نتایج پست ها برای عبارت :

رزیدنت ایول 4

گراند راند جراحی داشتیم و باید تمام دانشجوهای تمام رشته های اون بیمارستان توی جلسه حضور میداشتن.گراند راند به وسیله ی ویدیوکنفرانس توی تمام دانشگاه های پزشکی استان نمایش داده میشد.
اینترن طفلی،اینترن بدبخت اسلاید ها رو آماده کرده بود،کیس رو به انگلیسی پرزنت کرد و مثل موش مُرده یک گوشه کز کرد و حالا نوبت رزيدنت جراحی بود.رزيدنت بی نوا.شب قبل کشیک بود و من خستگی رو از تک تک حرکاتش میفهمیدم.به روال قانون بخش های جراحی،تمام سوال و جوابها با
با یه پوشه سبز مقوایی که لاش کلی فتوکپی مدارک و.، با اعصاب داغون اومد کنار من نشست . شروع کرد دری وری گفتن. که آی من ریدم دهن اونی که گفت برو پزشکی، ریدم دهن اونی که فکر میکنه بعد فارغ التحصیلی فقط یه پارو لازمه برامون که پولایی که ریخته رو جمع کنیم، ریدم دهن. . بعد با ولعی عجیب از جعبه استیلش یه نخ سیگار درآورد و آتیش زد. خواستم بگم تو محیط دانشگاه دردسر میشه برات. چیزی نگفتم. یه پسره اومد جلومون شیرینی گرفت. بهش گفت به چه مناسبته؟ گفت قبولی تخ
حدود چهار ساله به خودم نگفتم ايول مریم خیلی خوب بودی!ذوق نکردم برای خودم.تو هیچی انتظار خودمو برآورده نکردم.الان پر از ترسم.تو شروع هر کاری میدونم اون چیزی که میخوام نمیشه و نصفه نیمه رها میشه یا به سختی تموم میشهتو نوشتن هم حتی اینجور شدم.حوصله ندارم مثل چندسال قبل اتقاقات رو با جزییات بنویسم و تحلیل کنمیک ماه دیگه باید برگردم خونه و هیچ برنامه ای ندارم که چجور زندگی کنم و میخوام چیکار کنم.راه زیاده ولی کی میره
درروزهای پرسروصداپشت درهای بسته جان بولتون درکناردونالدترامپ مداوم مشاوره میداد.بعنوان نمونه میگفت روس هاوایرانیهاهمچون صدام حسین دارنددلارراکنارمیگذارندبدنیست همانطورکه به کشورصدام حسین به بهانه تسلیحات شیمیایی وتروریستی که خودمان به اوداده بودیم حمله ورشدیم ولشگرکشی نمودیم ویک مشت مهاجررابه بهانه دفاع ازآرمان های خودبه زیرخروارهاخاک فرستادیم مجدداین اقدام راانجام دهیم.
دونالدگفت هنوزوقتش نشده همه گزینه هاروی میزهست مطمئن با
مدیر یه بخش بزرگ درمانی میتونم بگم خاورمیانه :) نگام میکنه و یه لبخند میزنه میگه میدونستی خیلی بی بی فیسی میخوره متوسط اول باشی !
خوش به حالت  :) اینو ده بار گفت باور کنید :)
بعد منم اینجوری ---» خجالت شدید همراه با لبخند D:
البته اینکه چیزی نبود یکیشون بود گفت خوش به حال شوهرت یعنی عفت کلام صفر :|
بهم میگه اینو همه بهت میگن ؟:/ 
+++
یادتون هی بهم میگفتن مو هاتو بباف ، چقدر خوبه و اینا ،،، ریزش شدید مو گرفتم :|
حالا هم گیر دادن به ابرو هام :|| اوایل فکر می
هیچکس باور نمیکنه من بابت تنها یک مریض بدحاله که عملا شدم فیکس اورژانس.!آدم هزارتا ویزیت خوشحال بخوره ولی یه مریض دیسترس تنفسی که به خط آخر درمان هم جواب نداده و تخت icu هم براش جور نمیشه به پستش نخوره!
*عوضش یه رزيدنت داریم امشب که مطمئنم اگه بذارمش زیر زبونم مثل شیرینی خامه ای حل میشه.دخترک فوق مهربونم:)
*بچه ها امروز اومدن بیمارستان که واسه جشن فارغ التحصیلی یه کلیپ تو فضای بیمارستان و مثلا در حال کشیک و cpr و تعویض پانسمان و غیره بسازن.یه قس
آخرین ساعات آخرین کشیک طب اورژانس:۴:۴۰ : آقای هفتاد و چند ساله‌ای با سابقه‌ی تیموما (سرطان) و سابقه‌ی بیست ساله‌ی مشکلات قلبی را آوردند با اپیستاکسی (خونریزی بینی).۴:۴۵ : بیمار ویزیت شد. خونریزی متوقف شده. بیمار استیبل است.۴:۵۵ : بیمار شیرینگ شد. مایع دریافت کرد.۵:۱۰ : بیمار هنگام گذاشتن مش بینی زیر دستم ارست (ایست قلبی تنفسی) کرد. رزيدنت نبود (کجا بود؟ نمی‌دانم.) اتند نبود (کجا بود؟ خواب بود.) چه کسی توی بخش بود؟ فقط من بودم و یک پرستار. شروع کردم
یا نور

خیلی زشته تا میشنون معدل یکی بالا شده (19 یا 20) میگن خب، لابد درسا آسونه. استادا خیلی کمک کردن و .
مورد داشتیم بهم گفتن :اینجا که تو میری، همچین فرقی هم با دبیرستان نداره البته. عجیب نیست معدلت بالا میشه.»
 زشته کوچیک دیدن کار کسی که نه حتی درس هاشو دقیق میدونین چیه و نه سختی های رشته شو

یکی بهم میگفت درسای شما که کاری نداره! معلومه معدلت خوب میشه
گفتم چقدر با درسامون آشنایی داری که اینجوری میگی؟
گفت همون عربی و فلان و بهمانه دیگه. اوووه.
خواب دیدم که طی یه اتفاقاتی، ناخواسته وارد یه باند سرقت از موزه شدم. روز سرقت من و چند نفر دیگه وارد موزه شدیم و با شمارش ۱،۲،۳ رفتیم تو موقعیت هامون که در واقع همون نقاط کور دوربین های موزه بود.
غروب بود و موزه در حال تعطیل شدن.با موفقیت چند تا کوزه و وسیله ی عتیقه رو یدیم و دویدیم بیرون.
اونجا یه مرد چاق منتظرمون بود و وسایلو از ما تحویل گرفت و گفت فرار کنید.من چون نمیدونستم کجا برم پشت دیوار قایم شدم ولی بقیه شروع به دویدن کردن.
یکهو یه مرد
امروز از خنده شدید با بابک هوا رفتیم
صابخونه ما از عمو ترامپ حدود 5 سال بزرگتره.
صابخونه دوستم و عمو عمو ترامپ، تقریبا دو سال اختلاف سن دارن
ترامپ داره دنیا رو متحول میکنه
به هم ریخته همه چی رو
هشت میلیارد ادم دارن از ت های ترامپ رنج میبرن / لذت میبرن
از وقتی اومده کانادا دچار فقر شده چون اجازه نمیده کاناداییا از امریکاییا سوء استفاده کنن
کار کمتر شده
بودجه ها داره قطع میشه
و.
وضع امریکا بهتر شده
ایران اونجوری
بقیه کشورا اونجوری

بعد صابخ
ساعت حوالی دوی نیمه شبه
هرچی قرص و دوا و شربت برا همه ی مرضام داشتم رو با هم خوردم و یکم بعد از فرو دادنشون به این فکر کردم که اگه قرار باشه تداخل دارویی داشته باشن چه بلایی سرم میاد
موزیکی که گوش میدم موزیکیه که تو فیلمی که اخیرا دیدم نوید محمدزاده برای معشوق میذاره
اسم آهنگ فریاد انتظاره از مرحوم ویگن بزرگوار
امروز همزمان با اومدن نتایج دستیاری یه رزيدنت سال دوی ارتوپدی ایست قلبی کرد و مرد درست تو همون دقایقی که یه عده از خوشی قبولی رو پاها
به دعوت دوست خوبم دکترک بهاری قرار شد آیندم تو ده سال آینده رو روایت کنم.
من میتونم دو تا آینده رو برای خودم تصور کنم که فقط یکیش رو اینجا مینویسم:
۶صبح با همسرم بیدار میشم و صبحونه ی خانواده ی کوچیک و خوشبختمون رو با کمک هم آماده میکنیم،دو قلو های خوشگلم رو با بوس و نوازش بیدار میکنم و ۴ نفری صبحونه میخوریم،همسرم خداحافظی میکنه و زود تر از ما خونه رو ترک میکنه،منم دوقلو ها رو آماده میکنم و سوار ماشینم میکنم،دوقلو ها رو به مهد خصوصی که تو بهتر
S دوست صمیمیِ منه، و اتفاقا خیلی هم دوست دارم ک ارتباط خیلی بیشتری باهاش داشته باشم، اما معذب ام (چقد امروز از کلمه معذب استفاده کردم) ک بخوام بهش بگم خراب کردم در نتیجه بهش گفتم خوب دادم و هرچی اصرار کرد ک کارنامه:/ بفرست پیچوندم و جوری این دروغ لنتی رو پیش بردم ک فک میکنه دیگه امسال قبول ام پزشکی کلی هم گف وای همکار شدیم ايول چقد خوشال شدم شیرینی مارو کی میدی و منم با ذکر خاک تو سرت با استیکر جواب میدادم.اون جلبکی ک تو گروه پرسیده بود دکتر میش
بالاخره موفق شدم فیلمی ک اینهمه وقت دانلود کردم و هی میخواستم ببینم رو ببینم!
از اومدن زیرنویس فارسیش نا امید شدم و بالاخره با زیرنویس انگلیسی دیدمش. اولین بار بود که این کار رو میکردم ولی انقدر برام روون بود که حس نمیکردم انگلیسیه. کنجکاو شدم یه فیلم آمریکایی هم با زیر نویس ببینم و بسنجم خودمو.
انقدر فیلمش برام جالب بود ک منو کشوند اینجا تا بعد چند وقت یه چیزی بنویسم.
دلم میخواد به ۱۷ درونم سلام کنم و بگم از این به بعد سعی میکنم به خواسته ها و
‍ تقدیم به همشهری عزیز امیر حسین اسفندیار ،کاپیتان تیم ملّی  والیبال جوانان جمهوری اسلامی ایران
 
آمدی با مدال و عنوانت
کرده ای شاد قلب ایرانت
شهرو ده ،نقطه نقطه ی کشور
ای بقربانِ قدّو دستانت
خیره شد چشم عالمی برتو
بر حکومت به توپ و میدانت
غرق شادی نموده ای شهرت
خوش بُوَد عُمرو روزگارانت
دور باد از تو چشم بد ، ای عشق
از تو و خیل غمگسارانت
یک تنه لشکری شدی آقا
خط شکستی بلطف یزدانت
شده خورشید عالم آرا ، تو
با کمک از خدا و یارانت
دستمریزاد پهلوا
مکالمه ی اینجانب(اینترن اطفالی که فردا مورنینگ داره) با مجتبی اینترن طب اورژانس!
_سلاااام بر آقای دکتر خوشتیپ گرل کیلر!
+بگو?(به حالتی به تخمم وار)!
_میگم چیزه.خوبی?
+کاری داری بگو،میشنوم.
_مجتبی جون مادرت تا صبح برا اطفال ویزیت نذارین ما مورنینگ داریم.
+اوه،گرون تموم میشه.
_تو جون بخواه عزیزم.بعد اتمام کشیکت قرار دم بوفه:D
+حالا تا فکرامو بکنم.
_مجتبی لوس نشو خداوکیلی نذارینا.
+دیگه داری وقتمو میگیری خانم دکتر.
:////
*تو بیمارستان اصولا خر ا
1- یه بار من و همسرم خواستیم خودمونو تحویل بگیریم یه عالمه چیپس و پفک خریدیم، چون من عاشق بال کبابم رفتیم بال مرغ بخریم.
تا گفتیم بال مرغ میخوایم، مرغ فروشه یه نگاه به پلاستیک چیپس انداخت یه نگاه به بال مرغ، یه لبخند ملیح زد،گفت: ايول شما هم؟!
ما :|||
2-دیروز دوست همسرم با پسر خوشمزه ی 1سالش اومد دم در، به همسرم گفتم پسرش رو بیاره خونه ببینمش. تا گذاشتمش زمین همه ی اتاقا رو گشت و تا چشمش به عروسک ببعیم افتاد بامزه گفت: بع بع:)
من مردم براش.
کف آشپزخو
آقای گرجی پور بعد از خوردن ناهار تشکر بسیار
گرمی از همسرش کردوبه اتاقش رفت برای رسیدگی به کاراش برعکس دردونه اصلا لب به
غذاش نزده بود

میترسید مادرش از پودرا به خوردش بده وقتی شادی
خانم متوجه شد بشقاب رو جلو دردونه برداشت وچندتا قاشق ازاون خورد وگفت خیالت راحت
بخور من

چیزی نریختم دردونه که خیالش راحت شد سمت مادرش
رفت وگونه هاشو بوسید وبعد تند تند شروع به خوردن کرد مثل قحطی زده ها .

شادی خانم چشم غره ای بهش رفت و گفت وا دختر از
قحطی اومدی؟

هن
کلاس شیشم که بودم، دیوار اتاقم رو پر از کاغذ کرده بودم. آهنگایی که بهم انگیزه می‌دادن، چیزایی که این ور اون ور خونده بودم. دو تاشون که الان یادمه، آهنگ wings لیتل میکس و who says سلنا گومز بود. آره اون موقع خیلی سلنا گومز گوش می‌دادم. خلاصه، همه هم و غمم رو گذاشته بودم که نمونه‌دولتی قبول شم. یادمه آزمون تیزهوشان قبل از نمونه بود. شاید هفته‌ای ده تا دونه تست می‌زدم که مامان و بابا هی نرن بیان بگن درس بخون. اما آزمون تیزهوشان رو که دادم، نشستم به درس
پزشک متخصص ن توانایی
لازم برای جراحی و درمان موارد مرتبط با ن از جمله بیماری های دستگاه
تناسلی ن، زایمان ونازایی را دارد . از همین رو نقش پر اهمیتی در سلامت
بانوان و به تبع آن حفظ سلامتی خانواده دارد. پزشک متخصص ن و زایمان در
تلاش است که میزان آگاهی مردم را در مورد نیاز های مراقبتی ن افزایش دهد
تا ریسک مبتلا شدن بانوان به بیماری ها و سرطان های شایع ن را در سطح
جامعه کاهش دهد.
اکثر خانم ها باور دارند تنها ن متاهل نیاز ب
لیندا خوشگله عاشقتم عروسک
ايولrezavsoghiقشنگهamirhossein.s54لعنتmohamad_abbasi_4❤❤❤❤❤mahmoodrezaee.68یعنی چی؟؟؟shaah_inلعنت به حالی که دلتنگشیlindakiani_nafasamقربونت برم منsalary6777@lindakiani4 inja kojastahmad_ghasemian_73لیندا خوشگله عاشقتم عروسک ❤❤❤❤❤❤❤❤❤moradzadehoseinدرود بر مهربانو کیانیmeysam_shojaaههplaanakhar@lindakiani4 جانمr.s.sina84برفه؟!alirezaee087عشقی لینداsadaf__khosraviبه به ، چه بارررررونی hossien.gh53عریزمممممjabjabiiلعنت .farshid_nematiدلواپس کی شیطونtmmmrmfdymohammadrezaharampanahiسلام صبحتون زیبا وپرنشاطhamid_moghimi1992❤❤❤❤❤❤
 
طبق قاعده‌ای که در مبانی طب سنتی وجود دارد، هر عضوی که در بدن ضعیف شود، به راحتی ماده بیماری‌زا را به سمت خود جذب می‌کند و اگر این مواد در فرد دچار ضعف مفاصل زیاد شود؛ زمینه‌ساز بروز درد مفاصل خواهد بود.مفاصل بطور ذاتی در همه افراد جزء اعضای ضعیف بدن به حساب می‌آیند. اگر کسی هم بطور ژنتیکی استعداد ضعف مفاصل را داشته باشد، با انجام بعضی امور خود را در معرض خطر بیشتری قرار می‌دهد. طبق قاعده‌ای که در مبانی طب سنتی وجود دارد، هر عضوی که در بد
کرولای ایرانی
تاکسی آقا نعیم کرولا بود. اصلاً همه‌ی ماشین‌ها توی افغانستان کرولا بودند. کرولاهای 1600 و 1800 همه‌ی ادوار تاریخ را می‌شد توی افغانستان دید. از مدل‌های 1980 تا 2018.  به خاطر کم‌مصرف بودن و جان‌سختی‌شان محبوب دل این کشور کوهستانی بود کرولا تاکسی آقا نعیم یک مدل 1995 ش بود. نرم و راحت مثل تمام ماشین‌های ژاپنی. پلوسش خراب بود و تمام روز سر دور زدن‌ها تق‌تق صدا می‌داد. ولی با همان تاکسی ما را توی تمام شهر چرخاند. 
پیرمرد باصفایی بود. 
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب