نتایج پست ها برای عبارت :

دستمو رها نکن با زیر نویس چسبیده

به خودم قول دادم تنها بمونم ولی شکستن غرور و له شدن و انتظار بیخودی رو متحمل نشم  
گاهی اشک میریزم گاهی دلم بغل میخواد یه بغل از جنس دوس داشتن ولی خودمو نگه میدارم و تحمل میکنم  :(
دیگه نمیخوام اشتباه کنم و دیگه اشتباه نمیکنم
خدایا دستمو بگیر سفت تر دستمو بگیر خدا جونم :*
دنیا:بلند شد و دستمو گرفت پارچه توی دستم شل شد و همه بدنم بی حس شدیکم ترسیدم که شاید از عصبانیت کارم اینجوری میکنهچسبوندم به دیوار و تمام اجزای صورتم رو انالیز کرد با دقتدستامو به دیوار چسبوندچشماشو کامل بست و نفس عمیقی کشیدرهام:ریه هامو از عطش پر کردم بوی عطری ملایمی که در عین حال شکلاتی بودچشمامو باز کردم و با دو تا قهوه تیره مواجه شدم که یکم ترسیده بودخودمو بهش چسبوندم عین موش شده بود از ترسدستمو روی موهاش کشیدم که گفت-ااقای هادیان لط
با اینکه نتونستم کنکور شرکت کنم ولی با اعلام نتایج حال منم بد شده.چرا؟ چون امسال کلی تلاش کردم و از همه چیز زدم تا درس بخونم اما نشد که نتیجه شو ببینم‌.
دارم به گزینه های محدود پیش روم نگاه میکنم و به صداهایی که میگن برو دانشگاه گوش میدم.
کاش یکی دستمو بگیره و فارغ از همه چیز، راه درست رو نشونم بده.
من.این منِ ناتوان از تصمیم گیری.‌‌خسته است، سردرگم و بی پناهه
فردا یکى دیگه از ارزوهام تیک میخوره :)نباید بزارم اخرین سال مدرسم نابود بشه  :)
خدایا با تمام وجود ازت خواهش میکن کمکم کن
مبادا دستمو ول کنیا خودت خوبِ خوب میدونى تنها کسى که دارم تویى و تو :))))
- اخرین روز اول ^____*  
هم ناراحت کنندس هم بسى بسیار خوشحال کننده
 بدون دست گرفتن به چیزی این کار رو
از هفته پیش شروع کرده و هر روز به تعدا قدم هاش اضافه میشه ولی خب دوباره
یک سرماخوردگی مسخره افتاده به جونش . 
از یک دونه پله که خونه عموش
هست به سرعت بالا میره و به زحمت پایین میاد امشب اینقدر بالا و پایین رفت
و در برگشت خورد زمین تا کمی مهارت بدست آورد .تازگیها منتطره که
دستت رو بهش بدی تا خیییییلی محکم گاز بگیره وقتی دید نمی تونه محکم دستمو
گاز بزنه شروع کرد لبه میز رو گاز گرفتن . الان هم دماغشو می خارونه و
دقیقا چرا بلاگ اسکای اینکارو کرد؟ تغییر قالبهای وبلاگش رو میگم نه واقعاچرا؟؟ همه وبلاگا شبیه هم شدهیه تیکه اون بالا فقط متفاوته :اا یه دلیل رفتنم همین بود:ا از وبلاگ خودم بدم اومد :اااالبته تلاشی هم برای عوض کردن قالبش نکردم باید برم ببینم میشه یا نه+بازهم تنها در خانه :)+نمیشد یه طناب اینحا بود دستمو میگرفتم بهش منو میبرد بالا! البته فشار زیادی رو باید تحمل کرد من که ورزشکار نیستم :)) امان از محمد زارع زد همه فانتزی های ورزشی منو نابود کرد+
تو سراشیبی سقوط بودم که دستمو گرفتی.
منو بردی به مهمونیه بهشت،به میزبانیه ماهه کاملت.
اما با این همه
سیر نمیشم از نگاه کردن به دستای تو.
که کارش بخشیدن و شفا دادنه.
این بغض به گلو نشسته و این اشک برای همیشه ی تو چشمای من خونه کرده.
چطور از آرزوی خواستنت کم کنم.وقتی هرروز دلتنگ ترم.
 
دلم سرگردون بین یه عالمه نگاه و خواستن و نخواستن هرلحظه هزار تیکه میشه.
تا بیام پیداش کنم و بند بزنم گم میشم بین صداهای عقلم.حالا جهنم رو ببین!
حق بده که به
قبل اینکه از شرکت چار بزنم بیرون برنامه نويس آقای شین به برنامه نويس آقای محتبی ف گفت جام بده صاف جلوی کولر هستم گفت اشکالی نداره جاتو با آقای رضا ف عوض کن !!! بعد برگشت سمت من گفت آقای رضا ف جاتو فردا با برنامه نويس آقای شین عوض کن گفتم جامو خیلی دوست دارم !!! قشنگ هر کی میرسه بهم یه چیزی بهم میگه و روی اعصابم راه میره !!!! بعدش برنامه نويس آقای احسان ه بهم گفت چرا قبول کردی ؟ گفتم قبول نکرده ام !!! خب فردا اعصاب خوردی دارم !!! یعنی از الان اعصابم خورد
بعضی موقعا واقعا سیر میشم.از اطرافم.از آدمای اطرافم.
بعضی موقعا دلم میخواد چمدونمو بگیرم دستمو.
دستشو بکشم بالا و آروم آروم
توی سالن انتظار فرودگاه بکشونم.
بعدش پروازم اعلام شه و من سوار هواپیمام
بشمیه جای جدید.یه حس جدیدشایدم با یه آدم جدید
از بچگی عاشق پرواز بودمولی خب در حد آرزو موند.
کسی چ میدونهشایدم عملی شه

این جمله رو چقد دوس دارم!!!اصلا انگار میخواد از درون بیدارت کنه!!!
بر سر خود بزنید که چرا پرواز نمیکنید.
       
خب سلام به روی ماهتون 
بالاخره ستاره سهیلتون به اغوش گرمتون برگردید . 
بعد از یه غیییییییییبت طولانی خجالت اور برگشتم !‌ببخشید دیگه نتونستم اپ کنم حالا با قسمت اخر در خدمتتون هستم 
لطفا لطفا لطفا حتما حرفای ادامه ی مطلبو بخونید و بعدش برید سراغ خوندن قسمت اخر داستان 
این شما و این هم اخرین قسمت داستانم !

ادامه مطلب
چون خسته ام. چون رو پله برقی مدام آرنجم رو میذارم رو دسته هاش و پشت دستمو رو پیشونیم. چون خیلی وقته حتی تو سررسیدمم ننوشتم! چون خسته ام. انقدری که مثل قدیما نمیرم بشمرم ببینم چند روز میگذره که تو سررسید چیزی ننوشتم. 
راستشو بگم؟ چون ترسیده ام. دارم نگران خودم میشم. به بدنم نگاه میکنم و باورم نمیشه این همه چاق شدم! راستشو بگم؟ برگشتم چون ترسیدم!
به تصویر زمینه گوشیم نگاه میکنم. خیلی خوب افتادم تو اون عکس! دماغم قلمی و سمت چپش اون چال ریز لپم. 
 دلم
 
امروز پشت دستمو داغ میکنم که هیچ بسته پستی رو غیر پست مرکزی به هیچ جا نفرستم !!
به هیچ جایی غیر از پست !!
نمیدونستم تیپاکس های مناطق دیگه بد مسیرن ! بخدا نمیدونستم 
نمیدونستم دوستام رو اینجوری به جای اینکه خوشحال کنم ناراحت میکنم
الان بغضم بعد از یکربع ترکید ':(((
خدایا منو ببخش !!
خدایا توبه میکنم بخدا توبه میکنم !!
خدایا من نمیدونستم باعث ناراحتی دوستام میشم':(((
خدایا غلط کردم اصلا ! غلط به معنای واقعی کلمه!
خدایا منو ببخش ':(((
خدایا به خداوندیت ق
php زبانیه که خیلی راحت نصب میشه خیلی راحت هم میشه یادش گرفت امروز خواستم یه رویه برای برنامه نويس وب شدن با php بنويسم که بدونید چ مسیری رو برید براتون بهتره؛

اول از همه چون php فقط روی یه سرور کار میکنه یه شبیه ساز سرور نصب می کنید مثل xampp
دوم از همه سینتکس php رو باید بدونید در یک جمله بگم php کدیه که بین این علامت روبرو قرار می گیره <? php?>
سوم از همه اینه که مفاهیم اولیه اش مثل متغیر و دستورات شرطی و حلفه رو یاد بگیرید.
چهارم از همه کار با دیتابیس ر
زير نويس فارسی بازی Devil May Cry 5 به صورت اختصاصی برای کابران سایت آماده  شده است . این زير نويس اولین کار سایت میباشد وممکن است با مشکلاتی در ترجمه و سایر موارد همراه باشد که در صورت مشاهده از آن تصویر تهیه کرده و قسمت نظرات اعلام نمایید تا در اپدیت های بعدی برطرف گردد. براساس مادۀ ۱۲ فصل سوم قانون جرایم رایانه ای هر گونه کپی برداری از زير نويس ممنوع بوده و کپی بردار جریمه نقدی و یا به حبس محکوم می شود.
| Devil May Cry 5 [ Persian subtitle v1.0 ] – Dlfox Company |
|
دانلود سریال کره ای Youre Beautiful 2009
نام : تو زیبایی – You’re Beautifulمحصول: 2009 کره جنوبی از شبکه SBSژانر: درام | عاشقانه | کمدی | موزیکال | درامتاریخ پخش: 16آبان1388 – 7Oct2009 – کره جنوبیقسمت ها: 16وضعیت: پایان یافته استبازیگران:Park Shin Hye – Jang Keun Suk – Jung Yong Hwa – Lee Hong Ki
 
تا قسمت آخر با زيرنويس فارسی اضافه شد.
ost کامل اضافه شد.
خلاصه داستان:
گو می نام” و گو می نیو” دوقلو ان که گو می نام” به یک گروه موسیقی
مشهور به نام A.N.JELL دعوت میشه اما بخاطر عمل زیبایی نمیتونه بر
رفتم خونشون راستش اصلا نشد که نرم آخرین روزی بود که عموم تهرانه
حالم خیلی خوب نبود نمیدونم چرا!
رفتم تو اتاق داشتم با دلسا خونه سازی بازی میکردم مهدی اومد تو اتاق سطل خونه سازی رو برداشت باهاش اهنگ میزد به دلسا گفت :(دلسا بزن سارا برات برقصه!)
من قیافم شبیه علامت تعجب شد !○_
بعد شروع کرد شونه هاشو ت بده گفت اینجوری دیگه دوباره من:o_0 بعد پاشد رفت بیرون
دم رفتن عموم و زنموم و زهرا شروع کردن به خدافظی من زدن زير گریه دست خودم نبود منم فقط گریه
دانلود آهنگ کنارم از رض
وقتی تو کنارمی قدمام میدن معنی
دستمو میگیری ، من میخورم زمین
بلند میشم میتی أ تنم خاک
نشون میدی راهی رو که میرسه به شیر آب
نه میشناسمت ، نه حتی دیدمت توو خواب
لای سرسره ها و سر و صدا ، اون همه تاب
ادامه مطلب
به نظرم، هیچ کدام از این APK ها (فایل نصبی در اندروید) یا اپلیکیشن ها را نصب نکنید. احتمال اینکه از این فرصت پیش آمده برای نصب بدافزار» روی موبایل هایتان استفاده (در واقع سوءاستفاده) شود بسیار زیاد است.
هیچ Applicationی حتی اگر دوستتان برایتان فرستاده، ایمن نیست. شما که App نويس و برنامه نويس اصلی را نمی شناسید. (هر فردی با نیت بد و شر میتواند چنین برنامه ای بسازد)
به نظرم، در نصب اپلیکیشن هایی که فایل هایش در کانال ها و گروه ها به اشتراک گذاشته می شود ا
خدایا یه کم درد و دل کنیم خدایا از مهر79با من سر نساختن گذاشتییادته یادته چه بلاهایی سرم اوردی؟لازم نیست بگم خودت میدونی بهتراز منم میدونی بعد چندوقتتتتتتت داشتم ادم سابق میشدم که باز زندگیم از این رو به اون رو شدش اونم نمیگم چون خودت میدونی جه بدبختی هایی سرم اوردی کفتم اشکال نداره دوستمه ولی نذاشتی این حس مزخرفو به وجود اوردی واقعا نمیخام دیگه بسمه خدایا سنمو ببین یه نگاه به منو هم سنام بنداز این همه درد برام زیاد نیستش این همه بدبختی ا
کریمی، طاهری ، سازور، حدادیان، حسین طاهری - ما مست تولای تو هستیم ولاغیر
حسین طاهری - زير ایوون طلات میشینم
حاج محمود کریمی - مستم به تولاتو ، خاکم به سر پاتو
حاج محمود کریمی - حیدر شدی تا پشت در هی در بکوبند
سید مجید بنی فاطمه - ناد علی یاد علی دستمو امداد علی
سید رضا نریمانی - کیه دلبر عالم بالا بالا
سید رضا نریمانی - پر و بالم علیه برکت سالم علیه
مهدی رعنایی - من یار ندارم دلدار ندارم
حاج محمود کریمی - قال حبیب الله قال رسول الله
جواد مقدم - وقتی
وقتی مجرد بودم ، پسرعمه م منو میخواست و من نمیخواستمش. بعد از چند سال و کلی برو بیا ، جواب منفی قاطعی دادیم و همین جواب ، کینه و کدورتی شد در دل عمه م از من و مامان خدابیامرزم. کینه ای که ترکشاش تو یک سال اخیر حتی به خواهر معصومم هم اصابت کرده. کدورت یه طرفه ای که انگار تموم شدنی نیست. من ۵ ساله دارم از عمه هام خون دل میخورم و هنوز سر پام. سر پام و یک ذره هم به قطع رَحِم فکر نمیکنم. من هنوزم میرم دست و روبوسی میکنم و در مقابل خنده های تصنعی پر از خشم
زمان به طرز وحشیانه‌ای میگذره
آدم کامل‌گرا هم همیشه اسیره و ناتوان
تفکر حقیرانه‌ای هست: یا همه یا هیچ
 
وقتی بخوای تغییر کنی، جنگ شروع میشه. عالم و آدم میشن سد راهت.
گاهی حتی یچیزایی به نظر میاد که نیروی امداد غیبیه واسه اینکه تو رو به هدف‌هات برسونه اما زاراااااشک.
یه توهم فانتزی بوده که فقط اومده حالتو بگیره، وقت و انرژی‌ات رو هدر بده.
نمیذارم این اتفاق بیافته. این منو وحشی‌تر کرده و جنگنده‌تر.
 
استارت یه سری کارها رو زدم. دارم جون مید
سلام خدمت دوستان مبتدی و حرفه ای برنامه نويس و وب نويس.
میخواستم چند کلامی در رابطه با دو زبان برنامه نويسی یعنی جاوا و پایتون صحبت کنم
خیلی دوستان تازه میخوان شروع به یادگیری برنامه نويسی کنند و مشکلشون این هست که کدوم زبان برای شروع بهتره
داخل سایت ها و منایع متفاوت با ذکر چند ربان و دلایلی فلان زبان برای شروع بهتر هست اما هیچوت به طور قطعی نمیتونین بگید که این زبان بهترین و قدرتمند ترین زبان هست
چون هر زبانی نقطه ضعف و قوتی داره م
 
ژانر : بیوگرافی , اجتماعی , موسیقی
 ۷٫۶/۱۰ از ۴۸,۳۶۴ رای
مدت زمان : ۱۲۱ دقیقهزبان : انگلیسیکیفیت : ۷۲۰p Web-dl محصول : آمریکا , کانادا , انگلیسستارگان : Taron Egerton, Jamie Bell, Richard Madden, Bryce Dallas Howardکارگردان : Dexter Fletcherزيرنويس چسبيده
ادامه مطلب
سریال یکدل قسمت بیست و دوم با زير نويس فارسی
لینک دانلود پس از پرداخت به صورت مستقیم
قیمت محصول 2000 تومان
حجم 215



دانلود مستقیم با کیفیت 240
 
حجم 521mb



دانلود مستقیم با کیفیت 480
 
تماس در صورت مشکل: 
barthb564@gmail.com
سریال عشق تجملاتی قسمت ششم با زير نويس فارسی
سریال هیچکس نمیداند قسمت ششم با زير نويس فارسی
سریال پرنده سحر خیز قسمت 48 با زير نويس فارسی
سریال همه جا تو قسمت هفتم با زير نويس فارسی
لینک دانلود پس از پرداخت به صورت مستقیم
قیمت محصول 2000 تومان
حجم 513



دانلود مستقیم با کیفیت 240
 
حجم 262mb



دانلود مستقیم با کیفیت 480
 
تماس در صورت مشکل: 
barthb564@gmail.com
سریال عشق تجملاتی قسمت ششم با زير نويس فارسی
سریال هیچکس نمیداند قسمت ششم با زير نويس فارسی
سریال پرنده سحر خیز قسمت 48 با زير نويس فارسی
اگر شما هم کاربر اینترنت هستید حتما واژه ی بیت کوین و ارز مجازی به گوشتان خورده است.به طور خلاصه بیت‌کوین یک واحد پول مجازی است که از طریق یکسری الگوریتم‌های ریاضی بدست می‌آید.ولی این واحد پول اینترنتی دقیقا چیست و چگونه بوجود آمده؟چه خوبی‌ها و بدی‌هایی دارد؟آیا بیت‌کوین واقعا آینده نظام پولی جهان‌را تغییر خواهد داد؟شروع ارز مجازی بیت‌کوین و تغییر دنیا !
این پدیده اولین بار اوایل فوریه سال ۲۰۰۹ در پی مقاله‌ای که توسط برنامه‌نويس ژا
جهانی در سرم گام برمی داردو گام هایشدر دردهایم می پیچدکه مشت بی رحمش رودهای قلبم را بی راه کردخالی جیبم را پر از دردنگاهم را پر از غمچشم به راه انتظاری آویخته استکه کورم کردو توفان دلتنگی اش از دریایم دورحالا چشم هایم به قدم هایش چسبيدهنگاهم سبکبار است واز بار عشق .تهی !می خواهم ریسمان دستی که بسته ایبگشایمشاید پروانه ای گرد یاس دلت رقصیدیاس های دیوان شمس همسبز شد 
بیست و یک آذر اومده بودم که بنويسم:
همونطور که معیارهای فیلم خوب و بد تو ذهن آدم‎های مختلف متفاوته و
از نظر یه نفر هری پاتر چرته و تگزاس قشنگه، معیارهایی که باعث می‌شه
روزتون م یا گند به‌نظر بیاد هم آدم به آدم فرق می‎کنه.
امروز گند بود. از همون لحظه‎ای که چشمامو باز کردم و سوزش چشم ناشی از بی‎خوابی سراغم اومد بگیر تا تهش.
صبح وحشیانه سرد بود و من حوصلۀ هیچ کاری رو نداشتم حتی بستن زیپ
کفشام . درحقیقت همین بی‌حوصلگی و کرختی بود که باعث م
سریال همه جا تو قسمت هشتم با زير نويس فارسی
لینک دانلود پس از پرداخت به صورت مستقیم
قیمت محصول 2000 تومان
حجم 270



دانلود مستقیم با کیفیت 240
 
حجم 530mb



دانلود مستقیم با کیفیت 480
 
تماس در صورت مشکل: 
barthb564@gmail.com
سریال عشق تجملاتی قسمت هشتم با زير نويس فارسی

سریال دروغ شیرین من قسمت هشتم با زير نويس فارسی
سریال پرنده سحر خیز قسمت 50 با زير نويس فارسی
نمیدونم به این حالتایی که من قبل از ی دارم  همون سندروم پیش از قاعدگی میگن یا نه ؟
مثلا اینجوری که اگه زمان شدنم 14/15 ماه  باشه من از 3 الی 4 روز قبلش دردای خفیف بدی دارم و احساس گرم شدن بدنمو دارم که انگار شدم  پس همش باید چک کنم ببینم شدم یا نه ! یعنی باید هی هر 3/4 ساعت یکبار چک کنم و درداش هم اذیت کنندس :(
واقعا اذیت میشم از این موضوع .
یچیز دیگه موضوع نوار بهداشتی که من اذیت میشم چون همش استرس اینو دارم که لباسم کثیف بشه یا ت
صحنه ای در خیابان که از نمای بالا به پایین دیده میشد آدمها و سایه هاشون ، آدمهایی که بی تفاوت از کنار هم عبور میکردند و سایه هر کدام از آنها بدنبالشون چسبيده به پاهای آنها
گفتم عکس جالبیه. گفت آره بی تفاوتی!
بخود گفتم فقط سایه است که آدم را دنبال میکند.!
برخلاف انتظار اصلن فکرشو نمیکردم ساعت 7 صبح حرم انقدر شلوغ بشه و مشخص بود که دیشب حرم جا برای سوزن انداختن هم نداشت. البته این عکس رو من ساعتای 8:30 گرفتم . همون لحظه بیرون رفتن از حرم . 
دستم به ضریح نرسید که هیچ ، اصلن نمیشد وارد اون محوطه دور ضریح شد . من هم فقط یک گوشه ایستاده بودم و میتونستم ضریح رو ببینم و همونجا با امام رضا (ع) صحبت کنم . 
نمیدونم چرا این غرور که گاها خوبه نمیذاره همین اول کار گریه کنم . خیلی دلم میخواست این کار رو بکنم . از همون
سلام.خوبم .خوبی؟
منظور و مقصود از خوب بودن ک حال جسمانیه نمیدونم حال روحیم ادم در جواب این سوال میگه یا ن مثلن الان نمیدونم حال روحیم چجوریه تا همین پنج ثانیه پیش میشه گف خوب نبودا اما همین ک شرو ب نوشتن کردم و حتی همین الان انگار بهترم نمیدونم چرا ینی نوشتن انقد تاثیر داره؟ من از بچگی فقطشبایی ک حالم بد بود خاطره مینوشتمو احتمالن بخاطر همین اثرش بوده خب خدارو شکر یجوری داره بم انرژی میرسه انگار غمی ندام تنگ گاد البته امروز صبم خوب بودا انرژی
هیزم‌های دلم را روی هم می‌چینی و به آنی و اراده‌ی خفیفی، شعله‌ورش می‌کنی
آتش زبانه می‌کشد
دلم را می‌گیرد
سرم را
رویم را
همه‌ی وجودم را
همه‌ی عمر و هستی‌ام را
و تو تماشا می‌کنی
خوش می‌سوزم
خوش‌تر زبانه می‌گیرم
از شوق نگاهی که داری.
پ.ن: با همین کلمات، استغاثه می‌کنم به درگاهت. با همین کلماتی که تو مثل یک مادر مهربان نسبت به جوجه‌های کرک و پر به هم چسبيده‌ی ناتوانش، توی دهانم گذاشتی.
پ.ن دو: الهی! رضا برضاک. و تسلیما لامرک. لا معبود س
یکی از ذهنیت‌هایی که شاید خیلی از ماها از بولت ژورنال داریم، اینه که اجباراً همراه با نقاشی و کلی ماژیک‌های رنگارنگ و دم و تشکیلات مختلفه. درسته یا غلط؟ کاملاً غلط! به قول زهرا اصل بولت ژورنال به نوشته‌ها و برنامه‌ریزی‌شه، نه به ماژیک‌ها و روان‌نويس‌ها خوشگل موشگلش. خب این تا اینجا. ولی خب این همه بولت ژورنال‌های رنگ‌ووارنگ چین پس؟ اصلاً خود تو حسنا! تو چرا این‌قدر گل و بلبل کشیدی کنار دفترت؟ اگه اصل برنامه‌ریزیه، پس این پست برای چیه
اره من بازم حالم بده هی افسردگیم برمیگردهبا خودم فکر میکنم اصلا مگه من هیچ زمان بوده که افسرده نباشم؟اصلا مگه افسردگیم هیچ وقت رفته؟همیشه بوده،تنها چیزی که همیشه همراهمه بهم چسبيده و خاطر منو خیلی میخواد و البته دوست داره منو ب*ا بده همین افسردگیه.
دیگه روم نمیشه بگم واشنا فلان کن فلان نکن،واشنا من میخوام باهات قهر کنم واشنا من دارم دیوونه میشم اینو متوجه ای؟
#بگو_سیب
 #دل_نوشت_ناب 
#پارت_سی‌و‌یک
 
 با تعجب نگاهم کرد تا منظورم و براش توضیح بدم و من با کشیدن پرده های سبز اتوبوس که منو یاد مینی بوس های قدیمی می انداخت٬ متوجهش کردم که چه بدشانسی ای آوردم.با صدای بلند زير خنده زد و من اخمام و مصنوعی تو هم کشیدم. بچه های موسیقی ٬هنوز راه نیفتاده سازهاشون و درآورده بودند و ‌می نواختند و دخترا با دست و بالا پایین پریدن همراهیشون می کردند.
 پوریا که سوار اتوبوس شد صدای جیغ دخترا و پسرا بالا رفت، خوشحال شده
تازه می فهمم پرخوری! چقدر می تونه بد باشه! 
حالت تهوع و تبعاتش :دی ،سرگیجه، بی حالی، سنگینی معده!
یک روز و اندی حالم کاملا بد بود! نه می تونستم چیزی بخورم  نه کاری انجام بدم؛ انگار تمام چیزایی که خورده بودم تو گلوم جمع شده بود و پایین نمی رفت. و من اون حجم نامرئی چسبيده به گلوم رو حس می کردم.  می خواستم این حال بد رو انکار بکنم ولی نمی شد.
+ تازه پرخوری آنچنانی هم نبود! انگار کن در عین اینکه اصلا گرسنه نبودی، عصرونه بخوری ولی عوضش شام هم نخوری :/
پسرخالمو بردن برای از این تستای هوش و اینا همه سوالا رو درست جواب داد :| فقط یکی رو نتونست :|
اونم اینکه نتونست گره بزنه گفت بلد نیستم :|
برای همینم 7 امتیاز ازش کم شد شد 43 از 50 :|
که اون خانومه میگفت نرمال بچه ها 28 ، 29 میارن خیلی گل بکارن یکی بوده 34 اینا اورده :|
من تازه معنی و دلیل این میزان گودزیلا بازیاشو فهمیدم :|
من دارم تو محدوده فضایی یه بچه فوق باهوش زندگی میکنم :|
با اون جلف بازیاش :/
***
من همیشه با کله میرفتم تو یه کاری :) یعنی از شروع نمیترسم اون
#بگو_سیب 
#به_قلم_علی_عزیزی
#پارت_سی‌و‌یک
با تعجب نگاهم کرد تا منظورم و براش توضیح بدم و من با کشیدن پرده های سبز اتوبوس که منو یاد مینی بوس های قدیمی می انداخت٬ متوجهش کردم که چه بدشانسی ای آوردم.با صدای بلند زير خنده زد و من اخمام و مصنوعی تو هم کشیدم.
بچه های موسیقی ٬هنوز راه نیفتاده سازهاشون و درآورده بودند و ‌می نواختند و دخترا با دست و بالا پایین پریدن همراهیشون می کردند.
پوریا که سوار اتوبوس شد صدای جیغ دخترا و پسرا بالا رفت، خوشحال شده
داشتم از شرکت چار میزدم بیرون برنامه نويس آقای محمد حسین خ بهم گفت دوباره سرور رو ریختی بهم داری میری؟ به خنده بعد مدیر_پروژه آقای ی گفت آره ریخته بهم نذارم بره؟ گفت نه شوخی میکنم بعدش #برنامه_نويس_خانم_شکیلا_میم گفت کار همیشگی ش وقتی بهم میرزه دَرِ میره؟!!!! بعد خداحافظی کردم و الکی خندیدم با شوخی شون! اومدم جلوتر که #برنامه_نويس_آقای_ایمان_سین بهم گفت باز نری عکس بگیری بذاری اینستاگرام؟ بعدش بقیه شون شروع کردن به مسخره کردن و خندیدن!!!!!
حیفم اومد از دیروز نگم :)
دیروز که اخرین روز هفته ی پیش بود منم باید اون برنامه هایی که تو دو پست قبل گفته بودمو اجرا میکردم تصمیم گرفتم صب پاشم برم توچال!
5 از خواب بیدار شدم و با همراهی فاطمه راهی توچال شدم!
اقا ما رفتیم حرکت کردیم و اینا رفتیم و رفتیم.هوا بسی گرم بود!منم کلاه نداشتم افتاب داشت مغز کله ی بنده رو میخورد!
در سه روز گذشته ی دیروز که کلا در خوابگا سکنا گزیده بودم و تنها تفریح و مسافت زیادی که طی نموده تا دس به اب بود ، دچار چشم درد شد
داشتم میخوابیدم گوشی توی دستم توی تختخواب مدیر عامل آقای مهدی حق پیام داد گفت فلان سایت رو آپدیت کن بهش گفت این سایت رو باید خود برنامه نويس سایت ش سیستم مارو تغییر بده طبق قرارداداش و بعد اپدیت بشه سایت ش هیچ دیگه جواب نداد لعنتی اینقدر بدم میاد از این جور ادم ها که یه کاری از ادم میخواهند و تو داری براشون انجام میدی و یه جایی وسط کار باید یه چیزی رو باهاشون هماهنگ کنی و اون وسط کار ساکت میشه در صورتیکه آنلاین هست . نباید پیام رو سین میکردم و
حالم دیگه از هواپیما بهم میخوره یعنی حاااالم به هم میخورهفکر اینکه سه ساعت دیگه باز مجبورم سوار شم گریه ام میاره.
یک ساعت و‌نیمه رسیدیم کیف و باید چهارساعت و نیم الاف باشیم تا پرواز تهران:/
الان قاعدتا باید صبحونه میخوردیم ولی رسیدیم اینجا ساعت سه و نیم بود دیگه مجبور شدیم ناهار بخوریم البته منکه تابستونا عادت دارم صبحونه نخورم ،ولی بابام صبحونه اش بین اختلاف ساعتا پرید
+ بابام عادت داره یه جای جدید میره موقع سفارش غذا معروف ترین غذای ا
برای زندگی شهرستان خیلی بهتر از تهران است. حتی امکاناتی که  اینجا توی تهران برای بچه ها فراهم می کنیم از قبیل کلاس موسیقی، تکواندو شطرنج از آن بهترش شهرستان فراهم است! البته قبلا این طوری نبود. اما حالا که هست!
پیش بینی می شود ایشالا اگر تحریمهای نفتی ادامه داشته باشد اوضاع کاسبی هم توی شهرستانها بهتر از تهران باشد
ما مانده ایم و این حسرت که برویم با پولی که توی این محله کثیف و پر سر و صدا و بی نور یک واحد شصت متری خریده ایم یک خانه حیاط دار و ن
فرض کنید در چنین شرایطی هستید:
هوا خیلی گرمه و عرق کردید.
چند ساعت پیاده‌روی با یه کیف سنگین باعث شده حسابی خسته بشید و لباس‌هاتون به بدنتون چسبيده.
آخرین باقیمانده آب‌تون رو چند ساعت پیش خورده‌اید و گلوتون به شدت خشک شده.
شدت گرما و خستگی قدرت هرکاری رو ازتون گرفته و چند کیلومتر تا آبادی بعدی هنوز فاصله دارید.
از طرف دیگه شما در کشور خارجی هستید و زبان مردم اونجا را هم متوجه نمیشید.
اینجا جایی است که شما متوجه محدودیت‌های جسمی و ذهنی خودتو
و باز هم منِ دیوونه چارتا پست گذاشتم توهم برم داشت که دارم خودمو خیلی بروز میدم  و باز تصمیم گرفتم بکوبم از نو بسازم اه بابا خسته شدم دیگه چرا ادم نمیشی ؟
اوووف اره خوبه بذار یکم غر بزنم و چسناله کنم حالم بیاد سرجاش که الان سر اون غر نزنم بعدم بخواد بگه . لا اله الا الله بذار هیچی نگم .
شمام مختارید اون کوچولو اون بالا رو بزنید و بذارید من به چسناله هام ادامه بدم 
اه بابا فرزانه تو با این واژه مختارید چیکار کردی که بعد چند سال هنوز تایپ
تو این چند روزه من پر شدم از نصایح و پندهایی که باید انتقال بدم درحالیکه هیچوقت انتقال دهنده ی خوبی نبودم
فکر کنم با این دفعه چهارمین باریه که اومدم حرف بزنم ولی نشد پیش نويس های زیادی رو تلنبار کردم ،فقط مینويسم ولی دقیقا نمیدونم چیه که داره از ذهنم میریزه بیرون و هرجایی گیر بیارم پیاده اش میکنم ،یادداشت گوشی ،پیش نويس وبلاگ،کاغذ الگو ، برگه های A4 ، محل های خاک برداری
و خودمم موندم الان دقیقا از خودم چی میخوام . دورمو پر کردم از گزی
ظاهرا سورس کد های کاربران بازار به دست چند تا از هکر ها افتاده و برنامه نويس های بازار گفتند که باید مورد بررسی قرار بدیم اما نکته اینجاست که اگر برنامه نويسی کد های خودش را ببینه تو همون لحظه متوجه خواهد شد که این سورس ها اصلی است یا تقلبی--فعلا پیشنهاد میشود حساب خود را بیهوده شارژ نکنید یا اگر برنامه بازار را دارید یک آنتی ویروس قوی هم نصب کنید(((تو همین وب معرفی کردم))_برای دریافت بهترین آنتی ویروس معتبر روی اینجا کایک کنید.
:)

پ.ن : کتابی مگه "." از تاریخ ایالات متحده هم هست ؟ :/
چقدر بد نوشته شده !
چقد پشیمونم که براش وقت گذاشتم !

پ.ن2 : تاهمین چند وقت پیش داشتم با هیجان میگفتم :
وای این به نظرم خوشگلترین ادم تو کل دنیاست :)
مگه از این خوشگلترم داریم اصلا ؟ :)
بعد همین پریروز این قانون شکست :)
خدایاااااا تو کی بودی دقیقا؟ :)
نمیشه گفت خوشگلترین :/
واقعا نمیشه گفت :/
باید گفت جزو خوشگل ها ؟ :/
یه همچین چیزی ؟ :)

پ.ن3 : ما از مشهد میایم و مهموناااااا میان :(
اتاقم کثیفه :(
باید تمیزش
حالت که خراب شد به هر دلیلی! رو بقیه خرابش نکن
بشین نويس. یه عالمه هرچی به ذهنت میرسه.  حتی بد و بیراه بعدم همه کاغذارو پاره کن بریز دور!
اگه خوب نشدی برو بیرون ترجیحا پارک راه برو راه برو راه برو
اگه بازم نشد یه جا پیدا کن و با خدا داد و بیداد کن هرچی فریاد داری بزن خدا مهربونه به دل نمیگیره ترکتم نمیکنه حتی محکمتر بغلت میکنه
گریه کن
یه جایی خلوت کن و با خدا حرف بزن یا سر سجاده یا با یه موزیک بی کلام
گفتم موزیک بی کلام وقتی حالتون خراب
آلان دارم اهنگ A Head Full Of Dreams را گوش میکنم. آهنگ دارد التماسم میکند که امیدوار و خوشحال باشم. اما نیستم. غمگینم. این خاصیت غم است. در هر شرایطی چسبيده به گریبان یا هرجای دیگرتان و رهایتان نمیکند. مثل یک غده سرطانی میماند که ریشه دوانده تا فیها خالدون تان. توی دینامیک سیالات یک مبحثی داریم به اسم غم. یعنی مثل مایعات میماند که میتوانند به شکل هر ظرفی دربیایند. غم هم همینطور است. میتواند توی ظرف عروسی باشد. یا توی ظرف تولد. میتواند توی ظرف ترافیک باش
#پارت30((هیوا))از اسنپیه تشکری کردم و پیاده شدیم هنوز هیچکس نمیدونست برشین بچه ی هلنه با اون سوتی که من اونروز تو تمرین داده بودم ساکش دست هلن و خودش تو بغل من بود رستوران دو تا در داشت که مثه اینکه زنونه مردونش کرده بودن اول رفتم سمت مردونه که هم من یه سلامی کنم هم هلن تسلیت بگهرهام اونجا ویساده بود و امیر بیرون رستوران انگار منتظر کسی بود من: سلام اقا رهام سلام اقا امیررهام:سلام امیر:سلام خوش اومدین هلن: تسلیت میگم ببخشید دیر شد من امیر:
دو زوج کانال نويس رو می خونم که از طریق وبلاگ با عشقشون آشنا شدن، یکیشون بعد از ۵ سال،الان دو ساله که با هم ازدواج کردن و زوج دیگه هنوز موفق به ازدواج نشدن:)
انقدر عشقشون زیباست و انقدر عاشقانه همو دوست دارن که ذوق می کنم از خوندنشون*__*
چه خوبه که میان تو کانال قربون صدقه ی هم میرن، چه خوبه که متن های خوب و عاشقونه برای هم می نويسن:)
چقدر سخته حتی تصور این که ۵ سال،۳۶۵کیلومتر از عشقت دور باشی.
نوشته بود الان که فاصلمون شده دو وجب، هر صبح خدا رو شکر
حمیرا پارسا وکیل پایه یک دادگستری_سفته برگه ای که چندان ناشناخته نیست، و در بسیاری از مبادلات،معاملات و حتی برای ضمانت مورد استفاده قرار می گیرد. اما سفته دارای چه وجه حقوقی و یا کیفری می باشد؟ سفته به چه صورت وصول می شود و در صورت عدم وصول به چه صورت باید آن را مطالبه کرد؟با مطالعه مطلب زير به پاسخ تعدادی از سوالات در مورد سفته و نحوه مطالبه آن می رسیم. برای آن که دارنده سفته بتواند از مزایای قانونی آن برخوردار شود، باید نکاتی را مورد توجه ق
در اینجا https://roudaki.persianblog.ir/ به دنیایی از اطلاعات و ترفندها دست پیدا می کنید که قطعا به دردتون می خوره.
این وبلاگ تقریبا در مورد هر موضوعی که فکرش را بکنید محتوا در خودش داره. از جملاتی برای حفظ رابطه دوستانه با همسر گرفته تا آموزش مخ زنی و بسیاری موضوعات دیگه را در این بلاگ میتونید پیدا کنید.
آنطور که مشخصه این وبلاگ تا پنج سال پیش عالی پشتیبانی میشده اما ظاهرا پسر خوب هم به سرنوشت سایر وبلاگ نويس ها دچار شده.
راستی چه شد که یهویی وبلاگ نويسی او
در گذشته که هنوز فناوری های کامپیوتری در ابتدای مسیر توسعه خود قرار داشتند، کار مترجمان نسبت امروز دشواری های خاص خودش را داشت. از مشکلات پرینت و ترجمه های دست نويس گرفته تا محدود بودن نرم افزارهای موجود. اما امروز به لطف توسعه دانش و فناوری رایانه، کار ترجمه نیز تسهیل شده است. گروه سیناپس علاوه بر تلاش در ارائه ترجمه با کیفیت؛ به امر تایپ و صفحه بندی ترجمه ها نیز توجه ویژه ای دارد.
ویژگی‌های تایپ و صفحه‌بندی ترجمه‌ها در گروه سیناپس:
ما در
سارا:مامی بریم سینما ؟

شادی خانم:نه دخترم کلی کار دارم خودت بادوستات
برین

سارا:مثل بچه ها دهانش آویزان کردو گفت نوموخوام
نوموخوام باید بیای .

شادی خانم:نه دخمل خوشگلم نمیتونم کلی کار دارم
که باید انجام بدم .

سارا:باچه

ورفت گونه های مادرشو بوسید رفت تو اتاقش .

شرکت نخ ریسی گرجی پور

آقای گرجی پور درحالی که سمت پنجره بودمشغول
صحبت باتلفن بود که آبدارچی شرکت با شربتی تگری وخنک وارد شد وگفت جناب رئیس شربت
خنک 

آوردم براتون بفرمایید میل کنید
این یک هفته که مشهد بودم .نه نوشتم.نه خوندم.نه هیچی.!
حالا یه عالمه کتاب هست.یه عااالمه ورقه سفید و خالی و یه من .!به امام قول دادم ازش خواستم کمکم کنه .که کتابمو تا آبان تموم کنم.
این هفته نرسیدم به بروز شده ها سر بزنم امروز .حتمااااا.
خوابم بند نمیاد از این ور میوفتم .اون ور .تو ماشین گردنم بدجووور گرفته .و با یه خواب طولانی مدت متوجه شدم دیگه نمیتونم تش بدم .امان از تنگی کانال نخاعی ‌‌.اه!
بعد از ظهر شروع ترم جدید زبانه .خدا ک
- پنج شنبه/ 20 / تیر / 1398
  تقریبا یک ماه قبل از اینکه امتحانات پایان ترم چهارم دانشکده شروع بشه، تلفنم زنگ خورد، پدرم با من تماس گرفت تا از من درمورد اینکه ماشین رو بفروشه یا نه م بگیره، خب منم بهش گفتم که دست نگهداره چون اون زمان نمیشد بازار خودرو رو پیش بینی کرد و اونم به حرفم گوش کرد و ماشین رو نگهداشت. چند دقیقه بعد، بعد از یک خوش و بش تقریبا کوتاه، بهم گفت که قراره تابستان رو بریم ییلاق و حداقل یک ماهی را در آنجا سپری کنیم. (ییلاق ما در است
بهاءالدین خرمشاهی:درباره فناوری چند کلمه توضیح بدهم: در اینکه این کلمه با تشدید یا تخفیف نون تلفظ شود، بحثی نیست و اکنون تلفظ با تشدید بیشتر شنیده می شود؛ ولی اگر یک روز تشدیدش حذف شد، سخت نگیریم. دوم اینکه این کلمه را روی هم بنويسیم، سوم: این کلمه از فن و پسوند آوری ساخته شده است؛ و پسوند آوری وقتی مرکب نويسی شود، مد یا کلاه آن می افتد. چهارم و مهم تر از همه اینکه آوری را بن و ماده آوردن / آوریدن نگیریم و ندانیم؛ بلکه این پسوند از وری است: ناماو
نام سریال:دلقک تاج دار - The Crowned Clownژانر: تاریخی | درام | عاشقانهستارگان:Yeo Jin Goo – Lee Se Youngسالهای پخش: 2018امتیاز: 7.5 از 10مدت زمان: 60 دقیقهشبکه پخش کننده:Tvnکیفیت :720p, 480p (زبان اصلی و زيرنويس چسبيده)اطلاعات بیشتر: کلیک کنید
خلاصه داستان:سریال دلقک تاج دار درباره یک دلقک (یو جین گو) هست به خاطر شباهت بسیار زیادش به پادشاه به طور تصادفی تبدیل به شاه میشه و از اون به بعد شروع میکنه به یاد گرفتن اینکه چطور باید پادشاه خوبی باشه و…
 قسمت شانزدهم با زيرنويس چس
ویلیام جیمز گفته "وقتی تازگی به پایان می‌رسد، زندگی با شتاب بیشتری جلو میرود؛ همه چیز برایمان آشنا می‌شود و درک و دریافتمان از زمان کمتر. برای همین فکر می‌کنیم زمان سرش را پایین انداخته و همینطور برای خودش می‌رود. ترمز زمان، کشف و تجربه و آموختن است. تجربه‌ی جدید درکمان را از زمان بسط می‌دهد. پس هرچه ماجراجویی بیشتری داشته باشیم زمان کش خواهد آمد و عقربه با طمأنینه‌ی بیشتری حرکت خواهد کرد."
از دیشب بار ها نوشتم و پاک کردم. انگار بخش وبلا
آموزش لینوکس
 لینوکس یک سیستم عامل است که از هسته اصلی یا Kernel سیستم عامل دیگری به نام UNIX برداشت شده است. امروزه آشنایی و کارکردن با سیستم عامل لینوکس برای افرادی که داخل حوزه فناوری اطلاعات  و شبکه های کامپیوتری فعالیت دارند خیلی مهم و ضروری است. مخصوصا برای برنامه نويسان ، به صورتی که در آگهی های استخدام برنامه نويس شرکت های بزرگ و تیم های مهم یکی از شرایط ذکر شده تسلط به این سیستم عامل قدرتمند می باشد. از این روی آموزش لینوکس یکی از مه
آموزش لینوکس
 لینوکس یک سیستم عامل است که از هسته اصلی یا Kernel سیستم عامل دیگری به نام UNIX برداشت شده است. امروزه آشنایی و کارکردن با سیستم عامل لینوکس برای افرادی که داخل حوزه فناوری اطلاعات  و شبکه های کامپیوتری فعالیت دارند خیلی مهم و ضروری است. مخصوصا برای برنامه نويسان ، به صورتی که در آگهی های استخدام برنامه نويس شرکت های بزرگ و تیم های مهم یکی از شرایط ذکر شده تسلط به این سیستم عامل قدرتمند می باشد. از این روی آموزش لینوکس یکی از مه
#پارت27((امیر))قطع کرد ولی بلافاصله یه چیزی تغییر کرد نمیدونم چی ؟ به زور رهام دو لقمه غذا خوردم و برگشتم خونه از رهام تشکر کردم یه تشکر پر از متلک و کنایه و شوخی شاید واسه خنده یه ذره دیر بود ولی این سد مسخره این زیپه رو لبام که نمیزاشت بخندم و امروز درستش کردم با هم بودیم استراحت کردیم ساعت 6 بود که باهم راه افتادیم ضبط تموم شد یه موزیک جدید اماده کردیم در کمال بی میلی یه استوری از خودم گرفتمتظاهر کردم خوشحالم و حالم بهتره  چون دیگه
خب این یه چالش جالبه بنظرم که به دعوت جناب هاتف منم دوس داشتم شرکت کنم:)
البته بنظرم این عادات و رفتارا بیشتر از عجیب بودن منحصر به فردن.
1) من تا به حال توی کل عمرم به خیارشور و ترشی و زیتون و مشتقاتشون لب نزدم و به شدت متنفرم ازشون:/
2) عادت دارم یه وسیله ای که جدید میخرم اول دل و رودشو بریزم بیرون ببینم داخلش چه خبره، بعد سرِهمش کنم و ازش استفاده کنم.
3) اگه یه لباسو واسه چند لحظه ام تنم کنم و در بیارم حس میکنم کثیف شده و باید شسته بشه.
4) خیلی روی ب
#بگو_سیب 
#دل_نوشت_ناب
#پارت_بیست‌و‌نه
گیر ماشین و زد و سری برام ت داد.هردو از عرض خیابون گذر کردیم و نگاه پوریا موقع چرخیدن و صدا کردن یکی از بچه ها روی من نشست.عینک آفتابی شو از روی چشماش به روی موهاش سر داد و چند قدم فاصله ی بینمون و طی کرد٬ لیلی دستمو از هیجان فشرد و سر زير گوشم کرد: یعنی کوفتت بشه٬ بگو خب.
برای این که اذیتش کنم خندیدم و جواب دادم: خب‌.
نتونست چیزی بگه ٬ چونپوریا راد بهمون رسید و با اون نگاه همیشه مغرور اما موقرش بهمون س
نام سریال:بقای چوسان - Joseon Survivalژانر: درام , عاشقانه , فانتزی , تاریخیستارگان:Kang Ji Hwan | Kyung Soo Jin | Song Won Sukسالهای پخش: 2019امتیاز: 7.5 از 10مدت زمان: 120 دقیقهشبکه پخش کننده:TV Chosunکیفیت :720p, 480p (زبان اصلی و زيرنويس چسبيده)اطلاعات بیشتر: کلیک کنید
خلاصه داستان:هان جونگ روک (کانگ جی هوان) بهترین بازیکن تیم ملی بود ولی طی شکست هایی از ورزش دور میشود و به کار دیگری روی می آورد.لی هی جین (کیونگ سو جین) عشق قدیمی هان جونگ روک است که در حال حاضر در مرکز توانبخشی مشغول
آدمیزاد باید در طول زندگی‌اش تا می‌تواند تجربه کند. آدم نباید به خودش گل بزند، بلکه باید بگذارد دیگران به او گل بزنند. این کار باعث افزایش عزت نفس می‌شود. من اگر مثل خیلی دخترهای دیگر از همان دوران راهنمایی دوستی با پسرها را تجربه کرده بودم، امروز زندگی‌ام طور دیگری می‌بود. اگر از همان سن پایین یاد می‌گرفتم که آدم‌ها چگونه دروغ می‌گویند و یاد می‌گرفتم که دروغگوها و ریاکاران چه شکلی هستند، آن وقت در 27 سالگی طور دیگری به آدم‌ها اعتماد می
 همین چند دقیقه پیش یه پست نوشتم؛ در حالیکه اصلا نیومده بودم در مورد اون موضوع بنويسم. بعد از پیش نويس کردنش، به تمام نوشته های یک سال اخیرم نگاهی انداختم. دو برابر تعداد این پستهایی که اینجا هست، پیش نويس دارم. هر پست تل خاطره و حس های گذشته بود. اگرچه که "گذشته"، گذشته اما برای من تمام احساساتش زنده و نزدیکه. یک رویا و حس پنهان مدتهاست که در من زندگی میکنه. تلاش کردم شفافش کنم، پیش نیازهاشو بسازم و تحقق ببخشمش. شفاف نشد. تنها دستاوردم برای کشف
یک اثر اقتباسی خوب به کارگردانی استیون اسپیلبرگ.
غول بزرگ بسیار بسیار مهربان را ببینید اگر دنیاهای خیالی و فانتزی را دوست دارید.
چهره ی غول بزرگ مهربان یک چیزی دارد؛ یک چیزی که نمی توانم توصیفش کنم؛ شاید هاله ای از مهربانی دور چهره اش را فرا گرفته؛ نمی دانم ولی برای دیدن حالات چهره اش هم که شده ببینیدش اگر تا به حال تماشایش نکرده اید!
+ فیلم، داستان دخترکی است یتیم به نام سوفی که با تنها غول بزرگی که مهربان است، آشنا می شود.
+ از نثر خودمانیما
نام سریال:CarRookie Historian Goo Hae-Ryungpismaژانر: درام , عاشقانه , هیجان انگیز , تاریخیستارگان:Shin Se Kyung , Cha Eun Woo , Park Ki Woong , Lee Ji Hoonسالهای پخش: 2019امتیاز: 7.8 از 10مدت زمان: 120 دقیقهشبکه پخش کننده: MBC | Netflixکیفیت : 1080p ,720p, 480p (زبان اصلی و زيرنويس چسبيده)اطلاعات بیشتر: کلیک کنید
خلاصه داستان:"آن دان ته" مدیر سرد و بی روح شرکت یو سئونگ، که یک شرکت متخصص در زمینه بازسازی شرکت ها می باشد. او یک فرد به معنای واقعی سرد با چهره ای پوکری، بدون هیچ احساس، و یک مرد کاری ایده آل و بسی
فروش زمین 500 متری ویو عالی کوملهفروش زمین 500 متری دارای 2 بر 11 و 12 متری, چسبيده به ویلااطراف ویلاسازی شیک -روبرو شهرک ویلایی زیبا- اطراف ویو فوق العادهکوه و شالیزار و جنگل. مکانی دنج با امنیت بالا- مدارک معتبر تقسیم نامهفروشنامه قولنامه تایید شورا با نقشه یو تی ام آماده. واقع در کومله قیمت کل 190000000 تومان
املاک گیلان خرید و فروش زمین باغ هکتاری خانه ویلا آپارتمان در گیلان
همایش از ساعت چهار تا شیش بوده بعد استارت اپ ها رو هم انداختن واسه یکی دوماه دیگه کل نمایشگاه پره بچه های برنامه نويس و طراحه همه شون دست گذاشتن رو شقیقه شون و هی زمزمه میکنن اوووف پوووف
جای بدترش اینه که شقایق خول و چل رفته هارد رو گذاشته تو ماشین پشت پنجره 
در کمال ناباوری،هارد اب شده عاغا اب شده :|
یعنی کسی هست حس مارو تو اون لحظه ها درک کنه؟![امیر گریه اش گرفته بود]
هاردی که اب شد و اطلاعات مون و ساعت هایی که باید گریه میکردم و با مشت میکوبیدم
مدارک ثبت نام کارشناسی ارشد فراگیر پیام نور بدون کنکور ، به این صورت است که فارغ التحصیلان کارشناسی پیوسته و یا ناپیوسته و بالاتر ، بدون توجه به نوع رشته تحصیلی کارشناسی خویش در یک رشته گرایش از رشته های امتحانی ( به استثنای رشته مهندسی معماری و طراحی شهری ) می توانند ثبت نام انجام دهند .
ثبت نام کارشناسی ارشد فراگیر پیام نور بدون کنکور ، به صورت اینترنتی از طریق سایت سازمان سنجش ، به نشانی sanjesh .org ، لینک پیام نور انجام می شود . ثبت نام دوره ها
بسم‌الله
کلاً بچه‌های دهه ۷۰، بعد از آن ۸۰، برایم خیلی ادم‌های جالب و عجیبی هستند. آدم‌هایی که خیلی زودتر از سنشان بزرگ شدن، فهمیدن و الان فکر می‌کنند همه چیز را می‌دانند.
بچه‌هایی که از اول یاد گرفتند هر چیزی را که نمی‌دانند از نت بپرسند، از اول در خانه‌هایشان کامپیوتر دیدند و نهایتا از ۱۵ سالگی موبایل شخصی داشتند و این روزها که گاهی فرصت می‌کنم و میان صفحات وبلاگ‌ها جست و جو می‌کنم، به وبلاگ‌هایشان می‌رسم و همیشه برایم سوال است که
متن های رمانتیک زیبا برای بیو پروفایل
دنیا هم که از آن تو باشدتا زمانی که درون قلب یک زنجایی نداشته باشیتا درون آوازهای عاشقان زنیزندگی نکنی و سهمی ازدلشوره های زنی نداشته باشیفقیرترین مردی …
******
متن رمانتیک برای تبریک تولد همسر
امروز یک انسان فوق العاده خاص متولد شده و آن شخص تو هستیتولدت مبارک مهربانم …
******
متن رمانتیک برای تبریک سالگرد ازدواج
روزی که تو همسرم شدیشادترین روز زندگیم بوددوستت دارم آرام جانمسالگرد عشقمون مبارک!
******
می خ
وبلاگ نويس باید در وهله اول آسایش فکری داشته باشد. یعنی هیچ موضوع اضافی نباید مرتبط با امر وبلاگ نويسی، برای او دغدغه فکری و دل نگرانی ایجاد کند. این لازمه کار وبلاگ نويسی و از رموز محبوبیت سرویس های وبلاگدهی بزرگ در ایران هستند. در حقیقت چیزی که ما در بلاگ اسکای» بدان نیازمندیم، امکانات بیشتر برای تهیه محتوای با کیفیت تر است، اما در سروریس وبلاگدهی رقیب - یعنی بیان - امکانات اساسی محدود و هزینه بر برای وبلاگ نويسان این رسانه است که در میان
زندگی ،فرصتی برای خلق رویاها و لذت بردن از مشاهده ی رویاها و اندیشه هاستبرای این مهم کلی امکانات و توانایی ها در اختیار ما قرار گرفته اما ما انسانها به جای انکه از آن ابزار در جهت خلق اندیشه ها استفاده کنیم ،به خود ابزار چسبيده و فرصت زندگی خود را به هدر میدهیم.انجام کارهای تکراری که بصورت عادت درآمده و صرف بیهودگیهای میشود که زندگی ما را نابود میکند.لحظه لحظه های زندگی را صرف ساختن افکار منفی،بازیهای ذهن ،قضاوتهاحسادتهاکینه ها .خور
یکی از استادامون برامون کتابی گرفتن که از خود نويسنده به دست ما رسیده؛ که از قضا خود ایشون داخل کتاب یه چیزایی یادداشت کرده؛ برای من خیلی هیجان انگیز بود که یادداشت مستقیم نويسنده رو بخونم. بنابراین اون کتاب که دست نوشته نويسنده رو داشت خودم برداشتم. و خدا رحم کرد که خودم برداشتم؛ چون یکی از همکلاسی هام گفت من اگه باشم پاکش میکنم خودم مینويسم. فکرشو کن میخاست دست خط نويسنده کتابو پاک کنه!!!! 
یه رسم خیلی خیلی خوبی تو کشورهای اروپایی هست که نو
 بینوایان
- ویکتور هوگو، شاعر، نمایشنامه و رمان‎نويس فرانسوی در قرن نوزدهم (۱۸۸۵ ـ ۱۸۰۲) یکی از مشهورترین داستان‎نويسان رمانتیک این قرن است.
پدر وی از فرماندهان ارتش ناپلئون بود. ده ساله بود که مادرش از پدرش طلاق گرفت. چند سال بعد با اینکه مادر هوگو می‎خواست او وکیل شود اما ویکتور دنبال نويسندگی رفت.
ادامه مطلب
پست یه خانم وبلاگ نويس رو امروز صبح دیدم و یاد این افکارم افتادم ؛
من دوست دارم اگر کتاب نوشتم توی اسمش یا حالا اگه شده مقدمه اش حرفی از پرتقال بزنم 
بوی پرتقال 
بوی بِه
بوی توت فرنگی
جلدش رو هم عطری میکردم صفحاتش هم همین طور شبیه این خوش بو کننده های عطری هوا که توی ماشین میذاریم
بعد کتاب رو توی بسته های مخصوص باید نگه داری میکردن تا عطرش نپره و موقع خوندن قشنگ حس منتقل شه به خواننده
یا اینکه کتابی مینوشتم بعد روش یه سری بٌرد و آی سی نصب میکرد
دانلود مانودولپ (کد نويس چند زبانه مخصوص یونیتی) 

مانودولپMonoDevelop»یک نرم افزار ویراشگر کد های زبان #C است.
البته در نسخه های پایین تر زبان های BooScript و جاوا اسکریپ را هم پشتیبانی میکرده.
 این ویرایشگر فقط مخصوص انجین موتوربازی سازی» یونیتی است و در جایی جز نرم افزار یونیتی کاربردی ندارد.
شما با این نرم افزار قدرمت که ساخته شرکت یونیتی است می توانید خیلی سریع بازی های بسیار خوبی بسازید 
البته این بازی ها را با یونیتی می سازند و فقط از مانودول
همینجا یک‌ پیش نويس دارم از نوشته ای که برای قلم نحیف من زیادی سنگین بود پس خلاصه اش را میگویم .
نوشته بودم سالها پیش وقتی برای اولین بار نامه ی امام به منتظری را میخواندم، چیزی در دلم چنگ میزد. غم نوشته تا استخوانم رسوخ کرده بود. 
بی آنکه بدانم منتظری کیست و چه کرده ! اما دل  من آنجایی سوخت که امام خطاب به منتظری نوشته بود : اکنون با دلی پرخون و گداخته از بی مهری ها چند کلمه ای برایتان مینويسم ، شما حاصل عمر من بودید »
شما حاصل عمر من بودید .
و
احترام نظامی در کل دوره آموزشی یکی از مهمترین اصول محسوب میشه. در دوره آموزشی این احترام گذاشتن خیلی دشوارتر از دوره خدمت در یگان هست. در دوره خدمت در یگان (مخصوصا اگه در کلانتری باشید) سلام نظامی ممکنه به یک یا دو بار در روز محدود بشه ولی در آموزشی این مسئله خیلی سخت تره و شما باید انواع احترام نظامی رو بلد باشین . 
در چند روز اول شما توجیه نیستید و بنابراین ازتون احترام نظامی انتظار ندارند ولی بعد از آموزش ازتون انتظار دارن با دیدن هرکسی که د
جزوه کنکوری و تقویتی شیمی دهم-فصل اول
دانلود جزوه شیمی کنکوری و تقویتی شیمی دهم فصل اول در 100 صفحه، در قالب فایل pdf. جزوه حاضر جزوه کنکوری و سرکلاسی با خط دست نويس خودم به عنوان مدرس شیمی نگاشته شده، لذا فایل حاضر فایل اسکن شده به فرمت PDF از صفخات فصل اول این جزوه بسیار خوش خط، بسیار کامل و دارای تمامی نکات و تمرینهای کتاب درسی .
همکاران گرامی لطفا در هنگام تحویل گواهینامه های پایان تحصیلات به نکات زير توجه فرمایید :
1- عکس دانش آموز همان عکسی باشد که روی آلبوم الصاق شده است .
2- حتماً روی گواهینامه تمبر ور به مهر اسلام پیروز است نصب شده باشد .
3- عکس دانش آموز به گونه ای باشد که مهر آن پاک نشود .

4- لیست فارغ التحصیلان در دو نسخه حتما توسط معاون اجرایی امضا و توسط مدیر مهر و امضا شده باشد .
5- از منگنه کردن لیست فارغ التحصیلان به گواهینامه ها اکیداً خودداری شود .
6- مدار
جزوه کنکوری و تقویتی شیمی یازدهم-فصل اول
دانلود جزوه شیمی کنکوری و تقویتی شیمی یازدهم فصل اول در ۸۶ صفحه، در قالب فایل pdf. جزوه حاضر جزوه کنکوری و سرکلاسی با خط دست نويس خودم به عنوان مدرس شیمی نگاشته شده ، لذا فایل حاضر فایل اسکن شده به فرمت PDF از صفخات فصل اول این جزوه بسیار خوش خط، بسیار کامل و دارای تمامی نکات و تمرینهای کتاب .
تمام غلط‌های املایی و تمامی غلط‌های هکسره یک طرف و این که راجع به» را راجب» می‌نويسند هم یک طرف. برادر من، خواهر من، آقا، سرور، سرکار قرار نیست هر جور می‌خوانی همان‌طور هم بنويسی. هیچ جای دنیا این‌طور نیست.
مگر خواهر را هم می‌نويسی خاهر؟ یا مجتبی را مشتبا؟ یا انگلیسی‌ها school را مثل skull می‌نويسند؟
وقتی در مورد غلط نويسی صحبت می‌کنم، مورد سخنم فقط اشتباه و بی‌دقتی یک وبلاگ‌نويس نیست، یا یک پیامی در تلگرام که شوهر عمه‌ام دارد برای همه
گیم پلی کاملفول» بازی شاهزاده ایرانی 1 شن های زمان»
دوستان اگر به تماشای گیم پلی علاقه مند هستید ختماً این گیم پلی هایی که در این صفحه قرار می گیرند رو تماشا کنید واقعاً خوشتان می آید.
در این بخش گیم پلی بازی شاهزاده ایرانی 1 شن های زمان» رو بسیار کامل می بینیم. این گیم پلی در سایت 
یوتیوپ بارگذاری شده و بهتر است از VPN یا همان استفاده کنید تا به مشکلی بر نخرید.
اطلاعات گیم پلی :
زمان : 4ساعت و 21 دقیقه و 3 ثانیه ,,, 4.21.3
بازی : شاهزاده ایر
بسیاری از کارافرینان در حوزه استارتاپی احساس می کنند که نیاز به وکیل استارتاپی در زمانی احساس می شود که به مشکلی در زمینه حقوقی خورده باشند در حالی که این زمان برای استفاده از وکیل خیلی دیر است. در واقع برای جلوگیری از هزینه های دادگاه ها، هزینه ارجاع پرونده به وکیل، هزینه های توافق و هزینه های زمانی و نقدی باید از مشاوره استارتاپی استفاده کرد یک وکیل خوب استارتاپی به شما کمک می کند تا عمل درست را به سرعت انجام دهید و این عمل باعت کاهش شانس ا
به علی‌آباد خوش آمدید! اینجا قرار است خانه‌ی مجازی من باشد. من کی‌ام؟ یک علیِ نحیفِ درسخوانِ برنامه‌نويسِ سربه‌هوا که یواش یواش از کنج میز تحریرش دارد سر می‌خورد توی بغل جامعه. این روزها منتظر آمدن نتایج کنکور است و مشغول انتخاب رشته و در حال و هوای خداحافظی با یک عالمه دوستان اهل دل و معلمان عزیزتر از جان. و حالا وسط این وانفسا به سرش افتاده که اولین وبلاگ زندگی‌اش را تأسیس کند، به قول بچه‌ها همین الان، یهویی!»
علی‌آباد قرار است برای
خب این کاملاً واضحه که متن در زبانی که حالت نوشتاری‌اش از راست به چپه باید راست‌نويس باشه و برعکسش، برعکس. حالا این توضیح واضحات برای چی بود؟ برای اینکه این قضیه رو باید برای خط جداکنندۀ پانوشت هم در نظر بگیریم؛ یعنی اگه متن پانوشت از چپ به راسته، خط هم از چپ به راست باشه و اگه برعکسه، برعکس. گاهی پانوشت‌ها هر دو حالت رو دارن که باتوجه به شیوه‌نامه‌ها باید جهت خط رو تعیین کرد. تا جایی که عقل من قد می‌ده یکی از این حالت‌ها پیش می‌آد:
1. یا دس
در حالی که غروب شده بود و منتظرش بودم و هی نگاهم به ساعت آشپزخونه بود از صندلی روی میز رها شدم و خودم به کتری جوش رسوندم که یه ماگ قهوه درست کنم.پنجره چوبی آشپزخونه باز بود و عطر شمعدونی هایی که بهار باز شده بودن رو داشتن سومین ماه بهار رو طی میکردن به شمامم میخورد .دمپایی که رو سرامیک آشپزخونهصدا میکرد هدیه ای بود خودش تو سفری نزدیک کاری برام آورده بود.لباسم رو خودم ودخته بودم گلی گلی بود نازک و با نسیمی که دم غروب خودشو تو آشپزخونه مهمون کرده
می‌گفت لاشه گوسفند مرده را از جلوی دامپزشکی برداشته؛ آورده خانه برای بچه هایش آبگوشت بار کرده!
نفرین خدا بر سردمداران بی عقل و بی شرفی که معیشت قشر ضعیف جامعه‌ را قربانی تدبیرهای غلطشان کردند. بهتر است بروند آرزوی مرگ کنند تا حداقل چند روزی کمتر سیاه شوند. 
البته خودمان هم کم مقصر نیستیم. کمتر گوش به حرف رهبر می‌دهیم. چسبيده ایم به شغل های دولتی و دل به دریای توکل نمی‌زنیم و محض رضای خدا و ولیّ اش ریسک فعالیت اقتصادی را نمی‌پذیریم. 
علی ای
به من گفت: و تو در فلان جا، زیبا، رعنا، دلخواه و دلکش بودی همیشه وقتی می خواهد چیزی را توصیف کند با کلمات کوتاهِ بین ‌ویرگول دار این کار را می کند . به نظر من می تواند هایکو نويس خوبی باشد،  این را چون ذوق مرگ تعریفش از خودم هستم نمی گویم . ذوق مرگی از من گذشته ‌. این طور وقت ها وقتی تشکر و خواهش می کنم می گفتم ، سریع می گفت : اینها تعریف نیست ، توصیف است . و من توصیف کردنش را دوست دارم مثلا در این مثال ،آن درکی که از کلمه ی دلکش دارد آن برداشتی که
روزی در نماز جماعت موبایل یک نفر زنگ خورد
زنگ موبایل آن مرد ترانه ای بود
بعد نماز همه او را سرزنش کردند 
و او دیگر آنجا به نماز نرفت.
همان مرد به کافه ای رفت و ناگهان قلیان از دستش افتاد و شکست
مردکافه چی باخوش رویی گفت اشکال نداره،فدای سرت
او از آن روز مشتری دائمی آن کافه شد 
حکایت ماست:
جای خدا مجازات می کنیم 
جای خدا می بخشیم 
جای خدا. 
اون خدایی که من می شناسم
اگه بندش اشتباهی بکنه، اینجوری باهاش برخورد نمیکنه
شما جای خدا نیستی اینو هیچوق
چند شب پیش، با دختر خالم سوار کشتی صبا (همون اژدهای خودمون) شدم، از ترس تمام مدت چشمام رو بسته بودم و جیغ میزدم و دو دستی دختر خالم رو چسبيده بودم.
فردا شبش، دوباره سوار شدیم. قبل از حرکت، متصدی دستگاه اعلام کرد چون تو این دور،به جز شما دو نفر( من و دخترخالم)، همه پسرن میخوام تند تر از دورای دیگه برم و اگه می ترسید پیاده بشید، بعدشم اومد جلو و گفت خانوم شما دیشب خیلی ترسیدی، اگه میخواید دور بعد سوار بشید.
حقیقتش بهم برخورد و گفتم نه نمی ترسم و میش
جمعه علاوه بر دوستان وبلاگ‌نويس، چندتا از دوستان دوران کارشناسی رو هم دیدم؛ دوستانی که چهار یا پنج سالی ندیده بودمشون. همگی به اتفاق می‌گفتن اصلا تغییر نکردی (البته پر واضحه منظورشون تغییر ظاهری بود، چون خیلی زمان کمی رو پیششون بودم). یکی از بچه‌ها بعد از اینکه از کاروبارم سراغ‌جو شد، پرسید ازدواج کردی یا نه؟ گفتم نه خدا رو شکر؛ باتعجب پرسید خدا رو شکر؟ گفتم آره دیگه، با این وضعیت باید خدا رو شکر کرد.
این دو سه روز دارم به این فکر می‌کنم چ
چشم روشنی: قصه یک زندگی شیرین
چشم روشنی ، کوثر لک، نشر شهید کاظمیبریده ای از کتاب:همان اول زندگی فهمیدم به اندازه ی فامیل هایم او دوست و آشنا دارد.با اینکه آن زمان بیست و چهار پنج سال بیش تر نداشت، هر شب مهمان داشتیم و برایمان کادوی عروسی می آوردند.یک شب که مادرم آنجا بود گفت که زشته مهمان ها شام نخورده برن، نگهشون دارید. مادر رفت سراغ مرغ پختن ، من هم با اعتماد به نفس رفتم سراغ برنج و قابلمه. پلویی پختم که توی تارییخ ثبت شد. دانه های برنج طوری ب
واقعا چرا باید از روغن موتور با کیفیت استفاده کرد؟
زمانی که از روغن بی‌کیفیت و نامرغوب استفاده کنید، در حقیقت باعث می‌شود تا کثیفی‌های ناشی از احتراق داخل موتور باقی بمانند. این سیاهی‌ها به تدریج روی یکدیگر جمع می‌شوند و باعث اختلال در عملکرد پیستون و در نتیجه کاهش کارایی موتور می‌شوند. از طرف دیگر زمانی که روغن مناسبی را برای موتور خود انتخاب نکرده باشید، روغن به خوبی به دیواره سیلندر نمی‌چسبد و در زمان حرکت پیستون‌ها باعث ایجاد سای
. گفتم که تلویزیون زير نويس میکرد دحو الارضه. بابا خسته تر از اونی بود که مفصل جواب مو بده ولی گفت همون روزیه که زمین این شکلی شد :) منم اندک سرچی کردم و دیدم بله نوشته روزی عه که زمین گسترده شد و اینا . به بابا میگم من که روزه ی قضا دارم تو روز مستحب روزه بگیرم به درد عمم میخوره روزه گرفتنم؟ میگه دقیق ترش اینه که به درد شوهر عمت میخوره . گفتم از م و اینکه کسی نیست . خیلی سر بسته به لبخند گفتم !داشتم میمردم از خفقان . گفت نه :) همین که
هیچ وقت عاشق تابستان نبوده‌ام، نه تنها عاشق که هیچ‌گاه دوست‌دارش هم نبوده‌ام، تابستان برای من یعنی ظهرهای گرم و سوزان مرداد و شهریور، عصرهای حبس شده در خانه از ترس شرجی نفس‌گیر، سیلی‌های بی‌رحمانه‌ی تَش‌باد بر گونه‌های سرخ تیر، خلوت زود هنگام رخنه کرده‌‌ی اوایل ظهر در دل شهر، تنهایی هراس انگیز و تشنگی عابر خسته در کوچه‌ پس‌کوچه‌های سوزان، فریاد‌های گم‌شده در صدای کولر، شرشر عرق کارگر خسته‌ی نشسته در سایه‌ و هجوم وحشیانه‌ی با
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب