نتایج پست ها برای عبارت :

داستان جدیدترین مادر دوستم

اگر دوستم داری تمام و کمال دوست بدار
نه زیر خطی از سایه‌ روشن
اگر دوستم داری سیاه و سفیدم را دوست بدار
و خاکستری و سبز و طلایی و درهم
روز دوستم بدار
شب دوستم بدار
و در بامداد با پنجره‌‌ای باز
اگر دوستم داری مرا تکه ‌تکه نکن
تمام و کمال دوستم بدار 
یا اصلا دوستم ندار.
| هوگو ماوریس کلاوس |
"مادر! شاهکار عجیبی است. نه فقط به خاطر فضاسازی‌های بی‌نظیر، پیرنگ‌های داستانی دیوانه‌وار و کارگردانی مریضی که دارد. نه فقط به خاطر این که می‌تواند نه داستانی چند لایه بلکه سکه‌ای دو رو را نشان مخاطبانش دهد. نه فقط به خاطر این که در عین روایت داستانی ادیسه‌وار، به مهم‌ترین عناصر چنین قصه‌هایی خیانت می‌کند." مادر! روایتی است متفاوت اما شامل همه‌ی کلیشه‌های این سبک فیلمسازی، آن هم عمدا و برای منحرف کردن بیننده. آرنوفسکی در این فیلم، با
٠٠:٠٠ 
مادرجون رو به پسر عمه : اره مادر جون تو اینِستاگرام یه عکس دیدم زده بود فلانی .
من : اینْــستگرام عزیز نه اینِـستاگرام :|
مادرجون : خب حالا همون 
بازم مادر جون : اره مادر داشتم میگفتم تو تِلِگِرام هم یکی یه ویس فرستاده بود که .
من : تِلِگْـرام مادر جـــون تِلِگِـرام :|
مادر جون : وای دیوونم کردی دختر حالا شدی برای من بالا بالا یاد میدی تلفظ کنم ؟:/
من : :||||| 
پی نوشت : و گاهی هم مینویسیم از مهربانی این زن .
که دنیا نباشد اما او باشد :) 
- نارین -
شعر در مقام مادر
پیمانه اشک‎زیبا چون ابروان شکسته مادرشعری به غزل آشنای مادرخمری به لبان شکسته مادرسبزی به جان پاک مادرنَمی به چشم بسته ی مادرجامی به پیمانه اشک مادرداری بر سینه نیلگون مادرتمری بر بدن سوخته مادرمجنون یار
- اصلاً دوستم داری؟
- معلومه، تو مادر بچه‌هامی.
وسط یه جمله از یه کتاب که هیچ ربطی هم به این دیالوگ نداشت دوباره یادش افتادم؛ دیالوگی که توی فیلم‌ها و داستان‌ها و معاشرت‌های زیادی تکرار شده. الان سؤالم اینه که واقعاً این جمله می‌تونه نشون‌دهندۀ مهر و محبت باشه یا صرفاً یه نگاه ابزاریه؟ البته می‌شه جای طرفین سؤال هم عوض بشه؛ ولی باز هم سؤال من همونه.
پی‌نوشت: باور کنید وقتی این سؤال به ذهنم رسید اصلاً به فکر روز مادر نبودم.
شرایط به هم ریخته.کنسر پدر دوستم(که حق پدری به گردنم داره) ظاهرا تحت کنترل بوده اما انگار متاستاتیک شده و لنفادتوپاتی اکلاویکولار چپ داده و این یعنی فاجعه.دوستم گریه میکرد و من هیچ حرفی برای دلداری دادن نداشتم که نمیشه یک پزشک رو در مورد چیزی که مثل روز براش روشنه دلداری داد.
با نماینده ی عوضی مون دعوا کردم.بخاطر حال روحی بد دوستم،علی رغم اصرار بچه های کلاس قید جشن فارغ التحصیلی رو زدم.ساعت مطالعه ام شدیدا افت کرده و هر شب با حال بد
سلام
یادمه تو دوران راهنمایی انشا داشتیم و من همش 17 اینا میگرفتم. پسر همسایمون که پنج سال ازم بزرگتر بود برام یه بار نوشت تا نمره بهتری بگیرم اینبار 13 گرفتم. اصلا شاخ دراوردم چون واقعا زیبا بود. چند ماه پیش گفتم بهش که اون انشایی که برام نوشتی 13 شدم گفت دبیرش کی بود گفتم فلانی. گفت اون به انشاهای خوب نمره خوب نمیده. یه روز که باهاش کلاس داشتیم من تو موقع درس داددنش یه کم حرف زدم منو کشید بیرون و من فهمیدم که الان تو گوشی بهم میزنه سرمو انداختم زی
چندوقت پیش یه فیلم دیدم به پیشنهاد دوستم به اسم fantastic beasts and where to find them
خوشم اومد و قسمت دو همین فیلم رو هم دیدم. 
خب بذارین پایه ای تر بگم، من رسما عشق هری پاترم و این فیلما برمیگرده به 70 سال قبل از به دنیا اومدن هری پاتر؛ یعنی زمانی که دامبلدور جوون بود. 
علاقه من ب هری پاتر با فیلماش شروع شده و چند دور فیلماش رو دیدم اما هیچوقت کتابش رو نداشتم. وقتی اون فیلم اولی رو دیدم اومدم دوباره فیلمای هری پاتر رو ببینم ک دوستم عین» گفت بیا کتاباشو بخون ا
زندگى شده بود تیک تاک ساعت تا سکوت رو بشکنه.تا خواسته یا ناخواسته غرقم کنه توى خاطراتى تویى ک تمام گذشته منو پر کرده بودىنمیدونم دست خودت بود یا نه اما خوب میدونستم ک من تنها مجرم این داستان،شناخته شده بودم.خوب میدونستم حلقه دار رو تو انداخته بودى گردنم تا هر ثانیه یادم بیارى که هیچوقت دوستم نداشتى. امضا:سال ها قبل؛دوشنبه اى ک هیچگاه یادم نمیرود.!
افزایش شیر مادر
بدن ن طوری طراحی شده است که هنگام بارداری و قبل از زایمان تغییرات لازم برای تولید شیر در بدن مادر انجام می‌شود. درست بعد از اینکه نوزاد شما متولد می‌شود،
 میزان شیر تولید شده بدن مادر کمی بیشتر از ۲۸ گرم است که به آن آغوز می‌گویند. سپس در هفته اول پس از زایمان زمانی که کم کم شیر مادر از حالت آغوز به شیر تغییر پیدا
 می‌کند، افزایش محسوسی در میزان شیر به وجود خواهد آمد. بسیاری از ن در روز پنجم پس از زایمان بیش از ۵۰۰ میلی
سالها پیش فیلمی از ضجه یک مادر در برابر دامادش منتشر شد که بسیار متأثرکننده بود. بر اساس این داستان واقعی،  نرگس آبیار تصمیم گرفت تا بگوید چطور عشق به نفرت تبدیل می شود؟ پاسخ به این پرسش همانقدر سخت است که اصل داستان باورنکردنی است! برای همین زمانی طولانی با جزئیات فراوان لازم است تا بفهمیم چطور کار به اینجا رسید! در آغاز فیلم عاشقانه است و هر چه می گذرد تلخی جان تماشاگر را می نوازد
ادامه مطلب
از این غربی بازی‌هایی که یک روز را در تقویم برای بزرگ‌داشت اختصاص دهیم، خوشم نمی‌آید. بهانه‌ای می‌شود برای آنکه بگویند ما تمام حق را ادا کردیم. چرا طلب کار هستید؟ یک روز به نام‌تان زدیم دیگر چه  می‌خواهی؟
در تمام موارد آدم این چنین حسی را دارد. حتی وقتی که روز مادر می‌گیریم احساس می‌کنیم که با دادن یک گل تمام حقوق مادر را ادا کرده‌ایم و تنها باید در همان روز مادر به فکر مادر بود.
به هر حال یک روز در تقویم‌مان روز قلم نام گرفته است و ما نا
   بیماری همولیتیک (تخریب گلبول های قرمز) در نوزادان چه زمانی ایجاد می شود؟
    بیماری همولیتیک نوزادان معمولا زمانی به وجود می‌آید که یک مادر Rh منفی حامل جنین Rh مثبت باشد. به طور طبیعی گلبول های خون جنین به واسطه لایه‌هایی از سلول های تروفوبلاست (۱) از گردش خون مادر جدا شده است. اما در اواخر حاملگی و به خصوص در حین تولد نوزاد، گلبول های قرمز جنین ممکن است وارد گردش خون مادر شوند. همین که این گلبول ها به جریان خون مادر برسند به عنوان یک عنصر خا
جوانی وارد مارکت شد ومشغول خرید بود که متوجه کسی شد که سایه به سایه تعقیبش میکنه رو برگرداند زن مسنی را دید که زل زده وی را نگاه می کرد جوان پرسید: مادر چیزی شده که مرا اینطور دنبال میکنی خانم با اشک گفت: تو شبیه پسر مرحومم هستی وقتی مرا مادر صدا زدی خاطرات پسرم را تجدید کردی جوان گفت: خانم این روزگاراست وسنت حیات، یکی میره یکی میاد شما هم خودتو ناراحت نکن.
ادامه مطلب
پی دی اف آماده آگهی ترحیم مادر جدید
Download the آماده آگهی ترحیم مادر جدید file from the secure site of this site.
This site is equipped with all articles around آماده آگهی ترحیم مادر جدید.
ما برایتان دنیایی از مقالات پیرامون آماده آگهی ترحیم مادر جدید گردآوری کرده ایم.
چگونه آماده آگهی ترحیم مادر جدید را با موبایل دانلود کنیم.
Do you intend to download آماده آگهی ترحیم مادر جدید file here?
مختصر آماده آگهی ترحیم مادر جدید
Download scientific material about آماده آگهی ترحیم مادر جدید
نحوه استفاده از آماده آگه
امروز صبح فهمیدم همکلاسی قدیمیم بارداره، من هنوزم تو بهتم
هی به خودم میگم واقعا؟ کی انقدر بزرگ شدیم ما؟ وااای داره مامان میشه!!! چه ترسناک!
هی با ناباوری عکس سونوگرافیش رو نگاه میکنم و میگم مامان بنظرت راسته؟
مامانمم میخنده میگه آخه چرا باید دروغ باشه؟!
گرچه یه همکلاسیم بچه ی چند ساله داره اما من هنوز تو شوکم:|
چند روز پیش هم عکس بچه ی ۴ماهه ی دوستم رو دیدم، به اون یکی دوستم میگم: چه دل و جراتی داره، مامان شده:||
چقدر این اتفاق برام ترسناک و عجیب
ِ_آخرین پستم دقیقا روز قبل عروسی دوستم بود و الان دقیقا شب بعد از عروسی دوستم ،یعنی دیشب این موقع من بغل دست دوستم تو جایگاه عروس نشسته بودم و با اون یکی دوستم مثل ندیده ها عکس میگرفتیم ، و یک ساعت بعدشم وقتی بغلش کردم چشماشو دیدم اشکم در اومد و با این جمله به آقای داماد :آقا امیر مواظبش باش ،سالنو ترک کردم . وقتی به سمت در میرفتم جوری دیگران نگام کردن که از کرده ی خود پشیمانم تا حالا این همه آدم یه جا باهم اشکمو ندیدن و البته تاحالا بخاطر هی

.
عکس متعلق است به این بخش از کتاب #دلتنگ_نباش
.
وقتی برای عیددیدنی به خانۀ رضا رفته بودند، [روح‌الله]پیشنهاد داد همه با هم به خانۀ رسول بروند و عید را به پدر و مادرش تبریک بگویند. همه از پیشنهادش استقبال کردند. .
رضا با پدر رسول هماهنگ کرد و راهی خانۀ#شهید_رسول_خلیلی شدند. روح‌الله و زینب به‌همراه رضا و پدر و مادرش. زینب خیلی هیجان داشت. دوست داشت مجدداً مادر رسول را از نزدیک ببیند.
وارد خانه که شدند، عکس بزرگ رسول اولین چیزی بود که به چشم می
چند روزه اعصابم خرده .
برای اولین بار یه بیماری شیرخوار ۲ ماهه رو تشخیص ندادم
Infantile spasm (اسپاسم شیرخوارگی) . 
اعصابم خیلی خرده .
خیلی ‌.
تقصیر خودمه که اعتماد کردم به شرح حال مادر پدرش که پرستار بودن و به من شرح حال دادن که چشمهاش ترشح داره و چشمهاش رو ا ز دیروز تا به حال انگار سختشه باز کنه .
معاینه اش ک کردم هرکار کردم بیدار بشه که چشمهاش رو باز کنه نشد ولی اون لحظه هیچ علامت دیگه ای نداشت ! نه اسپاسمی‌دیدم ، نه چیزی !
از اون طرف مامانش تو
 Dayê hêsîrêای مادر مظلومDayê hêsîrê pir jar û mest îای مادر مظلوم بسیار ندار و مستی Te por spî , hê jî bindest îمو سفید کردی هنوز هم تحت ستم هستی Ne mest temam î te min hilgirtîنە کاملا مست هستی، مرا در آغوش گرفتیBi êş û alam boy min helgirtîبا درد و سختی ها مرا در آغوش گرفتیŞîrê te yî spî dayê naçe ji bîra minشیر سفیدت ای مادر فراموشم نمی شود 
خونه مادر بزرگه .
خونه ملت سه ساله داره چند تا نخاله .
ورژن جدید خونه مادر بزرگه . را از طریق اینجا مشاهده بفرمائید.
واقعا خیلی از نمایندگان زحمت میکشن تو خونه مادر بزرگه.
( اگه خونه ملت بود . والا که ملت راضی نیستن)
واقعا مدیونید اگه فکر کنید منظورم نمایندگان مجلسه.
 از تو می‌پرسم، ای اهورامی‌توان در جهان جاودان زیست؟(می‌رسد پاسخ از آسمان‌ها)‌:- هر كه را نام نیكو بماند،                            جاودانی است از تو می‌پرسم، ای اهوراتا به دست آورم نام نیكوبهترین كار در این جهان چیست؟(می‌رسد پاسخ از آسمان‌ها)‌:- دل به فرمان یزدان سپردنمشعل پر فروغ خرد راسوی جان‌های تاریك بردن از تو می‌پرسم، ای اهوراچیست سرمایه رستگاری؟(می‌رسد پاسخ از آسمان‌ها)‌:- دل به مهر پدر آشنا كندین خود را به مادر ادا كن ای پدر، ا
داستان کوتاه چیست؟ داستان کوتاه حجم خیلی کمی نسبت به رمان دارد در داستان کوتاه نویسنده نباید به حاشیه پردازی کند. داستان کوتاه شامل  داستانک داستان بلند و داستان نیمه بلند است.  بحث  ما، داستان کوتاه است. داستان کوتاه معمولاً بین ۲، ۳، ۴، ۵، ۶، ۷  و ۸ صفحه است. داستان کوتاه ممکن است هزار کلمه دو هزار کلمه یا پنج هزار کلمه داشته باشد. داستان  کوتاه تنها یک شخصیت قهرمان دارد. یک شخصیت در تمامی حوادث حضور دارد. زندگی یک فرد یا نهایتا سه شخصیت
تو را خانه ای هست: داستان زندگی شیخ بهایی عالم بزرگ تشیع
تو را خانه ای هست : کامران پارسی نژاد
بریده کتاب(۱):
از کلبه خارج شد. شمس الدین محمد مانده بود به دنبال همسرش خارج شود یا عبدالصمد را آرام کند. او را در آغوش گرفت. مادر بازگشت. ظرف را روی زمین گذاشت. بچه ها به داخل ظرف سرک کشیدند. پدر متحیر و آرام خود را به ظرف رساند. سه گلوله برفی درآن بود._فرزندانم،این آرد است. پخت آن خیلی طول می کشد. تا من برایتان نان بپزم، شما بخوابید. من بیدارتان میکنم…
 
ا
سلام خدمت همه مخاطبین
داستان برای بار چهارم رفت روی بازنویسی ، این بار بار آخره و دیگه باز نویسی نمیشه تا یک نسخه اش در اختیار دوستان به صورت مجازی و رایگان قرار بگیره تا بازخورد های شما رو دریافت کنه
داستان توی اولین نوشتن خیلی غیرواقعی بود ولی الآن بهتر شده و واقعی تر و عینی تر شده
تو دوره لیسانس کلاسمون 25 نفره بود و راحت میشد تغلبی کرد ولی تو دوره ارشد که 4 نفر بیشتر نبودیم یه کم سخت شد. به همین دلیل از دوست که 7 سالی از من بزرگتر بود گفت از دسشویی دانشگاه استفاده کنید. دیگه منم به دوستام گفتم که این کار رو کنیم . از ما 4 نفر فقط من و یه رفیق شیرازی اهل تقلبی نبودیم. اخه من خیلی تغییر کردم از دبیرستان به بعد. میخواستم درس بخونم و جواب زن وبچه بدم در اینده. به دوستم گفتم یه جزوه در دسشویی بالای دیوار بزارید و موقع دسشویی ازش اس
نان سالهای جوانی حکایتی وحشی و حقیقی است طوری که آدم از مواجهه با این دیو درونی دیو شکم! یکه می خورد! خجالت می کشی از حرصی که تحمل چند صباحی گرسنگی به جان آدم می اندازد!
زن بیمار مرد. شوهرش آمد و تمام وسایلش را توی یک کیسه ریخت . بعد هراسان دنبال چیزی گشت و پرستار را فحش داد: ای بدکاره! کنسرو گوشتی که دیشب برای زنم خریده بودم کو؟ اگر زنم دیشب مرده باشد نمی توانسته کنسرو گوشت را خورده باشد! گوشت! من گوشت می خواهم! 
کنسرو گوشت را زنش در حال احتضار خ
ماه رمضان هم به اتمام رسید. چند باری قصد کردم که راجبش بنویسم اما نشد تا اینکه زمان از دست رفت و این ماه به پایان آمد اما به هر حال به خودم گفتم سعی خود را بکنم تا چند کلامی از این ماه بنویسم.
ماه رمضان، ماهی که برای ما ایرانیان علاوه بر مذهبی بودن آن، نوستالژی‌های خاصی را به همراه دارد. از بچگی‌هایمان گرفته که اصرار داشتیم ما را برای سحری بیدار کنند تا اینکه بتوانیم تا ظهر دوام بیاوریم و روزه کله گنجشکی بگیریم. از سحری‌هایی که به اصرار مادر ب
بهش گفتم : فکر کن اگه بچه دار نشیم چی؟
خیلی روال گفت: یه عالمه بچه تو دنیا هستن که دلشکن بخواد ما مامان باباشون بشیم.
گفتم: آخه اون جوری حس مادری به طور کامل اجابت نمیشه
گفت: خب آدم اینجوری بتونه مادر خوبی باشه هنره :) بعدشم انقدر مادر هست که واقعا مادر نیست! صرفا بچه رو به دنیا آورده
پ.ن: خدا کنه مامان بابای خوبی باشیم. به هر نحوی که خدا میخواد :) واقعا اون همه آن شرلی که تو پرورشگاه ها استعدادهاشون ندید گرفته میشه و بی مهر و محبت بزرگ می‌شن چه گن
هنوز زمانی از تنها شدنش نگذشته بود که دلش برای ویکتور تنگ شد.
گویی مرگ مادر بزرگش هم مثل زندگی اش از او حمایت می کرد. حالا حتی بیشتر از قبل برای مردن او ناراحت بود. گلدان که اهمیتی نداشت. وقتی صاحب گلدان مرده.
آه ویکتور» با صدای ناله مانندش به خودش آمد و دید که خیلی وقت است نشسته و به ویکتور و گلدان مادر بزرگش فکر میکند.
مارگاریتا؟» صدای مادرش بود. بیا ببین برای این یکشنبه چی میخوای بپوشی؟» قرار بود یکشنبه در کلیسا به یاد مادر بزرگش باشند و
در چند روز گذشته داستان صوتی روز آخر که از تولیدات سایت صدای میقات است را گوش دادم . چند ماه بود می خواستم ۴۰ قسمت را گوش کنم اما هر بار اهمال کاری می‌کردم . 
بالاخره موفق شدم که این چهل قسمت را گوش کنم داستان درباره ی روزهای ظهور امام زمان علیه السلام است . 
داستان بر اساس روایات ائمه علیه السلام نوشته شده پیشنهاد می کنم حتما این داستان را گوش کنید . برای دانلود این داستان صوتی می توانید از سایت صدای میقات استفاده کنید یا از این لینک دانلود کن
دقت کرده اید مادر ها چقدر شاعرانه ظرف میشویند؟
شاعرانه چای دم میکندد.
شاعرانه میز شام را.
دقت کردید مادرها چقدر شاعرند؟؟؟
وگرنه چه کسی میتواند مثل مادر با صدای سماور و النگو هایش و آوازی که زیر لب زمزمه میکند موسیقی را به خانه دعوت کند؟
چه کسی غصه هایش را همراه هل و دارچین توی چای حل میکند؟
 کلی باهام حرف زده استوری بوس و غیره.
یعنی من عاشق مامان دوستمم ترم پیش هم دانشگاه بودیم هر از گاهی بهم زنگ میزد از دوستم امار میگرفت (امار مثبت)
مثلا یه بار دوستم مسموم شد رفتیم بیمارستان سرم و غیره مامانش که بعدا
فهمید کلی نگران شده بود.دوستمم هر چی میگفت خوبه باورش نمیشد.
زنگ
زد به من گفت چی شده منم گفتم خیالتون راحت حالش خوبه.یکم تو غذا
خوردن لوسه بعضی چیزا را میخوره بعضی چیزا را نه.با این وجود کلی روش کار
کردم تا بهتر شده.
مامانش
آدم بعضی چیزها رو تا نبینه نمیتونه درک کنه
بعضی کارها رو تا نبینه یا بعضی حرف ها رو تا نشنوهیا بعضی روضه ها رو.
امروز دیدم که صورت و گوش مادر بزرگم زخم شدهچون همش مجبوره خواب باشه
زخم بستر مطمئنا خیلی بدتر از این چیزهاست.
با این که مریضه و خیلی سخت می نشینه و قدرت بینایی و شنوایی اش ضعیف شده باز مادری کردن یادش نرفته است .
گاهی باید دست به دامن مادر شد.
#مادر_اگه_مریضم_باشه_باز_مادری_میکنه
#فاطمیه_نزدیک_است .
سبک شور حضرت زهرا(س)---------------------------هر جایی هستم  زهرا هوامو دارهمیدونم مادر بچه اش و دوس دارهحـتـی دم آخــر  تنـهـام نمی زارهبه فکرمی همه جا مادرعالم ندیده مـثل تو بـهتـرایشاالله که قسمت من شهببـینـمـت  روز  مـحـشـربه ابی انت و امی یازهرا(س)لـطف تـو مـادر  شده شامل حالمنوکرت هستم به خودم من میبالمبا اسم تـو  تـحویـل  میـشه سالمیادم دادن از همون اولاسـم تـو رو بـبـرم مـادروقتی گره به کارم افتاددخیل چادرت بشم مادربه ابی انت و امی یازهرا(س)
 شیر مادر:
یکی از ضروری ترین واکسن های هر نوزاد که بر روی سلامتی افراد تا آخر عمر آنها موثر است، شیر مادر هست.
فواید بسیار زیادی در شیر مادر وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می شود.
 فواید شیر مادر
1. ترکیبات شیر مادر متغیر است و در هر بار شیردهی، شیر اولیه کمترین میزان چربی و شیر آخری بیشترین میزان چربی را دارد تا کودک کاملا سیر شود. 
برای مطالعه ادامه مطلب از این لینک استفاده کنید:
شفا مارکت
وقتی بق بقو بعد از مدتها حدوداً 10 سال رو میاره به رشته ورزشیش یعنی هندبال
موقعیت :رختکن
من :وااااای چقد دلم تنگ شده برای اینجا 
دوستم: مگه اومده بودی ؟
من: یه زمانی تو تیم بودم مسابقات میومدیدم اینجا و باشگاه .
دوستم: عه پس بلدی؟
من: یه کوچولو البته یادم رفته 
موقعیت : زمین بازی
مربی: زمینو نصف نکنیییییییییییییییییییییید (فریاد میزد جا داشت میزدمون )
ومن در حالی که دیگ نفسی برای دوییدن نداشتم رو به دوستم میگم: بابا چرا تمومش نمیکنه دیگ؟
دوستم:
 چتر حمایت او را احساس می کنی زمانی که خواهر توستگرمای محبت او را احساس می کنی زمانی که دوست توستهیجان و عشق او را احساس می کنی زمانی که عاشق توستاز خود گذشتگی او را احساس می کنی زمانی که همسر توستپرستش و ایثار او را احساس می کنی زمانی که مادر توستدعای خیر او را احساس می کنی زمانی که مادر بزرگ توستاو یک زن است.او یک زندگی است.به او احترام بگذار و به او عشق بورز❤️ 
در این دوره و زمانه که به سختی کسی وقت
می‌کند برای خودش برنامه بریزد، چه رسد برای دیگری -بدون چشم‌داشت-، دوستی دارم که
توجه و محبت زیادی به من دارد. خیّر است. بخیل نیست. هم‌نشینی‌اش با رشد خودم همراه
است. هر وقت با او هستم، عادات متوسط برایم گل‌درشت می‌شوند و دوست دارم تغییرشان دهم.
اراده‌ام را قوی‌تر و فکرم را با اعمال خوبش اصلاح می‌کند. معرفت صادق دارد. سرّش با
علانیه‌اش یکیست. صبور و به معنای واقعی کلمه ماه است. مراقب نماز اول وقتم است.
گاهی دلم هیچ چیز نمی خواهدجز گپ ریز ریز با مادرمهی من حرف بزنمهی او چای تازه دم بریزد.هی چای ام سرد بشودهی دلم گرم.آنجا که چای ات سرد می شودو دلت گرم"خانه #مادر است". .باز روز مادر است و. خانه هست ، چای هم هست. و یک دنیا حرفی که سال هاست با تو نزده ام!و روزگارم پر است از روزهای بی تویی.
مادر مثل هوا می مونه، دائم در هوای محبت خالصانه و بدون توقعش نفس کشیدی، گاهی حتی از همه بیشتر بهش اعتماد داری بدون اینکه بفهمی و بدانی.
اونقدر در این هوایی که گاهی ممکنه فراموشش کنی، تا اینکه نفست تنگ بشه از مدتی دریافت نکردنش.
اگر به عقب برگردم، حددداقل تواضعم در برابرت هزار چندان میشه مادرم.

+شاید شبیه ترین آغوش به آغوش خدا بعد از آغوش رسول الله و امام زمان، آغوش مادر باشه.
اول از همه ، از یارى ابیتان به شدت سپاس گرازم :))) خیلى خفنید وجدانا 
به امید خدا عربى خیلى سبزو گرفتم 
امار فعلا که میکرو رو گرفتم 
زبانم که شهاب انارى جان رو و واقعا کتابش خوبه  :))))
دیروز قرار بود من امروز مدرسه باشم و خب میشه گفت کل دیروزى دپرس بودم و اصلا توانایى این حجم از کنکورى بودن رو نداشتم و واقعا فکر کردن به ساختمون ' پیش ها ' خودش به تنهایى انگیزه ى کافى براى داغون بودن حال من رو ایجاد میکرد
که خب دوستم وسط سینما وسط فیلم بهم زنگ زد که ا
دیدین بعضی آدم‌ها شمارو دوست دارن و بعد که میفهمن شما هم دوستشون دارین از ریتم خارج میشن؟ خب من این حالت رو نه تنها در خیلی ها دیدم بلکه خیلی اوقات به بازی گرفتم.
خودم کمتر وقتی این جور آدم بودم. در واقع یک پوشه دارم توی قلبم از نام آدم‌هایی که حس می‌کنم دوستم دارند و برایشان اعتبار ویژه در نظر میگیرم. چون بالاخره باید فرقی بین آن‌هایی که هیچ وقت حسی به من نداشتن و بقیه باشد حتی اگر گاهی حس میکنم احمق، پیش پا افتاده یا سطحی هستند. در نهایت یک
سحر شده،خواب به چشمم نمی اید.کتابها دور و برم پخش شده اما من چهار ساعت سرم در یک کانال اجتماعی بوده و یک رمان دنباله دار را بی هدف صفحه زده ام.دوران دبیرستان را سالهاست که پشت سر گذاشته ام.سالهاست که من بزرگ شده ام اما هنوز گرفتار رمان و داستان و زندگی نامه ها هستم.سرم که در کتابی فرو می رود .بلند شدنم سخت است.نه بی نظمی هال حالم را به هم می زند و نه اشپزخانه نامرتب.من چهار ساعت به همین نقطه میخکوب شده ام و کتاب خوانده ام.پیش ترها حال مادر را با کت
ساعت چهار و نیم صبح. مادر و پدر رفیقی مدتی است که به مکه رفته اند و رفیقمان نیز از ما دعوت به عمل آورده که هر از چند گاهی به منزلشان بروم و چند روزی بمانم.او را هم به دنیای زیبای شب بیداری دعوت کردم و هم اکنون او در حال ویوولون تمرین کردن است و من نیزداستان دو شهر» چار دیکنز را باز کرده ام و میخوانم.یک ساعت دیگر هم که کله پزی ها باز می کنند می رویم که یک کله پاچه بزنیم و حسابی سرمست شویم!
خلاصه که زندگی فعلا بر وفق مراد است.
اولین کتابی که امسال خوندم یا بهتره بگم امسال تمومش کردم "کجا ممکن است پیدایش کنم"بود،عکس رو زمانی گرفتم که خیلی سردم بود و اون گل رو جوجه رنگی بهم داد،شاید بعدا بیشتر راجبش حرف زدم اما الان نه.کتاب مجموعه داستان بود(پنج داستان)و من سه تا از داستان هارو پارسال خونده بود و دیروز هم یکی و امروز هم یکی دیگه،و کتاب همین حالا تموم شد.قلم موراکامی برام آشنا و در عین حال ناشناخته و عجیب غریبه،همونطور که داری میخونی کلی به فکر فرو میری و عمیقا توی داس
دیروز ظهر، دخترعمه ی نازم به دنیا اومد و من عکسش رو استوری و پروفایل واتساپم گذاشتم. 
حالا از صبح دارم با حجم پیام هایی روبرو میشم که بد برداشت کردن
شیطونِ درونم میگه سرکار بذارمشون بگم دختر خودمه
+دوست مامانم فکر کنم اشتباهی شماره ی من رو به اسم مامانم سیو کرده، صبح پیام داده تبریک میگم نوه دار شدی
من:|||
به همسرم میگم چقدر توقعات بالا رفته، دیگه منتظر بچه ی من نیستن، منتظر نوه ی منن
+بقیه هم دارن بچه دار شدنم رو تبریک میگن، خلاصه که انگار مادر
سریال گلپری یکی از سریال های پرمخاطب کشور ترکیه محصول سال ۲۰۱۸ است این سریال در ژانری درام از شبکه شو تی وی ترکیه Show tv ترکیه پخش می شود.
خلاصه داستان سریال ترکی گلپری
بازیگر نقش گل پری، نورگل یشیلچای است که قبلا در سریال گوزل و عشق جزا بازی کرده بود و در ایران هم به دلیل بازی در جن زیبا معروف شده است.
نورگل در نقش مادر زجردیده در این سریال به خوبی ایفای نقش کرده است و مورد تحسین منتقدین ترک قرار گرفته است. او در این سریال نقش یک مادر ستم دیده را
             
نویسنده: محمدعلی طالبی و هوشنگ مرادی کرمانی  کارگردان: محمد علی طالبی
داستان از این قراره که مادر یکی از بچه ها ساعتی رو که یادگارِ شوهرشه به معلم میده تا اونو به عنوان جایزه توی کلاس به پسرش بده و این شروع ماجراست.
+ می گم قدیما یعنی مدرسه یه ذره پول نداشته به عنوان جایزه دو تا مداد بگیره؟! بعد والدین بچه ها رو صدا می زدن می گفتن برا تشویق بچه هاتون جایزه بگیرید بدیم بهشون؟! :/
+ اینم یادمه بچگی ها دیده بودیم. فیلم قشنگی بود ولی من هم
مامایی است که دوره‌های آمادگی زایمان و روش‌های کاهش درد را گذرانده است.
مامای همراه در صورت تمایل مادر می‌تواند به عنوان همراه و مشاور از ابتدای بارداری تا زایمان حین ورود به بخش زایمان همراه مادر در حین زایمان در زمانی که مادر در بخش زایمان تنهاس می تواند همراه مادر باشد و پس از آن انجام وظیفه کند.
برای داشتن مامای همراه در دوران بارداری می‌ توانید به مرکز مشاوره ما که همراه مادر است مراجعه کنید.
 
مرکز مشاوره مامایی مژگان
مژگان عابد
091925
بعضی از رنج ها و بعضی از خاطره ها
هیچوقت رهات نمی کنن
یکهو وسط یه فیلم، یه قصه، یه برش از یه کتاب و حتی یک آیه ی قرآن، میشن بغض، میشن اشک، میدوان تو صدات، دیگه باید اون لحظه ساکت بشی، نگاه کنی فقط. تا هیچکس ندونه توی دلت چه خبره.
راستی قرار شد بگذریم. قرارشد فقط آینده رو نگاه کنیم.
فردا خیلی کار دارم، امتحان،کلاس، خداروشکر دیگه هفته ی آخریه که مسئولم، جشن معارفه رو هم اجرا کنیم دیگه تمومه.
حالا دارم بدون اطلاع همسرم همه آگهی ها رو میخونم، رزومه
ساعت 4:24دقیقه ی صبح دوستم ک از torentoاستوری گذاشته و رنگ موی جذابش 
و منم روی تختم دراز کشیدم و دارم تک ب تک ستاره های روشن رو میخونم و 
دونه دونه خاموش میشن
زندگی هنوزم زیباست؟ نه؟
زیباست با همه اختلاف که نه با همه ی شکاف های طبقاتیش
دانلود سریال ترکی حکایت ما با دوبله فارسی
دانلود سریال حکایت ما  ( داستان ما )با لینک مستقیم
تا قسمت ۲۹ با دوبله فارسی اضافه شد

نام سریال : حکایت ما /  داستان ما ژانر : درام زبان : ترکی ( دوبله فارسی ) کشور : ترکیه کیفیت فیلم : ۴۸۰p-720p فرمت فیلم : MKV سال : ۲۰۱۷ حجم : ۵۰۰ MB تعداد قسمت ها : نامعلوم کارگردان : SERDAR GÖZELEKLİ نویسنده : HATİCE MERYEM – BANU KİREMİTÇİ BOZKURT بازیگران: Hazal Kaya , Burak Deniz , Reha Özcan , Yağızcan Konyalı خلاصه داستان
: ” داستان ما ” قصه ی زندگی یه دختر به اسم ف
سلام
ماها عاشق نیستیمفقط دوست داریم داستان عاشقی داشته باشیم
برامون خیلی زیبا نشان داده اند و غلط جا افتاد
تعریف درست از عشق نداریم.
ما ها ازدواج سنتی قبول نداریم ،چون اونقدر براش جوک درست کردند و گفتند اف وپفه ،هی میخواهیم به همه ثابت کنیم ،خودم قرار ببریم و بدوزیم.
اگر ازدواج سنتی بد بود ،چرا اهل بیت ع ما داشتند،اتفاقا هم داستان زندگی شون بهترین و عالی ترین داستان عشقی هست که تا حالا نظیر هم نداشته و نخواهد داشت.
شاید ادامه هم نوشتم.
یک جایی می خواندم که هنر نویسندگی یعنی از کاه کوه ساختن. ولی بعدها به این نتیجه رسیدم که تعبیر مزخرفی بوده. به این رسیدم که هنر نویسندگی یعنی شکوه بخشیدن به لحظه های خرد زندگی، به خصوص توی داستان کوتاه. ما آدم ها راحت از پیش پای ثانیه ها می گذریم و گذران لحظه های روز و شب برایمان شفافیت ندارد. ابر تیره و کثیف عادت لحظه هایمان را بی شکوه می کند و راستش من عاشق داستان کوتاه هایی هستم که شکوه لحظه های خرد زندگی را ابهتی عظیم به آن ها برمی گردانند.
پ
دعا کنید برام ! 
یکی نیست بگه نونت نبود ، آبت نبود ، فشرده کردن برنامه هات چی بود :))) 
شنبه امتحان نسخه نویسی دارم ، حالا این وسط روتین های اینترنی ک شامل و راند و کشیک میشه هم هست .
۲۴ ام امتحان صلاحیت بالینی دارم ! باز این وسط هاش کشیک ها و راندها ! بعد تنها هم هستم ! همه ی دوستهام از شرکت تو امتحان دارن انصراف میدن و من همچنان پررو پررو میخوام امتحان بدم :)) 
باز عین آهو رفتم از استاد راهنمام وقت گرفتم ک نمونه هامم جمع کنم تو این مدت:))) 
فردا دوستم
بیشتر وقت ها دلم میخواد به زمین و زمان التماس کنم عاجزانه ،
به دشمنانم  راستش دشمن که ندارم ،
به دوستانم ،  اقوام و آشنایانم ،
و نزدیکترین هام 
آنها که ادعا میکنند دوستم دارند و عاشقم هستند و در روز ثبت ادعا میفهمم که برای دل خودشان یا شایدم بنا به نیاز و احتیاج  به من بالاجبار تحملم میکنند ،
کسانی که می بینند و راهشان را کج میکنند و گاهی گام هایشان را به عقب بر می‌دارند ،
و نبودنم را آرزو میکنند. 
کسانی که زخم زبانشان نه تنها دلم را بلکه روان
دختر که باشی;
درسته که همیشه
 دلت
 به وجودِ یه مرد قرصه!
که اگه نباشه;
تصمیم های زندگیت با شک و شبهه پیش میره!
پدرکه نباشه
نگهبون که نباشه
یابهتربگم دلت که قرص نباشه
ممکنه اشتباه بری راهو;درست!
پدرکه نباشه امنیتِ خونه نیست;درست!
ولی همیشه خدا یه روزی یه جایی
یه مرد جاش برات جایگزین میکنه
که باز دلت قرص بمونه!
که اون مرد میتونه برادرت باشه
یا حتی همسرت!
ولی مادر که نباشه
هیچکس نیست که براش ناز کنی
و برات فدا بشه.
مادر که نباشه 
هیچکس نیست که براش
از بیکاری دارم سعی میکنم فارسی تایپ کنمهمسایه بالایی و پایینی هردتاشون یا هم پارتی گرفتنبا یکیشون دوستم و دعوتم کرد گفتم نمیرم خیلی وقته دیگه حس این چیزا نیس ولی الان که 3 صبح تقریبا و از صدا خوابم نمیبره گفتم کاش میرفتم حداقل  نشینم یک گوشه به دیوار زل بزنم .
خلاصه داستان:
داستان از آن قرار است که لیدا به همراه همسرش به یک مهمانی دعوت می شوند. کیوان دوست این دو نفر،
با فرد جدیدی به اسم رها آشنا می شود و او را هم به مهمانی می آورد. این
چهار نفر در راه بازگشت به منزل با یک چیز یا کسی تصادف  می کنند و فرا
ادامه مطلب
سال پیش همین موقع روبرو باب الجواد بودم که دوستم زنگ زد گفت رتبه اومد ببین.:)
و من زار زار اشک ریختم چون ۱۰۰درصدم مطمئن بودم چیزی که من میخوام نمیشه !
هی دلم مشهد میخواد. :)
هی.
زیادی این روزایی که میگذره و قراره برسه نفس گیره که باهیچ خوشگذرونی حالم خوب نمیشه!
آرامشی که به خودم میدم کاملا موقتیه
اولش خیلی حالم خوب میشه ولی چند ساعت بعد دوباره همونم
23 روز گذشته اما هنوز انگار زیر بار این نرفتم که پیش هم نیستیم.!
به هر بهانه ی کوچیک و نامربوطی بهم می‌ریزم.
با اینهمه، توی این 23 روز فقط سه بار گریه کردم ها
ولی درونم آروم نیست.
مخصوصا از وقتی همسر هم دیگه دلتنگی هاش معلوم شد.
امشب اولین شب قدره
بجای این‌که 4 صفحه قرآن بخونم و با معبود خودم حرف بزنم و ارتباطم رو قوی کنم، تا قوی بشم،
دارم شکایت می‌کنم که چر
آدم ها کنار تو قیمتی میشن
من اگه حالم خوبه،چون هنوز دخترتم
چون خدا گفته بدترین گناهه ناامیدی
من وقتی میدونم تو هنوز دوستم داری، وقتی غلط میرم زودی بلد میشم.
اشتباه کردم ولی همین که پیشمی یعنی قوت قلب.
حضرت زهرای خدا.
سلام.
خوبین؟
روی پای خانم مُسنی که جلوی تاکسی نشسته بود، سبدی حصیری بود که گربه لاغری وسط آن نشسته بود و به خانم مسن نگاه می‌کرد ! پسربچه‌ای که با مادرش عقب تاکسی نشسته بود از خانم مسن پرسید : چرا گربه‌تون اینقدر زشته؟» زن گفت : اینکه خیلی خوشگله، تازه نابغه هم هست!» مادر پسربچه گفت : نابغه است؟» زن مُسن با افتخار گفت : بله. جدول ضرب رو حفظه.» پسربچه گفت : دروغ نگو.» زن مسن رو به گربه گفت : دو دو تا؟» گربه چهار تا میو گفت. زن مسن گربه را ناز کرد و گفت : س
پائول نه ساله، بعد از آمدن از مدرسه برای بازی با دوستش بیرون رفته و دیروقت به‌خانه بازگشت، او دیگر زمانی برای انجام دادن تکالیف خویش نداشت. در طی هفته این مسئله دومین بار بود که رخ می‌داد. مادر پائول، با عصبانیت به‌او گفت: اگر این کار را دوباره تکرار کنی دیگر حق نداری یک هفته با دوستات بازی کنی.
پائول در حالیکه صورتش قرمز شده بود، چشمانش را ریز کرد و در جواب گفت: مامی ازت متنفرم ! دنیا روی سر فران خراب شد. شنیدن کلمۀ تنفر از دهان پسرش می‌توانس
دیگر دلیلی برای ایستادن ندارم. دلیل‌های سابق چه باقی باشند و چه نه، دیگر کافی نیستند. 
اولَش که قرار بود مادرانگیِ مادر را به غلیان نیندازم. باید سکوت می‌کردم و پشت درهای بسته بغض می‌کردم و اشک هم ممنوع، چون چشم را سرخ می‌کند. بعد باید مراقب می‌بودم که نه تو بفهمی و نه آن دوستِ کثافتِ مطلقت که جز تو کسی را برای خودم نگذاشته‌بودم در جهان. صمیمی‌ترین دوستم را از دست داده‌بودم و تنهای مطلق بودم. بعدترش نباید می‌گذاشتم کسی در آن مدرسه‌ی مسخ
خانوم خونه ت یعنی همونی که :) . اخرشب کرم مرطوب کننده
میزنه به دستاش ،،
چون از صبح که بیدار میشه
مشغول کار های خونه س و
دستاش خشک میشن و 
کرم نرم کننده میزنه ! 
و توی مرد فقط بوی اون
کرم رو متوجه میشی و
میگی چ بوی خوبی دارع این کرم
و متوجه درد و خشکی دستش
نیستی !! فقط دستای یک زن نیستک چروک و خشک میشن و با نرم کنندهمیپوشونه خشکی دستشو که مردش نفهمه :)قلب یک زن هم چروک و زخم میشهـ با محبت
 میپوشونه روشو ک مردش نفهمه ‌:)هیچ گاه یک مردمتوجه اندوه های پ
عکس مادر و کودک در آتلیه کودک
از جمله دلایلی که مادران همراه با فرزندانشان به آتلیه کودک مراجعه میکنند علاقه ای رایج است که به تازگی سبب شده این عمل بین والدین باب شود و دوستش داشته باشند .
اگر شما هم مادری جوان هستید که دوست دارید این تجربه را در آتلیه کودک داشته باشید بهتر است این مقاله را دنبال کنید .
بیشتر بدانید: آتلیه نوزاد
باید بعضی از نکات را رعایت فرمایید :
•با توجه به سن کودکتان و راحتی اش ژست های مورد نظرتان را گلچین و انتخاب کنید .
امروز همکارم و صمیمی ترین دوستم توی محل کار
به خاطر صبحانه خوردن خارج از تایم صبحانه
با بدترین برخورد و توهین آمیز ترین حالت ممکن اخراج شد
هنوز توی شوکم و دستام داره میلرزه و تمام تنم خیس عرقه
کاش زودتر امروز تموم شه و بزنم بیرون از این جهنم.
دانلود فیلم داستان اسباب‌ بازی 4 2019 – Toy Story 4
ژانر : انیمیشن | هیجان انگیز | کمدی
محصول : 2019 آمریکا
امتیاز : 10/9.0
کیفیت: BluRay 1080p
خلاصه داستان :داستان چهارمین قسمت از سری انیمیشن‎های داستان اسباب‌بازی آمده است ، کلانتر وودی و باز لایتیر وارد یک ماجراجویی جدید و مهم می‎شوند تا یکی از دوستانشان را پیدا کنند. اما…دانلود فیلم ها و انیمیشن جدید و قدیمی و سریال های خارجی و ایرانی
دوستم از این که در استانه دهه چهارم زندگیش قرار داشت ناراضی بود. گفتم از دهه سوم که بلاتکلیفی خیلی بهتره. گفت اتفاقا همین که هنوزم بلاتکلیفم سخته. برام ترسناک بود که چند سال دیگه هم بخوام همینقدر شترگاوپلنگی زندگی کنم،برای خودم لحاف چهل تکه بدوزم، تو کمد از چشم این و اون قایمش کنم و شب به شب بغلش کنم.
بحثمون با وزن کردن خودمون رو ترازوی یه پیر مرد که چاقو بدون تیغه و کلاه سربازی میفروخت نصف و نیمه موند ولی تو ذهن من هنوز ادامه داره.تو یه شب بها
♨️ مادران آمریکایی علیه گناه همجنس بازی کمپین تشکیل دادند!
کمپین مادران آمریکایی برای تحریم انیمیشن Toy Story 4
مؤسسه یک میلیون مادر» کمپینی برای تحریم انیمیشن  Toy Story 4به راه انداخته است. دوازده هزار مادر آمریکایی تا به امروز، به این کمپین پیوسته و خواستار جلوگیری از پخش این انیمیشن شده‌اند.
دلیل اعتراض مادران آمریکایی، نمایش یک کودک با دو مادر در بخشی از این انیمیشن است. این مادران برای جلوگیری از نمایش محتوای (گناه) همجنس بازی به این کمپین
به بهانه ی هشتم مارس.

مدتیه به اینکه در گذشته سیاه پوستا چه نا حقی ها و ظلم هایی تحمل کردند تا به اینجا رسیدند علاقه مند شده ام . اینجا که می گویم منطورم این است که بپذیرند سیاه پوستی رییس جمهورشان باشد . تک تک این تاریخی که پر بود از ظلم برایم آشنا است .انگار در حال هم در حال اتفاق افتادن است .ان هم بر سر موضوع دیگری به نام زن بودن.هرگوشه ای از دنیا به شکلی .و در این گوشه ای که من هستم متاسفانه اوضاع از اکثریت گوشه های دیگر بدتر است. ولی تاسف بزرگم
برای داشتن جامعه ای سالم باید نوزادانی سالم داشته باشیم که داشتن نوزاد سالم منوط به تغذیه با شیر مادر است. بنابراین بر حسب ضرورت آشنایی مادران با این مزایا، برگزاری دوره های مشاوره شیردهی در دوران بارداری پس از زایمان اموزش مشاوره به مادران و پدران در کنار هم در صورت تمایل کلاس های نگه داری وحوادث نوزادی توسط مرکز ما انجام میشه که خیلی امر مهمی هست.
عکس علی ضیا و مادرش
عکس علی ضیا و مادرش
علی ضیا مجری خوب و دوست داشتنی تلویزیون ضمن تبریک تولد مادرش ، عکس از خود و مادرش منتشر کرد ، برای مشاهده این تصویر در ادامه با سایت تفریحی پارسی سرا همراه باشید.
علی ضیا و مادرش
علی ضیا با انتشار تصویر بالا نوشت : مادر بودن واژه ی عجیبی است حضرت اغوش حضرت مادر حضرت لبخند های دور غصه های زیاد تولدت شب قدر من است احیا میگیرم و خدا رو شکر میکنم که مرا در دامن تو به دنیا اورد و پرورش داد تولدت مبارک حضرت مادر
دانلود فیلم I Am Mother 2019 دوبله فارسی و کیفیت عالی
دانلود با لینک مستقیم و کیفیت های 480p WEB-DL  ,720p WEB-DL,1080p WEB-DL
دوبله فارسی فیلم I Am Mother من مادر هستم سال 2019
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
نام : من مادر هستم-I Am Mother لینک IMDb امتیاز : 6.8 از 10 – میانگین رای 33,691 نفر کیفیت : 480p WEB-DL  ,720p WEB-DL,1080p WEB-DL موضوع : درام, ترسناک, علمی تخیلی, هیجان انگیز فرمت : MKV حجم : 1.60 گیگابایت+1.02 گیگابایت+589 مگابایت مدت زمان: 113 دقیقه زبان: انگلیسی سال انتشار : 2019 صوت دوبله: دارد
~~~~~~~~
کارگردان :
تازه رسیدیم خونه.میم رفته جایی و دخترها دارن نقاشی میکشن و حرف میزنن.دارم به امروز فکر میکنم و حس میکنم چقدر طولانی بود.صبح پنج و ده دقیقه بیدار شدم و میم رو بیدار کردم و صبحانه خوردیم و رفت سرکار.خوابیدم تا هفت و نیم که دخترها بیدار شدن و من هشت پا شدم دیگه.کارهای اول صبحمون رو انجام دادیم و با هم صبحانه رو آماده کردیم و دخترها جلوی تلویزیون خوردند.کارهایی که باید انجام میشدن رو یادداشت کردم روی برگه و مرغ گذاشتم برای نهار و شروع کردم و تا دوا
داستان "ماجرای کارآگاه رو به مرگ (The Adventure of the Dying Detective)" که اپیزود "کارآگاه دروغ گو (The Lying Detective)" از روی آن ساخته شده،داستان جالبیه.شرلوک در این داستان خودش رو به بیماری می زنه تا بتونه مجرمی به نام "کولورتون اسمیت" رو به دست قانون بسپاره.شرلوک هلمز در حین همین بیماری ساختگی اش هذیان هایی ساختگی می گه.به نظرتون درون این هذیان ها و حرف های متوهم نکته ای وجود داره؟با هم قسمتی از این داستان آرتور کانن دویل رو بخونیم:
(لطفا برای خوندن  این قسمت از دا
مادر پیر سارا پانصد میلیون چک کشیده [نمیدانم چرا ولی حتما ربطی به سارا دارد] و حالا برای پرداخت آن دچار مشکل شده‌اند. مادر پیر را به زندان می‌اندازند. سارا عذاب وجدان میگیرد و در به در به دنبال پول می‌دود تا اینکه تصمیم می‌گیرد از سعید، دوست‌پسر آیدا، کمک بگیرد. سعید ثروتمند و خفن است و پانصد میلیون برای‌ـش چرک کف دست است! البته به همان نسبت آدم پست و رذلی هم هست. [نکته اخلاقی تا اینجا: دوست‌پسر پول‌دار انتخاب نکنید.] سعید چک پانصد میلیونی
.چباسمه تعالی
امور اجتماعی
آثار طلاق
غزل۴
آثار طلاق بس زیان آور و بی مرز و حد است
چونکه جانکاه بود، دغدغه اش تا ابد است
گر شود حاصل تزویج تو را نور بصر
نتوان کرد فراموش، چو آن کالبد است
پاره ی تن شود  از یاد نمی گردد محو
پدر و مادر فرزند، گل سر سبد است
او نیازش به پدر باشد و هم مادر خود
تا شود عاقل و بالغ، نتوان گفت بد است
گر شوی صاحب فرزند ز دیگر همسر
سخت باشد که پذیرد ورا ، تا حسد است
گر کنی ترک تو تزویج و پرستار شوی
نیست آرامش و تسکین، که آن نیز
این تنها گمانِ من بود که زندگی ما، نه زندگی من و تو از جایی به هم گره خورده یا گره می خورد و یا اصلا دوراهی نیست و ما، نه من و تو مسافران یک جاده ایم ولی حقیقتِ مانند همیشه تلخ غیر از این بود و این جاده که شاید روزی به هم متصل بود؛ حال دیگر به دوراهی مبدل شده که روز به روز بیشتر از هم فاصله میگیرد.
داستان زندگی ما، نه داستانِ زندگی من و تو برای مدت طولانی آنقدر شبیه هم بود که گمان کردم این داستان، داستانی مشترک است اما.
 
با توجه به علل عقب ماندگی ها و معلولیت های ذهنی و جسمی پدر و مادر کودکان عادی و استثنایی در ویژگی هایی مانند ژنتیک ، سن و . تفاوت دارند . 
به بیان سایت مشاوره روانشناسی فیلیا  یکی از موراد تفاوت والدین کودکان عادی و معلول در سن بارداری این والدین است و سن خیلی بابا و خیلی پایین در هنگام بارداری می تواند مشکل ساز باشد . افزایش سن مادر باعث بروز اختلالات کروموزومی و پایین بودن سن مادر باعث بروز کم وزنی نوزاد می شود . 
 
برای مطالعه
سعید: روایتی شیرین و متفاوت از زندگانی نوجوانی سنی
سعید: نرجس شکوریان فرد
بریده کتاب(۱):
مادر در دلش، اعتقاد داشت به خانواده ی پیامبر؛ به اهل بیت. و الا که توسل و نذر در میان آن ها که اهل سنت بودند چندان رسم نبود.اما مادر در سال های پیش هم برای حال تب دار دخترش متوسل شده بود به حضرت اباالفضل.حتی بعضی مسیحی ها هم یک دل دارند که با حسین و ابالفضل مصفا می شود. و یک پنجره فولاد که خیلی ها دخیل بستن به آن را گشایش در کارشان می دانند.
 
ادامه مطلب
یک بار
تابستان برادرم حامد خونه نبود، من که رسیدم خونه مادرم گفت حامد رفته تو یه باغ
نگهبانی بده، گفته شب هم نمیاد. عصبانی شدم و خون به مغزم نرسید. گفتم چرا اجازه
دادین همچین کاری بکنه؟ گفت به حرف من گوش نکرد، تو اگر بهش زنگ بزنی میاد. عصبانی
بودم، حامد رو از دست داده بودم. تصور اینکه شب اونجا بمونه، یکی سیگاری چیزی دستش
بده و حامدی که چند روز بعد برمی‌گرده همون حامد نباشه، برادر کوچک باهوش و
بااستعداد من. کوچکترین امیدی نداشتم با زنگ زدن من ب
درست است که می گویند بهشت زبر پای مادران است .
مادری که مانند یک صدف مروارید را با تلاش و سختی فراوان در دل خود نگه می دارد.
سعی کنیم مادران را بابت تمام زحمت هایی که می کشند ،با یک کادو خوشحال کنیم .
حتما نباید کادو یک وسیله باشد ؛همین که از آن ها از ته قلب بابت زحمت هایشان تشکر کنیم برای آن ها از صد ها کادو با ارزش تر است .
امید وارم مادر های تمام شما سالم و سلامت باشند .
پس باید همیشه قدر مادر ها را دانست.
تاریخ دقیق تولد حضرت احمد بن موسی شاه چراغ سلام الله علیه مشخص نیست
 
نام: احمدلقب: شاهچراغ، سید‌الساداتکنیه: ابوعبداللهپدر: امام موسی کاظم علیه السلاممادر: امّ احمدتاریخ ولادت: نامشخصتاریخ شهادت: بین سال‌های 203 تا 218 هجری قمریقاتل: قتلغ خان(حاکم شیراز) به فرمان مأمون عباسیمحل دفن: شیراز
ولادتتاریخ دقیق تولد حضرت احمد بن موسی شاه چراغ سلام الله علیه مشخص نیست. اخیراً در شورای فرهنگ عمومی استان فارس نامگذاری یک روز به نام بزرگداشت آن حضرت م
انیمیشن داستان ماهی 3 Fishtales 3 2018 WEB-DL
Fishtales 3 2018 با لینک مستقیم و کیفیت 1080p & 720p
نام کارتون: داستان ماهی 3 – Fishtales 3 | ژانر: انیمیشن، ماجراجویی | تاریخ انتشار: 2018
زبان: انگلیسی | مدت زمان: 74 دقیقه | کیفیت: WEB-DL | زیرنویس فارسی: ندارد
حجم: 1.23 گیگابایت + 606 مگابایت | محصول آمریکا | امتیاز: 3.8 از 10
خلاصه داستان: در ادامه ی قسمت های قبلی، “فیفی” و “پلوت” که قبل از اولین روز مدرسه خیلی استرس داشتند، هنگامی که با همکلاسی های خود آشنا میشوند خیلی خو
چیزی که خیلی توی متن‌های من مشخصه، ایده‌ی عدم اعتماد به نوع بشر»ست. اعتقادی که با هر ثانیه زندگی بیشتر در مورد صحت‌ش مطمئن می‌شم. 
سال گذشته از یکی از دوستانم که دانشجوی سال آخر حقوقه خواستم یک وکیل درست‌درمون به‌م معرفی کنه. اون یکی از اساتیدش ُ معرفی کرد و ما هم پرونده رو سپردیم دست‌ش. وکیل به‌مون گفت که این پرونده 90 درصد برنده‌ست و اون 10 درصد هم می‌ذاره پای این که مامور به انجامه و نه نتیجه و ال‌وبل. 
حالا به هرحال مبلغ نسبتاً قابل ت
صبح که بیدار شدند لباس های نو و زیبایشان را
پوشیدند و به اتاق صبحانه خوری  رفتند .
رزا مادرش را آشفته و نگران  ، در حال صحبت با یکی از خدمه دید و سوزان به
کنار مادر رفته و گفت : "مادر ، اتفاقی 
افتاده؟"
مادرگفت
:"هیچی جان  دلم ! برو در جای خودت
کنار پدر بنشین ."
سوزان
پذیرفت و بعد رفت . حالا رزا تنها بود . 
ولی چیزی نمی شنید .
وقتی داشت به
اتاق صبحانه خوری می رفت ، اتاق بسیار زیبا و نورانی مادر دید . رفت داخل و کاغذی
را روی میز دید . آن
 را برداشت و خواند
در اواخر جنگ جهانی روستایی به تصرف نیروهای آلمانی در می آید . پس از استقرار نیروهای آلمانی فرمانده ی جوان متوجه می شود مردم روستا به علت وجود رودخانه ای خروشان بین روستا و مرکز شهر با سختی های فراوانی روبرو هستند .
پس از مرگ یک زن باردار به خاطر نبود امکانات پزشکی ، وی تصمیم می گیرد تا با امکاناتی که در اختیار دارد پلی جهت عبور و مرور بروی رودخانه بسازد .
در این بین چالش ها و روابط عاطفی بین اشغالگران و مردم روستا بن مایه داستان را تشکیل می دهد .
داستان عجیب زندگی یک زن بی دست و پا یک زن که از بدو تولد بدون داشتن دست و پا متولد شده کارهایی خارق العاده انجام می دهد.
به گزارش چفچفک، امی بروکس 37 ساله اهل شهر پیتسبرگ در ایالت پنسیلوانیای آمریکاست و اجازه نمی دهد نقص مادرزادی بر روند کارهای روزمره در زندگی اش تاثیر بگذارد. او قادر به آشپزی، نوشتن، رانندگی و حتی خیاطی است!
وی می گوید: پزشکان در ابتدا از اینکه من بتوانم به زندگی خود ادامه دهم دچار تردید بودند اما پدر و مادرم حرف آنان را قبول ن
از آنجا که تخت های نوزاد کنار مادر دسترسی مادر به نوزاد را راحت می کند و باعث می شود که مراقب از نوزاد تا حد خیلی زیادی آسان شود، امروزه بسیار در پین پدر مادر ها (و به خصوص مادرها) بسیار محبوب شده است.این تخت ها را به راحتی می توانید از فروشگاه های سرویس خواب نوزاد تهیه کنید و از آنها برای نوزاد خود استفاده کنید. البته اگر بخواهید یک تخت نوزاد کنار مادر واقعا خاص و زیبا داشته باشید، می توانید خودتان دست به کار شوید و شروع به ساختن آن بکنید. به ه
امروز عروسی دوست ساده ی هجده سالمه با دوماد نوزده ساله. دوستم کلی مشکلات خونوادگی دارن و اینا. خیلی دختر معصوم و ماهیه. نمیدونم خوشحال باشم یا ناراحت. امیدوارم خوشبخت بشه. زیاد.
مراسم فردائه ما امشب رفتیم برا بزن و برقص و.‌
کلی رقصیدیم، خندیدم و از این حرفا. کل مهمونا ما هفت نفر بودیم :)
بقیه یعنی عمه هاش و مادربزرگش چون اون اتاق بودن مهمون حساب نمی کنم :)
دختر عمه اش (۱۶ساله) و پسر عمه اش(۱۳ساله) هم بین ما بودن.
میخوام با جنتلمن ترین مرد زندگیم (پ
 
 
دانلود
 
اسم تو می بارد از نفس باران
نور رخت دارد جلوه ی بی پایان
 
بر دل خسته
می دهد اسمت
 
لذت عشقی مدام
بر روح بلندت سلام
 
سلام ای گوهر دریای نور
ای آیه ی زیبای عشق
ریحانه ی روح خدا
 
سلام ای دار و ندار علی
ای بود و نبود حسن
ای مادر ارباب ما
 
ذکر لب نوکرها
سیدتی لبیکِ
 
یا فاطمه اهرا
صلی الله علیکِ
 
مهر تو در دل ها آیه ی توحید است
جلوه ای از نورت صورت خورشید است
 
آیه به آیه
از دل قرآن
 
داده خدا این پیام
بر روح بلندت سلام
 
سلام ای کوثر و ت
یک لحظه دنیا روی سرم  خراب شد. همه به او نگاه میکردند. خودش هم نمیدانست چرا این دکمه را فشار داده است. مهندس کارخانه و استاد رنگشان عین گچ شده بود. من دست به سینه و به دیوار تکیه داده بودم. بدترین کلید ممکن را زده بود، کلید emergency ! مهندس این طرف و آن طرف میپرید و اضطراب عجیبی داشت. گفته میشد این خط 12 سال بدون توقف کار میکرده است. همه به ما دو نفر زل زده بودند و زیر لب می گفتند این دو مخابراتی این جا چکار دارند، اصلا همه چیز تقصیر اینهاست و کلی دری ور
این چیزی که میخوام بنویسم برای خودم اتفاق نیفتاده و دوستم برام تعریف کرده.
این دوستم یه عمو داشت که تو بچگی از بلندی افتاده بود پایین و از نظر ذهنی یکمی مشکل داشت اما به شدت آدم بامزه‌ای بود و کارهای عجیبی می‌کرد.اسمش مثلا عمو حسن بود. باری عموی بزرگترش و زن عموش ( که یجورایی سرپرست عمو حسن بودن) میرن مشهد و اون رو هم با خودشون میبرن. توی حرم عموهه میره زیارت و حسن رو میسپاره به زنش. زن عموهه هم مشغول نماز و زیارت خوندن میشه. حسن هم همون اطراف می
مهربونی اصلا به این معنی نیست که آدمهمیشه خودشو با خواسته های بقیه هماهنگ کنه و اصلا وجود خودشو یادش بره و این مشکل خیلیا هست که میگن هرکاری میکنم نمیتونم بگم: نه همیشه کسی هست که از مشاورها بپرسدکه مثلا اگه من تقاضای دوستم یا جاری و و یا. رد کنم طرف دلخور میشه اما اگه قبول کنم خیلی برای خودم سخت میشه مگی بدروسینِ روانشناس در جواب میگویدکاظم سعیدزاده
به من بیاموز
چگونه عطر به گل سرخش بازمی‌گردد
تا من به تو بازگردم.
مادر
به من بیاموز
چگونه خاکستر، دوباره اخگر می‌شود
و رودخانه، سرچشمه
و آذرخش‌ها، ابر
و چگونه برگ‌های پاییز دوباره به شاخه‌ها بازمی‌گردد
تا من به تو بازگردم مادر.
| غاده السمان |
امروز با ببری افتادی دنبالم که ببی( ببری)مامانو بیوره(بخوره)، منم با شوق و ذوق تو می دویدم و نوی خونه دنبالم می دویدی و می خندیدیم. یهو وقتی نشسته بودم اومدی از پشت بغلم کردی گفتی مامانی دوستت دارم
خوش تر از اون حال تابحال نداشتم از دوست داشتن و دوست داشته شدن
برای تو عشق من به تو وقتی تماما قابل درک خواهد شد که مادر شده باشی
به حق این شب عزیز از این ماه عزیز و به حق این بارون رحمت خدا داره می باره، از خدا میخوام التماس کنم که بزرگوارت کنه، خالصت
در ادمه قسمت قبلی.چند هفته قبل اخرین روزای امتحان.همش فکرم درگیر بود و نمیتونستم رو درسام تمرکز کنم.فکرم هزار جا میرفت.چند روز پیشش فهمیدم که واسه خواهرم یه مشکلی پیش اومده و خب منم که از همه جا بیخبر بودم.با دوستم داشتیم درس میخوندیم.صبحا شیش صبح بیدار میشدیم تا 12 شب بکوب فقط میخوندیم.خب اینم بگم که طی ترم کلاسامون سنگینه و نمیشه طی ترم خوند.بله موقع امتحانا دهنمون سرویسه :|دو تا امتحان سه واحدی داشتیم پشت سر هم و یه هفته تقریبا واسشون وقت
دانلود فیلم Teen Spirit 2018 با لینک مستقیم
ژانر: درام ، موزیکال 
محصول کشور : آمریکا و انگلیس
امتیاز IMDB از 10 : 7.1
کیفیت: 720p BRip و 1080p 
سال تولید: 2018
خلاصه داستان: فیلمی امروزی درباره موسیقی پاپ و کسانی است که آن را به عنوان یک رویای مهیج به حساب می آورند. Violet با بازی ال فانینگ (Elle Fanning) دختر انگلیسی ۱۷ ساله ای است که با مادر لهستانی مهاجرش (با بازی آگنیه‌شکا گروخوفسکا (Agnieszka Grochowska)) در مزرعه ای در جزیره وایت زندگی می کند و به شدت عاشق موسیقی پاپ است. او در
تو خونه ای که مادر مریضه

همه جای اون بهم می ریزهدیگه نداره تحملش رومرگ براش راه گریزهای که تمام حاصل حیدریدل حیدریبمون که نیم ِ کامل حیدریدل حیدریبسته گره دلش رو به موی توبه ابروی توحقیقتا شمایل حیدریدل حیدریتو رو خدابمون بمون مادرمبازم نمازبخون بخون مادرم::مدینه شده شبیه زندونچشای علی (ع) می باره بارونبعد شبی که در شکستهندیده کسی علی (ع) رو خندونخدا چرا حُرمت مادر شکستچون در شکستتو کوچه ها دل پیمبر شکستکوثر شکستدستای حیدر و همین که بستند
ﺧﻴﻠﻲ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩ.ﺑﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﻱ ﺧﺪﺍ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩ.
ﻧﺎﻩ ﺑﺎ ﻧﺎﻩ
ﺩﺳﺖ ﺑﺎ ﺩﺳﺖ
ﺁﻏﻮﺵ ﺑﺎ ﺁﻏﻮﺵ
ﺑﻮﺳﻪ ﺑﺎ ﺑﻮﺳﻪ
ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩ.
ﺍﺯ ﺯﻣﻴﻦ ﺗﺎ ﻧﺎﻛﺠﺎ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩ
ﻧﺎﻫﻲ ﻛﻪ ﻓﻘﻂ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﻲ ﺍﻓﺘﺪ
ﺑﺎ ﻧﺎﻫﻲ ﻛﻪ ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﺮﻡ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ
ﺑﺎ ﻧﺎﻫﻲ ﻛﻪ ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﻣﻲ ﻟﺮﺯﺍﻧﺪ
ﻓﺮﻕ ﻫﺎ ﺩﺍﺭﺩ
ﺁﻏﻮﺷﻲ ﻛﻪ ﻓﻘﻂ ﻫﺴﺖ
ﺑﺎ ﺁﻏﻮﺷﻲ ﻛﻪ ﺷﺎﻳﺪ ﺣﺘﻲ ﺩﻳﺮ ﻧﺒﺎﺷﺪ
ﻭﻟﻲ ﺮ ﺍﺯ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺍﺳﺖ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩ
ﻓﺮﻕ ﻫﺴﺖ ﺑﻴﻦ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻣﻲ
سلام مادرجان من، امیدوارم در روزهای دوری که این نامه را میخوانی حالت خوب باشد و من را دوست داشته باشی. پسرکم، دختر مهربانم دیروز که با عجله ی زیادی به جایی میرفتم به کسی برخورد کردم؛ او بهار بود عزیزکم. چند دقیقه ای با هم مشغول صحبت کردن بودیم. بهار چهره ی عجیب غریب زیبایی نداشت، پری نبود، شاهزاده نبود، شکل معمولی ای داشت. فهمیدم برای دیدنش لازم نیست گردن بلندی داشته باشی. فقط باید کمی. نمیدانم. میدانی مادر؟ به حرف هایی که میزنم مطمئن نیستم،
وارد محوطه ی باشگاه که شدم صدای داد و فریاد شنیدم، نگران شدم . صدا از دفتر مدیریت بود.مدیر و یه خانم دیگه با نهایت صداشون با هم حرف میزدن و هی میکوبیدن روی میزاون خانم مادر یکی از بچه های کاراته بود، مدعی بود دیروز دخترش رو بخاطر اینکه شهریه نداده راه ندادن و آواره ی خیابونش کردن.اما مدیر می گفت دیروز دخترش رو اصلا ندیده و حتی وارد باشگاه هم نشدهمدیر با خونسردی رفت دختر اون خانم رو آورد و اول بوسش کرد و خیلی مهربون ازش پرسید: دخترم دیروز ا
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب