نتایج پست ها برای عبارت :

تویی خدای عند منمدخدای اختلاسم

به نام خداي جهان مبین                                                                          خداوند خورشید و ماه نگین 
خداي غنی و خداي علیم 
                          خداي کریم و شفیع  مبین 
به نام خداي خزان و زمین 
                          که دارنده مور جان  قرین 
خداي حمید و خداي مجید 
                           که ملک  زمین سما و امین 
خداوند احسان و فرزانگی 
                           ز جود کرم فخر مجد برین 
خداي رحیم و خداي عظیم 
                           خداي متین و
بزرگواری و بزرگی از تو نیرو می‌گیرد. هرچند در گوشه‌هایی و به منظر جهان نیستی، لیکن ناگریز جهان از تو پر است، و جهانیان گرچه از تو بی‌خبرند، از تو پرند. عاشقی و عشق از تو به خود مجهّز است. عاشقی از توست که عاشق است، محبوب من! 
آوازه‌ی توست در هر سو، ای بلندترین آواز خاموشی! ای ناخوانده‌ترین کلام و ای کلمه از تو ملبّس. کلمه تويي که در جهان پاشیده. کلام تويي و نام تويي در هنگامه‌ی وصل، و در بی‌رحم‌ترین هجرانی‌ها، آن هنگام که هجرانی به شوق وصل
بهترین تنظیمات بازی خداي جنگ زنجیر های آلپ اندروید که حتی برای گوشی های میان رده و پایین رده هم کار میکنه
امیدوارم کمکتون کنه
امیررضا باجلان
آدرس ویدئوی آموزشی تنظیمات بازی خداي جنگ: videoبازی درهم برهم و بازی چهار باشگاه محبوب فوتبال: استقلال و پرسپولیس و بارسلونا و رئال مادرید
در دل خویش مجموعه ای از نفرت دارم. یک بوته ی عظیم تنفر در قلبم روییده است، منی که همیشه جز محبت مرام دیگری نمی دانستم. چه بر من رفته ای استاد؟ چه بر من اورده ای استاد؟‌این حجم از تنفر در من ای استاد . 
و منی که کهیر می زنم از حرف زدن با تو. و تويي که هیچ چیز برایت مهم نیست. و تويي که لم می دهی و نان سنگک گنده را از ان زیر میز در می اوری و فرو می کنی توی ارده -جلوی لپتاپت -. و تويي که دو لوپی می خوری و هیچ چیز این جهان برایت مهم نیست. 
و منی که در تنفر مست
شناختِ هویت»  آدمی، یعنی کیستی و چیستی خود» از دل‌مشغولی‌های اصلی اندیشمندان از گذشته تاکنون بوده است و آنها همواره کوشیده‌اند از زاویه‌های مختلف علمی و با رویکردهای متفاوت چارچوبی نظری برای این مسئله ترسیم کنند. در عرفان اسلامی این بحث زیر عنوانِ معرفت نفس» یا خودشناسی» مجال طرح یافته است.و مولانا :ای نسخه اسرار الهی که توييو ای آینه جمال شاهی که توييبیرون ز تو نیست هرچه در عالم هستاز خود بطلب آن چه خواهی که تويي
بهترین تنظیمات بازی خداي جنگ زنجیر های آلپ اندروید که حتی برای گوشی های میان رده و پایین رده هم کار میکنه
امیدوارم کمکتون کنه
امیررضا باجلان
آدرس ویدئوی آموزشی تنظیمات بازی خداي جنگ: videoبازی درهم برهم و بازی چهار باشگاه محبوب فوتبال: استقلال و پرسپولیس و بارسلونا و رئال مادرید" و ویدئو های آموزشی اندروید و بازی های اندروید
معنای
عشق و شوق و لطافت تويي . همین
سر تا به پای شور قیامت تويي . همین

با
یاد روی تو چه خوش احوال می شوم
انگار ترجمان سلامت تويي . همین

می
بارد از کرانه ی چشمان تو امید
گویی که آسمان کرامت تويي . همین

صدق
و صفا یکی ز هزاران صفات توست
مهر و صفا و صدق و صداقت تويي . همین

گر
می زنند لاف رفاقت تمام خلق
آقا یگانه مرد رفاقت تويي . همین

ای
آن که هست بر سر تو تاج بندگی
شایسته ی مقام  امامت تويي . همین

گر
می چکد ز غنچه ی لبهای تو عسل
شکر لب و در اوج ملا
بهار توييکه می آیی و دستهایمشکوفه می دهند ناغافل!تويي که با تمامِ خستگیباز هم آرامشی!باز هزار ستاره ی بی افولهزار پروانه ی بیقرارهزار شوق بی دلیل رادر خلوتِ آغوشِ من میریزی انگاربهار تويي. .شرح خستگی. یادش بخیر آن روزهای که نامش روزهای "خوب" بود.
روزهایی فارغ از هر تعلق.روزهای قلم به دست گرفتن های بی دغدغه، روزهای عاری از هرکپی و تایپ و.
چقدر خوب بود فقط و فقط برای تو نوشتن.از تو نوشتن روی کاغذ های کاهی  و به رخ کشیدن عطر ناب گل نرگس بر ب
دانلود آهنگ جدید پویا بیاتی بنام ماه ترین با بالاترین کیفیت










Download New Music Pouya Bayati – Maahtarin
ترانه و آهنگ : پویا بیاتی , تنظیم : وحید ادیب , میکس و مستر : مجتبی لطفی
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …










 
متن آهنگ جدید پویا بیاتی بنام ماه ترین :
یارا با دل ما کاش ندانی که چه ها کردی ما را با غم این عشق سراسیمه رها کردی بی تو عافیتی در طلب عمر نمیبینم بی تو جان به لبم آمده ای باور شیرینم مستم گرچه به دنبال می از وصل تو میگردم دس
۱سرچشمه بی نهایت عشق ، توييآغاز صفا، بدایت عشق ، توييجبریل به پابوس تو آمد ، زهرا !ای سوره کوثر ! آیت عشق ، تويي۲ معبود به صد کرشمه پرداخت تو رابا آب و گل بهشتی ات ساخت تو راای درد و دریغ هیچکس جز حیدرچون "  سوره قدر"، قدر نشناخت تو را۳ تا ام ابیهای پیمبر رفتهاز مصحف عشق ، نور کوثر رفتهتلخی غمش آمده امشب ، دیگرشیرینی زندگی حیدر ، رفته
https://www.instagram.com/p/BfMc23zBtCY/?taken-by=s.hhabibpour
 
تنها تويي، که به تنهایی میخواهمتخم شده بر گیسوان نقره ای ستاره پوش تودر انتظار دست یافتن به عطر پیراهنت!ای دخترً بگو کجاست؟یخ پاره های چشمهای تو؟تنها، تويي که نقره پوش میخواهمت!تنها، در تنهایی خویش!تو تنهایی ات را در آغوش کشیده ای ومن تنهایی ام راآغوش هایمان را برای یکدیگر باز کنیمتا دلتنگی نفسی تازه کند!
دانلود اهنگ تو قلب من نشستی قلب منو شکستی تويي که راستی راستی (کیفیت عالی) لینک مستقیم

دانلود اهنگ تو قلب من نشستی قلب منو شکستی تويي

دانلود اهنگ تو قلب من نشستی قلب منو شکستی تويي
علی عبدالمالکی حرف نزن : دانلود آهنگ علی عبدالمالکی به نام . - نیک موزیک تو قلب من نشستی قلب منو شکستی تويي که راستی راستی گفتی منو میخواستی. با من از عشقت حرف نزن نزن نزن ابرای غم رو پس نزن نزن نزن
ادامه مطلب
الهے
"دردهایی" هست که با هیچ گوشی نمیتوان گفت.
گفتنی‌هایی" هست که هیچ قلبی محرم آن نیست.
الهے
"تلاش‌هایی" هست که جز به مدد تو ثمر نمی‌بخشد.
تغییراتی هست که جز به تقدیر تو ممکن نیست.
دعاهایی هست که جز به "آمین تو" اجابت نمی‌شود.
الهے
"قدم‌های گمشده‌ای" دارم که تنها هدایتگرش تويي.
"افکار آشفته‌ای "دارم، که تنها سامان دهنده‌اش تويي.
الهے
امروز مرا تو دعا کن .
برای من تو دعا کن .
توی جمع هایی که خواسته ناخواسته الان باهاشون درگیرم( دانشگاه، فامیل، یه عدهی متفاوتی از دوستا، فامیلای دور) ، هی میگن کاش یکی بیاد از این وضع نجاتمون بده ( این وضع: وضعِ مسخره ی نیتی از استاد، وضعِ تعصب بیخود شوهر، وضعِ کنترل ببش از اندازه ی والدین و .)
اون لامصبی که شرایط رو تغییر میده، خودتی. اون لامصب تويي که جای یه کاری کردن، داری غر میزنی حالیته؟ نه جداً حالیته؟ تويي
متاسفم، تو به خودت نیاز داری
تو می‌توانی ساختمانی که بوی نا گرفته،
نشست کرده، کم‌کم پایه‌اش سست شده و ناگهان پایین می‌آید را سر پا کنی. مثل
پرنده‌های له و پخش شده‌ی حضرت ابراهیم روی کوه‌ها. گناه‌های نادانسته و
ناخواسته مثل نمناکی و به بوی نا می‌مانند. کم‌کم فونداسیون ساختار ایمان آدم را
سست می‌کنند و ناگهان پخش زمینت. مثل آن پرنده‌ها خرده‌ریزه‌هایم را
به‌هم وصل کن. مثل روز ازل محکم و بی‌نقص. لیطمئنّ قلبی».
مثل وقتی که حضرت ابراهیم را به آتش
افکندند و او فقط
اهنگ ای خداي عالم چگونه باورم شد آن که روزگاری پناه و یاورم شد با کیفیت عالی دانلود اهنگ رفتی و ندیدی که بی تو شکسته بال و خسته ام آهنگ بسیار زیبای رفته با صدای خانم الهه
اهنگ ای خداي عالم چگونه باورم شد
اهنگ ای خداي عالم چگونه باورم شد 
ای که رفته با خود دلی شکسته بردی
اینچنین به طوفان تن مرا سپردی
ای که مهر باطل زدی به دفتر من
بعد تو نیامد چه ها که بر سر من
بعد تو نیامد چه ها که بر سر من
ای خداي عالم چگونه باورم بود
آن که روزگاری پناه و یاورم من
تمام روز به انتظار تبغزل تخت را بخوانم  شبگهی لیلی ،گهی مجنون بسترگهی دشمن به خون،گه تل خاکستر نیامدی،تر شدم ،عزیزبسان زهر،هلاهل شدم ،مریضنپرس از برای من هم؟آری! مقصر تويي!به خواب دیده امازدست رفته توييقسم به صبح صادق از خواب زود پریددلم که نام تورااز دهان همی شنیدتو یاد نمیکنی مرا ومن هردمبیاد تواشک میرود از هردودیدهآهِ پر دردم مرا زدست خود گرفته ای و برده ایبه دست غم دل من را سپرده ای؟نشد که این رسم عاشقی   ،تو.بگذریم   حضرت ع
نوح راست
می‌گفت.
خداي ابراهیم یکتاست.
مصحفی که
از دست موسی افتاد سزاست؛ خداي هارون زر و زیور ندارد تنهاست.
مخاصمان
خداي محبّت جفاکارند؛ دانشمندان سودپرست پنهان‌کارند؛ مشایخ منفعت‌پرست پشت هم‌اندازند.
کینه‌توزان
یوسف دسیسه‌بازند.
یحیی
فرزند زکریا بود؛ خداوند یحیی همان خداي موسی بود.
راستی،
در سخن خداي محمّد انجام یافت؛ سخن پایان یافت.
خداي خضر
داناست.
نوید خداي
ایوب راست است.
خشم خداوند
به آه ستم دیدگان بسته است.
خداي عیسی وارث زمین اس
یک پای ثابتِ حرف هایم تويي.اما میگذارمت کنار آینه ی غبار گرفته ی ایام و چند صباحی می خواهم خود را غرق کنم در ازدحام همین دنیا،اصلا می خواهم از خود تهی باشم و هجوم ببرم به پهنه ی لایتناهی امواجی که می گویند بی زاری از آن بی معناست!هی بال و پرم را بکوم به دسته ی قلمی لرزان و واژه های محبوسِ در اسارت را، جاری کنم روی سپید صفحات مجازی و حرف هایی را بنویسم کهبیشتر به کار مردم می آید تا جان اسیر خودم. شاید به پاس آزادی روح کلمات، از اینجا عبور کنم و م
خداي من شبیه خداي جینگول شماها نیست که هر وقت صداش می‌کنید سریع می‌پره میاد کمک‌تون می‌کنه. خداي من یه پیرمرد خسته‌اس که نشسته روی صندلی و شایدم نیاز به سمعک داشته‌باشه. نمی‌دونم. گاهی‌اوقات کوچک‌ترین صداها رو هم می‌شنوه و می‌گه "کی اون‌جاست؟". گاهی‌اوقاتم هر چقدر صداش بزنی، باز غرق آب دادن به گل‌هاشه و برای خودش داره زیر لب آواز می‌خونه، صداتو نمی‌شنوه.
خداي شما همیشه حواسش به بنده‌هاش هست. همیشه آب و دون بنده‌هاش به راهه. همیشه م
چه دنیای کوچیک و عجیبیه! فکر نمیکردم دوسال از پست یکی مونده به اخرم گذشته باشه فکر نمیکردم بازم دوسال از زندگیمو حروم کرده باشم منی که هربار با خودم عهد میبندم. عزیزم شش سال زمان کمی نیست نمیدونم حسم بهت چیه به تويي که تاحالا یه بارم لمست نکردم به تويي که تو ذهنم بوی عطری یه بوی عطر تند که اصلا دوست ندارم، به تويي که سرتا پا تفاوتی با من به تويي که یه نقطه نظر مشترکم نداریم، نمیدونم چرا دوستت دارم نمیدونم چرا هربار میبخشمت نمیدونم چجوری یادم
از همه چیت میزنی، از همه اصولت میگذری خودتو تا حد اون میاری پایین بعد بهت میگه من درحد تو نیستم بودن با تو اعتماد به نفسمو کم میکنه و بهت نمیرسم پس میرم چون اگه باشم حالم بده! قشنگه نه؟همه دلخوشیت بین حال بدش اینه که براش با همه فرق داری بعد میاد مستقیم بهت میگه بعد از اینهمه سال شدی یکی مثل بقیه! همه دلخوشیتو میگیره اون کور سوی امیدتو نابود میکنه و همه چی اوار میشه رو سرت.میره تنهات میذاره و هروقت دلش تنگ میشه میاد پیام میده صدات میکنه و ناله
ای هدهد صبا به سبا میفرستمت// بنگر که از کجا به کجا میفرستمت
حیفست طایری چو تو در خاکدان غم// زاینجا به آشیان وفا میفرستمت
در راه عشق مرحله قرب و بعد نیست// می بینمت عیان و دعا میفرستمت
هر صبح و شام قافله ای از دعای خیر// در صحبت شمال و صبا میفرستمت
تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب// جان عزیز خود به نوا میفرستمت
ای غایب از نظر که شدی همنشین دل// می گویمت دعا و ثنا میفرستمت
در روی خود تفرج صنع خداي کن// کائینه خداي نما میفرستمت
تا مطربان ز شوق منت آگهی دهند
اگر می خواهیم علت کمترین چیزها را هم بدانیم که در این حالت برای چه قرار گرفته اند؟ جواب را در این می بینم که هر حس و حالتی را خود خداي احد در حالت واحد قرار داد و نظارت فرمود.وقتی می بینم از بین بینهایت گزینه، اینی ام که حالا شده ام، می گویم وحده لا اله الا هو.وقتی نهایت لطف در "یک" حالت نهفته است معلوم است که خدايی واحد آن را قرار داده است. 
پارت۱
ناراحتم؟
اره
دلخورم؟
اره
دل گرفته ام؟
اره. حتی دل شکسته
چند میخری دل شکستمو؟
پارت ۲
استرس داری؟
نه
هیجان چی؟
ن
اصن حسی داری؟
ن
اصلا برات مهمه؟
ن!!
برام مهم نیست!

+ خدايا. وقتی تو منو میبینی، چه شکایتی کنم؟
وقتی حالمو میدونی، چی از حالم برات بگم؟
وقتی میدونی تو ذهنم تو قلبم چه خبره
وقتی میدونی ازت چه چیزایی میخوام
وقتی فقط و فقط تويي که میتونی منو به عرش یا فرش برسونی
وقتی قدرت مطلق عالم تويي
چه نیازی دارم ب کسی ک باهاش درد و دل کنم؟
چه نیاز
داستانک
ماههاست منتظرم که بیایی کنارم بنشینی، دستم را توی دستهایت بگیری، زل بزنی توی چشمهایم و با مهربانی و نگرانی بپرسی:"خیلی سخت است؟" 
بعد من بغض کنم و بگویم "خیلی" و زودی بغضم بترکد و بلند بلند گریه کنم و با کلماتی بریده بریده از ترسهایم بگویم و از تمام شدنهایم و از خشمهایم .
اما خداي من! آن جمله ی احمقانه ی اشتباهی ات که "فلانی هم این روزها را پشت سر گذاشت" و آن جمله ی نفرت انگیزِ حال به هم زن ات که "نمی توانم بیایم، طاقت دیدن این صحنه ها را ن
متن آهنگ چارتار به نام باران تويي
Text Music Chaartaar Called Baran Toei
✿●✿باران تويي !✿●✿✿●✿به خاک من بزن✿●✿✿●✿بازا ببین ! ✿●✿✿●✿که بی مه تو من هوای پر زدن ندارم !✿●✿
به لینک زیر مراجعه نمایید :
 
متن آهنگ چارتار باران توييmatnetaraneh.rozblog.com
ای باب حاجت همه ای قبلۀ مرادنور الهُدی، ولیِّ خدا، سید العِبادخیرالامم، محیط کرم، آسمان جودابن الرضا، امام نهم، حضرت جوادباب عطا و مظهر جود خدا توييمولا تويي، امام تويي، مقتدا توييقرآن بُوَد ز مدح و ثنای تو شمّه ایجز مهر تو به گردن ما نیست ضمّه ایبحر سه گوهری گهر عرش بحر نورکل ائمه را تو جواد الائمه ایروح رضا، روان رضا، در وجود توستتا روز جود اگر هست جود توستدشمن خجل ز لطف و عطا و کرامتتاز کودکی به عالم خلقت امامتتاز ماه عارضت شده شرمند
ای ارحم الراحمین! ای غفار الذنوب ! ای خداي مشرقین و مغربین !
ای که میگفتند شکسته های دلمان که نزد بازار تو بیاید خودت با دل و جان میخریشان. کجایی؟؟
شکسته های قلبم دارد خودم را تکه تکه میکند! نفس هایم همچون طناب داری دست بر گلویم انداخته اند خدا جان! دارند جانم را میدرند!
کاش نجاتم دهی از منجلابی که در آن دست و پا میزنم، خداي تنهایی هایم، خداي خستگی هایم ، خداي  دلتنگی هایم راست بگو، دل کدام بنده ات را شکسته ام که دلم را به بند تازیانه گرفتار کرد
به نام خداوند بخشنده مهربان.
به نام خدا که کلمه پناه جویان و گفتار پرهیزکاران است و پناه می برم به خداي بلندمرتبه از ستم ستمگران و نیرنگ حسودان و سرکشی ظالمان و او را میستایم برتر از ستایش ستایش گران.
خدايا! تويي یگانه بی شریک و پادشاه مطلق. در فرمانرواییت مخالفت نشوی و در پادشاهیت هماوردی نداری.
از تو میخواهم که بر بنده و فرستاده ات محمد درود فرستی و سپاس نعمتهایت را چنان قسمت من کنی که مرا به کمال خشنودیت نایل گرداند. و به لطف عنایت خویش، م
میلرزم به خودم.
از بغض تو، از ترس خودم.
از اینکه فردا همین بغض گلومو بگیره و من جوری دلم تنگ شه که نفهمم کجا نگاهشو جا گذاشتم.
از روزای امروز تو،از فردای خودم.
من دارم سخت میلرزم
.
.
.
من دعا میکنم.چون تنها حربمه.
اما جوری ترسیدم که میخوام بعضی دعاهامو پس بگیرم.
تو رفیق تو.داشتنتو بذار تو اولویت که من از بی تويي سخت میترسم!
.
.
♫ حالا بذا برات بخونم که:
طاقت ندارم دور شی از من این آدما از درد من دورنقلبم تويي بغضم ولی دریاست دریا رو با دریا
دومین آزمون جامع قلم چی(سال تحصیلی کنکور 94)
     به خاطر فاصله بین آزمونای امسال، تا دو هفته دیگه آزمون بعدی به دستم نمیرسه. در عوضش 4 تیر هم قلمچی داریم هم سنجش.
     اینا هم برای جمع و جور کردن کنکورای دو سال اخیر :
داخل 93  |  داخل 94  |  خارج 93  |  خارج 94
   ای نسخه‌ی نامه‌ی الهی که تويي    |    وی آینه‌ی جمال شاهی که تويي
بیرون ز تو نیست هر چه در عالم هست   |   در خود بطلب هر آنچه خواهی که تويي
مولانا
خاتون قم و بانوی آئینه و آبی
معصومه ای و اسوه تقوا و حجابی 
هستند اگر آل محمد(ص) همه چون گل 
 تو رایحه و نکهت عطری، تو گلابی 
---
ناموس بارگاه خداوند سرمدی
تو زیب و زیور و گل باغ محمدی
عید ولادت تو مبارک به شیعیان 
از عرش حق به عالم خاکی خوش آمدی 
---
بانو گدای لطف تواند اهل آسمان
ریز خور عطای تو هستند شیعیان
از یمن مقدم تو دل شیعه شاد شد
خوش آمدی به روی زمین ماه مهربان 
---
روز میلاد گل سر سبد عالم بود 
یک طرف آسیه و یک طرفش مریم بود
از زمین تا به سما
سوم دبستان که بودم، توی کلاسمون یه کتابخونه‌ی کوچیک داشتیم. یک کمد چوبی قدیمی و تقریبا پوسیده که از سال قبل چند تا کتاب خاک خورده و پاره‌ پوره توش جا مونده بود. اول مهر قرار شد هر کدوم از بچه‌ها کتابایی که دارن رو بیارن و کتابها رو شماره‌گذاری کنیم و تو یک دفتری ثبت کنیم و درست مثل کتابخونه‌های واقعی، امانت بگیریم و بخونیم‌شون. خانم مطهری، معلم‌مون، یک جا وسط حرفاش گفته بود:" کتاباتون رو که آوردید، یکی از شماها رو که به نظرم توانایی اش رو
آنچه لازم است در ابتدا بدانیم اینست که در وهله ی نخست بعثت پیامبر و نزول قرآن واژه ای به نام الله در این کتاب خود نمایی نمیکند.حتی آیات نخستین وحی با کلمه "ربّ" آغاز میشود:
اِقرأ باسم ربّک الذی خَلَق
بخوان بنام خدايت که بیافرید
سپس واژه الله حضورش در قرآن پررنگ تر میشود تا جائیکه تبدیل به شعار اسلام میشود:لا اِلهَ اِلّا الله
درکتاب قرآن واژه " الله " به خداوند اختصاص دارد.با وجود اینکه در قرآن اسامی متعددی برای خداوند مورد استفاده قرار گرفته ا
دلدار تويي و دلگیر منم . عجیب نیست که هر وقت که نمی دانم باز چم شده است , اینجا روی بهانه هایم اثر انگشت تو کشف می شود گفتنش آسان نیست , اصلا حرفی که در مورد تو باشد را نمی توان گفت , یک پا رازی . که باید از هر نوشته , یک کلمه در مورد تو را برداشت آنها را کنار هم گذاشت تا شاید ردت آشکار شود گنج من . #الهام_
اگه خسته شدی بازم بخون از مناگه کهنه شدم بازم بمون با منمنم که حجم تنهایی تو پر کردممنم که عاشقونه با تو سر کردممنم که خاطراتم از تو رد میشهچه خوبه با تو حالم بی تو بد میشهمنم که آسمونم با تو قسمت شدتويي که گرمی دستات یه عادت شد+گذری بزنیم به این آهنگ ! 
دل به دریا ها زدمچشم  به آسمانت گشودمو از ته دل  خواندمتکه دارو ندارم تويي وتکه کلامم نام توست جز تو لایق عشق کیست؟ جز تو همراه همیشه حاضر کیستگفتی بخوان مراخواندمتحال تو اجابت کنکه مهربان مهربانمیشکر برای روزی دیگر و روزگاری دگر 
 
تی وی رو روشن میکنم هر شبکه میزنم چند تا پسر بی مزه ی . دارن ادا در میارن و واسه ادا و اطوارهاشون ، حقوقم میگیرن! عنوان شغلیشونم استندآپ کمدیه و میگن برای آوردن لبخند ب لب های ما مردم هست.
 
اما چیزی که باعث میشه من از ته دل لبخند بزنم و ب وجد بیام ،
بزرگی توئه عزیزمن عشق تويي مرد تويي عزیزم که تمآم ساعت های شبانه روز رو کار میکنی و سختی های زندگی چیزی از وقار و متانت و شعورت کم نکرده متشکرم که اینقدر مردی ب وجودت افتخار میکنم❤ :) 
 
علی ای همای رحمت، تو چه آیتی خدا را، که به ماسوا فکندی، همه سایه ی هما را.
لطف خداي متعال خیلی زیاده.
این چند روزه که گشتم دنبال کار، جاهای مختلفی رو سر زدم.
یکی دو تاشون هم پالس های مثبتی بهم دادن.
امیدوارم درست بشه ان شالله.
دلم می خواهد آرام صدایت کنم: 
      " ﺍﻟﻠّﻬُﻤـَّ ـﺎ ﺷـﺎﻫـِﺪَ ُـﻞِّ ﻧـَﺠْـﻮﻯ " 
 و   بگویم تو خود آرامشی خداي مهربانم.
_______________________________________
خداي خوبی ها،سلام!
این روزها بیشتر از گذشته دلتنگت شده ام و برای حرف زدن با تو،مشتاق تر!
دلم از تلاش های بیهوده و نرسیدن ها خسته شده،دلم یک امید می خواهد، یک حال خوب.
یک نشانه بده تا با سر این راه را ادامه دهم،مثلا حتی به افزایش ۱۰۰تایی تراز آزمونم هم، راضیم.
نشانم بده تلاش هایم بیهوده نیست، به من ب
Hoorosh Band
Shabhaye Niloofari
#HooroshBand
صدا بزن منو بگیر ازم غمو 
شانه به شانه پا به پا
بیا بگیر دست مرا 
ببر تو رویای شبونت
نوازشم کن و 
دوباره عاشقم کن و 
برای روییدن خنده رو لبات
دلم میخواد خودم بشم بازم بهونت
نیست بجز هوای تو در سرم
با تو خوشم ای همه باورم
آرام جان من تويي
 بمان کنار من همیشه
منو از این شبای نیلوفری
از خواب خوش تا به کجا میبری
نفس تويي و بس فقط بمان کنار من همیشه

چشمانت 
منو سپرده دست رویا
بیا بشین در بر من تا 
خیره بشم به موج گیسوی 
چو در
نمیدونم چند وقت یه ساعت دوساعت یا حتی بیشتر زل زدم به لست سینت به تويي که این چند روز موقع پیام دادن من مدام آف میشدی اما حالا نمیدونم واسه کی اما عکستو عوض کردی و مدام آنلاینی به من میگی میخوام تنها باشم اما خودت چی؟! امیدوارم مثل توجیه های همیشه ت دنبال اهنگی متنی چیزی باشی وگرنه هیچوقت نمیبخشمت.
تو کوچه های زندگی غریب و در به درپی شهادتم من شکسته بال و پر
اگرچه بی لیاقتم ولی به روم نیار
بیا و مادری کن و به من محل بذار
دلم هلاکه یک نگاه مادرانته
تويي که یاحسین قشنگ ترین ترانه ته
بدون زینبیه من نفس نمی کشم
تا زنده ام از عشق بی بی دست نمی کشم
تو رو به جون مادرت آقا دیگه بیا
نذار بازم بشه غروب کربلا به پا
همون یه کربلا برای عمه جان بسه
نذار بگن حریم زینبیه بی کسه
دلم نمی خواهد دروغ بگویم. کاش تو را مست داشتم. می نشاندمت جلو رویم و همه چیز را برایت تعریف می کردم. از اینکه چقدر دارم زور میزنم که خوب باشم از اینکه عشق به تو مثل نسترن دور استخوان به استخوان بدن من پیچیده فکرم را تا ریشه سرباز تو ساخته و انگار کسی در من زاده شود، یک عاصی یک طغیانگر، مرا در هم شکسته. راستش خیلی هم بد نیست اینطور. در ذهنم دنیای قشنگی با تو ساخته ام. دنیایی که در آن روح من قدم به قدم با توست.جسم هایمان حفره های توخالی اند و ببین من
چه بگویم؟

 

قصد نوشتن که می کنم تنها تويي و .

 

می خواهم آنقدر تکرارت کنم که پیدا شوی

 

پس همینجا بنشین در گوشه‌ی دنج قلبم .

 

آرام و بی صدا که باشی ، ماندن، حتمی تر است .

و گرنه وادار به فرارت می کند جبر این روزهایمان.

 

 نمی نویسمت!

 

باران می بارد.

 

چه بغض غریبی دارم.

زندگی خوب است. عشق خوب است.

 

 می بینی؟

 

با هر قدمی که برمی دارم چیزی به من می گویی که حال دلم را بهتر می کند.

 

از بغض می افتم! از آنسوی دلتنگی .

 
دانلود آهنگ جدید وقتش شد از مهدی مقدم با بهترین کیفیت + پخش آنلاین
خیال نکن که من بهت بگم دوباره برگرد
تويي که بی دلیل فقط شدی باعث سردرد
منه ساده رو باش که واس تو زدم به هر در
آره سخته ولی بالاخره میفتی از سر
Mehdi Moghaddam – Vaghtesh Shod
دانلود آهنگ مهدی مقدم به نام وقتش شد با دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸
 
متن و ترانه آهنگ مهدی مقدم – وقتش شد
چقدر ساده گذشتی از آدمی که پات وایساده
جدی جدی حالم بی تو خیلی حاده
برو وقتی فکرم ازسرت افتاده
دیگه بسه هرچی که بوده خس
قلم را به دستِ دلی سرگشته دادم و دل باز هم، سررشته ی کلام را برد به سمت تو.
تويي که،عمر مرا؛ هر روز کهنه تر می کند عشقت؛ و من در عشقت می میرملطفا چند قدم پیش تر برو تا دل آرام را، بنگری.
آنجایی که جایی برای ایستادن نیست و رفتن، تنها راه ماندنِ ابدیِ یک عاشقانه است.فقط کمی بیشتر نگاهم کن.روزهاست، روی این صفحه خاکستری، حرفی از عاشقانه های ناب نیست! و منِ خسته و دلبسته به دنیا را، هیچ کس نمی فهمد.تو هم حالم را نمی فهمی دلِ من.
نمی دانی چه می گ
دانلود آهنگ جدید ای جان از تیک بند با بهترین کیفیت + پخش آنلاین
ای جان عزیزم که تويي کنارم با تو قشنگه این روز و روزگارمبا تو میمونم با تو برقرارم بی تو نمیرم چه دلیلی دارم
Tik Band – Ey Jan
دانلود آهنگ تیک بند به نام ای جان با دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸
متن و ترانه آهنگ ای جان – تیک بند
چه احساس قشنگی به تو دارمتو رو خیلی میخوام آخ تويي دار و ندارمای جانه جان بی امان باهات میمونمبیا ببین فقط من واست چه دیوونمای جان عزیزم که تويي کنارم با تو قشنگه این روز
ازقضا در این شرایط سخت تو دو روز پشت هم ناخواسته با عروسی پسرخواهرهمسر و تولد دخترجان گره خوردیم.با کلی داستان و توضیح بالاخره با یک روز فاصله تولد دخترجون رو بگیریم. فعلا همینقدر بگم که بسیار مشغولیت ذهنی جدید دارم.مهربان باشیم.خداي مهربانم مرا دریاب.
شب قدر است و من قدری ندارم 
چه سازم؟ توشه قبری ندارم 
اگر امشب به معشوقت رسیدی 
خدا را در میان اشک دیدی 
کمی هم نزد او ما را دعا کن 
کمی هم جای ما او را صدا کن 
بگو یا رب فلانی رو سیاه است 
دو دستش خالی و غرق گناه است 
بگو یا رب تويي دریای جوشان 
در این شب رحمتت بر وی بنوشان 

التماس دعا .
دانلود آهنگ جدید فرهام تسخیر
دانلود آهنگ فرهام به نام تسخیر کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ ، با لینک مستقیم ، همراه با پخش آنلاین و متن آهنگ
دانلود آهنگ فوق العاده تسخیر با صدای فرهام از جوان ریمیکس
ترانه و موزیک : آمین,تنظیم : ایمان تیموریان
Download New Music Farham – Taskhir
 
فرهام عزیز آهنگ جدید خود را در تاریخ ۱۴ مرداد منتشر کرد.
ساخته جدید فرهام، تسخیر نام گرفته است.
ترانه و موزیک این اثر از آمین عزیز می باشد.
همچنین ایمان تیموریان وظیفه تنظیم موزیک را به عهده دار
زمان می میرد
و تويي زنده می شود .
مرگِ ثانیه ها را میشمارم
تاتولدِ ای دوباره!.
دنیا به من آموخت که 
بدونِ تو مردن بِه
ازحالا
تارسیدن به بهشتِ بین الحرمین
"تنها نقطه ی عروج"
شوقِ پرواز دارم.
امان از لحظه ای که نخواهی ام
امان از روزی که رهایم کنی
امان از لحظه ی غفلت که شاهدم باشی حسین جااااااان.
#اللهم عجل لولیک الفرج
#آقای خوبِ غزل های من سلام.
حُکم دلــــــم چیست؟که در این روزگار بی تويي، چون چشم دوختم به آسمان.اما. در این میان، من ماندم و موجِ خروشانی که از چشم ها جاریست.و جانی که همچون درختی بی برگ و بار، در خزانِ عمر، غرق در انجمادی تلخ و در انقباضی سرد است!و حتی فصلِ بهارش، همه تاریک و چون شبِ یلدای زمستان است.حکمت را، آهسته تر بخوان دلــــــم.بگذار چون یک عمر خستگی و دلتنگی ام، کسی نداند و نفهمد که،آن سویش نوشته:من مانده ام و اندوهی سیراب نشدنی به نامِ تنهایی.
علی(ع) از قول پیامبر میفرمایند: دست خداي تبارک و تعالی رحمت را بر سر هرکسی که کار نیک او مورد ناسپاسی قرار بگیرد گسترده است!
پس اگر به کسی لطفی کردی و او ناسپاس بود ناراحت نشو, و نگو دیگه خوبی نمی کنم که خداوند ناظر و شاکر اصلی اوست
عصر جمعه است. بنان می‌خواند "تنها تويي، تنها تويي در خلوت تنهایی‌ام."
و من انگار مادری هستم سی و چند ساله، در آشپزخانه ای که لبه پنجره اش پر از گلدان‌های رنگی است. و من با وسواس، رومیزی گرد کوچک روی میزی که از سال‌های دور آمده است را بارها مرتب می‌کنم و برای عصرانه شیرینی کودکی‌هایم را درست می کنم. 
آرد و شیر و خاکشیر و تخم مرغ و محبتی که از آن روز‌ها برایم مانده.
سال‌ها بعد که مادری سی و چند ساله‌ام، آرام‌تر شده ام و سازگاتر و از لجبازی‌ها
به نام خداي امام رئوف

باز من و باز باب الجواد آقا و باز زمزمه شعر خانم فاطمه نالی زاد ،
باب الجواد راه ورودی به قلب توست
حاجت رواست هر که از این راه میرود
راستش را بخواهید از همان موقع نوشتن آخرین پست ؛ تصمیمم بر این بود هر وقت اومدم مشهد پست بعدی رو ارسال میکنم.منتها به دلیل ضیق وقت این متن بامداد دوشنبه پشت میز کامپیوتر نوشته شده و در مشهد فرصت انتشار را یافته.
سه سال پیش ، مابین فرجه هایِ امتحاناتِ دانشگاه ، فرصتی یافتم و اومدم مشهد . همان سف
 
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
 
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
 
نفسی یار شرابم نفسی یار کبابم
 
چو در این دور خرابم چه کنم دور زمان را
 
ز همه خلق رمیدم ز همه بازرهیدم
 
نه نهانم نه بدیدم چه کنم و مکان را
 
ز وصال تو خمارم سر مخلوق ندارم
 
چو تو را صید و شکارم چه کنم تیر و کمان را
 
چو من اندر تک جویم چه روم آب چه جویم
 
چه توان گفت چه گویم صفت این جوی روان را
 
چو نهادم سر هستی چه کشم بار کهی را
مشکل از من بود. من نتونستم رنگی به زندگیت بدم. آره شروع همه ی ماجرا دست من بود. اولین نفس رو من کشیدم. من بودم که جون گرفتم از تو. اما دیگه ریش و قیچی دست توعه. دیگه این توئی که میبری و میدوزی. پایانش با توعه. تويي که جون میگیری، جون منو. میدونم حال خودت خوب نیست، میدونم دنیات سوخت و خاکستری شد، میدونم آرزوهاتو پر دادی رفت، فقط یه چیزی: امید رو از من نگیر. یک جایی از زمان منتظرت میمونم. شاید عاشق موندن اینجاها معنی پیدا میکنه. منو ببخش پس.
عمروبن حریث گوید قول خداي تعلی را وماننددرخت پاکی که ریشهاش بر جا  وشاحه اش سر باسمان کشیده 24 سوره14   از امام صادق ع  پرسیدم حصرت فرمود رسول خدا ص  اصل وریشه ان درخت است وامیرالمومنین ع  فرع وتنه ان و امهامان از نسل انها شاخه های ان وعلم امامان ومیوه ان وشیعیان مومن ایشان برگهای انست ایا در اندرخت چیز زیاد دیگری هست عرصکردم نه بخدا که مومنی متولد شود برگی در اندرخت پیدا میشود وچون مومنی میمیرد برگی از ان درخت میافتد شرح در این سوره مبارکه خد
گاهی دلم هیچ چیز نمی خواهدجز گپ ریز ریز مهی من حرف بزنمهی او چای تازه دم بریزد.هی چای ام سرد بشودهی دلم گرم.آنجا که چای ات سرد می شودو دلت گرم"خانه #مادر است". .باز روز مادر است و. خانه هست ، چای هم هست. و یک دنیا حرفی که سال هاست با تو نزده ام!و روزگارم پر است از روزهای بی تويي.
وقتی مردّدم و اتفاقی دردناک قلبم را میفشاردوقتی تنهام و ترسیدم
وقتی تپش های بی امان دلم مرا به زانو درمیاورد
وقتی بی قرارم و منتظر 
وقتی از ادامه مسیر هراس دارم و راهی را شروع نمیکنم
وقتی اشک هایم گونه هایم را خیس میکند
من اعتماد میکنم .
اعتماد میکنم به جفت چشم های ساده ایی که روبه رویم نشسته
اعتماد میکنم به دستایی که دستانم را میفشارد
اعتماد میکنم به تو
تويي که آرامش دنیای منی
 امیر المومنین علیه السلام فرمود علامت مشتاق بثواب ا خ ر ت بی رغبتی زاهد نسبت بدنیا  از آنچه خداي عزوجل  برایش از از دنیا قسمت کرده  کاهش ندهد   اگرچه زهد کند و حرص شخص حریص بر شکوفه دنیای نقد برایش افزونی  نیاورد اگرچه حرص زند  پس مغبون کسی است که از بهره  آخرت خود محروم ماند 
بسم الله الرحمن الرحیم 
کوزه ای که نباید بشکند.
با گام هایی آرام، وارد دکان کوزه گری شد. سرش را بلند و کرد و گفت یک کوزه می خواهم.
نوح کوزه ای به او فروخت.
مشتری غریبه هنوز از دکان خارج نشده بود که ترق.! صدای شکستن کوزه آمد.
مشتری عجیب و غریب نوح بازگشت و گفت: یک کوزه دیگر بده!
نوح کوزه ای دیگر به او داد و باز صدای خرد شدن سفال و شگفتی بیش تر نوح! با خود گفت یک بار حواسش نبود اما این بار چه؟
باز هم مرد غریبه کوزه ای دیگر گرفت و این بار جلوی خود نوح زد
سعدی علیه الرحمه می فرماید:
کسی مژده پیشِ انوشیروانِ عادل آورد. گفت: "شنیدم که فلان دشمنِ ترا، خداي عزّوجلّ برداشت."
گفت: "هیچ شنیدی که مرا بگذاشت؟"
اگر بِمُرد عدو، جایِ شادمانی نیست
که زندگانیِ ما نیز جاودانی نیست

پی نوشت1:
این گل زیبا تقدیم به شما.
باور کنم؟
که این تويي؟
که این کبوتر راه بازگشت را بلد بود و بر نمی گشت؟
کم کم باور کرده بودم که از تو برای من نامی مانده؛
و در جایی، برای زنی، مادری، آرزومندی،
یا برای شهری. شهید گمنامی!
باور نمی کنم
تو باور می کنی؟
که این منم، این چنین آرام؟
منتظری که ساعتی از نبودنت را تاب نمی آورد.
زبانم گلایه دارد اما تو باز آرام چشم هایم را گوش کن
رواق منظر چشم من آشیانه توست،
کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست
گویند عارفی قصد حج کرد. 
فرزندش از او پرسید: پدر کجا می خواهی بروی؟ 
پدر گفت: به خانه خدايم.
پسر به تصور آن که هر کس به خانه خدا می رود، او را هم می بیند! پرسید: پدر! چرا مرا با خود نمی بری؟ 
گفت: مناسب تو نیست. 
پسر گریه سر داد. پدر را رقت دست داد و او را با خود برد.
هنگام طواف پسر پرسید: پس خداي ما کجاست؟ 
پدر گفت: خدا در آسمان است. 
پسر بیفتاد و بمرد! 
پدر وحشت زده فریاد برآورد: آه ! پسرم چه شد؟ آه فرزندم کجا رفت؟ 
از گوشه خانه صدایی شنید که می گفت: تو ب
✍✍✍
زندگی کن مرا.

قلم که آوردم   و دواستکان کمرباریک  چای ؛ بیابنشین ، تا باهم ؛ خاطره بنویسیم.
تو  بگو ، تا من بنویسم ، تو   یادآوری کن  تا  من سیاهه کنم !
یادت هست ؛ 
وعده داشتیم با خِش خِش خسته ی خیابان های آذر ؛ با ؛ بی چتر زدن به کوچه های نمناکِ کنگ ؟
با بلعیدن  بی دریغِ بوی هیزم و آتش ، با   دویدن از میان آبگیرهای کوچکِ میان رود ؟
چطور یادت نیست؟ شوق گذاشتنِ اولین رَد ؛ روی برفهای دست نخورده ی تا  صبح باریده را ؟ 
خیره شدن به چشم های تو و
شهر سوال ـ عبادات و تکالیفی که از جانب خداي متعال برای ما تعیین شده است،
هیچ نفع و فایده ای برای او ندارد. خداي متعال موجودی بی نهایت و دارای
تمام کمالات است و هیچ نقص و نیازی ندارد که تصور کنیم فعلی از ما، فایده
ای برای او دارد.بخش سایر مسائل شهر سوال بر بال اندیشه ها
ادامه مطلب
معشوق پاییزی من!
سلام!
حال که این نامه را می‌خوانی هنوز بوی آش‌رشته در فضای کلبه پراکنده است و حتی بوی گلدانِ یاس‌ روی میز هم نتوانسته است عطر خوش آش‌رشته را دور کند!
بعد از پخت آش با ظرف کوچکی میان گل‌ها و درخت گیلاس حیاط رفته و در کنار موسیقی لذت بخش گنجشک‌ها آش‌رشته‌ای که طعم دوری میان عدس و لوبیاهایش حس می‌شد را مزه کردم؛ راستش را بخواهی چند سالی بود که دست و دلم به پختن آش نمی‌رفت، خاطرات شب‌های زمستانی و کاسه‌‌های داغ آش وسط خیابا
نه زود گذشت، نه ساده.تلخ ِ تلخ بود، ندیدنت.نداشتنت.نبودنت.سخت گذشت، بی تويي هایم.
این چندمین شب است که من با تو نیستماین چندمین شب است که در شعله زیستماین عکس اول است که با هم گرفته‌ایممن بی‌قرار مستی لبخند کیستم؟!‏این عکس دوم است در آغاز تشنگیهم بغض آب قمقمه‌ات را گریستماین عکس آخر است که لبخند می‌زنماین‌جا کمی شبیه به زخم تو نیستم؟ ‏این عکس آخر است که با هم گرفته‌ایماز ترس مرگ نیست که در عکس نیستمبر سنگ تابناک تو رمزی نوشته استدی
براستی دنیا اگر خدايی نداشت، دنیا اگر دست خدا نبود، اگر پشت ما نمی ایستاد، اگر نمی گفت من هستم با یاد من آرام باش، اگر نمی گفت دلت با من قرص باشد، آن وقت دنیا به چه چیزی می ارزید؟ شاید بگویید عشق هست، مهر فرزند هست، لبخند هست، زیباییهای دنیا هست، اما هیچ یک آنجا که تويي و تنهاییت نیستند، آنجا که تويي و دردهای نهانیت نیستند، و فقط همین نیست، داشتنهای دنیا، زیباییهایش، خنده هایش در برابر دردها و نداشتن ها و گریه هایش اندک است. یک شبانه روز بخند
بی‌همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شود
داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی‌شود
 
دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو
گوش طرب به دست تو بی‌تو به سر نمی‌شود
 
جان ز تو جوش می‌کند دل ز تو نوش می‌کند
عقل خروش می‌کند بی‌تو به سر نمی‌شود
 
خمر من و خمار من باغ من و بهار من
خواب من و قرار من بی‌تو به سر نمی‌شود
 
جاه و جلال من تويي ملکت و مال من تويي
آب زلال من تويي بی‌تو به سر نمی‌شود
 
گاه سوی وفا روی گاه سوی جفا روی
آن منی کجا روی بی‌تو به سر نمی‌شود
 
د
امشب پرونده یک سال اعمالمون رو دست امام زمانمون دادن، خدايا برات کربلا رو نصیب همه آرزومندان کن، خدايا امیدوارم به کرمت که از گناهانم گذشته باشی، خدايا  من روسیاه هر سال با کوله باری از گناه میام به درگاهت، خدايا بگذر از گناهان منه ناسپاس. خدايا کرمت را شکر، خدايا داده هات رو شکر، خدايا نداده هات رو شکر. خداي مهربونم شکرت که تو قلبم محبت ائمه رو گذاشتی
دیشب خواب بدی دیدم. خواب دیدم تو غریبه بودی. با هم آشنا شدیم و تصمیم گرفتیم ازدواج کنیم ولی کم کم تو عوض شدی. دیگه چهره‌ی اون آدم شبیه تو نبود ولی من هنوز فکر میکردم اون تويي. به اسم تو صداش می‌کردم و بهش عشق می ورزیدم. تو خواب دیدم که معتاد به کوکائین بود و من اینو میدونستم و با این وجود باهاش ازدواج کردم. تو مراسم عروسیمون هم یه لاین زده بود. بابام ازش بدش میومد. من عاشقش بودم ولی. یک هفته از ازدواجمون گذشت و شروع کرد به کتک زدن من. ترسیده بودم و
به نام خداوند بخشنده مهربان.
 به نام خدايی که جز به فضل و بخشش او امید نبستم و جز از عدالت او نهراسم و جز به سخن او اعتماد نکنم و جز به ریسمانش چنگ نزنم.
تنها به تو پناه می آورم ای خداوند بخشایشگر مهربان از ستم و دشمنی و مصائب روزگار و اندوههای پیاپی و پیشامدهای ناگوار دوران و گذشت عمر پیش از مهیا شدن و توشه برداشتن
و تنها از تو راهنمایی میجویم به سوی آنچه خیر و صلاح من در آن است
و فقط از تو یاری میخواهم در آنچه پیروزی و رستگاری با آن همراه اس
میگفت خشمت زیاده
غیر تنفس عمیق و.باید چیزایی که ناراحتم میکنه را به بقیه بگم مثل الان که دارم اینجا مینویسم
یه سری آدم الکی گاهی میان رو مخم یه آدمایی که سال هاس گاهی ندیدمشون و شاید مدت ها نبینمشون
ذهنم بی کاره.بی کاره بی کار واسه همینه میگرده یه چیزی پیدا میکنه که بهش مشغول بشه
به حق این ماه عزیز و روزهای پر نور خداي مهربون نور بپاش به روح و جسم این بنده ی ناشکرت تا قدر زندگی و نعمت هاشو بدونه
نشستم روبه روی کافی شاپ کتابخانه پاتوق تماس با
تمام روز های دلتنگی م را با قلمم گذراندمو به خداي احد و واحد سوگندهیچ کسی مانند قلمم این گونه به من وفادار نبود زمانی که رهایش کردم .و حتی انگاه که از شدت عصبانیت فراموشش کردم و یا حتی ان لحظه ای که تلاش برای گم کردنش داشتمچیزی از خودش ، که در قلبم به یادگار گذاشته بود . جوانه میزد و سکوت کرده بود قلمم ؛همان که میبینی نیست .دنیایی هم از او در درونم پنهان است ولی کسی نمیبیند قلمم وفا دار استوقتی دوستش نداشتم هم من را دوست داشت وبین تم
این یه نامه است به صورت ناشناس برای آشناترین آدم زندگیربان قلب من
همه هستی ام پای لبخندت. آرام میکنی جانم را وقتی لبانت میخندند
ستاره باران می شود نگاهم از دیدن روی ماهت
کلمات  از قدرت توصیفت قاصرن
یه دونه قلب من.
میخواستم بگم تا بدونی که از امروز تا آخرین روزی که نفس میکشم عاشقت میمونم
فرقی نداره کجای این کره خاکی باشی وقتی تو دلم باشی خیالم راحته هرجا برم هستی
دلبر.
دلمو بردی
تورا به خداي عاشقان قسم مراقبش باش
اینکارو نمی کنم ولی هرحس خوبی از هرچی بگیرم، دوست دارم گوشیو دست بگیرم و بگم اون حس مثل توه. مثلاً طعم بادمجون و گوجه سرخ شده یا خربزه مشهدی یا همین عطرِ خیار! همیشه از بچگی وقتی کسی کِرِم خیار می زد، یه عطری تو فضا می پیچید که دوست داشتم یقمو چاک بدم. یا خیارِ تازه. گاهی یک کیلو می خورم بعدش دیگه تا سِرُم نزنم معدم آروم نمی گیره. اصلاً عطرش منو می گیره. یکی که بخورم، باز می خوام. باز می خوام. چون خنکه. تازس. طعمش شاده و زندس. خیلی لازمش دارم. عشقمو
در تضرعها و دعاها، از خداي متعال بخواهید گرفتاریهای امت اسلامی برطرف شود و شر دشمنان اسلام را از سر مسلمین کم کند/ دشمنی واقعی مستکبرین و آمریکا با حقایق اسلامی است. هرچه پایبندی بیشتر به مبانی اسلام نشان دادیم، کمک خدا بیشتر شامل حال ما شد و آنجا که غفلت کردیم، چوب غفلت خود را خوردیم/ دشمنان بالاخره مجبور خواهند شد در مقابل اسلام زانو بزنند و بتوفیق الهی آنچه در آینده پیش خواهد آمد، عزت و پیشرفت اسلام و مسلمین است؛ منتها تلاش لازم دارد.
متن آهنگ دیوانگی فرزاد فرخ

تمام من برای تو تويي که جان من شدی ز عشق تو چه بی قرارمنترس از این وابستگی از عادت و دلبستگی که بی تو من نفس ندارمتو حق نداری بعد از این دست مرا رها کنی آتش به جانمان زنی به قلب خود جفا کنیدیوانگی کن بیش از این باید که لبریزم کنی دریا به دریا با توام باید که درگیرم کنیدریا به دریا با توام .
عطر نفس های تو خواب چشمان تو آن همه حرفای تو عهد و پیمان تومرا نگاه کن ببین ای تو ای خوب من از تو من عاشق شدم ای تو محبوب مندریا به د
رهبرانقلاب: پرچمی که در مقابل انقلاب ایستاده، همان پرچمی است که در مقابل ابراهیم و موسیٰ و عیسیٰ برافراشته بود. آنها نابود شدند و موسیٰ و عیسیٰ و ابراهیم زنده‌اند. علّت این است که خداي متعال به حضرت موسیٰ فرمود: نترسید، دچار اشتباه در محاسبه نشوید، خدا با شما است، اِنَّنی مَعَکُما.
خواجه عبدالله انصاری :
بدان که خداي تعالی در ظاهر، کعبه ای بنا کرده که او از سنگ و گل است و
 در باطن کعبه ای ساخته که از جان و دل است. آن کعبه ساخته ابراهیم خلیل است و این کعبه بنا کرده ربّ جلیل است. آن کعبه منظور نظر مؤمنان است و این کعبه نظرگاه خداوند منان . آنجا چاه زمزم است و اینجا آه دمادم. آنجا مروه و عرفات است و اینجا محل نور ذات.
دلم می‌خواهد برایت بمیرم.برای این حجم از عشقی که بین تو و پرودگارت موج می‌زده است.برای  قشنگی هایت که آدم را دیوانه می‌کند.
برای تو که از مدل‌ت خوشم می‌آید.برای این که در عین حالی که در آمریکا، مهد افکار سکولاریست بوده‌ای، خداي دلت را هیج وقت گم نکرده‌ای.
برای این که چمران بودن‌ت را فراموش کردی  .و خودت را بابای همه ی بچه های جبل عامل کرده ای.
این هوای گرفته و داغان ، عجیب یکی مثل تو را کم دارد.
به بهانه ی سالگر شهادت‌ش.
#شمران_دلم
زمین و زمان می دود تا بهار.وحس می کنم این روزها هیچ کسی نمی‌داند در دلم چه می‌گذرد جز تو.گفتی: "ان الله یحول بین المرء و قلبه" خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24)امسال هم باز باید عید غریبی داشته باشم و بی تو و محال است فراموشیِ این سال بی تــــــو و درد افزونتر بی او.چقدر سال هایم اندوه است هر سال. و چه دلخوشم من که هر عید تصنعی، چاشنی تبریک های یخ زده ام در این همه اندوه، میگویم: صد سال به این سالها!این هم شد حرف حساب؟ که چه بشود؟ صد سال د
  سلام خوبید ؟بعد از مدتها دست به قلم قدیمی خود میبرم نمیدانم قرار است از چه بگویم ؟از پسرک مغرور که حتی برا درخواست جزوه غرورش را نمی شکند یا ازخودم بگویم ؟
  دلگیرم سخت دلگیرم از بی وفایی دنیا ولی شادم از همراهی خدا انگار باتمام قدرتش بزرگیش کمکم میخورد دل شادم از خودم از دنیا .بعد مدتها اومدم یه خبر مهم بدم ولی برا شنیدنش یا بهتر بگم نوشتنش یه شرط دارم .بهم پیام بدید اگه دنبالم میکنید واقعا وشاید حرفایی بزنم به شمام کمک کنه .
  مدت هاست شعر
بر مُلک عدد خداي اعداد یک است


بر
مُلک عدد خداي اعداد یک است
رخسار
علی به بزم ایجاد تک است
دانی
که طعام بی نمک خوش نبُود
یعنی
که خداي بی علی بی نمک است
با جان خریده ایم
بلای حسین را
از کف نمیدهیم عطای
حسین را
سوگند بر حسین به
هستی نمیدهیم
پیراهن سیاه عزای
حسین را
مگو از عمد ما لا یعقلونیم
دچار جیم و نون و واو
و نونیم
مده پندی که در سر جا
نگیرد
که ما در آخر خط
جنونیم
هر یار که دم زِ یار
زد یار نشد
هر دل که سرای عشق
دلدار نشد
هر ماه که در وفا چو
عباس نگ
سر آن ندارد امشب که برآید آفتابیچه خیال‌ها گذر کرد و گذر نکرد خوابیبه چه دیر ماندی ای صبح که جان من برآمدبزه کردی و نکردند مؤذنان ثوابینفس خروس بگرفت که نوبتی بخواندهمه بلبلان بمردند و نماند جز غرابینفحات صبح دانی ز چه روی دوست دارمکه به روی دوست ماند که برافکند نقابیسرم از خداي خواهد که به پایش اندر افتدکه در آب مرده بهتر که در آرزوی آبیدل من نه مرد آنست که با غمش برآیدمگسی کجا تواند که بیفکند عقابینه چنان گناهکارم که به دشمنم سپاریتو به د
بهترین من.امروز برای تو مینویسم.برای تو که دنیای من بودی.هستی.خواهی بود. هم نفس لحظه های عاشقی.مرا دریاب آنگاه که در غمگین ترین اوقات زندگی هستم.مرا دریاب.آنگاه که نگاه رقت انگیز زندگی به عشقمان چشم دوخته است و آنگاه که کفتار های بی سر و پا درحال پوزخند زدن به حالمان هستند. این تويي که حال مرا خوب میکنی. این منم که عاشق تو شدم.این زندگی همان زندگی است که انتظارش را داشتیم
پ.ن:خداروشکر واسه عشقمون. واسه بهم رسیدنمون. .❤❤❤❤❤
امشب که شب بیست و سومه یاد اون روزی افتادم که ساکت نشستم، بلند نشدم بگم چرا داری سخت‌ترین لحظه‌های زندگی یک زن رو مسخره می‌کنی،چرا تويي که با این پوشش و اعتقاداتی داری این‌کار رو می‌کنی.بلند نشدم بگم اون شهیدی که مسخره‌ش می‌کنی هرچقدر با اعتقادات تو نخونه بالاخره همسر و امید یک زن بوده، یکی هم‌جنس خودت، چطور به خودت اجازه می‌دی این‌طور باشکوه‌ترین لحظات و در عین حال سخت‌ترین لحظه‌هاش رو مسخره کنی.
حرف نزدم سکوت کردم.نمی‌گم رفتم نشس
تولدش نزدیک بود. همش تو این فکر بودم که چی براش بگیرم.
تولدش رسید و من همچنان کادویی براش نگرفته بودم.
اومد خونه مون. خواستم یه چیزی که قبلا حرفشو زده بودم بهش نشون بدم.
شی مذکور رو گرفت تو دستاش و ذوق زده شد. یهو دیدم داره به من نزدیک و نزدیک تر میشه! فکر کردم خدايا چرا اینجوری میکنه؟! چسبید بهم و منو بوسید! تو دلم گفتم خداي من نهههه! بهش گفتم من اینو کادو گرفتم!* گفت دست شما درد نکنه. و گذاشتش تو کیفش!
*فکر کرد من واسه تولدش براش کادو گرفتم، درصورت
اینایی که خیلی مستقیم و صریح در مورد اسم بچه اظهار نظر میکنن و تعیین تکلیف میفرمایند، رو درک نمیکنم. بعد از اون جلسه، تصمیم گرفتیم دیگه اسم انتخابیمون رو جایی نگیم تا روز تولدش! خوب بود تا دیروز که تتمه ی اون جلسه برگزار شد. حال بدش هنوز باهامه.
خدايا بهم ظرفیت بده، الان و این روزها بیشتر از همیشه نیاز دارم به یه دل دریایی که اظهار نظر های مختلف رو بشنوم و بهم نریزم. میدونم وقتی به دنیا بیاد، خیلی بدتر میشه. یکی میگه چه لاغره، یکی میگه چاقه،
#حدیث_مهدوی
امیر المومنین(ع)
اللهم بلی لا تخلو الأرض من قائم لله بحجة اما ظاهرا مشهورا او خائفا مغمورا، لئلا تبطل حجج الله و بیناته، و کم ذا و این اولئک؟ اولئک - و الله - الأقلون عددا، و الأعظمون عندالله قدرا. یحفظ الله بهم حججه و بیناته، حتی یودعوها نظرائهم، و یزرعوها فی قلوب اشباههم. هجم بهم العلم علی حقیقة البصیرة، و باشروا روح الیقین، واستلانوا ما استعوره المترفون، و انسوا بما استوحش منه الجاهلون، و صحبوا الدنیا بابدان ارواحها معلقة بال
سلام به همگی 
واااای باورم نمیشه خیلیی وقته نیومدم و هیچی ننوشتم و هیچی نخوندم هعییی. یه زمانی واسه وبلاگ جونمونم میدادیم هعی:(
همه خوب هستین اون عقبیا صدا نمیاد دی:
قصد دارم به آدرس قبلی برگردم اینجا امنیت نداره دی:
+ دلم واسه تک تک بلاگر هایی که نیستن و یا در دسترس نیستن تنگ شده خیلی زیاد :(
 
***نسیم معرفت***
 
 
به نام خدا
 
 
در پاسخ  به سؤال یکی از فُضَلاء در رابطه با بُرهان صِدّیقین  
 
 
برهان صِدِیقین که در کُتب بزرگان از فلاسفه و حُکماء و عُرفاء ، یکی از استوار ترین براهین توحیدی و شناخت و معرفت به خداوند متعال  معرفی شده است و به شکل های مختلف تقریر شده ، آن است که بر مبنای اصالت وجود ، هر آنچه که در واقع و در خارج اصیل است و عینیّت و تحقق دارد ، وجود می باشد و چون حقیقت وجود ذو مراتب است لذا شدیدتری
 سخت ترین دو راهی…دوراهی بین فراموش کردن و انتظار است.گاهی کامل فراموش میکنی و بعد میبینی که باید منتظر می ماندی.و گاهی آنقدر منتظر میمانی تا وقتی که.میفهمی زودتر از این ها باید فراموش میکردی . . .راه هایی که همیشه بی پایانند، گاهی به دو راهی هم می رسند.و دشوار است راه بی پایان را پیمودن، و دشوارتر این که_ این راه برسد به دو راهی.در دو راهی های سکوتم ، دوباره تو را گم کرده ام. با حساب من، باز هم این منم که گم شدم نه تو .باز هم خودم را گم کرد
بیست دقیقه روز یکشنبه  نهم تیر 98 .
قبل هرچیحرف اول حرف اخردوست دارم تا ابد
فردا میرم واسه زندگیمون تار موهات کنار کنار کنارکنار منه مث تموم تو. میرم واسه ساختن زندگیمون.میرم با همه وجودم  بجنگم واسه شنیدن صدای تند خوش قلبتواسه داشتنت.با تموم دلخوشی تو.ب امید تو.ب هوای تو.به هوای تو که همه داروندارمیواسه شنیدن " آخیش" گفتنت
فردا کنارمی .باهم میریم واسه زندگیمون با دل تنگ تنگ اما خوش خوش خوش.
دنیام
میبوسمت.ببوس منو
منو راه
امروزگفتم یه شعردروصف حالم بسرایم بذارم وبلاگم، خط اول راحت اومد تو ذهنم نوشتم:
تمامِ من، برای تو.تويي که جانِ من شدی.
عجیبتر بقیشم خیلی زودسرودم.
ز عشق تو، چه بی قرارم
نترس! از این وابستگی.از عادت و دلبستگی.که بی تو من، نفس ندارم
به خودم اومدم دیدم عه آهنگ فرزادفرخ بودکه:/ 
دوباره تلاش کردم.
بماند که میشد کنارم بمانی نماندی / بماند که کار دلم را به حسرت کشاندی
همه دلخوری های ریز و درشتم بماند / غروری که آن را به پای تو کُشتم بماند
ادامه مط
اردیبهشت، ماه دوست داشتنی من هم از نیمه، که هیچ.
تمام می شود و همچنان من، تو را ندارم.
از این اندوهِ خشک کویر چشم ها، به که باید پناه برد؟
دیریست حرف هایم را می خورم و از غم تو،
نگاهم رو به آسمان است و بغضم لبریز از سکوتی دردآلود.
آه که چقدر خوب است باشی و من بگویم دوستت دارم،
تا نباشی، و من در بی تويي ها، دوستت داشته باشم.
اصلِ دوست داشتن، در حضور تو برجاست.
اما، دوست داشتنت در کنار  دست هایت ، چیز دیگریست.
امروزگفتم یه شعردروصف حالم بسرایم بذارم وبلاگم، خط اول راحت اومد تو ذهنم نوشتم:
تمامِ من، برای تو.تويي که جانِ من شدی.
عجیبتر بقیشم خیلی زودسرودم.
ز عشق تو، چه بی قرارم
نترس! از این وابستگی.از عادت و دلبستگی.که بی تو من، نفس ندارم
به خودم اومدم دیدم عه آهنگ فرزادفرخ بودکه:/ 
دوباره تلاش کردم.
بماند که میشد کنارم بمانی نماندی / بماند که کار دلم را به حسرت کشاندی
همه دلخوری های ریز و درشتم بماند / غروری که آن را به پای تو کُشتم بماند
ادامه مط
#شهید_نوشت
دست نوشته شهید لطفی نیاسر  در سررسید خود به تاریخ ۹ ربیع الاول سال ۱۴۲۵ (۱۵ سال پیش ) :
《 به نام خداي فاطمه سلام الله علیها 》
خدايا می گویند که این روز که اولین روز امامت حضرت حجت ( عج ) است ، روزی است که شاد کردن دل در آن توصیه شده است ؛ پس خدايا دل ما را که (چه کسی ) شاد خواهد کرد ؟!
《 نمی دانم  اما فقط می دانم که من بی صاحب نیستم 》
آری مولایی دارم که با ظهورش دل مشرک و کافر را شاد می کند ، پس ببین با دل ما چه می کند ؟
خدايا سلامش را برسان
باغ بهشت طره ی مژگان چشم
توست
قمری به روی شاخه غزلخوان چشم توست

باران شوق چشم تو معنای زندگی
است
زمزم همیشه تشنه ی باران چشم توست

نام تو گشته ذکر مناجات قدسیان
روح الامین که قاری قران چشم توست

روز حساب علت ویرانی جهان
یک نفحه از وزیدن طوفان چشم توست

خورشید هم عنان خود از دست
داده است
مبهوت و مات و خیره، پریشان چشم توست

بانو خداي را به تماشا نشسته
ای
دین ترجمان و معنی ایمان چشم توست

معنا گرفت با تو بهار ای گل
وجود
فصل بهار غنچه ی بستان چشم تو
یک از همه: قضیه اینجوریه که دوست دارم اینجا از همه‌یِ چیزایی که این مدت با گیانک از سر گذروندیمشون و همه‌‌یِ چیزایی که برام اتفاق افتاده و همه‌یِ شک و تردیدایی که ردشون کردم و همه‌یِ اینا بنویسم ولی نمی‌شه. یه‌جوریه انگار بخوام همه‌شون برای خودم بمونن. یه‌جوریه که انگار می‌ترسم کسی بیشتر از من دوسشون داشته باشه. خودخواهم بس که‌. سخته ولی حرف نزدن. نگفتن.
دو از همه: که چی می‌تونه برام قشنگ‌تر از بغل کردنت پشت قفسه‌های کتابفروشی باشه؟ ک
حضرت آیت‌الله ‌ای: پرچمی که در مقابل انقلاب ایستاده، همان پرچمی است که در مقابل ابراهیم و موسیٰ و عیسیٰ برافراشته بود. آنها نابود شدند و موسیٰ و عیسیٰ و ابراهیم زنده‌اند. علّت این است که خداي متعال به حضرت موسیٰ فرمود: نترسید، دچار اشتباه در محاسبه نشوید، خدا با شما است، اِنَّنی مَعَکُما.»
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب