نتایج پست ها برای عبارت :

ای ننه میخوان منو ببرن

کسانی که ميخوان از ما حمايت کنند دستاشون رو ببرن بالا و نظر بدن.حمايت چگونه خواهد بود
اينجور:بازی ما را به همراه تریلر در وبلاگ خود منتشر میکنید بعد ما یه بخشی به عنوان (حمايت کنندگان ما ) ايجاد میکنیم و در وبلاگمان به صورت لینک به وبلاگ یا سايتتون قرار میدهیم
 
عاشق وجودتم عزیزم♡
نه پول هاي تو جیبت!
 
اينو ب همه کسانی که ميخوان از اين طریق توانايی ها و مردونگی تو رو و احساس من رو بهت زیر سوال ببرن ،بگو.
 
+ وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ ۚ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَیُؤْتُونَ اَّکَاةَ وَیُطِیعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ ۚ أُولَٰئِکَ سَیَرْحَمُهُمُ اللَّهُ ۗ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ ٧١ مردا
1-Aquaman فیلم فوق العاده جذابیه.اگه ندیدینش.:)
2-The Wandering Earthفیلم قشنگیه.درمورد اينه که خورشید داره نابود میشه.انسانها هم براي جلوگیری از نابودی خودشون قصد دارن کره زمین رو به یه منظومه دیگه ببرن(اگه زبون چینی کلافتون میکنهنبینینانقدر{گ.ژ}تلفظ میکنندلت میخواد کلتو بکوبی تو مانیتور)
3-Train to Busanیه فیلم زامبی طور فوق العاده! کره ايهاين بهتر از زبون چینیه!:)
4-wonder یه فیلم احساسی.داستان پسر بچه اي به نام اگوست پالمن که مبتلا به بیماری سندروم تری
براي دانلود فیلم ايکس لارج شما میتوانید 
به شب دی ال مراجعه کنید
توجه داشته باشید که وبسايت شب دی ال یکی از بهترین سايت ها
در زمینه فیلم است
و در فیلم ايکس لارج عزیزانی چون علی صادقی فعالیت می کنند
فعالیت آن ها به اين ترتیب است
که علی صادقی نقش بارزی را بر عهده دارد و فیلم را مانند بقیه می بیند
من نمی تونم تايید کنم
که چرا عده اي راه را براي ما کج می کنند
کج کردن راه رو به سوی تنهايی خواهد برد
اکبر عبدی در ساخته ی حسین توکلی نقش اصلی را بر عهده د
1. اصرار کردم. اما پدر پشیزی منو حساب نکرد و بدونِ من به استقبالِ شهیداي شهرمون رفت. مادر هر چند وقت یه بار اتوماتیک‌وار بی‌صدا اشک می‌ریزه. حالا که فکر می‌کنم اون وجهه‌ی غُرغُرو بودنشو می‌خوام. توی فکر غرقم اين دو روز.
2. پریروز فیلمِ Jurassic World . Fallen Kingdom رو دانلود کردم، به عنوانِ آخرین فیلمِ تابستونی. با جمعِ برادرها فیلم رو دیدیم. فیلم تمام شد که یکیشون بی‌مقدمه گفت: اولِ مهر بهت خوش‌ بگذره خلاصه. پشت بندش، شیطانی لبخند زد. اون یکی گفت: مهند
میدونی من هر بلايی سرم بیاد به قول معروف پوستم کلفته! هر چند بار که بخورم زمین و زانوهام زخمی شن باز هم پامیشم
تا اينجاي زندگیم اومدم . قوی ، محکم ، موفق ، سربلند
نمیذارم چهارتا آدم که هیچ جايی توی زندگیم ندارن اينا رو ازم بگیرن
یه درخت تنومند رو هر چقدر هم سنگ به سمتش پرتاب کنن چیزیش نمیشه.شايد خراش برداره ولی همچنان ریشه هاش توی زمین جا دارن و رشد میکنه و رشد میکنه و میره به سمت آسمون
خیلی اتفاق ها ممکنه توی زندگی برامون بیفته که پیش بینی نم
امروز ساعت ده دندوناي عقل سمت راستم رو کشیدم موقعی که آمپور بی حسی رو می زد اينقدر درد داشت که میخواستم دست دکتر رو بگیرم دکترم با اخم گفت دست من رو نگیر دیگه دستهاي صندلی رو زیر دستم فشار میدادم وقتی آمپور بی حسی رو زد ده دقیقه گفت منتظر بشین تمام بدنم میلرزید انقدر ناجور میلرزیدم که دختر دايیم همراهم اومده بود دندون عقل بکشه گذاشت رفت گفت من بعدا میکشم منم موندم بعد صدا کرد احساس میکردم الانه که سرم رو ببرن رفتم داخل کشیدشون پايینی درد ندا
جمعه صبح که از خواب بیدار شدم گلوم میسوخت و یکم متورم شده بود. طبق روال همیشه که با خوردن آب گرم و لیمو خود بخود خوب میشدم، خیلی گلو درد رو جدی نگرفتم . شنبه وقتی از سرکار رفتم خونه‌ی مامانم، خیلی بی حال بودم و علايم سرماخوردگی داشت خودش رو نشون میداد. تا عصر یکم استراحت کردم اما بی فايده بود براي همین به پرویز زنگ زدم که بیاد با هم بریم دکتر. دکتر هم گفت بله آنفولانزا گرفتی و دوتا آمپول نوشت با یه سری داروی سرماخوردگی و یک روز استراحت کامل. برا
داشتم از فرط بیکاری پستاي وب قبلم میخوندم و خیلی خوب بود :) مخصوصا کامنت ها! بتونم کم کم اينجا انتقالشون میدم چون مطمینم روزايی که برگررم بخونمشون حالم خوب میشه و دلم میخواد نگهشون دارم :) 
دارم به کار فکر میکنم ینی میدونین چطوریه؟ من به عنوان حسابدار بخوام مشعول بشم با توجه به شرکت و محصولاتی که ارايه میدن بايد سفته یا چک صمانت بدم از ۳۰ میلیون شروع میشه البته اگه شرکتها کوچک باشند ۱۰ میلیون و واقعا من یکم میترسم سفته ینی هروقت اراده کرد پولش
امروز از ساعت هفت شروع شد اما من از ساعت نه شروع کردم به کار کردن یه ساعت فقط طول کشید براي چهار ده تا کلمه جمله بسازم. امروز خیلی کار دارم براي زبان به خاطرش واقها استرس دارم. ولی چیکار میشه کرد بايد اروم باشمو کارامو انجام بدم. کتابم رسیدم به کانت. اينجوری نیست که بزارمش کنار فقط زبان بخونم اينم جلو میبرمش. امیدوارم کلی جلو بره چون زمان کمه. امروز تمام تمرکزم روی کتابو زبان هست بقیه کارارو از فردا به بعد انجام میدم دوباره. دوشنبه ها روز پرکار
الحمدلله رب العالمین سال که نو می‌شه، یه سری از عادات ما که توی شلوغ‌پلوغی قبل از سال نو و کاروبار درهم‌برهم ازشون غافل بودیم هم نو می‌شن. 
توی دیدوبازدیدهاي کوتاه اين ايام که برخی از اقوامْ به‌حق تمام تلاش‌شون رو به کار می‌بندن تا از همین فرصت کمْ بیشترین استفاده رو ببرن و در صحبت کردن گوی سبقت رو از هم بربايند، تا جايی که چند بار بايد مبحث قبلی رو یادآوری کنم براشون، یکی از تجربیات شیرین و ناب اين حقیر اينه که با کشیده شدن صحبت به دغدغ
اين متن رو ۶ ماه پیش، براي تبریک تولد بیست‌سالگیِ "ی" نوشتم، که خوندنش تو آخرین روزهاي بیست‌سالگی‌ام، خالی از لطف نیست:)
 بیست‌سالگی همون شربت خاکشیرِ خنک و پر از تکه‌هاي یخ کوچولوییه که ظهر تابستون، خسته و کلافه از بیرون میاي و چشماتو می‌بندی و یه سره میخوری‌اش. همونی که وقتی دستت میخوره به قطره‌هاي ریز سرد آب روی لیوانش، حالت جا میاد. بیست‌سالگی همون شربته است؛ همون‌قدر گوارا، همون‌قدر به اندازه و کافی و همون‌قدر کوتاه و گذرا حتی. ب
به نظر میرسه که رضايت داشتن هر فرد از ظاهر خودش، یکی از نعمتهايی هست که بايد به خاطرش شکرگذار خداوند باشه. لطفا به جمله من خوب دقت کنید، منظور من اين نیست که شخصی خودش رو بی نهايت زیبا بدونه، چون به نوعی خود شیفتگی محسوب میشه و همینطور اين امکان هست که شخصی در نگاه بقیه خیلی هم زیبا باشه ولی از چهره خودش اون رضايتی رو که بايد نداشته باشه و مدام سعی کنه که چهره ش رو تغییر بده. منظور من اينه که آدمها توی اين شرايطی که در جامعه وجود داره و امکان تغی
یکی از مسائلی که اگه بهش توجه نشه ممکنه صدمات جبران نا پذیری و اساسی
به هنرجو و استعداد هاي فرد بزنه آموزشگاه موسیقی ضعیف است.بار ها شده که
افزاد کلاس موسیقی حضوری و آموزشگاه موسیقی لاکچری رفتن ولی تنها چیزی که
نسیبشون شده هزینه هاي بالا و اساتیدی بوده که بهشون به چشم کیف پول نگاه
میکردن.یه معیاری براي ارزیابی رستوران ها هست که میکه رستورانی که هزینه ی
اجارش کمتره غذاي بهتری داره.البته اين درباره همه حالت ها صدق نمیکنه ولی
. .یه آموزشگاه
امروز از دوستان شنیدم سربازی رفتن دختران تو مجلس کلیک خورده
ملت اجازه نمیدن ، دخترشون براي درس خوندن بره یه شهر دیگه . . .
حالا اينا ميخوان طرح سربازی رفتن دخترا رو اجرا کنند . . . -_-
خب! یه سوال هست که آیا دخترا هم موهاشون رو صفر میزنند . . . ؟؟؟
نظر شما در مورد اين موضوع چیه . . . ؟؟؟
ايستاده و نشسته و لمیده و یا در کافه هاي سده بیستم میلادی،"خرد در تاریخ بشر نقشی بسیار مشکوک بازی کرده1".
همچون تخته سنگی رها شده از دستان سیزیف میغلطی و میغلطی و میغلطی و مهر تأییدی بر اين دور باطل خواهی زد.کدام شکاکِ عصیانگری بر اين حقیقتِ ناحقیقتِ ارسطویی چون خدايان لرزه بر پیکره اين هستی خواهد انداخت؟
تو چون ققنوس از نو متولد خواهی شد.
***
امشب بعد مدتها رفتم بیرون که البته دوستم از کرج اومده بود (حدود سه هفته اي بود که از خونه بیرون نرفته ب
اعصاب نداشتم میخواستم بخوابم 
صداي لودر و کامیون از چند تا ساختمون اونورتر نمیذاره من بخوابم! 
چند تا خونه رو انگار دارن خراب میکنند ميخوان مجتمع کنند چند شب بود سروضداشون نمیذاشت بخوابم
اعصاب خوردی امشب م نذاشت دیگه تحمل کنم 
زنگ زدم 137 و شکايت کردم!!! چه معنی داره اخه ساعت 3 نصف شب لودر و کامیون تو میدون کار کنه اونم تو منطقه کااااااااااااااااملا مسی!! 
خدا بخیر کنه فردا رو !!
عین بولدوزر میخوام جمع کنم همه رو :)))))))
ملت کی ميخوان بفهمن وقتی به من پیام میدن و سین نمی کنم
یعنی دوس ندارم سین کنم
لازم نیست بیان اس هم بدن که برو فلان کوفت رو چک کن
بهمان درد رو چک کن
اومده پیام داده فلانی واس تولدت فلان چیزو استوری کنم؟
قبلا یه بار گفتم نمیخوام اصلا کسی استوری و اينا بذاره
بعدم الان انتظار داره مثلا چی جوابشو بدم ؟
واي آره خوبه دستت درد نکنه خیلی خیلی ممنونم؟
خدايا من چرا انقدر در همه زمینه ها ریدم
اگه بی منته دیگه گفتنش چیه؟
بعد میگین مثبت درمورد شون فکر کن و ف
جلد اول قسمت دهمعصاي بلک ویزاردبا خودم کلنجار میرفتم و فکر میکردم که اون عصا چی داره که تمام اهالی جنگل ميخوان بدست بیارنش ، مگه چه رازی درون اون عصا هست که همه براي بدست آوردنش جانشونو هم میدن تا اونو بدست بیارن؟به
سث نگاه کردم مثل همیشه تو خودش بود ، همیشه تا وقتی که ازش سوال نمیکردم
حرف نمیزد ، همه چیز در اين جنگل عجیب بودند. به سث گفتم : سث درباره اون
عصا بیشتر توضیح میدی؟
ادامه.
اونائی که مثِ ما مستأجرن، تقریبا دیگه اواسطِ تابستون دنبالِ خونه جدیدن و به فکرِ جابجائی و اثاث کشی. تلخیِ قیمت گزافِ اجاره بها و آشفتگیِ یک هفته ايِ زندگی و از همه مهمتر بدن دردو که نادیده بگیریم، بنظرم اثاث کِشی شیرینی ها، جذابیتها و درسهايی هم داره.
1️. براي حواس پَرتايی مثِ من، پیدا شدنِ "گُمشده"ها اگه تنها فايده اثاث کِشی باشه، بازم می ارزه.☺️ ریموتِ ماشین، دسته چک، کارتِ ملی، حلقه ازدواج، فلش مموری، اوراقِ امتحانی دانشجوها، شارژر گو
 سلام به هرکی حرفام رو خوند:) یک کوچولو دیر امدم .
یسری ادما هستن واقعا نیاز به روان درمانگر دارن روان کاوه یا هرچیز دیگه اي که هست آخه چرا تا کی ميخوان اين اخلاقاشونو تو خودشون نگه دارن .
دلم میخواست حرفام رو بزنم باهاشون خیلیییی محترمانه و مودبانه ولی متاسفانه وقتی حرفاي من با اون همه ارزشی که داره یکی ک شعورشم پايینه بیاد سرت بخاطرش داد بزنه قطعا ک نتیجه خوبی نمیده و ارزشی نداره خودمو خراب کنم .
سختی کشیدن در گرو موفقیت می ارزه تو بدترین
حتما براتون اتفاق افتاده که سیم سه تارتون پاره بشه . اگر که تعویض سیم رو یاد گرفته باشید . به راحتی خودتون عوضش میکنید . معمولا نوازندگانی که تازه شروع به نواختن سه تار کرده اند با اين موضوع مشکل دارند . و براشون عذاب آوره چون واقعا از درس هاشون عقب می افتند و حالا بايد ساز رو ببرن پیش استادشون یا کسی که اين کارو کرده و براشون انجام بده . اما من به شما یاد میدم چطور خودتون به راحتی سیم سازتون رو عوض کنید .
چرا سیم ساز پاره میشود ؟
دوستان در ابتدا ب
با سلام دوستان عزیزمیخوام بدون مقدمه برم سر اصل مطلب که بنده تمام پست هاي وبلاگم رو حذف کردم و همچنین اسم و توضیحات وبلاگ رو نیز تغییر دادم و میخوام از اول شروع کنم. یه شروع دوباره . . . (^-^)
و در اين میان میخوام بگم: کسانی که ميخوان وبلاگم را دنبال کنند ، صد در صد دنبال خواهند شد. و کسانی که دنبال کرده اند و دنبال نشده اند ، لطفا اعلام حضور کنید تا دنبالتون کنم.
و ممنون که تا اينجا حمايتم کردید و ممنون میشم از اين به بعد هم حمايتم کنید . . . (^-^)
و یه مو
خب. میدونی که بعد از جریانات پارسال، دیگه اصلا حس خوبی به اين مسابقه فرهنگی هنری نداشتم. مسابقه‌اي که پنج شیش سال پیش برام
به شدت ارزشی و مهم تلقی میشدن الان چیزی بیش از یک شوخی محسوب نمیشه.

وقتی خانم معاون اومد دم کلاس و تحت
عنوان "خوش‌خبری" گفت که من و فاطمه اول شدیم و بايد بریم مرحله‌
استانی، با امیدی ناامیدانه پرسیدم: شعر که نشد نه؟

گفت: نه ولی خب حالا
رنگ روغن اول شدی دیگه. وسايل یادت نره‌ها. گفتن بومت 45 در 60 بومیران یا وینزور. رنگاتم وست
1. وبلاگ نویسی رو چطوری و از چه زمانی شروع کردین. از حال اولین پستتون بگین و اگر میدونین روزش رو هم بنویسین. حال و هواي اون روزها رو بگین:من یادمه سال 93 توی بلاگفا وبلاگ نویسی رو شروع کردم و اون موقع خدايِ چرت و پرررت نویسی بودم!تا الان وبلاگاي زیادی داشتم و با خودم عهد بستم اين اخریش باشه.
2. وبلاگ نویسی آیا چهارچوب خاصی داره؟ آیا بايد به یک قواعدی پايبند بود یا خیر؟ نظرتون رو بگین:فکر نمیکنم اينطور باشه،همه چیز یه سری محدوده ها داره ولی اينطوری
اگه علی خدا نیست بگید خداي ما کیست


اگه
علی خدا نیست بگید خداي ما کیست
دیگه
ساقی به غیر از علی شیر خدا کیست
بزن
جام و بریز مِی که دل یاغیه امشب
در
مِیکده باز و علی ساقیه امشب
هواي
تو دلم رو زد و دیوونه تر کرد
حالا
بايد چجوری با دوری تو سر کرد
مِی
و جام و طهورا زیر ناودون طلاته
در
مِیخونه ی عشق جلو ايوون طلاته
زدم
دلو شکستم یه قلب دیگه ساختم
یه
روز به ساقی گفتم به تو قلبمو باختم
اگه
رِندم و مستم یه عمره دوره گردم
هزار
دفعه پریدم دوباره برمیگردم
به
شادی خانم لباس پوشید که بره سراغ فالگیر بادوستاش که دید دردونه هم لباس پوشیده منتظر وايستاده گفت
 
شما کجا ؟
 
دردونه گفت منم میام .
 
شادی خانم:لازم نکرده تو بمون همینجا مواظب بابات باش یه وقت نره بیرون آبرو ریزی میشه .
 
دردونه خودشو لوس کرد وگفت نوموخوام منم مویام .
 
شادی خانم قولی بازی در اورد باجیغ جیغ گفت لازم نکرده بتمرگ همینجا اينقدر هم لوس بازی
 
درنیاردرست هم صحبت کن .
 
دردونه اخماشو تو هم کشید وگفت من میترسم خب.
 
شادی خانم گفت از چی
دو سال پیش بدون خداحافظی تنهاشون گذاشتم و رفتم پی درس و زندگیم که  مهمترین هدف زندگیم بود و هست .
بعد دوسال برگشتم و مهدیه ازم خواست بالا سرشون باشم به عنوان مربی و کوچر تیم
هزینه ی سنگینی بابت اين دو روز براشون کردم مخصوصا زمانی که بايد به صد نفر جواب پس بدم
شهر من میزبان مسابقات آسیايی سبکی بود که بودن تیم هاي رنگارنگ تاجیکستان ، پاکستان و عمان و الی غیره با لباس هاي خوشگلشون حال و هواي خاصی به مسابقات داده بود و کاش از رژه ی تیم ها فی
خدايا واقعا شکرت بابت قبولیم توی تخصص .ولی با قبول شدنم تو شهر زادگاه زندگی بدجوری انگشت شستشو گرفته سمتم
اين چند وقته انقدر استرس کشیدم که ۲ کیلو لاغر شدم.خدايا چشه باباي من ول نمیکنه؟اينهمه خودمو سفت و محکم گرفتم .چند ساله فقط به خودم وابسته بودم.ولی الان واقعا یه بغل سفت و محکم میخوام.یکی که بهم بگه خره من میدونم همه چی خوب میشه و من دلم اروم بگیره
پی نوشت:خدا رو شکر اون دکتری که قرار بود بابام منو بهش قالب کنه در رفته و دیگه قرار نیس ب
اکثر آدما دچار نوعی مرضن
اصرار میکنن بیان تو زندگیت
اصرار میکنن که بمونن
و بعد مدام آزارت میدن
از مواضع خودشون بهیچ وجه حاضر نیستن پايین بیان اما انتظار دارن تو خیلی از ارزشهاتو زیر پا بذاری به خاطرشون!!
حالا اين خاطر معلوم نیست تا کی قراره باشه اصلا؟؟!!
طوری وانمود میکنن که فقط خودشون درد کشیدن یا گرفتاری دارن و اون گرفتاریا هم خیلی بزرگن و ميخوان تمام غم و غصه هاشونو رو سر شما خراب کنن و شما هم بايد هرطوری و به هر قیمتی شده حالشونو خوب کنین.
من همیشه به اين معروفم که خیلی خوش خوابم و هیچ قضیه‌اي مانع خواب من نمیشه. نه برک آپ، نه حتی عروسی خودم. بقیه نمیدونن تمام رنج‌هايی که اونا از بی‌خوابی میکشن من توی خواب میکشم. تمام چیزايی که ازشون میترسم توی خواب و به فرویدی‌ترین حالت ممکن بهم حمله میکنن. صبح که ميخوان ازم بپرسن خوب خوابیدم یا نه فقط میپرسن خواب دیدی یا نه؟ من شب‌ها همیشه توی خواب گریه کردم، توی خواب دعوا کردم، توی خواب ترسیدم و توی خواب در حد مرگ ناراحت شدم. تازگی‌ها خواب
بی هدف روی صفحه کلید ضربه میزنم و فکر هايی که تو ذهنم اين روزها رژه میرند واژه به واژه کنار هم قرار میگیرند و جمله هايی میسازند که فقط خودم میفهمم
میدونی گاهی وقتا  اون چیزی نمیشه که میخواي اون چیزی میشه که اونا ميخوان. حتی اگه با تمام وجود تلاش و ايستادگی کنی.
دیشب موقع نماز مغرب یه حرفی زدم که خودم هم قبولش نداشتم ولی گفتم اما تا امروز ظهر همه چی دست به دست هم داده بودند که یادم نره خدا با منه 
که یادم نره خدا حواسش به  منه. که یادم نر
امروز بايد م برم مشاوره من نمیدونم دقیقا چی گفته که مشاورش ازم خواسته اينبار من همراهش باشم مشاوری که چندسال پیش خودم مراجعه اش بودم و ازش متنفر بودم مطمئنم اونم همین حس رو داشت حرفهايی میزد که براي من بلند پرواز خیلی دور بود امروز مطمئنم دوباره حرف هايی خواهد زد که من اصلا حوصله شنیدنش رو ندارم یکسری نصیخت و خواسته هاي بیخود همشون ميخوان بمونم پیش خواهرم تا حالش خوب بشه ولی من محاله اينکار رو بکنم یکبار براي برادرم بخشی از زندگیم ر
چند سال پیش از سردرد شدیدی رنج میبردم و اصلا فکر نمیکردم که میگرن دارم همیشه تصورم اين بود که سردرد شدیدی دارم و بايد مسکن بخورم تا دردش برطرف بشه ، بعد ها فهمیدم که به اين نوع سردرد ها میگرن میگن . !
 
وقتی در موردش تحقیق کردم دیدم که علل مختلفی داره م متاسفانه درمانی هم نداره .
اين بسیار براي من ناراحت کننده بود . چون دردش به حدی بود که حالت تهوع پیدا میکردم و نهايتا منجر به تهوع میشد . دکتر گفت : بدن در مقابل فشار درد زیاد رفلکس نشون میده و یکیش
سلام خدمت دوستان مبتدی و حرفه اي برنامه نویس و وب نویس.
میخواستم چند کلامی در رابطه با دو زبان برنامه نویسی یعنی جاوا و پايتون صحبت کنم
خیلی دوستان تازه ميخوان شروع به یادگیری برنامه نویسی کنند و مشکلشون اين هست که کدوم زبان براي شروع بهتره
داخل سايت ها و منايع متفاوت با ذکر چند ربان و دلايلی فلان زبان براي شروع بهتر هست اما هیچوت به طور قطعی نمیتونین بگید که اين زبان بهترین و قدرتمند ترین زبان هست
چون هر زبانی نقطه ضعف و قوتی داره م
بند هايی در زندگی ام بوده اند ؛از کودکی احساس میکردم شان
یادم هست که تلاش میکردم براي رهاشدن؛ ولی
هرچه بزرگتر شدم اون گره ها رو که نتونستم باز کنم هیچ بلکه گره و بندهاي جدیدی اضافه کردم
واما اکنون
بعد ازبیست و یک سال و چند ماه احساس میکنم اسیر اين بندها شده ام
نمیدانم چرا ولی وقتی یه نگاه به بندهاي ضخیم و یه نگاه به عزم و اراده خودم میندازم میترسم
میترسم از اينکه زورم نرسه؛عمرم که داره مثل برق و باد میگذره اونم به چه قیمتی؟!
به قیمت سپید
 اون دیویست و چهل ساعت کوفتیو با دعوا و زور تمومش کردم و خب اصلنشم هر نمره اي ميخوان بهم بدن ،بدن' آی دونت گیو شت 'همینقدر صریح:/
کنار شیش روز کار در هفته هفته اي ام شیش ساعت کلاس زبان میرفتم و خب هر طوری حساب کنی اينکه من  الان جايی ام که از سرماي طبیعی هوا قراره زیر پتو بخوابم کاملن حقمه:/
اينکه دیروز طی یه حرکت انتحاری ساعت هشت شب چمدونمو بستم و ساعت یازده راهی شدم اونم بدون هیچ برنامه ریزی حقمه
اصلنشم من حق دارم همه برنامه هامو یه هفته بخوابو
● امروز آزمايش خون داشتم و طبق معمول رگ دستم رو پیدا نمیکردن :| ● فردا تا ظهر کلاس دارم و بعد از ظهر هم مصاحبه دارم که بابتش نگرانم.نمیدونم قراره چی بشه و ايده اي هم راجع به سوالهاشون و سختیش ندارم
اما خب خوشبین باشیم! تا اخر شب وقت دارم بخونم یه چیزايی
● پنجشنبه قراره با دوستهاي دوران دبیرستانم بریم سمت یه آبشار فوق العاده زیبا . میخوام خواهرم رو با خودم ببرم اما یکم نگرانم که مسئولیتشو قبول میکنم
چون هم جايی که میریم از خونه دوره ، هم انقدر
سوالی که در چند روز گذشته براي صاحبان کانال هاي خبری در پیام رسان تلگرام و مسئولین سايت هاي مختلف پیش میاد اينکه بعد از رفع فیلتر تلگرام ، کدوم شبکه ايرانی هنوز پرمخاطبه ، و مردم هنوز برنامه‌ش رو از موبايلشون حذف نکردند ؟! 
من طی بررسی هاي موردی و کوچیک به موارد جالبی برخوردم . مثلا اينکه کانال سوزن بان که نسبت به بقیه بیشتر از تبلیغ و . بلد بودن ، کاملا برنامه آی گپ رو انتخاب کردن . از طرفی اکثریت دوستام هنوز سروش رو دارن ( خصوصا اينکه سرعتش ن
اوهوم.کلمه اي است که اين روزا رايجه بین دختر و پسر ها و حتی سالخورده هاي زندگیمون.داریم مث آب خوردن ازش استفاده می‌کنیم تو مراوده هامون.چیز عجیبی نیست شايد اکثرا معنی بله را بده اما کاش وقتی داریم تو دنیاي شیشه اي و مجازیمون ازش استفاده می‌کنیمحداقل وُیسشو بدیم یا که اصلا بدونیم در مقابل کی داریم ازش استفاده می‌کنیم.چون معنايش لذت زندگی و نفرت روزگار رو توام بهت میده. حالا اين کلمه شده تیکه کلام من، نه به خاطر اينکه منم میخوام ساده بگم و ر
قبل از اينکه شروع کنم خواستم خواهش کنم که حتما حتما حتما نظراتتون رو برام بنویسید :)
بچه ها یکی از موضوعاتی که مدتیه ذهنم رو مشغول کرده ازدواجه! چون توی فامیلی زندگی میکنم که میدونم همه تا یکی دوسال دیگه برام عقل کل میشن و ميخوان آستین بالا بزنن. تصور کنین بهم میگن لاغر شو وگرنه ازدواجت سخت میشه اين هم براي من تنفر برانگیز ترین فکر ممکنه !دو نفر بدون شناخت و صرفا به واسطه ی آشنايی خانواده ها مجبور بشن سالهاي سال درکنار هم زندگی کنن! اين براي من
من  فهمیدم مردهايی وجود دارن که مذهبی نیستن ولی با زنهاي مذهبی ازدواج میکنن تا خیالشون راحت باشه زنشون با مردی در ارتباط نیست و بعدخودشون…
یع عده مردهاي مذهبی هم هستن که با زنهاي غیر مذهبی ازدواج میکنن چون میگن ميخوان با کسی زندگی کنن که باهاش حال کنن  ولی احترامی براي زنشون قائل نیستن و با زنهاي مذهبی دیگران دوست دارن صحبت کنن درددل کنن بهشون کمک کنن
یه سریها هستن هردو طرف مذهبی نیستن یک سریها هم هر دو طرف مذهبی هستن که بهترین نوع ازدواجه
چند وقتی بود که سریال”دیوار به دیوار رو شبکه تماشا پخش می کرد. خیلی ايده ی فیلم رو دوست داشتم.
فیلم  از اين قراره که داستان پنج خانواده رو روايت میکنه که به دلايلی مجبور میشن ۳ ماه تو یه خونه باهم زندگی کنند.اين خانواده ها تعدادی خونه رو پیش خرید کردن ولی مورد ی قرار گرفتن و چون جايی براي زندگی کردن نداشتن از سازنده ی خونه ها ميخوان که خونش رو در اختیارشون بذاره و اون هم، بنا به درخواست قاضی قبول میکنه و بقیه ی داستان روند اتفاقاتی
یه سری حرف ها هستن که نمیدونیم از کجا هم دراومدن و تو دهن هامون افتادن!!!!
چندتا از اين حرف هارو مینویسم اونهايی که میدونید و شما هم اضافه کنید!!
خدا بد نده!!!!! خدا مگه بد هم میده!!!!
سپاردی به امان خدا!!!!! امان خدا ناامنه!!!!
وقتی ميخوان قسم بخورن:به اين برکت که از قران بالاترِ!!! نون و میفرمان!!!!
نون از قران بالاترِ!!!!!!!!!!!
یه ضرب المثل ترکی هست :نماز قیلَن بنده دی ، قیلمیَن شرمندَ دی، گاه قیلَی گاه قیلمییَی یرین جهنم دَ دی!!!
کسی که نماز بخونه بنده است، ک
تو یک هفته، اين سومین مصاحبه شغلی بود که میرفتم ، خانمی که بغل دستم نشسته بود و مثل من منتظر بود تا اسمش را صدا بزنند حین حرف زدن با من و خانم دیگر که روی صندلی بغل دستش نشسته بود ، با گوشی بازی میکرد .  گفت چی خوندی؟ بهش گفتم . گفت بنظرم رشته اي که کلاسش بیرون هست ارزش چهارسال درس خوندن نداره ، کاری به منطقش ندارم ،ولی اول فکر کردم دارد به دیوار اين حرف را میگوید بعد از چند دقیقه فهمیدم بايد جا بخورم [در اصطلاح] :|
تعداد زیاد بود چند نفر رو باهم صد
آچو گفت میدون حسن آباد سوخت. گفتم خب. گفت اون گنبد خوشگلا هم سوختن. گفتم خب میسوزن دیگه. مگه کلیساي نتردام نسوخت؟ مگه تخت جمشید نسوخت؟ همه چی یه روز میسوزه، یه روز داغون میشه، نابود میشه. چه فرقی میکنه حالا یا صد سال دیگه؟ آدما خیال میکنن اگه یه چیزی رو بسازن و تا ابد بمونه که تازه نمی مونه هم، در واقع خودشون باقی موندن. میگه خب همین مهمه دیگه. میگم کجاش مهمه؟ هزار سال نه، صد سال دیگه چه فرقی میکنه چی از کی مونده؟ هیچکس اون آدماي صد سال قبلو نمیش
ذهنم هیچ طبقه بندی خاصی براي فکر کردن نداره. همه چی درهم برهمه توش.
از دین و مذهب بگیر تا درس و کار و مهاجرت.
آروم و قرار ندارم.
یه کتاب رو تموم نکرده به شروع کردن یه کتاب دیگه فکر میکنم و هرچی میخونم حس میکنم داره وقتم تلف میشه.
همش احساس میکنم یکی دو روز بیشتر وقت ندارم که به همه ی چیزايی که میخوام برسم و بیست و چهار ساعت خیلی کمه.
نماز که میخونم به اين فکر میکنم اين دیگه چجور مسلمون بودن مسخره ايه حتی نمیدونم دارم چی میگم، نماز که تموم میشه سریع
دلم میخواد در مورد یه موضوعی صحبت کنم باهاتون، اونم موضوع رسم و رسومات جدید هست، ما ايرانی ها مجموعه اي از رسم و رسومات رو داریم، یعنی دختر و پسری که ميخوان ازدواج کنن یا کلا ازدواج کردن، چند نوع رسم و رسوم جلو روشون هست.
رسومات ايرانی باستان، رسم و رسومات دینی، رسم و رسومات اروپايی
همه اين رسم رسومات هم در قالب ازدواج میان، مثلا اين روز ها واقعا اگر آقا پسر براي دختر ولنتاين کادو نگیره خب خانومش ناراحت میشه و قهر میکنه در صورتی که قبلا و
الان اين حس و حال معتادايی رو دارم که از کمپ برگشتن و هر جا میرسن با صداي گرفته میگن : پااکم، پاکِ پاک . یه تغییرات کوچیک اما اساسی دارم به زندگیم میدم مثلا اين که یه چند روزیه به موقع سرکلاس حاضر میشم . قرارم نیست دیگه غیبتی چیزی کنم. میخوام از همین الان خودمو آماده کنم . آماده گرفتن کشیک و مورنینگ هاي دوران اينترنی و کسب درآمد به قولی . بخوايم قبول کنیم یا نه به یک تجارت تبدیل شده ، درسته زندگی آدم به گوه کشیده میشه اما پولی که ازش در میاد و تجرب
دیدین ايرانیا خیلی اهل پز دادن خیلی تابلو و نمیدونم فخر فروشی و پاچه خواری و چاچلوسی هستن ولی ممکنه در باطن از یارو حالشون به هم بخوره؟ خیلی شو آف دارن؟ اين دو تا ايرانی از وقتی اومدن گروه قبلی من توی انتاریو، به فاک دادن دو تا از دخترا رو.
یعنی افتضاح شده همه چی.
از صبح تا شب اين 4 تا دارن به هم پز میدن همه چی رو و شو آف میکنن اوننم چیزاي چرت و پرتو، مثلا: تولدت مبارک صفدر اقا، بعد اينو استوری میکنن، بعد استوری رر دوباره پست میکنن. اين دو تا ايران
یک
خواهرزاده‌م امروز رفت اجباری. نمیگم سربازی چون‌ اجباری واژه‌ی خیلی بهتریه. همون چیزی که قدیمی‌ترها می‌گفتن. اونا خیلی پیش‌تر از اينکه 《مقدس》 بشه به ماهیتش پی برده بودن. اجبار ظالمانه‌اي براي پسرا که نزدیک دو سال از بهترین روزاي زندگی‌شون رو بر باد میده و جز افسردگی و فقدان و اندوه چیزی براشون نداره. پشت هیچ (بايد برن تا مرد بشن) و ( سربازی براي پسرا لازمه) و (حالا‌ مگه ميخوان هسته‌ی اتم بشکافن) و هیچ گزاره‌ی دیگری هم نمیشه مخفیش کرد.
+به قاعده ی یک دست که پیچک میشه دور شونم
در امن ترین کنج جهان جا میگیرم
و خداروشکر 
++اشکام قطره قطره میریزه و شعر میشم.
+++عشق اگه شکل داشت
مثل مرد پیرهن نارنجی امشب بود
یه ظرف برنج حضرت داشت قاشق قاشق بین تک تک ادما پخش کرد
پوست افتاب سوخته اي داشت و لاغر بود
وقتی به زائرا ادرس میداد و اشاره میکرد به صحن ازادی
حس میکردم داره عشق بازی میکنه.
کف دست دوستم برنج ریخت،
دوستم عطرشو بو کشید و شیرین گفتـ
:"شدیم مثل کبوتراش " و لبخند زد

++++پیر نشید!شما مسئ
داشتیم از دردسرهايی که وبلاگ نویسی برامون ايجاد کرده بود کامنت میذاشتیم براش، انتظار داشتم بیاد مثل همه بگه آقا چیکار داری کی چی میگه، تو وبلاگتو بنویس، اونقد بنویس تا چشش درآد، اما خیلی راحت گفت توصیه میکنم کلا ننویسی! حتی تاکید کرد به اين قضیه فک کنم. فک کردم دیدم خیلی هم حرف بدی نیست! اينکه من چیکار کردم و چیکار میخوام بکنم مگه برا کسی مهمه؟! یه جورايی اينکار شبیه همون استوری گذاشتن هاي اينستا میمونه!
اصلا دنیاي وبلاگ یه جورايی مثل همون
یه سری آدمها،
پیر درون دارن.
یعنی از یه سنی به بعد، احتمالا از مثلا 20 سالگی به بعد، یهو پیر میشن، و پیر میمونن.
بالغ ترن، آینده نگرترن، سنگینن. معمولا باوقارتر به نظر میرسن.
جدی تر میشن.
اين ادمها مغرورتر میشن، یه دنده تر، گاهی خودخواه تر، عصبی تر.
در اصل چیزايی که میگن خیلی وقتا درسته.
ولی لحنشون بده و بقیه ازشون فراری میشن.
چون فکر میکنن کارشون درسته و باتجربه ن، پس بايد هم مثل ادماي باتجربه و پیر و فرتوت کم حرف باشن هم اينکه خب اتومانیک بقیه ا
دقیقاً تلاشم را از وقتى شروع كردم
كه فهمیدم خیلى ها منتظرند كه شكست بخورم.
________________________________________________
اگر میخواهی اسیر هیچ مستبدی نباشی
        بخوان     ،     بخوان    ،     بخوان.
_ دکتر علی شریعتی
________________________________________________
ما تلاش میکنیم پس زنده ايم. رویا داریم پس هنوز امید به زندگی بهتر داریم. ما شکست نمی خوریم،فقط تجربه کسب می کنیم.
امسال چهارمین کنکورمه؟ خب باشه. اين یعنی من به اندازه ی سه کنکور،از بقیه بیشتر تجربه دارم و به اندازه ی سه کن
دانشجو
فايل پی دی اف "دانشجو"
 
 
دانشجو بود.دنبال عشق و حال، خیلی مقید نبود، یعنی اهل خیلی کارها هم بود، تو یخچال خونه ش مشروب هم میتونستی پیدا کنی
از طرف دانشگاه می بردن اردو .قرار شد یک دیدار خاص هم داشته باشناز اين به بعد رو بذارید خود حمید براتون تعریف کنه.
وقتی رسیدیم سر قرار خاصمون.بچه ها تک تک ورود میکردن و سلام میگفتن، ايشون هم به همه سلامی میگفت و تعارف میکرد که وارد بشن.من چندبار خواستم سلام بگم.منتظر بودم ايشون به من نگاهی
امروز پنج صبح بیدار شدمرادیو جوان گوش میکردم
رسید به برنامه جوانه ايرانی سلام
توش یه مصاحبه زنده داشت
با فردی به اسمه عباسِ تابش
معاون وزیر و رئیس هیات مدیره و مدیرعامل سازمان حمايت از مصرف کنندگان و تولید کنندگان
حالم بد شد شنیدم مصاحبشو
خیلی بد
حالم ازش و امثالش بهم خورد
بعد که بیشتر فکر کردم حالم از خودم و امثالِ خودم بهم خورد
از اينکه اينهمه بی غیرت شدیم که اجازه میدیم امثال اينها برامون تصمیم گیری کنن
و زندگیمون رو هرجور که ميخوان بالا
هر سال همین تکرار هرسال همین تکرار هر سال خودمونو گول میزنیم که سال نو و فلان و اينا واقعیت اينه همه اين چیزی نیست جز مشتی خزعبلات که ما برا خودمون ساختیم . ما همه اش براي خودمون چارچوب ساختیم . هیچ چیزی جذاب نیست حتی لحظه مزخرف تحویل سال یعنی چه آخه ؟؟ سال رو تحویل میدیم خودمون اصن تغییری میکنیم ؟؟؟ یه نگاه به اين جامعه تخمی بندازیم . همه ما مصرفی شدیم همه امون از عرف پیروی میکنیم نیازی نیست به جامعه نگاه بندازیم همین استوری هاي مسخره اينس
سلام
-کتاب شرمنده نباش دختر ریچل هالیس رو تموم کردم و بايد بگم بطور کل کتاب خوبی بود، مخصوصا براي کسانی که ميخوان کسب و کاری جدید راه اندازی کنن یا از خیلی چیزها میترسن، از نه گفتن، از مثل دیگران نبودن و فکر میکنن که اين نقطه ضعف محسوب میشه، خلاصه خیلی کتاب مفیدیه، خوندنش ارزشمند بود برام.
- از امروز هم شروع کردم کتاب "چگونه شخصیت سالم تر بیابیم" اثر دکتر وین داير و صد البته با ترجمه بدرزمان نیک فطرت رو بخونم، در واقع قبلا تا نصف کتاب خونده بود
هو الحکیم
قدیمی ها درسته یه سری حرف هاي بی اساس و خرافات گونه میزدن، اون هم بخاطر عدم اگاهی بود
اما یه سری حرف ها هم دارن که از صفاي باطن و فطرت پاک و حکمت و درک بالاشون از زندگیِ
چیزی که اين روزها خیلی ناياب شده!!!
دوتا مامان بزرگ خیلی مهربون داریم تو محل بهش میگن بُیگ ننه:)  بُیوگ ننه درسته! اما تلفظش سخت میشه مخفف میکنیم
نمیدونم اسمشون اينه یا اين لقب و اهالی بهشون دادن!
اول صبح که میدیمشون همیشه برام دعاي خیر میکردن
و با دعاي خیر بدرقم میکردن
یکشنبه.نوزده خرداد:
کلافه ام.
توی پاسپورتم ،صورتِ لاتینِ نام خانوادگیم رو دو حرف اشتباه نوشتن و من دیر فهمیدم.
حالا که اولا اشتباه از اونها بوده باز ميخوان پول صدور پاسپورت ازم بگیرن دوما اجازه ی همسرمو ميخوان. واي یعنی کارد بهم بخوره خونم از اين برده داری که علیه ست درنمیاد.
از دیروز اومدم انزلی.خونه ی خواهرم.هم براي افتادن دنبال کاراي پاسپورت،هم میخواستم برم رشت وسايل قنادی بخرم چه وسايل خریدنی شد. یک و صد پولشون شد،دیگه کفگیرم به ک
صبح که بیدار شدم گفتم برم سارا رو بیدار کنم و باهاش امتحان ریاضی بخونم، دیشب بهش گفته بودم خودش بخونه که صبح ازش امتحان بگیرم، گفتم زودی درس‌هاي سارا تموم بشه خودم بشینم درس بخونم، بعدش برم حمام بعدش هم باشگاه و باز دوباره درس!
بیدارش کردم فهمیدم جاشو خیس کرده! بردمش حمام، یه چند صفحه براش امتحان در اوردم که حل کنه زنگ زدن گفتن سبحان رو برید بیارید، زن عموی مامانش مرده ميخوان برن فاتحه، سبحان رو اوردم و خوابش کردم شده بود ۱۰/۵؛ چند صفحه دوبا
شبها و غروبها میرم پیاده روی کنار اقیانوس،
و فروب آفتاب رو تماشا میکنم،
و اينقدر پشه منو زده که تمام دستام دون دونه.
ببینین،
اينجور ادمها، آدمهايی که "پیر درون" دارن،
آدمهاي خوبی هستن معمولا، خوبن، سالمن، کاملا میدونن چی درسته و چی غلطه، معمولا آدمهاي تنهايی هستن،
معمولا سطح فکر خوبی دارن،
معمولا سعی میکنن خلاف جریان حرکت کنن، خیلی فکر میکنن، توی تنهايیاي خودشونن،
کنار خونه شون ممکنه بهترین و زیباترین بارها و کلاب ها باشه ولی اينها اونجا
اساسا موقعی که به آخراي ترم مخصوصا ترم دو نزدیک میشم خیلی خیلی همه چیز به هم میریزه . بیشتر از همه خودم . نمیدونم انگار یه چیزیم هست . تو اين یه هفته نتونستم دست به کد زدن ببرم . البته درگیری اين که خانواده منو فرستادن اينجا تا درس بخونم و من هم اوت هستم خودش هر ازچندگاهی میاد و منو بهم میریزه . ولی خب ايندفعه اين افکار با خستگی جسمی همراهه شايد تنها راه تخلیه شدنم همین نوشتن باشه . پس مینویسم . شايد چون خیلی وقته ننوشتم اينا همه اش جمع شده
 
توو مصاحبه پرسید انگلیسیت چطوره ؟ گفتم در حد متوسط، که بتونم گلیم خودمو از آب بیرون بکشم!
 
روزی که اومدم براي صحبت در مورد شرايط کار، آدرس ايمیلمو خواستن که یه فرمی رو برام بفرستن پر کنم.
متن ايمیل و فرم به صورت انگلیسی بود. با خودم گفتم احتمالا ميخوان کلاس بذارن که انگلیسی فرستادن، منم همه چیزا رو به انگلیسی نوشتم و براشون فرستادم
منتها با خودم گفتم اگه متن قراردادشونم انگلیسی باشه چی ؟ بايد بگیرم بیارم خونه بشینم ترجمه اش کنم ببینم چی نو
 أَفَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ یَسْمَعُونَ بِهَا46 حج

آیا در روی زمین به سیر و تماشا نرفتند تا دلهاشان بینش و هوش یابد و گوششان به حقیقت شنوا گردد؟ 

قرآن تو آیات زیادی سفارش کرده که سفر کنید 
بايد علت اين سفارش رو بدونیم , میتونه گاهی براي عبرت گاهی براي دانش افزايی و انبساط روحیه باشه
وقتی براي سفر وارد شهر یا سرزمین دیگری میشیم میتونیم کم کم با دیدن آثار باستانی , فرهنگ مردم او
عمه ها دو تاشون قصد مهاجرت از شهرمون رو دارن و ميخوان برن تهران و فقط خدا میدونه که اين چقدر عجیب و احمقانه ست براي خواهرايی که اگه یه روز همدیگه رو نبینن دیوانه میشن
عمه هام هیچوقت محبوبم نبودن چون یه فاصله اي رو با من و خونوادم حفظ میکردن و یه حرص آشکاری نسبت به ما داشتن 
نمیدونم که دلیلی براي اين بدخواهی وجود داشت یا نه!
من اصولا زیاد به آدم بدا حق میدم چون میدونم که همه ی ما یه قسمت پلید داریم که کافیه حس کنه که حق داره نمايان شه کافیه احساس
 
توضیحات اجمالی:
سلام دوستان
بالاخره پس از یک ماه تلاش بی وقفه بانک تست سوالات کانون سال ۹۵-۹۶ رو آماده کردیم.(براي کنکوریاي عزیز ۹۷)در اين بانک تست همه تست هاي آزمون هاي حضوری کانون که براي کنکوریاي ۹۶ برگزار شده بصورت طبقه بندی و درس به درس مرتب شده.نسخه قبل اين بانک تست که براي کنکوری هاي ۹۶  آماده شده بود با استقبال بی سابقه اي مواجه شد و به جرات میتونیم بگیم در جايگاه برتر محصولات دانلودی کنکور قرار گ
شادم
چرا؟
چون دیروز یه مهمونى خیلى زیبا دادیم و خیلى خوب بود مهمونى.
شما تصور کنید: یه مهمونى پر از انسانهايى که دوستشون دارى.
به مظرم زیبايى یک مهمونى به زیبايى درون افرادیه که توشن ؛ هرچند تعداد افراد مهمونى خیلى کم باشه یا از سن هاى مختلف باشن
ما دیروز نه نفر بودیم.
نه نفر انسان شاد!
دوست من اومده ايران و چندوقت دیگه هم میره.
مامان من از دوست من خوشش میاد و همیشه دعوتش مى کنه
اين بار چون مامانم دستش درد مى کرد ( که توى پستهاى قبلى توضیح داده بو
دارونما یا placebo یک چیزی شبیه به دارو هست اما دارو نیست یعنی اثر دارویی نداره. در واقع اثری که دارونما میگذاره از طریق تلقینی هست که به بیمار میشه. فرض کنید یه اسمارتیز به شما میدن و بهتون میگن اين مثلا قرص خوابه و شما بدون اين که از ترکیب واقعی اون خبر داشته باشید اون رو مصرف میکنید و به احتمال خیلی زیاد خوابتون میبره! اين کار نه فقط در مورد داروها بلکه ممکنه در کارهاي درمانی دیگه مثل جراحی هم انجام بشه. کاربرد اصلی دارونما، زمانی هست که ميخوان
سلام بر عزیزان
خوب  دوره اموزش من خوشبختانه تموم شد و برگشتم به خونه، خوبی اين دوره اموزشی اين بود که هوش و یادگیری ما در طول دوره بسیار اثر داشت، مثلا بعضی از دوستان یکی دوهفته قبل از ما اومده بودن اموزش و هنوز دوره اشون ادامه داشت. خوب نمیدونم چرا ما از دستگاه هاي دیجیتال به خصوص موبايل فقط در حد اينستا چک کردن و. استفاده میکنیم مثلا من خودم گوشیم هم ماشین حسابمه هم در عین حال سیستم کامیپوتریمه، هم مرکز خریدمه، هم اينکه بايگانیمه و. از تم
دانلود آهنگ جدید شايان میر تو بمون
Download New Music Shayan Mir To Bemoon
آهنگ جدید شايان میر بنام تو بمون
تو بمون بزار همه برن تورو میخوامت واسه خودم
نباشی اصلا همه نباشن هیشکی و نمیخوام دوروبرم بزار بگن هرچی ميخوان منو تو که همو میخوايم

ادامه مطلب
سلام خدمت شما عزیزان ، سریع میرم سر اصل مطلب که فرصت کمه، توفیق الهی نصیب ما شده که تونستیم یه گوشه کار رو تو کمک به سیل زده ها بگیریم و گرد و خاک به جا مونده از حرکت کاروان هاي جهادی بسیج رو توتیاي چشممون کنیم. اما قصه ما با بقیه گروه هاي جهادی یکم فرق داره ، ما نه خیس میشیم و نه گلی و خاکی ، ولی خورد و خمیر میشیم ، چراکه قرعه روزگار خدمت رسانی تو راه آهن رو به نام ما زده و اينجوریش رو تاحالا ندیده بودیم.
بقیه در ادامه مطلب.
حقیقتا من خودم از اين
با انواع استخدام آشنا بشین

همونطور که میدونین افراد مختلف بعد از به پايان رسوندن تحصیلات یا وقتی به سن مشخصی میرسن
تصمیم میگیرن وارد بازار کار بشن. اين اشخاص با توجه به توانايی‌ها، علاقه و آینده کاری تصمیم میگیرن تو یه جايی استخدام بشن و شروع به کار کنن.
افراد براي شروع به کار دو دسته میشن. اول گروهی که معتقدن بايد برن دنبال بازار کار آزاد
و خودشون رو اسیر کارمندی و یه حقوق و مزاياي مشخص نکنن و گروم دوم هم میگن بازار کار آزاد
خیلی ش
1.امروز آخرین روز مرخصی بیست و یک روزه میم بود و از فردا ايشون مجدد میره سرکار.وضعیت شرکت هنوز در همون حالت بیم و امید هست.جايی که میم کار میکنه یک مجموعه بزرگ قطعه ساز هست که زیر نظر بخش خصوصیه و موسسش کلی دغدغه کارآفرینی و تولید با بهترین کیفیت رو داشته و داره.بطوری که مدیران مجموعه با کلی تلاش و دوندگی تو اين سالها موفق شدن همه استانداردها و لیسانس هاي مورد قبول شرکت هاي اروپايی در زمینه کیفیت اين محصول رو بدست بیارن.بعد چی شد؟ طی یکی دو سال
بارون نم نم میباره.
درحالی که از پنجره به بیرون نگاه میکنم به هفته قبل و اتفاقاتش هم فکر میکنم, پروژه ریاضی که  ۶ ماه قبل انتخابش کرده بودیم رو ارائه دادیم، حالا که فکر میکنم اونقدر هم سخت نبود اما قبل از اينکه ارائه اش بدیم حتی با فکر کردن بهش حالم بد می‌شد و گریه ام میگرفت، اما خداروشکر تموم شد
و اينکه وقتی گوشیتو روشن کنی و پیام یکی رو ببینی که میگه امروز چطور بود همش بهت فکر میکردم و دعا میکردم .یعنی تمام خستگی هات تو یه ثانیه از بین می
یکی از دلايلی که هنوز شروع به نوشتن سفرنامه چین نکردم اينه که هنوز عکسارو کامل ندارم!!!!!!! بله ندارم همش تو گوشی دوستمه و رز هم که تهران زندگی نمیکنه ولی هفته دیگه داره میاد امیدوارم ازش بتونم بگیرم
روزهايی که قراره از دیجی کالا سفارشم برسه خیلی خوشحالم مثل امروز همش منتظر جايزه ام هستم. حتی اگه یه چیز کوشولو باشه 
واقعا در آستانه قرن بیست و یکم انسان ها هنوزم ميخوان با جنک مشکلاتشونو حل کنن هیچی به اين انسان اضافه نشده همون احمق نئا
در 24 ساعت گذشته تقریبا 18-19 ساعت رو تو اتاقم بودم.دیشب 3:30 اينا خوابیدم و امروز 12 بیدار شدم و از وقتی بیدار شدم نهايتا یک ربع 20 دقیقه براي خوردن و اينا بیرون از اتاقم بودم ، قراره حالا حالا ها با خودم تنها باشم و ازونجايی ک قصد ندارم ب زهرا زنگ بزنم چون یهو شروع میکم ب غرغر کردن در نتیجه قراره یه عالمه با خودم وقت بگذرونم:/اينجا میام ، تو نت میچرخم،کتاب میخونم، قصد ندارم لباسارو از رو تختم جمع کنم، احتمالا یه کم گیتار تمرین کنم،شارژ هدفونم تموم ش
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: بر شما باد حفظ آرامش و وقار؛ بر شما باد آرام راه رفتن با جنازه هايتان.
صبح رفتیم تشییع جنازه یکی
پیرمرد بود داشتم به رفتن تو اين موقعیت ها فکر میکردم که براي خودم نسبت به زمان هاي نوجوانی بیشتر شده نمیدونم هم انتظار ها هست که باشیم  هم اينکه خودم اگه از طرف ما هم چند نفر برن اگه برسم باز خودم حضور پیدا میکنم دلايلش متعدده اما یکیش که مهمه برام به خاطر بستگان درجه یک فوت شده هست که فکر میکنم  نبايد احساس غم و اندو
سلام:)
کم کم دارم به دوری از مخاطب عادت میکنم، البته کلا من ادم خیلی وابسته اي نیستم، یعنی توی ابراز احساسات همیشه گند میزنم و کند عمل میکنم. تی ارتباط فیزکی لنگ میزنم مثل بغل کردن وبوسیدن و. دست دادن رو ترجیح میدم. اونم خودشو با کار کردن خفه کرده رسما، چون به اون کارش به چشم فرصت نگاه میکنه و خوب داره جلو میره. جوری که مدیر شرکت میسپاره بهش و میره مسافرت یا براي انجام ماموریت شهرستان. کلا ادم قابل اعتمادی و هرجا میره خوب میتونه اعتماد بقیه رو
 
پشت اين چارت وقتی کسی قرار میگیره یعنی بايد با خودش دست و پنجه نرم کنه و خودش رو ورز بده.اگه بگم نوعی خودسازی و خودشناسی هستش اغراق نکردم.پشت اين چارت استرس و بحث روانیه،کار ذهنیه.درسته پشت اين چارت کار بدنی نمیکنی و فقط یه کلیک ساده میکنی اما یکی میگفت سخت ترین کاریه که میشه به راحتی پول درآورد! یه استادی هم داشتیم که اين کار رو با کار پدرش که کارگر معدن بود مثال میزد!
یه کم از خودم بگم که چرا راهم خم شد به اينور.من در سه مرحله به اينجا رسیدم.م
اهنگ رپ گاد محمد نیکو
دو شب دفترم منتظرم بیاد غول چراغ جادوهوهوهاهادو شب سیگارم باغ گوش میکنم Mو توپاکروزا لش همش تش زیر هشتوقتی ورق برگشتدیدم تو اين بازی منم برندشتن رپ حرفاي زنندش انسانیت آب جهندشدستو پاتو گم نکن هول نکن با هیچ چیز جز هدفت فکر نکنتوپ پاس بده کاریکاتور اينجا مغزا تند تند میزنه بسکتوروقتی میک قورت میدم ترپ گنگ Hookداش سپی پاس میده S GOODفانوس بزرگ میگه دریا آرومه موج نیستهرچی پاس بدم یدونه گل نیستقلمرو من اثرم اسلحم پرهمنو درگ
اهنگ جدید محمد نیکو بنام Rap Gad پخش از کادیلاک رکوردز
اهنگ جدید محمد نیکو بنام Rap God از کادیلاک رکوردز
متن اهنگ رپ گاد
اهنگ رپ گاد محمد نیکو
دو شب دفترم منتظرم بیاد غول چراغ جادوهوهوهاهادو شب سیگارم باغ گوش میکنم Mو توپاکروزا لش همش تش زیر هشتوقتی ورق برگشتدیدم تو اين بازی منم برندشتن رپ حرفاي زنندش انسانیت آب جهندشدستو پاتو گم نکن هول نکن با هیچ چیز جز هدفت فکر نکنتوپ پاس بده کاریکاتور اينجا مغزا تند تند میزنه بسکتوروقتی میک قورت میدم ترپ
بیچاره من​​​​​​
از وقتی عروس اين خانواده شدم مادرشوهر درد داشت و من اصرار داشتم بیاد بریم چکاب بشه و مقاومت میکرد!!!!
و معتقد بودم کبدشون مشکل داره که کف پاشون داغ میکنه و لبهاشون دون دون کبود میشه و احساس سوزش دارن!
و بسیار مقاومن دربرابر دکتر رفتن و یک پارچه متبرک و به خودشون میبندن و ده تا مسکن قوی میخورن و میگن سید مارو کمک میکنه 
اين هفته خبر فوت سه تا مادر و شنیدم و نگران شدم حریف پدرشوهر که نشدم ايشونم مطمئنم پروستاتشون مشکل داره س
 
دورو بریام میگن میخواي بری اين اداره حالا حالا کارت انجام نمیشه مگه اينکه. رشوه بدی! -رشوه!؟ من شش ماهه سندم اونجاست هنوز آماده نیست و . -توکل ب خدا میرم رشوه هم نمیدم! خدا بخواد میشه نخواد هم رشوه نمیدم! هر چی خدا بخواد همون میشه -وارد اداره میشم بنظر یکم درهم برهم میاد اتاق هاي کوچیک و شلوغ هر چی می ايستم منتظر که جواب سوالمو بدن نوبت بهم نمیرسه میرم بقیه ی اتاق ها رو نگاه میکنم یا در اتاق ها بسته اس یا سرشون شلوغه میرسم ب اتاق رئیس! در ات
استحقاقی چی میدن؟

استحقاقی یه سری وسايل مورد نیاز سربازان است که ادعا می کند به صورت رايگان به سربازان میدن ولی بعدا که حقوق شما رو واریز می کنن می بینید که کم کردن ! استحقاقی ما که نیروی انتظامی بودیم به شرح زیر بود:
کوله نظامی بزرگ = که همه چیز رو میریزین توش و بعدا اگه چیزی رو بخواين دوباره بايد همه رو بیرون بیارید !دو عدد لباس نظامی بزرگ = دو تا کوچک بودن و مجبور شدم با کلی لابی بگم برام از انبار لباس مناسب بیارن .
دو عدد شلوار بزرگ = دو تا اند
 پکیج ضد لک اکسیر 8 کاره معجزه زیبايی اصل(شمعدانی)




از فروشگاه اينترنتی امیرحافظ، اين موارد رو شامل میشه:
1- درمان کک و مک
2- درمان آکنه
3- درمان انواع لک
4- جوان سازی پوست
5- رفع چروک
6- رفع پیری
7- رفع تیرگی دورچشم
8- رفع تیرگی هاي بدن
و درضمن اين پکیج داراي خاصیت ضد آفتاب هم هست
 
 
در پکیج 2 عدد کرم وجود داره که کرم کوچک معروف به زیر ساز پوست و کرم بزرگ معروف ب مکمل اصلی هست.
 
پکیج هشت کاره به صورت تخصصی روی رفع و درمان کلیه کک ومک، لک بارداری، لک
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب