نتایج پست ها برای عبارت :

خدایا مرا ببخش

 
امروز پشت دستمو داغ میکنم که هیچ بسته پستی رو غیر پست مرکزی به هیچ جا نفرستم !!
به هیچ جایی غیر از پست !!
نمیدونستم تیپاکس های مناطق دیگه بد مسیرن ! بخدا نمیدونستم 
نمیدونستم دوستام رو اینجوری به جای اینکه خوشحال کنم ناراحت میکنم
الان بغضم بعد از یکربع ترکید ':(((
خدايا منو ببخش !!
خدايا توبه میکنم بخدا توبه میکنم !!
خدايا من نمیدونستم باعث ناراحتی دوستام میشم':(((
خدايا غلط کردم اصلا ! غلط به معنای واقعی کلمه!
خدايا منو ببخش ':(((
خدايا به خداوندیت ق
بچه ها بی تی اس تو VMAS تو دو بخش K-POP و  BEST COLLABRATION نامزد شده.ای ن دفه دیگه رای گیری در کار نیست.پس فقط باید دعا کنیدخدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا
خدايا خدايا خدايا خد
اوه، بر من ببخش لب های کثیفم را، کلمات تلخ و زشتم را، خاطراتِ سیاهم را. بر من ببخش ک نبودم آدمِ توی خیال پردازی های ـت، اگر دهانم بو می داد، نگاهم اذیتت می کرد و کوه متحرکِ معذب بودم. بر من ببخش موهای خلوت شده ام را، لباس کهنه شده، چشم های غبار نشسته ام را. ببخش ک تجسمِ صحنه ی زیبای توی خاطرت نبوده ام، صدایم طنینِ دیالوگِ شاهکاری را نداشته است و اگر کلمات اشتباهی را انتخاب می کرده ام. ببخش، ک توی دنیای نفرت انگیزت، آن جزیره نجاتی بودم ک نا امیدت
شب جای دلتنگیهای ساده ولی زیاد من را ندارد نمیدانم یا دلتنگیهایم مثل من بزرگ شده یا شب گنجایش ندارط سخته اینجور زندگی کردن خدايا مرا به دعاهای کمیل پنح شنبه های مسجد دانشگاه ببخش یااصلابه خاطر روضه های جان سوز آذری ببخش یا اصلا به خاطر این جمله اگر خسته جانی بگو "یا حسین"دلتنگم برای این زندگی ساده 
 
پ ن:اینو چن وقت پیش نوشته بودم شاید اون موقع دلم بارانی بوده
دانلود آهنگ مهدی k4 و احمد سلو به نام منو ببخش
Download Music From Mehdi K4 & Ahmad Solo - Mano Bebakhsh

دانلود آهنگ مهدی k4 و احمد سلو به نام منو ببخش
دانلود آهنگ مهدی k4 و احمد سلو به نام منو ببخش با کیفیت 128
برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنید.
ادامه مطلب
این یادداشت یک دلیل طولانی دارد: اعتقاد به ، به عصیان، به بدی و ناهمواری آدمیزاد، به حقانیت عطش، حقانیت شر، به حماقت و امید من*، به عشق تو، بله، به‌هرحال کلمه‌ی عشق، کلمه‌یی که از آن می‌ترسم و متنفرم، عشقی که در توست، که در من است، و بی هیچ باوری، و پر از باور، می‌توان آن را گفت، نوشت، این همان ویرانه‌یی ست، که از آبادترین آبادیِ ساختِ آدمیزاد، خواستنی‌تر و خرم‌تر است. دیگر چه بنویسم؟ دو کلمه، چند کلمه، یک نفس، یک بو، صدایی از رهای
بر من ببخش این سکوتم را. اگرچه مرده باشی یا ک زنده اما جنازه وار، افتاده در کنجِ تاریکِ دست نیافتنی ـت و بی صدا بقا می کنی و بر جهان دورت هیچ از خود اثر نمی گذاری. بر من ببخش اگر این بار بی تفاوتم. ک دنبالت نمی گردم، نامت را توی صورت آدم ها فریاد نمی زنم. ببخش اگر فکر می کنی، آن چنان با هم غریبه ایم ک دیگر تحریک نمی شوم. باید بدانی ک من پیش تر، برای شنیدنِ کوچک ترین نجوا از جانبت، از تمامِ وجود و احساسم و هر آنچه ک می شود آن را کلمه کرد، پیش تر به تو گ
سلام
نفهمیدم چی شد ولی مثه این که یک ماه تموم شد اونم چه ماهی ماه از اون ماه های باحال و درجه یک ماه رمضان
خلاصه امروز دیگه نباید منتظر حال و هوای افطار باشیم نباید به سفره افطار نگاه کنیم تا وقت این برسه که افطار کنیم نباید دیگه وقتی میرم کاشون منتظر ساعت هفت و جزء خوانی باشم وخلاصه ماه خدا رفت ولی سفره لطف خدا پهنه و جمع هم نمیشه ما از سر سفره بلند نشیم وگرنه خدا سفرشو جمع نمیکنه
ولی واقعا تنها کسی که هوامونو داره خود خداست و بس
و گاهی نمیدانی راه کجاست و به سرمنزل نمی رسی اینم حکایت ماست
بعضی وقتا داری میری ولی به خودت میای که ای دادی بیداد راه و اشتباه رفتی ولی قربون خدا برم که راهنماست دمی شما گرم آخدا اااااا
 
حال و هوام این روزا شبیه خودم نیس نمیدونم چرا شاید به خاطره اینه که هواسم به خودم نبوده شاید نمیدونم والا ولی باید فردا حالا یکم حواسم به خودم باشه به خودم برسم  ایشالا
 
خب دیروزم که سالگرد ازدواج حضرت مادر با حضرت مولا بود به به واقعا که دل شیعه به شادی ارب
بسم الله الرحمن الرحیم
سعی کردم بپذیرم همه چیز رو و خوشبختی رو بسازم
همه چیز داشت خوب پیش میرفت حالم عالی بود
اما انگار امتحان ها تمومی نداره و حس خوشبختی دوامی نداره.
اشکالی نداره این دنیا پایان داره ولی زندگی انسان نه
میدونین ترسم از اینه که به خاطر این نیتی ها زندگی ابدیم تحت الشعاع قرار بگیره
+ازاینکه قصه های سرگذشت رو کامل نکردم عذر میخوام اصلا مرور خاطرات برام جذاب نیست
خدايا خودت میدونی چی میخوام.
نمیام هِی الکی همشو برات بازنویسی کنم.بیکار هم نیستم.خودت میدونی این روزها چقدر گرفتارم.حتی یه مدته فرصت نکردم به آرزوهام فکر کنم.
آرزوهام تغییری نکرده ، همون قبلیان.همونا که هیچ وقت نشد.همونا که داره از یادم میره.
خدايا ، بعضی وقتا حس می کنم میتونی ولی کاری نمی کنی.ببخش رُک حرف میزنم.من اصولا آدم رُکی نیستم.اما امشب فرق میکنه.امشب شب آرزوهاست ، پس لطفا لَج نکن باهام.انصاف نیست.
سال ۹۸ نزدیکه.همون دم تحویل
دعای مشلول بسیار زیباس
اصلا هر دعایی که حضرت امیر (ع) آموزش دادند بسیار مفید وکاربردیس
ای کسانی که این متن را می خوانید
برشماباد خواندن دعای مشلول 
به عکس ها توجه کنید
چند نفر از ما همانند آن جوانیم که از گناه و ظلم به پدر ومادر شل شدیم. 
خدايا ببخش به رحمتت خود در قرآن فرمودی:
گاهی آدم ها خیلی بی تفاوت و آرام با لحنی، حرفی، زخمی، کنایه ای ، تهمتی، سوظنی. دروغی، تا حد انجماد #مرگ ، روح آدم های دیگر را می کشانند و بعد خیلی ساده میگویند. #ببخش .آیا فراموش کرده ایم که آدم ها، دلی نازک دارند.دل هایی که زود میشکند و یکی آن بالا می بیند. آیا خدا هم به همین سادگی می بخشد!!؟ چرا #فراموش می کنیم که #او_می_بیند!اَلَمْ یَعْلَمْ بِاَنَّ اللهَ یَری » بر همه ناظر است و بر همه چیز آگاه است
سلام
گاهی اینقدر  زمان دیر میگذره که بایدالتماسش و کرد که نگذره ولی گاهی  لحظات شیرین خیلی زود میگذره   یوقتایی ممکنه به پشت سر نگاه کنم و ببینم که چقدر راه اومدم و چقدر دیگ دارم
خیلی وقته وبلاگ نیومدم چون تابستونم خیلی شلوغه ذهنم خیلی مشغول همیشه اصرار دارم تنهایی یکاری و انجام بدم تنهایی فکر کنم ویجورایی دوسندارم بارم رو دوش کسی باشه واسه همین خیلی دورم شلوغه
خداروشکر که داره مشکلاتمون حل میشه
دلم لک زده برای اون وقتایی که خودکارو 
برای من این جملات مثل آب رو آتش می مونه
همونطوری که زود خودمو میبازم ،با یک جمله مثبت ،با یک پشتیبانی بر میگردم
خیلی بده که اینقدر ضعیفی مبهم

خیلی بده که سریع میرسی به اون نقطه کم آوردن.

یادت نره وقتی چیزی رو نداری به چیزهایی که داری فک کنی.
به قول بابا بی خیر نباش

پروردگارا متاسفم ،مرا ببخش ،سپاسگزارم ،دوستت دارم.
مشکل از من بود. من نتونستم رنگی به زندگیت بدم. آره شروع همه ی ماجرا دست من بود. اولین نفس رو من کشیدم. من بودم که جون گرفتم از تو. اما دیگه ریش و قیچی دست توعه. دیگه این توئی که میبری و میدوزی. پایانش با توعه. تویی که جون میگیری، جون منو. میدونم حال خودت خوب نیست، میدونم دنیات سوخت و خاکستری شد، میدونم آرزوهاتو پر دادی رفت، فقط یه چیزی: امید رو از من نگیر. یک جایی از زمان منتظرت میمونم. شاید عاشق موندن اینجاها معنی پیدا میکنه. منو ببخش پس.
من در این دورهای خشک، مدام سر میخورم و می افتم

عجب یخبندانیست. جایی که تو هستی هم سوز دارد؟

خواستم بدانی من تمام سعیم را کردم، سینه ام را گرم گرفتم، هم با لباس هم با
بغض.

اما اگر این سوز سرما رسیده به تو ببخش که زورم نرسید

و ببخش که این زمستان را حدس نزده بودم تا بر سردر دلم بنویسم با لباس گرم
وارد شوید، داخلش هوا بس ناجوانمردانه سرد است

من.ساده 6 آبان 92
سلام
بعد از یک سال برگشتم.
باید ازین به بعد برای یک نفر نامه بنویسم.
تنها راه ارتباط من با اون، همینجاست. فعلا از م دوره. نمیدونم چه زمانی برمیگرده و میخونه. ترس به دلم افتاده.
سلام. به خود خودت سلام
با اینکه دلتنگت هستم اما هراس دارم از دیدنت. لطفا منو ببخش.
یادت میاد پارسال تابستون تو دومین خونه مستاجریمون، چند هفته درگیر بودم تا اسم مناسب پیدا کنم برای اینجا؟
شروع کردن سخته. بهرام پور میگه اینا درد کامل گراییه. کامل گراییه خاک برسر
گرفتار
محبوب من
مرا ببخش که :
مثل یک شوالیه ی عاشق برای عشقم نجنگیدم و این شاید گناهی نابخشودنی در قاموس عشق باشد
مثل فرهاد بیستون را نتراشیدم که رهگذران بسیاری بر مزارم یادگاری از عشقهای خویش به جا بگذارند
یا دستکم شخصیتی رومه ای یا پشت مجله ها که چندصباحی جاودانه و محبوب قلبها شود
هرگز نتوانستم رل کسی را بازی کنم و این رل تکراری خود را بازی کردن شاید ملال آور باشد.
مرا ببخش که نتوانستم دستکم چون ویکتور گل سرخی از بلندترین ارتفاع قله ها برایت
نوروزت پیروز! 
هه!
ببین! من هنوز همان کهنه شکسته ام! نوروز خودت پیروز!
من بیشتر از این نو شدن روزگار، آن زخمهای کهنه ام را باور میکنم.
خانه ای که داشتی‎‏ را نتکاندم امسال
این هفتاد هشتاد تکان در دقیقه اش را هم ببخش، عادت است نه خانه تکانی!
تقصیر خودت بود که روی گسل فعال یک سینه کویری خانه ساختی
سرت سلامت اگر خانه جدیدم در گونی کهنگیهای دورریزت میشود
من.ساده. ۱فروردین ۹۳
مدت هاست تصمیم گرفته ام،
هرگاه کسی را نخواستم
یا از او رنجیدم
یا دلم را شکست
به یاد روزی باشم که ممکن است هرگز در دنیا نباشد!
آن روز را مرور می کنم
آن قدر که نبودنش را باور می کنم بعد در ذهنم برایش غمگین می شوم
و شاید یک عزاداری ذهنی و بعد آرزو می کنم کاش بود و از او می گذشتم
بعد به خودم می گویم
حالا که او هست پس ببخش و فراموش کن
از بخششم شاد می شوم
و از بودن او شاد تر

و این گونه است که من مدت هاست را به فراموش کردن میگذرانم.کاش فراموش شود.
رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِینا أَوْ أَخْطَأْنا رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَیْنا إِصْراً کَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِنا رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا أَنْتَ مَوْلانا فَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْکافِرِینَپیامبر و مؤمنان می گویند: پروردگارا، اگر دستورهایت را فراموش کردیم، یا خطا کردیم، ما را مؤاخذه نکن. پروردگارا، تکلیف دشواری را بر دوش ما نگذار؛ هما
عکس پروفایل پدر فوت شده
حسرتهایی هست که هیچ گاه از دل بیرون نمیروند
نبودنهایی هست که با هیچ بودنی جایشان پر نمیشود.
مثل حسرت نداشتن پدر
مثل جای خالی پدر
عکس نوشته فوت پدر برای پروفایل با متن غمگین
چه غم انگیز است گذراندن دقایق بدون حضور تو پدر
حرفهام رو میشنوی ؟
بغض نبودنت هیچ جا خالی نخواهد شد
حتی اگر از چشای ناقابلم خون بباره
عکس نوشته پدر فوت شده + متن های زیبا
چه سخت است در دل گریستن
و سخنی بر زبان نراندن
چه سخت است بدون او زیستن
و چهره پرمه
چه جالب است !!!
ناز را می کشیم .
آه را می کشیم .
انتظار را می کشیم.
فریاد را می کشیم .
درد را می کشیم .
ولی بعد از این همه سال آنقدر نقاشی خوبی نشده ایم که بتوانیم دست بکشیم 
از هر آنچه که آزارمان می دهد .
آخر یکی نیست به او بگوید ما که می دانیم دوستمان نداری پس چرا 
با حرف ها و نگاه هایت کنایه مان میزنی 
اما خدايا گله ای دارم گناه من چیست ؟
خودش اول نگاهم کرد خدايا
به خواهش صدایم کرد خدايا 
گناه این غم و جدایی گردن اوست
که او آخر رهایم کرد خدايا
#
ویلیام عزیزمببخش که اینبار تورابا نام کوچکت میخوانم چراکه میخواهم صمیمانه بگویمدلم برایت تنگ شده استانقدر تنگ که حتی تاب اشک هایم را ندارد و با تلنگری لبریز میشودویلیام عزیزمبا اینکه تو درکنار منیباز دلتنگت هستمانگار که هرگز بازنگشته باشیاز تو دلم گرفته استاز تو دلم تنگ استویلیامبه گمانم چمدان هایت را بسته ایو به انتظار نشستیتا خواب چشمانم را خاموش کندو سپس در تاریکی پیشانی سرد و مضطربم را ببوسی و برای همیشه برویویلیام عزیزمباید برایت
دانلود اهنگ ایلیا ای جی دوست دارم
دانلود اهنگ ببخش از عرفان کالبد و ایلیا ای جی
دانلود اهنگ ایلیا ای جی نکن فکر برگشتن
دانلود اهنگ ایلیا ای جی یبار بخند

دانلود اهنگ ایلیا ای جی نده جوابمو

متن آهنگ دیوونه شدم ایلیا ای جی
دانلود اهنگ عادت دارم ایلیا ای جی
دانلود اهنگ یه بار دیگه از ایلیا ای جی
خدايا، بنده‌ی روسیاهت چگونه شکرت را بجا آورد؟ خدايا، مگر می‌شود توان ادای شکر همه‌ی نعمت‌هایت را داشت که آن هم بدون عنایتت محال است.
خدايا، جهالت این بنده‌ات را انتهایی نیست مگر به لطفت که شامل حال این ظالم شود که براستی ظالم به خود است.
خدايا، وقتی مرور می‌کنم زندگی‌ام را، آمدنم را، بودنم را، مگر می‌شود که بودنت را ندید، مگر می‌شود زندگی را بی تو در فهم آورد.
خدايا، زندگی سخت است و دنیا هزار رنگ و هزار حیله دارد و چه سراب‌هایی که گویی ه
از تو خبر هست ولی خیلی کم. گاهی تو خواب میبینمت و خیلی هم شبیه خودمی اتفاقا. صداهایی که از تو حرف میزنن رو اگرچه دوست دارم ولی گوشمو میگیرم تا نشنوم. وقتی گوشمو میگیرم صداها رنگ میبازن. میدونی؟ فکر کردن به تو و عواقب بعد از تو، بهم استرس میده. واسه همین دارم جاخالی میدم. این روزا روزای خوبی نیست واسه ورود شکوهمندت. روزای من رنگش مدام بین نارنجی و سبز و بنفش در نوسانه. روزای هیجان و آرامش و ترس من قاطی شده و اصلا موقع خوبی برای پاشیدن یه رنگ جدید ن
مردی
برای اعتراف نزد کشیش رفت.پدر مقدس، مرا ببخش. در زمان جنگ جهانی دوم من
به یک یهودی پناه دادم»مسلماً تو گناه نکرده ای پسرم»اما من ازش خواستم
برای ماندن در انباری من هفته ای بیست شیلینگ بپردازد».
خوب
البته این یکی زیاد خوب نبوده. اما بالاخره تو جون اون آدم رو نجات دادی،
بنابر این بخشیده می شوی»اوه پدر این خیلی عالیه. خیالم راحت شد. حالا
میتونم یه سئوال دیگه هم بپرسم؟»چی می خوای بپرسی پسرم؟»به نظر شما باید
بهش بگم که جنگ تموم شده؟
ببخش مرا مادر. رنجها و دردهای یکی دو سال اخیر و به خصوص هفت، هشت ماه گذشته، انقدر مرا درگیر جسم و روح خودم کرده است که آماده ی سخن گفتنِ با تو نبوده ام. حتمی از همین آغازِ نوشته ام معلومت شد که چگونه مادری برایت خواهم بود. من مادری هستم که مدام بابت کم کاریها خودم را مواخذه می کنم، ضمن اینکه هماره، ترسِ بزرگِ آسیب زدن به فرزندانم به جهت ناکاملی هایم با من است.
از دنیای پسرها چیز زیادی نمی دانم، همین ترسهایم را بزرگتر کرده است. هورمونهایم این ماه
 از هر کسی برای کمک بهم، داره واقعا باورم
میشه، قسمتم اینه به هدفم نرسم!! خدايا کمک کن!!! نوکرتم کمک کن!! خرتم
کمک کن! واقعا احساس میکنم دارم سکته میکنم!!
خدايا خودت کمک کن! هر
روز اوضاع داره قاراشمیش تر میشه! سخت تر میشه! این همه رفتم تهراان دست از
پا دراز تر برگشتماگه قراره بقیه عمرم هم همین اوضاع بدبختی باشه، خیلی
ملو و اروم امشب تمومش کن راحت بشم!!!تمومش کن دمت!!!
خدايا مراقب ما که نبودی، مراقب خودت باش لااقل!
در ظاهر اگر چه چون کبوتر شده ایم
در باطن خود درنده خو تر شده ایم
مخلوقِ خدا ببخش ما را بُگذر
کین گونه ز انعام ، فروتر شده ایم                                                                                                                 ع. شیرخانی (ابر)
داستانک
نوشته ای: "من را ببخش". 
اول بگذار بگویم که پیامت ذوق زده ام کرد. تقریبا اولین پیامِ خودجوشِ عاطفی ای بود که در طولِ سالها، زندگی مشترکمان برایم فرستاده بودی. بعد اینکه، خُب چند بار جمله ات را خواندم ولی نفهمیدم دقیقا بابت چه چیز باید ببخشمت! بابت اینکه با آن زن خوشحال تری و توی عکسی که کنارش نشسته ای داری از ته دل می خندی؟ یا اینکه برخلاف عکسهایِ محدودِ دونفره ی خودمان، دستت را محکم دورش حلقه کرده ای؟ برق چشم هایت را باید ببخشم که آثار
وی در سالهایی ن چندان دور ، در چنین روزی دیده ب جهان گشود!
گویا پروردگار از همان ابتدای خلقتش، سرنوشت اورا با خودکار سبز نوشت!!!
ب سبزی برگ گل.
ب سبزی چمن.
ب سبزی انسیتی!
.
خوشحالم ک ب دنیا اومدی و بخشی از دنیای من شدی.
آیینا. مکنه ی کوچولوی کیوت دوس داشتنی فوروای. نونا خیلی خیلی خیلی دوستت داره.
نونا رو ببخش ک امسالم نتونست پیشت باشه.
سعی کن روز تولدت شادترین آدم دنیا باشی! مگ آدم چند بار ب دنیا میاد آخه؟ ب این فک کن ک چقدر خوب شد ک ب دنیا اوم
✍✍✍✍✍خدايا دانشی ده ؛ غم نگیرم،بده آرامشی ؛ ماتم نگیرم،خدايا از شهامت بی نصیبم،شهامت ده که آرامش بگیرم،خدايا ؛ این تفاوت بر من آموز،که در گمراهی مطلق نمیرم،ابرها به آسمان تكیه میكنند، درختان به زمین و انسانها به مهربانی یكدیگر.گاهی دلگرمی یک دوست چنان معجزه میكند كه انگار خدا در زمین كنار توست.جاودان باد سایه دوستانی كه شادی را علتند نه شریک،و غم را شریكند نه دلیل .
دختر عزیزم
همیشه دوستت داشته و دارم و عاشقت هستم
دلم میخواد این متن همیشه یادت بمونه .
جایی که باید ببخشی راحت ببخش .
گذشت کنی
دیگران رو به حال خودشون بگذاری
بزرگمنش باشی نه متکبر 
کم مقدار نباشی ولی ارزشمند
تحصیل کرده ای با اخلاق
متفاوت با خیلی ها
دوست داشتنی تر
☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘
 عزیزم .
         وقتى می شود دقایق عمرت را با آدم هاى خوب بگذرانى، چرا باید لحظه هایت را صرف آدم هایى کنى که با دل هاى کوچکشان مدام درگیر حسادت ها و کینه ورزى هاى
خدايا واقعا شکرت بابت قبولیم توی تخصص .ولی با قبول شدنم تو شهر زادگاه زندگی بدجوری انگشت شستشو گرفته سمتم
این چند وقته انقدر استرس کشیدم که ۲ کیلو لاغر شدم.خدايا چشه بابای من ول نمیکنه؟اینهمه خودمو سفت و محکم گرفتم .چند ساله فقط به خودم وابسته بودم.ولی الان واقعا یه بغل سفت و محکم میخوام.یکی که بهم بگه خره من میدونم همه چی خوب میشه و من دلم اروم بگیره
پی نوشت:خدا رو شکر اون دکتری که قرار بود بابام منو بهش قالب کنه در رفته و دیگه قرار نیس ب
خدايا.یه وقتایی از خواستن خواسته‌هام میترسم!شاید خیر من در اون‌ها نباشه.شاید با داشتنشون از تو دور بشماما هیچ وقت از این که خیرمو دست تو بسپرم نمیترسم.خیالم راحته که بهترین رو نصیبم میکنی.آرامشی میخام که با هیچ طوفانی نلرزه و این ممکن نیست مگر در رضایت تو.پس شکرت میکنم برای تمام نعمت‌هایی که به من دادی.
از دیشب همش بی اختیار این جمله رو میگم
"داغ رو دلمه" دارم میسوزم انگار یه تکه ذغال داغ گذاشتن رو جگرم
آه میکشم و نفسم بالا نمیاد
خدايا خدايا حرفم بزنم میزنی تو دهنم
باشه من بد ولی بگو کی خوب بود؟ کدومشون عزیز دردونت بودن؟ کدومشون دل مارو نشدن
خستم از نفس کشیدن 
اینایی که خیلی مستقیم و صریح در مورد اسم بچه اظهار نظر میکنن و تعیین تکلیف میفرمایند، رو درک نمیکنم. بعد از اون جلسه، تصمیم گرفتیم دیگه اسم انتخابیمون رو جایی نگیم تا روز تولدش! خوب بود تا دیروز که تتمه ی اون جلسه برگزار شد. حال بدش هنوز باهامه.
خدايا بهم ظرفیت بده، الان و این روزها بیشتر از همیشه نیاز دارم به یه دل دریایی که اظهار نظر های مختلف رو بشنوم و بهم نریزم. میدونم وقتی به دنیا بیاد، خیلی بدتر میشه. یکی میگه چه لاغره، یکی میگه چاقه،
الهی شکر
کربلا و اربعین و معجزه
معجزه . . هر گاه ذهن را درگیر می بینم به قلبم که مراجعه می کنم مطمئمن است. چرا نباشد اکر در مسیر باشد و توکل به الله اکبر با همه ی تجربه ها و دیده ها در این سال سی.
و باز هم معجزه از پی معجزه های پی در پی که شمارش دیگر از دست خارج است. همیشگی است . صبح و شام
خدايا دوستت دارم.
خدايا شکر
*این روزها از جمله روزهای تاریک زندگیم بود . روزهایی از سیاهی شب سیاه تر . تلخ تر از زهرمار . 
نمیدونم با خاطرات تلخ این روزها باید چطور کنار بیام . گفت منو ببخش و اشتباهی که مرتکبش شدم رو فراموش کن . چطور میشه فراموش کرد؟ چطور میشه نادیده گرفت. این تنها خط قرمز زندگی من بود که بهش خدشه وارد شده و حالا من هر لحظه حس میکنم هستن افرادی که از مرز زندگی من به راحتی داخل شن و این افکار جز منفورترین حس هاست . 
بی اعتماد بودن کار راحتی نیست . کلا خیلی زشت
بسم رب الشهدا والصدیقین
تلفن امین برای بار چندم زنگ خورد روی صفحه نوشته بود پ حاج رضا.
پرسیدم :کیه چکارت داره.
گفت:رفیقم رضا رحیمی دنبال وامه که انگشتربخره ببره برا نامزدش عقد کنن و بیاره خانومشو
گفتم :اخی ان شا الله جوربشه.
گفت؛باید یحور جورش کنم اخه رضا تنها ضامن وام ازدواجمونه .
گفتم:عه دستش درد نکنه جبران کنیم.

حاج رضا ببخشید نشد جبران کنیم اما شما  به خوبی خودت ببخش و ضامن 
اون دنیامون هم بشو
.
شهید رضا رحیمی متولد1376.
شهید ح
داداشم فردا کنکور داره، بالای تخته وایت برد تو اتاقش نوشته: به نامِ عادل ترین
دارم فکر میکنم منظورش چیه؟ یعنی داره میگه خدايا همون اندازه ای که تلاش کردم نتیجه بگیرم؟ یا می‌گه خدايا اگه یه جای زندگیم کم گذاشتی اینجا عدالت به خرج بده و برام جبران کن؟ :))
واقعا هم تلاش کرد و من امیدوارم نتیجه ش رو خیلی با برکت تر ببینه! ولی من بودم شب کنکورم یه همچین حسی داشتم که : خدايا من که اونقدری که باید نخوندم و بلد نیستم، احساس میکنم همشو یادم رفته :/ خودت ب
گاهی اوقات تنها چیزی که میتونه حالتو خوب کنهیه زَد و خوردِ فیزیکیه
به قوله چیز؛ حداقل الان چنتا زخم واقعی رو بدن و صورتم هس
تا میتونستم زدم و خوردم
فقط اون تیکَش که
زیر دو خَمِشو گرفتم و چسبوندمش به زمین
قشنگ خیمه زدم روش ، ت نمیتونس بخوره
بش میگفتم بگو گو خوردم
میگفت گو خوردم
میگفتم بلندددد ترررررر
داد میزد کمک میخواس
جیگرم حال میومد
سظح لذتم خیلی داش بالا میرف
خدايا ببخش
_________
البته اینم بگم
خودش اول پرو بازی درآورد خواس حمله کنه
من فقط
نمیدانم حضور دوباره ات را در زندگیم به فال نیک بگیرم یا 
هستی و من عجیب حس خوبی دارم 
نمیدانم آیا چیزی که در ذهن دارم یک نتیجه گیری قطعی است یا نه ولی وقتی سه فرصت خوب بریدن بود ولی چیزی بریده نشد اگر این معنایش بودن نیست پس چیست
خدايا ممنون
دلم میخواهد دفعه دیگری که بخواهم بنویسم در شهر محبوبم باشم و مشکلم حل شده باشد خدايا می شود این محال را ممکن کنی جان من
خستم ! 
خیلی خسته ! اصلا دیگه حوصله خودم ندارم ! 
+ ای کاش اینجوری نبود دنیا :(،
+ خدايا چرا بابا جی الان پیش ما نیست
+ خدايا نتیجه کنکور چی میشه ‌‌
+خدايا دیگه حوصله هیچ کس ندارم نه این جا نه اونجا .
+ دوست دارم حذفش کنم بره ولی  نمی تونم بهش معتاد شدم میدونم! 
+ خدايا دلم گرفته از همین دوستان بیانی 
+ دلم گرفته از همین دوستان مجازی 
+ خسته خسته خسته  حوصله سریال دیدن ندارم. 
+ حوصله نقد و داستان ندارم 
پ.ن: هنوز همون سه تا سریالم تموم شون نکردن
خدايا یه کم درد و دل کنیم خدايا از مهر79با من سر نساختن گذاشتییادته یادته چه بلاهایی سرم اوردی؟لازم نیست بگم خودت میدونی بهتراز منم میدونی بعد چندوقتتتتتتت داشتم ادم سابق میشدم که باز زندگیم از این رو به اون رو شدش اونم نمیگم چون خودت میدونی جه بدبختی هایی سرم اوردی کفتم اشکال نداره دوستمه ولی نذاشتی این حس مزخرفو به وجود اوردی واقعا نمیخام دیگه بسمه خدايا سنمو ببین یه نگاه به منو هم سنام بنداز این همه درد برام زیاد نیستش این همه بدبختی ا
دوسه روزه میخونم و از فردا سه روزی رو شروع میکنم که معادل 9 واحده رسما سنگین ترین روزهای تاریخ دانشگاه و پیش رو دارم  ( از این سخت ترم بوده )
استرس فردا و پس فردا و پس اون فردا ودیگر مسائل کلا انرژیمو گرفته بود خدا روشکر بعد از ظهر تونستم کام بک بزنم  و دوباره بلند بشم الان واقعا حووصله ام نیست که به هیچی  فکر کنم حتی به امتحان فردا فقط دلم میخواد که دست پر برگردم  از این سه روز سخت که باید فقط بشینم پای جزوه و کتاب خدايا خودت کمکم کن
حوصله ام وا
مگه وکیل وصی مردمی. دلم می خوادداشتم از یکی از خیابون های مرکز شهرمون رد میشدم دیدم دختر خانومی یه ساپورت پوشیده با یه مانتوی نخی خیلی خیلی راحتی که همه وجناتش پیدا بود، من که یه خانوم بودم خجالت میکشیدم بهش نگاه کنم.آخه خیلی جلب توجه میکردرفتم جلو و با احترام بهش سلام دادم و روز بخیر گفتم. منو دید گفت. ها!!. چیه لابد اومدی بگی که این چه وضعشه؟ مگه وکیل وصی مردمی؟ولی من بهش گفتم که نه باهات کاری ندارم خواستم بپرسم که ساپو
سکوت
تفرقه کوتاهیست از تاریکی در تره ی سیاهی شب ، این روزها و شبها آرامش معنای دیگری دارد و سکوت نجوای بی کسی است .
بی هدف در بیابان ، در خیابان و در کوچه ها پرسه میزنم شاید ای نگار من 
یکی از این شبها بتوانم
در ره مهتاب رویت را ببینم .
کاش امشب یا شب های دیگر تو باشی و من همچنان در جستجوی تو و در عطر بوی تو غرق باشم .
ای نگار راستین من ای مهربان من و ای زیبا ترین ترانه ی سکوت من در کدامین کوچه ها آرمیده ای ؛
من در این تاریکی و در این شب و در این سکوت ب
وقتی بهی تو کافه بهم گفت: پنجشنبه ها که با توام تا آخر هفته بعد انرژی دارم از بس میگیم و میخندیم و شوخی میکنی و فراموش میکنم خیلی چیزارو،خوشحال شدم، خداروشکر که میتونم برای کسی تو یه سری شرایط انرژی باشم.وقتی همکار البته بیشتر دوست جونم فائزه، بعد از دیدن فایل های صوت ولحن که قسمت بندی کرده بودمش گفت: بغض کردم از خوشحالی معصومه،ان شاءاللّه قرآن جایی دستت رو بگیره که فکرشو نمیکنی، خوشحال شدم.خدايا خوشحالم که میتونم گاهی حال بعضی هارو خوب کنم.
قیامت است خدايا؟،صدای صور کجاست.؟
تمام زنده ذلیلیم ، دلِ جسور کجاست.؟
به زخمه ی چه کنم های شهر گم شده ام
کجاست کوی صفا، خانه ی سُرور کجاست؟
شدند خیلِ خلایق مرید گوساله
کجاست موسیِ عمران و راه طور کجاست.؟
چقدر یوسف ما زخمی یهودا شد
زِ چاه تا به زلیخا پلِ عبور کجاست .؟
صدای تیشه ی فرهاد را کسی نشنید؟
کجاست عزتتان!؟شوکتِ غرور کجاست؟!
شبِ سمور نخواهم در این هجومِ بلا
برای یک شب راحت، لبِ تنور کجاست ؟*
مرا چنین منگر ! روزگار بد تا کرد.!
ملامتم مکن ای ی
دیروز تنها فامیلمون که اینجاست خونمون بود  . درمورد اینکه احتمال داره خونمون بره شهر دیگه ای باهاش صحبت کرد مادرم و  فامیلمون که من عمه صداش میکنم گفت گلی پیش ما بمونه قدمش سر چشم . دختر بزرگشم که کلاس ششم دبستان خیلیی خوشحال شد دوس داره پیششون باشم و خب این خیلی خوبه که منو دوس داره و از اینکه 1 سال پیششون زندگی کنم خوشحال شده :)خب خدا رو شکر دل نگرانیم از این بابت رفع شد . نیاز به کرایه و اینام نیس دیگه چون از شرکت ر اینا میگو میارم براشون که یه
هو الرئوف الرحیم
جامونده و خواب مونده و ناامید از همه جا دیدی؟
من م
ماه رمضون امسال چه زود تموم شد
بدجوری احساس خسران می کنم
میگن عید فطر یه جلوه ای از قیامت ه
خسران خسران
خدايا دیگه از خودم امیدم رو بریدم مگر خودت نگاهی کنی و راهم بندازی
سال های قبل با این که غصه م از تموم شدن ماه رمضون بیشتر بود
اما یه شعف و شادی عمیق به خاطر عید داشتم
و می گفتم خدا این عید رو گذاشته برا اون بنده خوباش که از غصه تموم شدن ماه رمضون
قالب تهی نکنن
ولی ام
خدايا از ما چاق ها بردار بده به خیلی لاغر ها .خدايا مارا به درجه باربی طوری برسان.+آیا میدانستید چاق ها مهربون تر هستند؟ نمیدونستی؟ واه نیمه ی مفید عمرت بر فناست که :اا بله ما بدلیل ترشح هورمون لپتین مهربون تر از شما خوشگلای لاغر هستیم :))) برید بوسوزید برید دیگه .  +اینقدم این جمله ی آیا از چاقی خود رنج  می برید رو اول تبلیغاتون نگید . ما خییلی هم با چاقیمون حال میکنیم .رنج کوجا بود؟؟-سرعت تردمیل را روی 5.0کیلومتر تنظیم میکند!+راستی من واقعا فکر م
در یکی از روزهای تلخ زندگانی ام وقتی  برای خفه کردن صدای هق هق هایم سر آستینم را گاز میگرفتم، فکری به سرم زد که شاید به ظاهر احمقانه بیاید‌. 
از خودم عکس گرفتم و در گوشه ای پنهانش کردم تا احدی جز خودم به آن دسترسی نداشته باشد . امروز اتفاقی به آن عکس رسیدم . 
هزاران بار بوسیدمش، موبایل را در آغوشم گرفتم، سپس دوباره عکس را بوسیدم. چشمهایش را، اشک هایش را، چین های پیشانی اش را، دهانش را که از هق هق نیمه باز بود، موهای پسرانه ی آشفته اش را . همه اش ر
خدايا سمت کوه بورم یا دریا
کجه قرار بیرم مه دل بوه وا
اگه دوه مه دور تار و لله وا
مه تن اینجه درا مه دل با کیجا
 
حال و هوا داشته نرگس بانو
چشم جلا داشته نرگس بانو
قد رعنا داشته نرگس بانو
امر خدا داشته نرگس بانو
مهر و وفا داشته نرگس بانو
 
چنده من هارشم این دار و اون دار
 
از دست عاشقی دل دارمه نخار
الهی بمیره دشمن برار
مه قسمت نیبو خرابه کنار
 
حال و هوا داشته نرگس بانو
چشم جلا داشته نرگس بانو
چادر سیا داشته نرگس بانو
امر خدا داشته نرگس بانو
مهر
بالاخره جم و جور میشم تا برم سراغ نتایج
وارد سایت میشم و موقع وارد کردن مشخصات دعا دعا میکنم
خدايا از هزار بیشتر نشه دیگه میشه که بشه؟!
فاصله بین زدن اینتر و باز شدن صفحه هزار سال برام میگذره
و سرانجام کارنامه اعمالم رو می بینم 
اسکرول ریزی می کنم و درصدهام رو می بینم
نفس عمیقی می کشم و می رم سراغ قسمت رتبه
رتبه:ششصد(و خورده ای!)
خوابم یا بیدار؟! خدايا مرسی!
و یه تشکر ویژه از خودم((((:
سلام خودم
هوا گرگ و میشه و ساعت حوالی 6 صبح  پروژه تحلیل همین الان تموم شد
دلم یجوریه نمیدونم چرا آخه .
این روز هارو با سال پیش مقایسه میکنم میبینم همه چی عوض شده  وای چقدر تقییرات داشتیم خیلی ادما از زندگیم رفتن و خیلی اندک وارد شدن
جدا خیلی زمان همه چیزو درست میکنه  گذر زمان حوبه کی گفته بده واقعا خیلی خستم ولی خوابم نمیاد نمیدونم چرا
فکرم درگیر بود خیلی الان اروم شده خدارو شکر
خدا خودش کمک کنه  کارام به روال پیش بره تا همه چیز حل بشه
خدا
سلام
خیلی وقته که نیومدم اینجا  دلم بد جور هوای نوشتن و کرده اینقدر حرف برای نوشتن دارم که نگو  مرتضی رو پروفایلش پارسال زده بود زمانه دوخت لبم را به ریسمان سکوت که عهد عهد غم است و زمان زمان سکوت  توی اون زمان خیلی باهاش حال میکردم ولی الان نننننننه
این چند روز اینقدر درگیر بودم که وقت نکردم ساک کتاب ها م باز کنم فقط ساک دستیم که پرونده ها و مدارک جاد و بود و باز کردم
تیر ماهم رسید ماهی پر از خاطره انگار برام نوشته شده اتفاقات عجیب و قشنگ
هادی امروز بعد از نمازش دعا کرد. برای خودش، خانوادش ودوستش سعید. گفت: خدايا دوستم سعید
رو خیلی کمکش کن در مسابقه دو اول بشه. خدايا کمکش کن درساشو خوب بخونه. خدايا
بچه ها، پدر و مادر ها، وقتی هادی برای خانوادش و دوستش دعا می کرد، خدا یه فرشته ای رو مامور
کردبرای دعاهای هادی امین بگه.اون فرشته می گه: افرین هر دعایی که برای دیگران می کنی برای 
خودت هم بر اورده می شه.
در همین رابطه پیامبر(ص) فرمودند: دعایی که کسی پشت سر برادر دینی خود می کند، با هفت
خدايا؛تو تنها روزنه ی امیدی هستی که ؛ هیچگاه بسته نمی شود.تو تنها کسی هستی که ؛ با دهان بسته هم می توان صدایش کرد.تو تنها کسی هستی که ؛ با پای شکسته هم می توان سراغش رفت.تو تنها خریداری هستی که ؛ اجناس شکسته را بهتر برمی دارد.تو تنها کسی هستی که ؛ وقتی همه رفتند ، می ماند.تو تنها کسی هستی که ؛ وقتی هم پشت کردند ، آغوش می گشاید.تو تنها کسی هستی که ؛ وقتی همه تنهایت گذاشتند ، محرمت می شود.وتو تنها سلطانی هستی که ؛ دلش با بخشیدن آرام می گیرد ، نه با تن
درد جزئی از زندگیم شده. 
خدااااااااااا تحملم داره تموم میشه.
به معنای واقعی تمام تنم درد میکنه. 
خدايا بخاطر اون روزهایی که درد نداشتم و یادم رفت شکرت و بجا بیارم هزاران بار شکر
اگه همزمان کلیه و سر و دل و روده ومعده مفصل و چشم و قلبتون 
درد نمیکنه از ته دلتون خداروشکر کنید
همه اینها عوارض یه درد کوفتیِ!!! همه با هم حمله میکنن!!!
دارم کم کم، کم میارم. 
چیزی نمونده یه سال بشه.
صبح نوشت:
یکم از اون دردها رفتن پی کارشون الان. 
دلم میخواد به خود
الخامسَة عَشَر: مُناجات اَّاهدین»


مناجات پانزدهم: مناجات پارسایان‏

اِلهى‏ اَسْکَنْتَنا داراً حَفَرَتْ لَنا حُفَرَ مَکْرِها،
خدايا ما را در خانه ‏اى جا داده ‏اى که سر راه ما گودال هاى نیرنگ را کَنده
وَعَلَّقَتْنا بِاَیْدِى الْمَنایا فى‏ حَبآئِلِ غَدْرِها،
و در دامهاى فریب خود ما را به چنگالهاى مرگ آویخته
فَاِلَیْکَ نَلْتَجِى‏ءُ مِنْ مَکآئِدِ خُدَعِها،
پس به سوى تو پناه آوریم از دامهاى فریبش
وَبِکَ نَعْتَصِمُ‏ مِنَ الْأِ
کاش یدونه اشوان توی خونه داشتم. کاش #اینجا بودیش بدجور روانیم میکنه. خیلی . نماز صبحم رو خوندم داشتم باخودم کلنجار میرفتم ک نماز حضرت طیار رو هم بزنم بر بدن ک دیدم زانوها همراهی نمیکنه.یاد جوونی بخیر ک هروز میخوندمش. بعدها فهمیدم اینو دخترای بی بخت میخونن ک بخت دار بشن ک بعدش ب طرز عجیبی دیگ نخوندم تا الان.توی این سالایی ک بدجور حس کهن سالی دارم اما سالی ندارم .کاش یدونه اشوان داشتم. آخ.چه لذتی از این بالاتر.مثلا اشوان میومد تو عروسی من و کاف
در روایت دارد که:
پس از آفرینش بهشت، چبرئیل گفت:
پروردگارا! کدام بشر است که به چنین مهمانخانه ای نیاید؟!!!
ندا رسید: نگاه راهش بکن.
دید در راهش گودالها و خار وخاشاکها و غول ها و. یعنی چه محرومیتهایی.
باید پانزده ساعت شکمش را بگیرد
زبانش را کنترل کند
شب کوتاه بین الطلوعین خوابش لذیذ و برخاستنش طاقت فرساست ولی باید نماز صبح را بخواند.
راه بهشت است.
باید پول را از دلش کنده باشد یک پنجم منافعش را بدهد
گفت: اگر این راه بهشت است، مشتری اش کم است!!!
همت
خداياچه سنگ دل و کهنه دل استکسی که یادِ تو در قلبش نباشدچه بی راه استکسی کهراه تو را نخواهد .چه تشنه دل است .کسی که در قلبش ،یاد تو نباشد .تو تمامِ تمامی .همانی که می دانی .دختری به تنهایی ماه+ :)+ روزها سخت باشن ، با یادخدا اسون میشن خدايا چقدر ارامش داره یاد تو توی روزهای پر مشغله این روزای من .که خودمم دقیقا نمیدونم قراره چی ها بشه :)اما می دونم ته این راه ، قشنگهچون تو هستی :)
دنیای پسرا عجب دنیای سختیه! همش رقابت همش جنگ همش قدرت دارن منچ بازی میکنن ، اما انگار جنگ جهانیه! دو ساعته دارن مهره های همدیگه رو میزنن :)) خخخخ خب چ کاریه صلح آمیز بازی کنین دیگه - برو بابا مثل شما دخترا خوبه که دلتون نمیاد مهره های همو بزنین وای اگه بزنی من دیگه بازی نمیکنم ماماااان این مهره ی منو زد باید بجنگی اینه بازی پسرا همچین دعا میکنن سر منچ که تو عبادت شب قدر اینطور دعا نمیکنن :| - خدايا نوکرتم ب مولا ی شیش بیاد شیش میاد خدايا شکررر
خدايا آخر این چه روزگاری است که نه پیغمبرمان هست و نه اماممان! چه می‌شد که ما هم بر سر کوچه علی می‌رفتیم، صورت به روی جای پایش می‌گذاشتیم، زار می‌زدیم و درد دل می‌کردیم؟! این چه استغناست یا رب وین چه قادر حکمت است کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست .
تا حالا شده یكی بهتون بگه زندگیمو به پات میریزم ؟ یا گفته دنیا رو مال تو میكنم؟ چه قدر حس قشنگیه كه یكی دنیا رو عرض چند ثانیه مال تو كنه فرزادم دنیا رو مال من كرد بعد یه روز بی خبری و حرف نزدن فرداش كه بهم زنگ زد دنیا رو مال من كرد توی اون لحظه خوشبخت ترین موجودی بودم كه نفس میكشید خدايا شكرت . شكرت كه دعاهامو مستجاب كردی شكرت كه دلمو شاد كردی بعد شنیدن صدای فرزادم دیگه نتونستم خودمو كنترل كنم زندگیم داشت بعد یه روز باهام حرف میزد دیگه چی شیرین
خدايا 
گفتی بارهایم را بر دوش تو بگذارم 
با فرزندم مشکل دارم کمک کن حلشون کنم فعلا نمی برمش آزمون تا شهریور
هر چه تو بخوای اگه بخوای یکسال با تاخیر میبرمش مدرسه 
با عشقم چیکار کنم اونم سپردم دست تو اگه بخوای اونم از من بگیر اگه میدونی به صلاحم نیست با کسی باشم 
اونم به تو میسپارم 
خودم و زندگیم رو به تو میسپارم 
اگه فکر میکنی برم پیش مشاور بهتره خب میرم فقط تو اونو سر راهم قرار بده 
الان دیگه فهمیدم مشکل من اطرافیانم نیستن چون من بازهم افسرده
می‌خواستم یه چیز دیگه بنویسم. یه فیلم خفن می‌خواستم معرفی کنم بهتون، اما هرچی حس و حال داشتم از تنم رفت. 
یکی از چیزایی که همیشه ازش خوشحال بودم و خدا رو شکر می‌کردم به خاطرش این بود که دندونام چندین ساله که مشکلی نداشتن. شیش هفت سال پیش، همه تابستون رو توی دندون‌پزشکی سر کردم و همه مشکلاتو حل کردیم تموم شد رفت. 
امروز پا شدیم بریم مدرسه ثبت‌نام کنیم و از اون طرف هم رفتیم دندون‌پزشکی. یه دندون اضافی داره در میاد. دندون عقلم نیست، داره بالای
این روزایم برایم شده سرگرمی فقط برای گذراندن عمر، در کره ی بزرگ زمین زندانی شده ام .نمیدانم چگونه می توان رها شد! استرس های وجودیم مانند کلاغ هایی هستند که تخم شان را یده ام تمام وجودم را نوک نوک می کنند اما ای کاش،ای کاش دستی دراز از میان کلاغ ها به سویم می آمدونجاتم می داد از دست شان . تنهایی درونم به پهنایی دریاست .خدايا من دلتنگ توهستم هربار که از تو دور می شوم شرمسار توهستم من .من شرمسارم چون غفلت می کنم چون گناه می کنم و گستاخم چون هربا
سلام
روزها اینقدر گرمه ولی باید وایساد باید با تمام حرف و حدیثا جنگید باید ربات تموم بشه باید پرینتر ساخته بشه باید کانال تحویل گرفته بشه و
این روزا کارم فقط دویدنه  فقط دارم میدوم امروز به خودم اومدم دیدم صبح تا ظهره نشستم بگذرم
ولی تا روتخت بیمارستان بودم به این فکر کردم که دیدی حاج ممد دیدی مردنم زیاد سخت نیست یهو یه بشکن  و یاعلی  ولی کاری که عوض داره گله  چی چی نداره مام گله نداریم شکری خدا
تا چن وقت مجبورم شبا تنها باشم ولی خب  یاد
خدايا وقتی باهات حرف میزنم به من نگاه نمیکنی هر چی دست دراز، کنم گریه کنم! تو اعتنا نمیکنی حسرت معجزتم موند به دلم دیگه امیدی ندارم تو بخوای صدام کنی ماه و پنهون میکنی، که من نفهمم اینجایی! چرا از دل غریب رد بلا نمیکنی آقا جان ناقابله یه هدیه ای فرستادم واسه دلخوشیم شده هدیه رو وا نمیکنی! اونایی که بات بدن! خیلی رفیقی باهاشون اما به من میرسی اخماتو وا نمیکنی بین بنده هات شدم یه نقطه ی سیاه و تار واسه بخشش دلم حکم و روا نمیکنی حتی وقتی که
به قول آرش : نه غمی به دل نه کسی به بند؛ باغچه ها پر از گل شاهپسند
واقعا راست میگه.نه عاشق کسی نه کسی عاشق ما. همه چی امن و امان شکرخدا
خدايا دمت گرم همین فرمون ما رو جلو ببر‌. اصلا حوصله عاشقی و بدبختی بعدش رو ندارم. الان خوبه بی دغدغه بیخیال از هفت دولت آزاد. دمت گرم
+فکرم خیلی مشغوله . خیلی !اونقدر که حس میکنم داره از سرم میزنه بیرون دستامو باید بیارم نزدیک سرم و این حجم از فکر و خیال و هل بدم برگرده تو سرم لبریز نشه . خدايا من اخه چطوری خودم سر و سامون بدم ؟! با کی میتونم م کنم . ای بابا 
دارم روی مقاله جدید درباره پارلمان کار میکنم
باید از روش تحلیل گفتمان استفاده کنم. بسیار سخته، امیدوارم از پسش بر بیام.
همزمان کتاب اولیور تویست میخونم. میدونم دیر خوندمش، ولی خیلی برام شیرینه
امروز نتیجه کنکور دادند. خدايا میشه یه ماه دیگه منم از نتیجه کنکورم خوشحال باشم. بیام اینجا با خوشحالی خبر قبولیم را بدم.
از دو شهریور دوباره میرم سر کار و تعطیلات منم تمام میشه
 
امروز فهمیدم پولی که قراره برای کارم بگیرم خیلی کمتر از اون چیزیه که انتظارش رو داشتم . خیلی زیاد نبود اما چون اصلا انتظارش رو نداشتم ، بد جوری خورد تو برجکم . رو حال و هوام و نمازم تاثیر گذاشت اصلا :( داشتم با خودم فکر می کردم با مرگ می خوام چیکار کنم که قراره همین طور غیر منتظره تمام دنیا رو ازم بگیرن .
+ برام خیلی مهمه که پسرم بهم به عنوان یک تکیه گاه نگاه کنه . این که کنارم احساس امنیت کنه . این که وقتی دستش رو میگیرم انگار که دیگه هیچ چیز نمی تو
خدايا تو شاهدی ۹ تا هم اتاقیم هرشب دارن از خصوصیت بدنی زیدشون میگن! یواش یواش منم دلم میخواد! یکم میرم بیرون نشنوم! یکم هنذفری میزارم توی گوش! اما آخرش که چی؟ چه خاکی به سر کنم! کمک کن خدايا که کار شدیدا صعب است!
 
یه زمانی یه دختر از کچه رد میشد یه نفر یه چیزی میگفت مابقی غیرتی میشدن و طرف رو حالیش میکردن اون یه دختر غریبه حالا جوری موج میزنه که طرف از زیدش با تمام اوصاف تعریف میکنه چه بسا ازدواج هم بکنن چطوری میخواد توی چشم رفیقاش نگاه ک
۱. Bonding time [+حیف هیکل به این قشنگیت نیس؟] [+ :*یهویی] + آب بازی با شلنگ:دی
۲. حس هوس کردن یه کتاب شعر با احساس [کسی پیشنهادی داره؟] + هوس ازین عینکا کردم که دور چشاش نی داره نوشیدنی دور میزنه توش:دی
۳. حس و حالم خیلی خوبه خدايا شکرت بابت همه این روزای خوب ♥ [ماشاالله]
خیلی حالم گرفتست چشمام شده بارون بهار
اگه این متن رو میخونید برام کامنت بذارید
واقعا چه کار کنم ؟مدتهاست که قلبم از عشق یک طرفه میسوزه یه جورایی بی رگ شدم و احساس میکنم دیگه هرگز نمیخوام ازدواج کنم .
کاش خدا برای من و این حجم اندوه یه کاری کنه.
خدايا منم دل دارم
امضا سکوتی که تبدیل به اشک شد.
  میدونم که از چرا گفتن خوشت نمیاد ولی من واقعا چن تا چرای مهم دارم :] چرا غر نمیزنی آیا؟ :| چرا گله و شکایت نمیکنی حتا؟ Oo چرا اینقدر خوب و صبوری آخه عزیزمن؟ :) حق دارم عاشقت باشم بی نهایت  :) +خدايا؟ بهت تبریک میگم برای آفریدن عزیزمن❤
من ب چشم دیدم که احسن الخالقینی
:)
 
.
دیشب علی ( پسر عمم ) بهم میگفت آدم یه کوچلو دل گنده باشه بد نیست .باید بهش میگفتم من یه عمره دل گنده بودم و تحمل کردمو بروی خودم خیلی از چیزا رو نیاوردم ، ولی چیزی نگفتم ، ساکت موندم چون اگه حرف می زدم شاید نمیتونستم اشکمو کنترل کنم .صبر ، صبر و باز هم صبوری در برابر اتفاقات ناخوشایند خدايا شکرت .
خب، به نام خدا.
امروز اومدم سرکار.
و ان شالله شنبه به طور رسمی اولین روز کاریم حساب میشه.
اگرچه همه چی برام تقریبا مبهم گونه ست و هنوز توی شوک هستم.
مسئله سربازی به لطف خدا تموم شد.
مسئله کار هم حل شد.
دیگه کم کم با توکل و لطف خدا باید بگردیم دنبال نیمه گم شده.
 
خدايا مرسی.
خداياچه سنگ دل و کهنه دل استکسی که یادِ تو در قلبش نباشد چه بی راه است کسی کهراه تو را نخواهد .چه تشنه دل است .کسی که در قلبش ، یاد تو نباشد .تو تمامِ تمامی .همانی که می دانی . دختری به تنهایی ماه + :) + روزها سخت باشن ، با یادخدا اسون میشن خدايا چقدر ارامش داره یاد تو توی روزهای پر مشغله این روزای من .که خودمم دقیقا نمیدونم قراره چی ها بشه :)اما می دونم ته این راه ، قشنگه چون تو هستی :) 
خداياچه سنگ دل و کهنه دل استکسی که یادِ تو در قلبش نباشد چه بی راه است کسی کهراه تو را نخواهد .چه تشنه دل است .کسی که در قلبش ، یاد تو نباشد .تو تمامِ تمامی .همانی که می دانی . دختری به تنهایی ماه + :) + روزها سخت باشن ، با یادخدا اسون میشن خدايا چقدر ارامش داره یاد تو توی روزهای پر مشغله این روزای من .که خودمم دقیقا نمیدونم قراره چی ها بشه :)اما می دونم ته این راه ، قشنگه چون تو هستی :) 
چند روزی میشه پلک چپم میپره  ممتد نه اما  هر از گاهی میزنه و منو نگران کرده.صدقه و آیتت الکرسی هم خوندم.حس بدی بهم میده درسته ربطی نداره اما خوب چیز جالبی هم نیست و میترسم یه احارتی بزرگ پیش بیاد و اذیتم کنه.
همه ملت پلک راستشون میپره  مال من چپ ول کن نیست.
خدايا خودت بخیر کن.
 
من همون بیچاره ایم که با 86 درصد زیست و با73 درصد شیمی قراره پشت کنکور بمونم
خدايا خیلی درد داره خیلی 
خیلی درد داره 
هیشکیو ندارم کنارم باشه 
همش باید درد بکشم و درد بکشم 
انقد درس خوندم نیمه نابینا شدم 
خداا چرا انقد نفس کشیدن درد داره؟ 
چرا انقد زندگی کردن درد داره؟ 
دو سال  بدترین دردارو به جون خریدم دو سال تا مغز استخون درد کشیدم 
هنوزم ادامه داره 
همش به خودم میگم محکم باش دختر محکم باشه دیگه چیزی نمونده 
ولی حقیقتش اینه که این دردا هیچ
سلام
گاهی وقتا آدم همه کس و همه چیز رو مقصر میدونه
جز خودشو
امشب میخوام بگم
از خودم گله دارم
از خودم ناراحتم.
زیادی به خودم بها دادم که نمیتونم جلوش رو بگیرم
خدايا خودِ من را در خودِمن زمین بزن
من به نگاهت نیاز دارم
فردا روز زیارتی امام رضاست.
کاش نبودم 
کنج خونه اخمو و جدی و پریشون مثل داغ دیده ها کز کرده بودم و حوصله ی چرخوندن سر و حرف زدن نداشتم که یهو زنگ زد و گف بپوش بیا باور کردنی نبود عجب ایزی خودش بود دیدمش ، خوب نگاش کردم، غصه خوردم ،غصه خورد ، خندیدیم  .الان حوصله ی استاد فلسفه که داره در مورد علل پیشرفت علم شهودی در جوامع غربی حرف میزنه هم دارمخدايا شکرت   
هو الرحمن الرحیمحال این شب ها .چه بگویم خود را آماده میکنم جدی جدی کاملا حق به طلبانه  که لا به لای دعاها الغوث ها تمام حاجت ها و گلگی هارا بیان کنم دعای جوشن کبیر که شروع می شود هر بند که خوانده می شود حال روزم بارانیست کاش زمین دهن باز کند از شرم آب شومخدايا امشب آمده بودم بگویم چرا تنهایم گذاشتی ؟!+خَیْرَ حَبِیبٍ وَ مَحْبُوبٍ (اى بهترین دوست و محبوب )خدايا اومدم بگم چرا دستم تنگه چرا ولم کردی ؟!روزیم پس کجاست +یَا مَنْ خَلَقَنِی وَ سَوَّ
خیلی وقتا دلخوشی کل  زندگیت دیدن چهره و لبخندشه که در لحظه خوشبختی رو حس کنی و روحتو تازه  کنه خیلی وقتا دوسداری عقلتو پس بزنی و هر چی دل میگه گوش کنی و از هیچ کی و هیچی نترسی لعنت به فرهنگی که از ترس آبروریزی حق نداری داد بزنی که دوسش داری خدايا حالش همیشه خوب باشه
آقا خابم نمیبره
اگ گند بزنم چی؟
اگ هیچی یادم نیاد چی؟
اگ سخ باشه چی؟!
اگ همش ا اونجاهایی باشه ک من حذفش کردم برا خودم چی؟!!
خدايا پشمام
منو به حال خودم رها نکن!جونه من غلط کردم هر چی گناه کردم غیبت کردم به مامان بابام دروغ گفدم منو عفو کن دهنم صاف نشه پن شمبه خداياااااا
بسم الله الرحمن الرحیم
دلم به این خوشی های چندروزه دلخوش نیست .
وقتی که این دنیا نه خوشیش موندگاره و نه غمش .نه لبخندش میمونه نه اشکش
مبادا این چند روزه راحتی دوباره ضعیفم کنه 
مبادا عادت کنم
 راه سخت تری پیش رو داریم 
کاش غافل نشم.
درهمه لحظات به خودم تلنگر میزنم که یوقت دلخوش نشیا حواست باشه اماده شو اماده شو برای روزهای سخت تر.
خدايا کمکم کن 
خدايا توی سختی ها راحت میشه بهت رسید اما توی راحتی ها خیلی سخت میشه همه چیزو کنارگذاشت و
امروز سین کنکور ریاضی داره و ما همه از دیروز کلی استرس داریمدو روز پیش امتحانم تموم شد و برگشتم خونهحالام که از شیش صبحه بیدارمبچه‌ها لطفن براش دعا کنید تا موفق بشههمه بچه‌های کنکوری موفق بشن و نتیجه زحمتاشونو ببینن.خدايا همه این کنکوریا رو کمک کن.خب بریم یکم بخوابیم ببینم میشه یا چی؟
دلنوشته های بهنام زرگر رامهرمزی:خدايا انصاف نیست که انسانهایت در نفهمی با حیواناتت برابری کنندامامغزو فهمشان برابر نباشد.درحیوانات خررادرنفهمی به رسمیت شناخته اند وما عمریست در راه تو خود را به خریت زده ایم وتوما راهنوز به رسمیت نشناخته ای.۱۲۰/
Behnamzargar
سلام
امروز تا ظهر سرکار بودم
عصر سردردم خیلی بدتر شد
با شمایی که نمیشناسم که تعارف ندارم راستش رو بخواید پول ندارم برم دکتر
و از طرفی هزینه های زیادی بهم اضافه شده
سخت شده
گاهی میترسم از این سردرد هام
پر از ابهام و علامت سواله زندگیم
کار هرشبم شده فکر و فکر و فکر
فکر کنم توی دایره لغات هم نمی گنجه حالم
حس میکنم محرم نزدیکه
خدايا من جز تو کسی رو ندارم
سلام
خیلی وقته نیومدم اینچا
گرفتارم اما نه  هر وقت میگم گرفتارم انگار خدارو فراموش کردم نه خدايا
ولی واقعا شما نگاهم نکنید کارام به هم میریزه نگاه کنید
اما خب امیدم به خوددونه و بس الهی راضیم به رضات
از ما حرکت و از شمام برکت
امشبم هم ریخته بودم ولی خدا روشکر حالم خب شد
الهی به امیدی خودتون یا علی مدد
خدايا نذار امید هامون ناامید بشه
امشب به خاطر جمله ی یه کسی خیلی .
به اوضاع احوالمون دلسوزای انقلاب سوخت.
که دارن یه جور هدر میرین میسوزن و کسی هم نیست از نیت های پاکشون  از درستکاریشون استفاده کنه !
وسط فیلم ایستاده در غبار پاشد رفت خونشون
حین رفتن حس منو دید و میدونست دغدغ هی منم چیه یه جور غریبی داشت گلایه میکرد
انگار که هنوز هم با این سن امید داره یه جا به کار گرفته شه یه گوشه ی کار رو بگیره زیر لب با خودش میگفت
خب که چی داره میگه که یه هم
#مناجات_بالبخند
یا رب عنایتی کن و حالی نکو بده
اذن دعا و درد دل و گفتگو بده
 پیراهن دریده ی نفـس مرا خدا
بعد ازطی مراحل سهل رفو بده
یا عشوه های دلبر ما را تو کم نما
 یا اینکه در مقابلش او را هوو بده
یا وام ازدواج برایم رها مکن
 یا صد هزار ضامن با آبرو بده
در شامِ سفره های فقیران شهر ما
یک شب به جای مرغ خدايا لبو بده
از لطف یار و مهر رفیقان شکسته ام
یارب عنایتی کن و قهر عدو بده
این شاعر شکسته چقدری خجالتی است 
از لطف خود به شاعر دلخسته رو بده
@tanzym
به خودم قول دادم تنها بمونم ولی شکستن غرور و له شدن و انتظار بیخودی رو متحمل نشم  
گاهی اشک میریزم گاهی دلم بغل میخواد یه بغل از جنس دوس داشتن ولی خودمو نگه میدارم و تحمل میکنم  :(
دیگه نمیخوام اشتباه کنم و دیگه اشتباه نمیکنم
خدايا دستمو بگیر سفت تر دستمو بگیر خدا جونم :*
بعضیها را، آدم وقتی می ره سر توالت فرنگی می شینه،یادش بهشون می افته!می دونید!دیگه در این حد صمیمیت بوده. منتهی شماره را پاک کردم، ناچار شدم اینجا یادش کنم! عذر می خوام. حدسی اگه دارید می تونید بزنید که حالا چرا اونجا! یک ساعته دارم فکر میکنم خدايا حدث انگار یک چیزیشه! چرا اینجوریه شکلش! تا بالاخره فهمیدم حدس درسته اون اشتباهیه حدیث است، یکم شبیه اینه!  
اغا هفت ماهه تو این کمپ از شر موش یه روز خوش نداریم،خدايا واس چی موشو خلق کردی،قبل ازینکه با موش مستقیم روبرو بشم همیشه موش و همستر و خوکچه هندی رو خوشگل میدونستم،اما حالا بیشتر از هرچیزی تو دنیا ازشون بدم میاد.چن وقت پیشا یه تله دستی ساختم که موش بگیرم اتفاقا تله کار کرد و تو این مدت چهارتا موش گرفتم(البته موش که چه عرض کنم هیکلشون اندازه گربه بود)هردفه با خودم گفتم ک ایندفه گرفتم به بدترین نحو ممکن میکشمش اما دلم نیومد.
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب