نتایج پست ها برای عبارت :

این زمونه بامن چه کرده زندگی پراز رنج ودرده

امشب دوباره خیلی یهویی شروع کردم به شعر نوشتن.‌ البته اسمشو که نمیشه شعر گذاشت، بهتره بگم نوشته های هم قافیه. من کجا، شعر کجا. من هرچی که از دلم بیرون اومد نوشتم. لیلی بی عشقت شدم، مجنون بی تابم بشووابسته عشقت شدم، آرام و دلدارم بشواين دل دگر بی عشق تو، هم خانه حزن و غم استاين قلب من بی روی تو، شبگرد و بی تاب تو استای یار دیرین جفا، پادشه اين دنیاقلبم دگر آشوب نکن؛ بامن بیا، بامن بیامهرت فتاده در دلم، ای یار تابان دلمدوری ز تو آتش زده بر دا
یه بنده خدا بعد از چند سال بعد از اينکه بچه هاش رفتن دانشگاه ؛ دوباره میخاد ادامه تحصیل بده . بر حسب تصادف یکی از معلماش همون معلم دخترش بوده. دخترش گفته باید یه روز بیام مدرسه درستو بپرسم! علاوه بر اون هرکاری که مادرش میخاد انجام بده بهش میگه مگه تو درس نداری؟؟ بشین درستو بخون مگه امتحان نداری؟!
اينکه میگن چرخ زمونه برمیگرده یعنی اين که سوالایی که از کسی میپرسیدی و حرفایی که بهش میزدی یه روز به خودت برمیگرده. 
بارها برای من یا بقیه اتفاق افتا
باراک اوحال بازی شطرنج باهیلاری کلینتون نگاهی به ساعت کردوگفت بایدبرم.هیلاری گفت الان؟باراک گفت آره میشله منتظره واسش کیک تولدبخرم.هیلاری گفت کیک تولدمیشله ازشطرنج بامن واست مهمتره؟باراک گفت دلم نمیخوادخانم هارامنتظربگذارم.هیلاری گفت ازباخت توشطرنج بامن میترسی؟باراک گفت هرچقدردوست داری چانه بزن ولی من به میشله قول دادم وبعدرفت.
درراه یک دخترآمریکایی که گردن وکمرش حلقه بودوبردستش بارکدقیمت داشت رادیداوراازصاحبش خریدوب
دو کلمه که باهام حرف میزنن فکر میکنن منو شناختن نمیدونن فلانی سه سال بامن هم اتاقیه ولی منو نمیشناسه سه سال همه احساسم برا یکیه ولی بازم منو نمیشناسه
نمیدونم مشکل از منه که اينقدر سخت و دیر شناخته میشم یا مشکل از بقیه که فکر میکنن با نگاه اول و دو تا پست منو شناختن
هر چه خواندم نامه هایت را نیفتاد اتفاق می روم تا هیزمی دیگر بریزم در اجاق بی سبب دست تمنا تا درختان می بری سیب ها دیگر به افتادن ندارند اشتیاق رفتنت چون بودنت تکرار رنج زندگي است مثل جای خالی ساعت به دیوار اتاقاز دورویی تلخ تر در کام اهل عشق نیست تادلت بامن دو رنگی کرد شیرین شد فراق کافرم در دیده ی زاهد،ولی در دین عشق آفرین بر کفر باید گفت و نفرین برنفاق .
درد دل ما به درد هیچ کس نمیخوره واسه اين میام اينجا.
راستش اهل درد دل کردن هم نیستم  شاید به همین خاطره ک به کسی چیزی نمیگم جز روزمرگی ها هوا خوب شده ها اخ اخ دیدی چقدر وسایل گرون شده .گوشت رو دیدی قیمتش چقد زیاد شد .اخی  چقدر زمونه ی بدی شده .خسته شدم از شب وروز های تکراری از زندگي بی هدف ازبی برنامگی از بی ایمانی جدی از اين اخری بیشتر خسته شدم من مسلمانم اما ایمانم .ایمان ندارم جدی میگم ازخودم بیزارم که چی بشه دارم زندگي میکنم و بی برنامه جلو
تو وبلاگ گردی رسیدم به اين پست.
واقعا نمیدونم چی باید بگم، فکرشم نمی کردم تو اين زمونه بازم اين تفکر باشه.
پ.ن: لطفا هیچ تلاشی برای اثبات خوب بودن طب اسلامی و سنتی نکنید،چون من اين ها رو اصلا طب نمیدونم و صرفا یه راه برای پول درآوردنن.
همیشه اولین و مهم‌ترین چیزی که توی شناخت یه آدم برام مهمه و جذبم می‌کنه اينه که چیکار می‌کنه. هویت شغلی و آرمان و آرزوهای کاریش چیا هستن. خوش تیپ و خوش برخورد بودن و حتی موقعیت مالی و اجتماعی خوب یه آدم تا وقتی مطمئن نشم که هدف و اعتقاد و دغدغه شخصی‌ای برای خودش داره برام بی‌اهمیت هستن.حقیقتش آدم‌های بدون اعتقاد شخصی برام هیچ جذابیتی ندارن، آد‌م‌هایی که بدون آگاهی و بنابر جبر زمونه یه سبک زندگي‌ای رو پیش گرفتن.برای من هر سبک زندگي‌ای جذ
روزی بود که خستگی برای معنی نداشت روزی بود که افسردگی برایم مفهومی نداشت روزی بود که ناامیدی برایم‌رنگی نداشت روزی بود که عشق برایم بی مفهوم ترین حس دنیا بود روزی بود دنیایم آنقدر بزرگ و رنگی بود. روزی بود که گریه برایم نشانه ضعف یک دختر بود و چشمانم هیچوقت رنگ گریه به خود نمیگرفت.  اما الان به اندازه کل دنیا خسته ام به اندازه تمام کهکشانها افسرده ام و معنای افسردگی را با تمام وجود حس کرده ام ناامیدی در تمام روزها، ساعتها، د
مطمئنا فرداها ای کاش هایی فکرم را پر کنند که دیروزها اگر بودندفرداها دغدغه هایی خواهم داشت که دیروزها فقط برنامه بودندفردا من خودم را دوست خواهم داشت!خود آینده ام را!درحالیکه نفرت تنها واژه ایست که از خود گذشته به یاد دارم.دیدی متفاوت خواهم داشت مانند سهراب سوار بر قایق که آینده ام را با آن بسازم.اينده ای پر از هیجان. پراز عشق.پر از بودن.و آینده ای پر از امید.اينده ای که حتما می اید و آینده ای که هست!
فردا ها کمین کرده اند. فرداها منت
تصمیم گرفتم از امروز دور از شبکه های اجتماعی مثل تلگرام و اينستاگرام باشم به نظرم خیلی ذهنمو درگیر کرده باید همیشه چک کنم و گاها کار اصلیم رو یادم میره با اينکه توی اين دوره و زمونه یه مقدار فاصله از مجازی دور از انتظاره اما اين سختی برای تمرکز بیشتر روی کارم باید انجام بدم
شما تا حالا اين تصمیم رو گرفتید اگه اره بصورت نظر بفرستید تا هم من هم دیگران استفاده کنند و اگه تصمیمشو نگرفتید خوشحالم میشم در کنار هم اين کار رو انجام بدیم و من رو تنها ن
حرم پاک رضا عشق فراهم دارد/بهرزوار نگر چشمه زمزم دارد/گنبد زرد طلایی رضاچون خورشید/حرمش خاک بهشتی که چه همدم دارد/نورگلدسته وگنبد همه جا پیدا هست/اين حرم دردل ما آیت محکم دارد/هررواقش بروی فیض دعا جاری هست/اشک چشمان، همه از شوق چه مرهم دارد/آن حریم ملکوتی شده است عرش خدا/هردلی بهرعنایت رخ محرم دارد/میشود وصل خدا قلب پراز آرامش/شادمانی همه جا بعدچنین غم دارد/حضرتش شمس شموس وهمه جا سلطان است/اين حرم زائر عاشق همه باهم دارد/زائرویژه او یوسف زهر
امشب یکم دلم گرفت از  رنج نبودنش نمیدونم ته زندگي من چیه . حس میکنم عمرم رفته رفته داره کوتاه تر میشه. نمیدونم چرا حتی وقتایی هم که حواسم نیست ولی یهو بهم میشینه ک عمرم خیلی قراره کوتاه باشه.خیلی غمگینم. بدترین حالت ی آدم غمگین بروز ندادنشه. اينروزا اگر کسی بامن دورادور درارتباط باشه شاید خیلی از نظرش فرق کرده باشم. شاید بگوبخند تر شده باشم شاید میزان چرت و پرت گوییم زیادترشده باشه. توی خونه شاید اون بزله گوئه هنوز خودمم.اما یه گودی عمیقی زیر
یک ارزش اسلام وقرآن درحجاب است/باچادرتقوا چوهرزن آفتاب است/نور بصیرت میرود تا کل دنیا/زن تابع زهرا وزینب با رباب است/از اهل بیت مصطفی بگرفته الگو/اينک حجاب زن به دنیایک خطاب است/تیرن برقلب شیطان عفت اوست/گنج حیا وعفتش پراز ثواب است/بردختران انقلابی آفرین گوی/هرنقشه دشمن برای او سراب است/شیطان تلاشش بی حیایی بین زنهاست/رهروبرای او همیشه درعذاب است/زن باولایت رهرو زهراو زینب/او عاشق راه شهیدان و کتاب است/یاران مهدی مردو زن بسیار دارد/یک ل
متاسفم که سرزمینم بیشتر از هنر و هنرمند به کارگر احتیاج داره! 
کارگر هایی که بتونن از ویرانه ها خونه بسازن 
دارم به اين فکر می کنم که ما بیشتر از اون چه که فکرشو می کنیم به جامعه مون وابسته ایم. جامعه مون می تونه تعیین کنه ما کجا باشیم و کدوم بخش از وجودمون پررنگ بشه
البته که خودمون هم موثریم اما زمونه ای که توش زندگي می کنیم و جامعه مون خیلی تاثیرگذاره
من نمی تونم یه اتاق امن برای خودم بسازم و فراموش کنم بیرون از اتاقم آشوبه
نمی تونم آدم هایی ک
غروب جمعه گریان ازفراق یار می باشیم/برای وصل اوهر لحظه ای بیدارمی باشیم/بود اوحجت رحمان برای رحمت وبرکت/همیشه درتکاپوی همان دلدارمی باشیم/ز جورو ظلم هردشمن شدیم غمگین وبی یاور/برای لشکرمولا همه هشیارمی باشیم/زفقدان ولی الله شده چشمان ماکم سو/برای زمزم دیده همیشه زار می باشیم/ظهوریوسف زهرا بودازکار سِرالله/زایزد خواستاری مابرآن اسرارمی باشیم/رکاب نائب مهدی پراز یارخراسانی است/زایزد جانفشان سویش نگر بسیارمی باشیم/
اين دل برای عاشقی سوی رضاپل میزند/بامعرفت ازبهراو دست توسل میزند/تامرغ دل پرمیزند سوی خراسان میرود/برآستان ایزدی شور توکل میزند/درعیدمیلادرضا مشهد پراز احساس شد/عشق ولایت بارها درقلبهاگل میزند/فصل کرامت آمده در آستان اهل بیت/برزائرین حضرتش روح تعامل میزند/شیعه به شورومعرفت اندرحرم پامینهد/دربوستان بندگی درب تکامل میزند/بوی بهشت ایزدی آیدمشام زائرش/برروی گلهای حرم آوای بلبل میزند/مولاعلی موسی الرضا ضامن برای شیعیان/خشنودآنکس درحرم برخ
تو دوره زمونه ای که وقت کشی با شبکه های اسما و ظاهرا اجتماعی یه عادت خانمان سوز شده و چه افت ها و اسیب هایی که به زندگي ها نزده، من به لطف بی میلی ای که نسبت به اين سبک ابزار ها دارم، اقای خودم هستم.
بیشترین استفاده ای که از بستر مجازی داشته ام در چند سال اخیر مربوط به مطالعه و پژوهش بوده و به ندرت و هر از گاهی هم فیلمی از نظر گذرانده ام.
خوش به حال خودم، حقیقتا از خودم و اين بی میلی حال می کنم، وقتم رو می تونم روی خیلی مسائل دیگه سرمایه گذاری کن
تو دوره زمونه ای که وقت کشی با شبکه های اسما و ظاهرا اجتماعی یه عادت خانمان سوز شده و چه افت ها و اسیب هایی که به زندگي ها نزده، من به لطف بی میلی ای که نسبت به اين سبک ابزار ها دارم، اقای خودم هستم.
بیشترین استفاده ای که از بستر مجازی داشته ام در چند سال اخیر مربوط به مطالعه و پژوهش بوده و به ندرت و هر از گاهی هم فیلمی از نظر گذرانده ام.
خوش به حال خودم، حقیقتا از خودم و اين بی میلی حال می کنم، وقتم رو می تونم روی خیلی مسائل دیگه سرمایه گذاری کن
دقیقا یکسال دیگه  من کنکور دارم و باس بجنگم واس دندون 
چیزی که شاید باهاش رها شم و برم سمت دنیای رنگی خودم.
 روزایی که دارن میگزرن پراز  نبود ادماس که همشون منو تنها گذاشتن 
کسی نیست تو روزای من ،تنها چیزی که داره فرق میکنه ورق های کتابامه .
دلم میخاد ده ها کیلومتر بدوم و اخرش از خستگی بیهوش شم.
به دیدارم بیا هر شب
در اين تنهایی تنهاوتاریک خدا مانند
دلم تنگ است
بیا ای روشن،ای روشن تر از لبخند
شبم راروز کن در زیر سرپوش سیاهی ها
دلم تنگ است
بیا بنگر چه غمگین وغریبانه
در اين ایوان سرپوشیده
وین تالاب مالامال
دلی خوش کرده ام با اين پرستو ها وماهی ها
واين نیلوفر آبی واين تالاب مهتابی
بیا ،ای هم گناه من در اين برزخ
بهشتم نیزو هم دوزخ
به دیدارم بیا ،ای هم گناه ، ای مهربان بامن
که اينان زود میپوشندرودر خواب های بی گناهی ها
ومن می مانم و بیداد
سیرشدی بروپیش همسرت وحید.اين جمله نازنین به وحیدبودبعدازتن فروشی.وحیدگفت به نظرت مردهاتنوع طلب هستن.نازنین گفت مردایرانی ومردخارجی وزن ایرانی وزن خارجی هردودنبال وفاداری وایثارهستن تواين زمونه تنهایی یعنی بزآوردن یعنی بی وفایی.وحیددرحالیکه لباسهای خودراپس ازحمام ودوش گرفتن میپوشیدگفت همیشه تنهایی وجه مشترک سکس طلب هاهست.نازنین شروع به تمیزکردن لباس های خوددرتشت داخل حمام کرده بودوگفت تنهایی وجه مشترک آدم های تنوع طلبه.تواين سن عجل
وقتی کسی از نزدیکان که ازقضا چهارده سال از شما کوچکتر است، در جمع به شما بی احترامی کند و شما را مسخره کند، و شما یک بار بخندید و چیزی نگویید و دوبار به روی خودتان نیاورید و منتظر تذکر والدینش شوید و سه بار رعایت جمع را بکنید، ولی آخر از کوره در می روید! نمی روید؟
حالا عکس العمل مادرش چیست؟ "بچه های اين دوره و زمونه به حرف آدم گوش نمیدن" و وقتی بگویی "اين همه بچه دورمان هست که آدم از ادب فراوانشان انگشت به دهان میماند!" بگوید: "خود تو به آن یکی فرزن
یکی از خوشبختی های من اينه که ۷ ساله با ل کار می کنم. رابطه کاری ما یه رابطه ای هست که من واقفم به ایرادهای ل اما قبول کردمشون و جشن می گیرم خوبی های رابطه رو. خوشبختی در اينجاست وقتی ساعت ۱۱ شب زنگ می زنه و در مورد مقاله حرف می زنیم یادم می یاد هویت من چی هست .بودن با ادمهای بزرگ به یادم می اندازه که عزیزم من نویسنده ای ام که در بعد جهانی می نویسه وهمچنان هم همون موجود cute رو به روی آینه هستم که لبالب پراز عشقه و پر از خطوط و شکننده گی ها و آسیب پذ
متن آهنگ حمید هیراد بنام ای وای
 
یه چال روی گونه دو ابروی کمونت دلمو میکشونه روز وصالمونه آره روز وصالمونهعشقی که بینمونه آره مال هردومونه میگذره اين زمونه عشقه فقط میمونه عشقه فقط میمونهای وای ای وای من دلبر زیبای من من به تو مینازمای وای ای وای من مستی دنیای من من به تو میبازمخوشبختم از آنکه کنار من تو هستی خوشحالم از آنکه به قلب من نشستیخوشبختی من اينه چشمام تورو میبینه دلم آروم میگیره دلم آروم میگیره دلم آروم میگیرهای وای ای وای من دلب
بسم الله الرحمن الرحیم
وقتی که زندگيشو و گذاشت و رفت 
خیال کردم دوستم نداشت
بعضیا گفتن نکنه  نخواستت که اول زندگي انقدر راحت ازت برید
راستش توی علاقش شک کردم .
به خودم گفتم نکنه واقعا !!!!!!.
اما برام قابل قبول نبود
هیچ کس نمیدونست که همون اول بامن شرط کرد که مانعش نشم.
باتمام  اين بی قراری ها با همه شک و شبهه ها میگم فدای سر امام حسین علیه السلام فدای سر حضرت زینب سلام الله.
امین به هرچی میخواد میرسه
هرحرفی بزنه یروز بهش میرسه .
دانلود آهنگ چشم آبی محمد دل افکار
 
به روی چشم آبی نشسته خسته جونم
آهنگ بی کسیمو من زیر لب میخونم
خسته ام خسته ام خسته از اين زمونه
شدم مثال صیدو فلک تشنه به خونم
فلک چو صیاد کرده نشونم
شده یه جلاد تشنه به خونم
 
برای دانلود به ادامه مطلب برویددانلود آهنگ
 دارم به اين فکر میکنم که من دقیقا چند بار اومدم اينجا نوشتم که دیگه درباره ی کاف صحبت نمیکنم !حتی نوشته بودم که خطش زدم . اره نوشتم دیگه . خیلی . اما خب نمیدونم چرا باز یکی دو شبه به اين فکر میکنم که عجب دوره و زمونه ای اِ!به کسایی گفتیم دوست . که الان هر چقدر چشم بگردونیم نمیتونیم پیداشون کنیم . نیستن . دیگه تو قلبمون نیستن .دارم به اين فکر میکنم که چطوری میشه که ادما اينطوری میشن! اصلا چه بلایی سر خودمون میاد .که دیگه نمیتونیم منعطف باشی
جز قند شکسته نداشت
خوبیش اما اين بود که درشت شکسته بودند! خونه که اومدیم تونستیم از نو بشکنیمشون!!
فکر کنم اولین بار بود از اينکه کسی کارشو درست انجام نداده، ناراحت نشدم که خوشحالم شدم!!
از بدترین ظلمهای زمونه به مردمش دم دستی کردن کارهاست.
تو که قند شکسته دستم میدی نمیگی فشار عصبیمو کجا و سر کی باید خالی کنم؟!
سبزی فریز شده آماده که دستم میدی نمیدونی گاهی از نگاه و لمس و پاک و خرد کردن سبزی، انسان بیشتر لذت و بهره میبره تا از خوردنش؟!
خواهشا حب
 
 
بسم رب الشهداء والصدیقین
 یه ساعتی مونده بود به لحظه تحویل سال مهدی همین طور که داشت خودشو آماده میکرد تا بره واسه کمین باچهره ای شاد روکرد به علی اکبرو رضا گفت دیشب خواب دیدم سفره هفت سین انداخته بودیم ماهی قرمز سفره رو هم من آوردم
که رضاگفت انشاا.خیره
بعداز یه مکثی رضاگفت پس الآن خوابتو تعبیر میکنیم
علی اکبر پیش از اينکه حرف رضا قطع بشه گفت آره تعبیر میکنیم اما نه اينجا انشاا.بعدازاين عملیات تو خونه باسمنو،سیر،سنجد و دور
خرید ارزان پاورپوینت با موضوع کیفیت زندگي کاری در دنیای امروز
پکیج مقالات پاورپوینت با موضوع کیفیت زندگي کاری در دنیای امروز را از ما دریافت کنید.
با راه اندازی اين وبسایت شما خواهید توانست به مقاله پاورپوینت با موضوع کیفیت زندگي کاری در دنیای امروز دسترسی پیدا کنید.
ترجمه مورد تایید و بدون اشتباه درمورد پاورپوینت با موضوع کیفیت زندگي کاری در دنیای امروز را از اينجا خریداری نمایید.
To improve the quality of your article, refer to پاورپوینت با موضوع کیفیت زن
تلگرام، اينستاگرام، کلش و. . هزاران برنامه که ساعت ها وقتمون رو با اون ها هدر می کنیم. در حالی که هزاران مشکل و ایده در ذهنمون موج میزنه. برم استخر، مطالعه بکنم، ورزش بکنم، به کارهام برسم و. . 
گوشی های امروزی یا همون گوشی های هوشمند، در اين زمونه در حد یک کامپیوتر هستند واسه خودشون. تو اينترنت بگرد، بازی بکن، با دوستانت چت بکن، فیلم ببین، موسیقی گوش بده، تحقیق بکن و هزار تا کار دیگه که الان به ذهنم نمی رسه. خود منم ساعت ها میشینم با گوشی مشعو
بشین رفیق، بشین بخندیم به ریش اين زمونه که هر روز صبح ما رو با وعده های خوشکل راهی میکنه و شب به ریش خوش باوری ما میخنده
دیالوگ سریال شهرزاد
+تازه فصل اول شهرزاد رو تموم کردم. مه. یه سریال بی نظیر ایرانی! برعکس تمام سریال های وقت گذران بی مصرفی که تو اين چندساله ساخته شده
+ بچه های دانشگاه اصرار دارن که بیا اينستاگرام، ولی بهشون میگم من یه بلاگ دارم که خیلی بیشتر از اين مضخرفات دوستش دارم!. به همین صراحت!
+ چندماهه که ذهنم درست کار نمیکنه،
چند وقت پیشا نزدیک در حیاط نشسته بودم یهو دیدم از اسمون صدا اومد قووووداااااا و یه چیزی فرود اومد وسط حیاط، برگشتم رو به مامانم گفتم مامان یه چیزی افتاد:رفتم بیرون دیدم یه مرغ نوجوون تو باغچه است
مامانم اومد گفت چیه؟گفتم به حق چیزای ندیده از اسمون مرغ میباره:|
کمی بعد یه پسر بچه در زد گفت جوجه من افتاده تو حیاطتون؟گفتم بله:|
یه ساعت دنبالش کردیم تو حیاط اين میگفت قود قود قود قداااااا و جاخالی میداد
سر آخر گرفتیم دادیمش
امروز داشتم از کلاس ب
شاید او درست میگفت که من بیهوده زمانم و انرژیم رو تلف میکنم که برای او مینویسم.آیا واقعا م هیچ کاری دیگه جز نوشتن برای اون نداشتم؟چه لذتی داشت که برای او مینوشتم؟چه میدونست که من میتونم بین کلمه ها آروم بگیرم و میتونم تمام خود بودنم رو براش تعریف کنم؟شاید او خبر نداشت که من بیشتر از هر چیزی یا هرزمانی که برای او مینویسم اول برای خودم مینویسم و میخوام به خودم بگم که ذهنم خالی شده و جای برای زمانی هست که بتونم به خودم بیام و بتونم از پس کلمه های
کل اين شش ماه آخر جمع شد و تبدیل شد به چهارتا نمره.
تبدیل شد به چهار تا عدد .
یعنی اگر یه نفر بیاد بپرسه توی اين شش ماه که مثلا گفتی میخوای یه تی به زندگي ات بدی و خیز برداشتی که زیر و روش کنی چه کار کردی، فقط میتونم چهارتا عدد بهش بدم.
راستش رو بگم، عددهای خوبی هستن! یعنی خودم انتظار نداشتم اينقدر خوب بشن. دیشب، نزدیکای ساعت دوازده وقتی اس ام اس ثبت نمره ام اومد و نمره ام رو دیدم، خیلی خوشحال شدم. میگفتم اينه نتیجه زحماتم. اينه نتیجه 6 ماه ریاض
تو دوره زمونه ای که شما همه اينستاگرام دارن و عکس ها و ویدیوهای شاخ های مجازی رو میبینن جذاب بودن و جذب کردن افراد به خودتون خیلی سخت شده.
فکرشو بکنید دخترها اگه بخوان تو دید پسرهایی که هر روز دارن اين شاخهای اينستارو دید میزنن، جذاب به نظر برسن یا باید ملکه زیبایی باشن در حد تیلورهیل یا باید در حد جنیفر لوپز بدن داشته باشن ، یا اگه هیچ کدوم اينا نیستن، دست به کار بشن و اعضای بدنشون رو یکم متورم کنن. یعنی مثلا لبها، قسمت بالای شکم و قسمت تحتانی
دانلود آهنگ جدید شمس جدیدا
Download new Music Shams Jadidan
آهنگ جدید شمس بنام جدیدا
جدیدا جای تو شدیدا خالیه شده افسرده بد دل بی حاشیه جدیدا بودنت خیلی سخته برام
ببین خستم میخوام تو روی تو درام ببین دارم بهت میگم بامن انقدر نباش بیرحم
 
 
 
دانلود آهنگ با کیفیت 320
 
متن آهنگ جدیدا
 
آهنگ های شمس
و بازم سفرامیددارم(دارم)که سفر خوبی باشه 
هنوز حتی یه دونه خرت و پرت هم جمع نکردم
کلی پروژه و درس هست که باید کامل کنم توی همین تعطیلات
امیدوارم گیاه هام توی مدتی که نیستم آسیب نبینن
"نامه به کودکی که هرگز زاده نشد"رو بیشتر از نیمه خوندم،حس ها و عواطف نویسنده چه قدر بامن هماهنگی داره و از اين کلی لذت میبرم
باید بعد از سفر حسابی راجبش توضیح بدم.
"کوری" رو که از تهران خریده بودم،روز دوم فروردین هدیه ش کردم به داییم،چند بار دیده بودم که با بقیه راج
یک - حس فوتبالیستی رو دارم که توی بیست و چند سالگی، جوری مصدوم میشه که دیگه نمی‌تونه فوتبال رو ادامه بده. یا میره مربی فوتبال میشه یا میره سراغ یه کارِ دیگه؛ اما همیشه دلش با فوتباله.
خبرنگاری برای من فوتبالی‌ه که همیشه توی زندگيم بوده و نبوده. شاید الان شغل تمام‌وقت‌م خبرنگاری نباشه (که البته با اين وضع کاغذ و رسانه‌ها، تعداد کسانی که شغل تمام‌وقت‌شون خبرنگاری‌ه اونقدر زیاد نیست) اما همیشه دلم با خبرنگاری بوده. و گه‌گاه با نوشتن یا تن
من همیشه نیمه راه به خودم می ایم.وقتی دقیقا یک کوچه به بازگشت باز است.و راه جلو سرسبزتر از همیشه،افتابی تر و اغوا کننده تر شده.زمانی که 30 درصد به اتمام اکسیژن مغزی ام مانده از خواب میپرم.و یک مدت کوتاه فکر میکنم که چه اتفاقی افتاد که اين اتفاق افتاد.خیلی کم فکر میکنم.همیشه به اتفاقات زندگي ام کم فکر کرده ام.هیچوقت چیزی مرا نکشانده به خیره شدن به دیوار.کم پیش می اید رفتار ادمی را بعد از اتمام یک کار مورد برسی قرار بدم.هر حسی که از پشت دیوار فکرش ب
سلام
حاجی پیامک داده چرا سوالا رو جواب ندادی؟ بعد از کلی چک و چونه که نت ندارم و من که مدرک نمی خوام و . گفتم تازه با سوال مربوط به شما هم مشکل دارم  و فکر می کنم درست متوجه نمیشم چی می خواد؟ میگه همه همینجورن، مطلب سنگین بود :/
گفتم اما من با سوال مشکل داشتم! بعد گفتم تازه نقد هم دارم بهتون‌ .گفت به مطلب یا ارایه؟ گفتم ارایه، سر فرصت میگم بهتون!
میگه خوبه، کی؟ دیدم تا اخر هفته که تهرانم، بعدشم هزار تا کار دارم. برگشتم گفتم با منشیم هماهنگ کنید
 
دانلود آهنگ جدید حمید هیراد به نام ای وای
Download New Music Hamid Hiraad – Ey Vaay
حمید هیراد ای وای
یه چال روی گونه دو ابروی کمونت دلمو میکشونه روز وصالمونه آره روز وصالمونه عشقی که بینمونه آره مال هردومونه میگذره اين زمونه عشقه فقط میمونه عشقه فقط میمونه
برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید .
دانلود آهنگ با کیفیت 128
ای وای حمید هیراد دانلود آهنگ دانلود آهنگ ای وای دانلود آهنگ ایرانی دانلود آهنگ جدید دانلود آهنگ شاد متن آهنگ ای وای حمید هیراددانلود
.دلم جنگل، دلم باران، دلم اصلا غلط کردهدلم بوسه، لب یاران، دلم اصلا غلط کردهدلم دریا، دلم ساحل، دلم یک کام پر حاصلدلم خلوت، دلم جانان، دلم اصلا غلط کردهدلم یک شب، دلم یک تب، به عشق یار شیرین لبدلم شاعر، دلم دیوان، دلم اصلا غلط کردهدلم خنده، دلم شادی، دلم فریاد آزادیدلم پروازی از زندان، دلم اصلا غلط کردهدلم مو را، شب او را، دلم آن چشم جادو رادلم یک صبح جاویدان، دلم اصلا غلط کردهدلم خواهش، دلم بارش، جواب ناب و بی پرسشاز آن شیرین لب خندان، دلم
دنیای عجیبیه مگه نه؟؟ چقدر دلت می گیره وقتی ندونی کجای دنیا ایستادی جات کجاستچقدر سخته کلمات کمکت نکنن حرفتو بزنیچقدر غم انگیزه دلت سخت گرفته باشه ندونی چتهاز کسی دلگیر باشی ندونی چراچقدر سخته بغض تو گلوت باشه نتونی گریه کنی نتونی برای کسی دردودل کنیچقدر بده عمری را برا  همه  سنگ صبور بوده باشی و برا خودت از شیشه نازکتر .وقتیم شکستی کسی نپرسه خرت به چنددلم امروز خیلی گرفته میدونم دلتنگیم تقصیر هیچکسی نیست از کسی هم گله ای نیستاين رسم
هیجده سال هست که توی اين محله زندگي میکنیم و هیچ وقت فکر نکردم وای چقدر ما پایین شهریم و بدبخت!!!
بالاشهر و بقولِ امروزی ها لاکچری نیستیم اما اينکه با پیاده روی فقط نیم ساعت به مرکز شهر و تموم مرکز خریدها دسترسی داشته باشی برام امتیاز محسوب میشده اما خب گویا معیارهای من با حساب و کتاب آدم های اين دوره زمونه خیلی توفیر داره.
از وقتی که خواستگاری مریم کنسل شده و اونم فقط بخاطر محلِ زندگيمون،دقیق شدم به محله و همینجور دارم کنکاش میکنم اما به نتیج
.
میگم: تو مثل جلالی (آل احمد) و من مثل سیمین (دانشور)
تو نوشته هات اقبال عمومی بیشتری داره.مثل جلال که همون زمانِ زنده بودنش شناخته شد نوشته هاش نقد و تفسیر شد.باهاش مصاحبه های مکرری شد.به عنوان فردی ی شناخته شد
.
من، اما سیمین.مخاطب های خاص خودمو دارم.ازون پروپا قرص ها.ازونا که اگر بد بنویسم میان پی ویم گله میکنن.ازونا که حوصله ی خوندن هزارتوهای کلمات رو دارن
.
سیمین چندان ک باید شناخته نشد.اونقدر ک به اجبار به ترجمه رو اورد‌جور
گاهی دلم برای مردای اين دوره زمونه ی ایران میسوزهنمونش همین دوستمخانوادش مذهبی بودن و اين پسر تا حوالی سی سالگی محرم نامحرم رو رعایت میکرده و هیچ رابطه ج.نسی هم نداشتهبعد میفهمه که اين تربیت ها قدیمی شده و اين ارزش ها دیگه زندگيش رو پیش نمیبرههنوز اما، معیارای سنتی رو داره: میخواد یکی رو بگیره که خودش اولین مرد زندگيش باشه اما از اون طرف اعتماد نداره که دختره راستشو بهش گفته باشه که قبلا حتی عاشق هیچ مردی هم نشده باشه چه برسه به رابطه بدنیبه
دختر سعدی بیا آیینه بندان کرده اماين غزل را آب و جارو طاق بستان کرده امسهم من هستی، خیالتشانه اتافسانه اتبا خیالت مرغ عاشق را سخندان کرده امفال خود را دیده ام در قهوه ی چشم تو باشوق تعبیرِ دل انگیزی که پنهان کرده امخواب دیدم خرمنت افشان به روی صورتمابن سیرین را خراب موی افشان کرده امآه ای پیغمبر شب های اين شعر و شعورکافران را با شعار تو مسلمان کرده امهر چه دارم آرزو، قربانی یک تار موتمن به هر تارت هزاران بوسه قربان کرده امضرب و تقسیم نگاهت
دانلود مداحی جواد مقدم حرز اسم زیبات همیشه همرامه
شهادت امام جواد علیه السلام 97نوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیحرز اسم زیبات همیشه همرامهجونمو بدم پات آره از خدامهخوب و دیدنیه لحظه ی رسیدنتو حرم تموم دنیا زیر پامهزائرای محترمتو عشقه مهربونی و کرمتو عشقههمه جاش بوی مشهدو میده گوشه گوشه ی حرمتو عشقهعالم میدونه باب المرادی أنا البخیل و أنت الجوادیآقای مظلوم آقای مظلوممتن مداحی حرز اسم زیبات همیشه همرامه جواد مقدمش
4خرداد 98هر روز توی زندگيم اتفاقاتی میفته كه من قبلا" خوابشو دیدم.یه دوره های پرفشار كه بیشتر میشه و بعضی وقتها لحظه لحظه شو خواب دیدم.انگار توی یه دوره دیگه توی زندگيم همه اينها رخ داده،حتی بعد از اون لحظه رو یادم میاد كه چی میشد.فشار كار شركت و كار بیرون و بورس و بچه ها روی من زیاده و گوشیم كه زنگ میخوره میترسم.ترسامروز سه شنبه 4 خرداد است و من مثل 16 سال گذشته اومدم شركتامسال هم مثل باد گذشت،مثل ماهها و سالهای پیش.خدا،چرا اينجوریه؟ شب و
سلام.
شما
هم با پدر و مادرتون دعوا می کنید؟ اگر می کنید بدونید تنها نیستید. چون
خیلی ها اين کارو می کنند. گر تو اين متن احساس کردید دارم از اين کار
حمایت می کنم، باید بگم : لطفا جلوی فوران احساساتتون رو بگیرید.
به
عنوان یک روانشناس (البته توی پرانتز من تازه میخوام بشم (دخترا فکر بد
نکنن) و هنوز در راستای بهبود وضعیت خویش قدم بر می دارم) عرض کنم که والا
من هم گاهی دعوا که نه ولی بحثم می شه و چیز عجیبی نیست اکثرا بحثشون
میشه لپ کلام اينه که نکنی
دوستان ازین تفکرا نداشته باشین که وای چه خوب.
نخیر.
بهترین شریک زندگي، شریک زندگي ای هست که یه آدم بالغ باشه.
نه خیلی پیر درون داشته باشه، نه خیلی کودک درونش فعال باشه. یه balance از هر دو رو داشته باشه.
به شخصه، با یه شریک زندگي بالغ راحت تر زندگي و تا میکنم تا کسی که عین پیرمردا میشینه همه رو امر و نهی میکنه و به اين و اون میپره و هی گیر میده خودتو درست کن و اصلاح شو و.
آدم بالغ هست، که زندگي باهاش لذت بخشه. نه کسی که ریسک های کودکانه و گاهی حتی احمق
دانلود مداحی مجید بنی فاطمه غریب و تنها نیمه جونه
شهادت امام جواد (ع) ۱۳۹۷نوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحی
غریب و تنها نیمه جونه
آسمونم روضه خونه
اشک چشم هاش مثل بارونه
روی خاکا سر میزاره
هیچ کس رو اينجا نداره
بی حبیبه حتی تو خونه
روی خاک حجره دلش گرفته از اين زمونه
من براش بمیرم سنی نداره هنوز جوونه
شبا و روزاش تاره امون ای دل امون ای دل
چه حال زاری داره امون ای دل امون ای دل
هلهله کردن نانجیبا
ناله میزد وا غریبا
من در تمام عمر، شیفته سادگی بوده ام. هرچند از خانه های پر زرق و برق بدم نمی آید، ولی زندگي های ساده و به قول فرنگی ها مینیمال را بیشتر می پسندم. حس میکنم زندگي های امروزی بیش از اينکه باعث راحتی ما بشود، تکلف ما را افزون کرده است، حوصله مان را سربرده است.
ادامه مطلب
امیرکاظمی رو میشناسید؟ درمورد زندگي خصوصیش میدونید؟ چجور ازدواج کرده رو خبر دارید؟ به نظرم بهترین روش و روند ازدواج کاری بوده که امیر کردهمینویسم درمورد ازدواجشاين متن که ادامه مطلب هست رو از وبلاگم کپی کردم پارسال که ایشون رو تو تی وی دیدم نوشتم :
اسپینوسور گونه‌ای از دايناسورهای ددپا است که در جایی زندگي می‌کرده‌اند که ما امروزه با نام شمال آفریقا می‌شناسیمش، از دوره‌ی آلبیان تا دوران سنومانین از عصر کرتاسه‌ی پسین. اسپینوسور ممکن است بزرگترین دايناسور گوشتخوار جهان باشد، حتی بزرگتر از تیراناسورها و جیگانوتوسورها. برآوردهای منتشر شده حاکی از آن است که اين جانور تا ۱۸ متر طول داشته و تا ۲۰ تن وزن. شواهد دال بر آن است که اين موجود به مانند کروکودیل‌ها هم در خشکی و هم در آب زندگي
امیررضا جوان 27 ساله‌ای است که‌ 3 سال از زندگي خود را صرف بازی اعتیادآور کلش آف کلنز» کرده و تاکنون 70 میلیون تومان نیز برای آن هزینه کرده است. او رکورددار کاپ در اين بازی و نفر اول در ایران محسوب می‌شود.
به گزارش گروه فیلم و صوت باشگاه خبرنگاران جوان، امیررضا جوان 27 ساله‌ای است که‌ 3 سال از زندگي خود را صرف بازی اعتیادآور کلش آف کلنز» کرده و تاکنون 70 میلیون تومان نیز برای آن هزینه کرده است. او رکورددار کاپ در اين بازی و نفر اول در ایران محسو
آدمها با خودشون و زندگي هاشون چکار می کنند؟ من با زندگيم چکار کنم؟ سخت ترین کار تو دنیا روبرو شدن آدم با خودش، با زندگيشه، با چیزهایی که درست کرده و وای به اون روزی که بفهمه هیچ چیزی درست نکرده فقط خودش و خودش و یه هیچ کامل اطرافش درست کرده.
هروقت به زندگي های خواهرام و اداهای شوهراشون و اينا نگاه می ‌کنم با خودم میگم چه تضمینی هست که ازدواج کنی و زندگيت شیرین باشه اصلا تو که یبار ازدواج کردی و اون ازدواج رو خراب کردی
می دونم ازدواج واسه اين نیست که کسی بیاد زندگي منو اداره کنه اما 
دلم دقیقا همینو میخواد! چون همین الانم زندگيمو خانواده ام و مخصوصا مامانم اداره می کنن 
معده ام ترش کرده 
رانی ندارم فامو دارم 
امپرازول ندارم من خر دیشب رفتم داروخونه هاا! :/ 
معده ام ترش کرده دیشب ش
امام باقر(علیه السلام):چون ازاعمال مدینه فارغ شودازآن مقدارکه خداخواهدمکث کند, پس ازآنجاقصد عراق کند.عاملی ازطرف خوددرمدینه بگذاردوچون آن حضرت بیرون رودنامه ای ازسفیانی به اهل مدینه برسدکه اگراورا نکشیدمردان جنگی شمارابکشم وذریه ی شمارا اسیرکنم, پس عامل آن حضرت رابکشند وچون  به "شقره" رسدکه موضعی است درنزدیکی"بیداء" خبرقتل عاملش به اوبرسد, پس برگردد وشمشیر درایشان نهدوایشان رابکشدوچنانکه کسی ازایشان رانگذاردبه نحوی که قتل حره نزداوچ
دیشب مدام
فریادِ دلم بود
آقا تورا گم کرده ایم
درتک تک قسم هایِ قرآن به سر
همه را قسم دادم که بگویم
"آقا تورا گم کرده ایم".
حتی تو را بالحجه ;به خودت قسم خوردیم
که آقا تورا گم کرده ایم.
باز آ ;جانا ;
ای علتِ زنده بودنمان;باز آ.
#فقط برای آمدن و سلامتش دعاکنید!!!!
#الباقی را خودش حواسش هست!.
#اللهم عجل لولیک الفرج
ادم های مختلفی با مرام های مختلفی رو با لطف خدا دارم اشنا میشم
+حالا نه اين کار خوب یا به درد بخوری باشه یا پدیده نوعی باشه نه کلا یه چیز دیگه ست منظورم شاید تو اين مقطع برای زندگي من خوبه ! شرایط من!
مختصر اينو گفتم که زود بگذرم.
حالا بیشتر توضیح میدم یعنی چجوری !
که واقعا یه حسی تمام وجود ادم رو میگیره که با هیچ عنصری انقدر به هیجان نمیاد درونت :) ارزوهات
قابل بیان و مقایسه با هیچی نیست
وقتی میبینی کسایی هستند که دارن کار میکنن هم رو خودشون و
گاهی دو واژه همسان وجود دارد که یکی عربی و دیگری فارسی است. در اين صورت اولویت با واژه فارسی است. علت اين پیشنهاد هم اين است که اگر از واژه های  فارسی استفاده نشود، کم کم فراموش خواهند شد. واژه های یک زبان درحکم مصالح ساختمان آن زبان هستند که کاخ بلند زبان فارسی از اين نظر سرمایه بزرگی در اختیار دارد.(بی اشکال)                                           (بی اشکال و بهتر)او لیاقت بیشتری دارد.                           او شایستگی بیشتری دار
یکی از کارهای روتین شما بعنوان یک سرباز انجام نگهبانی هست . 
برخلاف تصور ، نگهبانی ربطی به مدرک نداره و شما با هر مدرکی در آموزشی باید نگهبانی بدین . نگهبانی بستگی به تعداد پست های نگهبانی شما و تعداد سربازان داره. برای ما تقریبا هر 3-4 روز یک بار نگهبانی ثبت میشد. نگهبانی به اين صورته که شما 8 ساعت از روز رو به نگهبانی می گذرونید یعنی 2 ساعت نگهبانی و 4 ساعت استراحت (اين بخش استراحت برای ساعت خاموشی صادق هست و در سایر ساعات باید به کارهای عادی آمو
رسوم جالب عروسی کشورها
 
جشن ازدواج یا عروسی مراسمی سنتی یا آیینی است که طی آن آغاز یک ازدواج و زندگي مشترک یک زن و مرد جشن گرفته می‌شود. اين مراسم در کشورها و فرهنگ‌ها، ادیان و مذاهب، گروه‌های قومی و حتی طبقات اجتماعی گوناگون، به صورت های گوناگون برپا می شود. مراسم جشن عروسی از مبحث کارکردی ازدواج جدا بوده و بخش قانونی و کارکردی ازدواج در کشورهای گوناگون، معمولاً در دفاتر قانونی انجام می‌ شود.
مراسم ازدواج و مراسمی است که در آن
۱- آیا استعداد ها و توانمندی­های خود را می شناسید؟
۲- آیا علایق خود را بخوبی می­شناسید؟
۳- آیا رشته ای که انتخاب کرده­ اید، با توانمندی­ها و علایق شما مطابقت دارد؟
۴- آیا تحت تاثیر محیط، وجهه اجتماعی رشته مورد نظر یا پیشنهاد دوست و آشنا رشته خود را انتخاب کرده­ اید؟
۵- آیا به خاطر اينکه رتبه­ تان مطابق میلتان نشده و می خواهید هر طور شده در دانشگاه پذیرفته شوید، اين رشته را انتخاب کرده­ اید؟
۶- فکر می­کنید که اگر به رشته­ تان علاقه‌مند نباشید،
من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید ماده ای در قفس انداخته دلم شاد کنید (اين داستان مرغ عشق بی‌شعور)
 
طرف مو کاشته دماغشو عمل کرده بوتاکسم کرده ابروهاشم که مثل نخ کرده لبشم پروتزیه فقط هر کاریش میکنیم سیبیلاشو نمیزنه میگه مرد باید سیبیل داشته باشه
تابستان است اما مثل اينکه ویروس سرماخوردگی گرما را خوب تاب اورده است.بیشتر مواقع دقت که کرده ام سرماخوردگی از خانواده هایی شروع می شود که قلیان می کشند و معمولش اين است که از انها صاف به خانه ما برسد و من اولین نفری هستم که درگیرش می شوم.امروز خدا را شکر کردم که مجبور نیستم با وجود بیماری ناهار درست کنم.دیری نگذشت که دو غریبه مهمان اين خانه شدند.در دل به مراسم شکرگزاری ام پوزخند زدم و به اسارت دیرین زن در اشپزخانه و عمری که بیهوده تلف شده و جبر
بیست سالگی برای من سن خیلی مهمیه و همیشه برام مهم بوده که تا قبل از اتمام بیست سالگیم، من حسابی کیف کرده باشم و کارای مفید کرده باشم و به معنای واقعی "زندگي" بکنم. و خب من اينجام و تقریبا پنج ماهی از بیست سالگیم گذشته و من اين اواخر زیاد از شرایط راضی نبودم.
بنابراين همونطور که چند روزه ذهنم درگیر شده، امشب یه لیست نوشتم از بیست کاری که تا قبل از تموم شدن بیست سالگیم باید انجام بدم. البته ممکنه به مرور باز فعالیت هایی بهش اضافه بشه اما چون اولین
افزایش گازهای گلخانه‌ای در جو زمین تعادل طبیعی اين کره را بر هم زده و دمای آن را بالا برده است. حال رسانه‌ها می‌نویسند که تنها ۱۸ ماه دیگر برای نجات کره زمین فرصت هست. اين هشدار چقدر جدی است؟
اين خبر بد از کاخ باکینگهام در لندن به بیرون درز کرده است. شاهزاده چار، ولیعهد بریتانیا، گفته است: من تقریبأ مطمئن هستم که در ۱۸ ماه آینده مشخص می‌شود که آیا ما می‌توانیم گرمایش کر‌ه‌ زمین را در سطحی که بتوانیم روی آن زندگي کنیم، حفظ کنیم یا خیر.»
بخشی از تحقیق در مورد جانوران
اگر میخواهید تحقیق در مورد جانوران عجله کنید و از سایت ما ارزان بخرید.
همه مقالات پیرامون تحقیق در مورد جانوران به فروش می رسند.
سایتی باشکوه در زمینه فروش مقالات پیرامون تحقیق در مورد جانوران راه اندازی شد.
دانلود تحقیق در مورد جانوران برای موبایل با لینک مستقیم.
دارایی خود را صرف خرید کتاب های گران قیمت ننمایید. مجموعه نظریات در کتب مختلف پیرامون تحقیق در مورد جانوران را به صورت یکجا دریافت نمایید.
تحقیق د
آدمها تاریخ مصرف ندارند اما وقتی کسی برای تو تموم شده، یعنی تموم شده و به اين سادگیها قابل برگشتن نیست.به نظر من رابطه ها مثل همه چیزهای دیگه باید رشد کنند تا ازشون لذت ببریم و تمایلی برای ادامه دادن داشته باشیم.وقتی یه رابطه مدتها ساکن و بدون هیچ رشدی باشه به صورت کاملا غیر ارادی از اون آدم دور میشیم.چیزی که الان من میبینم یه آب صاف و زلال که هر کسی با دیدنش ازش تعریف می کنه بی خبر از انکه چون آب ساکن از زیر در حال گندیدن و به زودی بوی تعفنش تو
مثلا اگر هاجر سه ماه پیش بود از حرف‌هایی که امروز شنیده بود از غصه دق میکرد ولی حالا، مرگ تو اثر مثبت خودش را گذاشته و آمپول بی‌حسی عظیمی شده‌ست که مرا نسبت به زندگي کرخ کرده. انگار همه چیز را از پشت شیشه نگاه میکنم. انگار اين زندگي که در جریان است، مال من نیست. انگار از شیشه‌های عینک شنا به فروریختن تمام دنیا نگاه می‌کنم.
بنابراين موضوع ایثار اهمیت فراوانی دارد،
اين اهمیت تا بدانجاست كه در بسیاری ازجوامع اسلامی، به عنوان یك امر دینی در سازمان
بخشیدن به جوامع و دفاع ازجامعه زندگي جمعی نقش بسیاری داشته است. هدف از ارائه اين
مقاله شناساندن جایگاه ایثار و فضلیت آن در اسلام، و همچنین تصریح آن جهت بالا بردن
روحیه ایثار و ایثارگری در افراد و جامعه است.

با نوای کاروان
مقدمه ی وصیت نامه ای که چندسال پیش نوشتم:زندگي قافیه باران استگاه با یک گل سرخگاه با برگ سیاهبیت آخر می شودزندگي باغچه امید استگاه با آه خزانگاه با تابش توفصل آخر می شودزندگي شب های مهتابی استگاه با رویای توگاه با تعبیر ماهشب آخر می شودزندگي درگیر عشق استزندگي درگیر رویاستتا بدانی و بخوانیزندگي یک رویاستزندگي صاعقه حادثه استگاه با باران عشقگاه با کویر دلزندگي سر می رسد.
خب اينجوره که من بند خوابم. خواب پناه منه، فرارم از دنیای ملال‌انگیز. منتها اين حالی نیست که می‌خوام. می‌خوام بدوام، با تمام توان و بی‌وقفه و خواب مثل استراحتگاهیه که زود به زود تو راه هست، بد نیست منتها جوری شده که نگاهم دنبالشه، امیدوام تا به اين استراحتگاه برسم و راستش هنوز نگاهم ایدئولوژیکه و دوست ندارم چنین زندگي‌ای رو که به خواب پناه می‌برم، دلم تکاپو می‌خواد اما مری دست بردار تکاپو کجا بود آخه؟ نمی‌دونم زندگي چیه احساس می‌کنم د
عزت نفس را می‌توان احساس
ارزشمندی درباره‌ی زندگي شخصی، اجتماعی و شغلی‌مان تعریف کنیم. اگر در دوران کودکی
از سوی خانواده، دوستان یا محیط مدرسه مورد عشق و احترام قرار گرفته باشیم، عزت
نفس سالمی در ما شکل می‌گیرد.
کمال مطلوب اين است که ما همه‌ی
اين شرایط را در دوران کودکی تجربه کنیم و عزت نفس ما تقویت شود. اگر در خانواده
احساس کنیم که قدر و منزلت ما را می‌دانند، به ما مهر می‌ورزند، همسالان ما را در
جمع خود می‌پذیرند و قبول می‌کنند و در محیط
بسم الله الرحمن الرحیم ./ 
 یک سال از زندگي مشترکمون گذشت ، تو اين یک سال کنار هم بزرگ شدیم و بزرگتر . زندگيمون پر از فراز و نشیب بود. خیلی از کارها و مسائل رو تجربه کردیم و کلی چیز یاد گرفتیم از همدیگه.
حقیقت اينه که ما خودمون بودیم ، خودمون دو تا ، بدون هیچ پشتوانه ی مالی !
اينو مینویسم چون حس میکنم توی اين دوره و زمونه که وضعیت اقتصادی خیلی زندگي ها رو سخت کرده ، ازدواج کردن هم شده شبیه گذر از هفت خان رستم !
تو زندگي مشترک تصمیم گرفتن برای امور
معمولا شخصیت های محبوبم آدم های خیلی معروفی نبودن! مثلا نیکیتا! اون بهترین زنی است که دوستش دارم 
از استیج شناختمش و هنوزم شدیدا پیگیرشم و هنوزم خییییلی دوستش دارم
اصلا حرف که می زنه من عشق می کنم 
جدیدا که ربل رو هم به دنیا آورده دیگه علاقه مو دوبل کرده :)
الان یه مصاحبه جدید ازش دیدم
× شاید داره مثلا زندگي نزیسته من رو زندگي می کنه
زندگي جاری است
در باور باد،در زمزم رود
پشت گریه ی سنگ
پای آن شاخه ی چوبی نگاه!
زندگي نم نم باران در روز،نم نم باران در شب
زندگي شوق دو چندان دارد
زندگي باور یک اشک در چهره ی من
زندگي خاطر یک گمشده در ساز آکاردئون
زندگي گاه به گاه تنهایی
زندگي شوق به پرواز پرستو هاست.
شاعر : عیسی کیانی
(در نظر داشته باشید که دارم در مورد فضای کوچیک روستا باهاتون صحبت میکنم.)
رفته بودم خانه عمه و حرفها حسابی طول کشید. اذان تمام شده بود که خداحافظی کردیم. عمه تمام سبزی های تازه اش را ریخت برای من. خواستم برای خودش سبزی بچینم که محمدرضا گفت شما بفرمایید. بعد هم رفت توی خانه. مانده بودم چجور حالیش کنم که مردانگی اش را برای خودش بگذارد! و اصلا حالی اش کنم یا نه؟ چیزی نگفتم. 
محمدرضا نوه عمه است. گمانم که بیست و پنج سال را دارد. راستش خوشم نیامد. از
در امروزیم و غصه فردا داغدارمان کرده که نکند فلان شود نکند بهمان شود
در امروزیم و افسوس گذشته رنجورمان که چه شد چه بود
لحظه لحظه روز های عمرمان در درگیری است درگیری که نمیدانم کی قرار است تمام شود ملالی نیست
اما باید دانست از زندگي چه چیز را میخواهی  زندگي را یا لحظه  را یا ارامش را یا همه چیزو
تا بیایم اين و به جمع برسیم 40 سالگی و گذروندیم
حالا در اين سن در اين فکرم که زندگي بستر است بستری برای عبور    عم تمام زندگي هارا نگاه میکنم دست اند
در تعریف عشق، گاهی به تعاریف متفاوت و متناقضی می رسیم.
مثلا در داستان "سال بلوا"، عشقی که روایت میشه، (که به زعم بعضی خواننده ها، یک عاشقانه ی لطیف و عجیب و شورانگیزه!) به نظر من، روایتِ رنج یک دختری ئه که بابت نادانی خودش و اطرافیانش داره عذاب می کشه.حتی عاشق شدنش هم، ناشی از همون ناآگاهی و خفقان بود و وارد نمیشم به لحظه های رخوت باری که از وصف حس و حالش داشت.
بریم سراغ تعریف دیگه ای از عشق.
اين یکی به دختربچه ی ناآگاه ایرانی که در خفقان چند دهه
عاشق روزایی هستم که برف گوله گوله میباره. اين روزا بخاطر سال نو میلادی کارتنای با تم کریسمس که توش از برفه نشون میده و من مست میشم. برفم که میباره پرده ها رو میزنم کنار که لحظه به لحظه تماشاش کنم. ظهر برگشتنی برف تموم شد. بچه ها رفتن آهن ربا بخرن که بعدش هوس کردن برف بازی کنن. سه تایی بازی میکردن و من تو ماشین بودم و مست صدای خنده و شادی جوجه ها. چیزی که میدیدم کل زندگي من بود سریع گوشیمو برداشتم و فیلم گرفتم از کل زندگيم. اين فیلم شده شارژر من. الا
آدم هایی که از دور و برشان راه و رسم گرگ بودن را یاد گرفته اند ولی انتخاب کرده اند که خوب و خیر رسان باشند، وقتی در دام گرگ ها می افتند و تکه پاره می‌شوند، خون خدا به جوش می آید. کسانی که از روی غرض و مرض به یک فرد بی آزار ظلم می‌کنند، روی نامردان را سفید کرده اند. هیچ چیز جز غیرت خدا و صحنه قیامت نمی‌تواند به حسابشان برسد.
نیمه ی نیامده ی من، هیچ میدانی توی اين سالهایی که دور از سایه ی تو و خانواده ام در غربت زندگي کردم، چقدر به خاطر تنهایی ام، گ
قسمت چهارم

+با من هستید؟؟ 
× شما انگلیسی بلد
هستید ؟؟ 
+ بله .
 × می خواستم ازتون آدرس بپورسم ! 
+بفرمایید .  .
+ خوب

× می دونید کجاست ؟؟ 
+ میشه گوشیتونو رو از نزدیک تر ببینم ، آ درس رو نمی
بینم .
 × شما که نیستید ؟؟  
+ بله ؟؟؟؟؟ نه خیر نیستم!!
 × ببخشید که گفتم
اخه تو یه کشور غریبم . 
+ خوب   باید
همینو مستقیم برید بعد برید سمت راست . 
× ببخشید یه آدرس دیگه هم دارم ، باید اينو
اول نشون می دادم خخخخ چقدر خنگم !!!
 چقدر خوبه که انگلیسی بلدید
خانه های بزرگ اما خانواده های کوچک داریم،
مدرک تحصیلی بالااما درک پایینی داریم، 
بی هیچ ملاحظه ای روزها را میگذرانیم اما دلمان 
عمر نوح میخواهد
کم میخندیم وزود عصبانی میشویم،
کم مطالعه میکنیم اما همه چیز را میدانیم،
زیاد دروغ میگوییماما همه از دروغ متنفریم،  زندگي ساختن
 را یاد گرفته ایم اما زندگي کردن را نه!
ساختمانهای بلند داریماما طبعمان کوتاه است، 
بیشتر خرج میکنیم اما کمتر داریم، 
بیشتر میخریم اماکمتر لذت میبریم! 
فضای بیرون را فت
نمیدونم از کجا واز چی شروع کنممعمولا وقتی اينجوری میشم خیلی سخت میشه همه چیز برامحتی نوشتن
حرفها و کلمات درونم را پر کرده اند و آمده و آمده اند تا گلویماز انجا بالاتر نمی آینددارد خفه ام می کنند اين همه نگفتن.

به زندگي اين روزهایم از بالاتر نگاه میکنم
امسال.سالی پر از نوسان.بلندی هایی که رمق از جوانی ام گرفت. و پستی هایی که پستم کرد.
در قسمتی از سالهای عمرم گیر کرده ام.حبس شده امهرچه به در و دیوار میزنم ولی هیچ کس به کمکم نمی آ
پارسایی تفکر
فیلسوف آلمانی هایدگرمی گوید  پرسشگری  پارسایی تفکر است.راستی که ما اگر همین یک قلم را زینت زندگيمان نماییم چه
امکان بزرگی را برای مراوده و تساهل در روابط اجتماعی ساخته ایم  و چه وزنی از منزلت را از وجه انسانی خویش به
فعل  در آورده ایم نیاز به پارسایی در همه جنبه های زندگي نیاز
امروز و هر روزه بشر است اما در جنبه پرسشگری و پاسخگویی والاترین نیازهاست که اگر
به زیور زندگي آدمی درآید در پی آن دانایی و منزلت گزینی نوع بشر نسبت به
زندگي کسالت بار شده - همونطور که در پست  یاران دبیرستانی عرض کرده بودم - از همین رو گفتم یه تحولی توی زندگيم ایجاد کنم و تصمیم گرفتم friends رو شروع کنم بلکه بشوره و ببره اين روزا رو. به قول پوریا sitcom باید جزئی از زندگيت باشه نباید از زندگيت حذفش کنی.friends یا بهترین سریال زندگيته یا یکی از بهترین ها هست به طوری که میشه گفت بی همگان به سر شود بدون فرندز نمیشود! ولی خب دلیل اصلی برای دیدن فرندز اينه که تازگی سر هرچیزی استرس میگیرم و اين نمیزاره مث آد
توضیح پیرامون علوم انسانی
ترجمه مورد تایید و بدون اشتباه درمورد مقاله با عنوان خانواده یک نهاد اجتماعی را از اينجا خریداری نمایید.
Do you intend to download مقاله با عنوان خانواده یک نهاد اجتماعی file here?
دانلود اختصاصی مقاله با عنوان خانواده یک نهاد اجتماعی از سایت ما با لینک مستقیم.
خرید مقاله با عنوان خانواده یک نهاد اجتماعی با ارزان ترین قیمت و درگاه پرداخت معتبر در سایت ما.
همه مقالات پیرامون مقاله با عنوان خانواده یک نهاد اجتماعی به فروش می رسن
میگه تهش اونی که باید برنده باشه عشق و کشف و اتفاقه نه تعهد و دلسوزی و وظیفه.
فکر می‌کنم همین تفکر ما رو بگا داده. زندگي رمانس، کشف و عشق و اتفاق در مقابل زندگي عقلانی تعهد و دلسوزی و وظیفه.
هنوز بلد نشدم خودم رو موظف کنم اما باید که بشه. باید زندگي معقول رو انتخاب کنم و همت کنم اونجور باشم تا بتونم از اين رمانس کثافتی که وجودم رو پر کرده دور بشم. چاره‌ای نیست باید معقول بود، و الا تهِ تهش باید انگشت حسرت بگزی و خب کی اين حسرت رو انتخاب می‌کنه؟ د
و یک حقیقت ساده و البته تلخی که شخصا به آن رسیده ام اين است،خاطراتی که ما از آدم ها داریم، بسیار بیشتر از حضور واقعی آنهاست در زندگي ما!یک دیگ گذاشته ایم وسط و او را انداخته ایم درون دیگسپس هر چه با او در ارتباط بوده، هر احساسی که از ارتباط با او داشته ایم، هر ترانه و آهنگی که در حال دوست داشتن یا فراق او شنیده ایم، هر کوچه و پس کوچه و شهری که با یاد او در آنها قدم زده ایم را ریخته ایم درون اين دیگ!همین شده که میبینی تمام زندگيمان شده خاطرات او!ان
بعد از نماز شیخی توی بلندگو میگه:می خوام کسی رو بهتون معرفی کنم که قبلا بوده، مشروب و مخدرات مصرف می کرده و هرکثافت کاری  می کرده، ولی خدا الان اونو هدایت کرده و همه چی رو گذاشته کنار.بعد گفت: بیا فلانی میکروفن رو بگیر و خودت تعریف کن که چه جوری توبه کردی.طرف اومد گفت:من یه عمر ی می کردم، معصیت می کردم، خدا آبروم رو نبرد،اما از وقتی توبه کردم، اين مرتیکه واسم آبرو نذاشته! :)))))))))
مقاله لاتین + ترجمه فارسی آن با عنوان ” فن آوری  اطلاعات و ساختن یك زیر ساختار شبکه  بی سیم بعنوان  دستیار زندگي در خانه”
 
 
Information Technology for Assisted Living at Home
building a wireless infrastructure for assisted living
 
Abstract—A heterogeneous wireless network to support a
Home Health System is presented. This system integrates a
set of smart sensors which are designed to provide health
and security to the elder citizen living at home. The system
facilitates privacy by performing local computation, it supports
heterogeneous devices and it provide a platform and initial
architecture for exploring the use of sensors with elderly people
in th
پیش نوشت: بعد از مدتها امروز سر زدم اينجا و صرفا برای آشتی دستهام با کیبورد چند خطی مینویسم. به گمانم دو سه روز دیگه بردارم اين نوشته رو.
در هجمه بلوغ و هورمونهایی که مغز رو تصرف کرده بودند، با خودم فکر می کردم، تنهایی یعنی نبودن مونسی و همدمی و هم آغوشی. فکر می کردم به محض اينکه پای نیمه گمشده به زندگي باز بشه همه اين تنهایی ها رخت بر می بندن و آرامش همه زندگي رو در بر میگیره.
چقدر ساده انگارانه به دنیا نگاه می کردم، امروز معتقدم تنهایی سهم بشر
. دریافت فایل pdf .

وقتی در تاریخ به دنبال بهترین سبک‍‌های زندگي می‌گردیم یکی از بهترین گزینه‌ها را سبک زندگي شهدا پیدا می‌کنیم. شهدایی که در زمانی نزدیک به زمان ما زیسته اند و در شرایطی مشابه با شرایط زندگي ما زندگي به سبک اسلامی را تجربه کرده‌اند. از طرفی با نگاه به توصیه‌ها و تأکیدات امام ‌ای در مورد خانواده و نقش خانواده در شکل‌گیری جامعه اسلامی، بر آن شدیم تا الگوهایی از زندگي خانوادگی شهدا دستچین ک
هم اينک، همینجا زندگي کن! 
زندگي کردن در امید، زندگي کردن در آینده است
و اين خود به تعویق انداختن زندگي به معنای واقعیست. 
اين نه راه زندگي کردن، که راه خودکشی است.
هیچ احتیاجی به امید نیست و هیچ احتیاجی به احساس ناامیدی هم نیست. 
هم اينک، همینجا زندگي کن. 
زندگي به طرز فوق العاده ای لذت بخش است. 
همینجا دارد می بارد و تو جای دیگری را می نگری.
اشو 
الماسهای آگاهی
به تازگی خبری شنیده‎ام که سخت مکدّر و عصبی‌ام کرده است. چون درباره‎ی درست بودنِ نقل کردنش مطمئن نیستم آن را نمی‎گویم. می‌نویسم که فقط خالی شوم. بشر بد است بد. هر روز دارد مرزهای جنایت و قساوت را جا به جا می‎کند. لعنت به اين زندگي.
فضای مجازی جای مسائل مهم و خبرهای ی است نه اين خبرهای زرد.» اين، فقط همین بخش آخر گفته‌های مهدی هاشمی شاید غافلگیرکننده‌تر از همه شوکی است که خبرهای زندگي خصوصی‌اش در صبح یک روز جمعه، شبکه‌های اجتماعی را درنوردید.
مهدی هاشمی که از سلطان و شبان» تا ضدگلوله» با بازی‌هایش کلی خاطره داشته‌ایم و همیشه تا حالا که حوالی ۷۰ سال دارد، زوجش با گلاب آدینه برای‌مان عزیز بوده جمله‌ای گفته و از مردم خواسته در شبکه‌های اجتماعی خبر زرد ازدوا
۱. در ذخایر تلگرامم متنی پیدا کرده بودم که چند وقت قبل نوشته بودم و در آن اعتراف کرده بودم که حسودم. مشخصا فردی و داستانی را ذکر کرده بودم و حسادتم به آنها را با جزییات برای خودم شرح داده بودم. نتیجه‌ی خاصی در بر نداشت جز اينکه دیگر خودم را پیش خودم سانسور نمی‌کردم. و حداقل حسادت را به عنوان بخشی از رذالت خودم پذیرفته بودم. اين برای من گام کوچک و موثری بود تا از آن هیئت قدسی دور از خطا که برای خودم متصور بودم کمی دور شوم. 
۲. من انسان ناتوانی هست
داستانک
نوشته ای: "من را ببخش". 
اول بگذار بگویم که پیامت ذوق زده ام کرد. تقریبا اولین پیامِ خودجوشِ عاطفی ای بود که در طولِ سالها، زندگي مشترکمان برایم فرستاده بودی. بعد اينکه، خُب چند بار جمله ات را خواندم ولی نفهمیدم دقیقا بابت چه چیز باید ببخشمت! بابت اينکه با آن زن خوشحال تری و توی عکسی که کنارش نشسته ای داری از ته دل می خندی؟ یا اينکه برخلاف عکسهایِ محدودِ دونفره ی خودمان، دستت را محکم دورش حلقه کرده ای؟ برق چشم هایت را باید ببخشم که آثار
آورده اند روزی شیخ عزم خرید نان کرد. وقتی صف نانوایی را طولانی دید، دروغی ساخت و گفت چه به بطالت در صف نان ایستاده اید که در مسجد شهر آش می دهند! مردم صف را رها کردند و به سوی مسجد دویدند.شیخ قبل از اينکه لذت نبوغ خود را ببرد و از صف دودر شده نان بی نوبت بگیرد، متحیر از هجوم مردم کوچه و بازار به سمت مسجد شد، با خود گفت نکند واقعا آش بدهند و سر من بی کلاه بماند؟! اين شد که خیال نان را رها کرد و قابلمه به دست به سمت مسجد دوید.حکایت جالبی ست حکایت دولت
اين را همه تجربه کرده ایم
و بارها از بزرگان شنیده ایم
که با تداوم و استمرار است که اتفاقات خوبِ زندگي رخ می دهد
به یک شب و دو شب نیست
 
شاید برای همین بوده که عارفان، ترک یک گناه یا عادت به کار نیک رو به مدت چهل روز مراعات می کردند
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب