نتایج پست ها برای عبارت :

امید آمری عشق یکی دو روز نبودی

 اینهمه شكفتن و سبزه و رویش، حاصل نگاه های قشنگ تواند . اینهمه لبخند و شادی‌ و اميد ، ثمره ی مهرورزیدن همیشه ی تواند . اینهمه آشتی و پیوند و صمیمیت، میوه ی درخت محبت تواند . طراوت بهار زیبا،  شكوفایی گلهای رنگارنگ، خنده ی كودكان بازیگوش ، اميد دختران نجیب دم بخت، زمزمه ی مادران دلواپس  و هر چه قشنگی در زیر این آسمان آبی، همه ذره ای از پرتو نگاه تواند . لبخندت ، احسن الحال است. پس لبخند بزن
https://www.instagram.com/p/BgNs7k1Fk1f/?taken-by=s.hhabibpour
دانلود آهنگ جدید و فوق العاده زیبای امین رستمی بنام یار نبودي پخش آنلاین
Download New Music Amin Rostami – Yar Naboodi
ملودی : امین رستمی , ترانه سرا : امین رستمی , مهرزاد امیرخانی تنظیم کننده : بهزاد عبدالهی , میکس و مسترینگ : آرش پاکزاد
۩۞۩ نارسیس سرزمین دانلود ۩۞۩
اميد را آغشته ی ایام می کنی که بتوانی آن دو قدم مانده به آینده را با صد وصله صبر بگذرانی؛ گذراندن که چه بگویم بیشتر شبیه به هُل دادن است. هُل دادنی که تو را به هِن و هِن می اندازد که بیشتر شبیه به عادت شده است. هر قدر به جلو میروی اميد را شبیه به مترسکی میبینی در مزرعه آمال که هر از گاهی کلاغ های یأس بر آن نوک می زنند و او را سوراخ می کنند و جامه اش را میدرند و تو هر بار به داد اميد میرسی و آنها غارغار کنان از او دور می شوند. اميد را با چند وصله صبر می
اوضاع؟نابسامان.حال و احوال؟در پویش اميد.دمای دست و پا؟سرد همراه با لرزش.دایره ی دغدغه ی فکریم کوچولوتر شد واشنا به م.ش کمک کنه که باعثش شد،اصرارهای اون باعث شد انجامش بدم و راضیم،یکم دلم شکست فقط یکم چون قبلنا خیلی بدترشم دیده بود و خب این خودش یه پوئن مثبته.من اميدوارم و این اميد مثل همیشه منو زنده نگه میداره اميد به آینده.
- چرا آدم ها هیچ وقت به احساساتم توجه نمیکنن؟
+ مگه اصلا احساساتتو نشون دادی بهشون؟ مگه خودت اینو نخواستی که فقط توی تنهایی هات اشک بریزی؟ نمیتونی بقیه رو مقصر بدونی.
- من فقط. فقط يکي رو میخوام که حرف هام رو گوش بده. میدونی چی میگم؟ یعنی يکي که گوش شنوام باشه. 
+ مگه خودت نبودي که گفتی گوش شنوا نمیخوای؟ مگه نگفتی که میتونی خودت با خودت سر کنی؟ دوستات همیشه بودن، ولی تو هیچ وقت نبودي. همیشه خودتو ازشون جدا کردی بهشون گفتی که میتونن پیشت از نار
دانلود آهنگ یاسمین اميد در کنسرت
دانلود آهنگ یاسمین اميد آلبوم کنسرت زنده
دانلود آهنگ بی کلام یاسمین از اميد
دانلود آهنگ اميد از تو گلخونه دنیا کنسرت

دانلود آهنگ یاسمین قدیمی
دانلود اهنگ اميد یاسمین با لینک مستقیم

دانلوداهنگ یاسمین اميد در کنسرت
اهنگ در مورد یاسمن
ریمیکس اميد حاجیلی اگه تو دلبری
دانلود آهنگ دلبر اميد حاجیلی کنسرت
دانلود اهنگ اميد حاجیلی دلبر لایو
آهنگ اميد حاجیلی یار یار


دانلود آهنگ اميد حاجیلی
اميد حاجیلی دلبر کنسرت
دانلود آهنگ اميد حاجیلی یار یار
اميد حاجیلی باریکلا
 متن آهنگ هوروش باند تو مرا دیوانه کردی
رفتم از قلب تو انگار فکرتم هرشبو هرجا میره این دل واست هر بار تو مرا دیوانه کردیکاشکی نداشتم تورو از اولشم نبودي تو کاشکی که پیدات نمیشد بد دلمو شدی تو نموندی تورفتم از قلب تو انگار فکرتم هرشبو هرجا میره این دل واست هر بار تو مرا دیوانه کردیماهی برکه برقص کام دنیام شده تلخ بیخیال هرچی غصه اس دل به دریا بون همه خاطره رو میبرم غرق کنم به چه درد میخوره دریا با کی خلوت کنم.کاشکی نداشتم تورو از اولشم ن
سالی که گذشت از پرتجربه‌تربن سالهای عمرم بود تا به الان، سالی که در ابتداش حتی قسم می‌خوردم به اعتبار و اعتماد آدم‌هاش که الان بسی پشیمانم، سالی که میگفتم بدون فلان جا یا فلان فرد یا فلان دوست و فلان فامیل دنیا سخت میشه و من زندگی بدون اینا رو نمی‌خوام الان به جایی رسیدم یا مرا به جایی رساندند که از کارهای کرده و نکرده‌ام پشیمان شده‌ام! گاهی می‌خواهم فریاد بزنم که مگر خودت شاهد نبودي چه بر سرم آمد و یا آوردی پس این همه اصرار برای ماندنم ب
سلام.
امروز حال و هوام توش غمه. دلم گرفته.
خسته شدم از این همه تلاش. خسته شد از این همه کار کردن و به نتیجه نرسیدن.
من الان 10 ساله که دارم کار میکنم. 10 ساله که دارم تلاش میکنم.
کاش تمام میشد. کاش از توی این دوران میپریدم و میرفتم. 
کاش مثل کامپیوتر بعد از چند بار تلاش میشد دکمه اسکیپ را زد و دیگه ازش پرید. اصلا به بهش فکر نکرد.
خدایا من به اميد تو این همه کار میکنماااا
اگه اميد تو نبود ، اگر خوش بینی و چشم اميد به تو نبود ول میکردم این همه تلاش را.
اميد، بزرگ‌ترین شوربختی است.تو وقتی اميد داری، یعنی فکر می‌کنی قرار است در آینده‌ای دور یا نزدیک به چیزی برسی. این به معنای این است که در حال حاضر چیزی را نداری، یعنی کمبود و فقدان.
کمبود و فقدان یعنی رنج، یعنی رنج کشیدن به اميد فردا و از دست دادن امروز. تباهی امروز برای فردایی که معلوم نیست اصلا بیاید یا نه.
من می‌گویم بهتر است به چیزی اميد نداشته باشیم و از همین الان و درست از همین موقع لذت ببریم.
بهتر است فکر نکنیم بعد از این چه خواهد شد، س
متن آهنگ شروین حاجی آقاپور به نام تو نبودي
Text Music Shervin Haji Aghapour Called To Naboodi
✿●✿تو نبودي وقتی ، عشق تو قلبم میمرد…✿●✿✿●✿وقتی یادت من رو ؛ تا زمستون میبرد…✿●✿✿●✿تو نبودي وقتی ؛ قلبم از تنهایی…✿●✿✿●✿تو خیالش هرشب ، واسه تو شعر میگفت✿●✿
به لینک زیر مراجعه نمایید :
 
متن آهنگ تو نبودي از شروین حاجی آقاپورmatnetaraneh.rozblog.com
Fereshteh
#BabakMafi
اسم ترانه هام هر اسمی که بشه 
منظور من تویی منظور خواهشه
اسمت برای من چه خواستنی شده 
دلم کنار تو شکستنی شده
فرشته نبودي ولی واسه من بهترینی 
واسه اخلاقای بد و خاص من بهترینی
هنوزم مث تو توی زندگیم پا نذاشته 
کسی مثل تو مهرشو تو دلم جا نذاشته
واسه ی من بمون واسه ی من بخون 
تو هنوزم برای من مثل گذشته ها دیوونگی کن
واسه من فکر تنهایی نباش و باز کنار من 
بمون و زندگی کن زندگی کن
فرشته نبودي ولی واسه من بهترینی 
واسه اخلاقای بد و خاص من
بابای محمدرضا بعضی موقع ها این شعر رو میخونه
 
صبحدم رفتم به اطراف چمنبلبلی با جفت خود گفت این سخن ما ز سرمای زمستان رسته ایم دل به اميد گلستان بسته ایم هر دو بودند گرم اندر این سخن باشه ای آمد ربودش بر دهن در دهان باشه با سوز و گداز عمر کوته بین و اميد دراز
 
https://www.cloob.com/u/jjonne/44223190
راستش را بخواهىآمدم!؛هر شبنه یك بارنه دو باربه تعدادِ تمام شب هاى بعد از نبودنت،آمدمو هر بار این شك به جانم مى افتاد؛نیستى یا خودت را به نبودن زده اى!؟ اما اینبار صبح كه چشم باز كردى،پشتِ دربِ خیالَت را بخوان.برایت تا بینهایت نوشته ام؛جانم،آمدم،به اندازه ى تمامِ دقایقى كه داشتَمَت.نبودى اما!
میدانی خدایت کریمِ کریم هاست ولی نا اميد میشوی
گیر میکنی 
و بدبختی از این جا شروع میشود
همین که با خودت دیگر روراست نباشی
زانوی غم بغل داری و کارت شده فقط که
کلمه ی نا اميدی را در ذهنت هجی کنه
ای ذات!
تو که میدانی خدایت عجیب خداییست عآشق پیشه!
شیوه ی او بگیر و منشین 
همه ی اول و آخر همه چیز همین است که اول بدانی خدایت کریم تــــرین است و دوم ؛با این این کلمه،اميدوار شوی از هر نااميدی
که نا اميدی توطئه است از آدم هایی که خود را دل سوز نشان میدهند و
شاید يکي از دروغ های سیزده جذاب این باشد که هیچ آشغالی در طبیعت جا نموند هیچ درختی آسیب ندید هیچ آلودگی بصری پدیدار نشد. چرا به فکر طبیعت نباشیم چرا با طبیعت همچون پدر یا مادر یا فرزندمان برخورد نمی کنیم. باید گفت و گفت و گفت ایرادی ندارد اگر دیده نشویم مشکل آنجاست که نگران نباشیم. من نگران طبیعت و محیط زیست هستم و تنها با رعایت کردن بهداشت و نظافت اول از جانب خودم و دوم گفتن و بازگو کردن این مسائل سعی می کنم نا اميد نشوم.
نا اميد نشویم از فرهنگ
هیچ کس تا کنون نتوانسته از مرده‌ای علت مرگش را بپرسد،
پس مردم این خرافات را از کجا می آوردند که میگویند:
تنهایی کسی را نمی‌کُشَد [؟!] ۰
__________________________
امشب تو دلتنگ ترین حالت ممکنم ام
__________________________
03:18
------
کاش فردا زندگیم تمومشه
اميد و انگیزه ای ندارم واسه ادامش
------
#دلتنگی   #عشق 
#تنهایی.   #بی‌قراری
#بی‌هدف.  #بی‌انگیزه
#بی اميد.   #دوری
#شب
-------
ساعت 03:22
-------
امروز کسی را دیدم که در پس عینک آفتابی‌اش در نگاه اول شبیه تو بود. همان نگاه اول وجودم را لرزاند، یادت افتادم، دلتنگت شدم ولی نبودي!
نبودنت بر تمام جانم نشست. دوباره با خودم مرور کردم که چرا نگاه تو هیچ‌گاه قسمت من نشد! سهم من از این زندگی چیست؟
بی تو چیزی برایم دوست داشتنی نیست.
بیا.
به انتظار نبودي ز انتظار چه دانی؟
تو بیقراری دلهای بیقرار، چه دانی؟
نه عاشقی که بسوزی، نه بیدلی که بسازی
تو مست باده ى نازی، از این دو کار، چه دانی؟
تو چون شکوفه ى خندان و من چو ابر بهاران
تو از گریستن ابر نوبهار چه دانی؟
چو روزگار بکام تو لحظه لحظه گذشته
ز نامرادی عشاق روزگار چه دانی؟
درون سینه نهانت کنم زدیده ى مردم
تو قدر این صدف ای دُرّ شاهوار، چه دانی؟
تو سربلند غروری و من خمیده قد از غم
ز بید این چمن ای سرو باوقار چه دانی؟
تو خود عنان کش عق
ته که دنیبی من بیبمه مریض
مه ره بوردنه تهران و تبریز
خدا دونه درمون بونه مه مریض
اگه مه یار مه ره ونگ هاده عزیز
 
ترجمه
تو که نبودي مریض شدم، من را برای معالجه به تهران و تبریز بردند
خدا میدونه مریضی من درمان میشود اگر من را عزیزم صدا بزنی
ترس از زندگی باهامه.خیلی زیاد.خیلی چیزا عوض شده و من دارم هضمشون میکنم تو خودم.دارم حلشون میکنم.من دیگه نه آدم قبلم نه یه آدم جدید.اساس بی هویتی میکنم.احساس میکنم در سه سال گذشته اصلا وجود نداشتم و نمیخوام دنبال خاطره ای بگردم.دلم به هیچی چیزی دیگه نمیتونه خوش باشه.حالم نامساعدشده.راستش دارم فکر میکنم چجوری زندگی کردم این مدت رو؟به اميد کی؟وچرا گذاشتم با یه اميد که اصلا اسمش اميد نیست زندگی کنم؟احساس حماقت برای یک انسان گندترین اساس میتونه
مدیر شبکه تلویزیونی «اميد» از سخت بودن برنامه‌سازی برای نوجوان‌ها و نیز تن ندادن به هر روشی برای جذب مخاطب صحبت کرد.
مهدی سالم مدیر شبکه تلویزیونی «اميد» با بیان این موضوع که قرار نیست در این شبکه به هر نحوی مخاطب جذب کنند، گفت: راه آسان جذب مخاطب این است که چهره‌های شناخته شده و اصطلاحاً سلبریتی را دعوت و یا از خط قرمزها عبور کنیم اما قرار ما در شبکه اميد این نیست که به هر صورتی مخاطب جذب کنیم.فناوری و تلویزیون دیجیتال
 یَا رادَّ مَا قَد فات
داره راه میره و با خودش زمزمه می کنه که " تو برگزیده نبودي.قبول کن که نبودي.قبول کن که رسولی بدون معجزه هستی" .
ازش می پرسم 
به نظرت چرا تو پیامبر نشدی؟
می ایسته.
توی آینه به خودش نگاه می کنه و 
میگه: 
اووومممم.شاید چون روی صورتم چند تا جوش دارم!
از نگاهم می فهمه که این بار نمی تونه از زیر بار جواب در بره.
بعد از یه نگاه دقیق تر و سکوت عمیق تر.می گه: چون به فَهْمَ م عمل نکردم.پیامبرا به فهم شون عمل می کردن.همین!
سکوت می
 
  …اینك به سویت آمده ام.
 
اول)
خدای مهربان من!
اینك آمده ام كه گفتی بیا .  
به نجوا نشسته ام كه گفتی بخواه .    
نامت را می برم كه گفتی بگو.  
می گریم كه گفتی ببار .
اميدوارم كه گفتی مایوس مباش.  
ای آموزگار درس لَا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ !  
ای گوینده ان الله یحب التوابین !
اینك پاسخم بده كه به ندای ادعونی استجب لکم سرمستم.
تو آن قدر مهربانی كه حساب ندارد و آنقدر كریمی كه اندازه ای  برای آن نمی یابم .
تو آنقدر با من " تا " كرده ای كه تصو
جوانان فوتسالیست نودیجه در ادامه  مسابقات رمضان ، امشب از ساعت ۲۱:۱۵ در سالن امام خمینی گرگان برابر تیم اميد جلین به میدان رفتند و در یک بازی تماشایی و زیبا توانستند با نتیجه ۳ بر یک اميد جلین را مغلوب کرده و راهی مرحله نیمه نهایی شوند.اغذیه میخوش با مدیریت مظلومی حامی فوتسالیست های جوان نودیجهنودیجه آنلاین
هیچوقت نتوانستم راضی ات کنم، هیچوقت نتوانستم خوشحالت کنم . اندوه بزرگی است برایم .
همه ی سالها را مرور کردم . هیچوقت راضی نبودي، هیچوقت با شگفتی نگاهم نکردی . 
با همه ی تمنایی که در دل دارم دیگر نمی خواهم ببینمت . می ترسم با دارایی هایم بسنجی همه ی اشتیاقم را . 
من فقیرم ، فقیرم و جز عشق تو در دل هیچ چیز دیگری ندارم.
امروز زیر آسمان خوابیدم . به حرکت ابرها نگاه کردم ، بی خیال و رها . 
نه نگو نه دیگه به من که میگیره قلب من با تو آروم میشم♬♫ من دلمو میدم به تو باشه پیش قلب تو تا بمونی پیشم تو همونی که تا ازت یه حرفی میاد وسط دل من می ه♬♫ واسه بودنت کنار من اگه جونم بدم به خدا می ارزه دست خودم نیست تو رو میبینم ببین دل تو دلم نیست♬♫ گشتم این دنیا رو مثل تو هم نیستآهنگ این خود عشقه حسین توکلی
آهنگ دیگه توی دنیا به چی اعتباره
آهنگ دوتایی حسین توکلی
آهنگ اميد آمري و مهدی مقدم برگرد
آهنگ فرزین کاتب دیوونه میشم
آهنگ هونیاک مرسی ک
پر پرواز که گشتیتو که پروانه نبوديتو که در جهان عاشققدمی نگذاشته بودیتو که از عاشقان گریزانپی عمر رفته بودیتو که نامه ها نخواندهغزل نهان نخواندیتو به آسمان کجاییبه زمین ریشه کردیتو که با حدیث مردمهمه زندگی بکردیبرو ای غزل سرایمغزلی دگر بخوان توکه برای ما در عالمبود آسمان دیگر. 
دانلود آهنگ جدید ایوان باند بنام چهل گیس با بالاترین کیفیت










Download New Music Evan Band – 40 Gis
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …










 
متن آهنگ جدید ایوان باند بنام چهل گیس :
ای جانِ لیلی میخوامت خیلی هرچی بی طاقتم به تو بدعادتم تو به من بی مِیلی!
ای تو ماه از من جون بخواه از من میدونم غلطه ولی خاصیتِ عشقه واست مُردن!
عاشق نبودي دلت هُرّی بریزه واسه اونکه عزیزه نفست بره راحت!
عاشق نبودي که این حالو بدونی اینکه حتی بمونی دلم تنگ
هم اینک، همینجا زندگی کن! 
زندگی کردن در اميد، زندگی کردن در آینده است
و این خود به تعویق انداختن زندگی به معنای واقعیست. 
این نه راه زندگی کردن، که راه خودکشی است.
هیچ احتیاجی به اميد نیست و هیچ احتیاجی به احساس نااميدی هم نیست. 
هم اینک، همینجا زندگی کن. 
زندگی به طرز فوق العاده ای لذت بخش است. 
همینجا دارد می بارد و تو جای دیگری را می نگری.
اشو 
الماسهای آگاهی
چه خواستنی ست حال زمینی که دلش لک زده واسه یه نمه بارون تو دل گرم تابستون ، چه فریبندس آواز خوش پرنده ایی که صبحگاه در دل جنگلی سرسبز به اميد در اومدن خورشید تابان و چه خوشتر و خواستنی ست حال دلی که منتظر دیدن روی لیلی .  . حال دلم امروز اینجوره
براتون همه رو آرزو میکنم . به اميد رسیدن همه عشاق به معشوقشون
من سوار کشتی اميد و قدرتم بودم و داشتم کارمو میکردم
.
.
.
اما هیچ کدومشون درست و انجام نشد-در واقع کشتی هام غرق شدن
.

.
بغضم گرفته ودرست شدم عین بادکنک پر آبی که اگر سوزنم بزنن میترکه و همه جا رو آب بر میداره

خیلی تو دلم گریه کردمحس شکست میکنمامشب که کلا داغونم  :(  اما
.
.
.
از اونجایی که من به همتون انگیزه و میدادموو بمب اميد بودم.

قول میدم فردا توپ باشم.
.
.
.
این شکست رو میزارم بنا بر خستگی و فردا حتما انجامش میدم و پرچم تسلیم رو آتیش میزن
تازه می فهمم پرخوری! چقدر می تونه بد باشه! 
حالت تهوع و تبعاتش :دی ،سرگیجه، بی حالی، سنگینی معده!
یک روز و اندی حالم کاملا بد بود! نه می تونستم چیزی بخورم  نه کاری انجام بدم؛ انگار تمام چیزایی که خورده بودم تو گلوم جمع شده بود و پایین نمی رفت. و من اون حجم نامرئی چسبیده به گلوم رو حس می کردم.  می خواستم این حال بد رو انکار بکنم ولی نمی شد.
+ تازه پرخوری آنچنانی هم نبود! انگار کن در عین اینکه اصلا گرسنه نبودي، عصرونه بخوری ولی عوضش شام هم نخوری :/
گفته بودم آدمها گم میشوند در میان بیکران زندگی هرکسی یک قصه می ماند برات لا به لای قصه های زندگی گفته بودم اختری کردی نشان  تا شب دیگر نمی یابی مکان از میان دوستان  و دلبران  اندکی تا انتها ماند بجا جز يکي یار همیشه ماندنی  باقی یاران دمی باشند ز تو  مدعی باشد فراوان در جهان معرفت اما بسی کم یاب شد  بی توقع ، بی حساب و هرکتاب قصه ها را بی تعلق کن نگاه
آبجی دو روز بینی‌شو عمل کرده ،صبح پیشش بودم از اونجا اومدم شرکت و بعد از تایم کاری رفتم پیشش و شب هم پیشش موندم فردا صبحش اومدم شرکت و و بعد هم رفتم خونه خودمون 
شب با هم دعوامون شد ،میگه یه ذره بهت رو بدم پررو میشی ؛گفتم نبودي محبت کنم بهت .جنبه نداری!!!
حالا بگو محبتش چی بوده،عصر رو کاناپه خوابیده بود گفتم بیا پیش ما بخواب (محبت رو داشته باش خدا وکیلی!) 
ملت کادو میخرن ،گل میخرن ،این جای خوابشو عوض میکنه من جنبه ندارم :))
آه، چقدر اميد، دریا دریا اميد _ ولی نه برای ما!
-کافکا
 
بنظرم تو زندگی هر بلایی که سرم بیاد اصلاً ایرادی نداره. کاملاً طبیعیه. سرِ خیلیا خیلی بدترش میاد. و خیلی چیزای خوب هم تا حالا تو زندگی برام پیش اومده که خیلیا ازش بی نصیبن. خیلیا توی مالی و جمهوریِ چاد دنیا میان، خیلیا قبل از 18 سالگی میمیرن، خیلیا دستشون قطع میشه، خیلیا به خاطر شرایطِ بد تو زندانن. چرا هیچکدوم از اینا سرِ من نیومده؟ اگه میومد هم طبیعی بود. سرِ هر کسی ممکنه بیاد و جای گله نیس
دانلود آهنگ جدید و زیبا و شاد اميد پازوکی بنام مهربونی کردی پخش آنلاین
Download New Music Omid Pazoki – Mehrabooni Kardi
ترانه سرا : علی بحرینی , موسیقی : میلاد اکبری ساکسفون : هومن نامداری , گیتار : کیان دارات میکس و مسترینگ : منصور جنید عکس و کاور : سینا حسینپور ، مدیر تولید : مهرشاد مولائی
۩۞۩ نارسیس سرزمین دانلود ۩۞۩
 از هر کسی برای کمک بهم، داره واقعا باورم
میشه، قسمتم اینه به هدفم نرسم!! خدایا کمک کن!!! نوکرتم کمک کن!! خرتم
کمک کن! واقعا احساس میکنم دارم سکته میکنم!!
خدایا خودت کمک کن! هر
روز اوضاع داره قاراشمیش تر میشه! سخت تر میشه! این همه رفتم تهراان دست از
پا دراز تر برگشتماگه قراره بقیه عمرم هم همین اوضاع بدبختی باشه، خیلی
ملو و اروم امشب تمومش کن راحت بشم!!!تمومش کن دمت!!!
خدایا مراقب ما که نبودي، مراقب خودت باش لااقل!
دوران سنی حدود 17 تا 25 سالگی بهترین دوران زندگی یا طلایی ترین دوران هست که آدمی میتونه مسیرش رو مشخص کنه.
سال ب سال که ب سنم اضافه میشه فراز و نشیب های زندگی شخصیم هم زیاد میشه که الحمدلله بخیر گذشت.
هر سال ک از عمرم میگذره دیدم به دنیا واقع بینانه تر میشه.
آن شاالله بتونم بهترین دوران رو برای زندگی متاهلی و شریک زندگیم رقم زده باشم و رقم بزنم.
الحمدلله بهترین هدیه تولد امسالم رو از خدا گرفتم.
ب اميد دیدنش.
#قابل توجه شریک زندگیم: هدف و تلاش
دیشب ساعت 21، رسما 26 سالگی به پایان خودش رسید؛ با خوشی‌ها و نا خوشی‌هاش، روزهای خوب و بدش، خنده‌ها و گریه‌هاش، آرامش‌ها و استرس‌هاش. به عنوان جمع‌بندی می‌تونم بگم که از خودم رضایت نداشتم. تلاش‌هایی برای بهتر شدن شرایط داشتم ولی به نظر می‌رسه که ثمربخش نبودن.
الان چند ساعتی از شروع 27 سالگی من گذشته و من تمام تلاشم رو می‌کنم که اميد رو در دلم زنده نگه‌دارم و فکرهای خوبی در مورد آینده داشته باشم. آدم‌ها با اميد زنده‌ن و من اميد دارم به ب
.
حسی شبیه دیر رسیدن به ایستگاهیک لحظه بعد رد شدن آخرین قطار 
  
                              اميد صباغ نو                                                                                                                                                                        
اميد و مصلحت

در دنیای معاصر که انواع نگرانی ها ، ترس ها و اضطراب ها ،
محیط زندگی را احاطه نموده و بیماری های روانی گسترش بیشتری پیدا کرده است و احساس
ناامنی در بسیاری از افراد شایع شده است ، صاحب نظران بر تقویت اميد و نفی یأس و
نااميدی تاکید می ورزند
در فرهنگ دینی نیز بر اميدواری تاکید گردیده و از یأس و نااميدی
پرهیز داده شده است ، امّا نکته ی مهم در اینجا ، جهت اميدواری می باشد ، در این
فرهنگ اميدواری نسبت به رحمت خداوند است و از یأس نسبت به رح
اطرافم خالیه خیلی خالی،امشب شنیدم يکي از نزدیکان تخصص رادیولوژی قبول شده،دانشگاهی که من دوست دارم اگه بشه عمومی رو اون‌جا بخونم.
خدایا صدای این بنده کوچولوت رو می‌شنوی؟اون‌جا هم نشد نشد!نهایتا دوره‌ی بعدش رو اون‌جا قبول می‌شم ولی لطفا  رشته‌ی مورد علاقه‌م بشه.دیگه نمی‌خوام بشینم فکر بد کنم!اصلا چرا نباید بشه؟!خیلی خب لورا تا این‌جارو درس خوندی بقیه‌ش رو کم نیار.دقیقا همین چند روز مهمه کم‌ نیار و به کم قانع نشو.
یکم دیگه مونده :) به ا
عاشقی دردسری بود نمی‌دانستیم/ حاصلش خون جگری بود نمی‌دانستیم/
پرگرفتیم، ولی باز به دام افتادیم/ شرط، بی بال و پری بود نمی‌دانستیم/
آسمان از تو خبر داشت، ولی ما از تو/ سهممان بی خبری بود نمی‌دانستیم/
آب و جاروی در خانه ما شاهد بود/ از تو بر ما گذری بود نمی‌دانستیم/
 این‌همه چشم به راهی نگرانم کرده/ عاشقی دردسری بود نمی‌دانستیم/
تا ظهورت چقدر فاصله داریم آقا؟/ آه از جمعه‌ی بی تو گله داریم آقا/
 رفته بودی که بیایی چقدر طول کشید؟/ عرض کردیم نبو
دانلود آهنگ و بسیار زیبای احمد سعیدی به نام وابستت شدم
متن آهنگ وابستت شدم از احمد سعیدی
این قدر چهرت پر احساس که دردمو میبره حسی که من دارم به تو از یک عشق ساده بیشتره این قد زیباست لبخندت که اخم منو میشکنه من خموشم اما مطمئنم که قلب تو روشنه واسه یک بار بشین به پای حرفم از ته قلبم تو رو می‌خوام وابستت شدم و به تو کردم عادت دیونتم عشقم تو باید مال من باشی‌ این قدر مهربونی که هیچ کی‌ نمیخواد از تو بگذره حسی که من دارم به تو از یک عشق ساده بیشتر
هیچوقت گم شدی؟ ترسناک گم شدی؟ در پنج سالگی یکبار گم شده بودم. با مامان و خاله رفته بودیم بازار. مامان را از روی کفش‌هایش دنبال می‌کردم. یک لحظه متوجه شدم زنی که دنبالش می‌کردم فقط کفش‌های مامان را داشته. مامان نبود. مضطرب شدم. اوضاع را با خودم بررسی می‌کردم. شماره‌ی بابا را با خودم مرور کردم. نهایتش کسی را پیدا می‌کنم که به بابا زنگ بزند و بابا میاید دنبالم. فقط باید شانس بیارم کسی که به بابا زنگ می‌زند نباشد. مرا ند. مرا از مرز‌ها بی
هنری فورد میگه سخت ترین کار دنیا فکر کردن استاما من میگم نه! سخت ترین کار دنیا بستن دهن مغز خود آدم است، وقتی که پر میشه از هرچی منفی و منفی بافی و همینطور واسه خودش میبافه و میبافه و وقتی بهش میگی "عزیزم! میشه دهنت رو ببندی؟"  مثل بچه های لوس صداش رو بالا میبره و بلندتر و بلندتر داد میزنه و پتک افکاری که نباید داشته باشی رو میکوبه روی سرت . اینقدر که صدای پتکش در سراسر وجودت طنین انداز میشه و اونجاست که دوست داری با نزدیک ترین وسیله ممکن این ر
توی فیلم ملک سلیمان نبی یه لحظه ای هست که به پیامبر خبر میدن که تو محل حکومت شون شورش شده. درحالیکه پیامبر و یارانشون در دورترین نقطه هستن. یه کشتی میسازن و باد اون کشتی رو با سرعت به اونجا میرسونه. و درست در حال میرسن اونجا که شورشیا خیلی جلو اومدن و مردم دارن نااميد میشن ولی همچنان دارن مبارزه میکنن. شاید دیگه به مرحله اضطرار رسیدن. تو اون لحظه وقتی کشتی میرسه واکنش مردم خیلی قشنگ بود. لبخند رضایت رو صورتشون نشست و انگار خیالشون به کل راحت شد.
< لی لی، چند قدم بیرون از اون دنیای ساختگی بردار
چیز های زیادی هست که تو باید یاد بگیری
برای هر قدم تو هر گذرگاهی
هر شهر تو هر رویایی
من راهنمای تو خواهم بود >
میبینی نور هایی رو که باعث زایششون شدیم ?
سایه هامون رو میبینی که کوچک تر میشن ?
< برای هر کوچه به سمت هر منظره ای
هر کجا که تا حالا نبودي
من راهنمای تو خواهم بود
لی لی میدونی که هنوز جایی برای آدمایی مثل ما پیدا میشه
میدونی بال ها نیستن که فرشته رو فرشته میکنن
فقط باید این خفاش هارو از س
بیست و دو سال و یک ماهه هستمبا کوفتگی هایی بیشتر از بیست و دو سال و یک ماهه بودناما با اميد!اميد به عشقعشق اگر عشق باشد مرده را هم زنده می کندحتی در صد و دو سال و یک ماهگی هم اميد دارم به باز عاشق شدن و باز و باز . 
 
× این یه اعترافه برای من که همیشه از سنم فرار می کردم چون منم از ۱۵ سالگی عاشق آدم های دست نیافتنی شدم که از من بیشتر از ۱۰ سال بزرگتر بودن!
 
× یه وقتایی نمی دونم من کیم! کسی برای خودم یا کسی برای دیگران!! 
دوست دارم برای خودم باشم . 
 
پشت پنجره ایستادم و از لابه‌لای نم‌نم باران به نارنج کوچک حیاط، لیموی دوباره جان گرفته و آلئووراهای درون سبد چشم دوختم، خوب که نگاه‌شان کردم سر چرخاندم تا شاه‌توت‌های سرخ شده‌ی گوشه‌ی دیگر حیاط و گوجه‌های سبز مادر را هم ببینم، دلم می‌خواست سرسبزی بهارِ بارانی‌ام را در قرنیه‌هایم حبس کنم.
 هنوز مبهوت زیبایی شاه‌توت‌ها بودم که صدایم زدی "پشت پنجره وایستادی که چه بشه؟ بیو ای تماته‌هایه ببریم کنار درخت که اگه بارون و طیفون زد همشه خر
تنها چیزی که واقعا خوشحالم می کنه مرگ است . زندگی طعم مزخرفی به خودش گرفته که دهانم را شیرین نمی کند . این حس ام ناشی از دوست داشتن نیست . ناشی از خستگی  و نفهمیدن و نرسیدن است . مثل خوره افتاده به جانم که نکنه تمام این مدت  کسی جای من بود و من نمی دونستم . نشانه ها
خبر مرگ ب و همسرش را شنیدم از ته دل فقط به خدا گفتم کاش من جای ب مرده بودم .ب و همسرش خوشبخت بودند و سالهای سال می تونستند تو عکس های دونفره لبخند بزنند . به نظرم مرگ هم عادلانه نیست .

پن
جناب تدبیر و اميد! هه. اميد رو که تو جامعه کشتی تدبیری هم که ازت ندیدیم خواهشا" دیگه اون خنده ی مسخره رو نزن و بگو ما از نزدیک حواسمون ب مشکلات مردم هست! یکم جدی باش! منه جوون حالم از دولتت بهم میخوره میفهمی؟ توی دولت شما توی زمان ریاست جمهوری شما زندگی سخت شد و واسه خیلی ها غیر ممکن خیلی از جوون ها رو بی تدبیری شماها ب نااميدی کشونده من هنوزم میگم که حالم از دولتت بهم میخوره.و اصلا ایمان ندارم ب اینکه بتونی چیزی رو درست کنی!
 
+ ما هر چی بخوا
باسمه تعالىچله گرفتن رسم خوبیهچهل روز یک عمل شایستهبه اميد ثواب و رسیدن به خواسته اى مشروعمثلاچهل روز خواندن زیارت عاشوراالبته بعد از چهل روز اگر بتوانیم ادامه دهیم هم بسیار پسندیده استوالسلام على من اتبع الهدىدعاى فرج یادتان نرود.
یک نفر دارد اميد اینکه درمانش کنینوشدارویی دهی، یک بوسه مهمانش کنیهر چه بوده بین ما و مو و دست و نقطه چینبهتر است از چشم و گوش خلق پنهانش کنیکودتای مخملی یعنی تو در یک کوچه ایشال برداری و موها را نمایانش کنیاین همه اعجاز داری وقت آن است ای عزیزاین لب آتش پرستم را مسلمانش کنیدست تو زنجیر و من دیوانه ی دیوانگیدر بغل دیوانه را باید گروگانش کنی
آآآآخ کخ 
تا همین چند دقیقه پیش بارون می‌بارید. فکر می‌کردی تا شب نشده آسمون از خجالت زمین درمیاد و حسابی سیرابش می‌کنه. اما نشد.
به همون سرعتی که بارون شروع‌شد، یه دفعه تموم شد و فقط سرماش موند. بی‌هیچ اثری. بی‌هیچ تغییری.
چند سال پیش مدیری داشتم که درست مثل بارون امروز باریدن می‌گرفت. 
تبلیغ تلویزیونی که می‌رفت آرام و قرارش هم می‌رفت و فردا صبح که وارد موسسه می‌شد قشنگ می‌فهمیدی چند هزار بار خواب تبلیغش رو دیده
و بی‌صبرانه منتظر می‌
چند روز پیش وبلاگ رو باز کردم ، و عنوان پست قبلی رو ، که "شُکر" بود ، به اشتباه "شِکَر" خوندم.و این اشتباه چقدر به کامم شیرین اومد.
آخه همون امتحانی که ازش می ترسیدم و نسبت بهش نا اميد بودم رو خوشبختانه با موفقیت پشت سر گذاشتم و مرحله ی اولش رو قبول شدم.
زندگی یکبار و بار دیگری در کار نیست
فرصتش محدود و این فرصت دگر هربار نیست
سخت و راحت باهم است و در کنار هم عزیز
بهترین تدبیر ما جنگیدن است و زار نیست
نااميدی لشکر شیطان و فرصت سوزی است
با اميد او می رود چون جنس این بازار نیست
مثل هر درد دگر درمان خود را دارد او
زیر پایش گر گذاری با تو او را کار نیست
دیو را باید زمین زد، کشت، نابودش نمود
مرد این میدان اميد است و جز این پندار نیست .
ادعای بی تفاوتی آدمی را عوض می کند از تو چیزی را میسازد که هیچ وقت نبودي . گاه آنقدر بی تفاوت مثل سنگ گاه آنقدر حساس مثل شیشه . آنقدر با خودت حرف میزنی که برای حرف زدن با دیگران لام تا کام دهانت باز نمیشود . ساعت ها به یک آهنگ تکراری گوش میکنی ولی هیچ وقت آهنگ را حفظ نمیشوی . شب ها علامت های سوال فکرت را میشماری تا خوابت ببرد. ادعای بی تفاوتی از تو آدمی میسازد که دیگر شبیه آدم نیست :) 
 باقیات الصالحات همه در یک ویژگی مشترکند؛
        همه محصول توجه بی چشم داشت انسان به دیگران 
                                         و موجب توسعه ی قلب او هستند
         همه [ظاهرا] "فرا"خودند.
.
+. وَالْبَاقِیَاتُ الصَّالِحَاتُ خَیْرٌ عِنْدَ رَبِّکَ ثَوَابًا وَخَیْرٌ أَمَلًا
نيکيهاى ماندگار از نظر پاداش نزد پروردگارت بهتر و از نظر اميد [نیز] بهتر است
سوره کهف ایه ۴۶
                                                                                     @hadisenemat
سلام
هیچوقت فکر نمیکردم روزگاری به اینجا برگردم
و این بازگشت دلیلش تنهایی و دوری از همه دور و بری هام باشه
مطمئنم اینجارو کسی سرنمیزنه برای همین امن ترین جاست برای حرفای دلی که ته نشین شده اند
خلاصه من برگشتم به اميد بهتر شدن حالم.
17تیرماه1398
ساعت03:50بامداد
#جاوید
دانلود آهنگ جدید اميد حاجیلی چشمای مستت
دانلود آهنگ اميد حاجیلی به نام چشمای مستت کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ ، با لینک مستقیم ، همراه با پخش آنلاین و متن آهنگ
دانلود آهنگ فوق العاده چشمای مستت با صدای اميد حاجیلی از جوان ریمیکس
موزیک و ترانه : امیر حاجیلی, تنظیم: اميد حاجیلی, میکس و مستر : حمیدرضا مرادی
Download New Music Omid Hajili – Cheshmaye Mastet

آهنگ جدید اميد حاجیلی را می توانید هم اکنون از جوان ریمیکس دانلود کنید.
ساخته جدید اميد حاجیلی، خواننده پر انزژی ایران در ت
امروز یكشنبه 12 خرداد 98 است و در استانه تعطیلی 14و15 خرداد و تعطیلی عید فطر 98 و یعنی باقی هفته تعطیله.قرقی پیدا شد.سه شنبه بردنش و شنبه بعدش پیداش كردن توو كن سولقون.بدون باطری و وسایل داشبورد.باطری خردیدیم عوارض شهرداری رو دادیم خلافی ها رو دادیم و پول جرثقیل تا پاركینگ سرستاری كنار بازار گل و ماشین رو گرفتیم،حدود 1.6 میلیونتومان خرجمون شد.10 روز بعدش جمعه صبح هم شیشه 206 رو شكوندن .كلافه بودیم و رفتیم واسه شیشه طرشت و قفل كاپوت.بعدش رفتیم
احساس مثبت

انسان در زندگی اجتماعی خود هم از دیگران تاثیر می پذیرد و
هم بر دیگران تاثیر می گذارد ، این تاثیرات شامل تاثیر های مثبت و منفی می شود ،
هر تاثیر، احساسی مثبت یا منفی را برای انسان به دنبال خواهد داشت ، در این راستا تداوم
احساسات مثبت ؛ حالت شادی ، نشاط و اميد را در انسان زنده نگاه داشته و ادامه ی
احساسات منفی ؛ حالت افسردگی ، بی میلی و کاهش اميد را تقویت می کند
اینکه تصمیم بگیریم با چه کسانی بیشتر همنشین بوده ، چه چیز
های را ببینیم و ب
در ازدحام این همه ظلمت بی عصا
چراغ را هم از من گرفته اند
اما من
دیوار به دیوار
از لمس معطر ماه
به سایه روشن خانه باز خواهم گشت
پس زنده باد اميد
در تکلم کورباش کلمات
چشم های خسته مرا از من گرفته اند
اما من
اشاره به اشاره
از حیرت بی باور شب
به تشخیص روشن روز خواهم رسید
پس زنده باد اميد
در تحمل بی تاب تشنگی
میل به طعم باران را از من گرفته اند
اما من
شبنم به شبنم
از دعای عجیب آب
به کشف بی پایان دریا رسیده ام
پس زنده باد اميد
در چه کنم های بی رفتن سفر
صب
بهش میگم ما خیلی تنهاییم رفیق .  ما حتی خودمون و هم نداریم. میگم من افسردگی ندارم فقط غمگینم . ای کاش افسرده بودم ولی روان درمانی و دارو بود لااقل یکم اميد داشتیم به بهبود اما این روزا نمیدونم دقیقا کی قراره این غم بره کنار .بهش میگم شدم شبیه اون نهنگه که امواج صوتی شو بقیه آبزی ها نمیتونن بشنون و حس کنن و اون تنها میمونه .
من را نگاهی کن که محتاج نگاهم
غیر از تو را در این جهان هرگز نخواهم
بیچاره ای هستم که از تو دور ماندم
آقا ببین افتاده ای در عمق چاهم
خوبان همه خود را کنار تو رساندند
راهم بده آقای خوبم، روسیاهم
آلوده ای غرق گناه وشرمگینم
بی تو علی موسی الرضا من بی پناهم
من از گدایان در باب الجوادم
در انتظار لطف بی پایان شاهم
از زهر ، خیلی ناتوان گشتی بمیرم
تا صبح م از غم تو غرق آهم
خواهر نبود اما پسر آمد کنارت
باناله می فرمود : رفتی تکیه گاهم؟
اما نبودي کربلا ج
اونور آبیا میگن هر آدمی یه  the one دارهيکي که مثل یه نبات میفته تو چای زندگی آدم و بیشتر از هرکسی زندگی رو شیرین میکنه.همونی که بهترین قطعه پازله برای کامل کردن  آدم.همونی که گمه.همونی که همیشه نیست.همونی که همه عالم و آدم دنبالشن و چپ و راست واسش شعر سرودن و داستان گفتن و فیلم ساختن و ساختن و سرودن و . در وضعیتی هستم که اگه این عزیز گمگشته از در اتاقم بیاد تو و بگه " های هانی! من اومدم! "  اونوقت پامیشم زانومو میارم بالا و همینجوری لی لی میرم
مکانیسم های فریب و غفلت کم آورده اند. مکانیسم های آرامش بخشیدن گم و گور شده اند و هر دو طول عمر کارآمدی شان به ساعت رسیده! 
یادمه یک روز سر یه ماجرایی به مارال گفتم امکان نداره خدا فلان چیز شر رو بخواد بلافاصله گفت به وجوه پداگوژیکش توجه کن! حالا که با دنیای هولناکی مواجهم که پر از اتفاق است و هیچ چیز غیرممکن نیست یاد آن روز افتادم. خیلی حرف بدی ست اما حس انسان تنها شده در جهان را دارم. تولد رابینسون کروزوئه! بی خانمان شدن در جهانی که راه آسمانش
بسم الله
دوست دارم فیلم ایرانی ببینم. آنقدر فیلم غیرایرانی دیدم که یادم رفته چطور باید به چشم‌هایت خیره شوم. این خارجی‌های دو دقیقه‌ای که نمی‌فهمند دو ساعت و نیم دست دست کردن برای یک چشم در چشم شدنِ طولانی، چه زحمتی دارد. راستش را بخواهید این را حتی فیلم‌های ایرانی هم نمی‌دانند. آنقدر از بدجنسی‌ها و خیانت‌ها و طلاق‌ها و بدبختی‌ها فیلم ساخته‌اند که یادشان رفته هنوز هم می‌شود دل بست و بازش نکرد. دوست دارم فیلم خودم را بسازم. فیلم اضطراب
به نام تو که اویی برای تو ، هیچگاه دیر نیست :) گویا باز مرا خواندی ، که دلم یاد تو کرد. صدایم می زنی ، صدایت می زنم ؛ صدایت می زنم ، صدایم میزنی. و این چنین ، هیچ صدایی جز تو نیست. اگر نبودي ، نمی دانستمت ، نمی خواندمت ، و نمی یافتمت. نشانت کجا بود ؟ گفتی قلب های شکسته!؟ یا. دوباره بگو لطفا" شنیدم می آیم منتظرم بمان! هر گام ما به سوی تو ، نخستین خواهد بود :) لطفت بود که مرا بازگرداند ؛ لطفا" مرا بازمگردان! ممنون. هر که با کریم کارش افتاد
خدایا نذار اميد هامون نااميد بشه
امشب به خاطر جمله ی یه کسی خیلی .
به اوضاع احوالمون دلسوزای انقلاب سوخت.
که دارن یه جور هدر میرین میسوزن و کسی هم نیست از نیت های پاکشون  از درستکاریشون استفاده کنه !
وسط فیلم ایستاده در غبار پاشد رفت خونشون
حین رفتن حس منو دید و میدونست دغدغ هی منم چیه یه جور غریبی داشت گلایه میکرد
انگار که هنوز هم با این سن اميد داره یه جا به کار گرفته شه یه گوشه ی کار رو بگیره زیر لب با خودش میگفت
خب که چی داره میگه که یه هم
خداوندا
بلندای دعایت را
عطایم کن
تو ای معشوقه ی عالم
از این پس
عاشقی را پیشه ام فرما
خدایا
راستش من آدمیزادم
گاه گاهی گر گناهی میکنم طغیان مپندارش
کریما من گنه کارم
تو بخشنده
بگو آیا اميد بخششم بی جاست؟!
خودت گفتی بخوان
میخوانمت اینک
مرا دریاب
به چشمانی که می جوید تو را
نوری عنایت کن
دو دست خالی ام را
رحمتی دیگر عطا فرما
 
خدایا، پیکِ هدایتت را در مسیرِ اندیشه و اراده ام بنشان، تا حفره های هولناکِ تباهی را نشانم دهد و در لحظه های نااميدی و پریشانی، چراغ هدایتم باشد.
 
*** *** ***
چه قدر نشاط انگیز است وقتی بی هوا، کسی هوایت را داشته باشد.
که بیاید کنارت بنشیند و با برق چشمانش،
با آوای کلامش
و با انگشت اشاره اش،
گذرگاه وَهم و فهمت را ستاره باران کند.
چه قدر نسیمانه است لبخند رضایت کسی که در مسیر آرزوهایت غنچه های اميد می کارد.
 
و چه زیباست وقتی که دعایت به چلۀ اجاب
مسخره است دنیای بی نور.
مسخره است دنیای بی صدا.
مسخره است دنیای بی حرکت.
.
بیخود به خودت اميد نده.حواست هست؟! فرهاد ؟! 
فردا دیره . 
شاید خیلی زودتر از اون چیزی که فکرش رو کنی بمیری. 
بجنب پسر.بجنب.
.
هان؟! .آهان! . آره!آره! .میدونم.باشه!باشه!فهمیدم.چشم.
اميد کاذب از برجام زاده شد، من نمیدانم چرا و داردسته اش انقدر اعتیادشان به این توافق نامه زیاد است، خب مردم رو انقد سرکیسه کردین ‌و تو و سیف و جهانگیری و نهاوندیان و بقیه فراماسونهای چند لایه مثل پیاز. الان یه توسری لازم دارید، ماه رمضان ماه جنگ است نه گذشت .
دریافت ( سوره مبارکه احزاب» )
نمیدانم چه شد که شروع کردم اما اميد دارم که میتوانم 
من با عشق به نوشتن متولد شده ام ، خیلی خودم را در این زمینه جدی نمیگیرم اما از این پس میخواهم جور دیگری باشم و بنویسم.
در ذهن ایده های زیادی می پرورانم نمیدانم تا چه اندازه لایق رسیدن به انها هستم اما دست از تلاش برنمیدارم حتی اگر هنوز فقط نیمی از راه پر فراز و نشیبم را پیموده باشم که مرا به انتهای خیابان موفقیت می کشاند 
پس به نام او .
الهــی . . .
إِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ
أَعْلَمْتُ أَهلَهــَا أَنِّی أُحِبُّڪَ
خدایا
اگر در آتشم افڪنی
بہ دوزخیان خواهم گفت :
ڪہ تو را دوست دارم
 #فرازی_از_مناجات_شعبانیہ
پ ن:
آن شاالله خدا هم ما ها رو دوست داشته باشه
با این که خیلی گناهکاریم
الهی اميد به عفو تو دارمخیلیییی
نگو نمیخاهمت ، بی تو زندگی معنا ندارد به من زنگ نزنبه دیدنم بیااین تلفن لعنتی دست اغوش نداردرفتی. رفت از دلم اميد حسرتت. مرا به رسوایی کشیدخسته ام. مثل سرباز برگشته از جنگکه ببیند شهرش نیست.مثل پرواز بعد از شلیک توفنگکه ببیند دگر بالش نیست. بعد هشت سال انتظارکه ببیند یارش نیست.  
یوهوووووووووووووووووووو ما اميدم یا اللهسلام سلام خوبید خوشید سلامتید ما اومدیممممممممممممیدونم که همه درسارو افتیدم خدا چقدر من بدبختمممممممممممخب بگذریم دلم براتون این قد شده بود(.)خب دیگه همتون رو دوس دارم به اميد دیدار
متن آهنگ اميد حاجیلی به نام چشمای مستت
Text Music Omid Hajili Called Cheshmaye Mastet

♫♫♭♬دل به تو بستم؛ عاشقت هستم… ♫♫♭♬♫♫♭♬چشمای مستت؛ آخه عجب کاری داده دستم ♫♫♭♬♫♫♭♬ای وای! ♫♫♭♬♫♫♭♬دل به تو بستم … ♫♫♭♬♫♫♭♬عجب کاری دادی دستم! ♫♫♭♬
به لینک زیر مراجعه نمایید :
 
متن آهنگ چشمای مستت از اميد حاجیلی
matnetaraneh.rozblog.com
خوشحال و  خرسند نه از اینکه دیروز روز ِ بوسه بود و اصلا به من چه ؟، بلکه از اینکه دیگه شبها تنها نیستم که تا خود طلوع خیره بشم به پنجره تا آرامشی که فرار کرده از خونه‌ام  با اولین پرتو نور بریزه تو وجودم و بعد آروم چشمامو ببندم و بخوابم، خوشحال از اینکه دیگه خواب شب اومده تو تاريکي و روز شده زمانی برای تلاش بی وقفه » و خوشحال از اینکه داریم پا به پای هم کار می‌کنیم و پایان نامه رو پیش می‌بریم و  با شعار ِ تو دلم :" که من تا شهریور دفاع میکنم ! " خ

این که ما آزادیم در زندگی تصویرها و تصورهامان، غیر واقعی را واقع کنیم، و یک نبودي را بود بدانیم و در این آزادی هم برای خود حد نمی‌شناسیم، هربار که از یک نیست، هست می‌سازیم، معرفتی را برای خود ذخیره کرده‌ایم که معرفت همگانی و عمومی نیست، حاصل فعالیت‌های ذهنی ما و بنابراین جزو دارایی و اموال ماست. به مایملک شاعر می‌ماند. آنِ اوست و برای او یک آن است. او آزاد است که با معرفت شخصی مکتسب( و دستاورد خود) هر رفتاری بخواهد بکند.

(چهره‌ی پنهان ح
ساعت 4 صبحه، نیم ساعت پیش با گریه ی اميد بیدار شدم. طبق هر شب، گشنه اش بود،شیرش رو خورد و خوابید.
ولی من دیگه خوابم نبرد.نشستم پای لپتاپ و مثل همه ی وقتایی که دلم میگیره برات تایپ میکنم.نامه هایی که هیچوقت ارسال نمیشن.
میدونم این فکرا غلطه ولی چی میشد اگه تو پدر پسرم بودی؟ دنیا به آخر می رسید یا از بزرگی خدا کم می شد؟
راستی بهت گفتم چرا اسمش رو گذاشتم اميد؟ چون بعد تو، تنها اميدم برای زندگیه.
عجیبه ولی گاهی نگاهش مثل توعه، همونقدر شیطون و دلر
ما رو باش.
ما رو باش خیال می کردیم همیشه يکي رو داریم
يکي که به وقتِ گریه سر رو شونه هاش بذاریم
ما رو باش خیال می کردیم يکي به فکر ما هست
میون این همه وحشت؛‌توی این مردمون پست
ما که واسه تـو قــرصِ ماهـو می شکــستیـــم
ما رو بـاش چه ساده کی رو عاشق می دونستیـم
توی کوچـه بــاغِ دل واسه کـی شبـــا نشستیم
ما رو باش دل به کی بستیم؛ کی رو عاشق دونستیم
ما رو باش خیال می کردیم گلِ عشقی که شکفتی
راز شب هـــای بغــضمــو به قلبِ کسی نگفتی
ندونستم می گذری
از اینجا تا نگاه تو  ، بقدر آسمان راه هست دلم لبریز یاد تو ولی بیتاب بیتاب استنگاهت میکنم دایم که  شاید قسمتم گردی نمیدانم دلت اینجاستنگاهم میکنی گاهی؟ تمام قصه ها باقی تمام عشق ها جاریامان از قصه عشقی که بی فرجام و تو خالیچه دلگیر است این قصهچه دل خسته است این دنیاچه بی آهنگ و بی موزونروان است روزگار مادلم از این سکوت بیزارازاین بی همزبانی زاراز اینکه ذره ای اميد به درمان نیست، نالان استدلم از دست تو زار است
همیشه وقتی میدونم تکلیفم چیه، حتی اگه اون تکلیف نااميدکننده باشه، حالم بهتره. یعنی وقتایی که بین دو تا چیز گیر میکنم آشفته ترین میشم. مثل مثلاً بین دعوا و آشتی. بین موندن و رفتن. چون توی این شرایط درسته که آدم نصفش هنوز باور داره به اینکه درست میشه ولی نصفشم درگیر ترس و نگرانی ناشی از خرابی احتمالیه. برای همین به نظرم گیر کردن تو تاريکي مطلق، هر چند به اندازه یافتن روشنایی دل انگیز نیست، اما بهتر از اینه که نصف نصف از هر کدوم داشته باشی. چون
: اینکه آقای سیدحسن نصرالله می گوید من انشاءالله در مسجدالاقصی نماز می خوانم، برای ما یک اميد کاملاً عملی و قابل تحقق است. اگر همه ما به وظایف خود عمل کنیم، وعده الهی قطعاً محقق خواهد شد.+ صالح العاروری نایب رئیس دفتر ی حماس: هرگونه اقدام خصمانه در مورد ایران در واقع اقدام خصمانه بر ضد فلسطین و جریان مقاومت است و ما خود را در خط مقدم حمایت از ایران میدانیم.
دیروز اگه نیم ساعتم وقت اضافی میاوردم امضاها رو هم میگرفتم ولی از کل پروژه تدوینام فقط امضاهاش موند. یه حس سبکی شبیه تموم شدن امتحاناتم داشتم. الانم که تو سازمانم منتظر جلسه ملیم.
آخر هفته هم مشغول عروسی امیرحسین بودیم که خیلی عروسیشون قشنگ بود و خیلی هم وقت ما رو گرفت ولی هر چی بود تموم شد و میتونم بگم الان دیگه میشه فول تایم زبان رو ادامه داد. به اميد خدا یه ماه توپ بخونیم و امتحان رو بدیم و تموم شه
سلام
روزها اینقدر گرمه ولی باید وایساد باید با تمام حرف و حدیثا جنگید باید ربات تموم بشه باید پرینتر ساخته بشه باید کانال تحویل گرفته بشه و
این روزا کارم فقط دویدنه  فقط دارم میدوم امروز به خودم اومدم دیدم صبح تا ظهره نشستم بگذرم
ولی تا روتخت بیمارستان بودم به این فکر کردم که دیدی حاج ممد دیدی مردنم زیاد سخت نیست یهو یه بشکن  و یاعلی  ولی کاری که عوض داره گله  چی چی نداره مام گله نداریم شکری خدا
تا چن وقت مجبورم شبا تنها باشم ولی خب  یاد
احمد آزاد


آهنگ بی نظیر زندون خیال
تو زندونه خیال تو دلم پوسید یه فکری کن
گلستونه اميد من همه خشکید یه فکری کن
برای من یه فکری کن جدا ماندن
جدا گشتن برای تو چه آسونه
ولی من بی تو میمیرم به حال من یه فکری کن
برای من یه فکری کن هنوز بوی تورو داره
در و دیوار این خونه هنوز عکسه توی طاقچه
میونه اون دوباره داره تو زندونه خیال تو
دلم پوسید یه فکری کن گلستونه اميد من
همه خشکید یه فکری کن برای من یه فکری کن
ولی با من چرا ای آشناتر از همه با من
بدون دنیا بر
آرزوی مرگ میکنم . 

چه روزهای تلخی میگذرونم از سیاهی دور چشمانم.و زرد بودن رنگم. جسمی که تحلیل میره ,نگران نیستم.  قلبم ,روحم و روانم و احساس بی کسی و تنهایی شدید که وجودم رو در هم کوبیده و لحظه ای راحتم نمیگذاره. 
دلم میخواد دنیا تموم بشه و هیچ وقت وجود نداشته باشم. 
دیگه حتی نگران نتیجه ی کنکور هم نیستم ,چه اهمیتی داره وقتی که حتی ذره ای اميد به ادامه ی زندگی ندارم .
به گزارش خبرگزاری نودیجه آنلاین ؛ جوانان فوتسالیست نودیجه با برد یک بر صفر در برابر تیم شهید ابراهیم هادی به عنوان سرگروه به جمع هشت تیم راه یافت و در مرحله بعد برابر تیم اميد جلین به میدان خواهد رفت. اغذیه میخوش با مدیریت مظلومی حامی فوتسالیست های جوان نودیجهنودیجه آنلاین
روزگاربی‌رحم
در زندگی ، اتفاقاتی رو به دیده مان میآید ، اتفاقاتی که گاه ذهنمان را روزها دربرمیگیرد، گاهی ، چشممان برخی را میبیند که بسیار سخن دارند ، می توان از چشمانشان خواند ، میتوان رنج را از چهره شان یافت ، با هر سخنشان به ما درس عظیمی میدهند ، درسی که شاید تا کنون نیاموخته باشیم ، اما همچون گلی، در ذهنمان شکوفه میدهد و پایدار میماند. چهره ی کودکانه اش ، دلم را به درد میآورد، اما گویی ذوقی در چشمانش دیده میشود: ذوق به زندگی؛ دستان پینه
هرکاشتی برداشتی هم دارد.چندسال پیش دانه هایی سخت کاشتم. که باهرکاشت دل وجانم زخم شد اما کاشتم به اميد امروز.موقع برداشت انگار زمین کاشته عوض شده بود.من زعفران کاشته بودم اما برداشت بوته ی خاربود.قدعلم کردم وباتمام قوا داد زدم که من زعفران کاشته ام نه خار.سخت بود بهم ریختم اما گاهی اوقات باید یادبگیریم که هر زمینی ارزش کاشتن زعفران ندارد.مبادا درزمین قرضی بکاریم.مهربان باشیم اول با خودمان.
آنگاه که، شکوفه از شاخه های خشک دمید،و از میان ذراتِ خاکِ زمین،بهار، سر برکشید.کاش رویای روشن تو،چون خورشید بر هستی من می تابید.افسوس که،در فراقِ بهاری که بی تو رسید.گویی دگرباره روح اميدهمچون تمام  سالی که گذشت؛پر کشید.
سومین دوره مسابقه فوتبال دیجیتال در مسجد اهرا (س) برگزار شد. این مسابقه که در قالب چهارمین دوره مسابقات ورزشی اهالی مسجد انجام شد، توسط جناب آقای سید محمد قادری و برادر اميد صندوقدار طراحی و اجرایی شد. سِمَنیون پاتوق
ان‌قدر به جان خانه می‌افتم که بندبند انگشتانم درد می‌گیرد، اما بهار نمی‌آید. 
هِی می‌روم حسم را در شلوغی خیابان‌ها بهاری کنم، اما بهار نمی‌آید.
روی صندلی آرایشگاه نیم‌خیز می‌شوم، نگاهم توی آینه صورتم را بالاپایین می‌کند و صدای ذهنم می‌گوید: بهار نمی‌آید.
سبزه سبز می‌کنم، به مامان می‌گویم گندید، می‌گوید پارچه را بزن کنار. می‌بینم قد کشیده، اما بهار نمی‌آید.
ماهی‌ قرمزها یک هفته قبل از سال تحویل مردند؛ چشم‌شان رو به بالا مانده و
چه می جویی؟ عشق؟ همین جاست. چه می جویی؟ انسان؟ این جاست. آری، ما از این موهبت برخوردار بودیم که انسان دیدیم. ما یافتیم آنچه را که دیگران نیافتند. ما همه ی افق های معنوی انسانیت را در شهدا تجربه کردیم. ما ایثار را دیدیم که چگونه تمثل می یابد؛ عشق را هم، اميد را هم، زهد را هم، شجاعت را هم، کرامت را هم، عزت را هم، شوق را هم، و همه ی آنچه را که دیگران جز در مقام لفظ نشنیدند، ما به چشم دیدیم. ما دیدیم که چگونه کرامات انسانی در عرصه ی مبارزه به فعلیت می ر
سالی که من کنکور دادم همه اسباب پزشک شدن رو داشتم جز علاقه، از طرفی اصلا تجربی نبودم، بخاطر عدم علاقه، با رتبه خیره کننده مهندس شدم، مهدنسی باکلاس در جای خاص، ولی پزشکی نبود از دید همه.
بعدها هم و قبل ترش حتی، انتخاب هام همه با عقل عمومی جور در نمیومد
حتی الآن
اون.رتبه ها، اون موقعیت های تحصیلی و شغلی
همه و همه کناری رفته، منم و روزهای تکراری، با هدفی غیر طابق با عقل عمومی، با موانعی بزرگتر از حد تصورم، موانعی از جنس حود ابزارهای لازم برای پی
اوووووه چقد دور بودم از فضای مجازی ؛ البته به لطف برنامه های گوشی مثل واتساپ و تلگرام و . آدم دیگه جسارت کرده اگه اهل دنیای اینترنتی نباشه.
بگذریم
سلام؛ 
من برگشتم با یک دنیای کاملا متفاوت!!
بعد از سفری که حالا می فهمم چرا لغو شد و کلا از صحنه ی زندگیمون محو و به دست آرزوها سپرده شد، از روز اولی که در کمال ناباوری و در عین نا اميدی تست ها رو چک می کردم و به چشم های خودم شک داشتم و باورش برام سخت بود. از اون روزای ماه رمضون که با این که روزه نبو
مشکل از من بود. من نتونستم رنگی به زندگیت بدم. آره شروع همه ی ماجرا دست من بود. اولین نفس رو من کشیدم. من بودم که جون گرفتم از تو. اما دیگه ریش و قیچی دست توعه. دیگه این توئی که میبری و میدوزی. پایانش با توعه. تویی که جون میگیری، جون منو. میدونم حال خودت خوب نیست، میدونم دنیات سوخت و خاکستری شد، میدونم آرزوهاتو پر دادی رفت، فقط یه چیزی: اميد رو از من نگیر. یک جایی از زمان منتظرت میمونم. شاید عاشق موندن اینجاها معنی پیدا میکنه. منو ببخش پس.
این ست که د ر راستای عدالت محوری و استفاده از ظرفیت و توانمندی اسطوره ها بهره بگیرند وجود حاج آقا کوهکن به عنوان یک نخبه و دلسوز برای جامعه کشاورزی سیستان شناخته شده است اميد واریم از ایشان در پیشبرد اهداف تعریف شده کشاورزی منطقه سیستان کمک بگیرندابادی (روستا ) در سیستان ----نهور
تو می نویسی
برای خودت
برای دنیای کوچکی که اینجا ساختی تا اگر روزی نبودي بماند
تو می نویسی
رهگذری می آید
می خواند
بی صدا
بدون حرف
و می رود
و رهگذری دیگر
و دیگر.
يکي می فهمد
يکي حس می کند
يکي می خندد
يکي غرق می شود
و تو همچنان می نویسی.
برای خودت، برای او، برای همه.+ براستی من کیستم؟!
راوی
نویسنده
قهرمان داستان
خواننده
یک رهگذر در یک داستانی بزرگ
و شاید خالق.
نمی دانم
بازیگر.
شاید نمایشنامه ای ام که خودم نوشته ام خودم بازی کرده ام ولی هنوز به ا
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب