نتایج پست ها برای عبارت :

بدنیا چوخ غم چکدیم

 امیر المومنین علیه السلام فرمود علامت مشتاق بثواب ا خ ر ت بی رغبتی زاهد نسبت بدنيا  از آنچه خدای عزوجل  برایش از از دنیا قسمت کرده  کاهش ندهد   اگرچه زهد کند و حرص شخص حریص بر شکوفه دنیای نقد برایش افزونی  نیاورد اگرچه حرص زند  پس مغبون کسی است که از بهره  آخرت خود محروم ماند 
واسه بهراد دنبال كار هستم،هنوز جور نشدهعذاب وجدان دارم،باید توی این سه سال كه بابا فوت شده یه كاری براش میكردم.دو جا كار جور كردم كه یكی 4 ماه و یكی 2 ماه و چند روز سركار بود و بعدش دنبال پولش بدو.هنوز از عروجی پول كاركرد پاییز و زمستون پارسال رو نتونستم بگیرم.سمیر چند جا سپرده.به رضا پروین هم سپردم و هفته پیش كلی باهاش حرف زدم.الان درگیر پایان نامه ش است بهرادزبان رو هم باید دوباره شروع كنه.با قرقی (پرایدمون)میره دانشگاه و میاد.امروز ص
انسان
بدنيا اومدنش بی اختیار . از دنیا رفتنش بی اختیار
و تو
بین این بی اختیاریها مختارش بخوان !
و ان کودکان از روی اختیار   
فقر . گرسنگی . برهنگی . بیماری . حسرت . رنج . سختی . عذاب و .
را انتخاب کردن !
خدایا !!
تو که انقدر اختیار عمل به مخلوقاتت دادی !!
عقل درست انتخاب کردن رو هم میدادی
پ.ن
پست بعدی نیز شرایط جبر و اختیار حاکم در طبیعت خواهد بود . ان شاالله !
وقتی دلم میگیره هیچشم بی دلیل نیست واقعا ثابت شده اس همیشه وقتی ناراحتم و وقتی تو اوج خوشحالیم قشنگ یه چیزی از وسط دو نصفم میکنه ! 
دیشب به زور خوابیدم که صبح زود بیدار بشم درس بخونم یهو وقتی داشتم صبحانه میخوردم خبر رسید که عمه ام اونی ک از همه مارو بیشتر دوس داره و جان و جهانش ماییم سکته مغزی کرده !!! دیشب ساعت 10 با مامانم حرف میزد 12سکته میکنه اخ خدا این انصاف نیست هنوز یسال نیست پدرم رفته انصاف نیست عمه ام علیل بشه خدا خودت کمکش کن میدونم که ف
سلام حضور شما و همه مخاطبان میخوام از دردم بگم. همون زخمهایی که مثل خوره روح را آهسته در انزوا میخورد و می تراشد و بشرهنوز دارویی واسش اختراع نکرده.توی خانواده پرجمعیتی بدنيا اومدم. بابام عرضه هیچکاری نداشت با لباس کهنه های بچه های فامیل بزرگ شدیم حتی کیف و کفش کهنه استفاده کردیم. کاش فقط همین بود.خدایا محبت هم به چشم ندیدیم. کمربند بابا همیشه دم دست بود از همون بچگی محبت هرجایی جستجو کردم جز محیط خونه.به خیلی ها اعتمادکردم و بهم تعرض کردن ب
Remember the name – ed sheeran fteminem & 50 cent


Remember the nameاسم مارو یادت بیاد





[Verse 1: Ed Sheeran]


Yeah I was born a misfit, grew up ten miles from the town of Ipswichآره، من مثل یه آدم استثنایی(اشتباه) بدنيا اومدم، و ده مایل اونور تر از شهر ایپسوییچ” بزرگ شدمWanted to make it big I wished it to existenceهمیشه میخواستم که این شهرو بزرگ کنم، ای کاش الان وجود داشته باشه(شهر بزرگ)I never was a sick kid, always dismissed quickمن هرگز یه بچه ی مریض نبودم، همیشه به سرعت از بیمارستان مرخص میشدمStick to singing, stop rapping like it’s Christmasچسبیدم به خوان
یک نیروی عجیب و خستگی ناپذیری در من حلول کرده ک نه تموم میشه و نه درست میشه.حس نفرت ب این زندگیحس درموندگی.حس اتیصال. بیخود ک نیست ک دلم از هر آرزوی محققی چشم بسته و دارم اونقدر ب آدم گوشه گیری تبدیل میشم ک برای جواب دادن ب یک پیام معمولی هم اونقدر فکرمیکنم و کج و راست میشم ک آخم درمیاد.برام در این برهه از زمان سخت ترین کار طاقت اوردنه.در عین خوشبختی های کوچیکی ک هست اونقد اسیر بدبختی های بزرگ ترش هستم ک میل آنچنانی برای اون چیزا نمیمونه.بیش
همیشه از رشته‌ی دانشگاهیم ناراضی بودم و از تمام مشتقاتش گریزون: اساتیدم، ساختمون سه، تمرین‌های تحویلی، پروژه‌های زوری، آزمایشگاه‌ها، روپوش سفید، مقاومت و مولتی‌متر، جزوه‌هایی که مثل پوست پیاز برگه برگه شده بودند و حضور و غیاب.
مجموعه‌ی این‌ها برای من شده بود یک تبعیدگاه. بجای بودن در حوزه‌هایی که توش خوبم، تبعید میشدم به کلاس‌های بی‌جان کامپیوتر‌. آدم‌های کامپیوتری با منطق صفر و یک خو گرفته بودند و توی اون محیط، هنر که نه صفره و ن
پدر بود. گه گاهی زنگ میزد و حالمان را میپرسید. هر چند خیلی خوشحال میشدم ولیاین مدت حرف زدن باهاش برام سخت بود. مرتب سراغ کامران را میگرفت و حالش رامیپرسید. -سلام پدر . حالتون چطوره؟؟ -خوبم بهار جون. تو خوبی گلم؟؟کامی خوبه؟؟ -ما خوبیم پدر. دلم براتون یه ذره شده.پس کی میاین اینجا؟؟؟ -قربون تو برم که دل بدل راه داره منم دلم براتون خیلی تنگ شده. -خب بیاین ما رو خوشحال کنین. -ببینم دخترم. تو مطمئنی حالت خوبه؟؟ - خب بله چطور مگه؟؟ -راستشو بهم بگو
درباره برند:
JIMMY CHOO طراح مد مایایی در سال 1948 در یک خانواده کفاش بدنيا آمد. وی از همان کودکی در کنار پدرش کفش سازی را آموخت و سپس برای ادامه تحصیل به لندن مهاجرت کرد و پس از فارغ التحصیلی در سال 1983 همزمان مشغول کار در رستوران و کارخانه کفش سازی شد، همانطور که تحصیلش را کرده بود. وی در سال 1986 موفق به بازگشایی فروشگاهی شد که تولیدات خودش را بفروش برساند. رفته رفته محصولات جیمی شو مورد توجه قرار گرفت بطوریکه در سال 1988 هشت صفحه از مجله Vogue را به خو
زینت خانه ی مهتاب بدنيا امد
عقیله، عارفه، عالمه، عابده، فهیمه، کامله و. اینها لقبهای بانویی است که در روزی چشم جهان به تولدش روشن شد. پدرش حضرت امیرالمومنین (ع) بود و مادرش هم حضرت فاطمه زهرا (س). به هر دو خیلی شبیه بود، از هر لحاظ وقتی به دنیا آمد، رسول خدا در سفر بود، در بازگشت، به محض شنیدن خبر تولد دختر علی(ع)، خودش را به آنها رساند، در آغوش گرفت و بوسیدش و نامش را زینب گذاشت. یعنی "زینت پدر".عقیله به بانوی خردمند و دور اندیش می گفت
بسم الله الرحمن الرحیم- نظریات شخصی
است- اقای جان  رابرت بولتون- بخش دوم-
ایشان درایالتمریلند  ومرکز ان بالتیمور
است بدنيا امد از اسم مادر وپدر  باید
تبار   اسپانیائی وپرتقالی  باشد که به امریکای لاتین  مربوط است- نژاد امریکای لاتینی اختلاف زیادی
با نژاد های اروپای غربی دارد کل شق اروپای غربی 
المان بود واینها کلشق تراز انها هستند- 
بخصوص  نژادهای  اسیای جنوب شرقی  کهتحت کنترول 
اسپانیا وپرتقال وهلندبودن انها هم تاحدی کله شق هستند اقوام
  
اگر اشتباه نکنم ، تابستون ۷۵ یا ۷۶ بود که عزم سفر به مشهد کردیم.
خواهرزاده کوچکم که چند ماهی شایدم چند روز بود که بدنيا اومده بود بیمار بود و شب و روز آسایش رو از همه مون بخصوص خواهرم و دومادمون گرفته بود.
هر روز بی قرارتر از روز قبل گریه و بی تابی میکرد
برده بودنش دکتر و دکتر به خواهرم اینا گفته بود که باید آماده اش کنید برای جراحی و اتاق عمل ، مشکلش تا جاییکه یادم میاد نافش بود که گویا نیاز به جراحی داشت 
وقت عمل مشخص شد و گفتند شنبه روزی بای
همین اول کاری بگم که امروز تولدمه و بعد برم سر بقیه ی مطلب! 
مقدمه ی مطلب: تقریبا پنج سال پیش که تازه میرفتم سرکار، همکارایی داشتم که باهم بیشتر رفیق بودیم تا همکار، پنهان کاری نداشتیم و هر اتفاق خیر و شری که برامون می افتاد برا هم تعریف میکردیم و دلخوری و تلافی کردنو از این صحبتا نبود، اونا که رفتن و همکارای جدیدی اومدن عادت های خاصی داشتن! مثلا تو زمان مجردیشون میومدن از دوست پسراشون می گفتن و هیچ اتفاقی رو از قلم نمینداختن، بعد اتفاق مبارک
یه آرزو اگه واسش تاریخ تعیین کنی میشه یه هدف؛ اگه هدفت رو به اهداف کوچکتر تبدیل کنی میشه برنامه؛ اگه به برنامه عمل کنی میشه واقعیت؛ غیر ممکن ها  روزی ممکن میشن. همش بند عمل من و شما هستن.
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="Auto
بسم الله الرحمن الرحیم- اقای جان رابرت
بولتون کیست- ایشان درسال 1948میلادی بدنيا امده است  و وکیل دادگستری بوده است وخودرا مفسر
ی  میدانست ومشاور حزب جمهوری خواهان
وفرد حکومتی  ومشاور  امنیت ملی 
امریکا در27 مین دوره در سازمان ملل متحد بوده است ودر زمان جرج بوش  یک سمتی درامریکا است که زمانی مجلس سنا تعطیل
است به جای ان  فردی از طرف ریس جمهوری
انتخاب میشود که بجای سنا  با ریس جمهور
تعامل کند از همین جا بخوبی مشخص میشود یک پچاپلوس وبادمجا
آره . این انتخاب خودم بود تا حرف ندارم چیزی نگم یا وقتی دستم درد میکنه نارسا ننویسم‌. فکرا رو میزنم کنار، پنجره رو میکشم به چپ تا هوا بیاد .لپتاپ رو باز میکنم. مقاله ی ۴۴ ام :اختلال ناهماهنگی رشد» که میگه: هماهنگی حرکتی ضعیف در کودکان  از سالهای قبل از ۱۹۳۷ مورد توجه قرار گرفته بود و.» سال ۱۹۳۷. اگه تو آلمان بودم شغلم چی بود؟ تازه چند سال سایه ی سیاه و شوم جنگ از زندگیم دور شده بود، یه شِف بی حوصله بودم که تو یه رستوران  که بعد اون همه دریدن و
امروز می خواهم یکی از خوانندگان مطرح سبک پاپ را به شما معرفی کنم. این خواننده مهدی احمدونداست و ما در این پست آثار و زندگینامه او را مرور خواهیم کرد.
 
بیوگرافی مهدی احمدوند
یکی از جوان ترین و با استعداد ترین خوانندگان سبک پاپ مهدی احمدوند است که در تاریخ 29 بهمن در شهر کرج بدنيا آمده است. او در شهر کرج بزرگ شده است و در همان ابتدای کودکی به خوانندگی علاقه نشان داده است. او در نهایت در سن 14 سالگی تصمیم گرفت که موزیک را جدیدی بگیرد و در ی
 
گفتگو حول ریز و درشت عقاید و افکار تطهیر کنندست ! کاش میشد همه وقت خود را صرف گفتگو در این زمینه کرد !
بعضی جسارت های در پستو قایم شده از خود رونمایی میکند.
بعضی اتشفشان های غیر فعال ناگهان فعال می شود.
بعضی معضلاتی که ذهن در راستای نرسیدن به جواب ان را با کلک بی اهمیت جلوه می دهد تا اندکی توی مغشوش را ارام کند مهم
بودنش را توی صورتت سیلی میزند.
طوری که همه را نگران و متعجب و تا حد زیادی دلسرد می کند. اما خودت را نسبت به خودت امیدوار تر !
شاید با
امید به نجات بواسطه ظهور ناجی موعود:

۲- امید به نجات بواسطه ظهور ناجی موعود، تنها ایمان و اتصال بشر آخرامان به خداوند است. بشری که رسالت انبیای سلف را عیناً و ذهناً از دست داده و خدای آسمانی نبوتها پاسخگوی گمشدگی او نیست و وجودش را معنا و هویت نمی بخشد و گویی خدای آسمان مرده است. ناجی آخرامان همان ظهور خداوند در عالم خاک و از کالبد بشر است.
۳- وعده ظهور ناجی موعود فقط مربوط به عرصه ختم نبوت و آخرامان هم نیست ولی در این دوره این وعده و باور
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب