نتایج پست ها برای عبارت :

جنک چشمانی نوره

نوره، درمان سرطان است و افسردگی و اضطراب
ترس، افسردگی، اضطراب، وسواس، سرطان های مختلف شایع در میان ن و مردان و … همه مشکلات بسیار حاد و رایج این روزگارند که گریبان بسیاری از ما را گرفته است و 
درطب اسلامی برای آن یک دستورالعمل ساده و موثر توصیه شده است : نوره درمانی.
درطب اسلامی برای  متعادل سازی قوای جسمی و روحی دستورات مهمی داده شده است که یکی از آنها نوره درمانی است.
در واقع بسیاری از بیماری ها می تواند به کمک این دستورالعمل در جسم و رو
انسان های کم عقل ، مغزشان تنها محدود به قضاوت ها است
حتی قضاوقت هایی که ادعا در "دیدین با چشم خویش"دارند
یادمان باشد ، با این چشماني که انقدر خطای دید دارند هم ، چیزی را باور نکنیم
خدا ، خود تنها در جایگاهی ست برای شناخت بنده هایش ، بنده هایی که فقط نزد خدایشان آزادانه ، طعم آزادی را میچشند،
مراقب عقاید ، قضاوت ها و این چشماني که بی پرده بر هرچیزی لانه میکنند ، باشیم.
۲۳:۹
۷.اردیبهشت.۹۸
Nikna | نیک‌ناداسنها و متنهای نویسنده ی ۱۲ ساله نیکتا نا
چند پیشنهاد برای عزیزانی که سعادت دارند و طلبیده شدند و پیاده روی اربعین تشریف می برند داریم.
برای دریافت تصاویر روی آنها کلیک کنید
عکس های بیشتر و توصیه ها در ادامه مطلب.
اول اینکه یکی از تصاویر این پست رو پرینت رنگی بگیرید(روی کاغذ گلاسه بگرید خیلی قشنگ تره) و داخل کاور پلاستیکی گذاشته به کوله پشتی خودتون وصل کنید ، اگر چند تا پرینت بگیرید و به سایرین هدیه کنید تا اونا هم وصل کنن که دیگه نور علی نوره.
دوم اینکه چندتا هدیه کوچک و کودکانه تهی
سایه چشم اماده فروش اینترنتی فروشگاه اینترنتی

تاتو اماده سایه چشم 2عددی

برای خرید پس از کلیک روی دکمه خرید کالا و تکمیل فرم سفارش ، ابتدا محصول یا محصولات مورد نظرتان را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید ، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.


قیمت : 10,000  تومان













تاتو اماده سایه چشم

محصولی شگ
نقرس یک روز صبح با دردی بسیار از خواب برمی‌خیزید و در ناحیه‌ای میان مفاصل دست یا پایتان تورمی می‌بینید که با درد همراه شده و امانتان را بریده است.
به گزارش شفا آنلاین، با چشماني باز و گرد به التهاب آن می‌نگرید و وقتی پس از چند آزمایش و معاینه، پزشک می‌گوید نقرس» گرفته‌اید با خودتان می‌گویید گوشت به این گرانی؛
سال به ماه هم نمی‌خوریم؛ پس چطور به نقرسی مبتلا شده‌ایم که معروف شده بیماری پادشاهان است و به واسطه زیاده‌روی در خوردن گوشت، آ
یکی از کارهای جالب و مفید درباره‌ی حکایات صوفیان و
غالیان، یافتن الگوی جعل در آن‌ها است. معمولاً برای هر داستان صوفیانه و غالیانه،
نظائری وجود دارد که کنار هم نهادن آن‌ها می‌تواند زوایای پنهانی را آشکار سازد.
پیش‌تر نمونه‌هایی از این دست ارائه کرده‌ام. نمونه زیر هم اخیراً توجّه مرا جلب
کرده است:

1. خواب
ابن عربی درباره‌ی ابن حزم اندلسی
. رأیت النبی صلى اللَّه علیه و سلم فی المنام و قد عانق‏
أبا محمد ابن حزم المحدث فغاب الواحد فی الآخر
عاشق را تا جمال و جلال معشوق، منظور و مقصود است ،قبله اش جز معنا و ظهور او نیست که هر نمازش رو به قبله ی دیگر،لب جنباندن است و به حرکتی در تحرک بودن.زیراکه دل آدمی چون در گرو مقصودی باشد،ذکر نهان و نجوتی شبانه اش همه در طلب اوست و رفتارش همه اشتیاقی است ، برای چشمی دیدن، و در نگاهی جان یافتن ،و در ماوای آوایی به اوج ارتعاش رسیدن.عاشق را همه خواب و خیال در هوای کوی او لغزیدن است ،و به رویا در رویایش سر نهاندن و در روز همه به کوی او گذر نمودن که پنج
رسواسازی معاویه در سرزمین منا و استناد به حدیث غدیر توسط امام حسین علیه السلام
علامه امینی رضوان الله علیه در کتاب شریف الغدیر می‌نویسد:
ذكر التابعی الكبیر أبو صادق سلیم بن قیس الهلالی فی كتابه جملا ضافیة حول شدة نكیر معاویة بن أبی سفیان على شیعة أمیر المؤمنین علیه السلام وموالیه بعد شهادته ثم قال. فلما كان قبل موت معاویة بسنتین حج الحسین بن علی علیهما السلام ، وعبد الله بن عباس ، وعبد الله بن جعفر ، فجمع الحسین بنی هاشم رجالهم ونسائهم ومو
امروز تصمیم گرفتم ازت دور شوم
از دورترین فاصله ها به چشماني که نمیبینم. به دستانی که لمس نمیکنم. زل میزنم.
ازت دور می شوم تا به خودت نزدیک شوی
نزدیک نمی شوم که آزرده خاطر نشوی 
که فلبم تیکه تیکه نشود از زخم زبون زدنات
یه روز هایی از زندگی باید از هم فاصله بگیریم تا به درد هم زخم بیشتر نزنیم
نزدیک هم که باشیم درد بیشتر می شود و دور باشیم یه درد دیگر.
ازت دور می ایستم و درگیر نگاهی می شوم که ازم دریغ کردی
درگیر حرف هایی می شوم که ازم گرفتی
قشنگی فا
بعد از آندوسکوپی با زانوانی که لرزش داشت و به سختی با کمک خواهر بزرگ بزرگه  مقابل دکتر ایستاده بودم،خودم را آماده کرده بودم که در مقابل ممنوعیت هایی که دکتر ردیف میکرد سخنرانی غرایی تحویلش بدهم که " شکلات خط قرمز من است!حق من از این دنیای لعنتی،شیرینی شکلات است!هردفعه بعد از خوردن شکلات میتوانم دلیلی برای تحمل کردن تلخی های زندگی داشته باشم پس مرا محروم نکنید!" اما همیشه همه چیز طبق تصورتمان پیش نمیرود،وقتی با صدای لرزان و چشماني اشکبار بعد
دانلود فیلم ایرانی ماهورا
کارگردان: حمید زرگر نژاد
ژانر: درام، جنگی، عاشقانه
سال تولید: 1395
تاریخ انتشار: 1397
مدت زمان: 90 دقیقه
کیفیت ویدئو: عالی
فرمت: MP4
تهیه کنندگان: علیرضا جلالی و حمید ی
 
بازیگران:
ساعد سهیلی (امین)، میترا حجار (دختر عموی امین)، کامران تفتی جلیل (پسر عموی امین)، بهاره کیان افشار (ماهور)، احمد کاوری (سلطان)، مهدی صبایی (سروان ویژه ارتش)، مونا فرجاد (مریم)، یوسف مرادیان (خلبان)، داریوش ارجمند (پدر امین)، محسن افشانی (
ماه بانوی عزیزم
هیچ چیز در دنیا جلودار عشق نیست هیچ نیرویی سحری جادویی حریف عشق نخواهد بود مثل معجزه عمل می کند و وقتی در طغیان باشد خروشان به پیش می رود تا  دل به دل دریا بزند.
من از میان میلیونها چشم دچار چشمانت شدم شاید خیلیها قلب را عامل عشق بدانند اما من تصور می کنم مغز ابتدا به چشمها فرمان می دهد و چشم ها عشق را بهتر می فهمند چشم مطیع بی چون و چرا نخواهد شد چشمها دروغ نمی گویند .
من دچار چشماني شدم که از گوشه گوشه اش می شود ق
این روزها مهاجرت به کشوری سایر برای کار و تحصیل بین کسان معمول شده است، چه بهتر که با آگاهی و اطلاعات کافی این مهاجرت چهره بگیرد و بهترین کشور برای شغل با چشماني مفتوح انتخاب شود.
بهترین کشور برای کار
به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان با توجه به ترقی شغلی، ترازمندی وسط زندگی و کار و  … بهترین کشورها برای شغل و حیات عبارتند از:

سوئیس 
با توجه به درآمد خوب برای مهاجران، ترازمندی وسط پیشه و حیات و  … سوئیس از جمله بهترین کشورها برای کار محسوب می
در سالواره هزارمین، نشستن روی صندلی های تکراری ای ک خوب می شناسمش و صحبت کردن از شرح حالی ک پیشتر زیاد گفته ام. در یک کلامِ کوتاه، به تکرارمین بارِ این هزار، نشسته ام و هیچ چیز فرق نکرده است. بی آنکه تفاوتی قائل باشی نسبت به من، یا ک آگاه از این صحبت های ناجدید من باز هم به این مکررات مقید مانده ام. همچون روزمرگی هایی ک بدان وفادار مانده ام. اما تو، بی من سرازیر در مسیرِ سیاهِ دلخواسته ات، لبخند به لب داری از این طغیان و فارغ بال از تمام دل هایی ک
اهنگ رپ گاد محمد نیکو
دو شب دفترم منتظرم بیاد غول چراغ جادوهوهوهاهادو شب سیگارم باغ گوش میکنم Mو توپاکروزا لش همش تش زیر هشتوقتی ورق برگشتدیدم تو این بازی منم برندشتن رپ حرفای زنندش انسانیت آب جهندشدستو پاتو گم نکن هول نکن با هیچ چیز جز هدفت فکر نکنتوپ پاس بده کاریکاتور اینجا مغزا تند تند میزنه بسکتوروقتی میک قورت میدم ترپ گنگ Hookداش سپی پاس میده S GOODفانوس بزرگ میگه دریا آرومه موج نیستهرچی پاس بدم یدونه گل نیستقلمرو من اثرم اسلحم پرهمنو درگ
خداوندا
بلندای دعایت را
عطایم کن
تو ای معشوقه ی عالم
از این پس
عاشقی را پیشه ام فرما
خدایا
راستش من آدمیزادم
گاه گاهی گر گناهی میکنم طغیان مپندارش
کریما من گنه کارم
تو بخشنده
بگو آیا امید بخششم بی جاست؟!
خودت گفتی بخوان
میخوانمت اینک
مرا دریاب
به چشماني که می جوید تو را
نوری عنایت کن
دو دست خالی ام را
رحمتی دیگر عطا فرما
اهنگ جدید محمد نیکو بنام Rap Gad پخش از کادیلاک رکوردز
اهنگ جدید محمد نیکو بنام Rap God از کادیلاک رکوردز
متن اهنگ رپ گاد
اهنگ رپ گاد محمد نیکو
دو شب دفترم منتظرم بیاد غول چراغ جادوهوهوهاهادو شب سیگارم باغ گوش میکنم Mو توپاکروزا لش همش تش زیر هشتوقتی ورق برگشتدیدم تو این بازی منم برندشتن رپ حرفای زنندش انسانیت آب جهندشدستو پاتو گم نکن هول نکن با هیچ چیز جز هدفت فکر نکنتوپ پاس بده کاریکاتور اینجا مغزا تند تند میزنه بسکتوروقتی میک قورت میدم ترپ
دلبندم بگذار برایت قصه ای بگویم ، قصه ای آشنا ،مثل  قصه شهرزاد هزار و یک شب ،سالهایی دور در بغداد خلیفه ای زندگی می کرد که عادت عجیب و بدی پیدا کرده بود ،او که همسری در دربارش نداشت و دلش تنهاتر از یک جزیره کوچک در اقیانوس بود ،به زیر دستانش فرمان داده بود که هر شب دختری جوان و زیبا را برایش به خوابگاهش بیاورند تا عروس یک شبه او شود، اما او به محض اینکه از هر دختری کام می گرفت فردا صبح قبل از سپیده صبح دختر را به جلاد می سپرد ،می دانی چرا ،چون سا
خلاصه رمان معلول:

سارا دبیر درس الهیات و فلسفه در یکی از دبیرستان های مذهبی واتیکان است او ۳ سال است که وارد این حرفه شده و کلاس هایش به شدت جذاب و پر مخاطب است تا اینکه در اواسط سال تحصیلی شاگردی جدید به جمع دانش آموزان او می پیوندد شاگردی با نام مارگاریتا ، او فلج است و حتی نمی تواند صحبت کند خانواده ی او می گویند او در ۱۰ سالگی زمانی که در اتاقش تنها بود خود را از ساختمان پایین انداخته و به این روز افتاده است ، مارگاریتا با اینکه فلج است اما
سلام .
شده بود مدتهای نسبتا مدیدی ننویسم ولی نشده بود که بخوام گرد و خاک روی سیستم رو بزدایم تا بیام و بنویسم . 
بعد از گذشت سه ماه و اندی نداشتن گوشی دلیلی شد تا حالا اینجا تایپ کنم . چقدر بی معرفتم من :) 
گوشیم در دست تعمیر هست و هزینه ای نسبتا گزاف رو دستم گذاشته . 
این روزها اُورت پول خرج میکنم . نه اینکه بگم پول دارم . نه به خدا . پوله که به راحتی از دستم در میره و من با چشماني اشک بار باهاش وداع میکنم و اشک چشمانم بدرقه ی راهشه . ولی تهه همه ی ا
چهارشنبه شب ها معمولا تنهام. داشتم آشپزی میکردم و با زهرا پیام صوتی رد و بدل میکردیم و جفری هم به شدت و قوت پشت زمینه هم پیام هام میومیو میکرد و صداش تا خونه زهرا اینا رفته بود!! کلا هم خیلی نا آروم بود و می چرخید!!
صبح ساعت ۵.۳۰ با صدای میوهای به شدت بلندش از خواب بیدار شدم. تا راهرویی که اتاق من توش هست اومده بود و تا ساعت ۶.۳۰ همچنان میومیو کرد.
بعد که رفتم غذاش رو بریزم تو ظرفش ندیدمش! عجیب بود ولی خب گفتم شاید تو حیاطه!
شب من هنوز دانشگاه بودم که
جن

توضیحات در مورد اجنه و انواع آنها:
شاید مشهور ترین و معروف ترین موجود ماورایی هست که همه ما حداقل با نامش آشنا هستیم و بیشتر ما از داستانهایی که معمولا کهنسالان فامیل برای مان می گفتند شنیده ایم
 طبق گفته های بزرگانی که برایمان از جن ها قصه می گفتند : موجوداتی سیاه یا زرد رنگ هستند که پشم دارند و دارای سم هستند و سری کوچک به همراهی نگاهی نافذ دارند.
 
 انواع و دسته بندی جن:
 جنها در سه هیکل هستند : کوچک , بزرگ و خیلی بزرگ
دسته اول:
جن

توضیحات در مورد اجنه و انواع آنها:
شاید مشهور ترین و معروف ترین موجود ماورایی هست که همه ما حداقل با نامش آشنا هستیم و بیشتر ما از داستانهایی که معمولا کهنسالان فامیل برای مان می گفتند شنیده ایم
 طبق گفته های بزرگانی که برایمان از جن ها قصه می گفتند : موجوداتی سیاه یا زرد رنگ هستند که پشم دارند و دارای سم هستند و سری کوچک به همراهی نگاهی نافذ دارند.
 
 انواع و دسته بندی جن:
 جنها در سه هیکل هستند : کوچک , بزرگ و خیلی بزرگ
دسته اول:
یا من لا مفر الا الیه.
"دنبال دعایی می‌گردم که آرامم‌ کند. کتاب دعا را بسته‌ و نبسته نگاهم می‌افتد به صفحه سفید آخرش. جایی که با خودکاری ‌کم‌رمق نوشته‌ام 'حدیث قدسی.بخوانش. همیشه' ؛ 
"ای کسی که وصال ما را ترک کرده‌ای، برگرد و ای کسی که بر جدایی از ما سوگند خورده‌ای، سوگند خود را بشکن. ما ابلیس را برای این از خود راندیم که بر تو سجده نکرد"
 انگار که خدا پایین آمده، دستش را ‌گذاشته روی شانه‌هایت که سرت را برگردانی نگاهش کنی. اصلا انگاری
❌❌هشدار

تخریب چهره های قرآنی پس از شهدای منا

دانلود قطعه ای از سخنرانی استاد قرائتی و آقای دوربینی که هیچگاه
پخش نشد

به تازگی کلیپی از یکی از سخنرانان مشهور و همچنین بسیار
محبوب کشور که اتفاقا قرآنی» نیز هستند به طور چشمگیری در فضای مجازی انتشار یافت
و متاسفانه برخی مردم، ناخودآگاه این کلیپ را منتشر کردند و بی اخلاقی مجددی را در
کارنامه خود ثبت نمودند.

 
حالت کلیپ که مقطعی از یکی از سخنرانی های  ایشان است به گونه ای تقطیع شده است که در
 یک مرد افغان هست که هر یکشنبه می آید و آپارتمانمان را نظافت می کند. بیش از یک ماه بود که خبری ازش نبود تا هفته ی پیش که آمد.
 در مدتی که نبود از همسایه ی طبقه ی اول احوالش را گرفتم که گفت بچه اش بیمارستان است و او باید مراقبش باشد. به گمانم منظورش همان دخترکی ست که باهاش می آید، با موهای بلند و چشماني قشنگ و نگاهی معصوم.
  موتورش را دم در پارک می کند. دخترک معمولا دم در کنار موتور می نشیند. این اواخر خانمش را هم همراه خودش می آورد و با هم نظافت می ک
من وکیلم! همانی که گاه شرخرم میخوانی! گاه کار چاق کن ! و هر دم به حرام و حلال پولم شک میکنی ! پوست من کنده شده تا واحدهای دانشگاه را پاس کنم ! توی این خارج لعنتی برای تامین مخارجم و هزینه دانشگاه صبح تا شب کار کردم و سیگار کشیدم و حرص خوردم ! چون من فرزند یک استاد دانشگاه بودم و پدرم را زود ما را تنها گذاشت !
من اقازاده نبودم و پدرم همیشه به ما یاد داده بود که پول خلال بخورید چون هیچ وقت درمانده نمیشوید ! کار کردم . هر کاری که میشد یک دانشجو انجام ده
روزهای اولی بود که در لوزان شروع به تحصیل کردم. تازه از ایران آمده بودم و هر چند تجربه زندگی در لبنان را داشتم اما زندگی در لبنان همراه خانواده بود و اینجا تنها بودم. افرادی در دانشکده با فرهنگ های نزدیک به من حضور داشتند. یک دختر از ایران، یک دختر از عراق، یک پسر از پاکستان و یک پسر از لبنان.
تنها هموطن من همین دختر ایرانی در دانشکده بود. یک دختر ۲۴ ساله با موهای بلند مشکی و تیپ رسمی تقریبا پوشیده. کمی با هم دوستانه صحبت کردیم اما از همان اول مش
کویری با
خورشیدی کبود و آسمانی به رنگ شرم و صحرائی افق در افق،پوشیده از خون،و
شبحی روئیده از دریای سرخ،سینهء صحرائی بی کس،و در زیر ابر دردبار،شبحی یا
مجسمه ای،تندیسی در خون ایستاده،سندانی در زیر ضربه های دشمن و
دوست،مجروح،خون آلود،شکسته،خاموش،با دستی بر قبضهء شمشیری که با همهء
تعصبش،می کوشید تا همچنان نگه اش دارد و دستی دیگر،همچنان بلاتکلیف!

نه
می جنگد،که با چه؟ نه سخن می گوید،که با که؟نه می رود،که به کجا؟نه باز
می گردد،که چگون
نوشته ی خاصی نیس. دوس نداشتید نخونید.
چند سالِ بعد عصر یک روزِ ابری دلت برای مادربزرگ و پدربزرگت تنگ میشود و بی هوا تصمیم میگیری به دیدنشان بیایی. بنیامین که بیشتر از هرکس وابسته به توست دنبالت راه می افتد و تو دلت نمی آید دلِ کوچکش را بشکنی و او را هم با خودت همراه میکنی. مسیر هشتاد کیلومتری بینمان را طی میکنی. مستقیم راه منزل مادربزرگ را در پیش میگیری. زنگ میزنی ولی خودت را معرفی نمیکنی. درِ حیاط که باز میشود مادربزرگت سرک میکشد تا ببیند کیس
اگردر سایت های فارسی کمی درباره تابلو مونالیزا جستجو کنید مطالب متنوع زیادی را خواهید دید…به همین دلیل از تکرار مطالبی که در وبسایت های ایرانی آمده خودداری میکنم.هر آنچه که در بالاست همان است که در پایین است و هر آنچه که در پایین است همان است که در بالاستاین جمله ای است که در میان دستنوشته های داوینچی پیدا شده است…همچنین اگر این جمله را در کنار علاقه داوینچی به روش آیینه ای نوشتن بگزاریم احتمالا روش کار محققین برای بررسی رازهای مونالی
صبح با سر و صدا و هیاهوی اهل خانه بیدار شدم، چند دقیقه‌‌ای طول کشید تا بتوانم به خاطر بیاورم این همه سر و صدا بخاطر چیست، قرار بود آن روز مادر و خواهر‌ها به دعوت‌ چند تن از اقوام راهی زیارت بی‌بی حکیمه شوند و این هیاهوی سرِ صبح هم برای جمع کردن بار و بندیل سفری یک روزه بود!
غرغرکنان از اتاق بیرون آمدم، ساعت دیواری حدود ۸ صبح را نشان می‌داد،‌ پایم که به حیاط رسید چشمم به برادرها که کنار هم وسط حیاط نشسته‌ بودند افتاد ؛ به شاخه‌ی بریده‌ی در
درسش را رها کرده، و سر فرصت با عشق به میهن رفته است سربازی. دورهء سربازی بهترین دورهء عمرش بوده. نه موبایل داشته، نه هیچ چیز دیگر. فقط و فقط عشق ورزیده، تنومند شده و بعد هم آدم شده.دختر هم که آنجا نبوده، مکر و حیله‌ای هم نبوده! یک عهد محکم بین‌شان بوده بدون هیچ شیطانی، بدون هیچ میوهء ممنوعه‌ای!پس از سربازی مدتی در شهرش بوده و بی‌قراری‌های شب باعث شد که دوباره بار و بندیل ببندد هر چند خرد، برود دوره‌های مرزبانی ببیند، برود سوی مرزهایی که آن
هیچکس از دل آن ها خبر نداشت .
یک دنیا لطافت .
یک دنیا نجابت .
یک دنیا احساس .


ولی یک دنیا


خود را دست تقدیر سپرده بودند . به خصوص اینکه هیچکدام از دل دیگری نسبت به خود آگاه نبودند.
روزها و ساعات را می گذراندند .
ولی هیچکدام از تقدیری که برایشان قرار بود رقم بخورد خبر نداشتند .
یک روز وقتی پسر از مسجد بیرون آمد یک لحظه چشمش به او افتاد که در حال خروج از مسجد به سمت خانه بود . 
تپش های قلب .
عرق شرم و نجابت .
ولی غرق احساس .

در نهایت سر ب زی
برگی از کودکی شهید محمدمهدی آفرند:
قسمت سوم:
اواخر سال ۱۳۵۶ هجری شمسی بود و محمدمهدی در کلاس هفتم تحصیل می‌کرد. صبح‌ها
سوار دوچرخه بیست و هشت چینی‌اش می‌شد و فاصله‌ی حدود ده کیلومتری تا مدرسه را
رکاب می‌زد. صبح و بعدازظهر کلاس داشت، بعضی ظهرها خانه‌ی خاله[1] یا دایی‌اش[2] در
مرکز شهر می‌رفت و بعضی روزها گوشه‌ای می‌نشست و با دوستانش نهار می‌خورد. یک روز
که از مدرسه به خانه می‌رسد، لنگان لنگان و با چشماني اشکبار وارد حیاط خانه می‌شود
و از
وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْیَاءٌ وَلَکِنْ لَا تَشْعُرُونَ۱۵۴بقره
و کسانى را که در راه خدا کشته مى ‏شوند مرده نخوانید بلکه زنده‏ اند ولى شما نمیدانید 

این آیه چقدر زیبا وصف می‌کنه حال شهدارو ؛ به لحظه حسودیم شد چقدر با اطمینان می‌فرماید شهدا زنده اند 
حیات آنان، حیات مخصوصی است که ما قدرت فهم و درک آن را نداریم: بَلْ أَحْیَآءٌ وَ لَـَکِن لآتَشْعُرُونَ
یادمه زمان جنگ تو هر نامه ای که حبیب برا
موضوع: یک برش از زندگی خود، در نیم‌قرن پیش
به خود که می‌آیم، در میان گذر عریض و طویلی ایستاده‌ام، و نمی‌دانم به چه نگاه می‌کنم، و به چه فکر می‌کردم. خط دیدم روی درخت چنار پیر و بزرگ و تنهایی مانده که هنوز در مقابل برگ‌ریزان پاییز1، به سختی مقاومت می‌کند. دست در جیب به راهم ادامه می‌دهم، و در ذهن، درگیر آنکه به چه می‌اندیشیدم، و چه کار می‌خواستم بکنم. ای لعنت به پاییز امسال، که همه چیزش گنگ کننده است. عطر و رنگ و حالش، همگی، هوش و فکر و مغز
می‌نویسی و می‌نویسی و می‌نویسی اما بدون کلمات. کلماتی در کار نیست. صدایی نیست، حتی پچ‌پچی هم به گوشت نمی‌رسد، پچ پچ که سهل است خش خشی هم نمی‌شنوی.
حرف می‌زنی و حرف می‌زنی و حرف می‌زنی اما بدون کلام. 
گریه می‌کنی و گریه می‌کنی و گریه می‌کنی اما بدون اشک.
می‌خندی و می‌خندی و می‌خندی اما بدون لبخند و قهقهه.
هستی و هستی و هستی اما نیستی.
نیستی و نیستی و نیستی اما بیش از هر زمان دیگری هستی.
تا به حال چنین حالاتی داشته‌ای؟

 پُر بوده‌ای از خا
وقتی شما بدون حضور فیزیکی و تنها از طریق اینترنت محصول یا خدماتی را خریداری می کنید و با استفاده از کارت های اعتباری صورتحساب آن را پرداخت می کنید درواقع پرداخت اینترنتی انجام داده اید
 
فرآیند پرداخت اینترنتی
 
مدیران وب سایت ها با بانک ها قرارداد می بندند و به این ترتیب پول با همکاری بانک از طریق اینترنت از حساب مشتری به حساب مدیر سایت واریز می شود
در حال حاضر بانکهای ملت، سامان، پارسیان، ملی، اقتصاد نوین و پاسارگاد این امکان را فر
❶ چهارشنبه 5 تیرماه، تهران، از خواب‌گاه تا انجمن
روز قبل‌ش را با شینگانگ چِن گذراندیم. در این دو هفته هربار خواستم بنشینم و مفصل از آن روزِ عجیب‌وغریب بنویسم، نشده. علی‌الحساب، اگر مشتاق‌ید، این متن کوتاه که برای رومه‌شریف نوشتم را نگاهی بیندازید تا بعدن مفصل از آن روز حرف بزنم. اما.
چهارشنبه، 4 صبح از خواب بیدار شدم. روز آخر اقامت‌م در تهران بود. باید سوال‌های امتحانی را طرح می‌کردم و برای یکی از مدرسه‌های یزد می‌فرستادم. ساعت
ن زیبای بسیاری در دنیا وجود دارند اما یک منبع انگلیسی اسامی کشورهایی که زیباترین ن را دارند گردآوری کرده است.

این کشورها ن زیبایی دارند
درست است که زیبایی تنها مربوط به چهره نیست و در آن چیزیست که به آن می نگرید! اما به هر حال زیبایی صورت نیز یکی از مسائلی است که افراد زیادی به آن توجه می کنند. در ادامه لیستی از 10 کشوری را آماده کرده ایم که ن آن به زیبایی شهره هستند. البته پیش از هر چیز لازم به یادآوری است که این مطلب توسط
بزرگواران وبلاگ‌هایی چون حون، هیچ و ردپای خاکستری زمان لطف کردند و بنده را به این همایش؟ خیزش؟ جوشش؟چالش؟ پویش؟ (چیه بالاخره؟) نیز دعوت نمودند. 
اولین پست همین پویش را اول صبح با چشماني نیم‌باز، می‌خواندم و پیش از اینکه متن تمام شود، پوزخندی زده و دلم به حال بی‌نوایانی که در انتهای این پست به ادامه‌ی پویش دعوت می‌شوند، کباب شد و گفتم بیچاره‌های از دنیا بی‌خبر. خیالم راحت بود که کسی مرا دعوت نخواهد کرد و همچنان می‌توانم زیرپوستی در و
آرایش کردن برای هر خانومی مانند جادویی می ماند که نطقه ضعف‌های صورت را پوشش می‌دهد و به جذابیت‌های آن می افزاید . بسیاری از خانم‌ها به صورت روزانه آرایش می‌کنند اما از رازهای آرایش زیبا و منحصر به فرد اطلاعی ندارند. در ادامه ۱۱ تکنیکی که به زیبایی شما می افزاید را برای شما شرح می دهیم :
 پوست سالم و شفاف
موثرترین گزینه برای احساس زیبایی، داشتن پوستی صاف و شفاف است که بدون چین و چروک، لکه‌های قرمز و سیاهی‌های دور چشم با
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب