نتایج پست ها برای عبارت :

دلم برات پر میزنه به سیم آخر می زنه از فرشاد آزادی

دانلود آهنگ جدید فرشاد پیکسل به نام دریا
Download New Music From Farshad Pixel - Darya
به زودی.
 
دانلود آهنگ جدید فرشاد پیکسل به نام دریا
دانلود آهنگ جدید فرشاد پیکسل به نام دریا با دو کیفیت 128 و 320
برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنید.
ادامه مطلب
1-خوب با دکتره صحبت کردم بعد خانوم دکتر  ميگه نه
اصلا به تو چه من دارم با دکتر خودش حرف ميزنم چرا کاری ميکنی که نشه ؟؟؟
یه جور حرف ميزنه که انگار آقای دکتر شوهرشه ،،،وای آقای دکتر شما که نیستین :/ 
حالا دکتر راضی خانوم دکتر ناراضی :| 
آخرش نشد :|||
من تموم تلاشمو کردم نشد :((
و به این ميرسم که جایگاهت همينه !!!!
#یکمي دلت به حال مریض بسوزه
2- داخل فروشگاه داشتم تنقلات مي خریدم یه پسر بچه 6 الی 7 ساله اومد و رفت یه دونه از اون شکلات هایی که ميریزن داخل شی
چخوف یه معلم نیست نميخواد چیزی رو که نميدونستی بهت درس بده* یا چیزی رو باهات در ميون بذاره که هیچکی تا حالا  نگفته ،ولی یه رفیق ِ همدرده! دستش رو مي ندازه دور گردنت و باهات همدردی ميکنه و حتی گاهی اگه خوب به داستاناش دل بدی ميتونی صدای گریه هاشو بر درد های مشترکتون بشنوی . 
*اصلا اگه درد ها و حرف های اصلی ای که ميگه رو تا قبل این نچشیده باشی داستاناش برات یه مشت مزخرف ميشن و مطلقا فایده ای برات ندارن اما اگه باهاشون جان آشنا باشی.
من چجوری قربون مامانی که ساعت۱۱شب زنگ ميزنه ميگه تو تلگرام خوندم امشب ساعت ۱۲ونیم تا ۳ونیم یه سری امواج مياد،گوشیت رو خاموش کن و از خودت دور بذار که چیزیت نشه،نشم؟
اون لحظه فقط یه لبخند شیرین زدم و تو دلم قربون صدقش رفتم،بهش گفتم نه مامان خودتو نگران نکن،اینا شایعه است:)
آخه چجوری برای بابایی که زنگ ميزنه ميگه ميخوام برات گوشت بخرم بیارم، از اونجا گوشت نخر چون قصابی آشنا نیست ممکنه گوشت بد بهت بده، نميرم؟
چطوری دوری داداشی رو که ميذاره از و
پادکست های زیادی هستند که ارزش گوش کردن دارند، فهرست برخی از آنها که خودم دنبال مي کنم را با افتخار تقدیمتان مي کنم:
1) در پادکست  بی پلاس» ، علی بندری خلاصه کتاب‌های معروف غیرداستانی را به زبانی دلنشین روایت مي کند.
2) در پادکست  10صبح» ، ميثم زرگرپور و اميد اخوان در قالب گپ و گفتی بداهه، تجربیات خود از دنیای استارت آپی را در اختیار شنوندگان مي گذارند، مصاحبه های خیلی خوبی هم با کوفاندرهای برخی استارت آپهای موفق انجام داده اند که شنیدنی است
آی‌اسپورت- تصاویر بازی
پرسپولیس و گسترش فولاد، در کنار همه زدوخوردهای معمول فوتبال، سرشار بود
از لحظه‌­های غیرورزشی. لحظه‌­هایی که باز دشنام‌­های زهرآگین تماشاگران
فضا را مسموم کرد. وقتی که فرشاد احمدزاده موقع خروج از زمين، مقابل
همشهریانش که گوشه‌­ای نشسته بودند انگشت را تا مقابل لب‌­ها بالا آورد تا
ساکت­شان کند. وقتی که فیروز کریمي به دوربین تلویزیون حمله کرد. دوربینی
که منتظر بود تا تصاویری از دست به یقه شدن کریمي با داور را شک
یه موقع هایی خدا به زور بغلت ميکنه
تو گریه ميکنی
ميگی: نميام .منو بذار زمينميگم بذارم زمين
نميذاره
ورت ميداره با خودش ميبرتت 
توی بغلش دست و پا ميزنی 
ميگی: ولم کن ميگم ميگم نميام
ولت نميکنه
عینهو بچه ها لج بازی ميکنی،نق ميزنی، دری وری ميگی
لبخند ميزنه بهت
بعدش که یکم ميگذره تازه ميفهمي چیکار کرده برات
خیلی کیف ميده .خیلی . وقتی ميفهمي انقدر حواسش بهت هست.
خندم گرفته از خودم.
از بچه بازیام.
 
 
 
هیچوقت هیچکس و تو ذهنتون بزرگ نکنید
و تمام محبتتون و پای کسی نریزید
و فکر نکنید اون بهترینِ!
چون وقتی که توقعش و نداری گند ميزنه به تمام باورهات. 
پس وسط همه دوست داشتن هات توقع یه رفتار غیرباور هم ازش داشته باش
اینجوری نه اون ادم انقدر برات بزرگ ميشه نه خودت انقدر زجر ميکشی
اینجور موقع ها یاد ایه قران ميفتم. 
خدا تو یه سینه دوتا قلب قرار نداده
این دل فقط حریم خداست 
ورود افراد متفرقه اکیدا ممنوع
هرکس هم اومد نباید زیاد دوسش داشته باشم
دانلود آهنگ متاسفم برات ای دل ساده از محسن چاوشی

آهنگ غمگین و احساسی از محسن چاوشی اجرای بیادماندنی متاسفم برات

متن آهنگ متاسفم برات + دانلود

کوله بار آرزوهات روی دوشت

تا کجاها رفتی با پای پیاده

رفتی و به هرچی خواستی نرسیدی

متاسفم برات ای دل ساده





یک استکان چای داغ
من به تو وصلم به دوتا چشات وابسته م به کسی جز تو اگه نگاه کنم پستم
تو فقط بخند دستتو بگیر جلو لبات بخند تا من ذوق کنم برات همش نیم ساعته نیستی زد به سرم هوات
بخند دستتو بگیر جلو لبات بخند تا من ذوق کنم برات همش نیم ساعته نیستی زد به سرم هوات
 
خوبه خوبه خوبه خوبه خوبم با توام نميگیره کسی که واسه من جاتو خودت ميدونی ميگم یا هیشکی یا تو
تو فقط بخند دستتو بگیر جلو لبات بخند تا من ذوق کنم برات همش نیم ساعته نیستی زد به سرم هوات
بخند دستتو بگیر جل
بَراتِ آزادي را به دردمندان مي دهند.
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمي باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه مي باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
دانلود فایل صوتی بَراتِ آزادي از سلسله مباحث شرح مثنوی معنوی
علامه حميد رضا مروجی سبزواری
ميگه : مامان دلم برات تنگ ميشه
ميگم منم دلم برات تنگ ميشه عزیزم
ميخنده و با شیطنت ميگه پس نرووووو
راحت ترین و بهترین راه حل
نان برداشتم و داشتم پنیر ميذاشتم ک دید با همون ناراحتی توی صداش از رفتنم و همون چند قطره اشکی ک هنوز خشک نشده بود گفت: مامان شما برو اونجا ساندویچ بخرید بخورید تا گرسنه نمونیداااا (دقیقا افعال را جمع ب کار ميبرد )
چند روزیه روی بازوش ی دونه کوچولو زده؛ با خوشحالی فراوان ب همه ميگه جووووش زدممممم دارم بزرگگگگ ميشمممم. چند ر
یهو به خودت مي‌آی و مي‌بینی که این حال رو هر سال همين موقع داری تجربه مي‌کنی؛ همين که شبیه شوق و دلهرۀ ضعیفه. هر شب یلدا، وقت فال گرفتن که مي‌رسه، مي‌آد سراغت. هر سال هم دست خالی بر مي‌گرده. یهو به خودت مي‌آی و مي‌گی من که به فال و این چیزها اعتقاد ندارم پس برای چی باید فال بگیرم؟ چرا باید دل به این دلهرۀ بی‌حاصل بدم وقتی مي‌دونم که دیگه مطلع شهریست پر حریفان.» نمي‌آد. و باز به خودت مي‌آی و مي‌بینی که دیوان حافظ رو کسی به دست گرفته که تا
خلاصه فایل لیبرالیسم
Knowledge about لیبرالیسم that increases your information.
آیا دنبال خلاصه فایل لیبرالیسم ميگردید؟
You can download the file لیبرالیسم securely and easily from this site.
آیا در این پیج از وبسایت لیست مقالات پیرامون لیبرالیسم وجود دارد تا آن ها را مطالعه نمایم؟
Attention! To buy لیبرالیسم you need your second bank card.
لینک دانلود لیبرالیسم
نگران پیدا کردن مطلب درمورد لیبرالیسم نباشید. کافیست روی خرید کلیک کنید.
اگر ميخواهید لیبرالیسم را بخرید بروی دکمه خرید فایل کلیک کنید.
هدف م
ای مرگ بر این ساعت بی هم بودن ای تف به جهان تا ابد غم بودم. خاطراتت عجیب شخم ميزنه زندگی منوکم بودی ولی عميیییقبه قول خودت لیرشو در اوردیماین همه خاطره یه طرف منم تنها هم یه طرف دیگهراستی زیاد از این جمله ها شنیدیا نه؟ فکر کنم دیگه برات عادیو بی معنی شده باشن چون خیلیا تو رو دوس دارناما من فرق داشتم مطمعنم فرق داشتم، چون دلی و با همه وجودم دوست داشتمو قوانین رو خوب ميدونستم، اولش خیلی خوب و اخرشم خیلی بدراستی بهم گفتی سر کاری، ميشه لطفا بگ
دانلود اهنگ محسن لرستانی خیانت کردی ابروم بردی
محسن لرستانی خیانت کردی آبروم بردی
اهنگ کردی خیانت کردی ابروم بردی
اهنگ کرمانشاهی خیانت کردی ابروم بردی

اهنگ خیانت کردی ابروم بردی فرشاد ازادی
دانلود اهنگ سوزیا از غلامياری
خیانت کردی ابروم بردی مسعود جلیلیان
دانلود آهنگ محسن لرستانی ظالم
هیچ کس خانه نیست. تنها، روی مبل در اتاقم نشسته ام. موسیقی های عربی ام را پخش کرده ام و تلاش مي کنم به پایان نامه فکر نکنم. به خودم مي گویم جهان چه جای مسخره ای است؛ دقیقاً لحظاتی که به ناجی احتیاج داری این را به تو مي فهماند که هیچ ناجی ای در کار نیست. هیچ معجزه و خوابی وجود ندارد که راه درست را به تو نشان دهد. تو مانده ای بین هزاران تصميمي که باید بگیری. باید انتخاب کنی و هر انتخابی آینده ات را عوض مي کند. هر انتخابی به چیزی نزدیک ترت مي کند و از چیز
بعضی‌ چیزها از دور قشنگه!
اینقدر خواستنی که همه هوش و حواست رو ميبره؛
اما وقتی‌ نزدیکش ميشی ميبینی نه!. 
اونقدرها هم که به نظر ميرسید برات جذابیتی نداره.
گاهی عشق هم همينطوره!
از دور یه رویای شیرینه؛خواستنی و ملموس.
دلت ميخواد برات اتفاق بیفته؛
که اگه بیفته .اگه لمسش کنی.اگه بلد باشی مثل نسيمی خنک رو تنِ داغِ آشفتگی هات ميشینه و همه وجودت رو جونی دوباره ميبخشه.
اما اگه اتفاق بیفته و بلد نباشیش،جای اینکه به دِلِت” بیفته،از سَرِت" ميفت
پارت۱
ناراحتم؟
اره
دلخورم؟
اره
دل گرفته ام؟
اره. حتی دل شکسته
چند ميخری دل شکستمو؟
پارت ۲
استرس داری؟
نه
هیجان چی؟
ن
اصن حسی داری؟
ن
اصلا برات مهمه؟
ن!!
برام مهم نیست!

+ خدایا. وقتی تو منو ميبینی، چه شکایتی کنم؟
وقتی حالمو ميدونی، چی از حالم برات بگم؟
وقتی ميدونی تو ذهنم تو قلبم چه خبره
وقتی ميدونی ازت چه چیزایی ميخوام
وقتی فقط و فقط تویی که ميتونی منو به عرش یا فرش برسونی
وقتی قدرت مطلق عالم تویی
چه نیازی دارم ب کسی ک باهاش درد و دل کنم؟
چه نیاز
خستم ! 
خیلی خسته ! اصلا دیگه حوصله خودم ندارم ! 
+ ای کاش اینجوری نبود دنیا :(،
+ خدایا چرا بابا جی الان پیش ما نیست
+ خدایا نتیجه کنکور چی ميشه ‌‌
+خدایا دیگه حوصله هیچ کس ندارم نه این جا نه اونجا .
+ دوست دارم حذفش کنم بره ولی  نمي تونم بهش معتاد شدم ميدونم! 
+ خدایا دلم گرفته از همين دوستان بیانی 
+ دلم گرفته از همين دوستان مجازی 
+ خسته خسته خسته  حوصله سریال دیدن ندارم. 
+ حوصله نقد و داستان ندارم 
پ.ن: هنوز همون سه تا سریالم تموم شون نکردن
تا حالا شده تو یه موقعیتی گیر کنی و یه مشکلی برات پیش بیاد که بمونی توش که حالا باید چیکار کنی!
نه کسی هست بهت کمک کنه و نه ميتونی از کسی بگیری
و یهو این وسط یه راه حلی به ذهنت ميرسه و حلش ميکنی!!!
بگذریم از ذوق و شوق بعدش که آخ جون چه خودم تنهایی حلش کردم!! ولی عایا شده تا حالا؟؟
شده؟
هر چند کوچیک در حد حل مسئله ریاضی!
اگر شده ممنون ميشم اینجا شرح بدی بعدا ميگم چرا :)
دیشب از فکرو خیال نميتونستم بخوابم رفتم یه دوش گرفتم و بعدش موهامو سشوار کشیدم ابجی هم بیدار بود همينطور نگاش ميکردم  اخه من چقد دلم برات تنگ ميشه یکی یدونه حتی واسه دعواهامون من اصلا نميخوام جایی برم ميخوام تا اخر عمرم همينجا باشم ابجی هم یه جوری معصومانه منو نگاه کرد و لبخند ميزدفداتبشمبعدش گرسنمون شدو پنیر و گوجه خوردیم و اهنگ گوش  دادیم و نفهميدم کی خوابم برد ظهر هم ساعت 15بیدارشدم و بعدش ناهار خوردم و خونه هارو تميز کردم نميخواستم
نصف آب‌طالبی‌هایمان را خورده‌ایم، تا مي‌آیم روی گوشیِ مامان عکس‌ها را ببینم، خاله بهش زنگ مي‌زند. مي‌خواهد ببیند کجاییم و برگردد پیش ما. وقتی مي‌رسد، مي‌روم تا یک آب‌طالبی دیگر سفارش دهم. با عینک آفتابی مي‌روم داخل بوفه‌ی نسبتا تاریک که حالا تاریک‌تر هم به چشم مي‌آید؛ حوصله ندارم برای یک دقیقه داخل آمدن عینکم را عوض کنم.
سه تایی مشغول خوردن آب طالبی و صحبت کردن شده‌ایم که یک پیرمرد و پیرزن که جای خالی دیگری پیدا نکرده‌اند مي‌آیند
 خلاص نشد این بارون هم. چه کنیم ؟ سخته که تا شب بمونم منزل! بلکه بند ميومد مي رفتم دانشگاه.برم یک چرت بزنم بلکه آفتاب در بیاد. مقاله این برادر ترک اساسی خسته ام کرد. خیلی بد نوشته طفلک. انگار بگی آدمي لکنت دار برات خاطره بگه!وای! لابد متن منم همينجوری بود که استاد نفهميد! طفلک!
 
دریافت فایل
فایل جامع pdf جزوه فصل سوم کتاب صفرتاصد حقوق کسب وکار (حقوق اسناد تجاری)
دانشجویان و کاربران گرامي فایل حاضر کامل ترین و جامع ترین فایل pdf جزوه فصل سوم کتاب صفرتا صد حقوق کسب و کار به زبان ساده (حقوق اسناد تجاری) تالیف دکتر فرهاد بیات و علی اکبر جعفری مي باشد. این فایل شامل 45 صفحه مي باشد و در غالب فرمت pdf تهیه شده است که هم اکنون آماده دانلود مي باشد. اميدواریم که سودمند بوده و مورد استفاده شما عزیزان واقع گردد .در صورت تمایل مي ت
به مامان بزرگ مامانم ميگیم : مادرمن انقدر دوسش دارم ک حد نداره،ازون مامان بزرگ ریزه ميزه هاست و موهاش کامل سفیده،دست و پاشو حنا ميبنده و دوست داره بری خونه اش و بهت خوش بگذره:) 84 سالشه قربونش برم و وقتی ازش بخوای برات خاطره تعریف ميکنی حتی از بچگش هاش و انقدر قشنگ ميگه ک براش ضعف ميکنی، الان دندون نداره و لثه هاش طوریه ک نميتونه دندون مصنوعی بذاره و سر سفره معمولا هوس ته دیگ ميکنه!یه موبایل کوچیک داره ک شماره هارو براش سیو کردن و گفتن هر شماره
‏مامانه توی فروشگاه به بچش گفت چیپس و پفک نميخرم برات







پسره چیپسو باز کرد گفت حالا مجبوری بخری
دهه نودیا واقعا گودزیلان
 
معلم به دانش آموزاش ميگه : بچه ها شما دلتون پاکه دعاکنید بارون بیاد .





یکیشون پا ميشه

ميگه : ما اگه دلمون پاک بود تا حالا شما صد دفعه رفته بودی زیر تریلی
چه بهار دلگیری.اصلا بهار هميشه دلگیر بوده، نميدونم چرا بقیه انقدر ذوق اومدنش رو دارن‌.چه ذوقی داره شروع یه سالِ دیگه بدونِ تو؟!
چقدر رنگ سبزِ این روزهای شهر تو چشم ميزنه و حالمو بد ميکنه‌.
راستی بهت گفته بودم فصل بهار اذیتم ميکنه؟ بهار هیچوقت مالِ من نبوده، درست مثل تو.
اگه یه روز خواستی بیای، بهار نیا پاییز بیا، وقتی دارم پا به پای طبیعت برات ميبارم بیا، وقتی اميد مثل پرنده ها از دلم کوچ ميکنه بیا، وقتی هوای دلم ابری و تیره است بیا‌.
بذا
ملقمه ای از طعم گس "راهنمای مردن با گیاهان دارویی"، شعف پختن لازانیا واسه دوستات،دلهره ی از دست رفتن تصاویر رویاهای قدیم،ترس به راحتی از مدار خارج شدن.مثه اون الکترون لایه ی آخر که با کم ترین نیرویی برای هميشه هویتشو از دست ميده. و تلخی چند سوال:  تاکی اوج هر احساس مهمي به قعر چاه ميرسه؟از شرم حضور تا خجالت و خواستن و ترس از دست دادن و هزاران احساس دیگه،ميشه یه آینه رو به قلبم که انعکاسش تا اعماق تاریکی چاه منو ميبرهتا کی از تو کم بیارم؟
بچه که بودم ابتدایی اینا کلاس زبان ميرفتم . از سوپرمارکت در اومدم یهو سه تا خانوم دیدم یکیش اشنا ميزد منم نگاه ميکرد معلم زبانم بود . بد پیر شده بودا . داغان :|
♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧
بهش پیام دادن : عاشقتم بای 
ميگیم این چیه؟ کیه ؟ چه خبر؟
ميگه به من چه ؟ خط به اسم چنگیز 
اقا ما غلط کردیم برات خط گرفتیم ؟:|
تو داری از خط استفاده ميکنی بعد چون خط به اسم من به من پیام دادن ؟ :|
 
رفتم مقر،بالاخره دیدمشون،خیلی حرف زدیم روی کاغذش چیزهای زیادی نوشته بود ، شاخص ترینش پر انرژی ، اخرای حرفش گفت آینده درخشانی ميبینم برات ، نميدونم خوشحال باشم یا ناراحت ، کاش ميگفتی من آدم این کار نیستم ،کاش ميگفتی نميتونم ، یک استعداد یا نه یک حسرت
مریم مي گه بابا برات یه هدیه کوچیک گذاشته کنار که وقتی اومدی بدیمش بهت :(
رها مي گه: بابا به هرکدوممون تک به تک گفته بود این دفعه حالم بد شد نبریدم بیمارستان. دوست دارم تو خونه م بميرم. رها گفت خوشحالم چون فکر مي کنم خوشحاله.
ميلاد گفت: بابا بین خواهرزاده برادرزاده هاش تو رو از همه بیشتر دوست داشت.
گفت بابا هفتاد سالش بود ولی از من تندتر راه ميرفت.
چی بگه آدم جز گریه؟
هدهد دیروز مي‌گفت "ایشالا یه روز جبران مي‌کنم برات، یه روز که مهمون داشتی و دست تنها بودی، ميام خونه‌ت و برات آشپزی مي‌کنم و ظرف مي‌شورم و." منظورش وقتیه که ازدواج کرده باشم و خونه‌ی خودم باشم. نمي‌دونم بار چندمه اینو گفته، ولی فکر کنم زیاد ازش طلبکار باشم، ذخیره‌شون مي‌کنم که بعدا استفاده کنم :)))
حدودا بیست تا مهمون داشت برای ظهر. ساعت هفت بهش ميگم نمي‌خوای پاشی از خواب؟ ميگه یه غذاست دیگه، کاری نداره :|| واقعا هفت تا دوازده برای آماده
یه قانون کلی وجود داره یا حداقل من فکر مي کنم که وجود داره و اونم اینکه وقتی داری تو سوشال مدیا یچیزی رو به اشتراک ميذاری، معمولا یه نفر یا چن نفر هستند که دیدنشون، و نظرشون برات مهم تره. مثلا لیست کسایی که استوریتو نگاه کردن داری بالا پایین مي‌کنی و رو چند نفر مکث مي‌کنی،ميخوام بگم به مرحله ای از زندگی اجتماعی رسیدم که همچین کسی رو ندارم دیگه. پایان.  
۱. بهش ميگم اینجوری نگام نکن، خجالت ميکشم! ميگه خجالت چرا؟! ميگم خجالت نکشم یعنی؟ ميگه نه! قبل از اینکه لبام تا بناگوشم کش بیاد ميگه خجالت مال یکی دو بار اوله! :/ (ناهار نپخته بودم! :دی ) ۲. اینکه رامبد جوان ممنوع‌التصویر شده نشون ميده آزادي تو این مملکت موج ميزنه! ۳. ميگفت اتفاقا کار درستی کردن! من خوشحال شدم ممنوع‌التصویرش کردن!! اون که ميره بچه‌شو اون‌ور دنیا متولد ميکنه و از قضا ضرری هم به هیشکی نميزنه ميشه آدم بده، اون‌وخ تویی که تا دیدی ته
 محمد علیزاده یارم باش
دانلود آهنگ جدید محمد علیزاده به نام یارم باش همراه با متن آهنگ و پخش آنلاین
ترانه و آهنگ : سینا پارسیان | تنظیم : ميلاد ترابی
تو کی بودی که من موندم تو کارت دوباره همه چیزم شدیدا بستگی به تو داره

برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه نمایید

متن آهنگ جدید محمد علیزاده به نام یارم باش :
عزیزم عاشق باش
مث من وقتی برات ميميرم
تو فقط لب تر کن
بگو خوشبختی برات ميميرم
عزیزم عاشق باش دو روز دنیا سریع طی ميشه من یه روز دنیام
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تو ميشود
واسه آرزوهای ناگفتنیت 
واسه اوناییکه هیچ کسى ازشون خبر نداره،
واسه "التماس دعا" هاىِ از ته دلت که خجالت کشیدى بگى ولى خدا شنیدتشون 
واسه تمام اینها هم که شده ميخوام بگم ، نگران نباش
مطمئن باش بهترینش برات اتفاق مي افته❤️
سلام
دلم مي خواد برات بنویسم، قربون صدقه ات برم ، ثبت کنم این روزهای قشنگ رو . ولی هی نميشه . نمي دونم چرا . ولی حالا بی خیال . الان اومدم بنویسم . بنویسم از این روزهای آخر فروردین . الان آخر شبه دوشنبه است . به عبارتی وارد سه شنبه ۲۷ فروردین شدیم،  شنبه و یکشنبه دو بار با هم مفصل حرف زدیم . از اقلیم حضور همدیگه لذت بردیم ، کلی کل کل کردیم و خندیدیم . از سفر اروپا گفتی که قراره به زودی بری. بعدش گفتم کی ميای ببینمت؟ کلی مسخره بازی درآوردی و
امروز زنگ زدم ب آبجی گفت طبقه بالا نشسته،دختر عمه مامانم سرزده اومده بود و برا اینکه نمي‌خواد تا ورم بینیش نخوابیده کسی ببینتش ،رفته بالا 
بهش گفتم قرص جوشان ویتامين سی و امگا سه بخر 
بعد با خودم فکر کردم ،الان من باید اینا رو براش مي‌خریدم نه این‌ک بهش بکم بخر و بخور برات خوبه 
الان عذاب وجدان گرفتم از طرفی ته حسابم بیت تومن بیشتر نیس و یه ماه دیگه حقوق مي‌گیرم
:\
بزرگ تر که ميشی خیلی چیزا برات رنگ ميبازه خیلی چیزا معنیشو پیشت از دست ميده خیلی چیزا دیگه دغدغت نیست واست مهم نیست 
ميدونی چی ميگم؟ 
ارزش خودشو از دست ميده 
آدم تجربه که ميکنه ميبینه نه این همچینی اون چیزی که فکر ميکرد نیست
گیر ميکنی تو مرحله نميدونم اصن چی هست تازه نميخوامم بدونم
امروز خیلی ها کنکور دادن 
منم پارسال این موقع کنکور دادم 
و ذهنی که الان دارم خیلی فرق ميکنه با ذهنی و تصوری که از زندگی پارسال داشتم 
فقط ميخوام بگم زندگی اصلا اونطوری نیست ک ادم قبل کنکور تصور ميکنه بعد کنکور که وارد ی زندگی واقعی ميشی همچی خیلی متفاوت ميشه 
کنکور برا خودتون گول نکنید 
من الان اون رشته ای که بهش علاقه دارم رو نميخونم ولی واقعا آرامش رو تو لحظه ب لحظه زندگیم حس ميکنم 
واین همه استرس و دوندگی بخاطر اینکه ادم احساس ارامش داشت
این پست با حس زیبای موسیقی خاتون عزیزم نوشته شده. همزمان پلی کنید و بذارید موسیقی به پست من، روح بِدَمه :)
امشب ماه گرفت. مثل سال‌هایی که دبیرستانی بودم و هرشب ساعت‌ها محو آسمون شب مي‌شدم، رفتم که بین ستاره‌ها دنبالت بگردم.
شهر پر از نور و چراغ‌های اضافه بود. ندیدمت. دلم برات پر کشید. دنیا تنگ تر شد.
ميدونی! وقتی دل آدميزاد قد یه سر سوزن مي‌شه، هیچ دو دوتایی، چهارتا نمي‌شه. بیا امشب رو تا صبح زیر طاق آسمون کنار هم بمونیم. مثلا عطرت بپیچه تو
دختر که باشی;
درسته که هميشه
 دلت
 به وجودِ یه مرد قرصه!
که اگه نباشه;
تصميم های زندگیت با شک و شبهه پیش ميره!
پدرکه نباشه
نگهبون که نباشه
یابهتربگم دلت که قرص نباشه
ممکنه اشتباه بری راهو;درست!
پدرکه نباشه امنیتِ خونه نیست;درست!
ولی هميشه خدا یه روزی یه جایی
یه مرد جاش برات جایگزین ميکنه
که باز دلت قرص بمونه!
که اون مرد ميتونه برادرت باشه
یا حتی همسرت!
ولی مادر که نباشه
هیچکس نیست که براش ناز کنی
و برات فدا بشه.
مادر که نباشه 
هیچکس نیست که براش
مهمان ها رفته بودند. خسته از روزهای شلوغی که گذشته بود دراز کشیده بودم انتهایِ هالِ خانه ی دا. ساعت از دوازده شب هم گذشته بود. هندزفری ام را چپانده بودم توی گوش هایم و آهنگ گوش مي‌دادم که همهمه ها را بشورد ببرد. با اینکه دا در دیدم بود اما او هیچ دیدی به من نداشت. داشت رخت خوابش را مرتب مي‌کرد. همزمان م هم حرف مي‌زد.صدای آهنگم بلند بود‌‌‌. برای همين هیچ صدایی از دا نداشتم. فقط تصویرش را داشتم . یک آن شکستگی های دا در نظرم پر رنگ شد. یکی ی
شور مناجاتی با امام حسین (ع)
وفات حضرت زینب (س) 97
هیئت علمدار مشهد الرضا
مهدی اکبری
امشب ميخوام برات مثِ لوتیا بخونم


(متن و سبک این شور مناجاتی زیبا رو در ادامه مطلب ببینید . کربلا نصیبتون)



























ادامه مطلب
+ هی
- جونم؟
+هستی؟
-هستم
+اهههه
-:)
+چرا نميری از دستت راحت شم؟؟؟
-کجا برم؟
ميدونم، برو یجایی که دیگه نباشی، دیگه حست نکنم!
-جایی رو ندارم برم عزیزم، تازه کجا بهتر از پیش تو بودن :)
+اههه، برو گمشو ببینم حوصلتو ندارم
-تو بگو کجا برم، چشم من ميرم
ميدونم، برو همون جایی که ازش اومدی
-:/
+چه مرگته، راستی اصن از کجا اومدی یهویی تو زندگی کوفتی من، ها؟؟؟
ميدونم:/
+تو چی ميدونی پس؟
-تو از کجا اومدی؟
+ها؟
معلومه
-:)
+چته؟
-هیچی؛ خوش به حالت ميدونی از کجا اومدی
و حرصم داده اگه کنارم بود اونقدر ميزدمش مثل
بوکس کارا و کیسه بوکسشون و جوری گازش ميگرفتم که گوشت بدنش کنده بشه تازه
اینجوری یکم اروم ميشم فقططط یکم شکم گندهِ چاقِ کوتاه
منم بلدم حرصش بدم فردا زنگ ميزنم بهش از معلم زبانم که چه پسرررررررر خوشگلیههههههه بهش ميگم تا خودش بره امارشو دربیاره حرص بخوره
دارم برات اقای دکتررررررررر 
هرکی با من درافتاد   ور افتاد   کجاشو دیدی حالا منتطر باش
امشب پرونده یک سال اعمالمون رو دست امام زمانمون دادن، خدایا برات کربلا رو نصیب همه آرزومندان کن، خدایا اميدوارم به کرمت که از گناهانم گذشته باشی، خدایا  من روسیاه هر سال با کوله باری از گناه ميام به درگاهت، خدایا بگذر از گناهان منه ناسپاس. خدایا کرمت را شکر، خدایا داده هات رو شکر، خدایا نداده هات رو شکر. خدای مهربونم شکرت که تو قلبم محبت ائمه رو گذاشتی
ای کاش هميشه پیشم ميموندیای کاش هیچوقت نمي رفتی.
هر دو اینو گفتیم .اون بلند.من تو دلم.
نمي دونم چطوری یاد گرفتی که بغضتو نگه دارینه نه چجوری یاد گرفتی اصلا بغض نکنی چرا هیچوقت نتونستم یاد بگیرم.خیلی لازم داشتم بلد باشم .ولی مي  دونی ای کاش ميشد از آقای دکتر تشکر کنم که خودشو برای بدرقه ام رسوندچقد خوب بود که بود، برعکس استقبالش ایندفعه ازش ممنونم که اومدکه یادم انداخت هست .وقتی اومد تونستم برم سوار تاکسی شمتا قبل اومدنش پام نمي ک
همه تلاشت رو ميکنی که اونی که یک زمانی عاشقش بودی و عاشقت بود(بخونید ميمرد برات)رو فراموش کنی،بعد یک شب به خوابت مياد و صبح وقتی بیدار ميشی یه غم خیلی بزرگ،یه حسرت عميق رو با همه وجودت احساس ميکنی و اون خواب لعنتی همه تلاشت رو به باد ميده.
من عشقی رو تجربه کردم که دعا ميکنم هیچکس اونو تجربه نکنه،اگه قراره آخرش نرسیدن باشه.
خیلی سخته،خیلی
- خواهر پرژین یکی از بهترین وبلاگ نویس هایی که ميشناسم فوت شدن، براشون از صميم قلب آرزوی صبر ميکنم. از وقتی وبلاگشون رو باز کردم و اون مطلب رو دیدم تا همين الان تو شوک هستم. اميدوارم اون دو تا بجه ی نازنینش آسیب نبینن و در آرامش بزرگ بشن با اینکه سخته.
- مزخرف تر از سندروم پیش از قاعدگی نداریم و نخواهیم داشت، فرشته مقرب الهی هم که باشی در این دوران ميشی سگ پاچه بگیر.
- برانکو گفته از چند ماه پیش با الاهلی مذاکره کرده بودم، چند ماه پیشش هم ميشه همو
کم کم که پیر ميشی عقایدت، سلایقت حتی ،همه چیز برات تبدیل ميشه به بدیهیات برای همين همش فکر مي‌کنی چرا بقیه انقد تو فهم بدیهیات مشکل دارن.
آرامش در حداقل بودن بدیهیاته! بیاید فکر کنیم شاید همه چیز جور دیگه ای حقیقت داره!حالا لازمه به ميزان زیادی به استدلالهای هم و فلسفه بافی های هم گوش کنیم!وکمتر از نافهمي های هم عصبانی بشیم!.
یک وقت هایی ذهنت پر از سوال های دم دستی ميشود.از این سوال هایی که با یک سرچ یا پرسیدن از چندتا آدم راحت به جوابش ميرسی و لازم نیست کوهی را جا به جا کنی.
اما همين سوال ها برات حکم پیدا کردن گنج و شکست دادن غول مرحله اخر بازی را دارند.نه توی گوگل جوابی پیدا ميکنی و نه ادمي را داری که به سوالات جواب بدهند.فقط یک خدا که بهش ميگی جواب این سوال چیه؟ 
همه جا حرف از رفاقت و دوست داشتنه،گاها پسری رو به زندگیمون راه ميدیم که عاشقانه دوسش داریم،ولی من خودم مث نخود پریدم وسط زندگی یه پسر که رفاقتانه بدجوووور دوسش دارم و هواشو دارم،مهم نیس کی چی ميگه ولی خوش صدا ترین رفیقِ جانِ منه،تو سختیا.شادیا.خنده ها.گریه ها.جدایی هاااا تو همشون پیشم بوده و به راحتی ميگم از همون درجه یک های روزگاره،پسر طوسيمون که عادت به قهوه ای کردن ملت داره،اسکل پلشت دوست دارم دیوونهههههشب تولدته و حقیقتا فاصله دست
_خاااااانوووم!+بعلهههههه؟
ميترسی تنهاااااییی سوار شددددییییی؟
+دیگه کاااارم از تررررس گذشته!
.
این مکالمه دیشب من با دو تا خانوم بود سوار تله سیژ.چالی دره مشهد!
حالا این که تله سیژ واقعا ترسناک بود یا نه .محل بحثه اما.یه چیز به وضوح مشخصه .اون اینکه وقتی زن داداشت زل ميزنه تو چشمت که دفعه بعد که خواستیم بیایم مشهد سعی کن شوهر کرده باشی که بابا رو از مامان جدا نکنی .!و عددمون فرد نباشه .و تو علت فردی اعضای خونواده نباشی .!صدای شکستن دلت
گفته بودم آدمها گم ميشوند در ميان بیکران زندگی هرکسی یک قصه مي ماند برات لا به لای قصه های زندگی گفته بودم اختری کردی نشان  تا شب دیگر نمي یابی مکان از ميان دوستان  و دلبران  اندکی تا انتها ماند بجا جز یکی یار هميشه ماندنی  باقی یاران دمي باشند ز تو  مدعی باشد فراوان در جهان معرفت اما بسی کم یاب شد  بی توقع ، بی حساب و هرکتاب قصه ها را بی تعلق کن نگاه
روزی "فرانتس کافکا" نویسنده مشهور چک تبار، در حال قدم زدن در پارک ، چشمش به دختر بچه‌ای افتاد که داشت گریه مي کرد. کافکا جلو مي‌رود و علت گریه ی دخترک را جویا مي شود .دخترک همانطور که گریه مي کرد پاسخ مي‌دهد : " عروسکم گم شده . "کافکا با حالتی کلافه پاسخ مي‌دهد : " امان از این حواس پرت . گم نشده ، رفته مسافرت ! "دخترک دست از گریه مي‌کشد و بهت زده ميپرسد : " از کجا مي‌دونی ؟! "کافکا هم مي گوید : " برات نامه نوشته و اون نامه پیش منه . "دخترک ذوق زده از
بزرگترین آزادي هر آدم و تنها اختیارش اینه که هر وقت دلش خواست ميتونه به زندگیش پایان بده .
این آزادي و اختیار باعث ميشه خیلی ها تا مرگ طبیعی یا حتی غیرطبیعی به دست غیر ؛ دوام بیارن !
چه روزهایی که با فکر به خودکشی و روش های اون سرگرم شدیم و زندگی مون کش اومده و پاره نشده !
اگر خیلی بهت سخت ميگذره یک راهی براش پیدا کن هر چی غیر از خرید اسلحه چون خیلی گرونه
آزادي های افسار گسیخته و لجام کشیده اخلاقی حاکی از این نکته اصلی است که در نگاه مردم ما دنیای غرب به چشم عبرتهاست. در دنیای غرب به ویژه آمریکا تمام آزادي های فردی موجود برای رفاه و تفریح یک انسان را با تمام امکانات کسب لذت های جسمي و جنسی فراهم نموده است لکن هنجار های اخلاقی بسیاری را لگدمال کرده است. انسان دنیای غرب در آسایش جسمي است اما تشویش در آرامش روحی، تضاد و پارادوکس فوق العاده زیادی بوجود آورده است.این راه بی راه را نباید به جامعه ایر
آزادي برای شما چه معنایی دارد؟ گزینه های بیش‌تر؟ زمان بیش‌تر؟ فرصت‌های بیش‌تر؟ آزادي تبدیل به کیفیتی شده است که توضیح مي‌دهد چرا ما امروزه معتقدیم زندگی کردن خوب است. آیا ما امروزه ـ شاید نسبت به هر دوره دیگری از تاریخ ـ از آزادي‌های بیش‌تری برخوردار نیستیم؟ آیا اکنون بهترین زمان برای زنده بودن نیست؟
پس چرا این گزینه‌ها و فرصت‌ها صرفا باری بر دوشمان حس مي‌شوند؟ یادم مي‌آید یک‌بار در یک غذاخوری خواستم برایم نان و نیمرو بیاورند. روی
ارباب بی کفنم ، برات سینه ميزنم


ارباب
بی کفنم ، برات سینه ميزنم
وقتی
ميدی کربلا بنویس اسم منم
مرغ
دلم با اسم کربلا دیوونه ميشه
پر
ميزنه سمت حرم بازم ميخونه ميشه
دستگاه
تو خیلی سِمَت ها ميده به یه عاشق
اما
دل عاشق یه لحظه از دیوونگیشه
دم
به دِقه کرم ميدی تموم نميشه این گنج
عشقتو
انداختی به دل بدون زحمت و رنج
با
اینکه من یه عمره هیچ کاری برات نکردم
ولی
به دادم رسیدی تو لحظه های بغرنج
.
حسین آقام ، حسین آقام ، حسین عزیز زهرا .
اَلا رب العالمين ،
خداجونم چی ميشد من ی ذره ی ذرها شانس داشتم بگو ی ذره ندارم که نیس ندارم شانس این همه دعا و تلاش کردم اخرش هیچ که هیچ ۳ تا گزینه برای دعا گذاشتميکیش که خیلی شیک پر شد و بزادرده نشددوميشم بگیر نگیر داره  که فک نکنم بشهسوميشم که عمرن بشههميشه فک ميکردم تورو دارم ولی خیلی وقته فهميدم منو ندوستحرفا دعاهام برات بی اهميتهمنو دوست نداری شاید من بندت نیستمای کاش ميتونسی با براورده کردن ارزوم بعم ثابت کنی دوسم دازی۲۲ سال دعا کردمو هیچ کدوم براورده نش
Amir Tataloo
Khaar
#AmirTataloo
ميدونی خار که ميگین چیز بدی نیس
کارش محافظت از گل اما بازم خاره
ميفهمي خار
تنها دعام اینه که بمونی برام
با حرفاتو صدات روحو نوازش ميکنی
چشات دنیامه هر صبح تو همه دنیامو بازش ميکنی
با خنده هام عشق ميکنی
دلمو با خنده خامش ميکنی
تو تنها دلخوشیم بودی
هميشه جون بهم ميدن لبات
من فقط با تو زندگی نميکنم
زندگی ميدم برات زندگی ميدم برات
دل من خون و داغونه برات
تو ميدونی 
همه چیزو از تو این چشای خستم ميخونی
بدنم روح نداره وقتی تو نیستی
مگه ميشه آدم , خدا رو دوست داشته باشه 
ولی کارایی کنه که خدا دوست نداره؟!

آره ميشه 
چرا نشه؟!
من یکیو ميشناسم که خیلی رفیقشو دوست داره 
اما همش کارایی ميکنه که رفیقش دلخور ميشه 
بعدش ازش معذرت خواهی ميکنه 
و به شدت هم همدیگه رو دوست دارن!
قبول دارم که 
اگه عالم و عاقل برخورد کنه 
عزیزتره 
اما ميیییشه 
باور کنید.

اونم خدایی که ستارالعیوبه 
خدایی که از مادر مهربون تره
خدایی که درِ توبه رو برا همين باز گذاشته
خدایی که سرزنش خطاهارو به سر بنده اش
امشب خیلی دلم شکست وقتی اون حرفارو بهم زدی خیلی گریه کردم
کی جای من اومده تو زندگیت چرا بد شدی احمد
حالم خوب نیست خیلی بهت نیاز دارم
ای کاش بودی حرف ميزدیم مث اونوقتایی باهم خوب بودیم تا صب بیدار ميموندیم چرت و پرت ميگفتیم
دلم شدیدن هواتو کرده عشقم 
ميدونم
دیگه ندارمت فقط یاد خاطره هامون دیوونم کرده وقتی یاد قول و قرارا و
حرفات و یاد قسمایی ک باهم خوردیم ميفتم اشکام ميریزه غصه ميخورم دق ميکنم
چقد برا آیندمون آرزو داشتیم یادته؟ 
احمد با هم
اميدورام بتونم سالم و سلیم الصدر بارت بیارم.
نه ولی من چطور مي تونم!
منی که هیچ وقت تکلیفم روشن نبود از شدت کور چشمي و کور دلی.
اميدوارم خدا سلیم الصدر بارت بیاره و بعد به عشقی کام دلت رو بگشاید که عشق بالا دستش فقط عشق خودش باشه که به ائنم برسوندت با این عشق .
به عشق رسیدی درکش کنی ان شاءالله
عشق برات اتفاق بیافته ان شاءالله
اونقدر سلیم الصدر و دریا دل باشی که عشق بیاد سمتت و درکش کنی
و معشوق که عاشقت شده هم همينقدر و بلکه بیشتر سلیم الصدر و در
یه مرزی هست بین بیماری های روانی/جنون و عشق خالص + مسئولیت پذیر بودن که این حالت ممکنه گاهی بعضی کارا رو نتونه برات انجام بده و باید ببخشی ولی کسی که مشکل داره (جنون)، یه استرس بدی به جونش ميفته و همه کارا رو وظیفش مي دونه، ترس داره.دلیلشو گفت که چرا دوباره اونکارو نکرده،گفتم: "قربونت بشم؛ مرسی که هنوز با منی"باید انتظاراتی که ازش دارمو پایین بیارم چون عاشقه؛ روانی نیست.
دوست خوبم، هاتف، به مناسبت روز وبلاگ نویسی فارسی با من یه مصاحبه انجام داده که اميدوارم بشنوید و لذت ببرید:)
این مصاحبه به من که خیلی چسبید و کلی کیف کردم، خوشحال ميشم بشنوید و نظر بدید.
+ من سعی کردم برای همه آدرس جدید رو بفرستم، اگه کسی رو فراموش کردم، بگه تا براش بفرستم، چون احتمالا جمعه این وبلاگ رو کامل ميبندم.
++تیتر از سید علی صالحی
+نیلوفر جان نميتونم ایميل بفرستم،اگه ميشه یه راه دیگه بذار تا آدرس رو برات بفرستم.
اِدی: من مي خوام برم پیش خواهرم، اونجا یه شیرینی فروشی بزنم. برای روز تولدت یه کیک بزرگ مي فرستم.
جک: من از کیک تولد بدم مياد.
اِدی: چی؟ بدت مياد؟ چرا؟
جک: مي دونی ، اینایی که ميگی ، به روحیه ات نمي خوره. تو دوباره ميری سراغ ی چون تو یه ی.
اِدی: آدما عوض مي شن جک 
جک: روز ها عوض ميشن، ماه ها عوض ميشن ، فصل ها عوض ميشن، ولی آدما هرگز عوض نميشن.
ادی: چرا عوض مي شن، خود تو هم عوض ميشی. مي دونی مي خوام رو کیک تولدت چی بنویسم ؟ جک موزلی. هه آره برات مي فر
دانلود مداحی جواد مقدم خاطره هام با تو حسین سر ميشه
شب اول مسلميه ۹۸هیئت بین الحرمين طهراننوحه شور
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیخاطره هام با تو حسین سر ميشهحال دلم تو روضه بهتر ميشههر کی برات گریه کنه تو ممست مِی ساقی کوثر ميشهبه تو افتاده مسیرم آره من اهل جنونمهمينه خواهش قلبم به محرم برسونماین یه افتخاره که عبد شاه عالمميک ساله که یا حسین تو فکر محرممصلی الله علی الحسین صلی الله علی الحسین
متن مداحی خاطره هام با تو حس
امروز رو نميدونم چجور سازمان دهیش کنم دوتا کلاسا رو لغو کردم :/
اول تميز کاری بعدشم به خودم رسیدن !خودمم در عجبم چجور وقت ميکنم به خودم برسم چند روز پیش موهام اذیتم ميکرد واقعا وقت ارایشگاه رفتنم نداشتم یه قیچی ورداشتم موهامو زدم بعدشم نشستم به موهام نگاه کردم ^_^ از خود راضی یا خود شیفته نیستم ولی قشنگ بود خدایش :')
من برم به کارام برسم که خیلیییی زیاده خیلییییی !!
کاش من همه فنه حریف بودم کاش منم یکی داشتم کمکم ميکرد کاش یکی بود که بگه بهم تو بشی
از وقتی با فضای مجازی آشنا شدم حدود 13-14 سال ميگذره و نباید منکر این شد که چه چیزهای خوب و نابی به دست آوردم؛
یعنی در کنار ضعف ها و عیب هاش، خوبی هاش زیاده و از مهمترینش دسترسی آسونه!
در مجموع ميتونم بگم وقتی ميشه یه کار مفید انجام داد و بهره برد، چرا به بطالت گذروند و در آینده حسرت خورد!؟
جالبه که همين فضای مجازی در حال تغییرات عظیمي هست که باز خوبی ها و بدی هایی داره! بدی هایی که بدجوری به ذوقم ميزنه و اذیتم ميکنه! حس ميکنم قدیم ها افرادی که جامع
ساعت 4 صبحه، نیم ساعت پیش با گریه ی اميد بیدار شدم. طبق هر شب، گشنه اش بود،شیرش رو خورد و خوابید.
ولی من دیگه خوابم نبرد.نشستم پای لپتاپ و مثل همه ی وقتایی که دلم ميگیره برات تایپ ميکنم.نامه هایی که هیچوقت ارسال نميشن.
ميدونم این فکرا غلطه ولی چی ميشد اگه تو پدر پسرم بودی؟ دنیا به آخر مي رسید یا از بزرگی خدا کم مي شد؟
راستی بهت گفتم چرا اسمش رو گذاشتم اميد؟ چون بعد تو، تنها اميدم برای زندگیه.
عجیبه ولی گاهی نگاهش مثل توعه، همونقدر شیطون و دلر
وقتی یه مدت مستقل زندگی کنی(چه متاهل بشی،چه خوابگاهی بشی،چه خونه ی جدا بگیری)دیگه زندگی کردن تو خونه ی پدر و مادرت برات سخت ميشه،حس ميکنی استقلالت زیر سوال ميره.
من دقیقا همين حس رو دارم،الان حدود دو ماه و خورده ای هست که خونه ی بابام هستم. یه زمان اینجا بهترین جای دنیا برام بودم،حاضر نبودم آرامشِ اتاقم رو با جایی عوض کنم ولی الانلحظه شماری مي کنم برای رفتن.
نه اینکه بهم بد بگذره نه،ولی دیگه مثل قبل راحت نیستم.
خونه ی خودم و همسرم،خیلی راحت
: ميخوام برام یادگاری بمونه
1⃣اسم:
2⃣تاریخ تولدت:
3⃣اسم من تو گوشیت: 
4⃣اسم عشقت:
5⃣بهترین دوستت:
6⃣نظرت راجب من: 
7⃣بهترین خصوصیات من:
8⃣بدترین خصوصیات من:
9⃣بزرگترین آرزوت:
0⃣1⃣ی آرزو واسه من:
1⃣1⃣از کدوم عضو صورتم خوشت مياد:
2⃣1⃣کدوم اخلاقم بنظرت باحاله؟
3⃣1⃣آخرین حرفت:
واسه همه  بفرس جوابای جالب ميگیری
اگ ی درصد برات مهمم جواب بده ♥


(سه رو فرض کنید ميخواید سیو کنید 
یازده تصورتون از صورتم بگید )
ارتفاعات گیلان
"من.بعد از هزار سال تمام حتی/ باز روزی مرده‌ام به خانه باز خواهد گشت/ تو از این تنبوره‌ن توی کوچه نترس / نمي‌گذارم شب‌های ساکت پاییزی / از هول‌وولای لرزان باد بترسی.! / هر کجا که باشم / باز کفن بر شانه از اشتباه مرگ مي‌گذرم / مي‌آیم مشق‌های عقب‌مانده تو را مي‌نویسم / پتوی چهار خانه خودم را تا زیر چانه‌ات بالا مي‌کشم / وبعد.یک طوری پرده را کنار مي‌زنم / که باد از شمارش مردگان بی گورش / نفهمد که یکی را کم دارد!" سیدعلی صالح
هر اتفاقی بیفته من بخاطر همه تلاش هایی که همه این سال ها کردی همه بالاپایینایی که تجربه کردی همه اتفاقایی که پشت سر گذاشتی محکم محکم بغلت ميکنم بهارم :)فردا حواستو حسابی جمع کن 
فردا نذار هیچی جلوی موفق شدنتو بگیره 
هرچی بلدی بزن و برگرد 
تو بخاطر بهار بودنت عزیزی 
هیچوقت خودتو با هیچکس مقایسه نکن حتی گذشته خودت فقط سعی کن الان کاریو انجام بدی که فکر ميکنی حال دلتو بهتر و بهتر ميکنه و کیف ميکنی باهاش 
برات بهترین بهترین و بهترین ارزوهارو دا
عشق برا من این نبود که در جواب ابراز علاقه ت برخلاف حس درونی م بی محلی کنم بهت و تا مدت ها تو رو دنبال خودم بکشونم که خودت هم باورت شه چقدر عاشقی.
عشق برا من این نبود که در جواب ابراز علاقه ت بر خلاف حس درونی م با دست پس بزنم و با پا پیش بکشم و بری و بیای و از من جذاب تر برات نباشه.
عشق برا من این نبود که در جواب ابراز علاقه ت بی هیچ تی علاقه م رو ابراز کنم و بعدی هپیلی لیود اور افتر بشیم.
عشق برا من این بود که در جواب ابراز علاقه ت بی هیچ تی عل
از این حرم به اون حرماز این هوا به اون هوااز شهر خورشیدی قمبه مشهد امام رضاسلام من به زائراتبه گنبد و گل دسته هاتیکی تو صحن خواهرتخیلی دلش تنگه براتدیشب حرم حضرت فاطمه معصومه (س) نایب ایاره همه‌ی شما بارونیا بودم. ❤
ادامه عکسها را در ادامه مطلب مشاهده کنیدبارانم - وبنوشت رسمي راتین رها
امروز
بعد از کلی گریه و زاری شدید کنار ابی رفتیم رستوران فرنگی و من کم کم
مهربون شدم D: . اخ چقد وقتایی ک با هم خوبیم خوبه. البته خوب و بد بودن
رابطه دست منه ، ولی چه کنم حالات روحیم دمدمي مزاجه و یهو سر یه مسئله
خیلی کوچیک زار زار ميزنم زیر گریه . ابی هم خیلی خیلی لوسه و خودشو واسه
من لوس ميکنه  :Xx. پسر مگه ميتونه انقد لوس باشه ؟ ابی ميگع من ميدونم
مشکل مالی داری ، وقتی بدهکاری از قیافت مشخصه . گف فردا برات دو ميلیون
ميریزم دیگه ناراحت نباشی . ال
خسته ام . خیلی خسته . از زندگی و همه ی آدمها خسته ام . دیگه نمي خوام برای زندگی تلاشی بکنم . حتی آینده ی بچه هام هم دیگه برام مهم نیست . دیگه اینهمه زحمت و تلاش و بدو بدو بسه . وقتی آدم اینهمه زحمت مي کشه و همش بی نتیجه مي مونه . وقتی حتی نزدیک ترین آدمهای اطرافمون هم قدر نمي دونند و نمي فهمند . یعنی فاتحه همه چی خونده شده . 
از قدیم و ندیم گفتند برای کسی بمير که برات تب کنه . و من توی این دنیا هیچ کسی رو ندارم که برام تب کنه ! هیشکی رو ندارم .
خدایا خودت ميدونی چی ميخوام.
نميام هِی الکی همشو برات بازنویسی کنم.بیکار هم نیستم.خودت ميدونی این روزها چقدر گرفتارم.حتی یه مدته فرصت نکردم به آرزوهام فکر کنم.
آرزوهام تغییری نکرده ، همون قبلیان.همونا که هیچ وقت نشد.همونا که داره از یادم ميره.
خدایا ، بعضی وقتا حس مي کنم ميتونی ولی کاری نمي کنی.ببخش رُک حرف ميزنم.من اصولا آدم رُکی نیستم.اما امشب فرق ميکنه.امشب شب آرزوهاست ، پس لطفا لَج نکن باهام.انصاف نیست.
سال ۹۸ نزدیکه.همون دم تحویل
به نام او.
یه روز یه دوستی بهم ميگف که من نباید هیج وقت با آدم ها در ارتباط ميبودم تو کل زندگیم.باید یه جایی ميرفتم که اصلا نفهمم آدم ینی چی! اصلا ندونم همچین موجودی وجود داره. اون ميگفت لذتی نداره با آدما بودن.
راست ميگفت.
بودن با آدم ها عذاب آور ترین چیز دنیاست.
و انصافا سخته از کسی انتظار چیزی رو نداشت.قبول کنید سخته.
وقتی کسی رو دوست داری و برات مهمه و براش خیلی کار ها ميکنی و وقت و انرژی و علاقتو باهاش تقسيم ميکنی، متقابلا انتظار ایجاد ميش
از 10 روز پیش دارم برنامه های تولد آبجیمو ميریزم، وقتی نتونی کسی رو بغلش کنی بهش تبریکت تولد بگی و کلی باهات فاصله داره دست به دامان اینترنت و ویدیو ميشی:(قرار شد خانوادمون +دوستای صميمي آبجیم یه ویدیو از خودشون بگیرن و تولدش تبریک بگن بعد همه این ویدیو ها رو پشت هم بزاریم تا براش بفرستم:)
هماهنگ کردن با این همه ادم که ویدیو از خودشون بگیرن بفرستن سخته چون خیلی لفتش ميدن 11 روز مونده به تولد آبجیم ولی نميدونم چرا قبول نميکنن که ادیت کردن این وید
خیلی وقت پیش داشتم براش حرف مي زدم، گفتم که مي خوام فلان چیزو بخرم، پول ندارم. برگشت گفت: "عزیزم. مي خوای من بدم؟" انــقــــدر عصباااانــی شدمممممممگفتم: "با خودت چی فکر کردی؟ یه کاری مي کنی دیگه هیچی از زندگیم برات نگم" کلی هم عذرخواهی کرد ولی دیگه از حسرتام براش نگفتم. من دختری نیستم که ترفند به کار ببرم از بچه مردم پول بکشم. چیزی که هميشه ازش مي خواستم هدیه ایه که با ميل خودش باشه. نه اینکه من بگم!هیچوقت یادم نمي ره. راستش از خودم بیشتر ناراح
[19تیر96؛ رمز برداشته شد]
طرف مرده.به نظرت do i even give a fuck ؟نهپس بهم نگوهیچکس دیگه‌ای رو هم ندارم که بهش بگم
نباید بهت ميگفتم.چیو؟هیچی. چرا هیچوقت برات مهم نیستم؟چرا این تصورات مزخرفتو واسه خودت نگه نميداری؟یعنی مهمم؟خودت چی فکر ميکنی؟you حتی don't give a fuckپس هر جور دوست داری فکر کن
خیلی زودتر باید بهم ميگفتی که اینقدر نزدیک نشمنشدینشدم؟ببین علی داری دوباره همه چیو به هم ميریزیهمه چی به هم ریخته. خیلی قبل‌ـتر از ایناپس پافشاری نکن که درستش کنیاگ
دیدید وقتی برای ابرو برداشتن ميرید پیش شهین خانوم اولین جمله ای که ميگه اینه: وای ابروهاتو دفعه قبل کی برداشته؟! خیلی خرابشون کرده!!!
فکر کنم دندونپزشکا هم بین خودشون همچین چیزی دارن، یعنی هیچ کدوم کار اون یکی رو قبول ندارن
مثلا دندون پیشت رو نشون ميدی تا معاینه کنه، یهو ميگه: عه دندون آسیات رو کی پر کرده؟ خیلی بده بیا خودم برات از اول پرش کنم:/
مورد داشتیم همراه مریض رو خوابوند رو یونیت تا معاینه اش کنه، توجیهشم این بود که تا اینجا اومدی حیفه
هميشه وقتی خیلی ناراحت ميشم
به هر دری ميزنی تا یکم فقط یکم من آروم شم
کارایی که من دوست دارم انجام ميدی
مراقبمي
ازم حمایت ميکنی
تنهام نميذاری
هميشه بهم فکر ميکنی
دنبال اینی که چطور ميشه پیشرفت کنم؟
حال و هوام خیلی برات مهمه
به نیازهام توجه ميکنی و بهش پاسخ ميدی
درکم ميکنی
برام وقت ميذاری
باهام مهربونی
دوستم داری
به فکر خوشحال کردن منی
هميشه همراهمي
فقط خداست که بیشتر از تو برام مایه ميذاره
وقتای ناراحتی برام کادو ميگیری
وقتایی که هیچکس حوا
عده زیادی معتقدبودندنسل فرشته های مرگ وجادوگران باتعددساختن مجسمه هایی که درپای آن معادلات گناه آلودرخ ميدهدرابطه مستقیم داردودوست نداشتن دریک کشورصنعت تندیس سازی باشد.
باراک اوباماجهت فروش دختربه پای مجسمه آزادي آمریکارهسپارشده بود.راهی که جهت سیرتکاملی آن مشخص بود.
یک فردبازیگرکه مجسمه هارافقط تندیس ميدانست دربرابرمجسمه آزادي درخواست خریدوفروش برده رامطرح نموده بود.
آنگونه که مشخص بوددرون بدن دخترمهمترازهرچیزدیگری بودزیراازطری
جاتون خالی یه کار اداری داشتم تا رفتم تو اتاق آقای مسئول
دیدم ترش کرده
اخماش تو هم دیگه
تا رفتم توضیح بدم
گفت کارتون؟
گفتم یک سوال داشتم خدمتتون.
حرفمو قطع کرد و گفت فقط اگه کوتاهه بگید!
الان یکی برام "شعور" رو به چند زبان زنده دنیا ترجمه کنه خواهشا
من در جواب این جناب چی بگم خوبه؟
آخه شلغم! من اگه کاری نداشتم که نميومدم چشمامو با چهره ی نورانی تو مثل جرقه ی جوشکاری آسیب بزنم که.
الان من سوالمو با چه خط کشی اندازه بگیرم برات تا تو خودتو موظف بد
آقا دیروز دومين جلسه ای بود که یوگا رفتم.هر چقدر از احساس لذت و آرامش و خوشی دیروز بگم کم گفتم.یعنی حتی در تصوراتم هم نميگنجید انقدر از یوگا لذت ببرم و کیف کنم.الان لحظه شماری ميکنم برای فردا که بازم کلاس دارم.یعنی تو اون یک ساعت و نیم که حرکات یوگا رو انجام ميدیم انقدر باید حواست به درست انجام دادنشون و تنفست باشه که اصلا به چیز دیگه ای فکر نميکنی.نتیجه این ميشه که وقتی ميای بیرون تا آخر شب یه لبخندی رو لباته و فکرت آرومه و دیگه برات مهم نیست ک
اومدن خونتون. از روز قبلش توی فکرم بود که چه کار‌هایی با هم مي‌کنیم. ولی نکردیم. همه چیز خیلی پاک و زیبا بود. صبح یه صبحانه ساده، کلی حرف زدن و بازی با دارت. بعد از ظهرش پیتزا و بازم بازی با دارت. همه این پنهان‌کاری ها زیبا‌یی‌های خودش رو داره.
بهت گفتم که دلم مي‌خواست که چیکار کنم باهات. بهم گفتی قلبت نامنظم ميزنه. دوستت دارم چیزی بود که گفتم و ميميرم برات جیزی که تو گفتی.
I have you now. But still.I will never really have you.
تو رفتی پیش یه مشاور و بهت گفته
نزدیک امام رضاییمبه خدا که بی وفاییمخود گر نری دل را ببرما محتاج آقاییم در این روز ولادتروز کرم و سعادتبخون دعا و ارادتتا دعا برات بشه عادت کاش به خوابم بیایدالگویم شود بایدسرور کشورم شدههمشهری خودم شده در حرمش که رفتماحساسی عجیب داشتمبا کرم و لطف خدادارایی در جیب داشتم دارایی از جنس ثوابدادگی کمکی از اربابشاعر: ابوالفضل دوستی
هیچی بدتر از انتظار نیست . نه انتظار برای آدمي که رفته و نميدونی که برميگرده یا نه . این انتظاری که من امروز دارم با چشمای خیس مي‌نویسم ازش فرق داره . انتظارِ اینکه یکی با چهارپایه پلاستیکی بیاد خونه تا بتونی بعد از ۴ روز بری حموم ، انتظار برای اینکه یکی بیاد دستتو بگیره تا بتونی بلند شی و این و مثانه پر رو برسونی به توالت فرنگی تا تخلیه شه و از شر دل درد رها بشی ، اینکه یکی غذای بینمک بیاره بذاره جلوت و آب خورش هم کم باشه و منتظر بمونی تا یکی نم
 یه روز یه پارچه ی گل
گلیِ ظریف و نخی از توی چمدان شگفت انگیز سبزمون درآورد و گفت: مي خوام
برات یه پیرهن تو خونگی بدوزم.
دوخت. وقتی تموم شد گفت: بذارش کنار برا وقتی حامله شدی.
از همون روز تا امروز کنار بود. امروز پوشیدمش.
از اون موقع برای حاملگیم ذوق داشت.
امروز پوشیدمش بی اینکه جنینی در درونم باشه. 
و شاید هرگز نباشه.
 
 
چقدر دلتنگتم. چقدر بغض دارم.
دلتنگ تو مامان قشنگم. دلتنگ دخترکی که هرگز نخواهم داشت.
امروز به مامان ميگم : مامان، به نظرت نامنظم بودن من بده؟
ميگن : آره
ميگم: حافظ ميگه فکر معقول بفرما، گل بی خار کجاست؟ این خار منه مامان :)) اشکال نداره زیاد :))
ميگن: ما گل که ميخریم با سر قیچی خار هاشو جدا ميکنیم
من :))))

زنگ زدم به آبجی بزرگه. ميگم چه انتقادی داری به من؟
ميگه چه یهویی. چه انتقادی؟
ميگم هرچی! چه بدی ای دارم؟
ميگه هیچی یادم نمياد
ميگم نامنظم نیستم؟
ميگه نه. اون که بدی نیست.
خندیدم. ميگم : ميخواستم برات بخونم فکر معقول بفرما، گل بی خا
بابا داری چیکار مي کنی؟ 
چرا نمي فهمي دارم جلوش تحقیر ميشم:( 
چرا نمي‌فهمي دلم برات تنگ شدهبابا چرا نمي فهمي؟
من آدم سکوت نبودمترسوم کردی بابا. بدجورم ترسوم کردی.
سارای ایران این شهر و‌تا حالا صد بار رو سر آدماش خراب کرده بود.
ولی سارای بدون تو ترسوئه.مي ترسه بدون تو بمونه تا ابد.
 مي نویسم که یادم نره، نمي بخشمت،به خاطر تک تک این لحظه ها نمي بخشممممممت. قول ميدم تلافی کنم،شک نکن شک نکن.
استوری گذاشتم "فقط تماشای تو" با عکس یخ در بهشتی که توش دوتا نی بود و پشت زمينه کوله اش با درختای ولیعصر.نیلو پرسید واقعا منظورت اونه؟ گفتم اوهوم.
یکم ساکت موند. گفت فکرشو نميکردم.
.
.
گف دیشب که داشتم باهات چت ميکردم فلانی دید و گف که تو آدم خاصی هستی، منم تایید کردم.
هیچی نگفتم
پرسید الان چه حسی داری؟
گفتم از فلانی بدم مياد.
.
.
داشت پشت تلفن با یکی راجبه تاثیر نميدونم چی رو فلسفه ی نميدونم چی حرف ميزد
داشتم فکر ميکردم چه جوریه که انقدر انقدر انقد
جدا دلم ميخواد بشینم، چشمامو ببندم و باد رو در حالی که توی موهام دست مي کشه حس کنم، گرمای خورشید روی صورتمو ببلعم و روحمو بشورم پهن کنم جلوش تا خشک بشه :/ از خنکی هوایی که توی ریه هام ميفرستم به وجد بیام، و از شنیدن صدای یه پرنده سرمست بشم .
مسئله اینه که بعضی وقتا فکر ميکنم انقدر زیادی بزرگ شده، عجیب، حس یه گلوله برفی غلتان رو ميده که جلوشو گرفتن سخته گاهی، دید منطقیم رو ميگم (البته اینکه اسمش دید منطقی باشه جای بحث داره.). اجازه ی لذت های کوچیک
 
تا بهار نارنج نیومده :دی و به سوالم خرده نگرفته بیاین بگین :)))
اگر حرفی از حق براتون پیش بیاد طرف حق رو ميگیرین یا طرف خانواده تون ؟!
مثلا یکی از اعضای خانواده تون ،  عزیزترین شخص بهتون حق رو نگه
 ولی حق رو کسی دیگه ای بگه طرف حق رو ميگیرین ؟!
یا اون شخصی که بهتون خیلی نزدیکه (عزیزتونه ، همسرتونه ، داداشتونه ،
 خواهرتونه ، برادرتونه ، هر کسی که بهتون به نسبت اون شخص به شما نزدیکتره) 
 و نميخواد قبول کنه حرف حق رو !!؟
  
 
 
+
ب ن :
حتی اگر حق به ضرر
یه پسره بود که باهم رفیق بودیم چند سال قبل ماشین زد به مادرش و فوت کرد، این دیه مادرشو گرفت و یه مغازه طلافروشی زد، البته نه فروش طلا و جواهر، از این مغازه هایی که طلای دست دوم ميخرن و این چیزا.خلاصه بعدا فهميدم این اصلا کار طلا نميکنه، از کسایی که پول لازم دارن طلا ميگیره و بهشون پول نزول ميده، از اونجاییم که ميگن سود طلافروشی ۷ درصده، پولو با بهره ماهی هفت درصد ميداده به مردم، پارسال بهم گفت بیا یه مغازه یه جای پرت تو پاساژ بگیر که اجاره مغ
سوئیت تک نفره در تهران آزادي
سوئیت
تک نفره در تهران آزادي یک واحد آپارتمان تک خواب و فول مبله مي باشد.
واحد در طبقه سوم ساختمانی 5 طبقه قرار دارد. ساختمان دارای آسانسور و
امکانات کامل مي باشد. مساحت واحد مذکور 45 مترمربع است. دکوراسیون تميز و
شیک ، نقشه بی نقص ، نورگیر خوب ، کف پارکت ، پنجره دو جداره ، موقعیت
مناسب محلی و . از مزایای دیگر این سوئیت به شمار مي روند.
امکانات و مشخصات کلی سوئیت تک نفره در تهران آزادي

دارای بالکن با ویو بسیار زیبا
روش جدید رفع ریپورتی تلگرام 2019 – 98 , رفع ریپورتی در تلگرام تنها
در چند ثانیه , برات رفع ریپورت در تلگرام,ربات رفع ریپورتی رایگان

این ربات تلگرامي که برای پیام دادن افراد ریپورت شده در تلگرام کارایی
دارد ، برای کاربران فارسی تلگرام به مناسبت سال 98 ارائه شده است. رئیس
بخش توسعه ی ربات های تلگرام فارسی در مورد قابلیت های این ربات مي گوید :

این ربات تلگرام به کاربران اجازه مي دهد تا در عین حالی که ریپورت
هستند به افراد ناشناس پیام بدهند و ب
یه شب سرد زمستون وقتی که فکر ميکردم همه چی بینمون تموم شده این اهنگو پلی کردمو سرمو تکیه دادم به شیشه اتوبوس، شاید باورت نشه ولی کل شش ساعت راهو گوشش دادم. اگه من بتونم بگذرم از این شب تاریک، فردا صبح ميام به دیدن تو. فکر ميکردم اون شب تاریک هیچوقت تمومي نداره و هیچوقت دیگه نميبینمت. همه چی خاکستری. ولی بعد از یه هفته نتونستی طاقت بیاری. تو ميای از دور. رفتیم همو دیدیم خندیدیم یادمون رفت چی شده بود یادم رفت چی شده بود. این بهترین لحظه رو
اولین بچه ای که بهش برخوردی و موقعیتش پیش اومد ازش بخواه یه نقاشی از شیطان برات بکشه
بدون شک یه موجود شاخ و دم دار ميکشه با چشمان قرمز و اندام پر از مو و وهمناک با قداره معمولا خونینی که تو دستشه
غافل از اینکه گاهی شیطان زیباترین فردیه که ميشناسيمش
گاهی آرامش بخش ترین صدائیه که شنیدیم
بذار اینجور بگم شیطان بیش از اینکه با اخم و تشر کسی رو از مسیر خارج کنه، با دوستی و رفاقت مي کنه.
پس کاملا منتظر باش با یه شاخه گل بیاد دنبالت
منتظر باش دست به گر
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب