نتایج پست ها برای عبارت :

تو خود دلیل اصلی اینکه چالشه هرکی بخواد بمیره عاشق شه

دانلود اهنگ اگه دلت بخواد بری نمیزارم اصلا عشقم
دانلود کامل اهنگ جدید و عاشقانه مهراد جم به نام اگه دلت بخواد بری نمیزارم اصلا عشقم با فرمت mp3 با لینک مستقیم
 
- مهراد جم غمت نباشه دانلود آهنگ جدید مهراد جم غمت نباشه من عاشقتم حواست به . که عشق میون ما رو اگه دلت بخواد بری نمیذارم اصلا عشقم زوریه نمیشه که از .متن آهنگ غمت نباشه مهراد جم. دلم میخواد با تو یه جای دورو که نباشه هیشکی خودت میدونی که الهی کور بشه نبینه اونی که عشق میون ما رو اگه دلت
آدم عاشق تر از عاشق
درست نمیدانم ولى میگویند :
حوا بود که سیب را تعارف کرد
و چرا آدم خورد ؟؟
ساده نبود ، عاشق بود 
نمیدانم اما حوا برایش با ارزش بود
با ارزش تر از بهشتى که ﻣﻮﻨﺪ :
مفت از دست داد
سیب هنوز شیرین است
هنوز هم ادم بهشت را
به لبخند حوا میفروشد
فقط اگر
حوایش ، هوایش را داشته باشد .
چند وقتی است به لطف قطع و وصل شدن ها راهی وات آپ شدیمبهش گفتم چرا عاشق شدم؟عاشقی که تو دنیای پر از سوال و سردرگمی نشسته ام و هیچ راه حلی ندارم
گفت تنهایی؟
گفتم  نه ، خداروشکر،خدا هم هست.اگر تنها بودم که تا الان دق کرده بودم
گفت تا حالا فکر کرده بودی اگر عاشق این نمیشدی شاید عاشق یکی دیگه میشدی؟.مگه ادم بدون عشق می تواند.
انگار حرف مال خدا بود
راست میگه.عاشق شدن که همیشه هست ،فقط ادمها و جنسشان فرق میکند.پس باید خدا روشکر کنم که عاشق خوب ادمی شدم
خدایا سمت کوه بورم یا دریا
کجه قرار بیرم مه دل بوه وا
اگه دوه مه دور تار و لله وا
مه تن اینجه درا مه دل با کیجا
 
حال و هوا داشته نرگس بانو
چشم جلا داشته نرگس بانو
قد رعنا داشته نرگس بانو
امر خدا داشته نرگس بانو
مهر و وفا داشته نرگس بانو
 
چنده من هارشم این دار و اون دار
 
از دست عاشقی دل دارمه نخار
الهی بميره دشمن برار
مه قسمت نیبو خرابه کنار
 
حال و هوا داشته نرگس بانو
چشم جلا داشته نرگس بانو
چادر سیا داشته نرگس بانو
امر خدا داشته نرگس بانو
مهر
به نام او.
عشق یه مسأله‌ی لازم برای تمام مراحل زندگی انسان هستش، فکر میکنم که برای عبادت کردن و رسیدن به رشد و تعالی آدم باید عاشق کسی باشه و بی اندازه کسی رو دوست داشته باشه تا بتونه خدا رو درک کنه و سر فرود بیاره در برابر این منشأ عظیم عشق.
ینی به نظرم اگر کسی بی حد و حصر عاشق نباشه نمی‌تونه به وسعت نگاه خدا نسبت به انسان و مخلوقات دیگه اش برسه، هر چند اگر انسان عاشق هم باشه باز نمی‌تونه تمام و کمال خدا رو درک کنه اما بازم به نظرم لازمه.
ین
نه دلم میخواست اینجا بسته بشه و نه می تونستم که اینجا رو تو همین سکوت رها کنم واسه همین به آدرس جدید میرم تا راحت تر باشم :)
هر دوستی که بخواد آدرس جدید داشته باشه خوشحالم میشم که کامنت بذاره چون واقعا نمیخوام با دنبال کردن و تک به تک آدرس جدید دادناطرافیان رو معذب کنم شاید کسی نخواد که آدرس داشته باشه یا دنبال کنه فقط همین :)
هر دوستی که بخواد مهمون وبلاگم باشه رو دنبال میکنم پس بهتره لیست دنبال کننده هاتون سر بزنید :)
چرا به میم بسنده نمی‌کنم؟ چرا می‌خوام دوسم داشته باشه و عاشق و شیفته و دلباخته‌ام باشه؟ جز اینه که کمبود دارم! زورم به اینه که به من می‌گه همش هورمونه و به خودش می‌رسه و اون دختره عشقی وجود داره. چه عشقی چه کشکی؟ آخه ح مهربونه و من مهربونیش رو دوست دارم و اون چیزیه که می‌خوام، مگه میم مهربون نیست؟ مگه دوست نداره؟ چرا ازش دور میشی؟  ح هم حق داره وقتی می‌بینه تو کسی رو داری که می‌بوستت چه انتظاری داری آخه؟ باید رها شی رها کن تا رها شی، یاد بگ
به قول آرش : نه غمی به دل نه کسی به بند؛ باغچه ها پر از گل شاهپسند
واقعا راست میگه.نه عاشق کسی نه کسی عاشق ما. همه چی امن و امان شکرخدا
خدایا دمت گرم همین فرمون ما رو جلو ببر‌. اصلا حوصله عاشقی و بدبختی بعدش رو ندارم. الان خوبه بی دغدغه بیخیال از هفت دولت آزاد. دمت گرم
شیخ رجبعلی خیاط :
❄️در نیمه شبی سرد زمستانی در حالی که برف بشدت میبارید و تمام کوچه و خیابان ها را سفید پوش کرده بود از ابتدای کوچه دیدم که در انتهای کوچه کسی سر به دیوار گذاشته و روی سرش برف نشسته است!
باخود گفتم شاید معتادی دوره گرد است که سنگ کوب کرده!
جلو رفتم دیدم او یک جوان است!
او را تکانی دادم!
بلافاصله نگاهم کرد و گفت چه میکنی!
گفتم : جوان مثه اينکه متوجه نیستی!
برف، برف!
روی سرت برف نشسته!
ظاهرا مدت هاست که اینجایی!
مریض می شوی!
خدای ناکرد
من نمی دانم  چرا ؟!!
 مردم به آدم عاشق می گویند  دلباخته 
مگر عشق باخت هم دارد ؟!
عشق  همه برد است 
 به تو مگر می شود باخت ؟!
  تو که باشی 
 تازه اول برد است.
آنها که می گویند عشق دلباختگی ست 
تو را نمی شناسند 
عاشق تو نشده اند 
آدم با تو  به همه چیز می رسد.
 
دلباخته
 کسی ست که از دنیا برود 
بدون آن که عاشق تو شده باشد 

لطیفه صمدوند
من نمی دانم  چرا ؟!!
 مردم به آدم عاشق می گویند  دلباخته 
مگر عشق باخت هم دارد ؟!
عشق  همه برد است 
 به تو مگر می شود باخت ؟!
  تو که باشی 
 تازه اول برد است.
آنها که می گویند عشق دلباختگی ست 
تو را نمی شناسند 
عاشق تو نشده اند 
آدم با تو  به همه چیز می رسد.
 
دلباخته
 کسی ست که از دنیا برود 
بدون آن که عاشق تو شده باشد 

لطیفه صمدوند
مشکلات مردها، به چیزهایی مثل نژاد، پول و شغل برمیگرده؛ اما مشکل اصلي زن ها
فقط حول یه موضوع می گرده:
                         آن ها (زن) به دنیا آمده اند.
                                                         اوریانا فالاچی
_____________________________________________
حالِ این روزهام؟ بد، بدون هیچ دلخوشی.
چرا باید دختر به دنیا بیام؟ چرا تو این کشور؟ چرا تو این زمان؟
تو این کشور یه دختر، یه زن  هر چقدر هم مستقل باشه و تلاش کنه بازم جزو املاک شخصی مردها حساب میشه.
تا وقتی بچ
دانلود رایگان کتاب یک عاشقانه ی آرام pdf

یک بار، یک بار…
و فقط یك بار می‌توان عاشق شد.
عاشق زن، عاشق مرد، عاشق اندیشه، عاشق وطن، عاشق خدا، عاشق عشق… یك بار.
بار دوم دیگر خبری از جنس اصل نیست…



برای دانلود رایگان اینجا را کلیک کنید
دانلود رایگان نمونه سوالات راهنمایی و رانندگی 98 pdf, مهم ترین و پر تکرار ترین
مهراز را در آغوش گرفتم به خیال اينکه شاید آرامم کند. چند زخمه ای بر تارهایش کشیدم صدای ناخوشایندی برآمد. انگشتان دستانم بی هدف  پرده ها را طی می کرد. هیچ ملودی دلنشینی شنیده نمیشد. ذهنم متمرکز نبود. غم درونم را با که باید میگفتم. مهراز هم یاریم نکرد. در همان وضعیت خیره شدم به صفحه ی نت  و از خاطر گذراندم  تمام حرفهایی را که به او گفته بود. قلبم درد گرفت. بغضم با یادآوری حرفهایش ترکید. چشمانم بارانی شد. مهراز خیس اشک شد. مانده بودم بیشتر دوستش بدا
من عاشق نگاه غریبانه ی تو ام
من میهمان هر شب و هم خانه ی تو ام
یک شب بیا و در شب تارم قدم بزن
من که اسیر دام تو و دانه ی تو ام
جام شراب با لب تو مست میشود
یک جرعه از شراره ی پیمانه ی تو ام
من بی تو مثل جام تهی از شرابم و
بی خود که نیست عاشق و دیوانه ی تو ام
باغی پر از طراوت گلهای لاله ای
من در هوای باغ تو پروانه ی تو ام
نیلوفرانه در دل من پیچ میخوری
مردابم و برای تو کاشانه ی تو ام
در آسمان چشم تو ابری نمیشوم
من کوله بار عشقم و بر شانه ی تو ام
وقتی که باد ز
عکس نوشته دختر – بعضی دخترها هستن خیلی حساسن
بعضی دخترا هم حساس هستن و هم زود عاشق میشن
اگر از اون دخترای حساس و احساسی و زود عاشق شو هستید شاید بخواید از این عکس نوشته ها برای پروفایل مجازیتون استفاده کنید .
اگه دوست دارید نامزدتون برایتون هدیه گردنبند بخره اینو استوری کنید . خخخ
 
http://bilmek.ir/pic-gilr-love/مجله خبری سرگرمی فانوس
قرار بود هروقت پولامون به حد نصاب خودش رسید دوربین 700D مونو برداریم و بزنیم به کوه و جنگل و دریا و .! تو عاشق عکاسی، من عاشق ژست گرفتن روبروی لنزی که تو اونطرفشی! تو عاشق موهایی که باد بهشون موج میده، من عاشق صدای شاتر دوربینی که تو دستای تو باشه! تو عاشق شکارِ لبخندای من بعد از هربار ابراز علاقه کردنت، من عاشق شنیدن تُن صدات! بهت بگم وقتی حواسم نیست بگیر، بهم بگی من اگه ندونم تو چی میخوای که به درد لای جرز دیوار بودن میخورم!! دوربین که دست من میو
 محمد علیزاده یارم باش
دانلود آهنگ جدید محمد علیزاده به نام یارم باش همراه با متن آهنگ و پخش آنلاین
ترانه و آهنگ : سینا پارسیان | تنظیم : میلاد ترابی
تو کی بودی که من موندم تو کارت دوباره همه چیزم شدیدا بستگی به تو داره

برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه نمایید

متن آهنگ جدید محمد علیزاده به نام یارم باش :
عزیزم عاشق باش
مث من وقتی برات میمیرم
تو فقط لب تر کن
بگو خوشبختی برات میمیرم
عزیزم عاشق باش دو روز دنیا سریع طی میشه من یه روز دنیام
چرا گرفته دلت، مثل آنکه تنهایی!چقدر هم تنها .خیال می کنمدچار آن رگ پنهان رنگ ها هستیدچار یعنیعاشقو فکر کن که چه تنهاستاگر که ماهی کوچک، دچار آبی دریای بیکران باشدچه فکر نازک غمناکی.و غم تبسم پوشیده نگاه گیاه استو غم اشاره ی محوی به رد وحدت اشیاستخوشا به حال گیاهان که عاشق نورندو دست منبسط نور روی شانه آنهاست.نه، وصل ممکن نیست،همیشه فاصله ای هست.اگر چه منحنی آب بالش خوبی استبرای خواب دل آویز و ترد نیلوفر،همیشه فاصله ای هست.دچار باید بودو گر
از دیروز عصر تا الان ۶ ساعت فیلم دیدم :) فیلم خون آشام بود و من اولش شک داشتم دان کنم یا چوون خیلی ترسوام گفتم قسمت ۱ دان میکنم اگ خشن بود بقیش نمیبینم :) بعد چون عاشقانه ام بود دیگه خوشم اومد و خشن نبود احمقانه بود صحنه های ترسناکش و اصلا ترسناک نبود! یک پسری خون آشام عاشق یک انسان (دختر) میشه و در عین حال یک پسری از نژاد گرگها هم عاشق این دخترس ! خلاصه که ویژگی های این خون آشام عجیب بود مثلا اينکه نمیمیرن .شب ها نمیخوابن. تو آفتاب نمیرن.در برابر ان
متن آهنگ اینانما عشق یالاندی
دانلود اهنگ عاشق اودا یالاندی
دانلود آهنگ اینانما عشق یالاندی عاشق اودا یالاندی هرکيم عاشق اولسا
دانلود اهنگ ترکی عشق یالاندی

اهنگ پیمان تبریزی اینانما عشق یالاندی
اهنگ ترکی عاشق اودا یالاندی
اهنگ ترکی اینانما عشق یالاندی عاشق اودا یالاندی
دانلود آهنگ آذری اینانما عشق یالاندی
تکست آهنگ سامان جلیلی فوق العاده
بگو چی اومده سرت اینا کین دورو برتکه میذاری میری منو نمیدونی کی شده بال و پرتکی از من دیوونه تره کی هی بگی برو نرهمگه میتونه پر کنه جامو کسی نمیتونه بگه که از منم عاشق ترهدوراتو زدی چی شده که باز اومدی میگی عاشق منی که من برگردمنیستمت تورو هرجا دوس داری برو آره ساده بودم هی تورو باور کردمدوراتو زدی چی شده که باز اومدی میگی عاشق منی که من برگردمنیستمت تورو هرجا دوس داری برو آره ساده بودم هی تورو باور کردمیک
اسفند که عاشق شویسال را با بوسه تحویل می کنیحتی اگر سال #نو،نیمه #شب از راه برسدشاید تلفنت#عاشقانه تر از همیشه زنگ بزندکسی با یک سلامقبل از سپیدهء سال بعددیوانه ات کنداسفند که #عاشق شویتمام دروغ ها را باور می کنیو دلت غنج می زند.می دانم که در روزهای #آخر سالدسته کلیدت را گم می کنیگوشی ات را جا می گذاریو احساس می کنی که کسیبا لحن عاشقانه منصدایت می زند.تو عاشقم بودیدر اسفند ی که هرگزاز تقویمت پاک نمی شود
 
عاقا من عاشق شدم :))
عاشق شیرین زبونی های برادر زاده ام شدم :)))
روزی بیش از ۴ - ۵  ساعت فقط با من حرف میزنه و از من نظر میخواد :))
و هی مرتب میگه عمه از خاطرات خوبتون بگین :)
خاطرات تون خیلی جالب و قشنگه و البته  هیجانی :))) 
امشب (دیشب)  باباش بخاطر اينکه دلش تنگ شده بود واسش :)
 مرخصی گرفت اومد خونه ولی ( بزنم به تخته )بچمون به باباش گفت :
شما برین من امشب دوست دارم پیش عمو و عمه و بابا حاجی بمونم :)))
بقول پری بچه مون (بزنیم به تخته) بهش خدا رو شکر این دو ر
در تعریف عشق، گاهی به تعاریف متفاوت و متناقضی می رسیم.
مثلا در داستان "سال بلوا"، عشقی که روایت میشه، (که به زعم بعضی خواننده ها، یک عاشقانه ی لطیف و عجیب و شورانگیزه!) به نظر من، روایتِ رنج یک دختری ئه که بابت نادانی خودش و اطرافیانش داره عذاب می کشه.حتی عاشق شدنش هم، ناشی از همون ناآگاهی و خفقان بود و وارد نمیشم به لحظه های رخوت باری که از وصف حس و حالش داشت.
بریم سراغ تعریف دیگه ای از عشق.
این یکی به دختربچه ی ناآگاه ایرانی که در خفقان چند دهه
در دلم انتظار گشایشی است
از جنس انتظاری که دخترک توی گور برای رسول آخرامان میکشید
دخترک نه نفسش گرمتر از خاک سرد است
و نه عقل انتظار دارد
فقط میخواهد زندگی کند
و عاشق شود
و زندگی کند
و عاشق باشد
در دلم انتظار گشایشی است
همینقدر معصوم 
همانقدر تاریک
غریب است دوست داشتن 
و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن
چه بد ایم ماهایی که وقتی می دانیم کسی دوستمان دارد ونفس هاو صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده
به بازیش می گیریم و هر چه  او عاشق تر ما سرخوش  تر ، و هر چه او دل نازک تر ما بی رحم تر .
ولی میدانی  تقصیر ما که نیست
وقتی درد او را نمیبینیم چه فرقی می کند چه می کشد 
ما اینگونه به گوشمان خوانده اند هر چه بی رحم تر  او عاشق تر 
به قول شاعر :
آن کسی را که تو می جویی 
کی خیال تو به سر دارد 
بس
عاشق می‌گوید وقتی همه کس منم، با که بجنگم؟ وقتی من همه‌ام، با که در خود بجنگم؟ همه در من به جنگ‌اند و همه در من به آشتی. تاریکی آنگاه است که چهره می‌پوشانم و نور آنگاه که حجاب می‌گشایم.
سفره‌ی ستارگان تنم تا بی‌انتها گسترده.
حلمی | کتاب لامکان
موسیقی:‌ [Sigur Rós - Valtari [Full Album Stream
تو این 1 سال پیش رو ، هر روز که از درس خوندن خسته بشم، هر روزی که ناامید و بی حوصله بشم باید واسه خودم کل این 1 ماه یا لااقل همین امروزش رو یادآوری کنم ، همین امروزی که مریض اگرسیو وسایل رگ گیری رو پرت کرد ! من این همه سختی نمیکشم که نهایتش بخواد برسه به اينکه مریض ها وسایل طرفم پرت کنن! باید درس بخونم ،باید ادامه بدم ، باید خودمو نجات بدم . یادم میمونه .
گفتند تو را میخواهد. بی میل اگر نیستی، بزرگترها را بیندازیم به جان هم. همان سالی بود که با خودم گفته بودم به هر کسی که اونقدر شجاعت داشته باشه که بخواد یاد تو رو از دل و ذهنم پاک کنه این اجازه رو میدم. چیزی نگفتم و جنگ شروع شد. 
آدم خوب است عرضه ء خودش را بشناسد پیش از هر کاری یا لااقل حریف را بسنجد.
یاد تو قدرتر  از آن بود که با این بادها بلرزد.
بسم الله النور
در اینترنت شروع کردم به سرچ کردن عنوانی به نام "زندگی طلبگی" ، "همسر طلبه"
تا اينکه وبلاگ هایی اومد بالا
منم شروع کردم به خوندن
" کسی که بخواد همسر طلبه بشه باید آمادگی برای این نوع زندگی رو داشته باشه"
 و من چه همه در اون زمان وبلاگ های همسران طلبه دیدم
چه همه خانم که همسر طلبه بودند و از زندگی طلبگی خودشون می نوشتند
و دو سه تا وبلاگ عجیب به دلم نشستند که هر روز ، روزی چند بار وبلاگشون رو چک میکردم که هر موقع مطلب جدید نوشتند سر
چند هفته اخیر نمیدونم شاید هم بگم یک ماه اخیر وضعیت جالبی رو شاهد نبودم . امروز این وضع تموم شد . دریغ از اينکه بتونم تو این مدت برنامه نویسیو منسجم پیش ببرم . ولی خب بالاخره تموم دوباره همه چیزُ جمع و جور کردم . شاید این وقفه نیاز بود ولی خب یکم طولانی بود .بگذریم . امشب نشستم و پروژه تمرینی شی گرایی Php رو پیش بردم و به جاهای خوبی رسیدم . این پروژه های تمرینی خیلی حس خوبی بهم میده . باید روزانه پیش ببرمشون .
اینجا هوا خیلی گرم شده . چند رو
لیلی زیر درخت #انار نشستدرخت انار عاشق شد،گل داد، سرخ سرخ.گل ها انار شد،داغ داغ.هر اناری هزارتا دانه داشت،دانه ها عاشق بودند،دانه ها توی انار جا نمی شوند،دانه ها ترکیدند،انار ترک برداشت،خون انار روی دست لیلی چکید،لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید،مجنون به لیلی اش رسید.خدا گفت:راز رسیدن فقط همین بود.کافی است انار دلت ترک بخورد.
 گویند که ازدل برود هر آنکه از دیده برفت.عمریست از دیده برفته است و در دل مانده.باز نشستم رو بروی همه ی خاطراتم. روبروی یک دنیا زندگی، اما فقط توی قاب پیام های شیشه ای.زنده ی زنده.این روزها حس میکنم عقربه های ساعتِ زمان افتاده انگار روی دورِ تند. ساعت را که نگاه میکنم زود میگذره، ثانیه هاش تند تند جابجا میشن و دقیقه هاش چشم به هم میزنی رفتن روی عدد بعدی. و ساعتشو که دیگه نگو! عین برق و باد میگذره ، اما موندم چه حکمتی داره که عمر من تموم نم
من اما فکر میکنم
 تو عاشق خوبی برای من هستی ،
 آنقدر خوب که بتوانم دوست داشتنت را فریاد بزنم 
و به بودنت افتخار کنم 
عاشق خوبی هستی
 چون میتوانی هربار که دیدی أم 
دست خالی نیایی ،
 شاخه گلی برایم بخری
 و خوراکی ها و کتاب های مورد علاقه أم را توی کیفت قایم کنی تا بگردم ،
 پیدایشان کنم
 و جیغ های بنفش بکشم،
پا به پای شیطنت هایم بدوی
 و به نفس نفس بیوفتی اما گلایه نکنی ، 
خرابکاری هایم را با عشق ببینی ،
 در مقابل عصبانیتم لبخند بزنی 
و بگویی چق
من یک بار عاشقت شدم. یادم نمی‌آید که درست از چه زمانی.  ۵ یا ۶ سال پیش بود. نه می‌دانستم که عاشقی یعنی چه و نه متوجه شده بودم که دلداده‌ات هستم. تا این‌که یک‌بار دوستی گفت، ببین عاشق شدی! عاشق فلانی! و من فهمیدم که آن شور و نشاط و کنده شدن از زمین به خاطر عشق است و تو! عجیب دورانی بود. با شکوه! مبارزطلب! از آن موقع هر روز عاشقت شدم. تا آن روز،  آن تکینگی! با جزئیات کامل به خاطر دارم. با تمام جزئیات سقوطم بر زمین را درک کردم.
بعد از آن روز، بارها عاشق
از امشب ماه باید تیره باشه
باید تاریک شه باید بگیره
اونی که خیبر و میکند از جاش
یکی باید که دستاشو بگیره
تموم درد زینب اینه امشب
نباید حیدر زهرا بميره
از امشب کربلا آغاز میشه
از امشب دختر مولا اسیره
اخه سخته یه دختر بعد باباش
تموم ارزوش اینه ،بميره
پاشو مولا نباید ،نه نباید
کسی حیدر رو اینجوری ببینه
پاشو شمشیر ها رو تیز کردن
بلند شو تا دل زهرا نگیره
از امشب ماه باید تیره باشه
نباید حیدر زهرا بميره
#حمید_رفائی
⛭ @hamidrefaeipoem
یکی از غول های تخصص که درواقع غول آخره، کیس بورد هست، یعنی یک بیمار باید پیدا کنیم که چهار قسمت فکش جراحی بخواد . تا اینجاش که به سختی پیدا میشه . قسمت دردناکش اینه باید از مرحله به مرحله ی جراحی عکس بگیریم . و واقعا حس بدی از این کار دارم . اينکه مدام باید لب و گونه و زبون مریض رو کنار بزنم و اونم کلی اذیت بشه که یک عکس خوب ازش دربیارم . اصلا نه خوشایند مریض نه من . ولی مجبوریم نمیدونم چرا تو سیستم آموزشی به این قسمت حقوق بیمارا توجه نمیشه .
دیر اومدی و داری
زود از بغلم می ری
تو عاشق من بودی؟ 
یا عاشق تغییری؟
آرامش من اون شب
وقتی که تو رفتی مُرد
تو رفتی و رویامو
طوفان تو با خود بُرد
بخت بد یعنی تو که قرار نداشتی
اختیاری واسه ی فرار نداشتی
حالا حال تو و حال من خرابِ
بی تو و با تو واسم دنیا سرابِ
باز اومدی اما نه
من در تو گرفتارم
با این که بدی بازم
من در پی اصرارم
دیر اومدی و داری
زود از بغلم می ری
تو عاشق من بودی؟
یا عاشق تغییری؟
محمد رحیمی
از بین آدم‌هایی که می‌تونم بهشون تبدیل بشم، چرا اون دختر با پشتکاری نباشم که صبح‌ها زود بیدار می‌شه و انقدر تلاش می‌کنه تا کم‌کاری‌های دوران کارشناسی رو جبران کنه، هر روز 3 تا زبان می‌خونه، انقدر با اعتماد به نفس و باسواد شده که لب‌مرزی نیست و راحت پست‌هایی که می‌خواد رو به دست میاره. اون وقت دیگه کسی نیست که بخواد شک داشته باشه من برای استخدام خوب هستم یا نه.
سیسزده و سیزده دقیقه 
باید برم  
ایستگاه اول 
صفر بیست و یک 
قلمم تاریخ و رقم زد بگو بازی کن از اول بدون ترسی نداره واسه بازیکن بدن درد 
من هستم تو بهترین و بد ترین روزای بد سرد ترین روزای سخت تو چاه نفت ایرن تو خز ترین رومه زرد بهترین بودم برای کم ترین پولای سبز 
تو راه قلب یه نابغم اما یه ناخدام که پشت قایقم 
مهره ثابتم قفل تابشم متضادتم الده کار من مم ومتقابل اولین لرد تو راه رپ پارس متداومم
یه پازلم که ساختشم
نمیدونم چی شد که حس کردم باید وبو یه مدت بزارمش کنار ، البته یجورایی حس میکردم کسی اینجارو بخونه که اشنا باشه .یه مدتم درستش کردم کد قالب مشکل داشت و من اونقدر بی حوصله بودم و ذهنم درگیر بود که نگاهشم ننداختم فکر میکردم بیان مشکل بهم زده .
خب خاطره های خوب و بد قبل هنوز کم و بیش دارم برا نوشتن .
اکیپمون که رسما نابود شد ، با رفیق صمیمی هام کات کردم البته از طرف اوناست ، مرغ و خروس عاشق رابطشون بعد کش و قوس های فراوون داره جدی میشه ! کلی براشون دعا
دیروز دوتا مهمون داشتم که هردو آقا بودن از خیلی نظرا بهتر بود :))) 
مثلا نیاز به نظافت کاریایِ با ظرافت نبود 
چون من واااقعا سختم بود با وجود پسر
 همین که تونستم یه غذای خوب درست کنم و همه کارا رو (آشپزی و اماده کردن ظروف و میوه و فلان) در عرض یکساعت و ربع انجام بدم شاهکار کردم واقعا
ولی وقتی مامانم بخواد بیاد همه چی فرق میکنه D: 
. بسوزی و بسازییک آتشی از عشق برفروزسربه سر عبارت را بسوز
یک آتشی از عشق در درون خودت بیافروز ( یک آتش ) ، یعنی عاشق باید در درونش یک جهنمی برپا باشد ، یک تنوری برپا باشد .
دلش دل جهنم باشد ، در درونش یک آتشی برافروخته باشد ، این آتش میدانید با عاشق چه میکند ؟ عاشق هر چه ناخالصی دارد میسوزاند .
************************************************************************
پیاده شده از فایل صوتی شرح مثنوی معنوی
علامه حمید رضا مروجی سبزواری حفظة الله
آقای ر  چند وقتی هست از زندگیم حذف شده و رفته تو خر. خدارو شکربلاکش کردم.
مردای ایرانی فقط به بهانه آشنا بودن یه اسمی رو خودشون و رابطه میذارن که راحت تر راه بندازن. مثلا مث آقای ر بگن که دخترم ما پدر و دختر هستیم!
بابا های واقعی ایرانی اصن توجه خاصی به دخترشون ندارن مگه اينکه دختر وابسته باشه.
خیلی راحتترن که دخترشون رو چند وقت نبینن که خدایی نکرده خرج و مخارج شون بالا نره و دختر ازشون پول بخواد.
بابا ها خودشون دیگه بابا نیستن. این ع
سارا:وا مامان این رفتارارو چرا میکنی دیگه سنی
از شما گذشته ایـ .

شادی خانم نذاشت حرفشو ادامه بده باعصبانیت گفت
ساکت شو دختره ی خیره سر این چه طرز صحبت کردن ته ؟من سنی ازم گذشته؟مگه من
چندسالمه

تو اوج جونی پیرم کردی رفت؟کدوم رفتارهان؟من که
نگرانم شوهرمو ازم بگیرن کار نادرستی میکنم؟این تویی که  خرس گنده ای مثل بچه ها میمونی رفتارت.

بابات راست میگه باید تو تربیتت تجدید نظر کنم
وسفت وسخت تربیتت کنم .

دردونه که هم از تعجب دهانش باز موند
اینستامو پاک کرده بودم.یه کاری پیش اومد باید میرفتم اینستا.از نسخه وب وارد شدم.کارمو انجام دادم و گفتم بذار یه نگاه به استوریا بندازم.فهمیدم یکی از همکلاسیای دبیرستانم فوت شده.شوکه شدم.انقدر گریه کردم که چشمام باز نمیشد.الان یکم بهتر.
فقط دارم به زندگی فکر میکنم.یه آدم انقدر جون بکنه تلاش کنه از جوونی و خوشیاش بگذره تا پزشکی قبول شه و انقدر مسخره هنوز یکسال نگذشته بميره؟این دنیا به چه دردی میخوره اخه؟عدالت خدا کجاست اصن؟ینی یه آدم با کلی ام
سلام خسته نباشید
میخواستم بدونم دختر 14 ساله که عاشق شده باید چکار کنه؟ خواهشا نگید که دختر به این سن رو چه به عاشق شدن!، میدونم نباید تو این سن عاشق شد ولی مگه عشق دست آدمه؟، بعدشم حس کنجکاوی و علاقه به جنس مخالف از بلوغ آغاز میشه، پس چیز خیلی عجیبی هم نیست!، میگم عشق نگید یه احساس زودگذر! چون نیست. 
باید چیکار کنه در حالی که میدونه این عشق بی ثمره!
مرتبط با عشق یک طرفه :
نمی دونم چطور به پسر مورد علاقم بفهمونم که عاشقشم
فقط می خوام بدونه که عاشقش
یک چیزی رو من به جودی ابوت خیلی خرده میگیرم
اينکه
درسته
تو از بچگی با ترس و وحشت بزرگ شدی
کلا به خاطر به دنیا اومدنت همیشه مورد تمسخر قرار گرفتی
با حس عذاب وجدان بزرگت کردن
حس خود کم بینی داری
حس میکنی از ادمها پایین تری لابد که اینجوری رفتار میکردن باهات

آدمها رو دوست داری
ترجیح میدی برای کسی که دوسش داری و کلا برای هیچ کس، هیچ دردسری درست نکنی
ولی خیلی خیلی بده که یه پسری تو رو بخواد، خیلی هم بخواد، هر کاری هم انجام بده که تو خوشحال بشی، 
پسر
عاشق را معنا اگر در بتخانه یافت باید روی به بت نموده و قبله اش بت خانه گردد.عاشق چو شوی هر انچه که غیر معشوق باشد را ،حجاب داند و فاصله ای که باد از میان برداشته شود تا عاشق در هوای نگاه معشوق به حیات باشد.گاه ر بر کمر بسته وگاه با گرمای حیات و نور دانش آتشی در گفتگو بودن ،گاه در کنیسه و کلیسا به سوی او در ذکر سرودن به عمل در ذکر ،به ادراک رسیدن که ان کلام که به عمل تبدیل نشود همچون صدای امواجی است که در آغوش باد به رقصند .و چون کلام به عمل رسد د
پسربچه‌ی توی بی‌آرتی، از این که اتوبوس کناری راننده‌ی زن داره شگفت زده شده بود و با هیجان به پسر بچه‌ی بغل دستیش قسم می‌خورد که با جفت چشماش دیده راننده‌ی اتوبوس زن بوده.
اولش ناراحت شدم که چرا دنیامون این همه زنونه مردونه شدست! اما بعد خوشحال شدم که حالا در جهتی حرکت می‌کنیم که آدم‌ها از کودکی با این الگو شکنی‌ها آشنا میشن. 
+به خدا قسم که همه‌ی زن‌ها عاشق رنگ صورتی و کارهای ظریف نیستند. به خدا قسم که همه‌ی مردها عاشق رنگ‌های تیره و کا
دانلود رایگان طلسم محبت اصلي یهودی

 , طلسم یهودی مهر و محبت تضمینی بدون بازگشت + دانلود رایگان طلسم محبت یهودی


دانلود طلسم محبت سوزاندنی از راه درور برای عاشق کردن دختر یا پسری یا زنی یا مردی


هر کسی را که بخواهید با این طلسم عاشق خود کنید. عشق را در دو دقیقه بدست بیاورید.


برای دانلود این طلسم اینجا را کلیک کنید

دانلود رایگان نمونه سوالات راهنمایی و رانندگی 98 pdf, مهم ترین و پر تکرار ترین
میشه پرنده باشی اما رها نباشی
میشه دلت بگیره 
اسیر غصه ها شی
حالا که اسمونم‌دنیاس تازه ای نیست 
اونوقت ی جا بشینی محو گذشته ها شی‌
ترسیده باشی از کوچ
اوج رو‌ندیده باشی
واسه ی مشت دونه اهلی آدما شی
تو سایه ها بمونی 
در گیر سایه ها شی 
مفهوم زندگی رو‌از یاد برده باشی 
دلت بخواد دوباره از ته دل بخونی 
از ترس ریزش اشک غمگین و بیصدا شی.
یک زمانهایی رو در ذهنم میبینم که واقعا عاشق بودم. عاشق همه آدما همه ی بوها  و همه نور ها ، عاشق مارکت بالای خونمون با اون فضای دوست داشتنی و فروشنده ی مهربون . عاشق مغازه ی لباسی کنار خونمون که هر دفعه از کنارش رد میشدم باید سلام و احوال پرسی  میکردیم، عاشق دختر بچه ی کفش فروش پایین خونمون که خنده های قشنگی داشت. عاشق پل فی روبروی خونمون که هر دفعه از روش رد میشدم صدا میداد.عاشق جوب آب که همیشه خدا آب داشت. عاشق رفتن داخل مغازه عموم نه ای
جمعه علاوه بر دوستان وبلاگ‌نویس، چندتا از دوستان دوران کارشناسی رو هم دیدم؛ دوستانی که چهار یا پنج سالی ندیده بودمشون. همگی به اتفاق می‌گفتن اصلا تغییر نکردی (البته پر واضحه منظورشون تغییر ظاهری بود، چون خیلی زمان کمی رو پیششون بودم). یکی از بچه‌ها بعد از اينکه از کاروبارم سراغ‌جو شد، پرسید ازدواج کردی یا نه؟ گفتم نه خدا رو شکر؛ باتعجب پرسید خدا رو شکر؟ گفتم آره دیگه، با این وضعیت باید خدا رو شکر کرد.
این دو سه روز دارم به این فکر می‌کنم چ
واقعیت عشق
قو ، تنها پرنده ایه که یک بار عاشق میشه،
و برای همیشه پای عشقش میشینه،
و تو تمام زندگی هر کاری برای راحتی عشقش انجام میده.
قو تنها پرنده ایه که زمان مرگشو میدونه کی هست!
قو یک هفته مانده به مرگش میره جایی که برای اولین بار عشقش یعنی جفتشو دیده و عاشقش شده؛ اونجا میمونه تا زمان مرگش فرا برسه 
و یک روز مانده به مرگش یه آوازی برای عشقش از خودش سر میده و میخونه که بهترین و زیباترین آواز میان پرنده هاست.
و بعد سرش رو روی بال هاش میزاره و می
مردی که عاشق همکارش می‌شود و زن به عشق او جواب رد می‌دهد، دوره‌‌ای نقاهت را می گذراند و احساسات خود را زیر و رو می‌کند تا مرهمی بیاید بر این درد
 
کتاب برخلاف اينکه رمان نیست اما سیر منطقی دارد، حرف‌های شاید تازه، و البته صادقانه
 
من کتابشو دوست داشتم. ولی راستش رو بخواید به مرد حق نمیدم که انقد ناله کنه! طرف تو همین کتاب حداقل از پنج شیش تا عشق قبلیش و زن طلاق داده‌ش حرف میزنه. واقعا دلم میخواد ببینمش بزنم زیر گوشش. همه‌ی رو امتحان کر
آخ که چقدر این شعر راست می گوید 
بهار بی نقص و کامل و زیبا و رویایی، خود عشق است. من که عاشقانه دوستش دارم همه چیزش را از رنگ آسمان گرفته تا باران های بی گاه تا شکوفه زدن ها و سبزی سبزها 
پاییز اما انگار انسانی تر است تلخ و شیرین را کنار هم دارد. برگ های زیبایش، زرد شده اند که رنگی اند هوایش گرفته است که می بارد خنکی بادهایش بیشتر از اشتیاق، سردرگمی می آورد شاید برای همین است که دلم می خواهد پنجره را باز کنم و سردم بشود و بعد بروم زیر پتو
اينکه گاهی دریافت عجیب و بزرگی از یک کتاب نداشته باشی و باز هم حس دوست داشتنت نسبت به آن روان باشد، چیز عجیبی نیست. من عاشق تکه های پازلم. عاشق کنجکاوی کردن و تصویرسازیِ ذهنی. مجموعه نامه هایی که راه طولانی رو طی میکنند و دوستی رو برقرار میکنند با بوی صفحات کتاب. کتابی که جمله هایی که بخواهی زیرشان خط بکشی و برای دیگران نقل قول کنی نداشت اما حس داشت.محض رضای خدا، من باید با یک کتاب فروشی شروع کنم به مکاتبه ی کاغذی. تمبر، پاکت نامه، صندوق پستی، پ
بذارین حالا که از وقت خوابم گذشته، یه چیزیو بهتون بگم. من یه آدم وحشتناکیم. خب؟ اصلا قابل قانع شدن نیستم. یا خیلی به سختی. مثلا اینطوری نیست که با یه سری توضیح قانعم کنین یا باور کنم. یا حتی با خیلی توضیح. به منطقم خوش نیاد باختین. تازه بدجور! چون کلی بهونه هم پشتش آوردین. بعد اينکه من تصمیم یه کاریو بگیرم، به راحتی انجامش میدم. اگه دلم بخواد یه کاریو بکنم، و قصد کنم، میتونم انجامش بدم. به راحتی. من اینطوری نیستم که بشینم غصه بخورم. اگرم میشینم غص
چگونه هر کسی را عاشق خود کنیم ؟
چگونه هر کسی را عاشق خود کنیم ؟ خیلی از وقت ها دوست داشته اید شخص و یا همسر خود را عشق خود نمایید. عاشق شدن به تمام معنا، طوری که هیچ کسی را به اندازه شما دوست نداشته باشد شما را کامل قبول داشته باشد و یا می خواهید دل کسی را بدست بیاورید و در این راه همیشه با شکست مواجه شده .
دریافت فایل
قهرمان هرکس تو زندگی اش خودشه! چه بخواد چه نخواد چون داره خودشو کنترل میکنه نه قهرمانای دیگه رو! امیدوارم رسما با قدرت قهرمان زندگی خودمون بشیم، چیزی که باید اتفاق بیفته!
فضای وبلاگ نویسی به طور محسوسی تو این گرمای تابستون داره سرد میشه؛ وبلاگ ها حذف میشن! نویسنده ها خداحافظی میکنن!what's ing on!?
از مهندسی هیچ چیز نمیدانم هر روز از گل فروشی محلتان گل میخرم و نقش گلفروش های خیابانی را بازی میکنم شاید روزی دلت بخواد برای عشقت گل بخری و نگاهت به من بی افتد و از دور صدایم کنی اقا گل ها شاخه ای چند و من به تو بگویم قابل شما را ندارد و با هر بهانه ی پول گل ها را از تو نگیرم گل فروشی شغل جدید من است که دوره گردم کرده مهندسی را بلد نیستم اما برای بدست اوردنت نقشها کشیده ام
دارم با خودم فکر می کنم که این عجیب نیست؟ که اینقدر به همه چیز با عشق نگاه کردن؟
به درد. به سختی. به محبت. به درخت و لیوان و سگی که ازش می ترسم. به ترس و حتی اضطراب.!
یه جایی توی زندگی گفتم که این ماییم که به زندگی معنی می دیم, اينکه ماییم که اتفاق ها و هر چیز رو تعبیر می کنیم. و نه اينکه تعبیری وجود داره براشون که همونه و بس!
دنبال تعبیرهای قشنگ رفتم. روزا رو قشنگ دیدم.
نه اينکه عشق مقابل خشم باشه؛ نه اينکه نباید جهت گرفت و مقابل چیزی نایستاد. ا
شک از آن واژه‌هایی است که ابهامات زیادی دارد و تعاریف بسیاری از آن کرده‌اند. یکی از مباحثی که با عشق مطرح می‌شود، بحث دوست داشتن است و برخی این دو را یکی می‌دانند، ولی به نظر می‌رسد که عشق چیزی فراتر و بیشتر از دوست داشتن باشد، چرا که ما خیلی‌ها را دوست داریم اما عاشق آنها نیستیم و خیلی‌ها هم هستند که نسبت به آنها کشش داریم ولی وما آنها را دوست نداریم و وقتی نیستند برای ما مهم نیست. به همین دلایل می‌توانیم بگوییم بین دوست د
نیاز دارم کسی دوسم داشته باشه، کسی در آتش عشقم بسوزه، کسی من رو بخواد
آه دنیای لعنتی دست از سرم بددار، نه تو چنین چیزی داری به من بدی نه من تاب چنین حسی رو.
چرا تینقدر بی‌کس و تنها باید باشمم؟ دِ لعنتی پس میم چیه؟ میم عاشقم نیست من هیجان عشق می‌خوام، من سوختن می‌خوام. لعنتی تو کی می‌خوای بفهمی اینا همش توهم ذهنیه و تو هیچ‌وقت به این چیزی که می‌گی دست نخواهی یافت. این همون محاله پس دست بکش از این محال.
لبیروت گوش بدم که حالم فقط با این م
فکر میکنم
یکی از بهترین اخلاقهایی که یه آدم میتونه داشته باشه،
اینه که بقیه بهش بتونن اعتماد کنن و حرفاشونو بزنن و راهنمایی و م بخوان.
و از ترس اينکه نکنه اونها رو مسخره کنه، یا توهین کنه بهشون، یا بخواد تحقیرشون کنه، یا غر بزنه، یا بگه حقته، اینجوری نشه که دردهاشون رو بهش نگن.
من همچین دوست بدی توی زندگیم داشتم. دوستی داشتم که اول زور میزد و تمام تلاشش رو میکرد که ریز اطلاعاتت رو بکشه بیرون،
و توی موقع مناسب یه جوری بهت سرکوفت میزد که از
× و بالاخره روز موعود رسید. اسباب کشی. اگر خدا بخواد امشب وسایلم رو میبرم جای جدید. البته که هنوز توش پر از کارگره و جا هنوز مرتب نیست و ممکنه چند روزی رو توی یک آشفته بازار به سر ببرم، تنها دغدغه ی من اتاقیه که باید دو تخته باشه و هنوز آماده نیست و کلی آدم براش دندون تیز کردن. کله ی صبح رفتیم اسمامونو چسبوندیم به درش ":)))) ولی خب دیگه خوابگاهه و قانون جنگلش.
×× روم نمیشه بگم ولی میگم، برام دعا کنید به انرژی مثبتش احتیاج دارم.
دلم اینقدر هوای سارا رو کرده بود روی تختم تو اتاقم خوابیده بودم و آروم اشک می ریختم که مامانم اومد کلی قربون صدقه ی من و سارا رفت. بعد از چندین ماه اگر خدا بخواد دارم به سارا می رسم. یعنی سارا منو دوست داره؟ می تونه منو قبول کنه؟ خانواده اش منو پس نمیزنن؟ این فکرا اینقدر عذابم میدن که عین یه بچه اشک میریزم. هرگز نمیتونم بقیه عمرمو بدون سارا زندگی کنم. این چندماه یه روانی واقعی بودم. ای خدا تو رو به عظمت قسم میدم. دست منو تو دستای سارا بذاری. ن
بعله کارمون دراومد :) امشب اومده اینجا یه چمدونم آورده یکی دو تا پیرهنم تو کمد دیواری آویزون کرد. عملن باید این دسته حرها رو حالا اینجوری به زور تحمل کنیم. قربون خدا برم من دقیقن کجای زندگی م قراره روی آرامش رو ببینم؟ پسر ۲۸ سال چوب تو ماتحتت باشه خیلیه ها. کولر خاموش کرده، صدای تلویزیونو کم کنین صدای بلند حرف نزنین. دو تا پتوی تمیز تمیز رو از تو بسته بندی درآورده ریده بهشون که یه نر قراره زیر و روش پتو بندازه. این اگه فکر کرده من سرویس دهی ای قر
خرید دليل در برابر انفور ماتیك و تله ماتیك
You can easily create special articles entitled دليل در برابر انفور ماتیك و تله ماتیك.
دانلود مطالب علمی گوناگون درمورد دليل در برابر انفور ماتیك و تله ماتیك در اینجا.
آیا دنبال خلاصه فایل دليل در برابر انفور ماتیك و تله ماتیك میگردید؟
Variety of content about دليل در برابر انفور ماتیك و تله ماتیك can only be viewed on our website.
با خواندن دليل در برابر انفور ماتیك و تله ماتیك شگفت زده شوید.
دليل در برابر انفور ماتیك و تله ماتیك را چگونه دان
سلام 
من پسری ۱۸ ساله هستم، مشکلات زیادی با پدر و مادرم دارم، کلا خیلی بد باهام صحبت میکنن،  مخصوصا بابام، اصلا احترامی قائل نیست، هر موقع که دلش بخواد بهم میگه تو عقل نداری و اگه آدم بودی .
این مال حرف زدن عادی ایشونه، وقتی عصبانی بشه هر تحقیر و توهینی به آدم میکنه، مثل تو هیچی نیستی، به هیچ دردی نمیخوری، هیچ . نمیشی و این ها. بعدش انتظار داره هیچ اعتراضی هم نکنی، در صورتی که من وقتی به هم سن و سال هام نگاه میکنم واقعا پسر بدی براش نبودم، نه
 
آدمی نمی بایست هرگز از توانایی اش در دوست داشتن احساس رضایت کند. باید بداند که هر کجا هست ، تازه در ابتدای راه است. دل داده و دلدار بایست کامل ، تمام عیار و بی کم و کاست عاشق هم باشند. عشق کمی تا قسمتی نمی شناسد. عشق یا هست یا نیست. یا عاشق هستیم یا نیستیم. یا معشوقمان را ب تمامی جهات و از همه لحاظ و علیرغم تمام عیب و نقص هایش دوست داریم ، یا نه. کسانی که کمی تا قسمتی عاشقند و معشوق شان را تا حدودی دوست دارند ، در حقیقت بهترین بهانه را برای هجران ب
1.سال ۸۷ بود که دیپلم گرفتم (حالا نشینین حساب کنین که من چند سالمه ها) و تو خونمون رسم بود که هرکي دیپلم گرفت براش گوشی بخرن! همون سال واسه تولدم این گوشی رو خریدن:
تقریبا چهار سالو خورده ای، بیشتر از اينکه ازش استفاده کنم ازش مراقبت کردم که مبادا خراب شه، آخه هم اولین گوشیم بود هم کادوی تولدم! اما خب بالاخره خراب شد و هرجا بردیمش برا تعمیر گفتن درست بشو نیست و بندازین دور! منم گفتم حتی اگه هیچوقت هم روشن نشه همینجوری خودشو یادگاری نگه میدارم. ت
امروز شدید دلم میخواست که منم ، فقط واسه یک ساعت میشدم همونی که میخواستم
همون لحظه ای که اشتباهی وارد گروه بچه‌های تخصص شدم :) چقدرم گوگولی بودن
فکر کنم منم با اون روپوش سفید گوگولی میشدم D:
###
فکر کنم عاشق شدم چون هیچ چیزی دیگه ای دلم جز رسیدن به این خواستم نمیخواد
میگن عاشق ها متوجه نمیشن ، باور میکنم حالا :)
ترجیح ام اينکه به هیچ کس فکر نکنم و به مامان و بابام بگم دیگه در مورد هیچ خواستگاری با من حرف نزنن اصلا جوری هم رفتار نکنن که من کنجکاو
وقتی با عطر نفس نفس های تو به هم آغوشی تنگ بلور و شراب می اندیشم به جام شرابی می رسم لبریز از عشق که درسودای مست شدن ثانیه ها را کلافه کرده . های های می شمارد تیک و تاک زمان را . 
گاهی تند و گاهی خسته اما عاشق و پیوسته . 
عشق میعادگاه دو عاشق است که در محراب در اوج قله های پاک به غسل تعمید می رسند . عشق مقدس است
دانلود آهنگ جدید علی اصحابی بنام عاشق قدیمی با بالاترین کیفیت











Download New MusicAli Ashabi – Asheghe Ghadimi
ترانه: اشکان جعفر نژاد , تنظیم: شاهین طاها
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …










 
متن آهنگ جدید علی اصحابی بنام عاشق قدیمی :
دلم عاشقه قدیمیته خرابه چشمای مشکیته دوست دارم مگه حالیته آخه دیوونه فقط با تو عاشقی میشه اگه تو بیای چی میشه بی تو مگه زندگی میشه آخه دیوونه دونه دونه نم نم بارونه دل کندن از من چرا واست آسونه برگرد خو
× حاضر نیستم دیگه تلاش کنم! برای دکتری. اينکه هر سال با یه رتبه ی خوب دعوت به مصاحبه نمیشم داغونم کرده. لعنتیا، لعنتیا، لعنتیا
×× کم نمیشه، غمم رو میگم، از چهارشنبه تا همین الان بغض دارم، بی اختیار گریه ام میگیره، هیچ فکری هم نمیتونه آرومم کنه. من یک دختر سی و یک ساله ی عاشق گیاهشناسی ام. چه کنم؟
بنگر به خلق ترسان، همه کس ز خویش نالانهمه سو دهان گشوده که دهد غذای رحمان
تو به جای خود نشسته به دو دست خودببسته تو نداده می‌ستاندی که چنین شدی پریشان
پس ناکسان روانی که چنین حضیض جانیتو دکان عقل رفتی و شدی دخیل رذلان
ز تو عالم است گریان، ز تو خنده‌ها گریزانتو برو ز خویش می‌شو تن و دست و پای بی‌جان
تو برو بمیر در دم اگرت سر نجات استتو برو بمیر ای غم چه کنی به خلق غلیان  
خبرم رسید این شب گذر عظیم داردچو دهان خلق شوید ز حروف چرک افشان
به میان ش
داشتیم با مامان و بابا تو سر و کله هم میزدیم که کی بره واسه شام برنج درست کنه
مامان به بابا می گفت بابا هم به من
هیشکی هم زیر بار نمی رفت
گفتم بیاین تک بیاریم هرکي تک افتاد اون بره
قبول کردن
به بابا شک کردم گفتم ببین تقلب نمی کنی ها
هرکي تقلب کنه خودش باید بره درست کنه
گفت قبول
تک آوردیم
مامانم خواسته بود تقلب کنه یهو دستش بین پشت و رو تو هوا موند :/
آخرم نشست زمین گفت امکان نداره من برم
بابا رو فرستاد :/
واقعیت اینه که نوشته شدن این پست خودش جواب مثبتیه به سوالی که توی تیتر اومده.
یک ساعته که صفحه ارسال مطلب جدید بازه و هیچی ننوشتم. سوال بالا یکم ابهام داره، هر روز چه چیزی بنویسی؟ جنس نوشته ها چطور باشه؟ آیا نوشته ها کلماتی باشه که بعد از زدن دکمه انتشار، بلافاصله، حتی خودت علاقه به خوندش نداری و حتی بعد از چند سال که چشمت به اون میوفته مضخرف بودنش یادت میاد؟ نمونش میتونه خسته کننده ترین صورت گزارش رویداد های روزانه باشه یا چسناله هایی که با
همه‌ی پدر و مادرهایی که نوزاد دارند یا بچه‌های کوچیک زیر چهار سال، ممکنه خسته بشن و حسابی قاطی کنند. حتی اگر به خاطر انگیزه‌های شخصی یا الهی، دلشون بخواد که بچه‌های زیادی بیارن، ممکنه بِبُرن و دیگه نخوان بچه دار بشن. 
بچه‌ها! دوستان! بیایید دعا کنیم که آدم‌های دور و اطراف این پدر و مادرها، بهشون زخم زبون نزنند. بهشون انگیزه بدن و کمکشون کنند و همچنان کمکشون کنند و از کمک کردن دریغ نورزند.
بیایید از خودمون شروع کنیم و هر وقت یک خانم بچه بغل
-----------------------------------------------------------------
راست می گفت.
من هم سالی به 12 ماه با ناهید و سهراب، همسر و پسر 7 ساله‌م تو جاده ها بودیم به گشت و گذار، ولی نه سفر رفتن هامون برای کسی جذاب بود و نه برنامه زندگی مون اون قدر منظم بود که کسی بخواد بشنوه چه برسه به این که بخواد مثل ما باشه.
کم نیاوردم ولی دستم رو شده بود. باید یه حرکتی می زدم.
صدای خودم رو صاف کردم و گفتم: همایون! بچه ها می گن یه نظم فوق‌العاده ای تو زندگی‌ت داری. چطوره که این نظم و ترتیب رو خرج در
رباعی این کوزه چو من عاشق زاری بوده است

 
این کوزه چو من عاشق زاری بوده است در بند سر زلف نگاری بوده‌ست این دسته که بر گردن او می‌بینی دستی‌ست که برگردن یاری بوده‌ست
کلمات کلیدی شعر #
این کوزه چو من عاشق زاری بوده است
#
در بند سر زلف نگاری بوده‌ست
#
این دسته که بر گردن او می‌بینی
#
دستی‌ست که برگردن یاری بوده‌ست
#
رباعی
#
رباعی عاشقانه
#
خیام نیشابوری
#
خیام
#
اشعار خیام
موضوع شعر #
انواع شعر
#
شعر رباعی
#
لیست شاعر ها
بزن بارانزمین لب تشنه تر از این نخواهد شدهوای خانه ات مه دارد و سرد است،بیا هم خانه ما شوبزن باران،زمین تب کرده از احوال آدمها هراسان استنشان ده روی سردت را،بیا طوفان و دریا شو
گلوی آسمان بغض است و دردش را نمیدانمسرازیر از نگاهش شو، زمین غم را خریدار استهزاران عاشق بیچاره دارد میگدازاند،برای عاقبتهاشان غمی دیوانه میخواهدسریع و بیخبر لبریز شو،فرصت ندهما همه از چترهامان دیگر گریزانیمبزن با منطق رگبار صحراییبزن باران.
نمیدانی چه دلها با
عاشق را تا جمال و جلال معشوق، منظور و مقصود است ،قبله اش جز معنا و ظهور او نیست که هر نمازش رو به قبله ی دیگر،لب جنباندن است و به حرکتی در تحرک بودن.زیراکه دل آدمی چون در گرو مقصودی باشد،ذکر نهان و نجوتی شبانه اش همه در طلب اوست و رفتارش همه اشتیاقی است ، برای چشمی دیدن، و در نگاهی جان یافتن ،و در ماوای آوایی به اوج ارتعاش رسیدن.عاشق را همه خواب و خیال در هوای کوی او لغزیدن است ،و به رویا در رویایش سر نهاندن و در روز همه به کوی او گذر نمودن که پنج
اقایون محترم یا نسبتا محترم یا هر چی اصلا.انقدر به یه خانم نگید بانو.زندگیم.عشق.نفس.زیبا.گلی. .یا هرکوفت دیگه ای.بابا یه چیزیم نگه دارین شاید یه روز عاشق شدین با یکی خواستین برای تمام عمر زندگی کنید به اون بگید.بله ما خانما میدونیم نه زندگیتونیم نه عشق نه بانو نه هر کوفت دیگه ای ولی متاسفانه وقتی باشیم انقدر این هرمونای کوفتی بالا میره که باور میکنیم.اونوقت عاشق میشیم.بعد خر بیار باقالی بار کن.نگو برادر من.نگو پسر من.اسمش چه ای
قانون جذب ثروت چیست؟در قانون جذب ثروت مهم نیست که کار شما چیست. شما اگر این قوانین را به کار ببرید، قطعا در زمینه ثروت به رشدی فراتر از آنچه الان به ذهنتان می رسد خواهید رسید.
چگونه ثروتمند شویم ؟ یکی از قوانین ثروت این است که یا عاشق کاری باشید که انجامش می دهید و یا کاری انجام دهید که عاشق اش هستید. حس خوب شما باعث می شود کارایی شما چند برابر شود. بتوانید ایده های خوب در کسب و کارتان پیاده سازی کنید و ایده ها را به بهترین شکل ممکن ارائه دهید. چر
تو عاشق نبودی که درد دل عاشقا رو بفهمیتو بارون نموندی که دلگیریه این هوارو بفهمیتو گریه نکردی برای کسی تا بدونی چی میگمدلت تنگ نبوده میخندی تا از حس دلتنگی میگم♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫تو تنها نموندی که حال دل بیقرارو بفهمیعزیزت نرفته که تشویش سوت قطارو بفهمیتو از دست ندادی بفهمی چیه ترس از دست دادنجای من نبودی بدونی چیه فرق بین تو و من♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫تو هیچوقت نرفتی لب جاده تا انتظارو بفهمیپریشون نبودی که نگذشتن لحظه هارو بفهمیتو اونی که رفته !!!چی مید
و باز هم منِ دیوونه چارتا پست گذاشتم توهم برم داشت که دارم خودمو خیلی بروز میدم  و باز تصمیم گرفتم بکوبم از نو بسازم اه بابا خسته شدم دیگه چرا ادم نمیشی ؟
اوووف اره خوبه بذار یکم غر بزنم و چسناله کنم حالم بیاد سرجاش که الان سر اون غر نزنم بعدم بخواد بگه . لا اله الا الله بذار هیچی نگم .
شمام مختارید اون کوچولو اون بالا رو بزنید و بذارید من به چسناله هام ادامه بدم 
اه بابا فرزانه تو با این واژه مختارید چیکار کردی که بعد چند سال هنوز تایپ
یکی از معضلات زندگی من اینه که وقتی دارم کنار خیابون در جهت عکس حرکت ماشین ها راه میرم ( جایی که پیاده روها اشغالن) مدام تاکسی ها واسم بوق میزنن و همیشه با این سوال مواجه میشم که چرا وقتی دارم در جهت عکس راه میرم تا به جایی برسم، دلم بخواد سوار تاکسی شم تا با سرعت بیشتری از مقصدی که دارم به سمتش میرم دور شم؟ :|
+ خوشم میاد وقتی ایستادی تا از خیابون رد شی، تاکسی ها هی وایمیستن بوق میزنن ولی تا بفهمن میخوای از خیابون رد شی، به قصد کشتنت گاز میدن تا م
 میدونم عشق قیمت نداره ولی شعار دیگه کافیهحالا بازیداستان از کجاشروع شدبارهاوبارهابرام پیش اومده ک کسی محبتی نموده وازته دلم خواستم اون شخصرا باپرداخت مبلغی ازنیت خیرم مطلع کنم ولی هیچگاه نشدهحالا میخوام این بازی رو راه بندازم که هرکي هرکي رو دوس داره،.بادعایاتماس یا پیام یا مبلغی ازته دل» ( دیدید بازم شعرشد)عشق رو برسونه همین.نقدا این حسابارو عشقولانه فرماییدتا اطلاع ثانوی ۶۱۰۴۳۳۷۹۳۸۶۱۳۱۷۹و۶۲۸۰۲۳۱۴۹۰۸۰۲۹۸۹به امیدروزی ک ب زودی ه
دوبیتی‌ دل عاشق به پیغامی بسازد


دل عاشق به پیغامی بسازدخمار آلوده با جامی بسازدمرا کیفیت چشم تو کافیستریاضت کش ببادامی بسازد

کلمات کلیدی شعر
#
دل عاشق به پیغامی بسازد #
خمار آلوده با جامی بسازد #
مرا کیفیت چشم تو کافیست #
ریاضت کش ببادامی بسازد #
دوبیتی‌ دل عاشق به پیغامی بسازد


دل عاشق به پیغامی بسازدخمار آلوده با جامی بسازدمرا کیفیت چشم تو کافیستریاضت کش ببادامی بسازد

کلمات کلیدی شعر
#
دل عاشق به پیغامی بسازد #
خمار آلوده با جامی بسازد #
مرا کیفیت چشم تو کافیست #
ریاضت کش ببادامی بسازد #
دانلود آهنگ کس نیست که پرسد از حال دل من
 
کس نیست که پرسد از حال دل من
آتش بر باد در سینه دارم یارم
عاشق نشوی که دلو جان میسوزد
عاشق نشوی که استخوان میسوزد
عاشق گر شدی طلب کن یاری باوفایی
گر بی وفا بود جانو جهان میسوزد
 
برای دانلود به ادامه مطلب برویددانلود آهنگ
یکی نیس بگه اون نوشته من فکاهی نبود ابلهِ صورت نابووود‌!
البته فکاهی بد نیست هاااا.اما من فکاهه نویس نیستم.میفهمی؟
فقط به خاطر اينکه یه کلمه نوشتم حتما قدیمیا وقتی عاشق هم میشدن به جای مزخرفات مرسوم به هم میگفتن" خون شد دلم از حسرت آن لعل روانبخش!"ینی چییییی؟این میشه فکاهی ؟؟؟
شما بگید.!
شما به این نظر میخندید؟شما به شعر حافظ میخندید؟
مرجع دانلود تحول پایه های اصلي حقوق مدنی فرانسه در برخورد با واقعیات
بهرین خلاصه فایل تحول پایه های اصلي حقوق مدنی فرانسه در برخورد با واقعیات را از ما بخواهید.
با مشاهده فایل های پیرامون تحول پایه های اصلي حقوق مدنی فرانسه در برخورد با واقعیات لذت ببرید.
A list of the best-selling articles around تحول پایه های اصلي حقوق مدنی فرانسه در برخورد با واقعیات has been gathered on the site.
در منزل خود به راحتی تحول پایه های اصلي حقوق مدنی فرانسه در برخورد با واقعیات را دانلود
روز هشتم
نمیدونم شمایی که داری این مطلب رو میخونی تا حالا عاشق کسی شدی که دوستتون نداره ؟
کسی که میخوای کنارش باشی اما اون نمیخواد کنارت باشه
کسی که وقتی پیش اون هستی احساس خوشبختی میکنی ولی اون وقتی کنار تو هست حتی ذره ایی احساس نمیکنه خوشبخته
کسی که هر لحظه و هر ثانیه باهاش حرف میزنی جلو اینه ،حین راه رفتن ،بیدار شدن اما اون حتی لحظه ایی هم بهت فکر نمیکنه
کسی که میخوای تا اخر عمرت باهاش باشی اما اون نمیخوادت
نمیدونم تا حالا برای شما هم پیش ا
این بار دیگر سر پیچ سرعت نرفتم. توجهم جلب شده بود به او. درختی که انگار صاعقه تاجش را پرانده بود. نوک نداشت. اما عجیب تر از بی تاج بودنش، بی شاخه بودن یک سمت از بدنش بود. وقتی پیچ را دور زدم فهمیدم فقط یک سمت از بدنش شاخه ندارد. در سه سمت دیگر شاخه ها پربار و باشکوه و زیبا و متوازن روییده بودند. اما در یک سمت. دقیقا در سمتی که رو به شرق بود. رو به آفتاب. درخت یک جور خاصی شده بود. انگار هر روز صبح رو به آفتاب صبحگاهی سینه ستبر می کرد و می گفت بر من بتاب
من هروقت میخوام برم بیرون در خونه مونو قفل میکنم
همسری: در رو چرا قفل میکنی؟
من : من همیشه درو قفل میکنم!
همسری: عزت ممکنه ناراحت بشه ها!!!
من: وا ناراحت چرا؟
همسری:آخه اون درخونه شو قفل نمیکنه تو هم نکن
من: خواهشا از این حرفا مد نکن!ناراحت میشه  بهش برمیخوره!!! شاید اون دلش بخواد وسایلشو دو دستی تقدیم بکنه به من چه!من نمیتونم قفل نکنم،شاید اونام بخوان برن بیرون من که نمیتونم به هوای اونا درخونمو قفل نکنم بگم اونا حواسشون هست
همسری: .
من: :دی
وا
عشق و روح در هم امیخته شد و موجودیت این دو باعث اغاز خلقت گردید .روح در جسم به اشتیاق ظهور گشت و انچه شوق او را برانگیخت همانا عشق بود ،وجد ظهور داشت و به هر بیان در عطشی دیگر که خود را نمتیان سازد.کس نمیداند که عشق صفت شد و روح ذات یا عشق ذات شد و روح ،صفت .هر چه هست چنان در امیزش این دو به یکتایی رسیدند که تفارقی بین انها نبود.روح همچون عشق چون در خاک دمیده شد ،بی تابی و بیقراری پدید آورد که مرا معشق ،بین است و ظهور و نیازم همه انکه ،در مشاهده باش
دانلود آهنگ جدید حامد همایون به نام عاشق شدم رفت با لینک مستقیم + پخش آنلاین
Download New Music By Hamed Homayoun Called Ashegh Shodam Raft
 
دانلود آهنگ حامد همایون به نام عاشق شدم رفت
 
دانلود ، موزیک ، دانلود موزیک ، دانلود آهنگ از سایت
 ، دانلود آهنگ جدید ، موزیک جدید، آهنگ جدید  ، دانلود موزیک جدید ، دانلود مداحی ، دانلود نوحه ، نوحه ، دانلود نوحه جدیدمجله روز
همیشه پای عمل که وسط میاد میترسم
عقب میکشم به هزار و یک بهونه که شایدم بهونه نیستن! شاید واقعا دليل باشن 
میدونی آدم تا وقتی با کسی نیست خیلی آزاده 
رابطه به همراه خودش سانسور میاره
خواهی نخواهی باید جلوی خودت و فکرتو بگیری
باید از چیزایی که داری و بهشون وابسته ای بگذری 
باید تغییر» کنی
و من از هر بایدی تو این زندگی متنفرم
جهان من پر از شاید و دلم نمیخواد و دلم میخواده
خیلی کم به بایدا تن میدم و اگرم دادم و بدم با عذابه
من به این تنهایی عادت ن
طی چند هفته ی اخیر وقتی موبایلم زنگ میخوره تمام دلشوره ی عالم به قلبم فشار میاره.انگار منتظر خبر بدی باشم.مدام گوش به زنگم و میترسم تلفنم رو خاموش کنم.دلهره ی این رو دارم که کسی بخواد خبری بهم بده و نتونه پیدام کنه
وقتی دوستی برام مینویسه"سلام،کجایی"،نمیتونم به روال سابق لوکیشن خودم رو اعلام کنم و اول با دلشوره مینویسم"چی شده?"
توی روانپزشکی این علائم مهم هستن.اما نه.نه.من فقط کمی خسته ام،فشار زیادی روی دوشمه،خوب میشم.
*بعد از اونهمه
اينکه کسی توی دنیای واقعی نفوذ کنه به وجود مجازیتو بخواد نوشته هاتو بخونه بد نباشه.ولی وقتی اون ادم تو رو از قبل بشناسه و شروع کنه مدام درباره نوشته هات حرف بزنه یا با اونا تو روقضاوت کنه یا دربارشون ازت سوال بپرسه رقت انگیزه.من مینویسم تا مغزمو خالی کنم از فکر و حرفایی که نمیتونم به کسی بزنم.کسایی تو رو میخونن که نظرشونو بهت اعلام نمیکنن یا اگه حرفی بزنن که ناراحتت کنه یا قضاوتت کنن یا هرچی برای ادم مهم نیس.چون ادمهای مجازی نقشی تو زندگی
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب