نتایج پست ها برای عبارت :

بی وفا خونت خراب دیگه

بهش پی ام دادم خواستم خوب شروع کنم منطقی مهربون خونسرد اروم ولی بعدش کم کم همه چیزای بد یادم اومد باز بهم ریختم هر پیامی که ارسال میکردم خشمم بيشتر میشد و از پیامم و لحنم معلوم بود مث ادمی که داره میخنده یهو وسطش بغض میکنه و گریه میکنه :/ چیزی که خراب بشه ديگه به این راحتی ها درست نمیشه. همه پیامام پاک کردم ديگه نمیخوام باهاش حرف بزنم :/ حرفام خیلی وقته زدم و اون انتخابش کرده ولی چرا اینو نمیخوام بفهمم نمیدونم؟ 
+ديگه تلپاتی جواب نمیده !
خانه ای متروکه بودکه شبها سر بر بالین می گذاشتم در آنو صبح ها با تپش کند قلب سردتبيدار می شدمشرابي بود از طعم تلخ خونتو مستی و دیوانگی و سرمای قلب یخ زده ایدر وجودتو نباتی تلخ مزه از پاره گوشت های جگر سوخته اتکه به پوست آفتاب نخورده امجلا می بخشیدمن در آن قلب یخ بسته زندگی می کردم و توهیچ گاه نفهمیدی که مندر وجود تو
مثل یه عروسک خوشگل توی رختخوابت خوابيدی، دز آغوش کشیدنت برای من به عجیب ترین و شیرین ترین در آغوش کشیدن ها تبدیل شده.
عشق من به تو، عطیه ای الهی به من و توست
به من از حیث اینکه فرصت مادری کردن و رشد در این عرصه رو پیدا میکنم با اون
و به تو از این حیث که طفلی هستی که مهرت با گوشت و خونت مادرت عجین شده، جوری که بي منت به پست ترین کار های تو تن میده و بالیدن تو از خوشی خودش براش شیرین تره، و در طفولیت تو رو مورد رحمت قرار داده
زحمتی شبيه آنچه نزد خدا ه
اومد
الان که دارم مینویسم استخونای صورتم درد میکنه .
خراب بود حتی خیلی خراب تر از چیزیکه فکرشو میکردم
از اون موقه تا الان دارم گریه میکنم . فکر کنم تا یه سال ديگه این وضع ادامه داره
از اون موقه تا الان نخندیدم  و فکر نکنم به هیچ دلیلی تا سال ديگه هم بخندم
(البته اینجوری شبيه کسی میشم که خیلی ازش بدم میاد ولی چیکار کنم ؟  حالم داغونه)
هرجور فکر میکنم  هیچ اتفاق خوشحال کننده ای ممکن نیست بيوفته . اما نا راحتت کنندهه هاهیچ وقت تموم نمیشن
خودمو تو ا
خیلی وقته انگاری نبودم اینجا، حتی یکم نگران بودم نشه برش گردوند.
توی توییتر بود. واقعیتش برام خیلی جالب بود. چون میشد هوایی زد. چیزهای بامزه نوشت. چیزهای بامزه خوند. دوست پیدا کرد. دوست واقعی که بری خونش و بياد خونت. واسه دوستت زید جور کنی اونجا. اشنا شی. دعوا کنن پس تو هم بلاک انبلاک کنی. وقتی زید جدید زدی بيای اعلام کنی.  
ولی.
از یه جایی ديگه ناراحت و مضطرب بودم. اشنا زیاد شد. برای بعضی از توییتام بازخواست میشدم. خودسانسوری شروع شد. ولع دیده شدن
از ساختنهای الکی که یاد گرفتن به صورت دوره ای خراب شن خسته شدم ديگه
از تکرار ناملایمات
از صبر کردن
کاش بخوابيم و بيدار شیم ببينیم یه چیزایی عوض شده
خیلی وقت بود تو سرم بود ديگه اینجا هم ننویسم.هی خودم رو سینه خیز کشوندم
احساس میکنم امروز ديگه وقتشه
اگه تا دوهفته ديگه نیومدم ، برای همیشه میرم و اینجا رو هم تخته میکنم
بعضی از آدمها مثل زالو اند تا خونت نمکن ولکنت نیستن.
فقط زالو درمانی نکرده بودم که اونم امروز انجام دادم.خیلی وحشتناک بود.اصلا نگاشون نکردم نمیدونم چی شکلی بودن و چه شکلی شدن چون اگه نگاه میکردم اجازه نمیدادم دوتاشون روی شقیقه هام خون بخورن.یکی بهم گفته بود بزاق دهن زالو باعث باز شدن عروق مغز میشه .اینو من پارسال به مامانم گفته بودم این ديگه تو ذهنش بود.دیروزهم یکی از فامیلهاش اومد گفت پسرم میگرن داره اونم زالو درمانی کرده.ديگه وقتی من امروز
کی به حجله کی به حجله شازده دوماد با زنش کی بگرده دوره حجله خواهر کوچیگ ترش*** جینگ جینگ ساز بيارو از بالی شیراز بيار سوریا گویید مبارک بادا ایشالا مبارک بادا *** آقوی سبا جووووونه صبا از ما به چند از ما به یکیک ماه تیز کنم ریز کنم پیش بيبيم ببرم او نخوره من چه کار کنم *** اسب آوردیم تو حیاط عروس خانم شد سوارخیر بيبينی ننه ی عروس ای گل از خونت در آد *** در خونه ی عروس خانم آب رکنی رد میشه چوب ب یارید پل ببندید عروس خانم رد بشه*** راه شیراز دوره و آ
خیلی عجیبه که اون همه حس خوب  از بين رفته باشه:)  اینو امشب متوجه شدم.:)نمیدونم اون لحظه به چی فکر میکرد ولی من به متن بالا فکر میکردم.:)+عجیب دلم یه ادم واقعی میخواد كه ساعتها بشینه كنارم و باهاش حرف بزنم فقط.ديگه اینجا نوشتن حالم خوب نمیكنه.نمیدونم چرا.دلم یه ادم واقعی میخواد.میام اینجا كلی تایپ میكنم یه بار میخونمش پشیمون میشم و همه رو حذف میكنم.ديگه اون حس خوب ندارم بهش.حس میکنم پر از حرفم.مثل وقتاییم كه بغض میكنم ولی گریه نه.تك تك
در این سرای بي کسی کسی به در نمی زندبه دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زندیکی زشب گرفتگان چراغ بر نمی کندکسی به کوچه سار شب در سحر نمی زندنشسته ام در انتظار این غبار بي سواردریغ کز شبي چنین سپیده سر نمی زنددل خراب من دگر خراب تر نمی شودکه خنجر غمت از این خراب تر نمی زندگذر گهی است پر ستم که اندرو به غیر غمیکی صلای آشنا به رهگذر نمی زنددل خراب من دگر خراب تر نمی شودکه خنجر غمت ازین خراب تر نمی زندچه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته ات؟برو که هیچ کس ن
انیمیشن رالف اینترنت را خراب می‌کند Ralph Breaks the Internet 2018
کارتون رالف خرابکار ۲ با دوبله فارسی و کیفیت عالی 720p HDRip
نام: رالف خرابکار 2 (رالف اینترنت را خراب میکند) | ژانر: ماجراجویی، کمدی | انتشار: 2018
زبان: دوبله فارسی + انگلیسی | مدت زمان: 112 دقیقه | زیرنویس فارسی: دارد
فرمت: MKV | محصول آمریکا | حجم: 959 مگابایت | امتیاز: 7.4 از 10
خلاصه داستان: قسمت دوم رالف خرابکار، شش سال بعد از وقوع اتفاقات قسمت اول رخ می‎دهد. “رالف” و “ونلوپ” که حالا به شد
ارورهای پکیج تاچی تیپ B و رفع ایراد:
خطای E1 تیپ B
نقص در احتراق
• موارد ذکر شده
خطای E2 تیپ B 
نقص در تهویه  (عدم وصل پرشر فن در لحظه استارت اولیه فن)
• مسیر دودکش بسته است
• پرشر فن خراب است
• فن خراب است
• اتصال برد قطع است
خطای E3 تیپ B
نقص در سنسور تهویه (عدم قطع پرشر فن بعد از اتمام کارکرد فن)
• پرشر فن خراب میباشد
• ونتوری داخل فن خراب است
خطای E4 تیپ B 
نقص به علت گرم شدن بيش از حد مبدل
خطای E5  تیپ B
نقص در سنسور آب سرد ورودی
• NTC (G12)  معیوب است (تک
+حقیقتا هیچوقت نمیتونستم زندگیِ امروزم رو تصور کنم، هیچوقت فکر نمیکردم بمونم پشت کنکور اون هم این همه مدت.
دروغ چرا، حسودیم میشه به همه اونایی که با پول پزشکی میخونن، میرن خارج از کشور و به رویاشون میرسن.
+حس می کنم افسردگی دارم، برای همه کار بي حسم و انگار نه انگار که کنکور نزدیکه . دوست ندارم هیچکس رو اطرافم ببينم، میخوام تنها باشم فقط:(
از وضع خودم راضیم؟ اصلا.
خودمو دوست دارم؟ خیلی کم.
چقدر جای یه دوست تو زندگیم خالیه، چقدر دلم کسی رو میخوا
دانلود کتاب رمان دختر خراب,دانلود رمان
عاشقانه,دانلود رایگانرمان دختر خراب,دانلود رمان دختر خراب بدون
سانسور,دانلود رمان دختر خراب,دانلود رمان ایرانی

خلاصه ای از رمان دختر خراب


نمیدونم باید چی بگم و از کجا شروع کنم اما بهترین کلمه برای شروع بدبختی و بدشانسیه

دو تا بچه بودیم و البته تنی هم نبودیم من و برادرم کیوان…….پدرم عرق خور و معتاد و ……هر اشغالی

که نباید باشه بود و مادر هم از اون بد تر یه زنیکه خیانت کار تمام عیار که وقتی بابام
ديگه هیچ چیز توی این رابطه ها درست نمیشه، اگه تو روزهای دور درست هم بشه شبيه اولش نمیشه، حتی اگه چیزهایی که خراب کردیم رو فراموش کنیم، حتی اگه تیکه های شکسته ی قلبمون رو نادیده بگیریم، حتی اگه زخم هایی که خوردیم رو قورت بدیم، درست نمیشه. چون ما حاضر نیستیم به حرف هم گوش کنیم، میشنویم و جواب میدیم. ما حاضر نیستیم جای هم ديگه بشینیم و حال هم ديگه رو بفهمیم. چون ما دست های هم ديگه رو نمیگیریم.
هیچ وقت فکر نمیکردم به جایی برسیم که چیزی از رابطمون ن
خطاهای پکیج دیواری تاچی 
خطای E1 :
نقص در احتراق (شعله تشکیل یا ثابت نمیشود)
• گاز به دستگاه وارد نمیشود
• فشار گاز خیلی کم یا زیاد است
• اتصال سیم برق شیرگاز برقرار نمیباشد
• در قسمت برد اتصال الکترود جرقه زن یا شیرگاز قطع است
• الکترود جرقه زن خراب یا حرارت به آن نمی رسد
• شیرگاز کثیف شده و گاز به خوبي از آن رد نمی شود
خطای E2 :  
نقص به علت گرم شدن مبدل بيش از حد
• پمپ دستگاه معیوب  یا سوخته است
• شیر سه راهه برقی خراب یا سوخته است
• شیر مدار ر
عزیز دلم دارد عروس می شود. قند در دلم آب می شود. مدام قربان صرقه اش می روم. می دانید چیست؟ یک خوش حالی عجیبي است که عزیز دل آدم عروس شود. اصلا دلم یکجور دیگری می زند. درست است که دختر آدم را مردم با خودشان می برند یک جای دیگر اما باز هم در کنار این دلتنگی هایی که هنوز نیامده حس های فوق العاده ای هم وجود دارد. حس هایی که طعم خوش بهار می دهند. طعم تازگی و طراوت. شادی و سرزندگی. البته گاهی وقت ها بعضی اتفاقات شاید لحظات خوشت را خراب کنند. مثلا وقتی می بي
امتحانارو دادیم تموم شد. :) از بين امتحانا به نظر من فیزیک رو سخت داده بودن بقیش در حد استاندارد بود. ولی خودم زیست و فیزیک رو خراب کردم. p: به هر حال دادیم تموم شد. حالا فقط کنکور مونده! تقریبا 7 هفته ديگه کنکوره. تصمیم گرفتم واسه این چند هفته بشینم کنکور های سال قبل رو حل کنم. هر کجا اشکال داشتم برم اونجا ها رو یه بار ديگه بررسی بکنم. ببينینم چی میشه .
تعمیر کولر گازی و سرویس کولر گازی یکی از خدمات پرتفاضا در فصل تابستان است. یکی از مهم‌ترین مواردی که باید در تعمیر کولر گازی به آن توجه نمود, سرویس کولر گازی است (تعمیرکار کولر گازی مجرب به این مورد بسیار توجه می‌کند). ما شاهد بسیاری از عزیزان بوده‌ایم که تنها با سرویس کولر گازی خود توسط سرویسکار کولر گازی, مشکل پیش آمده‌شان رفع شده است. عملکرد نامطلوب کولر گازی, ااما نشان از خرابي آن نمی‌دهد؛ بلکه ممکن است با یک سرویس کولر گازی نیاز شما
یادمه یكی بهم میگفت تو خیلی صبوری هر كی ديگه ای بود اینطوری ریكشن نشون نمیداد یادمه همون ادم كاری كرد كه خرد شدم اما بازم صبور بودم مثه خودش نتونستم رفتار كنم یادمه وقتی عذر خواهی كرد ازم بابت هر چیزی كه سرم اورده بود وقتی منتظر كلمه ی بخشیدم بود حرفی نزدم تنها ادمی كه هنوز نبخشیدم همون ادمه ادم كینه ای نیستم ولی نمیتونم ببخشمش یادمه ی نَفَر ديگه هم میگفت هر اتفاقی كه بيوفته من فقط تو رو باور دارم یادمه اونم گذاشتو رفت باورت نداشت به من همون
اعصاب نداشتم میخواستم بخوابم 
صدای لودر و کامیون از چند تا ساختمون اونورتر نمیذاره من بخوابم! 
چند تا خونه رو انگار دارن خراب میکنند میخوان مجتمع کنند چند شب بود سروضداشون نمیذاشت بخوابم
اعصاب خوردی امشب م نذاشت ديگه تحمل کنم 
زنگ زدم 137 و شکایت کردم!!! چه معنی داره اخه ساعت 3 نصف شب لودر و کامیون تو میدون کار کنه اونم تو منطقه کااااااااااااااااملا مسی!! 
خدا بخیر کنه فردا رو !!
عین بولدوزر میخوام جمع کنم همه رو :)))))))
کابوس تازه‌ام اینه که مهرسا بزرگ شه، یه بلاگر معروف شه، و یه روز بياد بنویسه که وقتی ۵ سالم بود، عمه‌ام بهم می‌گفت یکم آروم باشم، و انقدر زیاد حرف نزنم و از اون به بعد من ديگه نتونستم خودم رو دوست داشته باشم». و همه بيان توی کامنت‌ها فحش بدن که چقدر بي‌شعور».
بعد از پنج ساعت متمادی شامل رقصیدن و حرف زدن باهاش، کنار اومدن با این که شکلاتم رو‌ ید و بستنی‌م رو ازم گرفت، وقتی برای هزارمین بار می‌گه آقا گرگه خونه‌ام رو خراب کرد» تنها چیز
روزی پدر و پسری بالای تپه ی خارج از شهرشان ایستاده بودند و آن بالا همان طور که شهر را تماشا می کردند با هم صحبت می کردند. پدر می گفت: اون خونه را می بينی؟ اون دومین خونه ایه که من تو این شهر ساختم. زمانی که اومدم تو این کار فکر می کردم کاری که می کنم تا آخر باقی می مونه. دل به ساختن هر خانه می بستم و چنان محکم درست می کردم که انگار ديگه قرار نیست خراب شه. خیالم این بود که خونه مستحکم ترین چیز تو زندگی ما آدماست و خونه های من بعد از من هم همین
اینروزا بيش از هروقت ديگه ای تنهام.
غم غربت یه طرف،خراب شدن گوشی و نیاز شدید من بهش یه طرف،امتحان بافت انگلیسی،انگلِ نمیدونم فازش چیه یه طرف،تنهایی ب معنای واقعی کلمه و ترس از ادامه داشتنش و کلی چیز ديگه در کلی طرف ديگه.
ملت فک میکنن من چقد با این و اون آشنام.
خب که چی؟
وقتی هیچکس نباشه بتونی باهاش تو خیابون راه بری و هرچی ته دلته و داره لهت میکنه رو بگی،چه فایده؟
اینهمه آدمی که نه سودی دارن نه زیانی.
واقعا بچه های اهواز و کلا جنوب قابل مقایسه
این هفته که گذشت اینقدر استرس داشتم که خوابم نمی برد. بالاخره به سارا پیام دادم چند روز پیش و گفتم که میخوام باهت صحبت کنم. بعد از صحبت فهمیدم که چقدر در حق خودش و خودم ظلم کردم و الان میدونم خودش و خانواده اش از من و خانواده ی من متنفرن و حس انزجار دارن، همه چیزو از دست رفته میبينم. هم شرایط ازدواج ديگه مثل قبل راحت نیست و هم سارا میدونم ديگه منو دوست نداره و بيشتر با بودنم داغ به دلش میذارم تا بخوام خوشحالش کنم. با این حال وقتی به سارا گفتم خانو
 سلام به هرکی حرفام رو خوند:) یک کوچولو دیر امدم .
یسری ادما هستن واقعا نیاز به روان درمانگر دارن روان کاوه یا هرچیز ديگه ای که هست آخه چرا تا کی میخوان این اخلاقاشونو تو خودشون نگه دارن .
دلم میخواست حرفام رو بزنم باهاشون خیلیییی محترمانه و مودبانه ولی متاسفانه وقتی حرفای من با اون همه ارزشی که داره یکی ک شعورشم پایینه بياد سرت بخاطرش داد بزنه قطعا ک نتیجه خوبي نمیده و ارزشی نداره خودمو خراب کنم .
سختی کشیدن در گرو موفقیت می ارزه تو بدترین
واسه بهراد دنبال كار هستم،هنوز جور نشدهعذاب وجدان دارم،باید توی این سه سال كه بابا فوت شده یه كاری براش میكردم.دو جا كار جور كردم كه یكی 4 ماه و یكی 2 ماه و چند روز سركار بود و بعدش دنبال پولش بدو.هنوز از عروجی پول كاركرد پاییز و زمستون پارسال رو نتونستم بگیرم.سمیر چند جا سپرده.به رضا پروین هم سپردم و هفته پیش كلی باهاش حرف زدم.الان درگیر پایان نامه ش است بهرادزبان رو هم باید دوباره شروع كنه.با قرقی (پرایدمون)میره دانشگاه و میاد.امروز ص
از همه چیت میزنی، از همه اصولت میگذری خودتو تا حد اون میاری پایین بعد بهت میگه من درحد تو نیستم بودن با تو اعتماد به نفسمو کم میکنه و بهت نمیرسم پس میرم چون اگه باشم حالم بده! قشنگه نه؟همه دلخوشیت بين حال بدش اینه که براش با همه فرق داری بعد میاد مستقیم بهت میگه بعد از اینهمه سال شدی یکی مثل بقیه! همه دلخوشیتو میگیره اون کور سوی امیدتو نابود میکنه و همه چی اوار میشه رو سرت.میره تنهات میذاره و هروقت دلش تنگ میشه میاد پیام میده صدات میکنه و ناله
یه ارکستری هست ؛ توی همین شهر نکبت خودمون تهران. کم پیش میاد فراخوان بزنه تا نوازنده جدید بپذیره. اما فراخوان زده. 15 شهریور ماه برای ساز های زهی هست. باید زنگ بزنم وقت بگیرم تا 2 الی 4 دقیقه اون جا ویولن بگیرم دستم ؛ بزارم رو شونم و طوری آرشه بکشم و انگشت گذاری کنم که نشون بدم من می تونم عضوی از ارکستر باشم. اما آیا واقعا می تونم؟!از اون طرف المپیاد هم هست ؛ هر روز صبح از 8 صبح تا 8 شب. از مهر شروع می شه. حداقل خوبه به خاطر المپیاد ديگه مدرسه نمی رم ؛ ه
صبح زنگ زده میگه من نمیتونم بعد از ظهر بيام سر کار. این چه وضعیه ؟؟؟؟شما رفتید سر کار از اینکار و نکنین . زشتهبنابراین رفتم تو لیستا ببينم کی ديگه به درد میخوره 
یه مورد دیدم  اوکازیون همون زمینه ای که میخوام. قیمتم توافقی :)
+سلام 
-سلام 
+ واس کار زنگ زدم (توضیحات لازمه رو دادم)
- اکی هس 
+ فقط من n تومن می تونم بدم 
- اما من n+1 تومن کار میکنم با این قیمت نمی تونم بيام 
+ اکی مشکلی نیست . پس چرا رو فرم زدین توافقی!؟! الان مینویسم  n+1 
شما ها فرمم پر
مسئله ای که امروز با آن دست و پنجه نرم میکنم ، مسئله ی عشق یا فراغ نیست ، نمیگویم هم ای کاش آن بود و این نبود . همه ی شان به قدری درد آور است ‌ ، اما دردی که حالا بلای جان من شده ، دردی ست که از آوارگی می آید ، از بي تعاملی و بي هم زبانی . آوارگی فیزیکی آن قدر درد دارد که گاهی ترجیح میدهند خودشان را از بين ببرند .
 وقتی که من از او با آوارگی روحی حرف میزنم ، از بلاتکلیفی دوگانه و همه جانبه و او برای بار هزارم میگوید که استادی چیره دست تر از من در دامن ز
پلوس
پلوس که نام اصلی آن Axle Shaft است وظیفه‌ی انتقال نیرو از دیفرانسیل به چرخ را دارد. بيشترین مورد خرابي که در پلوس پیش می‌آید، پاره شدن گردگیرهای آن است. گردگیر پلوس قطعه‌ای است به شکل قیف که در انتهای پلوس قرار داشته از تماس عوامل آلاینده مانند گردو خاک و غیره با سر پلوس‌ها جلوگیری می‌کند. اگر گردگیر پلوس پاره شود آلودگی‌ها می‌توانند وارد سر پلوس شده و آنها را خراب کنند. پیشنهاد می شود همیشه در هنگام سرویس خودرو گردگیرها را ن
دانلود آهنگ جدید محسن یگانه بنام دریابم با بالاترین کیفیت










Download New Music Mohsen Yeganeh – Daryabam
ترانه , آهنگ و تنظیم: محسن یگانه , میکس و مستر: آرش پاکزاد
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …










 
متن آهنگ جدید محسن یگانه بنام دریابم :
دریابم یکم این منه راضی به کم باش عذابم بده من محاله چیزی بگم باش برنجون منو این منه بي گناهو بکش به زنجیر عشق این دل سر به راهو چشات که سمت من نیست حال خوشی ندارم اگه بذاری بری که وای به روزگارم و
گریه کردن هیچى رو عوض نمیکنه. چیزى که توى چند روز خراب شده، معلوم نیست درست کردنش چند سال زمان ببره، تازه اگه درست بشه.
منو ناامید کردى. فکر میکردم بزرگ شدى، فکر میکردم عاقلانه رفتار میکنى، بيشتر از اینا ازت انتظار داشتم. ديگه روت حسابى باز نمیکنم. واقعا دلم میخواست بمیرى و این چند روز ناپدید میشد.
تو فکر میکنى بزرگ شدى،میشینى واسه خودت رویا میبافى، اما زهى خیال باطل
گریه کن، گند زدى، گریه کن
واقعا بعضی ها را باید کشت!می گه فلانی شانس دارهحالا طفلک بابای فلانی مریضی صعب العلاج داره ها.میگم از مریضی باباش پیداست شانسش!میگه فقط بابای اون مریض شد آیا ؟راست می گه اینو. بابای این طفلک هم مریض است مدتهاست.منتهی،این خانوم که الان شاکی است از دنیا، یک شازده پسر تو زندگی اش بود، اوکازیون!حتی خواستگاری هم رفت و قر و قنبيلهای ناشتا منتهی، خود خانوم یک خبطی کرد تو همون دوران، انگاری بگی با یکی ديگه هم رویت شد، گذاشتنش زمین!خب بگو آخه الاغ! شا
اولین پستی که دارم میزارم .
 
الان تنها احساساتم مربوط به نتایج کنکوره که قراره  چهار شنبه اعلام شه
ولی من مطمنم که سه شنبه میاد
من واقعا میترسم ! اگه خراب باشه که احتمالش کم هم نیست یه سال ديگه باید ریاضی حل کنم !! باورم نمیشه . خدا اخه مگه من چه گناهی کردم ؟؟؟؟
ديگه واقعا الان امیدم تویی  ! نجاتم بده
 
.
 حال من دست خودم نیست، ديگه آروم نمی‌گیرمدلم از كسی گرفته كه می‌خوام براش بمیرمباز سرنوشت و انتهای آشناییباز لحظه‌های غم‌انگیز جداییباز لحظه‌های ناگزیر دل بریدنبازم آخر راه و حس تلخ نرسیدنپای دنیای تو موندم مثل عاشقای عالمتا منو ببخشی آخر، تا دلت بسوزه كم كممثل آینه روبرومه، حس با تو بودن مندارم از دست تو می‌رم، عاشق كن منو نشكن
با سلام
گفتم که دبير فیزیک داشتیم و از روی جزوه قرمز رنگش درس میداد و ما فقط مینوشتیم. نحوه درس دادنش اینطوری بود که میگفت تا من نگفتم کسی ننویسه بعد که تابلو رو با گچ پر میکرد میگفت بنویسید بعدش سریع هم میخواست پاک کنه و کلا ما بيشتر فکر این بودیم که بنویسیم تا عقب نمونیم و ديگه وقت سوال پرسیدن و یاد گرفتن نداشتیم. یه روز اومد تو کلاس و گفت دیشب خانمم گفته این مسله رو خراب حل کردی و اومد باز حلش کرد. یکی از بچه ها گفت تو هیچی بلد نیستی و بعد دعوا
بعد از مدتها دوباره برگشتم. ده روز نبودم. راستش تقریبا ۷ روز رو خونه نبودم. رفتیم کرج اولش و بعدش تهران و بعدش قم و بعدش برگشتیم خونه.
میدونم که الان میخاید بياید بگید عهههه چرا تهران اومدی به ما خبر ندادی که همو ببينیم. از کامنت های زیادی که این ده روز گذاشتید مشخصه چقدر محبوبيت دارم :)))
ولی خب انقدر همه چی تند تند بود که نمیشد قرار وبلاگی بزارم . حتی اولش قرار نبود تهران بریم . بعد قرار شد یه روز باشیم و صبح که اومدیم بریم قم فهمیدیم یه روز ديگه
وای وای وای که امروز عالی بوددددددددددددددددددمحمد عالی بودددددددددددددرسته الان رفتی و نیستی ديگه ولی خیلی خوشگذشت امروزززززززززززسر صب پاشدم که برم سر کار وقتی یادم افتاد که ساعت هفت رفتی همینجور که حاضر میشدم اشکمم میریختهی ارایشمیکردم باز اشکم میریخت و خراب میشد ارایشمگوشیمو برداشتم که بهت ویام بدم ولی دیدم صب بخیر نگفتی حتی نگفتی که راه افتادی اخه بهت گفته بودم تا راه افتادی بهم خبر بده نگرانت نشمولی هیچ‌پیامی نداشتم ازتبهت پیام
شهداء اینجا حتا معنای شهادت رو هم دارن خراب میکنن اینقدر دورو شدن که از شهادت هم واسه پیش بردن هدف شون استفاده میکنن!! لابد فکر میکنن ما بهم برسیم از شهادت جا میمونیم هه! این که ديگه ثابت شده اس که شما دلسوز ما نیستید! و ثابت شده اس که معنای شهادت رو هم نمیدونید! حالا اگر خیلی نگران عاقبت بخیر شدن ما هستید مثل همیشه! محض اطلاعتون باید بگم که ما با هم شهید میشیم تا شما بعضیا بفهمین که همین که خدا هست کافیه تا شما بعضیا بفهمین خداوند محبت است ، م
ما در این مقاله به بررسی تمام علت های  خاموش روشن شدن تلویزیون ال جی می پردازیم . طی چند سال اخیر ، شاهد  مواردی از  ضعف در طراحی و تولید محصولات ال جی بوده ایم . خاموش روشن شدن تلویزیون ال جی به این شکل دیده می شود که ، در ابتدا تلویزیون روشن شده و پس از نمایش لوگوی ال جی مجددا خاموش می شود . به این حالت ، در اصطلاح تعمیر تلویزیون reboot شدن گفته می شود.
معمولا در بيشتر موارد مادر برد یا مین برد دستگاه دچار نقص شده است . برای تعمیر  . باید به این نکته
چرا درس نمیخونی دختر؟ چرا به هدفت فکر نمیکنی؟ اصن به درک،انقدر درس نخون تا بترکی.
انقدر بيخیال و بي عار شدی که وقتی دیشب تو خوابت دبيری قبول شدی از ذوقت نمیدونستی چیکار کنی،یعنی خااااک
تا کی میخوای بشینی و به کوه درسای عقب افتادت نگاه کنی؟به خودت بيا دختره ی سر به هوا.
بخون بخون بخون بخون 
اگه نخونی شمعدونیا دق می کنن،پرنده ها آواز غمگین میخونن،گل های باغچه پرپر میشن،دنیات خراب میشه اصن.
دو هفته است تصمیم گرفته‌ام این فوق لیسانس لعنتی که دوسال وقت براش صرف کرده‌ام رو رها کنم و برم دنبال آینده‌ای نامعلوم. تو این مدت کتاب زبانای عزیزمو خریدم، یه مسافرت کوچولو رفتم و کلاس فوتوشاپ رو هم شروع کردم. همه‌ی کارایی که با وجود پروژه‌های سنگین دانشگاه فکر کردن بهشون غیر ممکن بود.
 قاعدتا الان باید خیلی خوش‌حال باشم ولی راستشو بخواین بيش‌تر ترسیده‌‌ام و یه روز درمیون هم پشیمون می‌شم.
شاید تصور کنید رها کردن درس یا کاری که دوستش ن
تا حالا شده
 یه ادمی رو در نظر بگیری که یسری ویژگی های اخلاقی مزخرف داره که تو رو متنفر میکنه . و تو مجبوری باهاش بسازی به هر جهت . 
یه مدت میگذره هم تو سعی میکنی باهاش کنار بيای
و هم حس میکنی این ادم انگار داره تغییر میکنه و انگار داره ادم میشه! 
دوباره یه مدت میگذره
حس مثبت پیدا میکنی نسبت به این ادم که نه انگاری این ادم داره اخلاقای گندشو عوض میکنه و تو هم سعی میکنی خوب باشی باهاش.
.
.
.
 اما دقیقااا 
یجایی که باهاش اوکی میشی و میری بزرگترین ل
مریضم.سه هفته س مریضم و دل درد و حالت تهوع و غیره دارم .غذا هم هیچی.سمیر میگه حامله شدی.خدا روشكر.خدا رو شكربهراد یه هفته س رفته سركار.كارش توی مترو تهران است.توكل به خدابعد از ماهها دوباره موزیك گوش میدمتنوع موزیكهام هم باحاله،سیاوش قمیشی و محسن چاووشی.شایدم زند وكیلی.تمامآخر هفته ها میریم طالقان و جمعه بعدظهر میریم مهرآباد خونه بابام .شبش هم جنازه میرسیم خونه.ببين چیه كه توی هفته استراحت میكنم.طالقان هم همیشه كار واسه انج
خیلی بهم ریختم امشب.خیلی.ولی خوبم الان.حالم بهتره.+گاهی وقتا یه حرفایی هرچقدر هم كه ساده باشه بدجور دل ادم میشكنه.خیلی دلم شكست امشب.اشك تو چشام جمع شد.ولی با وجود همه اینا یه خوبي كه وجود داشت این وسط این بودش كه ديگه مُرد واسه من.+امشب ارزو كردم واسه همیشه دور شم از این شهر.اونقدر دور شم كه دست هیچكس بهم نرسه. 
نمیتونم و نمی خوام مجبورت کنم بمونی
خودت مهمی چی میخوای
 ولی    لیمو     همه درارو نبند
این پستو  گذاشتم که بهت بگم نرو
دوستای من که میاین وبم بياین همه به لیمو بگیم همه درارو نبند
 
 
 
 
چه کنم خدا پشیمونش کنه   یا مثه من پریشونش کنه؟؟
 
 
لیمو بخدا تو شرایط بدی هستم اگرنه تا دوهفته ديگه هزار تا نظر جمع میکردم . ولی نمیتونم
تازه اگه فردا نتایجم خراب بااشه لیمو
حتما دو هفته ديگه سر میزنم . کاش باشی . تا یه سال دپرسم نزاری
فکر کنم آقاتمیزی رو بشناسید ديگه . قرار بود وقتی میاد ساختمان رو تمیز کنه ما براش ۲ تا لیوان چای بزاریم . ما براش یه فلاسک یک لیتری خریدیم . من اونو براش پر چای میکنم و با یه لیوان و قندون و گاهی چند تا بيسکویت میزارم .به لکه گریز بودن منم احتمالا واقفید. قضیه اینجاست که من مثلا هر دوماه لیوان های خودمونو با وایتکس میشورم . نمیدونم چجوری تمیزی از لیوانش استفاده میکنه که هر سری انگار یکماهه رنگ ریکا به خودش ندیده و من هر هفته مجبورم با وایتکس بشور
الان 2 روزه که بازی کامپیوتریم به دلایل نامعلومی خراب شده و بالا نمیاد و منم هرچی بازی رو پاک و نصب میکنم فایده نداره. حوصله هم ندارم ویندوز عوض کنم.
و در آخرین حرکت نمی‌دونم کی و چه موقع دستم به چه دکمه‌ای خورده ولی یه دفعه دیدم rosseta stone بعد از چند ماه اجرا شده. قشنگ لپ‌تاپم داره در نقش motivator عمل می‌کنه.
دوست عزیز چندین و چند ساله‌ام. می‌دونم نگرانی، خودم هم نگرانم دیگر اطرافیانم هم نگرانند :)) به هر حال قدردانی می‎کنم و تشکر می‌کنم بابت تما
نمیدونم دعای خیر کی بود که اتفاقی نیوفتاد .
هیچ وقت سوار ماشین شخصی ، آژانس  نشدم ،،، البته خیلی ها بهم گفتن آرام سوار ماشین شخصی نشیاا !
دیرم بود و مجبور شدم سوار ماشین آژانس بشم
از لحظه که من سوار شدم راننده آهنگ گذاشت ،، با خودم گفتم همه اهنگ میذارن عیبي نداره ، یه کمی گذشت  دوبار صدای آهنگ بلند کرد ،،با خودم گفتم ایرادی نداره حتما این آهنگ رو دوست داره
منم همین جوری بيرون داشتم نگاه میکردم به ماشیناو پیاده رو و آدم ها
نکته :دقت کردین
آرام باش. نترس. این من هستم.
 من تو را دیدم.
آن وقت که تکه تکه ات می‌کردند و تکه هایت را طوری کنار هم می چیدند که گویی هیچگاه تکه تکه نشده بودی و تو لبخند میزدی و من شعر می خواندم.
من تو را دیدم.
وقتی که گیسوانت را به بدرقه ی باد حراج کرده بودی و فریاد میزدی کسی قاصدک ها را ربوده است.
وقتی که درد، پنجه می کشید و چشمانت در آرام ترین اقیانوس ها غرق می شدند؛ دیدم که قلبت را بين سطرهای شعر جا گذاشتی و هیچگاه پی اش نیامدی
وقتی که دستم را می فشردی و میخوا
سلام ماجرای واقعی که یکی از دوستان ساکن یزد برایم فرستاده بدون دخل و تصرف خدمتتان نقل می‌کنم:
((دل به یار و سر به کار ))
روایت یک داستان واقعی!!
چند روز پیش کیف مدرسه ای پسر و دخترم رو دادم برای تعمیرات. نو بودند ولی بند حمایل و یکی از زیپ های هرکدوم خراب شده بود.کاغذ رسید» رو از تعمیرکار تحویل گرفتم و قرار شد یکی دو روزه تعمیرشون کنه و تحویلم بده. دو روز بعد، حدود ساعت ۱۱ شب برای تحویل کیف ها مراجعه کردم
ادامه مطلب
سلام ماجرای واقعی که یکی از دوستان ساکن یزد برایم فرستاده بدون دخل و تصرف خدمتتان نقل می‌کنم:
((دل به یار و سر به کار ))
روایت یک داستان واقعی!!
چند روز پیش کیف مدرسه ای پسر و دخترم رو دادم برای تعمیرات. نو بودند ولی بند حمایل و یکی از زیپ های هرکدوم خراب شده بود.کاغذ رسید» رو از تعمیرکار تحویل گرفتم و قرار شد یکی دو روزه تعمیرشون کنه و تحویلم بده. دو روز بعد، حدود ساعت ۱۱ شب برای تحویل کیف ها مراجعه کردم
ادامه مطلب
خب:))قراره عصر حدود ساعت 8 بریم سمت فسا:)خداروشکر مادر بهتره،قرص و اینا دکتر داده و حالش رو ب بهبودیه:))بابام امشب رفت اصفهان کار داشت.من اتاقم همچنان بهم ریخته اس اما قهوه خوردم و الانم بلند میشم جمع و جور میکنم کامل و بعدش یا میخوابم یا میرم لباسامو میشورم! (ماشین لباسشویی خراب شده)و اینکه فردا باید لباس جمع کنیم و کارامو بکنم ک عصر برم دنبال دینا کلاس زبان  و ازون ور ديگه بریم:)خاله مامانمم با بچه هاش اونجان و این ینی نوه کوچولوش محمدطاها هم ه
مردم میخوابن که استراحت کنن، من میخوابم که تو خواب سوالای فلسفی طرح کنم :||
تو خواب دیشبم با چند تا از فوامیل :| که کاملا رندوم و بي ربط انتخاب شده بودن زدم به کوه و بيابون و کاملا بي هدف هر جا که جاده خراب تر بود،اون میشد مسیر ما:/
بعد ماشینو پارک کردیم وسط جاده وتصمیم گرفتیم پیاده بریم و از وسط زمین کشاورزی های گِلی رد بشیم.
وسط راه خسته شدیم و تو گٍل ها خوابيدیم و بسی کیف کردیم.
بعد انگار که به مقصدمون رسیدیم فهمیدیم روزه ایم و باید افطار کنیم ول
می تونم تو یه لحظه تمامت رو بالا بيارم. می تونم تو چند ثانیه باز عاشقت بشم. تو روی یه خطی که می تونم فوتت کنم این ور خط یا اون ور خط. یه طرف اوج ددگی و یه طرف ماورای دل تنگی .تو همونی بودی که می گفتی می تونی با یه دکمه احساساتت رو خاموش کنی . حالا می گی همش توی ذهنتم؟! مگه من دکمه نداشتم؟! پس چرا دکمه لعنتیم برات خراب شد؟!آفتابگردون زرد من. من؛ یه آدم عوضیم. انگار که گشتام رو توت زدم؛ شاید همه کوچه هات رو ندیدم اما بناهای معروفت رو دیدم. ديگه نمی خوا
اینکه میگن "شما عزمتون رو جزم کنید و تلاش کنید، اونوقت تمام کائنات بسیج میشن تا تو مسیر درست رسیدن به خواسته‌هات قرار بگیری و برسی بهشون" ؛ خواستم بگم دقیقاً زمانی‌که  اطمینان داشتم همه‌چی داره درست پیش میره و مشکلی نیست‌ و دارم به خواسته‌م میرسم همین کائنات زدن کار رو خراب کردن.
 
 
 
 
 
+به درجه‌ای از معرفت رسیدم که اگه همه‌چی خوب پیش بره نگران میشم.
به پهلو دراز کشیده بودم، پشت به بخاری بگی‌نگی توی خودم جمع شده بودم و کف پام رو چسبونده بودم به پایین بخاری. انگشت اشاره و وسطی رو روی زمین عمود کرده بودم و داشتم باهاشون یه چند تا حرکت‌ رقص پا رو می‌رفتم. یکی از انگشت‌هام به‌جای یه بار ضربه، سه بار می‌زد و رقص به هم می‌ریخت. بعد اومدم یه حرکت ديگه رو بزنم ولی چون انگشتْ پاشنه و پنجه نداره بي‌خیالش شدم. 
برای چندمین بار توی چند ساعت پیش حواسم رفت سمت حرف‌هاش. گفته بود یکی از دلایلی که باهات
تا شنبه نمیام .
باز گریه کردم ،،، نمی دونم یه ذره حالم گرفته بود خانمه برگشت بهم گفت چرا اینقدر دپرسی چی شده ؟ 
تا این جمله رو گفت ذهنم رفت سمت  همون نرسیدنِ ،،،، واقعا چرا نشد چرا خرابش کردم ، چرا زحمات چندین سالم نتیجه نداد چرا خراب شد :((
غذا  زهر شد برام نفهمیدم چی خوردم !
دست چپ ام درد گرفته که میدونم عصبي هست و وقتی ناراحت میشم درد میگیره:(
#جالبه خلقت خدا تا گریه میکنم چشمانم و صورتم قرمز میشه ،،، به این دید نگا ه میکنم که دوست نداری هیچ وقت
برگمان بيشتر از اون که بخواد در جای یک رئالیسم داستان خشن مواجهه با با مرگ رو روایت کنه در جایگاه یک رویا پرداز با این مسئله روبرو میشه.
توت فرنگی وحشی از معدود کارهایی هست که نمیتونم بگم خوبه یا بد چون بيشتر از سواد منه و کاملا فرمالیستی باید بهش نگاه کرد اما اگه بخوام اثر رو با هیچ چیز ديگه ای تو دنیا مقایسه نکنم فیلم در زدن حرف خودش برای مخاطب عام مشکل داره.
به عنوان یک بيننده انتظار دارم تمام ابعاد شخصیت اصلی -پرفسور- برام قابل فهم باشه که ن
پکیج  دیواری بوتان
در بعضی مواقع امکان دارد پکیج روشن نشود  که برای رفع این مشکل  باید برق دستگاه را بررسی کرد و اگر درست نشد باید مشعل و سیم کشی پکیج را تعمیر کنید.
همچنین ممکن است پکیج  دیواری بوتان  در حالت آب گرم به صورت  ی روشن شود، که دلیل این امر ممکن است فشار گاز نامناسب، خراب بودن دود کش، گرفتگی سوراخ‌های مشعل و تنظیم نبودن فاصله مشعل و الکترود جرقه زن باشد.
در هنگام استفاده از پکیج دیواری بوتان ممکن است شاهد یکسری  نوسانات د
آلن دوباتن یه دیدگاه جالبي تو کتاب سیر عشقش نوشته بود. میگفت این اختلاف هایی که جوون ها با خانواده هاشون پیدا میکنن، بخشی از برنامه ای هست که هدفش بقای نسل انسانه . یعنی بچه ها بزرگ که مشین و ادعای استقلال که میکنن، در نهایت اختلاف با والدین و اون جمله معروفه "کی میشه من از این خراب شده برم؟! " همه  اینها، برای این تو وجود انسان گذاشته شده که به فکر تشکیل قلمرو و خونه زندگی مستقل خودش بيفته. بره تشکیل خانواده بده و بعد خودش فرمان روایی کنه!
از مذکر های
عصبي
کله شق
یک دنده
لجباز
بچـه
خودخواه
مغرور
جاهل عرف پرست
خودشیفته مامانی
بي ملاحظه
بدم بدم بدم بدم بدم بدم بدم میاد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
:|

پ.ن : اینا رو که میبينم میخوام خفشون کنم :| دلم میخواد قاتل شم !
پ.ن2 : اینا رو که میبينم میگم خدایا اینم جنس بود تو افریدی ؟ :|
پ.ن3 : اینا رو میبينم میگم خاک تو سر اون دیوانه ایی که به اسم سازش داره تورو تحمل میکنه و تهشم به خودش بابت این صبر
بي انتهاش افتخار میکنه :| مثلا چند سال زودتر پیر و چروک میشه :
داشتم همینجور پستای جدیدتون رو میخوندم گفتم یه پست بزارم که وبلاگم ديگه کم کم داره میپوسه
شاید باورتون نشه ولی انقدر از قبولیم مطمئنم که حتی الان که رتبه ها هم نیومده ویس پزشکیا رو گیر اوردم نشستم گوش میدم =// داغون تر از اون اینه که پاورشون هم میبينم =|| و از اون داغون تر اینه که جزوه هم مینویسم =/ و حتی از این هم داغون تر اینه که جزوه م انگلیسی و با وسواس عجیبي مینویسم =//// و از همه ی اینا داغون تر اینه که از رفرنس های مختلف حتی مطالب اضافه هم وارد
کاش باورم  را خراب نمی کردی  باورت کرده بودم ، دل به دلت دادم  بي هیچ  عهدنامه ای  دلم میخواست  دوستیمان ناب باشدخاص هم باشیم بي هیچ دست درازی به مرزها بي هیچ آرزوی محالمهم نبود در کدام جغرافیاییمو  شهرهایمان اقلیمی متفاوت داشت یا نه  مهم نبود  آسمانمان  ابری بود  همین که بياد هم بودیم  فاصله ها  را شرمنده میکردیم آسمانمان آبي  و هوای دلمان ، بهاری میشدمراقب دلت بودم مراقب دلم نشدی .
میگن خدا خیلی وقتها ما رو تو یه سری شرایط قرار میده صرفا برای اینکه واکنش ما رو ببينه. ببينه که بعد از قرار گرفتن تو اون شرایط حالمون چطور میشه. حالمون خراب میشه یا بي تفاوت از کنارش میگذریم. چقدر باید جون سخت بود که تو اوج جوونی نسب به بعضی چیزها که مهم ترین چیزهاست ریلکس باشی. چقدر باید توکلت زیاد باشه تا به خودت توی آینه بگی من به خدا اعتماد کردم پس اکی هست. و بعد لبخند بزنی دوباره بلند شی و سعی کنی با نشاط ادامه بدی. 
گاهی اوقات زندگی خیلی سخ
سفر اولم به شمال اونم رامسر شاید بيست سالگی یا بيست و دوسالگیم بود اون وقتا گوشی اندرویددو یا سه بود و من یه نه چندان عالیشو داشتم سفر کاروانی بود و چندتا ازدوستام همراهم
 دوست داشتم عکسای قشنگ داشته باشیم و طبيعت سبز و بارونیش با عکسا یادگاربمونه برام.
کیفیت گوشی بچه ها بهتر بود و خواستم گیرنده عکسا باشن ساحل سنگی و بارون و لباسای خیس شدن خاطره من از اولین شمال زندگیم 
برگشتیم و عکسا رو گرفتم بخاطر نبود سیستم و خراب شدن رَم گوشی عکسا از بين
امروز یكشنبه 12 خرداد 98 است و در استانه تعطیلی 14و15 خرداد و تعطیلی عید فطر 98 و یعنی باقی هفته تعطیله.قرقی پیدا شد.سه شنبه بردنش و شنبه بعدش پیداش كردن توو كن سولقون.بدون باطری و وسایل داشبورد.باطری خردیدیم عوارض شهرداری رو دادیم خلافی ها رو دادیم و پول جرثقیل تا پاركینگ سرستاری كنار بازار گل و ماشین رو گرفتیم،حدود 1.6 میلیونتومان خرجمون شد.10 روز بعدش جمعه صبح هم شیشه 206 رو شكوندن .كلافه بودیم و رفتیم واسه شیشه طرشت و قفل كاپوت.بعدش رفتیم
عفاف و تقوا بر زن و مرد هر دو واجب است و بي‌عفتی بر هر دو حرام،  اما خراب شدن حصار تقوا، زن را بي‌دفاع و مرد را بلا‌مانع می‌سازد.
.
استاد شهید مطهری، یادداشت‌ها، ج ۱۱، ص ۵۲۳ .
⭕️ کانال رسمی بنیاد شهید مطهری»
@motahari_ir
http://eitaa.com/joinchat/4195942404C5f2dd99752
ای هدهد صبا به سبا میفرستمت// بنگر که از کجا به کجا میفرستمت
حیفست طایری چو تو در خاکدان غم// زاینجا به آشیان وفا میفرستمت
در راه عشق مرحله قرب و بعد نیست// می بينمت عیان و دعا میفرستمت
هر صبح و شام قافله ای از دعای خیر// در صحبت شمال و صبا میفرستمت
تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب// جان عزیز خود به نوا میفرستمت
ای غایب از نظر که شدی همنشین دل// می گویمت دعا و ثنا میفرستمت
در روی خود تفرج صنع خدای کن// کائینه خدای نما میفرستمت
تا مطربان ز شوق منت آگهی دهند
بسم الله
درسم تو فامیل یک بود
هم راهنمایی هم دبيرستان مدارس نمونه درس خوندم
چند ماه مونده بود به کنکورم عروسم کردند و من که کلی ذوق و شوق داشتم برای همسرم و همه انرژیمو قبل از اون ذخیره کرده بودم برای شاهزاده رویاهام
کلا از درس کنده شدم و همش دنبال همسرم بودم
کنکور دادم رتبه ام عالی نشد اما خیلی بدم نشد
میتونستم یه رشته نسبتا خوب تو دانشگاه دولتی قبول شم
اما همسرم اصلا نذاشت انتخاب رشته کنم گفت یا تربيت معلم یا هیچی
یک سال پشت کنکور موندم تو ا
ببار  ابـر  بهار  ،  اینجا  سراب  استبپرسی حالِ مـا ، خیلی خراب  استبه  تاکستان   اینجا ،  رونقی  نیستزساقی هم بپرسی ، او بخواب استزمانی  باده  در خم ، رونقی داشت!کنون در جمع ما، قحطِ شراب استولی  ساقی  خمی ،  در  گنجه   داردکه عمری پشت پرده،درحجاب استبيــا   دردی کشِ  میخانـــه ها  باشکه  رنــدان  بلاکش را صواب  استشرابِ  هفت  سالـه  ،  جان  ببخشدرقیبِ   بي بدیلِ ،  جامِ   آب   استبزن  جامی ز می ،  از  غم  حذر کنکه دنیـا  بعدِ می ، مثلِ  
ره‌نشان هم ماجرایی شده، 
انبوهی از دغدغه سرمان خراب کرده و گوشه‌ای نشسته و با اعوان و انصار رسانه‌چی‌اش، به ریش نداشته چند دانشجوی فنی احتمالا از همه جا بيخبر می‌خندد.
واضح است که ابرقدرتِ ابرکمال‌خواه شریف، آنگونه بزرگمان نکرده_که شاید اصلا بزرگ نکرده_ که ساکت بنشینیم و بگذاریم حریف‌های قدر در زمین قمار مراحل بالاتر و وصل شدن به فلانک و بهمانک بتازند!
بعد از ریسمان الهی، به هر ریسمانی چنگ می‌زنیم تا ردپای مورچه‌ای جلو بيفتیم و به آن
دیدین چطور کلی از زمستون گذشت،چطور این ترم تموم شد،دی که رفت یادم اومد چطور خودمو از کتاب خوندن عقب کشیده بودم،جز کتابای درسی دست به هیچ کتابي نزدم و راستش زیاد به خودم بابت امتحانا سختی ندادم هنوز نتیجه ی تنبلیام نیومده و نمیدونم چه کردم من هنوز امیددارم که اتفاق خوبي قراره بيوفته اما از تایمش اطلاعی ندارم،خیلی کارا انجام دادم،از دیدن ح.ه و آشنایی با م.آ و و ونوشتمشون ازم رمز نخواین من خجالت میکشم.
به زودی قراره استارت یه کتاب رو بزنم که حس
متن آهنگ بزار برو
تو خوب بودی هیچ شکی نیست میخوای بری خب حرفی نیست ديگه بهونه نیار بروخاطرات زود از بين میرن حرفاتم که بي تاثیرن پس معطل چی ایحالم از وقتی‌ رفتی‌ مثل آسمون گرفته داغونه داغونههوا هم که با ما قهره انگار پره باد و تگرگ و بارونه بارونهدل من هواتو کرده میون این همه ویرونی ویرونیتوی این شهر شلوغو تاریک مثل من ديگه داغون نیستتو خوب بودی هیچ شکی نیست میخوای بری خب حرفی نیستديگه بهونه نیار بذار خوب تموم شه زودتر بذار بروخاطرات زود
    
   
  
توو خونه ما اینجوریه که غروب ، طرف داره از گرسنگی میره توو کُما ، ولی حاضر نیست یه تی به خودش بده و بره یه لقمه نون و پنیر بخوره.
منتظر میشن یکی  از سرکار  بياد و گشنش باشه، سفره پهن کنه تا بيان و از گشنگی نجات پیدا کنن! این مطلب رو بسط بدید به تقریبا کل اعضای خونه :|
 
یکی ديگه از آپشنای خونه ما اینه که به کسی پول دادی ديگه تقریبا باید قید پولتو بزنی :| به طور مثال شما میگی مودم خراب شده من مودم میخرم ولی هزینه ش رو تقسیم کنیم و همه هم
بالاخره بعد دوساعت گریه كردن و با سه تا ادم مختلف حرف زدن تونستم به خودم بيام الان ديگه بهش فك نمیكنم اولش كه با زهرا حرف زدم خیلی خودمو كنترل كردم ولی نشد بعدش فائزه زنگ بيست دیقه هم لا اون گریه كردم بعدش شفق پی ام داد ی ی ساعتم با اون حرف زدم گریه كردم گفت كه میاد پیشم گفتم نه نیاد  خیلی باهام حرف زد از خواب بيدارش كردم ولی چون حالم بد بود هیچی نگفت خیلی اروم شدم الان ارومم حالمم خوبه بریم كه به زندگیمون ادامه بدین اصن گور بابای همچی
تعمیر پکیج ایران رادیاتور
در هنگام استفاده از پکیج ایران رادیاتور ممکن است دستگاه  با مشکلاتی مواجه شود که بر طرف کردن آن بسیارمهم و ضروری می‌باشد. در بعضی مواقع ممکن است پکیج  خود به خود روشن شود بدون اینکه شیر پکیج باز شده  باشد که در این حالت باید بررسی کنید آیا فن خودش به تنهایی روشن می‌شود یا اینکه با  مشعل روشن می شود.
 بعضی مواقع نوسانات آب در هنگام روشن شدن پمپ آب باعث یک تحریک در فوسوئیچ دستگاه می‌شود و این امر باعث روشن و خاموش  ف
سلام
امروز ب صورت اتفاقی در مغازه یکی از قاریان ممتاز شهر یکی از بهترین وعاظ و اساتید شهر و بهترین دوستم رو دیدم.آقا سیدعلی حسینی
از گذشته پرسیدمشاورم بود
براش توضیح دادم
گفت بعد از حل مشکل یه شیرینی به مذاق آدم می چشانن که اون سختی فراموش میشه
من چیزی نگفتم 
فقط فکر کردم به حرفش
من خودم ساختم یا خودم خراب کردم؟
نمیدونم چرا ولی با دیدن سید کلی فکر و سوال توی ذهنم شکل گرفت
چرا؟چرا؟؟
نزدیک صبحه.بعد از روزی سنگین و خسته کننده باز خواب ندارم
ا
مدتی بود که احساس میکردم مثل قبل نیست. خیلی خوب کار نمیکرد، میدونستم یه چیزیشه ولی هی خودمو به اون راه میزدم، نه من به روی خودم میآوردم نه اون، ولی میدونستم یه چیزیشه.
یخچالمونو میگم!
 مریض احوالیشو میشد از شیرهای ترشیده، میوه های کپک زده و نون سنگکای بيات شده توی فریزر فهمید، تا اینکه پنجشنبه دل رو زدیم به دریا و دکتر آوردیم بالا سرش.
دکتر گفت این از تو برفک داره، باید تا شنبه صبر کنید که برفکاش آب بشه. حضرت آقا گفت ما تا یه ساعت ديگه برفکا
دلایل ابجاد صدا در پکیج رادیاتور
از دلایل دیگری که می تواند باعث صدا در پکیج ایران رادیاتور شود و سوابق ما این موضوع را نشان داده موارد زیر می باشد:
• فشار نا مناسب گاز
خراب بودن شیر ماژوله
خراب بودن برخی از اورینگ ها و سوپاپ شوفاژ ها
• وجود هوا در مدار گرمایش
• استفاده از رادیاتور های نا مرغوب
• اجرای گرمایش از کف بصورت اشتباه و یا با لوله بي کیفیت
• محیط نا مناسب نصب پکیج
پکیج رادیاتور را از فروشگاه های معتبر خریداری نمایید و از داشتن
همینکه رسیدیم ، مستقیم رفتیم هتل. آسانسور خراب بود و همسرم که حاضر نبود اجازه بده پیشخدمت هتل زحمت چمدونمون رو بکشه ، واسه ش آیه لا تزر وازرة وزر اخری رو خوند. در حالیکه پیشخدمت اصلا متوجه آیه نشد و با چهره متعجب به ما نگاه میکرد ، خود همسر با مشقت تا طبقه سوم چمدون رو آورد بالا. در اتاقو وا کردیم و با دیدن اتاق خنده رو لباش خشک شد. فهمیدم که بخاطر من ناراحت شده. ولی چیزی نگفتم. چادرمو برداشتم و با همون لباسام در چمدونو باز کردم و شروع کردم وسایل
بعد از شش روز گوشی رو تحویل گرفتم . مشکل از باطریش بود ولی متاسفانه موقع تعویض باطری تاچ گوشی خراب شد . ديگه با تعویض باطری و تاچ 700 تومنی هزینه گذاشتن رو دستم . اومدم خونه کمی با گوشی ور رفتم دیدم ای داد گوشه ی چپ بالای ال سی دی لک افتاده . تا صبح رنگش بيشتر و بيشتر شد . ظهر با یارو تماس گرفتم گفت  دلم خوش بود ال سی دیش سالمه . بيار درستش کنم . هیچی ديگه قرار شد فرداش ببرم . شب با گوشی کار میکردم که دیدم گوشی مثل یه تیکه آجر داغ تو دستم حرارت میده . حرا
دیشب یکی برام تاروت گرفت،برای من و باب
عجیب بود که همه چی عینا همون بود تمامش و من نمیتونم اینو به چشم اتفاقی بودن بگیرم!
مدتی از هم دور بودیم یا اینکه از اینکه روابط به خاطر پیشنهاد از بين برن میترسیم،بچه بازیامون و در اخر اینکه نمیتونیم مال هم باشیم.
تمامش خوب بود و لذت بردم که حقیته ولی اینکه اگر باهم باشیم به گوه زده میشه عذابم داد.
دگرگونم کرد.
حالمو خراب کرد.
نمیدونم باید چیکار کرد.
و اصلا کاری میشه کرد؟
نمیدونم.
فقط دوسش دارم و هیچی نمیدو
حالت که خراب شد به هر دلیلی! رو بقیه خرابش نکن
بشین نویس. یه عالمه هرچی به ذهنت میرسه.  حتی بد و بيراه بعدم همه کاغذارو پاره کن بریز دور!
اگه خوب نشدی برو بيرون ترجیحا پارک راه برو راه برو راه برو
اگه بازم نشد یه جا پیدا کن و با خدا داد و بيداد کن هرچی فریاد داری بزن خدا مهربونه به دل نمیگیره ترکتم نمیکنه حتی محکمتر بغلت میکنه
گریه کن
یه جایی خلوت کن و با خدا حرف بزن یا سر سجاده یا با یه موزیک بي کلام
گفتم موزیک بي کلام وقتی حالتون خراب
دانلود آهنگ جدید کامران مولایی عوض شدی
Download New Music Kamran Molaei – Avaz Shodi
پخش بزودی – دمو آهنگ اضافه شد

کامران مولایی عوض شدی

متن آهنگ عوض شدی از کامران مولایی
 
کی به جای من اومد که ديگه لبت دوست دارم
نمیگه نمیبينی خراب توام
کی هوامو برده از تو سرت میرسه
دیر به دیر خبرت بابا من هنوز عاشقتم
پخش این موزیک زیبا از کامران مولایی دانلود از لینک بالا کلیک کنید
 
امروز پشت دستمو داغ میکنم که هیچ بسته پستی رو غیر پست مرکزی به هیچ جا نفرستم !!
به هیچ جایی غیر از پست !!
نمیدونستم تیپاکس های مناطق ديگه بد مسیرن ! بخدا نمیدونستم 
نمیدونستم دوستام رو اینجوری به جای اینکه خوشحال کنم ناراحت میکنم
الان بغضم بعد از یکربع ترکید ':(((
خدایا منو ببخش !!
خدایا توبه میکنم بخدا توبه میکنم !!
خدایا من نمیدونستم باعث ناراحتی دوستام میشم':(((
خدایا غلط کردم اصلا ! غلط به معنای واقعی کلمه!
خدایا منو ببخش ':(((
خدایا به خداوندیت ق
۱. بهش میگم اینجوری نگام نکن، خجالت میکشم! میگه خجالت چرا؟! میگم خجالت نکشم یعنی؟ میگه نه! قبل از اینکه لبام تا بناگوشم کش بياد میگه خجالت مال یکی دو بار اوله! :/ (ناهار نپخته بودم! :دی ) ۲. اینکه رامبد جوان ممنوع‌التصویر شده نشون میده آزادی تو این مملکت موج میزنه! ۳. میگفت اتفاقا کار درستی کردن! من خوشحال شدم ممنوع‌التصویرش کردن!! اون که میره بچه‌شو اون‌ور دنیا متولد میکنه و از قضا ضرری هم به هیشکی نمیزنه میشه آدم بده، اون‌وخ تویی که تا دیدی ته
از گرفتاری های خدمت سربازی یکیش اینه که خودت که گرسنه ای و و هیچی بلد نیستی بماند باید بلند شی بری اشپزخونه وبرای چند گشنه ی ديگه شام تدارک ببينی
جالبتر از اون اینه که یکی هم ازت یه بار نمیپرسه که بلدی تا حالا غذا پختی همشون ازت انتظار دارن اونجا نقش سامان گلریز رو بازی کنی با اون امکاناتشون
اونا چیکار میکنن هیچی اون مسول شبه با یکی ديگه که ریلکس تو اتاقشون دراز کشیدن در کمال ارامش منتظرن که شام بياد البته با سفره ی کامل که اون خودش یه بحث جدا
اگه علی خدا نیست بگید خدای ما کیست


اگه
علی خدا نیست بگید خدای ما کیست
ديگه
ساقی به غیر از علی شیر خدا کیست
بزن
جام و بریز مِی که دل یاغیه امشب
در
مِیکده باز و علی ساقیه امشب
هوای
تو دلم رو زد و دیوونه تر کرد
حالا
باید چجوری با دوری تو سر کرد
مِی
و جام و طهورا زیر ناودون طلاته
در
مِیخونه ی عشق جلو ایوون طلاته
زدم
دلو شکستم یه قلب ديگه ساختم
یه
روز به ساقی گفتم به تو قلبمو باختم
اگه
رِندم و مستم یه عمره دوره گردم
هزار
دفعه پریدم دوباره برمیگردم
به
خدا رو شکرهنوز یک سالم تموم نشده، زائر امام رضا شدم.بابام اولین بار دانش‌‌آموز دوم دبيرستان بود که تونست بياد زیارت امام رضا.اونم شب‌های قدر که سرنوشت سال آدم رقم می‌خوره.در ضمن، از مسئولان حرم که جامهری‌ها را اندازه قد من ساختند،‌ تشکر می‌کنم. خیلی خوبه که به فکر سرگرمی ما کوچولوها هم هستید.  بچه‌های بزرگتر با مهرها، برج می‌سازند. من بلدم برجشان را خراب کنم. من بلدم مهرها را تکی تکی بياورم بيرون بگذارم روی زمین،‌ بعد دوباره اونا رو بذ
سلام دوستاندر چه حالید.؟حوصله ی مطالعه ی یه مقاله ی آموزشی موسیقی
ديگه رو دارید یا نه؟یه مقاله ی فوق العاده درباره کلیات موسیقی؟
خوب بزارید امروز براتون کلیات موسیقی رو خیلی روون توضیح بدیم.تا هر جا
میرید یه کسی حرفای قلمه سلمبه میزنه تحت تاثیر قرار نگیرید
میزان چیست؟
به جمله ی موسیقیایی کهه از نظر زمانی با بقیه ی جملات آهنگ برابری داره
رو میگن میزان.میزان ها قابل شمارش هستن. یعنی چی؟ مثلا تا حالا شنیدین
فلان آهنگ شیش و هشته .یعنی شی
S دوست صمیمیِ منه، و اتفاقا خیلی هم دوست دارم ک ارتباط خیلی بيشتری باهاش داشته باشم، اما معذب ام (چقد امروز از کلمه معذب استفاده کردم) ک بخوام بهش بگم خراب کردم در نتیجه بهش گفتم خوب دادم و هرچی اصرار کرد ک کارنامه:/ بفرست پیچوندم و جوری این دروغ لنتی رو پیش بردم ک فک میکنه ديگه امسال قبول ام پزشکی کلی هم گف وای همکار شدیم ایول چقد خوشال شدم شیرینی مارو کی میدی و منم با ذکر خاک تو سرت با استیکر جواب میدادم.اون جلبکی ک تو گروه پرسیده بود دکتر میش
یا هر بار از کنار نرده‌های سبز دانشگاه اصفهان رد بشویم، باید تاکید کند: نگاه کن. کهنه فتنه از این جا شروع شده؛ از دانشکده‌ی علوم انسانی متشکر باش بابت تولدت!
بعد من فکر کنم: مثلا چه می‌شد اگر ۲۹ سال پیش از این‌ها خراب شده بود؟
و‌ امروز در عدم خودم  نوشِ نبودن می‌کردم
و نمی‌رفتم پای تخته‌ی یکی از کلاس‌های خالی‌اش منطق را به تمسخر بگیرم که: هیچ الفی ب نیست، پس هر ب‌ غلط می‌کند الف باشد و
فلان.
و درضمن، یک جسم می‌تواند همزمان در هفتصد مکان
امروز محی اومد پیشم حرفایی که فاطمه یکی از دوستای قبلنم که از صافی رد نشد بهم نشون داد:))
سردرد شدم از چرتو پرتایی که راجبم گفته بود و سعی داشت ذهنیت بهترین دوستمو نسبت بهم خراب کنه و خودشو خوب جلوه بده
باورم نمیشد کسی که یکسال دائم پیگیر کارام بود و بهم میگفت تنها و بهترین دوستشم اینجور کاریو بکنه
میدونین من همیشه سعی کردم حقیقتو بگم حتی اگر برام بد بشه ولی خیلی از اونایی که باهامن اینقد ک من صادقم صادقو راستگو نیستن
حالا میفهمم چطور چند نفر
بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است-اقایان در
غرب به این نتجه رسیدند که میبایست – پروژه روش درک ی بنیادین  ایران تهیه کنند- حال سئوال این است با کدام
روش -  به این سئوال پاسخ نمیدهند
ونمیتوانند پاسخ بدهند ولو هزاران دکتر درغرب گرفته باشند- بزگترین اشتباه علمی
وی  ما این بود که باارتباط باغرب
مسائل علمی  ما حل میشود- وفکر نمیکردند
ت بردانشگاه  انها چنبره زده است-
دانشگاه هاروارد چهل مغازهای اطراف خودرا موردتوجه اقتصادی قرار
1.سال ۸۷ بود که دیپلم گرفتم (حالا نشینین حساب کنین که من چند سالمه ها) و تو خونمون رسم بود که هرکی دیپلم گرفت براش گوشی بخرن! همون سال واسه تولدم این گوشی رو خریدن:
تقریبا چهار سالو خورده ای، بيشتر از اینکه ازش استفاده کنم ازش مراقبت کردم که مبادا خراب شه، آخه هم اولین گوشیم بود هم کادوی تولدم! اما خب بالاخره خراب شد و هرجا بردیمش برا تعمیر گفتن درست بشو نیست و بندازین دور! منم گفتم حتی اگه هیچوقت هم روشن نشه همینجوری خودشو یادگاری نگه میدارم. ت
از چهارده مه 1948 می رسم به جنگ داخلی لبنان، فالانژها، سازمان آزادی بخش فلسطین، امل، علی ناجی، حنظله، صبرا و شتیلا، مستند متولد اورشلیم و عبد طنطوریه» رضوی عاشور که مهندسی را رها کرد چون ساختن خانه هایی که خراب کنند چه فایده می کند؟
عبد گفت: به خودم گفتم  پسر! فقط دو انتخاب داری. یا در علوم رزمی مهارت پیدا کنی که آن وقت به فدائی تبدیل می شوی یا در قانون مهارت پیدا کنی که اولا از مکان محافظت می کنی، امنیتش را تامین می کنی و بعد با خیال راحت طوری ک
چند وقت پیش خانۀ معروف چندین سالۀ آقای میم را خراب کردند. از پنجره نگاه می‌کردم. انگار اتفاق غریبي افتاده بود. ظاهرِ همیشه متفاوت خانۀ آقای میم، (آن‌طور که قدیمی‌ها می‌گفتند) فرو ریخته بود و خاک و گل و آجری مانده بود که بين همۀ خانه‌ها مشترک ست. موضوع ساده‌ای بود که هرچه بيشتر فکر می‌کردم برایم عجیبتر و پیچیده‌تر و مصادیقش گسترده‌تر می‌شد.
انتخاب بدی کرد !! زینبُ میگم !! بزارین بعد مدت ها در موردش حرف بزنم !! اگر قضاوتِ بعدا تصحیح میکنم، اگر اشتباست بعدا متوجه میشم ولی میخوام دقیقا همین الان بعد خوندن این کتاب و حسی که در این کتاب تجربه کردم در رابطه با زینب بگم .
عزیزانی که این کتاب خوندن میدونن از صفحه ی 300 به بعد دکتر برویر از زندگی تکراری همسرش عر میزنه و میخواد یه جوری از زندگی خودش فرار کن و با دختری که عاشقش شده زندگی کن .نیچه در این مسیر هلش میده به سمت جلو . به دکتر برویر م
هوالمحبوب
یه جایی خوندم بعضی از ما فرزندان ناخواسته‌ی خداوندیم، اون لحظه کاملا درک کردم که نویسنده چه غمی رو تجربه کرده وقتی این جمله به زبونش اومده. حالا دو سه روزه که حالم شکل عجیبي به خودش گرفته، تا حالا توی این سی و یک سال، نشده بود که بي خبر از خونه بزنم بيرون، تا حالا با مامان قهر نکرده بودم، تا حالا زنگای مامان رو رد نکرده بودم، حالا اما سه روزه باهاش حرف نمی‌زنم، هیچ حسی بهش ندارم، پر از خشمم و دستم به جایی بند نیست، پر از بغضم و این ا
رویت و مشاهده زیر خودرو پس از چند ساعت توقف آن است. در بيشتر مواقع بعد از شستشوی موتور خودرو توسط کارواش محل روغن ریزی نمایان میشود, اگر خودروی شما بالای ۸۰ هزار کیلومتر کارکرده است، منبع ذخیره روغن هیدرولیک خودرو را چک کنید. ۶۰ الی ۷۰ درصد روغن ریزی دارد. این نشتی می‌تواند از مخزن، از پینیون فرمان ماشین، از فشنگی هیدرولیک و یا شیلنگ فشار قوی هیدرولیک (به دلیل پوسیدگی) اتفاق ‌افتد!دقت کنید روغن ریزی از کدام طرف خودرو هست. چپ یا راست کاملا شر
دانلود دوبله فارسی انیمیشن Ralph Breaks the Internet 2018نام: رالف خرابکار 2 (رالف اینترنت را خراب میکند) | ژانر:ماجراجویی، کمدی | انتشار: 2018زبان: دوبله فارسی + انگلیسی | مدت زمان: 01:53:25 | زیرنویس فارسی: داردمحصول کشور آمریکا | امتیاز: 7.4 از 10خلاصه داستان:قسمت دوم رالف خرابکار، شش سال بعد از وقوع اتفاقات قسمت اول رخ می‎دهد. رالف” و ونلوپ” که حالا به شدت باهم خو گرفته‌اند، ردیاب یک WiFi را پیدا میکنند که آن‌ها را به یک ماجراجویی جدید میبرد …
twin rozblog
رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: بدرستی که از علامات قیامت آن است که مردم نماز
را خراب می‌کنند، و از شهوات پیروی می‌نمایند، و تمایلشان به سوی هوای
نفسانی است، مال را بزرگ می‌شمرند، و دین را به دنیا می‌فروشند. و در چنین شرائط و موقعیّتی، همانطور که نمک در آب حلّ می‌شود، دل مؤمن و اندرون او آب می‌شود و حلّ‌می گردد؛ چون منکرات را در برابر دیدگان خود می‌بيند، و قدرت تغییر و اصلاح آنها را ندارد.»
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب