نتایج پست ها برای عبارت :

دلم مثل حالم پریشونه امشب تو دلسوز من باش معین

خیلی بهم ریختم امشب.خیلی.ولی خوبم الان.حالم بهتره.+گاهی وقتا یه حرفایی هرچقدر هم كه ساده باشه بدجور دل ادم میشكنه.خیلی دلم شكست امشب.اشك تو چشام جمع شد.ولی با وجود همه اینا یه خوبی كه وجود داشت این وسط این بودش كه دیگه مُرد واسه من.+امشب ارزو كردم واسه همیشه دور شم از این شهر.اونقدر دور شم كه دست هیچكس بهم نرسه. 
Ehaam
Taab o Tab
#Ehaam
امشب از دیدنمان 
همه انگشت به دهان می مانند
همه خوب حال مرا 
حالو احوال  مرا میدانند
گل نیلوفر من آتشی تازه بیا برپا کن
من که در تابو تبم تو بتابانو شبم زیبا کن
بیا در شهر دل من پادشاهی کن
این توو این دل من هر چه تو خواهی کن
ای امان ای امان ای امان از منو حالم
وای عجب ماهی
تو چه دلخواهی
تا ابد با من بگو همراهی
عاشقی باتو دردسر دارد
دل تورا امشب زیر سر دارد
به چه شبی بگو امشب مارا می طلبی
بگو همچون من در تابو تبی در تابو تبی
تاج سرم مگ
وقتی کاری بهم سپرده شده، به هر دلیل کند انجام میشه و یکی بتمن وار و زورو صفت وارد میشه که کمکم کنه جمعش کنم حالم از دو تا چیز به هم می‌خوره:
1. خودم، که چرا انقدر کندم!
2. خیّر محترم و طفلکی و دلسوز و آگاه به زمان‌بندی خروجی‌های تشکیلاتی! :دی
دست خودم نیست. کمال‌گرایی و تمامیت‌خواهی مجموعا من رو برده، انگشتام رو فرستاده برای خانواده‌م!
حالم کمی گرفته، خشم دارم از عین و چس کلاس‌هاش. چیا هربار و هربار میشینه واسه ما کلاس میذاره و باید بشینم و تماشا کنم و گوش بدم. امیدوارم کارشون درست نشه هیچ‌وقت حالا یا برن یا بمونن دیگه فرقی برام نداره.
حالم کمی گرفته، خواب س رو دیدم که باهاش در رابطه‌ام و دوسم داره ولی بهم خیانت می‌کنه و من رنج می‌برم و سکوت می‌کنم. خواب ش رو دیدم و مادرجون و گربه.
حالم کمی گرفته ولی باید امروز هرجور شده کار پایان‌نامه‌ام رو تموم کنم.
حالم کمی که چه عرض کن
دانلود آهنگ جدید مجید خراطها امشب چته
Download New Music Majid Kharatha – Emshab Chete
پخش بزودی – دمو آهنگ اضافه شد

مجید خراطها امشب چته

امشب چته همش رو اعصابی چرا
امشب چته اصلا نمی خوابی چرا
امشب چته دوباره بیتابی چرا
امشب چته با کی کجا بودی
امشب چته فاز تموم خنده هات
امشب چته سرخه چشات
امشب چته امشب چته
بس کن برو و خاطره هاتو هم از یادم ببر
تنها چیزی که دادی قرصای خوابه ببر
پاشو برو! این بی کس دیوونه رو تنها بذار
امشب ولی عمدی برو شیرای گازو وا بذار
مردن برام ر
حوصله ندارم. بی خیال تمام جزوه های پخش شده تو اتاق با میم میرویم یک کافه میشنیم.صدای بلبل،حوض آبی اما حالم خوب نمیشه .از میم جدا میشم تو خیابان راه میرم حالم خوب نمیشه چایی نبات درست می کنم‌و پنجره را باز می کنم حالم خوب نمیشه .دیگه هیچ وقت حالم خوب نمیشه دلم می خواهد برم کوه ،بام  شهر و بلند بلند گریه کنم.  از کوه اومدم پایین دیگه هیچی یادم نباشه .دلم می خواهد تمام شم .
کاش هر چه زودتر برن از اینجا، راحت بشم ازشون ، راحت بشم از این آدمای عهد قجری و احمق . 
گلی به خودت قول بده روزی که قرار شد برن ، حتی واسه خداحافظی هم نری. 
این بند عاطفی رو پاره کن بنداز دور داری خفه میشی . حالم ازشون بهم میخوره 
از اون دخترای فامیلی هم که زود و توی سن کم نامزد میکنن چندشم میشه و حالم بهم میخوره چون یک مشت احمق و بیشعورن که کل هنرشون شوهر کردن و باعث میشن پدر و مادر بی فرهنگ ما هی اونا رو بکوبن تو سرمون. حالم از همشون بهم میخوره عو
از امشب ماه باید تیره باشه
باید تاریک شه باید بگیره
اونی که خیبر و میکند از جاش
یکی باید که دستاشو بگیره
تموم درد زینب اینه امشب
نباید حیدر زهرا بمیره
از امشب کربلا آغاز میشه
از امشب دختر مولا اسیره
اخه سخته یه دختر بعد باباش
تموم ارزوش اینه ،بمیره
پاشو مولا نباید ،نه نباید
کسی حیدر رو اینجوری ببینه
پاشو شمشیر ها رو تیز کردن
بلند شو تا دل زهرا نگیره
از امشب ماه باید تیره باشه
نباید حیدر زهرا بمیره
#حمید_رفائی
⛭ @hamidrefaeipoem
خیلی عجیبه که اون همه حس خوب  از بین رفته باشه:)  اینو امشب متوجه شدم.:)نمیدونم اون لحظه به چی فکر میکرد ولی من به متن بالا فکر میکردم.:)+عجیب دلم یه ادم واقعی میخواد كه ساعتها بشینه كنارم و باهاش حرف بزنم فقط.دیگه اینجا نوشتن حالم خوب نمیكنه.نمیدونم چرا.دلم یه ادم واقعی میخواد.میام اینجا كلی تایپ میكنم یه بار میخونمش پشیمون میشم و همه رو حذف میكنم.دیگه اون حس خوب ندارم بهش.حس میکنم پر از حرفم.مثل وقتاییم كه بغض میكنم ولی گریه نه.تك تك
 از دور نیمه نهایی مسابقات رمضان فوتسال جوانان شهرستان گرگان امشب از ساعت ۲۳:۳۰ در سالن امام خمینی گرگان فوتسالیست های پدیده غرب گرگان در برابر نوده ملک صف آرایی خواهند کرد.امیدواریم فرزندان روستا امشب برنده بازی و یکی از دو فینالیست این مسابقات باشند. اغذیه میخوش با مدیریت مظلومی حامی فوتسالیست های جوان نودیجهنودیجه آنلاین
داشتن حس و حال خوب هم آرزوست! 
مدتیه که حالم اصلا خوب نیست اما حدودای یه هفته ای هست که خیلی حالم بده، اونقدر حالم بده که احساس میکنم قلبم داره از جاش کنده میشه خودمم اصلا نا ندارم و بی حوصلم :|
یه حس مثل دست و پا زدن برای رسیدن به سطح آب از یه عمق ده متری واسه یه آدم ناشی که هر چقدر هم تلاش میکنه بازم نوک انگشت های پاش زمین رو حس میکنه .
امروز عصر رفتم باشگاه . خیلی عالی بود. ۱۴ کیلومتر . از بالا رفتن سن این که گذشت زمانی که پسرهای اطرافم سنشون بالاتر بود. الان اکثرا همه کم سن ترن. چه خوب شد صبر کردم هاهاها. امشب با ل مقاله رو فرستادیم واسه کری که ادیت کنه و خوشگل تر بشه. از فردا کار ک رو شروع می کنم تا تموم بشه. امشب احساس کنم خروارها خروار احساس به چه سرعتی امد بالا. وای چقدر اکوییلو رو دوست دارم . چقدر ارامش دارن این دو تا. 
هر روز که می‌گذره حس می‌کنم یک تیکه دیگه از خودم رو گم می‌کنم. مدام سعی می‌کنم همه چیز رو آروم نگه دارم. به دور از هر حاشیه‌ای. دلم نمی‌خواد دیده بشم. اگه حس کنم کسی راجع بهم حرف میزنه حالم بد میشه. وقتی فکر می‌کنم که چند هفته دیگه باید برگردم دانشگاه و دوباره سرک کشیدن آدم‌ها توی زندگی هم‌دیگه بهم استرس بده حالم بد میشه. من متاسفانه آدمی نیستم که بگم برام مهم نیست. شاید برای همین همیشه سعی کردم توی سایه باشم. دلم نمی‌خواد مرکز توجه بشم. یا
سلامسرکار بدلیل حقوق کم دیگه نمیرم
کارم شده پخش یه سری لواشک و آلوچه
وضع مالی عجیب دغدغه ام شده و نمیدونم چیکارکنم
بین دوراهی مهاجرت به تهران و یا ماندن در رفسنجان مانده ام
کاش توی زمین و زندگیمون گاهی یه کلیدهایی داشتیم که میتونستیم با فشار دادنشون از گزینه کمک استفاده کنیم و راه درست و غلط رو تشخیص بدیم
امروز نمیدونم چرا حال غریبی داشتم
بااینکه کنار خانوادم بودم و امروز حتی محمدرضا دوستمم دیدم باز حالم یه جوری بود
انگار کنارشونم ولی دل ت
دانلود آهنگ جدید مجید خراطها امشب چته
Download New Music Majid Kharatha Emshab Chete
آهنگ جدید مجید خراطها بنام امشب چته
امشب چتِ همش رو اعصابی چرا امشب چتِ اصلا نمیخوابی چرا
امشب چتِ دوباره بیتابی چرا امشب چته امشب چتِ با کی کجا بودی چشات
 
 
 
دانلود آهنگ با کیفیت 320
 
متن آهنگ امشب چته
 
آهنگ های مجید خراطها
امان از این نخوابیدن های الکی . داره حالم از خودم بهم میخوره برنامم به هم ریخته از همینجا میگم از فردا به این وضع مسخره خاتمه میدم دیگه واقعا حالم از خودم بهم میخوره اونم بخاطر این بیدار بودنا و صبح خوابیدن . درضمن بیدار موندنم کلا پوچ شده و هیچ کاره مفیدی نمیکنم فقط pes بازی میکنم روانی شدم از این وضع . از فردا کلا خوابمو تنظیم میکنم میرم سراغ برنامه هام و به این وضع تخماتیک خاتمه میدم . رمان کوری هم چند روز پیش بدستم رسیده باید شروع کنم . ح
خب بگم این چند روز رو طبق معمول جاوا اسکریپت کار کردم و آموزشا رو دیدم . الان به مبحث Timing functions رسیدم که مبحث خیلی مهمیه توی جاوا اسکریپت . به احتمالی خیلی زیاد امشب تمومش میکنم . بعدش دیگه لذت اصلی شروع میشه . یعنی Jquery . دیگه باید رو خلاقیت و کد های باحال کار کنم از جمله انیمیشن های تحت وب و از اینجور چیزا . 
تا بادا چنین باد ;)
مردم شهر به گوشید .؟
امشب همه ی میکده را سیر بنوشید .
با مردم این کوچه و آن کوچه بجوشید .

دیوانه و عاقل همگی جامه بپوشید .
در شادی این کودک و آن پیر زمینگیر و فلان بسته به زنجیر و زن و مرد بکوشید .
امشب غم دیروز و پریروز و فلان سال و فلان حال و فلان مال که بر باد فنا رفت .
نخور جان برادر به خدا حسرت دیروز عذاب است . مردم شهر به هوشید .؟
هر چه دارید و ندارید بپوشید و برقصید و بخندید که امشب سر هر کوچه خدا هست .
روی دیوار دل خود بنویسید خ
1. یک حالتی امشب آمد سراغم که یک ماهی بود پیدایش نبود
کمی بعدش فکر کردم که موضعم چه باید باشد، یاد مواضعم افتادم :)
2. حرف تلخی شنیدم که پشت سرم گفته شده. شاید دو ساعت نشده باشد از شنیدنش. البته پیش رویم پیش از این شنیده بودم و این خصوصیت حرفهای تلخ است که زهرشان گرفته نمی شود. الان البته حالم بهتر است. آنقدر تلخ و وحشتناک به نظر نمی آید
همین که زمان میگذرد و حال دوران ثابت نیست خودش کلی حرف است. به هر حال تصمیمم این است که از این قبیل مسائل نرنجم.
3.
یه شامپویی دارم که بوش برام خاطره‌انگیزه اگرچه هر تلاشی کردم نتونستم معين کنم که مربوط به چه خاطره‌ای هست. اونچه ازش در ذهنم ثبت شده یه حال خوب عاشقانه هست و خب همین کافیه که هربار احساس فقدان کردم رفتم و این شامپو رو به موهام زدم و حالم خوش شد.
یه چیزهایی واقعی نیست مربوط به بازنماییه و خدا میدونه چقدر عوامل در این بازنمایی دخیلند. انگار کن داستان زندگی خودت رو بنویسی.
چقدر یه شب می تونه سخت بگذره وقتی پیشم نباشی چه قدر. الهی فدات بشم امیدوارم خواب بخوابی و آروم باشی الهی فدات بشم عزیزم. .دوستت دارم زندگیم نمی تونم الان حال خودم را وصف کنم الهی قوربونت بشم فقط امیدوارم که امشب زودتر تموم بشه الهی قوربونت بشم نازنینم .دورت بگردم زندگیم سخت گذشته تا الان خوب بخوابی الهی قوربونت بشم نازنینم. .عاشقتمممممممممممممممممم عارفه من امیدوارم خوب و آروم خوابیده باشی خانمم،لاقعن این تنها چیزی که الان می
امشب جشن عقدِ یکی از اقوامِ مادری بود،بعد از سالِ نودویک که عقد دختر داییم بود، خاطرم نمیاد مجلس عقد دیگه ای از طرف خانواده مادریم رفته باشم.هرچی فکر میکنم چیزی خاطرم نمیاد قاعدتا من تو سن ازدواج بودم از اون سال به بعدولی خب سالها به سرعتِ برق و باد گذشتند و منم که هنوز یارِ گمشده رو پیدا نکردم
چیزی که امشب برام شوکه کننده بود دیدنِ آدم ها تو یه قالبِ دیگه بود!بچه هایی که اون موقع دبستانی و کوچولو بودن الان در شرف دانشجو شدن هستنیا بچه ه
عمل جناب میم به سلامتی انجام شد و دکتر براش ده روز مرخصی و استراحت نوشت و انجام هرگونه فعالیت سنگین رو منع کرده و به هیچ عنوان نباید کاری بکنه که به کمرش فشار بیاد و نباید چیزی رو برداره و جابجا کنه و.
من ولی حال دلم خوبه این روزها و با کلی عشق پرستاریش رو میکنم.از نظر مالی و روحی خداوند انگار نگاه ویژه ای به ما داشته و کلی اتفاق کوچیک کوچیک خوب این مدت افتاد و من ممنون این نگاه و این توجه اش هستم.خانواده میم و بخصوص خواهرش هم این چند روز کمک حال
آرامشی که به خودم میدم کاملا موقتیه
اولش خیلی حالم خوب میشه ولی چند ساعت بعد دوباره همونم
23 روز گذشته اما هنوز انگار زیر بار این نرفتم که پیش هم نیستیم.!
به هر بهانه ی کوچیک و نامربوطی بهم می‌ریزم.
با اینهمه، توی این 23 روز فقط سه بار گریه کردم ها
ولی درونم آروم نیست.
مخصوصا از وقتی همسر هم دیگه دلتنگی هاش معلوم شد.
امشب اولین شب قدره
بجای این‌که 4 صفحه قرآن بخونم و با معبود خودم حرف بزنم و ارتباطم رو قوی کنم، تا قوی بشم،
دارم شکایت می‌کنم که چر
#جشن_نامزدی
 
دلم شاده که شادی میزنه موج/   گلم مسرورم امشب
دگر غم از دلم امشب گند کوچ/گلم مسرورم امشب
میخوام یاری بگیرم همدمم شه/  گلم مسرورم امشب
شب نامزدیِ دو همدل وزوج/گلم مسرورم امشب
 
دلم پر شوره امشب/جهان پرنوره امشب
شب نامزدی دل مسروره امشب
 
خدا یارقشنگی قسمتم کرد/گلم مسرورم
امشب
یک همراز ویه همدل نعمتم کرد/،،،
کسی که برتر  از حوربهشت است/،،،
خدا این حور جزای همتم کرد/،،،
 
دلم پر شوره امشب/جهان پرنوره امشب
شب نامزدی دل مسروره امشب
 
ع
فقط برقصید.
امروز به طرز وحشتناکی ناامید بودم بعد تصمیم گرفتم کمک مادرم کنم یکم حالم بهتر شد ولی آخرش مثل تمام شب هایی که توی خوابگاه دلتنگی و حال بد من رو میکشوند وسط سالن ورزشی و اهنگی کوردی میزاشتم و با تمام وجودم می رقصیدم می رقصیدم می رقصیدم تا آدم جدیدی متولد می شد زهرایی آرام انسانی که تمام درد ها و غصه هایش با تمام حرکاتش ریخته بود و من بودم یک دختر نورانی.
امشبم رقصیدم بعد آرام گرفتم نمازم رو خواندم و بعد دعا کردم حالا حالم خوبه و وقتش
من متوجه زیبایی‌های جهان نمی‌شوم. احتمالا دلیل اصلی‌اش آن باشد که زیادی تا کنه واقعیت‌های وجودی زندگی پیش می‌روم. من از این دست دوستداران فلسفه هم نیستم که در باب چگونگی حرکت جهان فلسفه ببافم و یا پیرو نظریات قدما شوم. مساله‌ی من، جهان، و زندگی بسیار بنیادی‌تر از آن است که بتوانم روی قله‌های زمثبت‌اندیشی و زیبا نگریستن به جهان و وقایع بایستم. مساله‌ی من مواجهه و کنار آمدن با انسان فانی و تنها است. مرگ و تنهایی دو مساله‌ی مهم و همیشگی م
این ست که د ر راستای عدالت محوری و استفاده از ظرفیت و توانمندی اسطوره ها بهره بگیرند وجود حاج آقا کوهکن به عنوان یک نخبه و دلسوز برای جامعه کشاورزی سیستان شناخته شده است امید واریم از ایشان در پیشبرد اهداف تعریف شده کشاورزی منطقه سیستان کمک بگیرندابادی (روستا ) در سیستان ----نهور
کاش میموندی خانوم کوچولو کاش حالا که بعد ده سال اومدی میموندی کاش حالا که قلب کوچولوت تشکیل شده بود میموندی کاش حالا که اروم با پاهای کوچولوت لگت میزدی میموندی کاش حالا که شده بودی همه ی دنیای مامان بابات میموندی کاش بودی چشمای مامان وبابات که فکر میکردن همه دنیا تو چشمای تو جمع شده میدیدی کاش میموندی ولباس چین چین صورتیدا میپوشیدی ودلشونا میبردی کاش فقط 3ماه دیگه تحمل میکردی. بمیرم که امشب اخرین شب سه نفر بودنتونه بمیرم که امشب باهم نشس
سرم گذاشتم روی بالشت اشکم اومد پایین دلم خواست میتونستم و میشد به ژینو پیام بدم و بگم امشب واقعا از ته دل برای اولین بار احساس دلتنگی شدیدی نسبت بهت کردم،اونقدر که اشکم ریخت بعد اون تابستون لعنتی امشب اولین بار بود که بغض کردم بابت اینکه دیگه دوست نیستیم و ازت بدم میاد.
واقعا چی میشه که این میشه؟دلم تنگ شده واسه خیلی چیزا خیلی چیزا هیچکس نمیتونه بفهمه چقدر اشک دلشون میخواد بریزن پایین از چشام،بچه شدم میبینین؟.من خیلی چیزا از دست دادم که هنو
دیشب غصه ها خندیدن!امشب گمشدمو پیدا کردم رفیقی که حراقل دو ساله نداشتیم همو خیلی خوشحال شدیم اونقدر ذوق !! خیلی چیزا تو فکرمه! خیلی حرفا، 
اصلا یادم رفته بود خوبی هم هست! میخاستم شبیه همه ی اونایی باشم که تنهام گذاشتن همه اونایی که بی دلیل بدجنس بودن و اونایی که الان داره مشخص میشه چی ان ولی امشب حسابی فکرام بلند داد میزنن! که همین جوری بمون ! حالا که یاد گرفتم زندگی کنم بین این مردم میتونم مواظب خودم باشم.
هنوز تموم نشده
نباید آفریدگار
سلام
نمیدونم چیشده اما حس میکنم خیلی همچی سرعت گرفته من واقعا بزرگ شدم واقعا دیگ ترسیدم یه لحظه که سال پیشمو قبل کنکورمو دیدم فقط خواستم اایمر بگیرم من پر تصمیم اشتباهم اما این دفعه خیلی بزرگ شدم اره میترسم از ادامه دادن راه های اشتباه میترسم من میترسم 
دیگه خیلی دیره 
تو غیر قابل تغییری 
تو نمیتونی
تو باید راهیو که همه میرن بری
تو باید بشینی سرجات
اینا حرفایه که خیلی به گوشم میرسه اما خوبیش اینه از سد دفاعی فاطمه عبور نمیکنه ا
از بیرون اومدم ماسك موهامو گذاشتم منتظرم تایمش تموم شه برم دوش بگیرم.تازه رسیدم خونه.اومدم تو اتاقم در بستم كه صدای هیچكس نشنوم.خیلی ناراحت شدم امشب.خیلی زیاد.دلم به حال خودم سوخت كه باید همچین وضعیتی رو تحمل كنم.خیلی خسته ام از این وضعیت.ولی میدونم میگذره تموم میشه راحت میشم از همه این سختی ها.دختر خالم سالها قبل یه حرفی زد كه هنوز تو ذهنمه.اونشبی كه این حرف زد با خودم فكر كردم مگه میشه ادم همچین حسی داشته باشه؟ اصن امكان ندارهول
.
.
میدانـے
امشبــ چو دیگر شب ها باز هم دلمــ هواے عطرٺــ را ڪردهـ.
هر چہ برایش میگویمـــ ڪ اے دل تو لیاقٺــ آن صحنــ و سراے را ندارے.
نمیشنود. دل اسٺ دیگر منطق ندارد.
امشبــ دلمــ میخواسٺ روبہ روے گنبدٺ باشمــ.
لب ها را بدوزمــ و فقط چشمــ باشمــ.
امشبــ دلمــ حال و هواے مشہد دارد 
هـے میگوید ڪ منــ امام رضا دوسٺ دارمـ.
امشبــ دلمــ بیدارے میخواسٺ.
بیایم در صحن بنشینمـــ.
تڪیه زنم بر در و دیوار حرمٺ.
زائرانت را نگاهـ ڪنم.
پرچمتــ را ن
احساساتی که جدیدا بهم دست میده خیلی متفاوت تر شده،شاید عادت کردم نمیدونم اما دیگه از یکباره ایجاد شدن تغییرات ناراضی نیستم،شبیه یه گل مقاوم شدم،شاید مثال گل یکم خودخواهانه باشه اما واقعا منظورم زیبایی و ظرافتش نیست،گلی که رسیدگی خاصی بهش نمیشه و نه خاک خوبی داره نه نور مناسب دریافت میکنه و حتی دیر به دیر بهش آب میرسه،اما زنده س!گل های زیادی داشتم،خیلی از اونها بارز حقیقی تشبیه من بودن؛
حالشون خوب بود بی اهمیتیهای من رو تحمل میکردن،اما یه
این روزها حالی دارم که نمی دانم به مناسبت افزایش سن است و گذر عمر یا معلمی کردن و کسب تجربه.چقدر نیاموخته دارم و چقدر بیهوده و کم عمق است آنچه که خیال میکردم آموخته ام و در دست دارم.کاش آن زمان که خام بودم و بی تجربه و به دنبال بطالت و لذت، میفهمیدم و میدانستم آنچه امروز میدانم و میفهمم را.آن زمان دلسوز خودم نبودم و امروز هم.آن زمان سر به هوا بودم و امروز هم.درس زندگی باید آموخت. درسی برای تمام عمر و تمام ابعاد زندگی، که غیر ازین بی حاصلی و بی خبر
اومد
الان که دارم مینویسم استخونای صورتم درد میکنه .
خراب بود حتی خیلی خراب تر از چیزیکه فکرشو میکردم
از اون موقه تا الان دارم گریه میکنم . فکر کنم تا یه سال دیگه این وضع ادامه داره
از اون موقه تا الان نخندیدم  و فکر نکنم به هیچ دلیلی تا سال دیگه هم بخندم
(البته اینجوری شبیه کسی میشم که خیلی ازش بدم میاد ولی چیکار کنم ؟  حالم داغونه)
هرجور فکر میکنم  هیچ اتفاق خوشحال کننده ای ممکن نیست بیوفته . اما نا راحتت کنندهه هاهیچ وقت تموم نمیشن
خودمو تو ا
امروز غم انگیزترین روز زندگیمه 
امروز من کاری کردم که می دونم از نظر عقلی به نفع جفتمونه اما دل هر دومون مخصوصا دل اون به درد اومد. 
نمی دونه من چه حالی ام، نمی دونه دیشب تا صبح با خودم کلنجار رفتم و صدبار زدم زیر گریه، نمی دونه که الان ده روزه تمام مدت سر درد دارم، نمی دونه، هیچ کدوم رو بهش نگفتم؛ چون دوست ندارم غم هام رو بدونه، دوست ندارم حال بدم رو بدونه، دوست ندارم بدونه چقدر از این که مجبورم دوسال رو . :(( ولی مجبور بودم. چاره ای برام نمونده
این پست با حس زیبای موسیقی خاتون عزیزم نوشته شده. همزمان پلی کنید و بذارید موسیقی به پست من، روح بِدَمه :)
امشب ماه گرفت. مثل سال‌هایی که دبیرستانی بودم و هرشب ساعت‌ها محو آسمون شب می‌شدم، رفتم که بین ستاره‌ها دنبالت بگردم.
شهر پر از نور و چراغ‌های اضافه بود. ندیدمت. دلم برات پر کشید. دنیا تنگ تر شد.
میدونی! وقتی دل آدمیزاد قد یه سر سوزن می‌شه، هیچ دو دوتایی، چهارتا نمی‌شه. بیا امشب رو تا صبح زیر طاق آسمون کنار هم بمونیم. مثلا عطرت بپیچه تو
دیشب شب بدی بود. تا ساعت دو مشغول انتخاب واحد دانشگاه همسری بودیم، ساعت دو و نیم یه دفعه درد وحشتناکی توی دلم پیچید جوری که حتی نمیتونستم صاف وایستم. گفتم صبر کنم خودش خوب میشه ولی همسری مجبورم کرد بریم اورژانس، ساعت سه وارد اورژانس شدیم ، انقدر شلوغ بود که باید تو نوبت وایمیستادی تا تخت خالی شه دکتر معاینت کنه. 
دکتر یکم معاینه ام کرد و برام آزمایش و آمپول مسکن نوشت، یکم دردم بهتر شد و آزمایش دادم. ساعت چهار برگشتیم خونه تا منتظر جواب آزمایش
گاهی اوقات دربززخ گیر میکنیم و یادمون میره که باید قوی باشیم باید محکم قدم برداریم. دوهفته ای برزخ من طول کشید تا بتونم خودم رو جمع کنم.ولی حال خوب نعمته.حال خوب رو خانوم فسقل به من داد با یک دنیا محبت صادقانه ای که این فرشته داره حالم خوب شد و برزخ تمام شد.یادم افتاد که این خانوم کوچک حاصل اینهمه زحمت و درد سالهاست که روز به روز برناتر وفهمیده تر میشود. میوه ی زندگی من سرحال و پرنشاط رشد میکنه و با دانایی عجیبی درمسیر موفقیتی گام برمیدارد. معل
شبایی که حالم بده زود میخوابم که به چیزی فکر نکنم
شبایی که حالم بده زود میرم تو رخت خواب ولی تا صبح بیدارم
شبایی که حالم بده خوشحال و خندون شب بخیر میگم و میرم تو اتاق چراغو خاموش میکنم در رو میبندم و تا صبح گریه میکنم .
.
.
.
داشتم به این فکر میکردم که وقتی برم خونه خودم دیگه انقدر نمیتونم تو حال خودم باشم و . باید خوشحال شب بخیر بگم و بخوابم بدون اینکه اشکی از گوشه چشمم بالشتم رو خیس کنه . باید انقدر غم هامو بریزم تو دلم تا غمباد بشن ، باید غص
خدایا خودت میدونی چی میخوام.
نمیام هِی الکی همشو برات بازنویسی کنم.بیکار هم نیستم.خودت میدونی این روزها چقدر گرفتارم.حتی یه مدته فرصت نکردم به آرزوهام فکر کنم.
آرزوهام تغییری نکرده ، همون قبلیان.همونا که هیچ وقت نشد.همونا که داره از یادم میره.
خدایا ، بعضی وقتا حس می کنم میتونی ولی کاری نمی کنی.ببخش رُک حرف میزنم.من اصولا آدم رُکی نیستم.اما امشب فرق میکنه.امشب شب آرزوهاست ، پس لطفا لَج نکن باهام.انصاف نیست.
سال ۹۸ نزدیکه.همون دم تحویل
هوالرئوف الرحیم
اصلا نیاز نشد پیش دکتر بریم. خودش خوب شد.
امشب بعد دو سال رفتیم خونه ی این یکی ها. خوب بود خیلی خوش گذشت.
در نهایت ولی فسقلک کاری کرد کارستون. شستیم و آب کشیدیم و رفت پی کارش. حالا یاسمین هی می گفت. گفتم:
"مگه تو نمی کنی ازین کارها؟"
هم خودش هم مامان باباش بدشون اومد. ولی دیگه تکرار نکرد. 
رضا میگه یادشون می ره. ولی من می گم نه!
بگذریم.
امشب شور بامیه خوردم. و مربای لیمو ترش. م بود. هنوز مزه شون زیر زبونمه.
روز هشتم
نمیدونم شمایی که داری این مطلب رو میخونی تا حالا عاشق کسی شدی که دوستتون نداره ؟
کسی که میخوای کنارش باشی اما اون نمیخواد کنارت باشه
کسی که وقتی پیش اون هستی احساس خوشبختی میکنی ولی اون وقتی کنار تو هست حتی ذره ایی احساس نمیکنه خوشبخته
کسی که هر لحظه و هر ثانیه باهاش حرف میزنی جلو اینه ،حین راه رفتن ،بیدار شدن اما اون حتی لحظه ایی هم بهت فکر نمیکنه
کسی که میخوای تا اخر عمرت باهاش باشی اما اون نمیخوادت
نمیدونم تا حالا برای شما هم پیش ا
ساخت زیباترین ویلاها در شمال کشور

 وقتی آینده کارتان را قبل از انجام ببینید چقدر لذت بخش خواهد بود ؟؟؟ما شما را با خبر خواهیم کرد .مدیریت پروژه از طریق کنترل هزینه و زمان استفاده از نیروهای دلسوز و متخصصطراحی هنرمندانه - نظارت دقیق و مهندسی - اجرای ماهرانه و هوشمندانههمه این موارد باعث متفاوت ساختن پروژه های ماست . ( شرکت پیمانکاری آتیه سازان عمران کادوس گیلان )
من کسی را همین امشب همین ساعت خوشحال کردم :)
همیشه میگفتمـ آدمـ وقتی میتونه کسی رو خوشحال کنه که خودش خوشحال باشهکسی میتونه یه نفر و آروم کنه که خودش آرامش داشته باشه
اونقدری دنبال خوشحالی و خوشبختی و دل آروم رفتمـ و نشد 
که الان با یه دل حسابی شکسته و یه ضعف بزرگ بهم میگن چقدر صبور و قوی تو ( اونی که منو توی ضعفمـ ندیده ) من بیمار نیستم من ٩٠ سال ندارم ولی اونقدرا پای درد بیمارا و تنهایی ٩٠ ساله هایی که هر روز توی بیمارستان میبینم نشستمـ که بت
اصلا شرایط طوریه که نمیتونم بیان کنم!
بگم حالم بده؟دیگه تکراری شده.
مزخرف،دو روز از کلاسای هنرستان و یه جلسه کلاس زبان از دست دادم،سفر و گرما و حالِ بد.
واقعا از خورشید متنفرم خورشید باید وقتی من میرم خارج از خونه پشت کوه ها بمونه تا من کارم تموم شه بعد اجازه بگیره بیاد سرِجاش.
بابام دوست داشته اسم منو بذاره خورشید،اسم قشنگیه اما من گرما رو دوست ندارم.
دوتا کتاب خریدم که بعدا راجبشون حرف میزنم.
منو خاموش دنبال نکنین من میمیرم‌.
دلم میخواد با
عصری هوا ابری و گرفته و فوق العاده گرم بود.میم هم نبود.کارامون رو کردیم و دخترها پیراهن صورتی و شلوارک مشکی پوشیدن و تل زدن به موهاشون و ست کردن با هم و رفتیم خونه دایی بچه ها.برگشتنی یه تلفن داشتم از همونا که بعدش دل آدم آشوب میشه.باید به این احساس بد بی توجه باشم تا خودش کم کم رفع بشه.نباید بهش پروبال بدم.
فردا کلاس دارم و طبق معمول کارم مونده واسه امشب.اصن من از اون موقع که یادم میاد همیشه شب امتحانی و دیقه نودی بودم!چه تو دوران مدرسه و چه تو د
دانلود آهنگ جدید مجید خراطها امشب چته
دانلود آهنگ مجید خراطها به نام امشب چته کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ ، با لینک مستقیم ، همراه با پخش آنلاین و متن آهنگ
دانلود آهنگ فوق العاده امشب چته با صدای مجید خراطها از جوان ریمیکس
ترانه و موزیک: مجید خراطها, تنظیم: مجید الماسی
Download New Music Majid Kharatha – Emshab Chete

جدیدترین ساخته مجید خراطها در تاریخ ۹ مرداد منتشر شد.
ساخته جدید مجید خراطها، امشب چته نام گرفته است.
این موزیک در سبک پاپ قرار دارد.
تنظیم حرفه ای این موزیک به
قبل از اینکه یادگیری PHP رو شروع کنم تو دوره جاوااسکریپت یکمی AJAX رو کار کرده بودم ولی به تسلط نرسیدم و درکش نکردم چون یه بخش خیلی مهمش وابسته به PHP بود . امشب با چندین بار تمرین پروژه وبلاگ تونستم به راحتی درخواست AJAX رو با جاوا اسکریپت بفرستم سمت سرور و اطلاعات رو بدون رفرش شدن مرورگر تو صفحه نمایش بدم . خیلی جذاب بود . خوب شد PHP رو شروع کردم تا قبلش فکر میکردم هرچی هیجان بود تو همون جاوا اسکریپت خلاصه میشد اما الان که تعامل این چندتا زبان رو با
 
عاقا من عاشق شدم :))
عاشق شیرین زبونی های برادر زاده ام شدم :)))
روزی بیش از ۴ - ۵  ساعت فقط با من حرف میزنه و از من نظر میخواد :))
و هی مرتب میگه عمه از خاطرات خوبتون بگین :)
خاطرات تون خیلی جالب و قشنگه و البته  هیجانی :))) 
امشب (دیشب)  باباش بخاطر اینکه دلش تنگ شده بود واسش :)
 مرخصی گرفت اومد خونه ولی ( بزنم به تخته )بچمون به باباش گفت :
شما برین من امشب دوست دارم پیش عمو و عمه و بابا حاجی بمونم :)))
بقول پری بچه مون (بزنیم به تخته) بهش خدا رو شکر این دو ر
خر وصیّت کرد : فرزندم ! بیا و ‌خر نباش !این همه خر بوده ای ، کافی ست ، پس دیگر نباش !
یا تلاشت را بکن با پارتی پُستی بگیر !یا فرار مغزها کن ! توی این کشور نباش !
کار کردن مثل خر در شأن ما هرگز نبود !همتی کن وارثِ این شغل زجرآور نباش !
سعی کن یا رانت خواری یا زمین خواری کنی !هر چه می خواهی بخور اما پی عرعر نباش !
آخورت را پُر کن و تنها خودت از آن بخور !بیخودی دلسوز اسب و قاطر و اشتر نباش !
از مترسک هم نترس ، اصلا به او جفتک بزن !لیک روی خط قرمزهای گاو نر نباش
شهداء اینجا حتا معنای شهادت رو هم دارن خراب میکنن اینقدر دورو شدن که از شهادت هم واسه پیش بردن هدف شون استفاده میکنن!! لابد فکر میکنن ما بهم برسیم از شهادت جا میمونیم هه! این که دیگه ثابت شده اس که شما دلسوز ما نیستید! و ثابت شده اس که معنای شهادت رو هم نمیدونید! حالا اگر خیلی نگران عاقبت بخیر شدن ما هستید مثل همیشه! محض اطلاعتون باید بگم که ما با هم شهید میشیم تا شما بعضیا بفهمین که همین که خدا هست کافیه تا شما بعضیا بفهمین خداوند محبت است ، م
بعله کارمون دراومد :) امشب اومده اینجا یه چمدونم آورده یکی دو تا پیرهنم تو کمد دیواری آویزون کرد. عملن باید این دسته حرها رو حالا اینجوری به زور تحمل کنیم. قربون خدا برم من دقیقن کجای زندگی م قراره روی آرامش رو ببینم؟ پسر ۲۸ سال چوب تو ماتحتت باشه خیلیه ها. کولر خاموش کرده، صدای تلویزیونو کم کنین صدای بلند حرف نزنین. دو تا پتوی تمیز تمیز رو از تو بسته بندی درآورده ریده بهشون که یه نر قراره زیر و روش پتو بندازه. این اگه فکر کرده من سرویس دهی ای قر
هر سال همین تکرار هرسال همین تکرار هر سال خودمونو گول میزنیم که سال نو و فلان و اینا واقعیت اینه همه این چیزی نیست جز مشتی خزعبلات که ما برا خودمون ساختیم . ما همه اش برای خودمون چارچوب ساختیم . هیچ چیزی جذاب نیست حتی لحظه مزخرف تحویل سال یعنی چه آخه ؟؟ سال رو تحویل میدیم خودمون اصن تغییری میکنیم ؟؟؟ یه نگاه به این جامعه تخمی بندازیم . همه ما مصرفی شدیم همه امون از عرف پیروی میکنیم نیازی نیست به جامعه نگاه بندازیم همین استوری های مسخره اینس
امروز از اون روزاییه که خیلی خسته ام . جسمی و روحی کم اوردم . هورمونام قاطی شده . انگار اصلا نمی دونم باید چیکار کنم . یه ذره استراحت کردم . یه ذره به کارای روزانه رسیدم . چهارشنبه 14 فروردینه و عید مبعث . ولی هیچ کس بهمون زنگ نزد . هیچ جایی هم دعوت نبودیم . دیگه توی این 13 روز همه ی مهمونی ها و برو و بیاها انجام شده . دیگه کسی حوصله نداره ! توی خونه موندیم و هر کدوم یه طرفی ولو شدیم . من هفت سین رو جمع کردم . خونه رو سر و سامون دادم . بچه ها رف
دوست داشتم اگر همه صبح به صبح یکبار زنگ میزدند و حالم را می‌پرسیدند، تو روزی سه بار زنگ میزدی تا جویای حالم بشوی!دوست
داشتم وقتی مریض میشوم اگر همه با یک پیام بهم توصیه میکردند که زودتر
دکتر بروم، تو سریع خودت را می‌رسوندی جلوی در خونه و زنگ میزدی میگفتی
"بیا پایین، با خودم میریم دکتر"
راستش دلم میخواست وقتی همه هفته‌ای یک بار از سر دلتنگی به من سر میزدند، تو هفته‌ای هفت بار دلتنگم میشدی و به دیدنم می‌آمدی!
دلم میخواست وقتی تولدم میشدبه ج
از آدمای جدید خسته ام از تمام مراسمات خسته ام آدم هایی که می نشینند روبه روی یک دیگر نظر می دهند میپرسند و بعد از هر نتیجه منفی همگی در سکوت مینشینن و در نگاهشان پر از حرفست که من از ترجمه تک تکشان بیزارم برای همین سرم را می اندازم پایین و دوباره سعی میکنم خودم باشم بخندم و فراموش کنم خانوادم چه انتظاری ازم دارن .
دفعه اخر چنان خورد شدم که نه حرفی برای گفتن داشتم نه رویی برای نگاه کردن به چشمان تک تکشان دلم نمی خواست خدا را صدا کنم یادم هست فردا
سلام نرگسم!
سلام عزیزتر از جانم!
امشب تو پیش من نیستی. مادرت دوست داشت برود خانه ی مادربزرگ من و یک روزی را آنجا با عمه های من سر کند. دوره ی نامزدی بعد از اینکه مادرت را آورده بودم اهواز و چند روزی را اینجا گذراند، برگشتیم اردبیل و یک بار به دایی اش گفتم: این دختر شما به پدر من می گوید: پدرجون! و به مادرم: مادرجون، این مشکلی ندارد اما اینکه به عمه های من بگوید: عمه جون، این را کجای دلم بگذارم؟ دایی مادرت و مادربزرگت و مادربزرگ مادرت که همگی آنجا ب
چقدر دلم میخواد حرف بزنم چقدر دلم میخواد بشینم تا صبح بنویسم و درد و دل کنم‌. ولی نمیدونم چجوری سر حرف دلم باز کنم. امشب یک چییزی فهمیدم که با بولد کردن خوبیای طرف اونو خواه و ناخواه مجبور میکنین و بهش انرژی میدین که خودش هی بهتر و بهتر کنه. با توجه و محبت.
داشتم با یه دوستی حرف میزدم بهش گفتم همه ما بدیای خودمون داریم حالا شما بدیای من برات اهمیت نداره ولی یکیم هس که اونقدر این بدیای من براش غیرقابل تحمل که حالش ازم بهم میخوره! ینی همه جور ادمی
گاهی وقتا حس میکنی تنهاترین تنهایی ، حتی با وجود نفسای گرمی که دور و برت هستند؛یه مادر مهربون و فداکار،یه پدر دلسوز و آرام کننده، برادرای عزیزتر از جان ، و بالاخره همسر و فرزندی که با اومدنشون به زندگی رونق و صفا بخشیدناما.نه ، فکر می کنم این زندگی دیگه اما نداره ، جز اینکه گاهی وقتا یادمون میره که همه ی ما توی این زندگی حقی داریم، گاهی وقتا فراموش می کنیم که این فقط ما نیستیم که محتاج محبت دیگران هستیم ، بقیه هم به محبت ما احتیاج دارند.ای کا
امروز حالم خیلی بد بود در جریانید که وقتی از اتاق اومدم یکیشون پیله کرد که چته ولی چیزی نگفتم آماده شدم رفتیم بیرون ی جفت گوشواره و کیف خریدم دیگه بیخیالش شدم هر چی میخواد بشه بشه ولی چرا اینو صد دفعه گفتم با هر کیم حرف زدم گفتم چرا ی اتفاق باید تکرار بشه وقتی داشتم به شفق میگفتم داشتم با صدای لرزون حرف میزدم صددفعه گفتم بهش گفتم خودت دیدی حالمو دیدی ی سال زندگی نکردم دیدی ی سال مردم خودت دیدی دیدی چیشد دوباره گریه میکردم هی تکرار شد این دیالو
دانلود آهنگ جدید ایهام تاب و تب 
دانلود اهنگ وای عجب ماهی تو چه دلخواهی به نام تاب و تب با صدای ایهام ( مازیار لشنی )
Download New Mp3 Music Ehaam – Taab O Tab

متن اهنگ تاب و تب ایهام
امشب از دیدن من همه انگشت به دهان میمانندهمه خوب حال مرا حال و احوال مرا میدانندگل نیلوفر من آتشی تازه بیا بر پا کنمن که در تاب و تبم تو بتابان و شبم زیبا کنبیا و در شهر دل من پادشاهی کناین تو این دل من هر چه تو خواهی کنای امان ای امان ای امان از من و حالم …وای عجب ماهی تو چه دلخواه
امروز یه روز متفاوت دیگه.
استاد گفت چند نفر که بهم انرژی مثبت میدن انتخاب کردم تا توی انجمن دور هم جمع بشیم و دعا کنیم و شمع روشن کنیم و یه سری کار دیگه که من زیاد راجب این چیزا اطلاعی ندارم.
برام عجیب بود که من بهش انرژی مثبت میدادم و خودم خبر نداشتم.
برگه اوردیم بیرون و گفت از کینه ها و خشم ها و ناراحتیامون بنویسیم همه چیو بنویسیم اسم هم ببریم از کسایی که ناراحتمون کردن،گفت لازم نیست متن بخونین یا به کسی نشون بدین؛
نوشتم،کلی نوشتم از تموم کین
امشب سجاد یه ویدیوکلیپ از یکی از ترانه های ابراهیم منطفی واسم فرستاد، اینقد صداش غم داشت که یه لحظه دلم واسه غم تنگ شد. یاد بقیه ی آهنگای رامی هم افتادم، خنیاگرِ جنوب. ظرفیتِ گوش کردنِ آهنگاشو ندارم تو این ایام. کلاً کم پیش میاد آهنگ گوش کنم (وقتی خونه ام، وقتی تنها و یه جای دور نیستم)، اینجوری هیچوقت خسته کننده نمیشه. 
داشتم میگفت، دلم واسه غم تنگ شده. واسه عصبانیت و ناامیدی نه! واسه یه نوع ناراحتی. عصبانیت و ناامیدی خیلی مزخرف و نخواستنی ان،
بسم‌اللهبعد از همه تلخی‌های ماه شعبان، شیرینی ماه‌رمضان، بهترین هدیه خدا بود، هست.اگر یادتان ماند و یادتان بود حقیر را در رمضان دعا کنید.پست بعدی بماندان‌شاءالله عید فطرپ.ن: یک توصیه از حاج اقا قرائتی، امشب دعای وداع ماه رمضان را بخوانید.
احساس میکنم یک جایی زانو به بغل نزدیک فن هواپیما نشستم. صدای کولر، صدای پنکه، صدای لپ تاپم. خسته ی روز هستم اما خوابیدنم در این لحظه مثل چشم بستن آدمی است که میداند یک جای خانه آتش گرفته. حالا شاید هم خوابیدم! اما به میم گفتم میترسم صبح ببینم از حجم محاسبات و داغی سیستم لپ تاپم به میز چسبیده!! این ترس امشب من است. ترس روزهایم همان چیزی است  که تو جلسه با معاون پژوهشی گفتم‌. این که بعد چهار سال شبیه آن چیزی شده ام که میخواستم باشم‌. و وقتی گفتم تو
هعی کنکوریای نود و هشت امشب از این استرس کشنده خلاص میشید اگه تا قبلش خودتونو خلاص نکنید. من که کلا به . بود _ببخشید_ برام کلا مهم نبود الان راحتم خونواده از این استرس درمیان و دست از پافشاری برمیدارن شایدم پا از دست فشاری برمیدارن.
جناب تدبیر و امید! هه. امید رو که تو جامعه کشتی تدبیری هم که ازت ندیدیم خواهشا" دیگه اون خنده ی مسخره رو نزن و بگو ما از نزدیک حواسمون ب مشکلات مردم هست! یکم جدی باش! منه جوون حالم از دولتت بهم میخوره میفهمی؟ توی دولت شما توی زمان ریاست جمهوری شما زندگی سخت شد و واسه خیلی ها غیر ممکن خیلی از جوون ها رو بی تدبیری شماها ب ناامیدی کشونده من هنوزم میگم که حالم از دولتت بهم میخوره.و اصلا ایمان ندارم ب اینکه بتونی چیزی رو درست کنی!
 
+ ما هر چی بخوا
سلام دوستان خوبمامروز خیلی خسته شده بودم از زندگی  حوصلم سر رفته بود و هیچ کاری به زهنم نمی رسید 
اصلا خیلی ناجور بود یه چی میگم یه چی میشنوید تا اینکه پاشدم یه وضو گرفته تا حالم جابیاد 
اتاقم خیلی بهم ریخته بود اصلا میخوایتم منفجر کنم اتاقم رو نمیدونید چه وضعی بود 
تا اینکه به کمک مادرم تونستم اتاقم رو جمع بکنم و یه تغیر بدم از اون موقع تاحالا حالم خیلی بهتر شده گاهی وقت ها تغیر باعث میشه تا حالات خوب بشه یادش بخیر کلاس ششم معلم راهنمایی داش
یه چیزی رو فهمیدم حدود چند روز پیش از اون موقع حالم بده دیروز به حدی رسید که تو دسشویی شرکت 2 بار بالا آوردم 1 بار هم توی خونه بالا آوردم
بعدم یکم زودتر از شرکت رفتم خونه  تو اسنپ بودم یه تاکسی سبز خدا خدا میکردم حالم دوباره بد نشه تا برسم خونه حداقل چند دیقه مونده بود برسیم که فهمیدم دوباره آب دهنم تندتند جمع میشه، خیلی خیلی سال بود بالا نیاورده بودم و حالتاشو یادم رفته بود!
تو ترافیک بودیم تو اتوبان! به راننده گفتم من حالم داره بهم می
تقدیم به همسر عزیزم 

مرا در شعر هایم پیدا کن ای زن
و عشقت را بیا حاشا کن ای زن 
بیا در خلوتم تنها ی تنها 
کم امروز و فردا کن ای زن
بیا با من بزن بر طبل مستی 
بیا در من هی تو غوغا کن ای زن 
بکن عاشق ترین بدنام شهرم
نمی ترسم مرا رسوا کن ای زن 
بیا قافیه ی اشعار من باش
عشق را پشت هم معنا کن ای زن
برایت سورپرایز دارم امشب
بیا و تو کم بد تا کن ای زن

سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
امشب و در همین لحظه عمیقا دلم میخواد دوستی رو داشتم که راحت و بدون فکر میرفتم تو صفحه چتش و مینوشتم.از هرچی که تو ذهنم میاد.متن آهنگایی که گوش میدم رو تیکه تیکه بنویسم براش و خیالم راحت باشه صبح که میبینه لبخند میزنه با دیدن اون همه پیام.
شب شده
و اما ماه من
همچنان در میان ابر هاست.
عزیزکم
از همان جا سلام مرا به تمام شب زنده داران برسان
بهشان بگو الان ساعت عاشقی است
بگو که به ساعت بنگرند تا بدانند کسی بهشان فکر می کند
کسی که چون خودشان تنهاست
و امشب را
به بیداری گذرانده
کسی که دلتنگ دوستانش است
واقعی
و 
مجازی
کسی که فکر میکند هرشب
اشک میریزد زیر پتو
و آن کس
منم
من

!
احمد آزاد


آهنگ بی نظیر زندون خیال
تو زندونه خیال تو دلم پوسید یه فکری کن
گلستونه امید من همه خشکید یه فکری کن
برای من یه فکری کن جدا ماندن
جدا گشتن برای تو چه آسونه
ولی من بی تو میمیرم به حال من یه فکری کن
برای من یه فکری کن هنوز بوی تورو داره
در و دیوار این خونه هنوز عکسه توی طاقچه
میونه اون دوباره داره تو زندونه خیال تو
دلم پوسید یه فکری کن گلستونه امید من
همه خشکید یه فکری کن برای من یه فکری کن
ولی با من چرا ای آشناتر از همه با من
بدون دنیا بر
بیرون خوابیدیم تو حیاط چهارتایی.اون سه تا خواب رفتن و من از شدت نور زیاد ماه که امشب همه جا رو روشن کرده نتونستم بخوابم.اومدم داخل و الان یه باد خنکی میاد و دارم تو تاریکی عزیزِ جانِ فریدون رو گوش میکنم؛ دیده بر رهت دارم، در دل شب تارم، در غم تو بیمارم، تا دوباره برگردی، بر هر کرانه رفته ای، به یک بهانه رفته ای، دلم نشانه رفته ای، بجویمت ز بی نشان ها، دوباره پیش من بیا، ببین که میشود به پا، نوای شور و نغمه ها، ز کوه و دشت و آسمان ها.
شبها چه قدر ه
۱. Bonding time [+حیف هیکل به این قشنگیت نیس؟] [+ :*یهویی] + آب بازی با شلنگ:دی
۲. حس هوس کردن یه کتاب شعر با احساس [کسی پیشنهادی داره؟] + هوس ازین عینکا کردم که دور چشاش نی داره نوشیدنی دور میزنه توش:دی
۳. حس و حالم خیلی خوبه خدایا شکرت بابت همه این روزای خوب ♥ [ماشاالله]
سلام
گاهی وقتا آدم همه کس و همه چیز رو مقصر میدونه
جز خودشو
امشب میخوام بگم
از خودم گله دارم
از خودم ناراحتم.
زیادی به خودم بها دادم که نمیتونم جلوش رو بگیرم
خدایا خودِ من را در خودِمن زمین بزن
من به نگاهت نیاز دارم
فردا روز زیارتی امام رضاست.
کاش نبودم 
همیشه تا یادم میاد اتفاقات مهم زندگیم با مهمونی همراهه.نه اینکه بخاطر من برگزار بشه،یهویی اون روزا دل فامیلمون واسه هم تنگ میشهتو مهمونی یا حالم تخمیه یا تخمام داره میلرزه باید جوری هم وانمود کنم که بعدن خواستم دروغ بگم دست و بالم باز باشه 
امشب دمامون هفت درجه است و خب اون کدوم عقده ایه که میخواد در بالکن رو تا صبح باز بزاره؟
احسنت،نامبرده
از اونجایی که از اول تابستون تا الان من یک روز هم تو گرمای یخچال آب کن تهران خونه نبودم،قندیل بستن رو حق مسلم خودم میدونم:دی)
بله هوا سرده اینقدر که ظهر باید با سوییشت و بافت و اینا میرفتی بیرون تازه ظهر که آفتاب وسط آسمونه:/
خیلی حالم گرفتست چشمام شده بارون بهار
اگه این متن رو میخونید برام کامنت بذارید
واقعا چه کار کنم ؟مدتهاست که قلبم از عشق یک طرفه میسوزه یه جورایی بی رگ شدم و احساس میکنم دیگه هرگز نمیخوام ازدواج کنم .
کاش خدا برای من و این حجم اندوه یه کاری کنه.
خدایا منم دل دارم
امضا سکوتی که تبدیل به اشک شد.
+ میلاد امام مهربونی‌ها، امام رضا(علیه‌السلام) مبارک!
 امیدوارم دلتون به لطف رضا همیشه راضی و شاد باشه :)
++ شب عیده، امشب یه نفر کنار پنجره فولاد رضا نشسته، یه نفر شیفت و گرفتار کار، یه نفر تو خونه‌اش تخت خوابیده یه نفر هم از این پهلو به اون پهلو میشه و خوابش نمی‌بره، اما این وسط یه عده چشم انتظارن، یه عده تو بیمارستان‌ها مریض دارن و دل نگرانن، یه عده هم رو تخت بیمارستان از دور زمزمه میکنن "السلام علیک یا علی‌ بن موسی الرضا المرتضی" !
دعا کنی
عصبیم ، از همه چی ، از همه آدما ، از خودم ، از زندگی میخوام تنها باشم !تنها باشم تا بتونم برگردم به روال عادی ، خسته شدم از اینکه به همه توضیح دادم تک به تک ! از سوال اینکه جوابا اومده نتیجه چیه دیگه حالم بهم میخوره .کاش درک کنن و نپرسن
روانشناس در تهران
مطالعه کردن روانشناس
به مطالعه کردن علاقمند باشد. مطالعه میتواند هم درس و دانشگاه باشد و هم مطالعات و پژوهش های آزاد شخصی. یک روانشناس در تهران خوب باید در مطالعه کردن پیگیر باشد. همانطور که تکنولوژی ها در طول زمان در حال پیشرفت هستند علمم روانشناسی هم پیشرفت هایی دارد. باید از این پیشرفت ها اطلاع داشته باشد تا بتواند با بهترین روش ها مراجعه کنندگان خود را درمان کند.مهارت های ارتباطی خود را تقویت نماید. هر چقدر که یک روانشن
سال پیش همین موقع روبرو باب الجواد بودم که دوستم زنگ زد گفت رتبه اومد ببین.:)
و من زار زار اشک ریختم چون ۱۰۰درصدم مطمئن بودم چیزی که من میخوام نمیشه !
هی دلم مشهد میخواد. :)
هی.
زیادی این روزایی که میگذره و قراره برسه نفس گیره که باهیچ خوشگذرونی حالم خوب نمیشه!
دیروز موس موس ح رو کردم، امروز دوباره بلاکم کرد. خیلی خرم و این خریت حالم رو بد کرده. روز با گندی شروع شد اما نباید همینجور ادامه پیدا کنه.
پاشو دختر دنیا به آخرش که نرسیده که؟ گند زدی مثل هزاران بار دیگه و خب پا میشی.
درس بگیر همین.
پا شو برو حموم و بعد قهوه و کتاب و زندگی. هیچ وقت دیر نیست.
دانلود آهنگ ندیم کافیه با کیفیت 320 و 128 + متن آهنگ
هم اکنون ترانه جدید ندیم ینام کافیه را دانلود کنید و گوش دهید از جاز موزیک
Exclusive Song: Nadim | Kafiye With Text And Direct Links In jazzMusic
متن آهنگ کافیه ندیم
»───♫♫●|●|●♫♫───بد کردم با خودم … !دارم عشقو از دست میدم … !رد دادم ای خداتاوان ـه چی رو پس میدم … ؟»──|♫●|──تصمیمشو گرفت … !داغ بودم نفهمیدموقتی که میرفت … !از تعجب میخندیدم … !─|♫●|─دلم میخواد عاشق بشم … !باز انتخابت کنمبه هر کاری دست میزنم … !تا
دانلود بیت پاپ شاد شیشو هشت به همراه تکست پاپ شاد برای اجرا , که امیدوارم این بیت پاپ شاد مورد استقبال شما هنرمندان قرار گیرد . از ویژگی های این بیت پاپ می توان به :


به همراه تکست پاپ شاد
تنظیم در سبک الکترونیک
فضای شاد و پر انرژی
سرعت ضرب بالا
لید های ملودیک


اشاره کرد . که می تواند زمینه مناسبی برای تکست های پاپ شما باشد .
همچنین یک تکست پاپ مناسب جهت اجرا بر روی این بیت پاپ در اختیار شما
عزیزان قرار می گیرد , در ادامه با دانلود بیت پاپ با ما هم
هر شب این ساحل انبوه از شن
موجی از خاطره ای دور را می نگرد
موج برخاسته از یک لبخند
موج برخاسته از یک چشمان !
یا که همچون امشب
موج برخاسته از رنگ کلام
و صدای نفسی در دل دور
می دواند باد ، شن ها را پی مهتاب
می دواند موج ، غم ها را به سمت ساحل
می دواند عشق من را به سوی یک خیال از یار
چه روان می باری
در دل این دریا
یه شب مزخرف دیگه. چندتا حرف که باهاش میگه یه دختر نابود کرد بگید میخوام ببینم چیز دیگه مونده؟ من دیگه تموم شدم نمیتونم با کلمات بگم حالمو نمیتونم توصیف کنم چه حسی دارم نه مرگه نه آسایش نه خورد شدن یه حس گه که از آدمایی که با محبت باهاشون سر کردی بهت رسیده.امشب هیچ وقت یادم نمیره هیچ وقت.
آدم ها کنار تو قیمتی میشن
من اگه حالم خوبه،چون هنوز دخترتم
چون خدا گفته بدترین گناهه ناامیدی
من وقتی میدونم تو هنوز دوستم داری، وقتی غلط میرم زودی بلد میشم.
اشتباه کردم ولی همین که پیشمی یعنی قوت قلب.
حضرت زهرای خدا.
سلام.
خوبین؟
امشب گودبای پارتی داریم.
دوتا از همکلاسی های ارشد میان خونم.
منم برخلاف مهمون های قبلی که ماکارانی درست می کردم، می خوام از این دو دوست مهربان با الویه پذیرایی کنم.
آخه اینا دفعه اول و آخرشونه که میان اینجا.
در خونه رو که باز کردم، رفیقان جان با یک عدد کیک بزرگ اومدن داخل.
و بالاخره شیرینی پایان سربازی رو خوردیم.
اگه خسته شدی بازم بخون از مناگه کهنه شدم بازم بمون با منمنم که حجم تنهایی تو پر کردممنم که عاشقونه با تو سر کردممنم که خاطراتم از تو رد میشهچه خوبه با تو حالم بی تو بد میشهمنم که آسمونم با تو قسمت شدتویی که گرمی دستات یه عادت شد+گذری بزنیم به این آهنگ ! 
امشب رفته بودم یکم چیز میز بخرم، یه دختره با یه ماشین شاسی بلند که نمیدونم چی بود با یه پسره که فک کنم پژو داشت کورس گذاشته بودن، اونم تو خیابون و محل عبور مرور مردم، دختره کم مونده بود من و چند نفر دیگه رو کتلت کنه .اینقد سرعتش زیاد بود که وقتی زد رو ترمز کم مونده بود چپ کنه، نمیدونم این عقده اییا کی آدم میشن :/
سلام
هیچوقت فکر نمیکردم روزگاری به اینجا برگردم
و این بازگشت دلیلش تنهایی و دوری از همه دور و بری هام باشه
مطمئنم اینجارو کسی سرنمیزنه برای همین امن ترین جاست برای حرفای دلی که ته نشین شده اند
خلاصه من برگشتم به امید بهتر شدن حالم.
17تیرماه1398
ساعت03:50بامداد
#جاوید
امشب یکم دلم گرفت از  رنج نبودنش نمیدونم ته زندگی من چیه . حس میکنم عمرم رفته رفته داره کوتاه تر میشه. نمیدونم چرا حتی وقتایی هم که حواسم نیست ولی یهو بهم میشینه ک عمرم خیلی قراره کوتاه باشه.خیلی غمگینم. بدترین حالت ی آدم غمگین بروز ندادنشه. اینروزا اگر کسی بامن دورادور درارتباط باشه شاید خیلی از نظرش فرق کرده باشم. شاید بگوبخند تر شده باشم شاید میزان چرت و پرت گوییم زیادترشده باشه. توی خونه شاید اون بزله گوئه هنوز خودمم.اما یه گودی عمیقی زیر
هر سال موقع اعلام نتایج کنکور حالم گرفته میشه؛ به طور نامحسوس. هر سال یادم میافته نتیجه من چیزی نبوده که در شان من باشه. هرسال حس شکست کنکور تازه میشه. و هر سال کنار همه‌ی اینا دلم میخواد رشته مورد علاقه م رو میخوندم  من یه رتبه خوب کنکور ریاضی به دلم بدهکارم. 
خوب این ی حقیقت ک من چاقمبه شدت چاقماوووم باید ی فکر براش بکنمیعنی ی فکر اساسی چون تا الان 100 باز باشگاه ثبت نام کردم یا رژیم گرفتم و ول کردم قبل این که نتیجه بگیرمباید ی حرکتی بزنم که ول نکنم:)44 کیلو باید کم بشه-_-نمیدونم حس میکنم شاید لازم از لاغر شدن شروع کنم واس خوب کردن حالم
چندوقته موقع نماز خوندن به خودم میگم یه نماز قشنگ  بخونم امروز حالم خوب شه،
الله اکبر،بسم الله الرحمن الرحیم،الحمدالله رب العالمین.
و بعد
به خودم میام و میبینم دارم سجاده رو چمع میکنم
چه بد که انقدر بی حواس باشه ادم وقت نماز
هیچ کس تا کنون نتوانسته از مرده‌ای علت مرگش را بپرسد،
پس مردم این خرافات را از کجا می آوردند که میگویند:
تنهایی کسی را نمی‌کُشَد [؟!] ۰
__________________________
امشب تو دلتنگ ترین حالت ممکنم ام
__________________________
03:18
------
کاش فردا زندگیم تمومشه
امید و انگیزه ای ندارم واسه ادامش
------
#دلتنگی   #عشق 
#تنهایی.   #بی‌قراری
#بی‌هدف.  #بی‌انگیزه
#بی امید.   #دوری
#شب
-------
ساعت 03:22
-------
سلام دوست دارم بنویسم
از حال و روزم بگم
ولی وقتی می بینم هیچ تغییری نکردم
وقتی می بینم هر روز یه مدلم و حالم دگرگونه
از خودم بدم میاد
دوست ندارم بنویسم و یه عده رو ناراحت کنم
یه عده رو به این فکر بندازم که با خودشون بگن این عفت اصن معلوم نیس باخودش چند چنده
برام دعا کنید حا دلم خوب بشه
حالم خوب بود؛ چند روزی می‌شد که حالم واقعاً خوب بود. بعد از حال‌خرابی هفته‌های گذشته این هفته رو خوب شروع کردم. ساعت بیداری‌ام از 12:30 یا 1 رسیده به 9:30. قدرت ریسکم توی معامله‌های بورس بالا رفته و بعد از مدت‌ها توی همۀ معامله‌هام سود کردم. درس خوندن رو شروع کردم و ویرایش هم هنوز سر جاشه. می‌دونم که این تمرکز نداشتن روی یه موضوع واحد سخته؛ ولی این‌ حالم رو بد نکرده. تا عصر خوب بودم. حتی توی آرایشگاه هم که س رو اتفاقی دیدم خوش‌خوشک سربه‌سرش م
با سلام
روزی دو سه بار به مرگ فکر میکنم و حالم بد میشه و یاد خالم اینا افتادم که رحمت خدا رفتند و الان یه نفر داره زمینشون رو میسازه. انگار اصلا تو این دنیا نبودن. این شده یه عامل بازدارنده برای من. تو نت خوندم که اگه به فبرستان سر بزنید و راه برید بهتر میشید. دیشب رفتم سر زدم ولی زیاد اثر نداشت و دوباره اون حالت برگشته.
یاعلی
در یکی از بهترین شب های خدا هستم.شبی که از هزار ماه بهتر است یکی از شب های مبارک نزول قران. یکی از شب های ماه مهمانی خدا .بهترین ماه خدا.شب قدر.هستم،هستم،هستم. اما نیستم.در عین اینکه هستم،نیستم و متحیرم.گیجم.گنگم.
میخواهم دعا کنم ولی انگار کن که لالم.میخواهم ضجه بزنم ولی انگار کن که سنگم.میخواهم عین ابر ببارم اما  تو انگار کن کویرم.
دلم به اندازه ی همه ی این بوی نمی که توی کوچه های این شهر پیچیده گرفته.هوس کرده ام همه ی شب را زیر نو
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب