نتایج پست ها برای عبارت :

رفیقا ست نا رفیقا تماشا

•امروز كه به مامان گفتم به مامان بزرگ سلام منو برسونهیك آن از سرم گذشت كه من اونیم كه هنوز فرصتِ زندگى دارهو مامان بزرگ اونیه كه فرصت زندگیش به فرصت تماشا تبدیل شدهخودمو گذاشتم جاش و دلم خواست از جهانِ تماشا به نوه ام یه نصیحت كنم:"هیچ چیز،تاكید میكنم هیچ چیز ارزش اینو نداره كه از عشق غافل بشى؛حتى زندگى."
صدای غرش رعد و آوای خوش باران حواسش را پرت می کند. عینک را از روی چشمان دریایی اش بر میدارد و از پشت میز بلند می شود.
دو دل است که پشت پنجره به تماشا بنشیند یا به تراس برود و لمسش کند؟
تصمیمش را می گیرد،حقِ این باران نه با تماشا ادا می شود نه با لمس.حقِ این باران تنها با یکی شدن ، ادا می شود.
سرسری لباسی می پوشد و شالی بر سر میندازد و دوان دوان به سمت آسانسور می رود.
بالاخره انتظار به پایان رسید، با ذوق به سمت خیابان پرواز می کند.
دستانش را باز می ک
"شاهد سلاخی کردن بچه من بوده‌اند و همچون یک تئاتر تا آخر نشسته‌اند تماشا کرده‌اند. بچه‌ام را در خاک کردم اما هنوز منتظرم علیرضا از زندان زنگ بزند." این‌ها را امروز مادر علیرضا بر سر قبر پسرش گفت. علیرضا چهل روز است که کشته شده. روزنامه‌ها نوشته بودند که علیرضا به جرم توهین به مقدسات دستگیر شده بود. علیرضا 20 سال داشت.
چند نفر از دوستان خود را دور یک میز بنشانید و چهار سکه هم شکل را در چهار گوشه یک کلاه قرار دهید. سپس به یکی از حضار بگویید
که در غیاب شما یکی از سکه ها را برداشته و تاریخ آن را به خاطر بسپارد. سپس به دست سایر دوستان بدهدتا آنها نیز تاریخ سکه
تماشا کنند و در کلاه بگذارند. پس از چند لحظه سکه مورد نظر را حدس بزنید.
راز:با پشت دست سکه ها را لمس کرده و هرکدام را که گرمتر بود به عنوان سکه انتخابی معرفی کنید.
هیزم‌های دلم را روی هم می‌چینی و به آنی و اراده‌ی خفیفی، شعله‌ورش می‌کنی
آتش زبانه می‌کشد
دلم را می‌گیرد
سرم را
رویم را
همه‌ی وجودم را
همه‌ی عمر و هستی‌ام را
و تو تماشا می‌کنی
خوش می‌سوزم
خوش‌تر زبانه می‌گیرم
از شوق نگاهی که داری.
پ.ن: با همین کلمات، استغاثه می‌کنم به درگاهت. با همین کلماتی که تو مثل یک مادر مهربان نسبت به جوجه‌های کرک و پر به هم چسبیده‌ی ناتوانش، توی دهانم گذاشتی.
پ.ن دو: الهی! رضا برضاک. و تسلیما لامرک. لا معبود س
خواستم بگویمت سادات خانم، لطفا روی توحید در قلبت کار کن. خدا را، با تمام هستی‌ات بخواه و قبل از این که وارد این مرحله‌ی حساس از زندگی‌ات بشوی، بخواه چشم و گوش و عقلت را آن جور که لازم است و خوب می‌داند روشن و بیدار کند. زن سکان‌دار عاطفه‌ی کل جهان است. سکان‌دارهای ورزیده، کشتی را اگر وسط طوفان باشد هم هدایت می‌کنند. این ورزیدگی را از قادر مطلق و حافظ و بصیر مطلق بخواه.
سرد و بی طاقت و یک ریز، دلم می لرزددو قدم مانده به پاییز، دلم می لرزد.می رسی، شط نگاهت چه تماشا داردموج با موج گلاویز. دلم می لرزد.بعد می میرم و می میرم و می میرم و بازمن و یک حسّ غم انگیز، دلم می لرزد.وَ تو می آیی و می آیی و می آیی و می.از صدای نفست نیز دلم می لرزد.من پر از حرفم و صد مُهر خموشی بر لبو تو از حنجره لبریز. دلم می لرزدپاییز نزدیکه.خیلیا رو یاد خاطراتشون میندازه!دوباره بارون، دوباره قدم زدن هاى تنهایى!!!لعنت به پاییز؛که به حق پادش
سکوت و سکوت و سکوت
شاید جایی در میان این جاده ی تاریک کسی ایستاده باشد به تماشا
به تماشای جان دادن من 
شاید کسی باشد که بخواهد جلو بیاید و ببیند از درون مردمک های حیرانم دلیل این همه سکوت را 
شاید صدای فریاد مرا شنیده باشد
شاید کسی در تاریکی ایستاده باشد 
با پای خواب در آن کافهٔ شلوغ، ی قدم به ساحت رؤیا گذاشتمدل را در آن هوای پر از هرم التهاب، با های و هوی دلهره تنها گذاشتم
 
تنهاتر از تمام جهان بود لحظه‌ام وقتی که خواب چشم مرا تا سراب بردصبح آمد و نشد که بفهمم چگونه من، با پلک روی حرف دلم پا گذاشتم
 
با بغض گفتمش بنشینیم لحظه‌ای تا فرصتی برای تماشا فراهم استآمد نشست و به چشمش نگاه. نه! داغی به دل برای تماشا گذاشتم
 
با استکان چای که بر روی میز بود، رؤیا تمام گشت و به آخر رسید کاردر استکان خا
حالم کمی گرفته، خشم دارم از عین و چس کلاس‌هاش. چیا هربار و هربار میشینه واسه ما کلاس میذاره و باید بشینم و تماشا کنم و گوش بدم. امیدوارم کارشون درست نشه هیچ‌وقت حالا یا برن یا بمونن دیگه فرقی برام نداره.
حالم کمی گرفته، خواب س رو دیدم که باهاش در رابطه‌ام و دوسم داره ولی بهم خیانت می‌کنه و من رنج می‌برم و سکوت می‌کنم. خواب ش رو دیدم و مادرجون و گربه.
حالم کمی گرفته ولی باید امروز هرجور شده کار پایان‌نامه‌ام رو تموم کنم.
حالم کمی که چه عرض کن
درست مثل اثر انگشت، تعریف ها هم آدم به آدم فرق می کنن. وقتى من می گم عشق»، دارم راجع به تجربه اى حرف می زنم که شاید تو تا آخر عمرتم مزه اش نکنى. و وقتى تو بگی درد»، حتما به چیزى اشاره می کنى که شاید من هیچوقت بهش نزدیک هم نشم. .مدتیه به رخ نمی کشم. هیچکس شبیه من صبور نبوده؟ هیچکس مثل من عاشق نشده؟ هیچکس مثل من نارو نخورده؟ هیچکس اندازه من سختی نکشیده ؟ مدتیه تماشا می کنم و ساکت، منتظر دستِ جدیدِ بازى روزگارم. بازى خوبش، یا شاید بدش. که حتما قراره
روزی پدر و پسری بالای تپه ی خارج از شهرشان ایستاده بودند و آن بالا همان طور که شهر را تماشا می کردند با هم صحبت می کردند. پدر می گفت: اون خونه را می بینی؟ اون دومین خونه ایه که من تو این شهر ساختم. زمانی که اومدم تو این کار فکر می کردم کاری که می کنم تا آخر باقی می مونه. دل به ساختن هر خانه می بستم و چنان محکم درست می کردم که انگار دیگه قرار نیست خراب شه. خیالم این بود که خونه مستحکم ترین چیز تو زندگی ما آدماست و خونه های من بعد از من هم همین
گاهی با خودت خلوت کن؛


نه فقط زمانی که خسته می شوی و درمانده، که نفس در سینه ات حبس می شود، که غمگین می شوی و دل تنگ.

گاهی با خویش خلوت کن؛ بی دلیل، بی بهانه.
حتی آن زمان که دلت از شوق لحظه ای آرام نمی گیرد، بنشین و خانه ی دل را به تماشا بنشین.
می بینی چقدر شلوغ است و آشفته؟! هیچ جای تعجب نیست وقتی که زود به زود خانه تکانی نمی کنی!!
آشیانه ی دلت پر شده از اشیای مزاحمی که روح بی کرانت را به اسارت می کشند.
دلت را به چیزهایی خوش کرده ای که بودنشان یک ج
بعضی از آدمها مثل یک آپارتمان هستند
 
مبله . شیک . راحتاما دو روز که توش زندگی میکنی ، دلت تا سرحد مرگ میگیره بعضی آدمها مثل یه قلعه هستند ،خودت را می کشی تا بری داخلش ،بعد می بینی اون تُو هیچی نیست جز چند تا سنگ کهنه و رنگ و رو رفته اما .بعضی ها مثل باغند میری تُو ، قدم میزنی ؛ نگاه میکنی عطرش رو بو می کشی ؛ رنگ ها رو تماشا میکنی میری و میری آخری در کار نیست به دیوار که رسیدی بن بست نیست میتونی دور باغ بگردی 
چه آرامشی داره ؛ همنفس بودن با ک
یکی از مواردی که اکثر زبان آموزها رو گیج میکنه تفاوت سه تا فعل مهم see ،
look و watch در زبان انگلیسی هست. این سه تا فعل میتونن به معنای دیدن ، نگاه کردن و تماشا کردن استفاده شن ولی طبق معمول یه سری استثنا و تفاوت تو کاربردشون وجود داره که تو این مطلب با هم یاد میگیریم.
برای مشاهده ادامه مطلب تفاوت see و look و watch در زبان انگلیسی کلیک کنید.
یک سال قبل همین روزها بود، از شرکت بیرون اومدم و سر کوچه رفتم سراغ خودپرداز. وقتی کارم تموم شد پیرمردی با لباس شهرداری ازم خواست موجودی حسابش رو چک کنم، موجودی در حد ۴-۵ تومن بود. ابروهاش چروک خورد از شدت غصه، می‌گفت شهرداری قرار بود امروز پولمون رو واریز کنه.
دوست دارم سفر کنم به اون لحظه، یه پس‌گردنی محکم به خودم بزنم و بگم: مثل سیب‌زمینی تماشا نکن، ازش خواهش کن یه مقدار از عیدی شرکت رو ازت قبول کنه.» فکر می‌کنم بنده‌ی خدا به شیوه‌ای که ع
شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی. 
پسرک، در حالی‌که پاهای ‌اش را روی برف جابه‌جا می‌کرد تا شاید سرمای برف‌های کف پیاده‌رو کم‌تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه می‌کرد. 
در نگاهش چیزی موج می‌زد، انگاری که با نگاهش، نداشته‌هایش را از خدا طلب می‌کرد.
خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود، انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد در حالی‌ که یک جفت کفش
گاهی ساعت ها میشینم و به این فکر میکنم که چقدر از آدمی که صبح ها توی پوستش بیدار میشم واقعا منه؟ به اینکه واقعا فلان چیز رو دوست دارم؟ واقعا بهمان کار روحم رو جلا میده؟ یا چیزی که هستم شبحیه که اگه آدم ها چشم هاشون رو ببندن ناپدید میشه؟ حرفِ تظاهر نیست. وقتی تظاهر میکنیم به چیزی که نیستیم داریم بقیه رو فریب میدیم. اما خودمون آگاهیم. حرف ادب و احترام و اجبار هم نیست. حرف یه تلقین قویه. انقدر قوی که خودتم ازش آگاه نباشی. نفهمی که داری توقعات دیگرا
سلام . وقتی که این نوشته رو می خونید سومین افطاری ماه رمضان المبارک سال 97 رو میل فرمودید و احتمال مشغول نماز و مناجات هستید یا دارید یکی از سریال های رسانه ملی رو تماشا میکنید . خدا را بابت نعمتهایی که توجه آن ها نیستیم شکر کنیم . نعمت امنیت . امروز 100 نفر کوبایی بر اثر سقوط هواپیما فوت شدند . مردمانی بر اثر شیطان صفتی صهیونیست ها زخمی شدند . پدر و مادری هر بار فرزندشان را دیدند با آن خداحافظی کردند طوری که انگار آخرین بار است و احتمالا در
بر روی ریسه های حرم ،
دلم آرمیده است .
خورشید را به تماشا نشسته است
و در انتظار دانه های محبت .
ایستاده است ،
خوشامد می گوید ،
دیده بوسی می کند هر روز ،
با صاحبان دل .
یعنی دلی را وصل کرده است ،
وقتی که برگه های دلم خیس می شوند .
می خواند ،
روضه ی دلبریِ دنیا را ،
بر سر آن برجِ بلند ،
با شیپور .
گاه کفش ها را به بغل می گیرد ،
می نوازد گاهی ، کفِ پاهای آلوده به خاک ،
تا که شاید گردی ،
توتیایش باشد .
دلِ من یک گرهِ کور به یک پنجره است ،
تا که شاید یک روز
دو کلیپ از صحنه های پس از تیتراژ فیلم مرد عنکبوتی: دور از خانه لو رفت. این این فیلم های اسپویل های بزرگی برای فیلم و آینده فیلم های دیگر مارول به حساب می آیند پس اگر نمی خواهید از اسپویل شدید در عذاب نباشید این مطلب را تماشا نکنید. البته ما فیلم ها را قرار نمی دهیم و صرفا جزئیاتی که در آن ها وجود دارد را ذکر می کنیم.
ادامه مطلب
این بخش شامل یک ناحیه بزرگ در مرکز صفحه است که غالباً محتوای منحصر به فردی که از سوی یک صفحه وب ارائه می‌شود در آن قرار دارد. برای مثال ویدئویی که قرار است در یک صفحه تماشا کنیم یا متنی که قرار است مطالعه شود و یا حتی نقشه‌ای که ارائه می‌شود و همچنین عناوین خبری در این بخش قرار می‌گیرند. محتوای اصلی یکی از بخش‌های وب‌سایت است که قطعاً باید در میان صفحه‌های مختلف متفاوت باشد.کمیته علمی کامپیوتر و فناوری اطلاعات آموزشکده فنی ابن
بعد از چند هفته اصرار من، همسر بعد از چکاپ دستمان را میگیرد و با هزار بدبختیِ ترافیک و جای پارک و دوندگی و وای دیر میشه، میرسیم به سانس ساعت ده و ۵۰ دقیقه. البته با چند دقیقه تاخیر. همسر دل خوشی از فیلم‌های ایرانی ندارد و این بار هم با روی گشاده به خاطر من می‌آید. چکارکنم که سینما بدون حضرتش به من نمی چسبد وگرنه با رفقا می‌رفتم.  می نشینیم به تماشا و فیلم هی جلو می‌رود و من هی توی دلم حرص میخورم که لااقل این بار فکر میکردم فیلم طوری باشد که او ه
در روزی و روزگاری زندگی میکنم که تمام آرزوهام رو فراموش کردم.
چیزی نمیخوام و یادم نمیاد چیا میخواستم. اصلا، انگار تمام چیزهایی که میخواستم رو هیچوقت واقعا نخواسته باشم.
زندگی میکنم چون همه این کار رو میکنن و خب، روز رو شب نکنیم، شب رو روز، پس چه کنیم؟
کتاب میخونم، فیلم میبینم ولی فقط کتاب میخونم و فیلم میبینم.
چیزی رو واقعا تماشا نمیکنم، نمیفهمم و گوش نمیدم.
چی به سرمون میاد که حتی نمیتونیم بفهمیم ریشه‌ش کجاست که بسوزونیمش.
امشب در ادامه فرا
سلام
خلاصه میگم با این آموزش 2 دقیقه ای لازم نیست داشته باشید
برای حمایت از من کلیک کنید 
این ویدیو را می توانید انلاین تماشا کنید در کانال آپارات من { تماشای آنلاین }
عنوان: فیلم آموزشی وصل شدن به تلگرام بدون حجم: 13.3 مگابایت
دریافت
انگار همین دیروز23 سالم بود و اینجا از حسم نوشتم.چند روز دیگه27 سالم میشه و من نمیدونم باید خوشحال باشم یا ناراحت فقط از فک کردن بهش دلم میگیره.
این روزها بزرگترین سرگرمی من تماشا کردن فیلم.من بهش می گم فرار کردن از خودم.اما ادم مگه تا ابد می تونه از خودش فرار کنه و خودش نبینه.هر  روز تو آینه از خودت می پرسی این منم؟ دختری که اینجاست منم؟ می گذری و میری اما حسش ته قلبت.انگار یکی با ناخن ته دلت خراش می ده.
از مدرسه و همکارهام خسته ام دلم میخواد زودت
عزیز دورم‌آن روز هر کجا که قدم می‌زدم تو را همراه خودم می‌دیدم، گاهی در کنارم، گاهی در مقابل، مواقعی در پشت و در جلوی خودم. آن‌جا که بوی بهارنارنج‌ها را آمیخته به بوی سوخته‌ی چوب در مشام کشیدم، تو هم بودی یا آن‌جایی که دم مارمولک سبز بزرگی را کنار دریاچه تعقیب کردم تا زیر بوته‌ها. می‌دانم توی باغ پرتقال‌ها داشتم آن عنکبوت نیم‌سانتی فسفری رنگی را که لای شاخه‌ها تار بسته بود، به تو نشان می‌دادم وگرنه دیگران ذوقم را درک نکردند، نگاه هیچ
آموزش گیم میکر استودیو منتشر شد!
 

افرادی که قصد یادگیری بازی سازی را دارند می توانند این دوره آموزشی کاملاً رایگان را از وبسایت آپارات به صورت آنلاین ببینند

اما آدرس ویدیوهادر بخش آموزش ها قرار دارد و می توانید به سرعت ویدیو ها رو تماشا یا دانلود کنیدو
از تماشای این اموزش لذت کافی را ببرید
                                                                                                                                                                            
ادامه
بسم‌الله.
سلام!
+
حدود یک ماهِ پیش ایمیلی از طرف بنیاد آمد.
ثبت‌نام کردم.
و واقعاً توقعی نداشتم از شرکت در برنامه‌.
یک‌شنبه ساعت ۱۰ صبح پیامک بنیاد آمد که تشریف بیاور و کارت‌ت را تحویل بگیر!
(این بار، از آن دفعاتی بود که لذت یک چیز این قدر می‌چسبید به جان‌م. کارت را با هیچ توصیه‌ و واسطه‌ای نگرفته بودم.)
+
چهارشنبه، ۱ خرداد رفتم حسینیه‌ی امام خمینی(ره).
زود رفته بودم و برای نشستن حق انتخاب نسبتاً گسترده‌ای داشتم؛ روی صندلی، کنار ستون و.
نش
به نام نگارگر رنگین‌کمان هستی
سلام
عطش دیدارت روانی را به انزوا کشانده، دیداری که تنها در خواب و خیال‌ها به 
نقش درآمده. رویایی از با تو بودن در گوشه قلبی سکنی گزیده و با هر تپش
بلند و کوتاهی آرزوی دیدار را در وجودش آبیاری می‌کند.
از خیال بیرون آمدن حضورت را تنها در خواب‌ها به تماشا نشسته و با همان هم
دلی را به امید نور به روزهای آینده حواله می‌دهد. دلی که به زیبایی و سپیدی 
روح کودکی، خیلی زود باور می‌کند حتی اگر سرابی باشد.
پس من هم روح کو
آهای پسرِ جوانِ بیست و چند ساله ؛ بهت حسودیم می‌شود!
وقتی دخترت را بغل گرفتی تا از پنجرۀ اتوبوس بیرون را تماشا کند، مقداری رشک من را در آوردی. وقتی‌هم که با انگشتت اشاره کردی به لحظه‌ای بیرون از اتوبوس و دخترت نگاهش را به آنجا چرخاند، باز‌هم حسودیم شد ولی قابل تحمل بود. اما وقتی که دخترت گفت:بابا مواظبم باش که نیوفتم» دیگر قابل تحمل نبود. باید بلند می‌شدم و گونه‌هایِ دخترت را می‌بوسیدم و می‌رفتم پیِ باقیِ حسادتم. اما نمی‌شد، چون تو مواظ
نوروزتان خجسته باد ایرانیان!
رعایت حدود
از میان محوطه ای نسبتا
بزرگ پوشیده از درختان کهنسال جنوبی کهور در حال عبورم که چشمم می خورد به ردیفها
یی عقرب زرد و سیاه که اختصاصی این مناطق 
هستند می ایستم و به
حرکات این جانوران نگاه می کنم و بعد یاد نیش عقرب می افتم که نه از روی کین است
سعی می کنم در مسیر پایی بر این جانوران زیبا نگذارم. .باید اجازه داد هر حیوانی
زندگی خود را داشته باشد این دنیا برای هیچکس تنگ و تاریک نیست اگر که حدود یکدیگر
را رعایت م
برق چشمای انتظارت عشق
اون نفَس های بیقرارت عشق
تو که عمری به پای من موندی
آخرِ عشقِ موندگارت عشق
عشق وقتی تورو تماشا کرد
خود زنی کرد و عشقو حاشا کرد
باورش شد سرش کُلا  رفته
باز، عشقو دوباره انشا  کرد
منو تو اولِ یه آغازیم
روی خطِّ نجات پروازیم
تو حواست به هر دومون باشه
تو بگو همدلیم و همرازیم
برق چشمای انتظارت عشق
اون نفس های بیقرارت عشق
محمد رحیمی 
روزی، یک پدر روستایی با پسر پانزده ساله اش وارد یک مرکز تجاری می شوند. 
پسر متوّجه دو دیوار براق نقره‌ای رنگ می شود که بشکل کشویی از هم جدا شدند و دو باره بهم چسبیدند، از پدر می پرسد، این چیست؟ 
پدر که تا بحال در عمرش آسانسور ندیده می گوید پسرم، من تا کنون چنین چیزی ندیده ام و نمی دانم.
در همین موقع آنها زنی بسیار چاق را می بینند که با صندلی چرخدارش به آن دیوار نقره‌ای نزدیک شد و با انگشتش چیزی را روی دیوار فشار داد و دیوار براق از هم جدا شد و آن
ماه بانوی عزیزم
هیچ چیز در دنیا جلودار عشق نیست هیچ نیرویی سحری جادویی حریف عشق نخواهد بود مثل معجزه عمل می کند و وقتی در طغیان باشد خروشان به پیش می رود تا  دل به دل دریا بزند.
من از میان میلیونها چشم دچار چشمانت شدم شاید خیلیها قلب را عامل عشق بدانند اما من تصور می کنم مغز ابتدا به چشمها فرمان می دهد و چشم ها عشق را بهتر می فهمند چشم مطیع بی چون و چرا نخواهد شد چشمها دروغ نمی گویند .
من دچار چشمانی شدم که از گوشه گوشه اش می شود ق
بنفشه  ها از جمله گل هایی هستند که در هر حلقه کارگاه و میان دستان هر سوزندوزی که دوخته شوند،  رنگ و جلوه ویژه ای از آفرینش را، به تماشا می گذارند.
 نمونه آموزشی زیبایی از دوخت دو بنفشه را می بینید که توسط خانم مریم قلی پور از آموزشگاه شب افروز، سوزندوزی شده است. در سوزندوزی این دو بنفشه از نخ دمسه و  تکنیک کوتاه و بلند و سایه روشن دوزی استفاده شده است. دو بنفشه ای که در عین زیبایی، ارزشمند هستند و ماندگار. اینطور نیست؟!!!!
ادامه مطلب
 به اسم حی داور .
ما تشنه زخمیم ، بزن تا که توانی
ما کوه صبوریم ، تو فرهاد جوانی
در آینه ی صیقلی از سوء تفاهم
ما باطل و کفریم ، تو خود حق عیانی
رفتست ز یاد من وتو مستی دیشب
ورنه قدح خرد شده ، هست نشانی
ما تشنه خون هم وگرگان به تماشا
بیچاره غریبی که کند گله ، شبانی
امروز ، نه این قصه تلخ از تو شنیدم 
زخمیست تمام تنم، از نیش لسانی
                                                        "ع.شیرخانی(ابر)"
این تماشاچیان  ناهنجار

بارها دیده ایم مردم موبایل به دست در حال
فیلمبرداری ازصحنه ی  یک تصادف. سانحه . دعوا
و درگیری. غرق شدن .آتش سوزی  و .هستند

رفتار بی نزاکتی که همواره نجابت و وقار
ایرانیان را به سخره گرفته است.

بارها دیده ایم که مردمی موبایل بدست درحال
ثبت و ضبط دعوای خانوادگی و بحرانهای حیثیتی دیگران هستند.

در پیشامدهای تلخی همچون پلاسکو سلفی گرفتن
و فیلمبرداری این جماعت  بی وجدان مانع از کار
آتش نشانان ومدیران مقابله با بحران بود.

شبیه خوانی حتما رفتین.
یه گروه بازی میکنن و سایرین میشینن به تماشا تا اینجور تکه ای مهم از تاریخ رو یادآوری کرده باشن.
میشه اما یه جاهایی رو همه همزمان اجرا کنیم و همه همزمان از تماشای اون لذت ببریم.
کاش تبدیل بشه به یه فرهنگ مخصوصا تو روستاهامون.
وقتی طبیب برای حضرت امیر نسخه شیر پیچید و مردم مطلع شدند هر کسی از گوشه ای با کاسه ای شیر در دست امدند پشت در خانه امیر
حتی داره پیرزنی فقیر هم شیر اورده بود
امام حسن فرمود مادر تو بچه یتیم داری و این
چه نمایش کسل کننده‌ای.نشسته‌ام و بازی را تماشا می‌کنم.اما متاسفانه بازیگرهای خوبی هم نیستید.تماشاگرها،مزخرف.بازیگرها،مزخرف.نمایش،مزخرف.صحنه مزخرف.من از همه مزخرف‌تر.به هر حال،نمی‌تواند فریبم دهد،کمکش می‌کنم.ربط؟نداشت.دفعه‌ی بعد بیشتر سعی کن.جملات باید خط طولی داشته باشند.مثل یه طناب که یکی رو از سقف به زمین می‌رسونه اما هیچ وقت پا به زمین نمی‌خوره.دیالوگ خوبی بود؟نه.مزخرف.فحش دیگه‌ای بلد نیستی؟چرا.پس بریم رو پشت بوم.و به خورشید ف
شاید برای شما جالب باشد که بتوان به یک خودرو ایرانی مثل آریو آپشن هایی که فقط خودرو های خارجی و لوکس آن را دارا می باشند؛ اضافه کرد.
آپشن هایی مثل مسیریابی آنلاین، تماشای تلویزیون، دسترسی به اینترنت و …که فقط با نصب مانیتور آریو محقق می شود.
در ادامه دنیای آپشن شما را با مزایای نصب مانیتور آریو در اصفهان آشنا خواهد کرد.
صفحه مانیتور
صفحه مانیتور ۱۱ اینچی با وضوح بالای ۱۰۲۴ در ۷۶۸ و کیفیت فوق العاده FULL HD می باشد که شما را جذب خود می کند و ب
شاید برای شما جالب باشد که بتوان به یک خودرو ایرانی مثل آریو آپشن هایی که فقط خودرو های خارجی و لوکس آن را دارا می باشند؛ اضافه کرد.
آپشن هایی مثل مسیریابی آنلاین، تماشای تلویزیون، دسترسی به اینترنت و …که فقط با نصب مانیتور آریو محقق می شود.
در ادامه دنیای آپشن شما را با مزایای نصب مانیتور آریو در اصفهان آشنا خواهد کرد.
صفحه مانیتور
صفحه مانیتور ۱۱ اینچی با وضوح بالای ۱۰۲۴ در ۷۶۸ و کیفیت فوق العاده FULL HD می باشد که شما را جذب خود می کند و ب
شاید برای شما جالب باشد که بتوان به یک خودرو ایرانی مثل آریو آپشن هایی که فقط خودرو های خارجی و لوکس آن را دارا می باشند؛ اضافه کرد.
آپشن هایی مثل مسیریابی آنلاین، تماشای تلویزیون، دسترسی به اینترنت و …که فقط با نصب مانیتور آریو محقق می شود.
در ادامه دنیای آپشن شما را با مزایای نصب مانیتور آریو در اصفهان آشنا خواهد کرد.
صفحه مانیتور
صفحه مانیتور ۱۱ اینچی با وضوح بالای ۱۰۲۴ در ۷۶۸ و کیفیت فوق العاده FULL HD می باشد که شما را جذب خود می کند و ب
شاید برای شما جالب باشد که بتوان به یک خودرو ایرانی مثل آریو آپشن هایی که فقط خودرو های خارجی و لوکس آن را دارا می باشند؛ اضافه کرد.
آپشن هایی مثل مسیریابی آنلاین، تماشای تلویزیون، دسترسی به اینترنت و …که فقط با نصب مانیتور آریو محقق می شود.
در ادامه دنیای آپشن شما را با مزایای نصب مانیتور آریو در اصفهان آشنا خواهد کرد.
صفحه مانیتور
صفحه مانیتور ۱۱ اینچی با وضوح بالای ۱۰۲۴ در ۷۶۸ و کیفیت فوق العاده FULL HD می باشد که شما را جذب خود می کند و ب
شاید برای شما جالب باشد که بتوان به یک خودرو ایرانی مثل آریو آپشن هایی که فقط خودرو های خارجی و لوکس آن را دارا می باشند؛ اضافه کرد.
آپشن هایی مثل مسیریابی آنلاین، تماشای تلویزیون، دسترسی به اینترنت و …که فقط با نصب مانیتور آریو محقق می شود.
در ادامه دنیای آپشن شما را با مزایای نصب مانیتور آریو در اصفهان آشنا خواهد کرد.
صفحه مانیتور
صفحه مانیتور ۱۱ اینچی با وضوح بالای ۱۰۲۴ در ۷۶۸ و کیفیت فوق العاده FULL HD می باشد که شما را جذب خود می کند و ب
شاید برای شما جالب باشد که بتوان به یک خودرو ایرانی مثل آریو آپشن هایی که فقط خودرو های خارجی و لوکس آن را دارا می باشند؛ اضافه کرد.
آپشن هایی مثل مسیریابی آنلاین، تماشای تلویزیون، دسترسی به اینترنت و …که فقط با نصب مانیتور آریو محقق می شود.
در ادامه دنیای آپشن شما را با مزایای نصب مانیتور آریو در اصفهان آشنا خواهد کرد.
صفحه مانیتور
صفحه مانیتور ۱۱ اینچی با وضوح بالای ۱۰۲۴ در ۷۶۸ و کیفیت فوق العاده FULL HD می باشد که شما را جذب خود می کند و ب
زنید از شعف جام صهبا به همرسیدند زهرا و مولا به همبشارت ز مرجان و لؤلؤ دهیدرسیدند آری دو دریا به همبه توصیف آن واژه حیران شودبریزد حروف الفبا به همعلی گشت زهرا و زهرا علیدوتا آینه رو به مهتاب ِ همربودند از هم دل و دیده راو دادند عمری تماشا به همعجب باغبانی‌ست امشب رسولکه پیوند زد تاک و طوبی به همچه تلفیق بکری‌ست! در نزد آنبریزد خطوط چلیپا به همازل تا ابد مات این لحظه شدو لبخند زد کل دنیا به همملک بهر یک لحظه دیدارشانبدوزد زمین و زمان را به هم
سالها پیش یکی از دوستانم  یک مجموعه فیلم
به من معرفی کرد که در فواصل برنامه های روزانه م یکی یکی تماشا میکردم.
یکی از فیلم ها فیلمی بود به نام جاذبه. درباره یک مهندس فضانوردی به
نام رایان استون (با بازی ساندرا بولاک) بود که در اولین سفر خود به خارج
از کره زمین به همراه فضانورد باتجربه مت کوالسکی (با بازی جرج کلونی)،
ماموریت تعمیر تلسکوپ هابل را داشتند. زن از زندگی ملول  است و نظر خوبی
راجع به آن ندارد  در یکی از راهپیمایی های فضایی، پیغام
 این روزها که تورنمنت ویمبلدون 2019 به نیمه نهایی رسیده است، به طور اتفاقی در حال مطالعه کتاب " این هم مثالی دیگر، چهار جستار از حقایق زندگی رومزه/ نوشته دیوید فاستر والاس/ ترجمه بسیار خوب معین فرخی/ نشر اطراف " بودم. اخرین جستار این کتاب درباره موشکافی والاس از سبک بازی راجر فدرر است و بسیار زیاد روایت او دلنشین و جذاب است؛ خصوصا اگر صبح مقاله اش را بخوانی و عصر بازی فدرر را تماشا کنی. 
کتاب شامل 4 جستار( همان essay) است؛ به ترتیب با عنوان های:- آب ای
بنام خدا
باسلام 
زبان برنامه نویسی،یک زبان گفتگو،با ماشین سخت افزار می باشد! به کمک زبان برنامه نویسی،می توان بسیار کارها مختلف انجام داد! به عنوان مثل همین صفحه و کل سایت که در حال تماشا کردن هستید! خود سیستم عامل و نرم افزارها ان و همگی به کمک کدهای برنامه نویسی نوشته و ساخته شده اند.
زبان های برنامه نویسی بسیار زیاد و متنوع هستن،و هر زبان برنامه نویسی،برای کاری ساخته شده اند،که ما در این وبلاگ و در اینده،انشالله به مرور با زبان ها برنام
گیم پلی کاملفول» بازی شاهزاده ایرانی 1 شن های زمان»
دوستان اگر به تماشای گیم پلی علاقه مند هستید ختماً این گیم پلی هایی که در این صفحه قرار می گیرند رو تماشا کنید واقعاً خوشتان می آید.
در این بخش گیم پلی بازی شاهزاده ایرانی 1 شن های زمان» رو بسیار کامل می بینیم. این گیم پلی در سایت 
یوتیوپ بارگذاری شده و بهتر است از VPN یا همان استفاده کنید تا به مشکلی بر نخرید.
اطلاعات گیم پلی :
زمان : 4ساعت و 21 دقیقه و 3 ثانیه ,,, 4.21.3
بازی : شاهزاده ایر
امشب موقع برگشتن از پاساژ، ویترین یه مغازه ای که از قضا چراغاش خاموش و تعطیل بود،چشممو گرفت.رفتم پشت ویترین وایسادم اجناسِ جذابشو تماشا کردم ! مغازه ى متفاوتی بود.
انگشترای نفیس،با نگین های فیروزه و عقیق و که برق نگیناشون چشمامو میزد.اسکناس ها و سکه های قدیمی! بشقاب های نقاشی شده.سماورِ طلایی! جعبه های جواهر و قاب عکس های نفیس.مغازه،مغازه ی عتیقه فروشی بود.رفتم پشت درش تا شاید محتویات داخل مغازه رو ببینم.با دستم رو پیشونیم سایبون گرفتم و دا
نیستی کم! نه از آیینه نه حتی از ماه
که ز دیدار تو دیوانه ترم تا از ماه
من محال است به دیدار تو قانع باشم
کی پلنگی شده راضی به تماشا از ماه؟!
به تمنای تو دریا شده ام! گر چه یکی است
سهم یک کاسه ی آب و دل دریا از ماه
گفتم این غم به خداوند بگویم، دیدم
که خداوند جدا کرده زمین را از ماه
صحبتی نیست! اگر هم گِله ای هست از اوست
می توانیم برنجیم مگر ما از ماه!
.
#فاضل_نظری - گریه های امپراتور
حس میکنم زمان داره ازم انتقام میگیره. میدونه میخوام چه کارایی انجام بدم و نمیذاره. میخواد خسته م کنه. زود میگذره. منو تنهاتر میکنه و کاری میکنه من بی عرضه به نظر بیام. روزا از پی هم میگذرن بدون اینکه کاری انجام داده باشم. و بسیار خسته ام. دارم میدوام. با همه ی توان. اما این مسیر ته نداره. یه مسیر دایره ایه واسه تماشا کردن دیگرون. حتی دور هامم کسی نمیشمره و شمارش معی در کار نیست که امید داشته باشم تموم شه. قرار نیست به جایی برسم، ولی وظیفه مه که
سایت کلیک طلا، یک سایت ایرانی دیگری است که خدمت شما معرفی می کنیم. این سایت یک سایت پرداخت کلیکی است که به شما به ازای کلیک بر روی آگهی ها و مشاهده آنها مبالغی را به تومان خواهد داد و به حساب شما واریز می کند. شما در کار با این سایت از طریق 3 نوع راه کسب درآمد خواهید کرد. این موارد به این ترتیب هستند: مشاهده آگهی، انجام آفر و کسب زیرمجموعه. مورد اول را که توضیح دادیم که شما در این قسمت می توانید تبلیغات مختلف را کلیک کرده و تماشا کنید. قیمت هر یک از
این مرکز، تحقیقی را روی 565 خانواده در سیاتل انجام دادند. نیمی از آنها به کودکان 3 تا 5 سال خود اجازه تماشای برنامه های آموزنده را به جای برنامه های پرخشونت دادند. نتیجه این کار با کودکانی مقایسه شد که والدین آنها به جای تماشای تلویزیون به آنها غذای سالم می دادند. در عرض شش ماه، هر دو گروه این کودکان نتایج امیدوارکننده ای داشتند. حتی گروهی که برنامه های آموزنده تماشا کرده بودند تغییر رفتار بهتری از خود نشان دادند.
خواندن ادامه مطلب در مرکز خدما
چند وقتی بود که سریال”دیوار به دیوار رو شبکه تماشا پخش می کرد. خیلی ایده ی فیلم رو دوست داشتم.
فیلم  از این قراره که داستان پنج خانواده رو روایت میکنه که به دلایلی مجبور میشن ۳ ماه تو یه خونه باهم زندگی کنند.این خانواده ها تعدادی خونه رو پیش خرید کردن ولی مورد ی قرار گرفتن و چون جایی برای زندگی کردن نداشتن از سازنده ی خونه ها میخوان که خونش رو در اختیارشون بذاره و اون هم، بنا به درخواست قاضی قبول میکنه و بقیه ی داستان روند اتفاقاتی
کی به حجله کی به حجله شازده دوماد با زنش کی بگرده دوره حجله خواهر کوچیگ ترش*** جینگ جینگ ساز بیارو از بالی شیراز بیار سوریا گویید مبارک بادا ایشالا مبارک بادا *** آقوی سبا جووووونه صبا از ما به چند از ما به یکیک ماه تیز کنم ریز کنم پیش بیبیم ببرم او نخوره من چه کار کنم *** اسب آوردیم تو حیاط عروس خانم شد سوارخیر بیبینی ننه ی عروس ای گل از خونت در آد *** در خونه ی عروس خانم آب رکنی رد میشه چوب ب یارید پل ببندید عروس خانم رد بشه*** راه شیراز دوره و آ
پ. هر هفته مسابقه
داره و برای فانِ دیدنِ مسابقه، اختلاط با بچه‌ها و حمایت ازش هم که شده بازی‌هاش
رو تماشا می‌کنم. این مسئله موردی نداره، اشکال از اون‌جا شروع می‌شه که ذهن‌‌م به
این حد از حمایت قانع نمی‌شه؛ فراتر می‌ره، بازی‌های
معروف رو آنالیز و تماشا می‌کنه و وسوسه می‌شه که برای به‌تر شدنِ اون، خودش رو هم به‌تر کنه. هنوز بقیه رو به خودم
ترجیح می‌دم و برای فرار از کارهای خودم به کمک‌به‌بقیه رو می‌آرم. در هر حال،
چیزی که باید یاد بگی
مجرم شناخته شدم،اما من.خوشحال بودم 
میگفتم مجرمم و با افتخار به جرمم اعتراف میکنم.
ولی چیزی شنیدم که فرو ریختم، خنده هایم تمام شد و میدانم که تا مرز جنون آنی رفتم.
میخواستند مجازاتم کنند.ترسی از مجازات نداشتم، ترسم از نوع مجازاتی بود که میخواستند برایم بنویسند.
گفتند مجازات تو فرق دارد،مانند جُرمت.
سکوت کرده بودم، قلبم میتپید و.
گفتند جُرم تو آسمانیست چون خطای تو دوست داشتن است.عشق به غیر انسان.به فرشته.فرشته ای که بودنش در میان انسا
سنترال پلازا هنگ کنگ
سنترال پلازا» (Central Plaza) یک سازه بتنی تقویت شده در منطقه تجاری شمال وانچای است.
این ساختمان ۷۸ طبقه و سر درش از ۵۰ هزار متر مربع شیشه درست شده‌اند. این بنا بین سال‌های ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۶ بلندترین ساختمان آسیا به شمار می‌رفت و اکنون به رتبه سومین بنای بلند شهر تنزل یافته است. سنترال پلازا به خاطر صفحات نئونی سر در آن که هر ربع ساعت رنگ عوض می‌کنند تا زمان دقیق را نشان دهند، بسیار متمایز بوده و علاوه بر این اسکای لابی» (Sky Lobby) که
ویدئو‌های جذاب و پر بیننده زبان انگلیسی را با رویکردی خلّاق تماشا می‌کنیم و در اثنای تقویت شنیدن با نگاهی متفاوت و مؤثر، واژه‌ها و اصطلاحات جدید را می‌شناسیم. معاشرت می‌کنیم و تجربیات یادگیری خود را به اشتراک می‌گذاریم. مرور می‌کنیم و از یادگرفته‌ها در مکالمه استفاده می‌کنیم. در پایان از تماشای فیلمی که می‌توانیم به زبان اصلی آنرا درک کنیم، سرشار از حس خوشِ کامیابی می‌شویم.
زبان دوم فقط کلمات و گرامر که نیست؛ یادگیری زبان دوم، یادگ
این احساس مدام که باید یک چیزی بنویسم دارد خفه ام میکند. انرژی ام برای نوشتن تحلیل رفته. برای زندگی کردن. نمیخواستم اینجا باشم. نمیخواستم توی این خانه سرد باشم. اما چقدر تلاش کردم؟ هیچ. من هیچوقت اهل تلاش نبودم. اهل از دست دادن بودم. اهل نشستن و تماشا کردن نابودی لحظه هایی که میگفتند با ارزش اند. اهل یک گوشه خزیدن بودم. اهل فراموش کردن. اهل نخواندن برای امتحات نهایی و کنکور. اهل پرت کردن هدیه ها توی سطل زباله. اهل گرفتن عکس و بعد پاک کردن. اهل رها
اسمورودینکا 
دکتر گفته برای فکر نکردن به تو خودم را مجبور به فکر کردنِ به تو کنم. به صورت اغراق آمیز و افراطی، به امید اشباع شدن. برایم برنامه‌‌ی روزانه نوشته و این دلپذیرترین برنامه‌ایست که در زندگی به آن مم شده‌ام. 
نوبت اول، صبح‌هاست. ساعت ۹ تا ۱۰ وقت فکر کردن به توست
نوبت دوم، بعد از ظهرهاست. ساعت ۶ تا ۷ وقت نامه‌ نوشتن و حرف زدن با توست
و نوبت آخر، شب‌هاست. یک ساعت قبل از خواب، وقت خیره شدن به عکس توست
و خارج از این وقت‌های مقرر،
فراموشش
کردم؛ آخرین‌بار ایستاده بود زیر نور یکی‌درمیانِ خورشید که از پنجره به اتاق کار
می‌تابید؛ حتی امید معصومانه‌اش را می‌شد در برگ‌های رو به آسمانش تماشا کرد.
روزی
سفرش به مهمان‌خانه گوشۀ ایوان آغاز شد تا بی‌پرده و پنجره، نور بنوشد و قد بکشد؛
از دیده دور شدن همان و فراموشی همان.
حتی یادم
رفت که من روزی صاحب گلی بودم که هدیۀ مادرم بود.
امروز
که به خشک شدن و جان‌سپردنش چشم دوخته بودم، جدای از داستان دوری و فراموشی، فکر
کردم که اگر بع
همه چیز بستگی به برخورد اول دارد . اصلا ادم در همان لحظه ی اول است که همه ی تصمیمات را برای خودش میگیرد .یه قول رمان ناتنی: اولین بار هر چیز ، مرجع بازگشت خاطره های بعدی است، اولین بار نشانه ی کمیت نیست،یک کیفیت است.» حتی اولین شکست آدم و اینکه چقدر بد بوده یا چقدر توانسته ای ماست مالی اش کنی در شکست خوردن های بعدی ات موثر است. ولی خب گاهی هم همه چیز آنطور که تصورش را میکردی نیست .مخصوصا در مورد آدمها . برای مثال هر چه بیشتر می‌گذرد من به معاشرتم
نصب مانیتور هر خودرویی مزایا و امکانات فوق العاده ای در اختیار راننده و مسافران قرار می دهد و در مقابل هزینه ی آن واقعا اندک است. شما می توانید با مانیتور خودرو تمامی برنامه های اندرویدی مورد علاقیتان را نصب کنید و از داشتن اندروید ۸(اوریو) و متصل بودن به اینترنت لذت ببرید.
در این مقاله دنیای آپشن قصد دارد گوشه ای از مزایا و امکانات خودرو را برای کسانی که قصد نصب مانیتور ساندرو در اصفهان یا خرید مانیتور ال ۹۰  دارند، ارائه دهد.
 
سرعت و
نصب مانیتور هر خودرویی مزایا و امکانات فوق العاده ای در اختیار راننده و مسافران قرار می دهد و در مقابل هزینه ی آن واقعا اندک است. شما می توانید با مانیتور خودرو تمامی برنامه های اندرویدی مورد علاقیتان را نصب کنید و از داشتن اندروید ۸(اوریو) و متصل بودن به اینترنت لذت ببرید.
در این مقاله دنیای آپشن قصد دارد گوشه ای از مزایا و امکانات خودرو را برای کسانی که قصد نصب مانیتور ساندرو در اصفهان یا خرید مانیتور ال ۹۰  دارند، ارائه دهد.
 
سرعت و
نصب مانیتور هر خودرویی مزایا و امکانات فوق العاده ای در اختیار راننده و مسافران قرار می دهد و در مقابل هزینه ی آن واقعا اندک است. شما می توانید با مانیتور خودرو تمامی برنامه های اندرویدی مورد علاقیتان را نصب کنید و از داشتن اندروید ۸(اوریو) و متصل بودن به اینترنت لذت ببرید.
در این مقاله دنیای آپشن قصد دارد گوشه ای از مزایا و امکانات خودرو را برای کسانی که قصد نصب مانیتور ساندرو در اصفهان یا خرید مانیتور ال ۹۰  دارند، ارائه دهد.
 
سرعت و
نصب مانیتور هر خودرویی مزایا و امکانات فوق العاده ای در اختیار راننده و مسافران قرار می دهد و در مقابل هزینه ی آن واقعا اندک است. شما می توانید با مانیتور خودرو تمامی برنامه های اندرویدی مورد علاقیتان را نصب کنید و از داشتن اندروید ۸(اوریو) و متصل بودن به اینترنت لذت ببرید.
در این مقاله دنیای آپشن قصد دارد گوشه ای از مزایا و امکانات خودرو را برای کسانی که قصد نصب مانیتور ساندرو در اصفهان یا خرید مانیتور ال ۹۰  دارند، ارائه دهد.
 
سرعت و
نصب مانیتور هر خودرویی مزایا و امکانات فوق العاده ای در اختیار راننده و مسافران قرار می دهد و در مقابل هزینه ی آن واقعا اندک است. شما می توانید با مانیتور خودرو تمامی برنامه های اندرویدی مورد علاقیتان را نصب کنید و از داشتن اندروید ۸(اوریو) و متصل بودن به اینترنت لذت ببرید.
در این مقاله دنیای آپشن قصد دارد گوشه ای از مزایا و امکانات خودرو را برای کسانی که قصد نصب مانیتور ساندرو در اصفهان یا خرید مانیتور ال ۹۰  دارند، ارائه دهد.
 
سرعت و
نصب مانیتور هر خودرویی مزایا و امکانات فوق العاده ای در اختیار راننده و مسافران قرار می دهد و در مقابل هزینه ی آن واقعا اندک است. شما می توانید با مانیتور خودرو تمامی برنامه های اندرویدی مورد علاقیتان را نصب کنید و از داشتن اندروید ۸(اوریو) و متصل بودن به اینترنت لذت ببرید.
در این مقاله دنیای آپشن قصد دارد گوشه ای از مزایا و امکانات خودرو را برای کسانی که قصد نصب مانیتور ساندرو در اصفهان یا خرید مانیتور ال ۹۰  دارند، ارائه دهد.
 
سرعت و
این حوالی یک نفر دارد مربای آلبالو می‌پزد. و من دلم برای مادرم تنگ شده. این حوالی یک نفر دارد از آب‌سردکن‌های کنار خیابان از دست‌های بزرگ پدرش آب می‌خورد. و من دلم برای پدرم تنگ شده. این حوالی یک نفر دارد تولدی را تبریک می‌گوید. و من دلم برای او تنگ شده.این حوالی یک نفر دو ساعت است که زل زده به سقف در جستجوی خطی برای نوشتن. و من دلم برای نوشتن تنگ شده. من دلم برای همه چیز تنگ شده. برای همه‌ی چیزهایی که حق داشتم کنارم باشند و نیستند.زویا پیرزاد
مجموعه هدیه های خدا: آشنایی کودکان با نعمت های بی نظیر خداوند همراه با شعر و رنگ آمیزی
 
مجموعه هدیه های خدا : سیدمحمد مهاجرانی، نشر بهار دلها
معرفی:
نعمت های خدای مهربان و هدیه های او خیلی زیاد است.آن قدر زیاد که نمی شود آن ها را شمرد. تازه هر یک از نعمت ها را که جداگانه تماشا می کنیم آن قدر جالب و دیدنی است که گاهی نمی توانیم همه زیبایی آن را شناسایی کنیم و بشماریم.در مجموعه هدیه های خدا ما می‌خواهیم شما را با بعضی از این نعمت ها و هدیه های خارق
 
 
بیت کوین چیست، چرا استخراج یا تولید آن در ایران رواج یافته؟ با چه دستگاهی استخراج می شود و چقدر هزینه و درآمد دارد؟ و آیا این کار قانونی است؟
 
ویدیوی زیر را تماشا کنید.
 
 
 
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.



مدت زمان: 2 دقیقه
ذهنم مشغول بود. نمی دانستم باید حرف های تجمع یافته را بگویم یا نه. اما می دانی که من اهل نگفتن نیستم. گفتم و چه خوب کاری بود گفتن شان. هنوز جمله ام تمام نشده بود که کلمات آغشته به حمایت و مهربانی ات احاطه ام کرد. گفتی و آرام شدم. گفتی و دلم گرم شد از داشتنت. گفتی و اشک صورتم را پوشاند از درک کردنت. گفتی و جوانه های به بار نشسته مان بیشتر ریشه دواندند در درونم. تنها چیزی که توانستم در پاسخ به صدای گرمت بگویم این بود که "امروز نیمه اردیبهشت است!"
"نیمه
به نام خالق طبیعت روح‌پرور
سینه‌اش را گشوده بود تا هوای مردگی روحش را ترک کند.
رکود و س را تا به انتها رفته و چیزی جز تاریکی در آن نیافته.
خسته از سی پر از سردی، راه به اشتباه را برگشت زد تا راهی جدید را در
آغاز، به آغاز بنشیند.
آینه به دست گرفته و سفری را به تماشا نشست که خود نقش اول آن را به 
همراهی نشسته بود. سفری که تنها مسافرش خودش بود. فرصتی پیش 
آمده، تا با مرور سفر از سرگذشته دوباره فرصتی را به دست آورد تا راه‌های
به اشتباه قدم زده
فی‌الواقع می‌دانی دنبالِ چی هستم؟ می‌گویم بیا از زندگی‌مان فیلم بسازیم. یعنی تصور کن! مونتور - مثلا تدوین‌گر- بیاید، ما هم یک میلیون میلیون میلیون ده ساعت حلقه فیلم بهش بدهیم، بگوییم جناب! لطف بفرمایید از زندگیِ من یک فیلمی تهیه ببینید، می‌خواهیم نشان عالمش بدهیم. تویِ سینماها به تماشا. از سه چار ساعت بیش‌تر نشود.
یحتمل فیلم زندگیِ من می‌شود از این آوانگارد و سینمای هنری و تجربی. نه که آدم اهل هنری باشم. نه. از بس واقعیت و خیال و رویا در
مانیتور خودرو کمک های شایان ذکری به راننده می کند که از جمله آنها می توان به دسترسی لحظه ای به اینترنت، حافظه داخلی، دسترسی به حافظه جانبی از طریق رم و کابل USB، مسیریابی و غیره اشاره کرد.
هر خودرویی مانیتور فابریک و مخصوص خودش رو دارد امروز دنیای آپشن قصد دارد مزایا و امکاناتی که نصب مانیتور پژو پارس در اصفهان در اختیار شما می گذارد، شرح دهد.
بدون هنگ کار کنید
مانیتور پژو پارس دارای RAM 4 گیگابایتی می باشد و شما دیگر تجربه ای از کندی و هنگ نخوا
مانیتور خودرو کمک های شایان ذکری به راننده می کند که از جمله آنها می توان به دسترسی لحظه ای به اینترنت، حافظه داخلی، دسترسی به حافظه جانبی از طریق رم و کابل USB، مسیریابی و غیره اشاره کرد.
هر خودرویی مانیتور فابریک و مخصوص خودش رو دارد امروز دنیای آپشن قصد دارد مزایا و امکاناتی که نصب مانیتور پژو پارس در اصفهان در اختیار شما می گذارد، شرح دهد.
بدون هنگ کار کنید
مانیتور پژو پارس دارای RAM 4 گیگابایتی می باشد و شما دیگر تجربه ای از کندی و هنگ نخوا
مانیتور خودرو کمک های شایان ذکری به راننده می کند که از جمله آنها می توان به دسترسی لحظه ای به اینترنت، حافظه داخلی، دسترسی به حافظه جانبی از طریق رم و کابل USB، مسیریابی و غیره اشاره کرد.
هر خودرویی مانیتور فابریک و مخصوص خودش رو دارد امروز دنیای آپشن قصد دارد مزایا و امکاناتی که نصب مانیتور پژو پارس در اصفهان در اختیار شما می گذارد، شرح دهد.
بدون هنگ کار کنید
مانیتور پژو پارس دارای RAM 4 گیگابایتی می باشد و شما دیگر تجربه ای از کندی و هنگ نخوا
مانیتور خودرو کمک های شایان ذکری به راننده می کند که از جمله آنها می توان به دسترسی لحظه ای به اینترنت، حافظه داخلی، دسترسی به حافظه جانبی از طریق رم و کابل USB، مسیریابی و غیره اشاره کرد.
هر خودرویی مانیتور فابریک و مخصوص خودش رو دارد امروز دنیای آپشن قصد دارد مزایا و امکاناتی که نصب مانیتور پژو پارس در اصفهان در اختیار شما می گذارد، شرح دهد.
بدون هنگ کار کنید
مانیتور پژو پارس دارای RAM 4 گیگابایتی می باشد و شما دیگر تجربه ای از کندی و هنگ نخوا
مانیتور خودرو کمک های شایان ذکری به راننده می کند که از جمله آنها می توان به دسترسی لحظه ای به اینترنت، حافظه داخلی، دسترسی به حافظه جانبی از طریق رم و کابل USB، مسیریابی و غیره اشاره کرد.
هر خودرویی مانیتور فابریک و مخصوص خودش رو دارد امروز دنیای آپشن قصد دارد مزایا و امکاناتی که نصب مانیتور پژو پارس در اصفهان در اختیار شما می گذارد، شرح دهد.
بدون هنگ کار کنید
مانیتور پژو پارس دارای RAM 4 گیگابایتی می باشد و شما دیگر تجربه ای از کندی و هنگ نخوا
 از شکست نترسید. شما بارها شکست خوردید حتی اگه یادتون نباشه : اولین باری که سعی کردید راه برید افتادید مگه نه؟ اولین باری که سعی کردید شنا کنید داشتید غرق می شدید مگه نه؟ اولین باری که سعی کردید توپ رو گل کنید به خارج رفت مگه نه؟ نگران تعداد دفعات شکستتون نباشید، نگران تعداد دفعاتی باشید که می تونستید سعی کنید ولی نکردید.
_____________________________________________
تو ذهنتون شکست چه معنی ای داره؟ چی رو شکست تلقی می کنید؟
من میگم شکست یعنی ناامید شدن، یعنی دست
سیستم خواب‌م به هم ریخته، ساعت یک به سختی خواب‌م می‌بره و
با یک بار بیدار شدن وسط خواب، نهایتا ساعت سه بیدار می‌شم که دیگه خواب رو برای
امروز ادامه ندم. روزِ سختی خواهد بود، بنابراین باز هم سراغ اسلحه‌ی دوران
دبیرستان می‌رم؛ چای‌قهوه. اتاق تاریک‌ه و بچه‌ها خواب، پس بیش از یک لیترش رو توی فلاسک می‌ریزم
تا حین تماشای فیلم‌های المپیاد توی راهرو مشغول نوشیدن‌ش باشم. فیلم سوم تموم می‌شه،
سرم رو بالا می‌آرم و شوکه می‌شم. رنگِ سیاهِ آسمون
سلام
 سبد از آب!
پدربزرگ به آرامی زغالی را داخل بخاری گذاشت و پاسخ داد :این سبد زغال را بگیر و برو از رودخانه برای من یک سبد آب بیاور.پسر بچه گفت :اما قبل از اینکه من به خانه برگردم تمام آب از سوراخ های سبد بیرون میریزد؟! پدریبزرگ خندید و گفت :آن وقت تو مجبور خواهی بود دفعه بعد سریعتر حرکت کنی. و او را با سبد به رودخانه فرستاد تا سعی خود را بکند.پسر سبد را آب کرد و سریع دوید،اما سبد خالی بود ،قبل از اینکه او به خانه برگردد.
در حالی که نفس نفس می زد ب
سروده امید
من تاب ایستادن و تسلیم ندارم
سروم!
که به سمت آزادی
قد کشیده است
بادم!
که به سودای کوهستان
وزید است
ماهشهر ع-بهار
اسکله سیمانی
امروز از بی حوصله گی
در جزیره رفتم و دو عدد قلاب ماهیگیری تهیه کردم و بعد با استفاده از تجربه و تبحر
مردمی که روی اسکله مشغول صید ماهی بودند طعمه ای از نان خمیره شده قاطی با پنبه درست
کرده  و راهی اسکله شدم غروب بود و باد
شمالی در حال وزیدن هرچند نم دریا را با خود داشت .
 تعدادی خانم و اقا سخت
مشغول صید بودند و
خیلی خوش گذشت. ساعت سه خوابیدم 6 بیدارم کردند گفتند تو اتوبوس بخواب ولی مگه تونستم! همش با زهرا حرف زدم. زهرا ابجیم. میترسیدم دست به موبایلم بزنم یک خط کم شد ولش کردم:/ میخواستم تا شب بمونه.
بعد رفتیم اونجا همون اول یک دعوا شد بین مسئول و فرمانده. مسئول اونجا و فرمانده خخخ خیلی بداخلاق بود مسئول اونجا. (فرمانده پایگاه خودمون نه پایگاهی که رقیه میره ://)
بعد ما جدا شدیم رفتیم گشتیم یک جا نزدیک رودخونه که سایه باشه پیدا کردیم نشستیم. تا نشستیم گفت
+ راست می گن بیانی ها فعالیتشون کم شده ها! شاید از یه هفته هم بیشتره که هر روز فقط یکی یا دو تا ستاره روشن می شن :( با شروع تابستون، بیشتر نیستین!
+ چند شب پیش بابام داشت از شبکه نمایش "جایی برای پیرمردها نیست" رو تماشا می کرد و چون دیگه آخراش رفت که بخوابه من نشستم ببینمش چون می دونستم فردا قراره ازم بپرسه آخرش چی شد؟! :)  چقدر فیلم بدی بود! بُکش بُکش! فکر می کنم تا حالا شخصیتی به بی رحمی آدم بده ی این فیلم ندیده بودم. دلم می خواست بگیرم با اسلحه ‌ی خو
پیام رسان ایتا تقریبا از حدود ماه بهمن سال قبل شروع به کار کرده است . من فقط یک بار عضو ایتا شدم و بعد برنامه آن را حذف کردم و احتمالا هیچ وقت از آن استفاده نمیکنم . چند دلیل برای این مسئله می نویسم 
اول : ایتا سنی ندارد. چند پیام رسان دیگر مثل سروش،گپ، آی گپ و بله و بیسفون هر کدام بیش از دو سال در حال فعالیت هستند و با هویت مشخص ، وب سایت مشخص ، برنامه مشخص و . یک بستر رو ساختند . اما ایتا یک بچه چند ماهه است که ممکنه زردی بگیره و بمیره .
دوم : پیام رس
سریال Stranger Things (اتفاقات نا آشنا / چیز های عجیب) یک سریال آمریکایی بسیار موفق در ژانر ترسناک هست که از شبکه Netflix پخش میشود و تا کنون 2 فصل از آن پخش شده و طرفداران خیلی خیلی زیادی رو جذب کرده.با شروع سیزن 9ام فورتنایت و اضافه شدن لوکیشن جدید Mega Mall به جای Retail Row ، یکی از اصلی ترین نکات و ایستر اِگ های جالب این مکان مربوط به مغازه Scoops Ahoy میشد.حالا جالبی این مغازه مربوط به اینه که چند وقت قبل از سیزن 9 ، در یکی از تیزر های مربوط به فصل سوم سریال Stranger Thing
پیاژه وقتی داشت رشد شناختی کودکان رو بررسی میکرد و مراحلش رو مشخص میکرد گفت بچه ها بین دو تا  هفت سالگی توی یه مرحله ای هستن که بهش میگن مرحله پیش عملیاتی و یه ویژگی از خودشون تو این مرحله نشون میدن به اسم ecentrism که ترجمه ش کردن به خودمحوری یا خود میان بینی. حرفشم این بود که این بچه ها نمیتونن تمایز ایجاد کنن بین چشم انداز خودشون و بقیه. یعنی فکر میکنن ادراکی که بقیه از محیط دارن شبیه ادراک خودشونه. بعد یه مساله رو مطرح کرد به اسم مساله "سه کوه".
فکرش را هم نمی کردم که این قدر زود تمام شوند؛ انگار همین دیروز بود که در کلاس می نشستیم و از پشت پنجره ، پاییز را تماشا می کردیم و زنگ های انشا معلم مان آهنگ پاییز عاشق است را می گذاشت و از ما می خواست انشا بنویسیم و  تازه آن زمان بود که واقعا دوستش می داشتم حتی با اینکه غروب هایش غم سنگینی را بر دلم می گذاشت، با این همه در آن زمان بسیار عاشقش بودم ؛ و آنقدر زود به اتمام رسید که نفهمیدم چه گونه شروع شد واقعا با گوش دادن آهنگ پاییز عاشق است دلم تنگ
امشب رفتیم پردیس مگامال برای دیدن سرخپوست. یادداشت در رثای فوق‌العاده‌بودنش باشه برای بعد. بذارید الان یه چیزی رو تعریف کنم: به‌محض شروع فیلم خانم میان‌سالی که دو صندلی با من فاصله داشت، علاوه‌بر روسری‌ش -که قبل‌تر درآورده بود- مانتوی نخی و آزادش رو هم درآورد و با یه تاپ نشست به تماشا. اولش فکر کردم شاید قراره شلوغ‌کاری کنه؛ ولی هیچ اتفاقی نیفتاد و متین و آروم از فیلم لذت برد؛ تموم شد؛ قبل از روشن‌شدن چراغ‌ها، مانتوش رو پوشید و رفت. 
نم
پدیده‌های نجومی مانند کسوف و خسوف جزو پدیده‌هایی هستند که همیشه مورد
توجه قرار می گیرند. هفته‌ی گذشته هم خورشید ما گرفت! این پدیده از کشور ما
قابل دیدن نبود و تنها روی اقیانوس آرام و در بخشی از کشورهای آرژانتین و
شیلی قابل مشاهده بود. هفته‌ی گذشته و هم‌زمان با رخ دادن این پدیده‌ی
هیجان‌انگیز، ویژه‌برنامه‌ی خورشید گرفتگی شیلی راه شیری به پوشش زنده‌ی
این رویداد پرداخت. اگر تماشای این برنامه زنده را از دست دادید هم‌اکنون
در قسمت نهم
رفته بودم فوتبال پسرها را نگاه کنم . هیچکدام از دوستهایم با من فوتبال بازی نمیکردند پسرها هم مرا به بازی راه نمیدادن  ،من هم همیشه ناچار بودم  فوتبالشان را با فاصله بنشینم به تماشا .
توی کوچه بغل کوچه مان بازی بود رفتم زیر سایه درختی که جلوی خانه ای کاشته بودن نشستم و استتار کردم ، بازی شروع شد پسرها همسن خودم نبودند این بار تقریبا شونزده  ساله بودند  یا شاید هم بیشتر من هم بیشتر از شش سال سن نداشتم ، دعوایشان شد وسط بازی خواستم فرار کنم ولی ج
بار اول و دوم که فیلمو تماشا می‌کنی، انقدر داستان گیراست، انقدر قدرت داره و سرشاره از انسانیت که نقطه ضعف‌ها رو نمی‌بینی یا اگه دیدی به داستان خوب و جلوه‌های میدانی‌اش می‌بخشی. اما بار سوم و چهارم که دیگه دست قصه برات رو شده ضعف‌ها خودنمایی می‌کنن. به‌ویژه در یک سوم انتهایی فیلم، گاهی تدوین بده، گاهی فیلمبردای ضعیفه، و چندتا صحنه‌‌ که یک‌بارشون خوبه، اما با تکرارِ بیهوده‌‌ لوث شده.
فیلمی در نکوهش جنگه که بر پایهٔ خشونتی قابل توجه س
رعد و برق که زد به دنبالش شرشر باران راه افتاد.برخلاف زمستان که تا باران شروع به باریدن میکرد ترس و دلهره سراغم می امد از ترس خبری نبود.از خانه بیرون زدیم تا به بهانه باران باران را تماشا کنیم.ادمها و بیشتر مردها و پسرهای جوان سوار بر ماشین و موتور به تماشای سیلاب و رودهای فصلی امده بودند.من چادر سیاه گلدار سرم بود و لباس نخی بلوچی تنم کرده بودم.یادم رفته بود سبب و نسب در نقطه کوری مرا با ملاها گره زده است.از تماشای رودخانه که خسته شدیم.کناری ن
به نظرم پس از جدال های از سر کدورت و دلتنگی ِ بسیار ، اتفاقی در سینه ی آدم می افتد که حالی غریب را رقم می زند . دسته ای از رنجش ها هستند که فراموش نمی شوند اما اگر میان ما و اویی که دوستش داریم همچنان دلی مشترک در حال تپیدن باشد ولو میانه ی حضور بی وقفه و ناساز اغیار ، ولو وسط کوهی از گلایه و گریه ، می شود شبی طاقت فرسا را از این دنده به آن دنده گذراند و بر خلاف میل باطنی نمرد و توانست فردا صبحش آفتاب سمج را تماشا کرد در  هوای چهل درجه ی  این تموز ،
معیارها و پارامترهای استانداردی برای طراحی پلکان در ساختمان وجود دارد. عواملی که اجرای پله ها را برای ساختمان های مختلف مشخص می کند، زیر شاخه های طراحی عمومی، تحلیل سازه، انتخاب مصالح اولیه مناسب، قالب پلکان ها و طراحی اولیه می باشند. اگر در ساختمان های مختلف، پلکان هایی با سبک های مدرن و کلاسیک را تماشا می‌کنید و از آن لذت می برید مطمئن باشید یک طراحی قوی و دیدگاه مهندسی با ظرافت خاصی در پشت آن نهفته است.
برای طراحی، پارامترهای مختلفی در
داستان در درباری در ایتالیا اتفاق می افتد و ما یادداشت های روزانه کوتوله ای به نام پیکولو را که در این دربار به پادشاه خدمت می کند، می خوانیم. انگار کن دفتر خاطرات کوتوله ای خبیث به دستت افتاده باشد :) کوتوله ای که نقش تا حد پررنگی در حوادث دربار ایفا می کند.
کوتوله همانگونه که در پیشگفتار کتاب آمده تجسم خباثت است. او از عشق، شادی و خنده بیزار است و آن ها را درک نمی کند و در مقابل به جنگ علاقه دارد؛ جنگی که مبتنی بر حمله باشد و نه دفاع و بنا به گفت
براتون پیش اومده وسط یه مشکل سخت گیر افتاده باشید؟؟درست  مثل گیر افتادن توی باتلاق  که در لحظه اول فکر میکنی هیچ راه نجات و فراری نداری. باتلاق ذهنی میتونه ،یه موضوعی  باشه ،که داره روانتون رو بیمار میکنه و حتی ساعت ها باعث میشه گریه کنید یا یه واقعیت تلخ زندگی که مرورش اذیتت میکنه و .
شده بتونی تو این شرایط، موضوع رها کنی و بری کتاب بخونی ،نقاشی بکشی ،تلفن بزنی ،بری خرید یا آشپزی کنی و هزاران راه فرار ذهنی دیگه .
تا به حال شده ؟؟؟ تو اوج بودن
1.سال ۸۷ بود که دیپلم گرفتم (حالا نشینین حساب کنین که من چند سالمه ها) و تو خونمون رسم بود که هرکی دیپلم گرفت براش گوشی بخرن! همون سال واسه تولدم این گوشی رو خریدن:
تقریبا چهار سالو خورده ای، بیشتر از اینکه ازش استفاده کنم ازش مراقبت کردم که مبادا خراب شه، آخه هم اولین گوشیم بود هم کادوی تولدم! اما خب بالاخره خراب شد و هرجا بردیمش برا تعمیر گفتن درست بشو نیست و بندازین دور! منم گفتم حتی اگه هیچوقت هم روشن نشه همینجوری خودشو یادگاری نگه میدارم. ت
کسی چه می‌داند؟ شاید بیست و یک‌ سالگی تحویل چندین رویا باشد!
 شاید قرار است ناقوس رسیدن‌ها بعد از این همه نرسیدن به صدا در بیاید، شاید ساعت شنی این‌بار بخواهد ساعت‌های ۲۱ سالگی را بشمارد برای بلند شدن‌ها، رسیدن‌ها، وصله زدن‌ها یا حتی از نو شروع کردن‌ها.
کسی چه میداند؟ شاید بیست و یک سالگی قرار است تحویل چندین رویا باشد . [امیدوار چنانم که کار بسته برآید.]
+ اولین کسایی که تولدم رو تبریک گفتن رفقای بلاگر بودن، چی بگم الان؟ تو دلِ زمستو
فصل اول راه شیری به نیمه رسید. در پنج قسمت گذشته به موضوعات متفاوتی
پرداختیم و بازخوردهای مختلفی از مخاطبان دریافت کردیم. اگر تا کنون موفق
به تماشای هیچ یک از قسمت‌های پیشین راه شیری نشده‌اید شاید این بهترین
فرصت برای تماشای قسمتی از این مجموعه برنامه باشد؛ چراکه در قسمت ششم از برنامه راه شیری موضوعات
مطرح شده در پنج قسمت قبل را بار دیگر مرور کرده‌ایم و تمام مواردی که در
قسمت‌های قبل از قلم افتاده بودند بار دیگر توسط کارشناسان مورد بر
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب