نتایج پست ها برای عبارت :

دانلوداهنگ زینب درسریال تلخ وشیرین

۵ جمادی الاولیٰ جناب زينب کبریٰ کی ولادت باسعادت کی مناسبت سے چند اشعار
ـــــــــــــــ
اسی عنوان سے کھولا گیا باب زينب
دین اسلام ہے دراصل شباب زينب
.
عالم خلق میں تکرار کا امکاں ہی نہیں
دہر میں ڈھونڈئیے اب آپ جواب زينب
ادامه مطلب
مته و ژاله در روزی روزگاری
آهنگ روزی روزگاری ترکی
دانلود اهنگ ترکی aglaya
سریال روزی روزگاری ترکی قسمت 90


مرگ احمد در سریال روزی روزگاری
سریال ترکی روزی روزگاری قسمت 100
اهنگ سریال علی کاپیتان
میکس سریال روزی روزگاری ترکی
دانلود آهنگ یاسمین امید در کنسرت
دانلود آهنگ یاسمین امید آلبوم کنسرت زنده
دانلود آهنگ بی کلام یاسمین از امید
دانلود آهنگ امید از تو گلخونه دنیا کنسرت

دانلود آهنگ یاسمین قدیمی
دانلود اهنگ امید یاسمین با لینک مستقیم

دانلوداهنگ یاسمین امید در کنسرت
اهنگ در مورد یاسمن
دانلوداهنگ جنت ازفرهادگوچر
دانلود آهنگ ترکیه ای جنت
دانلود آهنگ جدید فرهاد گوچر گیت
دانلود آلبوم جدید فرهاد گوچر 2017

دانلود اهنگ فرهاد گوچر ساریل بانا
دانلود اهنگ فرهاد گوچر- دنیایا بیرداها گلسم سوگیلیم
دانلود اهنگ فرهاد گوچر- دنیایا بیر داها گلسم سوگیلیم
دانلود آهنگ فرهاد گوچر
دانلود اهنگ bir kadin sevdim
دانلود اهنگ ترکی ben bir tek
دانلود ben bir tek adam sevdim
دانلوداهنگ ben bir tek kadin sevdim

download ben bir tek kadin sevdim
دانلود آهنگ سلامی شاهین و بورجو گونش
دانلود آهنگ ben bir tek kadın sevdim از بورجو گونش و سلامی شاهین

دانلود اهنگ ترکی seni bir tek
دانلود اهنگ ای وای دارم چی میبینم دوتا چشه رنگی میبینم
دانلود آهنگ ای وای دارم چی میبینم از شادمهر

دانلوداهنگ ای وای دارم چی میبینم دوتا چشم رنگی میبینم
ای وای دارم چی میبینم دوتا چش رنگی میبینم صورت قشنگی میبینم

دانلود آهنگ ای وای دارم چی میبینم از شادمهر عقیلی
آهنگ ای وای دارم چی میبینم دوتا چش رنگی میبینم
اهنگ وای دارم چی میبینم صورت قشنگی میبینم
متن اهنگ پیشش نمیشینم
حیدر. مرو تو را به جان زينب::حیدر.پس از تو کوفه سوت و کور استز دست ِ رحمت ِ تو دور استتمام کودکان، گرسنه!غروبِ کوچه بی‌عبور است::حیدر. مرو تو را به جان زينب::حیدر.جواب خوبی تو تیغ استکه زخم فرق تو عمیق استاگرچه کوفه دشمنت شدولی خدا تو را رفیق است::حیدر. مرو تو را به جان زينب::حیدر.تو را ز روی کینه کشتندبه یاد زخم سینه کشتندحسن برای خواهرش گفتتو را همان مدینه کشتند::حیدر. مرو تو را به جان زينب::::حیدر.تو را به روی شانه بردندببین چه عاشقانه برد
می‌گفت: 
پدرم خدا بیامرز نظامی بود، از اون آدم‌‌های مهربونِ کم حرف ولی جدی که کمتر کسی لبخند یا حتی اخمش رو دیده بود.
اون موقع‌ها ،حدود‌های سال تولد خودت یا حتی قبل‌تر، دانشگاه قبول شدن مثل الان نبود، کمتر کسی دانشگاه‌ قبول می‌شد تازه اونم سراسری!
خواهرم که قبول شد رفتیم پیش بابا و گفتیم "بابا زينب دانشگاه قبول شده"‌، یه نگاه به خواهرم کرد و گفت "چی قبول شدی بابا؟" زينب سرش پایین بود، انگاری خجالت می‌کشید به بابا نگاه کنه ، آروم گفت "پزشک
#پیام_شهید 
اطراف حرم گرچه 
پُر از "خولی و شمر" است
دنیای #تشیع سپر 
#زينب کبری ست
"شیران مدافع" 
دلتان شاد که #عباس
همراه شما در حرم 
زينب کبری ست.
سلامتی رزمندگان اسلام و شادی روح شهدای مدافع حرم صلوات .
شهید راه نابودی اسرائیل
شهید محمد مهدی لطفی نیاسر
غزلی ناچیز به پاس اشک‌هایی که با نوای آسمانی مرحوم سلیم مؤذن‌زاده» ریخته‌ام:::خمیازه‌ی گوش‌ از نشاط باده خالی شدمستان به هوش و شهر از افتاده خالی شدآواز نورش بازتاب روح ایمان بودشب را رها کرد و دل سجاده خالی شدداوودحنجر بود و دل را صیقلی می کردافسوس از حجم نفس، سنباده خالی شدوقت اذان، رخت عزا را تازه خواهد کردشهری که از شور مؤذن‌زاده» خالی شدبی ذکر زينب، زينب» و جانیم سنه قوربان»از آب و تاب آوای هر دلداده خالی شدبا صوت مصنوعی چه می‌
بین خودمون بمونه!
اومدم خونه مامانم اینا که زينب با مامانم باشه من بتونم راحت آشمو درست کنم،
اولش یه بیست دیقه نگهش داشتند. بعد زينب گریه مریه. رفتم گرفتمش! 
دوباره که ساکت شد برگشتم ادامه بدم آشو.
که مامانم اومد تو آشپزخونه! می خواست برا شام غذا درست کنه!
به خدا من فقط تعارف زدم :)))) گفتم می خوای من درست کنم؟ 
هیچی قابلمه رو گذاشت از آشپزخونه رفت بیرون :))))) بی انصافی نباشه! ازم پرسید می خوای برنجو پیمانه کنم؟؟؟ گفتم نه! حالا رومم نمیشه بگم فقط
پسرم به فدات خانوم جان .
مهدی جان .
پدر و مادرت اومدند به جایی که آخرین نفس های پاکتو کشیدی و .
ازشون میزبانی کن .
پدر و مادر شهید لطفی در حرم حضرت زينب سلام الله علیها   مهرماه ۹۷
شهید راه نابودی اسرائیل
شهید محمد مهدی لطفی نیاسر

.
عکس متعلق است به این بخش از کتاب #دلتنگ_نباش
.
وقتی برای عیددیدنی به خانۀ رضا رفته بودند، [روح‌الله]پیشنهاد داد همه با هم به خانۀ رسول بروند و عید را به پدر و مادرش تبریک بگویند. همه از پیشنهادش استقبال کردند. .
رضا با پدر رسول هماهنگ کرد و راهی خانۀ#شهید_رسول_خلیلی شدند. روح‌الله و زينب به‌همراه رضا و پدر و مادرش. زينب خیلی هیجان داشت. دوست داشت مجدداً مادر رسول را از نزدیک ببیند.
وارد خانه که شدند، عکس بزرگ رسول اولین چیزی بود که به چشم می
بسم الله الرحمن الرحیم.
مسافرم برگشت.
با کوله باری از تجربه با کوله باری از خاطره
پلاکش رو که از گردنش درمی اورد گفت:بعد از 81روز این از  من جدا میشه
ولی من که میدونم پلاک جدا شد ولی هیچ کس نمیتونه هوایی که به سرش افتاده رو ازش جدا کنه
خداروشکر 
که فداییه زينب سلام الله شدی 
جانم  همه وجودم فدای فداییه زينب سلام الله.
فروش ویژه کتاب تحسین شده دلتنگ نباش» در مصلی آیت الله اعرافی شهرستان میبد.کتاب دلتنگ نباش!» به قلم زينب مولایی، شرح زندگی روح الله قربانی، شهید مدافع حرم است که با همراهی زينب عبد فروتن همسر شهید قربانی تهیه و تدوین شده است.رهبر معظم انقلاب چندی پیش علاوه بر دریافت کتاب دلتنگ نباش!» با نویسنده کتاب و همسر شهید مدافع حرم دیدار و گفت وگو کردند.
ادامه مطلب
بیا ببین ای برادرم خواهرت آمدزیارت ِ این تن ِ جدا از سرت آمدچهل منزل به دنبال سرت بودمپناه گریه های دخترت بودم (۲)من. به زبان ذکر یاعلی، امااو. فقط هرشب: کجایی ای بابا؟ (۲)یا ثارالله . اباعبدالله::برایت از شام غم فراوان سخن دارمهزار سوغات از این سفر بر بدن دارمدر این ره ماه شبهای حرم بودیولی چون سایبان، روی سرم بودی (۲)تو. به لبت آیه های قرآن بودمن. به دلم داغ چوب و دندان بود (۲)یا ثارالله . اباعبدالله::میان این خاک پربلا، ناله ها کردمکه هم عب
زندگی امروزی گویا یک خواب وخیال است.خوشا براحول پیشینیان که ازاول  تا آخر عمر باهم در یک یاچندمحله ومنطقه زندگی میکردند و مدام باهم درمعاشرت وزندگی آنهادرهم تنیده بود.اصلا متوجه پیرشدن وگذران عمرنبودند چون همانطور که هرروز خود را میدیدند دیگران را هم میدیدند وباهم گرم گفتار ومعاشرت بودند تا پایان عمر احساس دلتنگی وتنهایی نمیکردند ومتوجه تغییرات نمیشدند وتغییراتی هم حاکم نبود وهمه چیز یکنواخت وزیبا بود. ما نسلهای دهه پنجاه وشصت باهمان
 
چه درهَم کرده قاتل، مصحف قرآن زينب را
به خانه برده‌اند از سوی مسجد جان زينب را
 
همه با چشم گریان می‌روند از خانه‌ی مولا
چه می‌داند کسی حال دل ویران زينب را
 
تمام دختران بابایی‌اند و خوب می فهمند
چگونه این غم عظما شکست ارکان زينب را
 
نوحه و سینه‌زنی کوتاه با صدای مداح دل‌سوخته حاج جواد شکری
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخر
با مامان و بابا و آبجی اومدیم شمال،
به خاطر ترسی که زينب از حموم داره، تصمیم گرفتم هر شب به عنوان روتین قبل از خواب ببرمش تو حموم و فقط تنشو لیف بکشم بیایم بیرون لباسشو تنش کنم و بعد بخوابونمش.
روز اول و دوم تهران بودیم و بعد اومدیم شمال.
مثل هر تصمیم دیگه ای مامانم مخالفت کرد!
این بار اینجوری که نه مامان شبا حموم رفتن خوب نیست و انگار ابدا توضیح منو که مامان ما حموم نمی ریم فقط تنشو می شورم اصلا فایده ای نداره.
دوباره میگه روتینو بذار برا روز و
خونه ی علی چراغونهکه مظهر ِ وفا اومدهحسین به زينب مژده میدهکه ساقی کربلا اومدهمدینه. ستاره بارونه وآسمون. ترانه می خونه وغما از. دل ما بیرونه ولب امِ بنین. خندونهحسین قرارت.  زينب کس و کارتدست علی رو سرت و . حسن کنارت::علی تا دستت و می بوسهدل حسین هوایی میشهبا گریه می گه: پسرمیه روزی کربلایی میشهتو خوبا. از همه سری ودل دشمن و حتی می بری واخه تو. هستی مادری و معلم علی ِ اکبریقسم به آهت. به اون روی ماهتدشمن فراری میشه با. اخم ِ نگاهت::چی م
زینت خانه ی مهتاب بدنیا امد
عقیله، عارفه، عالمه، عابده، فهیمه، کامله و. اینها لقبهای بانویی است که در روزی چشم جهان به تولدش روشن شد. پدرش حضرت امیرالمومنین (ع) بود و مادرش هم حضرت فاطمه زهرا (س). به هر دو خیلی شبیه بود، از هر لحاظ وقتی به دنیا آمد، رسول خدا در سفر بود، در بازگشت، به محض شنیدن خبر تولد دختر علی(ع)، خودش را به آنها رساند، در آغوش گرفت و بوسیدش و نامش را زينب گذاشت. یعنی "زینت پدر".عقیله به بانوی خردمند و دور اندیش می گفت
مجتبی. غمگین و بی تابمرتضی. میره به محرابزينب‌ش. میشه هراسونگریه کن. حضرت ِ اربابحالا وقت اذونهباید خونه نمونهدیگه خسته شدهآهغم دوری زهراشده قاتل مولاچشاش بسته شدهمیگه ای دنیا من میرم.محنت. شده کارتدست من رو بستی امادستِ. علی یارتیا علی. یا علی مولایاعلی. یا علی مولا::پر زدی. از بر دخترزار و غم.گین شدم آخرحاجتت. دیگه روا شدرفته ای. در بر مادرچی بود آخه گناهتخدا پشت و پناهتشکستی دلموآهببین اشک چشاموهمه درد و غماموشکستی دلموزی
بغض های بی هوا
گریه های بی امان
قبضِ روح های بی دلیل
این همه را نمی فهمم.
کاش معنای تک تکِ
این گرفتگی ها را می دانستم!!!
دلم این روز و شب ها
بی هیچ بهانه ای زار می زند
و نمی فهمد چرا؟!
نفهمیدنِ حالِ دل
عینِ گم کردن چیزی درونِ آدمی ست!.
آشفته ای
بی هیچ دردی شاید!!!
دردهای خاموش ;آدم را خاموش می کند
جایی خاموش از دلمردگی
دل را بس است شاید
معراج می خواهد دلم
اما دلیلش را نمیدانم
اسفند ;
یادآور روزهای خوب وشيرين 
باشهداست
یادآور انبوهی از عهده
.
( زینتِ پدر )

دُختِ حیدر خواهرِ ناموسِ دین
فخرِ نسوان آلِ هاشم را نگین
زينب است پرورده ی خیرالنسا
خطبه هایش در اِسارت آتشین
زینِ اَب ، زینت بوَد بر پنج تن
چون علی باشد به هنگامِ سخن
پاکیش والاتر از مریم بوَد
اُسوه باشد درحیا این شیرِ زن
نامِ زينب زنده کرده کربلا
کهنه کی  گردد قیامِ نینوا
چون ابوفاضل علمداری نمود
سرنگون هرگز نشد خونین لِوا
در میانِ عاشقان عاشق ترین
در کلاسِ عشق او لایق ترین
مرغِ طوفانِ بلا بنتِ علی
در وفایش از همه صادق ترین
ک
اول اومدم بنویسم این روزا داره به سخت ترین شکلش می گذره بعد دیدم الان باز خدا می شنوه یه مرضی دردی دعوایی از گنجینه های غیبش به این شرایط اضافه می کنه که بگه ها بیا دیدی از این سخت ترم هست؟ 
همسر سر کار مدرسه ای نمیره و یه کار آزادطور رو تو خونه دنبال می کنه.
فشار مالی بعضی وقتا دیگه شورش رو دراورده بود ولی خوبیش این بود که من سعی کردم غذاهای جدید با هر چی تو خونه موجود داشتیم درست کنم. مثلا خمیر درست کردن و انواع و اقسام غذاها که هم برا جلو مهمون
چشم آلوده کجا،دیدن دلدار کجا؟
دل سرگشته کجا وصف رخ یار کجا؟
قصه ی عشق من و زلف تو دیدن دارد
نرگس مست کجا همدمیِ خار کجا
سر عاشق شدنم لطف طبیبانه توست
ورنه عشق تو کجا این دل بیمار کجا؟
منتی بود نهادی که خریدی ما را؛
رو سیه برده کجا میل خریدار کجا؟
هرکسی را که پسندی بشود خادم تو
 خدمت شاه کجا نوکر سربار کجا؟
کاش در نافله ات نام مرا هم ببری
که دعای تو کجا عبد گنهکار کجا؟
مهر من گر که فتد در دل تو میفهمم؛
شهد دیدار کجا دوری دلدار کجا؟
به خدا چون دل زه
دانلود مداحی مجید بنی فاطمه غریب و تنها نیمه جونه
شهادت امام جواد (ع) ۱۳۹۷نوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحی
غریب و تنها نیمه جونه
آسمونم روضه خونه
اشک چشم هاش مثل بارونه
روی خاکا سر میزاره
هیچ کس رو اینجا نداره
بی حبیبه حتی تو خونه
روی خاک حجره دلش گرفته از این زمونه
من براش بمیرم سنی نداره هنوز جوونه
شبا و روزاش تاره امون ای دل امون ای دل
چه حال زاری داره امون ای دل امون ای دل
هلهله کردن نانجیبا
ناله میزد وا غریبا
دوست داشتم الان تو خونه می بودم و در حالی که سعی داشتم زينب رو سرگرم کنم یا بخوابونم، مشغول تمیز کردن ایوونا می شدم و تو دلم حرص می خوردم از اینکه چرا امیرحسین امروزم رفته سر کار و کی بریم خرید عید و اینا.
اما اینجا نشستم و دارم فکر می کنم اون سوزنی که می خواد آب نخاع بچمو بکشه چقدر دردش میاره و کی ایت ساعت ملاقات لعنتی تموم میشه که بعدش کاراش انجام شه و ببینن این چه کوفتیه. 
و آینده ای که هیچ نظری درباره ش ندارم و هیچ کسم هیچ توضیح دیگه ای بهم
آیا می دانید در فهرست نذوراتی که به ستادبازسازی  عتبات عالیات تحویل داده
می شود آن بخش از نذورات که نقدی است پس از واریز به بانک، صرف امور
عمرانی در حرمها  درکربلای معلی ،نجف اشرف ،کاظمین وسامرا به ویژه ساخت صحن
عقیله بنی هاشم حضرت زينب (ی) می شود؟
ادامه مطلب
بررسی
دنباله قیام حسینی در شام و اربعین                                                                             http://note-t.blog.ir

اشاره

پس
از آن که حضرت زينب علیهاالسلام» با خطبه پر شکوه و بلند آوازه خود در مجلس یزید از
فاجعه روز عاشورا پرده برداشت، وجدان های غافل و خواب آلوده، به خود آمدند و جوش و
خروشی در مردم شام پدیدار گشت. سخنان روشن گرانه زينب علیهاالسلام» و امام سجاد علیه
السلام»، اساس تفکر در حادثه کربلا را در ذهن ها بنا ن
#ایستگاه_بصیرتــــــــــــــــ #همه گفتند ؛#شهدا شرمنده ایم.!خیلی ها شنیدند ؛ شهدا شرمنده ایم.!خیلی ها نوشتند ؛ شهدا شرمنده ایم.!خیلی ها دیدند ؛ شهدا شرمنده ایم .!همه.!همه شرمنده ایم!اما نمیدانم چند نفر سعی دارند از این شرمندگی #شهدا خارج شوند.! از هر جا که عبــــور میکنیم ،نام ِ#شهیدی میدرخشد !پس یادمــــان باشد ؛#قدم_به_قدم را بدهکاریم به آنهایی که#پل ِ عبور ِ ما شدند در #دنیا. #کربلا_شلمچه 65یا #کربلا_خان_طومان 95یا #مرز بصره یا حلب یا
بسم الله الرحمن الرحیم
وقتی که زندگیشو و گذاشت و رفت 
خیال کردم دوستم نداشت
بعضیا گفتن نکنه  نخواستت که اول زندگی انقدر راحت ازت برید
راستش توی علاقش شک کردم .
به خودم گفتم نکنه واقعا !!!!!!.
اما برام قابل قبول نبود
هیچ کس نمیدونست که همون اول بامن شرط کرد که مانعش نشم.
باتمام  این بی قراری ها با همه شک و شبهه ها میگم فدای سر امام حسین علیه السلام فدای سر حضرت زينب سلام الله.
امین به هرچی میخواد میرسه
هرحرفی بزنه یروز بهش میرسه .
شب شهادت حضرت زينب
سلام الله علیها

به یاد شهدای عملیات

تکمیلی کربلای پنج 




یا زينب {جانم به فدایت}

.

وقت آن آمد که نجوا
سر کنم

دیده را از هجر یاران
تر کنم

.

خواهم از دنیا مرا
دورم کنید

ای شهیدان، راهی نورم
کنید

.

یادتان در سینه ام،
نقش بسته است

قلبم از هجر شما،
بشکسته است

.

روزگارم بی شما، غمگین
شده

بار هجران شما، سنگین
شده

.

در میان معبر و میدان
مین

آسمانی می شدند، اهل یقین

.

هر که از دنیا، جدا می
شد دلش

می شد آخر، جنّت حق
منزلش

.

دیده م
انتخاب بدی کرد !! زينبُ میگم !! بزارین بعد مدت ها در موردش حرف بزنم !! اگر قضاوتِ بعدا تصحیح میکنم، اگر اشتباست بعدا متوجه میشم ولی میخوام دقیقا همین الان بعد خوندن این کتاب و حسی که در این کتاب تجربه کردم در رابطه با زينب بگم .
عزیزانی که این کتاب خوندن میدونن از صفحه ی 300 به بعد دکتر برویر از زندگی تکراری همسرش عر میزنه و میخواد یه جوری از زندگی خودش فرار کن و با دختری که عاشقش شده زندگی کن .نیچه در این مسیر هلش میده به سمت جلو . به دکتر برویر م
 یا تفکر به تفکر یا حس به حس
خلاصه نبرد در واقع تقابل دو نفر با هم یا دو تفکر متضاد هست که میتونه
نشات گرفته از یک اتفاق کوچیک باشه یا حسی ناخوشایند ولی باید به قلب نبرد
رفت وحس کرد که واقعا اون دو متضاد قلبا قادر به نبرد هستند یا در ظاهر
کودکانه به خاطر غرور کاذب اینکار رو میکنن وچه شیرین هستند متفکرانی که به
واقعیت ان پی برده و واقف شوند عشقی عمیق وجود داره که میشه با کمی درایت
جمع کرد ودوباره ساخت که چه زیباست ساختنی که دوباره باشه ومیتون
سه‎شنبه شب رفته بودیم خانه‎ی شهید عبد الصالح زارع» مدافعِ اسلام، زیاد گذشت و خوش؛ یک چیزی که می‎خواهم بگویمش این است که به خواب مادرش و حرفی زده: از بس که بابا می‎گفته دارم عباس بزرگ می‌کنم برای حضرت زينب کبری، این‎ جا عباس صدایم می‌کنند.»توی فکرم، بابای من دارد مرا برای چه بزرگ می‎کند و آن جا چه صدایم می‎کنند؟
دانشجویان زیر هر چه سریعتر به امور فارغ التحصیلان مراجعه نمایند.
سید سجاد فقیه
عاطفه قاسم خانی
سیده زهرا میرسالاری
فرحنوش جهانگیری
عاطفه سلامات
سحر نواصری
گلشن احمدپور
عباس بالدی
نجمه حمیدزاده
سیده زينب پورفرجی
افروز درزی
فاطمه دلفی اهوازی
فرزاد چرخاب
محمد عمرانی
سودابه غلامیان
آتنا آتشی
سحر داودی
هیام نواصر
یک ارزش اسلام وقرآن درحجاب است/باچادرتقوا چوهرزن آفتاب است/نور بصیرت میرود تا کل دنیا/زن تابع زهرا وزينب با رباب است/از اهل بیت مصطفی بگرفته الگو/اینک حجاب زن به دنیایک خطاب است/تیرن برقلب شیطان عفت اوست/گنج حیا وعفتش پراز ثواب است/بردختران انقلابی آفرین گوی/هرنقشه دشمن برای او سراب است/شیطان تلاشش بی حیایی بین زنهاست/رهروبرای او همیشه درعذاب است/زن باولایت رهرو زهراو زينب/او عاشق راه شهیدان و کتاب است/یاران مهدی مردو زن بسیار دارد/یک ل
منکربه احکام وبه قرآن بی حجاب است/دور از مقام کل انسان بی حجاب است/باید بیاید سوی اسلام و ولایت/یک آلتی دردست شیطان بی حجاب است/زهراو زينب درس عفت داده برما/توهین کننده بر شهیدان بی حجاب است/هرزن عفافش میزند تیری به شیطان/یک عامل تخریب ایمان بی حجاب است/دشمن بخواهد بی حیایی رشدگیرد/تیربلابرسوی چشمان بی حجاب است/آرامش مردان بگیرد او فراوان/ویرانگر خوبی ایران بی حجاب است/ای خواهرم حق شهیدان باحیاباش/وقت گنه دریای طوفان بی حجاب است/درلشکر مهدی
سلام
برای یک شب اومدم خوابگاه.هوای اینجا بر خلاف شهر خودم خیلی خوبه.لاقل شب های خنکی داره.اینجا کسی رو نمیشناسم دیگه و از کسایی که هم میشناسم دوری میکنم.
دیشب کم خوابیدم و از صبح زود بیدار شدم تو راه بودم و بعد هم کلی راه رفتن و راه رفتن.زينب رو بعد یک ماه دیدم و حرف زدیم از همه چیز و بیشتر از اینده.حرص خوردیم که امسال تنها میره تهران و من هم نیستم باهاش که با هم همه جا رو بگردیم.
صبح که میخواستم راه بیفتم دلم راضی نبود.پر از حس بد بودم بابت این
مرغ دل درشهرقم بهرزیارت آمده/موسم جشن وسروریک ولادت آمده/حضرت معصومه باشد بنده خوب خدا/دخترموسی بن جعفر باکرامت آمده/آسمان معرفت را حضرتش الگوی ناب/حامی اسلام وقرآن وولایت آمده/اهل بیت مصطفی را بارگاهش شدحریم/سوی شیعه هم شفیعه هم سعادت آمده/خواهرمولشدمثل زينب با حسین/شیعیان ومسلمین رابر عنایت آمده/ازوجودش قم همیشه مقتداو سروراست/علم وایمان در حریمش تانهایت آمده/مرقدپاک وشریفش یادمان فاطمی/زمزم احساس دینی برامامت آمده/تا ظهورمهدوی
بسم رب الشهدا
.
#قسمت_هشتاد_و_هشتم
#قسمت_آخر
.
سر عقد بعد بله دلم از تموم دنیا برید و فقط گره خورد به دل محمد
اونقدر که اگه می گفت بمیر در لحظه واسش جون می دادم
قبل دست کردن حلقه کف دستش رو باز کرد
- الوعده وفا زينب خانوم
تسبیح رو گذاشتم کف دستش
دستم هنوز از کنار دستش دور نشده بود که برای اولین بار دستم رو گرفت و بوسید
ادامه مطلب
پیغام دین احمدچادرحجاب برتر/گنج حیاوعفت آمد زآن پیمبر/آیات ناب قرآن دروصف آن فراوان/درس حجاب باشدفرهنگ ناب حیدر/ازفاطمه گرفته زن گوهرحجابش/روز جزاشفاعت گیردزسوی کوثر/پیغام کربلایی از زينب وحسینش/عفت همیشه زیبامانندگنج وگوهر/تیری به چشم شیطان این چادر نه/باگوهرعفافش زن مقتدا وسرور/درلشکر ولایت زن هم حضور دارد/صدآفرین بیاید براو زسوی رهبر/راه امام راحل باهر شهید رفتن/عفت همیشه زیبا چادر برای دختر/تاانقلاب مهدی آماده باش شیعه است/زن هم
مرغ دلم راهی قم می شوددر حرم امن تو گم می شود
 
عمه سادات سلام علیکروح عبادات سلام علیک
 
کوثر نوری به کویر قمیآب حیات دل این مردمی
 
عمه سادات بگو کیستی؟فاطمه یا زينب ثانیستی؟
 
از سفر کرب و بلا آمدی؟یا که به دنبال رضا آمدی؟
 
من چه کنم شعله داغ تو رادرد و غم شاهچراغ تو را
 
کاش شبی مست حضورم کنیبا خبر از وقت ظهورم کنی

شعر از مرحوم محمدرضا آقاسی
بدون عشق دلسردم، کمی آقا نگاهم کنسرا پا غصه و دردم، کمی آقا نگاهم کن
درختی بی ثمر هستم، برایت دردسر هستمخزانم. شاخه ای زردم، کمی آقا نگاهم کن
نشستم با دو چشم تر، خجالت می کشم دیگرازین طرزِ عملکردم، کمی آقا نگاهم کن
نکن قلب گدا را خون، نگو سائل برو بیرونفقیرم. از همه طردم، کمی آقا نگاهم کن
ندارم بیم رسوایی، به امید تماشاییدم میخانه می گردم، کمی آقا نگاهم کن
برای وصل جنت نه، وُفور ناز و نعمت نهبه عشقت نوکری کردم، کمی آقا نگاهم کن
ز هجرانت نمر
بیست و یک آذر اومده بودم که بنویسم:
همونطور که معیارهای فیلم خوب و بد تو ذهن آدم‎های مختلف متفاوته و
از نظر یه نفر هری پاتر چرته و تگزاس قشنگه، معیارهایی که باعث می‌شه
روزتون م یا گند به‌نظر بیاد هم آدم به آدم فرق می‎کنه.
امروز گند بود. از همون لحظه‎ای که چشمامو باز کردم و سوزش چشم ناشی از بی‎خوابی سراغم اومد بگیر تا تهش.
صبح وحشیانه سرد بود و من حوصلۀ هیچ کاری رو نداشتم حتی بستن زیپ
کفشام . درحقیقت همین بی‌حوصلگی و کرختی بود که باعث م
بسم رب القلم
- هیس!!!کمی آرام تربه دور از شلوغی های زندگیبه دور از ناراحتی هایی که بعضی ها برایمان میگذارندبه دور از چیزهایی که به دل گرفتمبیخیال.به دور از این دنیا، کمی گوش کنهیس!!!چیزی سکوت دنیا را شکسته است!نمیدانم چیستشاید هم میدانمصدایش را شنیدم یک بارشاید اما.+صدای چیه؟-یادته؟+چیو؟-گوش کنخیلی شبیه استشبیه صدایی که توی کوچه ای خلوت به گوش میرسید+وای! یادم آمد.اما آن که صدای خانومی جوان بود-هیس!!!یادت هست آن صدای ناله های آرام که از فرط کوچ
در نگارچشم گریان دیدنی است/اشکها اندر وصالش دُرغلطان دیدنی است/گاه اندر یک عبادت عشق ایزد پرفروغ/نیمه ی شب معرفت درکوی رحمان دیدنی است/یک زمان از خشیت حق اشک جاری میشود/مشکلات شیعه آنجا هست آسان دیدنی است/ازولای آل احمد دل شود باران شوق/باولایت تا شهادت سوی ایمان دیدنی است/یک زمانی هم مجسم کربلابرعاشقان/گریه برغمهای زينب مثل باران دیدنی است/درمسیرحق پرستی اشک طوفان میکند/گریه ازروی بصیرت بهرانسان دیدنی است/از فراق و عشق مهدی شیعه گ
#ارسالی_از_همراهان :
به مناسبت تولد شهید محمد مهدی لطفی نیاسر 
☡ دی ماه ۹۷
در زمستان به دنیا آمد اما قدم‌هایش بهاری بود ، قدم‌هایش بوی باران بهاری می‌داد متولد زمستان بود و پاکی‌اش به اندازه سفیدی گلوله‌های برف در زمستان .
پسری با رنگ و لعابی دیگر با عقایدی متفاوت از کل پسران. هم دنیا را داشت هم آخرت را .هم زیبایی ظاهری هم باطنی .
زينب را مادرش میدانست .
تاب نیاورد حریم و حرم مادرش در چنگ دشمن باشد، کوله بارش را جمع کرد . تمام دنیایش را رها
از امشب ماه باید تیره باشه
باید تاریک شه باید بگیره
اونی که خیبر و میکند از جاش
یکی باید که دستاشو بگیره
تموم درد زينب اینه امشب
نباید حیدر زهرا بمیره
از امشب کربلا آغاز میشه
از امشب دختر مولا اسیره
اخه سخته یه دختر بعد باباش
تموم ارزوش اینه ،بمیره
پاشو مولا نباید ،نه نباید
کسی حیدر رو اینجوری ببینه
پاشو شمشیر ها رو تیز کردن
بلند شو تا دل زهرا نگیره
از امشب ماه باید تیره باشه
نباید حیدر زهرا بمیره
#حمید_رفائی
⛭ @hamidrefaeipoem
  
بسمه تعالی
"ولادت حضرت معصومه (ع) و روز دختر مبارک"

حضرت معصومه علیها السلام در اول سال 173 هجری قمری در مدینه چشم به جهان گشود. پدرش
امام هفتم شیعیان حضرت موسی بن جعفر (ع)  و مادرش حضرت نجمه بود که
به علت پاکی و طهارت نفس به او طاهره می گفتند. حضرت معصومه در 28 سالگی و
در روز دوازدهم ربیع الثانی سال 201 هجری قمری در قم به شهادت رسید که
امروز بارگاه ملکوتی و مرقد مطهرش همچون خورشیدی در قلب شهرستان قم می
درخشد و همواره فیض بخش و نورافشان دلها و ج
یه روزی یه زمانی یه نفری گفت اگر اقاامام زمان بیاد چه کار می کنی ؟
منم گفتم: خوشحالی 
گفت: نه اگر صدای انا بقیه الله رو از مکه بشنوی چکار میکنی؟
گفتم:خب میرم 
گفت :اگرپدرت نذاشت چی؟
گفتم :خب احترام به پدر واجبه اما اون اقا امام زمانه
گفت:خب اخرش
گفتم :نه نمیرم خب پدرمه 
گفت:اقاامام زمان پس چی؟
گفتم:خب میرم 
گفت :نه نمیشه دیگه تکلیف خودتو مشخص کن
اون موقع اینقدر عاشق نبودم فقط در حد حرف همین بس 
تا اینکه فهمیدم برای جهاد اجازه لازم نیست 
یادمه یکی
اوایل بارداریم بودم و تصمیم داشتم جلسات مشاوره برم در خصوص تربیت بچه!
 که یه شب خواب دیدم تو یه کلاسیم با حضور مشاورم که می رفتم پیشش هی.
کلاس در خصوص نحوه کاشت دونه آفتابگردون بود و مشاورم داشت توضیح می داد که دونه رو می کارید روغن می ریزید پاش آب می دید بهش و کل مواد مغذی موجود در دونه رو نام می برد و می گفت شما اگه بخواید گیاه کاملی داشته باشید باید بهش اینا رو بدید که بعدا بتونید استخراج کنید و باید بهش بدید تا داشته باشه! بقیه افراد یادداشت
بعد از تو بعد از رفتنت ای نازنینم                      فونتِ تمامِ نامه ها بی نازنین شد
اگر با دیگرانش بود میلی                             چرا جام مرا بشکست لیلی
---
الهی شعله شوقم فزون ساز                           مرا آتش کن و در عالم انداز
الهی ذره ای آگاهی ام بخش                          رهم بنما و بر گمراهی ام بخش
ز دانش گوهر پاکم برافروز                           چراغ چشم ادراکم برافروز
عطا کن جذبه شوق بلندی                            که نه دامی به ره ماند نه بن
حق روز ازل کل نعم را به علی دادبین حکما حُکم حَکم را به علی داد
معنای یدالله همین است و جز این نیستکاتب که خدا بود قلم را به علی داد
می‌خواست به تصویر کشد قدرت خود رادر معرکه شمشیر دو دم را به علی داد
عمّال شیاطین همه ماندند تهی‌دستتا احمد محمود علم را به علی داد
یاران ولایت به خدا اهل بهشتندالله کریم است، کرم را به علی داد
هر مملکتی تابع فرمان امیری استایران، دلِ افتاده به غم را به علی داد
از نسل علی یک علی آمد به خراسانیعنی که خدا کل عجم را ب
رفقایی که از دل مسجد قیام کرده بودند، در زیر خیمه حضرت زينب همدیگر را پیدا کردند و رفیق های چخ‌چخی [١] برای هم شدند! رفقایی که برای اعزام به سوریه خودشان را افغانی جا زدند! رفقایی که هر جا بودند بساط شوخی و خنده هم جور بود! رفقایی که با هم، قول و قرار گذاشته بودند که هر کس زودتر شهید شد باید شفاعت کند و اذن شهادت دیگری را از امام حسین بگیرد و گرنه شهید پستی هست!١. به معنای جون جونی - اصطلاحی که شهید مرتضی عطایی زیاد استفاده می‌کرد.پ ن: مستند عابدا
مریم مادر عیسی است”.

و من خواستم با چنین شیوه‌ای از فاطمه بگویم، باز درماندم
 
خواستم بگویم: فاطمه دختر خدیجه بزرگ است
دیدم که فاطمه نیست.
 
خواستم بگویم که: فاطمه دختر محمدۖ است .
دیدم که فاطمه نیست.
 
خواستم بگویم که: فاطمه همسر علی است .
دیدم که فاطمه نیست.
 
خواستم بگویم که: فاطمه مادر حسین است .
دیدم که فاطمه نیست.
 
خواستم بگویم که: فاطمه مادر زينب است.
باز دیدم که فاطمه نیست.
 
نه، اینها همه هست و این همه فاطمه نیست!
 
فاطمه ، فاطمه
خاطرنشان می شود شهید غلامعلی تولی در سال 1347 در روستای یورت زینل از توابع بخش مرکزی شهرستان گالیکش چشم به جهان گشوده و در سن 45 سالگی در دفاع از حرم مطهر عقیلهی بنی هاشم، حضرت زينب کبری(س) و حضرت رقیه(س) به درجه رفیع شهادت نایل گردید.

ادامه مطلب
سلام.
دیروز با پاییز رفته بودم خونه دوستش بهار.(وبشون مشترکه)
زينب و زهرا هم بودن.
مثلا رفته بودیم کمک واسه مهمونی امروز که با دوستای دبیرستانشون گرفتن.
فقط ظرفارو شستیم و نشستیم به حرف و خنده.خخخ:)))
نوشمک آورد بخوریم در نگاه اول یکی شون سرمه ای بود و بقیه مشکی.0_0
از وسط که جداشون کرد چند تاشون سبز لجنی و چندتاشون زرشکی بودن.:))))))))))
هرکی می خورد کلی فکر میکرد که ببینه مزه چی میده.:)))
حوصله مون داشت سر میرفت که زهرا گفت خرک شیم از رو هم بپری
بسم الله الرحمن الرحیم
ما زیادی دنیارو جدی گرفتیم 
زیادی دلمونو بهش بستیم.
اخه این دنیا چی داره مگه ؟؟
دنیایی که توش براحتی بچه های بی گناه رو میکشن 
دنیایی که پر از سختیه

تواین مدت  خیلی فکر کردم دیدم این جا اصلا ارزش یه سری چیزهارو نداره نه خوشیش موندگاره و نه غمش
تنهاچیزی که برای آدم می مونه خدا و اهل بیته
تنها کسی که پشت و پناه آدمن فقط خداست و اهل بیتش.
و چقدر خدای مهربونی داریم و چقدر خدا دوستمون داره  و ما نمیدونیم
هرچن
شهادت
عادتش این بود دیگران را دعا کند. مؤمنان را یک به یک نام مى‌برد دعایشان مى‌کرد. روزهای آخر اما خودش را هم دعا می کرد: ((یا الهی عجل وفاتی سریعا))  علی را که می بیند گریه می کند، حسن را به سینه می چسباند و گریه می کند. گلوی حسین را می بوسد و گریه می کند، دست می کشد روی قلب زينب و گریه می کند. همسایه ها به حضرت امیرالمومنین (ع) می گویند: ((سلام ما را به فاطمه برسان و بگو یا شب گریه کند یا روز)).  حضرت فاطمه (س) پیامشان می دهد که: ((به زودی ا
من را نگاهی کن که محتاج نگاهم
غیر از تو را در این جهان هرگز نخواهم
بیچاره ای هستم که از تو دور ماندم
آقا ببین افتاده ای در عمق چاهم
خوبان همه خود را کنار تو رساندند
راهم بده آقای خوبم، روسیاهم
آلوده ای غرق گناه وشرمگینم
بی تو علی موسی الرضا من بی پناهم
من از گدایان در باب الجوادم
در انتظار لطف بی پایان شاهم
از زهر ، خیلی ناتوان گشتی بمیرم
تا صبح م از غم تو غرق آهم
خواهر نبود اما پسر آمد کنارت
باناله می فرمود : رفتی تکیه گاهم؟
اما نبودی کربلا ج
سبک زمینه حضرت زهرا(س)---------------------------تو کوچه غم نصیبی،مادر و طفل غریبیدارن مـیرن سمـت خونـه  باروی نیـلـیحسـن  داره  ورده  زبــونکجایی بابا شد نیمه جونمـادرم از ضـرب سـیلی وغـریبـی تـو ، تـو شهرمون((  امان از غریبی(۳) وای  ))

با یـه قـد خمیـده ، با رنـگ روی پریدهخونه رو جارو میزنه،به دیوار تکیه میدهزیـنـب می بینه مـادرشوبا دست میگیره پـهلوشوچنددفعه توی خونه دیدهمی گیره از علی رو شـو((  امان از غریبی(۳) وای  ))


تو تاریکیه دل شب ، پیچیده صدای
سلام بر دل خونِ امامِ معصومی
که سوخت از ستم و جورِ همسر شومی
کنار محتضر آواز و رقص و پاکوبی؟!
عجب طریقه ی آزارِ غیر مرسومی!
کسی توجهی اصلا نمی کند این جا
به سوزِ پاره جگرهای مردِ مسمومی
دوباره روی زمین ظرف آب می ریزند.
به پیش تشنه، چه رفتار زشت و مذمومی 
چه فرق می کند اصلا هلال یا که کنیز؟
قرار نیست که آبی رسد به مظلومی
ندارد او به برش خواهری چنان زينب
کنار بستر او نیست اُم کلثومی
چگونه جسم رشیدش به پشت بام رسید؟!
چه ماجرای پُر ابهام و غیر مفهوم
تبریک دهه کرامت

 

دهه کرامت
از اول ذیقعده سالـروز میــلاد مسعود کــریمه اهل بیت حضـرت فاطمه
معصومه(س) تا دهم ذیقعده سالروز میلاد پر نور امام رضا(ع) می باشد.

دهه کرامت یادآور لطیف‌ترین علائق و مهر و وفای کم‌نظیر یک خواهر نسبت
به مقام شامخ و معنوی برادر است، مهر و وفایی که خواهر مهـربان و دلداده را
به هجــرت وادار نمـوده و غربت و بیـماری و مرگ را در فصـل جوانی برای او
آسـان کرده است. دهه کرامـت یادآور تحول آفرینی بانوان آسمـانی است

دهه کر
روز اولی که وارد حرم شدم همه‌جا رو همین مدلی می‌دیدم چون اشکم بند نمی‌اومد چون تموم نمی‌شد و تموم ترسایی که تو ذهنم نگه داشته بودم هجوم آورده بودن و نمی‌تونستم آروم باشم.
ساعت‌ها بود هیچی نخورده بودم و با این حال کلی تو حرم راه رفته بودم و آروم نمی‌شدم و حالم بد بود.دست آخر تو صحن جامع نشستم.
خانمی که کنارم نشسته بود و حالم رو دید زد رو شونه‌م و با لهجه‌ی قشنگ یزدیش گفت دخترجون چیزی به اذون نمونده. موقع اذون که شد دو رکعت نماز بخون و منم دع
 اللهم وفقنا لما تحب و ترضی    قسمت 116 -مستندات مربوط به خاندان لطفیان سرگزی  موسس مرکز الگو سازی رفتار اسلامی از منظر صحیفه سجادیه پیاده سازی نوارهای کاست و سی دی ها-و تصحییح و بازنگری مصاحبه ها و دست نوشته ها --.زندگی نامه   و شرح حال شیخ السالکین حضرت علامه آیت الله شهید حاج شیخ  ملا محمد علی لطفیان سرگزی قدس الله نفسه اکیه   از همرزمان عالم مبارز آیت الله حاج میرزا محمد مهدی  مجتهد خمینی  دائی امام خمینی  بر پایه روایت  حجت الاسلام اق
 مجموعه رباعی های عاشورایی کتیبه های عشق » به بازار ‌آمد "کتیبه های عشق  " عنوان مجموعه جدید رباعی‌های سید حبیب حبیب پور است که در آستانه ماه محرم سال جاری روانه بازار کتاب شده است. سید حبیب حبیب پور درباره تازه‌ترین مجموعه خود ابراز داشت: مجموعه کتیبه های عشق  شامل 145 رباعی می‌شود که در چهار بخش به ترتیب با عناوین : قرار سرخ با موضوع حضرت سیدالشهدا ع ، سوار سبز با موضوع ابالفضل العباس ، وقار آبی با موضوع حضرت زينب و تبار نیلی با موضوع سا
محمّد
نقش:پیامبر
نام:محمّد
کنیه:ابوالقاسم
زادروز:۱۷ ربیع‌الاول، عام الفیل/۵۷۰م.

زادگاه:مکّه

درگذشت:۲۸ صفر،سال ۱۱ هجری/۶۳۲م.

مدفن:مدینه

محل زندگی:مکه،مدینه

لقب(ها):امین، رسول الله، مصطفی، حبیب الله، صفی الله، نعمة الله، خیرة خلق الله، سید المرسلین، خاتم النبیین، رحمة للعالمین، نبی امّی


پدر:عبدالله

مادر:آمنه

همسران:خدیجه، سوده، عایشه، حفصه، زينب دختر خزیمه، ام حبیبه، ام سلمه، زينب دختر جحش، جویره، صفیه،میمونه.

فرزندان:قاسم، ز
این روزها.
این روزها حس دیگری دارم!
این روزها چادرم را جور دیگری می بینم.
این روزها چادرم را باغرور برسر می کنم.
این روزها چادرم را که سرمی کنم احساس وظیفه می کنم!
احساس وظیفه درمقابل اعمالی که انجام می دهم ، احساس وظیفه درمقابل حرمت چادرم.
این روزها حرمت چادرم را بیشتر حس می کنم.
حرمت چادری را که یادگار مادرم فاطمه (س)است.
حرمت چادری که خون بهای شهیدان است.
حرمت چادری راکه در عاشورا از سر زينب نیفتاد!
حرمت چادری راکه جان ها برای بودنش رفته اند.
وقایع دردناک عاشورا تا بعد از ظهر که هنگامه شهادت امام حسین علیه السلام بود یکسری جنایات را به خود دید و از شهادت امام حسین (علیه السلام) به بعد سرزمین کربلا شاهد فجایع و جنایاتی خاص در مورد اهل بیت پیامبر بود.  سال 61 ه.ق عصر روز دهم محرم لشکر یزید بعد از این که امام حسین (علیه‌السلام) را به شهادت رساند به دستور فرماندهان خود دست به غارت و آتش زدن خیمه‌ها و آزار و اذیت خاندان نبوت زدند. آنها به سوی خیمه‌های حرم امام حسین (علیه‌السلام) روی آورد
دختر که باشی;
درسته که همیشه
 دلت
 به وجودِ یه مرد قرصه!
که اگه نباشه;
تصمیم های زندگیت با شک و شبهه پیش میره!
پدرکه نباشه
نگهبون که نباشه
یابهتربگم دلت که قرص نباشه
ممکنه اشتباه بری راهو;درست!
پدرکه نباشه امنیتِ خونه نیست;درست!
ولی همیشه خدا یه روزی یه جایی
یه مرد جاش برات جایگزین میکنه
که باز دلت قرص بمونه!
که اون مرد میتونه برادرت باشه
یا حتی همسرت!
ولی مادر که نباشه
هیچکس نیست که براش ناز کنی
و برات فدا بشه.
مادر که نباشه 
هیچکس نیست که براش
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.

















ببینید  
لحظاتی پس از شهادت شهید عشریه .
پیکر مطهر #شهید_عشریه بعد ۳ سال به میهن بازگشت .
شهید ابراهیم عشریه از رزمندگا
شور مناجاتی با امام حسین (ع)
وفات حضرت زينب (س) 97
هیئت علمدار مشهد الرضا
مهدی اکبری
امشب میخوام برات مثِ لوتیا بخونم


(متن و سبک این شور مناجاتی زیبا رو در ادامه مطلب ببینید . کربلا نصیبتون)



























ادامه مطلب
هنوز نرفتم واسه امتحان گواهینامه. واسه کارای فارغیم. کلا زندگی رو بستم ولی نبوسیدم اما گذاشتم کنار.چکارررررررر کنم ک اینقد دلتنگ نباشم ! نمیدونم.من نزده میرقصم. وای بحال اینکه برام بزنن. اونوقت پدیده ای میشم نوظهور.یعنیا روغن دآغم محرمه . یعنی اگر اومد این آدمو دیگ حساب آدم روش نکشید فکنم یا عینکی بشم یا کور.آخه  شدم عین آدمای فکری.هی میزنم  رو پام میگم وای از دل زينب.حالا چه ربطی داره ؟ خب موضوع دل کندنه. هی میگم عمه ی سادات الهی من مویرگ
اشعار تاسوعای حسینی
 
جان زينب به لب رسید     ای رسیده به علقمهکی می آیی عباس (2)ای قرار  دل علی           دل به تو بسته فاطمهکی می آیی عباس (2)برگردان : قلب بی کینه   عشق در سینه     آب و آیینهکی می آیی عباس (2)
خیمه ها چشم انتظار دیدنتتیغ دشمن در کمین چیدنتمی رسدکی دست ما بر دامنتکی می آیی عباس (2)
 
جان زينب ، جان اصغر ، جان منبر لب خشکیده ات آبی بزنقلب تو تنگ است و جنگت تن به تنکی می آیی عباس (2)
 
دست تو تنها پناه اصغر استخشم تو سرمایه ی این لشکر ا
بیوگرافی و زندگینامه کیوانچ تاتلیتوغ
بیومیو : کیوانچ تاتلیتوگ با نام اصلی کیوانچ تاتلیتوغ به انگلیسی Kıvanç Tatlıtuğ در 27 اکتبر 1983 در آدانا، ترکیه متولد شد.
پدرش اردم تاتلیتوغ و مادرش نورتن تاتلیتوغ هستند.
قد او 187 سانتیمتر است.
کیوانچ 4 خواهر و برادر دارد.
او
تحصیلات خود را در دبیرستان Yenice Çağ Private High School در حالی که در
دوران دبیرستان در بازی بسکتبال عالی بود تمام کرد. هنگامی که پدر او مریض
شد آنها به استانبول نقل مکان کردند تا پدرشان درمان مناسب
ای ز روی تو روی حق پیداآفتاب قدیمی دنیاای که دریاست پیش تو قطرهای نمی از کرامتت دریاای مسلمان چشم تو آدمشده روی تو قبله ی حوّاای به طفلی فقیه هر مرجعای امام تمام عالم هابه گمانم که حضرت موسینامتان را نوشته روی عصایا که اصلاً مسیح وقت شفامی برد یا جواد نام تو رااین همه جود و فضل و احسان راارث بردی ز مادرت زهرابا گدایی تو بزرگ شدیمیا علی اکبر امامِ رضاروز اول که یادمان کردندریزه خوار جوادمان کردندجود و بخشش برای تو هیچ استکلّ عالم ورای تو هیچ
از وقتی فهمیدم که اجداد ما روس هم بودند حتی! خیلی دلم می خواست زبان روسی یاد بگیرم و برم اونجا رو ببینم! شاید به این دلیل که من آومیم که خیلی به رگ و ریشه افراد اهمیت میدم!خب عربی رو تا حد قابل قبولی بلد بودم! و ترکی هم تا حد بخور نمیری یاد گرفتم! اما روسی هنوز برام جالب و دست نیافتنی به حساب میاد.
الان داشتم نقشه جهان رو می دیدم و دلم می خواست همه جا رو ببینم. بیگانگی من با جغرافی ازونجایی نشات می گیره که تو دبیرستان 40 تا سوال می دادند بهمون برای
بسم الله الرحمن الرحیم قربة الی الله گفت:خوابش رو دیدم خواب محمود رضا رو؛با لباس کار.لباس رزم.لباس سبز.لباس سبز لجنی،مهربون بود، مثل همیشه؛خندون بود، مثل همیشه؛.گفتم محمودرضا وقتی رفتی رو تله ی و زخمی شدی اذیت شدی؟
گفت:آرهاما بخاطر خدا تحمل کردم و از اون مرحله رد شدمچون واقعا میخواستم شهیدبشم و شهادتو دوست داشتم.گفت:و این یک رویای صادقه بود.
محمودرضا،این غزل رو به یادت، با صدای خودت میخونم داداش،تو گوشم زمزمه کن رفیق 
#خاطرات_شهدا 
ای که بر تربت من می‌گذری، روضه بخوان
یک دوست دیگری هم داشت که به واسطه شهید خلیلی با او آشنا شده بود. همین بنده خدا تعریف می‌کرد: با شهید دهقان امیری در گار شهدا بهشت زهرا(س) قرار داشتیم وقتی رسید، حدود دو ساعت سر مزار رسول حرف زدیم.
بعد سر خاک بقیه شهدا رفتیم و هر شهیدی را که می‌شناخت سر خاکش می‌ایستاد و حدود یک ربع راجع به شهید صحبت می‌کرد، جوری حرف می‌زد و خاطره تعریف می‌کرد که انگار سال ها با آن شهید رفیق بوده است.
گرمای ط
اندراحوالات روزهای گذشته‌ی من خلاصه می‌شود در ترس و نگرانی و احتمال هپاتیت و سرطان تا جواب آزمایش و "آخیش" و کم‌خونی پیش‌رفت کرده، از منع ادویه و ترشی و . و حتی حذف چای صبحانه و قهوه‌ی عصرانه، از بازار و بازار و بازار و خرید(و البته گرونی سرسام‌آور) ، تا جا گذاشتن قرص‌ها و رفتن مینی‌بوس اول،تا سوارِ مینی‌بوس پر از بار شدن که تنها مسافرش من بودم! از دعواهای خواهر که" مگه تو عقل نداری سوار ماشین خالی شدی، فکر کردی مینی‌بوس خیلی امنه؟." تا
هه
کرامت، دهه اول ماه ذی‌العقده است و آغازش با ولادت حضرت
معصومه(علیهالسلام) و پایانش با ولادت حضرت ابوالحسن علی بن
موسی‌الرضا(علیه السلام) می‌باشد.این دهه یادآور بسیاری از مطالب عالی و
مفاهیم بلند و سازنده و ارزشمند است. دهه کرامت یادآور لطیف‌ترین علائق و
مهر و وفاهای کم‌نظیر یک خواهر نسبت به مقام شامخ و معنوی برادر است.


مهر و وفایی که خواهر مهربان و دلداده را به هجرت وادار نموده و غربت و بیماری و مرگ در فصل جوانی را برای او آسان کرده
 
عاصی و محتاجِ ترّحم شدم راهیِ بیت‌الکرمِ قم شدم   رد شدم از وحشتِ دشتِ کویر رد شدم از تشنگیِ گرمسیر   کیست که این‌گونه جلا می‌دهد بوی غریبیِ رضا می‌دهد   پاره‌ای از بارگهِ شاه طوس! فاطمه ای خواهر شمس‌الشّموس»!   عمّه‌ی مظلومه‌ی صاحب زمان»! روشنیِ نیمه‌شبِ جمکران!   از سفر سختِ کویر آمدم شاعر و رنجور و فقیر آمدم   اذنِ زیارت بده بانو! به من رو به تو کردم، بنما رو به من   اذنِ نمازم بده، بانویِ آب! روضه‌ی معصومیت آفتاب!   شیعه» به نام ت
بسم الله الرحمن الرحیم
زندگی فاطمه‌ی زهرا سلام‌الله‌علیها از همه‌ی ابعاد، زندگی‌ای همراه با کار و تلاش و تکامل و تعالی روحی یک انسان است. شوهر جوان او دائماً در جبهه و میدانهای جنگ است؛ اما در عین مشکلات محیط و زندگی، فاطمه‌ی زهرا سلام‌الله علیها، مثل کانونی برای مراجعات مردم و مسلمانان است. او دختر کارگشای پیغمبر است و در این شرایط، زندگی را با کمال سرافرازی به پیش می‌برد: فرزندانی تربیت می‌کند مثل حسن و حسین و زينب؛ شوهری را نگهداری
دانلود مداحی جواد مقدم کرب و بلا غروب شده بارون می باره
جلسات هفتگی 92نوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیکرب و بلا غروب شده بارون می بارهکوچه ی مان خیس است دوبارهکرب و بلا چه سِرّیه بازم جامانده اَممن چه شب هایی را با اشک به صُبح رشاندممن را شکسته است بالی بده به قلبم حالیدور ضریحت غوغا جای من امشب خالیحرم غروب کرب و بلا خوا خوب هر شبمحرم پُر از برو و بیا خواب خوب هر شبمحرم ضریخ کبوتر ها خواب خوب هر شبمبه اسم تو قسم
سلام معنی کوثر!  سلام مادر پدر! سلام سایه ی سر. سلام برازنده علی! سلام درخشنده نبی. 
فاطمه! به تو می رسم،  از تو می نویسم، قلم زخم می خورد، واژه کم می آورد. بانو تو را با واژه نمی توان تفسیر کرد بزرگی تو را در کوچکی واژه نمی توان جا داد. 
بانوی آب و آیینه! تو را باید از ازل دید. وقتی خدا تو را آفرید، وقتی خدا به تو لبخند زد وقتی خدا تو را از سیب سرخ بهشتی آفرید از آن است که بوی سیب می دهی و پیامبر وقتی دلتنگ بهشت می شد تو را می بویید. 
ریحانه ی نبی، رای
دانلود مداحی حسین سیب سرخی دلم بی تابه واسه محرمت5 مرداد 98هیئت روضة العباس علیه السلامنوحه شور
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیدلم بی تابه واسه محرمتدلم بی تابه با خیال حرمتدلم بی تابه بمیرم برا غمتدلم بی تابهدلم میگیره همه شب برای تودلم میگیره واسه کربلای تودلم میگیره توی روضه های تودلم میگیره دلم نگرون شب اولمنزار بیوفته اسمم از قلمتموم سالو مثل اربعینت کنار مقتلمالسلام علی یا سید الشهدا یا سید الشهدا یا سید الشهد
به نام پروردگار ، آفریننده افراد فداکار و شجاع
 
 
برخی نامهای شهدای جنگ تحمیلی دفاع مقدس - مدافع حرم - غواص - تیپ : فاطمیون ، زينبیون ، .
نیروی های هوایی و دریایی و زمینی ، از سربازان تا سرداران
 
۱ - مصطفی چمران                 ۲ - مهدی باکری                          ۳ - محمود کاوه
۴ - علی صیاد شیرازی             ۵ - حسین خرازی                        ۷ - عباس بابایی
۸ - حسن باقری                     ۹ - محمد ابراهیم همت               ۱۰ - بهنام محمدی
۱۱ - سید محمد جها
سلامدوباره سلام
من رو ببخشید همه ی دوستانم. سلام
تقصیر من نبود. باور کنید. شما هم اگر جای من بودید شاید همین کار رو می کردید. یعنی بین چندین و چند کار که باید انجام بدید، مهم ترین ها و اولویت دار ترین ها رو انتخاب می کردید. مثل من که باید علاوه بر رسیدگی به امورات زندگی، به فکر چندین رویدادِ پیش رو می بودم و خودم رو براشون آماده می کردم و بسیاری دیگر از رویدادها که من منتظر اونا نبودم ولی اتفاق افتادند و تعدادی دیگر از رویداد ها که هنوز اتفاق نی
✅ گزارش مختصری از مسابقه کتابخوانی ویژه ماه مبارک رمضان با عنوان "یادت باشد" زندگینامه شهید مدافع حرم حمید سیاهکالی مرادی
تعداد شرکت کنندگان در مسابقه 198 نفر که 81 نفر به تمامی سوالات پاسخ صحیح دادند و 117 نفر بقیه دارای اشکال بودند .
در پایان جلسه نمایندگان پنجشنبه 98/3/30 بین شرکت کنندگانی که به کلیه سوالات پاسخ صحیح دادند قرعه کشی انجام شد و بار اول به نیت امام رضا علیه السلام به 8 نفر و بار دوم به نیت 5 تن به 5 نفر از عزیزان کارت هدیه تعلق گرفت .
دانلود مداحی کنار قدم های جابر با نوای حاج میثم مطیعی
دانلود مداحی ویژه پیاده روی اربعین 98
متن نوحه کنار قدم های جابر
کنار قدم های جابر، سوی نینوا رهسپاریمکنار قدمهای جابر، سوی نینوا رهسپاریمستون های این جاده را ما، به شوق حرم می شماریمشبیه رباب و سکینه، برای شما بی قراریمازین سختی و دوری راه، به شوق تو باکی نداریمفدایی زينب، پر از شور و عشقیماگر که خدا خواست، بزودی دمشقیملبیک یابن الحیدر قَطَعنا الیک الصَّحاری، الا یا امیر الفراتأضِفنا
دانلود مداحی جواد مقدم دل من گیر دو ابروی اباالفضله
شب اول مسلمیه ۹۸هیئت بین الحرمین طهراننوحه واحد
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیدل من گیر دو ابروی اباالفضلهجهت قبله نما سوی اباالفضلهمقامش بسه که حتی جبل الصبر هممیگه بدجور عاشق روی اباالفضلهیل حیدر نسبی بَه چه علمداریاز همون بچگی جا کنج دلم داریمیگه زينب به حسین غصه نخور داداشوقتی عباسو داری دیگه چی کم داریداره صیقل میده شمشیر یداللّه روبره زیر و رو کنه لشکر اَعداروهمه
چند ساله بودم؟ یادم نیست؛ کجا بودم؟ یادم نیست ؛ چه کسی بود؟ حتی این یکی را هم یادم نیست!
حالا که بهتر فکر می‌کنم می‌بینم هیچ کدام از جزئیات بالا مهم هم نبود که یادم بماند، مهم آن تک جمله‌ای بود که وسط صحبت‌ کردنش ناگهانی و بی‌هوا گفت 《دماغت کجه؟》 ، به معنای واقعی کلمه " کُپ " کردم، آنقدر غیرمنتظره بود که زبانم بند آمده بود!
_دماغم؟ نه!
_چرا دماغت یه ذره کجه! صدات هم تو دماغیه!
_صدام؟ اره انحراف بینی دارم احتمالا برای همینه!
نیم ساعت بعد در خانه
صبح با سر و صدا و هیاهوی اهل خانه بیدار شدم، چند دقیقه‌‌ای طول کشید تا بتوانم به خاطر بیاورم این همه سر و صدا بخاطر چیست، قرار بود آن روز مادر و خواهر‌ها به دعوت‌ چند تن از اقوام راهی زیارت بی‌بی حکیمه شوند و این هیاهوی سرِ صبح هم برای جمع کردن بار و بندیل سفری یک روزه بود!
غرغرکنان از اتاق بیرون آمدم، ساعت دیواری حدود ۸ صبح را نشان می‌داد،‌ پایم که به حیاط رسید چشمم به برادرها که کنار هم وسط حیاط نشسته‌ بودند افتاد ؛ به شاخه‌ی بریده‌ی در
به راه حضرت خورشید پا نهاده ام و


به راه حضرت خورشید پا نهاده ام و
تمام اختیار خودم را به دوست داده ام و
همیشه وقت سرودن نشسته بودم لیک
به عشق حضرت زينب من ایستاده ام و
به احترام شما ایستاده بنویسم
به اقتدار شما بر زمین فتاده ام و
نوشته ام که کنیز شماست مادر من
به این دلیل غلام کنیز زده ام و
به کار ی در غم تو مشغولم
به کارهای دگر نیز دل نداده ام و
و علاوه بر این مثل تو شکستم سر
مقلد تو در این کار فوق العاده ام و
خلاصه اینکه قرار است یک شبی بر
تورو میشناسم از گریه


تورو
میشناسم از گریه ، تورو میشناسم از تکیه
خودت
رو از خودت دارم ، خودت دادی به من هدیه
تورو
میشناسم از بابا که تو هیئت بزرگم کرد
از
اون ی هایی که تا اینجا بزرگم کرد
تورو
میشناسم از گریه ، مصیبت روز عاشورا
توی
هر روز عشق من نوشته روز عاشورا
تورو
از محتشم های رو دیوار حسینیه
تورو
از پیرمردای گرفتار حسینیه
تورو
از گریه ی مادر که با اشکاش شیرم داد
از
اون اشکی که عشق تو به چشمای فقیرم داد
تورو
از روضه ی زينب که بدجوری تک
ذکر ابوتراب عجب مستی آور است


ذکر
ابوتراب عجب مستی آور است
این نام پیر مِیکده ی
حوض کوثر است
اصلاً هراس و باک
نداریم از حساب
م کلید باغ جنان
دست حیدر است
رحمت به مادرم که مرا
مجلس تو برد
این شوق نوکری اثر
شیر مادر است
اول کسی که وارد
فردوس میشود
از صنف نوکران علی
دوست قنبر است
حبل المتین حیدریون
در پل صراط
نخ های سبز چادر
زهرای اطهر است
هر کس زِ غربت حسنش
گریه کرده است
خندان ترین مردم
صحرای م است
فردا تمام اهل زمین
تشنه اند و ما
لب هایمان
لحظۀ دیدار پسربر پا بشود م کبری
آید ز حرم نالۀ زهرا  یک هفته نگه داشته غم‌های دلش را
تا لحظۀ دیدار پسر، تا  زیر بغل فاطمه را فضّه گرفته
با مریم و آسیه و حوّا  با قامت خم، چادر خاکی، رخ نیلی
تا صبح کند زمزمه برپا  پیراهن خونی شده بر دست بگیرد
آشفته شود عرش معلّا  مادر گرۀ معجر خود باز نموده
در لحظۀ بوسیدن رگ‌ها  آن موی به هم ریخته که در پس در سوخت
گردد ته گودال هویدا  این بوسه کجا! بو
اگر در جهان فقط مسلمانان بمانند و آمریکا و اسرائیل هم به گور بروند، باز خودشان، خود را منقرض خواهند کرد. تفکیکی با فلسفی، ضد عرفان با عرفانی و شیعه با سنی سرِ دعوا دارد. حتی شاگردان باب که فرقه‌های انحرافی بودند، دو گروه بهائیان و ازلی‌ها هم با هم می‌جنگیدند. شیخیه(شیعیان افراطی) با وهابیان(سنیان افراطی) یک دیگر را تکه پاره می‌کردند.
الآن هم حزب‌اللهی‌ها، این ترمیناتورهای إلهی گیس و گیس کشی راه انداخته‌اند. از آینده و گذشته آمده‌اند برا
بسم الله 
دیوانه ای پا از آب گذشت. 
داستان مجید قربانخانی بیش از آنکه برای لوطی ها و داش مشتی ها و حال خراب ها، نوید نجات و باب رهایی و امیدعاقبت بخیری داشته باشد، برای کاردرست ها و مدعیان و میدان دارها و همه چیز بلدها، تلنگر و درس دارد! 
این جوان شر و شور و بانمک و با جنم و لات و سر به هوا و دردسرساز و بی قید، مرا یاد آن بیان عجیب مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی می اندازد که: روز عاشورا این بامرام ها و داش مشتی ها بودند که بلند شدند به هواداری
 گل و گیاه آپارتمانی و 5 بیماری‌های قارچی متداول
پوسیدگی ریشه :

  در مورد
پوسیدگی ریشه، قارچ های خاکزی از قبیل پیتیوم ، فوزاریوم و رایزوکتونیا سبب پوسیدگی
ریشه می شوند . پوسیدگی ریشه  معمولا با شرایط
بد رشد مانند محیط کشت سنگینی که یا هوا وارد آن نمی شود یا خروجی برای آب اضافی (زهکش)
ندارد، همراه است . نشانه‌های اولیه عبارتند از کند شدن رشد و زردی و ریزش برگها که
نشان می دهد ریشه ها قادر به جذب آب و مواد غذایی نیستند . در موارد شدید پژمردگی دا
ما را به مجلس آقا کشید و رفت


ما را به مجلس آقا
کشید و رفت
دیوانه ای که از قفس
آخر پرید و رفت
دلگیر بود طعنه ی ما
را شنید و رفت
شکر خدا که فاطمه او
را خرید و رفت
از خاطره ام نمیرود
آن سوز آن صدا
یک یا حسین گفت و دلم
رفت کربلا
او شامل عنایت
پروردگار شد
پای حسین ماند اگر
ماندگار شد
روزی که رفت کشورمان
داغدار شد
دلهایمان میان حرم
بیقرار شد
هرگز نمُرد رمز دوامش
حسین بود
او یک رفیق داشت که
نامش حسین بود
دیدم به خواب خوش که
به دستش پیاله بود
در بین روضه ر
خیلی خوش گذشت. ساعت سه خوابیدم 6 بیدارم کردند گفتند تو اتوبوس بخواب ولی مگه تونستم! همش با زهرا حرف زدم. زهرا ابجیم. میترسیدم دست به موبایلم بزنم یک خط کم شد ولش کردم:/ میخواستم تا شب بمونه.
بعد رفتیم اونجا همون اول یک دعوا شد بین مسئول و فرمانده. مسئول اونجا و فرمانده خخخ خیلی بداخلاق بود مسئول اونجا. (فرمانده پایگاه خودمون نه پایگاهی که رقیه میره ://)
بعد ما جدا شدیم رفتیم گشتیم یک جا نزدیک رودخونه که سایه باشه پیدا کردیم نشستیم. تا نشستیم گفت
 
یک حس دوگانه عجیب!
از یک طرف دلم می‌خواست خیلی قهرمانانه دستم را رها کنی و
بگویی می‌بینمت مامان! و وارد کلاس شوی.
از یک طرف دلم می‌خواست از کلاس بیرون بیایی و سراغم را
بگیری. مبادا دوباره فکر کنی گم شدی.
اتفاق افتاد.
کمی از هر دو.
دستم را رها کردی و با دوستانت وارد کلاس شدی. دو ساعت بعد
آمدی؛ برای این‌که بیسکوییتت را بگیری.
و من تمام این سه ساعت کنار مادرهایی نشستم که دلشان شور
بچه هایشان را می‌زد.
بعضی مدال‌های ستاره‌ای به سینه داشتند. فرزن
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب