نتایج پست ها برای عبارت :

تجربه خوبه درد داره اشتباهای یه آدم

دیروز خانمی زنگ زد دفتر و گفت با رییس کار داره ، رییس مثل همیشه نبود 
بهش گفتم ایشون تشریف ندارن و خانمه گفت بهشون بگین کریمی زنگ زد و گفت با این شرایط من نمی تونم کار کنم براتون 
گفتم برا چه کاری صحبت کرده بودید؟ 
شغل من !!
خیلی ناراحتم، به پولش احتیاج داشتم و دارم .کاش من يه سال دیگه هم اینجا کار کنم 
کارش خوبه، ساعت کاریش خوبه، جاش خوبه، حقوقش خوبه . چرا آخه؟!!!!!!!!!!!!
بیشتر کار کنم؟ يه کم کندم این رو قبول دارم ولی این که بره پی نیروی جدید رو قبو
از وقتی که یادم میاد آرزوم بود برم کلاس رقص و دیگه وقتی جایی میرم که همه میرقصن، نگم که من بلد نیستم و فقط بلد باشم دست بزنم :| 
امروز صبح اولین جلسه رو رفتم و میتونم بگم از بهترین تجربه های زندگیم بود. همش يه لبخند از ذوق روی لبم بود. مربیمون هم ماشالله انقدر خوشگل و خوش اخلاق و مهربونه و همه چی توی کلاسش خوبه که قشنگ حس میکردم سیندرلام که يهو تونستم همچین حس قشنگی رو وسط زندگیم تجربه کنم :)
چقدر چیزهایی خوبی توی دنیا وجود داره که ما هنوز تجربه ش
خیلی خوبه که این زندگی همیشه حرف جدید برا گفتن داره ، خوبه که میتونه تغییرت بده، یادت بندازه همه مث هم نیستن و میشه باهمین تفاوتا همویگرو خیلی خوب درک کرد خیلی خوب.
چیزايه زیادی از این سه شب مداوم حرف زدن با يه هم اتاقيه خوب دستگیرم شده
چیزایی که باعث شدن تاثیر مهم کلمات رو دوباره و واقعی تر لمس کنم
که این کلماتی که فل بداهه از ذهن و زبان تو میگذرن چه تاثیر زیادی میتونه تو  طرف مقابل و اطرافیانت بزاره ،این مسئولیت توعه که بدونی چه کلماتی و چه ن
۱. Bonding time [+حیف هیکل به این قشنگیت نیس؟] [+ :*يهویی] + آب بازی با شلنگ:دی
۲. حس هوس کردن يه کتاب شعر با احساس [کسی پیشنهادی داره؟] + هوس ازین عینکا کردم که دور چشاش نی داره نوشیدنی دور میزنه توش:دی
۳. حس و حالم خیلی خوبه خدایا شکرت بابت همه این روزای خوب ♥ [ماشاالله]
هرکی این پستو خوند يه قول بهم بده اینجا یا تو يه دفتر شروع کنید
يه لیست بنویسید که هر سطرش با این کلمه شروع شه:
چقدرخوبه که.
چقدر خوبه که میتونم هنوز بخندم وبخندونم:D 
چقدر خوبه که خانوادم رو دارم
چقدر خوبه که کلی دوست باحالو دوست داشتنی دارم;) 
چقدر خوبه که کودک درونم هنوز شیطونی میکنه:P 
چقدر خوبه به آینده امیدوارم:) 
چقدر خوبه که
شما بگید؟
بیاید قدر خوبیاوداشته های زندگمونو بدونیم:) 
قطعا غم ودغدغه وجود داره ولی تمرکز روی نکات مثبت وداشته
و يه دستگاه سونوگرافی اینجاست 
که خوبه 
فست نه هااا
و يه آقای ۱۷ ساله اینجاست 
که خدا می دونی دیشب نصف شب چجور گاز داده که واژگون شده و خورده به حفاظ های بلوار 
و الان نگاش می کنی قیافه ش قابل تشخیص نیست بس که ورم داره جفت پاهاش ران هاش آسیب دیده و دستش و فکش :/ 
این دستگاه اینجاست و این آقا تا واحد سونوگرافی جابجا نشد! 
و این چیزها ذوق داره :) 
و این ها پولهای مملکته که تو جای درستش خرج شده! 
دیروز تنها فامیلمون که اینجاست خونمون بود  . درمورد اینکه احتمال داره خونمون بره شهر دیگه ای باهاش صحبت کرد مادرم و  فامیلمون که من عمه صداش میکنم گفت گلی پیش ما بمونه قدمش سر چشم . دختر بزرگشم که کلاس ششم دبستان خیلیی خوشحال شد دوس داره پیششون باشم و خب این خیلی خوبه که منو دوس داره و از اینکه 1 سال پیششون زندگی کنم خوشحال شده :)خب خدا رو شکر دل نگرانیم از این بابت رفع شد . نیاز به کرايه و اینام نیس دیگه چون از شرکت ر اینا میگو میارم براشون که يه
تجربه کالج متینگنارسالی از اعضای گروهدوستان اولا خواستم بگم که کالج متینگن در شهر متینگن و ایالت Nrw قرار داره . وقتی وارد سایت میشید دو زبان آلمانی و فکر کنم برزیلی وجود داره .برای ترم winter ددلاینش  14 june هست . ❌❌❌اما نکته مهم اینه که اولویت پذیرش از آمریکای لاتین هست و اگر جایی باشه به سایر دانشجویان خارجی هم پذیرش میدن .

ادامه مطلب
بماند که اینهمه روانشناسی خوندم با دل و جون ولی پول ندارم مطب بزنم. سر همین قضيه اومدم تو یک شرکتی که کاملا بی ربقطه به رشته ام دارم کار میکنم با ماهی یکو هفتصد و پولی که میاد جمع نمیشه. و اینها بماند.
بماند که حالا خودمو راضی می کنم که پسر خیلیا هستن که کار ندارن. امنیت روانی که سر ماه ی حقوقی ریخته میشه براشون رو ندارن. بماند.
بماند که باز میگم عوضش کاری که می کنم نیاز به مهارت هایی داره که من اگه این رشته رو نخونده بودم بلد نبود.
بماند که با ای
کُلی حرف داشتم واسه نوشتن 
از اولین تجربه دندون پزشکیم تا مرگ يه مرد مهربون دوست داشتنی
هر دفعه که اومدم و تایپ کنم به این فکر کردم حالا رفتی دندون پزشکی که چی به مردم چه ربطی داره که تو رفتی دندون پزشکی بعد همین طور خودمو قانع میکردم که دیگه نیاز نیست همون قدر ریز مثل سابق بنویسی
کُلی کار ریخته سرم (مثل همیشه)
کُلی سختمه برنامه ریزی کنم که حد و مرز نداره
طبق برنامه ریزی پیش رفتن حس خوبی داره اما بهم ریختن برنامه ریزی بسیار تا بسیار ناراحت کنن
فاطمه خانوم اومده خونمون
واسه تمرین حفظ قران
ايه ۶۱ سوره بقره است.
بودنش واسه منم خوبه
مرور میکنم.
چند ماهه دیگه به سن تکلیف میرسه، اگه پولم برسه واسش يه چادر مشکی میخرم، خیلی دوست داره.
البته فکر کنم مامان باباش زودتر براش بخرند.
وردی، جادویی جنبلی جهت خوب شدن حال هوا، اگه سراغ دارید خریداریم :|
یعنی بابای ما رو درآوردم.
قشنگ هی از طبقه‌ی دوم به حیاط، نیم ساعت فوقش کاشتن بذر و این چیزا، بارون، دوان داون همه‌ی وسایل رو جمع کردن و دویدن به طبقه‌ی دوم.
نیم ساعت بعد هوا خوبه
و دوباره همه‌ی اون سطر مذکور تکرار می‌شه
نیم ساعت بعد هوا خوبه
و دوباره.
خدایا، به این بنده‌ی بدبختت رحم کن :((
کم کم دارم عادت میکنم به لیلا ،به دغدغه هاش، حساسیتاش، احساستش 
تنها چیزی که الان یکم فقط يه قدم میتونه عقبم نگه داره اینکه
آیا اونم همینقدر حوصله خرج میکنه پايه حرفام؟
نمیدونم ، این يه نکته رو میزارم تو يه گوشه ذهنم و بقول خودم منتظر نتیجه میمونم
میتونه تبدیل به يه دوست خوب بشه خوبه خوب
اگه به من بگن بعد از معدن سخت ترین کار چيه می گم دست شویی رفتن تو آپارتمان :/
شما تصور کن يه طرف اتاق خوبه يه طرفم حال و همه هم دقیقا نشستن :/ خوب گلاب به روتون چطور کارشو کنه خو.
تصور کن گلاب به روتون شماره دو داشته باشی خوب اونم صدا داره آبرو و حیثیت واسه آدم نمیمونه :/
دست بردار . . .
نمی دونی واسه زخمای کهنه 
يه وقتایی چه قدر سرپوش خوبه
× چرا آدم وقتی توی حماقتشه نمی فهمه چه قدر احمقه ؟
× نتیجه چی هستیم؟ باز خوبه که آدمیزاد موجود عجیبيه. شاید شبيه يه سوسک سرسخت که به این راحتیا نمی میره!
البته شایدم شبيه زنبور یا يه لیسه ! یا هر جونور دیگه ای که سخت می میره با اینکه بهش نمیاد
× فقط خودم می تونه زخمامو التیام ببخشه. اینکه همه زندگی من حماقت هام نبوده .! 
× جالب تریش می دونید کجاست؟ اینکه ما اینقدر میخوایم خارجی و
سلام
روزها اینقدر گرمه ولی باید وایساد باید با تمام حرف و حدیثا جنگید باید ربات تموم بشه باید پرینتر ساخته بشه باید کانال تحویل گرفته بشه و
این روزا کارم فقط دویدنه  فقط دارم میدوم امروز به خودم اومدم دیدم صبح تا ظهره نشستم بگذرم
ولی تا روتخت بیمارستان بودم به این فکر کردم که دیدی حاج ممد دیدی مردنم زیاد سخت نیست يهو يه بشکن  و یاعلی  ولی کاری که عوض داره گله  چی چی نداره مام گله نداریم شکری خدا
تا چن وقت مجبورم شبا تنها باشم ولی خب  یاد
حدود ۲ سال و نیم هست که با همسرم زیر يه سقف زندگی میکنم، تواین مدت تجربه های تلخ و شیرین زیادی داشتم.
یک سال و نیمِ اولِ زندگیم، تلخیِ زننده ای داشت که بعضی از دوستام در جریانن.
تلخی ای که اگه تجربه ی الانم رو داشتم، حتما خیلی خیلی شیرین تر می گذشت.
بخاطر همین میخوام يه سری از تجربیاتم رو بنویسم،تا هم خودم استفاده کنم هم شاید به درد کسی خورد.
*پست طولانيه و حالت مشاوره ای داره،اگه نخواستید میتونید نخونید.
ادامه مطلب
سلام دوستان
 من يه دختر 23 ساله هستم، لیسانسم گرفتم، حدودا 2 ماه پیش يه پسر که از آشنایان دور ماست و منو داخل مغازه پدرش دیده بود اومد خواستگاریم، ایشون فوق لیسانس جامعه شناسی داره، 27 سالشه و کارمند دولته با حقوق ماهی 3 میلیون تومان، چهره خوبی داره خانواده خوب و نجیبی هم هستند، وضع مالی شون خوبه.
با اجازه خانواده هامون چند جلسه ای برای آشنایی بیشتر همدیگه رو دیدیم، اخلاق و رفتارش رو پسندیدم ، پسر مهربونيه، روابط اجتماعیش قويه، اهل مطالعه هم ه
چیزی نمیتونم بگمحسم خوبه
حداقل الان که دارم مینویسم حالم خوبه
امسال قراره بهتر از سال های قبل باشه،هرسال همین طوره!ولی خب,میگذره همه چی و ماهمیشه داریم به جای زندگی کردن توی اَکنون،توی آینده ای که همش وعده یِ آینده تر رو بهش میدیم،زندگی میکنیم.
کاش بتونیم امسال اَکنون خودمون رو بسازیم.
بهارمون سرشار شادی :)
بزرگی که روزگاری در جایی زندگی کرده، می گردند ببینند چی از خودش بجا گذاشته.
تخت و تاج
اسلحه و لباس
قصر و کاخ
بنا و ساختمان
شکارگاه و مطبخ
ابزار و وسایل شخصی
معشوقه ها و دوست و رفقا
و.
تنها یادگاریی که از هفده هیجده روز حضور خانم فاطمه معصومه سلام الله عليها در قم وجود داره《بیت النور》محل عبادت ایشانه.
-حرم که خوب مزارشون هست-
يه خانم 26 تا 28 ساله مجرد اینقدر عزیز که میشه نیست مگه بخاطر بندگیش.
خوبه زائرین قم به اینجا هم سری بزنن.
جفری بعد از اینکه برگشت، چند روز خسته و گرسنه بود ولی خب داشت بهتر می شد. ولی دوباره در عرض یک روز کلی وزن کم کرد و همه بیماری هاش يه صورت خیلی شدیدی نمایان شد. دامپزشکش گفته بود خیلی دیگه دوام نمیاره و داره درد میکشه. از امروز تعطیلات زمستانی مدرسه شروع شده و قرار بود، امروز ببرنش پیش دامپزشک که بهش آمپولی بزنه و همه چی تموم بشه :(
دیروز صبح که من می خواستم بیام دانشگاه با جنی حرف زدیم و دیدیم که جفری حالش خیلی بده و از دیروزش هم اصلا غذا نخورده
سلام 
من پسری ۱۸ ساله هستم، مشکلات زیادی با پدر و مادرم دارم، کلا خیلی بد باهام صحبت میکنن،  مخصوصا بابام، اصلا احترامی قائل نیست، هر موقع که دلش بخواد بهم میگه تو عقل نداری و اگه آدم بودی .
این مال حرف زدن عادی ایشونه، وقتی عصبانی بشه هر تحقیر و توهینی به آدم میکنه، مثل تو هیچی نیستی، به هیچ دردی نمیخوری، هیچ . نمیشی و این ها. بعدش انتظار داره هیچ اعتراضی هم نکنی، در صورتی که من وقتی به هم سن و سال هام نگاه میکنم واقعا پسر بدی براش نبودم، نه
هو العزیز
1. لازم نیست در هر موردی نظر بدی، هرچه کمتر نظر بدی کمتر هم قضاوت می کنی
2. لازم نیست حتی در مورد اطرافیان ت، کاری رو که به نظرت میاد خوبه رو یادآوری کنی. اگه ازت نظر خواستن بگو. بذار آدم ها در حیطه خودشون راحت باشن و با سلیقه خودشون پیش برن. حتی اگه به نظر تو يه تغییر کوچیک بهترش میکنه (دعوت عمو)
  
   
ملت کی میخوان بفهمن وقتی به من پیام میدن و سین نمی کنم
یعنی دوس ندارم سین کنم
لازم نیست بیان اس هم بدن که برو فلان کوفت رو چک کن
بهمان درد رو چک کن
اومده پیام داده فلانی واس تولدت فلان چیزو استوری کنم؟
قبلا يه بار گفتم نمیخوام اصلا کسی استوری و اینا بذاره
بعدم الان انتظار داره مثلا چی جوابشو بدم ؟
وای آره خوبه دستت درد نکنه خیلی خیلی ممنونم؟
خدایا من چرا انقدر در همه زمینه ها ریدم
اگه بی منته دیگه گفتنش چيه؟
بعد میگین مثبت درمورد شون فکر کن و ف
یکی از تصمیمات مهم زندگیم قطع ارتباط با آدم های سطح پایینه مثلا همین دوستم مها !
وقتی که گفت به من پراید نمیاد ,اصلا عمرا پشت پراید بشینم ,کلاس نداره, با احساساتی که خدشه دار شده بود با خنده بهش گفتم اره به تو پراید نمیاد ,وانت بار یا نیسان آبی میاد(خیلی چاقه)

از وقت نشناسیش هم بسیار ناراحتم اینکه من حاضر میشم میام دم خونشون ولی میبینم هنوز حاضر نشده و باید پشت در منتظر بمونم از خودم میپرسم چرا باید این دوستی ادامه بدم?
عمر این دوستی هم داره سر م
نتایج امسال هم اومد.یکی از فامیلمون يه دختر داره که امسال سال دوم کنکورش بود.این سال کنکور من هنوز ده دقیقه از اعلام نتایج نگذشته بود که زنگ زد به مامانم رتبمو بپرسهحالا الان مامانم گیر داده که باید براش زنگ بزنم رتبه دخترشو بپرسم.کلی براش حرف زدم که الان اون مامانش بی فرهنگ بوده دخترش چه گناهی داره و اگه خوب شده بود تا الان خبر میداد خودش.حالا جالب اینه که امسال به خاطر امکانات بیشتر!اومدن شهر ما و کلاسی که شخم نزده باشه نبود.خوبه اقلا بفهمن
 امروز روز تولد من است.
من ۲۴ ساله شدم، به همین آسانی.
مجرد هم هنوز هستم، مثل خیلی از بلاگران هم سنم.
و حالا از این متن به بعد:
ولادت حضرت معصومه (س) هم هست.
روز دختران هم هست.
روزتون مبارک دختر خانم های عزیز.
در کل مصادف شدن روز تولدم با ولادت حضرت معصومه(س) و روز دختر به نظرتون خوبه یا نه؟ یا.؟
به نظر من روز تولدم با روز تولد حضرت معصومه(س) یکی شده، برام خیلی خوبه.
در کل برای روز تولدم شاد و خوشحال باشید.
انتخاب نوع کیک اینترنتی با خودتون، در کل هر
دلم واسه صدات تنگهخیلیم تنگه !برا تو که فرقی نمیکنهفقط محض قرار دل بی قرار من زنگ بزن و تا برداشتم بگو:عه ! اشتباه شده ! اشتباه گرفتم شماره رو!بعد اشتباهی يه شب تا صبح حرفای اشتباه تر بزن که من فقط گوش کنم صداتو.که مرهم‌ بذارم رو زخم دلتنگیام،که آروم کنم دل بی تابمو.باور کن چیزیم نیسمن حالم خوبهخوبه خوبکنار اومدم با همیشه نبودناتفقط.دلم واسه صدات تنگهخیلی تنگ!دلم برای صدات ان زمان که میم مالکیت در انتهای آن می گذاری تنگ شده دلم برای صدای ن
امروز تمومش کردم دیدم کار کرد گفتم حیفه این دستاورد ملی رو با شما به اشتراک نذارم 
خیلی خوبه به درد میخوره نه روزانه بیشتر بین ما مهندسااااا زیاد کاربرد داره :)
نام ؛مدار اسیلاتور نوسان ساز 

شوخی کردم خیلی هم سخت نیست طراحی این مدار ولی خب از،شما که توقعی نیست که از این سر در بیارید فقط اگه دوست داشتید لطفا بگید به نظرتون این مدار از رو شکل همین  ( قیافه)  به نظرتون چند؟ 
بسم الله الرحمن الرحیم 
امتحان راه خطرناک 
يه بنده خدایی می گفت:
آدم هم سواحل آنتالیا بره هم کربلا و مکه مدینه
می گفت آدم هر دوتا را ببیند درستش را انتخاب کند
این حرف نسبت به انتخابی بودن راه درست درسته
البته اگر خطری متوجه انسان نشه
اگه در همون لحظه خوشگذرانی در سواحل آنتالیا عذاب به سراغ تون نیاد خوبه
ولی يه سئوال دارم
اگر کسی خودش رو تو باتلاق بیاندازد بعد بگه برم امتحان کنم ببینم خوبه یا بد تا بعد انتخاب کنم شما به عقلش نمی خندی نمیگی
سلام
بعد از مدت ها خودم رو مجبور کردم بنویسم.هرچقدر که تونستم و از هر چیزی که به ذهنم اومد.
از همین حالا هم خسته شدم! اونقد حرف ننوشته و نگفته دارم که کلا قر وقاطی شده ذهنم ولی خب میشه نوشت کم کم.و از همین الانم هم بنویسم باز خوبه موضوع جدید دیگه اضافه نمیشه به نگفته ها
ده روزی میشه که داداش رفته تهران برای کارش و خب کار پیدا کرد و موندگار شد. دو سه روز پیش هم چمدون وسایلشو فرستادیم براش و این روزا هممون دلتنگشیم. این هم يه مرحله زندگی ما سه تا بو
با سلام
دوست دارید در زندگی چه چیزهایی رو تجربه کنید؟ میتونید در نظرات یا در وبتون بنویسید.
من .
1. زندان انفرادی رو تجربه کنم. (اسم زندان: زندان الکاتراز که تو دریاس یا اقیانوس)
2. نبرد با خرس در جنگل یا قطب
3. شکار نهنگ با نیزه در اقیانوس
4. سورتمه سواری و داشتن چند گرگ+ يه گرگ پیر
5. گلادیاتور بشم.
6. کارگری
# تا الان فقط مورد 6 رو موفق شدم.
یاعلی
دانلود آهنگ جدید محسن یگانه بنام دریابم با بالاترین کیفیت










Download New Music Mohsen Yeganeh – Daryabam
ترانه , آهنگ و تنظیم: محسن یگانه , میکس و مستر: آرش پاکزاد
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …










 
متن آهنگ جدید محسن یگانه بنام دریابم :
دریابم یکم این منه راضی به کم باش عذابم بده من محاله چیزی بگم باش برنجون منو این منه بی گناهو بکش به زنجیر عشق این دل سر به راهو چشات که سمت من نیست حال خوشی ندارم اگه بذاری بری که وای به روزگارم و
بسم الله الرحمن الرحیم
هیچ موفقیتی راحت و ساده به دست نمیاد
سختی داره
تحقیر شدن داره
باورت نکردن داره
قرض و بدهی بالا آوردن داره
اما من تصمیم گرفتم موفق بشم و میشم
خدا به دعاهای من جواب میده و من را سخت کوش قرار میده
انقدر سخت کوش و قوی تا به چیزی که میخام برسم
من موفق میشم
چون قوی هستم
موفق میشم چون انگیزه دارم
انگیزه ی من خانواده ام هست
بخاطر سربلندی خانواده ام باید موفق شم و میشم
بسم الله مهربون :)
دلم میخواد استاد پاتولوژی کنارم باشه، بگیرم بکشمش رو آسفالت بلکه کمی دلم خنک شه. آخه بی انصاف مگه زبان اصلی درس میدی که زبان اصلی امتحان میگیری؟ خب من زبانم خیلی قوی نیست، بلدم ولی نمیتونم جواب بدم ~_~
يه کیسی داده بود گفته بود يه خانوم جوونه که سابقه درمان با کورتون داره، حالا مفصلش ورم کرده، قرمز شده، درد داره، در همه ی جهات حرکتش محدوده، نمیتونه تش بده، تب هم داره! تشخیص و اقدامتون چيه؟
اولش فکر کردم نقرس داره، بعد فکر
دو زوج کانال نویس رو می خونم که از طریق وبلاگ با عشقشون آشنا شدن، یکیشون بعد از ۵ سال،الان دو ساله که با هم ازدواج کردن و زوج دیگه هنوز موفق به ازدواج نشدن:)
انقدر عشقشون زیباست و انقدر عاشقانه همو دوست دارن که ذوق می کنم از خوندنشون*__*
چه خوبه که میان تو کانال قربون صدقه ی هم میرن، چه خوبه که متن های خوب و عاشقونه برای هم می نویسن:)
چقدر سخته حتی تصور این که ۵ سال،۳۶۵کیلومتر از عشقت دور باشی.
نوشته بود الان که فاصلمون شده دو وجب، هر صبح خدا رو شکر
اگه این سوال رو ازم بپرسید میگم بستگی داره.
يه روزهایی که میری تو پیله ی تنهاییت و نمیخوای کسی کنارت باشه، غربت خوبه. روزهایی که با شهر و فرهنگش آشنا میشی خیلی خوبه، مثل يه دنیای جدیده که هی کشفش می کنی و تموم نمیشه.
اما نگم از بقيه ی روزها
روزهایی که مریض میشی و همسرت هم سرکاره و کسی نیست برات سوپ داغ بیاره و ازت پرستاری کنه روزهایی که دلت خونه ی بابا رو میخواد و نمیتونی بری، فقط زل میزنی به تقویم و روزهای ندیدنشون رو میشماری. روزهایی
یاحکیم
بچه هاااا
طاقچه طرح گردونه گذاشته
اگ نرم افزار طاقچه رو دارید که هیچی، اگ ندارید نصب کنین
خیلی خوبه
اینطوريه که يه گردونه رو میچرخونیم، بهمون میگه اون روز چی برنده شدیم
روز اول بوف کور رو بهم هديه داد (البته ای بوکش رو دیگه)
روز دوم (امروز) سه ماه اشتراک کتابخونه همگانی شو:))

باز هم برای کسانی که ایبوک میخونن البته:)
کتابخونه همگانی طاقچه:
این مدليه که مثلا ماهی 10 تومن میدید، کتابهایی که تو کتابخونه گذاشتن و میتونین دانلود کنین، بعد از
سلام شاید باور نکنی اما خیلی خیلی خسته شدم .خسته که میگم منظور م خستگی جسمی نیست واقعا از لحاظ روحی خسته شدم دلم يه تغییر میخواد یادم میاد يه بزرگی گفته بود هروقت چیزی خواستیداز امام زمان بخواید منم الان با این خستگی درد دل میکنم من خیلی وقته فقط نفس میکشم علائم حیاتی خوبه مثل ساعت کار میکنه.من راه علاج میخوام من خسته میشم وقتی میبینم چطور به من وزندگیم لطمه زدن والان راحت دارن زندگی میکنن و به رخ من میکشن .من چیکار کنم با این درد بزرگ به خدا
یک خبر خوب از دانلود فیلم سامورایی در برلین به شما بگم
این فیلم زیبا طرفداران بسیار زیادی داره
و میشه گفت در نوع خودش بی نظیره
سامورایی ها به مردان شجاع ژاپنی میگن که از الگوی خاصی تبیعیت میکنن
این تبعیت می تونه همه جور باشه
خبری که بهتره بدونید اینه
فیلم سینمایی سامورایی در برلین هفته اول خود را با فروش میلیاردی شروع کرد و با ادامه این روند میتواند به عنوان یکی از پرفروشترین فیلم های سال 98 شناخته شود و با توجه به اینکه  ژانر طنز در ایران با
از آخرین باری که اینجا نوشتم ۶ ماه میگذره و با خوندن چار تا پست قبلی فکر کردم چه خوب، که اولین باره راضیم و دلم نمیخواد واسه بازم نوشتن نوشته های قبلیم رو پاک کنم.
منی که الآن اینجام سه ماه داخلی رو پشت سر گذروندم و مث این زخم و زیل و تیر خورده های تو فیلما جا خوش کردم تو ذهن خودم. تو نوشته های قبلیم از سخت بودن جراحی و روان نوشته بودم و چه میدونستم چی پیش رومه؟:))
حالا دارم فکر میکنم که واسه بار هزارم این رو تجربه کردم و با تموم حرفایی که تو همین م
من دارم برمی‌گردم.گردم من بر دار.تو داری کابوس .کابوس تو داره.دار.مثل آخر کلمه‌ی خنده‌دار.وقتی رسیدم هنوز زنده بود.يه نفر از پشت در پرسید یعنی می‌خواهی بیایی تو؟و من گريه‌م گرفت.گفت توالت کمی پایین‌تره.و من دارم برمی‌گردم.قول بده ای‌بار کورتاژ موفقی خواهیم داشت.اول میشه چشمامو در بیاری؟من تب دارم.تو تب داری.تو یک بدبختی که توالت‌ها هم نمیذارن بری اونجا گريه کنی‌.من تب دارم.من دارم دری رو می‌بینم که يه باد هلش می‌ده.تو تب داری.تو يه احم
سلام
برای یک شب اومدم خوابگاه.هوای اینجا بر خلاف شهر خودم خیلی خوبه.لاقل شب های خنکی داره.اینجا کسی رو نمیشناسم دیگه و از کسایی که هم میشناسم دوری میکنم.
دیشب کم خوابیدم و از صبح زود بیدار شدم تو راه بودم و بعد هم کلی راه رفتن و راه رفتن.زینب رو بعد یک ماه دیدم و حرف زدیم از همه چیز و بیشتر از اینده.حرص خوردیم که امسال تنها میره تهران و من هم نیستم باهاش که با هم همه جا رو بگردیم.
صبح که میخواستم راه بیفتم دلم راضی نبود.پر از حس بد بودم بابت این
امروز با میم رفتیم تا زیتون. بار تحویل بگیریم.هنوزم وقتی ک هست منو یاد کاف میندازه . اخه بدجوری با اسمش کافو اذیت کردم قبل ماه رمضون. خیلی. جوری ک میخواست آتیشم بزنه. وقتیم بهش گفتم شبو خونشون رفته بودیم کم موند بمیره ولی خب حالا اونیکه مونده میمه. نه کاف.میم بد نیست. برای انجام هرکاری از جون مايه میزاره تا ما خسته نشیم. برای تحویل بارها گاهی باهاش میریم میشه خرخاکی ولی هیچی نمیگه. تازه هربار کلی خوردنی میخره هی بهش میگیم نمیخااد اقا جون میگه م
آیا از چاقی رنج میبرید، اگر جزو افرادی هستین که ازچاقی رنج میبرید و دوست دارید تا لاغر شوید من به شما پیشنهاد میکنم که به گروه ما بپیوندین.
گروه کاهش وزن تلگرام گروهی هست که برای شما علاقه مندان به کاهش وزن و تناسب اندام ایجاد شده است و شما میتونید با بهره گیری از تجربیات افرادی که کاهش وزن رو تجربه کردند به تناسب اندام برسید.
البته گروه کاهش وزن تلگرام یک مدیر با تجربه هم در زمینه لاغری داره که میتونید با مراجعه به ایدی تلگرام مدیر هم سوالات
امشب عروسی یکی از دوستان پدرم در یکی از شهرستان های لرستان دعوت بودیم عالی بود اهنگاشون رقصشون اخلاقشون هنه چیز فرای تصوری بود که از شهر همجاورم و از قوم لر داشتم بیشتر از همه از اهنگاشون خوشم اومد عالی بود.
اوضاع زندگیم خوبه همه چیز خوبه ولی حالتای روحی خودم گاهی خیلی بهم میریزه.
چند شب پیش عروسی دوستم بود يه خانمی توی هتل مدیر بخش خانم ها بود منم عینک نزده بودم لنزم نداشتم نشناختمش فرداش فهمیدم همون خانم استاد کامپیوترمه که تالارم برای هم
هیچکدومشون برام معنی نداره . عید ؟  حالا هر عیدی باشه . تجمع و خوشحالی بابت این روزها و ایام کلیشه ای اصلا برام جذابیتی نداره . دور هم بودن . خانواده . اقوام . فامیل . که چی بشه آخرش . که وقت تلف بشه یا این که فکر کنیم مثلا سال نو شده ؟ مگه نمیشه هر روز سالو خوش بود ؟ دور هم بود ؟ همش تکرار تکرار تکرار . تنها خوبی که تعطیلات داره اینه رفقای صمیمیم هستن و میشه 24 ساعت رو بدور همه آدما دور از شهر لعنتی بریم بیرون جایی جز خودمون 4 نفر هیچکی نیست .
سلام سلام صد تا سلام خوبین خوشین عزیزان ؟ منو عشقامم خدا رو شکر خوبیم جاتون خالی سفر رامسر بهمون خوش گذشت درسته يه کم بی حال بودم ولی در کل مسافرت خوبی بود امروزم وقت دکتر دارم تصمیم گرفتم دکتر علی امیری رو انتخاب کنم دکتر خوب و شوخيه امیدوارم که عمل خوبی باهاش داشته باشم فسقل مامان هم که قربونش برم خوبه هر روز صبا باهاش حرف میزنم کنجد مامان؟ میدونی من تو رو خیلی زود حس کردم ؟ مثلا وقتی هنوز نمیدونستیم شما به زندگیمون تشریف آوردین زیر
  
  
اپیزود اول :
رفته بود یکی از نمایندگی ها و بعد از کلی راهنمایی که این چيه و اون چيه (که قبلا خودش همه اونا رو دیده بود) و راهنمایی که باید این کارا رو کنی فلان قطعات رو از روی يه ماشین دیگه باز کن بیار بذار روی این یکی ماشین برگشته میگه : " الآن باید سوییچ اون یکی ماشینم بیارم اینو روشن کنم ؟ " :| 
بهش میگم تو با کلید خونتون میتونی درِ يه خونه دیگه رو باز کنی ؟ :|
  
اپیزود دوم :
بهش میگم همه وسیله ها و کابلها رو جمع کن بریم نمایندگی ، برگشته داره
آقا دیروز دومین جلسه ای بود که یوگا رفتم.هر چقدر از احساس لذت و آرامش و خوشی دیروز بگم کم گفتم.یعنی حتی در تصوراتم هم نمیگنجید انقدر از یوگا لذت ببرم و کیف کنم.الان لحظه شماری میکنم برای فردا که بازم کلاس دارم.یعنی تو اون یک ساعت و نیم که حرکات یوگا رو انجام میدیم انقدر باید حواست به درست انجام دادنشون و تنفست باشه که اصلا به چیز دیگه ای فکر نمیکنی.نتیجه این میشه که وقتی میای بیرون تا آخر شب يه لبخندی رو لباته و فکرت آرومه و دیگه برات مهم نیست ک
شایدباورتون نشه اما واقعیت دارهکمتر از ۲۰ساعت پس از متن قبلی که گفتم قبل از خواب تصور کن اگه حتی.يه اتومبیل مبایعت نمودم.کمتر از ده تومن پول داشتم البت چندروز قبلش هم قرض گرفته بودم.خلاصه ادعای ثروت بالا ندارم(فعلا).اما محکم میگم در مسیر خوشبختی ام وجذب را قویا حس میکنم.شمام میتونی.بیا باهم این مسیر قشنگ رو بریم.واسه اینکه خسه نشیم؛تو مربی باش.خوبه؟۱ریال تا بینهایت هرچی دوسداری واسه دوستت کادو کن.این بازی جدیده بازی :قیمت عشقحاضری واسه دوس
چرا روی داشته هام تمرکز نکنم؟چرا به این فکر نکنم که اوضاع خوبه؟ اونقدر ها هم بد نیست؟ اوکی فشار هست سختی هست. اما من الان دارم زبون دوم رو یاد میگیرم دارم کار مفیدی تو دانشگاه میکنم و دارم برای ی کشور دیگه اقدام میکنم. اینا همیشه آرزوهای من بودن. پس چرا خوشحال نیستم؟ شاید چون ی به قول المانیا خوک درونی دارم که دوس دارم مدام سرزنشم کنه و نداشته هام رو ببینه. مدام وایستاده اون بالا و به اشتباهام نگاه کنه. ی روش خوبی تو کتاب سیلی واقعیت بود که میگف
میدونید همیشه يه نگرانی هست
که نکنه .
در هر مسئله ای
این نکنه ارام و قرار نداره جز با یاد خدا که هر چی خودش صلاح بدونه
همون حرف همون دستور العمل ازتو حرکت .
واقعا حتما دلیلی داره که يه همچین جایی خدمت میکنم !
شاید این هم جزئی از روند تایید باشه
اما میتونم بگم تمام فکر ذکرم اصلا اینجا نیست .
کارمو خوب انجام میدم طوری که جای حرفی نمونه
این چند مدت چقدر اتفاقات پشت سر هم میفته
همین بعد از ظهر بود که به دوستم میگفتم که اصلا قابل مقایسه نیست
اگر
امروز بهترم . مشکل خوابم تا حدودی حل شده . کتاب کوری رو شروع کردم جالبه . در حال حاضر دارم درباره git  يه سری تحقیقاتی انجام میدم . مثل همیشه با قدرت میرم جلو . دارم دوباره خودمو پیدا میکنم . شاید بیشتر اون حالات ناشی از خستگی بود که کاملا رفع شده . راستی دیروز رفتم دکتر و اونجور که حدس میزدم چشام ضعیف شده بود با شماره 0.5 خلاصه دیگه عینکی شدم . ولی خب خوبه دیگه حداقل حین کار مشکلی ندارم و اذیت نمیشم :) 
احتمال زیاد 20 شهریور هم برم دانشگاه . دل
من مث چیز ادا درمیارم. براى قوى بودن! براى مثلا قوى بودن. ادای آدمی که خیلی داره حال می کنه با اوضاع، وقتی بی نهایت ترسیدم. ادای آدمی که اعتماد به نفس خوبی داره، وقتی از شدت اضطراب حتی صدامم داره می لرزه. ادای آدمی که خوشحاله وقتی دارم دق می کنم و بغض به گلومه. ادای آدمی که خوشبخته، وقتی حسرت های تصور نشدنی ای تو ذهن و قلبش داره. چهره ام يه دختر بشاشِ بااعتماد به نفسِ مغروره، درونم يه دختر تنهای مضطرب که دلش می خواد بعضی از آدما گاهی بغلش کنن به
رشد کار : گزارش تجربه های شخصی در باره" آسیبهای اجتماعی" یا "روابط کار" -یا موضوعاتی که فصل مشترک این دو حوزه است - نمی تواند جای گزارشهای میدانی روشمند را بگیرد ؛ به خصوص آنکه این تجربه ها و تقریرشان در معرض تأثیر پذیری از احوال و اوصاف تجربه گران و موقعیت ایشان است  .اما می توان آنها را با دور ماندن از دو قطب"بی  اعتنائی "و " سطحی نگری و تأثیر پذیری صِرفِ  عاطفی " دستمايه کار های  اصولی و سنجیده کرد. گزارشی که در "ادامه "خواهید خواند اخیراً د
دکتر دوایی می گفتن چهار تا نشونه وجود داره ک نشون می‌دن اوضاع متعادل نیست. و اگر دیده می‌شن جای پیگیری داره.
اشتهای کم یا زیاد 
خواب کم یا زیاد 
میل جنسی کم یا زیاد 
حال و حوصله ی دیگران . 
مطلب اول 
آیا بیماری تابع آگاهی نیست ؟! 
مطلب دوم 
جایگاه تعادل در زندگی کجاست ؟! 
مطلب سوم 
علم بشر چقدر با حقیقت فاصله داره ؟!
مطلب چهارم 
من خوبِ خوبم. شما چطور ؟! 


پ.ن: 
امّا تو باور نکن! 
"دیدم جلو آینه شبيه تصویری از گم تو ذهنم نشسم!
موهای گوجه ای، تی ش"
صبح چند روز قبل نوت گوشی رو باز کردم، شروع کردم به نوشتن تا این که چشمم به ساعت خورد و مجبور بودم تا همینقدر باقی بذارم و بدو بدو به آماده شدن و سر ساعت رسیدنم برسم.
قرار بود اینجوری ادامه پیدا کنه، موهای گوجه ای، تی شرت گشاد که یقه ش يه وری کج شده، صورتی که هیچ سیاهی دور چشمی و رژ ِ رنگ و رو رفته ای نداره و ماگ قهوه تو دستم که آسه آسه ازش میخوردم و لود میشدم.
همیشه این تصویر تو ع
دانلود آهنگ جدید تیمار از محسن ابراهیم زاده به همراه متن از رسانه رز موزیک با بالاترین سرعت و قابلیت پخش آنلاین در قالب mp3.
از بخش آهنگ های محسن ابراهیم زاده بازدید کنید.
Download Music Mohsen Ebrahimzadeh–Timar + Lyrics
 وای که بیمار بشم تو بشی طبیبم منو تیمار کنی و بشی حبیبم
چشمات منو ویرونه و ویرونم کرد حرفات منو دیوونه و مجنونم کرد

وای که بیمار بشم تو بشی طبیبم منو تیمار کنی و بشی حبیبم
چشمات منو ویرونه و ویرونم کرد حرفات منو دیوونه و مجنونم کرد
آره این دل میت
پوست چرب خود را با گیاهان دارویی درمان کنید
 پوست بدن انسان‌ها دارای ویژگی‌های متفاوتيه، پوست چرب یا خشک يه امر طبیعی در بین همه است. هر کدوم جداگانه باعث بروز مشکلاتی میتونن بشن. چرب بودن پوست
 تا يه حدی خوبه، اما اگه پوستتون بیش از حد چرب باشه مشکلاتی رو بوجود میاره. برای پوست‌های چرب دارو‌های گیاهی زیادی وجود داره که میتونه بهتون کمک کنه تا چربی 
پوست کنترل بشه. در مطلب زیر تعدادی از روش‌های طبیعی برای درمان پوست چرب رو باهاتون به اشتر
خانومه تو گروه پیام داد ک دلم بچه میخاد بچه دوم و داره اقدام میکنه
گفت بی بی چک زده مثبت بوده ولی شک داره باردار باشه ولی علایم بارداری هم داره
همه گفتن دیگه شک چرا برو آز بده و سونو مثبت بوده دیگه
رفته آز داده
منفی بوده. میگه داغونم داغون
بی بی چک اشتباه نشون داده و باردار نبوده
.
پ. ن : بی بی چک کاش اشتباه نشون میداد
شما یک خلبان حرفه ایی و با تجربه هستید که باید در مقابل دشمنان ایستادگی کنید و تا آخرین دشمن مهاجم را نابود کنید .
تعقیب و گریز ، داگ فایت ، نبردهای تن به تن ، فرار از دید دشمنان و خیلی اتفاقات هیجان انگیز در انتظار شما است .
شما باید با هوش خود ، بهترین روش و استراتژی برای نابودی دشمنان را به کار ببرید همه چیز به شما بستگی داره.
اپک مینی
امروز صبح برنامه منهای نفت رادیو جوان، به سرمايه جوان کشور پرداخته بود، و اینکه چطور میشه از سرمايه انسانی بخصوص نسل جوان و متخصص در مدیریت کشور بهره برد. چند مثال جالب هم آورد که مثلاً میانگین سنی پرسنل شرکت های بزرگ دنیا مثل فیسبوک و گوگل و اپل و ادوبی و . بین 28 تا 32 ساله، و همونطور که میدونید سرمايه این شرکت ها معادل بودجه سالیانه چند کشور از جمله خود ماست! حالا در نظر بگیرید شرکت هایی با این حجم از گردش مالی چقدر به نیروی جوان خودشون اعتما
سلام 
دختری ۲۳ ساله هستم که چند ساله پشت کنکورم و امسال خدا رو شکر قبول میشم در رشته پزشکی، يه سوال دارم من تا الان چون دانشگاه نرفتم اطلاع درستی از زمان بندی های کلاس های دانشگاه ندارم ، سوالم این هستش که يه دانشجوی پزشکی آیا وقت آزاد برای ورزش خصوصا رشته های ورزشی رزمی داره؟
تا الان رشته های رزمی کار نکردم اما هفته ای سه بار رو تمرینات باشگاهی داشتم و هرگز ورزش رو تو زندگیم رها نکردم و دلم نمیخواد حالا که دانشگاه میرم ورزش رو رها کنم و تصمیم
ترک glass eyes از radiohead منو خیلی درگیر کرده . پر از آشوب و آرامش میشم . تا حالا آهنگی تا این حد به عمق وجود و استخونام نفوذ نکرده . آهنگيه که ارزش تموم شدن رو داره . نه دردی وجود داره نه لذتی نه هیچ چیزی . فقط هیچ وجود داره

Your browser does not support the audio element.
متن زیر در خصوص يه سکانس زیبا از فیلم Good Will Hunting هست اگه دوست ندارید spoil بشه نخونید.
Sean از اولین روزی که همسرش رو دیده می‌گه، روزی که يه مسابقه بزرگ بیسبال بوده و برای تهيه بلیطش با دوستاش يه روز توی خیابون‌ها خوابیده بوده. از هیجان بازی و اتفاقات کم‌نظیرش می‌گه جوری تعریف می‌کنه انگار خودش یکی از بازیکن‌ها بوده ولی بعد يه دفعه بنگ، به Will می‌گه که در اون لحظات توی استادیوم نبوده و با دختر مورد علاقش توی بار نشسته بوده.
Will باورش نمی‌شه که فق
میگفت اگه قراره وقتی حالم بده شعر بگم، حاضرم همه ی عمرم رو تو این وضعیت روحی نکبت بگذرونم.
من شاعر نیستم ولی واسه نوشتن دو خط متن هم يه حالی لازمه که تهش به اشک برسه.
اتفاقا یکی دو شب پیش داشتم به آخر قصه امون فکر میکردم، انقد تلخ واسه خودم تمومش کردم که گريه تنها چاره اش بود.
ولی فرق داره. حال نوشتن فرق داره. حال تلخ نوشتن فرق داره.
تلخ نیستم این روزا.
همین.
.
.
بماند که گاهی امیدی به این زندگی نیست
با مامان و بابا و آبجی اومدیم شمال،
به خاطر ترسی که زینب از حموم داره، تصمیم گرفتم هر شب به عنوان روتین قبل از خواب ببرمش تو حموم و فقط تنشو لیف بکشم بیایم بیرون لباسشو تنش کنم و بعد بخوابونمش.
روز اول و دوم تهران بودیم و بعد اومدیم شمال.
مثل هر تصمیم دیگه ای مامانم مخالفت کرد!
این بار اینجوری که نه مامان شبا حموم رفتن خوب نیست و انگار ابدا توضیح منو که مامان ما حموم نمی ریم فقط تنشو می شورم اصلا فایده ای نداره.
دوباره میگه روتینو بذار برا روز و
اصطلاحات زیادی وجود داره که تو شغل پرستاری استفاده می شه.چند تا از این لغات رو اینجا می نویسم شما هم بدونید خوبه و می تونید پیش فامیل و اقوام يه کم کلاس بذارید

نوار قلبECG                 ای کی جی


نوار مغزEEG                   ای ای جی


گلبول سفید خونWBC     وایت بلاد سل(موقع گرفتن جواب آزمایش حداقل این مورد رو بدونید)


گلبول قرمز خونRBC      رد بلاد سل(موقع گرفتن جواب آزمایش حداقل این مورد رو بدونید)


علائم حیاتیV/S              وایتال ساین(شامل فشار خون
سید مصطفی قدمگاهی مداح داره میریزه کیست؟
انتشار یک ویدیو مولودی خوانی تحت عنوان داره میریزه از یکی از مداحان با واکش های عجیبی در فضای مجازی همراه شد و باعث شد تا روی شعر و صدای این مداح ویدیوهای دابسمش زیادی ساخته شود. اصل این مداحی برای “مصطفی قدمگاهی” است و جواد مقدم نیز آن را بازخوانی کرده است.مطالب جذاب
مثبت بودن رو باید از پروتون یاد گرفت؛ چون همیشه مثبته :) امیدوارم همیشه‌ی خدا با آدمای مثبت برخورد داشته باشید :)
تابستون با گرمی خاص و منحصر به خودش رسید :) اول تابستونتون مبارک. اگه اشتباه نکنم امروز طولانی ترین روزه ساله :) روزاتون پرکار :) امیدوارم تو این روزای گرم؛ دلاتون گرم :) و خوارکیاتون چیزای خنک مثل یخ در بهشت با طعم آلبالو باشه ^_^ تابستون همه چیش خوبه الا پشه هاش :/ همیشه اول تابستون یادی از مظلومیت پشه ها با این لطیفه می کنم: به پشهه م
داره شروع میشه، يه ترسی تو اعماق وجودم حس می کنم. مثل ترس کسی که میخواد از بلندی شیرجه بزنه تو اقیانوس. اقیانوس قشنگه، آبيه، زلاله، اما بلندی وهم داره. باید درست بپره، باید شنا بلد باشه و بتونه خودشو تو آب نگه داره. اره داره شروع میشه و من کم کم باید پاشم راه برم برسم به اون بلندی، زمان پرتاب نزدیکه. دارم شنا یاد میگیرم، دارم اقیانوسو سبک و سنگین می کنم. دارم فکرمیکنم کجای اقیانوس میشه زندگی کرد کدوم بخشش آبی تره و آبش شیرینه. آخه باید بهترین بخ
همیشه فکر میکردم جواب مثبت دادن به پیشنهاد ازدواج کسی کار سختيه ولی حالا فهمیدم جواب منفی دادن هم همونقدر سخت میتونه باشه.برای فردا با جناب خواستگار قرار گذاشتم که خیلی ملایم بگم ما خیلی فرق داریماخرشم تیر خلاصو بزنم و از طلاق خواهرم بگم و شرط حق طلاقو براش بذارم و اینکه من حتما میخوام از شهر غریب برم.امیدوارم دیگه خودم خیلی شاد و خوشحال به من جواب منفی بده.انقدر استرس دارم که از وقتی که زنگ زد دارم عق میزنم.اصلا درکش نمیکنم که داره ذوق
سلااااام سلااااام . 
دیدین بعضی ادم ها صبح و ظهر و شب غر می زنند . 
لطفا در این مواقع قهر نکنید . بی تفاوت نباشید . به جاش سوال کنید چرا داره يه بند غر می زنه ؟ شاید يه دردی داره که واقعا درد باشه . 
نسبت به هم بی توجه نباشید . 
تا بعد . 
1- دیشب تو مسابقه والیبال با اقتدار سه دست پیاپی بردیم. کسایی رو بردیم که در بدو ورود به زمین به قد و هیکل هامون میخندیدن. لذت خاصی داره دهن چنین آدمایی رو خورد کنی. ماها آدمای خیلی قد بلندی نیستیم بازیکن امتیاز آورمون 179 سانت قد داره اما بالای نیم متر پرش داره :) حسه خیلی خوبی داره پنج تا امتیاز سرویس به صورت پیاپی بگیری. تشویق تماشاچیا خیلی لذت بخش بود؛ دوباره گفتن هاشون انگیزم رو خیلی بالا می برد. ده امتیاز سرویس واسه يه بازی فک کنم خیلی خوب با
چقدر سوال. چقدر سوال بی جواب!
می نویسم تا یادم نره که باید بهشون جواب بدم، دست کم يه روزی شاید بشه جوابشونو پیدا کرد.
اینکه واقعا من وجود داره؟ یا بازخورد همه ی اتفاق هایی هست که داره برام می افته؟ آیا پشتِ این منی که تحت تاثیر اتفاق ها داره حرکت می کنه، خودی اصیل هست که اتفاق ها رو معنی می کنه؟ که می فهمه؟ یا چی؟
مثلا اون بچه ی ۱۰ ساله، چی داره می فهمه که با این همه انگیزه شده فعال محیط زیست؟ البته که اون هنوز به اندازه ی این منی که چند ماه تا سی
مدتيه دارم سعی میکنم یادم بمونه توی آینه خودم رو ببینم؛ تجربه ی عجیبی دارم که هربار قیافه ام برام تازگی داره.
یوقتایی اصلن حوصله هیچی بازی کردن با برنا رو ندارم و دلم میخواد آزادانه به دنیای بزرگترها سرک بکشم.
یوقتایی دلم میخواد يه خواب سیر بکنم، کلی وقت هدر بدم و بعدش يه برنامه ریزی خوب بکنم و اجراش بکنم.
الان هم آنقدر خسته ام که یادم نمیاد درین پست چه مطالبی میخواستم بذارم!
سلام سلام.
خوب روال پستهای اخیرم رو دوست داشتم.هر روز مینوشتم.هر شب مینوشتم و کاهی در لحظه مینوشتم و این باعث میشد خوب به خودم و هر روزم نگاه کنم.بفهمم هر روز دارم با چه روندی جلو میرم یا عقب میفتم.
نمیدونم چی شد بعد از آخرین پست يهو نوشتنه هی روز به روز عقب افتاد تا اینکه امروز این پست زاده بشه!
خیلی هم حالم گل و بلبل نیست اما میخوام از چیزای خوب بنویسم.
امروز و دیروز دو تا دوچرخه سواری خفن رفتم.یکی تا جنگل یکی تا دریا. یکی وقت غروب یکی وقت طلوع.ع
چرا بعضی از چیزهایی که معلم ها در کلاس های خود به بچه ها میگویند، به این سادگی ها از یاد نمی روند و گاهی تا آخر عمر در زندگی دانش آموزان می مانند؟! (بخشی از مقدمه کتاب فیزیک دوازدهم فرید شهریاری)
ولی من همیشه مقدمه های کتابا رو میخونم گاهی چند بار میخونم. بعضی وقتها تمام معیار های من برای یک کتاب خوب فقط یک مقدمه خوبه! عجیبه ولی تا به حال نشده کتابی رو که بخاطر مقدمه خوبش خریدم بد از آب در بیاد!
فکر نمی کنم تو رنج سنی من کسی باشه که اسم بهمن بازرگا
خوبه که کارت رو دوس داشته باشی. هر کاری یکسری رو داره که ازش خوششون بیاد. فک کنید کار آدم میتونست حرف بزنه. اونوقت اگه دوستش نداشته باشید نمیگه حاجی مارو ولمون کن برو دنبال ی کار دیگه؟ نمیگه ببین تو خوب کار میکنی ها ولی وقتی با منی فکرت درگیر کارای دیگه است به من خوش نمیگذره
اصلا من خودم ی آهنگ داشتم تو پلی لیستم هر وقت میخواست پخش بشه میزدم بعدی دیگه خواننده اش زنگ زد بهم گفت انصافا تو که به آهنگم گوش نمیدی خب حذفش کن اینقد به آهنگم توهین
قبلنا اسم های آدما ،چهره هاشون ،حرفاشون و تموم گذشته ای که با هم داشتیم لحظه به لحظه تو ذهنم بود.تو هر لحظه میدونستم قبلا چی گفته چی فکر میکرده و نظرش چيه.خب این ویژگی تا حدیش خوبه ولی از يه جایی به بعد آزار دهنده میشه؛يه اشتباه رو میخوای ببخشی نمیشه چون هر لحظه جلو چشمته ،میخوای تغییرش رو بپذیری نمیشه چون با تموم گذشتش تو ذهنت داریش و طرز فکرت سايه میندازه رو آدمی که الان جلوته  و نمیتونی واقعیت رو تفکیک کنی.
نمیدونم آگاهانه بود یا نه ،ولی حد
پاییز با همه خوبیاش تموم شد :)
نمیدونم از اومدن زمستون خوشحال باشم یا نه . همینکه هوا سرده خودش خوبه اما دلم برای برگ زرد درختا تنگ میشه .
اینجا هم از چند روز پیش هوا سرد شده . البته زیاد برا من فرقی نداره چون بیشتر یا تو مرکز رشد پشت سیستمم یا تو اتاق . این پروژه C# خیلی منو درگیر کرده . به يه درک خوبی از شی گرایی رسیدم .این پروژه رو هم دارم سعی میکنم کامل بنویسم تا اگه بشه بعدا با تیممون تکمیل کنیم و بفروشیمش روی UI پروژه هم کار کردم که با اک
به قول آرش : نه غمی به دل نه کسی به بند؛ باغچه ها پر از گل شاهپسند
واقعا راست میگه.نه عاشق کسی نه کسی عاشق ما. همه چی امن و امان شکرخدا
خدایا دمت گرم همین فرمون ما رو جلو ببر‌. اصلا حوصله عاشقی و بدبختی بعدش رو ندارم. الان خوبه بی دغدغه بیخیال از هفت دولت آزاد. دمت گرم
دانلود آهنگ جدید وصال امیری آره
Download new Music Vesal Amiri Are
آهنگ جدید وصال امیری بنام آره
توو قلبم آشوبه آره، نبضم که میکوبه آره ولی حال دلم خوبه این حالو دوست دارم روزا رو تب دارم شبام که بیدارم ولی اسم رو میارم این حالو دوست دارم
چی داره نگاهت حالمو جا میاره شاید که شهابه آخه دنباله داره یا جفته يه ماهه دوتام ستاره داره نمیدونم هرچی هست چشات يه شاهکاره
 
 
 
دانلود آهنگ با کیفیت 320
 
متن آهنگ آره
 
آهنگ های وصال امیری
و زنگ ۲۴ سالگی نواخته شد.۲۳ سالگی آدم های فوق العاده دوست داشتنی رو بهم داد.
امیدوارم ۲۴ سالگی در کنار این آدم ها بهترین هارو رقم بزنه.
+ و مرسی از تو که تويه این مدت  تبدیل شدی به یکی از دوست داشتنی ترین و مهم ترین آدم های زندگیم و نزدیکترین.❄
+ چقدر خوبه که فرصت اینو داشتم تا شما ها وارد زندگیم بشید.
چقدر خوبه و نمیدونم تويه زندگی قبلیم چیکار کردم که شما فوق العاده ترین هارو امروز دارم ^_^
.To a better tomorrow 
وبلاگ یک تجربه، یک مجله آنلاین بینظیر از مهمترین اخبار کسب‌وکار، بازاریابی، روانشناسی، خانواده و سلامت است.
وبلاگ یک تجربه، یک دایره‌المعارف آنلاین خسته‌کننده نیست، بلکه مکانی ساده برای دستیابی به اطلاعات مفید روانشناسی، بازاریابی، کسب‌وکار، گردشگری و سلامت است. اطلاعاتی که به شیوه‌ای ساده برای همگان قابل درک و اجراست. 
ما را در اینستاگرام دنبال کنید.
آدرس اینستاگرام وبلاگ یک تجربه.
سلااام سلام
صدای ما را از مشهد میشنوید!
ما دیروز غروب رسیدیم. این اولین باريه که با ماشین سواری میام مشهد. با اینکه خیلی قطار رو دوست و باهاش کلی خاطره دارم، اما ماشین هم کیف خودشو داره و خیلی از این بابت خوشحالم ^_^
اینکه شهر به شهر میری و هر جا خواستی توقف میکنی و مردم شهرای مختلف و مسافرا رو میبینی خیلی خوبه.
دیروز 25 ذی القعده، دحوالارض و روز زیارتی امام رضا عليه السلام بود که الحمدلله توفیق زیارت نصیبمون شد.
امروز تو حرم نشسته بودم. يه خانم ع
+ امشب رفته بودیم خونه ی مامانی . اخه عمه کوچیکه ظهر زنگ زد گفت بیاید که میخوام شیرینی ماشین مو بدم :) مام گفتیم با کمال میل :))))ماشینش سفید بود ! هی با خودم میگم چرا ماشین های این شهر همشون شدن سیاه و سفید ! من ماشین رنگی دوست دارم . آبی . آلبالویی . مسی . بادمجونی. البته مشکی و نقره ای هم خوبه :) یادش بخیر چند سال پیش . نمیشه گفت ماشین مامان .چون اینجا خیلی مالکیت نداره ینی مامان و بابا نداره که ولی خب بیشتر اون دست مامان بود تا اون یکی . آره
امروز صبح فهمیدم همکلاسی قدیمیم بارداره، من هنوزم تو بهتم
هی به خودم میگم واقعا؟ کی انقدر بزرگ شدیم ما؟ وااای داره مامان میشه!!! چه ترسناک!
هی با ناباوری عکس سونوگرافیش رو نگاه میکنم و میگم مامان بنظرت راسته؟
مامانمم میخنده میگه آخه چرا باید دروغ باشه؟!
گرچه يه همکلاسیم بچه ی چند ساله داره اما من هنوز تو شوکم:|
چند روز پیش هم عکس بچه ی ۴ماهه ی دوستم رو دیدم، به اون یکی دوستم میگم: چه دل و جراتی داره، مامان شده:||
چقدر این اتفاق برام ترسناک و عجیب
سلام :) 
من خوبم تشکر حال شما خوبه ؟
خواهش میکنم ما دیگه عادت کردیم صداتون کنیم بعد صد سال دیگه ی صدایی بشنویم :| 
زندگی من هم پر شده از اتفاقات دردناک و تلخ و خدارا شاکرم ک تا الان زنده موندم :/ 
بنده پنج شنبه بیکارم 
قبل شب 
 
.
مرگ فقط یکبار نیست .اینو اون موقعی فهمیدم که دیدم وقتِ  زندگی کردنم سوگواری میکنیم. برای مرگ هایی که ناگهان برامون پیش اومده .مرگِ یک رابطه .مرگِ سلامتی .مرگِ یک شرایطِ آروم و پرت شدن وسطِ چالش .مرگِ آرزو ایی .مرگِ خودِ قبلیمون.همشون درد دارند .سخت اند .و خوب میتونم بگم حداقل دو هفته یکبار یک مرگ رو تجربه میکنم .مرگ هایی که هر دفعه تجربه شون برام سخته .
بازم فکر میکنم شاید اونچیزی که لازمه همین تجربه هاست .وگرنه آدمی که تو تحمل کردنِ مرگ ها و درد
با عوض شدن خونمون حس عجیبی دارم
احساس میکنم اینجا فضای بیشتره برای ارامش ذهنیم وجود داره
اتاقم بهم ارامش خاصی میده ک توی اتاقای قبلیم نبوده
بعد مدت ها به نوشتن روی اوردم
نمیدونم اما هرچی با ادما بیشتر معاشرت میکنم بیشتر دوست دارم ازشون فاصله بگیرم چون شخصیت واقعیشون خیلی ترسناک هستش
دوستی با رفیقای اکیپ داره منو اذیت میکنه شوخی هاشون ، رفتاراشون خیلی اذیتم میکنه جوری ک دیگه دوست ندارم بهشون نزدیک بشم دوست دارم از دور فقط يه دوست عادی باشی
چرا هر وبی میرم حالت افسردگی بهم دست میده :|
یکم انگیزه داشته باشین
شاد باشین اینجوری
#يه چیزی جدیدا فهمیدم همون قبلی  گفته آرام خوشگله وقتی خانوم خوشگل باشه بچه هم خوشگل میشه خانوم باید اینجوری باشه،، این شکلی باشه یعنی دلم میخواد يه راست بزنم تو گوشش فکر کرده چون درآمدش خوبه اجازه هر حرفی رو داره پسره گستاخ :/
منم گفتم اگه جوابم نصف و نیمه منفی بوده الان صد درصد منفيه !
تازه گفته میخوام باهاش حرف بزنم چندین سالم از من بزرگتره !!!
با خودش دقی
تا حالا شده
 يه ادمی رو در نظر بگیری که یسری ویژگی های اخلاقی مزخرف داره که تو رو متنفر میکنه . و تو مجبوری باهاش بسازی به هر جهت . 
يه مدت میگذره هم تو سعی میکنی باهاش کنار بیای
و هم حس میکنی این ادم انگار داره تغییر میکنه و انگار داره ادم میشه! 
دوباره يه مدت میگذره
حس مثبت پیدا میکنی نسبت به این ادم که نه انگاری این ادم داره اخلاقای گندشو عوض میکنه و تو هم سعی میکنی خوب باشی باهاش.
.
.
.
 اما دقیقااا 
یجایی که باهاش اوکی میشی و میری بزرگترین ل
در تعریف عشق، گاهی به تعاریف متفاوت و متناقضی می رسیم.
مثلا در داستان "سال بلوا"، عشقی که روایت میشه، (که به زعم بعضی خواننده ها، یک عاشقانه ی لطیف و عجیب و شورانگیزه!) به نظر من، روایتِ رنج یک دختری ئه که بابت نادانی خودش و اطرافیانش داره عذاب می کشه.حتی عاشق شدنش هم، ناشی از همون ناآگاهی و خفقان بود و وارد نمیشم به لحظه های رخوت باری که از وصف حس و حالش داشت.
بریم سراغ تعریف دیگه ای از عشق.
این یکی به دختربچه ی ناآگاه ایرانی که در خفقان چند دهه
 کلی باهام حرف زده استوری بوس و غیره.
یعنی من عاشق مامان دوستمم ترم پیش هم دانشگاه بودیم هر از گاهی بهم زنگ میزد از دوستم امار میگرفت (امار مثبت)
مثلا يه بار دوستم مسموم شد رفتیم بیمارستان سرم و غیره مامانش که بعدا
فهمید کلی نگران شده بود.دوستمم هر چی میگفت خوبه باورش نمیشد.
زنگ
زد به من گفت چی شده منم گفتم خیالتون راحت حالش خوبه.یکم تو غذا
خوردن لوسه بعضی چیزا را میخوره بعضی چیزا را نه.با این وجود کلی روش کار
کردم تا بهتر شده.
مامانش
کتاب پرواز بر فراز آشیانه فاخته رو از کتابخونه مامانم برداشتم و دارم میخونم ، چاپ سوم کتابه برای سال ۶۳. ورق‌های کاهیش زرد شدن و بوی رطوبت و کهنگی این سالها تو بطنش نشستن ، يه سری از صفحه‌هاش پوک شده و پاره شده ، کتابش سنگینه ، يه جلد قطور آبی داره بدون هیچ طرح جلدی، در مجموع یعنی هیچ زیبایی و جذابیت بصری‌ای نداره ، اما شدیدا گیراست ، اونقدری که نمیتونم زمین بذارمش . اخرین کتابی که اینقدر جذبم کرده بود مادام بواری بود که فکر کنم تابستان پارس
ی حس بدی دارم
هروقت مامانم اینا خونمون هستن علی یکم سرد برخورد میکنه
ساکته و توخودشه
من از این رفتارش بدم میاد
قبلا اینجوری نبود
گرم بود میجوشید و می گفت و میخندید
ازوقتی من حالم بد شده و از اومدن مامانش دلم شاد نمیشه
اونم بدخلقی میکنه
چیزی که عوض داره گله نداره
سرم رو برمی‌گردونم و اون گوشه می‌بینمش. خیلی دوره، خیلی‌خیلی دور و حالا حالاها مونده تا به این نزدیکی‌ها برسه؛البته هرقدر نزدیک شه بازم اندازۀ يه دنیا ازش دورم. مثل اونایی که تا چند لحظه پیش می‌دیدم تو چشم نیست. دیگه به بقيه توجهی ندارم، سر تا پا چشم می‌شم و نگاه و حسرت. از اینجا نمی‌شه درست تشخیص داد داره گريه می‌کنه یا می‌خنده؛ اما معلومه داره می‌سوزه تا ستاره بمونه. خب خودزنی مدل‌های مختلف داره دیگه؛ ولی همه‌اش از عمق وجودمون نشئت
هر وقت بارون با شدت میباره من یاد "لوتینِت دَن" می افتم که ترجمش به فارسی میشه سرجوخه دَن، لوتینت دن يه کاراکتر تو سینمایی "فارست گامپ" ـه که تو یکی از سکانس ها وقتی بارون با شدت می باره حرفایی می زنه که خیلی جالبه و اینکه فیلم فارست گامپ خیلی خوبه من سه بار دیدمش و فکر کنم اگه همینطور ادامه بدم تا آخر عمرم بتونم سه بار دیگه هم ببینمش :)
روز های زندگیم روی غلتک افتادن و بدون اینکه بخام فکر کنم چطور بگذرونمش دارن می گذرن! 
_خوشم می آد؟
آره، يه طورای
عماد میگه بچه یعنی دردسر یعنی مشکلات یعنی استرس نگرانی دلهره من اما دلم ضعف میره واسه اون بعد از ظاهری که کوچولوی خود آدم ناز بگیره تو بغلت بخوابه . اما با این همه وقتی جواب بیبی چک چیزی شبيه مثبت بود دلم ریخت ! انگار که اصلا انتظارش رو یا نمیدونم آمادگیش رو نداشتم یا شاید نگران قرص هایی بودم که خورده بودم  ! حالا که جواب منفيه بین حس عجیب گیر کردم چیزی بین خواستن و دلهره ی داشتن ! 
بگذریم
دیشب که خوابیده بودیم روی تخت و باد از پنجره باز ا
پدر بود. گه گاهی زنگ میزد و حالمان را میپرسید. هر چند خیلی خوشحال میشدم ولیاین مدت حرف زدن باهاش برام سخت بود. مرتب سراغ کامران را میگرفت و حالش رامیپرسید. -سلام پدر . حالتون چطوره؟؟ -خوبم بهار جون. تو خوبی گلم؟؟کامی خوبه؟؟ -ما خوبیم پدر. دلم براتون يه ذره شده.پس کی میاین اینجا؟؟؟ -قربون تو برم که دل بدل راه داره منم دلم براتون خیلی تنگ شده. -خب بیاین ما رو خوشحال کنین. -ببینم دخترم. تو مطمئنی حالت خوبه؟؟ - خب بله چطور مگه؟؟ -راستشو بهم بگو
بسم الله
یکی از مشکلاتی که دارم اینه که همسرم اهل تفریح و روابط با انسانها نیست
توی این مدت که ازدواج کردیم بیرون رفتن هامون به قصد تفریح به اندازه ای هست که با انگشت های دست قابل شمارشه.
برعکس من به شدت اهل تفریحم و بیرون رفتن و .
اما بعد از زیر یک سقف اومدن اکثر اوقاتم رو تو خونه بودم
گاهی کار هنری کردم که خورد تو ذوقم و ول کردم
چند وقت پیش با کلی التماس و خواهش گفتم نگاه چقدر هوا خوبه
خونمون نزدیک چندین باغ هست حیف نیست تو خونه بشینیم بیا هم
يه غمی هست که حسادت نیست، غبطه نیست، حسرت، نه کاملا، نه، نیست؛ غمه. و بی نهایت سنگینه. چگاله و تا بیاد حل شه، ساعت ها و بلکه روزها رفته. غمِ دیدن يه زندگی استیبل، امن، آروم، پایدار، عاشقانه، منطقی، میوه دار، ریشه دار. که اگه يه آدم معمولی باشی و عاشق نباشی این غم میشه حسادت. اگه عاشقیت تلخ و پوچ باشه این غم میشه غبطه و حسرت. اما تو عاشقی، و این غمه که داره وجودتو میخوره، و هر آن بهت یادآور میشه که معشوق نیست، زندگی ای که می تونست در جریان باشه، عا
آدم ها کنار تو قیمتی میشن
من اگه حالم خوبه،چون هنوز دخترتم
چون خدا گفته بدترین گناهه ناامیدی
من وقتی میدونم تو هنوز دوستم داری، وقتی غلط میرم زودی بلد میشم.
اشتباه کردم ولی همین که پیشمی یعنی قوت قلب.
حضرت زهرای خدا.
سلام.
خوبین؟
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب