نتایج پست ها برای عبارت :

ترمه وامیر حافظ

نمونه ای از دوخت ذغره و گلهای نگینی با سرمه و مروارید را در زیر می بینید که توسط خانم مهری صالحانی از آموزشگاه شب افروز، بر روی پارچه ترمه؛ دوخته شده است. طرح مورد استفاده بر روی این ترمه ترکیبی از یک بته جقه با چند شاخه و گل می باشد که در دوسمت رومیزی به صورت رانر ؛ قرار گرفته و با استفاده از تکنیک های مختلف ذغره ، سرمه و مروارید دوخته شده است. 
شما نیز ببینید و لذت ببرید.

ادامه مطلب
 
مشهور است که امروز در خانهٔ هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می‌شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، و یا شب یلدا، با کتاب حافظ فال می‌گیرند. برای این کار، یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می‌گیرد ابتدا نیت می‌کند، یعنی در دل آرزویی می‌کند. سپس به طور تصادفی صفحه‌ای را از کتاب حافظ می‌گشاید و با صدای ب
حافظ
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
                            به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
 
صایب تبریزی
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
                    به خال هندویش بخشم سرو دست و تن و پا را
 
هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد
                    نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را
 
 
شهریار:
 اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
                          به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را
هر آنکس چیز می ب
فکر کنم تنها کسی که حال دلمو میدونه حافظههر بار تفال میزنم انقدر قشننننگ حالو روزم و احساساتمو توصیف میکنه که ذوق میکنم امشب هم روی مود خیره به افق وبی انگیزگی بودم.یه تفالی زدم و الان با لبخندی گنده در خدمتتونم.انگار باید یکی اون حرفا رو بهم میزد که حافظ عزیز زحمتش رو کشید. شما هم یه فاتحه نثارش کنید و باهاش صحبت کنیدضرر نداره
وقتی در ریسرچت کانهو حمار در گل گیر کرده ای و کم مانده که سر به بیابان نهی! و جناب حافظ اینگونه دلداری می دهد: 

ساقیا سایه ابر است و بهار و لب جوی
من نگویم چه کن ار اهل دلی خود تو بگوی :(  
بوی یک رنگی از این نقش نمی‌آید خیز
دلق آلوده صوفی به می ناب بشوی
سفله طبع است جهان بر کرمش تکیه مکن
ای جهان دیده ثبات قدم از سفله مجوی
دو نصیحت کنمت بشنو و صد گنج ببر
از در عیش درآ و به ره عیب مپوی
شکر آن را که دگربار رسیدی به بهار (حافظ جان اینجا زمستان است و در د
این هر دو یعنی معشوق آسمانی و زمینی در شعر حافظ در هم تنیده است. غزل حافظ هم دارای نمودهای عاشقانه زمینی است و هم دارای نمودهای عارفانه. اما در این میان نوع دیگری از تجلی معشوق در شعر حافظ یافت می شود که در اکثر غزل های او حضور دارد. در این نوع که به ظاهر تفاوتی با شعرهای عاشقانه جنسی و عاشقانه عرفانی ندارد، اگر باریک شویم بر می آید که معشوق چندان که باید جاذبه جمال و حضور و وضوح ندارد. در این عاشقانه ها معشوق یا غایب است، یا بدون چشم و چهره و ابر
سلام امیدوارم حالتون خوب باشه یه خبر میخواستم بدم که تقریبا برای من و ترمه جون ( نویسنده رمان عشق نهفته ) مهمهمن و ترمه جان تصمیم گرفتیم یه رمان ماکانی رو باهم شروع به نوشتش کنیم و این رمان ماکانی اصلا عاشقانه نیست و هیچ ربطی به خواننده بودن رهامیر نداره پیشنهاد میدم بخونید و مطمئنم لذت میبرین این رمان اسمش ( افسار زندگی) هستش که با مشارکت مشاور وبلاگمون خانم رضوان نعیمی و به ما کمک میکنه !!ممنون میشم اگه طرفدارای رمان من و رمان عشق نهفته ب
اینم وصف حالم از زبون حضرت حافظ :
گلبنِ عشق میدمد ، ساقی !  گلعذار  کو؟                 بادِ  بهار  میوزد ،   باده  ی   خوشگوار   کو؟
هر گلِ نو  ز گلرخی یاد  همی دهد   ولی                   گوشِ سخن  شنو  کجا  دیده ی اعتبار  کو؟
مجلسِ بزمِ عشق را غالیه ی مراد نیست                ای دمِ صبحِ خوش نفس،نافه ی زلف یار کو؟
حُسن فروشیِ گلم نیست تحمل،ای صبا!               دست  زدم  به  خونِ  دل ، بهرِ خدا نگار کو؟ 
شمعِ  سحرگهی  اگر  لاف ز  عارضِ تو زد         
 
از این برایم سخت تر نبود که اجنبی بیاید و خانه ات را بگیرد .
 
رو به روستا دست تکان دادم و با صدای بلند گفتم: خدا حافظ خالو. خدا حافظ آوه زین. خدا حافظ گور سفید». زن ها شروع کردند به گریه و اشک ریختن. بچه ها هم گریه می کردند. صورت هاشان کثیف و خاکی بود و اشک رد انداخته بود. جبار روی کولم، گاهی خواب می رفت و گاهی بیدار می شد و نان می خواست. مرتب می گفتم: الان می رسیم و نان می خوری. کمی صبر کن». .
 
از پایم خون می آمد اما اهمیت نمی دادم. برادرها و خواه
به ملازمان سلطان که رساند این دعا رابه ملازمان سلطان که رساند این دعا راغزل شماره شش حافظ شیرازی ( به ملازمان سلطان که رساند این دعا را ) به همراه معنی و تعبیر فال حافظ ، برای مطالعه این شعر زیبا و تعبیر فال آن با سایت پارسی سرا همراه باشید.متن غزل شماره شش حافظغزل شماره شش حافظبه ملازمان سلطان که رساند این دعا راکه به شکر پادشاهی ز نظر مران گدا راز رقیب یرت به خدای خود پناهممگر آن شهاب ثاقب مددی دهد خدا رامژه سیاهت ار کرد به خون ما اشارتز
این روزا حتی دیگه حال حضرت حافظ هم با وجود فال قهوه و امثال اون اصلا خوش نیست،دیگه چه برسه به من نوعی که هر روز و هر لحظه یه از خدا بی خبر پیداش میشه و جای منو تو دلت میگیره.
صبح دیوان دوست همیشگیمو باز کردم و خواستم باهاش درد و دلی کنم،هیچ نذاشت لب تر کنم،نشنیده و ندیده گفت:
از دل تنگ گنهکار برآرم آهی/کتش اندر گنه آدم و حوا فکنم
اینطور که از قرار معلوم پیداست،من و این یار قدیمی خیلی خوب حرفای همدیگرو میفهیم؛
به قول گفتنی "هردومون یه دل گیر داریم
صوفی بیا که آینه صافیست جام را
صوفی بیا که آینه صافیست جام را
غزل شماره هفت حافظ شیرازی ( صوفی بیا که آینه صافیست جام را ) به همراه معنی و تعبیر فال حافظ ، برای مطالعه این شعر زیبا و تعبیر فال آن با سایت سرگرمی پارسی سرا همراه باشید.
متن غزل شماره هفت حافظ
غزل شماره هفت حافظ
صوفی بیا که آینه صافیست جام را
تا بنگری صفای می لعل فام را
راز درون پرده ز رندان مست پرس
کاین حال نیست زاهد عالی مقام را
عنقا شکار کس نشود دام بازچین
کان جا همیشه باد به د
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
غزل شماره یک حافظ شیرازی ( الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها ) به همراه معنی و تعبیر فال حافظ ، برای مطالعه این شعر زیبا و تعبیر فال آن با سایت سرگرمی پارسی سرا همراه باشید.
متن غزل شماره یک حافظ
غزل شماره یک حافظ
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها
به بوی نافه‌ای کاخر صبا زان طره بگشاید
ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل‌ ها
مرا در منزل جانان چه امن عیش چون ه
یک مصراع از یکی از غزل های حافظ در حافظه دارم که گویی با همه آن چه در حافظه دارم متفاوت است. حافظ
دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند
اگر در جمعی بچسی (بعنوان یک تابو) نهایتش بهت بخندند. دست بندازن و یا نهایت بگن، آدم سر هرز و فُلان. ولی یک کتاب پایین بندازی، از دارو درخت بالا میرن، تا زحمت خواندنش را متحمل نشوند. 
سعی می کنم درک کنم. چون منم همچو مردم اگرچه از کتاب نمی گریزم، امّا چیزهایی هست، که از آن ناخوانده، نادیده، بگریزم.
ترم ۸ کارشناسی، دم امتحانا یه سری اتفاق برا من افتاد که حسابی رو نمره‌هام تاثیر گذاشت. این جوری که بهتون بگم، انقلاب رو که کلا منبعش ۷ تا از نامه‌های امام خمینی بود، شدم ۱۲ :| (البته بعدا یه سری از این کلاس مجازی‌ها به پیشنهاد استاد شرکت کردم و امتحانش رو دادم و شدم ۱۸)
همون ترم، سه واحد هم اقتصاد داشتم که البته مربوط می‌شد به دانشکده‌ی عمران و یه استاد خیلی خوبی هم داشت. یه روز صبح بیدار شدم و دیدم تو سایت آموزش نمره‌های اقتصاد رو ثبت کردن و
مزون جامه ترمه پرنیانآدرس مزون جامه ترمه پرنیان: حکیمیه، فاز یک، بلوار فجر، جنب مسکن آشیانه، پلاک 12مزون نار و نیآدرس مزون نار و نی: فلکه دوم تهرانپارس، مجتمع تجاری نگین شرق، طبقه اول، واحد 18مزون کتی عبدالهی آدرس مزون کتی عبدالهی: منطقه الهیهمزون عالمیآدرس مزون عالمی: محدوده مرزدارانمزون متینآدرس مزون متین: خیابان ولیعصر، بالاتر از چهار راه امیراکرم، پاساژ امیر، طبقه زیر همکف، پلاک 6مزون شایستهآدرس مزون شایسته: دولت، انتهای معتمدی، جنب پ
یهو به خودت می‌آی و می‌بینی که این حال رو هر سال همین موقع داری تجربه می‌کنی؛ همین که شبیه شوق و دلهرۀ ضعیفه. هر شب یلدا، وقت فال گرفتن که می‌رسه، می‌آد سراغت. هر سال هم دست خالی بر می‌گرده. یهو به خودت می‌آی و می‌گی من که به فال و این چیزها اعتقاد ندارم پس برای چی باید فال بگیرم؟ چرا باید دل به این دلهرۀ بی‌حاصل بدم وقتی می‌دونم که دیگه مطلع شهریست پر حریفان.» نمی‌آد. و باز به خودت می‌آی و می‌بینی که دیوان حافظ رو کسی به دست گرفته که تا
 ساقیا برخیز و درده جام راساقیا برخیز و درده جام راغزل شماره هشت حافظ شیرازی ( ساقیا برخیز و درده جام را ) به همراه معنی و تعبیر فال حافظ ، برای مطالعه این شعر زیبا و تعبیر فال آن با سایت تفریحی همراه باشید.متن غزل شماره هشت حافظغزل شماره هشت حافظساقیا برخیز و درده جام راخاک بر سر کن غم ایام راساغر می بر کفم نه تا ز بربرکشم این دلق ازرق فام راگر چه بدنامیست نزد عاقلانما نمی‌خواهیم ننگ و نام راباده درده چند از این باد غرورخاک بر سر نفس نافرجام ر
عرضه و فروش انواع زیورآلات نه مسی/سرویس هفت سین و حوض ماهی میناکاری و کاشی لعابی/کیف و کفش ، رومیزی و رانر ترمه درجه یک اصل/دستگاههای تولید عرقیات خانگی/عروسکهای لباس محلی مخصوص سفره هفت سین و
تلفن:  ۰٩١٧٣۴٢۴۰٩٨  ۰٩٣۶۶٨٨۴۰٩٨
آقای دهقانی
آدرس: پاساژ افشار/طبقه همکف/انتهای پاساژ
پیج اینستاگرام:
instagram.com/_u/kabinet_deahghani
┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄
یک کانال/یک شهر
#دیوارگچساران_زیورآلات_دهقانی
کانال ما رو به دوستاتتون معرفی کنید
http://t.me/diva
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود.+ حضرت حافظنینا، شاگرد سخت کوش و دوست داشتنی من، دختر خندان و مهربان.مگر می شود نباشی؟ مگر می شود دیگر رنگ روی صفحه نریزی و اثری از تو نباشد؟مرگ چیست؟ مرگ چیست؟ مرگ چیست؟ که انقدر دور اما نزدیک است. 
سر کلاس دوست نداشتنی فیزیک ۲ با استاد سخت گیرمون بودیم که وسط مبحثای پیچیده برگشت گفت کیا این فیزیک رو دوس دارن؟ پنج نمره میدم به کسایی که بگن دوس دارن. بار اول یک نفر دستش رو برد بالا و استاد گفت ۵ نمره بهت میدم. بار دوم گفت یه فرصت دیگه میدم هرکی بگه دوست داره ۵ نمره میگیره. اینبار نصف کلاس دستاشون بالا بود. بار سوم پرسید و تعداد بیشتری به دروغ دستشون رو بالا برده بودن تا نمره بگیرن و بغل دستیم در حالی که دستش رو بالا گرفته بود توی گوشم زمزمه م
مامانم برام وام گرفته!!حالا فکر نکنین خدا تومن هااپول ده تا چیپس و پفکانقدر لباس و هیچ چی  ندارم که دیگه تصمیم گرفتن برام وام بگیرنپول تو جیبی و اینام جواب نمیده :)))
بعد کلی کتاب درسی و کتاب غیر درسی نخریده دارم
مداد و مداد رنگی و رنگ روغن هم که ندارم
پول یه کلاس هم که باید برم رو ندارم.
پول کلاس نقاشیمم دو ترمه ندادم
مامانم میگه: دیگه خودت میدونی. یکیشونو انتخاب کن بخر حالا.
منم گفتم:نه مامان جان دستت درد نکنه، نمیخوام.(آخه یک کدوم از ای
این هفته ی خوابگاه خیلی یه جوری میگذره. از شنبه اش معلومه. با این که تازه از خونه اومدم؛ دلم میخواد زود برگردم. دلم چای خوردنای این موقع و توی حیاط نشستنامونو میخواد؛ نه اینکه الان توی اتاق توی خوابگاه، روی تخت، توی تاریکی، گوشی دستم باشه و عین جغد به سیاهی های دور و برم خیره بشم :)
وقتی به فردا فکر می کنم یه جوری میشم :|
حالا باز الان قابل تحمل تره، دوره ی امتحانا خیلی بدرترم میشه. بچه های اتاقمون امتحاناشون خیلی زودتر از من تموم میشه، من می مون
بوی خوب گندم از داریوش رو بینهایت دوست دارم مخصوصا اونجایی که میگه شهر تو شهر فرنگ آدماش ترمه قبا شهر من شهر دعا همه گنبداش طلا.
آره آقای شهیار قنبری شهر منم شهر دعاست منتهی گنبداش آجری و بی رنگ و لعاب 
پ.ن: آرزو میکنم یه روز بتونم کنسرت داریوش رو برم آدم روز تولدش می‌تونه هر آرزویی رو بکنه مگه نه؟!
چون نیست زِ هرچه هست جُز باده به دست ،
چون هست زِ هرچه هست نقصان و شکست
 انگار که هست ، هر چه در عالَم نیست
پندار که نیست ، هرچه در عالم هست
پ.ن : رباعیات بسیار زیبای حکیم عمر خیام یه جوری فاز میدن که دلم میخواد بجای "فال حافظ" ، "فال خیام" بگیرم =q
خانواده ها می خواهند کودکشان را فلان کلاس و موسسه ثبت نام کنند تا نابغه شود و بعد از کلی رفت و امد، نتیجه ای جز خشم و اضطراب و افسردگی برای کودکشان ندارد.
گیریم که کودک شما بتواند یک عدد ۸ رقمی را در یک عدد ۵ رقمی ضرب کند و جوابش را در یک صدم ثانیه بگوید، یا بتواند در ۱۵ سالگی لیسانس بگیرد، یا حافظ کل دیوان حافظ و سعدی و مولانا شود آیا آن وقت میتواند درست زندگی کند؟ از زندگی لذت ببرد؟ مسایلش را حل کند؟ درست تصمیم بگیرد؟ دوست پیدا کند؟ اصلا می تو
   
برنامۀ حافظا، نرم‌افزاری برای گرفتن فال از دیوان غزلیات حافظ می‌باشد. به کمک این نرم‌افزار می‌توانید فال خود را از زبان حضرت حافظ مشاهده کرده و تفسیر آن را نیز به زبان ساده بخوانید. برنامه‌های زیادی در کافه‌بازار موجود هستند که اغلب مجوز دسترسی زیادی نیاز دارند که می‌تواند حریم شخصی کاربر را تحت‌تأثیر قرار دهد. برنامۀ حافظا بدون نیاز به هیچ‌گونه دسترسی (Permission) بوده و کاملا رایگان و فاقد هرگونه تبلیغات می‌باشد. برخی از امکانات حا
روز بزرگداشت حضرت حافظ رو گرامی می‌دارم (فرشته هستم‌ گوینده‌ی خبر ساعت 15 :D)
شعر زیر تفألی بود که چند وقت پیش به حافظ زدم و عمیقا به دلم نشست :)
+ پیشاپیش بخاطر صدای گرفته‌ام عذرخواهی می‌کنم، بخاطر سرما خوردگی دیشب زیر سِرُم بودم.
++ دوست داشتید می‌تونید ابیاتی از حافظ که دوست دارید رو تو نظرات بنویسید یا حتی‌تر اگه دوست داشتید می‌تونیم فال هم بزنیم، نیت از شما تفألش از من :)









متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فای
یکی نیس بگه اون نوشته من فکاهی نبود ابلهِ صورت نابووود‌!
البته فکاهی بد نیست هاااا.اما من فکاهه نویس نیستم.میفهمی؟
فقط به خاطر اینکه یه کلمه نوشتم حتما قدیمیا وقتی عاشق هم میشدن به جای مزخرفات مرسوم به هم میگفتن" خون شد دلم از حسرت آن لعل روانبخش!"ینی چییییی؟این میشه فکاهی ؟؟؟
شما بگید.!
شما به این نظر میخندید؟شما به شعر حافظ میخندید؟
 طعمِ باران می دهد اشعارِ حافظ هر زمان
مرده را جان می دهد اشعارِ حافظ هر زمان
شبنمِ شعرِ تَرَش، عطرِ گلِ نیلوفراست
رَوح و ریحان می دهد اشعارِ حافظ هر زمان
مِهر وماه و مشتری سرخوش بُوَد با شعرِاو
تابِ کیوان می دهد اشعارِ حافظ هر زمان
میگسارانِ درش کمتر خماری می کشند
باده پنهان می دهد اشعارحافظ هر زمان
ساغرِصهبا گر از خُمخانه اش خواهی بیا
باده پیمان می دهد اشعار حاففظ هر زمان
همچو باغی بی خزان آثارِ او دارد ثمر
گُل فراوان می دهد
خواستم بگویمت سادات خانم، لطفا روی توحید در قلبت کار کن. خدا را، با تمام هستی‌ات بخواه و قبل از این که وارد این مرحله‌ی حساس از زندگی‌ات بشوی، بخواه چشم و گوش و عقلت را آن جور که لازم است و خوب می‌داند روشن و بیدار کند. زن سکان‌دار عاطفه‌ی کل جهان است. سکان‌دارهای ورزیده، کشتی را اگر وسط طوفان باشد هم هدایت می‌کنند. این ورزیدگی را از قادر مطلق و حافظ و بصیر مطلق بخواه.
بعد از سقوط شاه سلطان حسین صفوى ، و غلبه افغانها بر ایران ، محمود افغان
یکى از اقوام خود را که ((مگس خان )) نام داشت ، فرماندار شیراز کرد.
وى پس از چند روزى که در شیراز بود، روزى کنار قبر حافظ رفت ، بر اثر
تعصبات غلطى که داشت تصمیم گرفت قبر حافظ را خراب کند، هر چه اطرافیانش او
را نصیحت کردند که از این تصمیم بگذرد، او گوش نکرد، سرانجام قرار بر این
شد که از دیوان حافظ، در این مورد، فالى بگیرند، وقتى که دیوان را باز
کردند، این شعر در آغاز صفحه راست
آدمی رو در نظر بگیرین که داره همزمان روی سه چهارتا پروژه نسبتا سنگین دانشگاهش کار میکنه و هی امتحان نیم ترمه که یکی یکی از سر میگذرونه و روزه و ماه رمضون و اینا هم مزید بر علت شده و حسابی رمقش رو کشیده. یعنی بعضی روزا که از خواب پا میشه میبینه حتی حال نداره دستش رو ت بده، چه برسه به اینکه بلند بشه و دوباره فعالیت های روزانه اش رو از سر بگیره.
اینا رو با چاشنی استرس جنگ و اینکه حالا چی میشه و چه غلطی بکنیم، چه گلی به سر بگیریم و  همچنین یک دعوای
بر سر آنم که گر زدست  بر آید
دست به کاری زنم که غصه سرآید
 حافظ 

فاصله ام تا دلتنگیهام
با هیچ بهانه‌ای پرنمیشود
نیستم ،
خودم خواستم نباشم تا ،،،
،،،،،،،،،،، ،،،،، ،،،،،،،،، ،،،،،،،،،،،،،، ،،،،،،،،
حتما که نباید باشم 
تا ببینم 
که دلم آروم بشه
دلتنگی را خوب میفهمم 
اگر چه در نیمه شبیی
 بعد از یک روز خوش و شلوغ  به حالت خواب و بیداری مزاحمم شود 
و ،،،
دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود               تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود
چهل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبت                  تدبیر ما به دست شراب دو ساله بود
آن نافه مراد که میخواستم ز بخت                          در چین زلف آن بت مشکین کلاله بود
از دست بریده بود خمار غمم سحر                         دولت مساعد آمد و می در پیاله بود
بر آستان میکده خون میخورم مدام                         روزی ما ز خوان قدر این نواله بود
هر کاو نکاشت مهروز خوبی گلی نچید
امروز تا ظهر خدمت آقا امام رضا(ع) بودم بعد نماز خداحافظی کردم الآن دارم وسائلمو جمع می کنم البته هنوز ناهار نوش جونم نکردم ان شاءالله حدود یه ساعت دیگه در و پیکر رو قفل و بست می کنم  و یا علی مدد.
اگه جویای حال خوش گذشتن و بد گذشتن بنده هستید باید طول و عرض و پهنا کنم اییییی بدک نبود.ولی توصیه می کنم تنها سفر نکنید که خوشِ خوشِ خوش نمیگذره!
خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیستساقی کجاست گو سبب انتظار چیستهر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمارکس را وقوف نیست که انجام کار چیستپیوند عمر بسته به موییست هوش دارغمخوار خویش باش غم روزگار چیستمعنی آب زندگی و روضه ارمجز طرف جویبار و می خوشگوار چیستمستور و مست هر دو چو از یک قبیله‌اندما دل به عشوه که دهیم اختیار چیستراز درون پرده چه داند فلک خموشای مدعی نزاع تو با پرده دار چیستسهو و خطای بنده گرش اعتبار نیستمعنی عفو و رحمت آمرزگار چیستزاهد شر
بسم الله
همان‌طور که خیلی دل‌چسب است وقتی از سفر کربلا برمی‌گردی، بعد از اولین نمازی که در ایران - مثلا در مرز شلمچه - می‌خوانی، سر به سجده بگذاری و از دل بگویی اللهم ارزقنی زیارة الحسین فی الدنیا و شفاعته فی الآخرة»، خیلی دل‌چسب است که اگر توفیق یافتی و در ماه رمضان قرآن را ختم کردی، شب یا روز عید فطر، دعای آغاز تلاوت قرآن را بخوانی و شروع کنی: بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین.
پ.ن. گرت هواست که معشوق نگسلد پیوند/ نگاه دار سرر
ای هدهد صبا به سبا میفرستمت// بنگر که از کجا به کجا میفرستمت
حیفست طایری چو تو در خاکدان غم// زاینجا به آشیان وفا میفرستمت
در راه عشق مرحله قرب و بعد نیست// می بینمت عیان و دعا میفرستمت
هر صبح و شام قافله ای از دعای خیر// در صحبت شمال و صبا میفرستمت
تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب// جان عزیز خود به نوا میفرستمت
ای غایب از نظر که شدی همنشین دل// می گویمت دعا و ثنا میفرستمت
در روی خود تفرج صنع خدای کن// کائینه خدای نما میفرستمت
تا مطربان ز شوق منت آگهی دهند
نمیخواستم دست بدم. چون نمیخواستم این آخرین دست دادن باشه. چون میترسیدم. چون میخواستم مثل همیشه پیاده شم‌.
نشستم روی تخت. همون تختی که قلمرو پادشاهی من بود. اما حالا شبیه هیچی نیست جز یه تیکه آهن وسط بیابون. همون قدر بی معنی. بی‌حس نشستم روش. نه در واقع نمیتونم بشینم. دراز کشیدم و زل زدم به دیوار. فکر ها هجوم میارن به سمتم. تنم می‌لرزه. سرم منفجر میشه. دارم به نامه‌ی بعدی فکر میکنم. نمیتونه نامه ای وجود نداشته باشه.
پا میشم وضو میگیرم. حافظ
بسم الله
 
می‌گفتند:دعوایی پیش آمد. پسری پادرمیانی کرد. پسری زد. پسری مُرد. دوست پولدارِ همان پسرِ صواب کرده‌ی کباب شده، بهش گفت تو قتل را گردن بگیر من نجاتت می‌دهم. دیه را می‌دهم آزادت می‌کنم. گردن گرفت. بخاطر دوستش! پشت میله‌ها افتاد. قصاص. حرف خانواده‌ی پسر کشته شده یک کلمه‌ی چهار حرفی بود. قصاص. و لاغیر. پسر از قسمِ دروغینی که برای به گردن گرفتن قتل بود توبه کرد. دوستش دیه را می‌داد و آزادش می‌کرد؟ پسر در زندان حافظ قرآن شد. پسر اعدام شد.
بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید            از یار آشنا سخن آشنا شنیدای شاه حسن چشم به حال گدا فکن         کاین گوش بس حکایت شاه و گدا شنیدخوش می‌کنم به باده مشکین مشام جان   کز دلق پوش صومعه بوی ریا شنیدسر خدا که عارف سالک به کس نگفت       در حیرتم که باده فروش از کجا شنیدیا رب کجاست محرم رازی که یک زمان       دل شرح آن دهد که چه گفت و چه‌ها شنیداینش سزا نبود دل حق گزار من                  کز غمگسار خود سخن ناسزا شنیدمحروم اگر شدم ز سر کوی او چه شد   
اقا یادتون چقدر رفتم اومدم هی گشتم دنبال لباس.بالاخره خریدم.بالاخره.بقیه که هیچی خودمم باورم نمیشد بخرم خخخخخخخخخخ 
خلاصه فکر نمیکنم مغازه ای نرفته باشم خخخ.کلللللل شهر وجب به وجب گشتم.تو عروسی میدونم هر کی لباسشو از کجا و چند خریده خخخخ 
راستی فال هم گرفتم 
اینم عکسش 
فکر میکنید کیه؟
ببرد از من قرار و طاعت هوش// بت سنگین دل سیمین بناگوش
نگاری چابکی شنگی کله دار// ظریفی مهوشی ترکی قبا پوش
ز تاب آتش سودای عشقش// بسان دیگ دایم می زنم جوش
چو پیراهن شوم آسوده خاطر// گرش همچون قبا گیرم در آغوش
اگر پوسیده گردد استخوانم// نگردد مهرت از جانم فراموش
دل و دینم دل و دینم ببردست// بر و دوشش بر و دوشش بر و دوش
دوای تو دوای توست حافظ// لب نوشش لب نوشش لب نوش.
نمیدونم هنوز هم میتونه منو دوست داشته باشه و تحمل کنه یا نه. دلم برا خنده های دلبرونه ی سارا تنگ شده. برای خال شاه عباسی گوشه لباش. برای شیطونیاش. برای ذوق و علاقه اش. برای صداقت و پاکیش. برای منطقی بودنش. برای همه وجودش.با اینکه شیش ماه گذشته و با هم هیچ صحبتی نکردیم. ولی هنوزم وقتی فکر نداشتنش تو وجودم میفته چشام مثل همین الان پر اشک میشه و کیبور رو به زور میبینم.درست میگن که عشق هیچوقت کافی نیست. اگر اونقدر آدم مستقل و پولداری بودم خان
شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت
روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت
گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود
بار بربست و به گردش نرسیدیم و برفت
بس که ما فاتحه و حرز یمانی خواندیم
وز پی اش سوره اخلاص دمیدیم و برفت
عشوه دادند که بر ما گذری خواهی کرد
دیدی آخر که چنین عشوه خریدیم و برفت
شد چمان در چمن حسن و لطافت لیکن
در گلستان وصالش نچمیدیم و برفت
همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم
کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت
شهید راه نابودی اسرائیل
شهید محمد مهدی ل
صابون آووکادو
Avocado Face & Body Soap

پاک کننده ملایم برای پوست صورت و بدن حاوی روغن ۱۰۰ % طبیعی و خالص آووکادو – غنی ازویتامین های A ، B ، D و E با خاصیت مرطوب کنندگی و حافظ طراوت و شادابی پوست.وزن:142 گرم

ادامه مطلب
دو زوج کانال نویس رو می خونم که از طریق وبلاگ با عشقشون آشنا شدن، یکیشون بعد از ۵ سال،الان دو ساله که با هم ازدواج کردن و زوج دیگه هنوز موفق به ازدواج نشدن:)
انقدر عشقشون زیباست و انقدر عاشقانه همو دوست دارن که ذوق می کنم از خوندنشون*__*
چه خوبه که میان تو کانال قربون صدقه ی هم میرن، چه خوبه که متن های خوب و عاشقونه برای هم می نویسن:)
چقدر سخته حتی تصور این که ۵ سال،۳۶۵کیلومتر از عشقت دور باشی.
نوشته بود الان که فاصلمون شده دو وجب، هر صبح خدا رو شکر
دلم تنگ است . حالم خوب نیست . کم آورده ام .سرما خورده ام . جسمی و روحی داغون هستم . کاش بیایی و آرامم کنی . کاش بیایی و دلداریم بدهی . چقدر نشانه می فرستی ؟؟؟ حواسم هست . فکر نکن که نمی فهمم . گزارش چشمهایت . عکسها . پرنده ی حرم رضوی . تسبیح گلی .شعرهای حافظ و حضورت که چقدر نزدیک است . تاکید جمله ی " آدمها بی دلیل سر راه هم نمیان " . لب تاب قدیمی . عکسهای قدیمی . نوشته های قدیمی .
چرا اینقدر از نور گفتی؟ چرا اینقدر از پرنده گفتی ؟ نخستین پر
قلب ماآتشفشانش مهدی صاحب زمان/جسم ماگشته امانش مهدی صاحب زمان/حضرتش مانند شمس وماه تابش میکند/حجت حق در جهانش مهدی صاحب زمان/کعبه هم درانتظار طلعت زیبای او/حق همیشه درفشانش مهدی صاحب زمان/جمعه هااین اشک چشمان مثل زمزم میشود/آن امام درنهانش مهدی صاحب زمان/گریه ها اندر فراقش حالتش یعقوبی است/ذکر ما فیض بیانش مهدی صاحب زمان/شد امید اهل بیت و حافظ قرآن حق/لطف حق درآسمانش مهدی صاحب زمان/دشمنان راحضرت اوخوار ورسوامیکند/تیرحق اندرکمانش مهدی صاحب
سام علیـــــــــــــــــک !
من آمدم. میخوام یکم بنویسم و سریع بروم بخوابم چون فردا صبح باید به دانشگاه بروم.
من شنا بلد نیستم و به همین دلیل کلاس شنای مقدماتی ثبت نام کردم. همان استخر دانشگاه هستیم و حدود 12 جلسه هم بیشتر نیست. لازم بود یاد بگیرم. الان هم خوب پیشرفت کرده ام و تا پایان حتما شناگر میشوم.
دنبال کارهای خوابگاه هستم. نمیدانم چرا امسال اینقدر گیر میدهند. از بس دولت کم پول شده خوابگاه هم به زور گیر می آید.
استادم گفت: تابستان با همین bo
صلاح کار کجا و منِ خراب کجا
ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا
دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس
کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا
چه نسبت است به رندی صلاح و تقوا را
سماع وعظ کجا نغمه رباب کجا
ز روی دوست دل دشمنان چه دریابد
چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا
چو کحل بینش ما خاک آستان شماست
کجا رویم بفرما از این جناب کجا
مبین به سیب زنخدان که چاه در راه است
کجا همی‌روی ای دل بدین شتاب کجا
بشد که یاد خوشش باد روزگار وصال
خود آن کرشمه کجا رفت و آن عتاب کجا
قرار و خواب
آسایش دو گیتی

میز و کرسی آسودگی و عزت ولذت بر چهار پایه
استوار است.

دوپایه اش را مولانا دیده و دوتا دیگه را
حافظ کشف کرده است.

 

مولانا : " مرنج ومرنجان "

تو چه دانی که ما چه مرغانیم

زیر لب هر نفس چه میخوانیم

 تا در این صورتیم از کس ما

هم نرنجیم و هم نرنجانیم

حافظ : " بنوش و بنوشان "

ای نور چشم من سخنی هست گوش کن

چون ساغرت پر است بنوشان و نوش کن

 

بزرگ مردپارسایان امیر مومنان  فرمود:

بگذار و بگذر.

و حضرت دوست ؛ یزدان حکیم  و مهربان فرمود:

خذ
در دورانی که مشغول حفظ قرآن بودم، چه بسیار دوستانی داشتم که پس از سالها هم نشینی با قرآن لحظه ای درنگ کردند و از خود پرسیدند، من این همه قرآن حفظ کردم ؛ که چه؟! و چون جوابی برای این سوال نداشتند، به راحتی از حفظ قرآن، این سرمایه ی بی انتها، فاصله گرفتند و هر آنچه داشتند را به فراموشی سپردند. این موضوع، نقش مربی را در ایجاد انگیزه برای حفظ قرآن بسیار روشن میکند.
برای حفظ قرآن روایات زیادی نقل شده است. مانند اینکه پیامبر اکرم فرمودند قرآن بخوانی
امروز به مامان میگم : مامان، به نظرت نامنظم بودن من بده؟
میگن : آره
میگم: حافظ میگه فکر معقول بفرما، گل بی خار کجاست؟ این خار منه مامان :)) اشکال نداره زیاد :))
میگن: ما گل که میخریم با سر قیچی خار هاشو جدا میکنیم
من :))))

زنگ زدم به آبجی بزرگه. میگم چه انتقادی داری به من؟
میگه چه یهویی. چه انتقادی؟
میگم هرچی! چه بدی ای دارم؟
میگه هیچی یادم نمیاد
میگم نامنظم نیستم؟
میگه نه. اون که بدی نیست.
خندیدم. میگم : میخواستم برات بخونم فکر معقول بفرما، گل بی خا
امن‌ترین خودروهای سال ۲۰۱۹
مرسدس بنز مدل کلاس A ـ بهترین خودرو خانوادگی کوچک
در میان "خودروهای خانوادگی کوچک"مرسدس بنز کلاس A به عنوان بهترین خودرو در رتبه اول قرار گرفته است. فن‌آوری ایمنی این خودرو در سوانح رانندگی با ضریب ۹۶درصد حافظ جان سرنشین بزرگسال است. علاوه بر آن بنز کلاس A دارای فن‌آوری پیشرفته ترمز، فن‌آوری اخطار همیار راننده به هنگام انحراف از خطوط یا خستگی راننده می‌باشد.
ادامه مطلب
روز عاشورا بود و در مراسمی به همین مناسبت به عنوان سخنران دعوت داشتم، مراسمی خاص با حضور تعداد زیادی تحصیل کرده و به اصطلاح روشنفکر و البته تعدادی از مردم عادی، نگاهی به بنر تبلیغاتی که اسم و تصویرم را روی آن زده بودند انداختم و وارد مسجد شده و در گوشه ای نشستم، دنبال موضوعی برای شروع سخنرانی خودم می گشتم، موضوعی که بتواند مردم عزادار را در این روز خاص جذب کند، برای همین نمی خواستم فعلا کسی متوجه حضورم بشود، هر چه بیشتر فکر می کردم کمتر به نت
تعداد بشاراتى که از پیامبر اکرم ( ص) درباره حضرت مهدى علیه السلام وارد شده، بیش از آن است که در این مختصر گنجانده شود، ما از میان این احادیث تنها به ذکر چهل حدیثى که حافظ ابونعیم اصفهانى (متوفى 430هـ ) در کتاب اربعین حدیث فى المهدى -که البته آن غیر از کتاب دیگر وی به نام: ذکر المهدى و نعوته و حقیقة مخرجه می باشد- جمع آورى کرده، اکتفاء مى کنیم.
  مرحوم على بن عیسى اربلى در کتاب کشف الغمه مى نویسد: چهل حدیث درباره مهدى موعود به دست آورده ام که حافظ اب
نوزدهمین جشن حافظ 98 (دنیای تصویر) به دبیری امید معلم برگزار شد. این جشن با هدف بررسی اکرانِ سالانه سینما و تلویزیون ایران برگزار شد. در ابتدای جشن ایمان معلم روی سن آمد و از طرف مرحوم علی معلم به حاضرین خوش‌آمد گفت. پس از وی رضا یزدانی به اجرای قطعاتی پرداخت. امید معلم، دبیر این جشن نیز طی سخنانی بر استقلال جشن حافظ و هیئت داوران تاکید کرد. هیئت داوران نوزدهمین جشن حافظ به قرار جواد طوسی، محمدرضا لطفی، سید آریا قریشی، آذر معماریان، امید معلم،
ای پیک راستان خبر یار ما بگو
احوال گل به بلبل دستان سرا بگو
ما محرمان خلوت انسیم غم مخور
با یار آشنا سخن آشنا بگو
برهم چو می‌زد آن سر زلفین مشکبار
با ما سر چه داشت ز بهر خدا بگو
هر کس که گفت خاک در دوست توتیاست
گو این سخن معاینه در چشم ما بگو
آن کس که منع ما ز خرابات می‌کند
گو در حضور پیر من این ماجرا بگو
گر دیگرت بر آن در دولت گذر بود
بعد از ادای خدمت و عرض دعا بگو
هر چند ما بدیم تو ما را بدان مگیر
شاهانه ماجرای گناه گدا بگو
بر این فقیر نامه آن محت
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
 
واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
 
بیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند
 
باده از جام تجلی صفاتم دادند
 
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
 
آن شب قدر که این تازه براتم دادند
 
بعد از این روی من و آینه وصف جمال
 
که در آن جا خبر از جلوه ذاتم دادند
 
من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب
 
مستحق بودم و این‌ها به زکاتم دادند
 
هاتف آن روز به من مژده این دولت داد
 
که بدان جور و جفا صبر و ثباتم
انسان ذاتا در فضا زندگی می کند در فضا تصور می کند و در فضای خیالی سیر
می کند، فضا بخشی از وجود انسان است که لاجرم خاطرات و حتا احساسات را با خود حفظ
می کند. اما همانطورکه  فضای انسانی با
خاطرات و احساسات ممزوج می شود انسان به آسانی برای احساسات نیز فضا می آفریند. بدین
سبب گویندگان شهر را می توان معمار دانست.
 
دو بیت از (حافظ) :
 
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

 آیا
بود که گوشه چشمی به ماکنند . . .
و
طربسرای محبت کنون شود معمور

 که
طاق ابروی یار من
برای آشنایی بیشتر با خیابان جمهوری و خرید خانه در این منطقه حتماً تا پایان گزارش با ما همراه باشید.خرید خانه در خیابان جمهوری می تواند مزایایی بسیار داشته باشد. خیابان جمهوری اسلامی یکی از خیابان‎های قدیمی تهران است که در گذشته به نام‎های خیابان شاه، شاد‎آباد و استانبول خوانده می‎شد و جزو خیابان‎های اصلی مناطق 11 و 12 پایتخت بوده است. این منطقه با خیابان‎هایی از جمله ولیعصر، کارگر جنوبی، ملت و اکباتان هم‎جوار است.
موقعیت جغرافیایی منطق
امام جمعه محله سورو خبر داد؟؟
شیخ فهیمی گفت: همایش بزرگ تجلیل از حافظان و قرآن آموزان اهل سنت کشور به میزبانی محله سورو در بندرعباس برگزار می شود.
به گزارش شریعت نیوز شیخ  محمد صدیق فهیمی »، امام جمعه اهل سنت محله سورو  اظهار کرد: در این همایش از 100 نفر از حافظان و قرآن آموزان اهل سنت استان های هرمزگان، گلستان، مازنداران، گیلان و خراسان تجلیل خواهد شد.
وی، شناسایی و تکریم حافظان و قرآن آموزان، ترویج فرهنگ قرآنی در جامعه و تشویق افراد به وی
السلام علیک یا مولای یا صاحب العصر و امان عجل‌الله فرجک
سلام؛ شهادت حضرت جواد الائمه ابن الرضا علیه‌السلام رو تسلیت عرض می‌کنم؛ بسم‌الله.
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.

بسم‌الله الرحمن الرحیم
 
بیا که ترک فلک خوان
السلام علیک یا مولای یا صاحب العصر و امان عجل‌الله فرجک
سلام! نیت کنید و بسم‌الله.
 
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.

بسم الله الرحمن الرحیم
 
غم زمانه که هیچش کران نمی‌بینم       
دواش جز می چون ارغوان نمی‌بینم
 
به ترک
بسم الله
علاقه ام به انگور شاید بر میگرده به کودکی و نهالی که یه روز بابا توی پیت حلبی آورد  خونه و کاشت بالای سر بوته محمدی .
با هم بزرگ شدیم ولی اون علاقش به سرک کشیدن تو آسمون خیلی بیشتر از من بود و رفت تا پشت بوم و من ته تهش دستم به شاخه های یه کم بالاتر از طبقه اول هم رسید .
عاشق اون برگای نو رس بودم که بیشتر به فسفری میزد تا سبز ، و خراب اون دونه های مثل زبرجد که میچسبوندم به چشمم تا توش رو ببینم .عاشق اون ساقه های فر خورده که میتونست ساعت ها در
اگر لازمۀ بسیجی بودن، داشتن کارت عضویت نباشد، اگر بسیجی بودن را به داشتن یونیفورم نظامی محدود نکنیم، اگر منع قانونی در کار نباشد و اگر اقدامی خودخواهانه تلقی نشود؛ رئوفِ یک لاقبای این وبلاگ هم یه جورایی خودش را بسیجی می داند و افتخار دارد تا در صف بسیجی های مخلص، تک تک برادران عزیز سپاه را – با هر رتبه و درجه ای که باشند- فرماندۀ خود صدا بزند.
با این رخصت، فرصت را غنیمت می شمارم و با اجازۀ بسیجی های غیرتمند، از موضع یک عضو ساده، به سردار جعف
السلام علیک یا مولای یا صاحب العصر و امان عجل‌الله فرجک
سلام
آخرین جمعه‌ی تیرماه ۹۸؛ بسم‌الله.
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.

بسم‌الله الرحمن الرحیم
 
به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد        
تو را در این سخن انک
جان بی جمال جانان میل جهان ندارد هر کس که این ندارد حقا که آن ندارد با هیچ کس نشانی زان دلستان ندیدم یا من خبر ندارم یا او نشان ندارد هر شبنمی در این ره صد بحر آتشین است دردا که این معما شرح و بیان ندارد سرمنزل فراغت نتوان ز دست دادن ای ساربان فروکش کاین ره کران ندارد چنگ خمیده قامت می‌خواندت به عشرت بشنو که پند پیران هیچت زیان ندارد ای دل طریق رندی از محتسب بیاموز مست است و در حق او کس این گمان ندارد احوال گنج قارون کایام داد بر باد در گوش دل فر
چو به کار قتل خویشم همه در حیات عشقمبی‌خودی چو قسمتم شد همه در جهات عشقم   سوی من نگیرد آدم که سویی ندارد این کممن سوی شما بگیرم که دم نجات عشقم به شبان به روح خیزم که زمامدار روحمبه زبان روح گویم که شه فلات عشقم زاهدان و حلقه‌بازان هر شبی به جوب ریزمعاقلان به مرگ بیزم که دم ممات عشقم شاعران و لغوگویان که دُم دراز دارندهمه را لگام گیرم، چه گویی که لات عشقم خامشان به خواب بخشم هدیه‌های لامکانیهر که جان دهد جهانی بدهم که ذات عشقم حافظ صفات
Your browser does not support the audio element.
وقتى در قطعه‌‌ آبى» در کنار حافظ و شاهین نجفى، قرآن و محمد مى‌‌آیند یعنى مخاطب باید حواسش جمع باشد هنر درهایش باز است. زیبایى را نه فقط کشف که باید اختراع کرد. مخاطب باید بفهمد جمع نقیضین یعنى فهم دوباره‌‌ چیزها. قرآن با جَز jazz»  یا گیلکى و موسیقى کلاسیک! اگر برایم زیبا باشند حتما  مورد توجه من خواهند بود. آنچه من از خوانش قرآن و مقام‌‌هاى عربى مى‌‌شناسم زیبا‌شناسی است نه اعتقادى! آسمان را اینگونه باید به
این یک چالش ادبی است. با یک بیت شعر شروع می‌شه و تا یک ماه هم ادامه خواهد داشت.
حرف اول هر بیت شعر باید حرف آخر شعر نفر قبلی باشد. فرقی هم ندارد اشعار شعرای بنام مثل حافظ، سعدی، مولوی و فردوسی و غیره باشد یا شعر نو شاعران معاصر. موضوع شعر هم آزاد است، اگر قصد شرکت در این مشاعره را دارید حتما اسم شاعر شعر را هم بنویسید. در ضمن همه نظرات و پیام هم بدون تایید نمایش داده خواهند شد.
پس به این چالش وارد بشید، از شاعران مورد علاقه تون شعر نقل کنید؛ یادتو
 
ما پیروز میشیم و پیروزی مونو باهم جشن می گیریم
♡♡
 
برو بکارِ خود ای واعظ این چه فریاد است مرا فتاده دل از ره تو را چه افتاد است میانِ او که خدا آفریده است از هیچ دقیقه ای است که هیچ آفریده مگشاد است برو به کار خودت ای واعظ ،
به من نصیحت کردن و سرم داد زدن برای چیست؟
من دلباخته ام
و این دل من است که از نظم و انتظام خارج شده یعنی حال عادی و
طبیعی خود را از دست داده است.
به تو چه رسیده است که این همه ملامتم می کنی و فریاد به سرم می زنی؟
از عاشقی و ر
شیائومی همانطور که وعده داده بود امروز از جدیدترین گوشی گیمینگ خود، Black Shark 2 Pro با مشخصات بالاتر در مقایسه با بلک شارک 2 که اوایل سال 2019 معرفی شده بود، رونمایی کرد. این گوشی هم مانند رقیب خود، یعنی ROG Phone II دارای تراشه اسنپدراگون 855 پلاس می‌باشد و از حافظ 256 گیگابایتی UFS3.0 بهره می‌برد.
بلک شارک 2 پرو دارای یک صفحه نمایش 6.39 اینچی AMOLED با رزولوشن FHD+ است که از HDR پشتیبانی کرده و دارای سرعت پاسخ لمس 34.7 میلی ثانیه می‌باشد. این نمایشگر با الگوریتم&zwn
مهمونی های کریسمس رو که یادتون هست؟ که چقد به نظر من مهمونی هاشون کسل کننده و خستگی آور بود و با جنی در موردش حرف زده بودم و گفته بود که روتین مهمونی های اینجا همینه و منم در مورد مهمونی ها و مراسم هامون گفته بودم که معمولا خیلی با اینجا متفاوته. 
چند وقت پیش هم با شوآن در مورد مراسم های مختلف شادی تو چین حرف زدیم و دیدم اونا که دیگه خیلی خشک و رسمی تر برگزار میکنند.
همه اینا انگیزه ای شد واسه برگزای یه مهمونی به سبک ایرانی و خب چی بهتر از مهمونی
السلام علیک یا مولای یا صاحب العصر و امان عجل‌الله فرجک
 
سلام
نیت کنید و بسم‌الله.
 
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.

بسم‌الله الرحمن الرحیم
 
ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی
لطف کردی سایه‌ای بر آفتاب انداختی
 
ت
داستان درس خواندن در دانشگاه برایم همیشه داستانِ غریبی بوده و هست.اینکه زندگی هزار نکته ظریف و زیبا دارد و کنکور و دانشگاه و حتی مدرسه ها از ما میخواهند فقط روی درس تمرکز کنیم که عافیت همان جاست.اما عافیت آن جا هم نیست.من وبلاگ یکی از بچه های سال هفت رو میخونم.این دختر خانم سال هفتمِ پزشکی در شهر خودشونه .اما نوشته هاش جوریِ که انگار داره برای جنگ آماده میشه و همه ی این ها برای امتحان تخصص دادنه.من کاری به ارزش اخلاقی و عظمت علم ندارم و معتقدم
درود بر همه ی همراهان عزیز کانال مرجع معجزه زیباییاز این پس میتوانید روغن خراطین کاملا سنتی و بسیار موثر را از فروشگاه اینترنتی امیر حافظ تهیه کنید.
برنامه این محصول رو تقریبا یکسال هست که داریم،ولی به دلیل شلوغی در فروش پکیج های ۸کاره و ۱۰ کاره،نتونسته بودیم ارائه کنیم،حالا اما شرایط برای ارائه این محصول بسیار عالی مهیا شده فروش برای مصرف کنندگان به صورت تکی وبرای فروشندگان به صورت عمده(50 عدد به بالا) موجود میباشد.
جهت سفارش میتوانید با ش
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست
سخن شناس نه‌ای جان من خطا اینجاست
 
سرم به دنیی و عقبی فرو نمی‌آید
تبارک الله از این فتنه‌ها که در سر ماست
 
در اندرون من خسته دل ندانم کیست
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
 
دلم ز پرده برون شد کجایی ای مطرب
بنال هان که از این پرده کار ما به نواست
 
مرا به کار جهان هرگز التفات نبود
رخ تو در نظر من چنین خوشش آراست
 
نخفته‌ام ز خیالی که می‌پزد دل من
خمار صدشبه دارم شرابخانه کجاست
 
چنین که صومعه آلوده شد ز خون
زان یار دلنوازم شکریست با شکایتگر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردمیا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کسگویی ولی شناسان رفتند از این ولایت در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجاسرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت چشمت به غمزه ما را خون خورد و می‌پسندیجانا روا نباشد خونریز را حمایت در این شب سیاهم گم گشت راه مقصوداز گوشه‌ای برون آی ای کوکب هدایت از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزودزنهار از ای
السلام علیک یا رسول الله(ص)
خاک از برکت تو مسجد رحمانی شد
نور توحید به قلب بشر ارزانی شد
 
خواست حق، جلوه کند روشنی توحیدش
قلب پر مهر تو از روز ازل بانی شد
 
ذکر لب های تو سرلوحه‌ی تسبیحات است
عرش با نور نگاه تو چراغانی شد
 
قول و افعال و صفاتت همه نور محض اند
نورت آئینه‌ی آئین مسلمانی شد
 
به سراپرده‌ی اعجاز و بقا ره یابد
هر که در مذهب دلدادگی ات فانی شد
 
خواستم در خور حسن تو کلامی گویم
شعر من عاقبتش حسرت و حیرانی شد
 
ای که مبهوت تو و وصف خطی ا
مسئله ورزش از همان کودکی در احمد شکل گرفت‌ من هم به فوتبال ، دو  و شنا  علاقه داشتم. از همان کودکی هروقت میخواستم با دوستان فوتبال بروم احمد را هم می بردم.
از همان جا عشق  فوتبال در احمد شکل گرفت‌ آرام آرام فوتبالش خوب شد تا جایی که برای تیم منتخب استان قم دعوت شد. 
آمد پیش من و گفت: بابا چه کار کنم؟
گفتن: تصمیم با خودته. اگه خواستی برو فوتبال، اگرم خواستی برو موسسه برای حفظ قرآن.
چون مسئله حفظ قرآن پیش آمد فوتبال را تعطیل کرد.
راوی: پدر
شهید مدا
حسابی خرد شده‌ام. دیگر به هیچ‌کار نمی‌آیم. درست یادم نیست که کدام روز از پاییزِ پارسال بود که یاد امروزم افتاده بودم: واضح، چون جریان آب. اما آن‌روزم فراموش شده است: غریب، چون سنگی با بارانِ دیشبش. تنها صدایت را به یاد دارم. از آنوقت، اینجا همیشه دستی، ردّ حرفِ آخرش را بر سینه‌ی سطحی تجدید می‌کند که: "نه". و هربار که به تحلیل آن ردّ نامیرا ایستادم، روشنم شد که این ماده حل نشدنی است.
خواسته و ناخواسته، هر چه که باشد فاجعه‌ای به بار آمده است. فا
    
   
  
توو خونه ما اینجوریه که غروب ، طرف داره از گرسنگی میره توو کُما ، ولی حاضر نیست یه تی به خودش بده و بره یه لقمه نون و پنیر بخوره.
منتظر میشن یکی  از سرکار  بیاد و گشنش باشه، سفره پهن کنه تا بیان و از گشنگی نجات پیدا کنن! این مطلب رو بسط بدید به تقریبا کل اعضای خونه :|
 
یکی دیگه از آپشنای خونه ما اینه که به کسی پول دادی دیگه تقریبا باید قید پولتو بزنی :| به طور مثال شما میگی مودم خراب شده من مودم میخرم ولی هزینه ش رو تقسیم کنیم و همه هم
از صبح تا حالا این مصرع توی ذهنم پشت سر هم تکرار میشه: 
دنیا وفا ندارد ای نور هر دو دیده*
دنیا وفا ندارد ای نور هر دو دیده
دنیا وفا ندارد ای نور هر دو دیده
دنیا وفا ندارد ای نور هر دو دیده
 
این تفکر که اگه ما خوب باشیم و خوبی کنیم، دنیا بر وفق مراد ما می چرخه و همه قدرمون رو می دونن؛ اگه نگم هیچ وقت باید بگم خیلی وقت ها درست نیست. این دنیای بی وفا اونقدر که با شیادهاست با بقیه نیست!
درسته خدا عادله ولی به عینه بهم ثابت شده که برخلاف ما صبوره؛ خیلی خ
سلام
وقتی حاج محسن در جلسه ی دیدار خصوصی اش با حافظ اسد حرف از موشک زد، چهره ی اسد در هم رفت و به لطایف الحیل بحث را عوض کرد.
حاج محسن هم صلاح ندید حرفش را پی بگیرد. بعد از جلسه، اسد همه ی ده دوازده نفر سران و بدنه ی دولت و ارتش را مرخص کرد. حتی دستور داد که مترجم ها هم بروند. آن وقت روبروی حاج محسن نشست و به عربی گفت: "مگه نمی دونید سوریه پر از جاسوسه که توی جمع عمومی حرف از موشک می زنین؟!"
و در ادامه توضیح داد که ما به دلیل شرایط جنگی فعالی که با اسرا
 
شرایط زندگیه آدما تغییر میکنه ، چ خوب چ بد سختی و راحتی ، خوشی و ناخوشی گذراست این ماییم که ماندگاریم چون عاشقیم و محبت بینمونه عزیزم
❤❤(::)
 



 
+با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی

تا بی‌خبر بمیرد در درد خودپرستی


عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید

ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی
* خواجه حافظ شیرازی

 
 
امشب ددلاین آخرین پروژه‌ی این ترمه و فردا قراره برم دانشگاه که استاد منو ذبح کنه به دلیل غیبت طولانی و بی‌خبرم. البته که استاد خیلی مهربون‌تر از این حرفاس، ولی خودم نسبت به این که این چند روز نرفتم دانشگاه اصلا حس خوبی ندارم.
پروژه‌هه این جوریه که تقریبا ۶ سری داده به ما دادن(مربوط به تمرین‌های طی ترم) بعد الان گفتن برای یکی از داده‌ها یه مدل مناسب پیشنهاد بدید و استدلال کنید چرا مناسبه و نتیجه رو هم تحلیل کنید و با تمرینی که قبلا انجام دا
 
 
در مسیر برگشت از قله دماوند، کوهنورد جوانی را مشاهده کردم که آشغال‌های مسیر را داخل کیسه‌ای جمع‌آوری کرده و پایین می‌آورد. با دیدن این صحنه از یک طرف خوشحال و از طرف دیگر ناراحت شدم. خوشحالی من به خاطر اینکه جوانی را دیدم که با توجه به خستگی راه در حفظ طبیعت کوشا بود و مسیر را پاکسازی کرد و ناراحتی من به خاطر اینکه عده‌ای در نابودی طبیعت کمر همت بستند و فقط شعار می‌دهند و هنوز به شعور نرسیدند. جلو رفتم بعد از سلام و احوالپرسی و تقدیر از
شده هرگز دلت مال ِ کسی باشد که دیگر نیست؟







نگاهت سخت دنبال ِ کسی باشد که دیگر نیست؟



برایت اتفاق افتاده در یک کافه ی ِ ابری







ته ِ فنجان ِ تو فال ِ کسی باشد که دیگر نیست؟



خوش و بش کرده ای با سایه ی ِ دیوار وقتی که







دلت جویایِ احوالِ کسی باشد که دیگر نیست؟











چه خواهی کرد اگر هربار گوشــــی را که برداری







نصیبت بوقِ اشغالِ کسی باشد که دیگر نیست؟











حواس ِ آسمانت پرت روی ِ شیشه های ِ مه







سکوتت جار و جنجالِ کسی باشد که دیگر نیست

آقای محترم، من بنا به خواسته تان آدرس و شماره تلفن های استان مورد نظر شما را در پایین پست خواهم کرد. اما توجه داشته باشید که دوست روانکاو من که سالهاست تخصص و تجربه دارد، به شما توصیه کرد باید رودر رو (بالینی) مورد معالجه قرار بگیرید. شما با تلفن چند دقیقه ای نمی توانید بیماری که از زمان کودکی و به مدت سی و چند سال داشته اید را مداوا کنید! رئیس بهزیستی شهرستان اردل خیابان طباطبایى، روبروى آموزش وپرورش 6222199-0382 رئیس بهزیستی شهرستان بروجن بلوار
در این پست 55 فایل صوتی از قاری و حافظ محترم مهدی فروغی برایتان آماده کرده ایم.هر فایل حدود سه صفحه ترتیل را شامل میشود که در مجموع حدود 9 جزء قرآن محسوب میشود. اسم هر فایل شماره صفحه قرآن عثمان طه میباشد. اکثر این فایل ها در ماه مبارک رمضان ، در حرم حضرت معصومه (س) ضبط شده است.
برای دانلود روی این متن کلیک کنید. 
حجم فایل: 548 مگابایت
رمز فایل: zakery.blog.ir
لازم به ذکر است 5 جزء آخر قرآن در استودیو توسط این قاری ارجمند ضبط و منتشر شده است که میتوانید با کل
می‌گفتن ایرانی‌ها طوری سریال اوشین(سال‌های دور از خانه) را سانسور کردند که ژاپن درخواست داده که سریال سانسور شده را دوباره از ما بخره.
هرچند بعدها مشخص شد که این مورد هم شایعه‌ای بیش نبوده اما قصد دارم در ادامه به مناسبت عید فطر از هوشمندانه‌ترین سانسور تاریخ ادبیات خودمان بنویسم.
در این مورد هم مانند شایعه فوق‌الذکر ماحصل کار سانسور نه تنها معروف‌تر از نسخه‌ی اصلی بلکه زیبا‌تر و دلنشین‌تر هم شده است.
سانسورچی که نامش برای من معلوم ن
مایک پامپئو»، وزیر خارجه آمریکا در مصاحبه‌ای با شبکه خبری بلومبرگ گفته دوست دارد به ایران سفر کند. پامپئو که با تلویزیون بلومبرگ صحبت می‌کرد، گفت: مطمئناً، اگر ضرورت داشته باشد، با کمال میل به آنجا می‌روم. دوست دارم فرصتی باشد و [به ایران] بروم. نه برای اینکه صحبت‌های تبلیغاتی بکنم، بلکه حقایق را به مردم ایران درباره اینکه رهبرانشان چه کار کرده‌اند و چطور این موضوع به ایران لطمه زده، بگویم.»پامپئو قبل از حضور در این سمت، زمانی که نمای
قرار بود من» در حافظیه ی شیراز باشم ؛ تو با قطاری از مسکو بیایی!
شبی خوش از بهار و ‌باد و باران! شاید ساقدوشی مست از پاریس برایمان شرابی گس، عطری دلاویز، کمی هم لبخند زیتون بیاورد.
باز یادم می‌آید ، قرار بود، انگشتری از غزل های حافظ به دستت کنم و با فالی سرخ شعر زندگی را با هم آغاز کنیم!
چه کنیم!
 در هر سه کشور انقلاب شد!
بر روسیه، سرخ ها حاکم شدند.
در فرانسه، عاشقان، سر بر گیوتین دادند.
و در ایران؟ البته که می دانی چه شد!
سالهاست که تو در ک
تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست
           دل سودا زده از غصه دو نیم افتادست
زلف مشکین تو در گلشن فردوس عذار 
           چیست طاووس که در باغ نعیم افتادست
دل من در هوس روی تو ای مونس جان
          خاک راهیست که در دست نسیم افتادست
همچو گرد این تن خاکی نتواند برخاست  
          از سر کوی تو زان رو که عظیم افتادست
ایستاده‌ام روبروی گلدان‌رز‌های قرمز و با قیچی شاخه‌های بلندشان را کوتاه می‌کنم، خار یکی از گل‌ها در انگشت سبابه‌ام فرو می‌رود، عینک دایره‌ایم را بالاتر می‌آورم و موهای افتاده بر گوشه‌ی چشمانم‌ را به کناری می‌زنم، با دقت خار را از دستم بیرون می‌کشم و دوباره به سمت شاخه‌ی رز گوشه‌ی گلدان خم می‌شوم که گوشه‌ی روسری گلدار سفیدم کشیده می‌شود، می‌چرخم و آلفرد خندان را مقابلم می‌بینم، بعد از سلام و احوال‌پرسی حال مادرش را می‌پرسم و
کی به حجله کی به حجله شازده دوماد با زنش کی بگرده دوره حجله خواهر کوچیگ ترش*** جینگ جینگ ساز بیارو از بالی شیراز بیار سوریا گویید مبارک بادا ایشالا مبارک بادا *** آقوی سبا جووووونه صبا از ما به چند از ما به یکیک ماه تیز کنم ریز کنم پیش بیبیم ببرم او نخوره من چه کار کنم *** اسب آوردیم تو حیاط عروس خانم شد سوارخیر بیبینی ننه ی عروس ای گل از خونت در آد *** در خونه ی عروس خانم آب رکنی رد میشه چوب ب یارید پل ببندید عروس خانم رد بشه*** راه شیراز دوره و آ
از خونه که میومدم بیرون، مامان توی حیاط، روی تک‌پله‌ی جلوی راهرو نشسته بودن. حیاطِ تمیز و جاروزده، هوای فوق‌العاده و سکوت خوشایندی که جریان داشت، به‌نظرم می‌تونست عصر دل‌انگیزی رو رقم بزنه. دیروز که خونه بودم، پریروز که گردش بودم و حتی نیم ساعت قبلش که اومده بودم خونه این احساس رو نداشتم، ولی الان که داشتم می‌رفتم بیرون، فضایی رو حس کرده بودم که پرتم کرده بود به روزهایی که خونه‌مون طبقاتی نبود، زیر تاک انگور، تو اون سایه‌های خال‌خال
ما فدائیانِ ه کسره!
اصلا نفهمیدیم از کجا شروع شد. آن‌قدر تدریجی بود که یکهو به خودمان آمدیم و دیدیم که داریم پیام‌هایه تبریکه ساله نو» را جواب می‌دهیم. این لعنتی‌ها کارشان را خوب بلد بودند؛ قبل از اینکه ما بتوانیم حرکتی بکنیم، شبیخون می‌زدند و همه جا را تسخیر می‌کردند.
آنها جنگ روانی را هم بلد بودند. آدم‌هایی که دوستشان داشتیم را می‌بردند سمت خودشان تا از آنها برای ضربه زدن به ما استفاده کنند؛ و اینگونه ما ارتباطمان با صمیمی‌ترین دوست
 
در مقابل دیدگاه تولستوی، که هنر را تلاشی برای ترویج ارزش های اخلاقی و اجتماعی می داند، گروهی (مدافعان مکتب هنر برای هنر») قرار می گیرند که اعتقاد دارند این تعریف، هنر چیست؟» نیست؛ بلکه تعریف هنر چه باید باشد؟» است. از نظر آنها به هنر، تنها نباید از دید وسیله ای برای انتقال ارزش های اجتماعی نگاه کرد و چه بسا آثار هنری ای که هیچ ارزش اجتماعی یا اخلاقی را تبلیغ نمی کنند و یا حتّی در مقابل ارزش های اجتماعی، به پا می خیزند و در عین حال، از نظر هنر
خوشحالم، برای چشمان ذوق کرده‌ی بچه‌ها هنگام تدریس خوشحالم‌!
 با همین حسی که طعم آلوچه‌های باغ مادربزرگ را می‌دهد از کلاس بیرون می‌زنم و سنگ‌فرش‌های کنار خیابان حافظ را برای هزارمین‌بار به ذهن می‌سپارم ، روبه‌روی کتابفروشی آقای فرازمند لحظاتی می‌ایستم و ناگهان در یک تصمیم آنی خودم را وسط قفسه‌های کتابفروشی می‌یابم ، یک کتاب روی قفسه‌ها عجیب دلبری می‌کند !
پیراهن آبی گلدارم را از کمد بیرون می‌کشم ، دستانم را دور چای هل‌دار گیلا
گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید
هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور / حافظ

راه دشواری را در پیش گرفتم. راهی دراز و اکثرا مه آلود که حتی تا دو متری قدم
هایم را به سختی میبینم. گاهی روز ها که از سرزمین های قحطی زده میگذرم از
شکمم بانگ گرسنگی برمیخزد و لب هایم فریاد العطش میزند. بعضی شب ها که با
صدای زوزه ی گرگ ها از خواب میپرم تا صبح نمیتوانم چشم بر هم بگذارم. گاهی
روز ها که برق تیغ راهن به طمع غارت مال و منالم میدرخشد تکان های وحشت
ر
معشوق پاییزی من، سلام!
بخوان فال حافظی را که در عصر پنج‌شنبه‌‌ای بهاری، کنار فنجانی موسیقی و مچاله شده از سوزِ سرمای نبودنت به یادگار زده‌ام! 
بخوان‌ جانم که تعبیرش همه تویی و تو.
ما بی‌غمانِ مستِ دل از دست داده‌ایم 
همراز عشق و هم‌نفسِ جام باده‌ایم
بر ما بسی کمان ملامت کشیده‌اند 
تا کار خود ز ابروی جانان گشاده‌ایم‌
 ای گل تو دوش داغ صبوحی کشیده‌ای
 ما آن شقایقیم که با داغ زاده‌ایم
 پیر مغان ز توبه ما گر ملول شد
 گو باده صاف کن که به
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب