نتایج پست ها برای عبارت :

خاطرات تجربیات ۲۱ روزه من از کرونا

ماه رمضان 1398 یه 8 روز میشه شروع میشه و من كه روزه نمیگیرم و مصیبت دارم كه سیگار كجا بكشم و نهار رو چه كنمروزه دارها راحت ترن نسبت به كسایی كه روزه نمیگیرن.دیروز ساعت 17 تا 18 ماشین روزه دارمون بهراد رو یدن.پراید دست بهراد همون قرقی خودمه ،مدل 1380.از صبح امروز درگیر دادسرا و كلانتری بودم ماشین رو بردن و كاری نمیتونیم بكنیماینم شانسمون.توكل به خدا. 
با حلول ماه مبار ک رمضان اقدامات ذیل انجام شد 
1-انجام امور تبلیغی شامل تهیه ونصب احادیث وآیات در مورد فواید روزه گرفتن 
2-سخنرانی مدیر ومعاون پرورشی در خصوص برکات روحی وجسمانی روزه گرفتن 
3-قرائت مقاله در مراسم آغازین با موضوع روزه وخواص آن 
4-اختصاص موضوعات انشاء کلاسها با هماهنگی دبیران محترم ادبیات استاد اسیوند و.
5-بیان احکام روزه ومسائل عبادی در مراسم آغازین 
6-پاسخ گویی به سئوالات دانش آموزان در مراسم آغازین وزنگهای استراحت در مورد ر
اسپارک گپ چیست و چه کاربردی دارد؟
برقگیـر با مقاومت غیر خطی و اسپارک گپ
این نوع برقگیر از یک یا چند خازن سری همراه با یک یا چند مقاومت غیر خطی تشکیل شده است، این خازنها که اصولا ً بصورت فواصل هوایی می‏باشد در حالت کار عادی سیستم از عبور جریان الکتریکی به داخل برقگیر جلوگیری می‏کنند. چنانچه ولتاژ سیستم به عللی بالا رود،  فواصل هوایی بین خازنها هادی شده و جریان الکتریکی عبور می‏کند عبور جریان از مقاومت غیر خطی میزان افت و ولتاژ دو سر برقگیر
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدو الله رب العالمین ثواب ای ختم فاتحه شیرین طریقت سنت حضرت محمد مصطفی عید مبارک قربان مبارک باد بر مومنان و مسلمانان سراسر گیتی در ماه مبارک قربان سنت روزه ی ده ی حاجیان قبول درگاه حق تعالی باشد اجر و پاداش روزه ی عید قربان در نزد خداوند محفوظ است کسانی که توان مالی ندارند به مکه بروند با گرفتن ده روز روزه ی سنت ده  یحاجیان خداوند مشکلات انسان را برطرف می نماید و ملایکه رحمت به فرمان خداوند به جای ان شخص روزه دار
 
امروزه به دلیل اهمیت بیشتر به جوان‌ها و دادن حق انتخاب برای انتخاب همسر به دختران و پسران ممکن است که هر کدام از زن و شوهرها قبل از ازدواج، گزینه‌های دیگری برای این امر داشته‌ باشند که به هر دلیلی به ازدواج ختم نشده است. خاطرات گذشته جزء جدانشدنی در حافظه هر انسانی است اما گاهی این خاطرات ممکن است انسان را آزار دهد یا ذهنش را از مسیر اصلی زندگی منحرف کند.
 
 
ادامه مطلب
امروزه به دلیل اهمیت بیشتر به جوان‌ها و دادن حق انتخاب برای انتخاب همسر به دختران و پسران ممكن است كه هر كدام از زن و شوهرها قبل از ازدواج، گزینه‌های دیگری برای این امر داشته‌ باشند كه به هر دلیلی به ازدواج ختم نشده است. خاطرات گذشته جزء جدانشدنی در حافظه هر انسانی است اما گاهی این خاطرات ممكن است انسان را آزار دهد یا ذهنش را از مسیر اصلی زندگی منحرف كند.کاظم سعیدزاده
فیلم هندی دفترچه خاطرات با دوبله فارسی Notebook 2019 WEB-DL
فیلم سینمایی دفترچه خاطرات ۲۰۱۹ با کیفیت 1080p & 720p & 480p
نام فیلم: دفترچه خاطرات – Notebook | ژانر: درام، عاشقانه | محصول هندوستان | انتشار: 2019
زبان: دوبله فارسی + هندی | مدت زمان پخش: 01:52:03 | زیرنویس فارسی: دارد
حجم: 2.2 گیگابایت + 1.2 گیگابایت + 600 مگابایت | امتیاز: 6.7 از 10
خلاصه داستان: یک افسر قدیمی به نام کبیر برای ادامه زندگی اش شغل معلمی را انتخاب میکند. او در یکی از مدرسه های کشمیر که وضعیت بسیار ب
اذکار، اعمال و برکات ماه ذی الحجه


ماه ذی الحجه یکی از ماه‌های شریفی است که عبادت در آن و ذکر و یاد خدا اثرات عمیقی به همراه دارد . این ماه در نهایت برکت و عظمت است و از رسول خدا مروی است عمل خیر و عبادت خدا در هیج ایامی نزد حق تعالی محبوبتر از این دهه نیست. از همین روست که یکی از بزرگترین ارکان دین یعنی حج خانه خدا، در این ایام جای گرفته است.

اعمال مخصوصه این دهه
برای این دهه اعمال مشخصی وجود دارد که برای هریک ثواب و منزلتی را تعیین کرده‌اند از
راست یا دروغش را نمی دانم ولی می گویند که روز اول ماه رمضان همانی بوده که تقویم همه ما آن را نشان می دهد. اما چرا اولین روز ماه خدا را آخرین روز شعبان نامیده اند؟! ای وای از حرف هایی که می شنویم. که فلان روز سالگرد مرگ خمینی است و نباید شادی کرد، پس ماه خدا را جا به جا کنیم تا عیدی به این شیرینی و شادی بیفتد در روز دیگری! به کجا می رویم؟!! دقیقا به کجا می رویم؟! آخر مگر می شود ماه خدا را عقب بیندازیم که چی؟! خمینی ناراحت نشود!! پس روزه این همه انسان چه
بعد نوار قلب و تست قند و فشار و آمپول و سرم دست آخر دکتره گفت خانم روزه نگیر دیگه روزه نگیر ! مساله روزه نیست ، خستگیه و من هر وقت خسته جسمی شم رو به قبله میشم . اما الان هیچ کدوم اینا مهم نیست .مهم آدمایی هستن که تو چنین موقعیتهایی میشه شناختشون همین ! 
وقتی شنیدم دکتر نجفی همسرش رو به قتل رسونده پیش از هر وقتی به یقین رسیدم که هیچ چیز از هیچ کس بعید نیست ! 
ولی خداییش یه جور مودبی با نجفی برخورد میکنن و یه جور ریلکسی ماجرا رو تعریف میکنه انگار از
اعمال روز دحو الارض۱. روزهروز دحوالارض از چهار روزی است که در تمام سال به فضیلت روزه گرفتن، ممتاز است و در روایتی آمده است که روزه اش مثل روزههفتاد سال است؛و در روایت دیگر کفاره هفتاد سال است و هر که این روز را روزه بدارد۲. نمازآن دو رکعت است در وقت چاشت در هر رکعت بعد از حمد پنج مرتبه سوره و الشمس بخواند و بعد از سلام نماز بخواند:لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلابِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ پس دعا کند و بخواند:یَا مُقِیلَ الْعَثَرَاتِ أَقِلْن
پک لاغری نیوشا شامل چن دمنوش گیاهی می باشد که شما با مصرف 20روزه و یا 40 روزه  و یا 60 و 80 روزه میتوانید به تناسب اندام قابل توجهی برسید.
پک لاغری نیوشا با توجه به طبع و مزاج شما برایتان تجویز میشود و شما برای سفارش این پک میتوانید به سایت طلنوش مراجعه کنید و یا اینکه روی عکس زیر کلیک کنید .
. گفتم که تلویزیون زیر نویس میکرد دحو الارضه. بابا خسته تر از اونی بود که مفصل جواب مو بده ولی گفت همون روزیه که زمین این شکلی شد :) منم اندک سرچی کردم و دیدم بله نوشته روزی عه که زمین گسترده شد و اینا . به بابا میگم من که روزه ی قضا دارم تو روز مستحب روزه بگیرم به درد عمم میخوره روزه گرفتنم؟ میگه دقیق ترش اینه که به درد شوهر عمت میخوره . گفتم از م و اینکه کسی نیست . خیلی سر بسته به لبخند گفتم !داشتم میمردم از خفقان . گفت نه :) همین که
چند روزه تا تصمیم به نوشتن میگیرم پشیمون میشم یا اگر هم بنویسم، میذارم‌ش تو لیست انتشار در آینده، ولی دقیقاً قبل از اینکه منتشر بشه سریع میرم پاکش میکنم. یا چند روزه(فکر کنید چند هفته) تا می‌خوام تو کانتکت‌هام دنبال primadonna girl بگردم از ترس گفتن درماندگی و بیچارگی یا حتا رد تماسام خودم رو به کدای پروژه و فیلم و آهنگ و اینستاگرام مشغول میکنم. شاید بخاطر همینه که بعضی حرفا رو نه میشه نوشت نه میشه گفت، گفتنش راحت نیست و نوشتنش بعدها نبش قبر. در عی
دیروز و امروز کلی خرید کردم. فرداحدود ساعت 18 مشهد رو ترک می کنم دلم در تنهایی پوسید فکر کنم مثل قبل ها دیگه طاقت تنهابودن رو ندارم. همیشه گفتم وقتی مرد از بیرون میاد خونه باید چراغ خونش روشن باشه دو تا چشم منتظرش باشن با کسی که انتظارشو اومدنشو کشیده چشم به چشم بشه. خوبیِ خونه یا چهار دیواری و یه سقف به همیناست اگه اینا رو نداشته باشه هیچی نداره مثل قبرستون.
ساعت 22 گذشته هر روز صبح و بعد از ظهر پیاده میرفتم حرم اما امرز بعد از ظهر کارهایی داشتم
maryam rad:
*نجوا 
▪️  وضو گرفتم به اشکهایت 
تطهیر شدن مسلک من است 
تیمم می کنم به نگاهت 
مسح می کشم به چشم هایم به پهنای صورت 
لبخند می زنم به خنده هایت 
نجوا می کنند که اغوا شده است 
▪️چشم ها را می بندم 
دریچه ی بسته سو سو نمی زند 
و از چشم هایت از خنده هایت 
از دستهای نوازشگرت  گذشتم 
گذشتن سهم کوچکی از من بود 
هنگامی که ضرورت عبور بود 
مثل عابری ساده 
از رد پای خاطرات من 
عبور عبور عبور 
▪️سجاده سجاده 
سجده کردم به رد پای تو 
انگار حک شده است
 
عاقا من عاشق شدم :))
عاشق شیرین زبونی های برادر زاده ام شدم :)))
روزی بیش از ۴ - ۵  ساعت فقط با من حرف میزنه و از من نظر میخواد :))
و هی مرتب میگه عمه از خاطرات خوبتون بگین :)
خاطرات تون خیلی جالب و قشنگه و البته  هیجانی :))) 
امشب (دیشب)  باباش بخاطر اینکه دلش تنگ شده بود واسش :)
 مرخصی گرفت اومد خونه ولی ( بزنم به تخته )بچمون به باباش گفت :
شما برین من امشب دوست دارم پیش عمو و عمه و بابا حاجی بمونم :)))
بقول پری بچه مون (بزنیم به تخته) بهش خدا رو شکر این دو ر
نه شیرین نه شور انیمه ای با طعم پرتغالی.
همه ی انسان ها حسرتی کوچک یا بزرگ احمقانه یا زیرکانه در زندگی خود داشته اند این حسرت ها لحظه به لحظه زندگی ادم را دنبال میکنند تا زمان مرگ اما درمیان همه ی این غم ها حسرتی هست که میتواند قلب انسان را پاره پاره کند حسرت از دست دادن عزیزان حتما یا خودتون یا افرادی را دیدین که وقتی عزیزی را از دست میدهند تمام خاطرات خوش و غمناک لحظات خنده و گریه همه و همه با هم به فرد حمله ور میشوند تا دنبال صاحب مشترک خاطرا
شب که رسیدم خونه بعد از تقریبا ۸ کیلومتر راه رفتن  این قصه هرروزه اما امشب خیلی خسته شدم وقتی رسیدم شاید چون از شب قبلش چیزی نخورده بودم   ای خدا وقتی لوکاس هست چه خوبه چه قدر حس سبکی دارم . انقدر دوست دارم سبک باشم همیشه مثل پرنده. فقط مشکل اینه که من چیزی به جون ندارم و کلا بی انرژی می شم هیچی نخورم اما من عاشق اینم روزههای ۳ روزه بگیرم  و۳ روز هیچی نخورم. فقط آب .ببینم  ایا می شه از الان که هست شب ۵ شنبه شروع کنم و یه شنبه روزه م رو ب
اصرالدین شاه قاجار در ماه مبارک رمضان نامه ای به مرجع تقلید آن زمان میرزای شیرازی به این مضمون
نوشت :من وقتی روزه میگیرم از شدت گرسنگی و تشنگی عصبانی میشوم و ناخود آگاه دستور به قتل افراد بی گناه میدهم لذا جواز روزه نگرفتن مرا صادر بفرمایید!آیت الله العظمی میرزای شیرازی در جواب ناصرالدین شاه نوشت:بسمه تعالی حکم خدا قابل تغییر نیست لکن حاکم قابل تغییر است اگر نمیتوانی به اعصابت مسلط شوی از مسند حکومت پایین بیا تا شخص با ایمانی در جایگاه تو ق
#دوستان عزیزی که نماز و روزه و ختم قرآن قضای اموات(ره) برگردنشان میباشد می توانند با مراجعه به منوهای بالای صفحه وبلاگ وارد گزینه نماز و روزه استیجاری شوند واین دین بزرگ را از خود ساقط کنند  /\   /\
 
#حدیث_مهدوی 
کلام امام زمان(عج)
و لیعلموا أن الحق معنا و فینا، لا یقول ذلک سوانا الا کذاب مفتر، و لا یدعیه غیرنا الا ضال غوی، فلیقتصروا منا علی هذه الجملة دون التفسیر، و یقنعوا من ذلک بالتعریض دون التصریح، ان شاء الله».
ای شیعه ما همگان باید بدان
الان 12 روزه که کنکور دادمه . ولی همچنان استرسش باهامه . همش فکر میکنم هنوز کنکور دارم ! بعد ظهری که از کنکور برگشتم خواستم یکم بخوابم , به بیتا میخواستم بگم ربع ساعت دیگه منو بیدار کن قبلا که استرس نرسیدن به ازمونا رو داشتم همیشه تو حموم کردنام به خودم میگفتم بهاااااره ی حموم رو خیلی لفتش میدی . بعد دیروز که رفته بودم حموم ی لحظه همون استرسه برگشت و متوجه شدم 10 روزه کنکور رو دادمه  پ.ن: یعنی اینقددددر ذهنم خسته است ولی اینکه میدونم امسال هم
هو الرحمن الرحیمخیلی عصبانی بودسرباز بود و مسئول آشپزخانه کرده بودندشماه رمضان آمده بود و او گفته بود هرکس بخواهد روزه بگیرد، سحری بهش می‌رساندولی یک هفته نشده، خبر سحری دادن‌ها به گوش سرلشکر ناجی رسیده بوداو هم سرضرب خودش را رسانده بود و دستور داده بودهمه‌ی سربازها به خط شوند و بعد،یکی یک لیوان آب به خوردشان داده بود کهسربازها را چه به روزه گرفتنو حالا ابراهیم بعد از بیست و چهار ساعت بازداشت،برگشته بود آشپزخانهابراهیم با چند نفر دیگر
  از خاطرات خوب 22 بهمنی یکی الله اکبر گفتن های ساعت 9 شبه قبل از 22 بهمنه و نور افشانی های این شب که هنوز از بچگی یادم مونده که با بچه ها میرفتیم رو پشت بوم خونه مادربزرگ و رو ب حرم حضرت معصومه سلام الله علیها می ایستادیم و الله اکبر می گفتیم و نورافشانی ها رو نگاه میکردیم و خوشحال می شدیم و البته من همیشه مواظب بودم بچه ها از خوشحالی نرن جلو و از پشت بوم بدون حفاظ ، ولو نشن کف حیاط :| درست فهمیدی همچین آدم مسئولیت پذیری بودم از ابتدا ینی :) میدونم ف
تا نیمه ی راه : خاطرات شفاهی خدیجه میرشکار اولین زن اسیر ایرانی
تا نیمه ی راه : ابوالقاسم علیزاده، نشر شمشاد
معرفی:
داستان همه عروس دامادها یه طرف، داستان حبیب و نامزدش یه طرف. عاشقانه های دامادی که آرام آرام مقابل عروسش جان می دهد و شکنجه هایی که عروس تنها به جان می خرد تا…
بریده کتاب(۱):
هنوز جمله تمام نشده بود که صدای شلیک گلوله به گوشم رسید. ناخودآگاه به اطراف خیره شدم…. کمی دقیق تر شدم باورم نمی شد. با وحشت واضطراب خاصی گفتم: حبیب! عراقی ها
من نمیدونستم پست یک و دو پیشفرضو پاک کردم ولی بلاگ اون دوتارم حساب کرده عه:/// خیلی ناراحتم الان! خیلی خیلی ناراحتم الان که نظم رو به هم ریخته! کاش پستای پاک شده رو حساب نکنه عه! :((
ناراحتم ناراحتم ناراحتم! چون دو تا پست بیشتر نزاشتم از اول میزنم:/ وسواسی هم خودتونید! شاید ادرس رو عوض کنم خاطرات بلاگ اسکای رو بیارم اینجا (خوباشون اون قدیم قدیییمیا که هشتم نهم بودم و کلی کیف میکردم تو مدرسه.) و خودم تو وبلاگ جدیدی که زدم شروع کنم:// حالا ببینم چی میش
امسال که رفتم نمایشگاه کتاب، یک ساعتی تنها در راهروها قدم زدم و دائم با خودم گفتم :" من یه روز به عنوان یک نویسنده میام اینجا، آره مطمئنم." و روزی را تصور کردم که کتابم را امضا میکنم و با لبخند می‌دهم دست دخترکانی که رویای نویسنده شدن دارند.‌ به آنها لبخند میزنم و میگویم رویایتان را فراموش نکنید بچه‌ها. هر روز بنویسید، دنیا به نوشته‌های شما نیاز دارد. اما راستش چند وقتی است که رویای نویسنده شدن را گذاشته‌ام داخل صندوقچه‌ی قدیمی ذهنم، لابه
سلام دوستانم
به درخواست واران جان، بر آن شدیم که یک بازی وبلاگی راه بندازیم. به یمن ولادت امام رضا علیه السلام، میخوایم یه مجموعه از خاطرات زیارت حرم رضوی داشته باشیم.
شما دوستان، بهترین خاطره سفرتون به مشهد رو در قالب یک پست توی وبلاگتون منتشر کنید و آدرسش رو تو همین پست بفرستید تا بتونیم کلی خاطره خوب رو با هم به اشتراک بذاریم :)
میتونید دوستانتون رو هم دعوت کنید.
لینک پست های شما در ادامه درج میشه
بسم الله :)
خاطرات شما:
1. دردانه (پست شماره ی
عکس نوشته های بسیار زیبای عاشقانه ۲۰۱۷
دوست دارم تا ابد یادت کنم با صدایی خسته فریادت کنم دوست دارم با تو باشم هر زمان گر تو باشی،من نبارم بی امان
اس ام اس یاد کردن و به یاد بودن و خاطرات قدیمی
 
یــادت برایم همانند قصه سیــگار پیرمردیست که سالهاست میگوید نـخ آخـر است …
اس ام اس یاد کردن و به یاد بودن و خاطرات قدیمی
یاد سهراب بخیر آنکه تا لحظه خاموشی گفت:تو مرا یاد کنی یا نکنی من بیادت هستم!
اس ام اس یاد کردن و به یاد بودن و خاطرات قدیمی
 دوشنبه ی محنت 
دو روز روزه داری متصل با یک استکان آب 
سرگشته در خیابان و بیابان 
به زور پیدا شدن هلال ماه 
زنده شدن خاطرات سخت فطر گذشته در فطری رنجبارتر
تعطیلات همواره بدشگون خرداد
بختک افتادن به زندگی
بی خبری و رها شدگی ِ ناگهان
چشم انتظاری هولناک
باز رفتن شان به سواحل شمالی نقشه
ماندن در سیاهچال شمال شرقی نقشه
پیدا شدن مزاحم یا مزاحمان تلفنی 
بیماری . تهوع . تهوع . لکه های خون 
اضطراب
حالتی متوسع تر از مرگ
در رفتگی انگشت اشاره ی دست چپ
1_ می‌گفت:《 گفتم گناه دارن اومدن مسافرت که مثلا تفریح کنن ولی اینجوری آواره شدن، زن و بچه‌ام رو فرستادم خونه‌ی پدر زنم و خودم رفتم چند نفر از کنار ساحل پیدا کردم اوردم خونه، بهشون گفتم همین‌جا استراحت کنید و نگران نباشید، سه روز موندن و من هر سه وعده صبحانه، ناهار، شام براشون آماده می‌کردم و کلی عزت و احترام براشون گذاشتم، صبح روز چهارم بلند شدم و رفتم نونوایی نون گرفتم ، بعدش هم آش خریدم و برگشتم خونه، درِ حیاط که رسیدم دیدم از توی پارکین
برخلاف خیلیا که میگن نباید دل به غم و غصه داد چون دنیا دو روزه و عمر کوتاهه، من هربار که تصمیم گرفتم حال خودمو خوب کنم و  توی باتلاق افسردگی و سیاهی نمونم استدلالم این بوده که زندگی به طور میانگین طولانی تر از اونیه که بتونم تمام مدت اون فشارهارو تحمل کنم و له نشم. هربار فکر کردم اگه مثلا شیش ماه بود یه چیزی، ولی اومدیم و سی چهل سال دیگه عمر کردم! اون وقت چی؟ قراره چهل سال عذاب بکشم؟
خلاصه که اگه خواستید محرکی باشید واسه یکی مثل من،  بهش نگید دن
سال نو مبارک
وقتی که یه سالی میخاد نو بشه دیگه باید با خیلی چیز ها خداحافظی کرد. شاید لباس عید هایی که سال ها پیش خریدیم الان نه تنها مد نیست بلکه اصلاً تو بازار نیست. شاید سفره هفت سین هایی که سال ها پیش چیدیم الان دیگه نمیشه چید. آدم بعضی وقتها دلش  تنگ میشه برای چیزایی که تاریخ مصرف شون تموم شده ولی واقعا دیگه الان اون چیزا دیگه جذاب نیستن یا شاید هم ما دیگه اون آدم ها نیستیم. سال ها پیش وقتی بچه بودم بابام به زور صدامون میکرد میگفت بیاید بشی
تصمیم گرفتم  بنویسم،این چند روز که نمینوشتم خیلی سخت گذشت،دوست نداشتم زیر حرفم بزنم ولی انگار تا ننویسم آروم نمیشم:(
ناراحتم برگشتم،حس میکنم ارادم ضعیفه:/
ولی نمیتونم از وسوسه ی نوشتن بگذرم،شایدم کامنت ها رو ببندم که اینحا مثل دفتر خاطرات بشه فقط بنویسم و آروم شم .
متن آهنگ بزار برو
تو خوب بودی هیچ شکی نیست میخوای بری خب حرفی نیست دیگه بهونه نیار بروخاطرات زود از بین میرن حرفاتم که بی تاثیرن پس معطل چی ایحالم از وقتی‌ رفتی‌ مثل آسمون گرفته داغونه داغونههوا هم که با ما قهره انگار پره باد و تگرگ و بارونه بارونهدل من هواتو کرده میون این همه ویرونی ویرونیتوی این شهر شلوغو تاریک مثل من دیگه داغون نیستتو خوب بودی هیچ شکی نیست میخوای بری خب حرفی نیستدیگه بهونه نیار بذار خوب تموم شه زودتر بذار بروخاطرات زود
خاطرات اصولا چیز های غم انگیزی‌ان. خاطرات بد که تکلیفشون معلومه. خاطرات خوب اما خیلی غم انگیز‌ترن. چون یک بار اضافی به نام حسرت» رو به دوش می‌کشن. حسرتِ لحظه ی خوبی که گذشت و حالا چیزی جز یک تصویر ذهنی از خودش به جا نگذاشته. خاطرات خوب، دلتنگی آورن. خصوصا خاطراتِ خوب از آدم ها، خونه ها، مکان ها و هر چیز تکرار نشدنی. مثل خاطراتِ خونه ی قدیمیِ مادربزرگ که حالا جاش یه آپارتمان هفت طبقه سبز شده. یا خاطرات آدم های رفته. عشق های تموم شده. دوستی های ف
#دوستان عزیزی که نماز و روزه و ختم قرآن قضای اموات(ره) برگردنشان میباشد می توانند با مراجعه به منوهای بالای صفحه وبلاگ وارد گزینه نماز و روزه استیجاری شوند واین دین بزرگ را از خود ساقط کنند  /\   /\
#حدیث_مهدوی 
امام جواد(ع)
 
امیة بن علی قیسی می گوید: به خدمت امام جواد علیه السلام عرض کردم: جانشین بعد از شما کیست؟ فرمود:ابنی علی، ابنی علی، ثم اطرق ملیا ثم رفع رأسه، ثم قال: انها ست حیرة».پسرم علی، پسرم علی (امام هادی علیه السلام) سپس سر مبار
 
مجله شبانه باشگاه خبرنگاران،؛ دکتر ژان فرموزان در باره فواید روزه داری چنین می گوید: در آغاز روزه داری، زبان باردار است، عرق بدن زیاد می شود، دهان بو می گیرد، گاه آب بینی را می افتد و همه، علامت شستشوی کامل بدن است. پس از سه، چهار روز، بو برطرف می شود، اسیداُوریک ادرار کاسته می شود و شخص احساس سبکی و خوشی خارق العاده ای می کند و در این حال اعضا هم استراحتی دارند.   دکتر کارلو آمریکایی در مورد فواید روزه می گوید: روزه درمانی دراز مدت برای مو
فلش کارت الفبای زندگی» مجموعه‌ای است از خاطرات گلچین شده با موضوع سبک زندگی شهدا در خانواده. این مجموعه شامل 30 خاطره از شهدای والامقام است که به همراه تصاویری زیبا و اشعاری پیرامون شهدا و دفاع مقدس، به مخاطبان تقدیم می‌گردد. در این مجموعه موضوعات اصلی سبک زندگی مانند ازدواج، تربیت فرزند، همسرداری، اقتصاد در خانواده و احترام به والدین مورد توجه قرار گرفته و برای هر موضوع 6 خاطره از شهدا به عنوان الگوی زندگی، ارائه شده است. استفاده از قالب
زندگى شده بود تیک تاک ساعت تا سکوت رو بشکنه.تا خواسته یا ناخواسته غرقم کنه توى خاطراتى تویى ک تمام گذشته منو پر کرده بودىنمیدونم دست خودت بود یا نه اما خوب میدونستم ک من تنها مجرم این داستان،شناخته شده بودم.خوب میدونستم حلقه دار رو تو انداخته بودى گردنم تا هر ثانیه یادم بیارى که هیچوقت دوستم نداشتى. امضا:سال ها قبل؛دوشنبه اى ک هیچگاه یادم نمیرود.!
بر خلاف همیشه، وقتی مادرم یک بار صدام کرد از جام بلند شدم.
خوشحال بودم و همچنان هم هستم.
دیشب هم خسته بودم و هم از فکر کردن به این که باید ساعت 3،4 صبح بیدار شم، ناخودآگاه چشم هام بسته شد.
و بالاخره ماه برکت.
ان شاءالله خدا، سفره ها دل و خونتون رو پر و پربرکت کنه.
نماز و روزه هاتون قبول
التماس دعا
همه ماها خاطره هایی داریم خاطرات خوب یا بد ولی برای من فقط یک خاطره خوب بود که مثل معجزه وقتی توی بدترین و سخت ترین موقعیت تمام عمرم اومد دنیامو رویایی کرد
واز وقتی که رفته یادم نمیاد هیچ چیزی از زندگیمو انگار همش یک خواب بوده
لطفا ناراحت نشو، دارم کاری میکنم که روح و ذهنم بفهمه که تنهاشدم و باور کنه
این کارو میکنم که بلند بشمچ
امروز اول ذیحجه س ، تصمیم گرفتم نه روز اول ماه رو روزه بگیرم ، ان شاءالله که خدا این توفیق رو بهم بده .هر روز استوریای آقای حامد عسکری ( شاعر ) از مدینه و مکه رو نیگا میکنم و غبطه میخورم ، حس خوبش رو منتقل میکنه به مخاطب .ای خدا یعنی روزی ما هم میشه مکه و مدینه ؟ .چه ماه پر خیر و برکتی ، ازدواج دو نور ، عرفه ، قربان ، غدیر .
داستان از اونجا شروع میشه که دفترچه رو پست میکنی
 
 
از اون روز دیگه آدم سابق نیستی 
 
اونی نیستی که به میل خودا میخوابیدی به میل خودت بیدار میشدی 
اونی نیستی ک به میل خودت لباس میپوشیدی و میگشتی
تو الان سربازی!
 mrlux
✍✍✍
زندگی کن مرا.

قلم که آوردم   و دواستکان کمرباریک  چای ؛ بیابنشین ، تا باهم ؛ خاطره بنویسیم.
تو  بگو ، تا من بنویسم ، تو   یادآوری کن  تا  من سیاهه کنم !
یادت هست ؛ 
وعده داشتیم با خِش خِش خسته ی خیابان های آذر ؛ با ؛ بی چتر زدن به کوچه های نمناکِ کنگ ؟
با بلعیدن  بی دریغِ بوی هیزم و آتش ، با   دویدن از میان آبگیرهای کوچکِ میان رود ؟
چطور یادت نیست؟ شوق گذاشتنِ اولین رَد ؛ روی برفهای دست نخورده ی تا  صبح باریده را ؟ 
خیره شدن به چشم های تو و
هیچ راه فراری هم نداریداشتم با میم حرف میزدم و میخندیدم و برای تولدش برنامه میچیدم که گفت بره و برگرده
میدونی چی شد؟واسه رفتنش از جمله ای استفاده کرد که اون روز شوم من خودم استفاده کردم و رفتم و وقتی برگشتم دیگه یه چیزایی سر جاش نبود! و از همه مهمتر دیگه حالم خوب نبود
دارم بهتر میشم این روزا اما خوب نمیشم تا وقتی که کاری که میم گفت رو انجام بدم
برم و یه جورایی انتقامم رو بگیرم.اما به روش خودم.
#سحر:
سحر شده نازنین
بی تو نمی شود روزه گرفت
بانگ اذان صبح
از لب تو
هر سحر شنیدنی است
#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
#شعر_سپکو
@ZanaKORDistani63
سپرای میخانه
کانال شعرهای سپکو(سپید کوتاه) سعید فلاحی(زانا کوردستانی)
https://t.me/sepkomikhaneh
https://www.instagram.com/zanakordistani?r=nametag
http://mikhanehkolop3.blogfa.com
 
خاطرات مدیومها/5
که عشق آسان نمود اول
ولی افتاد مشکل ها

قسمت  پنجم 
خاطره خانم ف.ج
فرامرز ملاحسین تهرانی
بعضی
اوقات قدرتهای مدیومی به شکلی بروز و ظهور می نماید که اشخاص در عین باخبر
شدن از الهامات و یا وقایعی که ممکن است در  آینده رخ دهد، خودشان هیچ
نقشی در بروز این رخدادها ندارند. مثلا یک اتفاقی که قرار است در آینده
بیفتد، به ناگاه از زبان شخصی بازگو می گردد، اما نه گوینده خبر و نه
اطرافیانش آن را جدی نمی گیرند و فکر می کنند خب حرفی از روی
بإسمک الأعظم
فضیلت و اعمال
مشترکه ماه شعبان

فضیلت ماه شعبان
شعبان ماه بسیار شریفى است و به حضرت سید انبیاء صَلَّى اللهِ
عَلِیهِ وَ آله منسوب است و آن حضرت این ماه را روزه مى‌گرفت و به ماه رمضان
وصل مى‌کرد و مى‌فرمود شعبان، ماه من است هر که یک روز از ماه
مرا روزه بگیرد بهشت برای او واجب می‌شود و از حضرت صادق علیه السلام روایت شده
است که چون ماه شعبان فرا می‌رسید امام زین العابدین علیه السلام اصحاب خود را
جمع مى‌نمود و مى‌فرمود اى
وقتی داشتم سرسختانه کلمات نزدیک بهمِ جامعه‌شناسی رو حفظ میکردم،در همون بین که نگران فراموشی‌شون دقیقا سر جلسه‌ی امتحان بودم،داشتم به روز‌های بعد از امتحان‌هانم فکر میکردم!روزی که میپرم روی تختم و تا لنگ ظهر میخوابم،یک بستنی لیوانیِ بزرگ با طعم قهوه رو تموم میکنم درحالیکه دارم قسمت به قسمت سریال خاطرات الحمرا رو میبینم و بعد ادامه‌ی کتابِ کافکا در کرانه رو میخونم و زودتر از سه روز تمومش میکنم و به رفیقِ فوقِ صمیمی‌جانم میگم بیاد بریم
سلام
یکسال از شروع دوباره وبلاگ گذشت
نمیدونم وبعد دوسال پاسخ اصلی ترین سوالم چرا از طریق فضای مجازی کلای درس.
حالا بعد از سختی دوسال و با بعضی خاطرات خوب.
تغییر جدید و راه جدید و تلاش های بسیار بایستی شروع کنم
به توکل نام عظمت بسم الله الرحمن الرحیم
+سرآغاز
نوشتن از اون دست کارهایی که من دوست دارم، فرقی نمیکنه پشت میز بشینم و شروع کنم به پُر کردن دفتر  برنامه هام یا اینکه تایپ کنم و صفحه مجازی وبلاگ را از نوشته ها پُر بشه،نوشتن از اون دست کارهای  دوست داشتنی برای من.
به ثبت رسوندن حس ها و ثبت کردن خاطرات  و حتی روزمرگی هایی که فکر نمیکنی روزی دلتنگ بشی برای مرورش.
دوست دارم اولین نوشتم را این‌چنین شروع کنم
به نام خالق خوبی ها و زیبایی ها 
بسم الله
فضیلت و اعمال
مشترکه ماه شعبان

فضیلت ماه شعبان
شعبان ماه بسیار شریفى است و به حضرت سید انبیاء صَلَّى اللهِ
عَلِیهِ وَ آله منسوب است و آن حضرت این ماه را روزه مى‌گرفت و به ماه رمضان
وصل مى‌کرد و مى‌فرمود شعبان، ماه من است هر که یک روز از ماه
مرا روزه بگیرد بهشت برای او واجب می‌شود و از حضرت صادق علیه السلام روایت شده
است که چون ماه شعبان فرا می‌رسید امام زین العابدین علیه السلام اصحاب خود را
جمع مى‌نمود و مى‌فرمود اى اصحا
بسم الله الرحمن الرحیم
سعی کردم بپذیرم همه چیز رو و خوشبختی رو بسازم
همه چیز داشت خوب پیش میرفت حالم عالی بود
اما انگار امتحان ها تمومی نداره و حس خوشبختی دوامی نداره.
اشکالی نداره این دنیا پایان داره ولی زندگی انسان نه
میدونین ترسم از اینه که به خاطر این نیتی ها زندگی ابدیم تحت الشعاع قرار بگیره
+ازاینکه قصه های سرگذشت رو کامل نکردم عذر میخوام اصلا مرور خاطرات برام جذاب نیست
نمی دونم چی میشه که گاهی دلم نمی خواد توی این وبلاگ بنویسم و مدتها بی خیالش میشم . ولی بعد یه موقعی هم هوس می کنم بیام اینجا بنویسم . 
مشغله های زندگیم خیلی زیاد شده . خیلی خسته میشم . توانم کم شده . دیگه انگار حوصله و توان روحی هم ندارم برای خیلی از مسائل . 
چند روزه که اصلا توی یه حال عجیبی هستم . از روز اخر خرداد ریختم به هم . هی سعی می کنم بی خیال باشم و غرق بشم توی همین روزمره های زندگی . ولی گاهی به خودم میام میبینم یه اندوه عمیق و عجیبی
بسم الله الرحمن الرحیم
فضیلت و اعمال
مشترکه ماه شعبان

فضیلت ماه شعبان
شعبان ماه بسیار شریفى است و به حضرت سید انبیاء صَلَّى اللهِ
عَلِیهِ وَ آله منسوب است و آن حضرت این ماه را روزه مى‌گرفت و به ماه رمضان
وصل مى‌کرد و مى‌فرمود شعبان، ماه من است هر که یک روز از ماه
مرا روزه بگیرد بهشت برای او واجب می‌شود و از حضرت صادق علیه السلام روایت شده
است که چون ماه شعبان فرا می‌رسید امام زین العابدین علیه السلام اصحاب خود را
جمع مى‌نمود و مى
6 روز مونده  و 14 گیگ:))اصن مدیریت منو باید ستود:)) دفعه پیش دو هفته ای تموم کردم نتم رو :)) تابستون پارسال بود:))البته واقعا خودم این چند روزه اینقد اینستا رفتم که تمومش کنم :)) ولی انگاری میدونست میخوام تمومش کنم ، تموم نشد!حالا ازونور بوم نیفتم :)) اضافه بیارم:))به نظرم سه روز مونده تموم شه ببینم جقد مونده فیلم دان کنم
حالا ما نه با این کار داریم که چرا کی روزه می‌گیره یا نه، نه می‌ذاریم کسی ازمون بپرسه چرا روزه می‌گیری یا نه؛ چون غالباً نه ما درست دربارۀ این مسائل صحبت می‌کنیم، نه کسی، و کلاً هم قصد توجیه خودمون یا کسی رو نداریم؛ ولی وجداناً چرا وقتی در جواب به روزه‌ای؟» می‌گیم آره»، چُنین متعجب می‌شید؟ خب اگه می‌خوای جواب مد نظر خودت رو بشنوی چرا اصلاً می‌پرسی؟
و به همین صفحۀ مضحک تاپ‌بلاگ نودوشیش قسم هرکی بیاد اینجا بحث عقیدتی راه بندازه چُنان
جوانی وارد مارکت شد ومشغول خرید بود که متوجه کسی شد که سایه به سایه تعقیبش میکنه رو برگرداند زن مسنی را دید که زل زده وی را نگاه می کرد جوان پرسید: مادر چیزی شده که مرا اینطور دنبال میکنی خانم با اشک گفت: تو شبیه پسر مرحومم هستی وقتی مرا مادر صدا زدی خاطرات پسرم را تجدید کردی جوان گفت: خانم این روزگاراست وسنت حیات، یکی میره یکی میاد شما هم خودتو ناراحت نکن.
ادامه مطلب
p.p1 {margin: 0.0px 0.0px 0.0px 0.0px; font: 13.0px 'Helvetica Neue'}
p.p2 {margin: 0.0px 0.0px 0.0px 0.0px; text-align: left; font: 13.0px 'Helvetica Neue'}
p.p3 {margin: 0.0px 0.0px 0.0px 0.0px; font: 13.0px 'Helvetica Neue'; min-height: 15.0px}




زمان می‌گذرد. همه چیز پیر میشود و میمیرد. اما خاطرات دست نخورده باقی میمانند و این در ذهن و روح ما منشأ بروز تناقضاتی میشود که دامنه اش به زندگی روزمره میکشد. 
مکانها وقتی واقعیت فیزیکیشان را از دست میدهند و  به انبان خاطرات میروند، به زمان بدل میشوند. زمان از دست رفته ای که نمی‌دانی باید حسرتش را بخوری
تو این صفحه توضیحات خیلی خوب و کاملی درباره شهید حسین کاووسی فر نوشته شده
http://defapress.ir/fa/news/205140/شهید-حسین-کاوسی-فربنده-مخلص-خدا-مطیع-امام-و-عاشق-شهادت-بود
 
اما این هم خاطرات گروه مون : (هر کدوم از زبان یکی از بچه های گروهه)
ادامه مطلب
نام کتاب: ورق پاره های زندان
نویسنده: بزرگ علوی (۱۲۸۳ - ۱۳۷۵)
ناشر: انتشارات آذر
نوبت و تاریخ چاپ: احتمالا چاپ اول ،۱۳۷۸، تهران
تعداد صفحات: ۱۶۰ صفحه
اندازه صفحات: ۲۲×۱۵
عکس: ندارد
شابک:   ۹۶۴۹۰۶۶۶۵۹ |   ISBN: 964-90666-5-9
* محل نگهداری کتاب: کتابخانه‌ی هلال احمر شهر بیجار
* تاریخ مطالعه: مطالعه‌ی اول از تاریخ چهارشنبه ۱۳۹۸/۰۴/۱۹ (۱۰:۱۵) ( به جای علی جعفرزاده) تا پنج شنبه ۹۸/۰۴/۲۰ (۲۰:۳۳) 
* محل مطالعه: اتاق کشیک هلال احمر
* معرفی و بررسی کتاب:
این کتاب، خاطر
بچه که بودم هر چیزِ لازم و غیرِ لازم رو نگه‌میداشتم.قوطیِ شیشه‌ایِ عطرم که دیگه تموم شده بود و ته‌مونده‌هایی از بوهایِ آرامش‌بخش،کف‌ش مونده بود!قابِ طلاییِ موبایلی‌ که دیگه موبایلش رو نداشتم و موبایلی جدید با یه قابِ جدیدتر جاش رو گرفته بود!گلدونِ سبزی که من رو یادِ بهترینِ کاکتوسِ گلدارِ اتاقم می‌انداخت و لبه‌ش کمی شکسته بود!ساعت مچیِ سفیدم که عقربه‌های شب‌نما و فسفری‌ش شب‌ها توی اتاقم برق میزد ولی دیگه کار نمیکرد!پلیورِ صورتی
15 آذر "ملت عشق"رو برداشتم و گذاشتم رو همون میز همیشگی.کلی تعریف و انتقاد ازش توی مغزم بود و فقط اماده بودم که شروعش کنم،شب 24 صفحه ازش خوندم و خوابیدم،روزه بعد یعنی 16 آذر هم تا صفحه ی 63 و امروز هم تا 112حدودا 399 تا صفحه س اگر اشتباه نکنم!.تا اینجا بد نبود و احساسات الا برام قابل درکه.تو این روزا از سال با وجود پودمان ها و امتحانا با کتاب خوندن اینگاری روی طناب راه رفتم.همیناش جذابه دیگه مگه نه؟.
40 روز بعد از زایمان وقتی دیدم خبری از لاغری نیست، -چون عروس خاله ام 15 روز بعد از زایمان انگار نه انگار که چند روز بیشتر نیست زایمان کرده- به این فکر افتادم که یه راهی باید پیدا کنم برای لاغری. و دقیقا از همون وقت میخوام برم باشگاه که تا الان جور نشده. آریان 5 ماهه بود که یه پیج توی اینستاگرام دیدم که تبلیغ دمنوش نیوشا داشت حتی برای خانومهایی که شیرده هستن. اون زمان وزنم 69 کیلو بود و بعد از مشاوره با مدیر پیج گفتن بایست یک پک 80 روزه استفاده کنید به
بسم الله
فضیلت و اعمال
مشترکه ماه شعبان

فضیلت ماه شعبان
شعبان ماه بسیار شریفى است و به حضرت سید انبیاء صَلَّى اللهِ
عَلِیهِ وَ آله منسوب است و آن حضرت این ماه را روزه مى‌گرفت و به ماه رمضان
وصل مى‌کرد و مى‌فرمود شعبان، ماه من است هر که یک روز از ماه
مرا روزه بگیرد بهشت برای او واجب می‌شود و از حضرت صادق علیه السلام روایت شده
است که چون ماه شعبان فرا می‌رسید امام زین العابدین علیه السلام اصحاب خود را
جمع مى‌نمود و مى‌فرمود اى اصحا
بسم الله الرحمن الرحیم
فضیلت و اعمال
مشترکه ماه شعبان

فضیلت ماه شعبان
شعبان ماه بسیار شریفى است و به حضرت سید انبیاء صَلَّى اللهِ
عَلِیهِ وَ آله منسوب است و آن حضرت این ماه را روزه مى‌گرفت و به ماه رمضان
وصل مى‌کرد و مى‌فرمود شعبان، ماه من است هر که یک روز از ماه
مرا روزه بگیرد بهشت برای او واجب می‌شود و از حضرت صادق علیه السلام روایت شده
است که چون ماه شعبان فرا می‌رسید امام زین العابدین علیه السلام اصحاب خود را
جمع مى‌نمود و مى
هوالمحبوب
یه جایی خوندم بعضی از ما فرزندان ناخواسته‌ی خداوندیم، اون لحظه کاملا درک کردم که نویسنده چه غمی رو تجربه کرده وقتی این جمله به زبونش اومده. حالا دو سه روزه که حالم شکل عجیبی به خودش گرفته، تا حالا توی این سی و یک سال، نشده بود که بی خبر از خونه بزنم بیرون، تا حالا با مامان قهر نکرده بودم، تا حالا زنگای مامان رو رد نکرده بودم، حالا اما سه روزه باهاش حرف نمی‌زنم، هیچ حسی بهش ندارم، پر از خشمم و دستم به جایی بند نیست، پر از بغضم و این ا
داشتم دفتر خاطرات بابا رو میخوندم، یه جایى از من بخاطر طرز حرف زدنم با پسر عموم که ٥-٦ سال ازم کوچیکتر بود شکایت کرده بود، راضى نبوده ازم! دلم میخواست الان روبروم بود و سرش داد میکشیدم میگفتم به درک که راضى نبودى، اصلا به تو چه که من چجورى با دیگران حرف میزنم، با این افکارتون گُه زدین به زندگى منو اون دوتاى دیگه، اینقدر توى فشار بودیم که از اونور بوم افتادیم، 
اگه نگم همه ش، ولى مسبب ٩٠ درصد بدبختیاى الانم حاصل شرایط نکبت دوران تجردمه
میدونم
بنام خالق عشق
فضیلت و اعمال
مشترکه ماه شعبان

فضیلت ماه شعبان
شعبان ماه بسیار شریفى است و به حضرت سید انبیاء صَلَّى اللهِ
عَلِیهِ وَ آله منسوب است و آن حضرت این ماه را روزه مى‌گرفت و به ماه رمضان
وصل مى‌کرد و مى‌فرمود شعبان، ماه من است هر که یک روز از ماه
مرا روزه بگیرد بهشت برای او واجب می‌شود و از حضرت صادق علیه السلام روایت شده
است که چون ماه شعبان فرا می‌رسید امام زین العابدین علیه السلام اصحاب خود را
جمع مى‌نمود و مى‌فرمود اى
دوستعلی علیخانی / اردیبهشت نود و هشت 
تقدیم به دامداران و کسانی که به نوعی به کوه وابستگی داشتند اما به دلیل کهولت سن قادر نیستند به کوه عزیمت کنند و از دور با معشوقشان نجوا می‌کنند. 
شش پیچِ میانا ره بوهِرم لو
کَله هِنیشِم، هارشِم چَم‌چَمِ رو 
شه خاطرات ره پِشو زَمبه اوپرت
افسوس نَتومبه لماسیه بورِم خو 
ترجمه فارسی 
جاده شش پیچ روبروی روستای میانا را طی می‌کنم 
تا به منطقه کله برسم و از آنجا گذرگاه گوگلی را نظاره کنم 
خاطرات مرتع اوپرت ر
چند وقت پیش تو ماشین وقتی داشتیم می‌رفتیم کلاس، بابا گفت زنگ بزن ببین ننه‌ رو بردن دکتر یا نه. شماره رو تو گوشیش وارد کردم، آورد م بابا». یادم افتاد که بابا آقا رو تو گوشیشبابام» سیو کرده بود عمو هم بابای خودم». کیان همیشه مسخره می‌کرد می‌گفت انگار می‌خوان باباشونو ازشون بگیرن. 
الان ۷۳ روزه که باباشونو ازشون گرفتن. 
دلم برای دخترکوچولوی همسایه یه ذره شده! چند روزه یا مهمون داریم و یا من کار دارم:/ درنتیجه نمیتونم برم بیارمش. صداش همش تو گوشمه. بچم نمیتونه جمله بسازه هنوز*__*  کلمه به کلمه منظورشو میرسونه و خیلیی باحال و شیرین کلمه ها رو ادا میکنه. هر دفعه که میارمش خونه، یه چند کلمه به دایره لغاتش اضافه شده. 
فعلا با دیدن فیلماش سر میکنم و از دیدنشون انرژی میگیرم.
این نی نی ها چه ها نمیکنن با دل آدم:) . هر حرکتشون یه دلبری محسوب میشه. 
ویدئو‌های جذاب و پر بیننده زبان انگلیسی را با رویکردی خلّاق تماشا می‌کنیم و در اثنای تقویت شنیدن با نگاهی متفاوت و مؤثر، واژه‌ها و اصطلاحات جدید را می‌شناسیم. معاشرت می‌کنیم و تجربيات یادگیری خود را به اشتراک می‌گذاریم. مرور می‌کنیم و از یادگرفته‌ها در مکالمه استفاده می‌کنیم. در پایان از تماشای فیلمی که می‌توانیم به زبان اصلی آنرا درک کنیم، سرشار از حس خوشِ کامیابی می‌شویم.
زبان دوم فقط کلمات و گرامر که نیست؛ یادگیری زبان دوم، یادگ
به پاهای خودت
موقع راه رفتن نگاه کن
دائما یکی جلو هست و یکی عقب .
نه جلویی بخاطر جلو بودن مغرور میشه .
نه عقبی چون عقب هست شرمنده و ناراحت .
چون میدونن شرایطشون دائم عوض میشه.
روزهای زندگی ما هم دقیقا همین حالته.
دنیا دو روزه ؛
روزی باتو ، روزی علیه تو ؛
روزی که با توهست، مغرور نشو .
روزی که علیه تو هست، ناامید نشو .
 
هر دو میگذره.
حتی نمیدونم کسی هنوز منو در یاد داره یا نه ، امت با این حال : 
 اومدم بگم گاهی اوقات دلم برای خودِ قدیمیم تنگ میشه ، من دلم برای خود قدیمیم که غرق تو نوشته هاش بود ، خیلی تنگ میشه . 
من بهترین خاطرات زندگیم و مدیون به ادم هایی هستم که با بودنشون در نوشته هام در بدترین شرایط زندگی ام بهم امید دادن .
من،  دلم ، برای زمانایی که تو ماه رمضون با بچه های کافه جیم تا اذان بیدار میموندیم و درباره همه چی صحبت میکردیم تنگ میشه ، دلم برای تک بیت هایی که برای
در جهت بهبود حال و احوال اینستاگرام رو از گوشی پاک کردم. مطمئن تا چند روز درد خماری می کشم اما خب چه میشه کرد ادم باید از اعتیاد دست بکشه               احساس می کردم اینستا یکی از چیزایی که اعتماد به نفسم رو به طور موزیانه و غیر محسوسی کم می کنه و بگی نگی زیرزیرکی حالم رو بد می کنه.                    نظری دارید؟                  از جناب فیش نگار و سرکار خانم نبات خدا بابت کامنت ها و دلداری ها تشکر میکنم. یه سفر کوتاه یک روزه دارم که اگر عمری باقی ماند ش
. دریافت فایل pdf .

وقتی در تاریخ به دنبال بهترین سبک‍‌های زندگی می‌گردیم یکی از بهترین گزینه‌ها را سبک زندگی شهدا پیدا می‌کنیم. شهدایی که در زمانی نزدیک به زمان ما زیسته اند و در شرایطی مشابه با شرایط زندگی ما زندگی به سبک اسلامی را تجربه کرده‌اند. از طرفی با نگاه به توصیه‌ها و تأکیدات امام خامنه‌ای در مورد خانواده و نقش خانواده در شکل‌گیری جامعه اسلامی، بر آن شدیم تا الگوهایی از زندگی خانوادگی شهدا دستچین ک
سلام به همه ی کسایی که وبلاگ من رو می خونن،در واقع دفتر خاطرات من رو.
الان ساعت دقیق ۱:۳۰ هست که من دارم اینجا می نویسم.
چون ساعت از دوازده گذشته من می تونم بگم که امروز تولدمه و من چهارده سالم رو پر و پونزده سالگیم رو شروع کردم،وقتی به کسی اینو میگم یه راست بعدش میگم که :میدونستی من و سینا داداشم،با شش سال اختلاف سنی که اون ازم بزرگ تره ،توی یک تاریخ به دنیا اومدیم؟۰
الانم به شما گفتم.فکر کنم لازم باشه خودمو معرفی کنم:
اسمم دنیا و فامیلیم هم مشی
+سرآغاز
نوشتن از اون دست کارهایی که من دوست دارم، فرقی نمیکنه پشت میز بشینم و شروع کنم به پُر کردن دفتر  برنامه هام یا اینکه تایپ کنم و صفحه مجازی وبلاگ را از نوشته ها پُر بشه،نوشتن از اون دست کارهای  دوست داشتنی برای من.
به ثبت رسوندن حس ها و ثبت کردن خاطرات  و حتی روزمرگی هایی که فکر نمیکنم روزی دلتنگ بشم برای مرورش.
دوست دارم اولین یادداشتم  را این‌چنین شروع کنم
به نام خالق خوبی ها و زیبایی ها
به دفتر یادداشت من، بهامین دختر زاده آخرین ر
آنقدر 
"دوستت دارم"ها
"دلتنگى"ها
"خاطرات"
به زبان هاى گوناگون 
روى قلم ها چرخیده
که ترجیح می دهم 
قلم را زمین بگذارم و
تمامِ آشوب هاى دلم را 
کنارِ گوشَ ت نجوا کنم
بودنت را لازم دارم، 
براى چند دقیقه ابرازِ دلتنگى.
دیگر کافی ست،
هر آنچه خواندى و به رویَت نیاوردى!

''علی قاضی نظام''
معشوق پاییزی من!
سلام!
حال که این نامه را می‌خوانی هنوز بوی آش‌رشته در فضای کلبه پراکنده است و حتی بوی گلدانِ یاس‌ روی میز هم نتوانسته است عطر خوش آش‌رشته را دور کند!
بعد از پخت آش با ظرف کوچکی میان گل‌ها و درخت گیلاس حیاط رفته و در کنار موسیقی لذت بخش گنجشک‌ها آش‌رشته‌ای که طعم دوری میان عدس و لوبیاهایش حس می‌شد را مزه کردم؛ راستش را بخواهی چند سالی بود که دست و دلم به پختن آش نمی‌رفت، خاطرات شب‌های زمستانی و کاسه‌‌های داغ آش وسط خیابا
به شددددت عصبانیم. کارد بزنید خونم درنمیاد.
یه بنده خدایی رو بهم معرفی کردن .مادره پسره سه روزه شمازمو گرفته و هر روز داره پروفایل تلگراممو چک میکنه تا عکسامو ببینه بعد اگه پسندید زنگ بزنه .انگار رفته تو دیوار داره توی آگهی های قاشق و چنگال و کمد دست دوم میگرده .عکسای پروفایلمو برداشته بودم اما دوباره گذاشتم. فقط منتظرم نه بیاره تا بری نم به سر تا پاش.آدم های بی تربیت بی فرهنگ حرفشم اینه که پسرم خیلی حساسه معلوم نیس چه ریگی به کفش شازده اشه
مطالعات نشان می‌‌دهد برخلاف تصورات پیشین، مغز ما مجهز به دو سیستم زمان‌‌سنجی مختلف برای پیش‌‌بینی رویدادها است.
اگر درست لحظه‌‌ای پیش از سبز‌‌شدن چراغ راهنمایی‌­ورانندگی، پدال گاز را می‌‌فشارید یا می‌‌توانید لحظه‌‌ای پیش از شروع یک موسیقی، ضرب‌آهنگ آن را تشخیص دهید، علت آن پیش‌‌بینی‌‌های زمانی است.
یک نوع از این زمان‌‌سنجی‌‌ها، براساس خاطرات فرد از تجربيات گذشته و نوع دیگر براساس ریتم عمل می‌‌کند؛ با این حال، هر دوی
ماه رمضان هم به اتمام رسید. چند باری قصد کردم که راجبش بنویسم اما نشد تا اینکه زمان از دست رفت و این ماه به پایان آمد اما به هر حال به خودم گفتم سعی خود را بکنم تا چند کلامی از این ماه بنویسم.
ماه رمضان، ماهی که برای ما ایرانیان علاوه بر مذهبی بودن آن، نوستالژی‌های خاصی را به همراه دارد. از بچگی‌هایمان گرفته که اصرار داشتیم ما را برای سحری بیدار کنند تا اینکه بتوانیم تا ظهر دوام بیاوریم و روزه کله گنجشکی بگیریم. از سحری‌هایی که به اصرار مادر ب
سلام ماجرای واقعی که یکی از دوستان ساکن یزد برایم فرستاده بدون دخل و تصرف خدمتتان نقل می‌کنم:
((دل به یار و سر به کار ))
روایت یک داستان واقعی!!
چند روز پیش کیف مدرسه ای پسر و دخترم رو دادم برای تعمیرات. نو بودند ولی بند حمایل و یکی از زیپ های هرکدوم خراب شده بود.کاغذ رسید» رو از تعمیرکار تحویل گرفتم و قرار شد یکی دو روزه تعمیرشون کنه و تحویلم بده. دو روز بعد، حدود ساعت ۱۱ شب برای تحویل کیف ها مراجعه کردم
ادامه مطلب
سلام ماجرای واقعی که یکی از دوستان ساکن یزد برایم فرستاده بدون دخل و تصرف خدمتتان نقل می‌کنم:
((دل به یار و سر به کار ))
روایت یک داستان واقعی!!
چند روز پیش کیف مدرسه ای پسر و دخترم رو دادم برای تعمیرات. نو بودند ولی بند حمایل و یکی از زیپ های هرکدوم خراب شده بود.کاغذ رسید» رو از تعمیرکار تحویل گرفتم و قرار شد یکی دو روزه تعمیرشون کنه و تحویلم بده. دو روز بعد، حدود ساعت ۱۱ شب برای تحویل کیف ها مراجعه کردم
ادامه مطلب
نام کتاب: شرکت خلاقیت نویسنده: بنیان گذار پیکسار مترجم: شورش بشیریتوضیحاتبنیان گذار پیکسار در این کتاب تمام خاطرات خود از دوران کودکی که این رویا را در سر داشته است تا زمانی که به یک شرکت بزرگ تبدیل می شود، و تمام چالش هایی که با آنها روبرو بوده است را به صورت دقیق بیان می کند.این کتاب می تواند یک کتاب مدیریتی. خیلی خوبی برای مدیران باشد.شما با مطالعه این کتاب می فهمید چرا شرکت هایی مثل پیکسار، اپل، نایکی و . این چنین بزرگ شده اند.شاد باشید و
چقدر تلخ بود کتابو میدیدم میخواستم ازش فرار کنم :(
از کتابخونه امانت گرفته بودم و دوبار تمدید کردم از ی طرف نصفشو که خوندم دیگه نمیخواستم بخونمش و از طرف دیگه نمیخواستم کتاب رو کامل نخونده تحویل بدم تو این دو روزه تمومش کردم خوب شد کامل خوندمش
چقدر گریه کردم برای مرگان و هاجر
ولی میدونم ما آدما قدرت تحملمون بالاس وقتی چاره ای نداری ، نداری دیگه
کتاب "کوچولوی اضافی" یه داستان واقعی و البته جالب.
وقتی این کتاب را می خوندم یادم اومد که برای خاله گرامی ما هم، چنین اتفاقی افتاده بود و البته خدا را شکر به خیر گذشت.امان از این دکترهای صرفاً آمپول زن!(لبخند)
کتاب خوبیه.پیشنهاد می کنم بخونید.
نصف روزه تموه.
خصوصا برای کسانی که اهل خاطره نویسی هستند، خواندنش خالی از لطف نیست.

از اینجا می تونید دانلود کنید
پس از سفر شاید بیشتر از 10 روز ساعت 12 به لطف پرودرگار وارد خونه شدم  از این که از تنهایی در اومدم  احساس خوشوقتی می کنم.کی بوده که برا  اولین بار گفته هیچ جا خونه خود آدم و هیچکس خونواده آدم نمیشه؟نمی خوام مثل قبلنا خاطراطمو  به ریز بنویسم همین قدر کفایت میکنه.امروز بس که از خاطرات سفر تعریف کردم  زمان برای نوشتن مطلب با قلم برقی(تایپ) و قلم سنتی باقی نموند.هم اکنون چشمان مبارکم خبر داد جناب خواب تشریف فرما شدن و باید برم لالا.
بهترین) خواهرم:
”تولدت یه روزه مثل بقیه ی روزا و هیچ ارزش بخصوصی نداره جز اینکه به بعضیا وجودتو یادآوری کنه ،‌ البته اگهه یادشون بمونه
تمشک‌ترین) ”در من خری هست که همچنان تو را دوست می دارد،
 و در تو چیی هست که هیچ‌وقت نمیفهمد.
تولدت مبارک
+جواب دومی رو چون نمی‌تونم به صاحبش برسونم، همین‌جا تخلیه می‌کنم دور هم باشیم:
 شما انقدر صاف و شفافی که درون و بیرونت هیچ فرقی باهم نداره مهندس.✋
* مثل همونی که به بعضی فیلما می‌دادن.
."به یاد می آورم زمانی را که برایت ارزشمند بودم،نه اشتباه میکنم!مگر اصلا روزی برایت ارزش داشته ام؟به خاطر دارم لحظاتی که مرا میخواستی،نه اشتباه میکنم!مگر اصلا لحظه ای خواهان من بوده ای؟در خاطرات عاشقانه ای که باهم داشته ایم میپویم،نه اشتباه میکنم!مگر خاطره ی عاشقانه ای باهم داشته ایم؟".
از ربکا میپرسم و میخواهم برایم بگوید دلیل این وصف های اشتباه چیست،ربکا لبخند میزند و آرام میگوید چه قدر بی رحمانه.
+چه قدر بی رحمانه؟همین؟دیوانه شدن آن ه
روزی از روزها بود
فرشته ای از غروب احساسم در من طلوع کرد
به روشنایی خورشید، به پاکی باران، و به تقدس یک خیال کودکانه
با یک سبد واژه های شیرین
به نگاهی به وسعت آسمان
و یک بغل لاله های سرخ و زرد و ارغوانی
و ذهن خسته من
پر از تردید
در ازدحام پرغبار بی قراری ها
به غروب نزدیک می شد
شراره های گیسوانش بر روح یخ بسته ام می تابید
و لطافت دستانش خراش جانم را مرهم بود
دستانی به نرمی شاعرانه ها
که آرام، آرامه‌ی جانم شد
.
در سکوت به پرواز پرستوها خیره می شدی
همسر با دوستاش رفته باغ و من تنهام:(
بهتر که رفت، چون این چند روزه حوصله ی هیچکس و هیچ کاری رو ندارم. 
شاید عصری زنگ بزنم به دوست قدیمیم و باهاش برم بیرون، شایدم تنهایی برم.هنوز تصمیم نگرفتم.
به سرم میزنه پاشم برم پیش تیارا ولی خب راه دوره، حوصله ی این همه پشت فرمون نشستنم ندارم:(
کاش نزدیک تر بود، کاش شماها نزدیکم بودید، آخه این دوستم اصلا شبیه من نیست.
الان چی می کنم؟ با یه کاسه تخمه و یه عالمه لواشک نشستم پای تلویزیون و دارم "رگ خواب" میبینم و
رئیس موسسه فرهنگی شهید ابراهیم هادی گفت: کتاب خاطرات شهید هادی، بیش از یک میلیون و صد هزار نسخه چاپ و به 7 زبان زنده دنیا نیز ترجمه و منتشر شده است. محسن عمادی رئیس موسسه فرهنگی شهید ابراهیم هادی در جمع اعضای جبهه فرهنگی میبد، با اشاره به نحوه تاسیس و راه اندازی نشر شهید هادی، اظهار داشت:
ادامه مطلب
گذر زمان واقعا میتونه تغییرات اساسی ایجاد کنه.
مثلا منی که از چند نوع غذا به شدت بدم میومد الان دیگه برام تفاوتی ندارن یا مثلا جاهایی که هیچ علاقه ای بهشون نداشتم رو الان با علاقه میرم و حتی هم صحبتی با خیلی ها رو که روزهایی شده بود عادت هر روزه م رو دیگه تمایلی بهش ندارم.
زمان و روزهای زندگیمون یکی یکی داره سپری میشه و من این روزها به شدت گذر اون رو در زندگیم حس میکنم.
همه ش حس میکنم زمانِ یکسری چیزها داره میگذره و دارم از زندگی عقب میافتام در ح
کلا زندگی دو روزه،
فردا ممکنه نباشیم.
قدر هم رو بدونیم.
درباره بقیه اون قسمت پیر درون، که هر روز بیشتر کشف میکنم،
این افراد،
معمولا همه ش به اینو اون گیر میدن (میپرن و پاچه میگیرن) که اینکارت غلطه اونکارت غلطه، اینکارت فضولیه، زیاد حرف نزن، و. توهین میکنن، و.
ولی دقیقا خودشون همه این خصوصیات رو دارن.
این افراد تنها میمونن.
4 نفر رو تا الان مشابه این افراد دیدم (با خصوصیات اینها، که کاملا تنها موندن).
راستی بچه ها،
من تا حالا با 16 تا مصاحبه ای گر
#دوستان عزیزی که نماز و روزه و ختم قرآن قضای اموات(ره) برگردنشان میباشد می توانند با مراجعه به منوهای بالای صفحه وبلاگ وارد گزینه نماز و روزه استیجاری شوند واین دین بزرگ را از خود ساقط کنند  /\   /\
 
 
١٥٧»أُولئِکَ‌ عَلَیْهِمْ‌ صَلَواتٌ‌ مِنْ‌ رَبِّهِمْ‌ وَ رَحْمَةٌ‌ وَ أُولئِکَ‌ هُمُ‌ الْمُهْتَدُونَ‌ آنانند که برایشان از طرف پروردگارشان،درودها و رحمت‌هایى است و همانها هدایت‌یافتگانند. نکته‌ها: کلمهصلوات»از واژه‌ىصلو»به م
 .

توی ذهنم سکوتِ انباری است

که پر از بمب های ساعتی است

کوه آتشفان کاغذ ها

در دلش خاطرات خط خطی است

.

پای میز همیشه یک رنگم

می نشینم که دردِ دل دارم

کاغذ من به زیر باران ماند

گریه کرده دوباره افکارم

.

می نویسم "دوباره تنهایی"

شب شده دوباره مهتاب است

می نویسم همیشه بیدارم

می نویسم شب است و او خواب است

.

در تماشای دیگران هستم

پرده ها را کنار من زده ام

شهر من بی ستاره تر شده است

چشم در چشم آسمان شده ام

.

قاصدک آمد و کنارم ماند

حرف ها را یکی ی
اختلال چند شخصیتی اختلال چند شخصیتی یا همان اختلال گسستگی هویت عبارت از وجود دو یا چند هویت یا شخصیت متفاوت در یک شخص واحد است که هر بار یکی از آنها کنترل و مهار رفتار او را
در دست می گیرد.
هر یک از این شخصیتها معمولأ نام، سن و سال، رشته خاطرات معین، و مجموعه رفتارهای مختص به خود دارد. در بیشتر موارد در اختلال چند شخصیتی شخص دارای هویت اولیه
ای است با نامی که او را صدا می کنند که اصولا فعل پذیر، وابسته و افسرده است.
 
 
ادامه مطلب
سلام 
ساعت ۱:۵۱ دقیقه بامداد شنبه ۱۸ خرداد ۹۸ در مسیر برگشت از سفر ۴ روزه مشهد هستم
بلیط اینترنتی گرفتم یا ماشین مرتضی دارم میام ،
ماشین خیلی شلوغه بخاطر اینکه چند تا مسافر دختر تو ماشین هستن من و محدثه الان جدا از هم نشستیم !
واقعیتش اینکه به آدم بر میخوره اینکه بخاطر مسافرای دیگه مجبور بشی از همسرت دور بشینی اونم توی ماشین پسرخالت !
نمیدونم رفتار درست چی بوده و باید چیکار میکردم اما اصلا حرکت خوشایندی نبود ، اصلا .
ساعت ۱۰/۵ شب است و دو تا وروجکها با همه ستاره های چشماشون ربع ساعتی میشه که خوابیدند.دیشب هم راس ساعت ۱۰ خواب بودند. 
 دو شب که وروجک دوم از برنامه شیر شب واسه خواب استفاده نکرده وامروز روز دوم از خداحافظی با دنیای شیرش بود، خدا رو شکر به خیر سپری شد و اینگونه وی نیز به دنیای استقلال از شیر مادرپیوست.خاطرات  و لحظات قشنگی بود و ممنونم از پروردگار و خالق هستی.
همین دیگه سفینه  پنجره هاشو نصب کردم شب به خیر دنیا
‍ درودهمراهان گرامی؛#نقد_شعر #انجمن_ادبی_شعر_باران #مدیریت_برنامه ؛#بانو_مریم_راد #مورخ:۹۸/۵/۱۵سه شنبه#ساعت_شروع :2⃣2⃣*⃣*⃣*⃣*⃣*⃣باز هم با خودم نمی سازمدر تکاپوی یک فراموشیگیج و گم تا سحر کشانده دلمشعله ای را به سمت خاموشیدور من خط نکش که لازم نیستدل تو را هفته هاست رد کردهریزش کوه غصه ای سنگیجاده را بین راه سد کردهتا نبودی دلم به آرامیبا صدای سکوت سازش کردقبلا اینجا بزرگراهی داشتدیر کردی و جاده رانش کردبار قبلی به اشتباه خودمآخر سر تو در دل
خیلی وقت بود که راحت می‌خوابیدم. و به قول ملت خواب نمی‌دیدم. چندین سال(البته درستش اینه که خواب‌هام رو یادم نمیموند)
اما ده روزه که شب‌هام دیوانه کننده شدن.
اول اینکه خوابم نمی‌بره. هر شب دست کم دو سه ساعت توی رخت خواب تقلا می‌کنم.
بعدشم که خوابم می‌بره تا همون ساعت شیش و هفت، دو سه بار خواب می‌بینم و از خواب می‌پرم. یعنی هر ساعت تقریبا یک‌بار، ساعتی یک خواب، خواب‌های لعنتی مزخرف :|
اوضاعیه خلاصه
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب