نتایج پست ها برای عبارت :

ای ننه تورو بخدا بابا طلب کن تا بیاد

تکست آهنگ سامان جلیلی فوق العاده
بگو چی اومده سرت اينا کین دورو برتکه میذاری میری منو نمیدونی کی شده بال و پرتکی از من دیوونه تره کی هی بگی برو نرهمگه میتونه پر کنه جامو کسی نمیتونه بگه که از منم عاشق ترهدوراتو زدی چی شده که باز اومدی میگی عاشق منی که من برگردمنیستمت تورو هرجا دوس داری برو آره ساده بودم هی تورو باور کردمدوراتو زدی چی شده که باز اومدی میگی عاشق منی که من برگردمنیستمت تورو هرجا دوس داری برو آره ساده بودم هی تورو باور کردمیک
مریم می گه بابا برات یه هدیه کوچیک گذاشته کنار که وقتی اومدی بدیمش بهت :(
رها می گه: بابا به هرکدوممون تک به تک گفته بود اين دفعه حالم بد شد نبریدم بیمارستان. دوست دارم تو خونه م بمیرم. رها گفت خوشحالم چون فکر می کنم خوشحاله.
میلاد گفت: بابا بین خواهرزاده برادرزاده هاش تو رو از همه بیشتر دوست داشت.
گفت بابا هفتاد سالش بود ولی از من تندتر راه میرفت.
چی بگه آدم جز گریه؟
داشتیم با مامان و بابا تو سر و کله هم میزدیم که کی بره واسه شام برنج درست کنه
مامان به بابا می گفت بابا هم به من
هیشکی هم زیر بار نمی رفت
گفتم بیاين تک بیاریم هرکی تک افتاد اون بره
قبول کردن
به بابا شک کردم گفتم ببین تقلب نمی کنی ها
هرکی تقلب کنه خودش بايد بره درست کنه
گفت قبول
تک آوردیم
مامانم خواسته بود تقلب کنه یهو دستش بین پشت و رو تو هوا موند :/
آخرم نشست زمین گفت امکان نداره من برم
بابا رو فرستاد :/
بر خاک حجره ، سر می گذارم                    تنهاي تنها جان می سپارم

قاتل مرا کشت با کام عطشان                    بابا رضا جان ، بابا رضا جان

                         بابا رضا جان ، بابا رضا جان

در را به رویم ، از کینه بسته                      در انتظار مرگم نشسته

او می زند کف ، من می دهم جان              بابا رضا جان ، بابا رضا جان

                          بابا رضا جان ، بابا رضا جان

آب خوش من ، اشک روان بود                    قوت
#یادش_بخیر
یادش بخیر از بچگی بهش میگفتیم یوسف بابا . چون بابا یه جور دیگه دوستش داشت ، یه جور خاصی . ولی اين چند سال اخیر شده بود یوسف هممون . چون همه همیشه انتظار میکشیدیم تا از مأموریت بياد .
 یادش بخیر .
شهید راه نابودی اسرائیل
شهید محمد مهدی لطفی نیاسر
تورو میشناسم از گریه


تورو
میشناسم از گریه ، تورو میشناسم از تکیه
خودت
رو از خودت دارم ، خودت دادی به من هدیه
تورو
میشناسم از بابا که تو هیئت بزرگم کرد
از
اون ی هايی که تا اينجا بزرگم کرد
تورو
میشناسم از گریه ، مصیبت روز عاشورا
توی
هر روز عشق من نوشته روز عاشورا
تورو
از محتشم هاي رو دیوار حسینیه
تورو
از پیرمرداي گرفتار حسینیه
تورو
از گریه ی مادر که با اشکاش شیرم داد
از
اون اشکی که عشق تو به چشماي فقیرم داد
تورو
از روضه ی زینب که بدجوری تک
آقاي ر  چند وقتی هست از زندگیم حذف شده و رفته تو خر. خدارو شکربلاکش کردم.
مرداي ايرانی فقط به بهانه آشنا بودن یه اسمی رو خودشون و رابطه میذارن که راحت تر بکن بکن راه بندازن. مثلا مث آقاي ر بگن که دخترم ما پدر و دختر هستیم!
بابا هاي واقعی ايرانی اصن توجه خاصی به دخترشون ندارن مگه اينکه دختر وابسته باشه.
خیلی راحتترن که دخترشون رو چند وقت نبینن که خدايی نکرده خرج و مخارج شون بالا نره و دختر ازشون پول بخواد.
بابا ها خودشون دیگه بابا نیستن. اين ع
چند وقت پیش تو ماشین وقتی داشتیم می‌رفتیم کلاس، بابا گفت زنگ بزن ببین ننه‌ رو بردن دکتر یا نه. شماره رو تو گوشیش وارد کردم، آورد م بابا». یادم افتاد که بابا آقا رو تو گوشیشبابام» سیو کرده بود عمو هم باباي خودم». کیان همیشه مسخره می‌کرد می‌گفت انگار می‌خوان باباشونو ازشون بگیرن. 
الان ۷۳ روزه که باباشونو ازشون گرفتن. 
من هی میخوام تو ماه رمضون گناه نکنم، غیبت نکنم اما نمیذارن! بابا به پیر به پیغمبر ما دخترا دیوونه نیستیم و با پسرا هیچ مشکلی نداریم، اونان که ما رو دیوونه میکنن! ملت روانی ان بخدا
اومدم خونه مامان میگه یکی واسه امر خیر زنگ زده بود. میپرسم چی کاره س؟ میگه نظامیه. با اينکه دل خوشی از اين نظامی ها ندارم (بخاطر یه خواستگار سمج) اما باز دلم قنج (غنج؟!) میره واسه اين شغل (عرق ملی)! گفتم بگو حتما بیان :) چند ساعت بعدش که نشسته بودیم تلفن زنگ زد! اونا کا
بسم الله الرحمن الرحیم./
بابا از خودت یاد گرفتم محبت به پدر رو ، از خودت یاد گرفتم عشق به همسر رو ، از تو یاد گرفتم بخشندگی رو ، تلاش رو ، شوخ طبعی در عین متانت رو . بابا فداي اون چشماي عسلیت بشم ! قربون خستگیات برم .
بابا جوونیت رو به پامون ریختی و حالا که چند تا خط کوچیک افتاده رو پیشونیت ، هنوزم حواست به تک تکمون هست . که کم نداشته باشیم ، که کم نیاریم . بابا شما خیلی بزرگی ! و من شايد خیلی دیر فهمیدم چقدر عاشقتم .
اما شما
بابا هنوز و تا همیش
بلاخره تموم شد. 
بدترین سال کنکور بودی که میتونست باشه حالا از هر لحاظ (به دنیا اومدن بچه زهرا وتايک ماه مهمون داشتن، افتادن مامان از پله ها ومراقبت چند ماهه، سکته قلبی باباجون(بابا مامان) و مریضی بابا بزرگ (بابا بابام) وعمل وبعدم فوتش درست 13فروردین،تکمیل پايان نامه کارشناسی) اما حس می کنم خوب از پسش براومدم با هر زور وفشاری که بود خوندم. من درحد خودم تلاش کردم فقط کاش بشه:)
الان من موندم و رها شدگی بعد کنکور  
و باز هم منِ دیوونه چارتا پست گذاشتم توهم برم داشت که دارم خودمو خیلی بروز میدم  و باز تصمیم گرفتم بکوبم از نو بسازم اه بابا خسته شدم دیگه چرا ادم نمیشی ؟
اوووف اره خوبه بذار یکم غر بزنم و چسناله کنم حالم بياد سرجاش که الان سر اون غر نزنم بعدم بخواد بگه . لا اله الا الله بذار هیچی نگم .
شمام مختارید اون کوچولو اون بالا رو بزنید و بذارید من به چسناله هام ادامه بدم 
اه بابا فرزانه تو با اين واژه مختارید چیکار کردی که بعد چند سال هنوز تايپ
امشب تولد بابا و غین(مدیریت) بود
طرز کادو دادن پدرجان و مدیریت به همدیگه اينجوریه که مدیریت از دخل دوتا پنجاهی برمیداره با روبوسیو تبریک میده به بابا بعد پنج ثانیه باز بابا همون دوتا پنجاهیو با بوسو ماچو تبریک میده دست مدیریت 
در آخرم مدیریت دوتا پنجاهیو میذاره تو دخل:))
+عکساي قدیمیو نگاه میکردم چقدر بابام پیر شده موهاي مشکی بابا الان کم پشتو سفید شده (دو طرف سرش البته:دی)
۵۱ سالگی بابارو توی عمارت کنار نیروهاي خلوچلمون جشن گرفتیم:))
اونقدر ت
همین الان داداشم اومد یه جعبه دستش بود، بازش کرد پر از چیزاي دخترونه! گفت به کسی نگو ولی دارم برا خانومم از الان کادو جمع میکنم ! اول قند تو دلم آب شد! بعد با خودم گفتم بابا مسخره تو به فکر نتايج کنکورت باش! بعد دیدم به اون دختره حسودیم شد بابا :/ داداش خودمه اصلا!
 متن آهنگ هوروش باند تو مرا دیوانه کردی
رفتم از قلب تو انگار فکرتم هرشبو هرجا میره اين دل واست هر بار تو مرا دیوانه کردیکاشکی نداشتم تورو از اولشم نبودی تو کاشکی که پیدات نمیشد بد دلمو شدی تو نموندی تورفتم از قلب تو انگار فکرتم هرشبو هرجا میره اين دل واست هر بار تو مرا دیوانه کردیماهی برکه برقص کام دنیام شده تلخ بیخیال هرچی غصه اس دل به دریا بون همه خاطره رو میبرم غرق کنم به چه درد میخوره دریا با کی خلوت کنم.کاشکی نداشتم تورو از اولشم ن
بازدید امروز 96چرا؟؟!
 
 نمی دونم والا.تو رو به امام حسین زنگ نزن .من نمی دونم چرا می خواي اذیت شم.بخدا دیگه نمیکشم.تحملم تموم شده با هر بار زنگ زدنت یه هفته ارامشم از بین میره.الانم که عزاداریم اعصاب همه خورده.از عزا در نیومده افتادیم توو عزا.نمیدونم میدونی یا نه ولی پدربزرگ پدریم فوت کرده دو هفته دیگه هم کنکور دارم یه ذره هم آرامش نمونده برام حداقل انتظارم از تو اينه ملاحظه حالم و بکنی لطفا.می دونم دلتنگی می دونم بخدا منم دلتنگم ولی با
مامان میخواست بره گوشی بخره الانم بابا مریض شده و مجبوره ک بره عمل کنه مامان گفت فعلا گوشی نمیخرم و منم یهو داغ کردم و ی حرفی زدم بابا خیلی ناراحت شد خیلی رفت بیرون از خونه و ی ساعت نیومد بعدشم ک اومد بامنو ابجی صحبت نمیکرد نمیخواستم اونطوری بگم یهو از دهنم اومد بیرون دست خودم نبود خیلی ناراحت شدم و پشیمونهمین الان ک مامام و ابجی رفتن بیرون رفتم بابا رو بغل کردم و بوسیدمش ازش معذرت خواهی کردم و گریه کردم منو بوسید و بهش گفتم اشتی کردی باهم
از جنگل ک اومدیم اونقدخسته بودیم ک تا ظهر خوابیدیم و مامان ناهار بادمجان خورش درست کرد رفتم تواينستا دیدم خاله استوری گذاشته ک تولد پدربزرگمه ب مامان گفتم و تعجب کرد یادش رفته بود بعد ب دايی زنگ زد و برنامه ریختیم ک شب بریم خونه پدربزرگ وايزش کنیم کیک و میوه واجیل وخرت و پرت خریدیم ک بریم منم رفتم ی دوش گرفتم و حاظر شدیم ک دايی بياد و بریم ابجی قبل اينک دايی شون بیان با .بابا رفت تا توی شهر دیدم دوتا پلاک و زنجیر خریده اسم انگلیسی خودم و
فردا روز جهانی هتروکرومیا س.
وقتی پنج سالم بود آرزو داشتم یه دختر داشته باشم که چشماش عین چشماي بابا باشه.بابا یه قصه براي چشماش داشت .میگفت چشم عسلیش مال یه سرباز جوان اس رايیل یه میگفت وقتی بچه بوده چشمش سنگ میخوره و میبرنش اونجا براي درمان چون تو ايران نمیشد درمانش کرد بزرگتر که شدم دیدم فقط بابا نیس که چشماش انقدر جذاب و تا به تاس. کساي دیگه هم بودن توی فامیل.
من هنوزم آرزو دارم یه بچه با چشماي تابه تا داشته باشم 
روز اين آدماي خیلییییی
حالا داستان پیچیده تر شده
ماه مهر می آید
و اين بار بايد آب بابا را
خودم به بچه ها یاد بدهم
براي بچه ها شیرینی ِ خواندن
و براي من روضه
اشک شوق خواندن ِ  دانش آموزانم
بهانه ی خوبیست براي اشک ریختن در کلاس  برايت
نه؟
ماه مهر می آید
ماه ِ من
در میان اين آب. بابا.
مِهر ِ تورا چطور یاد ِ بچه ها بدهم؟
تنهاي تنها نشستم گوشه ی یکی از اتاقهاي خونه ی مادرم
هیچکس نیست.
مامان بابا چن روزی میشه که عازم  سفر حج شدن.
من روزها میام اينجا یه دستی روی خونه میکشم و به گلها آب میدم و راه به راه چاي درست میکنم و میگذارم جلوی هرکی اومد اينجا تا حس غربت نبودن بابا مامان رو کمتر حس کنن.
چهل روز ،خیلی زیاده ،خیلییی
ولی به هرحال بايد تحمل کرد
ان شاء الله که سفر خوبی داشته باشن،نه فقط بابا مامان من که همه ی حاجی ها.
سر ی چیزی ک خعلی مهم نیست بین قلب و عقلم گیر کردم. از ی طرفی میدونم با تمام وجودم دلم اونو میخاد و هر چیز دیگ اي بجز اونو بگیرم بازم راضی نخواهم بود، از یه طرف دیگ اي هم عقلم خعلی سفت میگه بايد حواسم ب وضعیت بابا باشه. میدونم ک اگ یکم تلاش کنم ب راحتی گول میخوره و اون کارو انجام میده با وجود اينکه مامان و محمد کاملن مخالفن ولی خب. تهش هم بعد از اون خوشحالی عظیم ناراحت شرايطی ک ب وجود اوردم میشم.
هنوزم یادمه اون روزی ک سر سفره نشسته بودیم و فهمیدم
مامان بابا  عکسا هايشان را  می‌فرستند توی گروه.
مامان
بابا
کنار خانه ی خدا.
دلم برايشان پر می‌زند.براي دست هاي مامان.براي مریم گلی هاي  بابا گفتن.
اما
تهِ تهِ دلم.
دلم می‌خواست آن جا باشم. کنار امن ترین نقطه ی دنیا.کنار  با آرامش‌ترین نقطه ی دنیا.بعدش چند صباحی از اين روزمرگی هايم دل بکّنم بروم کنار خودِخودش، یکم برايش خودم را لوس کنمتا بلکم آن قسمت از تنهايی وجودم که از او تهی ‌ست پر شود
سید مهدی میگوید : مریم بیا به جاي عروسی
( بوی پدر )
پدرم
شبا دیر میومد
همه در خواب بودیم
جز مادر
صبحِ که بیدار میشدم 
تـویِ اون هواي سرد
رفته بودش پدرم
 رخـتِ خـوابِش خالیَ بود
میخـَزیـدَم آروم
سـوی رخـتِ خـوابِ گرم بابا
اون مُتـکا و پَتـو 
بوی بابارو میداد
کاش بودی بابا
حبیب رضائی رازلیقی
تقدیم به تمام پدران که هستند و پدرانی
که آسمانی شدند
روز پدر مبارک
بالاخره طلسم پارک ملت و بستنی متری هم شکست . از کی تا حالا میگفتم ها . آدم از هرچی بستنی عه اشباع میشه !سین امروز توی تست صدا پذیرفته شد و من خیلی براش خوشحالم :))) راستی رفتیم پارک !بابا کجايی که دخترت فوتبال بازی کرد !دروازه بان بود . تازه 6 تا گل هم خوردم! سر تا پام هم خاکی شد !ینی اون موقع بابا تو ترافیک بود و نبود ببینه شاهکار دختر شو ! یه دفتر طراحی گل گلی میخوام ! میخرم !
می‌گفت: 
پدرم خدا بیامرز نظامی بود، از اون آدم‌‌هاي مهربونِ کم حرف ولی جدی که کمتر کسی لبخند یا حتی اخمش رو دیده بود.
اون موقع‌ها ،حدود‌هاي سال تولد خودت یا حتی قبل‌تر، دانشگاه قبول شدن مثل الان نبود، کمتر کسی دانشگاه‌ قبول می‌شد تازه اونم سراسری!
خواهرم که قبول شد رفتیم پیش بابا و گفتیم "بابا زینب دانشگاه قبول شده"‌، یه نگاه به خواهرم کرد و گفت "چی قبول شدی بابا؟" زینب سرش پايین بود، انگاری خجالت می‌کشید به بابا نگاه کنه ، آروم گفت "پزشک
دیشب خواب دیدم که انگشتاي دست بابم کنده شده و ازش داره چرک می چکه :((( بهش می گم بابا انگشتات !! طوری که انگار حواسش اصلا نیست که چه اتفاقی افتاده به دستاش نگاه می کنه می گه : " آهان اينا رو می گی ؟! چیزی نیست ؟! " . اين باباي من تو خواب هم حرصمو در میاره ! هر چی بهش می گیم بابا زخم پاتو جدی بگیر میگه خودش داره خوب میشه . :( 
 
امروز پشت دستمو داغ میکنم که هیچ بسته پستی رو غیر پست مرکزی به هیچ جا نفرستم !!
به هیچ جايی غیر از پست !!
نمیدونستم تیپاکس هاي مناطق دیگه بد مسیرن ! بخدا نمیدونستم 
نمیدونستم دوستام رو اينجوری به جاي اينکه خوشحال کنم ناراحت میکنم
الان بغضم بعد از یکربع ترکید ':(((
خدايا منو ببخش !!
خدايا توبه میکنم بخدا توبه میکنم !!
خدايا من نمیدونستم باعث ناراحتی دوستام میشم':(((
خدايا غلط کردم اصلا ! غلط به معناي واقعی کلمه!
خدايا منو ببخش ':(((
خدايا به خداوندیت ق
|•وقتی بهش میگفتیم
چرا گمنام کارمیکنے میگفتــ :
اي بابا همیشه کاری کن 
کہ اگہ خـــدا تو رو دید 
خوشش‌ بياد نہ مردم . (:
 
شهید ابراهیم هادے. 
+یه متن دیگه آماده کردم اما تا اينو خوندم دلم نیومد نزارمش:) 
++بايد اين متنو هزار بار بخونم تا قشنگ بره تو مغزم. 
حالا یک سال و نیمه ؛من میرم،خواهرم نیست ،خواهرم میره و من نیستم.
دلم خونه میخواد؛
پیش مامان بشینم و سختی هاي زندگی ِ تنها رو جوری تعریف کنم  اينقد با مامان و بابا بخندیم که اشک بياد از چشمامون.
بدجوری زمستونه حتی وقتی یدونه برف  م رشت نباریده.
اين روزا تنهام ساکت و بی انگیزهاشکاي گرمم به مژه هام آویزهآخه تو چجوری میری ولی میمونیبیچارت میشم تو هواي بارونیمونده تو یاد چقدر خاطره دارم از تو اي دادواي از اين دل گرفتم در احساساتمو گلمیدونی رفت همه فکر و خیالت خاطرت تختدنیا نامرد تورو گرفت منو تنها ترم کرد
صبح دوشنبه مثل همه صبحاي دیگه بود. بعد صبحانه داشتیم آماده میشدیم که بریم سر کار تا اينکه گوشیم زنگ خورد. زن بابا بود. گفت داریم باباتو با آمبولانس میبریم بیمارستان و قطع کرد. نفهمیدم چی شد که دلم ریخت و صورتم پر اشک شد. نفهمیدم چی شد که نیمه جون شدم. نفهمیدم مصطفی چطور منو رسوند پیش بابا.
زن بابا بود و باباي بیجونم که مثل یه تیکه گوشت افتاده بود رو تخت و من و دنیايی که رو سرم آوار شد. طول کشید تا یه کم به خودم بیام. تا اشکامو تموم کنم. تا همسرم آر
  فر مود بخدا سوگند که گداردن یک حج نزد من از اينکه یک بنده ازاد کنم تا برسد به ده بنده وهفتاد بنده محبوتر است و اگر یک خانواده از مسلمین را کفالت کنم که انها را ا ز گرسنگی برهانم وپیکرشانرا بپوشانم تا ابروی انهارا نزد مردم حفط کنم نزد من ازگزاردن حجی وحجی تابرسد بده حج و هفتاد حج محبوبترتر است
رابطه با ح اگرچه دوباره کلید خورده بود اما دیگه به تهش رسیده. اينجا آخر خطه. بهم گفت ابله و خب بسمه از بس از اين بچه فحش و بدوبیراه شنیدم
خیلی احمقی و واقعا هم ابلهی مری
بس کن جون مادرت. بسمه بخدا اينهمه تحقیر تو زندگیم سابقه نداشته. 
گور باباش بلاکمم کرده و خب چیزی نمی‌مونه جز حقارت. اما بسمه حتی تحقیرها هم
دانلود آهنگ جدید علی لهراسبی به نام تو رو دارم
Download New Music Ali Lohrasbi Called Toro Daram
دانلود اهنگ از علی لهراسبی
اهنگ جدید علی لهراسبی
دانلود اهنگ تورو دارم از علی لهراسبی
دانلود اهنگ تورو دارم
اهنگ تورو دارم از علی لهراسبی
اهنگ تو رودارم از علی لهراسبی

دانلود اهنگ با کیفیت 128
دانلود اهنگ با کیفیت 320
 
گفتیم تابستون میشه و مدارس تعطیله شباي که نتونستیم خوب استراحت کنیم صبحش یه چرت میتونیم بزنیم حالا !
ولی زهی خیال باطل درسته مدارس تعطیله ولی پادگان ها که تعطیل نیست ! 
رژه مکان هاي نظامی و انتظامی و پادگان ها هست که نشه با صداي اَجلو به نظام شون اون
کوچولو چُرت صبحگاهی هم به لطف خودشون ازت بگیرن :|:)) 
 
بابا خب منظم باشین عجبا !! مگه بچه مدرسه اي هستین خو ؟! :| اين فرمانده چقدر تو بلندگو داد بزنه !!؟
به فرمانده  تون رحم نمیکنین تو رو خدا به من وا
بابا داری چیکار می کنی؟ 
چرا نمی فهمی دارم جلوش تحقیر میشم:( 
چرا نمی‌فهمی دلم برات تنگ شدهبابا چرا نمی فهمی؟
من آدم سکوت نبودمترسوم کردی بابا. بدجورم ترسوم کردی.
ساراي ايران اين شهر و‌تا حالا صد بار رو سر آدماش خراب کرده بود.
ولی ساراي بدون تو ترسوئه.می ترسه بدون تو بمونه تا ابد.
 می نویسم که یادم نره، نمی بخشمت،به خاطر تک تک اين لحظه ها نمی بخشممممممت. قول میدم تلافی کنم،شک نکن شک نکن.
مهدی کوچولو تیزهوشان قبول شده و من جون میدم براي دیدن خوشحالیش. دیروز داشته والیبال بازی میکرده که میخوره به میله (!) بینیش و زیر چشش جمعا هفتا بخیه میخوره و من دل دل میزنم براي دیدنش. براي دیدنشون و تسکین دادن نگرانیشون. همه عکس ها و آزمايش هارو از همونجا برام میفرستن. سه بار بالا آورده و سی تی گرفتن و شکر خدا هیچی نبوده. میگم خون سردیتونو حفظ کنین و دنبال جراح زیبايی باشین براي بخیه زدن. با تک تکشون حرف میزنم و تهش بهم میگن خدارو شکر دکتری! میگ
هوالرئوف الرحیم
یه روزايی از خودم خیلی راضیم.
مثل امروز.
روز سوم جدول جوايز بود. روز دوم یه روز کاملا موفق بود که جايزه ش رفتن پیش خاله و مامان جونش بود.
صبحانه رو خوردم و بند و بساط خورشت کرفس رو به خواست رضوان، فراهم کردم و لحظه ی آخر، وقتی گوشت و نعناع و جعفری رو تفت داده بودم و رسما دیگه داشت خورشت کرفس شکل می گرفت، دیدم کرفس ندارم.
بابا پیشم بود ولی به بابا نگفتم. خودم لباس پوشیدم که با فسقلک برم، رضوان هم دلش خواست بياد و سه تايی رفتیم کرفس
در کمال الدین از اصبغ بن نباته نقل می کند که گفت: بحضور امیر المؤمنین شرفیاب شدم و او را متفکر یافتم و دیدم که سر چوبى را بزمین می زند. عرض کردم:یا امیر المؤمنین مى ‏بینم در فکر هستید و سر چوب را بزمین می زنید. آیا باين زمین رغبت و نظرى دارید؟! فرمود: بخدا سوگند، نه بزمین و نه بدنیا یک روز رغبت‏ پیدا نکرده‏ ام
ادامه مطلب
توی دنیا فقط کافیه خدا بهت نشون بده 
که کپسول اکسیژن تورو کجا قرار داده.
فقط کافیه خدا بهت نشونش بده.
انسان همونطور که رو به پیری میره
ریه هاش فرق میکنه احوالشون
دز اکسیژن هم میره بالا
خدا نکنه از اکسیژنی تنفس کنید 
که حالتونو خوب نمیکنه و خودتونم متوجه نمیشید
#افسرمولا
Reza Shiri
Deli Mikhamet
#RezaShiri
من با دیگران فرق دارم 
من دلی میخوامت
من تورو فقط واسه خودت میخوام
عادت دارم بهت
اونا تورو دوست ندارن 
اونا لب و دهنن 
شک نکن یه لحظه به من 
دلت رو بدش به من 
دلت رو بدش به من
دلتو نده دستشون اونا بده رسمشون 
بازی میکنن با احساست
دلتو نده دستشون اونا بده رسمشون 
آخه دل توام مث دل من با احساسه
دلتو نده دستشون اونا بده رسمشون 
بازی میکنن با احساست
دلتو نده دستشون اونا بده رسمشون 
آخه دل توام مث دل من با احساسه
آروم دلم عشق خو
مجتبی. غمگین و بی تابمرتضی. میره به محرابزینب‌ش. میشه هراسونگریه کن. حضرت ِ اربابحالا وقت اذونهبايد خونه نمونهدیگه خسته شدهآهغم دوری زهراشده قاتل مولاچشاش بسته شدهمیگه اي دنیا من میرم.محنت. شده کارتدست من رو بستی امادستِ. علی یارتیا علی. یا علی مولاياعلی. یا علی مولا::پر زدی. از بر دخترزار و غم.گین شدم آخرحاجتت. دیگه روا شدرفته اي. در بر مادرچی بود آخه گناهتخدا پشت و پناهتشکستی دلموآهببین اشک چشاموهمه درد و غماموشکستی دلموزی
برنامه زمانبندی و کنترل پروژه پل حیدر بابا
 
برنامه زمانبندی و کنترل پروژه:
نقشه
زمانبندی تفصیلی
مسیر بحرانی
نمودار شبکه CPM
پیشنهاد براي کاهش زمان
نمودار پیشرفت فیزیکی و ریالی برنامه اي
کنترل پروژه پیشرفت فیزیکی و ریالی
برنامه زمانبندی به همراه:
نمودار گانت چارت،
مسیر بحرانی،
ساختار شکست،
روابط پیشنیازی
شامل فعالیتهاي اصلی:




عملیات اجرايی پروژه


   تجهیز کارگاه


   احداث پل بزرگ حیدر بابا از کیلومتر ۰۷۰+۹۲ الی ۴۹۰+۹
واسه بهراد دنبال كار هستم،هنوز جور نشدهعذاب وجدان دارم،بايد توی اين سه سال كه بابا فوت شده یه كاری براش میكردم.دو جا كار جور كردم كه یكی 4 ماه و یكی 2 ماه و چند روز سركار بود و بعدش دنبال پولش بدو.هنوز از عروجی پول كاركرد پايیز و زمستون پارسال رو نتونستم بگیرم.سمیر چند جا سپرده.به رضا پروین هم سپردم و هفته پیش كلی باهاش حرف زدم.الان درگیر پايان نامه ش است بهرادزبان رو هم بايد دوباره شروع كنه.با قرقی (پرايدمون)میره دانشگاه و میاد.امروز ص
اين بار هم اون بیمارِ بغداد تختِ کناری پدر بود . همون که قند داشت و دو تا از انگشتاي پاش رو قطع کرده بودن . اين بار نوبتِ درناژ داشت . بايد زخم رو شکاف می دادن و تخلیه می کردن . موقع عمل همراهش جفت دستاش رو محکم گرفته بود و چسبونده بود به تخت . باز نداش رفت به آسمون : " یا ولی النعم ، یا . " همراهش همین طور اشک می ریخت . کلّا عراقی هايی که دیدم تا حالا بیشترشون احساسی بودن . دکتر بهش می گفت : " اي بابا ! مرد که گریه نمی کنه ؟! " اما اون همین طور گریه می کرد .
الان نشستم تو فکر هیچیم نیستم :))
انگاری ن انگار دیشب گزارش نفرستادم !!! مثلا من دختر خوبیم و همه کارامم کردم:'))) 
خدايش با خودم یه عهدی بستم اگه شکستم خیلی بی چاره هستم :'))) 
سجع داشتا خدايش داشتااا :')))
اينکه خودمو به بابا بستنی دعوت کردم  یکم حس بدی داشت خب ! من پیتزا میخوام مخصوص از اوناش ولی خب یکی خیلییی زیاده خدايش :'))) 
وقتی یک ابان تشریف اوردم بابا بستنی و فستفودی دیگه قاعدتا نبايد فسفود بخورم تا 1 اذر :)) 
قوووول شرف میدهم من اگه زیر قولم زدم
 
 سوال : 
بیاين بگین من چکار کنم که علی مون رسما منصرف بشه که به لپ تاپم دست نزنه و بازی باهاش رو کلا فراموش کنه ؟!:|:)
خسیس نیستم ولی بچه ها وقتی بازی رو شروع میکنند اولش آروم هستند، 
 بعدش کم کم  کیبورد براشون میشه دسته بازی :|
 کلا وقتی شروع میکنن به هیجان دیگه یادشون نیست که اينی دستشونه اسباب بازی نیست !!
فعلا دیروز رو  پیچوندم امروز رو نمیدونم چطور بپیچونم که دلشم نشکنه !
دیروز میگفت برم سی دی بازیهاي کامپیوتری بگیرم و کلا بازی کنم :|
لپ تا
نشسته بود توی تخت آبی و مطابق معمول خودزنی میکرد .شصت سال از عمرش میگذشت و هنوز موهاي جوگندمیش نریخته بود.پرستار جوان آمد و روی تخت نشست. به پیرمرد باباحاجی میگفتند درست قبل از اينکه دیوانه شود توی بازار حجره داشت .آجیل و خشکبار میفروخت به خاطر وضع مزاجش هیچوقت ازدواج نکرده بود .
میگفتند دعايست و هیچکس حاضر نبود دخترش را عروس او کند .میگفتند هر چند صباحی یک بار سیمهايش قاطی میکند .اما باباحاجی مهربان بود با یک قلب بزرگ. پرنده ها و گربه ها دم حج
بسم رب الشهدا
.
#قسمت_هشتاد_و_ششم
.
بعد یه هفته بابا شب صدام کرد
- به صولتی می گم در موردش تحقیق کنه
من بال در آوردم و یه جیغ بلند کشیدم در حدی که مامان خنده اش گرفت
خودم نمی فهمیدم دارم چی کار می کنم
دویدم سمت بابا گونه اش رو محکم بوسیدم و بعدش هم گونه ی مامان رو
ادامه مطلب
باز پاي بابا زخم شده . همش بهش می گیم بابا چرا انقدر بی احتیاطی می کنی ؟! می گه خب اصلا پاهام حس نداره متوجه نمی شم . می گم بابا جان خب وقتی پاهات حس نداره بدون دمپايی نیا تو حیاط ! یه چیزی می ره تو پات زخم میشه دیگه ! خلاصه .
زنگ زدم به دکتر و ازش م گرفتم . گفت تنها راه درمانش زالو درمانیه . سر ظهر بود . اما تکنسین هاش لطف کردن و ما رو پذیرش کردن . رفتیم داخل اتاق و 6 تا زالو انداختن به پاي بابا . بابام هم شاعرانش گل کرده بود و اين بیت رو همش تکرار می
حال اين روزهام من رو یاد وقتى میندازه تو سن تعیین كننده ى زندگیم بودمو و مات و مبهوت مونده بودم از بى پشتوانگى و كوتاهى دستم چه روزهاى افسردگى سختى بود چجورى اون افسردگى رو پشت سر گذاشتم؟!.مگه میشه؟! مگه میشه یكم اين زندگى براى ما نچرخه؟! خدايا مى خوام زندگى كنم . مى خوام زندگى كنم.همه انرژى ام پاى حسرت هام داره تلف میشه متنفرم از اين شرايط . متنففففففر! بخدا اين زندگى نیست خدايا حالا میگم سخت ترش رو نذار تو دامنم لطفا! كمى كوتاه بیا! 
من هیچ وقت نفهمیدم زن بابابزرگ دوستش داشت یا نه اما الان تقریبا مطمئن شدم که دوستش نداشت. وقتی عملش کردیم مدام زنگ میزد اما تنها چیزی که می گفت اين جمله بود نیاریدش خونه!! آوردیمش خونه خودمون اما یه روز قبل از عید گفت من میخام خونه خودم باشم نه اينکه اونجا راحت باشه نه خجالت میکشید فقط ده روز دووم اورد . بابا قبول نکرد خونشون ختم بگیریم. ختمشا اينجا گرفتیم خونه خودمون. وقتی زن بابابزرگ از در اومد تو شروع کرد به گریه کردن اون لحظه با خودم ف
امون از چشم هاي تو از اين زیباي خواب آلودندیدن کی تورو میخواست ندیدن عاشقت کی بودتحمل یعنی اينکه تو بفهمی معنی دردونمیدونی چه چیزايی بهم میریزه یه مردوتوی موهات غرقم کن تو اين امواج طوفانیمن از تو عشق میخوام و نوازش هاي طولانیدوباره شونه هاي تو دوباره هاي هاي منچه جاي خوبیه آغوش براي درد هاي مندوباره شونه هاي تو دوباره هاي هاي منچه جاي خوبیه آغوش براي درد هاي من
تورو جاي همه میخوام تورو جاي همه دارم
شايد واسه همینه که من از تو واهمه دارممن
ساعت چند شب شده؟ 
بیقرارتر از من توی اين شهر نیست بخدا. چطور سر کنم؟ نه سر نمیشه.نهبی تو به سر نمیشود
پیشم نیستی .تو گلوم گیر کرده نفسمو میگیره
جون داد زدن هم نیست
اين شبا دلم مردن میخواد.وقتی اومدی صدام کن زنده بشم
نه
نه
طاقتم نیست. 
بیا بغلت کنم.  آروم بگیرم
بیاکه چشام و دلم و دنیام
تو چطوری هونم؟
بنازم من به آسمان و بارانبه آهنگ میان  اب و گلها بنازم بر نواي رقص باران ،به روی سقف خانه بنازم من به اين سرماي مطبوعبه اين نسیم که بر رخ من نشستهچه غوغا کرده باران چه نالان بوده بالا زدست روزگاران،  پریشان بوده باران. بنازم بر  نوازشهاي باران که بیدارم نمود ازخواب نازی ،جدايم کرد ز رویاي . پ. ن: در بهت خوابی که میدیدم.  توکل بخدا
دانلود مداحی جواد مقدم بابا ببین به دام غصه ها اسیرم
شهادت امام جواد (ع) 95هیات بین الحرمین تهراننوحه واحد
 
براي دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیبابا ببین به دام غصه ها اسیرمرو خاک حجره سر میذارم و میمیرمجوونم اما داغ زهرا کرده پیرمزهر جفا آتیش زده بال و پرم روهی زیر لب صدا میکردم مادرم رومیکشیدن رو خاک حجره پیکرم روسوز زهر کینه به قلب من نشستهراه نفس رو بسته خیلی دلم شکسته
متن مداحی بابا ببین به دام غصه ها اسیرم جواد مقدم
میسوزه تمو
هیچوقت گم شدی؟ ترسناک گم شدی؟ در پنج سالگی یکبار گم شده بودم. با مامان و خاله رفته بودیم بازار. مامان را از روی کفش‌هايش دنبال می‌کردم. یک لحظه متوجه شدم زنی که دنبالش می‌کردم فقط کفش‌هاي مامان را داشته. مامان نبود. مضطرب شدم. اوضاع را با خودم بررسی می‌کردم. شماره‌ی بابا را با خودم مرور کردم. نهايتش کسی را پیدا می‌کنم که به بابا زنگ بزند و بابا میايد دنبالم. فقط بايد شانس بیارم کسی که به بابا زنگ می‌زند نباشد. مرا ند. مرا از مرز‌ها بی
از گرماي هوا فراری،نشسته بودیم طبقه‌ی پايین خونه‌ی خاله و داشتیم هندوانه می‌زدیم بر بدن که موبايل بابا زنگ خورد.
از حرفاي بابا و آدرس دادنش معلوم بود که قراره چند نفری به جمع‌مون اضافه بشن. اما نکته‌ اينجا بود که بابا داشت فارسی صحبت می‌کرد و اين نشون می‌داد که مهمون‌ها از اقوام نیستن.
بابا که تا میدون اصلی شهر آدرس داده بود، تلفن رو قطع کرد و گفت آقاي الف. بود.(۹۰ درصد افرادی که من می‌شناسم فامیل‌شون با الف شروع میشه :دی) بعد هم بلند شد ک
دانلود صوتی مداحی حیدر حیدر اول و آخر حیدر محمود کریمی با لینک مستقیم : دانلود مداحی حیدر حیدر اول و آخر حیدر از حاج محمود کریمی حیدر حیدر اول و آخر حید رمداحی بسیار زیبا و جدید ویژه نامه وفات سال ۹۸ با صداي حاج محمود کریمی را در دنیاي مداحی شب قدر
دانلود صوتی مداحی حیدر حیدر اول و آخر حیدر محمود کریمی با لینک مستقیم
حیدر حیدر اول و آخر حیدر
حیدر حیدر ساقی کوثر حیدر
حیدر حیدر اي مظلومه فاتح
حیدر حیدر فاتح خیبر حیدر
افتاده در بستر زهرا
بابا قنوش خوشمزه
مواد لازم براي 4 نفر
4 عدد بادمجان
1 عدد پیاز متوسط خردشده ریز
2 قاشق غذاخوری روغن زیتون
1 حبه سیر بزرگ رنده شده
2 قاشق غذاخوری جعفری ریز شده
2 قاشق غذاخوری ارده
2 قاشق غذاخوری آب لیموترش
نمک به میزان لازم
فلفل سفید یا فلفل سیاه به مقدار لازم
 
ادامه مطلب
امروز به دعوت بابا اهالی خانواده یعنی زن و بچه و دامادین رو دعوت کردن ارم شیشلیک خورون
اينقدر خوردم که جا نداشتم داشتم میمردم 
بعد از ناهار هم رفتیم با حمید آبمیوه خوردیم!
شب هم با مامان  فالل و حمید رفتم پاژ چندتا چیز میزی خریدیم شام خوردیم برگشتیم. بابا رفته بودن خونه عمه جون امیررضا و فاطمه و سینا هم رفته بودن باغ یکی از فامیلاي سینا
پ.ن: من هیچ انگیزه و آرزویی ندارم براي ادامه زندگی به جز خانواده م.
هرچه قدر انگیزه کمتری پیدا میکنم وابستگی
دانلود آهنگ جدید حمید عسکری به نام رفت دلم
Download New Music Hamid Askari - Raft Delam
متن آهنگ رفت دلم حمید عسکری
امون از اون چشماي بی همتات ببین چه کارايی دستم داد عاشق شدم رفت دلم از دست یه لحظه که چشمم به تو افتاد امون از اون موهاي صافت دل منو میبره دریا امون از اون احساسی که دارم شبیهش نیست تو همه دنیا دوست دارم آی دوست دارم تورو دوست داشتن شده کارم دوست دارم آی دوست دارم چه حال خوبی با تو دارم چشماي سیاه تو منو داره میکشه آره من دوست دارم به همین دلم خوشه م
می خواستم چیزی بخرم مامان منتظر موند، بابا باهام اومد من رفتم داخل مغازه.تمام حواسم به اين بود چه چیزهايی رو شکل بسته بندی داره و می شه یه بسته خرید.
من حواسم به خوراکی ها بود و بابا هم که بیرون منتظر بود خریدم تموم بشه اما به محض ورودم به مغازه چندتا پسری که داخل بودند و تعدادشون هم کم نبود سکوت کردند و خیلی محترمانه برخورد کردند. من خریدم تموم شد. اما اين حس خوب حجاب داشتن، تاثیرش رو بقیه و آرامش عجیبش خیلی دلنشین بود.
چه چیزی قشنگ تر از اي
نیم ساعتی میشه که رسیدم خونه. داشتم آماده میشدم که پیش بابا بخوابم تا اينکه زن بابا بالاخره اومد و منم بابا رو بوسیدم و زود اومدم خونه.
اگه از حال بابا بپرسین میگم بهترن. بهتر یعنی اينکه بدتر نشدن و تو همون وضعیتشون استیبل شدن. بدتر از اغما یعنی مرگ. پس بابا بدتر نشدن و و بدتر نشدنشون یعنی اينکه بهترن. اين نگاه من به حال باباس. پس الحمدلله.
امشب عقد محمد و عطیه بود و قسمت نشد که من اونجا باشم. تقدیر اين بود که اون لحظات بالاسر بابا باشم و به باباي
قاضی بعد از شش سال مشاجره و نزاع، حکم به خلع ید زمین داده است.
زمین توسط شهرداری منطقه غصب شده و الان ترمینال اتوبوسرانی افتتاح شده. ما براي جلوگیری از بهره برداری و اجراي حکم خلع ید، با خاک ساختمانی، زمین را مسدود کردیم.
امروز خاک ها را برداشتند، دوباره از زمین بهره برداری کردند. تمرد از قانون و حکم قاضی توسط شهردار.
رفتم ايستادم جلوی بلدوزر، گفتم:حکم قانونیت رو نشون بده تا بگذارم اين خاک ها را برداری.
راننده گفت:بشین ببینم بابا حال نداریم! ب
[In reply to My music]
Mehraad Jam
Shiko Pik
#MehraadJam
تورو دیده رد داده قلبم 
نباشی میمیرم حتماً
آخه یه جايی از قلبموُ زدی
که نزده بود هیچکی قبلاً
دلم می خواد یه جاي شیک و پیکو 
تو باشی و تو باشی و من و یه موزیک هیتو
زبونم بگیره بخوام بگم می خوامت!
میمیرم من بی بی تو
هنوزم یه تار موتو به دنیا نمیدم
همین دیشب بازم خوابتو دیدم 
چشام قفلی زده بازم رو عکسات
نیاد روزی که چشماتو نبینم
هنوزم یه تار موتو به دنیا نمیدم
همین دیشب بازم خوابتو دیدم 
چشام قفلی زده بازم رو عکسات
یک سال و یک ماه گذشت بی تو، با یاد تو
 
زهراي بابا سلام
 
دیروز صبح تقریبا همان ساعتی که براي همیشه از پیش ما رفتی سر خاکت بودیم. مثل همیشه اول با تو خداحافظی می کنیم و بعد حرکت می کنیم سمت تهران. 
شب قبلش خیلی حالم خراب بود. بی اراده گریه ام می گرفت. براي همین رفتم بیرون که ماشین بشورم. هم تنها باشم و هم کسی حالم را نفهمد.
بابا جان می گویند اين قدر تو را یادآوری نکنیم. انگار دست خودمان است. مگر می شود طعم شیرین با تو بودن را تجربه کرد و بعد فراموشت ک
واي خدا من چقد  احمقمچقد بیشورمچرا واقنخودش گوشی منو برمیداره عکس میندازه اشکالی ندارهمن ک برداشتم میگه اي بابا من عکس فلان دارم چرا دس میزنیدمیخاسم خوشحالت کنم خباينه جوابمب درک اصنب درک ک ب همه میگی جانم ب من میگی بلیاخه بیشور من خودم دعاي شبمو روزم اين بود ک مهرم از دلت برهبد تو بايد برگردی ب من بگی بلی اصن بگو ها بکو حرف بزن ن اينکه بلیباشه خدارو شکر اصن من خودم میخاسم اينجوری بشه حالا شده چ بهتر من.کاش اونی ک بايد دس از سرم بردارهبابا من
اقايون محترم یا نسبتا محترم یا هر چی اصلا.انقدر به یه خانم نگید بانو.زندگیم.عشق.نفس.زیبا.گلی. .یا هرکوفت دیگه اي.بابا یه چیزیم نگه دارین شايد یه روز عاشق شدین با یکی خواستین براي تمام عمر زندگی کنید به اون بگید.بله ما خانما میدونیم نه زندگیتونیم نه عشق نه بانو نه هر کوفت دیگه اي ولی متاسفانه وقتی باشیم انقدر اين هرموناي کوفتی بالا میره که باور میکنیم.اونوقت عاشق میشیم.بعد خر بیار باقالی بار کن.نگو برادر من.نگو پسر من.اسمش چه اي
احتمالا شده تا بحال شنیده باشین که "ما تجربمون بیشتره" یا اينکه " ما بهتر میدونیم" و یا "ما صلاح تورو میخوايم"! و با اين بازی کلمات جوون تر ها رو مجبور به کاری میکنن که بر خلاف میلشونه!!
چه استعدادهايی که تو اين گرداب غرق نشده و چه سالهايی که براي لذت نبردن از زندگی اجباری تلف نشده!!
چی میشه که جبر خونواده ها انقدر زیاد میشه که آدما رو از عشق کردن با چیزی یا کسی که دوس دارن منع میکنن؟!
تا دنیا دنیاس یه جاي خالی تو قلب آدما باقی میمونه که جاش با هزارا
آمار خودکشی در اين شهر احتمالا بالا خواهد رفت! آخه آقا گار اينجا کنسرت دارن چند روز دیگه:)مورد داشتیم پیام داده که توروخدا معصومه برو کنسرت من طاقتشو ندارم اون اونجا باشه ولی تو نری!!!!! :|الان من دوست ندارم برم اصلاااا ،ولی اون طاقتشو نداره من نرم خووووو :)
پ.ن:نخییر! چشماي رنگی خیلی برام عجیب نیست!بابام چشم رنگی بودن و جفت داداشام چشم رنگی هستن! یعنی فکر کن چنین موضوعی فقط جذابیت باشه:| ولی آقا احسان بياد میرم:))علیخانی:))  ، اجججراشو دوست دارم
بچه که بودم عاشق اين بودم که یه حیوون خونگی داشته باشم مثلا یه خرگوش یا یه همستر ولی مامان بابا نمیذاشتن یعنی مامان می گفت اگر می خواي داشته باشی فقط بايد تو قفس نگهش داری و نبايد هیچ جاي خونه ولش کنی بابا هم می گفت نبايد حیوونو تو قفس نگه داشت و درست نیست.نتیجه اين دوتا شد حیوون خونگی بی حیوون خونگی.
ولی من واقعا آرزوم بود و مثل بیشتر وقتا فکر می کردم بابا داره سخت میگیره و  اشکالی نداره اگه تو قفس نگهش دارم، عوضش مامان دیگه اجازه میده و می ت
رفتم سر کار.‌ به عنوان پذیرشِ درمونگاهی که نزدیکاي حرم هست. از بینِ 350 نفر متقاضی، سه نفر انتخاب شدن که یکیش من بودم. یکی دیگه، وسطاي آموزش، گفت که نمیاد. موندیم دو نفر که منم دارم منصرف میشم کم‌کم. کارش زیاده و اين روزا هم شلوغ. در واقع بهتره بگم خیلی شلوغ. تنهايی بايد هم پول‌ها رو بگیری، هم پذیرش کنی، هم تلفن جواب بدی و هم پیج کنی. البته هنوز قرارداد نبستم و خدا رو شکر که نبستم! امروز که همه‌ی متخصص‌ها حضور داشتن، یهو خیلی شلوغ شد. وقتی خواست
بگذار ریز ریز خاطرات مان را اينجا بگذارم مثلا آن روزی که با اسنپ داشتم می رفتم حوزه هنری. توی راه مامان زنگ زد گفت: بابات نگرانه. خیالش رو یک جوری راحت کن. تعجب نکن. بعد گوشی را داد به تو. (تو نه شما!) صدايت پر از نگرانی بود. گفتی: خیلی مواظب باش ها. شوخی نگیر. اين ها احتمالا دنبالت آمدند. گفتم: نه بابا جون. تنها نیستم. زود هم بر می گردم. گفتی: بهرحال من نگرانم. خیلی مواظب باش ننت. اينا آدماي عوضی اي هستن. من می شناسم شون. شب که برگشتم با هم خندیدی
وقتی داشتم سرسختانه کلمات نزدیک بهمِ جامعه‌شناسی رو حفظ میکردم،در همون بین که نگران فراموشی‌شون دقیقا سر جلسه‌ی امتحان بودم،داشتم به روز‌هاي بعد از امتحان‌هانم فکر میکردم!روزی که میپرم روی تختم و تا لنگ ظهر میخوابم،یک بستنی لیوانیِ بزرگ با طعم قهوه رو تموم میکنم درحالیکه دارم قسمت به قسمت سریال خاطرات الحمرا رو میبینم و بعد ادامه‌ی کتابِ کافکا در کرانه رو میخونم و زودتر از سه روز تمومش میکنم و به رفیقِ فوقِ صمیمی‌جانم میگم بياد بریم
Pedi_I:
من نشستم و فیری تو جلو اون خوابیدی
رو مخم را میری تا میگی داری وید
حالیت نی میگی دستمه
صدنشه لش پخش فرش زده ه رد کرده مصرفت از حد دوز
تنت شدی از همه تَرد
فکت قفل حرف مفت میگی اَ همه بَد
بسه فحش نده دختر تخس تو همونی بودی که گفتی زیادی از سر من
برگرد پیش همونا که تورو به لجن کشیدنت
من که محل نمیدمت
قدیم میگفتم یه تار موت کم نشه
ولی الان دیگه مهم نی اگه حتی تورو کچل ببینمت
الان ی آدم دیگه‌ام پر شهوت و عنم
توام سمتم نیا نه نه تو نخند







 ی
دانلود آهنگ جدید مهدی جهانی پرپر
Download New Music Mehdi Jahani – Par Par
پخش بزودی – تیزر آهنگ اضافه شد
 
مهدی جهانی پرپر
 
تو چشات فرق داره با همه به تو وابسته ام من یه عالمهتورو من تا همیشه یادمهیادمه که چشات فرق داره با همه به تو وابسته ام من یه عالمهتورو من تا همیشه یادمه یادمهپرپر کن اين دلو من هر وقت دل زدم با هرکی بد باشی منم باهاش بدمغصه میخوره دلم واست تو یه کاری کن نرم راحتپرپر کن اين دلو من هر وقت دل زدم با هرکی بد باشی منم باهاش بدمغصه میخوره دلم و
خداجونم چی میشد من ی ذره ی ذرها شانس داشتم بگو ی ذره ندارم که نیس ندارم شانس اين همه دعا و تلاش کردم اخرش هیچ که هیچ ۳ تا گزینه براي دعا گذاشتمیکیش که خیلی شیک پر شد و بزادرده نشددومیشم بگیر نگیر داره  که فک نکنم بشهسومیشم که عمرن بشههمیشه فک میکردم تورو دارم ولی خیلی وقته فهمیدم منو ندوستحرفا دعاهام برات بی اهمیتهمنو دوست نداری شايد من بندت نیستماي کاش میتونسی با براورده کردن ارزوم بعم ثابت کنی دوسم دازی۲۲ سال دعا کردمو هیچ کدوم براورده نش
سارا:وا مامان اين رفتارارو چرا میکنی دیگه سنی
از شما گذشته ايـ .

شادی خانم نذاشت حرفشو ادامه بده باعصبانیت گفت
ساکت شو دختره ی خیره سر اين چه طرز صحبت کردن ته ؟من سنی ازم گذشته؟مگه من
چندسالمه

تو اوج جونی پیرم کردی رفت؟کدوم رفتارهان؟من که
نگرانم شوهرمو ازم بگیرن کار نادرستی میکنم؟اين تویی که  خرس گنده اي مثل بچه ها میمونی رفتارت.

بابات راست میگه بايد تو تربیتت تجدید نظر کنم
وسفت وسخت تربیتت کنم .

دردونه که هم از تعجب دهانش باز موند
امشب خیلی دلم به حال خودم سوخت. وقتی خواستم دکمه هاي کیبردو بزنم واسه اعلام نتايج، بابارو میدیدم که چقد امید داشت. مامانو دیدم که چجوری دست به دعا برداشته بود. فاطیما چجوری زول زده بود به اون صفحه لعنتی کامپیوتر و خدا خدا میکرد. ولی وقت رتبمو دیدم کلا وا رفتم.فقط زدم زیرگریه و دویدم تو اتاق. نمیتونستم باورکنم اين رتبه و اين درصدا مال منن. بابا اومد تو اتاق، هی سرمو بغل گرفت. هی پیشونیمو بوسید. گفت من نگاه نکردما؛ چندشدی مگه؟. دوستم ن
حدود 5 ماه پیش ازتون پرسیدم که اگه با خانوادتون از نظر اعتقادات و تفکرات در تضاد باشید چه میکنید! (فقط عدد آدرس همین پست رو بکنید 459 تا اون پست رو ببینید!) اون موقع هیچ فکر نمیکردم روزی بیام و اين پست رو بذارم!
یکی دو هفته بعد از پرسیدن اون سوال، رفتم به مامان گفتم که. آره مامی ببین! آدما متفاوتن. از خیلی جهات. اوکی؟ گفت اوکی. حرفتو بزن. گفتم خب من دوست دختر دارم. گفت میدونم. گفتم اوه سیریسلی؟ چطور؟ گفت بالاخره بزرگت کردم مثلا! بعد گفتم خب مادرجان
به غیر از عشق، دوستی و زیبايی‌هاي هنر، چیز قابل توجه دیگری نمی‌بینم که بتواند به زندگی معنا بدهد .
         ظرافت جوجه تیغی
             موریل باربری
+چیز قابل توجه دیگه اي میبینی؟
_ نه،هیچ چیزی نیست. یه سوال.به نظرت بعد مرگ هم تنهايی انقدر آزار دهنده است؟
+ به نظرت بعد از مرگ کلا چیزی آزار دهنده است؟ :(
_ اگه روحمون نمیره‌آره
+ خب پس اگه اينجوریه لابد تنهايی ام آزار دهنده است دیگه‍♀️
_ اوهوم، تنها دلیل خودکشی نکردنم همینه:(
 حداقل الان کتاب و
تازه دیپلم گرفته بودم و بچه کنکوری بودم که بابا موبايل خرید. یه 3310فوضولِ درونم همون لحظه اول سیم کارت رو سوزوند. به من چههههه؟؟ برا چی پین گذاشتن رو سیم کارت؟؟؟گوشی بدون سیم کارت هم روشن نمی‌شد :/چندروز طول کشید تا بالاخره درست شد. بابا باهاش می‌رفت سرکار. وقتی برمی‌گشت چند ساعتی اسنیک بازی می‌کردم.تو خونه ما فقط دوتا دختر خوب و خااانوم و سربه راه موجود بود. مامان بازی و عروسک بازی‌ها که تموم شد، بازی فکری فقط داشتیم. همینه انقدر مادوتا فکو
نقد و بررسی فیلم پسر جهنمی 3 و خلاصه ی داستان آن
اخیرا اقتباس سینمايی جدیدی از شخصیت Hellboy (پسر جهنمی) منتشر شده که نتوانسته موفقیت چندانی به دست آورد. در اين مطلب قصد داریم تمام اطلاعات از جمله نظر منتقدین، داستان و نقد هاي فیلم پسر جهنمی 2019 را با شما به اشتراک بگذاریم.
شخصیت Hellboy یا پسر جهنمی»، پیش از آنکه توسط گیرمو دل تورو (Guillermo Del Toro، کارگردان برنده اسکار) با دو فیلم مخصوص به خودش (Hellboy و Hellboy II) در سینما حضور پیدا کند، ابتدا در کتاب‌هاي مصو
سلام و شب همگی بخیر
الان که دارم شروع میکنم به نوشتن ساعت۱۱:۱۷دقیقه است
امروز با یگانه رفتیم نان کافه،موزیکاش خیلی بد و سردرد آور بود ولی غذاش عالی
یه دسر هم خوردیم به اسم آفوگاتو نوتلا،چیز جالبی بود
نیم ساعت آخر دخترخاله ی یگانه،پرنیان هم اومد پیش ما و با ما دسر خورد
بعد اومدم خونه رفتم کلاس زومبا ولی چون نمی تونستم خودمو به سرعت با بقیه هماهنگ کنم،خیلی بهم نچسبید ولی فکر کنم که با گذر زمان خوشم بياد
بعدش رفتیم با بابا و سینا فیلم قصر شیرین
امروز یكشنبه 12 خرداد 98 است و در استانه تعطیلی 14و15 خرداد و تعطیلی عید فطر 98 و یعنی باقی هفته تعطیله.قرقی پیدا شد.سه شنبه بردنش و شنبه بعدش پیداش كردن توو كن سولقون.بدون باطری و وسايل داشبورد.باطری خردیدیم عوارض شهرداری رو دادیم خلافی ها رو دادیم و پول جرثقیل تا پاركینگ سرستاری كنار بازار گل و ماشین رو گرفتیم،حدود 1.6 میلیونتومان خرجمون شد.10 روز بعدش جمعه صبح هم شیشه 206 رو شكوندن .كلافه بودیم و رفتیم واسه شیشه طرشت و قفل كاپوت.بعدش رفتیم
مخاطباي گوشیمو که میگردم،دلم میگیره.
یعنی چی که عکس تکی شوهرت رو میذاری پروفايلت؟ یا پروفايلتو پر میکنی از طرح هاي گرافیکی اسم شوهرت!!
یه گروه عضوم که همه ی اعضاش خانومن، حالا وقتی پیام میاد چی مینویسه؟
امیر می پرسه: عزیزاي دل، چیکار کنم ته دیگم خوب بشه؟
علی میگه: بیا پی وی بهت یاد بدم:/
یا مثلا اصغر(مرد تنها) عکس لباس شبش رو میذاره، میگه فروشیه، بخدا فقط یه بار پوشیدم:/
من نمیگم همه بايد عکس خودشون رو بذارن،نه.منم همیشه عکس خودم رو پروفايلم نی
یسری ادم هستن تو زندگیامون همش دروغ میگن بعد خیال
میکنن ما نمیفهمیم اخه نفهم چلمنگ بیشعور اسکول فکر میکنی فللان کارو بکنی من نمیفهمم 
مثل خودت نفهمم بدبخت من خیلی وقته هبر دارم 
بعد از هرچی ادما بدت بياد عینهو دم وصلن بهت که بفهمنن 
چ غلطی میکنی 
بابا کسافط برو سرت تو زندگی خودت باشه اه 
بدم ازت میاد متظاهر نماي دروغگو و سواستفاده گر.
#دورشوازم #دروغگو
قصه از اونجا شروع شد که تورو دیدمواي واي یهو رفت دلم انگار یهو رفت دلمتا به خودم اومدم دیدم که دنیام شده چشماتاز دست اون چشمات از دست اون چشماتنمیذارم تورو بگیرن از من نباشی میخوامبمیرم اصلا تو نباشی بذار بمیرم اصلا.گیر کرده دل من همین یه بار بری من میذارم اصلا عشقو کنارگیر کرده دل من روت دیوونه تو بری کی میمونهمیدونی موندن تو کنار من یجورايی اجباریهاگه یه روز من نباشم هرجا بری بدون من تکراریهنمیذارم تورو بگیرن از من نباشی میخوامبمیرم اصلا
قصه از اونجا شروع شد که تورو دیدمواي واي یهو رفت دلم انگار یهو رفت دلمتا به خودم اومدم دیدم که دنیام شده چشماتاز دست اون چشمات از دست اون چشماتنمیذارم تورو بگیرن از من نباشی میخوامبمیرم اصلا تو نباشی بذار بمیرم اصلا.گیر کرده دل من همین یه بار بری من میذارم اصلا عشقو کنارگیر کرده دل من روت دیوونه تو بری کی میمونهمیدونی موندن تو کنار من یجورايی اجباریهاگه یه روز من نباشم هرجا بری بدون من تکراریهنمیذارم تورو بگیرن از من نباشی میخوامبمیرم اصلا
صبح که اومدم خونه
دیدم عشقم خوابه .بی سرو صدا یه دوش گرفتم و رفتم تو تخت پیش عزیز ترین
موجود زندگیم.اول نشستم و یه دل سیر نگاش کردم آخه از دیشب تا حالا که ازش
دور بودم دلم براش تنگ شده بود. همه زندگیم بود.همه وجودم وقتی میرفتم سر
کار یا بیرون که خانمیم باهام نبود یه تکه از وجودم که نه همه قلبم پیشش جا
میموند.
دراز کشیدم رو تخت و نفسم رو بغل کردم . الهی قربونش برم
بیدار شد.همونجوری یه لبخند بهم زد.یه لبخندی که حاضر بودم همه جونمو براش
بدم.اصلا و
چقدر خوبه کسايی هستن ، خیلی کم البته خیلی خیلی کم که تورو با تمام ايرادات کارا و فکراي بچه گانت میپذیرن و کمک میکنن به جاي تو سرت زدن آدم بهتری بشی و رشد کنی. خیلی به نظرم اين آدما آدماي بزرگی هستن قلب بزرگی دارن چون اگه کوچیک باشی نمیتونی صبر کنی نمیتونی کمک کنی که طرفت رشد کنه. 
از سخنان فلسفی کله سحری مائده :دی
از اين که دارم بزرگ میشم خوشحالم از اين که فرصت بهتر شدنو دارم. 
از ساعت چهار اين طورا فکر کنم بیدارم. اقا برم زبان بخونم بسه دیگه فعل
1
دوشنبه شب عروسی دختر عمم بود رفتم پیش مادر بزرگم
گفتم سلام مادربزرگ خوبی؟ گفت سلام عزیزم خوبی
نینیتون چطوره؟گفتم جانممم؟گفت نینی تو راهی؟
خودمو معرفی کردم و بعد تو افق محو شدم،
فکر کردم با عمم منو اشتباه گرفته که باردار شده
نگو امروز فهمیدم با دختر عمم اشتباه گرفته که 14سالشه:|
2
دیروز مراسم سوم  موقع خداحافظی عمم گفت دیگه بی خبر شیرینی میخوری؟
گفتم جان؟اون یکی عمم گفت اا نامزد کردی؟
گفتم نه بابا
دختر عمم پرسید چه خبره؟
عمم:سمیرا نامزد کرده
امروز روز ثبت نام ترم دوم بود با مها صبح حاضر شدیم که بریم زیادم طول نکشید از فردام دوباره کلاسمون تشکیل میشه با همون استاد قبلی. از اين نظر من خوشحالم. دیگه تا با مترو برگردیمو بابا بياد دنبالمون و بعدشم بریم شیر براي دستشویی بخریم چون خراب شده بود ساعت شد ۱۱ که خونه بودم. اولش شیر دستشویی رو عوض کردم با بابا بعدش اومدم تو اتاق شروع کردم تا الان.
من مصمم هستم که کارامو انجام بدم حتی اگه خسته ام حتی اگه یه چیزی بهم بگه نمیتونی. حتی اگه مسخره ام ک
احمد با ذوق و شوق از بیرون اومده و میگه:_ بايد بهم احترام بذارید، بايد در مقابلم سر تعظیم فرود بیارید اي بازندگان!_چی شده؟
 _ همین الان عباس(شوهر خواهرم) زنگ زده میگه کهره دونه‌اي چنده؟ 
_ امکان نداره، فاطمه الان اصلا سونوگرافی نداره، مسخره‌ات کردن دیوانه!
_ [میخنده] بخدا خودم ۶بار ازش پرسیدم، قَسَمش هم دادم گفت دختره!
زنگ زدم به فاطمه میگم اين شايعات چیه راه انداختی؟ تو که سونوگرافی نداشتی الان؟ میخنده و میگه بخدا راست میگم، یه ازمايش ژنتیک
دامادمون داشته دیشب رانندگی میکرده ، یهو یه موتوری بی هوا میاد تو جاده برا اينکه نزنه بهش ماشینو منحرف میکنه ،چپ میکنه
ماشینش کاااملا داغون شده ، له له له شده اما بطرز معجزه اسايی حتی دستشم زخم نشده خداروشکر ، سالم سالمه❤
دارم فکر میکنم توی دنیايی که حتی نمیدونیم چند دقه دیگه چه اتفاقی میخواد برامون بیوفته ، چرا اينقدر دل میشکنیم؟ چرا اينقدر ناراضی ايم از همه چی ، چرا از زندگیمون لذت نمیبریم؟
تورو خدا موقعی میخوايد وارد جاده ی اصلی بشید ،
جوابم براي نتايجی که دیشب به دستم رسید اينه :خوب بود ولی عالی نبود اولش عصبی شدم
عصبی بخاطر اينکه شايد نتونم بالینی کودک بخونم بعدش ناراحت شدم
واقعیت اينه بالینی مطمئنم روزانه یا نوبت دوم  قبول میشم
ولی بالینی کودک مرا آرزوست ،البته شايد خدا بزنه پس کله ی یکی از دوستان بجاي بهشتی  بزنه تبریز، حالا میگین چرا خودم نمیرم تبریز؟بايد بگم که پدر عزیز بنده بجز تهران جاي دیگه نمیزاره برم یا تهران یا آزاد همین جا.بخدا من به پردیس خود
 
دانلود آهنگ جدید مهدی جهانی به نام پرپر
Download New Music Mehdi Jahani – Par Par
مهدی جهانی پرپر
تو چشات فرق داره با همه به تو وابسته ام من یه عالمه
تورو من تا همیشه یادمه یادمه که چشات فرق داره با همه به تو وابسته ام من یه عالمه تورو من تا همیشه یادمه یادمه .
براي دانلود روی لینک زیر کلیک کنید .
دانلود آهنگ با کیفیت 128
پرپر دانلود آهنگ دانلود آهنگ ايرانی دانلود آهنگ پرپر دانلود آهنگ جدید دانلود آهنگ غمگین متن آهنگ پرپر مهدی جهانی مهدی جهانی
دانلود
باز هم شاهد شستشوی حیاط براي چندمین بار هستم،الان نظر دادن که حیاط چربه://
بايد شب با پودر لباسشویی حیاط رو بشورن:|||
چرا شرکت آب و فاضلاب،بخاطر مصرف بیش از حد آب،جریمه نمیکنه تا انقدر آب هدر نره؟!!
۶ونیم صبح،پا شده حموم رو آب کشیده:(
دیشب دوش گرفتم،الان باز گیر داده لباساتو بنداز ماشین T_T
در جریان باشید طبق فتواي جدید ايشون،دست ها رو با وايتکس بشورید، پوستتون نرم میشه.
من گفتم خوشم نمیاد کفشام رو زود زود بشورم،اما هر دفعه همسر بیچارم بره بیرون
+فکرم خیلی مشغوله . خیلی !اونقدر که حس میکنم داره از سرم میزنه بیرون دستامو بايد بیارم نزدیک سرم و اين حجم از فکر و خیال و هل بدم برگرده تو سرم لبریز نشه . خدايا من اخه چطوری خودم سر و سامون بدم ؟! با کی میتونم م کنم . اي بابا 
هوا خیلی خوب است، نه زمستان است و نه تابستان، بوی بهار میدهد انگار، صداي جیک جیک گنجشک‌هاي نشسته روی شاخه‌ی شاه‌توت هم آتش لذتش را شعله‌ورتر می‌کند، خلاصه براي یک حالِ خوب، لااقل هوا مناسب است.
وارد آشپزخانه شدم، مادرم پشت ظرف‌شویی ايستاده است و براي خودش شعر‌ می‌خواند، صورتش غمگین و ته چشمانش نم اشکی نشسته است، گفتم:
 _چیه؟
_ هیچی! 
_نه بخدا بگو، باز چی شده؟
_ هیچی بخدا!
نگاه‌ش کردم، نگاه‌م کرد، خندید! 
گفتم: پس چرا داری لالايی می‌خونی
هو
خیلی ازت دور موندم، خیلی زیاد. اونقدر که اصلن هیچوقت فکرشو نمیکردم؟ نکنه باز با من قهری؟ نکنه یه حال گیری اساسی تو راهه؟ نکنه چی؟ من که نمیفهمم اين همه دوری رو. نمیفهمم بخدا. خستم. خیلی خسته. خسته ی روحی. فکری. جسمی. حال و حوصله ی هیچکس و هیچ چیز رو ندارم. دنبال یه راه حلم. یه گشايش. یه نیم نگاه. تو که مارو تحویل نمیگیری. قبول اصلن. از همین راه دور بهت میگم. خودت همه چیز رو درست کن. خودت راه رو نشونم بده. خودت چراغ بده دستم. اين چه وضعیه آخه؟اين
بسم الله الرحمن الرحیم ./
صبح جمعه مون شاد شروع شد و بعد از دو سه ساعت ، خورد تو برجکم. اما خدا نذاشت ضد حال همینجوری بمونه. خونواده و خواهربرادرا رو جمع کردیم و مهمونشون کردیم جنگل ، رفتیم محمد آباد بساطمونو لب آب زیر سايه ی درختا پهن کردیم ، کلی گفتیم و خندیدیم و عکس گرفتیم و خوشحال بودیم و لذت بردیم از زندگی ، از لحظه هامون  از خانواده ، از سلامتی و .
چه نعمتی ازین بالاتر ؟ 
اينکه بعد از دو سه سال ، خشک شدن یه سری از چشمه ها ، کم آب شدن رودخونه
کلیپ نامزدی داروم چه جونن
دانلود آهنگ هاي محلی غلامحسین نظری

اهنگ نامزدی داروم چه جونن بخدا قیمت نداره

اهنگ قنبر نارویی نامزدی دارم چه جونه

دانلود اهنگ اسلام نظری و غلامحسین نظری
دانلود آهنگ نامزدی
حسین نظری خواننده
دانلود اهنگ بلوچی نامزد
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب