نتایج پست ها برای عبارت :

ای ننمه مسافره ای ننمه بزار بره

بیا بیا قرش بده هانی
مث اينکه امشبم واس ما نی
برو اونور تر خو جا نی!
واسه دوس نداشتنت راه نی.
بايسشو ببین جون بابا
اومدم دنبالت حالا
همه میگن هانی پاشو سوار پرايد شو حالا
اسم من آنپان منه آنپان منه
هانی هم عشق منه عشق منه
اسم من آنپان منه آنپان منه
هانی هم عشق منه عشق منه
PT. 1‏

هانی هانی. جون بله روبات؟!
بیا بریم شام بخوریم الان جیسوگ میاد
شام چیه شام چیه
یه غذاي نونیه یکم ماست و شیره واسه من و اونیه
PT. 2‏

کککک خودش گفت بزار هاااااا من قصدی ندا
همه آدما تا وقتی سرشون به سنگ نخوره انتخاب درست رو نمیکنن؟ واقعا نمیدونم چرا بعضی اوقات میگم ولش کن بزار تا تهش برم فوقش سرم میخوره ب سنگ میفهمم دیگه! آخه چرا بايد یه همچین کاری بکنم تا موقعی که سرم بخوره به سنگ کاسه چه کنم به دست بگیرم؟ خب چرا همون اول مث آدم انتخاب درست رو نمیکنم؟ یا چرا وقتی انتخاب درست رو میدونم انجامش نمیدم؟ واقعا بعضی موقع ها به مزخرف بودن خودم پی میبرم، یه سری چیزا که حتی بعد اينکه سرم خورد به سنگ روم نمیشه به روی خودم ب
متن آهنگ بزار برو
تو خوب بودی هیچ شکی نیست میخواي بری خب حرفی نیست دیگه بهونه نیار بروخاطرات زود از بین میرن حرفاتم که بی تاثیرن پس معطل چی ايحالم از وقتی‌ رفتی‌ مثل آسمون گرفته داغونه داغونههوا هم که با ما قهره انگار پره باد و تگرگ و بارونه بارونهدل من هواتو کرده میون اين همه ویرونی ویرونیتوی اين شهر شلوغو تاریک مثل من دیگه داغون نیستتو خوب بودی هیچ شکی نیست میخواي بری خب حرفی نیستدیگه بهونه نیار بذار خوب تموم شه زودتر بذار بروخاطرات زود
همه فک میکنن خودزنی کردم
همه میگن دیوونست
بعضیا میگن اين زخماي رو دستش واسه جلب توجهه
هیچکس لمسش نمیکنه
اينا خلاصی از درده
دردی که زیر پوست من آتیشم میزنه
وقتی رگامو پاره میکنم انگار دارم یه درد عمیقو از زیر وجود سیاهم میکشمش بیرون میکشمش رو پوستم
یه درد غیر قابل تحمل رو به یه درد قابل دیدن تبدیل میکنم
بزار حداقل لمسش کنم
اينجوری سبک میشم وقتی دردشو حس میکنم حداقل اين قابل لمسه
وقتی قابل لمس میشه قابل تحمل میشه
خب 
اين چثد روز اخری بیام پیشتون 
شروع کنیم 
وبلاگ حذف نمیکنم.
نمیفروشم.
نمیام.
امانت میخوام برام نگهش دازید تا وقتی برگردم.احتمالا یکی هم بزارم نویسنده.
موضوعات بعدی.


دلم خیلی تنگ شده.میدونم اين اخرین خیلی دارم تلخ و غمگین مینویسم.اما واقعا شرايط منو نمیبینید.کاش یکی میومد میگفت خسته شدی. یکم بار زندگیتو بده کمکت حمل کنم.یا خدا میومد میگفت.دختر جون.تو دیگه بسته.زیاد امتحان پس دادی.بیا بقیه سوال هارو خودم جواب میدم 

از اتفاقات اخیر بگم.جهی
سلام
ساعت 4 صبح بیدار شدم داشتم یه خواب میدیدم. گفتم بزار اين دفعه تو یه ویس بگم چی داشتم میدیدم بعدا بررسی‌ اش کنم. شايد باورتون نشه ولی 10 دقیقه حرف زدم و با اين که اين همه حرف زدم ارتباط بین سکانس هاي مختلف که توضیح دادم رو اصلا یادم نمیاد. خودم فکر میکردم خیلی چیز روتینی تو خواب دیدم که یه دیقه میگم تموم میشه. 
البته با هدف lucid dream خوابیدم شب و قبلش یکم تمریناتش رو کردم. ولی انتظارم انقدر نبود!
دو مرحله خواب تو هم بود که تو مرحله دوم لوسید شدم ک
 ﻋﺴﻞ ﺑﺎﻧﻮ
 
 ﺳﻴﺎوش ﻗﻤﻴﺸﻲ 6/8 سنگین        
 Dm                                                C                     Dm 
عسل بانو هنوزم پیش مائی         اگر چه دست تو تو دست من نیست
Dm                                                      C               Dm هنوزم با تو ام تا آخرین شعر         نگو وقتی واسه عاشق شدن نیست
Dm      C       Gm                        F       C               Gm  Dm
 حالا هر جا که هستی باورم کن                بدون با یاد تو تنها ترینم
Dm   C          Gm           
امروز با خودم عهد بسته بودم اين همه تنبلی روبزارم کنار و بشینم تمام تمرین هاي که برنامه زندگیم بود رو بررسی کنم و بهش یبرسم.اتاقم رو جارو زدم و بهش کلی رسیدگی کردم خیلی گردو خاک و دوده گرفته بود و بهم ریخته شده بود.کتابها هم جابجا کردم ولی دلم نیومد بزارم تو کتابخونه و گفتم بهتره یادم بمونه که چه روزايی رو گذروندم.علاوه بر پرده اتاق رو در آوردم و تمیز شستم که نو بشه و از گردخاک نجات پیدا کنم .هر چند وقت کتابخونه نشد که تمیز کنم اما وقتی حال ات
وقتی از بلند هاي زمانی که داشتی پرت زمین میشی،متوجه میشی تازه خیلی هم بد نیست و تو رو به موندگار کردن در جايی که انتخاب کردی وادار میکنه بعد میبینی قشنگه زشت نیست.اينکه ما هر بار با همدیگه چقدر بی راهه میریم و بر میگردیم و هی به خودمون میگیم الان نه بزار باشه بعدمیتونه چیزی باشه که هر بار خواستیم به خود بودنمون نزدیک تر باشیم یا بشیم اما نه اينکار رو نکردیم و یه قدم به عقب و جايی که بودیم میریم و خوب سرجامون میشینیم.خواستم به خودم نهیب بزنم ک
گرچه می گفت که زارت بکشم می دیدم. در نهانش نظری با من دلسوخته بود.اشاره کن؛ تا به یکباره موجود شوم، دوباره از نو. بشوم آنی که تو می خواهی.
دستم را محکم بگیر مثل دست مهربون اون که دو دستی چسبیدی و رهايش نکردی.
به خودم میگم، خسته نشدی؟چرا اينقدر با اين کلیدها بازی میکنی و سپیدی اين صفحات مجازی را سیاه می کنی؟که چی بشه؟
حرفات تموم نشده؟ اصلا تا کی میخواهی بنویسی ؟کی از اين حرف هاي بی سر و ته تو سر درمیاره؟؟؟
حالا هی بچسب به اين سیستم و کلیدهاش
. گفتم که تلویزیون زیر نویس میکرد دحو الارضه. بابا خسته تر از اونی بود که مفصل جواب مو بده ولی گفت همون روزیه که زمین اين شکلی شد :) منم اندک سرچی کردم و دیدم بله نوشته روزی عه که زمین گسترده شد و اينا . به بابا میگم من که روزه ی قضا دارم تو روز مستحب روزه بگیرم به درد عمم میخوره روزه گرفتنم؟ میگه دقیق ترش اينه که به درد شوهر عمت میخوره . گفتم از م و اينکه کسی نیست . خیلی سر بسته به لبخند گفتم !داشتم میمردم از خفقان . گفت نه :) همین که
کاش یدونه اشوان توی خونه داشتم. کاش #اينجا بودیش بدجور روانیم میکنه. خیلی . نماز صبحم رو خوندم داشتم باخودم کلنجار میرفتم ک نماز حضرت طیار رو هم بزنم بر بدن ک دیدم زانوها همراهی نمیکنه.یاد جوونی بخیر ک هروز میخوندمش. بعدها فهمیدم اينو دختراي بی بخت میخونن ک بخت دار بشن ک بعدش ب طرز عجیبی دیگ نخوندم تا الان.توی اين سالايی ک بدجور حس کهن سالی دارم اما سالی ندارم .کاش یدونه اشوان داشتم. آخ.چه لذتی از اين بالاتر.مثلا اشوان میومد تو عروسی من و کاف
پانداي هاي پلنگی



ثبت شده در کانال بانک گروه و کانال



مثل پاندا خوش قلب مثل پلنگ جدی



ادب و شخصیت مهمه 



دوست باش رفیقم



+۱۸دعوا کل کل نکن



بحث هاي خوب عبرت انگیز و خوب بزار



دوست شو❤️خوش اومدین❤️❤️



https://t.me/joinchat/KLysA1G9yIpeza-atWorWQ



براي ورود به گروه ثبت شده در لینکدونی گروه روی تصویر زیر کلیک کنید



برلی ثبت لینک کانال و گروه خود در لینکدونی گروه همین حالا اقدام کنید



لینک یاب لینکدونی تلگرام
اولین چیزی که ساده ترین راه ابراز علاقه رو دشوار میکنه یک چیز مضخرف به اسم ،غروره
اگر غرور نبود 98.94درصد سختی هاي روی زمین بر داشته و زندگی قابل تحمل تری رو همه تجربه میکردن.اين غرور از کوچکترین مسائل تا بزرگترین و سرنوشت ساز ترین مسائل یا حتی مسائل حاشیه که درست میشن قطعا پاي اين غرور به درد نخور و زندگی سوز وسطه.
اولین چیزی که شیرین ترین زندگی ها رو بهم میزنه غروره
اولین چیزی که بزرگترین کار ها رو خراب میکنه غروره
اخه کجا اين غرور به دردتون خ
یه جاي سرسبز.خیلی سرسبز. 
پر از درخت. درخت سیب و آلبالو.
 یه حوض. یه حوض با فواره. 
که ده یازده تا ماهی قزل آلاي درشت داره.
یه صندلی کنارش. لم دادی روی اين صندلی. پاهاتو گذاشتی لب حوض. سرت بالاست. به حرکت سايه ی آب حوض روی برگاي درخت بالا سرت نگا میکنی. هی نگا میکنی.
بلند میشی یه لیوان برمیداری براي خودت آلبالو میچینی. آلبالو با شاخه و برگ. میندازی توی لیوانت. وقتی لیوانت پر شد میری اب یخخخخخ میریزی توی لیوانت.خوب میشوری آلبالو ها رو. ولی دلت نم
#خاطرات_شهدا 
اي که بر تربت من می‌گذری، روضه بخوان
یک دوست دیگری هم داشت که به واسطه شهید خلیلی با او آشنا شده بود. همین بنده خدا تعریف می‌کرد: با شهید دهقان امیری در گار شهدا بهشت زهرا(س) قرار داشتیم وقتی رسید، حدود دو ساعت سر مزار رسول حرف زدیم.
بعد سر خاک بقیه شهدا رفتیم و هر شهیدی را که می‌شناخت سر خاکش می‌ايستاد و حدود یک ربع راجع به شهید صحبت می‌کرد، جوری حرف می‌زد و خاطره تعریف می‌کرد که انگار سال ها با آن شهید رفیق بوده است.
گرماي ط
فرض کن من فراموشکارم تو بیا یادم بیارکه اولین بار که دیدمت تو بدترین روزاي عمرم بود ک چشمم از هرچی مرده بیزار بود تو اون روزايی ک بدترین بحران زندگی ما بود و شروع شد. ت  قدیمی ترین یادگاری اون روزايی تو شاهدترینی.وقتی ک براي اولین بار با چشماي خیس دیدمت هیچوقت فکرنمیکردم آخرین بارهم همین چشما دوباره تکرار بشن. من اما تصور دیگه اي داشتم.حالا من هروز باخودم مرور میکنم روزهامون رو بدون اينکه یادم باشه.بیاباهم مرورکنیم و بخندیم. بیا باهم تکرار ک
  
اگر اشتباه نکنم ، تابستون ۷۵ یا ۷۶ بود که عزم سفر به مشهد کردیم.
خواهرزاده کوچکم که چند ماهی شايدم چند روز بود که بدنیا اومده بود بیمار بود و شب و روز آسايش رو از همه مون بخصوص خواهرم و دومادمون گرفته بود.
هر روز بی قرارتر از روز قبل گریه و بی تابی میکرد
برده بودنش دکتر و دکتر به خواهرم اينا گفته بود که بايد آماده اش کنید براي جراحی و اتاق عمل ، مشکلش تا جايیکه یادم میاد نافش بود که گویا نیاز به جراحی داشت 
وقت عمل مشخص شد و گفتند شنبه روزی باي
نود و هفت ،نود و هشت، نود و نه .صد. با ته لهجه دهاتیش داد زد .مرجان بیا ببین صد تا سکه اس .مرجان که گره روسری گلدارش را باز میکرد گفت :گفتی چند تا؟ صد تا؟ از مهر منم بیشتره که. هی غلام به نظرت چقدر می ارزه؟ 
غلام دستی به سر و رویش کشید و گفت نمیدونم ولی فک کنم چهارصد پونصد تومنی بیارزه.
مرجان سینی چاي را روی فرش کنار پاي غلام گذاشت و گفت :چهارصد پونصد میلیون؟ 
-هاااا آره .
-کاش میشد یه خونه نقلی بخریم هر چند خونه نقلی بدون صداي بچه صفايی نداره.نه غلا
توضیحات

انگیزشی روزهاي پايانی کنکور
 
همه چیز از یه رویا شروع شد دوست من…
لحظه اي که تو تصمیم گرفتی و خواستی که به سمت اهدافت بری….
یادته روز اول، روزی که تازه شروع کرده بودی که براي کنکور بخونی چقد ذوق داشتی، چقد انرژی داشتی، چقدر تک تک سلولات براي رسیدن به هدفت هیجان داشت؟
همه رویاي بزرگی تو سرتون دارید، چی شد؟ چرا اون رویا ها از دست رفتن؟ چرا خیلیاتون فکر میکنید دیگه نمیشه دیگه نمیتونید؟
عزیز من ، دوست من
اين هفته آخره، د
بعد از یه مدتی دیدم تو مدرسه نماز جماعت برگزار میشه منم گفتم بزار شرکت کنم که برم خونه انقد میلمبونم که در حال م .باز زورم میاد بخونم!.آینده نگری به اين میگن!
مشاور دینی مدرسه هم معمولن پیش نماز بود.در نتیجه ارادت خاصی پس از مشاهده من بهم پیدا کرد!.ولی نیتمو نمی دونست که همون ناهار خوردن بی دغدغه بود!
یه مدتی گذشتو منم هی میرفتم که دیدم یه برگه چسبوندن به دیوار که ینی اسمتونو بنویسین!
روشم یه همچین چیزی نوشته بود "میدونم نمی خواي ریا ک
توضیحات
انگیزشی روزهاي پايانی کنکور
 
همه چیز از یه رویا شروع شد دوست من…
لحظه اي که تو تصمیم گرفتی و خواستی که به سمت اهدافت بری….
یادته روز اول، روزی که تازه شروع کرده بودی که براي کنکور بخونی چقد ذوق داشتی، چقد انرژی داشتی، چقدر تک تک سلولات براي رسیدن به هدفت هیجان داشت؟
همه رویاي بزرگی تو سرتون دارید، چی شد؟ چرا اون رویا ها از دست رفتن؟ چرا خیلیاتون فکر میکنید دیگه نمیشه دیگه نمیتونید؟
عزیز من ، دوست من
اين هفته آخره، دیگه راهی نمونده
قسمت ششم 
 
 +یعنی
چی ؟؟
 بک :
یعنی اينکه تو از دخترا خوشت میاد یا می بینیشون احساسی پیدا می کنی ؟؟
 + خوب
.  اره ، اينو به هر پسر دیگه اي بگی
همینو بهت میگه چون اين ذات انسان که یه احساس خاصی نسبت به جنس مخالفش داشته باشه
!!  به اطرافت نگاه کن ، از انسان بگیر تا
حیونات همه جف هستن ، پس بايد همچین حسی باشه
  بک :
ولی سهون میگه که از دخترا خوشش نمیاد .
+ اون ؟؟ اون که با نگاهش  به دخترا دلشونو می بره اينو گفته می تونم بگم حرف
چرت زده !! اون پوکرفیست اعظم
کاراموزیم راجع به فارنزیک و انتی فارنزیک هست. بايد مقاله بدم. قبل از اينکه شروع کنم به خوندن مقاله هاي زبان اصلی , فارسی سرچ کردم که کمی اشنا تر باشم و با بعضی از واژه ها و اصطلاحات تخصصیش برخورد کرده باشم. رسیدم به یه مقاله فارسی.چکیده و مقدمه اش رو که خوندم چیزی به نظر رسید که میتونست بهم کمک کنه. منتهی از اينا بود که بايد میخریدمش. گفتم بزار ايمیل طرف رو پیدا میکنم بهش میل میزنم خدا رو چه دیدی یهو دیدی مقاله اش رو فرستاد. 
اون قدرها انتظار غیر
 
به دختران خود یاد دهیدقبل از ازدواج به آرزوهايشان برسند،‍‍مردان غول چراغ جادویی علاءالدین نیستند برتراند راسل

**
آقا به خانمش میگه: من خیلی بهت لطف کردم که بدون اينکه چهرتو ببینم باهات ازدواج کردم! خانمه میگه: ببین من چقدر بهت لطف کردم که چهرتو دیدمو باهات ازدواج کردم!! خب برادر من نکن اين کارو !!! با زبون اين خانما نمیشه درافتاد
 ** مرده زنگ میزنه خونه، میگه عزیزم من بعداز ظهر با دوستم میام خونه… زنش میگه خونه ریختو پاشه مرده:میدونم ز
 
تو یه کافی شاپ تنها نشسته بودم روی یه میز دو نفره …
یهو یه دختر خیلی خوشتیپ اومد گفت : شما تنها هستین؟ ”
فاز عشوه و غمناک گرفتم گفتم خیلی وقته تنهااااااااااااام
گفت خوب من اين صندلی رو ببرم اون ور صندلی کمه
 
یه چیزی که مدت ها نگهش داشتی و دیگه به دردت نمیخوره و بندازش دور،
حالا اگه یک ساعت بعدش همون جنس به کارت نیومد بیا بزن توو گوش من
 
دقت کردین ؟
کولر رو ۲۵سرده ، رو ۲۶گرم !
کفش۴۳بزرگه ، ۴۲کوچیک !
صداي تلویزیون ۱۹زیاده ، ۱۸کم !
 
هیچوقت از
بخند که تنها چیزی که ازت برامون مونده عکساته.بخند بذار هرکی که نگاه میکنه فکرکنه حال دلت از خودت بهتره.بزار هیچکی صداي گریه هاي شبونتو پشت تلفن با دختری که همه دنیاش موندی نشنوه.پاشو پنجره رو ببند،اگه کسی هم نیست من بهت میگم؛پنجره رو ببند ؛پنجره رو باز کن؛پاشو آشغالا رو ببر دم در،اه چقدر میخوابی پاشو نگات کنم یکم چشاي سیاتو ببینم که دارن میخندن.ده چرا صدأت میلرزه،مگه تو نبودی که میگفتی به اينده فکر کنم و امید داشته باشم گفتی به بچه اي فکر کن
بسم الله الرحمن الرحیمسلام
+ گزینه بعدیم که تاکید دارم بشه و همون اول ازتون خواستم موافقت سیستم رو بگیرید، سیدعاصف عبداهرا هست. با مسئول دفتر شدن بهزاد مخالفت صورت بگیره من حرفی ندارم و مهم نیست میرم سراغ گزینه بعدی. البته اينکه میگم مهم نیست 30 درصدش مهم نیست و بقیش مهمه چون میخوام اين اتفاق بیفته و کنارم باشه. دلیلش هم اينه که من یا کسی رو انتخاب نمی‌کنم ، یا اگر انتخاب کردم تا تهش پاي اون انتخاب می‌مونم، چون می‌دونم اون گزینه‌ی من آدم ت
بسم الله الرحمن الرحیمسلام
بابت اين پرونده‌ها، بايد پازل‌هايی که داشتم در کنار هم دیگه قرارشون می‌دادم تا پرونده‌ها رو جمع و جور کنم. دلیلش هم اين بود تا قبل از اينکه مراسم خودمونیه معارفه فرا برسه بايد بهشون اشراف می‌داشتم.
فهرست - قسمت قبل
بعد از حدود یک ماه، روز معارفه رسید. در اداره خودمون با حضور مقامات عالی رتبه اطلاعاتی و امنیتی تشکیلاتمون، و رییس ضدجاسوسی جلسه‌اي برگزار شد و طبق حکمی رسمی در بخش جدید اداره مشغول به خدمت شدم.
روز
قسمت چهارم

+با من هستید؟؟ 
× شما انگلیسی بلد
هستید ؟؟ 
+ بله .
 × می خواستم ازتون آدرس بپورسم ! 
+بفرمايید .  .
+ خوب

× می دونید کجاست ؟؟ 
+ میشه گوشیتونو رو از نزدیک تر ببینم ، آ درس رو نمی
بینم .
 × شما که نیستید ؟؟  
+ بله ؟؟؟؟؟ نه خیر نیستم!!
 × ببخشید که گفتم
اخه تو یه کشور غریبم . 
+ خوب   بايد
همینو مستقیم برید بعد برید سمت راست . 
× ببخشید یه آدرس دیگه هم دارم ، بايد اينو
اول نشون می دادم خخخخ چقدر خنگم !!!
 چقدر خوبه که انگلیسی بلدید
عادت.آدم خیلی راحت‌ عادت می‌کنه. ینی بدون اينکه خودش متوجه باشه.۱- شرکتمون توی یه ساختمانه. توی ساختمان چندین شرکت دیگه هم هست. شايد نزدیک ۴۰ تا شرکت باشیم در مجموع. حالا قضیه اينحاس که توی شهرک، نه حراستی هست و نه توی شرکت‌ها به کسی می‌گن چی بپوش و چی نپوش. تابستونه و هوا گرمه. ‌پوشیدن مقنعه سخته. در مقابلش شال (به خصوص براي کسی که شالش رو بازتر می‌گذاره در حدی که مثلا دور کردن نباشه و از اون طرف هم وسط سر باشه) به مراتب توی خنک شدن اوضاع کمک م
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب