نتایج پست ها برای عبارت :

توکه میری میگی اینا حق منه هنو حلقت تو دست چپه منه

دانلود آهنگ اقرار عباس ای اس
abas as - eghrar
 
تو که ميري ميگي اينا حق منه هنوز حلقت تو دست چپ منه
انقد روت حساس بودم که میخوردش زمین فک همه
از وقتی رفتی ته ریش میزارم شبا چتو لش تا پنج شیش بیدارم
ميگي نرو مگه دست منه دستام دستاتو پس میزنه
انتظار ندارم من نه نمیخوام بگه غلط کردم
نمیخوام دیگه تو روم وایسه بگه سر تو هر کاری میشد کردم
نمیخوام دیگه ادا اطواراشو نمیخوام دیگه ببوسم لباشو
من یه آدم خل ردیم که نمیخوام کنارم راه رفتناشو
 
برای دانل
دیدین سطح آب چقدر گول زننده هست؟ ميري جلو ميري جلو فکر می‌کنی هنوز زیاد فاصله نگرفتی از ساحل ، ادامه میدی ميري جلوتر از دور نگاهت میفته به یه موج بلند, سرجات وایمیستی، دو دل میشی بری جلو تر یا نه.یه نگاه به پشت سرت میندازی، فاصله ت زیاد شده تا نقطه امن. موج نزدیکتر شده و بعد. خاطرات همینن. خوب که فاصله گرفتی یهو زیر پات خالی میشه. واسه همینه میگن طرف غرق خاطرات شده.
خیلی بهم ریختم امشب.خیلی.ولی خوبم الان.حالم بهتره.+گاهی وقتا یه حرفایی هرچقدر هم كه ساده باشه بدجور دل ادم میشكنه.خیلی دلم شكست امشب.اشك تو چشام جمع شد.ولی با وجود همه اينا یه خوبی كه وجود داشت این وسط این بودش كه دیگه مُرد واسه من.+امشب ارزو كردم واسه همیشه دور شم از این شهر.اونقدر دور شم كه دست هیچكس بهم نرسه. 
بسم الله


Goodfellas
1990

همه مقصریم.
رفقای خوب، روایتِ جنبه‌هایی از زندگیِ رفقایِ خوبی بود که همیشه هم دوست نداشتند خوب باشند. بیشترین مساله‌ای که در این فیلم و فیلم من را زجر داده، بازیِ به شدت طبیعی و آزاردهنده‌ی Joseph pesci بود. این بشر من را دیوانه کرد. به حدی خوب از پسِ نقش برآمده بود و به حدی عالی روی اعصابم می‌دوید که در جایی از فیلم دلم می‌خواست فریاد می‌زدم اسکورسیزی جلوی دهان این دیوانه را بگیر.
اسکورسیزی در اینکه حرفش را در حلقت فر
یه موقع هایی خدا به زور بغلت میکنه
تو گریه میکنی
ميگي: نمیام .منو بذار زمینمیگم بذارم زمین
نمیذاره
ورت میداره با خودش میبرتت 
توی بغلش دست و پا میزنی 
ميگي: ولم کن میگم میگم نمیام
ولت نمیکنه
عینهو بچه ها لج بازی میکنی،نق میزنی، دری وری ميگي
لبخند میزنه بهت
بعدش که یکم میگذره تازه میفهمی چیکار کرده برات
خیلی کیف میده .خیلی . وقتی میفهمی انقدر حواسش بهت هست.
خندم گرفته از خودم.
از بچه بازیام.
 
 
 
بعضی از آدمها مثل یک آپارتمان هستند
 
مبله . شیک . راحتاما دو روز که توش زندگی میکنی ، دلت تا سرحد مرگ ميگيره بعضی آدمها مثل یه قلعه هستند ،خودت را می کشی تا بری داخلش ،بعد می بینی اون تُو هیچی نیست جز چند تا سنگ کهنه و رنگ و رو رفته اما .بعضی ها مثل باغند ميري تُو ، قدم میزنی ؛ نگاه میکنی عطرش رو بو می کشی ؛ رنگ ها رو تماشا میکنی ميري و ميري آخری در کار نیست به دیوار که رسیدی بن بست نیست میتونی دور باغ بگردی 
چه آرامشی داره ؛ همنفس بودن با ک
_ گاهی انقدر دلت گرفته که دوست داری یه مشت سنگ برداری و بزنی شیشه احساست را بشکنی.اصلا دنبال چی میگردی تو این قاب خالی، خب سنگ را بردار بزن خودتو خورد کن، تو که همش دنبال خودت اینجا می گردی؟
میدونی اگر آدمش بودی الان باید کجا بودی و حالا اینجایی؟؟؟
_ که چی؟ خسته ام چیه باز دارم راه را اشتباه میرم؟ با خودم بودم، بازم تو اومدی؟
چی که چی؟ من نرفته بودم که بیام، این تویی که یادت میره منو ببینی!
راستش را بخوایی دارم یقین پیدا می کنم  که نمیدونی، خ
این چند وقته کلی چیزا تو مغزم پر پر میزد که بنویسمشون.دلم میخواست بشینم یه گوشه و تمام ایده هامو منظم کنم و بنویسم.امروز بیشتر از هر روز دلم میخواد.ولی متاسفانه جمعه است و داداش خیلی فضولم خونس و نمیتونم بشینم و با خیال راحت بنویسم.دلم میخواست لپ تاپو بر میداشتم و میرفتم یه کافه ساکت و خلوت یه مدت زیادی تنها میموندم و مینوشتم.ولی خب مشکل اول اینه که صد نفرمیپرسن کجا ميري با کی ميري کی میای تنهایی ماهم میایم چرا تنها ميري واز اون طرفم ن
خیلی دوست دارم جواب ندی. یکی از هدفن‌ها را از گوشم بیرون می‌کنم. میخواهم قطع کنم. نمی‌دانم چرا دوست ندارم جواب بدی و از این دلیل نداشتن کلافه میشم اما قطع نمی‌کنم. بدون دلیل قطع نمی‌کنم. برخلاف دیروز و پریروز اینبار جواب میدی. من اما همین امروز نمی‌دانم چرا نمیخواستم جواب بدی. صدای بچه از پشت تلفن میآید. حالم را می‌پرسی میگم خوبم و حالش را میپرسم. ميگي چه خبر ولی من توجه نمی‌کنم. حال بچه‌ را میپرسم. می‌خندی. من کم‌کم صدای خنده‌هایت یادم
دانلود آهنگ جدید محسن شهاب داری ميري
Download New Music Mohsen Shahab Dari Miri
 آهنگ محسن شهاب بنام داری ميري
بعد تو برم کجای دنیا که دیگه تو رو یادم نیارم
 
تو واسم مثه نفس می مونی
ترانه: مرصاد محمدپور+موزیک:محسن شهاب+ تنظیم:ایمان تیموریان+ساکسفن: علی حسینی
 
ادامه مطلب
اِدی: من می خوام برم پیش خواهرم، اونجا یه شیرینی فروشی بزنم. برای روز تولدت یه کیک بزرگ می فرستم.
جک: من از کیک تولد بدم میاد.
اِدی: چی؟ بدت میاد؟ چرا؟
جک: می دونی ، اينایی که ميگي ، به روحیه ات نمی خوره. تو دوباره ميري سراغ ی چون تو یه ی.
اِدی: آدما عوض می شن جک 
جک: روز ها عوض میشن، ماه ها عوض میشن ، فصل ها عوض میشن، ولی آدما هرگز عوض نمیشن.
ادی: چرا عوض می شن، خود تو هم عوض میشی. می دونی می خوام رو کیک تولدت چی بنویسم ؟ جک موزلی. هه آره برات می فر
یا نور

خیلی زشته تا میشنون معدل یکی بالا شده (19 یا 20) میگن خب، لابد درسا آسونه. استادا خیلی کمک کردن و .
مورد داشتیم بهم گفتن :اینجا که تو ميري، همچین فرقی هم با دبیرستان نداره البته. عجیب نیست معدلت بالا میشه.»
 زشته کوچیک دیدن کار کسی که نه حتی درس هاشو دقیق میدونین چیه و نه سختی های رشته شو

یکی بهم میگفت درسای شما که کاری نداره! معلومه معدلت خوب میشه
گفتم چقدر با درسامون آشنایی داری که اینجوری ميگي؟
گفت همون عربی و فلان و بهمانه دیگه. اوووه.
دانلود اهنگ باز چی کردی کجا داری ميري : دانلود آهنگ باز شیک کردی کجا داری ميري از علیسا ( علی سا ) - آهنگ چالش علی سا آهنگ نصف نصف می کنم هر چی که از زندگی دارم ( دریاست چشای تو خود .
دانلود اهنگ باز چی کردی کجا داری ميري (علیسا) با دو کیفیت 320 و 128
باز شیک کردی کجا داری ميري کشتی ما رو با سر به زیری
 
چیزی نميگي ولی میدونم اهل پیچی نه بهونه گیری
 
دوست دارم مال من باشی من پشتتم نباشه غمت
 
ازین به بعد دیگه نمی خوام فقط اتفاقی ببینمت
 
نصف
گاهی دلم برای مردای این دوره زمونه ی ایران میسوزهنمونش همین دوستمخانوادش مذهبی بودن و این پسر تا حوالی سی سالگی محرم نامحرم رو رعایت میکرده و هیچ رابطه ج.نسی هم نداشتهبعد میفهمه که این تربیت ها قدیمی شده و این ارزش ها دیگه زندگیش رو پیش نمیبرههنوز اما، معیارای سنتی رو داره: میخواد یکی رو بگیره که خودش اولین مرد زندگیش باشه اما از اون طرف اعتماد نداره که دختره راستشو بهش گفته باشه که قبلا حتی عاشق هیچ مردی هم نشده باشه چه برسه به رابطه بدنیبه
دیروز رفته بودم توچال کلن هم خیلی سخت بود یعنی واقعن پدرم در اومد هم کمرم داقون شد هم وام درد میکرد و همه جام هم سردش بود ولی فارق از این ها بهم خوش گذشت داشتم فک میکردم که واقعن چرا بهم خوش گذشت اخه واقعن هیچیزه جالبی نبود جز سختی به این نتیجه رسیدم که شاید از خود سختیش خوشم میاد یعنی مثل یه جور مازوخیست  بعد فرداش (که میشه امروز) یاده حرف یکی افتادم که میگفت وقتی اسایشت بالا بره مشکلات و دقدقه های ذهنیت هم پیچیده تر میشن مثلا اگه من همین چن وق
یه شب کل خونواده دور هم جمع شده بودیم داشتیم تلویزیون میدیدیمکه یهو یه بچه رو نشون داد که پستونک دهنش بود،بابام یهو زد زیر خنده! گفتم چرا میخندى؟گفت یاد بچگیات افتادم، هر وقت گریه مى کردى،شست پامو مى کردم تو حلقتچون شور بود خوشت میومد، ساکت میشدى:))
یه نوه عمو دارم.که یه دختر تقریبا ۳و نیم ساله اس.
نیم سال یا بیشتره که واسه همه عروسکاش اسم گذاشته و عروسکاش شدن دخترا و پسراش .زهرا‌خانوم.آقا نیما.آنا و السا .و هر موقع بهش ميگي اسم بابای این بچه ها چیه .میگه اسمش" کیلی کته رررررر" است .با فتحه روی کاف دومی و ر های آخری را به لهجه ایتالیایی بخوانید .هر موقع بهش ميگي کجاس بابای بچه ها میگه سرکار !خلاصه از شمال که برگشتن گوشی مامانشو خواسته .مامانش گفته واسه چیته گوشی؟گفته یه زنگ بزنم‌ "ک
آره . این انتخاب خودم بود تا حرف ندارم چیزی نگم یا وقتی دستم درد میکنه نارسا ننویسم‌. فکرا رو میزنم کنار، پنجره رو میکشم به چپ تا هوا بیاد .لپتاپ رو باز میکنم. مقاله ی ۴۴ ام :اختلال ناهماهنگی رشد» که میگه: هماهنگی حرکتی ضعیف در کودکان  از سالهای قبل از ۱۹۳۷ مورد توجه قرار گرفته بود و.» سال ۱۹۳۷. اگه تو آلمان بودم شغلم چی بود؟ تازه چند سال سایه ی سیاه و شوم جنگ از زندگیم دور شده بود، یه شِف بی حوصله بودم که تو یه رستوران  که بعد اون همه دریدن و
دانلود آهنگ جدید ناصر ای وی زد قول بده
Download New Music Naser Evz Ghol Bede
آهنگ جدید ناصر ای وی زد بنام قول بده
دل دیونه ی منو پس میدی داری ميري منو از دس میدی هی ميگي که از من سیری ولی یادت نمیره منو
تو ميري و منو شب و هنزفیری یه موزیک دِپو منه بد فیریک قفلی میزنه چشام رو عکسات اگه میشه نرو
 
 
 
دانلود آهنگ با کیفیت 320
 
متن آهنگ قول بده
 
آهنگ های ناصر ای وی زد
اقایون محترم یا نسبتا محترم یا هر چی اصلا.انقدر به یه خانم نگید بانو.زندگیم.عشق.نفس.زیبا.گلی. .یا هرکوفت دیگه ای.بابا یه چیزیم نگه دارین شاید یه روز عاشق شدین با یکی خواستین برای تمام عمر زندگی کنید به اون بگید.بله ما خانما میدونیم نه زندگیتونیم نه عشق نه بانو نه هر کوفت دیگه ای ولی متاسفانه وقتی باشیم انقدر این هرمونای کوفتی بالا میره که باور میکنیم.اونوقت عاشق میشیم.بعد خر بیار باقالی بار کن.نگو برادر من.نگو پسر من.اسمش چه ای
_خاااااانوووم!+بعلهههههه؟
_نمیترسی تنهاااااییی سوار شددددییییی؟
+دیگه کاااارم از تررررس گذشته!
.
این مکالمه دیشب من با دو تا خانوم بود سوار تله سیژ.چالی دره مشهد!
حالا این که تله سیژ واقعا ترسناک بود یا نه .محل بحثه اما.یه چیز به وضوح مشخصه .اون اینکه وقتی زن داداشت زل میزنه تو چشمت که دفعه بعد که خواستیم بیایم مشهد سعی کن شوهر کرده باشی که بابا رو از مامان جدا نکنی .!و عددمون فرد نباشه .و تو علت فردی اعضای خونواده نباشی .!صدای شکستن دلت
وای خدا من چقد  احمقمچقد بیشورمچرا واقنخودش گوشی منو برمیداره عکس میندازه اشکالی ندارهمن ک برداشتم میگه ای بابا من عکس فلان دارم چرا دس میزنیدمیخاسم خوشحالت کنم خباینه جوابمب درک اصنب درک ک ب همه ميگي جانم ب من ميگي بلیاخه بیشور من خودم دعای شبمو روزم این بود ک مهرم از دلت برهبد تو باید برگردی ب من بگی بلی اصن بگو ها بکو حرف بزن ن اینکه بلیباشه خدارو شکر اصن من خودم میخاسم اینجوری بشه حالا شده چ بهتر من.کاش اونی ک باید دس از سرم بردارهبابا من
متن آهنگ جدید شاهین ميري به نام وقت رفتن
ترانه و موزیک: ایمین, تنظیم: هومن آزما
Download New Music Shahin Miri – Vaghte Raftan
متن ترانه شاهین ميري به نام وقت رفتنبا خودم گفتم برگردم تا برگردیهر کاری تونستم کردم تا برگردیروزای تلخمو تنهایی شب کردممن تا جایی که میتونستم صبر کردمتازه قلب من کنارت آروم گرفته بودوقت رفتنت تو خونه بارون گرفته بودتازه داشت دلم دوباره پا میگرفت که تورفتی و هنوز نمیدونم واقعا چطوراین همه سال رد شد اما من هنوز همون جوری میخوامت عمق عش
✍✍✍
اگرتونبودی بانو.
به خاطرتوبوده است،نیمی از جنگهای جهان .
ازسرخاطرخواهی توست، ثُلثی ازکشمکش های مردان.
دروصف روی توست اعمّ اشعار شورانگیزشاعران !
گرنباشی تو ، کجاست عشق،موسیقی،
ادبیات، ابیات !؟
اما  ازلحظه ی پرسش این سؤال ؛ دختراست یاپسر ؟!
 تو در قطاردیگری به ناکجا خواهی رفت.
تو که ناگریزند همگان ازخواستنت .
توکه بی سِحرِ سرانگشتانت خانه وخلوت به گور می ماند!
شهروندشماره ی دو ،جنسیت دوم .
وگواهی وشهادتت به نیم تنزّل می یابد.
دربامد
بسم الله
یکی از مشکلاتی که دارم اینه که همسرم اهل تفریح و روابط با انسانها نیست
توی این مدت که ازدواج کردیم بیرون رفتن هامون به قصد تفریح به اندازه ای هست که با انگشت های دست قابل شمارشه.
برعکس من به شدت اهل تفریحم و بیرون رفتن و .
اما بعد از زیر یک سقف اومدن اکثر اوقاتم رو تو خونه بودم
گاهی کار هنری کردم که خورد تو ذوقم و ول کردم
چند وقت پیش با کلی التماس و خواهش گفتم نگاه چقدر هوا خوبه
خونمون نزدیک چندین باغ هست حیف نیست تو خونه بشینیم بیا هم
این روزا تنهام ساکت و بی انگیزهاشکای گرمم به مژه هام آویزهآخه تو چجوری ميري ولی میمونیبیچارت میشم تو هوای بارونیمونده تو یاد چقدر خاطره دارم از تو ای دادوای از این دل گرفتم در احساساتمو گلمیدونی رفت همه فکر و خیالت خاطرت تختدنیا نامرد تورو گرفت منو تنها ترم کرد
تو چه دورانی زندگی میکنیم تو چه روزگاری کسایی که دور و برمون میبینیم که مشکل دارن یه دردی دارن یه غمی دارن ولی نمیتونیم کاری انجام بدیم که دارن ذره ذره اب میشن عمرشون داره تموم میشه ولی نه میتونیم بهوشون راهی و روشی بگیم و نه میتونی حتی کمی خوشحالشون کنیم از همسایه تااا فامیل  دور تا مردمی که میبینی که مثل خودت مثل خونواده ی خودت دارن این ور اونور میزنن که جا نمونن که اگه بمونن دیگه .نمیتونن ادامه بدن که زندگی از روشون رد میشه مردمی که هر جای
مسابقم کنسل شد. منو ميگيد؟! مثل یک بادکنکیم که هی داشت بادش کم میشد بهش سوزن زدن!نمیدونم فازم چیه با اینکه میدونستم برای مسابقه باید ناخونامو کوتاه کنم ولی داشتم بلند میکردم سه هفته بود کوتاه نکرده بودم بعد همین امروز که گفتند کنسله ناخون گیر برداشتم ناخونامو کوتاه کردم! مغزم اتصالی کرده فک کنم! ولی دیگه ناخونامو لاکامو این جینگیلی وینگلیاهم نمیخام.
رژ لبمم دادم به آبجیم از دستش افتاد به فنا رفت. چرا؟! هر دفه ميگي دیگه هیچی به دیگران نمیدی
1. خب مهمونی خیلی خوش گذشت جاتون خالی D= اولش که سر شام کلی به آریا (پسرعموم) و خوردنش گیر دادیم و بنده‌خدا غذاش کوفتش شد D: آخه آریا از این ژن برترها داره که عین گاو میخورن ولی چاق نمیشن :| و خب آریا گاو که چه عرض کنم عین بولدوزر میخوره '_' بعد احسان (پسرعموم) بنده‌خدا که نصف اونم نمیخوره وزن و هیکلش ۴برابر اونه :| بعد از اونم اول خواستیم مونوپولی بازی کنیم و دیدیم خیلی طول میکشه و بیخیال شدیم. حکم هم که ۵ نفر بودیم نمیشد. در نتیجه جرئت حقیقت بازی کرد
الان یه چند وقتیه دنباله هدف و اينا میگردم خیلی وضع بدیه که ادم هیچ هدفی نداشته باشه منظورم از هدف هم گرفتن فلان نمره و اينا نیستا یکم کلی تر بعد برام جالبه که چجوری ملت بدون دونستن چیزی به این مهمی میگذرونن  البته فک کنم هر کی یه مدت بهش فک میکنه بعد بیخیال میشن حالا منم تو اون زمانم کاش هرچی زود تر  بیخیال بشم ولی فعلا الان یه سری گزینه هست که ممش بده اولیش اینه من هستم که یه مدت لذت ببرم از زندگی بعد بمیرم که این فاجعس گزینهی دوم کمک به مردم
یه جای سرسبز.خیلی سرسبز. 
پر از درخت. درخت سیب و آلبالو.
 یه حوض. یه حوض با فواره. 
که ده یازده تا ماهی قزل آلای درشت داره.
یه صندلی کنارش. لم دادی روی این صندلی. پاهاتو گذاشتی لب حوض. سرت بالاست. به حرکت سایه ی آب حوض روی برگای درخت بالا سرت نگا میکنی. هی نگا میکنی.
بلند میشی یه لیوان برمیداری برای خودت آلبالو میچینی. آلبالو با شاخه و برگ. میندازی توی لیوانت. وقتی لیوانت پر شد ميري اب یخخخخخ ميريزی توی لیوانت.خوب میشوری آلبالو ها رو. ولی دلت نم
آقا امروز تصمیم گرفتیم پاشیم بریم الکامپ و این حرفا
صبحش پاشدم داداشمو بردم کلاس فوتبال و قرار شد ورش دارم بیارمش خونه بعد برم (چون کسی خونمون نبود این وظیفه خطیر افتاد گردن من :| )
ساعت یازده بود که دیننننننگ گوشیم زنگ خورد :|
کیه؟ بعله پدر هستن
جواب دادم و فهمیدم این بچه با نیم متر قد پریده هد بزن کله ش خورده تو تیرک شیکسته :|
هیچی دیگه رفتم آوردمشو این حرفا حول و حوش ساعت 2 بود زدم بیرون که برسم ببینم بالاخره چی داره
چشتون روز بد نبینه
اینقد ذهن
1- آقا دیروز. مامان منو اينا میواستن برن شهر کاغذ دیواری ببینن. و بعد برن نمایشگاه مبل و دکوراسیون داخلی. منم میخواستم نرم. هرچقدرم یه صدایی تو مغزم میگفت میخوای بمونی خونه چیکار کنی؟ ممانعت میورزیدم و میگفتم خوش نمیگذره که. (دوباره خر شده بودم :|) بعد یوهوع! مامان عزیزم درومد بهم گفت که آره هی ميگي مسافرت مسافرت، دو ساعتم با ما نمیای بیرون و اصلا تو نیای من راحت ترم و اينا، و اون جمله آخریو که گفت من بسار پوکر گشتم. و گفتم آخه وات د هل. بعد گفت آره
داشتم تو کتاب خونم رو نگاه میکردم یه دفتری رو دیدم ماله دورانه کلاس هفتم برام خیلی جالب بود روش با ماژیک نوشته بودم غلط بنوسیسم با فاز ک*خل نامه و بعد این رو من شروع کردم به نوشتن که یه روز اومدم خونه دیدم مامانم اینو کرفته بود دستش و روی اون فوشش رو خط زده بود و بهم گفت که از این حرفای بد نزنو و اينا خلاصه که سر این دفتر کلی آب شدم 
بعد حالا اينا اصن مهم نیست اون چیزایی که توش نوشتم خیلی جالب تره ولی زیاده حسش که طبیعتن نیست همشو بنویسم ولی کلیت
تو کوچه پس کوچه ها ی قدیمی دور حرم نمیدونی چی انتظارتو میکشه درست عین زندگی یهو ميري تا ته یک کوچه بعد کلی پیچ میفهمی بن بست بوده یا یهو یه کوچه باغ پیدا میکنی یا یه جا یه کوچه پیدا میکنی و می پیچی و خب چند بلوک رو تو یه دقیقه دور میزنی . بر عکسِ خیابون کشی های منطقیِ محله ی های نوساز که 2 به علاوه 2 توش همیشه 4 میشه نه کمتر نه بیشتر
پسرخالمو بردن برای از این تستای هوش و اينا همه سوالا رو درست جواب داد :| فقط یکی رو نتونست :|
اونم اینکه نتونست گره بزنه گفت بلد نیستم :|
برای همینم 7 امتیاز ازش کم شد شد 43 از 50 :|
که اون خانومه میگفت نرمال بچه ها 28 ، 29 میارن خیلی گل بکارن یکی بوده 34 اينا اورده :|
من تازه معنی و دلیل این میزان گودزیلا بازیاشو فهمیدم :|
من دارم تو محدوده فضایی یه بچه فوق باهوش زندگی میکنم :|
با اون جلف بازیاش :/
***
من همیشه با کله میرفتم تو یه کاری :) یعنی از شروع نمیترسم اون
وقتی بق بقو بعد از مدتها حدوداً 10 سال رو میاره به رشته ورزشیش یعنی هندبال
موقعیت :رختکن
من :وااااای چقد دلم تنگ شده برای اینجا 
دوستم: مگه اومده بودی ؟
من: یه زمانی تو تیم بودم مسابقات میومدیدم اینجا و باشگاه .
دوستم: عه پس بلدی؟
من: یه کوچولو البته یادم رفته 
موقعیت : زمین بازی
مربی: زمینو نصف نکنیییییییییییییییییییییید (فریاد میزد جا داشت میزدمون )
ومن در حالی که دیگ نفسی برای دوییدن نداشتم رو به دوستم میگم: بابا چرا تمومش نمیکنه دیگ؟
دوستم:
پیشگفتار: قبل از هر چیز باید اعتراف کنم بنده هیچ علاقه به آهنگ و موسیقی ندادم ( چه ایرانی و چه خارجی ) . و خیلی علاقه ندارم سر از اينا سر در بیارم و این پست بیشتر بخاطر یه سری از دوستان عزیز کی پاپ و یه عده از دنبال کننده گان عزیز قرار میدم .فقط از اونجایی که من اينا نمی شناسم اگر اشتباه عکسی گذاشتم لطفا بهم بگوئید بردارم ! 
+ جدیدا علاقه چندانی به دنبال کردن سریال هاشون ندارم چه برسه به گروه های موسیقی شون 
ادامه مطلب
2 تا از دوستام، R و S درمورد نتایج ازم میپرسن و قطعا هم چهارشنبه یا بهم زنگ میزنن یا پیام میدن، ب دلیل اینکه از تراز هام تو قلم خبر دارن و فک میکنن دیگه 3 رقمی ب پایین رو زدم تو گوشش:/حالا اینکه بخوام بگم خیلی خوب نشده:( یا اینکه رتبمو یه چیز دیگه بجز اونی ک هست بگم حس خوشایندی برام نداره، لازم ب ذکره ک اينا جفتشون پزشکی میخونن. خیلی هم دوستای خوبی ان ها .ولی اینکه بخوام بگم خوب نشده (ببنید خودم میدونم نتیجه اونی ک باید نشده) ی جوریه برامب نظرتون ا
نمیدونم چند وقت یه ساعت دوساعت یا حتی بیشتر زل زدم به لست سینت به تویی که این چند روز موقع پیام دادن من مدام آف میشدی اما حالا نمیدونم واسه کی اما عکستو عوض کردی و مدام آنلاینی به من ميگي میخوام تنها باشم اما خودت چی؟! امیدوارم مثل توجیه های همیشه ت دنبال اهنگی متنی چیزی باشی وگرنه هیچوقت نمیبخشمت.
یه پسر جوون و پدر تقریبا پیری یه خوونه قدیمی دارن، اينا میوه میفروشن جلو خونشون، فروششونم بد نیست امشب با مرده حرف میزدم ملکت چقد میارزه، میگه متری ۵۰ تومنم بخوان نمیدمش! آخرش گفت دو تومن میخواستنش ولی ندادم، منم دیگه چیزی نگفتم اما واقعا اينا دیگه کین ؟؟؟خونه کلنگی و داغون، خودت و پسرت تا صب بیدار باشی که میوه هاتو نزنه (۲۴ ساعته بازه) آخرش که چی؟ این واقعا زندگیه؟دو تومن بگیر، با ۱۴۰۰ یه آپارتمان خووب بخر، ۱۰۰ تومن بده یه ماشین بنداز
یکی از خصلت های بنیامین ناز کردن و لوس بودنش هست اونم بخاطر اینکه 
بچه آخر خانوادشونه، پیش پدر و مادرش خودشو لوس کرده گفته تو این شرایط نمی خوام برم ایران و می خوام با چنور بهم بزنم(اينا همش الکی گفته فقط خواسته واکنششون رو بسنجه)
اونا هم دعواش کردن گفتن زر نزن ، برو ایران با عروسمان برگرد (دقیقا تم حرف زدنشون عین منه برای همین بنیامین همیشه میگه تو چرا عین اينا صحبت می کنی خخخخخ)
بنده های خدا نمیدونن ترامپ چ سنگ بزرگی پای ما گذاشته و همینجوری
همیشه که نباید همه چیز خوب و خوش و گل و بلبل باشه.
همیشه که آدم جیبش پر پول نیست.
همیشه که قرار نیست بری خرید و کیف کنی.
بعضی وقتا میشه ميري بیرون یه چیز ارزونو میبینی و میخوای بخریش اما یاد اون یه ذره پولی میافتی که تا آحر ماه باید نگهش داری.
هی با خودت تکرار میکنی پس کی روزای پولداری دوباره میرسه
میدونی میرسهها اما موقعش رو نمیدونی
و همچنان منتظر میمونی
یک بار غش می کنی، ضعف می کنی ميري دکتر و دکتر جان آزمایشات را تجویز می کنه چه تجویز کردنی  !  
. اول دخیل می بندی بعد ميري ازمایش بدی فشارتو ميگيرن .حالا   تو این  هاگیر واگیر ،فشار رفته رو بیست، پایین نمیاد . نمی دونی چه گلی به سرت بگیری . می فهمی دخیل را یه جای اشتباه بستی .  به جایی می رسی که ترجیح میدی  شخصا ملک الموت  رو صدا  کنی   . قرار ملاقات میذاری .اگه وقتی داشته باشه یا نه نمی دونم . اما از اونجایی که مرام داره خودش نمیاد  ولی بالاخره دکت
با سلام!
دوستان یکی با پست های که میذارم مخالفه ، یعنی میاد به جای اینکه بزنه موافقم ( همون فلش رو به بالا ) میزنه مخالفم ( همون فلش رو به پایین ) خب! شاید از یکی از پست هام خوشش نیاد ، بقیه پست هام چی . . . ؟؟؟ نمیدونم دشمنی داره ، یا میخواد اذیت کنه !!!
خب! یه حرفم با خودش دارم که داداش اگه پست هام عیب و ایراد داره ، بیا بگو اصلاحش کنم. چرا کی مخالف رو میزنی و در ميري؟
اگه من حرفی زدم که ناراحت شدی ، بگو معذرت خواهی کنم.
ف هف هش ده تا استوری گذاشت واسه تبریک تولدم از گندکاریا و خیره بازیام :/
ولی خب درکل با نمک بود خوشم اومد
 
استاد استوری گذاشت و ل و گلگلی هم پست گذاشتن اونا آبرومندانه بود باز
 
قلی دو صفحه متن تبریک برام نوشته
قشنگ نود و نه درصدش رو رید بهم :/
گفتم شب تولدم کظم غیظ میکنم نادیده ميگيرم ولی بعدا حالتو می گیرم
فقط کم مونده بود تهش یه آرزوی مرگ کنه برام :/
 
یکی دیگه از بچه هام استوری گذاشته بود اونم باز با نمک بازی قشششنگ رید بهم و ابرو بری کرد
 
و ا
آدمی رو در نظر بگیرین که داره همزمان روی سه چهارتا پروژه نسبتا سنگین دانشگاهش کار میکنه و هی امتحان نیم ترمه که یکی یکی از سر میگذرونه و روزه و ماه رمضون و اينا هم مزید بر علت شده و حسابی رمقش رو کشیده. یعنی بعضی روزا که از خواب پا میشه میبینه حتی حال نداره دستش رو ت بده، چه برسه به اینکه بلند بشه و دوباره فعالیت های روزانه اش رو از سر بگیره.
اينا رو با چاشنی استرس جنگ و اینکه حالا چی میشه و چه غلطی بکنیم، چه گلی به سر بگیریم و  همچنین یک دعوای
عشوه بی اندازه داری♬♫ معلومه که تو تازه کاری با ما سرِ ناسازگاری داری♬♫ بیخیال ما شو برو دست بردار پاشو برو نه نمیخوام دیگه تو روآهنگ جدید سامی بیگی کارت ندارم♬♫ کاری به کارت ندارم کاری به کارت ندارم ميگي دل نداری آره ندارم♬♫ حوصله یِ دردسری که میاد و نمیره ندارم کاری به کارت ندارم♬♫ ميگي دل نداری آره ندارم حوصله یِ دردسری که میاد و نمیره ندارم♬♫
دانلود آهنگ سهیل رحمانی دست خودم نیست
دلمو از سرِ راه نیوردم بدم دستِ تو چجوری باور کنم ا
احساس می‌کنم رو لبه‌ی مرز معصومیت وایسادم. گیر کردم بینِ چشمای بی‌نهایت معصوم پ( که واقعا بی‌نهایت معصومن. ۲ روزه فراموشم نمی‌شن چون فقط یه بار بهشون دقیق نگاه کردم و اینقدر مظلوم و ساده و بی‌گناه بودن که می خواستم گریه کنم) و خودش که وقتی می‌بینتم خشکش می‌زنه؛
و بچه‌های 《 ارکستری مآب》 که گل می‌زنن و پشت سرت می‌گن 《 دختره خوب چیزیه》.
اینه که انگار، این‌جا آخرین قلمرو بی‌گناهی جهانه. امروز داشتم به سارا می‌گفتم که اينا آخرین موج معص
خب:))قراره عصر حدود ساعت 8 بریم سمت فسا:)خداروشکر مادر بهتره،قرص و اينا دکتر داده و حالش رو ب بهبودیه:))بابام امشب رفت اصفهان کار داشت.من اتاقم همچنان بهم ریخته اس اما قهوه خوردم و الانم بلند میشم جمع و جور میکنم کامل و بعدش یا میخوابم یا میرم لباسامو میشورم! (ماشین لباسشویی خراب شده)و اینکه فردا باید لباس جمع کنیم و کارامو بکنم ک عصر برم دنبال دینا کلاس زبان  و ازون ور دیگه بریم:)خاله مامانمم با بچه هاش اونجان و این ینی نوه کوچولوش محمدطاها هم ه
توی تصوراتم،
همیشه یه نیمه شب رو تصور کردم ،
که ساعت از ۱۲ گذشته.
نشستی و من
با دوتا فنجون #شکلاتِ_داغ
میام کنارت.
همونجور که موهای بلندمو دست میکشی 
دستات رو باز میکنی تا منو به خودت نزدیک تر کنی،
لبخند میزنی منو به خودت میچسبونی.
دراز میکشم
سرمو میزارم روی پات و با چشمهای بسته،
از سالهایی میگم که چقدر بهمون سخت گذشت
وتو
از سالهایی ميگي که چقدر قراره خوشبخت بشیم.
:)
الان تو نیازمند ترین حالت ممکن به یک تیلر دردن (تو فیلم فایت کلاب) هستم،
که اسلحشو بگیره رو سرم و تهدیدم کنه : یا تا هفته دیگه ميري دنباله آرزوهات یا میام یه گلوله تو اون مخ بی‌ارزشت خالی میکنم
#لعنت_به تنبلی
#لعنت_به_تلاش نکردن
#لعنت_به_بی‌نظمی_و_بی‌برنامه‌گی
#لعنت_به_بهونه‌ها
#لعنت_به خستگی
#به_سلامتیه_شکست‌هام
داشتم از شرکت چار میزدم بیرون برنامه نویس آقای محمد حسین خ بهم گفت دوباره سرور رو ریختی بهم داری ميري؟ به خنده بعد مدیر_پروژه آقای ی گفت آره ریخته بهم نذارم بره؟ گفت نه شوخی میکنم بعدش #برنامه_نویس_خانم_شکیلا_میم گفت کار همیشگی ش وقتی بهم میرزه دَرِ میره؟!!!! بعد خداحافظی کردم و الکی خندیدم با شوخی شون! اومدم جلوتر که #برنامه_نویس_آقای_ایمان_سین بهم گفت باز نری عکس بگیری بذاری اینستاگرام؟ بعدش بقیه شون شروع کردن به مسخره کردن و خندیدن!!!!!
حیفم اومد از دیروز نگم :)
دیروز که اخرین روز هفته ی پیش بود منم باید اون برنامه هایی که تو دو پست قبل گفته بودمو اجرا میکردم تصمیم گرفتم صب پاشم برم توچال!
5 از خواب بیدار شدم و با همراهی فاطمه راهی توچال شدم!
اقا ما رفتیم حرکت کردیم و اينا رفتیم و رفتیم.هوا بسی گرم بود!منم کلاه نداشتم افتاب داشت مغز کله ی بنده رو میخورد!
در سه روز گذشته ی دیروز که کلا در خوابگا سکنا گزیده بودم و تنها تفریح و مسافت زیادی که طی نموده تا دس به اب بود ، دچار چشم درد شد
انجام هر کاری برای رسیدن به موفقیت، انگیزه میخواد. هرکس راه حلش متفاوته. یه سری برای پول. یه سری برای وجهه اجتماعی. یه سری بخاطر کمالگرا بودنشون. ولی وقتی من به تو فکر میکنم و اینکه وقتی بشنوی من توو اینکار موفق شدم لبخندی "افرین دختر"ای پیش خودت ميگي فقط اونکار رو انجام شده بدون. بااینکه خبر کارهای من به تو نمیرسه. چون اهمیتی نداره. چون تو نمیپرسی اصلا. چون اهمیت نمیدی. حتی اگه من از مردن آدم بده ی تووی فیلم گریه کنم چون ته چهره اش مثل
ملت ایران رو خیلی پر اعتماد به نفس یافته م.
دختره
از ایران
با یه لیسانس دانشگاه علمی کاربردی میخواد بیاد
گفت دانشگاه مقصدم فقط مک گیل و یو بی سی و تورنتو است!
به دانشگاه من هم گفت دانشگاه خز!
:|
الان دیگه برای من عادی شده.
ولی من با وجود داشتن تحصیلات عالیه و مقاله و. اعتماد به نفس نداشتم بیام همین تامسون ریورز اینجا که توی یه شهر درب و داغونه درس بخونم.
دختره حتی یه دونه ریسرچ نداره. یه مقاله نداره.
شایدم قبول شن. 
چه میدونم.
یاد گرفتم کلا نظر جها
یک وقت هایی ذهنت پر از سوال های دم دستی میشود.از این سوال هایی که با یک سرچ یا پرسیدن از چندتا آدم راحت به جوابش میرسی و لازم نیست کوهی را جا به جا کنی.
اما همین سوال ها برات حکم پیدا کردن گنج و شکست دادن غول مرحله اخر بازی را دارند.نه توی گوگل جوابی پیدا میکنی و نه ادمی را داری که به سوالات جواب بدهند.فقط یک خدا که بهش ميگي جواب این سوال چیه؟ 
برای دخترش خواستگار آمده بود، گویا خودش هم راضی بود اما دختر و پدرش نه!
رو کرد سمت "ص" و گفت "تو باهاش حرف بزن بلکه راضی بشه" !
"ص" هم بلند شد و رفت! 
وقتی برگشت پرسیدن چه خبر؟ چکار کردی؟ ، گفت :
《 پسره ۳۰ و خرده‌ای سالشه، یه‌ بار قبلا ازدواج کرده و یکی، دوتا بچه داره ولی پولداره، خونه داره، ماشین داره، کار داره، همه چی داره، بهش گفتم واسه چی ميگي نه؟ نکبت گرفتَتِت مگه؟ یه مرد باید خونه و پول داشته باشه که داره، چی میخوای دیگه؟!" همه‌ی این‌ها را وق
دیدید خیلی وقت‌ها به عکس تلویزیون‌های سیاه و سفید قدیمی، نوار کاست،رادیو، عکس‌های سیاه و سفید، ماشین‌های قدیمی، آسیاب‌های قدیمی،خونه‌های کاه‌گلی و . نگاه می‌کنیم ، ناخواسته می‌خندیم و انگار پرتمون کردن به خیلی سال پیش؟ می‌گیم" اينا خیلی قدیمین‌ها، زمان بی‌بی‌ و آبواهای ما(پدربزرگ‌های ما) اينا مد بوده، همه از اينا داشتن، ما هم ته بچگیمون یه چیزهای قدیمی از اينا دیدیم ."!
 آره، خلاصه که کلی حال می‌کنیم با این چیزهای متروک و قدیمی!
زمینی: چیزی بیرون لازم نداری؟
مریخی: کجا ميري که باز شیک و پیک کردی؟
زمینی: مث تو همیشه روغنی و کر و کثیف خوبه؟ میرم جلسه.
مریخی: سه هفتس جلسه چی ميري؟ به نتیجه نرسیدین هنوز؟
زمینی: هفته اول جلسه حول بحران بود، هفته دوم موضوعش مدیریت بحران بود .
مریخی: خب این هفته چی؟
زمینی: بحران مدیریت بحران.
مریخی: خب پس به سلامتی گویا به یه نتایجی رسیدید بالاخره بعد این همه وقت؟!
زمینی: آره امروز جمع‌بندی این هفتس، برای طرح موضوع هفته بعدی.
مریخی: هفته بعدی؟
دانلود آهنگ جدید شاهین ميري وقت رفتن
Download New Music Shahin Miri Vaghte Raftan
آهنگ جدید شاهین ميري بنام وقت رفتن
با خودم گفتم برگردم تا برگردی هر کاری تونستم کردم تا برگردی
تازه قلب من کنارت آروم گرفته بود وقت رفتنت تو خونه بارون گرفته بود

ادامه مطلب
طولانیه و خوندنش یا نخوندنش فرقی به حالتون نداره! ولی جانِ خودتون کپی نکنید دیگه:/
از صبح کلافه دورِ خودم میچرخم. هزار بار صفحه ی گوشیو برای پیامی یا تماسِ از دست رفته ای چک میکنم. حتی بلاک لیست گوشیو چک میکنم و احتمال میدم شمارتو اشتباهی فرستادم اونجا که خبری ازت نشده ولی نه. دیشب که تا صبح خواب به چشمام نیومد و الانم حتی با وجودِ بی خوابی دیشب نمیتونم بخوابم. از دیروز هزار بار شمارتو دونه دونه روی صفحه تایپ کردم ولی آخرش قبل از اینکه تماسو بز
چند وقت پیش دیدم که بچه ها دارن از یه مستند حرف میزنن که برای مهراد هیدنه!
من هیچ وقت از همچین مصاحبه هایی خوشم نمیومد اما این.!جالب بود!
نمیدونم چند بار از اون روز دیدمش!
وقتی شروع میکنه به حرف زدن میگه که چقد دویدن براش سخت بوده!و شاید سخت ترین کار واسش دویدن بوده!
بعد اخر مستند میره ماراتن!نمیگم مقام میاره و اينا که اصلا این چیزا مهم نیست!
این مهمه که میدوعه!کاری که براش سخت ترین بوده!نه دوی عادی!42 کیلومتر میدوعه!
یه سری حرفا میزنه که دوست دار
Hi
من بالاخره اومدم:/
ینی اونقدی ک بعد کنکور دهنم صاف شد قبلش نشد.
والا
حالا ول کنین اينا رو
بزارین تعریف کنم براتون که چقد سر کنکور دهنم صاف شد:/
من کله صبح ساعت شیشو نیم پا شدم که ساعت هشت برسم قوچان
ینی بابام با سرعته بالای اون سرعتی که هی بوق میزنه اومد که من بیچاره برسم که کنکور عاااااالی مو بدم:/
حالا.
عمومیا مو که هیچی
اصن حرفشو نزنین
ریاضیمو خوب دادم
اقتصادمم خوب دادم حالا
دیگه بعدش ادبیات و عربی به پنجام نمیرسه
شایدم زیر بیس شه اصن
بجون
بعضی وقت‌ها ترجیح میدم فرز نمی‌بودم. مثل بعضی‌ها اسلوموشن کار می‌کردم و حرص تر و فرزها رو درمی‌آوردم! عوضش اون آرامش و طمأنینه رو می‌داشتم. اون حرکت منحنی انگشت‌ها وقتی کتاب ورق می‌زنن یا وقتی ميري یه اداره و سؤال می‌پرسی و اونا اول سرشونو میارن بالا و بعد با یه مکثی چشمشون از رو میز کنده میشه و بهت نگاه می‌کنن.
البته بعضی وقت‌ها!
بسم رب القلم
این متن مربوط به این پست عزیز دل هست.
پست
.
+من که چیزی نمیفهم !
برا خودت
-نامرد!
+وا! ، منکه مردونه اعتراف کردن :/
-راست ميگي :)
+خوب؟
-آها
راستش، نمیدونم قصد و غرضی بود یا نه!
اما سوالش چه قشنگ بود بسی.
اما عزیز دل برادر این سوال رو بدون جواب نمیپرسن!
 راستی چی پرسید؟
+ سوال: دین من  میگه من اجازه ندارم این کار رو انجام بدم!
-جواب: خوب اشکالی نداره، عقاید هرکس برای خودش مهم و قابل احترامه!
+فقط خودش؟
-خودش و هرکس که هم عقیدشه!
+کسی که هم عقی
تا خوابیدم شد ساعت7صبحمامان اينا ساعت9صب بیدارشدن و درحال جمع کردن وسایلا بودن حالا منم خوابم میمومد و هرکدوم شون از ی طرف منو صدا میکردن ک بیدارشد دیر شد دایی همش زنگ میزنه بیدارک شدم اصلا حوصله نداشتم چشام از بیخوابی پف کرده بود ابجی حاظرشد سریع و بادایی شون ساعت11رفت ماهم تا حاطرشدیم شد ساعت یک و طبق معمول همیشه دیر میرسیم یه جا توی راه یادمون افتاد ک قلیون و نیاوردیم روزش اصلا حوصله نداشتم ک ب مامان کمک کنم توی ماشینم بابا همش میگفت و
اوایل بارداریم بودم و تصمیم داشتم جلسات مشاوره برم در خصوص تربیت بچه!
 که یه شب خواب دیدم تو یه کلاسیم با حضور مشاورم که می رفتم پیشش هی.
کلاس در خصوص نحوه کاشت دونه آفتابگردون بود و مشاورم داشت توضیح می داد که دونه رو می کارید روغن می ریزید پاش آب می دید بهش و کل مواد مغذی موجود در دونه رو نام می برد و می گفت شما اگه بخواید گیاه کاملی داشته باشید باید بهش اينا رو بدید که بعدا بتونید استخراج کنید و باید بهش بدید تا داشته باشه! بقیه افراد یادداشت
امروز با دکتر الف قرار داشتم و طبق معمول دو ساعت منتظرش موندم با اینکه قبلش بهم پیام داده بود که ساعت فلان تو مرکز باش. وقتی هم میاد و میبینه من نشستم اما میره به کارهای دیگه‌ش برسه واقعا حرصم درمیاد. اما از اینکه الان تو وضعیتی هستم که برای دفاع از پایان نامه‌م  مجبورم باهاش راه بیام و با مشت نخوابونم تو صورتش که یه بادمجون گنده زیر چشمش سبز بشه  ببیشتر حرصم در میاد.از این که یه مدلی‌ام که همه راحت منتظرم میذارن و خیالشون راحته که من باهاشو
+ یادداشت رمزی که دیروز به عنوان پیش نویس پست جدیدم نوشتم، هنوز کنار دستمه اما دستم به نوشتنش نمیره چون پر از خوشحالیه و من الان پر از غمم:(
شاید اتفاق خاصی نیفتاده باشه ولی من دیگه رمق ندارم:(((
+ نلیسادقت کردی تو 23 سالگی ميري دانشگاه در حالی که دوستات تو 23 سالگی لیسانس ميگيرن
23عدد عجیبیه.عددی که همیشه به جادویی بودنش ایمان داشتم.
و چه ترسناک که انقدر زود داره میاد
+ از ترحم بدم میاد من خودم این راهو انتخاب کردم پس ترحم ممنوع!
+ کنکو
دیدین گاهی اوقات بعضی ها ( غیر از خانواده) رو خیلی خیلی دوست دارین و براتون خیلی مهمن و میدونین به توجه شما احتیاج دارن ولی به هیچ وجه نمی تونین رفتار و اعمال و افکارشون رو تحمل کنید؟ اینکه میدونین دوستتون دارن اما هیچ وقت نمیتونن جلوی زبونشون رو بگیرن و همش ناراحتتون میکنن؟
و هزاران مورد دیگر که فقط جاش تو قلب خودمه و قراره با خودم به گور ببرم. ازون حرفا که باید ته ته صندوقچه ی قلبتون باقی بمونه
فقط خواستم بگم خیلی سخته .مثل مرگ تدریجیه .
+ ا
اول از همه بگم که این عنوان رو از خودم درآوردم و بعد برای اطمینان گوگلش کردم، دیدم به! این کلمه واقعا وجود داره و معناش هم همونیه که من فکر میکردم. به همین علت نقطه نقطه ایش کزدم
واقعا علم و تحقیقات و اينا یه جوری دچار شده که هر چقدر هم فک کنی خلاقیت به خرج دادی و اينا، ممکنه یکی یه جای دیگه دنیا در حال پرورش دادن ایده تو تو ذهنش باشه!
چی میخواستم بگم به چی رسیدم!!!
میخواستم بگم چرا من قبل از پرسیدن هر سوالی اکثرا تا مرز کشتن خودم اون موضوع
میدونی؟
- فک میکنه یهویی رفتن باعث راحت رفتنه :)
+آره، به بقیه که فکر نمیکنه، بزار راحت باشه!
-یعنی خودخواهه؟
+نه، نمیشه اینطوری گفت، شاید دست خودش نباشه
-نچ، قبول ندارم، فقط وقتی عزرائیل بیاد، رفتنت دست خودت نیست
+راست ميگي، اینم حرفیه:(
-بخند :) ، خودخواهی و قول هاش برای خودش
+نچ، نمیشه، داغونم:(
-هععععععی، امان امان امان
+اوهوم، راستی سکوت!
-جانم؟
+الان که شکسته، میدونم مث تو جز سکوت هیچی بهتر نیست!
-آره رفیق، مال من خیلی وقته که شکسته:)
+:(
-:)
سین سک
اوایل ک میاوردمش دانشگاه میگفتم میخام برم پیش استادم دکتر فلانی
با تهجب میگفت یعنی استدت آمپول داره دکتره؟؟
و براش توضیح میدادم ک نه اون دکتر امپول نیست
چندباری هم ک همراه من ب جاهای علمی اومده دیده که منو صدا زدن خانم دکتر
دیشب یهو وسط ی سریال ک داشتیم میدیدم ذوق زده شد و انگار چیز جدیدی کشف کرده مثل ارشمیدس
 یهو گفت آها مامان من دکتر ستاره هاست دکتر ماه دکتر شهاب سنگ

زدم زیر خنده بهش میگم چی ميگي
میگه مامان دکتر تلوزیونم هستی یا مثلا دکتر
امروز یه هو سر ظهر بود که حوسلم سر رفت گفتم چیکار کنم چیکار نکنم پاشدم رفتم بیرون همین طوری رفتم بالا تا رسیدم به A.S.P که بالای خونمه به هدف دختر و اينا که البته هدف واقعیم دختر نیست  که حالا بعدن میگم خلاصه یکم اونجا  چرخیدم بعد دیدم دختر و اينا خبری نیست پاشدم رفتم هی بالا همین طوری میرفتم کلی هم خوشال بودم که بالاخره دارم برنامهی رندم والکم رو انجام میدم بعد کلی هم خوشال موندم دیگه یعنی انجام شد دیگه بعد همین طور که داشتم میرفتم یکهو سر از پ
سلام
یه ویدئو از یه آقای روانشناسی بود که یه نکته خوبی گفت که دوست دارم به اشتراک بزارم باهاتون.
میگفت که حتما پیش اومده یه نفر یه رفتاری نشون بده از خودش که شما از اون رفتار خیلی بدتون بیاد. احتمالش هست که شما هم خودتون اون رفتار رو زیاد انجام بدید!
احتمالش هست ها نه که همه ی اون بدی ها رو دارید.
اینجوریه مکانیزمش که اون یه نفر یه آینه میشه که شما خودتون رو توش میبینید. ممکنه یه رفتار بدی شما داشته باشید که به یه نحوی خودتون رو قانع کردید که خیل
دارم ب این فکر میکنم ک برگشتن از مسیری ک یه عمر رفتی، چقدر میتونه شخت و ترسناک باشه؟!
چقدر سخت؟ چقدر ترسناک؟!
ترسو کنار بزنی سختیش قابل تحمل تر از سختیِ زندگی کردن توو شرایطیه ک دوس نداری باشه!!
اگ بری ب سمت چیزی ک دوسش داری، حتی اگ بهش نرسی بازم قشنگ تر از موندن بین آرزوهای بقیه‌س!!
-نگران آینده‌تم یاسمن!
+مطمئن باش موفق میشم! چون همون کاری رو انجام دادم که بهش باور دارم!(چی باعث شده فکر کنی باورامون یکیه؟)
-ولی من چشمم آب نمیخوره چیزی ک ميگي درس
تو این بیمارستان اغلب من رو نمیشناسن بچه هاش. 
اغلبم پسرن .
هیچی .
 روز اول نشسته بودم تو کافه ی بیمارستان ، داشتم قهوه میخوردم ، همکارام تو این گروه که آقان ، اومدن نشستن سر میز من راجع به کشیکا و شروع کردیم حرف زدن . 
من گفتم اره از این تاریخ تا اون تاریخ من نمیتونم کشیک وای سم ، شاید تو شهر دانشجویی نباشم اصلا .
این به اون نگاه 
اون به این نگاه 
یکیشون گفت امر خیره ایشالا ! 
منم فکر نمیکردم منظورش چی باشه گفتم خیره . 
هیچی گذشت . 
تا جمعه
اون دختر ندید بدید که هیچی(البته خیلی هم بی تجربه بود)،
اون سلیطه هم؛
ولی ااون خانوم جاافتاده داشت حرف میزد. وسط حرفاش کلی از استقلال و حق انتخاب ن میگفت. به شدت دوستش داشتم، نه به خاطر این حرفاش؛ به خاطر تمام حرف ها و رفتاراش. بعد آخرش گفت که مرد وظیفه داره خرج زن رو بده. من گفتم نه وظیفه نداره، اگر زن دنبال به دست آوردن استقلال خودشه و میخواد کار کنه، زن باید خرج خودش رو بده و مرد هم خرج خودش یجور شراکتی. گفت ببین، منطقی ميگي، ولی یه چیزای
خب 
این چثد روز اخری بیام پیشتون 
شروع کنیم 
وبلاگ حذف نمیکنم.
نمیفروشم.
نمیام.
امانت میخوام برام نگهش دازید تا وقتی برگردم.احتمالا یکی هم بزارم نویسنده.
موضوعات بعدی.


دلم خیلی تنگ شده.میدونم این اخرین خیلی دارم تلخ و غمگین مینویسم.اما واقعا شرایط منو نمیبینید.کاش یکی میومد میگفت خسته شدی. یکم بار زندگیتو بده کمکت حمل کنم.یا خدا میومد میگفت.دختر جون.تو دیگه بسته.زیاد امتحان پس دادی.بیا بقیه سوال هارو خودم جواب میدم 

از اتفاقات اخیر بگم.جهی
وااای دارم جون میدم از استرسپوزیشنارو کامل مرور نکردم فردام ساعت 7 باید بخش باشمهی میترسم سوتی بدماصلا نمیدونم چطور با کارمندا باید رفتار کنمچی خوبه چی بده. نکنه ازم سواستفاده بشه. نکنه اشتباهی بکنم امروز کیک یخچالی درست کردم عالی شد و البته پیتزا واسه ناهاربعد یکم پوزیشنارو خوندم و خابیدم. بعد رفتیم باغ خاهرم اينا سرزده برگشته بودن شهرمون. با اون یکی خاهرم که اینجاس و بچه هاشون یهویی رسیدن خیلی خوش گذشت کلی گفتیم خندیدیم و ايناان شالله ف
یه جایی خوندم نوشته بود:
‏نتیجه کنکور هر چی شد غصه نخورین‏دانشگاه تاپ باشه که میتونی پز سطح علمیشو بدی‏دانشگاه سطح پایین باشه میتونی از کیفیت دختر / پسرش لذت ببری‏پیام نور باشه میتونی کنارش کار کنی‏هیچ جا هم قبول نشی ميري دنبال زندگی واقعی و زودتر به پول میرسی.
حالا من که خودم چند سال پیش کنکور دادم و رتبه ام هم در حدی هست که بتونم پشتیبان قلم چی‌ بشم :)))
ولی در کل هر چی شد غصه نخورید،بیاید پیش خودم بگید ببینم چه کردید که با همفکری هم یه خاک
یه امروز من قم بودم و امام زاده صالح نیومدم بیان
شما باید تند تند پست بزارین؟!
تکرار کنم بازم ؟ پارسال همین ساعت تو حرم نشستم تا نماز صبح؟
بازار تجریش منو یاد بازار رضا انداخت.
خلاصه کلی چیز برای تعریف دارم .
بگم که دعا کردم و اينا؟!
پست تیارا رو خوندم
یاد نوه خاله های خودم افتادم
سه تا نوه پسری داره با یدونه دختری
بچه دختر خاله م که ساکته
اما امان از دوتا بچه اولی های پسر خاله م
چند روز پیشا اومده بودن خونه مون
وحشیه وحشیه
با چشم غره بهشون نگاه می کردم
مامانشون انگار نه انگار
عاقا ما بچه کوچیک خونه مون نداریم خب وسایل دکوری زیاد تو خونه س
سعی هم میکنیم خوب نگه داری کنیم
اونوقت این وحشیا به هیچی رحم نمی کردن
من اگه سه تا کره خر زبون نفهم مثل اينا داشته باشم واقعا سعی میکنم ت
دلایل مختلفی وجود داره برای غمگین بودن الانم. مثلا فیزیک و گسسته بلد نبودن. یه عالمه تستِ نزده و درسِ نخونده برا فردا. سر درد. کم خوابی. دست و پا چلفتی بازی که در آوردم. دندونپزشکی. 4 تا امتحان تو یه روز و روز قبلش تا 4:15 مدرسه بودن. نامهربونی یه دسته ادم بی مغز عوضی. اما همش یه پس گردنی می زنم به خودم میگم خاک تو اون سرت، هنوز اولشه. باید به خودم قول بدم حداقل ناراحت نباشم. ولی اخه مگه میشه؟ مث مشاورا که بهشون ميگي "استرس دارم" میگن "استرس ن
اوایل بهم می گفت آجی
بعد شد مامان
بعد تر آله
فکر می کنین چند وقته چی صدام می زنه؟ نامه!
 
+تو خونه ما، آدم بزرگا هم مثل بچه ها حرف میزنن.حالا گفت و گوی  این چند وقت  اخیر این طوری صورت می گیره:نامه یه چای ميريزی برامون؟ نامه میای بریم بیرون؟ گوشی رو بده به نامه.نامه کجایی؟نامه کجا ميري؟!
*نامه صورت دیگری از فاطمه است که خواهرزاده ی دو ساله ام مرا صدا میزند :)
++اون یکی خواهر زاده ام که بزرگتره بهم میگه: خاله فاطمهاما وقتی خیلی دوستم داره و میخواد
یادمه چیزای زیادی داشتم که بنویسم، ولی الان نمیدونم چی بنویسیم.
مامانم دیشب توو یکی از دفترچه های قدیمی من یه متن پیدا کرده بود که توش نوشته بودم "فقط مامانمه که درک میکنه" و کلی چیزای دیگه که یادم نمیاد چرا و برای کی نوشتم. توو همون دفترچه ای که فرانسه مینوشتم، یه روزی انگار خیلی بهم فشار اومده بوده اينا رو نوشتم. یادم نمیاد و اصلا دلم نمیخواد که یادم بیاد. همون دیشب اون سه چهار تا برگ رو پاره کردم، خیلی سال های خوبی بود که الان باز بشینم بهش ف
متن آهنگ پادشاه قلبم از کامران مولاییمن آلودتم به چشمات قسم کسی تو دلم جا ندارهميگي که برم ازت بگذرم به جون تو که راه ندارهخودتو نگیر واسه من یکی این حرفارو بهونه نکنیه سر به هوای بی دست و پا رو اینجوری دیوونه نکن
رز موزیک
1. از این پل هوایی جدیده اتوبان که دورش پلاستیک ضخیم کشیدن ادم خودشو پرت نکنه پایین متنفرم. اگه از دست خودم خسته شدم چی؟ 
2. یه غلطی کردم به آقاهه گفتم حاجی قبل امپول بی حسی به دندون صاحاب مرده م ژل بزن دردددد داااارهههه. حالا دو ساعت نشسته برا من توضیح میده ژل تاثیر نداره، بخاطر تلقین برا بچه ها میزنیم. برو بابا. لباس مدرسه تنمه ولی کند مغز نیستم که :| پارسال که یه راست بعد مدرسه میرفتم کلاس زبان کیفمو میذاشتم تو موسسه بعد میرفتم بیرون برا خودم پ
+هی
-هوم؟
+چته؟
-هیچی!
+پس چرا کم باهام حرف میزنی؟
-خوب!
+خوب چی؟
-باهات حال نمیکنم!
+هاااا!؟
-خوب رک گفتم که معطل نشی :)
+با من حال نمیکنی؟
-اوهوم!
+هه، دلتم بخواد، تو خود منی!
-هععععععی :(
+چته، فهمیدی اشتباه کردی خخخ، بیخیال بخشیدمت:)
-نچ!
+پ چی؟
-حیف من، که تو ام :(
 جدا خودت با خودت حال میکنی؟
+اوممممم، هعععععی:(
 نه راس ميگي، حیف تو که منی :(
-اوهوم :(
 نمیخوای درست بشی؟
+نمیتونم:/
-هععععععی:/
+اوهوم، هعععععی:/
سین سکوت محض
:(
الان فقد تنها ارزویی ک دارم اینه ک بمیرم خداااایا کاش معجزه ای رخ بده کاااش اصلا باورم نمیشه الان حس میکنم ک دارم خفه میشم نمیتونم نفس بکشم حتی فکر کردن بهش داره نفسمو بند میاره من چ جوری قبول کنم چ جوری اخه خداایااا کاش همه ی اينا خواب بود کاش 
زمانی فکر میکنی درست ميگي 
اما بعد از مدتی سالی به دلایل و پافشاری که میکردی احساس خوبی نداری 
در اون زمان دیگه نتیجه گیری میکنیم و اعلام میکنیم که یقین داریم در مورد چیزی که داریم ادعا میکنیم 
اما بعد مدتی خود زمان بهت نشون میده که خیلی کوچیکی و بزرگتر از تو جلوی من نتونستن طاقت بیارن 
ثابت قدم باشن 
میگن حتما کاری میکنی مشکوکی 
ولی واقعا فن و تردستی و راه عجیب غریب نداره فقط از نگاه ها و نفس ها رد میشه
در ازای چیزی با ارزش تر
یه جور پروسه س
دانلود آهنگ جدید شهاب مظفری بنام خودت با بالاترین کیفیت










Download New Music Shahab Mozaffari – Khodet
ترانه و موزیک: علی ثابت قدم , تنظیم: امیر جمالفرد
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …










 
متن آهنگ جدید شهاب مظفری بنام خودت :
بزن قیچی به عکسایی که برعکس تو خوشحالن به عکسایی که روی شونه هات دست منو دارن بزن بیرون برو اما نمیدونی کجا ميري بکش کبریت زیر من خودت آتیش ميگيری خودت این زندگی رو ساختی حالا خرابش کن اگه آوارگی رو دوست داری ا
میدونید وقتی کسی نباشه ک همرات باشه خیلی سخته 
تلخه ک باور کنی ک وقتی مسیریو اشتباه ميري کسی نباشه بهت بگه 
میدونید امروز گم شم ، راهمو اشتباه رفتم 
حس تنهایی خفه کننده ای درونمو گرفته بود 
واقعا اذیت شدم 
وساطای مسیر بودم ک متوجه خطا رفتنم شدم
برگشتم ولی واقعا نگران بودم ک جا بمونم 
نگران بودم ک نکنه نشه ک برسم 
نگرانی و استرس خیلی بده بخصوص ک با تموم قوا بدویی
نمیدونم ترسیدنم خوب بود یا بد 
ولی میدونید ب حس خوبش می ارزید 
ب اینک تونستم با خ
سلام.امشب اومدیم خونه دادا.اینجا می خوابیم که مواظب خونه و بزها باشیم.این خونه با آدم حرف میزنه.خاطره میگه از آدما.گاهی تولد و شادی به رخ میکشه و گاهی نبودن ‌ها رو به رخم میکشه.خاطرات ۲۱شهریور سال نود.خیلی روشن و واضح تو ذهنم میان.ترسناکه اینجا راستش همیشه ترسناک بود حیاط خیلی بزرگش و الان با حرفایی که زندایی گفته درمورد جن و اينا برا هممون ترسناک تر شده.پنجشنبه تولدم بود.۲۳ ساله شدم.الان ۲۳ سال و سه روزمه حدودا.خواهرم به خالم گفته بود ک
بهم گفت میشه منو یادت نره و فراموشم نکنی،؟گفت از اینکه فراموش بشم و از یاد آدم ها برم و منو یادشون نیاد میترسم.گفتم آره چرا نمیشه.گفت دروغ ميگي،!!خندیدم و نتونستم جواب تو دل و ذهنمو بهش بگم با همون حالت خنده گفتم حافظه ی قوی ای دارم و تموم شد.ولی ماجرا این بود که ترس اون رو من ثانیه وار با حرکت عقربه ها و گردش خورشید تجربه کرده بودم.اما اون نمی‌دونست که من رنگ رژ لب همیشگی شو با اون قوس ابروهاشو حتی آشفتگی و موج ریز موهاشو توی تک تک سلول های خاک
امروز قراره کارت ورود به جلسه رو بدن که چهاردهم بریم و کنکور بدیم
بعد از یه سال پشت کنکور موندن این صحنه برام اشناس و خوب خودمم آروم ترم چون میدونم کار خودمو کردم و نتیجه ای که میخوام رو به دست میارم
خواستم این متن هم لا به لای اينا بمونه
خلاصه که امسال ذوق دارم زود تَر برم سر جلسه و پاسخنامه ام رو پر کنم
:))))))
امشب دمامون هفت درجه است و خب اون کدوم عقده ایه که میخواد در بالکن رو تا صبح باز بزاره؟
احسنت،نامبرده
از اونجایی که از اول تابستون تا الان من یک روز هم تو گرمای یخچال آب کن تهران خونه نبودم،قندیل بستن رو حق مسلم خودم میدونم:دی)
بله هوا سرده اینقدر که ظهر باید با سوییشت و بافت و اينا میرفتی بیرون تازه ظهر که آفتاب وسط آسمونه:/
یک روز بهاری
عصر بارونی
چایی دست استاد
صحبت هایی که تو رو از این دنیا میبره به عالم عشق و مستی و راستی
بعضی لحظه ها جزو عمر آدم حساب نمیشه بنظرم اينا لحظه هایی هستن که با تمام وجود کاری رو انجام میدید هرچقدر هم کوچیک و با قلبتون.
هر سال موقع اعلام نتایج کنکور حالم گرفته میشه؛ به طور نامحسوس. هر سال یادم میافته نتیجه من چیزی نبوده که در شان من باشه. هرسال حس شکست کنکور تازه میشه. و هر سال کنار همه‌ی اينا دلم میخواد رشته مورد علاقه م رو میخوندم  من یه رتبه خوب کنکور ریاضی به دلم بدهکارم. 
X
تبلیغات



اهنگ جدید محمد نیکو 

       بیخوابی محمد نیکو بزودی

                       از آزاد رکورد
                           دنبال حروف و قافیه هام
                        شروع شده بگو کی پا به پام
                        میاد و میزنه سه تا دو کام
                        میتونی برسی به مافیام
                      میگردن دنبالم آخر هفته کجام
                  سفارشی حال میدم به دو تا شوشام
                 جنگ نرم و گوشت گرم و فکر هواس
                  جنگ نرم و میرسونه ب
X
تبلیغات



اهنگ جدید محمد نیکو بنام sleepless بی خوابی

                   بیخوابی محمد نیکو بزودی
                       از آزاد رکورد
                           دنبال حروف و قافیه هام
                        شروع شده بگو کی پا به پام
                        میاد و میزنه سه تا دو کام
                        میتونی برسی به مافیام
                      میگردن دنبالم آخر هفته کجام
                  سفارشی حال میدم به دو تا شوشام
                 جنگ نرم و گوشت گرم و فکر هواس
       
آخر همه‌ی حرفا این‌طوری می‌شم که می‌گم یه روز برمی‌گردم و لیسانس ادبیات می‌گیرم اما حالا برای کسی که دنبال یه چیز تازه و وسیعه این انتخاب عاقلانه است؟
انتخاب بر چه اساسی؟تکانشی؟احساسی؟ حتی وابسته؟
به چه امیدی واد دانشکده‌ بشم درحالی‌که حتی مطمئن نیستم آدمایی که الآن می‌خوام به خاطرشون تصمیم بگیرم چقدر قراره بمونن و کجای زندگی من باشن و چه میزان از اون رو اشغال کنن
و آیا این همون چیزیه می‌خوام؟این همون چیزیه که من سال‌ها است وقتی چش
از کجا شروع کنم؟ 
از همینجا؟ 
که دوستم برادر حسین رو دید و چشماش برق زد و گفت حسین اینه؟ و گفتم نه داداششه خوشگله نه؟ گفت نه گفتم آره چشات داره برق می زنه 
گفتم این ۴۰ سالشه 
گفت عه! چه خوب مونده گفتم بله دو تا هم بچه داره 
چشم در چشم شده بودیم 
باباش نشسته بود 
مادرش کنارش وایستاده بود 
سلام کردم و انگار هر دوشون یا شایدم مادرش جواب داد 
اومدم نشستم که مادرش اومد جلو و احوالپرسی کرد! بعد دید به خودم نمیارم گفت کاری ندارین؟ 
که یهو گفتم بیام بب
با سلام
روزی دو سه بار به مرگ فکر میکنم و حالم بد میشه و یاد خالم اينا افتادم که رحمت خدا رفتند و الان یه نفر داره زمینشون رو میسازه. انگار اصلا تو این دنیا نبودن. این شده یه عامل بازدارنده برای من. تو نت خوندم که اگه به فبرستان سر بزنید و راه برید بهتر میشید. دیشب رفتم سر زدم ولی زیاد اثر نداشت و دوباره اون حالت برگشته.
یاعلی
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب