نتایج پست ها برای عبارت :

داستانی در مورد ضرب المثل عاقل نکند تکیه به دیوار شکسته

استاد قائدی یک پستی گذاشته بود با عنوان "شهروند عاقل". دلم گرفته بود. زیر نوشته اش در بخش نظرات نوشتم: "بعضی وقتها دلم میخواهد عاقل نباشم. نه شهروند عاقل، نه همسر عاقل، نه مادر عاقل. نه فرزند عاقل و نه هیچ چیز عاقل دیگری. دلم می خواهد بی خیالِ همه ی مسئولیتهایم بروم دیوانه وار دیوانگی کنم". 
پاسخم داده است: این خودش عین عقل است .
به استناد سایت مشاوره حقوق خانواده دینا یکی از مهمترین حقوق مالی زن بعد از طلاق ، اجرت المثل ایام زوجیت است . مطالبه اجرت المثل ایام زوجیت می بایست از طریق ارائه دادخواست اجرت المثل ایام زوجیت زن به دادگاه صلاحیت دار انجام گیرد که دادگاه صالح برای رسیدگی به دعوای مطالبه اجرت المثل ایام شویی ، دادگاه خانواده می باشد . به این منظور ، در قسمت تعیین خواسته و بهای آن بایستی مطالبه اجرت المثل ایام زوجیت در تاریخ مورد نظر را درج کرد .
به استناد سایت مشاوره حقوق خانواده دینا زن و مرد هنگام اقدام برای طلاق توافقی باید تکلیف تمامی حقوق مالی و غیر مالی زندگی مشترک از جمله مهریه ، نفقه ، حضانت فرزندان و اجرت المثل زن را مشخص کرده باشند و با نگارش توافق نامه طلاق به دادگاه درخواست دهند . لازم به ذکر است که در این نوع از طلاق ، توافقات زوجین برای دادگاه ملاک خواهد بود و دادگاه چیزی جز توافق آنها را ملاک قرار نمی دهد ؛ به همین دلیل هم تکلیف اجرت المثل زن در طلاق توافقی باید تو
شادی آمد و رفت چه زود گذشت آن شادی
غمی آمد و رفت
و چه زود گذشت
سر راهی ماندم
آسمان را بنشستم به نگاه
پاهایم سست
سرم سنگین است
نتوان رفت به راهی که در آن
آسمان غمگین است
دختری در طرف دیگر راه
دست هایش را به خاک می مالد
بر زمین می خوابد
در خیال از ابر ها پنجره ای می سازد رو به فضای ابدی
من در اندیشه ی او
پی بازی می گردم
آه .
من چقدر نادانم
همچنان اول راه
شعر پر رازی می سازم درون سر خویش
و رها می کنمش در نسیم پشت آن سنگ سیاه
دخترک می خندد
نکند راز مرا م
دل شکسته مراقب دگر چه می‌خواهد
سر بریده که بالشت پر نمی خواهد
 بدون گریه بخوان حمد و سوره‌ای و برو
به گِل نشسته دلم، چشم تر چه می‌خواهد
رسیده از تو به ما خیر‌های بسیاری
نکن دعا نه از این بیشتر نمی‌خواهد
به عذرخواهی مردانه‌ات نیازی نیست
خرابه‌‌‌ منت ديوار و در نمی‌ خواهد
بخند، پشت نقاب‌های عاشقانه نمان
سپاه آخر خط که سپر نمی خواهد
چهارشنبه ای که گذشت،به همراه خانواده بازار زنجان بودیم.چند دقیقه ای به خاطر کار بانکی پدرم، تو پیاده رو منتظر بودیم که یک مرتبه یه خانم پیر زنبیل به دست، با چادر گل دار اومد سمت عمه ام. بی مقدمه برگشت گفت: دنده هام شکسته.» عمه هم بهش گفت: خب برو دکتر.» و اون پیرزن غمگین جواب داد: دکتر برم میخواد چی بگه؟ می خواد بگه برو عکس بگیر دیگه.» و بعد هم راهشو گرفت و رفت.
خیلی دلم گرفت.خیلی. میدونم ترکی حرف زدن بلد نبودم و سنی هم نداشتم که بخوام با ا
 مگر نمی گویند جلوه ی تو، در آینه های شکسته هویداتر است؟من اگر آینه هم نباشم برای تو، در تو که این روزها شکسته ام.سنگ را در دستانم بنگر.با خود؛ خویش را شکستم.هنوز هم مات این شکستنم.شکسته هایش را هنوز به هم نیاویخته ام، که سنگی دگرباره به دستم داده ای.چگونه تحمل کنم؟مگر نه این که تو منی و من تو ؟و من همه از تو هستم .و تو در من، گاه نهانی و گه آشکار.یا کدر شده آینه دلم یا ترک ندارد. که تو نظر نمی کنی.ترک بردار ای دل، تا خریدارت شوند.شده ام
#مناجات_بالبخند
یا رب عنایتی کن و حالی نکو بده
اذن دعا و درد دل و گفتگو بده
 پیراهن دریده ی نفـس مرا خدا
بعد ازطی مراحل سهل رفو بده
یا عشوه های دلبر ما را تو کم نما
 یا اینکه در مقابلش او را هوو بده
یا وام ازدواج برایم رها مکن
 یا صد هزار ضامن با آبرو بده
در شامِ سفره های فقیران شهر ما
یک شب به جای مرغ خدایا لبو بده
از لطف یار و مهر رفیقان شکسته ام
یارب عنایتی کن و قهر عدو بده
این شاعر شکسته چقدری خجالتی است 
از لطف خود به شاعر دلخسته رو بده
@tanzym
قهوه ی قاجاریِ چشمت، عسل دارد، عزیزخنده ات آرایه ی ضرب المثل دارد، عزیز
چشم و ابرو چون رباعی، گیسوانت مثنویبیت در بیت نگاه تو، غزل دارد عزیزباد ، بوی گیسوی ات را با خودش برداشت بُردحال، عِطرت، شعبه ی بین الملل دارد عزیزخسرو وفرهاد ومجنون ، وامق و رامین و قیسلشگرت، صدها نفر، زین گونه ، یل دارد عزیزگفته بودند، علّت عاشق شدن ، یک علّت استعاشق رویت شدن امّا، علل دارد عزیزسخت تر زین کار؟ توصیف شما در پنج بیتوصف تو، صد مثنوی باشد، محل دارد عزیز 
دوستت دارم19:33
دوستت دارم 19:34
دوستت دارم19:35
دوستت دارم 19:36
دوستت دارم 19:37
دوستت دارم 19:38
دوستت دارم 19:39
دوستت دارم 19:40
دوستت دارم 19:41
دوستت دارم 19:42
دوستت دارم 19:43
دوستت دارم 19:44
دوستت دارم 19:45
دوستت دارم 19:46
دوستت دارم 19:47
دوستت دارم 19:48
دوستت دارم 19:49
دوستت دارم 19:50
دوستت دارم 19:51
دوستت دارم 19:52
دوستت دارم 19:53
دوستت دارم 19:54
دوستت دارم 19:55
دوستت دارم 19:56
دوستت دارم 19:57
دوستت دارم 19:58
دوستت دارم 19:59
دوستت دارم 20:00
 خییلی
قبل‌ترها در مورد مدارسِ بدون در و ديوار فنلاند نوشته بودم و با خود آرزو می‌کردم کاش روزی مدارسمان به این سمت و سو برود و بچه‌ها با عشق و علاقه درس بخوانند و در و ديوار مدرسه آن‌ها را محصور نکند.امروز وقتی به مدرسه تازه باز شده‌ای در پلدختر رفتم؛ آرزویم برآورده شد! مدرسه‌ای که از سر تقدیر زمانه، بدون در و ديوار شده بود! هنوز وارد مدرسه نشده بودم که دانش‌آموزی گفت: آقای دوربینی! ازمون عکس بگیر و بگو ما سیل‌زده هستیم و همه خونمون رفته زیر گِ
تبلیغات یکی از مهمترین راه های کسب درآمد برای بسیاری از سایت هاست. تا جایی که به برخی سایت ها بر می خوریم که برای رسیدن به محتوای مورد نظرمان، لازم است چندین و چند پاپ آپ و تبلیغ را ببندیم. مثل گذشتن از هفت خوان رستم یا چیزی شبیه به آن .
مشکل چنین سایت هایی نداشتن خلاقیت و تمرکز بر روی کسب درآمد به هر طریقی است. راستش را بخواهید از نظر مدیران این سایت ها کاربران ارزشی ندارند وگرنه این همه تله تبلیغاتی سر راه منو شما نمی گذاشتند!
گوگل هم چنین سای
ضرب المثل " تعارف شاه عبدالعظیمی" از کجا اومده !؟
قدیما که تهرانی‌ها با ماشین دودی میرفتن زیارت شاه عبدالعظیم پول رفت و برگشت ماشین رو باید اول میدادن، برای همین اهالی شهر ری که مطمئن بودن اینا چون پول بلیط رو قبلا دادن حتما برمیگردن خونه هاشون، الکی تعارف میکردن که تو رو خدا شب پیش ما باشین !
اولین بار که تو را دیدم ، یازده سالم بود . مرا از آن مدرسه‌ی شلوغ و بی نظم آورده بودند به شاهد نمونه‌ی استان. آن هم اواخر سال . 
آمده بودند دنبالم ، زنگ سوم بود . گفتند می‌رویم جایی . بعد نشانده بودنم وسط آن کلاس قشنگ . چند بچه‌ی مؤدب . معلمی که خوب درس میداد و نمیشد مسخره اش کرد و یک مشاور سمج .
آن سال شروع سرکشی های من بود پسر . از فرار کردن هر روزه از مدرسه بگیر تا داد و بیداد های هرصبح که نمی‌ روم . از دعوا با بچه‌های مدرسه تا اعتراض علنی به اجبا
یه سری حرف ها هستن که نمیدونیم از کجا هم دراومدن و تو دهن هامون افتادن!!!!
چندتا از این حرف هارو مینویسم اونهایی که میدونید و شما هم اضافه کنید!!
خدا بد نده!!!!! خدا مگه بد هم میده!!!!
سپاردی به امان خدا!!!!! امان خدا ناامنه!!!!
وقتی میخوان قسم بخورن:به این برکت که از قران بالاترِ!!! نون و میفرمان!!!!
نون از قران بالاترِ!!!!!!!!!!!
یه ضرب المثل ترکی هست :نماز قیلَن بنده دی ، قیلمیَن شرمندَ دی، گاه قیلَی گاه قیلمییَی یرین جهنم دَ دی!!!
کسی که نماز بخونه بنده است، ک
چند مرده حلاجی؟
ریشه این ضرب المثل برمی‌گردد به ماجرای  حسین بن منصور حلاج که بخاطر عقایدش دو دستان او ،سپس چشمان  و بعد زبان و سرش را بریدند و در آخر هم به آتش کشیدند. 
امروزه وقتی از پایداری و استقامت کسی سخن می گویند گفته می شود، چند مرده حلاجی؟یعنی ببینیم تاب و توان تو چقدر است؟
جز قند شکسته نداشت
خوبیش اما این بود که درشت شکسته بودند! خونه که اومدیم تونستیم از نو بشکنیمشون!!
فکر کنم اولین بار بود از اینکه کسی کارشو درست انجام نداده، ناراحت نشدم که خوشحالم شدم!!
از بدترین ظلمهای زمونه به مردمش دم دستی کردن کارهاست.
تو که قند شکسته دستم میدی نمیگی فشار عصبیمو کجا و سر کی باید خالی کنم؟!
سبزی فریز شده آماده که دستم میدی نمیدونی گاهی از نگاه و لمس و پاک و خرد کردن سبزی، انسان بیشتر لذت و بهره میبره تا از خوردنش؟!
خواهشا حب
میدونی؟
- فک میکنه یهویی رفتن باعث راحت رفتنه :)
+آره، به بقیه که فکر نمیکنه، بزار راحت باشه!
-یعنی خودخواهه؟
+نه، نمیشه اینطوری گفت، شاید دست خودش نباشه
-نچ، قبول ندارم، فقط وقتی عزرائیل بیاد، رفتنت دست خودت نیست
+راست میگی، اینم حرفیه:(
-بخند :) ، خودخواهی و قول هاش برای خودش
+نچ، نمیشه، داغونم:(
-هععععععی، امان امان امان
+اوهوم، راستی سکوت!
-جانم؟
+الان که شکسته، میدونم مث تو جز سکوت هیچی بهتر نیست!
-آره رفیق، مال من خیلی وقته که شکسته:)
+:(
-:)
سین سک
عزیز دلم دارد عروس می شود. قند در دلم آب می شود. مدام قربان صرقه اش می روم. می دانید چیست؟ یک خوش حالی عجیبی است که عزیز دل آدم عروس شود. اصلا دلم یکجور دیگری می زند. درست است که دختر آدم را مردم با خودشان می برند یک جای دیگر اما باز هم در کنار این دلتنگی هایی که هنوز نیامده حس های فوق العاده ای هم وجود دارد. حس هایی که طعم خوش بهار می دهند. طعم تازگی و طراوت. شادی و سرزندگی. البته گاهی وقت ها بعضی اتفاقات شاید لحظات خوشت را خراب کنند. مثلا وقتی می بی
وقتی یه اشتباه و برای بار چندم!! تکرار میکنید!!!! نشینید به خدا غر بزنید و ناله کنید که چرا من؟؟؟ چرا دوباره؟؟؟ چرا چند باره؟؟؟ چرا همش اینجوری میشه؟؟؟ شما اگه همون بار اول درسی و که لازم بود گرفته بودین دوباره خودتونو تو همین چاه نمینداختین!! دروغ میگم؟؟؟
لطفا عاقل باشیم!!! سرسری رد نشیم حتی از مسائل به ظاهر ساده
خاطره ای در درونم استچون سنگی سپید درون چاهیسر ستیز با آن ندارم، توانش را نیز؛برایم شادی است و اندوه.در چشمانم خیره شود اگر کسیآن را خواهد دید.غمگین تر از آنی خواهد شدکه داستاني اندوه زا شنیده است.می دانم خدایان انسان رابدل به شیئی می کنند، بی آنکه روح را از او برگیرند.تو نیز بدل به سنگی شده ای در درون منتا اندوه را جاودانه سازی .
 
آنا آخماتووا
[متاسفانه این بار شعر معروفى رو دوست دارم از این شاعر؛ زنى که مى گوید : عاقل باش قلب من /خسته اى دیگر/
زاهد از کوچه رندان به سلامت بگذر
تا خرابت نکند صحبت بدنامی چند
عیب می جمله چو گفتی هنرش نیز بگو
نفی حکمت مکن از بهر دل عامی چند

"ديوار اشعار"  هر روز یک شعر از من و یکی یک شعر در همین موضوع هم از خواننده ها این طوری کلی شعر و کلی درس زندگی یاد میگیریم.

خیلی ممنون که سعی میکنید این ديوار اشعار را تمیز نگه دارید و چیزی رو ش نمی نویسید ولی لطفا روش بنویسید این طوری خیلی قشنگ تره.
موضوعی بخوانید .
بسم الله
سه سالی شده که بیشتر شب های سال را پشت همین میز گذرانده ام.میز بزرگ و قهوه ای سوخته ام که شاهد لحظه های زندگی بی اهمیتِ من بوده.شب های خوشحالی و ناراحتی.نگرانی های بی سر و ته.فکر های خوب و جرقه های امید و بعد نا امیدی محض.سکوت های طولانی و دود سیگار و بعد آواز های تاریکی.همه را گذرانده و مرا نیز خواهد گذراند.احتمالا بیشتر از من عمر کند.جنسش درست و حسابی است و حالا حالا سرِ خراب شدن ندارد.مثل من بد قواره و زشت نیست.میخواهد بماند.با هر وسیل
۵ ترم علوم پایه هم تموم شد:)فکر نمیکردم یه روزی این جمله رو بنویسم:)، برام خیلی دور بود ترم ۵! ترم اول که بودم، فکر میکردم به ترم ۵ که برسم قراره خیلی خفن، شاخ، عاقل و بالغ بشم! 
تو این ۵ ترم سعی کردم مهارت های مختلفی کسب کنم، با یه سری از ترس هام مقابله کنم و شجاعت بیشتری کسب کنم.
امیدوارم از فیزیوپات پزشکی شیرین تر بشه:)
پ.ن : شهریور علوم پایه دارم ^___^
خدایا؛تو تنها روزنه ی امیدی هستی که ؛ هیچگاه بسته نمی شود.تو تنها کسی هستی که ؛ با دهان بسته هم می توان صدایش کرد.تو تنها کسی هستی که ؛ با پای شکسته هم می توان سراغش رفت.تو تنها خریداری هستی که ؛ اجناس شکسته را بهتر برمی دارد.تو تنها کسی هستی که ؛ وقتی همه رفتند ، می ماند.تو تنها کسی هستی که ؛ وقتی هم پشت کردند ، آغوش می گشاید.تو تنها کسی هستی که ؛ وقتی همه تنهایت گذاشتند ، محرمت می شود.وتو تنها سلطانی هستی که ؛ دلش با بخشیدن آرام می گیرد ، نه با تن
تاکی به تمنای وصال تویگانه
                                  اشکم شود ازهرمژه،چون سیل روانه
خواهد که سراید غم هجران تو یا نه
                                 ای تیر غمت رادل عشاق نشانه
جمعی به تو مشغول وتوغائب زمیانه
                               رفتم به در صومعه عابدو زاهد
دیدم همه را پیش رخت راکع وساجد
                             در میکده رهبانم ودرصمعه عابد
گه معتکف دیدم وگه ساکن مسجد
                             یعنی که
مردم شهر به گوشید .؟
امشب همه ی میکده را سیر بنوشید .
با مردم این کوچه و آن کوچه بجوشید .

دیوانه و عاقل همگی جامه بپوشید .
در شادی این کودک و آن پیر زمینگیر و فلان بسته به زنجیر و زن و مرد بکوشید .
امشب غم دیروز و پریروز و فلان سال و فلان حال و فلان مال که بر باد فنا رفت .
نخور جان برادر به خدا حسرت دیروز عذاب است . مردم شهر به هوشید .؟
هر چه دارید و ندارید بپوشید و برقصید و بخندید که امشب سر هر کوچه خدا هست .
روی ديوار دل خود بنویسید خ
با گذست زمان روز به روز داره گوگل ترنسلیت قوی تر و قوی تر میشه. از سال 2016 گوگل ترنسلیت از الگوریتم جدیدتری برای ترجمه استفاده میکنه که گویا  دقیقتر از الگوریتم قبلی هست اما متاسفانه این الگوریتم جدید برای زبان فارسی هنوز فعال نیست!!!
من الآن فکر می کنم یه راه برای ترجمه از فارسی به انگلیسی اینه که بدیم گوگل ترنسلیت ترجمه کنه و بعد ترجمه گوگل رو خودمون با اطلاعات زبانیمون اصلاح کنیم. البته این برای اصطلاحات و ضرب المثل ها خوب جواب نمیده، مثلا
به جهنم که نیستی! مگر مغول ها یک قرن ِ تمام حمله نکردند؟ مگر نگذشت!؟ نبودن ِ تو هم می گذرد! به هیچ کجای جهان هم بر نمی خورد؛ فقط یک تکه از دل ِ من کنده می شود و از دست می رود! فدای سرت، مگر نه!؟ به جهنم که نیستی، کافه گودو هست، فرانسه با شیر، تابلوهای ساموئل بکت، ماشین تحریر شکسته و خرابِ آن گوشه هستند؛ می شود بنشینم پشت یکی از میزها و شعری خط خطی کنم بر کاغذی! به جهنم که هرگز این نوشته را نمی خوانی! ژوزف تورناتوره و جیم جارموش اصلا همه ی فیلم هایشان
اس ام اس دل شکسته و جدایی - اس ام اس غمگین
www.Loveha.irیارب تو او را همچو من بر غم گرفتارش مکندر شهر غربت ای خدا هرگز تو ازارش مکنهر چند او از رفتنش چشمان من گریان نمودلیک ای خدای مهربان از غصه پر بارش مکن . . تو بارون که رفتی شبم زیرو رو شدیه بغض شکسته رفیق گلو شد . . احساس سوختن به تماشا نمی شودآتش بگیر تا که بدانی چه می کشم . . . لاویها - بهترین سایت عاشقانه | لاوی ها | رمان | چت روم | داستان | اس ام اس | عکس | آهنگ | کلیپ | کارت پستال | دانلود | لاو | Loveha.iR
دوستت دارم پریشان‌، شانه می‌خواهی چه کار؟دام بگذاری اسیرم‌، دانه می‌خواهی چه کار؟تا ابد دور تو می‌گردم‌، بسوزان عشق کن‌ای که شاعر سوختی‌، پروانه می‌خواهی چه کار؟مُردم از بس شهر را گشتم یکی عاقل نبودراستی تو این همه دیوانه می‌خواهی چه کار؟مثل من آواره شو از چارديواری درآ!در دل من قصر داری‌، خانه می‌خواهی چه کار؟خُرد کن آیینه را در شعر من خود را ببینشرح این زیبایی از بیگانه می‌خواهی چه کار؟شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن‌گریه ک
انتخاب های لحظه به لحظه ی آدم جهت خوشبختی یا عدم خوشبختی ش رو نشونه می گیره. اگر انسان عاقل باشه، چرخه ی انتخاب و عملش یه چرخه ی درست و بالا برنده میشه و اگر چرخه معیوب باشه، دست و پا می زنه و واپس رانده میشه با تقلاهاش در چرخه ی معیوبش.
فرض کن یک غروب بارانی ست و تو تنها نشسته ای مثلابعدش احساس می کنی انگار، سخت #دلتنگ و خسته ای مثلادر همان لحظه ای که این احساس مثل یک #ابر بی دلیل آنجاست. .شده یک لحظه احتمال دهی که دلی را شکسته ای مثلا ؟ که دلی را شکسته ای و سپس #ابرهای ملامت آمده اند.پلک خود را هم از پشیمانی روی هم سخت بسته ای مثلامثلاهای مثل این، هر شب، دلخوشی های کوچکم شده اند. در تمام ردیف های جهان ، تو کنارم نشسته ای مثلا. . .و دلی را که این همه #تنهاست ، ژاپنی ها قشن
ریتم: 6/8            گام: A
Am   Dm              B                            A    Dm             B      Am
گل بارون زده ی من گل یاس نازنینم . میشکنم پژمرده میشم نذار اشکاتو ببینم
Am     Dm           B                               A     Dm              B        Am
تا همیشه تو رو داشتن داشتن تمام دنیاست . از تو و اسم تو گفتن بهترینِ همه حرفاست
Am           E          G                                Am          E               G      Am
با تو با تو اگه باشم وحشت از مردن ندارم . لحظه هام پر میشه از
" آقا جّان ! تو رو به فاطمه ی زهرا قسمت می دیم ، آقا جّان ! ظهور آقامون امام زمان برسان
آقاجّان ! تو رو به فاطمه ی زهرا قسمت می دیم آقا جّان ! همه ی مریضای اسلامو شفا بده 
آقا جّان . " .
این ها دعاهاییه که معمولا هر روز صبح وقتی میرم حرم یک نفر دمِ بست نوّاب فریاد می زنه ! هر کس رد مشه پوس خندی می زنه و رد میشه . انگار که همه فکر می کنن که یارو دیوونه است . شاید من هم اولش همین فکر رو می کردم . اما فک نمی کردم یک روز با نواش بغض کنم و اشک بریزم . 
+ هر که را مج
شعر در مقام مادر
پیمانه اشک‎زیبا چون ابروان شکسته مادرشعری به غزل آشنای مادرخمری به لبان شکسته مادرسبزی به جان پاک مادرنَمی به چشم بسته ی مادرجامی به پیمانه اشک مادرداری بر سینه نیلگون مادرتمری بر بدن سوخته مادرمجنون یار
 

تفاوت بین اصطلاح ، ضرب المثل ، عبارت و جمله در انگلیسی

دوستان، دقت داشته باشید که گروهی از کلمات که
کنار هم قرار گرفته اند، اصطلاح نیستند و یا ضرب المثل نیستند. همچنین اگر دو یا چند تا
کلمه کنار هم باشند که فعل عبارتی نیستند!!!


عبارت: عبارت جمله ایی Phrase

معمولا" گروهی از کلمات/ تکه ایی از یک جمله که معنی و مفهومی
دارند

مثال:

1- You and your shoes

تو  و کفشتهایت


 

2-A long time a.

خیلی وقت پیش


 

3-A one way ticket.

یک بلیت یک طرفه


توضیحات بیشتر در ادامه مطلب 

ا
سلامدوسه روز امتحانی پستای وبم سکرت شدن. فقط یه عده خاص خوندن. تا حدودی خوب بود. ولی میخواستم مثلا حرف نخورم، که هزاربرابرش بدتر خوردم.ولی من دیگه برام مهم نیست هرچیم که بگن. من ادمای واقعی زندگیم خیلی راحت بهم حمله میکنن و هرچی که دلشون میخواد بهم میگن، اینا که ادمای مجازین دیگه. برام اهمیتی نداره. بذار هرجوری دلشون میخواد حرف بزنن. دلی که شکسته، دیگه شکسته. براش چه فرقی میکنه کی چی بگه. از فرداهم پستارو آزاد میکنم. هرکی مشکل دا
گمانم یک هفته‌ای بود که ستاره‌ی کسی روشن نشده بود. دیروز با خودم گفتم نکند که این حرف‌ها را برای خودم تایپ می‌کنم؟! نکند که کسی به این خانه سر نمی‌زند و مجبور شوم که درش را تخته کنم؟! دروغ چرا؛ دلسرد شده بودم. از تمام دنیا عصبانی بودم و حس کردم که بیهوده تایپ می‌کنم. غمگینم. از سکوت وبلاگ‌ها غمگینم. ما وبلاگی‌ها باید کاری کنیم که وبلاگ دوباره رونق بگیرد. چه کار؟ نمی‌دانم. هنوز نمی‌دانم. ولی اگر هنوز مرا می‌خوانید جمله‌ای برایم بنویسید که
بالاخره یه روز باید تصمیم نهایی رو گرفت و فقط عمل کرد
باید یه جایی فکر کردن رو تعطیل کرد .
دیگه ادامه نداد .
دیگه عاشق نبود
دیگه خودخوری نکرد
دیگه همه چی رو تحمل نکرد .
برای یه بار هم که شده تکلیف خودتون رو با خودتون مشخص کنید
عاقل باشید .
درست تصمیم بگیرید
عمل کنید
فقط عمل
برای یک عمر .
برای یک عمر به حماقت ادامه ندید.
همین . تمام
با اینکه دیشب هم از کتاب حرف زدم، به مناسبت روز جهانی نویسنده باز امشب هم حرفم دربارۀ کتابه.
علی صلح‌جو از نویسنده‌هاییه که کتاب‌های خیلی مفیدی ازش خونده‌ام. از گوشه و کنار ترجمه، نکته‌های ویرایش و اصول شکسته‌نویسی سه تا از همین کتاب‌ها هستن که نشر مرکز چاپ‌شون کرده.
از گوشه و کنار ترجمه و نکته‌های ویرایش دو اثری‌ان که براساس مطالعه و تجربۀ نویسنده، و مسائلی که حین کار و آموزش بهشون برخورده گردآوری شده. به‌نظرم این دو کتاب برای آموز
تواتر قسیم جهنم و بهشت بودن امیر المومنین علیه السلام
شیخ الاسلام علامه مجلسی قدس الله روحه الشریف می‌نویسد:
ولا شك فی تواترها، ولا یریب عاقل فی أن من كان قسیم الجنة والنار لا یكون تابعا لغیره ، وكیف یجوز عاقل أن یكون الامام محتاجا فی دخول الجنة إلى إذن أحد من رعیته ؟ مع أنه لا یخفى على منصف تتبع الآثار أن من تقدم علیه كانوا أعداءه ، وقد اشتمل تلك الأخبار على أنه یدخل أعداءه النار ، فالحمد لله الذی رزقنا ولایته وولایة الأئمة من ذریته الأخیا
ای ارحم الراحمین! ای غفار الذنوب ! ای خدای مشرقین و مغربین !
ای که میگفتند شکسته های دلمان که نزد بازار تو بیاید خودت با دل و جان میخریشان. کجایی؟؟
شکسته های قلبم دارد خودم را تکه تکه میکند! نفس هایم همچون طناب داری دست بر گلویم انداخته اند خدا جان! دارند جانم را میدرند!
کاش نجاتم دهی از منجلابی که در آن دست و پا میزنم، خدای تنهایی هایم، خدای خستگی هایم ، خدای  دلتنگی هایم راست بگو، دل کدام بنده ات را شکسته ام که دلم را به بند تازیانه گرفتار کرد
(در نظر داشته باشید که دارم در مورد فضای کوچیک روستا باهاتون صحبت میکنم.)
رفته بودم خانه عمه و حرفها حسابی طول کشید. اذان تمام شده بود که خداحافظی کردیم. عمه تمام سبزی های تازه اش را ریخت برای من. خواستم برای خودش سبزی بچینم که محمدرضا گفت شما بفرمایید. بعد هم رفت توی خانه. مانده بودم چجور حالیش کنم که مردانگی اش را برای خودش بگذارد! و اصلا حالی اش کنم یا نه؟ چیزی نگفتم. 
محمدرضا نوه عمه است. گمانم که بیست و پنج سال را دارد. راستش خوشم نیامد. از
1. حق مالی بر دو قسم است: 1. عینی 2. دینی 2. حقوق عینی عبارتند از: 1.حق مالکیت 2.حق انتفاع 3.حق ارتفاق 4. حق شفعه 5.حق تحجیر 6.حق عینی تبعی 3. مالکیت کاملترین حق عینی می باشد. 4. حق انتفاع با مالکیت منفعت متفاوت است. 5. حق ارتفاق فقط در اموال غیرمنقول ذاتی جاری است. 6. حق شفعه مربوط به مال غیرمنقول می باشد. 7. اثر تحجیر حق تحجیر می باشد. حق تحجیر یعنی اولویت در احیا زمین و تحجیر یعنی هر کاری که شروع به احیا محسوب شود. 8. حق عینی تبعی، یک حق عینی است که به تبع یک
آورده اند روزی شیخ عزم خرید نان کرد. وقتی صف نانوایی را طولانی دید، دروغی ساخت و گفت چه به بطالت در صف نان ایستاده اید که در مسجد شهر آش می دهند! مردم صف را رها کردند و به سوی مسجد دویدند.شیخ قبل از اینکه لذت نبوغ خود را ببرد و از صف دودر شده نان بی نوبت بگیرد، متحیر از هجوم مردم کوچه و بازار به سمت مسجد شد، با خود گفت نکند واقعا آش بدهند و سر من بی کلاه بماند؟! این شد که خیال نان را رها کرد و قابلمه به دست به سمت مسجد دوید.حکایت جالبی ست حکایت دولت
مگه میشه آدم , خدا رو دوست داشته باشه 
ولی کارایی کنه که خدا دوست نداره؟!

آره میشه 
چرا نشه؟!
من یکیو میشناسم که خیلی رفیقشو دوست داره 
اما همش کارایی میکنه که رفیقش دلخور میشه 
بعدش ازش معذرت خواهی میکنه 
و به شدت هم همدیگه رو دوست دارن!
قبول دارم که 
اگه عالم و عاقل برخورد کنه 
عزیزتره 
اما مییییشه 
باور کنید.

اونم خدایی که ستارالعیوبه 
خدایی که از مادر مهربون تره
خدایی که درِ توبه رو برا همین باز گذاشته
خدایی که سرزنش خطاهارو به سر بنده اش
بسم الله الرحمن الرحیم 
کوزه ای که نباید بشکند.
با گام هایی آرام، وارد دکان کوزه گری شد. سرش را بلند و کرد و گفت یک کوزه می خواهم.
نوح کوزه ای به او فروخت.
مشتری غریبه هنوز از دکان خارج نشده بود که ترق.! صدای شکستن کوزه آمد.
مشتری عجیب و غریب نوح بازگشت و گفت: یک کوزه دیگر بده!
نوح کوزه ای دیگر به او داد و باز صدای خرد شدن سفال و شگفتی بیش تر نوح! با خود گفت یک بار حواسش نبود اما این بار چه؟
باز هم مرد غریبه کوزه ای دیگر گرفت و این بار جلوی خود نوح زد
هو الرئوف الرحیم
عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت
و
و به غفلت سر شد
روزهایی همه سرشار از نور
لحظاتی پر از یاد خدا

آغوشش باز بود 
اما آنچنان که باید در آغوشش آرام نگرفتم
باشد که در این عید از فضل ش به ما عنایت کند
و با عدل ش با ما رفتار نکند
که قافیه را باخته ایم
       
اعتراض به خلافی خودرو
در کل برای اعتراض به خلافی خودرو دو راه وجود دارد که در متن زیر به توضیح هر کدام از آن ها خواهیم پرداخت:
 
 
در حالت اول بحث اعتراض به قبض جریمه مطرح می باشد.
اگر فردی به برگ جریمه اعتراض داشته باشد، بایستی به مرکز اجرائیات پلیس مراجعه نموده
و شکایت خود را ارائه نماید و سپس شکایت وی مورد رسیدگی قرار خواهد گرفت.
 
در حالت دوم در صورتی که فردی بخواهد در مورد صورت وضعیت تخلفات اعتراض کند؛
اولا به دفاتر پلیس +10 رفته و درخواست
بسم الله
راستش خیلی عنوان و مطلب اینجا هست که به صورت پیش نویس ذخیره شده تا به وقتش اجازه انتشار پیدا کنه ولی خب این حرفای وزیر بهداشت که خدا از غرض ایشون بهتر از ما خبر داره باعث شد تا یه حدیث در مورد گریه بشه پست  شروع مطالب وبلاگ . 
امام صادق علیه السلام میفرمایند :
هر کس از غم و اندوه مصیبتی بر جان خویش ترسید ،اشک بریزد،چه را که آن تسکین غم اوست .(ابن بابویه ،بی تا،الف،جلد ۱ ،ص۱۸۷)

پ.ن ۱ : ای که دم میزنی از عشق حسین بن علی(ع) آنچنان باش که ارب
ضرب المثل خر من از کره گی دم نداشت !
مردی خری دید که در گل گیرکرده بود و صاحب خر از بیرون کشیدن آن خسته شده بود. برای کمک کردن دُم خر را گرفت، وَ زور زد، دُم خر از جای کنده شد.فریاد از صاحب خر برخاست که تاوان بده»!
مرد برای فرار به کوچه‌ای دوید ولی بن بست بود. خود را در خانه‌ای انداخت. زنی آنجا کنار حوض خانه نشسته بود و چیزی می‌شست و حامله بود. از آن فریاد و صدای بلندِ در ترسید و بچه اش سِقط شد.صاحبِ خانه نیز با صاحب خر همراه شد. مردِ گریزان بر روی
اهنگ ای خدای عالم چگونه باورم شد آن که روزگاری پناه و یاورم شد با کیفیت عالی دانلود اهنگ رفتی و ندیدی که بی تو شکسته بال و خسته ام آهنگ بسیار زیبای رفته با صدای خانم الهه
اهنگ ای خدای عالم چگونه باورم شد
اهنگ ای خدای عالم چگونه باورم شد 
ای که رفته با خود دلی شکسته بردی
اینچنین به طوفان تن مرا سپردی
ای که مهر باطل زدی به دفتر من
بعد تو نیامد چه ها که بر سر من
بعد تو نیامد چه ها که بر سر من
ای خدای عالم چگونه باورم بود
آن که روزگاری پناه و یاورم من
محسن یگانه دانشجوی رشته مهندسی صنایع گرایش تولید صنعتی بود که در دانشگاه آزاد تهران واحد جنوب تحصیل می‌کرد اما پس از گذراندن شش ترم به علت مشغله بسیار در حرفه موسیقی، از ادامه تحصیل انصراف داد.او فرزند یکی مانده به آخر خانواده است و دو خواهر بزرگترش هر کدام پزشک و دندان‌پزشک هستند.او فرزند یکی از شهدای جنگ ایران و عراق، محمدرضا یگانه است و مادرش استاد دانشگاه است.محسن یگانه موسیقی را با یک گیتار شروع کرد.میل به موسیقی و یک شنونده خوب ب
هدف اصلی از بنا شدن ولی فقیه پیاده سازی حکومت اسلامی است. در این نوع حکومت است که امکان بندگی خداوند و هدف خلقت انسان تحقق پیدا خواهد کرد.
از وظایف ولی فقیه آن نیست که تمامی موضوعات و مشکلات جامعه را در سخنرانی‌های خود عنوان نماید.
نظیر داستان حضرت مسلم ع در کوفه که حضرت مسلم نمی‌توانست تمامی موازین جامعه اسلامی را(به درخواست خود کوفیان) در کوفه به اجرا درآورد و نیاز به حضور امام حسین ع بود تا ایشان مصادیق حکومت اسلامی را در جامعه کوفه پیاده
در امروزیم و غصه فردا داغدارمان کرده که نکند فلان شود نکند بهمان شود
در امروزیم و افسوس گذشته رنجورمان که چه شد چه بود
لحظه لحظه روز های عمرمان در درگیری است درگیری که نمیدانم کی قرار است تمام شود ملالی نیست
اما باید دانست از زندگی چه چیز را میخواهی  زندگی را یا لحظه  را یا ارامش را یا همه چیزو
تا بیایم این و به جمع برسیم 40 سالگی و گذروندیم
حالا در این سن در این فکرم که زندگی بستر است بستری برای عبور    عم تمام زندگی هارا نگاه میکنم دست اند
نحوه اجرای ديوار سبزديوار سبز از جمله فناوری هایی است که در سال های اخیر در ایران رواج پیدا کرده است. ديوار سبز اهمیت فراوانی هم از نظر زیست محیطی و هم از لحاظ زببایی بصری دارد. مهم ترین عاملی که در ديوار سبز به چشم می خورد نحوه اجرا و نگهداری از آن است که فاکتورهای فراوانی را در برمیگیرد. در ادامه به فاکتورهای نحوه اجرای ديوار سبز و نگهداری از آن و مراحل ساخت ديوار سبز می پردازیم.
منی که روزها، ماه ها و سال ها؛ صبح تا شب را با آدم ها خندیده ام و ادای آدم های خوشبخت را در آورده ام، زندگی ام روی لبه تیغی بُرنده است که راه رفتن رویش یا سقوط از آن، هر دو بد است، هر دو تمام شدن است.
من آدم ها را فارغ از جنسیت‌شان دوست داشته ام، احساساتشان حتی گاهی بیشتر از حال خودم برایم اهمیت داشته. من با همین تکه های شکسته ام، هنوز و هنوز عاشق محبت کردن مانده ام.
میدانم که تا همیشه، عشق به آدم ها در دلم می ماند، اما پشت این چهره، تکه های خرد شده
اعصابم خورده هرچی کار انجام میدم خوب در نمیاد و تموم نمیشه داره اون روی من بالا میاد .
هی منتظرم یه پیامی بده که دلم گرم بشه به یادش روزی صد بار پیاماشو چک میکنم البته نه وسط درسام ، 
اخه  خودش گفته بود که بهم پیام میده منم چشم به راه این روزنه کوچیک نشستم که یه پیام بیاد و تو دلم پروانه ها پر پر بزنن ولی .
و سخت تر از منتظر ماندن.
سخت تر از هراس اینکه نکند به اندازه کافی زیبا نباشی.
سخت تر از هزار راه رفتن دلت زمانی که از او خبر نداری.
این است که همچنان کسی را که همه ی این احساسات را به تو تحمیل میکند را دوست داشتنی میبینی.
ادامه مطلب
یک روز می رسدقصد ماندن داری؛اما بهای ماندن را نههرلحظه دلش را شکسته ایو نمیدانی به کدام لحظه قسم بخوریکه اینبار لحظه ها خوب خواهد بود؛که بگذار بمانم!
پ.ن: ایراد انسان آنجای گذشته اش بود؛که فراموش کرد ذاتا رفتنیستمگر اینکه تلاشش خلاف این را ثابت کند
میزان مطالعه عمیق میان آدم‌ها کمتر شده و این روزها دیگر آدم‌ها سرسری کتاب می‌خوانند و با وجود مطالب خلاصه شده اینترنتی تعداد خواننده‌های کتاب‌ها روز به روز تقلیل پیدا می‌کند.نکته وحشتناک ماجرا این جاست که مطالعات ثابت کرده، کتاب‌خوان‌ها در قیاس با افراد عادی آدم‌های خوب‌تر و باهوش‌تری هستند و شاید تنها آدم‌هایی روی این کره خاکی باشند که ارزش عاشق شدن را داشته باشند.بر اساس مطالعاتی که روان‌شناسان در سال‌های ۲۰۰۶ و ۲۰۰۹ انجام داد
.چباسمه تعالی
امور اجتماعی
آثار طلاق
غزل۴
آثار طلاق بس زیان آور و بی مرز و حد است
چونکه جانکاه بود، دغدغه اش تا ابد است
گر شود حاصل تزویج تو را نور بصر
نتوان کرد فراموش، چو آن کالبد است
پاره ی تن شود  از یاد نمی گردد محو
پدر و مادر فرزند، گل سر سبد است
او نیازش به پدر باشد و هم مادر خود
تا شود عاقل و بالغ، نتوان گفت بد است
گر شوی صاحب فرزند ز دیگر همسر
سخت باشد که پذیرد ورا ، تا حسد است
گر کنی ترک تو تزویج و پرستار شوی
نیست آرامش و تسکین، که آن نیز
امروز در همون حالی که رو به موت بودمیک آهنگی در ذهنم مرور میشدبدین شکل که میگفت:اگه یادش بره که وعده با من داره وای وای وایدل بیچارم رو به دست غم بسپاره وای وای وایای خدا بهار اومد گل من نیومد وای وای وایفصل کشت و کار اومد یار من نیومد وای وای وایدل من شکسته طاقت نداره والااگه پیغوم بده دیگه دوسم نداره وای وای وایوخیلی باحالم نه؟ =)روانی هم عمته! =))با تشکر =)))
طرح بنر 2/5*4 متر
حدیثی از پیامبر اکرم (ص) در بالای طرح در مورد تبلیغ و حفظ دین به وسیله خطابه و جنگ افزار به خط نیریزی که کتابت قرآن کریم با آن صورت گرفته است
به همراه سخنی از مقام معظم رهبری و تصویر ایشان در دیدار با دانشجویان دانشگاه نظامی امام حسین (ع) در مورد آینده ی ایران و جهان اسلام با توجه به گذشته با خط شکسته نستعلیق
و تصویری از ونی که لباس مقدس بسیجی بر تن دارند و در حال ورود به مسجد جامع خرمشهر می باشند
در حاشیه نیز از طرح اصیل اسل
امروز صبح،دوستم را دیدم که دستش را باز کرده بود. ماه پیش در مدرسه بر اثر یک اتفاق دستش شکسته بود.
وقتی به پیشش رفتم میگفت درد میکند،اما از گریه خبری نبود.بعد که فهمیدم دستش شکسته و گریه ای نکرده بود برایم جالب شد.
امروز عصر داشتم از پارکی رد میشدم که او را ،در حالی که زانوی غم بغل گرفته بود از دور دیدم.
اول متوجه نشدم و خواستم او را غافل گیر کنم،پس از پشت به او داشتم نزدیک میشدم که صدای گریه اش را شنیدم
نگاهی به او انداختم و بغلش نشتم و بهش گفتم:
-
تو کوچه های زندگی غریب و در به درپی شهادتم من شکسته بال و پر
اگرچه بی لیاقتم ولی به روم نیار
بیا و مادری کن و به من محل بذار
دلم هلاکه یک نگاه مادرانته
تویی که یاحسین قشنگ ترین ترانه ته
بدون زینبیه من نفس نمی کشم
تا زنده ام از عشق بی بی دست نمی کشم
تو رو به جون مادرت آقا دیگه بیا
نذار بازم بشه غروب کربلا به پا
همون یه کربلا برای عمه جان بسه
نذار بگن حریم زینبیه بی کسه
اولش یه جوی بود که ما رو گرفت رفتیم پیش استاد که آهای استادِ جان ،فلان کنفرانس در دیارم برگزار میشه یه مقاله بدیم دورهمی و بریم  شهرمون . استاد یه نگاه عاقل اندر سفیه به من کرد و گفت : جوجه فکلی دو هفته دیگه بیشتر وقت نمونده چه جوری وقت میکنی برو رد کارت (صد البته که استاد زیباتر گفتن ولی اینجانب مضمونش فرمودم). خلاصه ما رفتیم رد کارمون . 
یه هفته به انتهای تایم ، استاد ایمیلی زدن که فلانی جویای مقاله ی کنفرانس شهرتون ، بیا که برات یه سورپر
آمدم برایت عاشقانه بنویسم
اما
بغضم گرفت
نه اینکه این روزها بغض نداشته ام اصلا نه
این روزها پر بغض می گذرد اما
خودت می دانی که چه می گویم ؟
از همان بغض هایی که یکهو می آید
دلت را خالی می کند
و آدم احساس می کند چقدر تنهاست
آمدم برایت بنویسم نشسته ام به راهت
دیدم می دانی
آمدم بنویسم دلتنگِ بودنم
دیدم می دانی
آمدم بنویسم
بیا ! شمعدانی ها دارند بی جان می شوند
دیدم کار از کار گذشته است
بی رحمی نکن بیش از این
صبر هم حدی دارد
داری می خندی لابد به این
یا امیر المومنین.
آه این دل دوباره غم دارد 
شوق یک گریه در حرم دارد 
مانده ام آن دلی که تنها ماند
با تو باشد چه چیز کم دارد ؟

***
دوست دارم شکسته بالی را
دست های همیشه خالی را
عشق تو در نهان من باقی است
کاشتی در دلم نهالی را 

***

از نگاهم ستاره میریزد 
اشک هایم دوباره میریزد
دل بیچاره چاره میخواهد
در حریم تو چاره می ریزد
دلشکسته که باشی
ساده ترین حرف ها , اشکت را در می آورند
دلشکستگی پیچیده نیست
یک دل , یک آسمان , یک بغض آرزو های ترک خورده .
به همین سادگی
حالم خوب است.اما , دلتنگ روز هایی هستم , که میتوانستم از ته دل بخندم
دل شکسته هایم را زیر دوش حمام میبرم. ,
بغض هایم را زیر شرشر آب داغ میترکانم. ,
تا همه فکر کنند , قرمزی چشمانم از دم کردن حمام است . 
دل شکستگی درد دارد معنا ندارد 
گمان کردی نفهمیدم ؟ من همه چیز را می دانم . خونِ روی ديوار را دیدم . آخرین زوزه ی دردناکش را شنیدم و لرزیدم . تکان تکان خوردن مردمک های نمناکش را به خاطر سپردم ، من پنجه هایی که آخرین رمق را بر گلوگاه زمین ریختند و فشردند ، و فشردند ، و فشردند ؛ بر حنجره ی جهان حس کردم
و چشم های تو را ؛ ای محبوب ترین من !
و اشک هایت را . اشک هایت ؟ 
از آنها وام دار کدام ابر بودی ؟ کدام آسمان را بازیچه‌ی زنشِ آرام پلک هایت کردی که می باریدی و داشتی جهان را در بارانی غری
تا که پرسیدم ز قلبم عشق چیستدر جوابم اینچنین گفت و گریستلیلی و مجنون فقط افسانه‌اندعشق در دست حسین بن علیستسعی کن حرص و طمع خانه خرابت نکندغافل از واقعه روز حسابت نکندای که دم می‌زنی از عشق حسین بن علیآنچنان باش که ارباب جوابت نکند
سایت علمی فرهنگی تحلیلی ظفرمند 
به جای تو صحبت کردن با در ها، بی پرده به ديوار ها، برای ساعت ها. به جای بودنِ با تو، در کنار آدم های تو خالی تر از خودم. کنار بی عمق ترین چشم ها، توی سطحی ترین قسمت دریاها. و گمگشته در خاطرات اندک روزها و بی شمار شب های سیاهمان. بحث جدیدی نیست، طوری نشده ام ک نشناسی ـم. می دانی؟ کمی اندک تفاوت در ظاهر به سبب گذرِ عمر و چند تار موی سفیدِ و خطوط جدید روی پیشانی ـم، و نگاهی ک تلخ تر از قبل است و هاله ای از سکوت، ک پیش تر از خودم محیط را در بر می گیرد. می د
باید که دین عشق تو را تازه تر کنم از کل روی ماه تو سی جزء بر کنم با آیه ی نگاه خود اعجاز می کنی وقتش رسیده اهل جهان را خبر کنم قدری نماز فاصله ها را شکسته کن راهی شدم به مقصد چشمت سفر کنم جایی که اشک هست تیمم مجاز نیست از چشمه ای زلال وضویی دگر کنم انگشت های عاشق تو ، گیسوان من اینگونه می شود فقها ! مسح سر کنم؟!عمریست روزه دار لبی پر تغزلم عشقم! غزل بخوان که لب تشنه ، تر کنمصوموا» برای بوسه تصحوا» نمی شود بگذار در کنار تو شب را سحر کنم
با استفاده از قالب مورد نظر می توانید سایتی با امکانات ديوار و شیپور
داشته باشید. سایت ديوار یک وب سایت آگهی می باشد که در آن کاربران می
توانند آگهی های خود را در زمینه های مختلف ثبت نمایند و سایر کاربران می
توانند با جستجو در سایت کالا و خدمات مورد نیاز خود را بیابند. اما سایت
شیپور علاوه بر امکان درج آگهی سایت ديوار دارای امکان فروش نیز می باشد که
توسط این امکان، آگهی دهنده می تواند آگهی خود را در معرض فروش در سایت
قرار دهد. در حقیقت سایر
دکتر نیستم.
اما برایت ده دقیقه راه رفتن، روى جدول کنار خیابان را تجویز میکنم،
تا بفهمى عاقل بودن چیز خوبیست،
اما دیوانگى قشنگ تر است.
برایت لبخند زدن به کودکان وسط خیابان را تجویز میکنم،
تا بفهمى هنوز هم، میشود بى منت محبت کرد.
به تو پیشنهاد میکنم گاهى بلند بخندى، هرکجا که هستى،
یک نفر همیشه منتظر خنده هاى توست.
دکتر نیستم،
اما به تو پیشنهاد میکنم که شاد باشى!
خورشید،
هر روز صبح،
بخاطر زنده بودن من و تو طلوع میکند!
هرگز، منتظر" فرداى خیالى
با هم نشسته بودیم روی یک بلندی ، پشت یک پارک پَرت ، یادم نیست آن خواننده ی اجنبی دقیقا چه میگفت ، اما ریتم غم آلود حرف هایش آنقدر فضا را رنج آور کرده بود که دو نخ باقی مانده را در آوردم و پاکت خالی را انداختم توی پلاستیکی که بینمان بود . نگاه مظلومی به تو انداختم ، تو هم مثل همیشه بی توجه و در سکوت یک نخ را از دستم بیرون کشیدی و برای بار نمیدانم چندم تکرار کردی که پنج نخ از تو بیشتر کشیده ام و زهرمارم بشود اگر همین امشب بدهی ام را ندهم
هنوز روشن نک
در مناطق خشک حداکثر تعداد کیسه های سیمان رویِ هم انبار شده ۱۲ پاکت است مشروط بر آنکه ارتفاع آن از ۱/۸ متر نکند 
در مناطق مرطوب با رطوبت نسبی بیش از نود درصد اعداد فوق به ترتیب به ۸ پاکت و ۱/۲ متر تغییر پیدا می کنند. 
طبق مبحث ۵ مقررات ملی ساختمان
 
 
به خودم قول دادم از امروز
شاعری دست و پا شکسته شوم
آن قَدَر از تو شعر بِنویسم
تا از این حال زهر، خسته شوم

به خودم قول دادم از امروز
می روم تا که هر چه بادا باد
ما ندیدیم روز خوش اما
خانه ی عاشقیتان آباد
#حمید_رفایی 
#شاعرانه
@hamidrefaeipoem
ایده یا فکر اولیه از گوشه ی خیابان که راه می روید لحظه ای چشمتان به یک لنگه چکمه می افتد که غلت غلتان توی جوی آب می رود. نیم نگاهی به آن می اندازید و به آرامی از کنار آن می گذرید. این موضوع آنقدر بی اهمیت است که لحظه ای بعد این تصویر نیز زیرصدها تصویری ـ که بعد از آن در پی می آیند ـ دفن می‌شود. یکی دو دقیقه بعد هم هیچ اثری از تصویر آن چکمه در ذهنتان نمانده است.از گوشه‌ی خیابان که راه می روید لحظه ای چشمتان به یک لنگه چکمه می افتد که غلت غلتان توی ج
عجب هندسه ای دارد این تبعید
قانونی به مساحت همه ی دلتنگی ها.
قاعده اش در بی شرمی های روزگار ضرب می شود
و محیطش با خستگیهات جمع .
رویاها با هزاران صفر برابر می شوند
و سایه های تاریک تکرار
مجذور عمری می شود شریف،
تهی از توان گردنکشی!
نقطه پرگار باختنی است با شکوه!
باختنی همسفر همه ی شعاع های دویدنت.
و تو با غرورت می مانی
تنها و شکسته
مانده در راه!
و فرسنگها دورتر از امروزت.
مجید غلامرضایی
چهاردهم اردیبهشت نود و هفت
یه وقتایی ذهن آدم خالیه خالیه
الان ازون وقتامه
هیچی تو ذهنم نیس که درگیرش باشم
ن ب پایان نامه فکر میکنم
ن به آموزش های فشردم
نه کار
نه درس
نه خانواده
و نه حتی
خالی خالی
دوس دارم فقط به شب فکر کنم
سکوت قشنگش که با صدای ساعت کوچیک مرضیه شکسته میشه
تاریکی محضش که با نور تیر چراغ برگ خدشه دار شده
و آرامش قشنگش که هیچکس نمیتونه ازم بگیره امشب
+ برم باتریشو دربیارم؟
+ دلم میخواست بالای پشت بوم باشم الان و رو به آسمون دراز کشیده باشم و ستاره هارو بشم
هیچ وقت دوست نداشتم و علاقه مند نبودم نسبت به ادما نظرم رو عوض کنم،خصوصا اگر اون ادم ها روزی جزء کسایی بودن که دوست شون داشتمبدگویی از اون ها پیش دیگران یعنی اشتباه بودن انتخاب من!حالا شاید این رفتار به غرور و ترس از شکسته شدنش برگرده،اما هرچی که هست الان دوست دارم بگم که تولدت مبارک!به دور از تمومی حاشیه ها کینه ها ناراحتی ها و تمومی کارهای بچه گانه!هیچ زمان نمیتونی متوجه بشی که اینطور لطیف و دوستداشتنی بهت تبریک گفتم.
بی ربط نوشت شاید هم با ربط:
غیر از تو ای خدا به کسی رو نمیزنمجز در مقام قرب تو زانو نمیزنمبا کشتی شکسته ز امواج معصیتجز در کرانه های تو پهلو نمیزنمخواهی مرا بری به جهنم ببر ولیاین را بدان که بانگ هیاهو نمیزنم.پ.ن1:به کجا می شود فرار کنم؟بدتر از متهم زمین خوردمحیف آن دست که مرا بزنینزده؛ من خودم زمین خوردمپ.ن2:زندگی فهم نفهمیدن هاست.پ.ن3:این روزها هم میگذرد.‫#‏الحمدلله‬
سلام.
امشب میخوام یکم درد و دل کنم.
همش منتظرم که کارهای دانشگاهم درست بشه
خیلی خسته اماز نظر روحی.
دلم خیلی برای خانوادم تنگ شده
کارای دانشگاهم,هنوز تموم نشده و این سوهان روحمه
از هم خونم بگم که بهم دروغ میگه.درصورتی که میدونه من اونقدر باهوشم که همیشه متوجه میشم بهم دروغ گفته.ولی اون انقدر بچه اس و نفهمه که به منی که هردم بهم میگه عین خواهرشم,دروغ میگه:(
همیشه بهش میگم,صین جان من از مدل نفس کشیدنت میدونم دردت چیه,چرا به من د
غزالی علیه الرحمة در کتاب کیمیای سعادت می فرماید:
بدان که هر چه خدای تعالی آفریده است در حقّ آدمی، چهار قسم
است:
اوّل آن است که هم در این جهان سودمند است و هم در آن جهان،
چون علم و خلق نیکو، و در این جهان، نعمت به حقیقت این است.
دوّم آنکه در هر دو جهان زیانکار  است، چون نادانی و بدخویی، و بلای، به حقیقت این
است.
سوم آنکه در این جهان با راحت است و در آن جهان با رنج، چون
بسیاری نعمت دنیا و تمتّع بِدان، و این نعمت است به نزدیک ابلهان و بلاست به نزدیک
ع
برویم سر اصل مطلب. از آ‌ن‌جا که این نوشته‌های صرفاً روزمره‌نویسی را خیلی نیاز دارم که بنویسم، و چون هشتاد درصدش هم درباره‌ی درس و مدرسه است و چیزهای مرتبط و باز هم چون دلم می‌خواهد که مخاطب بداند خرف خاصی قرار نیست بزنم، این پست‌ها را ازهردرسی‌نویسی» می‌نامم که مخاطب گرام بداند چه‌خبر است. و اینکه ترجیحاً شکسته می‌نویسم.
ادامه مطلب
گوگل بعد از چندین‌ماه به اولتیماتوم‌هایی که می‌داد جامه‌ی عمل پوشاند و گوگل‌پلاس» را از دسترس کاربرانش خارج کرد، اینستاگرام و فضای رنگارنگش هم که از همان ابتدا برای آدم‌هایی مثل من که در نوشتن بسی حرّاف‌اند، ساخته نشده بود و این روزها صرفاً در حد همان استوری‌گذاشتن‌های هر چند هفته یا هر چند ماه یک‌بار رفع نیاز می‌کند، با نوشتن روی کاغذ هم که چند سالی هست میانه‌ای ندارم. پس چه باید بکند این آدم پر از حرف که حالا دارد به یک سکوت بزرگ
تا حالا شنیدین میگن :(( دختر و پسر مثل آتیش و پنبه هستند))
 
این ضرب المثل علی رغم اینکه به عنوان یک الگوی تربیتی به کار گرفته میشه ولی باید توجه داشت که از لحاظ تربیت صیحیح انسانی و اسلامی دیدگاه درستی را مطرح نمیکند  باید بدانیم که اگر سطح ارزشی نوجوان و جوان را تاحدی پرورش بدهیم و آنها را بی اراده و بی تصمیم جلوه ندهیم و توان خویشتن داری و تقوا را از آنها سلب نکنیم بدون شک به جریان تربیت آسیب وارد نمیکنم
نوجوان و جوان باید خود را چنان با ارز
بسیاری
از جذابیت هایی که در مشهد برای مسافران وجود دارد، توسط هتل های مشهد مورد توجه و
مطالعه قرار گرفته تا محیط هتل علاوه بر آرامش و آسایش مورد نیاز توانایی ارائه ی
خدماتی را داشته باشد که به نوعی جنبه ی جلب توجه و جذابیت آن بیشتر است. برای
مثال سرو غذاهای محلی، ایرانی و بین المللی، ارائه ی سوغات های مشهد، آرایشگاه،
وسایل بازی کودکان، فروشگاه های مجهز و . همه و همه تجربه ای از اقامت را در یاد
مسافر به جا می گذارد که هیچ گاه فراموش نکند و رزرو
دوران عجیبیست کسی فکر کسی نیست
حتی به خودش نیز بشر رحم ندارد
تا منفعتت رفت، توام رفته ای از دست
بر شاخه ی خشکیده تبر رحم ندارد
شاهی که به دست پسرش مرد نوشته.
حتی به پدر نیز پسر رحم ندارد
محتاج خودت باش که این تیغ جماعت
بر دست و سر و پا  و به پر رحم ندارد
طوفان زده دنیای مرا سخت شکسته
طوفان زده، بر زیر و زبر رحم ندارد
دستی که مرا کنده از این چاه. رها کرد
باور بکن ای عشق، بشر رحم ندارد
#حمید_رفائی
@hamidrefaeipoem
خب، وی پس از چندروز استراحت دادن به خود و جشن گرفتن پایان امتحانات به این نتیجه رسید که بهتر است کتابهای مظلوم درسی را بجای کتابهای داستان مطالعه کند تا وقتی مریض سوال پرسید مانند یک حیوان زحمتکش در گل گیر نکند!
+از فردا دوباره بخشهای جذاب ن پرخطر و زایشگاه و نوزادان شروع خواهد شد ^_^
+حرف یکی از استادان ترم یک در گوشش زنگ میخورد: از اینجا به بعد درس نخوندنت گناهه، گناهه، گناهه 
دانلود Divar 11.0.8 آخرین نسخه برنامه ديوار برای اندروید – خرید و فروش اجناس نو و دست دوم
معرفی نرم افزار ديوار : این ديوار جایی است که شما به راحتی می توانید آگهی های خود را به راحتی بر روی آن بچسبانید و یا دنبال آگهی برای کالا و یا خدمات مورد نظر خود بگردید. بله ديوار ! یک اپلیکیشن فوق العاده ایرانی که با آن می توانید اجناس و کالاهای نو و دست دوم خود را خرید و فروش کنید، خدمات و کسب و کار خود را معرفی کنید، آگهی های استخدام و کاریابی را مشاهده کن
وصیه می کنیم برای این که پاکت طومار شما در چاپ، مبتلا افت کیفیت نشود، مسلما نکات و رویه‌های طراحی ذیل را مرور نموده و آن ها را در طراحی پاکت خویش بکار بگیرید . پاکت طومار خود را در یک عدد از اندازه‌های زیر و با توجه به طرح گسترده آن پباده سازی کنید، همینطور برای انجام این فعالیت میتوانید قالب های فراهم شده پاکت نامه را از وب سایت ما دانلود کرده (در فرمت های PSD, Ai, CDR) و آن را مبنای طراحی خود قرار دهید . 
۱) 
پاکت طومار تبارک A4، برای برگه و ورقه ها A4
چانه اش می لرزید از بغض. کتف چپ و قفسه سینه اش تیر می کشید. سعی میکرد حرف بزند و بپرسد چرا؟ 
کسی جلوی چشم هایش گند زده بود به همه چیز. "تمام دنیایش" تمام دنیایش را نابود کرده بود. اعتماد را خورده بود و چیزهای بد قی کرده بود. شکسته بود و خرده شیشه ها را زیر فرش پنهان کرده بود. 
داشت فکر میکرد که اگر آتش میگرفت، حتما کمتر می سوخت. اگر توی صورتش تف میکردند، حتما کمتر تحقیر میشد. اگر آدم بدی می بود، حتما باز هم این حقش نبود.
چقدر باید دل بزرگ باشی که ببخش
ديوار اشعار هدفش این بود و هست که خیلی خودمانی هر حرفی برای گفتن داریم بزنیم و از هم یادبگیریم و یک دفتر دلنوشته ها و کشکول جمعی درست کنیم. فقط هم به نظرم نباید محدود به ادبیات باشه.
اما این طور که من شعر و اون هم با موضعات محدود انتخاب کنم شاید بهترین انتخاب نباشه و شاید خیلی دست را باز نذاره.
خواهش میکنم که اگر ایده‌ای برای بهتر شدن وضع این ديوار دارید حتماً اعلام کنید.
@ دو خواننده و البته نویسنده خیلی خوبی که این مدت مطالب خیلی خوبی به ديوار
آیینه در خواب نشانگر سعی در رسیدن به کمال می باشد که به شکست یا آگاهی می‌انجامد و دیدن آیینه تذکر به  خودشناسی می دهد و دیدن خود در آیینه خواب بیننده به وجود خطایی در خود پی می برد یا اینکه این خطا به او گوشزد می شود و اگر آیینه را شکسته بیند به صاحب رویا روش بهتر انجام شدن کاری آموخته می‌شود.
سفارش ساخت آیینه را دادن نشانه خیانت است.تعبیر تیوب | بزرگترین سایت تعبیر خواب
دیروز رفتم انجمن خوشنویسی شهر خودمون.
یه استاد خیلی خیلی کار درست پیدا کردم.
اوستاد سابقم به زور بهمون سرمشق میداد، میگفت برید خودتون یه چیز بنویسید.
ولی این استاد، هر هفته سرمشق میده.
به علاوه خط خودکار هم کار میکنه.
بچه هایی که الان در نستعلیق هم سطح من هستن، خط خودکارشون در حد شکسته نستعلیقه، ولی من.
خلاصه که اوصیکم به اوستاد خوب.
پیش از صدور فرمان، بحث سر این بود که  فرصت یک ماهه تعیین کنیم. اما نیروهای انتظامی به من گفتند که در آن صورت همه به آمریکا هجوم می‌آورند. 
باور کنید که داریم ديوار را طراحی می‌کنیم. بعضی‌ها فکر می‌کردند که من شوخی می‌کنم، اما من شوخی نمی‌کنم. دستکم در مورد این موارد شوخی نمی‌کنم 
ديوار را خواهیم ساخت. ديوار فوق‌العاده‌ای خواهد شد و بسیار مفید خواهد بود. کافی است از اسرائیل بپرسید که آیا ديوار به درد می‌خورد یا نه؟ بله، به درد می‌خورد و
بدو ، بپر ، مشعل خاموش نشه !
داستان دهقان فداکار را یادتان هست ؟!
بازی "بدو دهقان بدو" در سبک رانر است و شما در نقش ریز علی ، سوار بر الاغش ، باید در طول مسیر بدوید ، از برخورد با موانع اجتناب کنید و شعله های موجود در مسیر را جمع کنید تا مشعل دست ریزعلی خاموش نشده و قطار با سنگ ها برخورد نکند .
اپک مینی
به جرات می‌توان گفت که بازی Grand Theft Auto V از عناوین پرطرفدار نزد همه‌ی بازی‌بازان بوده است. استودیوی سازنده نیز از همان زمان انتشار قصد داشت تا بسته‌های الحاقی داستاني متنوعی را برای این عنوان منحصر به فرد مانند دیگر نسخه‌های این سری منتشر کند که متاسفانه مقدر نشد. 
ادامه مطلب
از کجا شروع کنم؟ 
از همینجا؟ 
که دوستم برادر حسین رو دید و چشماش برق زد و گفت حسین اینه؟ و گفتم نه داداششه خوشگله نه؟ گفت نه گفتم آره چشات داره برق می زنه 
گفتم این ۴۰ سالشه 
گفت عه! چه خوب مونده گفتم بله دو تا هم بچه داره 
چشم در چشم شده بودیم 
باباش نشسته بود 
مادرش کنارش وایستاده بود 
سلام کردم و انگار هر دوشون یا شایدم مادرش جواب داد 
اومدم نشستم که مادرش اومد جلو و احوالپرسی کرد! بعد دید به خودم نمیارم گفت کاری ندارین؟ 
که یهو گفتم بیام بب
به عصای تکيه داده به کنج اتاق نگاه میکنمعصایی که در این لحظه از زندگیم بیشتر از هرچیزی در دنیا  ازش نفرت دارمدوست دارم لهش کنمجرش بدمنابودش کنمریز ریزش کنم اما اون  خشک و بی روح به کنج اتاق تکيه داده .بهش میگم چرا زودتر به من نگفتین؟ میگه چون چیز خاصی نیست نمیخواستیم نگرانت کنیم مادر.به قدم های آهسته و سختش نگاه میکنم و با هر قدمش انگار یه نفر میکوبه به ديوار دلمبهش نگفتم که وقتی نمیگی و همش میگی همه چی خوبه و یه دفعه اینجوری میبینم
یکِ خردادِ یک هزارُ سیصدُ نودُ هشت
پیش بینی یه روز به خاک رفته
برای جلسه ی استاد یه بخش اعظم کار انجام ندادم !! پر واضح است که استاد باز گند میزنه به سرتاپامون .
برای کلاس ساعت 8 صبحمون دوتا مقااله نیاز داشتیم که اونم آماده نکردیم !! باز سرکلاس  باید متوسل شیم به آیه الکرسی که استاد گیر نَدِ !!
جلد 1،2،3 بر جاده های آبی سرخ تموم کردم . یه تناقص عجیبی در کتاب دیده میشه !! میرمهنا زرت و زرت تو کتاب ی میکنه بعد آق نادر اصرار دار بگه اون دری
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب