نتایج پست ها برای عبارت :

دلیل شکست عشقی مهراب

کد اهنگ پیشواز مهراب همراه اول بانو

کد آهنگ پیشواز همراه اول مهراب خسته صدا

کد آهنگ پیشواز مهراب همراه اول

کد پیشواز همراه اول مهراب بانو


کد پیشواز همراه اول مهراب خسته صدا

کد آهنگ پیشواز همراه اول مهراب کاسه خون

کد پیشواز همراه اول مهراب سرباز

کد پیشواز همراه اول مهراب زیر تیغ
دانلود آهنگ جدید مهراب به نام قلب من
Download music Mehrab – Ghalbe Man
دانلود اهنگدانلود اهنگ جدید مهرابدانلود اهنگ جدید مهراب قلب مندانلود اهنگ مهراب قلب مندانلود اهنگ قلب من از مهرابدانلود اهنگ قلب مناهنگ قلب من از مهراباهنگ مهراب به نام قلب منقلب من از مهرابقلب من مهراب
دانلود اهنگ با کیفیت 128
دانلود اهنگ با کیفیت320
دانلود آهنگ جدید مهراب قلب من
Download new Music Mehrab Ghalbe Man
آهنگ جدید مهراب بنام قلب من
قلب من خیلی درد میگیره شبا فکر کنم خیلی حرف داره با خدا
عاشقیامم بمونه به پای اون بی لیاقت دیر نیست جوابشو میدی روز قیامت داشی جونم تو بودی چرا ازم جدا شدی
 
 
 
دانلود آهنگ با کیفیت 320
 
متن آهنگ قلب من
 
آهنگ های مهراب
می دانی در انتظار یک تیک دوم ماندن، چگونه هر روز روحت را خرد می کند؟سال ها گذشته.
می دانی، من دل همه ی بعد از تو ها را شکستم :):
بعد از تو، اندک کسانی هستند که پایم ماندند.
و تو می دانی که من هنوز هم در حال شکست قلبشان هستم؟!
این است که عذابم می دهد.
یک بار تو قلب مرا شکستی و یک بار من قلبش را شکستم و قلب خودم هم شکست.!
گویا قربانی فقط منم که دلم دو بار شکست.
شکستی و شکست، شکستم و شکست! :)
اصلا کاش این دل لعنتی همیشه شکسته بماند تا شاید روزی، خاک بشود
علت شکست نور در منشور چیست؟
شکست نور در منشور اثبات می‌کند که هر چه طول موج کمتر باشد، نور بیشتر می‌شکند. یعنی نور بنفش، بیشتر از نور قرمز می‌شکند. دليل این موضوع این است که ضریب
شکست مواد شفاف مختلف مانند شیشه، دقیقا مقدار معینی نیست و تا حدی به طول موج امواج نور بستگی دارد.
 
شکست نور در منشور نور‌ سفید یا همان نور مرئی، از چند رنگ تشکیل شده است که جدایی این رنگ‌ها، به وسیله منشور ممکن می‌شود. قرمز، آبی، نارنجی، زرد، سبز و بنفش رنگ‌های ت
استوری هاشُ چك میكنم حالم بد میشه بدم میاد هی بیش از پیش بهم ثابت میشه كه عاشق بوده شكستِ عشقي خورده دِ خب لعنتی یه نگاه به منم بنداز منم ادمم احساس دارم دوستت دارم چرا منُ نمیبینی؟ چرا منُ میبینیُ به رویِ خودت نمیاری؟ میدونی قدرتت در برابرِ قلبِ من در حدیه كه اگه بهم شماره ندی شكستِ عشقي محسوب میشه؟
استوری هاشُچك میكنم حالم بد میشه بدم میاد هی بیش از پیش بهم ثابت میشه كه عاشق بوده شكستِ عشقي خورده دِ خب لعنتی یه نگاه به منم بنداز منم ادمم احساس دارم دوستت دارم چرا منُ نمیبینی؟ چرا منُ میبینیُ به رویِ خودت نمیاری؟ میدونی قدرتت در برابرِ قلبِ من در حدیه كه اگه بهم شماره ندی شكستِ عشقي محسوب میشه؟
تو خونه ای که مادر مریضه

همه جای اون بهم می ریزهدیگه نداره تحملش رومرگ براش راه گریزهای که تمام حاصل حیدریدل حیدریبمون که نیم ِ کامل حیدریدل حیدریبسته گره دلش رو به موی توبه ابروی توحقیقتا شمایل حیدریدل حیدریتو رو خدابمون بمون مادرمبازم نمازبخون بخون مادرم::مدینه شده شبیه زندونچشای علی (ع) می باره بارونبعد شبی که در شکستهندیده کسی علی (ع) رو خندونخدا چرا حُرمت مادر شکستچون در شکستتو کوچه ها دل پیمبر شکستکوثر شکستدستای حیدر و همین که بستند
منشور چیست؟
هنگامی که باران می‌ آید همه‌ی ما گاهی با پدیده‌ رنگین‌ کمان رو به ‌رو شده‌ ایم
رنگین‌ کمان پدیده‌ی زیبایی است که در آن نور خورشید به رنگ‌های مختلفی در آمده و ما نواری با رنگ‌های مختلف در آسمان می‌بینیم. توضیح علمی، برای ایجاد این پدیده منشور
است. در این بخش منشور و شکست نور توضیح داده می‌شود.
 منشور جسمی از جنس بلور یا جنسی دیگر است که نور پس از عبور از آن تجزیه می‌شود. منشور محیط شفافی است که به دو سطح صاف و شفاف غیر موازی خ
 از شکست نترسید. شما بارها شکست خوردید حتی اگه یادتون نباشه : اولین باری که سعی کردید راه برید افتادید مگه نه؟ اولین باری که سعی کردید شنا کنید داشتید غرق می شدید مگه نه؟ اولین باری که سعی کردید توپ رو گل کنید به خارج رفت مگه نه؟ نگران تعداد دفعات شکستتون نباشید، نگران تعداد دفعاتی باشید که می تونستید سعی کنید ولی نکردید.
_____________________________________________
تو ذهنتون شکست چه معنی ای داره؟ چی رو شکست تلقی می کنید؟
من میگم شکست یعنی ناامید شدن، یعنی دست
خیره‌ام به قاصدک
این گیاه غریب
که پس از مرگ به راه می‌افتد.! 
|معین دهاز|
نمیدانم تصور و برداشت شما از این متن چیست؛ اما من آن را اینطور برداشت میکنم. عده‌ی کثیری از انسان ها (شاید هم عده‌ی کمی!) اینگونه هستند، مانند قاصدک ها! 
بالاخره که قرار نیست در زندگی همیشه پیروز باشیم و همه چیز باب میلمان پیش برود. گاهی وقت‌ها هم خواه ناخواه طعم تلخ شکست را می‌چشیم. امان از آن زمانی که در اوج سیر میکنیم و تا به خود می‌آییم، میبینیم که محکم زمین خورده‌
چت روم باران.چتروم ققنوس.چتروم موبایل.چت روم گلشن.چت روم مشهد.چت روم الوچه.چتروم میهن.چتروم یک پارس.چتروم کرمان.چتروم بیتا.چتروم نارنج.چتروم شلوغ باران.چت روم مذهبی.صحرا چت.صحرای سینا.صحرای مغولستان.صحرا اسدالهی.صحرای مصر.صحرای نوادا.صحرا در جدول.صحرای طبس.صحرای م.صحرایی در مصر.صحرای کالاهاری.صحرای گبی.صحرای عرفات.صحرای غربی.صحرای شیلی.صحرا کریمی.صحرا فتحی.صحرا مهراب.صحرای برهوت.صحرای مصر در حل جدول.چت روم باران.چت روم مشهد.چت روم ققنوس
میدونی من تازه فهمیدم گاهی نیاز نیست روی بعضی چیزها پافشاری کنی.واقعا لازم نیست توی موضوعی دائم شکست بخوری و منتظرِ درس گرفتن‌های احتمالیِ اون شکست باشی.نیاز نیست بخاطر سمج بودن روی موضوعی که میدونی صددرصد نمیشه مریض بشی،روح و جسمت آسیب ببینه و توی اتاق‌ت درمونده بشینی و غم و غصه و ناراحتی چاشتِ روز و شب‌ت بشه.مطمئنن بعدش هم قرارِ افسردگی پا پیش بذاره،دستش رو بذاره روی زندگیت و همه چیز رو برعکسِ چیزهایی که میخواستی بچرخونه و خدا نکنه تو
سلامت | نیمی از کودکان کار کاملا بی‌سواد هستند
30 بار اجرای طرح ساماندهی کودکان کار و خیابان و 30 بار شکست پشت شکست اما باز هم پافشاری بر تکرار تجربه‌ سال‌های قبل، تمام آن‌چیزی است که سازمان‌های مسئول به عنوان نسخه حل معضل کودکان کار ارائه می‌کنند.
در ادامه مطلب بخوانید .
پرتال جامع ترولیا | سرگرمی، طنز، کلیپ، دانلود، فونت، سلامت، عکس، آشپزی
احمد کسروی می‌نویسد: جنبش مشروطه را تهران آغازید و تبریز آن راپاسداری کرد و به انجام رسانید. هر چند آدمهای کج اندیشی هنوز هممعتقدند که مجاهدان آذربـایجان یک مشت اوباش بودند و ستارخان، آنانسان نیـک نفس و مبـارز، راهزنـی بیش نبـود و تنهـا به خاطـر غارت و چپاول می‌جنگید.                                                *******************   در این جا خاطره ای از ستارخان سردار غیور ایرانی را می خوانیم:    من هیچ وقت گریه نکردم، چون اگر گریه می کردم آذربایجان
خرید دليل در برابر انفور ماتیك و تله ماتیك
You can easily create special articles entitled دليل در برابر انفور ماتیك و تله ماتیك.
دانلود مطالب علمی گوناگون درمورد دليل در برابر انفور ماتیك و تله ماتیك در اینجا.
آیا دنبال خلاصه فایل دليل در برابر انفور ماتیك و تله ماتیك میگردید؟
Variety of content about دليل در برابر انفور ماتیك و تله ماتیك can only be viewed on our website.
با خواندن دليل در برابر انفور ماتیك و تله ماتیك شگفت زده شوید.
دليل در برابر انفور ماتیك و تله ماتیك را چگونه دان
من سوار کشتی امید و قدرتم بودم و داشتم کارمو میکردم
.
.
.
اما هیچ کدومشون درست و انجام نشد-در واقع کشتی هام غرق شدن
.

.
بغضم گرفته ودرست شدم عین بادکنک پر آبی که اگر سوزنم بزنن میترکه و همه جا رو آب بر میداره

خیلی تو دلم گریه کردمحس شکست میکنمامشب که کلا داغونم  :(  اما
.
.
.
از اونجایی که من به همتون انگیزه و میدادموو بمب امید بودم.

قول میدم فردا توپ باشم.
.
.
.
این شکست رو میزارم بنا بر خستگی و فردا حتما انجامش میدم و پرچم تسلیم رو آتیش میزن
روزی خبرنگار جوانی از ادیسون پرسید: آقای ادیسون شنیدم برای اختراع لامپ تلاش های زیادی کرده ای، اما موفق نشده ای، چرا؟ پس از ۹۹۹ بار شکست همچنان به فعالیت خود ادامه می دهی؟ ادیسون با خونسردی جواب می دهد:ببخشید آقا من ۹۹۹ بار شکست نخورده ام، بلکه ۹۹۹ روش یاد گرفته ام که لامپ چگونه ساخته نمی شود.»
+ قبلن ها باز یه چیزی به ذهنم میومد اینجا می نوشتم الان هیچی. 
آن پاییز که تمام زندگی ام رفت زیر آب، نمیدانم کجا بودی. من هی خیره میشدم به زرد و نارنجی برگهایی که مقاومتشان در  برابر باد کم بود. بادی که هم قوی بود و هم زوزه کش ولی نه آنقدر که یاد تو را هم بکند و ببرد.
باد که شکست خورد، گذاشتم باران هم زور خودش را بزند.
خودم دارم به قلبم نقب میزنم.
به روحم هم.
نشستم آهنگ پشت این جنگ ها رو گوش میکنم و میبینم واژه واژه ش منم.
آهای بچه های کوچه های خاطره!
من فقط یک سیگار کم دارم که بشم یک آدم شکست خورده و غمگین کامل.
آخ که نمیدونی این پشتم چه بیوه ست.
+ و آنگاه که فکر بافنده تن به سمت مرگ می‌رود ಥ_ಥ روزایی که چیله کنکوری می‌نوشتم خو اونقدرا هم کنکور ۹۸ برام مهم نبود و اشکایی که با فکر کردن ریختم بیشتر فکر به مرگ بود. همینه که میگم فکر کردن راز شکست منه(اول تلاش، بعد فکر). خیلی بنده ی مثلا مطیعیم که حرف از تلاش می‌زنم -_-
خب بچه‌های گلم! نتایج اومده و درحال حاضر یا رتبهٔ خوبی آوردین و تو دلتون عروسی برپاست، یا رتبهٔ خوبی نیاوردین و تو دلتون عزاست.
به اون‌هایی که رتبه‌هاشون خوب شده تبریک می‌گم. ایشالا همینطوری پله‌های ترقی رو دوتا-یکی کنین برین بالا. (اگر هم ما رو در جریان حس و حالتون بذارین که ذوق کنیم، ممنون می‌شم).
به اون‌هایی که رتبه‌هاشون بد شده هم تبریک می‌گم. چون الان یه درس و تجربه به کوله‌پشتی زندگیشون اضافه شده. می‌دونم ناراحتین و دنیا واستون به
ایرانِ شکست خورده
"ما که گربه نبودیم"
هرچه #تحریف کنند، هرچقدر خودمان را گول بزنیم با این حال امورات مسلم و قطعی تاریخی پشت جهالت کوردلان باقی نخواهد ماند.
ایران و ایرانی در جنگ های سرنوشت ساز و ملی عموما #شکست خورده اند.
شکستهایی که سرنوشت ایران را به اجبار #دستخوش تحول کرده و ایرانیان بازنده تاریخی بوده اند.
ما در تاریخ هربار مورد هجوم قرار گرفته ایم، باخته ایم.
ادامه مطلب
بس کن رژیا. چقد میخوای گوشه اتاقت بشینی و زول بزنی به دیوار؟. چقد میخوای عزا بگیری واسه اینکه کنکور هیچی نشدی؟. شکست خوردی؟ باشه. اینهمه آدم دیگه هم شکست خوردن. اون شد ۱۶۱ و همه به به و چه چه، ولی کسی به تو نگفت خرت به چند؟ عیب نداره توهم خدارو داری. بلند شو از سر جات دختر. اینجوری بخوای ضعیف بازی دربیاری امسال که هیچ، سال دیگه هم قبول نمیشی.یک سال به خودت سخت بگیر. یکسال عاشقی تعطیل یکسال محمدو بیخیال شو. برات مهم نباشه که ناراحت بشه
طرف داره یه چی می گه که تو هم اصلا حرفش رو قبول نداری ، ولی بعد از این که حرفاش رو می زنه با یه صدای خنده انگار تو رو مجبور می کنه به خندیدن و تایید کردن اون !
اغلب اوقات هم شکست خوردم و حتی شده خنده تلخی کردم
اما چه کنم که گهگاهی احساس می کنم دارم گناه می کنم ! با این وجود که دست خودم هم نیست
طرف داره یه چی می گه که تو هم اصلا حرفش رو قبول نداری ، ولی بعد از این که حرفاش رو می زنه با یه صدای خنده انگار تو رو مجبور می کنه به خندیدن و تایید کردن اون !
اغلب اوقات هم شکست خوردم و حتی شده خنده تلخی کردم
اما چه کنم که گهگاهی احساس می کنم دارم گناه می کنم ! با این وجود که دست خودم هم نیست
این بغض سر خرابی دارد فرو ریخته ام , فرو ریخته ام . آوار تر از اینم که بشود تکه هایم را کنار هم گذاشت آه مسیح اگر معجزه ی پیامبری ات زنده کردن من می بود شکست می خوردی زنده کردن کسی که نفس نمی کشد آسان تر از زندگی دادن به کسی است که نمی خواهد نفس بکشد . #الهام_ملک_محمدی
چون نیست زِ هرچه هست جُز باده به دست ،
چون هست زِ هرچه هست نقصان و شکست
 انگار که هست ، هر چه در عالَم نیست
پندار که نیست ، هرچه در عالم هست
پ.ن : رباعیات بسیار زیبای حکیم عمر خیام یه جوری فاز میدن که دلم میخواد بجای "فال حافظ" ، "فال خیام" بگیرم =q
هر سال موقع اعلام نتایج کنکور حالم گرفته میشه؛ به طور نامحسوس. هر سال یادم میافته نتیجه من چیزی نبوده که در شان من باشه. هرسال حس شکست کنکور تازه میشه. و هر سال کنار همه‌ی اینا دلم میخواد رشته مورد علاقه م رو میخوندم  من یه رتبه خوب کنکور ریاضی به دلم بدهکارم. 
بکی لینچ و شارلوت فلیر با DQ تریش استراتوس و ناتالیا رو شکست دادند.
آندراده در مسابقه ای زیبا ری میستریو رو شکست داد.
براک نر اومد یکم رجز بخونه؛ که با حضور سث رولینز مواجه شد. در نتیجه رولینز دوباره توسط نر پاره شد.
گروه وایکینگ ریدرز یه تگ تیم محلی رو شکست دادن.
مسابقه سدریک الکساندر مقابل درو میکنتایر بعلت حمله مکینتایر به الکساندر پیش از شروع مسابقه برگذار نشد. کرت انگل هم داور همین مسابقه بود و توسط "د فیند" بری وایت بهش حمله شد. اینم بگ
مولای من!
از ِ تو جهان چِکید و بزرگ شد:
ستونِ سنگی همواری
به درکاتِ ناهمواری!
و تخمِ مرغِ بزرگ شکست
و ذاتِ اقدسِ زرد
بیرون ریخت:
ج! گویی خمیره‌ی هر چیز.
*
اینک تو را سرشتم!
سرشتِ تو سنگ است
و سنگ خواهی خورد
و سنگ تو را می‌خورَد»
 
من از تمامِ تو شکستم
من از ذکورِ تو باریدم به خوابگاهِ علف.
و دنده‌های من از خونِ تازه می‌آید.
 
در همه ی انسان ها یک آرزوی بزرگی وجود دارد
و بعضی ها همیشه منتظرند تا یه غول چراغ جادویی را پیدا کنند تا آرزوهای آنها را براورده کند بعضی ها هم هست میخواهند آرزوهای خود را محقق کنند ولی در ابتدای کارشان با اولین شکست و تحقیر شدن توسط دیگران ، آرزوهای خود را ب فراموشی می سپارند و به دنبال زندگی عادی خود برمی گردند و عده ای هم مثل شما♡ هستند که تمام شکست ها و تحقیر شدن توسط دیگران رو تحمل می کنند ولی دست از آرزوی خود برنمی دارند و تا محقق کردن
اوضاع؟نابسامان.حال و احوال؟در پویش امید.دمای دست و پا؟سرد همراه با لرزش.دایره ی دغدغه ی فکریم کوچولوتر شد واشنا به م.ش کمک کنه که باعثش شد،اصرارهای اون باعث شد انجامش بدم و راضیم،یکم دلم شکست فقط یکم چون قبلنا خیلی بدترشم دیده بود و خب این خودش یه پوئن مثبته.من امیدوارم و این امید مثل همیشه منو زنده نگه میداره امید به آینده.
همیشه سعی داشتم هر ترانه ی خوبی که میشنوم رو درک کنم .اینجوری میتونم برم تو عمق داستان یا هرچی دیگه . مثلا غمگین بشم یا گریه کنم . از شدت خوشحالی داد بزنم و شور و هیجان بهم دست بده. 
اما هیچ وقت نتونستم آهنگ هایی که از عشق و دوری از معشوق و شکست توی عشق حرف میزنن رو درک کنم . یکجورایی میشه گفت هیچ آهنگی ، فقط گوش دادم وهمین . یکی از چیز هایی که میخوام تجربه کنم همینه . عاشق بشم و شکست عشقي بخورم.خیلی عجیب و شایدم دیوونه بازیه محضه . اما مثل یک فانتزی
فیلم  Raees (رئیس) 
بازیگران : #شاهرخ_خان  ،  ماهیرا خان و  نوازالدین صدیقی
کارگردان: راهول دولاکیا
ژانر: اکشن ، جنایی
لقب: semi hit (شبه پر فروش)
امتیازIMDB از ۱۰ :6.9
مدت زمان :۱۴۳ دقیقه
بودجه :۱۲۷ کرور
میزان فروش:۱۲۸.۷۷ کرور
توضیحات:  نکته ی قابل توجه این است که رئیس بیشترین سرقت و کپی رایت غیر قانونی را در سال ۲۰۱۷ داشته است ولی با این وجود باز هم در گیشه شکست نخورد آلبوم موسیقی این فیلم توانست در مجموع در یوتیوب بیش از ۸۰۰ میلیون بازدید داشته باشد
فیلم
مجرم شناخته شدم،اما من.خوشحال بودم 
میگفتم مجرمم و با افتخار به جرمم اعتراف میکنم.
ولی چیزی شنیدم که فرو ریختم، خنده هایم تمام شد و میدانم که تا مرز جنون آنی رفتم.
میخواستند مجازاتم کنند.ترسی از مجازات نداشتم، ترسم از نوع مجازاتی بود که میخواستند برایم بنویسند.
گفتند مجازات تو فرق دارد،مانند جُرمت.
سکوت کرده بودم، قلبم میتپید و.
گفتند جُرم تو آسمانیست چون خطای تو دوست داشتن است.عشق به غیر انسان.به فرشته.فرشته ای که بودنش در میان انسا
چرا انقدر می خوابم من؟
توانایی اینو دارم یه هفته بدون آب و غذا فقط بخوابم:/
همت کن نلی.همتهمتهمت
میشه یه نفر هر روز منو به زور بیدار کنه؟!؟من حریف پر خوابیم نمیشم:(
من باید بتونم، باید بهشون ثابت کنم که میتونم.
منتظر شکست من هستید؟ هه،شیرینی پیروزیمو براتون میارم
انقدر حرص نخور، دوست دارم سالم بمونی تا موفقیت هامو به چشم ببینی
رومه انگلیسی میرر می‌گوید با وجود شکست در فینال لیگ قهرمانان، مدیران ارشد تاتنهام مصمم به حمایت از مائوریسیو پوچتینو سرمربی تیم‌شان هستند و برای اینکه از ماندن او در تاتنهام مطمئن شوند قصد دارند در فصل نقل و انتقالات تابستانی ولخرجانه هزینه کنند تا پوچه بتواند مهره‌های مورد نظرش را در اختیار داشته باشد.
فانوس، در عطش شعله ای می سوخت، کبوتر، از چشم آسمان، افتاده بود، دریا، غرق در رخوت بود، زمین، خورشید را طواف نمی کرد، چهره ی باغ، چروکیده بود، جامه ی شب در دست و پای سپیده، می افتاد، سکوت، آخرین نفس های خود را از تنگی سینه اش، برون می داد؛ بوف ویرانگی، روی دیوار شب، شوم، می خواند؛ لب های خشک دهکده، تاول زده بود؛ وطن، با خود، بیگانه بود وخودی در وطن.
ناگهان از پشت حصار شب، نمای مردی پدیدار شد، مردی که اسرافیل شد در صور بیداری و امواج نگاهش، کویر
بالاخره طلسم پارک ملت و بستنی متری هم شکست . از کی تا حالا میگفتم ها . آدم از هرچی بستنی عه اشباع میشه !سین امروز توی تست صدا پذیرفته شد و من خیلی براش خوشحالم :))) راستی رفتیم پارک !بابا کجایی که دخترت فوتبال بازی کرد !دروازه بان بود . تازه 6 تا گل هم خوردم! سر تا پام هم خاکی شد !ینی اون موقع بابا تو ترافیک بود و نبود ببینه شاهکار دختر شو ! یه دفتر طراحی گل گلی میخوام ! میخرم !
عاشق کسی نشید که در حال حاضر از شکست عشقي رنج میبره؛  اون زخمیه و از شما بعنوان چسب زخم استفاده میکنه؛
 با این اوصاف قهرمان اونیه که زخم های خودش رو خودش درمان کنه و بعد به بقیه یاد میده چجوری اینکارو انجام بدن.
بعد مدتی سلام :) لحظه های تک تکتون بخیر :)
ایام ایامه نه چندان جالب و یه جورایی نچسب امتحاناته؛ ضمن آرزوی موفقیت های بزرگ امیدوارم امتحاناتتون که موفقیت های خرد در راستای موفقیت های بزرگه با نمره های الف گذرونده بشه :) و بزنین پودرشون کن
دونالد ترامپ رئیس جمهوری ایالات متحده ، شامگاه دوشنبه هفتم مرداد 1398 در پیامی در شبکه اجتماعی توییتر نوشت که ایرانیان هرگز در یک جنگ پیروز نشده اند اما هرگز در مذاکرات شکست نخورده اند.
این توییت معنا دار ترامپ را باید یک کد به سایر نامزدهای انتخابات ریاست چمهوری 2020 بدانیم.ترامپ بارها گفته که تصمیم جنگ تصمیم او نیست بلکه تصمیم پنتاگون است که اگر اتفاق بیافتد تبعات آن برای آمریکا سخت خواهد بود.
درواقع دونالد ترامپ به خوبی می داند که قدرت بازد
همه چیز بستگی به برخورد اول دارد . اصلا ادم در همان لحظه ی اول است که همه ی تصمیمات را برای خودش میگیرد .یه قول رمان ناتنی: اولین بار هر چیز ، مرجع بازگشت خاطره های بعدی است، اولین بار نشانه ی کمیت نیست،یک کیفیت است.» حتی اولین شکست آدم و اینکه چقدر بد بوده یا چقدر توانسته ای ماست مالی اش کنی در شکست خوردن های بعدی ات موثر است. ولی خب گاهی هم همه چیز آنطور که تصورش را میکردی نیست .مخصوصا در مورد آدمها . برای مثال هر چه بیشتر می‌گذرد من به معاشرتم
امروز یه مطلبی خواندم از اینستا ارگانیک مایندد که بنظرم خیلی جالب و ضروری بود:
تغییرات شخصیتی بسیار بسیار بسیار با کندی می‌توانند صورت بگیرند؛صبور باش.
هیچ راهی برای موفقیت نیست، جز بارها شکست.
قرار نیست در زندگی موفقیت آمیز هیچ اضطراب و استرسی نباشه، بلکه برعکس چالش های بیشتر و سخت تری در بر داره.
تعبیر خواب آبابن سیرین گوید اگر بیند که بر فراز آب راه رفت چون آب دریا و رودخانه دليل کند بر قوت ایمان و اعتقاد پاک وی اگر بیند که از آب صاف خوشگواری بسیار بخورد دليل کند که عمرش دراز بود و معیشت وی خوش بود اگر بیند که آب شور می خورد تاویل به خلاف این بود که اگر بیند که از آب دریا می خورد دليل کند که به قدر آن از پادشاه مال و نعمت یابد اگر بیند که جمله آب دریا را بخورد دليل کند که پادشاهی همه جهان را بگیرد و بعضی گویند که به قدر آن که از آب دریا خور
آماده ای که وارد یک نبرد جانانه بشی؟ برای نبرد در خط مقدم، در خط آتش! در خط آتش باید با استراتژی نیروهات رو پشت سر هم بچینی و دشمن رو شکست بدی! ارتش خودت رو از میان کارتهای موجود بساز و به جنگ حریفت برو! بهشون نشون بده که فرمانده واقعی نبرد کیه!
خط آتش یک بازی کارتی جنگی ایرانیه اما با کیفیت و گرافیک سه بعدی خیره کننده که هیچی از نمونه های خارجیش کم نداره! باورت میشه؟
اپک مینی
ارنست
شَکِلتون در سال 1908 با چند نفر و با پای پیاده به سمت جنوبگان (یه جایی وسط های قطب
جنوب) راهی میشه و پس از طی کردن حدود هزار و پانصد کیلومتر در دمای منفی سی تا
هشتاد درجه و درست زمانی که طبق برنامه فقط شش روز به انتهای مسیر مونده بوده
عملیات اکتشاف رو شکست خورده اعلام می کنه و به سمت خونه برمی گرده.
وقتی
دليل این کار شَکِلتون رو ازش می پرسند میگه: "یک خَرِ زنده بهتر از یک شیر مُرده
است!" شَکِلتون توضیح میده که اگر به مسیر خودش ادامه می داده احت
امروز براتون یه لیست آماده کردم از جدیدترین مطالب منتشر شده که امیدوارم از دیدنشون لذت ببرید :
آموزش بازی پوکر
بهترین سایت
آموزش
آموزش بازی
پخش زنده سری آ ایتالیا
دانلود کلیپ سریال پدر
موزیک ویدیو به هوای تو من فرزاد فرخ
اس ام اس تبریک عید قربان 97
زیبا ترین گل به خودی ها در فوتبال
اس ام اس عاشقانه و شکست عشقي
معرفی و دانلود سریال ممنوعه
جرم گیری دندان ها
دانلود فیلم سینمایی لاتاری
مدل های شومیز ساده
مد
امروز براتون یه لیست آماده کردم از جدیدترین مطالب منتشر شده که امیدوارم از دیدنشون لذت ببرید :
آموزش بازی پوکر
بهترین سایت
آموزش
آموزش بازی
پخش زنده سری آ ایتالیا
دانلود کلیپ سریال پدر
موزیک ویدیو به هوای تو من فرزاد فرخ
اس ام اس تبریک عید قربان 97
زیبا ترین گل به خودی ها در فوتبال
اس ام اس عاشقانه و شکست عشقي
معرفی و دانلود سریال ممنوعه
جرم گیری دندان ها
دانلود فیلم سینمایی لاتاری
مدل های شومیز ساده
مد
دانلود فیلم خوب بد جلف
دانلود فیلم ایرانی خوب بد جلف با لینک مستقیم و کیفیت عالی (اچ دی)
شما عزیزان میتوانید فیلم خوب بد جلف را از رسانه مجاز تب مووی با سرعت بالا دریافت نمایید.
کارگردان : پیمان قاسم خانی
نویسنده : پیمان قاسم خانی
تهیه کننده : محسن چگینی , عبدالله اسکندری
ژانر : کمدی / اجتماعی
مدت زمان فیلم : ۱۰۷ دقیقه
نمونه کیفیت : کلیک کنید
بازیگران
: حمید فرخ نژاد , پژمان جمشیدی , سام درخشانی , ویشکا آسایش , مانی حقیقی
, نسیم ادبی , نیوشا ضیغمی , آز
رِی: همین الان یه جایی توی لندن، یه درخت کریسمس هست که زیرش چند تا هدیه هست که هرگز باز نمی‌شن؛ اگه از این ماجرا زنده بیرون اومدم می‌رم اون خونه رو پیدا می‌کنم، از مادری که توی اون خونه‌س عذرخواهی می‌کنم [که پسرش رو کشتم] و هر مجازاتی که برام انتخاب کنن رو قبول می‌کنم: زندان. اعدام. مهم نیست؛ چون حداقل اگه زندان باشی یا اگه مرده باشی، توی بروژِ لعنتی نیستی. لعنتی. شاید جهنم همینه که مجبور باشی تا ابد توی این بروژِ لعنتی بمونی 
در بروژ
بعد از چند دقیقه ای که سوار شد از راننده پرسید هوا سرده یا من سردم شده؟ 
عقب نشست کنار من و یک آقای دیگه، یک مرد تقریبا 35 ساله عینکی با کلاه و شال گردن ضخیم 
راننده گفت نه هوا سرد نیست شما سردت شده و در جواب گفت اره مثل اینکه 
چند لحظه  بعد  راننده ادامه داد و گفت دیروز خیلی سرد بود 
همون آقا جواب داد پس همونه سردیه دیروزه  به من خورده. 
گفتگو همینطور ادامه داشت و من و یک آقای دیگه هم عقب در کنار ایشون نشسته بودیم و در طول مسیر  بیرون رو نگاه م
امیدورام بتونم سالم و سلیم الصدر بارت بیارم.
نه ولی من چطور می تونم!
منی که هیچ وقت تکلیفم روشن نبود از شدت کور چشمی و کور دلی.
امیدوارم خدا سلیم الصدر بارت بیاره و بعد به عشقي کام دلت رو بگشاید که عشق بالا دستش فقط عشق خودش باشه که به ائنم برسوندت با این عشق .
به عشق رسیدی درکش کنی ان شاءالله
عشق برات اتفاق بیافته ان شاءالله
اونقدر سلیم الصدر و دریا دل باشی که عشق بیاد سمتت و درکش کنی
و معشوق که عاشقت شده هم همینقدر و بلکه بیشتر سلیم الصدر و در
آیینه در خواب نشانگر سعی در رسیدن به کمال می باشد که به شکست یا آگاهی می‌انجامد و دیدن آیینه تذکر به  خودشناسی می دهد و دیدن خود در آیینه خواب بیننده به وجود خطایی در خود پی می برد یا اینکه این خطا به او گوشزد می شود و اگر آیینه را شکسته بیند به صاحب رویا روش بهتر انجام شدن کاری آموخته می‌شود.
سفارش ساخت آیینه را دادن نشانه خیانت است.تعبیر تیوب | بزرگترین سایت تعبیر خواب
توی خونه ما ( خونه مامانمو میگم ) آبگوشت اینجوری طبخ میشه که گوشت و مقادیری دنبه میریزن توی قابلمه وقتی دنبه پخت مامانم درش میاره میکوبدش دوباره میریزدش توی آبگوشت! در جریان لوس بازی های غذایی من هستید دیگه ؟ من یا آبگوشت نمیخوردم یا یه صافی یا حتی چایی صاف کن (!) با خودم میبردم سر سفره بعد سر فرصت میرفتم کنار قابلمه آبگوشت و کمی آبِ آبگوشت یا اون توری واسه خودم صاف میکردم و میومدم ^_^بعد من فکر میکردم طبیعیش اینجوریه که این دنبه ها توی آبگوشت با
شاید وقتی جمله کسانی که تاریخ نمیخوانند محکوم به تکرار آن هستند» را خوانده یا شنیده باشید بعد از تحسین این جمله و عباراتی بدین مضمون مخاطب چنین جمله‌ای رو فقط و فقط مسئولین و حاکمین و منصب‌دارها بدانید و رد شوید و بارها و بارها در چاه تکرار تاریخ زندگانی خود بیوفتید و از ذهنتان نگذرد که تاریخ‌‌تان را با تمام اتفاقات خوب بدش را ثبت کنید!بار دیگر، اما مصمم‌تر به خود یادآوری کنیم که تجربه‌های کوچیک و بزرگِ شکست و پیروزی را بنویسیم تا فرام
گوش به گوش رفتم تا رسیدم وبلاگ یعقوب خانhttp://ynlordegan.blogfa.com/سالهاست ننوشته است!برایش نوشتم:سلامجناب یعقوب خان، ادبیات به ته رسید که دیگر ننوشتی برار ؟!آخرین پست مال سالها پیش است انگار !زنده ای؟سالمی؟قلم را اجاره که نداده ای، شکست ؟به طلب نان و آبی و مجالت نیست ؟اوضاع مرتب شده است و ما بی خبریم ؟چه حال و خبر؟اقلا سالی، ماهی، یک سیاهه ای بگذار.  به نظرتون زنده است؟چی شد که دیگه کسی چیزی ننوشت و دوران وبلاگ به ته رسید انگار ؟من نمی خونم وب، اما ای
سلام دوستان
خوب تلاشها و لینک ها و صحبت هام، توی این دوهفته، یکم داره خروجی میده، خروجیش این بود مدیرکارگزاری که استخدامی اقا ممنوع هست در اون، خودش شد لینک قوی برای من که رزومه منو دست به دست کنه تلاش کنه من بتونم جایی بند بشم، هرچند هنوز کسی از جانب ایشون هنوز به من زنگ نزده ولی بنده خدا تلاششو کرده و اسکرین شاتها همه حرفاشو مرتب میفرسته که من در جریان باشم. اما خوب به واسطه استادی که کارای انالیز آماریشو انجام میدادم، به دوستش توی یک شهر د
آنان که از اتفاقات ناگوار زندگی خود چیزی نمی آموزند ،
وجدان هستی را مجبور می کنند تا آن اتفاقات را
تا آنجا که نیاز باشد تکرار کند تا
به فرد آن چیزی را که آن اتفاقات ناگوار می خواهند
آموزش دهند، یاد بگیرد !
آنچه که انکار می کنید ، شما را شکست میدهد !
آنچه که قبول می کنید ، شما را تغییر می دهد!
ادامه مطلب
مدت هاست تصمیم گرفته ام،
هرگاه کسی را نخواستم
یا از او رنجیدم
یا دلم را شکست
به یاد روزی باشم که ممکن است هرگز در دنیا نباشد!
آن روز را مرور می کنم
آن قدر که نبودنش را باور می کنم بعد در ذهنم برایش غمگین می شوم
و شاید یک عزاداری ذهنی و بعد آرزو می کنم کاش بود و از او می گذشتم
بعد به خودم می گویم
حالا که او هست پس ببخش و فراموش کن
از بخششم شاد می شوم
و از بودن او شاد تر

و این گونه است که من مدت هاست را به فراموش کردن میگذرانم.کاش فراموش شود.
روزی که دوباره وبلاگم را راه انداختم برای انتخاب اسم مردد بودم. بین اسم قبلی وبلاگم و اسم‌هایی که همیشه برای وبلاگ دوست داشتم و از میان همه آبلوموف انتخاب شد که هیچوقت به آن فکر نکرده‌بودم.آن روزها رمان آبلوموف را می‌خواندم و در هر بخشش خودم را حس می‌کردم، پر بودم از حس همدردی با آبلوموف، حس نفرت از خودم، حس نیاز به تغییر، حس گم شدن. در نهایت به جای تغییر، رمان را کنار گذاشتم و با اسم آبلوموف نوشتم و نفرتم از آبلوموف درونم بیشتر شد. همین!هرب
خبرسیدیم به مسئله ای به اسم خواستگارغالبا تصور عموم مردم اینه که دختر ها با شنیدن این واژه باید در پوست خودشون نگنجن،شرم و حیایی توام با شادمانی نامحسوس داشته باشن!و خب همین تفکر همگانی محدودکنندست که ذهن و روح منو بهم ریختهمن.یه دختر هیجده ساله که پر از فکرم.پر از دغدغه های کوچیک و بزرگم که شاید تنها برای خودم مهم باشنبه ازدواج فکر  میکنمانکارش دروغ محضهحتی شاید صحنه های خواستگاریو بارها تو ذهنم مجسم کنماما چیزی که یکم توضیحش برای ب
تحریم آیت‌الله ‌ای عملا امکان پذیر نبوده و نیست. سال‌هاست در غرب و آمریکا ایشان در شدیدترین تحریم‌ها و محدودیت‌ها از جمله تحریم‌های کم‌سابقه رسانه‌ای بوده است. ولی الان چه اتفاقی افتاده است؟!
او از محبوبترین رهبران دنیاست، با این تفاوت با همه دیگران که کاریزمایش در منطق و معنویت خاصش است. همان چیزی که بر اساس سنت‌های الهی نهایتا او را بر دیگر رهبران امروز جهان چیره خواهد کرد. البته این مطلب نه در پی جدی گرفتن تحریم‌های جدید آمری
بعضی وقت ها نباید خوشحال باشینباید خیالت راحت باشدباید دلت بشکندباید با خودت مواجه شویو درست و غلط را در غیر حال خوب خودت بشناسیباید بدانی دلت سنگ است تا بشکنی تا خوشحال نباشی، خوشحال کنیباید بدانی شکستن بد نیست، باید شکست تا فهمید لگدمال شدن سخت تر است و بسیار سخت ترباید خود را در خود جستجو کرد تا سختی وجودت را بشکنیو برای شکستن این؛باید بفهمی سنگ چیستباید با خودت هر بار آشنا شویآخر خود آن آشنایی است که هر از گاهی با خویش بیگانگی میکند گم
عزت نفس را می‌توان احساس
ارزشمندی درباره‌ی زندگی شخصی، اجتماعی و شغلی‌مان تعریف کنیم. اگر در دوران کودکی
از سوی خانواده، دوستان یا محیط مدرسه مورد عشق و احترام قرار گرفته باشیم، عزت
نفس سالمی در ما شکل می‌گیرد.
کمال مطلوب این است که ما همه‌ی
این شرایط را در دوران کودکی تجربه کنیم و عزت نفس ما تقویت شود. اگر در خانواده
احساس کنیم که قدر و منزلت ما را می‌دانند، به ما مهر می‌ورزند، همسالان ما را در
جمع خود می‌پذیرند و قبول می‌کنند و در محیط
بسم الله الرحمن الرحیم 
کوزه ای که نباید بشکند.
با گام هایی آرام، وارد دکان کوزه گری شد. سرش را بلند و کرد و گفت یک کوزه می خواهم.
نوح کوزه ای به او فروخت.
مشتری غریبه هنوز از دکان خارج نشده بود که ترق.! صدای شکستن کوزه آمد.
مشتری عجیب و غریب نوح بازگشت و گفت: یک کوزه دیگر بده!
نوح کوزه ای دیگر به او داد و باز صدای خرد شدن سفال و شگفتی بیش تر نوح! با خود گفت یک بار حواسش نبود اما این بار چه؟
باز هم مرد غریبه کوزه ای دیگر گرفت و این بار جلوی خود نوح زد
درسته که همهء از خواب بیدار شدنام با گیج و منگى شروع میشن، اما گاهى صبح ها که بیدار میشدم، حافظه ام ریست شده بود، از سنگین رنگین بودن مادر یهو جرقه اى تو مغزم میزد مبنى بر اینکه نکنه دیشب همدیگه رو ناراحت کردیم؟! چند دقیقه بعد جلوى آینه دستشویى یقین پیدا کرده بودم که آره، دیشب چیزى شده، اما چى؟ یادم نمیومد! میرفتم بیرون، از مادر میپرسیدم "میدونم الان باید با هم قهر باشیم، ولى چرا؟!" و همین خنگول بودنم باعث خنده و آشتى میشد.
کم کم متوجه شدم اسمش
چیزی که خیلی توی متن‌های من مشخصه، ایده‌ی عدم اعتماد به نوع بشر»ست. اعتقادی که با هر ثانیه زندگی بیشتر در مورد صحت‌ش مطمئن می‌شم. 
سال گذشته از یکی از دوستانم که دانشجوی سال آخر حقوقه خواستم یک وکیل درست‌درمون به‌م معرفی کنه. اون یکی از اساتیدش ُ معرفی کرد و ما هم پرونده رو سپردیم دست‌ش. وکیل به‌مون گفت که این پرونده 90 درصد برنده‌ست و اون 10 درصد هم می‌ذاره پای این که مامور به انجامه و نه نتیجه و ال‌وبل. 
حالا به هرحال مبلغ نسبتاً قابل ت
از صدای نفس نفس زدنتهمسر تو چقدر شاکی بودشده پیراهن تنت تازهمثل آن چادری که خاکی بود**تا صدایِ غریبی ات نرسدبا کنیزانِ خانه کف میزدناله ای از مدینه فاطمه وناله ای حیدر از نجف میزد**و کنیزی که آب آورد وتو به یادِ هلال افتادیهمسرت کاسه را شکست و سپستشنه مثل حسین جان دادی**در میانِ تمام معصومیندر مقاتل مُوَرخان دیدنددر عزای حسین و تو تنهادشمنان کف زدند و رقصیدند**پیکر تو ز پشت بام افتادولی آقا به خون نشسته نشدبه لبِ پلّه خورد لبهایتولی دندان تو
کتاب او در میان ماست : حسین شریعتمداری، نشر کیهان
معرفی:
خیلی غمگین بود وقتی جبرائیل دليل ناراحتی اش را پرسید فرمود: برای امتم می ترسم ازقیامتشان, جبرائیل دوباره آمد:خدایت فرمود: آنقدر ازامت تو ببخشم که راضی شوی.خواندن این کتاب لحظاتی ما رو گره می زنه به بهترین بنده خدا, همون که مهمترین نگرانی اش خوشبختی مابوده…
بریده کتاب(۱):
انوشیروان وحشت زده ازخواب برخواست……همهمه ای مرموزهمه جای کاخ رافراگرفته بود. واهمه ای ناشناخته به جان انوشیروان
به نام خالق عشق و محبت
در دل دنیایی که کوچک و بزرگ بودنش، بسته به نگاه
آدم‌هاست؛ دو دلی به 
هم پیوند خورد که عاشقانه‌هایش پر از نور و عشق الهی بود و به
نام عاشقانه 
زمانه‌ها به ثبت رسید. 
عشقي اسطوره‌ای که الگوی تمام ن و مردان
عاشق بعد از آن‌ها شد. عشقي 
که وسعت انسانیت و مهر و محبت در وجب به وجبش هویدا و اسوه پایداری 
و وفایش
به وسعت آسمان بی‌کرانه‌ست. 
عشقي که خدا از ازل قلب‌هایشان را در آسمان عشق به نام هم
پیوند داده.               
کتاب "ای کاش وقتی بیست ساله بودم می دانستم." در رابطه با نحوه نگاه به فرصت ها، بالا بردن روحیه ریسک پذیری، کاهش ترس از شکست، بالا بردن روحی خلاقیت و کارآفرینی، استفاده بهینه از منابع، خارج شدن از چارچوب های مرسوم و . بحث ها و تجاربی رو نقل می کنه.
ادامه مطلب
مصطفی کمال آتاترک رزمنده جنگ استقلال ترکیه و دولت‌مرد و بنیان‌گذار جمهوری ترکیه بود که به عنوان اولین رئیس جمهور این کشور از سال ۱۹۲۳ تا زمان مرگش اش در سال ۱۹۳۸، ریاست می‌کرد. او یک سکولار و ملی گرا بود که ت‌ها و نظریه‌هایش کمالیسم نامیده شد.
۱. آتاترک پس از نشان دادن نقش مهم خود در پیروزی ترکیه در نبرد گالیپولی طی جنگ جهانی اول، به قدرت رسید.
۲. پس از شکست امپراتوری عثمانی و انحلال آن، آتاترک ریاست حزب ملی ترکیه را برعهده گرفت و در م
دقت کردین که این انتخاب اسامی ایران باستان برای بازیگران فیلمهای تلوزیونی همه گیر شده! چرا؟
در گذشته هم 2 بار دولتمردان ایران درگیر باستانگرایی افراطی برای تخفیف مردم مسلمون شدیدن یه بار زمان رضا خان و دیگری زمان پسرش.
در هردو هم شکست خوردن.
اینبار نه از طرف دولتمردان رسمی, بلکه از طرف دولتمردان در سایه اجرا شده! و نتیجه؟
انشالله هرکسیکه در جهت شقه شقه کردن این ملت گام می زنه, همچو آن پدر و پسر آلاخون والاخون بشه.
بخون دلت بدجور میشکنه
تعریف میــکرد :
همسرم توی حیــاط از روی ویلچر با صورت خورد زمیــن.

بعد که من دویــدم و از روی زمیــن بلنــدش کردم.

دیــدم داره مثل ابـر بهار گریــه میکنه.
با تعجب بهش گفتم .
حاجی شما توی ایـن سالهای مجروحیتت.
یــه بار آخ نگفتی چی شده؟!
گفتش نمیدونستم.
زمیــن خوردن با صــورت اینـقدر درد داره .
نمی دانی با دست بریده وتیری درون چشم
.زپشت اسب افتادن چه سخت است؟

 منبع انواع عکس نوشته برای فضای مجازی :
http://aksestan.blog.i
این یادداشت یک دليل طولانی دارد: اعتقاد به ، به عصیان، به بدی و ناهمواری آدمیزاد، به حقانیت عطش، حقانیت شر، به حماقت و امید من*، به عشق تو، بله، به‌هرحال کلمه‌ی عشق، کلمه‌یی که از آن می‌ترسم و متنفرم، عشقي که در توست، که در من است، و بی هیچ باوری، و پر از باور، می‌توان آن را گفت، نوشت، این همان ویرانه‌یی ست، که از آبادترین آبادیِ ساختِ آدمیزاد، خواستنی‌تر و خرم‌تر است. دیگر چه بنویسم؟ دو کلمه، چند کلمه، یک نفس، یک بو، صدایی از رهای
معشوق پاییزی من، سلام!
احتمالا هنگامی که این نامه به دستت می‌رسد اولین سئوالی که می‌پرسی "این دو هفته کجا بودی؟" خواهد بود! پس بگذار در همین ابتدا برایت از ماجرای صبح سه‌شنبه بگویم.
صبح سه‌شنبه در حالی که گرد و خاک نشسته بر قاب عکس‌ها و گلدان‌های کلبه‌ را می‌گرفتم دستم به گلدان سفالی یادگاری‌ات خورد، همان گلدان میخکی که در ۱۳ ژانویه هدیه داده بودی؛ قبل از انجام هر عکس‌العملی گلدان روی زمین افتاد و شکست، واقعه‌ی تلخی بود، احساس کردم نی
به نام خالق زیبایی‌ها
آفتابی درخشان تمام دشت را به نور و گرمایش میهمان کرده بود و درخشندگیش 
را به رخ دشت رویاها می‌کشاند.
پروانه‌ای در همان هنگام بال گشوده و اولین پروازش را در پنهه‌ای از زیبایی‌های
به نمایش گذاشت. رایحه دل‌انگیز گلها همه جا پخش شده و سبزه‌ها نیز با باد
به رقص درآمده و هماهنگ با دیگر زیبایی‌ها، وجود دشت را دل‌انگیزتر کرده بودند.
سیاهی در دشت رویاها جایی نداشت. کوه‌های سربه فلک کشیده استوار و
پابرجا نوای ایستادگی را س
پس از شهریور سال 1320 و فرار رضاشاه از کشور، مردم ایران با استعمار خارجی و استبداد داخلی به مبارزه برخاستند که این مبارزات در اوایل دهه 30 شمسی به اوج خود رسید که دکتر محمد مصدق و آیت‌الله سید ابوالقاسم کاشانی همراه با مردم انقلابی، این نهضت ملی را مدیریت کردند که قیام 30 تیر 1331 نقطه عطف این مبارزات محسوب می‌شد.
این قیام هر چند نقطه اوج تجلی وحدت رهبران نهضت ملی شدن نفت و یکپارچگی مردم انقلابی ایران بود، اما در ادامه حرکت به دليل عدم توجه بعضی س
این روز ها، مثل شیشه ای شکسته ام و دلم هزارن قطعه .
دیر زمانی ست در اوج به سکوت نشسته ام، بی آنکه شوقی برای لب گشودن در من موج زند.
چهره ام را با نقاب لبخندهای مصنوعی پوشانده ام تا از قاب رُخم، کسی درون خسته ی مرا نخواند.
 و هنوز که هنوز است؛ چشمان خسته ام در عمق دلتنگی ها، غرق در بی خوابی است.
و این سحرها که در میان انبوه خاکسترِ خاطرات تلخ نشسته ام،
و در میان بغض ها. گاه و بی گاه، دلم می شکند،
به یاد می آورم که بی تو،
سال های سال است، من در دری
امروز صبح،دوستم را دیدم که دستش را باز کرده بود. ماه پیش در مدرسه بر اثر یک اتفاق دستش شکسته بود.
وقتی به پیشش رفتم میگفت درد میکند،اما از گریه خبری نبود.بعد که فهمیدم دستش شکسته و گریه ای نکرده بود برایم جالب شد.
امروز عصر داشتم از پارکی رد میشدم که او را ،در حالی که زانوی غم بغل گرفته بود از دور دیدم.
اول متوجه نشدم و خواستم او را غافل گیر کنم،پس از پشت به او داشتم نزدیک میشدم که صدای گریه اش را شنیدم
نگاهی به او انداختم و بغلش نشتم و بهش گفتم:
-
هلیا! یک سنگ بر پیشانی سنگی کوه خورد.
کوه خندید و سنگ شکست.
یک روز.کوه می شکند.
خواهی دید.
.
زندگی طغیانی ست بر تمام درهای بسته و پاسداران بستگی.
هر لحظه ای که در تسلیم بگذرد لحظه ای ست که بیهودگی و مرگ را تعلیم می دهد.
.
به روزهای اندوه باری بیندیش که تسلیم شدگی را نفرین خواهی کرد.
و به روزهایی که هزار نفرین، حتی لحظه ای را بر نمی گرداند.
بار دیگر شهری که دوست می داشتم»
#نادر_ابراهیمی
پ.ن: کتاب متفاوتی بود از این بزرگ مرد.فقط.کمی تلخ بود و تلخ ت
چند وقت پیش، بالاخره سکوتشو شکست و برام از اینکه رابطه اش با همسرش چقدر به بن بست خورده گفت. از تمام جزییات آزار دهنده. چند روز بعدش یجا یهو وسط مکالمه ای صدام لرزیده بود که تو باید خوشحال باشی، باید مراقب خودت باشی. که خدایا بس بشه دیگه لطفا. دخترک معصومی که کلاس اول بغل دستم مینشست و دوستیمون ۱۵ سال به طول کشیده باید حالش خوب باشه.  امروز بعد مدت ها این پیام رو برام فرستاده:"نمیدونم الان کجایی و داری چیکار میکنی فقط خواستم بگم همه چی خوبه, حتی
بعد از پنج تا امتحان پشت سر هم، خسته و کوفته از اتوبوس پیاده شدم. نزدیک ترین راه به خونه، کوچه ی مدرسه بود. همون کوچه ی پهنی که سه تا دبیرستان داخلش هست.دخترا با روپوش های بد رنگ و مقنعه های کم و بیش کج و کوله و صورت های بی آرایش دم در مدرسه ایستاده بودن و حواسشون به بلندی صداشون نبود. از کنارشون گذشتم و یک آن فراموش کردم که من دیگه متعلق به این جمع نیستم. که دو سال ازشون بزرگترم. که کارت متروی دانشجویی دارم و دو سال بعد قراره کلاه فارغ التحصیلیم ر
چرا به میم بسنده نمی‌کنم؟ چرا می‌خوام دوسم داشته باشه و عاشق و شیفته و دلباخته‌ام باشه؟ جز اینه که کمبود دارم! زورم به اینه که به من می‌گه همش هورمونه و به خودش می‌رسه و اون دختره عشقي وجود داره. چه عشقي چه کشکی؟ آخه ح مهربونه و من مهربونیش رو دوست دارم و اون چیزیه که می‌خوام، مگه میم مهربون نیست؟ مگه دوست نداره؟ چرا ازش دور میشی؟  ح هم حق داره وقتی می‌بینه تو کسی رو داری که می‌بوستت چه انتظاری داری آخه؟ باید رها شی رها کن تا رها شی، یاد بگ
خش خش ، خش خش رفتگران شهر ارواح
می روبند کوچه ها را به جاروی نهان اسرار
خش خش ، خش خش
دم صبح است و به اندوهی خواب
همه ارواح درون یک خیال بی تاب
یک مسافر می رسد از راه ، ترسان ترسان
عرق می ریزد
آفتاب غربت شهر ، سایه اش را جان می بخشد
روح زنی بی رنگ و رو ، در اضطراب نرسیدن ، می آید به سمت او
کاسه ای آب به دستش می دهد 
لبخند مرده ای می زند  
در پی خواب خویش می رود
خش خش ، خش خش
کودکان روح بی کارند
نمی خوانند حتی یک کتاب
سر شب میخوابند
صبح ، از خستگی خواب
برای تغییر یه آهنگ غم انگیز باید با نت ها بازی کرد و کمی تغییر دادفاصله ها رو قدری دست کاری کرد و گاهی زیر و بم ها رو هم عوض کردبرای تغییر رنگ  محل زندگی هم لازم نیست همه چیز رو عوض کرد.تغییر رنگشون هم حال آدما رو تغییر میدهپرده های روشن تر.قاب پنجره های سفید و سه چهار تا ن رنگی و شاد روی مبلهایی که یه مدت طولانی روی اونها نشستی و با غصه های ریز و درشتت گریه کردیپهن کردن رومیزی دست دوزی که نا خودآگاه یاد چهل تیکه های دست دوز مادربزر
+ حس میکنم دیوار زندگیم کج رفته بالا.حس میکنم هرکاری کنم دیوار زندگیم همچنان کج میره بالاحس بدیه- چرا فکر میکنی دیوار زندگیت کج رفته بالا و نمیشه درستش کرد؟شاید تو داری کج میبینیش؟شاید اونقدرها هم کج نیستشاید اصلا کج نیست+نمیدونممثل یه مهندس شکست خورده شدم که حس میکنه ساختمانی که ساخته کجه مهندسی که به بن بست خورده.- ولی یه مهندس خوب با احساساتش خونه نمیسازه و تصمیم نمیگیره . میشینه حساب کتاب میکنه ببینه کجا رو اشتباه کرده و تلاش
عشقم یه چیزی بود شبیه آبله مرغون که بالاخره باید میگرفتی، یا تو چت روم، یا تو راه برگشت از مدرسه، یا ترم اول دانشگاه. . من از آبله مرغون فرار کرده بودم. عشق و جمله‌های عاشقانه و رمانای عشقي و شعر و آهنگای پاپ شکست عشقي واسم شوخی بود. همشون چیپ و پیش پا افتاده بودن و من برای چیز بزرگتری به این دنیا اومده بودم. برای درک داروین، یا افلاطون، یا قورت دادن کتابای قطور روانشناسی. من وسط گرمای تابستون تاکسی میگرفتم و میرفتم دانشگاه تا با چند تا دانشجو
حرف آخر»
‌من نبض شعر» خویش گرفتمتبش از چهل گذشتبیهوده‌ است کوششتان، رفتنی‌ست اوتا فرصت این میانه نشسته‌ستپاشویه‌اش کنید_شاید بدل درین دم آخراو را ترانه‌ایستوندر ترانه‌اشاز آنچه تاکنون نسروده‌ستاو را نشانه‌ایست! 

‌او آن زمان که رنگ سلامت بروی داشتتابوت آنچه قالب» شعر استچون کاسه‌ای شکست!از این مریضحتی پس از هزاره‌ی میلاد بانگ منعیسی شدن، ز گور پریدن، عجیب نیست!_زیرا که او منادی راه نجات بودزین‌رو در ابتدای رسالتسد بزرگ قا
داره شروع میشه، یه ترسی تو اعماق وجودم حس می کنم. مثل ترس کسی که میخواد از بلندی شیرجه بزنه تو اقیانوس. اقیانوس قشنگه، آبیه، زلاله، اما بلندی وهم داره. باید درست بپره، باید شنا بلد باشه و بتونه خودشو تو آب نگه داره. اره داره شروع میشه و من کم کم باید پاشم راه برم برسم به اون بلندی، زمان پرتاب نزدیکه. دارم شنا یاد میگیرم، دارم اقیانوسو سبک و سنگین می کنم. دارم فکرمیکنم کجای اقیانوس میشه زندگی کرد کدوم بخشش آبی تره و آبش شیرینه. آخه باید بهترین بخ
دختر دستش را بریده بود اندازه ای که نیاز به بخیه زدن داشت. باشوهرش آمده بود. وقتی خواست روی تخت دراز بکشد شوهرش نشست و سرش را روی پاهایش گذاشت. تمام طول بخیه زدن دستش را گرفت و نازش را کشید و قربان صدقه اش رفت. وقتی رفتند هرکسی چیزی گفتیکی گفت زن ذلیلیکی گفت لوس، یکی چندشش شده بود و دیگری حالش بهم خورده بود!یادم افتاد به خاطره ای دور روی همان تخت. خاطره ی زنی با سر شکسته که هرچه گفتم چطور شکست فقط گریه کرد و مردی که می ترسید از پاسخ زن. زن آنقدر از
ساختن رابطه عاطفی بدون شکست
بعضی ها سواد عاطفی خوبی دارند، حتی از پشت تلفن نیز می فهمند چت شده
بعضی ها نمی دانند چه ثروت عظیمی در وجودشان دارند که می توانند بفهمند در جانشان چه می گذرد،
وقتی
از نبوغ عاطفی می نویسم، از هزاران نفری باید بگویم که در این سال ها یادم
دادند قلب انسان چقدر پیچیده است، درس های بزرگ را در این سال ها مراجعین و
اساتید و مردمی به من یاد دادند که از قلب هایشان برایم گفتند و نوشتند.
درس های من به اندازه لطف این مردمان نیست
شب یلدا را رفتیم خانه‌ی خاله در قزوین. شب قبلش () ساعت 11 از تهران راه افتادیم و ساعت 1:30 رسیدیم. فردا صبحش وزیر راه و شهرسازی هم آمد قزوین. آمد که نیوجرسی اتوبان قزوین تهران را افتتاح کند و لعنت خدا بر این نیوجرسی‌ها و بر این ساخت‌وسازهایشان. لعنت بر آن افتتاحشان. بخورد توی سرشان.
در درجه‌ی اول دليل شخصی دارد. ولی دليل غیرشخصی هم دارد. روزگاری بین دو گارد ریل اتوبان فاصله‌ای بود که می‌توانستند تویش درخت بکارند. تویش بوته بکارند. تویش
هوای شهرمون اینروزها بارونی و تمیزهکاش دلای ما هم از آسمون یاد میگرفت گاهی باید یه تی بخوره و با یه رعد وبرق عاطفی غصه ها و کینه هاشو بباره و خودشو سبک کنهاینروزها کم نیستند آدمهایی که وزن منفیهای دلشون انقدر زیاد شده که حتی حفظ تعادل قدم زدن توی خیابونهای زندگی شون هم براشون سخته و ممکنه با هر تلنگری به زمین بیافتند.ممکنه به کسای دیگر برخورد کنند و اونها رو هم یه جورایی از راه  بیرون بیاندازند.اینروزها کم نیستند دلهایی که نه
16 سال بود که میشناختمش.
چندین سال با هم پشت یک میز و نیمکت می نشستیم. یار دبستانی ام بود.
همدیگر را یک مدت طولانی گم کردیم و وقتی دوباره دست هم را گرفتیم، سعی کردیم به هم کمک کنیم.
من یه کار برایش در شرکت خودمان پیدا کردم و او هم مرا به دنیای شگفت انگیزی که آرام آرام برای خودش می ساخت راه داد. راه پر از تلاش و کوشش برای ساختن آینده.
می دانستم که عاشق آمریکا بود. یعنی اینطور بگویم، آمریکا مدینه فاضله اش بود! و چون برادرش هم آنجا زندگی میکرد، دوست د
[در استقبال از ماه عشق و عطش]
شکر خدا که ماه محرم شروع شد
بغضم شکست و لطف تو نم‌‌نم شروع شد
ما را قلیل اشک مقام خلیل داد
کم‌کم چکید و جوشش زمزم شروع شد
آورده با تولد خود رسم دیگری
از آن زمان که گریه‌ی خاتم شروع شد
شد شرحه شرحه سینه‌ی پیغمبر خدا
تا آیه آیه سوره‌ی مریم شروع شد
"باز این چه شورش است" بخوان نوحه‌خوان که باز
ماه عزا و نوحه و ماتم شروع شد
رنگی ورای سرخی خون حسین نیست
مشکی به تن کنید؛ محرم شروع شد!
::
می‌خواستم برای سرودن بهانه‌ای
تا ذ
دانلود آهنگ جدید مهدی احمدوند به نام نفس
Mehdi Ahmadvand - Nafas
موزیک : مهدی احمدوند
+ متن ترانه نفس از مهدی احمدوند
هر کی به جز تو اومد به چشم نیومد / هی اومدم دلو عقب بکشم نیومد
شاه دلم دليل عشقي تو واسه دلم / پرته به تو همه هوش و حواس دلم

دانلودعنوان: Mehdi Ahmadvand - Nafas (320).mp3حجم: 8.48 مگابایت
 متن ترانه مهدی احمدوند به نام نفس
هر کی به جز تو اومد به چشم نیومدهی اومدم دلو عقب بکشم نیومدشاه دلم دليل عشقي تو واسه دلمپرته به تو همه هوش و حواس دلمچشمات یه حالت
به جای تو صحبت کردن با در ها، بی پرده به دیوار ها، برای ساعت ها. به جای بودنِ با تو، در کنار آدم های تو خالی تر از خودم. کنار بی عمق ترین چشم ها، توی سطحی ترین قسمت دریاها. و گمگشته در خاطرات اندک روزها و بی شمار شب های سیاهمان. بحث جدیدی نیست، طوری نشده ام ک نشناسی ـم. می دانی؟ کمی اندک تفاوت در ظاهر به سبب گذرِ عمر و چند تار موی سفیدِ و خطوط جدید روی پیشانی ـم، و نگاهی ک تلخ تر از قبل است و هاله ای از سکوت، ک پیش تر از خودم محیط را در بر می گیرد. می د
هر دوره ای از زندگی  میتونه یه نام انحصاری داشته باشهمثل دوره ی سفردوره ی پس اندازدوره ی انتظار وتمامشون رو که کنار هم بچینی و یه ویرایش ضمنی هم روی افراط و تفریطهای بیانی و نوشتاریت داشته باشی میشه کتاب زندگیت!این روزهایی که بیخیال گرما و سرعت و همه موارد دیگه دارن تند وتند میگذرند دوره ی دلواپسیهای منهدلواپسی برای همه آنچه تا کنون برای زندگی کرد ه ایم.بعضی روزها بذرهای ترس و نگرانی که نمیدونم توی کدوم لحظه ها روی زمین دلمون پ
اینقده از پستای اخیرم زدم که نمیدونم ایا میشه جبرانشون کرد یا نه از قرارام و حرفام با ا.م و اتفاقایی که افتاده و بیدار شدن از خواب غفلت،از ف.ح خیلی دلخورم خیلی خیلی خیلی،وقتی به کاراش فکر کردم غمم گرفت دلم شکست،من اشتباه های زیادی توی انتخاب دوست کردم.یه چندتا کتاب خریدم بعدا براتون میگم.
نمیخوام بگم چیشده و چرا دارم این حرفارو میزنم،دیدین امسال هم نتونستم برم نمایشگاه کتاب تهران؟،دنبال کارم،نمیخوام بشینم تو خونه و الکی الکی وقتم تلف شه،ف
 همچو مجنون کو سگی را می‌نواختبوسه‌اش می‌داد و پیشش می‌گداختگرد او می‌گشت خاضع در طوافهم جلاب شکرش می‌داد صافبوالفضولی گفت ای مجنون خاماین چه شیدست این که می‌آری مدامپوز سگ دایم پلیدی می‌خورد خود را بلب می‌استردعیبهای سگ بسی او بر شمردعیب‌دان از غیب‌دان بویی نبردگفت مجنون تو همه نقشی و تناندر آ و بنگرش از چشم منکین طلسم بستهٔ مولیست اینپاسبان کوچهٔ لیلیست اینهمنشین بین و دل و جان و شناختکو کجا بگزید و مسکن‌گاه ساختاو سگ فرخ‌
سازمان جهانی بهداشت (WHO) تعریف جامعی از مهارت های زندگی ارایه داده است: توانایی انجام رفتار سازگارانه و مثبت به گونه ای که فرد بتواند با چالش ها و ضروریات زندگی روزمره خود کنار بیاید.
برای کسب این مهارت ها باید در طول زندگی به تدریج درس هایی را بیاموزیم و به کار بندیم که ما را در مسیر موفقیت همراهی کند. اما هرچه یادگیری این موارد دیرتر انجام شود، احتمال موفقیت و زندگی بهتر هم برای شخص کمتر می شود.
 
۱. زندگی خیلی وقت است شروع شده است.
در زندگی چی
امروز به طور اتفاقی همراه یک گروه پژوهشگر جوان بودم که در کارگاه پژوهشی مشغول مطالعه و گردآوری نمونه های تاریخی از دفاع ن و مردان مسلمان در نهضت های حق طلبانه ایران زمین بودند.
طبق معمول، فیش برداری بچه های گروه نهضت 15 خرداد، گروه انقلاب اسلامی و گروه دفاع مقدس بسی پر رونق تر بود و نکته های ناب در این مقطع از تاریخ بسی فراوان تر! ولی یک نکتۀ قشنگ از یک زن آذری زبان در نهضت مشروطه نیز برای من جالب توجه بود که وقتی بررسی کردم دیدم برخی سایت ها
دلم حرفهای قشنگ و پر امید میخواهد هرچند توباور نداشته باشیاز واقعیت و نگرانی ها خسته شده ام ودلهره های ریز و درشت پیکر شکننده افکارم را با بیرحمی خراش میدهنددلم روزهای گرم و پر ازدحام کوچه پس کوچه های کودکی ام را با همه آرزوهای پرتقالی و طلایی اش میطلبد که اینروزها مرا از آن منع میکنند.فال مرا گرفت و گفت همه چیز به زودی رو به بهبود خواهد رفتگفت تمام نگرانیهایت بی اساس است.گفت آینده پر است از آنچه دیگران باور ندارند و تو آمال و آرزوی
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب