نتایج پست ها برای عبارت :

تو تنها دوم شخص مفردمنی

تنها،تنهایی را احساس میکنم، میان احساس های خموش دریایی که در جزر و مدّ احساس ها،احساس خویش را گُم کرده اندتو تنها بمان!تا وقتی که به خودت ملحق شوی،تنهایی ام راشریک نمیخواهمتو از خودت میگریزی ومن از تو به توفکر نکن مزاحمت هستمتنهایی استدر گرداب احساس تو از مناز خودت رفته ایو من تنهایی هایم (احساساتی که در اطرافم به من القا میشوند را)قایم میکنمتا تو از بزرگی این گرداب بیش تر مترسیتا تو تنها،تنهاییم بمانینه تنها،یک تنها
خدایا؛تو تنها روزنه ی امیدی هستی که ؛ هیچگاه بسته نمی شود.تو تنها کسی هستی که ؛ با دهان بسته هم می توان صدایش کرد.تو تنها کسی هستی که ؛ با پای شکسته هم می توان سراغش رفت.تو تنها خریداری هستی که ؛ اجناس شکسته را بهتر برمی دارد.تو تنها کسی هستی که ؛ وقتی همه رفتند ، می ماند.تو تنها کسی هستی که ؛ وقتی هم پشت کردند ، آغوش می گشاید.تو تنها کسی هستی که ؛ وقتی همه تنهایت گذاشتند ، محرمت می شود.وتو تنها سلطانی هستی که ؛ دلش با بخشیدن آرام می گیرد ، نه با تن
تنها تویی، که به تنهایی میخواهمتخم شده بر گیسوان نقره ای ستاره پوش تودر انتظار دست یافتن به عطر پیراهنت!ای دخترً بگو کجاست؟یخ پاره های چشمهای تو؟تنها، تویی که نقره پوش میخواهمت!تنها، در تنهایی خویش!تو تنهایی ات را در آغوش کشیده ای ومن تنهایی ام راآغوش هایمان را برای یکدیگر باز کنیمتا دلتنگی نفسی تازه کند!
پاورپوینت (اسلاید) NO SQL - نه تنها SQLدانلود پاورپوینت پایگاه داده های NO SQL ( نه تنها SQL) ، در حجم 25 اسلاید، همراه با تصاویر. NO SQL مخفف Not Only SQL به معنای نه تنها SQL نامی است فراگیر برای رده ی گسترده ای از سامانه مدیریت پایگاه داده هایی که با نوع سنتی پایگاه داده های رابطه ای تفاوت های آشکار دارند .وبلاگ فــرافایل؛ مرجع خرید و فروش فایلهای قابل دانلود
زنی ثروت مند میشود و به شهرش بر میگردد و تنها انگیزه اش،تحقیر و نابودیه مردی ست که در جوانی،زن را از خود رانده بود.
تنها انگیزه ی زندگی اش،ازدواجش،و موفقیت مالی اش،میل او به انتقام از نخستین عشقش بود.
+و چه قدر هدف داشتن مهمه چه قـــــــدر!
#کتابخوری
#پائولو_کوئلیو
عصبیم ، از همه چی ، از همه آدما ، از خودم ، از زندگی میخوام تنها باشم !تنها باشم تا بتونم برگردم به روال عادی ، خسته شدم از اینکه به همه توضیح دادم تک به تک ! از سوال اینکه جوابا اومده نتیجه چیه دیگه حالم بهم میخوره .کاش درک کنن و نپرسن
تقدیم به همسر عزیزم 

مرا در شعر هایم پیدا کن ای زن
و عشقت را بیا حاشا کن ای زن 
بیا در خلوتم تنها ی تنها 
کم امروز و فردا کن ای زن
بیا با من بزن بر طبل مستی 
بیا در من هی تو غوغا کن ای زن 
بکن عاشق ترین بدنام شهرم
نمی ترسم مرا رسوا کن ای زن 
بیا قافیه ی اشعار من باش
عشق را پشت هم معنا کن ای زن
برایت سورپرایز دارم امشب
بیا و تو کم بد تا کن ای زن

سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
غزاله علیزاده جایی گفته بود: خانه ام شلوغ است، دورم پر از آدم است اما احساس تنهایی عمیقی می‌کنم و هیچکس نمی‌فهمد.»من هم نمی‌فهمیدم، فکر می‌کردم حتما یک نفر پیدا می‌شود که حرف آدمی را بفهمد و تنهایی را از بین ببرد. اما امروز که در میان شلوغی آدم‌ها تنها کلمات تنهایی‌ام را پر می‌کنند و به من آرامش می‌دهند، کاملا علیزاده را می‌فهمم.
اما آدمی گاه به دوستی از جنس خود احتیاج دارد
اصلا حرفم نمیاد
خیلی بهم فشار اومد، این چند روزه فقط امتحان دادم
نمایشگاه امسالم تنها رفتم
تنهای تنها؛ حتی یه عکسم نگرفتم
حرف واسه نوشتن دارم لیکن حال نوشتن رو نه
چند وقته خونه هم نرفتم
میخوام بگم خیلیا جوونی حال میکنن و دنیا پشمشونم نیست
پشیمون میشم عین سگ چند سال بعد، اگه بفهمم کارایی که میتونستم انجام بدم و ندادم همش درست بوده و باس انجامش میدادم
چه محدودیت های چرتی رو تجربه کردم
چقدر راه های سخت و پر پیچ و خم پیمودم تا به اینجا برسم، ب
Kash
#RezaBahram
کاش راه دوری بین ما بود 
کاش سرنوشت ما جدا بود
از تو فکر من رها بود 
گر ندیده بودمت ای یار
عشق دیدی خانه ات خراب است
عشق هرچه گفته ای سراب است
این چه حق انتخاب است 
که ندارم خبر از دلدار
تو همانی که رگ خواب مرا میدانی
تو همانی که به درد دل من درمانی
باورت کردم و گفتی تا ابد میمانی
دیدی آخر که تو رفتی و من اینجا ماندم
دیدی که آخر ز پرواز دلت جا ماندم
تنها یار بی کسی ها دیدی آخر تنها ماندم
دل توبه کردی و شکستی دل 
با چه رویی عاشق هستی
تو امی
همین‌جا بمانم.همین‌جا بمان.من تنها هستم.تو تنها نیستی.من دارم نگاهت می‌کنم.فقط همان‌جا که هستی بمان.من باید همین‌جا منتظرش بمانم.چرا داری گریه می‌کنی؟چرا دارم گریه می‌کنم؟کجایی؟من کجایم؟دستت را بلند کن.من باید دستم را بلند کنم.دست به هرچه می‌زند دور می‌شود.دست به من نزن.به چی فکر می‌کنی؟من نباید فکر کنم.خفه شو.اگر هر دو همزمان گلوی هم را بچسبیم،فشار دهیم،قول می‌دهی زودتر خفه نشوی؟من از تنهایی می‌ترسم.تو تنها نیستی.همیشه چشمی هست که
مهربانی و عشق.با دریافت کردن بدست نمیاید و به ادراک تبدیل نمیشودتنها کافی است با تمام وجود و از اعماق قلبت به خارج از خودت مهربانی کنی.عشق بورزی تا خودت و تنها خودت از این اهنگ زیبایی که ساز دلت مینوازد در شعف و شوق شود.عشق ارامشمهربانی در نثار است که درک میشود و خالق خود را در لذت ان مست و مدهوش مینماید.ببخشیم،تا مالک ان شویمرضا5/11
اوایل دهه شصت تنها شامپوی موجود، شامپوی خمره ای زرد رنگ داروگر بود. تازه آن را هم باید از مسجد محل تهیه می كردیم و اگر شانس یارمان بود و از همان شامپوها یك عدد صورتی رنگش كه رایحه سیب داشت گیرمان می آمد حسابی كیف می كردیم. سس مایونز كالایی لوكس به حساب می آمد و پفک نمکی و ویفر شكلاتی یام یام تنها دلخوشی كودكی بود. صف های طولانی در نیمه شب سرد زمستان برای 20 لیتر نفت! بگو مگو ها سر كپسول گاز كه با كامیون در محله ها توزیع می شد، خالی كردن گازوئیل با
میدونین وقتی شما دارین مرتکب یک اشتباهی میشین تا زمانی که متوجهش نیستین اون فقط یک اشتباهه ولی وقتی متوجه میشین و هنوز ادامه ش میدین میشه حماقت
الان حس میکنم من چند ساااال داشتم حماقت میکردم 
فقط از این خوشحالم که دیگه ادامه ش ندادم و تمومش کردم
بعضی آدمارو باید انداخت از زندگی بیرون حتی اگر تنها بشی حتی اگر تا آخر عمرت تنها بمونی حتی اگر اذیت بشی 
همه ی اینارو آرامشی که این تنهایی و نبود اون آدم اشتباه بهت میده خنثی میکنه
چرا باید همه با هم تنها باشیم چرا تنها های عالم هم دیگه رو از تنهایی در نمیارن
یه چیزی بگم فقط خدا نیست که تنهاست ما ادمام تنهاییم و این تنهایی هم لازمه ما آدما یه عده تنهاییم که یه زندگی جمعی ساختیم و این طبیعیه . آدما با هم متفاوتن پس نباید توقع داشته باشیم که ما رو بفهمن .اگه بیشتر هم رو تحمل میکردیم انقدر تنها نبودیم .اگه خودمون رو با همه داشته و نداشته هامون دوست داشتیم همه چی حتی تنهایی مون برامون ارزشمند بود .
قبلش که پیام های پست " چرا هی
اوایل دهه شصت تنها شامپوی موجود، شامپوی خمره ای زرد رنگ داروگر بود. تازه آن را هم باید از مسجد محل تهیه می کردیم و اگر شانس یارمان بود و از همان شامپوها یک عدد صورتی رنگش که رایحه سیب داشت گیرمان می آمد حسابی کیف می کردیم. سس مایونز کالایی لوکس به حساب می آمد و پفک نمکی و ویفر شکلاتی یام یام تنها دلخوشی کودکی بود. صف های طولانی در نیمه شب سرد زمستان برای 20 لیتر نفت! بگو مگو ها سر کپسول گاز که با کامیون در محله ها توزیع می شد، خالی کردن گازوئیل با
کلا زندگی دو روزه،
فردا ممکنه نباشیم.
قدر هم رو بدونیم.
درباره بقیه اون قسمت پیر درون، که هر روز بیشتر کشف میکنم،
این افراد،
معمولا همه ش به اینو اون گیر میدن (میپرن و پاچه میگیرن) که اینکارت غلطه اونکارت غلطه، اینکارت فضولیه، زیاد حرف نزن، و. توهین میکنن، و.
ولی دقیقا خودشون همه این خصوصیات رو دارن.
این افراد تنها میمونن.
4 نفر رو تا الان مشابه این افراد دیدم (با خصوصیات اینها، که کاملا تنها موندن).
راستی بچه ها،
من تا حالا با 16 تا مصاحبه ای گر
نمیتوان دل را در گوشه ی اطاقی قرار داد و به تنهایی سفر کرد.نمیتوان خود را پای خاطره ای کاشت و بدون خود زندگی کرد.هر کجا که میرویم دل ما همراه ماستدلتنگی ها میاینددست در دست ما به هر کجا که سفر میکنیمحتی درکنج صخره ای که تنها ،گل بابونه ای روییده و گلبرگهای سپیدش را به سایه سپرده است.نمیتوان دل را که خود نهان است ،ناپیدا کرد .دلتنگی ها در ضربان قلب ما ترانه میخواندقلب را نمیتوان به سکوت رساند که سکوت تنها ،در لبانی جاری میشود که در حفاظت
انسان های کم عقل ، مغزشان تنها محدود به قضاوت ها است
حتی قضاوقت هایی که ادعا در "دیدین با چشم خویش"دارند
یادمان باشد ، با این چشمانی که انقدر خطای دید دارند هم ، چیزی را باور نکنیم
خدا ، خود تنها در جایگاهی ست برای شناخت بنده هایش ، بنده هایی که فقط نزد خدایشان آزادانه ، طعم آزادی را میچشند،
مراقب عقاید ، قضاوت ها و این چشمانی که بی پرده بر هرچیزی لانه میکنند ، باشیم.
۲۳:۹
۷.اردیبهشت.۹۸
Nikna | نیک‌ناداسنها و متنهای نویسنده ی ۱۲ ساله نیکتا نا
برا دومین بار سیگار کشیدم یادمه اولین بار ترم قبل بود ، ۱۳ کدوم ماه رو یادم نیست ولی تو گوشی دیگم تاریخشو ثبت کردم تا یادم بمونه ، اون شب کلی اعصابم خورد بود در حد مرگ ناراحت بودم و داشتم از ناراحتی و غصه می پوکیدم ، پاشدم زدم بیرون کلی تنها تو خیابون نشستم اخرش کلی با خودم کلنجار رفتم ، اخرش سه نخ وینستون خریدم .
شاید هیچ دلیل خاصی نداشتم فقط همون کرمی که تو وجودم بود برا امتحانش .
سیگار اونقدر مسخرس که حتی فکرشم نمیکنی .
ای کلش ادم هیچ وقت یه چ
دشت تنها بود و من تنها
و تنها دور از من 
دوور
عشق من تنهاا
باد میپیچید به دامن صحرا ها .
تنها فقط در سکوت خود و سرمای تاریک خانه . هیچ نبود میان من و این دنیا و فقط خنده و احساس شعف مثل بیداری اول صبح . با نگاهی وحشت انگیز به رقص آمدم در خیال ، و در آن دور دست ها تمام راه ها را پیمودم و همه را فریاد زدم . 
متن آهنگ جدید رضا بهرام به نام کاش
متن آهنگ : کاش راه دوری بین ما بود
کاش سرنوشت ما جدا بود
از تو فکر من رها بود
گر ندیده بودم ای یار
عشق دیدی خانه ات خراب است عشق هرچه گفته ای سراب است
این چه حق انتخاب است که ندارم خبر از دلدار
تو همانی که رگ خواب مرا میدانی تو همانی که به درد دل من درمانی
باورت کردم و گفتی تا ابد میمانی 
دیدی آخر که تو رفتی و من این جا ماندم دیدی آخر که ز پرواز دلت جا ماندم
تنها یار بی کسی یا دیدی تنها ماندم 
دل توبه کردی و شکستی د
بازم حسش کردم.
مرگ رو.
برای من نبود.اما برای کسی بود ک باهاش زندگی کرده بودم.
همون حس سرد و بی رحم.
هرموقع یه مرگ اتفاق میفته٬یادم میاد ب فوت مادر٬خاله ها٬.
چرا؟
چرا انقدر زیاد؟
ای کاش میشد فقط یه بار دیگه داشته باشمشون.
دلم تنگه و نمیدونم چجوری تحمل کردم.
یجوری شده ک انگار هیچوقت نبودن.عشقشون توی قلبم هست و کمبودشون.
اما یادم‌ نمیاد خیلی ک بودنشون چ شکلی بوده.
طبق معمول تنهایی اشک میریزم.
طبق معمول هیچکس نیست ک بشنوه.
ما تنها به دنیا میایم و
شکرت اپیک گیمز (Epic Games) به صورت کاملا بی سر و صداریال قابلیت ذخیره‌سازی فایل‌های ذخیره‌ی بازی‌ها را برروی فضای ابری مهیا کرد. البته بر اساس توضیحات یکی از کاربران شبکه‌ی اجتماعی ردیت، این قابلیت تنها در دو بازی قابل دسترس است.
ادامه مطلب
من مانده ام تنهای تنها: از تنهایی دربیایید با خواندن این کتاب
 
من مانده ام تنهای تنها : محمدحسین قدیری
معرفی:
تا حالا شده فکرکنی تنهایی؟ تا حالا شده حس کنی اونهایی که درکت می کنند نیستند و وقت ندارند؟ تا حالا پیش اومده حس و حال دویدن، کار کردن، درس خواندن یا حتی شوخی وخنده نداشته باشی؟ به نظرت همه مردم یه روزی حس کرده اند که تنها هستند یا این شکل بعضی از آدمهاست؟ حالا درستش چیه؟ و باید چه کار کرد؟
بریده کتاب:
از زمان های بسیار قدیم تاکنون ما تل
یکی دو روز دیگه بر میگردم اونور .هم میرم پیش یلدا و مرگ باباشو تسلیت میگم.هم پرستو رو میبینم .هم چن تا کتاب درسی بلند میکنم میارم اینجا بخونم نمیدونم میتونم یا ن .نمیدونم میخوام یا ن .هیچی نمیدونم .دو روز پیش تولد دلارا بود و جوجه ی من یه سال بزرگ تر شد :)جوجهبدون که حتی اگه پدر و مادر روانیت گوشت به تنم نذارن حتی اگه تیکه تیکم کنن حتی اگه شبو روز نفرینم کنن :)بازم خواهرت پشتته :)همیشه اجیو داری .تا وقتی زندس حواسش بت هس .مهم نیس چن سالته 
رهایم کردی و رهایت نکردم!گفتم حرف ِ دل یکی ستّهفتصدمین پادشاه راهم اگر به خواب ببینی،کنار ِ کوچه ی بغض و بیداری منتظرت خواهم ماند!چشمهایم را بر پوزخند ِ این آن بستمو چهره ی تو را دیدم!گوشهایم را بر زخم زبان این آن بستمو صدای تو را شنیدم!دلم روشن بود که یک روز،از زوایای گریه هایم ظهور می کنی!حالا هم،از دیدن ِ این دو سه موی سفید آینه تعجب نمی کنم!قفط کمی نگران می شوم!می ترسم روزی در آینه،تنها دو سه موی سیاه منتظرم باشندو تو از غربت ِ  برنگشته باش
گاهی تنها یک فوت ناقابل اضافی باعث ترکیدن بادکنک می‌شود. شاید بادکنک به یاد نیاورد که چند نفر و چگونه تا به اینجا بادش کرده‌اند؛ اما آنی را که آخرین فوت را کرده است هرگز فراموش نمی‌کند. نه او فراموش می‌کند و نه دیگران. 
هیچ‌کس به یاد نمی‌آورد چه کسی باعث خریدن یک هفت‌تیر شده‌، چه کسی باعث درآوردن خشاب شده، چه کسی شش فشنگ درون آن چپانده، چه کسی خشاب را جا زده، چه کسی چکش آتش را عقب رانده است. همه تنها اویی را می‌شناسند که پنج‌بار ماشه را ک
خب دیروز وقتی به مامانم گفتم خواستگارو قراره ببینم خیلی استقبال کرد که برای من عجیب بود داداشم که میکفت بیشتر وقت بده.اصلا ادم من نیس ولی نمیدونم چرا حرف زدن باهاش برام جذابه.فکر میکنم فقط بخاطر تنهایی باشه.طولانی تنها بودن من.روی همه چی اخلاف داریم .با من طوری حرف میزنه که انگار باشه حالا دور توه بعد ادمت میکنم.میدونم منم خیلی همه چیو اول با دید بدمیبینم و گارد میگیرم.بهش همه چیو گفتم. هرچیزی که توش منفی بود برام ولی اینکه هیچکدوم ب
خوب خوب خوب.
دوباره برگشتم عسلویه.چقدر این ۷ روز مرخصی زود گذشت.توی این مرخصی یه رابطه خیلی خوب رو از دست دادم ولی به نظرم خیلی هم بد نشد.من واقعا وقت داشتن یه رابطه عاطفی رو ندارم.اصلا مرخصیم هم خیلی کمه و نمیتونم زیاد به این چیزها فکر کنم.یه جورایی تمرکز کار کردن رو ازم گرفته بود ولی خوب در خیلی از مسائل زندگی پشتیبان و راهنمای خوبی بود و بهم قوت قلب و اعتماد به نفس میداد.با این وجود ضررهای یک رابطه برای من بیشتر از ضررهای تنها بودنه و من در ح
.
معتقدم گاهی تنها نوشتنه که میشه سلاح آدماتنها نوشتن و نوشتن و نوشتن.نوشته هایی که بعضا به دست کسی نخواهد رسید.نوشته هایی که هیچ مقدمه و بدنه و نتیجه ی منسجمی ندارن.اما همین بی انسجامی هست که منو آروم میکنه.دنیای بهم ریخته و شلوغه تو سرم رو ساکت میکنه.معتقدم گاهی نوشتن تنها راه دفاعهدفاع از چی؟!در برابر چی؟!سادست.دفاع از خودم در برابر حمله های افکار خودخواهم خودخواهناین افکار و تصورات من بی اندازه خودخواهنانگار منو نمیشنونخستگی هامو
افزایش گازهای گلخانه‌ای در جو زمین تعادل طبیعی این کره را بر هم زده و دمای آن را بالا برده است. حال رسانه‌ها می‌نویسند که تنها ۱۸ ماه دیگر برای نجات کره زمین فرصت هست. این هشدار چقدر جدی است؟
این خبر بد از کاخ باکینگهام در لندن به بیرون درز کرده است. شاهزاده چار، ولیعهد بریتانیا، گفته است: من تقریبأ مطمئن هستم که در ۱۸ ماه آینده مشخص می‌شود که آیا ما می‌توانیم گرمایش کر‌ه‌ زمین را در سطحی که بتوانیم روی آن زندگی کنیم، حفظ کنیم یا خیر.»
این چند وقته کلی چیزا تو مغزم پر پر میزد که بنویسمشون.دلم میخواست بشینم یه گوشه و تمام ایده هامو منظم کنم و بنویسم.امروز بیشتر از هر روز دلم میخواد.ولی متاسفانه جمعه است و داداش خیلی فضولم خونس و نمیتونم بشینم و با خیال راحت بنویسم.دلم میخواست لپ تاپو بر میداشتم و میرفتم یه کافه ساکت و خلوت یه مدت زیادی تنها میموندم و مینوشتم.ولی خب مشکل اول اینه که صد نفرمیپرسن کجا میری با کی میری کی میای تنهایی ماهم میایم چرا تنها میری واز اون طرفم ن
سلام
برای یک شب اومدم خوابگاه.هوای اینجا بر خلاف شهر خودم خیلی خوبه.لاقل شب های خنکی داره.اینجا کسی رو نمیشناسم دیگه و از کسایی که هم میشناسم دوری میکنم.
دیشب کم خوابیدم و از صبح زود بیدار شدم تو راه بودم و بعد هم کلی راه رفتن و راه رفتن.زینب رو بعد یک ماه دیدم و حرف زدیم از همه چیز و بیشتر از اینده.حرص خوردیم که امسال تنها میره تهران و من هم نیستم باهاش که با هم همه جا رو بگردیم.
صبح که میخواستم راه بیفتم دلم راضی نبود.پر از حس بد بودم بابت این
دانلود فیلم هندی حقیقت تنها پیروزی است با دوبله فارسی Satyameva Jayate 2018

فیلم سینمایی حقیقت تنها پیروزی است ۲۰۱۸ با کیفیت 1080p & 720p & 480p

نامزد دریافت 4 جایزه از جشنواره های فیلم



نام فیلم: حقیقت تنها پیروزی است – Satyameva Jayate | ژانر: اکشن، هیجانی | انتشار: 2018

زبان: دوبله فارسی + هندی | مدت زمان پخش: 02:19:36 | کیفیت فیلم: WEB-DL

حجم: 2.4 گیگابایت + 1.2 گیگابایت + 623 مگابایت | امتیاز: 5.7 از 10

خلاصه داستان:
مامور شیوانش برای گرفتن ویر” مرد قاتل پلیس های ف
 
 
 
تو همانی که رگ خواب مرا می دانیتو همانی که به درد دل من درمانیباورت کردم و گفتی تا ابد می مانیدیدی آخر که تو رفتی و من اینجا ماندمدیدی آخر که ز پرواز دلت جا ماندمتنها یار بی کسی ها دیدی تنها ماندمآهنگ شاد ارکستری تالار برای عروس و دامادترکی فارسی کردی عربی شمالی لری لکی
کلمه "solus" در زبان لاتین به معنی تنها» از ریشۀ هنداروپایی swe (ضمیر انعکاسی) و مرتبط با کلمۀ  se به معنی خود» وارد این زبان‌ها شده: 
ایتالیایی و اسپانیایی: solo انگلیسی :sole, solo فرانسوی: seul پرتغالی: só
 
 
کلمۀ solus در زبان ایرلندی قدیم به معنی روشن و شفاف» بوده  که در طی زمان به solas تبدیل شده. 
 
کلمۀ solo در موسیقی برای تک خوانی یا تک نوازی یا به طور کلی هر قطعه‌ای که یک نفر به تنهایی کلش یا بخشی ازش رو اجرا می‌کنه، گفته می‌شه. مثل violin solo 
همچنین به ط
دنبال نوشته جدید بودمشاید هم میخواستم از حال و هوایی که دارم فرار کنم و بگم که من نمیتونم تغییر کنم مداوم و باید همونی باشم که خودم میخوام.اونم سخت بودهر دوی این عامل که میخواست منو به خودم برسونه سخت بود و نمیتونست منو به راهی بکشونه که بیشتر دنبالشم.فکر کردن به آدم های دور وبرم بیشتر منو به این فکر فرو میکنه که من به چی میخوام برسم و دنبال چی هستم و میخوام برای بودن چه کسی تلاش کننم و بودن چه کسی رو تو زندگیم فراموش کنم.تنها چیزی که منو واد
طبیعتِ اینجا همون سبزی رو داره که من دوست دارم. سبزِ روشنِ اول اردی‌بهشت. یاد حرف چند سال پیشم میفتم که "هر سال اردی‌بهشت سفر کنیم". هم‌سفر ها سر و صدا راه انداختن و میخندن. دوست داشتنی‌ن. یه کم دور میشم ازشون. رو یه سنگ، وسط جنگل، تنها. هوا یه کم بادی‌ه. صدای درخت ها وحشت رو به جونم میندازه. پیش خودم میگم "من قوی هستم، من قوی هستم، من قوی هستم."بلند میشم، قدم برمیدارم. تپش قلبم رو حس میکنم. هر لحظه محکم تر. هر لحظه تندتر. مصمم هستم که جلو برم. نمی
در حاشیه شهری کوچک،درختی رویده بود. او همیشه تنها بود و چون وقتی نهالی کوچک بود توسط روستایان لگد مال میشد به همین خاطر از مردم بدش می امد
روزی از روز های گرم تابستان دختری به سایه های او پناه برد و با صدایی آرام،ان گونه که انگار دارد با درخت حرف میزند،شروع به  خواندن داستانی از کتابکش کرد
او هر روز و هر روز می پامد و برای درخت داستانی میگفت و درخت نیز کم کم با او شروع به حرف زدن میکرد و برایش سیبی می انداخت.
روزی درخت از دخترک پرسید
-چرا هر روز
من فقط بک بار اشتباه کردمفقط یک بار.اما اونا حاضر نشدن منو ببخشنمن فقط یکبار اشتباه فهمیدمشون ولی اونا حاضر نشدن توضیح من رو گوش کننمن فقط یک بار زود قضاوت کردم و بدون مکث،از کار خودم پشیمون شدم،اما اون همین یک بار رو هم ندیدناونا هر بار بد شدن،هربار ناراحتم کردن،هربار اشتباه کردن،ولی هیچ وقت نفهمیدن!اونا هر بار یه چیزیو تو وجود من نابود کردن اما،تنها و اولین و اخرین اشتباه منو چند برابر بزرگترش کردنو من نمیدونم.در برابر این جماعتی که تن
به نام او.
لپ تاپو روشن کردم و داریوش داره میخونه :اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد."
منتظر بودم بنویسم از امروز ولی چیزی نبود جز اعصاب خوردی های معمول خونه 
شب ها بیشتر دلم میگیره جدیدا
تنها شدم.مثل وقت هایی که تهران تنها بودم.دلم میخاد برم تهران و دو هفته بمونم اونجا!
واقعا این هایی که تو این سن با خانواده زندگی میکنن خیلی سخته!!!یا شایدم من عادت کردم به تنهایی بودن یا بهتره بگم مستقل بودن!میرم اونجا دلم برای اینجا تنگ میشه ،برای تو جمع خانواد
دانلود فیلم تنها یک نفس با دوبله فارسی Just a Breath Away 2018 BluRay
فیلم سینمایی تنها یک نفس ۲۰۱۸ با کیفیت 1080p & 720p & 480p
برنده 4 جایزه و نامزد 6 جایزه دیگر


نام فیلم: تنها یک نفس – Just a Breath Away | ژانر: اکشن، علمی تخیلی | تاریخ انتشار: 2018
زبان: دوبله فارسی + فرانسـوی | مـدت زمـان: 01:29:01 | زیرنویس فارسی: ندارد
حجم: 1.44 گیگابایت + 833 مگابایت + 414 مگابایت | امتیاز: 5.9 از 10
خلاصه داستان: خانواده‌ای فرانسوی تلاش می‎کنند تا از فاجعه‌ای عظیم و مهیب در پاریس جان سالم به در ب
دیگه کم کم داره از روزاى تعطیل بدم میاد. نمیتونم استراحت کنم و آرامش داشته باشم، پس ترجیح میدم برم سرکار و خوابگاه نباشم.
دوتا تفاوت بزرگ بین احساس تنهایى و تنها بودن وجود داره. من دوست دارم تنها باشم، یعنى اطرافم کسى نباشه. اما اصلا دوست ندارم احساس تنهایى بکنم.
خوابگاه شلوغه، این شلوغى منو خیلى اذیت میکنه. اما وسط این شلوغى، من احساس تنهایى میکنم. 
خیلى زیاد
دانلود آهنگ جدید رضا بهرام کاش
Download New Music Reza Bahram – Kaash
پخش بزودی – دمو آهنگ اضافه شد
متن آهنگ کاش از رضا بهرام
 
دل توبه کردی و شکستی دل با چه رویی عاشق هستی
تو امید هر که بستی رفت و آخرش شدی تنها
من یک غم ادامه دارم من بغض آخرین قرارم
که هنوز در انتظارم برسی به داد این شب ها
تو همانی که رگ خواب مرا میدانی تو همانی که به درد دل من درمانی
باورت کردم و گفتی تا ابد میمانی
دیدی آخر که تو رفتی و من این جا ماندم دیدی آخر که ز پرواز دلت جا ماندم
تنها یار بی
بسم الله الرحمن الرحیم

إِلَهِی عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ 
خدایا! گرفتارى بزرگ شد، و پوشیده بر ملا گشت، و پرده کنار رفت، و امید بریده گشت،
وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَیْکَ الْمُشْتَکَى
و زمین تنگ  شد، و خیرات آسمان دریغ شد، و پشتیبان تویى، و شکایت تنها به جانب تو است،
 وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللّ
همیشه وقتی خیلی ناراحت میشم
به هر دری میزنی تا یکم فقط یکم من آروم شم
کارایی که من دوست دارم انجام میدی
مراقبمی
ازم حمایت میکنی
تنهام نمیذاری
همیشه بهم فکر میکنی
دنبال اینی که چطور میشه پیشرفت کنم؟
حال و هوام خیلی برات مهمه
به نیازهام توجه میکنی و بهش پاسخ میدی
درکم میکنی
برام وقت میذاری
باهام مهربونی
دوستم داری
به فکر خوشحال کردن منی
همیشه همراهمی
فقط خداست که بیشتر از تو برام مایه میذاره
وقتای ناراحتی برام کادو میگیری
وقتایی که هیچکس حوا
حالت‌های Run Levelسیستم عامل می تواند تنها در هفت حالت زیر باشد که به آنها ران لول می‌گویند:0. Halt Mode :حالت توقف سیستم1. single User Mode :حالت خط فرمان یا همان Command Line2. Debian/Ubuntu Default :تمام شرایط Normal بوده و تنها تفاوت درLoad شدن بدون نمای گرافیکی است3. RHEL/fedora/suse):Text Mode4. Free : رزرو شده، خالی5. RHEL/fedora/suse : Graphical Mode -تمام شرایط Normal بوده و نمای گرافیکی نیز  Load می شود.6. Rebootنمایش وضعیت Run level کنونی سیستم# runlevel
خروجی(به معنی runlevel  شماره 5):N 5
فرض کن یک غروب بارانی ست و تو تنها نشسته ای مثلابعدش احساس می کنی انگار، سخت #دلتنگ و خسته ای مثلادر همان لحظه ای که این احساس مثل یک #ابر بی دلیل آنجاست. .شده یک لحظه احتمال دهی که دلی را شکسته ای مثلا ؟ که دلی را شکسته ای و سپس #ابرهای ملامت آمده اند.پلک خود را هم از پشیمانی روی هم سخت بسته ای مثلامثلاهای مثل این، هر شب، دلخوشی های کوچکم شده اند. در تمام ردیف های جهان ، تو کنارم نشسته ای مثلا. . .و دلی را که این همه #تنهاست ، ژاپنی ها قشن
دیشب بعد از افطار همسرم رفت یکم خرید کنه،تو آشپزخونه بودم که یک دفعه همه جا تاریک شد.
از ترس زبونم بند اومد و حتی نتونستم جیغ بزنم، فقط خودمو سریع رسوندم پذیرایی و چراغ قوه ی گوشیم رو روشن کردم و تند تند به همسرم زنگ زدم و گفتم: برقا رفته،فقط بیا. و گوشیو قطع کردم.
تمام اون ده دقیقه ای که تنها بودم وحشت زده زل زدم به دیوار روبروم و لرزیدم.
همسرم که اومد دیگه چیزی نفهمیدم، بغضم ترکید و گریه کردم. سرم گیج رفت، دیدم دنیا داره دور سرم می گرده و از حال
✍✍
به نام پدر.
پدران  سرزمینم !
مردان مُلک مادری !
مردانِ مرد! !
پدرانِ  پاک !
پایه های فولادین سقف های پرامید!
تنها خدا  می داندو دستهای شما قصه ی رنج های ناشمار و چین های نوبه نو را !
تنها خدامی داندوزخم  های شما که چگونه میشود قدّی یک شبه  خم شود
وکمری زیر سنگینی مصایب زمان
 در  مژه برهم زدنی کمان  گونه!
روزگارغریبی ست !
تنها طَرفی که ازجهان میتوان بست کاراست و رنج !
سختی است وناآرامی 
دویدن وبازهم دویدن
زنده بودن و هرگز زندگی نکردن
وآخرالام
در خانه‌ی مادربزرگم، یک خانه‌ی قدیمی در یکی از محله‌های قدیمی یک شهر کوچک قدیمی، زمستان است. شب است. نیمه‌شب است. بیرون باران می‌بارد. از همان باران‌ها که گلی توی در دنیای تو ساعت چند است بهشان می‌گفت بارش. نور زرد رنگ یک آباژور قدیمی، دیوارهای کهنه‌ی ترک برداشته، قالیچه‌ی دستباف قدیمی، بخاری گازی که شعله‌هایش نارنجی می‌سوزد، کتری چدنی ته سوز و قهوه جوش مسی روی بخاری، یک تلوزیون ناسیونال قدیمی خاموش و خاک گرفته گوشه‌ی اتاق، یک چمدان
کشتنِ تنها شخصیتِ دوست داشتنی یه سریال، بدترین و مزخرف ترین فکریه که ممکنه به ذهن یه نویسنده؟! برسه!
:(((((
+ یادم نمیاد برای یه شخصیت از سریال های ایرانی این همه بغض کرده باشم :(
بذارید پیمانِ احمق اعدام شه تا این همه آدم بی گناه به خاطرش کشته نشن! اَه!
 مثلا الان پیمان آخرش آزاد می شه! که چی بشه؟! 
+ سه تا نویسنده‌ای که هی دارن . می زنن به کل سریال! احمقانه تر اینکه تمام اتفاقات مهم، پشتِ شیشه ی پنجره های بی پرده اتفاق میفته که یا آدم بدای فیلم بفهم
سخت گیری ، اون هم از نوع نابجاش باعث می شه که آدم به خیلی چیزا دست پیدا نکنه یا حتی ممکنه یک سری چیزها رو از دست بده پس همیشه سعی کن تعادل داشته باشی تا خودت رو از یه سری چیزها محروم نکنی !
فرض کن به خودت قول دادی که روزی یک صفحه قرآن بخونی ، اما هر روز و هر روز می گذره و تو می بینی که بخاطر بی حوصلگی و تنبلی اصلا اقدامی نکردی اما مطمئنا لحظه هایی بوده که می تونستی برای چند ثانیه هم که شده گوشیت رو برداری و روزی تنها یک آیه از قرآن رو بخونی اما با س
به نام نگارگر رنگین‌کمان هستی
سلام
عطش دیدارت روانی را به انزوا کشانده، دیداری که تنها در خواب و خیال‌ها به 
نقش درآمده. رویایی از با تو بودن در گوشه قلبی سکنی گزیده و با هر تپش
بلند و کوتاهی آرزوی دیدار را در وجودش آبیاری می‌کند.
از خیال بیرون آمدن حضورت را تنها در خواب‌ها به تماشا نشسته و با همان هم
دلی را به امید نور به روزهای آینده حواله می‌دهد. دلی که به زیبایی و سپیدی 
روح کودکی، خیلی زود باور می‌کند حتی اگر سرابی باشد.
پس من هم روح کو
دقیقا یکسال دیگه  من کنکور دارم و باس بجنگم واس دندون 
چیزی که شاید باهاش رها شم و برم سمت دنیای رنگی خودم.
 روزایی که دارن میگزرن پراز  نبود ادماس که همشون منو تنها گذاشتن 
کسی نیست تو روزای من ،تنها چیزی که داره فرق میکنه ورق های کتابامه .
دلم میخاد ده ها کیلومتر بدوم و اخرش از خستگی بیهوش شم.
هیــچ کسی نمی تونه منو از تنهایی وتنها گذاشتن بترسونه !من همونی م که توی اوج تنهایی با تنهایی م زندگی کردم من همونی م که خیلی وقته وقتی حالم خیلی بده یه حصار بلند با سیم های خار دار . دور تا دور خودم می کشم .و همونجا پشت همون دیوارا تک و تنها خودم حال خودمو خوب می کنم اخه می دونی . اگه اجازه دادی کسی حالتو خوب کنهممنکه بهش عادت کنی .به همیشه بودن ادم ها هم اعتباری نیست اره  دختری به تنهایی ماه
در این عصر جدیدی که هوا خیلی گرم و مردادی است و همه نشسته اند و عصر جدید میبینند من اما درجاهایی از تاریخ گیر افتاده ام و چای مینوشم که شاید با حسرت فراموشش کنم این درد را
من اما یک تنه در دو سه جای تاریخ گیر افتاده ام شاید دلم میخواست جلال یا نادر باشم همانی که امروز نادر است و از خان زدگی میگفتم شاید هم دلم میخواست روسو بودم و انقلابی برپا میکردم در اندیشه ها انقلابی که ولتر آن را ند و بدست عوام مستبد نیافتد و تقدیم ناپلئون نشودخب اگر روسو
هیچکدومشون برام معنی نداره . عید ؟  حالا هر عیدی باشه . تجمع و خوشحالی بابت این روزها و ایام کلیشه ای اصلا برام جذابیتی نداره . دور هم بودن . خانواده . اقوام . فامیل . که چی بشه آخرش . که وقت تلف بشه یا این که فکر کنیم مثلا سال نو شده ؟ مگه نمیشه هر روز سالو خوش بود ؟ دور هم بود ؟ همش تکرار تکرار تکرار . تنها خوبی که تعطیلات داره اینه رفقای صمیمیم هستن و میشه 24 ساعت رو بدور همه آدما دور از شهر لعنتی بریم بیرون جایی جز خودمون 4 نفر هیچکی نیست .
فقط خصوصی بیاموزید و دیگر در کلاس های گروهی یا عمومی شرکت نکنید. در واقع مدرسینی که کلاس های آنلاین را به صورت استاندارد اجرا میکنند و به بیش از اندازه به بعد مالی تدریس نمی اندیشند، قاعدتا آگاهی خواهند داشت که اصول و چارچوب کلاس های آنلاین باید حفظ شوند. هرچند گاهی خود ما هم از برخی زبان آموزان پیشنهاد برگزاری در کلاس های گروهی آنلاین دریافت میکنیم، اما سعی میکنیم آنها را توجیح نمائیم که هدف از کلاس های آنلاین برگزاری جلسات آموزشی به صورت
■ آن دروغ بزرگ در باب نامیرایی فرد، هر خرد، هر سرشت نهفته در غریزه را نابود می‌سازد و هر آنچه در غریزه‌ای نیک خواهانه، یاری رساندن به زندگی و تضمین گر آینده است، از آن زمان به بعد تنها تردید برمی‌انگیزد. چنین شیوه‌ای زندگی که هیچ مفهومی ندارد، بدل به مفهوم زندگی می‌شود … دیگر حسن یاری رسانی، سپاس از نیاکان و اجداد، همکاری، اعتماد و یاری رساندن به رفاه همگانی و توجه به آنچه فایده‌ای دارد؟ (تنها یک امر ضروری است) .»
■ این که هر کس چون رو
* درست در این تاریخ من متولد شدم و درست در این لحظه تنها برای خودم نشستم و این کلمات رو تایپ میکنم . از ماه قبل تولدم رو مرخصی گرفتم تا برای خودم خوش باشم و از همه ی روزهای خدا حداقل یک روز رو برای خودم زندگی کنم ولی حالا می بینم که به روز مرخصیم رسیدم و هیچ ایده ای براش ندارم . سال قبل میلاد ( خواهر زاده م که سربازه) پیشم بود و من به این شدت تنها و بی انگیزه نبودم . 
پاور سیوینگ گوشیم رو فعال کردم تا فقط اسمس و تماس دریافت کنم . به بقیه گفتم فردا عصر و
سلام
پسری هستم 17 ساله که تازگی ها به شدت تنها شدم، خانواده م از یه منطقه تو تهران به یه منطقه بهتر و بالاتر اومدن و من تمام دوست و رفقای چند ساله م رو از دست دادم و الان فقط ارتباط مون تو تلگرام در حد یه سلام هست و دیگه نمی بینم شون.
منی که تا چند وقت پیش دورم پر آدم و شلوغ بود و تفریح میکردیم و برنامه میریختیم تا 10 و 11 شب سرگرم بودم، الان انقدر تنها شدم تو خونه که صبح تا شب تو خونه هستم و کارم هم شده خواب و درس خوندن.
درسم هم با اینکه تابستونه ولی می
 ﻋﺴﻞ ﺑﺎﻧﻮ
 
 ﺳﻴﺎوش ﻗﻤﻴﺸﻲ 6/8 سنگین        
 Dm                                                C                     Dm 
عسل بانو هنوزم پیش مائی         اگر چه دست تو تو دست من نیست
Dm                                                      C               Dm هنوزم با تو ام تا آخرین شعر         نگو وقتی واسه عاشق شدن نیست
Dm      C       Gm                        F       C               Gm  Dm
 حالا هر جا که هستی باورم کن                بدون با یاد تو تنها ترینم
Dm   C          Gm           
همیشه واسه شروع پست دادن مشکل داشتم مثلا میدونستم وسطش چی باید تایپ کنم یا اخرش اما اولش رو نه.
دیشب به اصرار های زیاد مادر مجبور شدم برم و توی مراسم هایی که اقوامش تدارک دیده بودن شرکت کنم
اونجا اونقدر زمان زیادی برای گریه کردن و ضجه زدن به مردم داده بودن که تونستم حدود 50 صفحه باقی مونده از کتاب "شیطان و دوشیزه پریم" رو بخونم.
کتاب خوبی بود و طبق معمول نتونستم عکس خوبی هنگام مطالعه ازش بگیرم
تنها بودن این مشکلات رو هم داره
نه یه همجنسِ همخونِ
این روزا تنهام ساکت و بی انگیزهاشکای گرمم به مژه هام آویزهآخه تو چجوری میری ولی میمونیبیچارت میشم تو هوای بارونیمونده تو یاد چقدر خاطره دارم از تو ای دادوای از این دل گرفتم در احساساتمو گلمیدونی رفت همه فکر و خیالت خاطرت تختدنیا نامرد تورو گرفت منو تنها ترم کرد
پاتخته، سایت مرجع آموزش با امکانات زیر افتتاح شد:
*امکانات سایت برای آموزشگاه ها و موسسات آموزشی و مدرسان خصوصی:
ارائه پنل تبلیغات یکساله برای آموزشگاه ها با پرداخت تنها 100.000 تومان برای "یکسال" یعنی ماهیانه فقط 8.300 تومان با امکان ثبت 2000 آگهی با امکان ثبتنام آنلاین درصورت تمایل آگهی دهنده
ارائه پنل تبلیغات شش ماهه برای مدرسان خصوصی با پرداخت تنها 30.000 تومان برای "شش ماه" یعنی ماهیانه فقط 5.000 تومان با امکان ثبت 2000 آگهی با امکان ثبتنام آنلاین در
واقعیت عشق
قو ، تنها پرنده ایه که یک بار عاشق میشه،
و برای همیشه پای عشقش میشینه،
و تو تمام زندگی هر کاری برای راحتی عشقش انجام میده.
قو تنها پرنده ایه که زمان مرگشو میدونه کی هست!
قو یک هفته مانده به مرگش میره جایی که برای اولین بار عشقش یعنی جفتشو دیده و عاشقش شده؛ اونجا میمونه تا زمان مرگش فرا برسه 
و یک روز مانده به مرگش یه آوازی برای عشقش از خودش سر میده و میخونه که بهترین و زیباترین آواز میان پرنده هاست.
و بعد سرش رو روی بال هاش میزاره و می
وقتی از خودت فاصله می گیری، نه یک سانت و نه یک متر و یک کیلومتر، که سال ها، سال های نوری، درست لحظه ای که باور می کنی این موجود عجیب و غریب "تو" هستی، معجزه ای می رسد که ناگهان به یادت می آورد که بودی، چه بودی، و چه می خواستی باشی
وقتی باور کرده بودی تنها نیستی، باور کرده بودی باید تلاش کرد و تنها نماند، غرق در دنیای دیگران شد، فرصتی برای "تو" بودن نداری، زمان کم است، درست در همان لحظه، خاطرات ورق می خورند، برمی گردند به چند سال قبل، و تو می شوی هم
مهاجرت را از خانه شروع کنید. از جایی که فکر میکنید می توانید دور شوید از همه کس و همه چیز. از تمام تعلقات و از هر آنچه بدان محکم دل بسته اید. 
دل نبندبد هیچ وقت به هیچ شی و هیچ موودی. تنها به ذات کائنات می شود دل بست. به آنچه که در همه چیز جاریست در خوبی و بدی در زشتی و زیبایی. او در همه چیز حاریست.
به نام خالق زیبایی‌ها
مدت‌ها بود آغوش پدر را تجربه نکرده بود و خانه نوای دوری را سر داده بود و همگی 
چشم به در دوخته منتظر ورود وجود عزیزش بودند. تنها وجود کوچک او بود که کمتر
زمانی را در گرمای وجود پدر مأوا گرفته بود.
هیچ کس مانند او تشنه دیدارش نبود.
با چشم‌های درشت و قهوه‌ایش که همه آن را به پدر نسبت می‌دادند در سکوت،
مادر و خواهر و برادرش را نظاره می‌کرد تا شاید نشانی از گمگشته‌اشان بجویید.
مادر سرگردان بوی پدر، بی‌قراریش را در لابه‌
زنی وفات کرده و تک دخترش را با برادرانش تنها گذاشته است.من روزهاست که به عمق تنهایی ان دختر فکر میکنم.وضع او و خودم را مقایسه می کنم.در حقیقت سالهاست که به این موضوع فكر میکنم.اگر من زودتر از مادرم نمیرم بعد از او تنهای تنها میشوم.مردها و پسرها نمی توانند جای خالی مادر،خواهر و دختر را پر کنند.این خلا بخواهم یا نخواهم باعث سقوطم میشود.گاه با خود می گویم کاش من هم پسر بودم یا اصلا به دنیا نمی امدم که چنین زجر بکشم.چند سال پیش به پرسه پیرزن همسایه
آدمها تنهان و برای دراومدن از تنهاییشون دوست دارن اوقاتشون رو بابقیه بگذرونن، بیشتر زندگیشون رو دارن دنبال یه دوست میگردن که از تنهایی درشون بیاره و باهاش یه دل باشن. اوج دراومدن از تنهایی ما انسان‌ها و چاره اندیشی برای تنها نبودن و تنها نموندن، ازدواجه. استادی داشتیم که میگفت آدم‌ها نمی‌تونن تنهایی رو از شما بگیرن؛ بلکه بهتون نزدیک میشن تا تنهایی خودشون بدن به شما. به همین خاطر شما وقتی با بقیه هستین تنهاتر میشین. تازه وقتی ازدواج کنید
به نظر حقیر، تنها نعمتی که توی این دنیا ارزش حسرت خوردن را دارد، خانواده ی خوب است. هست کسی که همه اعضای خانواده اش آرآم، دانا، از خود گذشته، باهوش و موفق باشند؟ اگر چنین کسی باشد، در واقع خدا در بهشت چیز چندان جذابی برای عرضه به او نخواهد داشت!
بعد از نماز صبح و قبل از طلوع آفتاب، افتادن به راه و رفتن، دور.
بعد اون مهمان های عزیز، همسر رفت
آخرین نفر هم داداش بود که رفت
حس کسی رو داشتم که توی قبر گذاشتندش و دارن او رو با خودش و حساب کتابش تنها می ذارن
غربت یه جورایی تمرین سکرات موته شاید.
توفیق اجباری به ترک تعلقات.
Asan Pardakht v3.2.1 – اپلیکیشن آسان پرداخت آپ اندروید نسخه اصلی و رسمی
تمامی افراد در طول روز فعالیت های مختلفی را انجام می دهند؛ در میان این فعالیت ها برخی از آن ها مربوط به خرید بسته های اینترنتی، کارت به کارت کردن وجه، پرداخت قبوض و … می شود که اگر بخواهیم به صورت کلی نگاه کنیم بسیاری از وقت ما را هدر می دهد. بی شک یکی از مهم ترین وظایف اپلیکیشن دستگاه های هوشمند آسان تر کردن زندگی و کار های روزانه است که یک نرم افزار تمام ایرانی توانسته است
حالا یک سال و نیمه ؛من میرم،خواهرم نیست ،خواهرم میره و من نیستم.
دلم خونه میخواد؛
پیش مامان بشینم و سختی های زندگی ِ تنها رو جوری تعریف کنم  اینقد با مامان و بابا بخندیم که اشک بیاد از چشمامون.
بدجوری زمستونه حتی وقتی یدونه برف  م رشت نباریده.
مالیات بر ارزش افزوده چیست؟
بر مبنای تعریف ارزش افزوده، نوعی مالیات (مطلب مرتبط با اظهارنامه مالیاتی) بر مصرف طراحی شده است که مستقیما توسط مصرف کنندگان در هنگام خرید پرداخت می گردد و فروشندگان این مالیات ها را به نیابت از طرف دولت جمع آوری می کنند و سپس آن را در اختیار سازمان امور مالیاتی قرار می دهند. به عبارت دیگر، مالیات بر ارزش افزوده نوعی مالیات بر فروش کالا و خدمات چند مرحله ای است، که در طی مراحل زنجیره واردات، تولید، توزیع و مصرف با
دانلود مداحی مجید بنی فاطمه غریب و تنها نیمه جونه
شهادت امام جواد (ع) ۱۳۹۷نوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحی
غریب و تنها نیمه جونه
آسمونم روضه خونه
اشک چشم هاش مثل بارونه
روی خاکا سر میزاره
هیچ کس رو اینجا نداره
بی حبیبه حتی تو خونه
روی خاک حجره دلش گرفته از این زمونه
من براش بمیرم سنی نداره هنوز جوونه
شبا و روزاش تاره امون ای دل امون ای دل
چه حال زاری داره امون ای دل امون ای دل
هلهله کردن نانجیبا
ناله میزد وا غریبا
جهان بزرگ است!
همه کشورها حقایق جالبی در مورد آنها دارند و شما باید آنها را بدانید! چه کسی می داند؟ شاید شما در یک بازی Trivia Pursuit شرکت کنید و وقتی که به سوالات مربوط به جغرافیا برمی گردد، ذهن همه را می شکند!
بنابراین این ها برخی از حقایق جالب در مورد کشورهای سراسر جهان است!
آفریقا 54 کشور دارد!
یک سوم زبان های جهان در آفریقا صحبت می شود!
قهوه به طور تجاری در هاوایی رشد می کند!
پس از مسیحیت، یهودیت دومین بزرگترین دین در ایالات متحده است!
90٪ از آب شیری
بی تو، چگونه بهار را باور کنم.

و حتی؛ اردیبهشتی که، در راه است.

شاید چرخشِ حیرانِ ثانیه ها و این تجلی رویشِ طبیعت،

و سرگیجه ی مدامِ عقربه های ساعت،

و این دقیقه نگارِ پر از سرعت،

و تمام روزگاری که در طوافِ زمین می گردند.

 حتی، تنها گنجشکِ نغمه خوانِ این ایام،

همه، حکایت از آوایِ شورِ دلِ تنگ من،

در گوشه ی دستگاهِ دل غمگین خلقت است!

اما در من، باور شیدایی بهار،

نه در شکوفه و نه در گل است!

و نه در آوای دل انگیزِ گنجشک پریشان حال است.

برای
من در کمپ ترک "اعتیاد به غمگین بودن" عضوم که هر روز خودم که مسئول کمپ هستم، تنها عضو کمپ که خودم هستم را میاورم و دو تا تق میزنم به میکروفون، بعد خیلی مدیر مدرسه طور میگم "تو میتونی"
ولی خود اون یکیم که نشسته رو صندلی روشو میکنه اونور میره سمت دستشویی میگه "حالا یه فکریش میکنیم"
روم»
در ابتدای قرن بیست میلادی بر باقیمانده روم جنگهایی صورت داده شد تا دیگر روم اسلامی » نباشد. دو جنگ ویرانگری که عثمانی یا همان ترکان و به تعبیر صحیح روم » در گرداب آن افتاد؛ همان دو جنگ بین‌الملل بود. روم در جنگ بین‌الملل اول رسما حضور داشت ولی در انتهای جنگ دوم بین‌الملل صدمات فراوانی خورد. روم دیگر آن روم نبود ، سالها در جنگهای عقیدتی _مذهبی _ دینی بسر برده بود و از این لحاظ ید طولایی داشت ولی فرسایش امری حتمی ست. 
روم دیگر ، آن رومی
یکی از احساس هایی که در همه ی انسان های سالم وجود دارد احساس تعلق و وابستگی است.انسان موجودی اجتماعی است.معنای اجتماعی بودن این است که زندگی او به بودن با دیگران وابسته است.انسان نمی تواند تنها زندگی کند.ممکن است انسان هایی در اطراف شما باشند که تنها زندگی می کنند اما در واقع تنها نیستند.چون دست کم غذایی که می خورند به دست دیگران تولید می شود و یا لباسی را که می پوشند دیگران تهیه می کنند.جدایی از انسان های دیگر و تنها ماندن بیش از حد روان ادمی
پای این دکمه ها ک می نشینم، ذهن قفل کرده ای دارم. می نویسم، تنها برای شادی دلم. می نویسم چون ک تنهایی زیاد دیده ام و می آیم اینجا، چون گوشی برای گفتن کلمات را با دهان ندارم و می گویم اینها را با دست هایم، ک شاید ببیند چشمی. و شاید نبیند اما اینگونه لیک، تنها فقط نمی دانم، ک چقدر اینجا تنهایم. و ندانستنش زنده نگه می دارد من را، ک ساعت ها می نشینم پای وبلاگ خالی ـم، ک شاید کسی اتفاقی باز کند اینجا را. و دلم برای خودم می سوزد، ک اندکی کم کند احساس تنفر
شاید برای خیلی ها 
رویاهای ما
خنده دار باشد.
اما همین که بافکرش هم عشق می کنم
برایم کافی ست
همین که به یقین برسم" الاعمالُ بالنیّات"
خودش یک دنیا رسیدنه
مثل همان که; سالهادرخیالِ خود
باکوله باری از عشق
پیاده عازمت می شدم
و آخر هم شدم!!!!.
وحالا دوباره همان خیالات با
بارهای دوچندان به سرم می زند.
چقدر سنگین تر قدم برمی دارم این بار
چقدر سخت تر و شیرین تر است سفرِعشق!!!!.
نمی دانم به یادِ محمدابراهیم
یا حتی همان حبیب که بارها برایت جان داد
اما
ولی انصافا وقتی میرید هدفون میخرید تنها نرید، یه نفر رو با خودتون ببرید و امتحانش کنید، که اینجور نباشه که کله ی صبح تتلو تو گوش شما هوار بکشه "من در اختیار تو، بیا این تنو ببر تیمارش کن" ما هم فیض ببریم.
+ ولی سلیقه ی مردم تو مترو بهتر شده، به جای سریال ترکی this is us میبینن با گوشی، جای ملت عشق گاری کوپر و چشم‌هایش و جز از کل میخونن، ولی همچنان تتلو گوش میکنن -_- :)))
آدم کمی که به خود می‌آید، می‌فهمد چه
خسارت‌هایی بارآورده و هرروز چه‌مایه در حال ضرر دادن است. حکایت صاحب کارخانه‌یی
که سرمایه‌ی چندصد میلیاردی را به او سپرده‌اند، اما نه‌تنها از بازارش خبری
ندارد، بل‌که خوش‌خیال و مغرور از وجود این‌همه دم‌ودست‌گاه، روزها و ماه‌ها و سال‌هایی
را بدون تولید مستمر و مفید، به بازی و سرگرمی پشت سر می‌گذارد؛ با کارگرانی که صدای
اعتراض‌شان بلند شده، از جهت عقب افتادنِ حقوق و مزایای‌شان. دستِ آخر هم که
هستی!
خواه ناخواه هستی!!
بخواهی نباشی، تنها هستی ات را آلوده ساخته ای!!!!
.
.
.
+ بنظر آمار خودکشی داره دیگه نگران کننده میشه!
امام باقر علیه السلام:
مومن به هر بلیه ای گرفتار می گردد و به هر گونه مرگی میمیرد الا اینکه خودکشی نمیکند!
دوست داشتن #تُ
تنها برنامه ایست
که قلبِ من می تواند اجرا کند❤️
درست مثل یک ربات
بی چون و چرا
و بی اندازه "دوستت دارم !!☺️
بی اندازه دوست تون دارم دنبال کننده ها و نظر دهنده ها 
این شعرم . گفته از خودش هست شعر هایی که میگه .
شعری خواستید هستن دوستان.
بهش میگم ما خیلی تنهاییم رفیق .  ما حتی خودمون و هم نداریم. میگم من افسردگی ندارم فقط غمگینم . ای کاش افسرده بودم ولی روان درمانی و دارو بود لااقل یکم امید داشتیم به بهبود اما این روزا نمیدونم دقیقا کی قراره این غم بره کنار .بهش میگم شدم شبیه اون نهنگه که امواج صوتی شو بقیه آبزی ها نمیتونن بشنون و حس کنن و اون تنها میمونه .
حقیقتش حالا که اینستا و تلگرام و توییترم بلاکه:( دلم میخواد اینجا بیشتر حرف بزنم. حرف خاصی ندارم. ولی همش اینجا رو باز میکنم و از کامنتای شما ذوق میکنم:)
مرسی که همچنان هستید و میخونید. 
امروز از صبح کسلم! ساعت ۱۱ به زور بیدارم کردن! و تنها کاری که انجام دادم، خوندن مثلث فمورال و اجزاش مثل شاخه های شریان و عصب فمورال بوده:/ این هفته باید آناتومی اندام رو تموم میکردم ولی حتی اندام فوقانی رو شروع نکردم:/ و اندام تحتانی رو هم حتی نصف نکردم:| . فیزیولو
دانلود آهنگ جدید مجید خراطها امشب چته
Download New Music Majid Kharatha – Emshab Chete
پخش بزودی – دمو آهنگ اضافه شد

مجید خراطها امشب چته

امشب چته همش رو اعصابی چرا
امشب چته اصلا نمی خوابی چرا
امشب چته دوباره بیتابی چرا
امشب چته با کی کجا بودی
امشب چته فاز تموم خنده هات
امشب چته سرخه چشات
امشب چته امشب چته
بس کن برو و خاطره هاتو هم از یادم ببر
تنها چیزی که دادی قرصای خوابه ببر
پاشو برو! این بی کس دیوونه رو تنها بذار
امشب ولی عمدی برو شیرای گازو وا بذار
مردن برام ر
دلم میخواد تهران خونمو عوض کنم
از صمیم قلبم دلم میخواد عوضش کنم ،اما اجاره ها داره بالا میره و دلم نمیهواد به خونواده فشار بیارم ، و حتی اگه بهشون فشارم نیاد دلم نمیخواد دیگه بیشتر از اینا خودمو خرد کنم و منت بکشم 
تنها چیزی که میخوام اینه که این سه سال باقی مونده زودتر بگذره و امتحان ارشد بدم 
من فکر می‌کنم آدم شاید نباید خیلی دغدغه‌هایش را و خاطراتش را و آنچه را می‌فهمد فریاد بزند، حتی بین دوستان و نزدیکان و شاید خانواده. فکر می‌کنم اگر آدم خیلی خیلی خود حقیقی‌اش را برملا کند،‌ یکسری دغدغه‌ها و مسایل هست که مال خود خود آدم است،‌ درون یک جعبه‌‌ی اسرار درون سینه‌ی آدم یا جایی در قلب یا چنین جایی که انقدر شخصی است که وقتی بازشان می‌کنیم اصلا برای هیچ‌کس به جز خودمان معنا ندارند. اطرافیان حالا فکر می‌کنند که آنچه می‌گوییم اص
تاریکی نمی تواند ما را از تاریکی برهاند، تنها نور می تواند. نفرت نمی تواند ما را از نفرت برهاند، تنها عشق می تواند. - مارتین لوتر کینگ جونیور


سلام و درود :)) عید همگی مبارک باشه ان شاالله :) یه خدا قوت ویژه مخصوص همه کنکوریای عزیز که توی این روزای گرم، کنکور پر التهاب رو پشت سر می گذارن :) صبح که از خواب بیدار شدم اول گوشی رو چک کردم، دیدم امروز روز دختره و تنها دختر منزل ما، مادرمه :) ساعت هشت و رب بود، داشتم دنبال مادر می گشتم که تو بهشت خودش پیداش
کم کم دارم عادت میکنم به لیلا ،به دغدغه هاش، حساسیتاش، احساستش 
تنها چیزی که الان یکم فقط یه قدم میتونه عقبم نگه داره اینکه
آیا اونم همینقدر حوصله خرج میکنه پایه حرفام؟
نمیدونم ، این یه نکته رو میزارم تو یه گوشه ذهنم و بقول خودم منتظر نتیجه میمونم
میتونه تبدیل به یه دوست خوب بشه خوبه خوب
بزرگترین آزادی هر آدم و تنها اختیارش اینه که هر وقت دلش خواست میتونه به زندگیش پایان بده .
این آزادی و اختیار باعث میشه خیلی ها تا مرگ طبیعی یا حتی غیرطبیعی به دست غیر ؛ دوام بیارن !
چه روزهایی که با فکر به خودکشی و روش های اون سرگرم شدیم و زندگی مون کش اومده و پاره نشده !
اگر خیلی بهت سخت میگذره یک راهی براش پیدا کن هر چی غیر از خرید اسلحه چون خیلی گرونه
این نوشته برای یک عشق و روح زیبا نوشته شده و تقدیم میشود به کسی که شنیدن صدای لبها و غرق شدن در نگاه چشمانش بزرگترین لذت زندگی من است.
عشق رمز جاودانگی ماست
مگر چقدر زمان داریم
گرد پیری را بر موهایم نمی بینی
برای بودن با تو یک عمر کم است
یک عمر برای بوسیدن لبانت
یک عمر برای غرق شدن در نگاه چشمانت
یک عمر برای در آغوش کشیدنت
می بینی
برای با تو بودن
عمری به تاریخ هستی لازم است
از آن لحظه بزرگ آفرینش
که عشق آفریده شد
پس بیا
دست دست نکن
بیا سفر
برنامه عصر جدید رو دوست دارم هرچند که نقص زیاد داره.
خیلی دوست داشتم خودم رو در قصه گویی یا استندآپ کمدی می سنجیدم.

قبل از اینکه شروع بشه تیزرش رو دیدم. میگم تنها استعداد شکوفا شده ی من چاقیه. مثلا یه کلیپ ۵ دقیقه ای بفرستم که تو همون چند دقیقه سایزم بیشتر میشه D: 
آدمی از خود باید به کجا پناه ببرد؟ شاید به خلوت و سکوت
رنجی که علتش از درون باشد، تنها با خلوت و سکوت و پنهانی التیام می‌یابد، شاید البته؛ اینجا نمی‌توان از چیزی مطمئن بود.
مدتی احتیاج دارم به نبودن و اینجا نمی نویسم.
متاسفم
دانلود فیلم تنها یک نفس با دوبله فارسی Just a Breath Away 2018 BluRay
فیلم سینمایی تنها یک نفس ۲۰۱۸ با کیفیت 1080p & 720p & 480p
برنده 4 جایزه و نامزد 6 جایزه دیگر
نام فیلم: تنها یک نفس – Just a Breath Away | ژانر: اکشن، علمی تخیلی | تاریخ انتشار: 2018
زبان: دوبله فارسی + فرانسـوی | مـدت زمـان: 01:29:01 | زیرنویس فارسی: ندارد
حجم: 1.44 گیگابایت + 833 مگابایت + 414 مگابایت | امتیاز: 5.9 از 10
خلاصه داستان:خانواده‌ای فرانسوی تلاش می‎کنند تا از فاجعه‌ای عظیم و مهیب در پا
نمیدونم از کجا واز چی شروع کنممعمولا وقتی اینجوری میشم خیلی سخت میشه همه چیز برامحتی نوشتن
حرفها و کلمات درونم را پر کرده اند و آمده و آمده اند تا گلویماز انجا بالاتر نمی آینددارد خفه ام می کنند این همه نگفتن.

به زندگی این روزهایم از بالاتر نگاه میکنم
امسال.سالی پر از نوسان.بلندی هایی که رمق از جوانی ام گرفت. و پستی هایی که پستم کرد.
در قسمتی از سالهای عمرم گیر کرده ام.حبس شده امهرچه به در و دیوار میزنم ولی هیچ کس به کمکم نمی آ
الف) من از سالاد الویه بدم می‌آید، البته بد آمدن فعل مناسبی نیست بهتر است بگویم متنفرم!
اولین باری که الویه خوردم را به خاطر دارم، دقیقا چند دقیقه بعد از آن سرم را تا انتها در روشویی فرو کرده و محتویات معده‌ام را خالی می‌کردم.
چند ساله بعد فاطمه یک نان باگت را به سمتم گرفت و گفت "مامانم الویه درست کرده بود، گفتم برای تو و سکینه هم بیارم" هر چه اصرار کردم که من‌ نه تنها الویه نمی‌خورم که از ریخت و قیافه‌ی نحسش هم بیزارم قبول نکرد، الویه را به
از اونجایی که خیلیا اطلاعاتمو میپرسیدن تصمیم گرفتم تو این مطلب همه چیو بگم.

همه من رو یه اسمarmy میشناسین من اولین بار این اسمو روز تولد شوگ تو سایت جیسوگ استفاده کردم .البته قبل از اون اسمی نداشتم.من چهارده سالمه  وتو یکی از شهرستانای کرمانشاه به اسم جوانرود زندگی میکنم.یه ارمی بوی متعصبم.به جز بی تی اس طرفدار هیچ گروهی نیستم.اسمم رامتینه.ممنون
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب