نتایج پست ها برای عبارت :

برو میدون بفهمن کیه حیدر

حيدر. مرو تو را به جان زینب::حيدر.پس از تو کوفه سوت و کور استز دست ِ رحمت ِ تو دور استتمام کودکان، گرسنه!غروبِ کوچه بی‌عبور است::حيدر. مرو تو را به جان زینب::حيدر.جواب خوبی تو تیغ استکه زخم فرق تو عمیق استاگرچه کوفه دشمنت شدولی خدا تو را رفیق است::حيدر. مرو تو را به جان زینب::حيدر.تو را ز روی کینه کشتندبه یاد زخم سینه کشتندحسن برای خواهرش گفتتو را همان مدینه کشتند::حيدر. مرو تو را به جان زینب::::حيدر.تو را به روی شانه بردندببین چه عاشقانه برد
-بعضی وقتا حقیقت جوری مثل پتک تو سرت میخوره که ممکنه دلت بشکنه.ولی مهم نیست.همین که حقیقت رو فهمیدی یعنی بردی.هرچند که حقیقتش به تلخی زهرمار باشه و هیچوقت مزه ش از یادت نره! هیچوقت !

-لعنت به همه ی شرطی های دنیا که با دیدنشون . دلت میخواد انقدر فریاد بزنی تاهمه ی دنیا بفهمن تو دلت چی میگذره
ملت کی میخوان بفهمن وقتی به من پیام میدن و سین نمی کنم
یعنی دوس ندارم سین کنم
لازم نیست بیان اس هم بدن که برو فلان کوفت رو چک کن
بهمان درد رو چک کن
اومده پیام داده فلانی واس تولدت فلان چیزو استوری کنم؟
قبلا یه بار گفتم نمیخوام اصلا کسی استوری و اینا بذاره
بعدم الان انتظار داره مثلا چی جوابشو بدم ؟
وای آره خوبه دستت درد نکنه خیلی خیلی ممنونم؟
خدایا من چرا انقدر در همه زمینه ها ریدم
اگه بی منته دیگه گفتنش چیه؟
بعد میگین مثبت درمورد شون فکر کن و ف
یکی از معضلات زندگی من اینه که وقتی دارم کنار خیابون در جهت عکس حرکت ماشین ها راه میرم ( جایی که پیاده روها اشغالن) مدام تاکسی ها واسم بوق میزنن و همیشه با این سوال مواجه میشم که چرا وقتی دارم در جهت عکس راه میرم تا به جایی برسم، دلم بخواد سوار تاکسی شم تا با سرعت بیشتری از مقصدی که دارم به سمتش میرم دور شم؟ :|
+ خوشم میاد وقتی ایستادی تا از خیابون رد شی، تاکسی ها هی وایمیستن بوق میزنن ولی تا بفهمن میخوای از خیابون رد شی، به قصد کشتنت گاز میدن تا م
خدایا یه کم درد و دل کنیم خدایا از مهر79با من سر نساختن گذاشتییادته یادته چه بلاهایی سرم اوردی؟لازم نیست بگم خودت ميدونی بهتراز منم ميدونی بعد چندوقتتتتتتت داشتم ادم سابق میشدم که باز زندگیم از این رو به اون رو شدش اونم نمیگم چون خودت ميدونی جه بدبختی هایی سرم اوردی کفتم اشکال نداره دوستمه ولی نذاشتی این حس مزخرفو به وجود اوردی واقعا نمیخام دیگه بسمه خدایا سنمو ببین یه نگاه به منو هم سنام بنداز این همه درد برام زیاد نیستش این همه بدبختی ا
امروز
بعد از کلی گریه و زاری شدید کنار ابی رفتیم رستوران فرنگی و من کم کم
مهربون شدم D: . اخ چقد وقتایی ک با هم خوبیم خوبه. البته خوب و بد بودن
رابطه دست منه ، ولی چه کنم حالات روحیم دمدمی مزاجه و یهو سر یه مسئله
خیلی کوچیک زار زار میزنم زیر گریه . ابی هم خیلی خیلی لوسه و خودشو واسه
من لوس میکنه  :Xx. پسر مگه میتونه انقد لوس باشه ؟ ابی میگع من ميدونم
مشکل مالی داری ، وقتی بدهکاری از قیافت مشخصه . گف فردا برات دو میلیون
میریزم دیگه ناراحت نباشی . ال
سلاام قرار هست با پسر 28 ساله ای که شنیدم آسم داره ازدواج کنم . نميدونم شدت آسم در چه حد است . نمیتونم ازش بپرسم نوع اسپری که استفاده میکنه چیه و یا اینکه شدت بیماری در چه حد هست . یعنی خجالت میکشم و حس میکنم ناراحت میشه.فقط گفت آسم داره و اسپری استفاده میکنه. نميدونم این بیماری چطوریه؟
به غیر از این مورد پسر خوبیه و مشکلی نداره . به خاطر همین اگر شدت بیماری زیاد باشه ونميدونم چطوری بهش بگم نه .میترسم دلش بشکنه
در ضمن توی حرفایی که میزدیم این مسئله
سلاام قرار هست با پسر 28 ساله ای که شنیدم آسم داره ازدواج کنم . نميدونم شدت آسم در چه حد است . نمیتونم ازش بپرسم نوع اسپری که استفاده میکنه چیه و یا اینکه شدت بیماری در چه حد هست . یعنی خجالت میکشم و حس میکنم ناراحت میشه.فقط گفت آسم داره و اسپری استفاده میکنه. نميدونم این بیماری چطوریه؟
به غیر از این مورد پسر خوبیه و مشکلی نداره . به خاطر همین اگر شدت بیماری زیاد باشه ونميدونم چطوری بهش بگم نه .میترسم دلش بشکنه
در ضمن توی حرفایی که میزدیم این مسئله
نميدونم چی شد.چرا؟واقعا عاشقش شدم.از این موضوع خوشحال نیستمنمیخوام طرد شماز همه.نمیخوام وقتی حس مو میفهمه پرتم کنه بیرون و  واسه همیشه ازم متنفر شهالبته الانم فکر کنم دیگه دوستم نداشته باشه و ازم خوشش نیاد:/از بس وقتی می‌بینمش به هول و ولا میرفتم و هیزی میکنم.دست خودم نیست:/یک بار مچ خودمو گرفتم که به سینه هاش زل زده بودمبعد همش عذاب می کشم که چند نفر دیگه منو تو همچین حالتایی دیدنواقعا هیچ تحریکی نسبت به پسر جماعت حس نمیکنم:/او
کشتنِ تنها شخصیتِ دوست داشتنی یه سریال، بدترین و مزخرف ترین فکریه که ممکنه به ذهن یه نویسنده؟! برسه!
:(((((
+ یادم نمیاد برای یه شخصیت از سریال های ایرانی این همه بغض کرده باشم :(
بذارید پیمانِ احمق اعدام شه تا این همه آدم بی گناه به خاطرش کشته نشن! اَه!
 مثلا الان پیمان آخرش آزاد می شه! که چی بشه؟! 
+ سه تا نویسنده‌ای که هی دارن . می زنن به کل سریال! احمقانه تر اینکه تمام اتفاقات مهم، پشتِ شیشه ی پنجره های بی پرده اتفاق میفته که یا آدم بدای فیلم بفهم
سلاام قرار هست با پسر 28 ساله ای که شنیدم آسم داره ازدواج کنم . نميدونم شدت آسم در چه حد است . نمیتونم ازش بپرسم نوع اسپری که استفاده میکنه چیه و یا اینکه شدت بیماری در چه حد هست . یعنی خجالت میکشم و حس میکنم ناراحت میشه.فقط گفت آسم داره و اسپری استفاده میکنه. نميدونم این بیماری چطوریه؟
به غیر از این مورد پسر خوبیه و مشکلی نداره . به خاطر همین اگر شدت بیماری زیاد باشه ونميدونم چطوری بهش بگم نه .میترسم دلش بشکنه
در ضمن توی حرفایی که میزدیم این مسئل
چه بهار دلگیری.اصلا بهار همیشه دلگیر بوده، نميدونم چرا بقیه انقدر ذوق اومدنش رو دارن‌.چه ذوقی داره شروع یه سالِ دیگه بدونِ تو؟!
چقدر رنگ سبزِ این روزهای شهر تو چشم میزنه و حالمو بد میکنه‌.
راستی بهت گفته بودم فصل بهار اذیتم میکنه؟ بهار هیچوقت مالِ من نبوده، درست مثل تو.
اگه یه روز خواستی بیای، بهار نیا پاییز بیا، وقتی دارم پا به پای طبیعت برات میبارم بیا، وقتی امید مثل پرنده ها از دلم کوچ میکنه بیا، وقتی هوای دلم ابری و تیره است بیا‌.
بذا
ماه ذیحجه تمامش گلفشان حيدر است/چونکه خورشیدولادر آسمان حيدراست/اولش تاآخرش بین فضلهای مرتضی/افتخارش تاقیامت شیعیان حيدراست/اتفاقات زیادی در جهان رخ میدهد/فصل هم عهدی برای دوستان حيدراست/هرمقامی برنبوت خاطرمولادهند/نقش پیروزی هریک داستان حيدراست/ماه اعلام ولایت ازبرای مرتضی/عیدزیبای غدیروآن نشان حيدر است/باولایت تاشهادت مثل عاشورا رسد/زمزم وشور توسل درامان حيدراست/شیعه یعنی دلسپاری برعلی واهل بیت/تیرایزدسوی دشمن درکمان حيدراست/ماه
به بدترین شکل ممکن خسته شدیم!دیروز با ف.ح همزمان رسیدیم دور ميدون سرِ قرارمون یکم منتظر شدیم م.ش هم اومد راه افتادیم به طرف مقصدی که دقیق نميدونستیم کجاس!اولین بارمون نبود که خربازی در میاوردیم اما این دفعه خیلی فرق داشت 12397 تا قدم :| نميدونم از کجا تو مغزمون ثبت شده بود که نمایشگاه خیابون مدرس 46،درصورتی که تو این شهر اصلا مدرس تا 22 بیشتر نیست.
از ميدونِ قرارمون تا اونجایی که پیاده رفتیم از سرما لرزیدم|ف.ح به زور سوییشرتم در آورد گفت روی مانتو
از امشب ماه باید تیره باشه
باید تاریک شه باید بگیره
اونی که خیبر و میکند از جاش
یکی باید که دستاشو بگیره
تموم درد زینب اینه امشب
نباید حيدر زهرا بمیره
از امشب کربلا آغاز میشه
از امشب دختر مولا اسیره
اخه سخته یه دختر بعد باباش
تموم ارزوش اینه ،بمیره
پاشو مولا نباید ،نه نباید
کسی حيدر رو اینجوری ببینه
پاشو شمشیر ها رو تیز کردن
بلند شو تا دل زهرا نگیره
از امشب ماه باید تیره باشه
نباید حيدر زهرا بمیره
#حمید_رفائی
⛭ @hamidrefaeipoem
  متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.




دریافتحجم: 10.1 مگابایت
حيدر حيدر اول و آخر حيدر .♪
حيدر حيدر ساقی کوثر حيدر .♪
حيدر حيدر ای مظلومه فاتح .♪
ادامه مطلب
چرا باید همه با هم تنها باشیم چرا تنها های عالم هم دیگه رو از تنهایی در نمیارن
یه چیزی بگم فقط خدا نیست که تنهاست ما ادمام تنهاییم و این تنهایی هم لازمه ما آدما یه عده تنهاییم که یه زندگی جمعی ساختیم و این طبیعیه . آدما با هم متفاوتن پس نباید توقع داشته باشیم که ما رو بفهمن .اگه بیشتر هم رو تحمل میکردیم انقدر تنها نبودیم .اگه خودمون رو با همه داشته و نداشته هامون دوست داشتیم همه چی حتی تنهایی مون برامون ارزشمند بود .
قبلش که پیام های پست " چرا هی
غیر حيدر چه کسی شافع م بشود
جز علی کیست که بر فاطمه همسر بشود
عشق مولا نشود قسمت هر بی سر و پا
تا ملک سجده کنان سائل این در بشود
تا سحر شیعه فقط ذکر علی میگیرد
تا که مشمول دعای شب مادر بشود
در زمین گشتم و در اوج فلک هم حتی
هیچکس نیست که هم پایه ی حيدر بشود
تیغ ابروش کند معرکه در میدانها
لشکری در پی یک حادثه بی سر بشود
جز علی هیچکسی لایق این منسب نیست
تا که بر خلق جهان سید و رهبر بشود
حق علی، قبله علی ، اصل عبادات علی
منکرش گفته نبی بزدل و کافر بش
برنامه زمانبندی و کنترل پروژه پل حيدر بابا
 
برنامه زمانبندی و کنترل پروژه:
نقشه
زمانبندی تفصیلی
مسیر بحرانی
نمودار شبکه CPM
پیشنهاد برای کاهش زمان
نمودار پیشرفت فیزیکی و ریالی برنامه ای
کنترل پروژه پیشرفت فیزیکی و ریالی
برنامه زمانبندی به همراه:
نمودار گانت چارت،
مسیر بحرانی،
ساختار شکست،
روابط پیشنیازی
شامل فعالیتهای اصلی:




عملیات اجرایی پروژه


   تجهیز کارگاه


   احداث پل بزرگ حيدر بابا از کیلومتر ۰۷۰+۹۲ الی ۴۹۰+۹
نتایج امسال هم اومد.یکی از فامیلمون یه دختر داره که امسال سال دوم کنکورش بود.این سال کنکور من هنوز ده دقیقه از اعلام نتایج نگذشته بود که زنگ زد به مامانم رتبمو بپرسهحالا الان مامانم گیر داده که باید براش زنگ بزنم رتبه دخترشو بپرسم.کلی براش حرف زدم که الان اون مامانش بی فرهنگ بوده دخترش چه گناهی داره و اگه خوب شده بود تا الان خبر میداد خودش.حالا جالب اینه که امسال به خاطر امکانات بیشتر!اومدن شهر ما و کلاسی که شخم نزده باشه نبود.خوبه اقلا بفهمن
راستش فکر میکرم وقتی برم سر کلاس پیش دانشگاهی  بشینم فقط قراره با انبوهی از معلم هایی رو به رو بشم که قراره یه عالمه مطلب بچپونن تو مخمون که چجوری تست بزنیم و این چرت و پرتا یا یه عالمه نکته های مزخرف و فرمول های مزخرف تر که  چجوری به جای ایکس ثانیه تست و حل کردن تو ایکس صدم ثانیه تست رو حل کنیم ، اما خب اینجوری نبود با انبوهی از معلم هایی رو به رو شدم که مشتاق بودن که بچه ها بفهمن ، معلم هایی که از این حجم از ذوقشون برای یاد دادن تو هم ذوق میکنی ،
۱سرچشمه بی نهایت عشق ، توییآغاز صفا، بدایت عشق ، توییجبریل به پابوس تو آمد ، زهرا !ای سوره کوثر ! آیت عشق ، تویی۲ معبود به صد کرشمه پرداخت تو رابا آب و گل بهشتی ات ساخت تو راای درد و دریغ هیچکس جز حيدرچون "  سوره قدر"، قدر نشناخت تو را۳ تا ام ابیهای پیمبر رفتهاز مصحف عشق ، نور کوثر رفتهتلخی غمش آمده امشب ، دیگرشیرینی زندگی حيدر ، رفته
https://www.instagram.com/p/BfMc23zBtCY/?taken-by=s.hhabibpour
 
نرم افزار تخمین رشته و دانشگاه قبولی با رتبه  به داوطلبا کمک می کنه تا بفهمن که با توجه رتبه کنکورشون کجا شانس قبولی دارن . به نقل از سایت مشاوره تحصیلی کنکور سراسری تحصیلیکو  ، تخمین رشته و دانشگاه قبولی با رتبه کنکور از طریق نرم افزاری که توسط این سامانه طراحی شده امکان پذیره و داوطلبا می تونن واسه بررسی شانس قبولیشون واسه همه ی گروه های آزمایشی از نرم افزار تخمین رشته و دانشگاه قبولی با رتبه کنکور ۹۸ استفاده کنن .
برای مطالعه متن کامل مق
روز دختر مبارک. مبارک دخترهایی که خیلی روزها متهم شدن به نازک نارنجی بودن، ضعف داشتن و ضعیف بودن، اما تو سختی‌ها بزرگ‌ترین و قوی‌ترین همدم خانواده‌شون بودن. مبارک دخترهایی که تو روستا یا خانواده‌ای محروم به دنیا اومدن و حسرت خیلی از آرزوهاشون ممکنه تو دلشون بمونه. مبارک همه‌ی دخترهایی که وقتی به آینه نگاه میکنن، لبخند میزنن. مبارک دخترهایی که رانندگی میکنن تو شهری که مردها فکر میکنن اگه جلوی ماشین خانم‌ها بپیچن قوی‌ترن و درس میخونن ت
وقت دیدار با پدر، گریه
کار ما هست بیشتر، گریه
گریه گریه به پشتِ در، گریه
سرِ شب تا خودِ سحر، گریه
اشک، راه وصول عاشق هاست
اشک، اذن دخول عاشق هاست
عاصی ام، تازیانه می خواهم
عفو کردی؟! نشانه می خواهم
بغضِ محضم که شانه می خواهم
بغلی حيدرانه می خواهم
ای نبی سیرت و خدا صورت
بچشان باده ای ز انگورت
خاک بودم، ابوتراب شدی
بر منِ ذره، آفتاب شدی
من گنه کردم و تو آب شدی
فقط از دست من عذاب شدی
با وجودی که عبدِ رسوایم
پدری کرده ای و اینجایم
فکرِ سیر تعالی ام،
هر روز ما به مدح علی میشود شروع


هر
روز ما به مداح علی میشود شروع
هو
هوی صبح باد صبا مدح حيدر است
ذکر
رکوع و سجده ی ما یا علی مدد
در
هر قنوت جای دعا مدح حيدر است
قرآن
به جز ثنای علی سوره ای نداشت
توحید
و حمد و ناس و نساء مدح حيدر است
مدح
علی قوائد شعر زبان ماست
قافیه
و ردیف و هجاء مدح حيدر است
نَه
مولوی و حافظ و سعدی نَه فردوسی
دیوان
تک تک شعرا مدح حيدر است
فرقی نمیکند چه کسی
با چه منسبی
مقصود پادشاه و گدا
مدح حيدر است
مدح علی نوشته شده بر
تمام خلق
ه
همیشه با این شروع نوشتنه مشکل دارم!که از کجا بگم!
صدای منو میشنوید از تهران!از خانه!
داشتم به این فکر میکردم که این بلاگ قراره جایی باشه برای تجربه های من!برای اینکه توی 25 سالگی بدونم دغدغه ها و روزمرگی های مبینای 20 ساله چی بود!
پس میگم!از دغده های این روزام!از چیز هایی که باهاشون درگیرم.از احساسم.از اطرافیانم ، و از شریطم :)
امروز یازدهم مرداد ماه یکهزارو سیصد و نود و هشت خورشیدی هست :)
مبینا 21 سال داره. رشته ی تحصیلیش فیزیک و دانشگاهی که توش بزرگ
اعصاب نداشتم میخواستم بخوابم 
صدای لودر و کامیون از چند تا ساختمون اونورتر نمیذاره من بخوابم! 
چند تا خونه رو انگار دارن خراب میکنند میخوان مجتمع کنند چند شب بود سروضداشون نمیذاشت بخوابم
اعصاب خوردی امشب م نذاشت دیگه تحمل کنم 
زنگ زدم 137 و شکایت کردم!!! چه معنی داره اخه ساعت 3 نصف شب لودر و کامیون تو ميدون کار کنه اونم تو منطقه کااااااااااااااااملا مسی!! 
خدا بخیر کنه فردا رو !!
عین بولدوزر میخوام جمع کنم همه رو :)))))))
صدای اذان ظهر که از مناره‌های مسجد روستا به گوش رسید سرش را به سمت آسمان بلند کرد، خورشید وسط آسمان بود و زمان برگشتن دختران از کار روزانه فرا رسیده بود.
بیلِ دسته بلندش را به کناری انداخت و مسیرِ راه خاکی خانه را در پیش گرفت که صدای دامون* متوقفش کرد.
_کجا میری هیرمان؟
_میرم ببینم حيدر از شهر برگشته یا نه!
_هیرمان! حواست به خودت و حيدر باشه!
خندید، می‌دانست که دامون بهانه‌های هر روزه‌اش را از بر است.
_حواسم هست کوکا*
راهِ خاکی خانه را با عجله ط
سوار قطار.
در حال ترک شهری قدیمی و عجییییببببب در ایتالیا به سمت روم.
نمیتونم وصف کنم که چه حسی داشت اولین بار دیدن این شهر که دور تا دورش دیوار داره و اطرافش شهر جدیدو ساختن.
دقیقا همون ميدون کارتون بچه های آلپ و هایدی.
حس میکردم تو دل تاریخ رها شدم و میترسیدم حتی.
مردم خوشحالاال.
حتی مردهای متلک گو.
سیاه پوستهای مهاجر.
گداهای سیاه پوست.
بی خانه های خوشگل و بلوند.
کارگرهای بور و زیبا و خوش تیپ.
دلم خیلی تنگه.
برای امنی و آرومی اتاقم
عسل می بارد از لب ها، چه شیرین ست مردن ها
دعا می جوشد از خیمه، میان چادر زن ها
تنی تب کرده در خیمه، سری بی تن شده آن سو
و قاسم میل میدان کرد که مولایش تک و تن ها
خلاصه بی زره آمد شبیه حضرت حيدر
به بابای حسن رفته، چه شیرین ست رفتن ها
میان رفت و آمد ها کسی ورد زبانش من
و قاسم بر زمینش زد، امان از کبر دشمن ها
خود ازرق به میدان شد که من جنگ آورِ رزمم
ذبیح دست قاسم شد، اسیر آن همه فن ها
دم میدان علمدار و صدای آفرین قاسم
همه محو تماشایش، چه شیرین ست دیدن ها
(به سبک میخانه دگر جای من بی سرو پا نیست)
ایوان نجف! باز دلم کرده هوایت
رحمت به خلیلی که چنین کرده بنایت
ای کاش کنم روبروی صحن تو سر خم
مستانه به دور سر آقام بچرخم
ای کعبه ی من، روی حيدر
بهتر از وطن، کوی حيدر
****
با بوی گنه آب و گلم ریخته برهم
آقا نظری کن که دلم ریخته برهم
دور از نجفت غرق بلا شد، شب و روزم
تا کی من از این داغ نفسگیر بسوزم
بر من خراب کن نگاهی
یا ابوتراب کن نگاهی
****
گیرم که دلم عصمت دیدار ندارد
اصلا تو بگو باغ مگر خار ندارد؟!
باشد دل من
یکی از خانم های همکار تو این بخشی که من هستم اومده پفک تعارف میکنه میگم ممنون نمیخورم میگه من به همه تعارف کردم شما که از همه بچه تری باید بردارید
یه جورایی خیلی ریز می‌خواست بفهمونه حق انتخاب نداری؛ البته که من تعارف می‌کنم خیلی وقتا و این موضوع خوب نیست
پ.ن۱:
خب راست هم میگفت حس می‌کنم حضور من باعث شد میانگین سنی اون بخش حدود۲سال بیاد پایین!
پ.ن۲:
بعداتر ها اگه کسب و کاری راه انداختید یا مسئولیت و مدیریت بخش یا تیمی رو گرفتید از خوراکی‌ها و
صبر پیروزی هست و ناشکیبایی خطرساز
سم مضاعف همین رفتن تو لاک خودمون هست

و دوری از حالت عادی که در ظاهر نگه داشته شده بود

که یک لحظه بریم در این وادی که زندگی و قدم برداشتن رو رها کنیم و بیفتیم .
سم مضاعف همین رفتن تو لاک خودمون هست و دوری از حالت عادی که در ظاهر نگه میداشتیم
با هم تا ظهور
چیزی نوشته بودم در مورد این ده روزی که عجیب گذشت و نميدونم چرا دانسته
خواستم ميدون بدم به این گرداب فکر وخیال  .
مگر تا اینجا همینطوری اتفاقی بود
فقط خدا می
یعنی واقعاً این شدنیه که ادبیات یه نفر توی همه‌جا یه‌شکل باشه؟ هم محیط کار، هم خانواده، هم دوستان و. ؟ والا من نمی‌تونم، اصلاً نمی‌تونم‌ها. تمرین هم کردم؛ ولی نشد.
مثلاً وقتی تیم راث رو می‌بینم که انقدر خوبه که فقط می‌تونه لعنتی باشه، چطور بگم خواستنیه؟ نه، تیم راث در نظر من فقط می‌تونه لعنتی باشه، نه هیچ چیز دیگه‌ای. اون رابین ویلیامز فقید بود که خواستنی بود. یا وقتی بازار دارو رو می‌بینم که انقدر نکبته که فقط می‌تونه لعنتی باشه، از
کریمی، طاهری ، سازور، حدادیان، حسین طاهری - ما مست تولای تو هستیم ولاغیر
حسین طاهری - زیر ایوون طلات میشینم
حاج محمود کریمی - مستم به تولاتو ، خاکم به سر پاتو
حاج محمود کریمی - حيدر شدی تا پشت در هی در بکوبند
سید مجید بنی فاطمه - ناد علی یاد علی دستمو امداد علی
سید رضا نریمانی - کيه دلبر عالم بالا بالا
سید رضا نریمانی - پر و بالم علیه برکت سالم علیه
مهدی رعنایی - من یار ندارم دلدار ندارم
حاج محمود کریمی - قال حبیب الله قال رسول الله
جواد مقدم - وقتی
اسمورودینکا، عزیزم
 مدتیه که مثل سگ ترسیده‌ام. از فردا و فرداتَر. از مسیر نامطمئن رو‌به‌رو. اینکه همه چیز روی هواست. هیچ اطمینانی به نتیجه نیست. هیچ اطمینانی به من نیست. اینکه من مال این حرف‌ها هستم یا نه. اینکه به فرض بودن اهل این حرف‌ها، این مسیر درست هست یا نه. اسمورودینکا، من همیشه بیرون رینگ لش بودم و فقط حرف می‌زدم. حالا اما یه سری هیولا و غول وسط رینگ می‌بینم که تو راند بعدی منتظر من‌اند.
اسمورودینکا، می‌ترسم. تو که می‌دونی، من قب
دلم با احمد(ص)  و  آل پیمبر (ص)
سلام من به آنان  هم  به حيدر(ع)
په باقـــــــــر (ع) آیت  و علم خداوند
به اهل عالم و آنان که رهــــــــــبر
به معصــــــــــومان عالم بس تحیت
عــــــــــــــــــــــزیز آدم و در نزد داور
مکن ما را جـــــــــــــــــــدا از آلِ الله
به جان فاطمه(س) ، آیات کــــــــوثر
سالروز شهادت  امام باقر علیه السلام بر مسلیمن عالم تسلیت باد-اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
 
علی بود صدف عشق و گوهرش زهراست
علی است اهل کسائی که محورش زهراست
 
علی است صاحب بیت شرافت و عظمت
علی ابوالحسنین است و همسرش زهراست
 
کسی که سینه سپر می‌کند برای علی
یقین،که دادرس روز مش زهراست
 
قسم به صاحب م که تشنه لب نشویم
علی است ساقی حوضی که کوثرش زهراست
 
شناسنامه‌ی ما روشن است هم چون صبح
علی بود پدر شیعه،مادرش زهراست
 
غمی نداشت نبی تا که مرتضی را داشت
غمی ندارد علی تا که یاورش زهراست
 
علی است حيدر کرّار خیبر و احزاب
میان کوچه بب
از صدای نفس نفس زدنتهمسر تو چقدر شاکی بودشده پیراهن تنت تازهمثل آن چادری که خاکی بود**تا صدایِ غریبی ات نرسدبا کنیزانِ خانه کف میزدناله ای از مدینه فاطمه وناله ای حيدر از نجف میزد**و کنیزی که آب آورد وتو به یادِ هلال افتادیهمسرت کاسه را شکست و سپستشنه مثل حسین جان دادی**در میانِ تمام معصومیندر مقاتل مُوَرخان دیدنددر عزای حسین و تو تنهادشمنان کف زدند و رقصیدند**پیکر تو ز پشت بام افتادولی آقا به خون نشسته نشدبه لبِ پلّه خورد لبهایتولی دندان تو
صب قرار گذاشته بودیم ساعت 12 پارک لاله
شدیم 4نفر(2 تا پسر 2 تا دختر)
رفتیم تو پارک جرعت حقیقت بازی کردیم
از بالا رفتم از درخت و جیغ زدن وسط اون ميدون اصلی پارک تاااا بوس کردن رهگذر ها و این حرکتا
خعلی هم چسبید
بعدش رفتیم ناهار کجا؟
بعله درست حدس زدید پیروزی :|
ناهار رو خوردیم چون بخاطر تولد من جمع شدیم خواستم برم حساب کنم که دیدم بعله ناهار رو مهمون یکی از بچه هاییم که مرحله دو قبول شده و پسره هزینه رو تقبل کرد D:
همونجا دو تا دیگه از دخترا هم اومدنو
دانلود مداحی جواد مقدم مجنون و مدهوش و مست و قلندرم
شب 23 رمضان 95هیئت بین الحرمیننوحه شور
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیمجنون و مدهوش و مست و قلندرمالحمدلله که گدای مادرممشمول الطاف خالق داورمشاهانه میگویم نوکر حيدرمعاشقی بی دل از تبار سلمانمبنده ی حيدر و شاه خراسانمسائلم سائلم سائل انگشترموَ تصدق علی شاه کریمانمعلی جانم علی جانم علی جانمولی الله ثارالله عشق الله علیاسدالله سیف الله ثارالله علیاُذُن الله وجه الله عین الل
خدازکارشهیدان خودش خبردارد/همیشه شورشهادت چقدراثردارد/عروج بنده مومن شکوه ایثارش/شهید عاشق مولانشان وپردارد/به عشق آل محمدزجان گذرکرده/صفای وصل الهی رخ دگردارد/زند به سینه دشمن زتیرثارالله/زهرچه دشمن وشیطان نگرحذردارد/برای راه ولایت همیشه آماده است/برای یاری ایشان چقدرنفردارد/نگرکه عشق خمینی صفای ایمان شد/نثاردین محمد زخون ظفردارد/شهیدراه خدایی جهانی ازالگوست/برای شیعه حيدر به دل ثمردارد/ظهور یوسف زهرازاو شود برپا/دعابرای حضورش نگر
هر آنکه در دو جهان آبرو طلب کرده استهر آینه دل او رو به حيدر درآورده استخودم مقابل ایوان‌طلای او دیدمچقدر سفره‌ی این آستانه گسترده استگناه‌کار بیا و چو طفل پاک برو.که پرده‌پوش دو عالم دراین سراپرده استبه آفتاب رسد آنکه خاک او بوسیدکه پیش پای علی، ذره آسمان‌گرد استضریح نیست که نخل عطای باغ علی‌ستهزار امید رطب در هواش پرورده استاز آه سینه‌ی بیمار آستان علیهوای شهر نجف، خود شفای هر درد استکه بود غیر علی جانشین پیغمبر؟
برای فاطمه زوج ِ ف
عصرها در مسیرم
پسر جوان قد کوتاهی رو میبینم که جلوی یک میوه‌فروشی نشسته و دست راستش رو روی یکی
از جعبه‌ها دراز کرده، ریش گذاشته جوری که انگار از تیپش خیلی مطمئنه، ولی خب، قدش
یک و نیم متر بیشتر نیست. سرش بالاست و به روبروش نگاه می‌کنه و آثار ترسش رو پنهان
می‌کنه و خودش رو نسبت به شروع یه مکالمه جدید بی‌علاقه نشون میده. دختر جوونی  هم هست که نزدیک ميدون، دست‌فروشی می‌کنه و
صورتش رو با اخم از پسرهای جوون زشت میه تا خیال برشون نداره. اینجو
مکبّر گفت آخرین جمعه ماه رمضانه. تازه به خودم اومدم دیدم چی شده! انگار
همین دیروز بود که اومدم نوشتم منبر شب سوم رمضان و بعد دکمه ذخیره و
انتشار رو زدم. رومه همراهم داشتم. پهنش کردم. کف پام روی آسفالت داغ نزدیک ميدون فلسطین، مثل زمینای صاحب اسمش میسوخت. نماز جمعه رو با جماعت با صفایی که توی خیابون نشسته بودن، خوندم. منتظرموندم تا نماز عصر رو بخونیم. به مصرف داخلی و تاثیر خارجی (داشتن یا نداشتن) این راهپیمایی فکر نکردم. امروز روز اسلام بود.
تشیع فردوسی و تاثیر مذهب شیعه بر روحیات وی در کلام دکتر عبد الحسین زرینکوب
دکتر عبد الحسین زرینکوب از اساتید مطرح و مشهور تاریخ و ادبیات می‌نویسد:
فردوسی شیعی مذهب بود، و مثل همکیشان خود، از دائم ترکان سنی بر مرزهای شرقی ایران رنج می‌برد و عمال خلیفه‌ی بغداد را در مرزهای غربی آن مثل خود خلیفه به چشم غاصب می‌نگریست. ایرانی که او آرزوی احیاء آن را داشت در فاصله‌ی بین آموی و اروند - جیحون و دجله - نمی‌گنجید و به آنچه خلیفه‌ی بغداد و دس
یه چیزهایی هم هیچ‌وقت برای ما نیست. می‌دونم این جمله خیلی دم دستی و کپشن‌طوره، و می‌دونم که این شاید یکی از بدیهیات و نکات اولیه‌ایه که باید درباره‌ی زندگی بدونیم؛ ولی واقعاً این‌طور هستیم؟ واقعاً این‌طور هستم؟ گاهی تا دم مرگ نمی‌خوایم این رو باور کنیم و به‌خاطر نداشته‌ها یا ازدست‌داده‌هامون حرص و اندوه حسادت رو توی خودمون تلنبار می‌کنیم. یه‌جورهایی انگار نمی‌خوایم بریم سراغ چیزهای دیگه؛ حالا از سر تنبلیه یا ناامیدی یا چی نمی‌
ای کرامت سائل صحن و سرایت یا جوادای سلام جود بر جود و عطایت یا جوادایکه بارد جود از دست گدایت یا جوادای صفای دل حریم با صفایت یا جوادای دوای دردمندان خاک پایت یا جواددوست و دشمن کنند مدح و ثنایت یا جوادای کرم داران درم داران گدای کوی توحسن کل انبیا در طلعت دلجوی توخوی احمد خوی حيدر خوی زهرا خوی تونخل طوبی سایه ای از قامت دلجوی توچشم خلقت دست خلقت سوی خلقت سوی توکعبه جان همه دارالولایت یا جوادای غبار کاظمینت آبرو را آبروای محمد هم بنام و هم به
حق روز ازل کل نعم را به علی دادبین حکما حُکم حَکم را به علی داد
معنای یدالله همین است و جز این نیستکاتب که خدا بود قلم را به علی داد
می‌خواست به تصویر کشد قدرت خود رادر معرکه شمشیر دو دم را به علی داد
عمّال شیاطین همه ماندند تهی‌دستتا احمد محمود علم را به علی داد
یاران ولایت به خدا اهل بهشتندالله کریم است، کرم را به علی داد
هر مملکتی تابع فرمان امیری استایران، دلِ افتاده به غم را به علی داد
از نسل علی یک علی آمد به خراسانیعنی که خدا کل عجم را ب
#پارت27((امیر))قطع کرد ولی بلافاصله یه چیزی تغییر کرد نميدونم چی ؟ به زور رهام دو لقمه غذا خوردم و برگشتم خونه از رهام تشکر کردم یه تشکر پر از متلک و کنایه و شوخی شاید واسه خنده یه ذره دیر بود ولی این سد مسخره این زیپه رو لبام که نمیزاشت بخندم و امروز درستش کردم با هم بودیم استراحت کردیم ساعت 6 بود که باهم راه افتادیم ضبط تموم شد یه موزیک جدید اماده کردیم در کمال بی میلی یه استوری از خودم گرفتمتظاهر کردم خوشحالم و حالم بهتره  چون دیگه
زنید از شعف جام صهبا به همرسیدند زهرا و مولا به همبشارت ز مرجان و لؤلؤ دهیدرسیدند آری دو دریا به همبه توصیف آن واژه حیران شودبریزد حروف الفبا به همعلی گشت زهرا و زهرا علیدوتا آینه رو به مهتاب ِ همربودند از هم دل و دیده راو دادند عمری تماشا به همعجب باغبانی‌ست امشب رسولکه پیوند زد تاک و طوبی به همچه تلفیق بکری‌ست! در نزد آنبریزد خطوط چلیپا به همازل تا ابد مات این لحظه شدو لبخند زد کل دنیا به همملک بهر یک لحظه دیدارشانبدوزد زمین و زمان را به هم
 
واسه روزای بی دردی که دارممیون خون تو اوج درد بودیخدا ميدونه که بی تو چی میشدتو تنهایی یه لشگر مرد بودیچقدر قدم زدی ميدون مین وکه من هرجا قدم میذارم امنهچجوری خاکتو دیوار بستیکه حتی خونه بی دیوارم امنه
 
برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنیدکافه رگا
آچو گفت ميدون حسن آباد سوخت. گفتم خب. گفت اون گنبد خوشگلا هم سوختن. گفتم خب میسوزن دیگه. مگه کلیسای نتردام نسوخت؟ مگه تخت جمشید نسوخت؟ همه چی یه روز میسوزه، یه روز داغون میشه، نابود میشه. چه فرقی میکنه حالا یا صد سال دیگه؟ آدما خیال میکنن اگه یه چیزی رو بسازن و تا ابد بمونه که تازه نمی مونه هم، در واقع خودشون باقی موندن. میگه خب همین مهمه دیگه. میگم کجاش مهمه؟ هزار سال نه، صد سال دیگه چه فرقی میکنه چی از کی مونده؟ هیچکس اون آدمای صد سال قبلو نمیش
عین دوش حمام داره بارون میاد، تقریبا با زاویه سی درجه نسبه به خط قائم، تند و بی وقفه می باره و آسمون را هاشور سفید می زنه. صدا از دل هیچ سگی حتی بیرون نمیاد.تنها صدای بارون است و در دوردست ها، صدای تردد ماشینها. پنجره هال بیست سانت باز است. احساس سرما بر روان من مستولی است وگرنه تا انتها باید باز می بود، دما که تفاوت نداشت.در این میان یک مرغ دریایی کسخل، بالهایش را تا منتهی باز کرده و ویراژ می رود! سرما و خیسی را نمی فهمد این حیوان!مقاله مشترک د
تو خونه ای که مادر مریضه

همه جای اون بهم می ریزهدیگه نداره تحملش رومرگ براش راه گریزهای که تمام حاصل حيدریدل حيدریبمون که نیم ِ کامل حيدریدل حيدریبسته گره دلش رو به موی توبه ابروی توحقیقتا شمایل حيدریدل حيدریتو رو خدابمون بمون مادرمبازم نمازبخون بخون مادرم::مدینه شده شبیه زندونچشای علی (ع) می باره بارونبعد شبی که در شکستهندیده کسی علی (ع) رو خندونخدا چرا حُرمت مادر شکستچون در شکستتو کوچه ها دل پیمبر شکستکوثر شکستدستای حيدر و همین که بستند
کتاب‌خانه خوبی داشت. چوبی و کاهی‌رنگ
و براق. پنج شش ردیف دراز از کتاب‌های رنگارنگ که هر کدام شده بود شبیه یک جعبه
مدادرنگی. از آن‌جایی‌که عمق کتاب‌خانه زیاد بود، جلوی کتاب‌ها را حسابی شلوغ کرده
بودند. تمام اشیاء تزئینی عالم آنجا نماینده داشتند؛ مجسمه جن آفریقایی، گلدان
کاکتوس‌های مثلثی، اسطوره‌های سِلتی، قاب عکس‌های سیاه‌وسفید، صلیب و تسبیح و
گوشواره، خوشنویسی‌های اعلا و غیرخوانا، کوه آتش‌فشان، نقاشی‌های درِپیت و انواع
سنگ و کل
متن تبریک عید غدیر خممتن تبریک عید غدیر خمدر این مطلب مجموعه ای از جدیدترین و زیباترین متن ها و اس ام اس های تبریک عید غدیر خم را جمع آوری کرده ایم ، برای مطالعه اس ام اس ، در ادامه با مجله پارسی سرا همراه باشید.متن تبریک عید غدیر خمعمریست به عشق تو اسیریم علیمست از خم باده غدیریم علیداریم تمنا ز خداوند علیبا حب ولای تو بمیریم علیعیدالله الاکبر، عید غدیر خم مبارک بادگوئیا وحی رسیده نَبیَ الله ، بگوهمه را جمع کن و در وسط راه بگوبرو بر منبر و با
شهید محمدصادق قانصو
محمدصادق مصطفی قانصو به تاریخ اول فروردین ۱۳۷۶ شمسی در روستای الدویر» در لبنان» متولد شد.
وی به تبعیت از پدرش، که در میادین نبرد با اشغالگران صهیونیست به مقام جانبازی رسیده بود، در نوجوانی به صفوف مقاومت اسلامی لبنان» ملحق شد و مدتی پس از شروع نبرد در سوریه» برای دفاع از مقدسات اسلامی در برابر تهاجم مزدوران سعودی» و پیروان اسلام آمریکایی»، به یگان‌های مدافعِ حرم» پیوست.
محمد صادق» سرانجام به تاریخ ۹ مرداد ۱۳۹
از گرمای هوا فراری،نشسته بودیم طبقه‌ی پایین خونه‌ی خاله و داشتیم هندوانه می‌زدیم بر بدن که موبایل بابا زنگ خورد.
از حرفای بابا و آدرس دادنش معلوم بود که قراره چند نفری به جمع‌مون اضافه بشن. اما نکته‌ اینجا بود که بابا داشت فارسی صحبت می‌کرد و این نشون می‌داد که مهمون‌ها از اقوام نیستن.
بابا که تا ميدون اصلی شهر آدرس داده بود، تلفن رو قطع کرد و گفت آقای الف. بود.(۹۰ درصد افرادی که من می‌شناسم فامیل‌شون با الف شروع میشه :دی) بعد هم بلند شد ک
 همچو مجنون کو سگی را می‌نواختبوسه‌اش می‌داد و پیشش می‌گداختگرد او می‌گشت خاضع در طوافهم جلاب شکرش می‌داد صافبوالفضولی گفت ای مجنون خاماین چه شیدست این که می‌آری مدامپوز سگ دایم پلیدی می‌خورد خود را بلب می‌استردعیبهای سگ بسی او بر شمردعیب‌دان از غیب‌دان بویی نبردگفت مجنون تو همه نقشی و تناندر آ و بنگرش از چشم منکین طلسم بستهٔ مولیست اینپاسبان کوچهٔ لیلیست اینهمنشین بین و دل و جان و شناختکو کجا بگزید و مسکن‌گاه ساختاو سگ فرخ‌
دانلود مداحی محمود کریمی دیگه واسه چی بمونم
محرم 92نوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیدیگه واسه چی بمونم حالا که تو بی سپاهیتو رگام می جوشه خونم حالا که تو قتله گاهیمن عازم ميدونم نمی تونم که بمونمخودمو تو گودال به عمو جونم می رسونمضربان قلب من یا حسن یا حسینآسمونا هم میگن یا حسن یا حسینعمو حسین عمو حسین ببین بریده نفسمعمو حسین عمو حسین زنده بمون تا برسممتن مداحی دیگه واسه چی بمونم محمود کریمییه تنه زدی به ميدون پسر تو
ساقی شبیه ساقی کوثر نیامدهجز او کسی به جای پیمبر نیامدهجز او برای فاطمه همسر نیامدهاز کعبه جز علی احدی در نیامدهیعنی کسی به پاکی حيدر نیامدههر کس غلام فاطمه شد در پناه اوستشاهی که عرش دوش نبی جایگاه اوستدر معرکه سلاح نبردش نگاه اوستاین گیسوی سیاه که تنها سپاه اوستبر شانه اش سیاهی لشکر نیامدهاولاد مرتضی همه ذاتاً مطهرندقرآن ناطقند، شفیعان مندشاهان روزگار غلامان قنبرندخدّام عرش گوش به فرمان حيدرنددور و برش که قحطی نوکر نیامدهابروش وق
سلام
-کتاب شرمنده نباش دختر ریچل هالیس رو تموم کردم و باید بگم بطور کل کتاب خوبی بود، مخصوصا برای کسانی که میخوان کسب و کاری جدید راه اندازی کنن یا از خیلی چیزها میترسن، از نه گفتن، از مثل دیگران نبودن و فکر میکنن که این نقطه ضعف محسوب میشه، خلاصه خیلی کتاب مفیدیه، خوندنش ارزشمند بود برام.
- از امروز هم شروع کردم کتاب "چگونه شخصیت سالم تر بیابیم" اثر دکتر وین دایر و صد البته با ترجمه بدرزمان نیک فطرت رو بخونم، در واقع قبلا تا نصف کتاب خونده بود
اسامی سی وشش تن ازفرزندان ونوادگان ائمه واقع در کوه سفید که روی زیارت نامه نوشته شده بود
قاسم بن
امیرالمومنین.محمدوابراهیم وجعفر وعبدالله وسیدشرف الدین امام زین
العابدین.ومحمد وابراهیم ابن امام جعفرصادق.سلطان حاذق ابن امام محمد
باقر.زکریا ابنامام موسی کاظم.سلطان شاه فضل ابن علی بن موسی.زکریا وحسین
وعبدالله ونجم الدین ابن امام محمد تقی.عبداللع شعیب انباءعلی النقی 
اسمعیل ومحمد وحسین انباءامام حسن عسگری.سید شرف الدین ابن علی.قاسم بن
آموخت تا که عطر ز شیشه فرار راآموختم فرار ز یاران به یار رادل می کشید ناز من و درد و بار راکاموختم کشیدن ناز نگار راپس می کشم به وزن و قوافی خمار را گیرم که کرد خواب رفیقان مرا کسلگیرم که گشت باده ز خشکی ما خجلگیرم که رفت پای طرب تا کمر به گلناخن به زلف یار رسانم به فتح دلمطرب اگر کلافه نوازد سه تار را باید که تر شود ز لب من شراب خشکباید رسد به شبنم من آفتاب خشکدل رنجه شد ز زهد دوات و کتاب خشکاز عاشقان سلام تر از تو جواب خشکاز ما مکن دریغ لب آب دا
امروز صبح برنامه منهای نفت رادیو جوان، به سرمایه جوان کشور پرداخته بود، و اینکه چطور میشه از سرمایه انسانی بخصوص نسل جوان و متخصص در مدیریت کشور بهره برد. چند مثال جالب هم آورد که مثلاً میانگین سنی پرسنل شرکت های بزرگ دنیا مثل فیسبوک و گوگل و اپل و ادوبی و . بین 28 تا 32 ساله، و همونطور که ميدونید سرمایه این شرکت ها معادل بودجه سالیانه چند کشور از جمله خود ماست! حالا در نظر بگیرید شرکت هایی با این حجم از گردش مالی چقدر به نیروی جوان خودشون اعتما
اگه امروز آخرین روز عمرت باشه چکار میکنی؟.

این رو ساعت 8 شب بعد از پیام صوتی 3 دقیقه ای که همینجوری از هرجا حرف زده بود ازم پرسید. 

مثل هر روز امروزم دیر رسیدم و بازم دیدم که این پسره مثل هر روز اون گوشه ی راهرو نشسته و داره به شاگردش آلمانی یاد میده. دیدم که نگاهش دنبالم کرد اما مثل هر روز یادم رفت!
بعد از کلاس مثل همیشه اومدم بیرون منتها تو حیاط جا نبود بنابر این نشستم تو راهرو با یک عدد تیتاپ و دنت. تو دنیای خودم غرق بودم. و هزاران کاری که باید
آدماییم که مثلا خیلی دوسمون دارن واقعا جالب و عجیبن!! کلا فکر نمیکنم خدا مخلوقی عجیبتر از انسان افریده باشه.
وقتی میبینن و میفهمن که حالت خوب نیست، اعصابت بهم ریخته اس یا بی حوصله ای. با تمام قوا به ميدون میان و بدترت میکنن تا میتونن به پرو پات میپیچن و اینقدر نیش و کنایه و بداخلاقی. اخرشم یه دعوایی راه میافته و قهر میکنن!!
خب اگر من میتونستم به شما خانواده!!!! گرامی بگم چه مرگمه و ميدونستم کمی ازتون ساخته اس قطعا اینکارو میکردم وقتی نگفتم و
یک محقق و پژوهشگر طب سنتی مصرف نوعی شربت را در رفع سردردهای میگرنی و آب شدن چربی های شکم و پهلو موثر دانست.


به گزارش بهداشت نیوز: شربت
رزماری (رزماری+چای سبز+گل محمدی+ دارچین) حاوی ویتامین های A، B، C، E،
K، کربوهیدرات، سدیم، پتاسیم، اسیدفولیک، منیزیم، منگنز، فسفر، آهن، فیبر،
فولاد، روی (زینک)، مس، قند ساکاروز، گلوکز، فراکتوز، فلاونوئید، کاتچین،
پلی فنول، کافئین، زاگزانتین، رزمارینیک اسید، کافئیک اسید، کارنوزول و
غیر
ترکی.
هر چقدر از شیرینیه این زبان بگم کمه،شب تا صبح از حلاوتش بگم،قطره ای از دریا گفتم.
ترکی،شهریار رو داره،شهریاری که وقتی میخونیش،مست میشی،انگار دری از بهشت به روت باز میشه.
شهریاری که عشق رو برات معنا می کنه. حيدر بابای شهریار، حقیقتِ دنیا رو بهت میگه.
            حيدربابا،دونیا یالان دونیادی/سلیماننان،نوح دان قالان دونیادی
_حيدر بابا،دنیا همه افسون و دروغ و افسانه است/کشتیِ عمر نوح و سلمیان روانه شد( این دنیا،از نوح و سلیمان،باقی مونده
دانلود مداحی کنار قدم های جابر با نوای حاج میثم مطیعی
دانلود مداحی ویژه پیاده روی اربعین 98
متن نوحه کنار قدم های جابر
کنار قدم های جابر، سوی نینوا رهسپاریمکنار قدمهای جابر، سوی نینوا رهسپاریمستون های این جاده را ما، به شوق حرم می شماریمشبیه رباب و سکینه، برای شما بی قراریمازین سختی و دوری راه، به شوق تو باکی نداریمفدایی زینب، پر از شور و عشقیماگر که خدا خواست، بزودی دمشقیملبیک یابن الحيدر قَطَعنا الیک الصَّحاری، الا یا امیر الفراتأضِفنا
از مذکر های
عصبی
کله شق
یک دنده
لجباز
بچـه
خودخواه
مغرور
جاهل عرف پرست
خودشیفته مامانی
بی ملاحظه
بدم بدم بدم بدم بدم بدم بدم میاد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
:|

پ.ن : اینا رو که میبینم میخوام خفشون کنم :| دلم میخواد قاتل شم !
پ.ن2 : اینا رو که میبینم میگم خدایا اینم جنس بود تو افریدی ؟ :|
پ.ن3 : اینا رو میبینم میگم خاک تو سر اون دیوانه ایی که به اسم سازش داره تورو تحمل میکنه و تهشم به خودش بابت این صبر
بی انتهاش افتخار میکنه :| مثلا چند سال زودتر پیر و چروک میشه :
کعبه
ی جود و سخایی یا جواد(ع)
مظهر لطف و صفایی یا جواد(ع)
ای
که هستی نور بزم معرفت
در ره دین کشته گشتی عاقبت
ای
سراپا فضل و احسان و کرم
درعزایت دیده ی ما بحر غم
 خیمه ی اسلام را بودی ستون
چشم ما از داغ تو دریای خون
تو
گل خوشبوی باغ حيدری
معنی آیات حمد و کوثری
نور
چشمان علی موسی الرضا (ع)
شد ز داغت شیعه بر غم مبتلا
نام
تو درمان درد شیعیان
داغ تو برده ز ما صبر و توان
اهل
عالم تا قیامت سائلت
همسر تو عاقبت شد قاتلت
ای
علی موسی الرضا را نور عین
تشنه جان
دیشب حال نداشتم بیام پای سیستم البته امشب هم ندارم و خیلی خوابم میاد ولی مجبورم تا نیم ساعت 40 دیقه دیگه که سیب زمینی های غذا هم بپزن به اجبار صبر کنم بنابراین گفتم بیام اینجا تَ تَ تَق تایپ حداقل زمان زودتر بگذره.این پیرهن رنگین کمونیه رو که خریدم نمی دونستم با چی بپوشم از یه طرفی هم دلم نمی خواست یه چیز جدید بخرم بنابراین گفتم از چیزای قدیمی که دارم باید یه چیزی برای روش درست کنم. 4 پنج سال پیش یه مانتو چین گلدوزی شده خریده بودم که الان دیگه عم
چند وقت پیش دیدم که بچه ها دارن از یه مستند حرف میزنن که برای مهراد هیدنه!
من هیچ وقت از همچین مصاحبه هایی خوشم نمیومد اما این.!جالب بود!
نميدونم چند بار از اون روز دیدمش!
وقتی شروع میکنه به حرف زدن میگه که چقد دویدن براش سخت بوده!و شاید سخت ترین کار واسش دویدن بوده!
بعد اخر مستند میره ماراتن!نمیگم مقام میاره و اینا که اصلا این چیزا مهم نیست!
این مهمه که میدوعه!کاری که براش سخت ترین بوده!نه دوی عادی!42 کیلومتر میدوعه!
یه سری حرفا میزنه که دوست دار
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
السلام علیک یا فاطمه اهراء سلام الله علیها
السلام علیک ایها الشهداء و الصدیقین 
 1.76 مگابایت
دریافت فایل فلش- دریافت کد

 
امام ای: خاطره‏ ى شهدا را باید در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداشت.
 7.69 مگابایت
دریافت فایل فلش  -دریافت کد فایل فلش جهت استفاده در وبلاگ یا سایت
 
 
**************
شهید مدافع حرم شهید محمد جنتی
شهید مدافع حرم شهید محمد جنتی
معروف به حاج حيدر
شهید محمد جنتی معروف به فرمانده
پارسال تابستان وقتی بندر عباس رفته بودیم، جلویِ خانه‌یِ دختر‌خاله‌ام کاکتوسی درخت‌وار زندگی می‌کرد. به صورت برجی مسی. هر کدام بالایِ سر دیگری. (عکس)  برایِ منی که اولین بار بود آن همه کاکتوس را به صورت دسته جمعی می‌دیدم، جذاب بود. دوست داشتم لمس‌ش کنم و حس‌ش کنم ، اما عجله داشتیم و فقط فرصت عکس گرفتن نصیبم شد.  عکسی که همیشه تو گالری گوشیم بوده.
گذشت تا چند وقت پیش که خواب دیدم وسطِ صحرایی هستم که از هر جهت نگاه می‌کردی رویِ زمین پهن ش
 
غروب پاییز سال 1391 بود. جلوی خانه نشسته بودم. همیشه توی مهر ماه دلم می گرفت. یاد روزهای سخت جنگ می افتادم اما یادم افتاد که رهبرمان به کرمانشاه آمده. خوشحال شدم. تلویزیون را روشن کردم و رو به روی تلویزیون نشستم. با خوشحالی به تلویزیون خیره شدم. رهبرم توی ماشینی سفید نشسته بود و مردم دور تا دورش حلقه زدنده بودند. ماشین نمی توانست از میان جمعیت عبور کند. مردم مثل پروانه بال بال می زدند. به سهیلا گفتم: روله، بیا فیلم ورود رهبر را به کرمانشاه نشا
ذکر ابوتراب عجب مستی آور است


ذکر
ابوتراب عجب مستی آور است
این نام پیر مِیکده ی
حوض کوثر است
اصلاً هراس و باک
نداریم از حساب
م کلید باغ جنان
دست حيدر است
رحمت به مادرم که مرا
مجلس تو برد
این شوق نوکری اثر
شیر مادر است
اول کسی که وارد
فردوس میشود
از صنف نوکران علی
دوست قنبر است
حبل المتین حيدریون
در پل صراط
نخ های سبز چادر
زهرای اطهر است
هر کس زِ غربت حسنش
گریه کرده است
خندان ترین مردم
صحرای م است
فردا تمام اهل زمین
تشنه اند و ما
لب هایمان
زدیم خیمه ی ماتم به عشق شما خانم


زدیم خیمه ی ماتم به عشق شما خانم
زدیم بر سر و سینه تا یکم بشیم آروم
همین بزم عزاداری به اشکای تو تسکینه
ميدونیم که امام عصر ماها رو داره میبینه
تو دریای کراماتی و ما قطره ی ناچیزیم
همه هستیمونو یکجا به پای شما میریزیم
. مدد فاطمة اهرا ، مدد فاطمة اهرا .
ما عبد و شما سرور ، عزیز دل حيدر
تو خیرالنسائی و همه هست پیغمبر
به فرموده ی پیغمبر شما اُم ابیهایی
تو ناموس خدایی و به حق حضرت زهرایی
چه احوال خوشی داریم هم
نگاهی اجمالی و مختصر بر شکل گیری وهابیت

اینجا بقیع و گریه اینجا جرم دارد / با چشم خیس اینجا تماشا جرم دارد
بوی سقیفه می دهد بی حرمتی ها / در شهر حيدر نام زهرا جرم دارد
اینجا هرانکس حرفی از عشق علی زد / اندازه تاریخ دنیا جرم دارد
حق زیارت نامه خواندن هم نداری / اسم مفاتیح الجنان ها جرم دارد
اینجا که یک روزی شبیه کربلا بود / حرف از حرم افسوس حالا جرم دارد
دست از روی دیوار ها بردار زائر / قصدت تبرک هست اما جرم دارد
هرگز مبادا اهت از سینه براید / جز اشک
متن تبریک ولادت النقیمتن تبریک ولادت النقیدر این مطلب مجموعه ای از جدیدترین و زیباترین متن ها و اس ام اس های تبریک ولادت النقی الهادی را جمع آوری کرده ایم ، برای مطالعه اس ام اس ، در ادامه با مجله پارسی سرا همراه باشید.متن تبریک ولادت النقیای آفتاب عالمیان هادیا (ع) سلامای نور چشم هاشمیان هادیا (ع) سلامای چارمین علی (ع) خدا یا علی (ع) مددای مقتدای فاطمیان هادیا (ع) سلامولادت دهمین پیشوای پرهیزکاران بر شما مبا
 طراحی معماری،دکوراسیون داخلی
منزل،نظارت،اجرا،طراحی دکوراسیون منزل،اجرای نما ،طراحی نما ،گروه معماری معمارخان 
 www.memarkhan.com
گروه معماری و
ساختمانی معمارخان ؛ با اتکا به تجربه و علم روز دنیای معماری ، با سابقه اجرای
پروژه های بزرگ و در سطح ملی و همچنین بهره گیری از نیروی فنی و اجرایی متخصص در
تمامی زمینه های مرتبط با حوزه ساختمان سازی و آشنایی با نرم افزارهای روز دنیای
معماری در حوزه شبیه سازی فضای معماری، دکوراسیون داخلی و محوطه سازی پرو
مدح شاه ولایت امیر المومنین علیه السلام توسط مرحوم صاحب تبریزی شاعر مشهور:
ای سواد عنبرین فامت سویدای زمین
مغز خاک از نهکت مشکین لباست خوشه چین
موجه‌ای از ریگ صحرایت صراط المستقیم
رشته‌ای از تار و پود جامه‌ات حبل المتین
غنچه پژمرده‌ای از لاله‌زارت شمع طور
قطره افسردهای از زمزمت در ثمین
در بیابان طلب یک العطش گوی تو خضر
در حریم قدس یک پروانه‌ات روح الامین
مصرع برجسته‌ای دیوان موجودات را
از حجر اینک نشان انتخابت بر جبین
میهمانداری به ال
گزارش صوتی هیئت عشاق الحسین علیه السلام
ایام زیارتی مخصوص امام رضا علیه السلام
۲۰ تیرماه ۹۸









متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.





زمینه احساسی_غم های تمـوم عـالم







بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
السلام علیک یا فاطمه اهراء سلام الله علیها
السلام علیک ایها الشهداء و الصدیقین 
 1.76 مگابایت
دریافت فایل فلش- دریافت کد

 
امام ای: خاطره‏ ى شهدا را باید در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداشت.
 7.69 مگابایت
دریافت فایل فلش  -دریافت کد فایل فلش جهت استفاده در وبلاگ یا سایت
 
 
**************
شهید مدافع حرم شهید ثاقب حيدر (کربلا)
شهید مدافع حرم شهید ثاقب حيدر (کربلا) از رزمندگان پاکستانی لشکر زینبیون (س)
سلام دوستان
خوب سردرگمی من قبلا این بود که نمیتونستم وارد بورس بشم، الان که سه تا پیشنهادکار دارم که هرسه در نوع خودشون برای منی که هیچ سابقه کاری در بورس ندارم خیلی اوکی هست و وسوسه انگیز، تصمیم گیری و انتخاب بینشون خیلی میتونه سخت باشه، حالاست که میفهمم قسمت همون چیزی که تو تصمیمشو میگیری و این بار مسولیت خیلی سنگین یجورایی بعدا فقط خودتو میتونی شماتت کنی، که من مدتی دارم سعی میکنم با خودم درست صحبت کنم اگر اشتباهی میکنم طبیعی چون ادمم،
بسم الله الرحمن الرحیم ./ 
 یک سال از زندگی مشترکمون گذشت ، تو این یک سال کنار هم بزرگ شدیم و بزرگتر . زندگیمون پر از فراز و نشیب بود. خیلی از کارها و مسائل رو تجربه کردیم و کلی چیز یاد گرفتیم از همدیگه.
حقیقت اینه که ما خودمون بودیم ، خودمون دو تا ، بدون هیچ پشتوانه ی مالی !
اینو مینویسم چون حس میکنم توی این دوره و زمونه که وضعیت اقتصادی خیلی زندگی ها رو سخت کرده ، ازدواج کردن هم شده شبیه گذر از هفت خان رستم !
تو زندگی مشترک تصمیم گرفتن برای امور
و اما رمان‌ و داستان شخصیت‌ محور.
از رمان‌های ماجرا محور زیاد گفتیم. ولی اغلب کسایی که کمتر کتاب می‌خونن،
میگن که آیا نمیشه همۀ این حرف‌ها رو با دیدن فیلم و سریال هم تجربه کرد؟ آیا جلوه‌های
ویژۀ سینمایی بهتر نمی‌تونه کلاس‌های جادوی سیاه هاگوارتز رو بهمون نشون بده؟ آیا بهتر
نیست به جای اینکه ده تا صفحه توصیف بخونیم تا بفهمیم وسط جنگ‌های جهانی چه خبر
بوده، اسلحه به دست بگیریم و برای نجات سرباز رایان به ميدون جنگ بریم؟
من فکر می‌کنم اقتب
استقبال از اشعار حاج داود بیدق داری
========================
ای تالیِ زهرا که آدون فخر ندور
غبطه ائلین درگهووه ملک جناندور
ایله نظر ایرانه اؤرکلر دولی قاندور
مدّتدی که بیر عدّه نین احوالی یاماندور
یاحضرت معصومه یتیش داده اماندور
سن نازلی رقیّه کیمی زهرایه مثل سن
سن جلوۀ نورانیِ خورشیدِ ازلسن
فریادگرِ حیّ عَلی  خَیرِالعَمَل سن
شیعه سنه محتاجیدی چوخ غملی زماندور
ای علمی مُبَرهَن هامی عالملره اعلم
موسی قیزیسان مُلکَ نجابتده کی مریم
لطف ایله ئوزو
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب