفت: روزی در این فکر بودم که چه کسی میتواند به من اظهار دشمنی کند با وجود اینکه برادران نیرومندی مانند شما دارم! و اینک خداوند همین برادران را بر من مسلط کرد تا بدانم که غیر از خدا تکیه گاهی نیست واین چاه نشینی امروز من، تاوان تکیه کردن به خلق خداست.
و من یتوکل علی الله فهو حسبه / الهي و ربی من لی غیرک
رفته بودیم مهمونی
همه بودن آشنایان و دوستان
دارم بین خواب بیداری مینویسم اونم فقط چون خیلی سرش خندیدم
با یک دوستی حرف میزدم بعد از کلی حرف اقتصادی و ی و حال و احوال پرسی
میگه: خب کادو تولدت جا گذاشتم کتاب بود دفعه دیگه دیدمت میارمش
میگم: اردیبهشت تولدم بود الان تیره کادو نمیخوام دست شما درد نکن من اصلا اون سبکی نمیخونم
از اون اصرار که کتاب خوبیه از من انکار که نثر سنگین نمی خونم خوشم نمی اد
دید حریفم نمیشه گفت: خب پس کادو چی بگیرم؟
منم رگ
سیمرغ نارنجی پوش آسمانبال های شب را شستتن پوش گرم خاطره ای پوشیدماه عطر یاسی چیدشب از خنده ی سیمرغ نوشیدو مناز نگاه زیرک پروینروبه آسمان و در خوشه ی انگور می جویمتدر هر جرعه و پیاله تو پنهانیبیا !بی صدااز همین پنجرهروبه خانه ی خورشیداز مسیر چشم به راهی منمن نیز جام به دست می آیم 
سربازی عشقولی تموم شده. خداروشکردوسال پدرمون در اومد.البته عشقم ک بیشتر.ولی خداروشکر که تموم شد.یکی از سد های جلوی راهمون برداشته شدو پیش به سوی برداشتن سد های دیگر.البته اگه بذارن.خخخخاینم از بخت برگشته ماست. به هر حال خدا بزرگه.چی بگم از کجا بگم.اها.امتحانام داره شروع میشه اما برخلاف ترم های گذشته اصلا برام مهم نیست چی بشه فقط دوست دارم این ترم کذایی بگذره از بس که اذیت شدم.و میرسیم به مسئله درس خوندن شما آقایی دیوونه خل م
تو براش مثل وطنش بودی :)
اون امروز وطنشو ترک کرد !
" یه لنتی "

****

عوض میشوم انطور که تو دوست داری
از اخلاقم بگیر تا متراژ اغوشم
کاری میکنم تا با همه ام احساس راحتی کنی !

****

شهری شده ام ؛ متروکه !
بعد از بمباران نگاهش !

****

تو به من بگی عزیزم :)
چه خیال خام زیبایی :)

****

خنده هایت را نشان کسی نده
خنده هایت فقط گسترش می دهد؛
شمار شاعران را
تعداد نویسندگان را
امار مجانین را و
جمعیت دارالمجانین ها را
همین !

****

من منهای تو محکوم به فناست :)

****

نوش جانت ،
امروز دختری را در خیابان دیدم 
که همه وجودشو بادستاش بغل کرده بود
ایستادم و زل زدم به نگاهش
رد نگاهش غمگینم کرد
زل زدم.
به دستانش که مثل گره های نامعلوم به هم می پیچید
به خنده اش که یادآور هیچ خاطره ایی از گذشته نبود
به جفت چشم های ساده و سیاه دختری چشم دوختم که قلبش را خاک کرده بود
و مغز دیگری درسمت چپ سینه اش می تپید
سلاااااممم :)) 
1. دیروز دو زنگ اخر پشت هم با قاسمی کلاس داشتیم و زنگ ناهار هم نذاشت داشته‌باشیم :( زنگ اخرش ۱۱۰ دقیقه بود! میفهمید ۱۱۰ دقیقه با قاسمی کلاس داشتن یعنی چی؟؟ تازه از اون بدتر اون دو تا جمعه‌ای هست که قراره از صبح تا ظهر باهاش کلاس داشته‌باشیم :/// دیروز یه اتفاق نادر افتاد! خیلی نادر!! و اون اینکه قاسمی خندید!!!! رسما پاچیده‌بود نمیتونست خودشو جمع کنه حتی!! همه مونده‌بودیم خدایی که این قاسمیه؟؟ اتفاقا صبح از یکی پرسیده‌بودیم که تا ح
و اینقدر یُسر ِ مع العسرَت را در چشمم فرو نکن،از خودم شرمم می آید !:)
 
به وقت خنده های شیرین ِ ۲۸ / ۳ / ۹۸ ، پس از گریه های تلخ ِ ۲۷ / ۳ / ۹۸
+هرچند ما به تقدم و زیادت ِ عسرت واقفیم اما شما آنقدر خدایی ، که با یسرهای هرچند کم و کوچکت جانمان را تازه میکنی،قلبمان را راضی میکنی.و چه خوب که شما اینقدر خدایی،به رغم اینهمه نابندگی ِ ما!:)
زیبای من ! چه حکایت از فراقت؟! 
چه بگویم که دیگر توانی برایم نمانده است، تسلیم شده ام ‌. تسلیم همین ناچاری  . تسلیم همین تکرار مکررات . تسلیم بی تابی های تو . تسلیم ناتوانی ات در حرف زدن . مدل تو همین است و من می فهمم. کاش . هیچ. هیچ نمی خواهم جز بودنت . جز صدای خنده هایت ‌. اگر برایت قابل تحمل بود بیا تا ببینمت . اگر نتوانستی هم هیچ . 
خبر خبر یه خبر خیلی خیلی داغ از دنیای داغ تر اسکوتر برقی ها :))) ظاهرا چند روز پیش در انگلیس یک آقای معلول سوار بر اسکوتر برقی در حال تردد در خیابون بوده که دو تا پیرزن سالخورده رو زیر میکنه  واااای خیلی وحشتناکه . از وسایل تفریحی مدرن نباید در جهت آزار رسوندن به دیگران استفاده کرد . جالب اینجاست که این اتفاق دقیقا زیر دوربین های مداربسته انجام شده و فیلم این قضیه همه جا پخش شده . برای مشاهده کامل این خبر و فیلم اینجا کلیک کنید . 
شخص خاطی
بسمه النور
در من هزار راه نرفته ست
هزار حرف نگفته
هزار خنده نشکفته 
هزار بغض فروخورده
که خواب را از چشمان م می رباید
در من طوفانی ست که قرار ندارد
دریایی که آرام ندارد
آتشفشانی که کلمات ش را فروخورده
و کوهی که بغض ش را
آهویی که خرامیدن ش را از یاد برده 
و پرنده ای که پروازش را به فراموشی سپرده
در من
                    
      
     
سلام دوستای عزیزم
سری جدید جملات خنده دار کوتاه تقدیم به شما

یه بارم ابوالفضل پورعرب میخواسته بره خونه ی رخشان بنی اعتماد، اشتباهی میره خونه پوران درخشنده میبینه فریبرز عرب نیا اونجاست . . . من اینقد کشک بادمجون دوس دارم که اگر یه ظرف کشک بادمجون ویه ظرف گوشت آهوی بریان بذارن جلوم من گوشت آهوی بریانو انتخاب میکنم دیگه یابو نیسم که ! . . . یه روسری بذار سرت، با جیغ ادای مادرت رو دربیار تبریک می‌گم ! الآن یه کمدین اینستاگرامی هستی ! . . . ن
بسم الله الرحمن الرحیم.
مسافرم برگشت.
با کوله باری از تجربه با کوله باری از خاطره
پلاکش رو که از گردنش درمی اورد گفت:بعد از 81روز این از  من جدا میشه
ولی من که میدونم پلاک جدا شد ولی هیچ کس نمیتونه هوایی که به سرش افتاده رو ازش جدا کنه
خداروشکر 
که فدايیه زینب سلام الله شدی 
جانم  همه وجودم فداي فدايیه زینب سلام الله.
دانشمندان آمریکایی موفق به شناسایی سردترین مکان زمین شده‌اند که دمای آن به زیر 91 درجه سانتیگراد می‌رسد.
به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، این مکان تازه کشف شده که در کنار خط‌الراس کوه قطب جنوب قرار دارد، می‌تواند طی چند دقیقه چشمها، بینی و ریه انسان را منجمد کند.
ادامه مطلب
بسم الله
و لله الحمد
حدود یک ماه پیش
خدای مهربان خانه ی مارا به عطر نام "حسین" مزین فرمود


پ.ن:
این روزها
صدایش که میزنم
دلم میلرزد
چه سِرِّ عظیمیست در این نام.
الله اکبر.

+
یا زهرا (س)
جسارت ما رو ببخشید که اسم عزیزان شمارو روی بچه هامون میذاریم
دلمون میخواد به هر طریقی عرض ادب و ارادت و اعلام محبت کنیم به شما و فرزندانتون.

++
لذتی ازین بالاتر نیست
که روزی هزار بار
تو خونه آدم بگن
"حسین جان"

+++
همه بچه هام فدات
حسین فاطمه.
تو رفتی رد پایت در دلم ماندشكوه خنده هایت در دلم مانددلم را با سحر خوش كرده بودمغروب ماجرایت در دلم ماندشریك درد هایم بودی اماغم بی انتهایت در دلم ماندهزارویك شبم چون باد بگذشتطنین غصه هایت در دلم ماندعلا رغم سكوت ساده منسفر كردی صدایت در دلم ماندوحالا مثل یك رویای برفیتو رفتی رد پایت در دلم ماند
اعترافهای تکان دهنده طنزاعتراف میکنم بچه که بودم یه بار با آجر زدم تو سر یکی از بچه های اقوام , تا ببینم دور سرش از اون ستاره ها و پرنده ها می چرخه یا نه!!!!!تازه هی چند بارم پشت سر هم این کار و کردم , چون هر چی می زدم اتفاقی نمی افتاد!!!!عتراف های خنده داراعتراف می کنم یه بار پسر همسایه چهارسالمونو با باباش تو خیابون دیدم گفتم سلام نوید چطوری؟دیدم بچهه تحویلم نگرفت باباهه خندیداومدم خونه به مامانم گفتم نوید ماشالا چقد بزرگ شده!مامان گفت نوید کیه؟
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.






param name="AutoStart" value="False">












هرگاه ناراحت یا غمگین شدی یادت باشد
همیشه دوستی داری که خنده هایش بیش تر از یک لطیفه بامزه
بسم الله الرحمن الرحیم
ما زیادی دنیارو جدی گرفتیم 
زیادی دلمونو بهش بستیم.
اخه این دنیا چی داره مگه ؟؟
دنیایی که توش براحتی بچه های بی گناه رو میکشن 
دنیایی که پر از سختیه

تواین مدت  خیلی فکر کردم دیدم این جا اصلا ارزش یه سری چیزهارو نداره نه خوشیش موندگاره و نه غمش
تنهاچیزی که برای آدم می مونه خدا و اهل بیته
تنها کسی که پشت و پناه آدمن فقط خداست و اهل بیتش.
و چقدر خدای مهربونی داریم و چقدر خدا دوستمون داره  و ما نمیدونیم
هرچن
طرح الهي یا رسالت الهي چیست؟

اگر یک نگاه بی‌طرفانه به زندگی‌مون بندازیم میبینیم در طی شبانه‌روز و یا سالهایی که گذروندیم کلی آرزوی ریز و درشت‌مون برآورده شده. اما چرا باز هم شاد و خوشحال نیستیم؟ چرا انقدر آشفته‌ایم؟ چرا دائماً احساس می‌کنیم باید جایی باشیم که نیستیم و یا باید کار خاصی، تو این دنیا انجام بدیم؟

دلیل این همه آشفتگی بر‌می‌گرده به
ادامه مطلب
گاهی وقتا هم خیلی دوستانه می‌شینیم با خدا حرف می‌زنیم دور هم. گله و شکایت و درددل. مثلا من می‌گم ببین این سطحی از احترام که می‌گی به پدر و مادر بذاریم یا مثلا این تاکیدی که رو نماز اول وقت داری خیلی سخته. مطمئنی راه درست همینه و راه ساده‌تر و‌ شادتری وجود نداره؟ می‌شه من برم بگردم اگه مسیر بهتری پیدا کردم همونو انجام بدم؟»
و همیشه خیلی خیلی فرهیخته‌تر از این حرفاست که بگه نه، همون که من گفتم»، می‌گه برو بگرد. قدیم و جدید. شرق و غرب. اگه
امروز صبح دیدم فروشگاه دم محلمون ،یه چیزای تو کاغذ نوشته و چسبونده به شیشه که هر کی میبینه ازش عکس میندازه و با خنده میره.
که اینگونه نوشته بود:
قرض نمیدهم زیرا:

زور رستم ندارم
عمر نوح ندارم
صبر ایوب ندارم
گنج قارون ندارم
لامصب ریشه سخن رو درآورده بود.
روبرور گنبد توی صحن گوهرشاد یکی از رفقا روضه وداع می خوند که یکهو یه نفر گفت: انا بقیت الله فی ارضه.
و دوبار تکرار کرد
خواستم بهش بگم حاجی اشتباه میزنی اینجا مشهده نه مکه دلم به حال بچه سوخت و گریشون رو به خنده تبدیل نکردم.
پی نوشت:
شما هم اگه خواستید ظهور کنید یادتون باشه باید برید مکه اولش هم به جای رب اشرح لی صدری باید بگید الا یا اهل العالم
زندگی من؟الهي قوربونت بشم؟ الان که دارم این پست را تایپ میکنم ساعت 4:16 دقیقه صب نمیدونی خانمم چقدر الان عالیم دورت بگردم زندگیم؟ وقتی پیشم هستی اروممممم و وقتی واسع چن ساعت نیسی نا اروممممم به شدت الهي قوربونت بشم نازنینم خواب های قشنگی ببینی. .شبت بخیر زندگی من عاشقتمممممممممممممممممم خانممعشق بی همتای من؟ بهزادت دیونته و این بار هزارم قطعا دارم میگم از گفتنش خسته نمیشم الهي قوربونت بشم نازنینم تا فردا عاشقتمممممممممممممم
امروز رفتیم مدرسه ،جلسه گذاشته بودن خانم مدیر.
مدیر تو جمع گفت خبر دارم جواب گزینشت اومد.منم گفتم:مگه من رفته بودم!!!!!!یعنی واقعا یه لحظه حس کردم رفتم!آخه تمام همکارا رفته بودن اراک ولی من نه!نرفته گزینشم قبول شد چون تحقیقات به عمل اومده از همسایه ها همش خوب بود:)دمِ خدا گرم،وبعدشش دمِ همسایه ها گرم،جالبِ که شماره یکی رو داده بودم که مدیر مدرسه ست،کلا رک و راست هرچی درموردم میدونستو گفته بود وبهمم زنگ زده بود که من همه چیزو در مورد شما گفتم ،با
چشم روشنی: قصه یک زندگی شیرین
چشم روشنی ، کوثر لک، نشر شهید کاظمیبریده ای از کتاب:همان اول زندگی فهمیدم به اندازه ی فامیل هایم او دوست و آشنا دارد.با اینکه آن زمان بیست و چهار پنج سال بیش تر نداشت، هر شب مهمان داشتیم و برایمان کادوی عروسی می آوردند.یک شب که مادرم آنجا بود گفت که زشته مهمان ها شام نخورده برن، نگهشون دارید. مادر رفت سراغ مرغ پختن ، من هم با اعتماد به نفس رفتم سراغ برنج و قابلمه. پلویی پختم که توی تارییخ ثبت شد. دانه های برنج طوری ب
چشم هایم را بستم و در خیالم، به چیزهای لذت بخشی که این روزها لازمشان دارم، جان بخشیدم . تخیل! چه حس سرشار خوبی داشت. ناخودآگاه یکی از آن لبخندهای کجِ تو، وقتی در خوابی، بر لبم نشست. پس ماجرای خنده هایت این بوده! پسرم فقط پنج روز است از راه رسیده ای اما با قدرت، در کارِ چیز یاد دادن، به مامان هستی. از حالا دلم برای تمام لحظه های دیگری که قرار است از تو، جورِ دیگر زندگی کردن را بیاموزم غنج می زند .
دانلود فیلم ایرانی تخته گاز
تخته گاز فیلمی شاد و دیدنی است که  در سال 1397 تولید شد اما یک سال طول کشید تا پخش شود و سرانجام در تیر 1398 پخش و انتشار یافت این فیلم ایرانی به کارگردانی محمد آهنگرانی ساخته شده در ژانر کمدی با بازیگرانی مانند سام درخشانی ، کامبیز دیرباز ، لیلا اوتادی، الهام حمیدی، رز رضوی و… که این باعث می شود فیلم جذاب و تماشای شود شما می توانید این فیلم طنز را از سایت پیشگام مووی دانلود نمایید.
نوع : سینمایی
کارگردان : محمد آهنگرا
فشار خونم اومده بالاتر ۸ رو ۵ و نیم
بهترم
میگم خدایا چرا سرم درد می اد
دارم گیج میزنم
نکن فشارخونم بالا باشه!!! هه هه هه
ناهار خوردم
موز خوردم
چند لیوان اب
نصف یک هندوانه
یه لیوان شربت خیلی شیرین و تخم شربتی و گلاب و یخ
نصف یک تبلت شکلات
شام خوردم با سس و نمک و اینکه سرخ کردنی بود
اینهمه غذا خوردم و از فشار پایین سردرد دارم
نمی تونم بخندم با اینکه خنده داره
ولی سرم درد میگیره
خوش باشی هر جا که هستی
توی این گردش تقویم
ما یه جاهایی حریف جبر زندگی نمیشیم
دور هم میگشتیم اما تو جهان های موازی
نرسیدن منطقی بود ته این دیوونه بازی
خوش باشی هر جا که هستی
یادتم هر جا که هستم
من به رومم نمیارم
که چقد بی تو شکستم
*******
با تو تقدیرم گره خورد به یه مشت اما و ای کاش
بعد من مراقب اون خنده های لعنتیت باش
بعد من فکر خودت باش،غصه رسم روزگاره
ما چه باشیم چه نباشیم زندگی ادامه داره
******
واسه ما گذشتن از هم یه مسیر ناگزیره
اما هیچکی جای ما رو
چهارسال پیش امروز.
همه لبخند داشتیم.همه خوشحال بودیم.همه به هدفی که ماه ها براش تلاش کرده بودیم رسیده بودیم.همه فکر میکردیم تا آخر باهمیم،دیگه سختی ها تموم شده،همه یه طوری برا خودمون رویایی ساخته بودیم که مطمئن بودیم بهش میرسیم،اما سرنوشت نخواست.نخواست خوشحالیمون رو ببینه. نخواست شاهد خنده هایی باشه که از ته دل بودن.
از هم جدا افتادیم.
الانم خوشحالیم اما بعد از شکست هایی که هنوز که هنوزه ازش یه چیزایی باقی مونده.
هنوز بعد از چهارسا
خیلی وقته که دلم برای دخترکِ درونم تنگ شده .دخترکی که با لواشک و پاستیل ، ذوق می کرد یا دغدغه روزانه اش ، رنگِ لاکِ ناخن هایش بود .همان دخترکی که خنده هایش ؛ کودکانه و نگاهش ؛ دلنشین بود .گاهی دلم از قوی بودنم می گیرد .دلم میخواهد دوباره همان دخترک ظریفی باشم که با یک نگاه ،می شکست . اما نه از درون !صدای شکستنش را بغض می کرد ، و با اشک هایِ دانه دانه اش ، دلِ دنیا رامی لرزاند .قوی بودن ؛همیشه هم خوب نیست !!!
پشت پنجره ایستادم و از لابه‌لای نم‌نم باران به نارنج کوچک حیاط، لیموی دوباره جان گرفته و آلئووراهای درون سبد چشم دوختم، خوب که نگاه‌شان کردم سر چرخاندم تا شاه‌توت‌های سرخ شده‌ی گوشه‌ی دیگر حیاط و گوجه‌های سبز مادر را هم ببینم، دلم می‌خواست سرسبزی بهارِ بارانی‌ام را در قرنیه‌هایم حبس کنم.
 هنوز مبهوت زیبایی شاه‌توت‌ها بودم که صدایم زدی "پشت پنجره وایستادی که چه بشه؟ بیو ای تماته‌هایه ببریم کنار درخت که اگه بارون و طیفون زد همشه خر
سلام
خیلی وقته نیومدم اینچا
گرفتارم اما نه  هر وقت میگم گرفتارم انگار خدارو فراموش کردم نه خدایا
ولی واقعا شما نگاهم نکنید کارام به هم میریزه نگاه کنید
اما خب امیدم به خوددونه و بس الهي راضیم به رضات
از ما حرکت و از شمام برکت
امشبم هم ریخته بودم ولی خدا روشکر حالم خب شد
الهي به امیدی خودتون یا علی مدد
من دارم برمی‌گردم.گردم من بر دار.تو داری کابوس .کابوس تو داره.دار.مثل آخر کلمه‌ی خنده‌دار.وقتی رسیدم هنوز زنده بود.یه نفر از پشت در پرسید یعنی می‌خواهی بیایی تو؟و من گریه‌م گرفت.گفت توالت کمی پایین‌تره.و من دارم برمی‌گردم.قول بده ای‌بار کورتاژ موفقی خواهیم داشت.اول میشه چشمامو در بیاری؟من تب دارم.تو تب داری.تو یک بدبختی که توالت‌ها هم نمیذارن بری اونجا گریه کنی‌.من تب دارم.من دارم دری رو می‌بینم که یه باد هلش می‌ده.تو تب داری.تو یه احم
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب