نتایج پست ها برای عبارت :

دلباخته چون مجنون

من نمی دانم  چرا ؟!!
 مردم به آدم عاشق می گویند  دلباخته 
مگر عشق باخت هم دارد ؟!
عشق  همه برد است 
 به تو مگر می شود باخت ؟!
  تو که باشی 
 تازه اول برد است.
آنها که می گویند عشق دلباختگی ست 
تو را نمی شناسند 
عاشق تو نشده اند 
آدم با تو  به همه چیز می رسد.
 
دلباخته
 کسی ست که از دنیا برود 
بدون آن که عاشق تو شده باشد 

لطیفه صمدوند
مجنون هم حال خودش را فقط خودش می فهمید و چه دلی داشت و دارد بعد از این همه سال.سال ها از بودنش، سرودنش، خواندنش، بی قراری هایشو بی تابی های همیشگی اش میگذرد اما دریغ از درک حتی یک ثانیه ی فانتزی های زندگی اش، دریغ از فهمیدن حال خرابِ خوبش.مجنون خوشبخت بود از همه لحاظ، از اینکه لیلی اش را فقط خودش میخواست، از اینکه لیلی اش در نظر همگان زشت بود.مگر آدم چقد می‌تواند خوشبخت باشد که یک نفر فقط برای خودش باشد و خودش خواهانش باشد.مجنون خوشبخت بود از ب
قبل تر ها با خود می اندیشیدم که چرا مجنون بعد از مرگ لیلی عاشق شخص دیگری نشد.
یا اصلا چرا بعد از مرگ خسرو شیرین همان طور که خسرو مرده بود خودش را کشت.
حال جوابش را یافته ام.
انسان ها هیچگاه نمی توانند عشق زندگیشان را از یاد ببرند.
شیرین تا زمانی شیرین بود که خسرو در کنارش بود.بعد از خسرو دیگر چه فرقی به حالش می کرد زندگی یا مرگکاظم سعیدزاده
قبل تر ها با خود می اندیشیدم که چرا مجنون بعد از مرگ لیلی عاشق شخص دیگری نشد.
یا اصلا چرا بعد از مرگ خسرو شیرین همان طور که خسرو مرده بود خودش را کشت.
حال جوابش را یافته ام.
انسان ها هیچگاه نمی توانند عشق زندگیشان را از یاد ببرند.
شیرین تا زمانی شیرین بود که خسرو در کنارش بود.بعد از خسرو دیگر چه فرقی به حالش می کرد زندگی یا مرگ


ادامه مطلب
دانلود آهنگ جدید فرشید نیک مجنون
Download new Music Farshid Nik Majnoon
آهنگ جدید فرشید نیک بنام مجنون
تو جان منی و دنیای منی و دیروز منو حالم و فردای منی و
من دل به تو بستم مجنون تو هستم دیووانه و دلداده و مدیون تو هستم تو روح و تنی و عشق و عطشی و
 
 
 
دانلود آهنگ با کیفیت 320
 
متن آهنگ مجنون
 
آهنگ های فرشید نیک
دانلود مداحی جواد مقدم مجنون و مدهوش و مست و قلندرم
شب 23 رمضان 95هیئت بین الحرمیننوحه شور
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیمجنون و مدهوش و مست و قلندرمالحمدلله که گدای مادرممشمول الطاف خالق داورمشاهانه میگویم نوکر حیدرمعاشقی بی دل از تبار سلمانمبنده ی حیدر و شاه خراسانمسائلم سائلم سائل انگشترموَ تصدق علی شاه کریمانمعلی جانم علی جانم علی جانمولی الله ثارالله عشق الله علیاسدالله سیف الله ثارالله علیاُذُن الله وجه الله عین الل
 در دل و جان خانه کردی عاقبتهر دو را دیوانه کردی عاقبتآمدی کاتش در این عالم زنیوانگشتی تا نکردی عاقبتای ز عشقت عالمی ویران شدهقصد این ویرانه کردی عاقبتمن تو را مشغول می‌کردم دلایاد آن افسانه کردی عاقبتعشق را بی‌خویش بردی در حرمعقل را بیگانه کردی عاقبتیا رسول الله ستون صبر رااستن حنانه کردی عاقبتشمع عالم بود لطف چاره گرشمع را پروانه کردی عاقبتیک سرم این سوست یک سر سوی تودوسرم چون شانه کردی عاقبتدانه‌ای بیچاره بودم زیر خاکدانه را دردانه
 همچو مجنون کو سگی را می‌نواختبوسه‌اش می‌داد و پیشش می‌گداختگرد او می‌گشت خاضع در طوافهم جلاب شکرش می‌داد صافبوالفضولی گفت ای مجنون خاماین چه شیدست این که می‌آری مدامپوز سگ دایم پلیدی می‌خورد خود را بلب می‌استردعیبهای سگ بسی او بر شمردعیب‌دان از غیب‌دان بویی نبردگفت مجنون تو همه نقشی و تناندر آ و بنگرش از چشم منکین طلسم بستهٔ مولیست اینپاسبان کوچهٔ لیلیست اینهمنشین بین و دل و جان و شناختکو کجا بگزید و مسکن‌گاه ساختاو سگ فرخ‌
و تموم شد!
هم کتاب هم غمی که در صدد از پا در اوردن من بود!
"وقتی نیچه گریست"رو نه تنها نمیتونم توصیف کنم بلکه سعی هم نمیکنم که اینکارو بکنم!
امکان اینکه کسانی از این کتاب خوششون نیاد حتما هست!اما مسلما من شیفه ی سرسخت اون شدم!
در ابتدا قسمت هایی از اون کسل کننده مینمود،رفته رفته از کلمه به کلمه ش لذت بردم.
حس میکنم زیادی پزشکی بودن در پاراگراف های نخست توی چشم میره!کم کم دیدگاه لطیف تر میشه و سبک کتاب و سراشیبی هاش پذیرفته میشه و خواننده خودش رو ر
حیف که گوشت و پوست و استخوانم با "فاخته" عجین شده اگرنه اینجاهم نامم را عوض میکردم و میگذاشتم "گآجره".داستان دارد این نام.مفصل هم نیست البته.داستانش هم از انبوه ِ فرزندان ِ نادرابراهیمی ِ جان ِ ماست.+راستی تازگی ها بعضی خوانده هام را برای خودم ضبط میکنم.و فقط برای خودم،نه اینجا میگذارمشان نه هیچ جای دیگر.الغرض،میخواهم بگویم که از قبل مجنون تر شدم!:)
من باید از این واقعه ی شوم بگویم
بر هم نزن و گریه نکن این دو سه خط را
گُه خوردن از این خانه به آن خانه ندارد
بردار بخور سهمیه ی واجبی ات را!
من شاهره ی بد دهن هرزه زبانم
آداب نمانده است که اندوخته باشم
در سیطره ی خشم و جنون ، جانی و مجنون
من از چه کسانی ادب آموخته باشم؟
⁧#اشرف_گیلانی⁩
دوستت دارم و از گفتنش ابایی ندارم
بگذار مرا هر چه میخواهند بخوانند این مردم
چون لیلی من تو باشی
مجنون و مستم گر بخوانند دردی نیست
درد آن است که من مجنون باشم و تو لیلی نباشی
سکوتم را بنگر
فریادهای خاموشم را نمی بینی
عشق را در چشمانم و در اندوه نگاهم نمی بینی
من فریاد خاموشم
ناله پردرد عشق بی فرجامم
مسافری خانه بدوشم
سربازی بدون وطن
وطنم، سرزمینم، خانه ام دل زیبای توست
چشمان و لبانت 
آه از چشمان و لبانت که قبله گاه من بودند
دریغ شدند از من در ک
لیلی زیر درخت #انار نشستدرخت انار عاشق شد،گل داد، سرخ سرخ.گل ها انار شد،داغ داغ.هر اناری هزارتا دانه داشت،دانه ها عاشق بودند،دانه ها توی انار جا نمی شوند،دانه ها ترکیدند،انار ترک برداشت،خون انار روی دست لیلی چکید،لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید،مجنون به لیلی اش رسید.خدا گفت:راز رسیدن فقط همین بود.کافی است انار دلت ترک بخورد.
حسین آهی درگذشت.
درگذشتن را برای یک شاعر چگونه باید معنی کرد؟ من از او هیچ کتابی نخوانده ام که کوتاهی اش و ضررش بر گردن خودم است، اما جسم شاعری می رود، تکلیف کلماتش چیست؟
به رسم همیشگی ما وقتی کسی رفت یادش می کنیم، من هم یادم افتاده تا یاد او کنم که بسیار بسیار خوانده و تحقیق کرده. او که شاعر بود و غرق در شعر. عاشق و شیفته ی وزن و آهنگ ِکلام بود و برای عروض و بحور شعر فارسی بسیار نوشت و خواند و جست و جو کرد. اما همیشه وقتی پیشینه کسی را در این زمینه
تمام روز به انتظار تبغزل تخت را بخوانم  شبگهی لیلی ،گهی مجنون بسترگهی دشمن به خون،گه تل خاکستر نیامدی،تر شدم ،عزیزبسان زهر،هلاهل شدم ،مریضنپرس از برای من هم؟آری! مقصر تویی!به خواب دیده امازدست رفته توییقسم به صبح صادق از خواب زود پریددلم که نام تورااز دهان همی شنیدتو یاد نمیکنی مرا ومن هردمبیاد تواشک میرود از هردودیدهآهِ پر دردم مرا زدست خود گرفته ای و برده ایبه دست غم دل من را سپرده ای؟نشد که این رسم عاشقی   ،تو.بگذریم   حضرت ع
چت
چت,چت روم,چتروم فارسی,ناز چت,پرشین چت,عسل چت,عسل فان چت,مهر چت
ایناز چت,گلشن چت,سون چت,آلوچه چت,مهگل چت,فارس چت,ققنوس چت,باران چت,شما چت,آلوچه چت
نگین چت,صحرا چت,نازنین چت,قشم چت,لیلی و مجنون چت,زنبق چت,نازی چت,شیراز چت,تهران چت,مشهد چت
بوشهر چت,حورا چت,اول چت,لایک چت,جی وان چت,گلستان چت
کلمات چتی : چت , چت روم , چتروم فارسی , عسل فان چت , ناز چت , پرشین چت , عسل چت , آلوچه چت , ققنوس چت , نازی چت , گلشن چت , ایناز چت , مهگل چت , نگین چت , سون چت , صحرا چت ,
چت
چت,چت روم,چتروم فارسی,ناز چت,پرشین چت,عسل چت,عسل فان چت,مهر چت
ایناز چت,گلشن چت,سون چت,آلوچه چت,مهگل چت,فارس چت,ققنوس چت,باران چت,شما چت,آلوچه چت
نگین چت,صحرا چت,نازنین چت,قشم چت,لیلی و مجنون چت,زنبق چت,نازی چت,شیراز چت,تهران چت,مشهد چت
بوشهر چت,حورا چت,اول چت,لایک چت,جی وان چت,گلستان چت
کلمات چتی : چت , چت روم , چتروم فارسی , عسل فان چت , ناز چت , پرشین چت , عسل چت , آلوچه چت , ققنوس چت , نازی چت , گلشن چت , ایناز چت , مهگل چت , نگین چت , سون چت , صحرا چت ,
چت
چت,چت روم,چتروم فارسی,ناز چت,پرشین چت,عسل چت,عسل فان چت,مهر چت
ایناز چت,گلشن چت,سون چت,آلوچه چت,مهگل چت,فارس چت,ققنوس چت,باران چت,شما چت,آلوچه چت
نگین چت,صحرا چت,نازنین چت,قشم چت,لیلی و مجنون چت,زنبق چت,نازی چت,شیراز چت,تهران چت,مشهد چت
بوشهر چت,حورا چت,اول چت,لایک چت,جی وان چت,گلستان چت
کلمات چتی : چت , چت روم , چتروم فارسی , عسل فان چت , ناز چت , پرشین چت , عسل چت , آلوچه چت , ققنوس چت , نازی چت , گلشن چت , ایناز چت , مهگل چت , نگین چت , سون چت , صحرا چت ,
چت
چت,چت روم,چتروم فارسی,ناز چت,پرشین چت,عسل چت,عسل فان چت,مهر چت
ایناز چت,گلشن چت,سون چت,آلوچه چت,مهگل چت,فارس چت,ققنوس چت,باران چت,شما چت,آلوچه چت
نگین چت,صحرا چت,نازنین چت,قشم چت,لیلی و مجنون چت,زنبق چت,نازی چت,شیراز چت,تهران چت,مشهد چت
بوشهر چت,حورا چت,اول چت,لایک چت,جی وان چت,گلستان چت
کلمات چتی : چت , چت روم , چتروم فارسی , عسل فان چت , ناز چت , پرشین چت , عسل چت , آلوچه چت , ققنوس چت , نازی چت , گلشن چت , ایناز چت , مهگل چت , نگین چت , سون چت , صحرا چت ,
چت
چت,چت روم,چتروم فارسی,ناز چت,پرشین چت,عسل چت,عسل فان چت,مهر چت
ایناز چت,گلشن چت,سون چت,آلوچه چت,مهگل چت,فارس چت,ققنوس چت,باران چت,شما چت,آلوچه چت
نگین چت,صحرا چت,نازنین چت,قشم چت,لیلی و مجنون چت,زنبق چت,نازی چت,شیراز چت,تهران چت,مشهد چت
بوشهر چت,حورا چت,اول چت,لایک چت,جی وان چت,گلستان چت
کلمات چتی : چت , چت روم , چتروم فارسی , عسل فان چت , ناز چت , پرشین چت , عسل چت , آلوچه چت , ققنوس چت , نازی چت , گلشن چت , ایناز چت , مهگل چت , نگین چت , سون چت , صحرا چت ,
چت
چت,چت روم,چتروم فارسی,ناز چت,پرشین چت,عسل چت,عسل فان چت,مهر چت
ایناز چت,گلشن چت,سون چت,آلوچه چت,مهگل چت,فارس چت,ققنوس چت,باران چت,شما چت,آلوچه چت
نگین چت,صحرا چت,نازنین چت,قشم چت,لیلی و مجنون چت,زنبق چت,نازی چت,شیراز چت,تهران چت,مشهد چت
بوشهر چت,حورا چت,اول چت,لایک چت,جی وان چت,گلستان چت
کلمات چتی : چت , چت روم , چتروم فارسی , عسل فان چت , ناز چت , پرشین چت , عسل چت , آلوچه چت , ققنوس چت , نازی چت , گلشن چت , ایناز چت , مهگل چت , نگین چت , سون چت , صحرا چت ,
ایلیا چت
چت,چت روم,چتروم فارسی,ناز چت,پرشین چت,عسل چت,محبوب فان چت,مهر چت
ایناز چت,گلشن چت,سون چت,آلوچه چت,مهگل چت,فارس چت,ققنوس چت,باران چت,شما چت,آلوچه چت
نگین چت,صحرا چت,نازنین چت,قشم چت,لیلی و مجنون چت,زنبق چت,نازی چت,شیراز چت,تهران چت,مشهد چت
بوشهر چت,حورا چت,اول چت,لایک چت,جی وان چت,گلستان چت
کلمات چتی : چت , چت روم , چتروم فارسی , ناز چت , پرشین چت , عسل چت , آلوچه چت , ققنوس چت , نازی چت , گلشن چت , ایناز چت , مهگل چت , نگین چت , سون چت , صحرا چت , مهر
باران چت
چت,چت روم,چتروم فارسی,ناز چت,پرشین چت,عسل چت,محبوب فان چت,مهر چت
ایناز چت,گلشن چت,سون چت,آلوچه چت,مهگل چت,فارس چت,ققنوس چت,باران چت,شما چت,آلوچه چت
نگین چت,صحرا چت,نازنین چت,قشم چت,لیلی و مجنون چت,زنبق چت,نازی چت,شیراز چت,تهران چت,مشهد چت
بوشهر چت,حورا چت,اول چت,لایک چت,جی وان چت,گلستان چت
کلمات چتی : چت , چت روم , چتروم فارسی , ناز چت , پرشین چت , عسل چت , آلوچه چت , ققنوس چت , نازی چت , گلشن چت , ایناز چت , مهگل چت , نگین چت , سون چت , صحرا چت , مهر
 
ما پیروز میشیم و پیروزی مونو باهم جشن می گیریم
♡♡
 
برو بکارِ خود ای واعظ این چه فریاد است مرا فتاده دل از ره تو را چه افتاد است میانِ او که خدا آفریده است از هیچ دقیقه ای است که هیچ آفریده مگشاد است برو به کار خودت ای واعظ ،
به من نصیحت کردن و سرم داد زدن برای چیست؟
من دلباخته ام
و این دل من است که از نظم و انتظام خارج شده یعنی حال عادی و
طبیعی خود را از دست داده است.
به تو چه رسیده است که این همه ملامتم می کنی و فریاد به سرم می زنی؟
از عاشقی و ر
تحریم ظریف منو یاد یه انیمیشن قدیمی انداختیادتونه یه خمیر کرم رنگ بود تو برنامه کودک؟ (خمیره شکل آدم بود همه کاری هم میکرد، یه بارم جورابشو میخواست بدوزه، دوخت به دستش، بعد جورابه رو کشید تو لامپ، دوخت به لامپه) قسمت جورابه رو پیدا کردم. ازینجا دانلود کنید.یه بار خواست گندشو جبران کنه، رفت جارو برقی آورد، اول خودش داشت جارو میکشید، بعد جاروئه قاطی کرد از دستش در رفت هرچی تو صحنه بود اعم از قاب عکس و میز و صندلی رو خورد، آخر سرم خود خمیره رو خو
امشب دوباره خیلی یهویی شروع کردم به شعر نوشتن.‌ البته اسمشو که نمیشه شعر گذاشت، بهتره بگم نوشته های هم قافیه. من کجا، شعر کجا. من هرچی که از دلم بیرون اومد نوشتم. لیلی بی عشقت شدم، مجنون بی تابم بشووابسته عشقت شدم، آرام و دلدارم بشواین دل دگر بی عشق تو، هم خانه حزن و غم استاین قلب من بی روی تو، شبگرد و بی تاب تو استای یار دیرین جفا، پادشه این دنیاقلبم دگر آشوب نکن؛ بامن بیا، بامن بیامهرت فتاده در دلم، ای یار تابان دلمدوری ز تو آتش زده بر دا
از مشکلات خیلی بزرگ فرهنگی ایرانی ها- که بسته بودن هم تشدیدش می کنه: طلبکار بودن از هم دیگه/ گرم و سرد شدن انی و عشق-تنفر  در صورت براورده نشدن نیازهاشون/ و سریع نظر دادن در مورد انتخاب ها و علاقه های دیگران بدون اینکه نظری ازشون خواسته بشه مثلا اگر جواب کسی رو ندی اگر تا نیم ساعت قبل عاشق و دلباخته بودن ناگهان خسیسانه ترین حرف ها رو می زنن و یک نامه خداحافظی هم می نویسن و یه سری حرفای شعاری هم می زنن و می رن هاهاها. اگر بگی من این کارو می کنم شر
بعد از تو بعد از رفتنت ای نازنینم                      فونتِ تمامِ نامه ها بی نازنین شد
اگر با دیگرانش بود میلی                             چرا جام مرا بشکست لیلی
---
الهی شعله شوقم فزون ساز                           مرا آتش کن و در عالم انداز
الهی ذره ای آگاهی ام بخش                          رهم بنما و بر گمراهی ام بخش
ز دانش گوهر پاکم برافروز                           چراغ چشم ادراکم برافروز
عطا کن جذبه شوق بلندی                            که نه دامی به ره ماند نه بن
شعر در مقام مادر
پیمانه اشک‎زیبا چون ابروان شکسته مادرشعری به غزل آشنای مادرخمری به لبان شکسته مادرسبزی به جان پاک مادرنَمی به چشم بسته ی مادرجامی به پیمانه اشک مادرداری بر سینه نیلگون مادرتمری بر بدن سوخته مادرمجنون یار
خمس اموال و دارایی افراد مجنون و سفیه 
پرسش :اگر مجنون یا سفیه، پولى به دست آورد، یا کسى پولى را به حساب او واریز کند، خمس آن بر عهده چه کسى است؟
پاسخ :
در مورد مجنون خمس به مال او تعلّق نمى گیرد ولى مجنون ادوارى در آن زمانى که عاقل است باید خمسش را بپردازد، و امّا سفیه اداى خمس مالش با ولىّ اوست
 
خمس فرد آایمری 
پرسش :آیا خمس به فردی که بر اثر سکته مغزی یا عوامل دیگر، حواس خود را از دست داده واجب است؟
پاسخ :
چنین فردی در حکم غیر عاقل است و اموال
فتی و دل ربودی یک شھر مبتلا را/تا کی کنیم بی تو صبری که نیست ما رابازآ که عاشقانت جامه سیاه کردند/چون ناخن عروسان از ھجر تو نگارا!ای اھل شھر ازین پس من ترک خانه گفتم/کز نالهھای زارم زحمت بود شما رااز عشق خوب رویان من دست شسته بودم/پایم به گل فرو شد در کوی تو قضا رااز نیکوان عالم کس نیست ھمسر تو/بر انبیای دیگر فضل است مصطفا رادر دور خوبی تو بیقیمتند خوبان/گل در رسید و لابد رونق بشد گیا راای مدعی که کردی فرھاد را ملامت/باری ببین و تن زن شیرین خوش لق
یادمه تو كتاب لذات فلسفه از قول ناپلئون بناپارت نوشته‌بود كه زنها دوست دارن تا ابد معشوقه باشن.
حتی دور این جمله خط كشیده بودم.
ما حتی دوست داریم آدمایی كه تو رابطه‌های قبلیمون بودن هم تا ابد دوسمون داشته باشن.
ما حتی رابطه های یك طرفه هم یه جورایی حفظ میكنیم كه به خودمون ثابت بشه هواخواه زیاد داریم منتها این ماییم كه طرفو نمیخوایم.
مثلا بعد از چند سال یاد فلان خاطر خواهمون میفتیم و یه مسیج بهش میدیم كه مطمئن بشیم هنوز فراموش نشدیم.
این مكال
چرا به میم بسنده نمی‌کنم؟ چرا می‌خوام دوسم داشته باشه و عاشق و شیفته و دلباخته‌ام باشه؟ جز اینه که کمبود دارم! زورم به اینه که به من می‌گه همش هورمونه و به خودش می‌رسه و اون دختره عشقی وجود داره. چه عشقی چه کشکی؟ آخه ح مهربونه و من مهربونیش رو دوست دارم و اون چیزیه که می‌خوام، مگه میم مهربون نیست؟ مگه دوست نداره؟ چرا ازش دور میشی؟  ح هم حق داره وقتی می‌بینه تو کسی رو داری که می‌بوستت چه انتظاری داری آخه؟ باید رها شی رها کن تا رها شی، یاد بگ
موضوع:  اکشن,کمدی فرمت ویدئو: MKV حجم :   ۹۰۰ مگابایت
محصول سال : ۲۰۰۰
کشور سازنده : هندوستان
زبان :  دوبله فارسی ستارگان فیلم  : Shah Rukh Khan, Amitabh Bachchan, Aishwarya Rai Bachchan به کارگردانی : Aditya Chopra
مدت زمان نمایش : ۱۸۰ دقیقه
خلاصه فیلم هندی محبت ها Mohabbatein : پداستان در مورد نارایان( آمیتا باچان) مدیر یک کالج در هندوستان است که عقاید سرسختی در رابطه با عشق دارد. از نظر او بروز دادن عشق امری است غیر قابل تحمل. در این حین ۳ تن از دانشجویان این کالج دلباخته میگرد
و بلاخره دیروز اینگار که اجبار باشه به سرِ قرارم با ژینو رفتم.
کتاب"رویا در شب نیمه ی تابستان" از ویلیام شکسپیر،رو بهم هدیه داد،با یه چیزی که شبیه جاکلیدیِ و با رزین و پوست گردو و یه کم خرت و پرت درست شده بود.
اگر ف.ح اونجا نبود احساس خوبی نداشتم،واشنا رو شکر کردم که حداقل گاهی اون رو کنار خودم دارم.
یکم شیطنت کردیم و خندیدیم و مثل اکثر اوقات هیچ چیز خوردنی و نوشیدنی و غیر خوراکی تهیه نکردیم.
سینما اونقدر شلوغ بود که از کنار باجه تا کنار درخت های
بعد ازظهر بود، علی یهو قاطی کرد، قاطی کردنش نشونه ی اینه که یا گشنشه، یا خوابش میاد، یا هردو (یعنی خوابش میاد ولی از گشنگی خوابش نمیبره، که دراینصورت دیگه هفت تیر کش میشه!)
رفتم کنار اجاق گاز که براش غذا بکشم، یهو حس کردم یه سوزن رفت تو انگشت بغلی شست پام.
ولی دیدم انگار سوزشش بیش از یه سوزن معمولیه، زیر پامو نگاه کردم دیدم یه زنبور انگار زیر چرخ کامیون هیجده چرخ له شده و داره دست و پا میزنه و أشهدشو میخونه!
زنبوره رو کشتم و انگشت پامو تو دست گر
من متولد اصفهانم، به غیر از یکبار آن هم در سالهای دور، به شهرهای جنوبی ایران سفر نکرده ام، ولی باور عمیقی از درون به من این احساس را میدهد که ریشه ام در جنوب ایران است. مادرم روزهای کودکی و نوجوانی اش را در آبادان گذرانده است و خود را خوزستانی میداند، و از کودکی، مدام به ما گوشزد کرده است که شما اصفهانی نیستید! برای همین من کمتر خودم را اصفهانی میدانم و دلم برای مردم جنوب، شهرهای جنوب و شهرهای جنگ زده خوزستان میتپد و دلم بدجوری آنجاست!
من عاشق
صدایش را میشنوم.در روزهای نیمه سردِ زمستان،گاهی من چشم‌هایم را جا میگذارم میان پَرهای نرمِ ابرها و صدایت در عوض لای بوته‌های عشق پنهان میشود و دست‌های نقره‌ای‌اش را موازی با زلف‌های لَختِ درختان بید مجنون،روی شانه‌هایم میکشد.گاهی دست‌هایم،پاهایم و حتی صدایم خش برمیدارد.از بس که زمین مرا به خود می‌کوباند و بجای نوازش،سنگ‌ریزه‌هایش را در بافتِ نرمِ بدنم فرو میبرد.من هیچ نمیکنم جز یک لبخند.معنایی عظیم میتواند پشتِ هر منحنیِ باز و ب
وقتی در دایره ی بی نهایتِ دلتنگی های عالم، باز هم کم می آورم .

دست بر قلمِ تشنه ی حرف ها و کلماتی، می برم که او را ترجمانی دگر باشد.
پناه می برم به آسمانِ دلی که از آن جنون می بارد.
و اینک که صفحه ی غربت دلم، لبریز از حروف مقطعه ی حضورِ توست .
و اشک مهمان چشمان و گونه های عطش آلودم؛ سرخ از حُرم نفسگیر نبودنت.
و کویر جان خسته ام خیس از عباراتی که تو در آن نمی گنجی.
حالا می نویسمت؛ همه تو.
تو = همه عشق.
تو = جانِ جنون منِ مجنون.
تو = فصل بودن ها.
کتاب دختران خرمشهر : پنج روایت کوتاه از دخترانی بزرگ شده در جنگ
 
کتاب دختران خرمشهر : اختر دهقانی، نشر مجنون
بریده کتاب(۱):
با ناله گفت خدایا شکر، این همه دنبالت گشتم حالا باید پیدایت کنم.با صدای شرم آلود گفتم چه کارم داشتی؟ بعد تا برسیم اون ور کارون دیگه تحویلم نگرفت، وقتی پیاده شدیم گفت: آهای همگی برگردید.وقتی رفتیم پیش قایق رو به من کرد و گفت: اسمت چیه؟گفتم: سعیده.گفت: زن من میشی؟گفتم: آره.نادر: گفت همه تون دیدید که سعیده خانم با من نامزد کرد.
مجید بنی فاطمه عزاداری شهادت امام جواد علیه السلام پنج شنبه 10 مرداد ماه 98
اعلام برنامه
سخنرانی:
حجت الاسلام و المسلمین سید عباس مطلق
مرثیه خوانی:
حاج سید مجید بنی فاطمهحاج ابوالفضل بختیاری
زمان:پنج شنبه ۱۰ مرداد ماه ۱۳۹۸ از نماز مغرب و عشا
مکان :اشرفی اصفهانی- باغ فیض- خیابان ۲۲ بهمنمجتمع فرهنگی مذهبی ریحانه الحسینمجنون یار
حس بهارهایی که بی تو می رسد کمتر از مرگ نیست.بهارِ بی باران، دل شیدا
را مجنون می کند. بهار هم بی تو حس غریبی دارد، شبیه دلتنگیِ هنگام رفتن
زمستان. و هر فصل که می آید و می رود،  یک سال اندوه ما مکرر می شود بی
تو.

این بهار هم می آید و باز اشک، تنها بهانه ای می شود برای دلتنگی ها و چشم
ها میزبانش. و تو ای تمام بهانه ی زندگی، باران شو و ببار از کرانه های
همیشه ابری آسمانِ غمگین دلم.
بگذار رگباری بی نهایت و صاعقه های بی تویی
ها مرا برساند به سر
در  سی سال پس از رحلت امام خمینی تلاشهای زیادی صورت گرفته است که یاد امام و نام امام کم‌رنگ شود.
واقعیّت این است که جاذبه‌ی امام نه فقط کاسته نشده است بلکه حتّی امتداد بیشتری هم پیدا کرده است.
سرّ این جاذبه چیست؟ این جاذبه‌ی بی‌نظیرِ امام بزرگوار ناشی از چیست؟
امام مختصّات شخصیّتی‌ای و موهبتهایی را دارا بود و خدا به او داده بود که
این مختصّات، این خصوصیّات در کمتر کسی در این حد جمع میشود.
امام این
خصوصیّات را داشت: انسانی بود شجاع، انسا
چند روز پیش دوستی که کارمند قراردادی وزارت نفت است از شرایط بد کاری و اختلاف فاحش و ناعادلانه  بین حقوق کارکنان قراردادی و رسمی شکایت می کرد. با او همدلی کردم و گفتم حقیقتا این اختلاف ناعادلانه است اما کسانی که ت گذاری می کنند اول منافع خود را در نظر می­گیرند. و بعد گفتم نه تنها این بی عدالتی غیر موجه است که اساسا همین اختلاف پرداخت بین وزارت نفت و مابقی سازمان ها نیز غیر موجه است. انتظار داشتم دوست عدالتخواه من نیز با من همدلی کند اما از
مدام بنشین حساب و کتاب کن،
سراغی از خودت نگیر، تا شاید یادت برود این روزها در خودت هم گم شدی.مگر گم شدن هم خبر می کند؟ رنگ و صدا هم که ندارد.تو از کجا میدانی گم نشده ای؟
سکوت نگار؛ که می شوی معلوم است اوضاع چندان خوب نیست. ب
از انگار، دست و دلت قدم می زند در کوچه های دلتنگی .
پیام می دهد صادقانه این است که، تنها آنچه می توان بگویمت به راستی ،به یادت هستم.
جوابی ندارم برایش؛ جز این که پیام بدهم برایش به این مضمون که: سپاس از این که بیاد کسی ه
یوسف ار عاشق شده، قطعاً زلیخا داشته
عاشقِ ، عاشق شده، پس تا جنون جا داشته
مهربانی، هر دو سر، دیوانگی ها رو به رو
گرکه دریا موج در خود . موج دریا داشته
دل سپردن های مجنون، گر هزاران هر نفس
صدهزاران دلبری، چشمان لیلا داشته

ابر گر اینگونه می بارد بدون چشم داشت
 گوشه چشمی بر دلِ دلخونِ صحرا داشته
تا نباشد از سوی چشمانِ معشوقان، کشش
کوشش عشّاق، حکمِ خواب و رویا داشته
واژه ها تکراری امّا ، حرف دل ها ، تازه است
آتش عشّاق را معشوقه برپا داشته         
دانلود مداحی جواد مقدم میترسم این چهل روزو دووم نیارم
3 شهریور 1395
نوحه شور
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحی
میترسم این چهل روزو دووم نیارم
سیصد و شصت و پنج روزه لحظه شمارم
خدا نکنه غلام سیات زنده نَمونه
نتونه امسال برا تو روضه بخونه
دیشب خواب سیاهی دیدم سیاهیِ روی کتیبه
یه کمی بو بکش دقیقا این بوی خوب عطر سیبه
صدایی که میرسه به گوشم صدا ناله ی اَمَن یُجیبه
متن مداحی میترسم این چهل روزو دووم نیارم جواد مقدم
تو که تا اینجا گذ
دانلود مداحی مجید بنی فاطمه دل بی تاب اومده
شب چهارم محرم 94هیئت ریحانه الحسیننوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیدل بی تاب اومدهچشم پر از آب اومدهاومده ماه عزالشكر ارباب اومدهلشكر مشكی پوشان های اربابشب همه شب می خونند نوحه برای اربابجان آقا سنه قربان آقاسید العطشان آقامتن مداحی دل بی تاب اومده مجید بنی فاطمهدل من در به درهدرمون دردش سفرهیك نفر نیست كه یه شبما رو زیارت ببرهدست ادب رو سینه های ارباببا ی
دانلود مداحی محمود کریمی ای علمدار من ای سپهدار من
عزاداری شب دهم محرم الحرام 92هیئت رایة العوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیای علمدار من ای سپهدار منبیا بریم به خیمه ها با منای علمدار منای سپه دار منبیا بریم خیمه ها با منساقی تشنه هاای یله کربلابیا بریم خیمه ها با منای علمدار منای سپه دار من بیا بریم خیمه ها با منمتن مداحی ای علمدار من ای سپهدار من محمود کریمیساقی تشنه هاای یله کربلابیا بریم خیمه ها با منای علمدا
یاد روزی افتادم که بی‌اختیار اشک ریختم. شنیدن تحلیل اوضاع موجود روی صندلی های "آب و آتش" که تهش ختم می‌شد به جنگ. دستام رو گذاشتم روی صورتم و به پهنای صورت گریه کردم. حالا هر بار که این آهنگ رو گوش می‌دم اون حسِ واقعی برام تداعی‌ می‌شه. خیال می‌کنم گاه و بی‌گاه بمبی می‌خوره وسط شهر. هر روز که بیدار می‌شم دونه دونه از "آدم" های زندگیم خبر می‌گیرم. گاهی یکیشون جواب نمی‌ده و اون آدم رو از لیست آدم‌های زندگیم پاک می‌کنم. به عشقی فکر میکنم که لی
تابستان است و داغی آسمان و زمین.آنقدر این روزهای درهم، مشغولیت ذهنی و فکری دست و پای آدم ها را گرفته که فراموش می کنند سری به هم بزنند. حتی فرصت مجازی این پیامک های گوشی و خط های همراه اول و دوم و غیره هم ناهمراه شده اند. و کسی دیگر حوصله ندارد سراغی از تو بگیرد. خودت هم حسِ پاسخ دادن به پیامک های درهم و برهم برخی مخاطبان را نداری.اصلا میان این همه انبوه خالی و پوچ دنیا دنبال جایی دنج برای خلوت با خودت می گردی.دوست داری جایی آرام تکیه کنی ب
دانلود مداحی مجید بنی فاطمه بنده ام بنده ولای توام
شهادت امام جواد علیه السلام 98حسینیه ی ریحانه الحسیننوحه پیش زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیبنده ام بنده ولای توامعاشق صحن با صفای توامتو جوادی من گدای توامیا جواد الائمه ادرکنیقامت خم شد زغم بار بلاحاجتم از تو باشه یا مولانجف و کاظمین و کربلایا جواد الائمه ادرکنیمتن مداحی بنده ام بنده ولای توام مجید بنی فاطمهای که از زهر خون شده جگرمبه تو و جد و مادر و پدرممن بیچاره مر
دانلود مداحی حسین سیب سرخی سر خم نمیکنم جز رو به پرچمت
هییت روضه العباس علیه السلام
جلسه هفتگی 29/4/98
نوحه شور
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحی
سر خم نمیکنم جز رو به پرچمت
بی تابم از الان واسه محرمت
با روضه رفتنم با گریه کردنم
حق داری گردنم سلطان کربلا
اربابی به خوبی شما ندیدم
دنیا رو به غیر کربلا ندیدم
من عشقی جز توی کربلا ندیدم
اربابم حسین حسین عزیز زهرا 
 
متن مداحی سر خم نمیکنم جز رو به پرچمت حسین سیب سرخی
 
رو میز
تا که پرسیدم ز قلبم عشق چیستدر جوابم اینچنین گفت و گریستلیلی و مجنون فقط افسانه‌اندعشق در دست حسین بن علیستسعی کن حرص و طمع خانه خرابت نکندغافل از واقعه روز حسابت نکندای که دم می‌زنی از عشق حسین بن علیآنچنان باش که ارباب جوابت نکند
سایت علمی فرهنگی تحلیلی ظفرمند 
دانلود مداحی جواد مقدم کرب و بلا غروب شده بارون می باره
جلسات هفتگی 92نوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیکرب و بلا غروب شده بارون می بارهکوچه ی مان خیس است دوبارهکرب و بلا چه سِرّیه بازم جامانده اَممن چه شب هایی را با اشک به صُبح رشاندممن را شکسته است بالی بده به قلبم حالیدور ضریحت غوغا جای من امشب خالیحرم غروب کرب و بلا خوا خوب هر شبمحرم پُر از برو و بیا خواب خوب هر شبمحرم ضریخ کبوتر ها خواب خوب هر شبمبه اسم تو قسم
پدر چیز عجیبی است سه حرف است اما سرشار از عشق است  .                                                                          
نمیدانم دیگر اورا چه به نامم مجنون؟یا منجی؟ 
 هرچه فکر میکنم می بینم انقدر این سه حرف پر از داستان های بی نهایت است:) پر از بی نهایتی که مغز کوچک  من قادر به درک آن نیستشاید باید اورا منجی بنامم زیرا زمانی که من خود را زیر پوست  این شهرسیاه  گم کرده بودم مرا در آغوش گرفت :)
چه کسی میداند شاید او با خدا زیر آسمان پر ستا
دانلود مداحی محمود کریمی دیگه واسه چی بمونم
محرم 92نوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیدیگه واسه چی بمونم حالا که تو بی سپاهیتو رگام می جوشه خونم حالا که تو قتله گاهیمن عازم میدونم نمی تونم که بمونمخودمو تو گودال به عمو جونم می رسونمضربان قلب من یا حسن یا حسینآسمونا هم میگن یا حسن یا حسینعمو حسین عمو حسین ببین بریده نفسمعمو حسین عمو حسین زنده بمون تا برسممتن مداحی دیگه واسه چی بمونم محمود کریمییه تنه زدی به میدون پسر تو
دانلود مداحی جواد مقدم حرز اسم زیبات همیشه همرامه
شهادت امام جواد علیه السلام 97نوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیحرز اسم زیبات همیشه همرامهجونمو بدم پات آره از خدامهخوب و دیدنیه لحظه ی رسیدنتو حرم تموم دنیا زیر پامهزائرای محترمتو عشقه مهربونی و کرمتو عشقههمه جاش بوی مشهدو میده گوشه گوشه ی حرمتو عشقهعالم میدونه باب المرادی أنا البخیل و أنت الجوادیآقای مظلوم آقای مظلوممتن مداحی حرز اسم زیبات همیشه همرامه جواد مقدمش
دانلود مداحی حسین سیب سرخی دلم بی تابه واسه محرمت5 مرداد 98هیئت روضة العباس علیه السلامنوحه شور
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیدلم بی تابه واسه محرمتدلم بی تابه با خیال حرمتدلم بی تابه بمیرم برا غمتدلم بی تابهدلم میگیره همه شب برای تودلم میگیره واسه کربلای تودلم میگیره توی روضه های تودلم میگیره دلم نگرون شب اولمنزار بیوفته اسمم از قلمتموم سالو مثل اربعینت کنار مقتلمالسلام علی یا سید الشهدا یا سید الشهدا یا سید الشهد
یک
هیولای قلدر قوی درونم خانه کرده است. روی پره‌های روح و روانم. نمی‌دانم کی و کجا
آمد. عاجزم کرده است. دست و پایم را. غمگینم کرده است. و غمش یک‌طوری است که دیگر
به بی‌تفاوتی رسانده من را. از بی‌تفاوتی غم نمی‌خورم. چنان عمیق و ریشه‌دار دل‌شکسته
هستم که از حجم آوارش رام شده‌ام حتی. رومیزی را مرتب می‌کنم. زیر کتری را روشن می‌کنم.
مخلوط پیاز و گوشت و جعفری را توی خمیر لوله می‌کنم. به گلدان‌ها نگاه می‌کنم. و اشک
می‌ریزم. به هیجان نمی‌آیم. آن ج
دانلود مداحی جواد مقدم دلم هواییه هوای کربلا
شب ۱ صفر 97نوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیدلم هوائیه هوای کربلاهوای روضه تو شبای کربلابا روضه جاریه دوباره زندگیتا اینکه دق کنم برای کربلادلم گرفته زندگیمو زیر و رو کنواسم یه زندگی تازه رو شروع کنتو بهترینارو برا من آرزو کنتو بهترین رفیقمی چقدر کریمیاجازه دادی که باهات بشم صمیمیرفاقتم با تو داره میشه قدیمیحسین من حسین من ای نور عین من
متن مداحی دلم هوائیه هوای کربلا جو
دانلود مداحی جواد مقدم بابا ببین به دام غصه ها اسیرم
شهادت امام جواد (ع) 95هیات بین الحرمین تهراننوحه واحد
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیبابا ببین به دام غصه ها اسیرمرو خاک حجره سر میذارم و میمیرمجوونم اما داغ زهرا کرده پیرمزهر جفا آتیش زده بال و پرم روهی زیر لب صدا میکردم مادرم رومیکشیدن رو خاک حجره پیکرم روسوز زهر کینه به قلب من نشستهراه نفس رو بسته خیلی دلم شکسته
متن مداحی بابا ببین به دام غصه ها اسیرم جواد مقدم
میسوزه تمو
حضرت امیر علیه السلام درباره تبلیغ بی‌اثر می‌فرمایند:
 آن که مردم را به خدا خواند و خود به کار نپردازد، چون تیرافکنى است که از کمان بى زه تیر اندازد.
کسی که مردم را به کاری تشویق و دعوت می‌کند اما خودش عمل نمی‌کند، مثل فرد تیراندازی که تیر در چلّه کمان بدون زه انداخته و تلاش بیهوده می‌کند. چنین تیری اصلا مقدمه و رکن اصلی رسیدن به هدف را ندارد. تیر حیران و سرگردان جلوی پای تیرافکن می‌افتد و هیچ اثری هم ندارد.
 مثل پدری که دائم پسرش را به نماز
دانلود مداحی مجید بنی فاطمه غریب و تنها نیمه جونه
شهادت امام جواد (ع) ۱۳۹۷نوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحی
غریب و تنها نیمه جونه
آسمونم روضه خونه
اشک چشم هاش مثل بارونه
روی خاکا سر میزاره
هیچ کس رو اینجا نداره
بی حبیبه حتی تو خونه
روی خاک حجره دلش گرفته از این زمونه
من براش بمیرم سنی نداره هنوز جوونه
شبا و روزاش تاره امون ای دل امون ای دل
چه حال زاری داره امون ای دل امون ای دل
هلهله کردن نانجیبا
ناله میزد وا غریبا
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="AutoStart" value="False">


دریافتحجم: 6.75 مگابایت
تو دل بارون
زیارت نامه میخونه دل مجنون
با لب اذن دخوله تا توی ایوون
طلای تو
از دلم یه پل تا دیار تو میزنم همیشه
ادامه مطلب
احتمالا شما هم تو زندگیتون تا حالا منتظر یه نشونه برای حرکت به سمت چیزی که می‌خواید بودید یا اینکه خبری از جانب غیب بهتون بیاد که شما راهنمایی کنه که چطور بهتر قدم بردارید. معمولاً وقتی که آدم‌ها در تنگنا قرار بگیرند این حس نیاز بیشتر سراغشون میاد. ذهن آدم‌ یه مقدار تنبله و علاقه نداره که خودش رو درگیر تحلیل‌های پیچیده بکنه و گاهی هم می‌دونه که تصمیمش اشتباه یا پر ریسک هست امّا احساسش می‌خواد که این کار رو انجام بده. پس چی بهتر از این که ی
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="AutoStart" value="False">


دریافتحجم: 8.35 مگابایت
خود من بدرقت کردم عزیزم
خودم بندای پوتینتو بستم
همونجا فهمیدم شهید میشی
که ظرف آب افتاد از دستم
ادامه مطلب
 


دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد
چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد
آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت


آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد


اشک من رنگ شفق یافت ز بی‌مهری یار

طالع بی‌شفقت بین که در این کار چه کرد


برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر

وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد


ساقیا جام می‌ام ده که نگارنده غیب

نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد


آن که پرنقش زد این دایره مینایی

کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد


فکر عشق آتش غم در دل ح
ما در ره عشق تو اسیران بلاییم کس نیست چنین عاشق بیچاره که ماییم بر ما نظری کن که در این شهر غریبیم بر ما کرمی کن که در این شهر گداییم زهدی نه که در کنج مناجات نشینیم وجدی نه که در گرد خرابات برآییم نه اهل صلاحیم و نه مستان خرابیم اینجا نه و آنجا نه که گوییم کجاییم حلاج وشانیم که از دار نترسیم مجنون صفتانیم که در عشق خداییم ترسیدن ما چونکه هم از بیم بلا بود اکنون ز چه ترسیم که در عین بلاییم ما را به تو سِرّیست که کس محرم آن نیست گر سَر برود سِرّ
شب میلاد شمس الشموس علی بن‌ موسی الرضا ع
نوکر‌ که باشی از‌ کریمان زر نمی خواهی
مستِ نگاهِ یاری و ساغر نمی خواهی 
مجنون که باشی غیرِ لیلا را نمی بینی 
غیر از مجالِ عاشقی دیگر نمیخواهی
وقتی که جَلدِ بامِ اربابِ خودت باشی
بالت اگر بشکست روزی، پر نمی خواهی 
در صحن ‌گوهرشاد باشی خوب میفهمی
با عشق آقا شادی و گوهر نمی خواهی 
تیر محبت را به جان خواهی خرید آری
در کارزار عاشقان ، سنگر نمی خواهی
سجاد نوبختی
معشوق پاییزی من، سلام!
حال که این نامه را می‌خوانی من احتمالا در اتاقِ کار کوچکم، در کلبه‌ای زمستانی وسطِ آنگلبرگ، روی صندلی راحتی‌ام لم‌ داده‌ام، به تو فکر می‌کنم و برای صدمین بار "آیدای بی‌شاملو"یم را می‌خوانم و با تک‌تکِ جملاتش جنبش زندگی را در شریان‌هایم احساس می‌کنم!
راستی امروز چند شنبه است؟ ما حالا در کدام ورق تاریخ ایستاده‌ایم؟ چند تار موی سیاهِ یادگار روزهای جوانی بر سرمان باقی مانده؟ چند زمستان از نوشتن این نامه سپری شده ت
دوست داشتم عاشقِ اون دخترِ مو مشکی بشم ، بدونِ این که بفهمه، بدون این که یه ذره حس کنه
هرشب ساعتِ ۸ تنهایی میومد کافه و میشِست اون کنج و شروع میکرد به نوشتن.
موقعی که سرش پایین بود موهای مجعدش مثلِ درختِ بیدِ مجنون آویزون میشد و کلی به دلبریش اضافه میکرد
هرسری خودم میرفتم سفارشِش رو میگرفتم،یه قهوه ترک سفارش همیشگیش بود
همیشه هم قهوه اش سرد میشد و بدون این که لب بزنه به قهوه،بلند میشد میرفت
چشماش شده بود تمومِ دلخوشیم و هرشب به امید این که چش
 
زخم های بی بهبود
برمی
خواست هلهله
در
میان سرد خیان های شهر
با
دست و دهانی کف آلود
خنده
هایی سرمست
بوق
هایی بی خبر!
صدایی
آمد
و
دوید
میان
جرزهای خانه تب دار پدر
"مرگ
بر جنگ
نفرین
بر تفنگ
سلام
بر اُنس
درود
بر دلار"
و زنی
که آواز می داد
"راه
لاس وگاس از فردو می گذرد"
مردی
که نفیر زد
"تاریخ
به احترام دیپلمات ایستاده خواهد بود"
پدر
را
طوفان
آهی افتاد
آهسته
آهسته
خون
بغض هایش را خورد
امواج
دردهایش را
از پهلویی
به پهلویی برد
زیر
لب با تشنج گفت:
"صدای
تانک
دل روشنی دارم ای عشق صدایم کن از هر کجا می توانیصدا کن مرا از صدف های بارانصدا کن مرا از گلوگاه سبز شکفتنصدایم کن از خلوت خاطرات پرستو
بگو پشت پرواز مرغان عاشقچه رازی استبگو با کدامین نفسمی توان تا کبوتر سفر کرد؟بگو با کدامین افقمی توان تا شقایق خطر کرد؟ 

مرا می شناسی تو ای عشق من از آشنایان احساس آبمو همسایه ام مهربانی است و طوفان یک گلمرا زیرورو کرد 
پرم از عبور پرستوصدای صنوبر،سلام سپیدار پرم از شکیب و شکوه درختانو در من تپش های قلب عل
به نظرم بچه‌ها موجودات عجیب الخلقه‌ای هستند، موجوداتی که نه معنی گرما را درک می‌کنند و نه سرما!
بچه که بودیم تابستان‌های گرم تیر و مرداد و شهریور که از مدرسه فارغ می شدیم با بقیه‌ی هم سن و سال‌ها وسط کوچه بازی می‌کردیم، اکثریت بچه‌های هم سن و سال من پسر بودند، از این سر کوچه بگیر تا آن سرش شش تا هفت پسر ریز و درشت بودند که فاصله‌ی سنی‌شان با من بین ۱ تا ۳ سال بود پس به ناچار من هم به جای خاله‌بازی و عروسک‌بازی‌های‌هر روزه هم‌بازی پسرها
هلاک شد

قاتل خورشید

 درسحرگاه  تموز

 ظل  آن ماذنه ی بید رشید.

 به خاک شد

شیشه ی احوال شراب  

درخم  اندر خم گیسوی شبان آذر

 واقع در دشت تب وتاب شباب

بعد از آن مویه ی مرداد

 که به دنباله  ی معشوق

دویدم نرسیدم

به سر وعده ی مسبوق

تو به دنبال هلال مهتاب

من به پی جویی آب وآداب

در سپیده دم  شش گوشه ی ماه  آذر  

تا رسیدیم به آفاق سحاب ارباب

در شب چهارده بهمن شیرین دهنان   

بازگشتم به همراه تو و رایحه ی وقت اذان

خبرازحاشیه ی ماه دی وصحنه ی خرداد
روزی که بعد از ده سال کشمکش وارد خانه‌مان شدیم، این صحنه، حالیمان کرد که برای نفس راحت کشیدن خیلی زود ست!

خانه هیچ شباهتی به خانۀ تازه عروس‌ها نداشت. به غیر از یخچال و گاز و ماشین لباس‌شویی و جاروبرقی و چند تا قابلمه و چند خرده‌ریز، هیچ‌چیز دیگری هم نداشتیم و همۀ این کارتن‌ها کتاب و لوازم شخصی من بود. این "چیزِ زیادی نداشتن"، آخرین اثرات ترکش ده سال کشمکش ماجرای ازدواج ما بود. ولی ما خیلی راضی بودیم. دست به‌کار شدیم. دیوارها را رنگ زدیم، ک
یادتان هست؟ یکی از بازی های بچگی ما همین بازی از سر نو غزل خانوم بود. الآن که غرق در عوالم مدرنیته و تکنولوژی و عصر جدید شده ایم یادم نیست روال کار دقیقا چگونه بود و مراحل بازی چطور انجام می شدند. ولی یادم هست که هر بازی ما قواعد و اصول خودش را داشت. آخ! عاشق بازی خر-پلیس بودم! بعضی وقتها چنین با غیظ روی هم می پریدیم که آخر شب که به خانه برمیگشتیم و از توی کوچه ها جمع می شدیم کت و کول برامان نمی ماند، ولی مثل کسانی که دنیا را فتح کرده اند خوشحال بود
دانلود آهنگ جدید فرهاد داروغه یاراDownload New Music Farhad Daroghe Yara
آهنگ فرهاد داروغه بنام یارا
مجنون شدم ای یار جادو شدم انگار از عشق تو آواره ی هر سو شدم ای یار
ترانه : آرش تغاتی  +  ملودی : ایمان یمینی . پیمان عدالت
تنظیم . میکس و مسترینگ : آرش آزاد  + گیتار : مجتبی تقی پور  +  موزیک : پیمان عدالت

ادامه مطلب
بعدها تاریخ می‌گوید که چشمانت چه کرد؟            با منِ تنهاتر از ستار خانِ بی سپاه!
جام جهانی چشم هایت به میزبانی حصارِ آغوشت در حالِ برگزاری است و من تنها راه یافته به مرحله ی نهایی این مسابقاتِ ناعادلانه ام. منی که باید با دستِ خالی در مقابلِ چشمانِ سیاهِ عاشق کُشَت مقاومت کنم.به یاد دارم که در مراحل قبل چگونه حریفان را مغلوب کردی و حال دلهره ی مواجه شدن با دو منبع آرامشی که آشوب گرانی قهارند سراپایم را فرا گرفته است. میدانی، آخر حکم چشمانت
اگه علی خدا نیست بگید خدای ما کیست


اگه
علی خدا نیست بگید خدای ما کیست
دیگه
ساقی به غیر از علی شیر خدا کیست
بزن
جام و بریز مِی که دل یاغیه امشب
در
مِیکده باز و علی ساقیه امشب
هوای
تو دلم رو زد و دیوونه تر کرد
حالا
باید چجوری با دوری تو سر کرد
مِی
و جام و طهورا زیر ناودون طلاته
در
مِیخونه ی عشق جلو ایوون طلاته
زدم
دلو شکستم یه قلب دیگه ساختم
یه
روز به ساقی گفتم به تو قلبمو باختم
اگه
رِندم و مستم یه عمره دوره گردم
هزار
دفعه پریدم دوباره برمیگردم
به
در حالی که غروب شده بود و منتظرش بودم و هی نگاهم به ساعت آشپزخونه بود از صندلی روی میز رها شدم و خودم به کتری جوش رسوندم که یه ماگ قهوه درست کنم.پنجره چوبی آشپزخونه باز بود و عطر شمعدونی هایی که بهار باز شده بودن رو داشتن سومین ماه بهار رو طی میکردن به شمامم میخورد .دمپایی که رو سرامیک آشپزخونهصدا میکرد هدیه ای بود خودش تو سفری نزدیک کاری برام آورده بود.لباسم رو خودم ودخته بودم گلی گلی بود نازک و با نسیمی که دم غروب خودشو تو آشپزخونه مهمون کرده
عکس پروفایل پدر فوت شده
حسرتهایی هست که هیچ گاه از دل بیرون نمیروند
نبودنهایی هست که با هیچ بودنی جایشان پر نمیشود.
مثل حسرت نداشتن پدر
مثل جای خالی پدر
عکس نوشته فوت پدر برای پروفایل با متن غمگین
چه غم انگیز است گذراندن دقایق بدون حضور تو پدر
حرفهام رو میشنوی ؟
بغض نبودنت هیچ جا خالی نخواهد شد
حتی اگر از چشای ناقابلم خون بباره
عکس نوشته پدر فوت شده + متن های زیبا
چه سخت است در دل گریستن
و سخنی بر زبان نراندن
چه سخت است بدون او زیستن
و چهره پرمه
شهید محمد ابراهیم همت
محمد ابراهیم همت، در ۱۲ فرودین ۱۳۳۴ در شهرضا دیده به جهان
گشود. دوران تحصیل خود را در زادگاهش گذراند. وی در سال ۱۳۵۲ پس از اخذ دیپلم با
نمرات عالی، وارد دانشسرای اصفهان شد. محمد ابراهیم، پس از دریافت مدرک تحصیلی به
سربازی رفت ودر این دوران با برخی جوانان انقلابی و مخالف رژیم شاه آشنا شد.
محمد ابراهیم همت پس از پایان دوره سربازی، در روستاهای
زادگاهش، مشغول تدریس شد و در همین زمان با تعدادی متعهد و انقلابی ارتباط
پ
توضیحات


 
شاید برای شما جالب باشد که مشکلات و دغدغه هایی برای افراد عینکی وجود دارد که یک فرد بدون عینک اصلاً به آنها توجه هم نمیکند.
مثلاً تصور کنید یک ساعت تمام، همه خانه را به دنبال عینکتان می گردید و دست آخر متوجه می شوید که روی سرتان قرار دارد، آن وقت دوست دارید یک داد از ته دل بکشید.
شعر طنز عینکی از همایون علیدوستی تقدیم به همه عینکی های عزیز:
 
هر کجا پا می نهی اینجا و آنجا عینکیمی رسد پیوسته از پایین و بال
توضیحات

 
شاید برای شما جالب باشد که مشکلات و دغدغه هایی برای افراد عینکی وجود دارد که یک فرد بدون عینک اصلاً به آنها توجه هم نمیکند.
مثلاً تصور کنید یک ساعت تمام، همه خانه را به دنبال عینکتان می گردید و دست آخر متوجه می شوید که روی سرتان قرار دارد، آن وقت دوست دارید یک داد از ته دل بکشید.
شعر طنز عینکی از همایون علیدوستی تقدیم به همه عینکی های عزیز:
 
هر کجا پا می نهی اینجا و آنجا عینکیمی رسد پیوسته از پایین و بالا عینکی
در خیابان یا اداره
دریافتحجم: 94.5 کیلوبایت
دریافت
شهید محمد ابراهیم همت

محمد ابراهیم همت، در ۱۲ فرودین ۱۳۳۴ در شهرضا دیده به جهان
گشود. دوران تحصیل خود را در زادگاهش گذراند. وی در سال ۱۳۵۲ پس از اخذ دیپلم با
نمرات عالی، وارد دانشسرای اصفهان شد. محمد ابراهیم، پس از دریافت مدرک تحصیلی به
سربازی رفت ودر این دوران با برخی جوانان انقلابی و مخالف رژیم شاه آشنا شد.

محمد ابراهیم همت پس از پایان دوره سربازی، در روستاهای
زادگاهش، مشغول تدریس شد و در همین زمان با تعدادی
انسان ذاتا در فضا زندگی می کند در فضا تصور می کند و در فضای خیالی سیر
می کند، فضا بخشی از وجود انسان است که لاجرم خاطرات و حتا احساسات را با خود حفظ
می کند. اما همانطورکه  فضای انسانی با
خاطرات و احساسات ممزوج می شود انسان به آسانی برای احساسات نیز فضا می آفریند. بدین
سبب گویندگان شهر را می توان معمار دانست.
 
دو بیت از (حافظ) :
 
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

 آیا
بود که گوشه چشمی به ماکنند . . .
و
طربسرای محبت کنون شود معمور

 که
طاق ابروی یار من
دیروز عصر محمد و عطیه اومدن ملاقات بابا و من با دیدن حلقه های توی دستشون کلیییی ذوق کردم و روحیه م عوض شد.از عقدشون پرسیدم. یه کم گله داشتن از بعضی کارای بزرگترا. خندیدم و یه حرفایی تو جوابشون گفتم که به تجربه توی زندگی خودم بدست اومده. گفتم توی تعاملات با خونواده ها حواستون باشه که همسرتون آدم بَده نشه. یعنی اگه قراره موضوع پرتنشی به خونواده دختر گفته بشه ، این حرفو خود دختر باید بزنه و پسر نباید وجاهتش از بین بره. و بالعکس اگه مثلا قراره به ما
.
چهارشنبه بیست و نه خرداد:
بعد نهار بابام اومد دنبالمون،من و جوجه رو برد خونشون.میگه گرمه بی کولر برای چی خونه میمونی. اما من که نمیتونم هر روز چون گرمه برم این ور اونور.
خلاصه رفتم و جوجه که بازی کرد و یه کم گپ و گفت کردیم و فلان،همه خوابیدن. بعد خواهرم و شوهرش زنگ زدن و اعصابم بعد حرفامون داغون شد.
 بعدش منم دوچرخه رو برداشتم و زدم بیرون. خونه بابا یه دوچرخه ی قدیمی هست.یعنی کی بشه یهو از حرکت بایسته آدم با مخ بره زمین نمیدونم.  همونو برداشت
بخشی از فصل سوم :
برای کوهن معنی واژه‌ها
به طور بی‌وقفه در حال تغییر است. شما به مجموعه‌ای از معانی کاملا متفاوت دست می‌یابید،
اما از این تغییر آگاه نمی‌شوید. چون معانی در دسترس شما نیستند. برای من این یک کابوس
است، یک کابوس واقعی. مثل یکی از نمونه‌های دوزخی در آثار جورج لوئیس بورگس است. در
واقع، کوهن شبیه یک نمونة معیوب از نمونه‌های بورگس است: نمونه‌ای بدون افسون، بدون
طنز، بدون بازیگری.


بورگس در "کتابخانة
بابل[1]"،
در مورد "کتابخانة تب‌
وقتی زندگی آن روی خودش را نشانت می‌دهد، تازه می‌توانی خود را واضح‌تر از هر زمان ممکن ببینی. می‌بینی که روز به روز در منگنه‌اش فشرده‌تر می‌شوی. تو گویی این فشردگی بسط‌ات می‌دهد. نمی‌دانم شاید الان دارم اینگونه شعار می‌دهم و آن روزها به این مسأله حتی فکر هم نمی‌کردم.
دو ماه گذشته برایم بسیار سخت و جانفرسا بود. تصمیمی گرفته بودم که تا به اینجای عمرم بی‌سابقه بود؛ تصمیم بر ویران کردن تمام پل‌های پشت سر. حالا که از دور نگاه می‌کنم، می‌بی
عاشورا،
از قرائت ی تا عاطفی

هیچ واقعه ای در تاریخ تشیع پر رنگ تر و موثر تر و
راهبردی تر از واقعه عاشورا نبوده است. دایره این تأثیر چنان بوده است که هیچ
تحولی در جامعه شیعیان رخ نداده و یا هیچجنبش اصلاح گرانه ای شکل نگرفته، مگر
اینکه تمسک به واقعه عاشورا جزء جدایی ناپذیر آن بوده است.
در تمامی طول تاریخ تشیع، واقعه عاشورا با محوریت
شهادت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام فصل مشترک تمامی جریان های شیعی بوده
است چنان که نه تنها هیچ کدام از
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب