نتایج پست ها برای عبارت :

دانلوداهنگ منو ببخش عزیزم اگر گناهی کردم مهرزاد نوازنده

گاهى فراموشَت میکنیم،
لابلاىِ تمامِ روزمرگى هاىِ بى سر و تهمان
فراموشىِ مان را ببخش
گاهى یادمان میرود قربان صدقتان برویم،
فراموشىِ مان را ببخش
گاهى فراموش میکنیم خدا را شاکر باشیم،
براىِ سلامتى ات،
براىِ نفس کشیدنت.
فراموشىِ مان را ببخش
گاهى در هر سن و سالى،
کودک میشویم،
یاغى میشویم
گستاخىِ مان را ببخش
اصلاً تو آفریده شدى
براى بخشیدن
براى چشم پوشیدن
وقف کردنِ زندگى ات براى عزیزانَت.
دعاىِ خیرت اگر نباشد،
ناتوانم قدم از قدم بردارم
روزَت
اوه، بر من ببخش لب های کثیفم را، کلمات تلخ و زشتم را، خاطراتِ سیاهم را. بر من ببخش ک نبودم آدمِ توی خیال پردازی های ـت، اگر دهانم بو می داد، نگاهم اذیتت می کرد و کوه متحرکِ معذب بودم. بر من ببخش موهای خلوت شده ام را، لباس کهنه شده، چشم های غبار نشسته ام را. ببخش ک تجسمِ صحنه ی زیبای توی خاطرت نبوده ام، صدایم طنینِ دیالوگِ شاهکاری را نداشته است و اگر کلمات اشتباهی را انتخاب می کرده ام. ببخش، ک توی دنیای نفرت انگیزت، آن جزیره نجاتی بودم ک نا امیدت
خدایا به خاطر اینکه قدر حسین رو ندونستم و اون قدر راحت و الکی از دستش دادم منو ببخش 
بخاطر حماقتهام در رفتارم باهاش منو ببخش
هرچی فکر می کنم خیلی خر بودم و بودم و بودم و 
هستم 
حسین که از دست رفت خدا 
و فقط ته دل من می دونه که چقدر جاش خالیه و چقدر غصه ی نبودشو می خورم 
شاید برادراش مادرش و یا پدرش از چهره ی من چیزی نبینن و شاید حتی شادی و خنده ببینن 
اما فقط دلم و تو می دونین جاش چقدر خالیه 
می دونم که دیگه عروسم نمی کنی چون باز شدن پیشونی به مشکل
 
امروز پشت دستمو داغ میکنم که هیچ بسته پستی رو غیر پست مرکزی به هیچ جا نفرستم !!
به هیچ جایی غیر از پست !!
نمیدونستم تیپاکس های مناطق دیگه بد مسیرن ! بخدا نمیدونستم 
نمیدونستم دوستام رو اینجوری به جای اینکه خوشحال کنم ناراحت میکنم
الان بغضم بعد از یکربع ترکید ':(((
خدایا منو ببخش !!
خدایا توبه میکنم بخدا توبه میکنم !!
خدایا من نمیدونستم باعث ناراحتی دوستام میشم':(((
خدایا غلط کردم اصلا ! غلط به معنای واقعی کلمه!
خدایا منو ببخش ':(((
خدایا به خداوندیت ق
بر من ببخش این سکوتم را. اگرچه مرده باشی یا ک زنده اما جنازه وار، افتاده در کنجِ تاریکِ دست نیافتنی ـت و بی صدا بقا می کنی و بر جهان دورت هیچ از خود اثر نمی گذاری. بر من ببخش اگر این بار بی تفاوتم. ک دنبالت نمی گردم، نامت را توی صورت آدم ها فریاد نمی زنم. ببخش اگر فکر می کنی، آن چنان با هم غریبه ایم ک دیگر تحریک نمی شوم. باید بدانی ک من پیش تر، برای شنیدنِ کوچک ترین نجوا از جانبت، از تمامِ وجود و احساسم و هر آنچه ک می شود آن را کلمه کرد، پیش تر به تو گ
شب جای دلتنگیهای ساده ولی زیاد من را ندارد نمیدانم یا دلتنگیهایم مثل من بزرگ شده یا شب گنجایش ندارط سخته اینجور زندگی کردن خدایا مرا به دعاهای کمیل پنح شنبه های مسجد دانشگاه ببخش یااصلابه خاطر روضه های جان سوز آذری ببخش یا اصلا به خاطر این جمله اگر خسته جانی بگو "یا حسین"دلتنگم برای این زندگی ساده 
 
پ ن:اینو چن وقت پیش نوشته بودم شاید اون موقع دلم بارانی بوده
دانلود آهنگ مهدی k4 و احمد سلو به نام منو ببخش
Download Music From Mehdi K4 & Ahmad Solo - Mano Bebakhsh

دانلود آهنگ مهدی k4 و احمد سلو به نام منو ببخش
دانلود آهنگ مهدی k4 و احمد سلو به نام منو ببخش با کیفیت 128
برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنید.
ادامه مطلب
ویلیام عزيزمببخش که اینبار تورابا نام کوچکت میخوانم چراکه میخواهم صمیمانه بگویمدلم برایت تنگ شده استانقدر تنگ که حتی تاب اشک هایم را ندارد و با تلنگری لبریز میشودویلیام عزيزمبا اینکه تو درکنار منیباز دلتنگت هستمانگار که هرگز بازنگشته باشیاز تو دلم گرفته استاز تو دلم تنگ استویلیامبه گمانم چمدان هایت را بسته ایو به انتظار نشستیتا خواب چشمانم را خاموش کندو سپس در تاریکی پیشانی سرد و مضطربم را ببوسی و برای همیشه برویویلیام عزيزمباید برایت
اینهمه راه منو اینور و اونور کشوندی که شب اخر بالاخره یه چیز مهم رو بفهمم!
از حماقت خودم متاسفم
از اینکه نیاز بود اینهمه ببریم و بیاریم ک دستگیرم بشه
خدایا
نیازی ب اون دنیا نیست
تو همین دنیا اعتراف میکنم که کاری نیست ک برای هدایتم انجام نداده باشی
و کاری نیست که برای سرپیچی و فرار از تو انجام نداده باشم
با اینهمه لطف که در حق من داشتی
از این که اینهمه پست و ناشکرم شرمندا ام
انقدر ک وقتی بهت فکر میکنم
حتی خجالت میکشم صدات کنم.
اما این تو بمیری ا
این یادداشت یک دلیل طولانی دارد: اعتقاد به ، به عصیان، به بدی و ناهمواری آدمیزاد، به حقانیت عطش، حقانیت شر، به حماقت و امید من*، به عشق تو، بله، به‌هرحال کلمه‌ی عشق، کلمه‌یی که از آن می‌ترسم و متنفرم، عشقی که در توست، که در من است، و بی هیچ باوری، و پر از باور، می‌توان آن را گفت، نوشت، این همان ویرانه‌یی ست، که از آبادترین آبادیِ ساختِ آدمیزاد، خواستنی‌تر و خرم‌تر است. دیگر چه بنویسم؟ دو کلمه، چند کلمه، یک نفس، یک بو، صدایی از رهای
دانلود آهنگ روبروم نشستی تو دورهمی من رو زمین نیستم باز مهرزاد امیرخانی
 
روبروم نشستی تو دورهمی من رو زمین نیستم باز
گیج میره سرم تو هم دور و ورم میچرخی با کلی ناز
میزنه رو صورتت نور چراغ تو تراس
مطمئنم کنی که با منی پشتم به عشقت قرصه
دیوونم میکنی تو یه چشم به هم زدن بازم یک دو سه
واسه عاشقتر شدن رنگ چشات واسم بسه
عاشقتم میدونی آخه انرژی منی
عاشقتم خوشگل لامصب دوست داشتنی
 
برای دانلود به ادامه مطلب برویددانلود آهنگ
بسم الله الرحمن الرحیم
سعی کردم بپذیرم همه چیز رو و خوشبختی رو بسازم
همه چیز داشت خوب پیش میرفت حالم عالی بود
اما انگار امتحان ها تمومی نداره و حس خوشبختی دوامی نداره.
اشکالی نداره این دنیا پایان داره ولی زندگی انسان نه
میدونین ترسم از اینه که به خاطر این نیتی ها زندگی ابدیم تحت الشعاع قرار بگیره
+ازاینکه قصه های سرگذشت رو کامل نکردم عذر میخوام اصلا مرور خاطرات برام جذاب نیست
1) به نسبت دیگر سازها ، دارای حجم صوتی کم ، ولی در عین حال لطیف ، نافذ ، ظریف و دلنشین است.
2) بین سازهای مضرابی در موسیقی ردیف ، تنها سازی است که مضراب مجزا نداشته و با ناخن سبابه نواخته می شود. در نتیجه احساس مخصوصی به نوازنده دست داده و صمیمیت بیشتری بین او و سازش بر قرار می شود.
3) کوچکی جثه ، وزن کم و بغل گرفتن ساز هنگام نواختن ، در برقراری ارتباط معنوی بین ساز و نوازنده بسیار موثر است .
4) کمی حجم صوت این ساز عاملی شده تا کمتر چهره ی عمومی پیدا کن
مگه میشه کتابی با عنوان روزی که برف سرخ ببارد کنار دستت باشه وتو بی توجه فقط درستا بخونی!!! حالا میخادفقط 20روز به کنکور مونده باشه :)وقتی برای اولین بار بازش کردم  با این ابیات مواجه شدم
به هیچ حیله در آغوش در نمی آئی 
مگر تو را ز نسیم بهار ساخته اند

بی گناهي کم گناهي نیست در دیوان عشق 
یوسف از دامان پاک خود به زندان رفته است 
صائب تبریزی 
محبوب من
مرا ببخش که :
مثل یک شوالیه ی عاشق برای عشقم نجنگیدم و این شاید گناهي نابخشودنی در قاموس عشق باشد
مثل فرهاد بیستون را نتراشیدم که رهگذران بسیاری بر مزارم یادگاری از عشقهای خویش به جا بگذارند
یا دستکم شخصیتی رومه ای یا پشت مجله ها که چندصباحی جاودانه و محبوب قلبها شود
هرگز نتوانستم رل کسی را بازی کنم و این رل تکراری خود را بازی کردن شاید ملال آور باشد.
مرا ببخش که نتوانستم دستکم چون ویکتور گل سرخی از بلندترین ارتفاع قله ها برایت
یک روز نگاه کردم و دیدم قطره ای نفت نداریم، سوز سردی می آمد. توی کوه، سرما تن را می سوزاند. با خودم فکر کردم که چه کار کنم. نمی خواستم از کسی هم نفت قرض بگیرم. نفت برای همه مهم بود و در آن سرما حکم کیمیا را داشت. رفتم سمت کوه. پارچه ای دور دستم پیچیدم و بنا کردم به چیدن چیلی. صبح بود و هوا سرد. علیمردان را فرستادم تا منقلی از روستای نزدیک بخرد. تا برگشت، چیلی ها را دسته کردم. چوب ها را آتش زدم و زغال که شدند، آنها را ریختم توی منقل و بردم توی چادر گذاش
من در این دورهای خشک، مدام سر میخورم و می افتم

عجب یخبندانیست. جایی که تو هستی هم سوز دارد؟

خواستم بدانی من تمام سعیم را کردم، سینه ام را گرم گرفتم، هم با لباس هم با
بغض.

اما اگر این سوز سرما رسیده به تو ببخش که زورم نرسید

و ببخش که این زمستان را حدس نزده بودم تا بر سردر دلم بنویسم با لباس گرم
وارد شوید، داخلش هوا بس ناجوانمردانه سرد است

من.ساده 6 آبان 92
پیش از این ها عزيزم و قربانت و فدات لقلقه ی زبانم نبودند. همیشه نهایت دقت را برای استفاده از این لغات می‌کردم. برای همین بود که وقتی فاطمه را خطاب کردم " عزیز دل " جا خورد. او می‌دانست من این ترکیبات را قربانی هر کسی نمی‌کنم. می‌دانست عزيزم را به عابران و مسافران و هم کلاسی و . نمی‌گویم. می‌دانست به کسی می‌گویم عزیز، که برایم عزیز باشد . برای همین بود که وقتی یک بار با هم بحث مان شد یادآوری کرد که دارم با کسی با عصبانیت حرف میزنم که خطابش کرد
مته و ژاله در روزی روزگاری
آهنگ روزی روزگاری ترکی
دانلود اهنگ ترکی aglaya
سریال روزی روزگاری ترکی قسمت 90


مرگ احمد در سریال روزی روزگاری
سریال ترکی روزی روزگاری قسمت 100
اهنگ سریال علی کاپیتان
میکس سریال روزی روزگاری ترکی
دانلود آهنگ یاسمین امید در کنسرت
دانلود آهنگ یاسمین امید آلبوم کنسرت زنده
دانلود آهنگ بی کلام یاسمین از امید
دانلود آهنگ امید از تو گلخونه دنیا کنسرت

دانلود آهنگ یاسمین قدیمی
دانلود اهنگ امید یاسمین با لینک مستقیم

دانلوداهنگ یاسمین امید در کنسرت
اهنگ در مورد یاسمن
جزئیات مهم هستند
نمیدانم تا الان تجربه نوازندگی را داشتید یا نه؟ یا اگر داشتید استادتان چقدر به شما نکات مهم و اساسی را یادآوری کرده است ولی در هر صورت نوازندگی برای من فقط صرف یک تفریح یا یک مهارت برای پز دادن جلوی جمع نبود. 
هرچند استاد من از نظر رفتاری خشک بود و من نمیتوانستم خیلی مواقع باهاش ارتباط برقرار کنم ولی روی یک موضوع خاص خیلی تاکید داشت و آن هم جزئیات نوازندگی بود 
زمانی که به من گفت فرق یک نوازنده خوب با یک نوازنده متوسط در رعای
دختر عزيزم
همیشه دوستت داشته و دارم و عاشقت هستم
دلم میخواد این متن همیشه یادت بمونه .
جایی که باید ببخشی راحت ببخش .
گذشت کنی
دیگران رو به حال خودشون بگذاری
بزرگمنش باشی نه متکبر 
کم مقدار نباشی ولی ارزشمند
تحصیل کرده ای با اخلاق
متفاوت با خیلی ها
دوست داشتنی تر
☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘
 عزيزم .
         وقتى می شود دقایق عمرت را با آدم هاى خوب بگذرانى، چرا باید لحظه هایت را صرف آدم هایى کنى که با دل هاى کوچکشان مدام درگیر حسادت ها و کینه ورزى هاى
دانلوداهنگ جنت ازفرهادگوچر
دانلود آهنگ ترکیه ای جنت
دانلود آهنگ جدید فرهاد گوچر گیت
دانلود آلبوم جدید فرهاد گوچر 2017

دانلود اهنگ فرهاد گوچر ساریل بانا
دانلود اهنگ فرهاد گوچر- دنیایا بیرداها گلسم سوگیلیم
دانلود اهنگ فرهاد گوچر- دنیایا بیر داها گلسم سوگیلیم
دانلود آهنگ فرهاد گوچر
دانلود اهنگ bir kadin sevdim
دانلود اهنگ ترکی ben bir tek
دانلود ben bir tek adam sevdim
دانلوداهنگ ben bir tek kadin sevdim

download ben bir tek kadin sevdim
دانلود آهنگ سلامی شاهین و بورجو گونش
دانلود آهنگ ben bir tek kadın sevdim از بورجو گونش و سلامی شاهین

دانلود اهنگ ترکی seni bir tek
گاهی آدم ها خیلی بی تفاوت و آرام با لحنی، حرفی، زخمی، کنایه ای ، تهمتی، سوظنی. دروغی، تا حد انجماد #مرگ ، روح آدم های دیگر را می کشانند و بعد خیلی ساده میگویند. #ببخش .آیا فراموش کرده ایم که آدم ها، دلی نازک دارند.دل هایی که زود میشکند و یکی آن بالا می بیند. آیا خدا هم به همین سادگی می بخشد!!؟ چرا #فراموش می کنیم که #او_می_بیند!اَلَمْ یَعْلَمْ بِاَنَّ اللهَ یَری » بر همه ناظر است و بر همه چیز آگاه است
سلام
گاهی اینقدر  زمان دیر میگذره که بایدالتماسش و کرد که نگذره ولی گاهی  لحظات شیرین خیلی زود میگذره   یوقتایی ممکنه به پشت سر نگاه کنم و ببینم که چقدر راه اومدم و چقدر دیگ دارم
خیلی وقته وبلاگ نیومدم چون تابستونم خیلی شلوغه ذهنم خیلی مشغول همیشه اصرار دارم تنهایی یکاری و انجام بدم تنهایی فکر کنم ویجورایی دوسندارم بارم رو دوش کسی باشه واسه همین خیلی دورم شلوغه
خداروشکر که داره مشکلاتمون حل میشه
دلم لک زده برای اون وقتایی که خودکارو 
برای من این جملات مثل آب رو آتش می مونه
همونطوری که زود خودمو میبازم ،با یک جمله مثبت ،با یک پشتیبانی بر میگردم
خیلی بده که اینقدر ضعیفی مبهم

خیلی بده که سریع میرسی به اون نقطه کم آوردن.

یادت نره وقتی چیزی رو نداری به چیزهایی که داری فک کنی.
به قول بابا بی خیر نباش

پروردگارا متاسفم ،مرا ببخش ،سپاسگزارم ،دوستت دارم.
بادام به عنوان تغذیه پرنده شما بسیار مفید میتونه باشه. با توجه به این که از هر 100 تا بادام شیرین، یه دونه هم میتونه تلخ باشه، که شدیدا سمی هست برای پرنده (ترکیبات سیانیدی) یا کلا بادام ندید، یا دونه دونه اش رو نصف کنید و نصفش رو خودتون بخورید و نصف رو به پرنده بدید، تا مطمئن بشید تلخ نیست.

من تو یک سال اخیر دو تا پرنده دیده ام که با بادام تلخ به سرعت از بین رفته اند.

✅نقل قول از محمد مهرزاد 

#بادام
#تغذیه
#خشکبار
#نکات_تخصصی

@yakarimkhorasan
عکس پروفایل پدر فوت شده
حسرتهایی هست که هیچ گاه از دل بیرون نمیروند
نبودنهایی هست که با هیچ بودنی جایشان پر نمیشود.
مثل حسرت نداشتن پدر
مثل جای خالی پدر
عکس نوشته فوت پدر برای پروفایل با متن غمگین
چه غم انگیز است گذراندن دقایق بدون حضور تو پدر
حرفهام رو میشنوی ؟
بغض نبودنت هیچ جا خالی نخواهد شد
حتی اگر از چشای ناقابلم خون بباره
عکس نوشته پدر فوت شده + متن های زیبا
چه سخت است در دل گریستن
و سخنی بر زبان نراندن
چه سخت است بدون او زیستن
و چهره پرمه
از تو خبر هست ولی خیلی کم. گاهی تو خواب میبینمت و خیلی هم شبیه خودمی اتفاقا. صداهایی که از تو حرف میزنن رو اگرچه دوست دارم ولی گوشمو میگیرم تا نشنوم. وقتی گوشمو میگیرم صداها رنگ میبازن. میدونی؟ فکر کردن به تو و عواقب بعد از تو، بهم استرس میده. واسه همین دارم جاخالی میدم. این روزا روزای خوبی نیست واسه ورود شکوهمندت. روزای من رنگش مدام بین نارنجی و سبز و بنفش در نوسانه. روزای هیجان و آرامش و ترس من قاطی شده و اصلا موقع خوبی برای پاشیدن یه رنگ جدید ن
مشکل از من بود. من نتونستم رنگی به زندگیت بدم. آره شروع همه ی ماجرا دست من بود. اولین نفس رو من کشیدم. من بودم که جون گرفتم از تو. اما دیگه ریش و قیچی دست توعه. دیگه این توئی که میبری و میدوزی. پایانش با توعه. تویی که جون میگیری، جون منو. میدونم حال خودت خوب نیست، میدونم دنیات سوخت و خاکستری شد، میدونم آرزوهاتو پر دادی رفت، فقط یه چیزی: امید رو از من نگیر. یک جایی از زمان منتظرت میمونم. شاید عاشق موندن اینجاها معنی پیدا میکنه. منو ببخش پس.
نمیدونم توی وبلاگ قبلیم گفته بودم یا نه.احتمالا کسایی که اونجا بودن در جریان کشمکش های من و استاد موسیقیم بودن.سرانجام این کشمکش ها این شد که من از گروه کنار گذاشته شدمهمیشه فکر میکردم اینکه از گروه خط بخورم و توی کنسرت ها نباشم خیلی برام سخت باشه و به نوعی ضعف و افت محسوب شه برام ولی به خاطر رفتار سنگین استادم اون اواخر، وقتی پیشنهاد حذف شدن از گروه رو بهم داد کاملا قبول کردم و یه نفس راحت کشیدم تقریبا میشه گفت شیش ماه یا بیشتره که از گروه
دانلود اهنگ ای وای دارم چی میبینم دوتا چشه رنگی میبینم
دانلود آهنگ ای وای دارم چی میبینم از شادمهر

دانلوداهنگ ای وای دارم چی میبینم دوتا چشم رنگی میبینم
ای وای دارم چی میبینم دوتا چش رنگی میبینم صورت قشنگی میبینم

دانلود آهنگ ای وای دارم چی میبینم از شادمهر عقیلی
آهنگ ای وای دارم چی میبینم دوتا چش رنگی میبینم
اهنگ وای دارم چی میبینم صورت قشنگی میبینم
متن اهنگ پیشش نمیشینم
شاید براری شما هم این سوال پیش آمده باشد که ویژگیهای گیتار فلامنکو و کلاسیک چیست؟ با ما در ادامه همراه باشید تا هر کدام را به صورت مختصر برایتان توضیح دهیم. اگر یک نوازنده مبتدی باشید در نگاه اول نمیتوانید تفاوت این گیتارهای را در صدا تشخیص بدهید، هرچند که فلامنکو مقداری در ظاهر با ساز کلاسیک تفاوت دارد. بدنه ی گیتار فلامنکو قوس و تاب بیشتری داشته و گیتار کلاسیک بیشتر شبیه آتیک به نظر میرسد. با این حال شاید بجز مقداری تفاوت در ظاهر، نتوان
خب از اونجایی که شروع کردم فاصله گرفتن از دنیای مجازی و این حرفا اینجا بیشتر حرفم میاد!
یا شایدم نمیدونم بدجور یاد قدیم الایام افتادم!
من از اون دسته ادمام که تصمیماشونو مینویسن!
که تایم تیبل میچینن واسه درست کردن روزاشونو و اینا.
امروز حس کردم برای اینکه به تصمیمام متعهد بم باید تصمیم هامو بنویسم!یه جایی که یه عده دیگه هم شاهدش باشن!باحال میشه نه؟!
اینجوری از رو کم نیاوردن هم که شده تلاش میکنی تا انجامشون بدی!
خب و حالا بریم سراغ کارایی که د
و امروز قرمز و زرد و آبی و سفید و سیاه رو با هم قاطی کردم :) 
و روی بوم ۷۰×۵۰ شروع کردم :) 
سه تار عزيزم کمی دیگه صبر کن این دختر زیادی خسته است و گرمشه و.
حال ندارم
بوی تینر هم دماغمو پر کرده چون دقیقا حوله ی آغشته به تینر جلومه! 
خسسسسسسسسسته ام 
شوهر خواهرهای محترم یه تعارف نزدن که بالاسر برادر بمونن! بعد زنگ میزنم به مامان فاطمه می بینم مامان علی و شوهرش بعد بیمارستان رفتن خونه ی اونا! 
بابا که از ظهر بالاسرش بوده تا ۶ بعد نماز یعنی نزدیک نه دو
نوروزت پیروز! 
هه!
ببین! من هنوز همان کهنه شکسته ام! نوروز خودت پیروز!
من بیشتر از این نو شدن روزگار، آن زخمهای کهنه ام را باور میکنم.
خانه ای که داشتی‎‏ را نتکاندم امسال
این هفتاد هشتاد تکان در دقیقه اش را هم ببخش، عادت است نه خانه تکانی!
تقصیر خودت بود که روی گسل فعال یک سینه کویری خانه ساختی
سرت سلامت اگر خانه جدیدم در گونی کهنگیهای دورریزت میشود
من.ساده. ۱فروردین ۹۳
مدت هاست تصمیم گرفته ام،
هرگاه کسی را نخواستم
یا از او رنجیدم
یا دلم را شکست
به یاد روزی باشم که ممکن است هرگز در دنیا نباشد!
آن روز را مرور می کنم
آن قدر که نبودنش را باور می کنم بعد در ذهنم برایش غمگین می شوم
و شاید یک عزاداری ذهنی و بعد آرزو می کنم کاش بود و از او می گذشتم
بعد به خودم می گویم
حالا که او هست پس ببخش و فراموش کن
از بخششم شاد می شوم
و از بودن او شاد تر

و این گونه است که من مدت هاست را به فراموش کردن میگذرانم.کاش فراموش شود.
رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِینا أَوْ أَخْطَأْنا رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَیْنا إِصْراً کَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِنا رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا أَنْتَ مَوْلانا فَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْکافِرِینَپیامبر و مؤمنان می گویند: پروردگارا، اگر دستورهایت را فراموش کردیم، یا خطا کردیم، ما را مؤاخذه نکن. پروردگارا، تکلیف دشواری را بر دوش ما نگذار؛ هما
آقا خابم نمیبره
اگ گند بزنم چی؟
اگ هیچی یادم نیاد چی؟
اگ سخ باشه چی؟!
اگ همش ا اونجاهایی باشه ک من حذفش کردم برا خودم چی؟!!
خدایا پشمام
منو به حال خودم رها نکن!جونه من غلط کردم هر چی گناه کردم غیبت کردم به مامان بابام دروغ گفدم منو عفو کن دهنم صاف نشه پن شمبه خدایاااااا
احساس می‌کنم رو لبه‌ی مرز معصومیت وایسادم. گیر کردم بینِ چشمای بی‌نهایت معصوم پ( که واقعا بی‌نهایت معصومن. ۲ روزه فراموشم نمی‌شن چون فقط یه بار بهشون دقیق نگاه کردم و اینقدر مظلوم و ساده و بی‌گناه بودن که می خواستم گریه کنم) و خودش که وقتی می‌بینتم خشکش می‌زنه؛
و بچه‌های 《 ارکستری مآب》 که گل می‌زنن و پشت سرت می‌گن 《 دختره خوب چیزیه》.
اینه که انگار، این‌جا آخرین قلمرو بی‌گناهي جهانه. امروز داشتم به سارا می‌گفتم که اینا آخرین موج معص
ساعت 6:36 صب از خماری خواب دارم کم کم ول میشم خوبم. فقط نتوسم بخوابممیدونی قوربونت بشم به همه چی فک کردم. .دلم واست تنگ شده از همه بیشتر همین موضوع من را داره از پا در میاره خیلی دلم واست تنگ شده تقریبا قوربونت بشم 4 بار آهنگ هایی که دوست داشتم را با هندسفری مرور کردم. .بالاخره هوا روشن شد و باید کم کم آماده خواب بشم خیلی دوستت دارم خیلی زیاد. .دورت بگردم خانمم؟ جمعه را اجازه نمیدم ثانیه ای ازش را پیشم نباشی الهی قوربونت بشم دلم واست تنگ ش
   1 عبدالرحمن بن حماد در ح دیثی مرفوع برخی از اصحابش نقل کند که امیرالمومنین  ع در کوفه بر منبر  بر آمد خدا را سپاس  گفت ستایش کرد سپس فرمود ای مردم همانا گناهان سه کو نه اند این را فرمود  و خاموش نشست  واز سخن گفتن خودداری کرد حبه عرنی که یکی از اصحاب آنحضرت بود بوی عرصکرد ای امیر مومنان فرمودی گناهان سه گونه اند دم ف و بستی فرمود  من انهارایاد نکردم جز اینکه میخواستم  شرح دهم ولی تنگی نفسی بر من عارض شد که میان  من و سخن محافل شد آری گناهان 
و عزيزم، توی تابستون نوزده سالگی‌م، وقتی که بالاخره توی اتاقم بودم (چقدر پسوند مالکیت می‌تونه زیبا باشه)، به چمدون صورتی‌م که پر از لباس بود، و من هم حتی تصمیم نداشتم که خالی‌ش کنم چون دو ماه دیگه باز باید برمی‌گشتم، خیره شدم و فک کردم من نمی‌خوام این‌طوری زندگی کنم.
نمی‌خوام هی از دست بدم. نمی‌خوام هی دلتنگ بشم. 
الان که این رو می‌گم، ناراحت نیستم عزيزم. روزی هزار بار اون جهنم امتحانات رو با الان که فصل سوم Stranger things و Handmaid's tale رو می‌بین
-مولتی ویتامین کلی. برای رفع کمبود ویتامینی و یا درمان های حمایتی. دارای ویتامین ب کمپلکس
پادوان مولتی ویتامینیکو
نکتون اس
تابرنیل توتال
ورسلاگا اپتی برید
ورسلاگا امنی ویت
پادوان ویتا ویگور

-برای نطفه سازی و جفت گیری و تخم گذاشتن
نکتون ای
تابرنیل آد۳ ای
سیس هاکیمول
ورسلاگا کانتو ویت
ورسلاگا فرتی ویت
پادوان ویتا ای

-برای رفع مشکلات مواد معدنی و فات کمیاب
نکتون ام اس آ
پادوان مولتی سالی
-برای دوران پرریزی
نکتون بیوتین (بیو)
تابرنیل مودا
ور
دانلود اهنگ ایلیا ای جی دوست دارم
دانلود اهنگ ببخش از عرفان کالبد و ایلیا ای جی
دانلود اهنگ ایلیا ای جی نکن فکر برگشتن
دانلود اهنگ ایلیا ای جی یبار بخند

دانلود اهنگ ایلیا ای جی نده جوابمو

متن آهنگ دیوونه شدم ایلیا ای جی
دانلود اهنگ عادت دارم ایلیا ای جی
دانلود اهنگ یه بار دیگه از ایلیا ای جی
دعای مشلول بسیار زیباس
اصلا هر دعایی که حضرت امیر (ع) آموزش دادند بسیار مفید وکاربردیس
ای کسانی که این متن را می خوانید
برشماباد خواندن دعای مشلول 
به عکس ها توجه کنید
چند نفر از ما همانند آن جوانیم که از گناه و ظلم به پدر ومادر شل شدیم. 
خدایا ببخش به رحمتت خود در قرآن فرمودی:
خدایا خودت میدونی چی میخوام.
نمیام هِی الکی همشو برات بازنویسی کنم.بیکار هم نیستم.خودت میدونی این روزها چقدر گرفتارم.حتی یه مدته فرصت نکردم به آرزوهام فکر کنم.
آرزوهام تغییری نکرده ، همون قبلیان.همونا که هیچ وقت نشد.همونا که داره از یادم میره.
خدایا ، بعضی وقتا حس می کنم میتونی ولی کاری نمی کنی.ببخش رُک حرف میزنم.من اصولا آدم رُکی نیستم.اما امشب فرق میکنه.امشب شب آرزوهاست ، پس لطفا لَج نکن باهام.انصاف نیست.
سال ۹۸ نزدیکه.همون دم تحویل
دانلود آهنگ جدید و فوق العاده زیبای امین رستمی بنام یار نبودی پخش آنلاین
Download New Music Amin Rostami – Yar Naboodi
ملودی : امین رستمی , ترانه سرا : امین رستمی , مهرزاد امیرخانی تنظیم کننده : بهزاد عبدالهی , میکس و مسترینگ : آرش پاکزاد
۩۞۩ نارسیس سرزمین دانلود ۩۞۩
الان نشستم تو فکر هیچیم نیستم :))
انگاری ن انگار دیشب گزارش نفرستادم !!! مثلا من دختر خوبیم و همه کارامم کردم:'))) 
خدایش با خودم یه عهدی بستم اگه شکستم خیلی بی چاره هستم :'))) 
سجع داشتا خدایش داشتااا :')))
اینکه خودمو به بابا بستنی دعوت کردم  یکم حس بدی داشت خب ! من پیتزا میخوام مخصوص از اوناش ولی خب یکی خیلییی زیاده خدایش :'))) 
وقتی یک ابان تشریف اوردم بابا بستنی و فستفودی دیگه قاعدتا نباید فسفود بخورم تا 1 اذر :)) 
قوووول شرف میدهم من اگه زیر قولم زدم
سلام
نفهمیدم چی شد ولی مثه این که یک ماه تموم شد اونم چه ماهی ماه از اون ماه های باحال و درجه یک ماه رمضان
خلاصه امروز دیگه نباید منتظر حال و هوای افطار باشیم نباید به سفره افطار نگاه کنیم تا وقت این برسه که افطار کنیم نباید دیگه وقتی میرم کاشون منتظر ساعت هفت و جزء خوانی باشم وخلاصه ماه خدا رفت ولی سفره لطف خدا پهنه و جمع هم نمیشه ما از سر سفره بلند نشیم وگرنه خدا سفرشو جمع نمیکنه
ولی واقعا تنها کسی که هوامونو داره خود خداست و بس
و گاهی نمیدانی راه کجاست و به سرمنزل نمی رسی اینم حکایت ماست
بعضی وقتا داری میری ولی به خودت میای که ای دادی بیداد راه و اشتباه رفتی ولی قربون خدا برم که راهنماست دمی شما گرم آخدا اااااا
 
حال و هوام این روزا شبیه خودم نیس نمیدونم چرا شاید به خاطره اینه که هواسم به خودم نبوده شاید نمیدونم والا ولی باید فردا حالا یکم حواسم به خودم باشه به خودم برسم  ایشالا
 
خب دیروزم که سالگرد ازدواج حضرت مادر با حضرت مولا بود به به واقعا که دل شیعه به شادی ارب
تا ساعت یک در مقابل شونه درد شدید مقابله کردم و کماکان گیتار زدم تا آهنگام رو برای فردا اماده کنم. بعد از حدود ۷ ماه اولین جلسه ی کلاسم با استاده و دوتا اتود نه چندان جذاب رو باید اماده کنم. البته یکیشون جذاب بود و اماده ست اما هیچ جوری نمیتونم‌ با اتود یک کارکاسی ارتباط برقرار کنم حالا این به کنار. چیزی که نمیتونم باهاش کنار بیام و اذیتم میکنه و باورش سخته اینه که من نسبت به سال گذشته خیلی پسرفت کردم تو موسیقی. دستم تحلیل رفته ،ظرافت نواختنم
خودش خوب می‌داند که این کلیشه چه قدر خواستنی و
شکرنبات است. از برای خاطر این، او هم مشتاق است راجع به همین کلیشه بنویسد و می‌نویسد،
بدون ترس از خوانده نشدن و اه و پیف کردن آدم‌ها، به پست‌ش.

هرکسی، بسته به نوع توانایی‌هایی که در زندگی به
دلیل عشق یا هر چه، کسب کرده، چیزکی بسازد، سفالگر، کوزه‌ای، نویسنده، قصه‌ای،
نقاش، پرتره‌ای، کارگردان، فیلمی، نوازنده، قطعه‌ای، نجار، میز و صندلی‌ی و هرآنچه
که از این طرق، خلق میشود، از آنجا که در یک نم
دیروز به بچه ها گفتم پاشین بریم نمایشگاه کتاب، گفتن نه. گفتم پاشین بریم بیرون از الان که کاری نداریم، بمونیم خوابگاه می پوسیم؛ بازم گفتن نه :| 
منم دست خودمو گرفتم، گفتم عزيزم بیا، خودم میبرمت بیرون؛ ولشون کن این بی ذوقا رو. خودم میبرمت نمایشگاه. رفتم. اولش دلم نخواست برم؛ با خودم بد اخلاق تر شدم. گفتم پااااشو، پاشو بریم. همیشه اینجور وقتا اولش مقاومت می کنم ولی واقعا خوش میگذره. حس بعدش رو دوس دارم:)
خلاصه راضی شدم رفتم، بنم رو گرفتم و راهی نما
دیشب خواب دیدم.
گویا مامانم با همه فامیل برنامه شام چیده بود ب منم قول داده بود داداشتم هست، من هرچی نگاه می‌کردم نبود. عصبانی شدم و با همشون دعوا‌کردم که کو داداشم؟ چرا نیست» بعد مامانم گفت تو اتاق خوابه، رفتم بیدارش کردم و سفت بغل کردیم همدیگر رو.
چقد دلم برا بغلش تنگ شده!
شب که رسیدم خونه بعد از تقریبا ۸ کیلومتر راه رفتن  این قصه هرروزه اما امشب خیلی خسته شدم وقتی رسیدم شاید چون از شب قبلش چیزی نخورده بودم   ای خدا وقتی لوکاس هست چه خوبه چه قدر حس سبکی دارم . انقدر دوست دارم سبک باشم همیشه مثل پرنده. فقط مشکل اینه که من چیزی به جون ندارم و کلا بی انرژی می شم هیچی نخورم اما من عاشق اینم روزههای ۳ روزه بگیرم  و۳ روز هیچی نخورم. فقط آب .ببینم  ایا می شه از الان که هست شب ۵ شنبه شروع کنم و یه شنبه روزه م رو ب
یه سوپه خوشمزه درست کردم تو خوابگاه که نگو و نپرس!!
خیلی راحت درست میشه!!
سوپ جو و قارچ الیت رو درست کردم تو یه قابلمه بعدش
 تو یه قابلمه ی دیگه نودالیت سبزیجات درست کردم.
بعدش این نودالیت که آماده شد
 ریختمش تو سوپ!!!بعدش جعفری تازه رو خورد کردم ریختم
 توشو یه مزه ی عاااالی داد بهش!!لیموی تازه هم ریختم آخرش. 
برای کنار غذا یه خورده جعفری رو خورد کردم و با
 پیاز خلالی و آبلیمو مخلوط کردم!!
امتحان کنین!!
پی چیزی
می‌گردم، پی گمشده‌ای شاید. یا خود»ی تباه شده در شباهت روزها. خود»ی که با او
به خلوتی بی‌مثال می‌نشستم و چای می‌نوشیدیم و شعر می‌خواندیم. خود»ی رها از
تعلقات و شلوغی‌ها؛ خود»ی کتاب‌خوان و صاحب‌ذوق. خود»ی نوازنده و آوازخوان.
اما نمی‌بینمش.

خوب می‌دانم
که تسلیم مرگ نشده؛ صدای نفس‌هایش را می‌شنوم، شمرده‌شمرده با خس‌خسی بی‌حوصله و
دهانی باز. نیمه‌جان و سر بر زانوی فراموشی سپرده. پنداری نوازشی می‌خواهد، یا
نغمه‌ای شیری
مهمونی دعوت بودیم و در محفل گرم خانواده همسر، گرمِ صحبت.
صحبت از کربلا شد، خواهر شوهرم گفت انقد من اربعین دلم میخواد، ولی همسرم میگه اربعین جای خانم ها نیست.
(چقدر من از این جمله حرصم می‌گیره. ولی خویشتن داری کردم اونجا) 
شروع کردم نگرانی هاش رو یکی یکی رد کردن، از تجربه هام گفتم، از فضا گفتم از وظیفه گفتم از ارجح بودن حضورمون نسبت به زیارت و
تهش هم گفتم که تردید نکنه و حتما با همسرش حرف بزنه که ان شاالله روزیش بشه امسال.
بنده خدا دو هفته هم ن
حرفهــــا دارم اما … بزنم یا نزنم؟با توام، با تو ،خدا را! بزنم یا نزنم؟همه ی حرف دلم با تو همین است که دوستچــــه کنــم؟ حـرف دلــــــم را بزنــــم یا نزنــم؟عهد کردم دگر از قول و غزل دم نزنمزیــــر قول دلــــــم آیا بزنــم یا نزنــم؟گفته بودم کـه به دریا نزنم دل اماکو دلی تا که به دریا بزنم یا نزنم؟از ازل تا به ابد پرسش آدم این است:دست بر میــــوه‌ی حوا بزنم یا نزنم ؟به گناهي که تماشای گل روی تو بودخار در چشـــم تمنا بزنــــم یا نزنــــم؟
مگه وکیل وصی مردمی. دلم می خوادداشتم از یکی از خیابون های مرکز شهرمون رد میشدم دیدم دختر خانومی یه ساپورت پوشیده با یه مانتوی نخی خیلی خیلی راحتی که همه وجناتش پیدا بود، من که یه خانوم بودم خجالت میکشیدم بهش نگاه کنم.آخه خیلی جلب توجه میکردرفتم جلو و با احترام بهش سلام دادم و روز بخیر گفتم. منو دید گفت. ها!!. چیه لابد اومدی بگی که این چه وضعشه؟ مگه وکیل وصی مردمی؟ولی من بهش گفتم که نه باهات کاری ندارم خواستم بپرسم که ساپو
مردی
برای اعتراف نزد کشیش رفت.پدر مقدس، مرا ببخش. در زمان جنگ جهانی دوم من
به یک یهودی پناه دادم»مسلماً تو گناه نکرده ای پسرم»اما من ازش خواستم
برای ماندن در انباری من هفته ای بیست شیلینگ بپردازد».
خوب
البته این یکی زیاد خوب نبوده. اما بالاخره تو جون اون آدم رو نجات دادی،
بنابر این بخشیده می شوی»اوه پدر این خیلی عالیه. خیالم راحت شد. حالا
میتونم یه سئوال دیگه هم بپرسم؟»چی می خوای بپرسی پسرم؟»به نظر شما باید
بهش بگم که جنگ تموم شده؟
ببخش مرا مادر. رنجها و دردهای یکی دو سال اخیر و به خصوص هفت، هشت ماه گذشته، انقدر مرا درگیر جسم و روح خودم کرده است که آماده ی سخن گفتنِ با تو نبوده ام. حتمی از همین آغازِ نوشته ام معلومت شد که چگونه مادری برایت خواهم بود. من مادری هستم که مدام بابت کم کاریها خودم را مواخذه می کنم، ضمن اینکه هماره، ترسِ بزرگِ آسیب زدن به فرزندانم به جهت ناکاملی هایم با من است.
از دنیای پسرها چیز زیادی نمی دانم، همین ترسهایم را بزرگتر کرده است. هورمونهایم این ماه
در ظاهر اگر چه چون کبوتر شده ایم
در باطن خود درنده خو تر شده ایم
مخلوقِ خدا ببخش ما را بُگذر
کین گونه ز انعام ، فروتر شده ایم                                                                                                                 ع. شیرخانی (ابر)
نشستم وسط اتاق و از بین سه گلدون کوچک مرجانی که خریده بودم، قشنگ ترینشون رو انتخاب کردم. گلدون سرامیکی رو آوردم جلو و گل رو با احتیاط از گلدونش در آوردم و گذاشتم تو گلدون سرامیکی. بعد با بیلچه خاک رو آروم آروم ریختم دورش. خوب نگاهش کردم و ازش خواهش کردم تا چند روز دیگه که قراره تو دست های تو آروم بگیره مراقب گل هاش باشه. به دوتا جوونه گل جدیدی که زده بود سلام کردم و ازشون تشکر کردم که ذوق حیات دارن، دست کشیدم روی سرشون و بهشون گفتم دووم بیارید، ه
تو روز بی‌نهایت سختی رو گذروندی، ولی من به خاطر این که در نهایت مامان و صبا با هم قهر نیستند و به خاطر این که با مهرسا قایم موشک بازی کردم و رفتم دنبالش و دیدم خودم رو روی تخت انداخته و چشماش رو محکم بسته و این که یه آهنگ بی‌نهایت زیبا و یه تصویر از آینده‌مون پیدا کردم، خوشحالم.
و در نهایت من می‌دونم که ما از اینا گذر می‌کنیم. چون به طرز واقعا احمقانه‌ای باور دارم که زیبام و با زیبایی من عمرا چیزی وجود نداره که ما نتونیم از پسش بر بیایم. حتی گ
داستانک
نوشته ای: "من را ببخش". 
اول بگذار بگویم که پیامت ذوق زده ام کرد. تقریبا اولین پیامِ خودجوشِ عاطفی ای بود که در طولِ سالها، زندگی مشترکمان برایم فرستاده بودی. بعد اینکه، خُب چند بار جمله ات را خواندم ولی نفهمیدم دقیقا بابت چه چیز باید ببخشمت! بابت اینکه با آن زن خوشحال تری و توی عکسی که کنارش نشسته ای داری از ته دل می خندی؟ یا اینکه برخلاف عکسهایِ محدودِ دونفره ی خودمان، دستت را محکم دورش حلقه کرده ای؟ برق چشم هایت را باید ببخشم که آثار
اینستاگرام رو دی اکتیو کردم ، برای تلگرام محدودیت زمانی تعیین کردم و توییتر رو به مدت یه ماه بلاک کردم.
عمیقا حس خوبی دارم. دلم میخواد از شبکه های اجتماعی یه مدت فاصله بگیرم. الان دیگه وقتی گوشی رو باز میکنم، میرم سراغ فیدبیو و طاقچه:). آهنگ باز میکنم و بیشتر فکر میکنم. 
امیدوارم این یک ماه بدون شبکه اجتماعی خوب باشه و وسط راه جا نزنم.
دلم برای وبلاگ تنگ شده بود. یکم حرف بزنید . ببینم کیا هستن، کیا همچنان دارن اینجا رو میخونن؟
پ.ن : اپلیکیشن هام
چه خاکی برداشته اینجا!
یهو یادم افتاد یه صفحه سوت و کور وبلاگی هم بین زندگی ای که به توییتر و اینستاگرام و تلگرام پیچیده دارم.
نام کاربریم و پسوردمم یاد نمیومد ،بین نُت هام پیداشون کردم و چه عجیب که یادداشت کرده بودم.
عجیب تر اینکه وقتی به اینجا نگاه میکنم دلم نمیگیره،انگاری بهم نشون میده چقد تغییر کردم و فکر میکنم از مرحله گیر کردن تو زمان عبور کردم .
دومین یا سومین سحر ماه رمضون سال ۸۸ بود که پدربزرگ عزيزم سکته ی مغزی کرد و به کما رفت.
هیچ چیزی برام غم انگیزتر از دیدنش رو تخت بیمارستان نبود.
به زورِ دستگاه ها نفس می کشید و هر چی صداش می کردم بی فایده بود. دکتر می گفت صداتون رو میشنوه ولی مگه میشد صدام رو بشنوه و جوابمو نده؟
فقط دو روز رفتم ملاقاتش،بعدش همه ی نوه ها جمع شدیم تو خونه ی پدربزرگ تا منتظرش بمونیم.
یادم نیست دقیقا چند روز بعد بود اما یادمه اذان ظهر رو گفتن و همه ی نوه ها آماده ی نماز
زخم خوردم، صبر کردم؛ داغ دیدم، صبر کردم.
سالها اندوه تنهایی چشیدم، صبر کردم!
خواستی از دوستانم بگذرم، من هم گذشتم
دشمن دیرینه‌ام را با تو دیدم، صبر کردم.
گفتم آیا وصل نزدیک است؟ گفتی: خوش خیالی»!
طعنه‌ای تلخ از لبی شیرین شنیدم، صبر کردم.
از دلیل گریه‌ام پرسیدی و بغض گلویم
آمدم پاسخ بگویم، لب گزیدم، صبر کردم.
دل شکستن، بی وفایی، دل به او بستن، جدایی
هر چه کردی من فقط آهی کشیدم، صبر کردم.!
| سجاد سامانی |
خودت را اذیت کرده‌ای. من نمی‌توانم از زندان این "طرز فکر کردن"هام آزاد شوم. بیماری به سرعت مشغول ویران کردن تن و روان منست. حالا تنم شاید یک سی چهل سالی زمان ببرد که بهتر می‌شود اگر نبرد. مامان می‌گوید این‌همه آدم مثل تو می‌رن خوابگاه، همه درماتیت نمی‌دونم چی می‌گیرن؟ این‌قدر بیماری‌های روانتو تنی نکن.» اولین بار است که حس می‌کنم یک چیزیش می‌شود. ایستاده بالای سرم و فریاد می‌کشد. من خودم فریادش می‌شوم، فرود می‌آیم روی سر خودم، دیوان
دانلود رایگان آهنگ جدید و بسیار زیبای امین رستمی به نام دلتنگتم
ترانه: مهرزاد امیرخانی / ملودی: امین رستمی / تنظیم: Momorizza
گیتار: مجتبی تقی پور / میکس و مسترینگ: کوشان حداد
 
دانلود موزیک با لینک مستقیم و کیفیت اورجینال در ادامه ی مطلب …
دوستی ها | دانلود فیلم،سریال،انیمیشن با لینک مستقیم
سلام
بعد از یک سال برگشتم.
باید ازین به بعد برای یک نفر نامه بنویسم.
تنها راه ارتباط من با اون، همینجاست. فعلا از م دوره. نمیدونم چه زمانی برمیگرده و میخونه. ترس به دلم افتاده.
سلام. به خود خودت سلام
با اینکه دلتنگت هستم اما هراس دارم از دیدنت. لطفا منو ببخش.
یادت میاد پارسال تابستون تو دومین خونه مستاجریمون، چند هفته درگیر بودم تا اسم مناسب پیدا کنم برای اینجا؟
شروع کردن سخته. بهرام پور میگه اینا درد کامل گراییه. کامل گراییه خاک برسر
گرفتار
بعد از نماز شیخی توی بلندگو میگه:می خوام کسی رو بهتون معرفی کنم که قبلا بوده، مشروب و مخدرات مصرف می کرده و هرکثافت کاری  می کرده، ولی خدا الان اونو هدایت کرده و همه چی رو گذاشته کنار.بعد گفت: بیا فلانی میکروفن رو بگیر و خودت تعریف کن که چه جوری توبه کردی.طرف اومد گفت:من یه عمر ی می کردم، معصیت می کردم، خدا آبروم رو نبرد،اما از وقتی توبه کردم، این مرتیکه واسم آبرو نذاشته! :)))))))))
وی در سالهایی ن چندان دور ، در چنین روزی دیده ب جهان گشود!
گویا پروردگار از همان ابتدای خلقتش، سرنوشت اورا با خودکار سبز نوشت!!!
ب سبزی برگ گل.
ب سبزی چمن.
ب سبزی انسیتی!
.
خوشحالم ک ب دنیا اومدی و بخشی از دنیای من شدی.
آیینا. مکنه ی کوچولوی کیوت دوس داشتنی فوروای. نونا خیلی خیلی خیلی دوستت داره.
نونا رو ببخش ک امسالم نتونست پیشت باشه.
سعی کن روز تولدت شادترین آدم دنیا باشی! مگ آدم چند بار ب دنیا میاد آخه؟ ب این فک کن ک چقدر خوب شد ک ب دنیا اوم
کتاب سبز » داستان تور موسیقی آهنگساز و نوازنده چیره دست سیاه پوست، دان شیرلی در شهرهای مختلف ایالات متحده در دهه 60 میلادی می باشد. شیرلی در موسیقی سبک " جاز " به عنوان یک پدیده غیرمعمول شناخته می شد. او فردی بود که اصولی ترین قواعد نواختن موسیقی جاز و در واقع استاندارد نوازندگی آن را تغییر می داد و آن را به سبک و سیاق خود اجرا می کرد. شیرلی در عین حال که به موسیقی تسلط داشت، استعداد عجیبی در یادگیری نیز داشت بطوریکه می توانست به 8 زبان زنده دنی
 . از صبح که پا شدم ، ناهار رو آماده کردم
ناهار رو نوش جان فرمودن رفتم کمی استراحت کنم . گوشی خونه زنگ
خورد ‌.‌ مامانم جواب داد اومد اتاق گفت فاطمه دایی میمه میگه یکی
از دخترا بیاد کمکم شب مهمون داریم ، خانومم رفته مطب . گفتم ای طفلی
فاطی بیکار . خلاصه پاشدم رفتم خونه دایی . مرغاشون رو درست کردم :/
سالاد درست کردم :/ میوه ها رو شستم ، چیدم :/ ظرفاشون دستمال کشیدم :/ 
چهار فلاسک چایی دم کردم . میزهای پذیرایی رو چیدم . خلاصه . وسایل
چقدر تلخ بود کتابو میدیدم میخواستم ازش فرار کنم :(
از کتابخونه امانت گرفته بودم و دوبار تمدید کردم از ی طرف نصفشو که خوندم دیگه نمیخواستم بخونمش و از طرف دیگه نمیخواستم کتاب رو کامل نخونده تحویل بدم تو این دو روزه تمومش کردم خوب شد کامل خوندمش
چقدر گریه کردم برای مرگان و هاجر
ولی میدونم ما آدما قدرت تحملمون بالاس وقتی چاره ای نداری ، نداری دیگه
بعد کلی وقت سلام :)
خب تابستون همتون شروع شده؟؟؟؟؟
من که کلی برنامه برای تابستون چیده بودم و هنوز در حال برنامه ریزیم اما بعضی وقت نمیدونم چرا حال ندارم:/
دار گلیممو چله کشی کردم اما دیگه ولش کردم .
کلی کتاب دارم که یه کوچولوش رو خوندم بعد امتحانام شروع شده کلا ولش کردم الانم نمیدونم چرا حال خوندن ندارم.
و کلی کار دیگه که اگه بیشتر ادامه بدم آبرو دیگه ندارم پیشتون:)
حالا کلی کار مثبت هم انجام دادما.کلی اهنگ حفظ کردم:)
نه شوخی کردم علاوه بر اهن
به نام الله
احساس میکنم هیچ تلاشی برای تغییر نوع حرف زدنش نکرده و با هر باراینطور حرف زدن و ناراحت شدنم باز براش تجربه نشده.عجیبه
مرغ درست کردم عجب مرغی خیلی دوست داشت از حجم خوردن مرغ ها و اشتیاقش به غذا مشخص بود
بعد میگه ازین به بعد حرف وقت مرغ درست کردی اینجوری درست کن
آخه عزیز من نمیشه اینطوری بگی که برام انگیزه بشه بگی عزيزم عجب مرغ خوشمزه ای نزدیک بود انگشتامم بخورم
اونوقت من هروقت بخوام درست کنم کلی تلاش میکنم و با شوق و ذوق غذا درست م
از پنجره‌‌ی پاویون طبقه‌ی ششم بیمارستان فرخی زل زده بودم به نورهای زرد و نارنجی شهر، به گرگ و میش هوا. بعد فکر کردم چند ماه دیگر من هم روی این تخت‌ها و خوشخواب‌های فنری جوری خوابم می‌برد که دخترهای تخت‌های کناری. فکر کردم چند ماه دیگر این شب تا صبح بیدار ماندن‌ها جوری برایم عادی می‌شود که بیدار بودن در طول روز. فکر کردم چند روز دیگر که بگذرد من هم عادت می‌کنم به صدای ناله‌‌ی آدم‌ها، به بوی خون، به رفتارهای ناخوشایند پرسنل بیمارستان، ب
 
به دختران خود یاد دهیدقبل از ازدواج به آرزوهایشان برسند،‍‍مردان غول چراغ جادویی علاءالدین نیستند برتراند راسل

**
آقا به خانمش میگه: من خیلی بهت لطف کردم که بدون اینکه چهرتو ببینم باهات ازدواج کردم! خانمه میگه: ببین من چقدر بهت لطف کردم که چهرتو دیدمو باهات ازدواج کردم!! خب برادر من نکن این کارو !!! با زبون این خانما نمیشه درافتاد
 ** مرده زنگ میزنه خونه، میگه عزيزم من بعداز ظهر با دوستم میام خونه… زنش میگه خونه ریختو پاشه مرده:میدونم ز
یک سال و نیم براش وقت گذاشتم
حدود ۵۰ صفحه شده بود و احساس رضایت می کردم
دخترم ترم دوی پزشکی درس می‌خونه وقتی از دانشگاه اومد جزوه رو بهش دادم و گفتم این هدیه من به توئه فکر می‌کردم خیلی غافلگیر بشه
بهش گفتم تمام قرآن رو با ترکیب تشابهات و مدخل‌ها و مراجعه به تفسیرهای مختلف تو ۵۰ صفحه خلاصه کردم که با خوندنش ماهیت کلی کتاب‌الله دستت بیاد و اگه دنبال موضوعی بودی راحت‌تر بهش دست پیدا کنی
خندید و تشکر کرد و روی من رو بوسید و گفت اگه یه چیزی بگم
CLP645 نتیجه ی دانش و تخصص یاماها در 125 سال تولید پیانوی آتیک است. پیانو یاماها سری CLP با استفاده از تکنولوژی هایی برای دستیابی به شباهت بی اندازه به پیانوهای گراند، تجربه ای بی نظیر برای نوازندگانی در تمامی سطوح رقم زده اند. صدا و لمس درست مشابه پیانوی آتیک است، به طوری که تغییر پیانوی دیجیتال به آتیک برای نوازنده مشکلی ایجاد نخواهد کرد.
یاماها در ساخت این پیانو دیجیتال از چوب طبیعی استفاده کرده است و با بلندگو‌های استریو تقویت شده و
الآن چشمم خورد به ماه، دیدم نصفه است. درصورتی که سر شب کاملا گرد بود! طوری که دخترخالم داشت براش میخوند: "یه ماه داریم قل قلیه"
یهو گفتم: عه ماه گرفته!
جایی هم اعلام شده یا من اولین کسی هستم که متوجه شده؟! :دی
ب.ن: وای الآن یکی از همکلاسیامو که ده ساله گمش کردم و دنبالش میگردم، تو یه گروه تلگرامی پیدا کردم! خیلی اتفاقی پیامشو دیدم و از پروفایلش شناساییش کردم. اسمش رو یه چیز دیگه نوشته بود، چهره اش هم عوض شده، از رو ع و پدرش شناختمش! چقدر هیجا
من اصن از کاری که کردم پشیمون نیستم فقط دلم گرفته خیلیم زیاد انقد که اولش میگرنم عود کرد زد بالا  بعد هی به پروپای ع پیچیدم حس کردم شاید اون مثه همیشه بتونه حالمو درک کنه یا خوب کنه دیدم نه اونم نمیتونه اصن حس میکنم فعلا هیچی نمیتونه .  
پیش نوشت: بعد از مدتها امروز سر زدم اینجا و صرفا برای آشتی دستهام با کیبورد چند خطی مینویسم. به گمانم دو سه روز دیگه بردارم این نوشته رو.
در هجمه بلوغ و هورمونهایی که مغز رو تصرف کرده بودند، با خودم فکر می کردم، تنهایی یعنی نبودن مونسی و همدمی و هم آغوشی. فکر می کردم به محض اینکه پای نیمه گمشده به زندگی باز بشه همه این تنهایی ها رخت بر می بندن و آرامش همه زندگی رو در بر میگیره.
چقدر ساده انگارانه به دنیا نگاه می کردم، امروز معتقدم تنهایی سهم بشر
روز جمعه خونه پدرم بودم بخاطر این که مادرم حالش خوب نبود.
تقریبا ساعت دو عشقم زنگ زد گفت میام دنبالت میدیم خونه خودمون منم خیلی بی طاقت بودم و در حالی که دوس نداشتم دارم رو تنها بزارم.
ولی توی دلم حسی بود که میگفتم سالگرد ازداجم دوس دارم پیش عشقم باشم.
گفتم باشه بهادین جون بیا دنبالم.اومد توی ماشین گفتم خیلی بی حوصله هستم سال گرد ازدواج خوبی نداشتیم.
بهادینم گفت غصه نخور ظرف هارو شستم واست خونه رو همش مرتب کردم
منم که توی دلم میگفتم اینم خو
شهر سوال ـ غنا یعنى ترجیع صدا به نحوى که مناسب با مجالس لهو باشد که از
گناهان بوده و بر خواننده و شنونده حرام است. ولى موسیقى، نواختن آلات آن
است که اگر به نحو معمول در مجالس لهو و گناه باشد، هم بر نوازنده و هم بر
شنونده حرام است. و اگر به آن نحو نباشد، فى‌نفسه جایز است و اشکال ندارد.بخش سایر مسائل شهر سوال بر بال اندیشه ها
ادامه مطلب
داشتم الان چت می‌کردم. یکی سنم رو از من پرسید و من اشتباهی گفتم بیست سالمه. بعد درستش کردم. از طرفم پرسیدم اون چند سالشه. جواب داد هجده. اون لحظه به این فکر کردم که خب تازه مدرسه رو تموم کرده.بعد نگاهم به سن خودم افتاد. یهو فهمیدم حداقل شش سال از این بیست و یک سال بیخودی تلف شدن. چه چیزها که می‌شد توی این مدت یاد گرفت و هیچکس نتونست، چه کتاب‌ها که می‌شد خوند و خونده نشد، چه آهنگ‌ها که میشد گوش داد و چه رویاهایی که می‌شد دنبالشون کرد و حداقل بر
اشتباه بزرگم اومدن به این دانشگاه بود
اشتباه کردم
باید با اقتدار و با عزت میومدم سمت علاقه ام ، نه اینجور
کم کاری کردم 
سنم هر روز داره بیشتر میشه ، توان اینکه بخوام بشینم دوباره برا کنکور بخونم رو ندارم ، اما بشدت دوست دارم بشینم بخونم و شر همه چیز رو بکنم 
اما میترسم ، از شرابط کنکور میترسم
 
کاش کسایی کنکور ریاضی دادن میومدن حتی اگه شده بطور ناشناس بهم میگفتن ، سطح سوالا و کنکور و نتایج چجور بوده :)
 
 
1. دیشب ساعت دو و نیم نصف شب از خواب یهو پا شدم رفتم چراغ اتاقو روشن کردمرفتم سر کیفم زارتی زیپشو وا کردم بابام بیدار بود همه خواب بودن دندوناش ریخت گفت چی شده؟؟بعد من با این قیافه 0.o بودم. گفتم سلام. برو بیرون قیافه بابام :|بعد گفتم میخوام برم مدرسه. برو بیرونقیافه بابام :|بعدش گفت ساعت دو و نیمه.گفتم اره. میخوام درس بخونم. برو بیرون بعد بابام فهمید رد دادم، رفتمنم باز ساعتو نگاه کردم. زیپ کیفمو بستم چراغو خاموش کردم خوابیدم :))
واقعا باور نمیک
تا به حال به این فکر نکرده بودم که چقدر می تواند حالم را بهتر کند،از او پرسیده بودم چی می کند و گفته بود به تو می اندیشم و او هم گفته بود که کجا را می نگرم.گفتم آسمان را.کنارم نشست،آرامشی عمیق وجودم را فرا گرفت،یک لحظه حس کردم که از تصوراتم خارج شده و حقیقی در آغوش گرفته مرا.گفت:مرا پیدا کن.
سکوت کردم و فقط نگاه کردم،ستاره ای در اسمان نبود،چشم هایم را بستم و دوباره باز کردم،چشمک میزد،با دست نشانش دادم و گفتم:یک ستاره می بینم،وتو همان تک ستا
درباره‌ی غرور، گمان می‌کردم زیادی مغرورم و ناراحتش بودم! اما حالا می‌دونم هیچ وقت زیاد نبوده و اشتباه می‌کردم. من هر جا حس کردم دانسته‌هام محترم شمرده نشده پای غرورم وسط اومده. من به اندازه سوادم مغرورم و لاغیر! برای کلمه‌ی "اندازه" بسیار احترام قائلم. راضیم از خودم
ازخونه پدربزرگ ک اومدیم همه خوابیدن و منو مامان بیدار بودیم یکم ک صحبت کردیم یهو ب مامان گفتم ی چیزی بگم بهت گفت بگو پشیمون شدم و سکوت کردم یهو بغضم گرفت همش میگفت بگو دید دارم اروم گریه میکنم گفت چرا همش گریه میکنی حرف دلتو ب من بگو مامانتم گفتم نمبدونم چرا گریم میگیره قشنگ گریه کردم توبغلش و مامان هم گریه کرو کلی حرف زدیم و اونم همه چیزو میدونست و ازرفتارای من مشخص بود براشمیدونستم باباهم بیداره و داره حرفای مارو گوش میده خیلی اروم ترشدم
سلام .
خیلی دلم برای بنی تنگ شده .
وقتی مادرم مرد بدترین و سنگین ترین حجم دلتنگی عمرم رو تجربه که و بعد از ۵ سال بهش عادت کردم.وقتی پدرم مر د زخم دلم عمیق تر شد همیشه از خدا می خواستم یه راه ارتباطی بین من و مامانم برقرار کنه حداقل بدونم حالش خوبه وقتی می رفتم سرخاکشون داغون تر می شدم.برای همین دیگه اصلا نرفتم اونجا،  می خواستم فراموششون کنم .بعد از ۵ سال تقریبا به نبودنشان عادت کردم به اینکه چنور باید رو پای خودش وایسه،  حس کردم موفق شد
امروز با این که پست جدید نداشتم چقدر بازدید وبم زیاد شده!!فک کنم همه منتظر اعلام نتایج کنکور بودن.
من انتخاب رشته نکردم ولی خیلی منتظر اعلام نتایج بودم.
به همه ی کسایی که قبول شدن خصوصا تیارای عزيزم و شاتوت جان تبریک میگم*___*
کسایی هم که قبول نشدن،غصه نداره که.امسال با هم می خونیم و سال دیگه ما هم جشن می گیریم;-) 
*این امکان جدید بیان که می تونیم پاسخ کامنتمون رو بگیریم هم خوبه هم ترسناکه فک نمی کردم انقدر کامنت نوشته باشم، چقدر من پرحرفم تو ب
چند روز پیش داشتم با خودم فکر میکردم راجع به خیلی چیزا . چیزایی که همیشه یه نوع دغدغه بوده . خیلی از مفاهیمی که اطرافیان به ما خوروندنش . یکم بیشتر فکر کردم . از بیرون به قضیه نگاه کردم . و در نتیجه ردش کردم . وقتی که ردش کردم احساس آزادی داشتم . اون احساس این بود خودم خدای خودم بودم . همه چیز به خودمون بستگی داره واقعا کسی نیست که ما رو به جایی برسونه و بخوایم بر اون توکل کنیم . اون خودمون هستیم هیچکی جز ما نیست . فقط خود خودمون . من به این
اگه خسته شدی بازم بخون از مناگه کهنه شدم بازم بمون با منمنم که حجم تنهایی تو پر کردممنم که عاشقونه با تو سر کردممنم که خاطراتم از تو رد میشهچه خوبه با تو حالم بی تو بد میشهمنم که آسمونم با تو قسمت شدتویی که گرمی دستات یه عادت شد+گذری بزنیم به این آهنگ ! 
بعد مدت‌ها یه مهمونی رفتم که واقعا بهم خوش گذشت. از اون مهم‌تر احساس کردم چقدر رفتارم راحت‌تر و واقعی‌تر شده.
قبلنا توی جمع نمی‌تونستم خودم باشم و طبیعی رفتار کنم. احساس می‌کردم تکه‌ای از روحم بالاسرم وایساده و رفتارمو کنترل می‌کنه و بهم می‌گه چیکار بکن یا نکن. ولی حالا تمام روحم یگانه شده و با خودش به صلح رسیده.
معمولا نمی تونستم با کسی ارتباط بگیرم و فقط به حرفای دیگران گوش می‌کردم. برای همین یکی از فانتزیام این بود که یکی باهام حرف بز
با سلام دوستان عزيزم
میخوام بگم کسانی که بنده را دنبال میکنند ، دنبال خواهند شد و کسانی که دنبال کرده اند و دنبال نشده اند ، دنبال خواهند شد.
تبادل لینک هم میزنم ، تبلیغات هم قبوله و حالا مونده به شما دوستان عزيزم ، امیدوارم موفق باشید.
با تشکر
مامان میخواست بره گوشی بخره الانم بابا مریض شده و مجبوره ک بره عمل کنه مامان گفت فعلا گوشی نمیخرم و منم یهو داغ کردم و ی حرفی زدم بابا خیلی ناراحت شد خیلی رفت بیرون از خونه و ی ساعت نیومد بعدشم ک اومد بامنو ابجی صحبت نمیکرد نمیخواستم اونطوری بگم یهو از دهنم اومد بیرون دست خودم نبود خیلی ناراحت شدم و پشیمونهمین الان ک مامام و ابجی رفتن بیرون رفتم بابا رو بغل کردم و بوسیدمش ازش معذرت خواهی کردم و گریه کردم منو بوسید و بهش گفتم اشتی کردی باهم
بسم الله الرحمن الرحیم
بعد از دوسال محروم کردن خودم از پیام رسان
بلاخره ایتا نصب کردم
یک کانال درست کردم برای روزانه نوشت ها و حرف هام و عکس هایی که میگیرم
شاید به زودی ایتا رو هم دوباره حذف کنم.اما فعلا.
آدرسم اگر مایل بودید
@ahooyesargardan
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب