نتایج پست ها برای عبارت :

رمانی که سعید دخترشو بابت بدهی به میان میدن

 توی آسیب شناسی میخوندیم که هر فردی باید آمادگی هیجانی داشته باشه، یعنی احساساتش رو بشناسه، نام گذاری کنه و در مرحله بعدی بتونه راحت اونا رو بیان کنه. 
دیروز برای اولین بار، چنان گیج بودم که میون اشک هایی که یکی یکی پاکشون میکردم دائم از خودم میپرسیدم، چته لعنتی؟ بگو از چی ناراحتی؟ دلیلش گم بود، دلیلش غیر منطقی و غیر منصفانه بود.‌
و همسری که با نهایت غم و استیصال نگام میکرد و نمیتونست کمکی کنه.
اولینِ سختی بود همسرم. مطمئنا برای تو سخت تر ب
 
عوارض خودرو چیست؟
عوارض خودرو مبلغی است که مالکان وسایل نقلیه به صورت سالیانه بایستی پرداخت نمایند.
حال سوالی که پیش می آید، این است که:
 
 
عوارض خودروها  بابت چه چیزی پرداخت می شود؟
باید بگوییم که عوارض خودرو برای جبران عوارض بی شماری است
که از رفت و آمد وسایل نقلیه در سطح شهر ناشی می شود.
 
مبلغی که بابت عوارض خودرو از صاحبان خودرو دریافت می شود
در مقایسه با هزینه های بسیار بالایی که شهرداری ها بابت حمل و نقل، ترافیک و . صرف می کنند،
مقدا
ولایت امیر المومنین علیه السلام واجبی که ترک شد (به روایت اهل سنت عمری)
ابن مردویه اصفهانی از علمای اهل سنت عمری روایت کرده است:
٤٨. ابن مردویه، عن أبی هارون العبدی، قال: كنت أرى رأی الخوارج لا رأی لی غیره، حتّى جلست إلى أبی سعيدالخدری فسمعته یقول: أمر الناس بخمس فعملوا بأربع و تركوا واحدة، فقال له رجل: یا أبا سعيد، ما هذه الأربع الّتی عملوا بها؟ قال: الصلاة، و اكاة، و الحج، و الصوم- صوم شهر رمضان-. قال: فما الواحدة الّتی تركوها؟ قال: ولایة عل
یکی بهم میگه شرمنده ام یا شرمندم کردی دستم نمیره براش بنویسم یا بگم دشمنت شرمنده. فکر می کنم تو این تعارف ایرونی، یه دشمن خواهی ناخواسته مستتره! اصن چرا تو دشمن داشته باشی که بخواد جای تو شرمنده باشه؟اصن زین پس هی و هی نگیم شرمنده ام. زبون مادریمون خیلی بزرگتر از اونه که نشه برای این منظور جملهء جایگزین قشنگ تری پیدا کرد. مثلا بابت بدقولی توضیح بدیم و بگیم متاسفم، از لطف زیاد کسی خوشحال شیم و بگیم چقدر این خوشحالی عمیق و به یاد موندنیه و شایست
سعيد: روایتی شیرین و متفاوت از زندگانی نوجوانی سنی
سعيد: نرجس شکوریان فرد
بریده کتاب(۱):
مادر در دلش، اعتقاد داشت به خانواده ی پیامبر؛ به اهل بیت. و الا که توسل و نذر در ميان آن ها که اهل سنت بودند چندان رسم نبود.اما مادر در سال های پیش هم برای حال تب دار دخترش متوسل شده بود به حضرت اباالفضل.حتی بعضی مسیحی ها هم یک دل دارند که با حسین و ابالفضل مصفا می شود. و یک پنجره فولاد که خیلی ها دخیل بستن به آن را گشایش در کارشان می دانند.
 
ادامه مطلب
درست است که می گویند بهشت زبر پای مادران است .
مادری که مانند یک صدف مروارید را با تلاش و سختی فراوان در دل خود نگه می دارد.
سعی کنیم مادران را بابت تمام زحمت هایی که می کشند ،با یک کادو خوشحال کنیم .
حتما نباید کادو یک وسیله باشد ؛همین که از آن ها از ته قلب بابت زحمت هایشان تشکر کنیم برای آن ها از صد ها کادو با ارزش تر است .
امید وارم مادر های تمام شما سالم و سلامت باشند .
پس باید همیشه قدر مادر ها را دانست.
نتایج امسال هم اومد.یکی از فامیلمون یه دختر داره که امسال سال دوم کنکورش بود.این سال کنکور من هنوز ده دقیقه از اعلام نتایج نگذشته بود که زنگ زد به مامانم رتبمو بپرسهحالا الان مامانم گیر داده که باید براش زنگ بزنم رتبه دخترشو بپرسم.کلی براش حرف زدم که الان اون مامانش بی فرهنگ بوده دخترش چه گناهی داره و اگه خوب شده بود تا الان خبر میداد خودش.حالا جالب اینه که امسال به خاطر امکانات بیشتر!اومدن شهر ما و کلاسی که شخم نزده باشه نبود.خوبه اقلا بفهمن
بر اساس ضوابط جدید طرح ترافیک در صورتی که خودرو بدون پرداخت عوارض و شارژ حساب خود
در محدوده هایی که شامل طرح ترافیک می شوند، تردد نمایند، علاوه بر جریمه مم به پرداخت بدهي عوارض نیز خواهند شد.
 
که طبق آن خودروهایی که دارای معاینه فنی عادی می باشند در صورتی که در ساعات اوج صبح و خروج در اوج عصر وارد محدوده شوند،
مم به پرداخت 36 هزار تومان می شوند، در صورتی که این مبلغ به موقع پردخت نشود،
رقم آن به 45 هزار تومان افزایش می یابد و همراه با جریمه 2
داستانک
نوشته ای: "من را ببخش". 
اول بگذار بگویم که پیامت ذوق زده ام کرد. تقریبا اولین پیامِ خودجوشِ عاطفی ای بود که در طولِ سالها، زندگی مشترکمان برایم فرستاده بودی. بعد اینکه، خُب چند بار جمله ات را خواندم ولی نفهمیدم دقیقا بابت چه چیز باید ببخشمت! بابت اینکه با آن زن خوشحال تری و توی عکسی که کنارش نشسته ای داری از ته دل می خندی؟ یا اینکه برخلاف عکسهایِ محدودِ دونفره ی خودمان، دستت را محکم دورش حلقه کرده ای؟ برق چشم هایت را باید ببخشم که آثار
۱. Bonding time [+حیف هیکل به این قشنگیت نیس؟] [+ :*یهویی] + آب بازی با شلنگ:دی
۲. حس هوس کردن یه کتاب شعر با احساس [کسی پیشنهادی داره؟] + هوس ازین عینکا کردم که دور چشاش نی داره نوشیدنی دور میزنه توش:دی
۳. حس و حالم خیلی خوبه خدایا شکرت بابت همه این روزای خوب ♥ [ماشاالله]
دوستان همه میدونیم که همه ساله روز دهم ماه ذی الحجه، مصادف است با عید قربان یا عید الاضحی که از عید های بزرگ مسلمانان می باشد. بنابر روایات دینی، در این روز خدا به ابراهیم خلیل فرمان داد اسماعیل را ذبح کند.
او اسماعیل را به قربانگاه برد ولی جبرئیل همراه با قوچى» فرود آمد و ابراهیم آن را به جای اسماعیل قربانی کرد. به خاطره همین ضمن تبریک عید سعيد قربان به مسلمانان عزیز کشورمان ایران به بیانی ها گلم نیز تبریک میگم و به دوستان گلم که در بیان پید
هنوز نرفتم واسه امتحان گواهینامه. واسه کارای فارغیم. کلا زندگی رو بستم ولی نبوسیدم اما گذاشتم کنار.چکارررررررر کنم ک اینقد دلتنگ نباشم ! نمیدونم.من نزده میرقصم. وای بحال اینکه برام بزنن. اونوقت پدیده ای میشم نوظهور.یعنیا روغن دآغم محرمه . یعنی اگر اومد این آدمو دیگ حساب آدم روش نکشید فکنم یا عینکی بشم یا کور.آخه  شدم عین آدمای فکری.هی میزنم  رو پام میگم وای از دل زینب.حالا چه ربطی داره ؟ خب موضوع دل کندنه. هی میگم عمه ی سادات الهی من مویرگ
صبح زود بیدار بشم که چی بشه؟که آب دماغم آویزون بشه؟از گرسنگی حس مریضی بهم دست دادهولی چیزی نمیخورم چون فهرمانانه میخام دوباره بخابم+ از بابت چهار پنج ساعت لپ تاپ نشینی دیروز هم یکم دستام به چاک رفتهنمیدونم چرا هرچی استاندارد کار میکنم فرق نمیکنهالبته حقمه چون قول داده بودم روزی فقط دو ساعت کار کنم
این سخن یکی ازکارمندان موسسات غیرمجازساماندهی شده بوددرحالیکه بانک مرکزی ازموسسه بابت ضمانت پول موسسه34درصدسودمیگیردوسپرده گذارهم درسال30درصدسودمیگیردبایدنرخ بهره وام چنددرصدباشد؟بااحتساب هزینه انبارداری کالاودیگرهزینه های موسسه که ازجمله حقوق کارمندان وقبض های عمومی وبروزرسانی دستگاه هاودیگرمواردهمچون استخدام نگهبان جهت محافظت ازپول برای جلوگیری ازسرقت پول ازبانک؟!
تمام کارمندان بانک هامعتقدبودندکه سپرده گذاربیشترازآنچه که
سلام علیکم
حالتون چطوره؟
ان شاء الله خوب و سلامت باشید
بابت صبوری ای که به خرج دادید سپاسگزارم
قرار بود این مطلب را صبح زود بنویسم اما نشد.
الان می دونم حکمتش چی بوده(لبخند)
دیدن این صحنه زیبا که عکسش داغ داغه.
ادامه مطلب
صدور سند حسابداری خرید و بیمه اموال (قسمت دوم)
پرسش و پاسخ:
وجوهی که به عنوان پاداش به افراد داده می‌شود، تحت چه عنوانی طبقه‌بندی می‌شود؟ 
وجوه پرداخت شده یا تعهد شده در طی سال، به‌عنوان هزینة دورة مالی جاری شناسایی و ثبت می‌شود.
باشگاه ورزشی هر ساله مبلغی بابت عقد قرارداد به بازیکنان پرداخت می‌کند. این وجوه در چه حسابی ثبت و طبقه‌بندی می‌شود؟ 
چون سود اقتصادی حاصل از خدمات این بازیکنان مشخص نیست، بازیکنان به‌عنو
بزار رو راست باشم، من به شکل عجیبی میدونستم! حس میکردم ! بهتر بگم مطمئن بودم که برای من خیلی راحت بدست میاد و جور میشه و من میتونم!و الان، دارم میبینم! دقیقا همون چیزی که فکرشو میکردم!میدونی؟ شاید بخاطر همینه که من خیلی ریلکسم از این بابت و هیچ نگرانی ندارماوپس! :)
 
تماس با ما 09366334041
اگر مایلید رفع توقیف خودروی شما که به جهت بدهي به شرکتهای لیزینگی توقیف شده است را انجام دهیم 
لازم است وکالتی کاری با اعتبار زمانی بسیار محدود در حد چند روز کاری به نام ما تنظیم نمایید تا امور مربوط به رفع توقیف را بصورت قانونی برای شما به انجا برسانیم .
هرگز به افرادی که مدعی هستند رفع توقیف خودروی شما را بدون اخذ وکالت از شما انجام می دهند اعتماد نکنید چراکه قدم اول  در اقدامات غیر قانونی توسط ایشان همین موضوع م
خدا را شبانه روزی بابت همین دین و اعتقادی که داری شکر کن. شگر گن که در ملت اسلام و خانواده مسلمان به دنیا آمده ای. این را بفهمی همه چیز را به تو می دهند. همین که حمد خدا را بگویی بابت هدایتی که تو اسمش را می گذاری ارثی اما ایمان و هدایت قلبی است. هدایتی است از جانب خدای منان؛
الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِی هَدَانَا لِهَـذَا وَمَا کُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْلا أَنْ هَدَانَا اللّهُ لَقَدْ جَاءتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ
سپاس خدایی را که ما را بدین ر
مادر پیر سارا پانصد میلیون چک کشیده [نمیدانم چرا ولی حتما ربطی به سارا دارد] و حالا برای پرداخت آن دچار مشکل شده‌اند. مادر پیر را به زندان می‌اندازند. سارا عذاب وجدان میگیرد و در به در به دنبال پول می‌دود تا اینکه تصمیم می‌گیرد از سعيد، دوست‌پسر آیدا، کمک بگیرد. سعيد ثروتمند و خفن است و پانصد میلیون برای‌ـش چرک کف دست است! البته به همان نسبت آدم پست و رذلی هم هست. [نکته اخلاقی تا اینجا: دوست‌پسر پول‌دار انتخاب نکنید.] سعيد چک پانصد میلیونی
ایا میدانید نرخ جریمه تاخیر تسهیلات شش درصد است و زاید بر ان 
خلاف مصوبات بانک مرکزی است 
پس اگه تسهیلات گرفتی وبانک بامحاسبه بدهي بصورت ربوی بانرخ سود 26تا40درصد, درخواست اجراییه کرده وملک دررهنت داره به تملک بانک درمیاد اطلاعات این کانال خیلی میتونه کمکت کنه.
️تنظیم تخصصی دادخواست ولوایح 
منطبق بر آخرین تغییرات قوانین پولی وبانکی ومصوبات شورای پول واعتبارودستورات بانک مرکزی با هدف اثبات مطالبه دیون ربوی توسط بانک جهت :
● توقیف عملیات ا
ظرفها رو میشورم که فردایی که فقط و فقط مال خودم است وقتم بابتش نرود و صد البته خانه مرتب سرحالترم کند. نورها رو کم میکنم شجریان میگذارم. بوی کباب تابه ای ساعت ۱۲ شب میچسبد.
قرار است فردا و پس فردا بابت استعلاجی بمانم منزل و بچسبانمش به جمعه. خوب است با حال نزارم عاشق حال فردایم هستم.
سال‌ها پیش گفته بود اگر پسردار شدم اسمش را "سعيد" می‌گذارم، وقتی خبر پسردار شدنش رسید منتظر بودیم یک سعيد کوچولو به جمع خانواده اضافه شود؛ هنوز چند ماهی نگذشته بود که گفتند اسم تغییر کرد، مادرش خواب دیده و حالا شده سبحان! دوباره چند وقت بعد سارا گفت:_عمه! میدونی اسم نی‌نی‌مون چیه؟
_اره! سبحان کوچولو
_نه! اون قبلا بود الان قراره یه چیز دیگه بذاریم!
_شما هم اخر برا این بچه اسم نمی‌ذارین!
احمد: حالا اگه ندیدی اخرش هم دنیا اومد تا به جای پسر، دختر
سلام!
چطوری :)؟
اول قبل از هر چیزی بابت اون دو سری که گفتی تماس بگیریم و من نبودم عذر میخوام
ناتیفیکیشن اس ام اس هارو اون موقع بسته بودم چون بعضی از دوستان لطف داشتن و پیام هایی حاوی کلمات رکیک میفرستادن
میخواستم لو نرن
کلی خبر خوب و بد دارم
خوب ها بلند مدت و بد ها کوتاه مدتن
من به شدتتتتتتت سرم شلوغه
مطمعنا تو ده برابر من سرت شلوغه
ی روزی که وقتت خالی بود مشخص کن که همزمان باشیم
حس می کنم روابط اجتماعیم خیلی افت کرده :))
احتمالا بابت خونه بودن زیادیه؟
بابت همین در جهت ارتقای خودم، امروز که رفته بودم بانک و یه همکلاسی دوران دبیرستان رو دیدم، سعی کردم برم جلو و معاشرت کنم! کاری که از من بعیده :)) بلکه شاید حرف و سخن جدیدی داره من بی خبرم.
وقتی میرم شهر به آدما یه جوری نگاه میکنم، که فک کنم اگه دقیق بشن متوجه میشن که عجیب نگاشون میکنم!
کلا هم حالتای خاصی بهم دست میده.
مثلا یهو میرم تو فاز یه چیز خاص. مثلا درسی. بعد اون وسط اگه
جهت اطلاع دوستان و مخاطبان وبلاگی می رسانم ، چنانچه کامنتی با اسم و احیانا حتی با آدرس بنده ، حاوی الفاظ نامناسب و نابهنجار و نانجیبانه و . ارسال شد ، قطع و یقین بنده ارسال نکرده ام .چنانچه موردی بود ، به بنده اطلاع دهید .پیشاپیش بابت مزاحمت یک بیمار نامتعادل روانی ، پوزش می‌طلبم .
سایت mashinbegirim.com یکی از بهترین سایت اجاره ماشین در کیش است و با قیمت های مناسب و خدمات بسیار عالی در جزیره کیش آماده سرویس دهی به مسافران عزیز است.اجاره خودرو در کیش با مراجعه به سایت "ماشین بگیریم" امکان پذیر است.
شما کافیست به سایت این شرکت مراجعه کنیدو نسبت به نیاز خود از ماشین های این شرکت یکی را انتخاب و رزرو کنید.

شرایط اجاره ماشین در کیش
۱-دارا بودن گواهینامه معتبر
۲-مبلغ ۲.۰۰۰.۰۰۰ تا ۱.۰۰۰.۰۰۰ میلیون تومان بابت ضمانت
۳-مبلغ ۳۰۰.۰۰۰ هزار تو
هادی رضوی(متولد ۶۳) که به گفته نماینده دادستان ۱۰۷میلیارد تومان را صرف عیش‌ونوش کرد به ۲۰سال حبس محکوم شد
نمیشود باور کرد یک جوان آنهم بدون پشتوانه (وِی داماد محمد شریعتمداریِ وزیر نیز است!) چنین فساد گل‌درشتی را انجام دهد
دم قوه بابت مجازات گرم، ولی اصله کار عوامل پشته صحنه‌اند!
در جهت بهبود حال و احوال اینستاگرام رو از گوشی پاک کردم. مطمئن تا چند روز درد خماری می کشم اما خب چه میشه کرد ادم باید از اعتیاد دست بکشه               احساس می کردم اینستا یکی از چیزایی که اعتماد به نفسم رو به طور موزیانه و غیر محسوسی کم می کنه و بگی نگی زیرزیرکی حالم رو بد می کنه.                    نظری دارید؟                  از جناب فیش نگار و سرکار خانم نبات خدا بابت کامنت ها و دلداری ها تشکر میکنم. یه سفر کوتاه یک روزه دارم که اگر عمری باقی ماند ش
دیدیه دشان، سرمربی فرانسه بعد از بازی گفت امیدوار است امباپه به موقع آمادگی جسمانی کامل خود را بدست آورد تا در بازی با ترکیه که سخت‌ترین مسابقه فرانسه در گروه H رقابتهای انتخابی یورو 2020 خواهد بود به میدان برود. دشان در ادامه صحبت‌هایش به خبرنگاران گفت از این بابت نگرانی ندارد و گفت مصدومیت ستاره پاری سن ژرمن جدی نیست.
  دختر دختری دختر 
     گل نیلوفری دختر  
    اون خال بر ابرویت  
    دل رو می بری  دختر  
    دل رو می بری دختر   
       دختر دختری دختر            
      گل نیلوفری دختر 
     با رقص تو زیبایت 
     گل ریزم پیش پایت 
     گل ریزم پیش پایت   
از روی تو گل شرمنده می شه 
از روی تو گل شرمنده می شه 
ببوسم روی ماهت  سیر نمی شم
ببوسم روی ماهت سیر نمی شم 
سر رات گل بچینم دسته دسته 
سر رات گل بچینم دسته دسته 
تو رو شادون ببینم پیر نمی شم
تو رو شادون ببینم پیر ن
دوشنبه هجده تیر:
گفته بودم من و خواهرام هفته ای یه بار یا دو هفته یه بار دور هم جمع میشیم؟ مثلا از عصر یه روز تا عصر فرداش؟؟
امروز هم همینجوری بود.از عصر دیروز پیش هم بودیم.مهمون آبجی صاحبخونه.تا عصر امروز.نشسته بودیم دور هم که دختر خواهرم بخاطر یه وسیله ایش که کوروش برداشته بود با پا زد تو کمرش. 
کلا یه چند وقتیه پرخاشگر شده.رفتارش غیر دوستانه شده.خصوصا از وقتی توله سگ خریده چند بار پیش اومده من خیلی نرم درمورد رفتارش با کوروش و گیر دادنای بی
میدونیمشکل من اینکه نمیتونم خودمو به یه زندگیِ عادی راضی کنم![و آدم های اطرافم برعکس من هستن!]نمیتونم پنت هاوسم رو بیخیال شم! =)رویای تورنتوفراریِ قرمزم!پسرخالم بعد کنکور در حال روحیه دادن بودو همشون هم داشتن برای سال بعد منو آماده میکردنامروز با عصبانیت و حرص میگه انتخاب رشته کنو دلایلی رو واسم ردیف میکنه که به نظرم میاد منطقیِ.!منطق در کنارِ رویا!کدومش بهتره؟زندگیِ عادی ساختنیا از هیچی بیای رویاهاتو واقعی کنی؟ریسکه نه؟اونوقت میگن چرا ن
دانلود اهنگ سعيد اسایش خوشگلی خوشگلی تو دلبری دلبری تو
دانلود آهنگ امشب به قلبم شبیخون زدی سعيد آسایش
دانلود اهنگ سعيد اسایش خوشگلی تو
دانلود آهنگ گلی خوشگلی گلی دلبری گلی از همه زیباتری

دانلود اهنگ گلی خوشگلی ازسعيدشایسته
دانلود آهنگ گلی خوشگله گلی دلبره
دانلود آهنگ سعيد آسایش خوشگله در به درم کردی تو
اهنگ خوشگله خوشگله تهی
به عصای تکیه داده به کنج اتاق نگاه میکنمعصایی که در این لحظه از زندگیم بیشتر از هرچیزی در دنیا  ازش نفرت دارمدوست دارم لهش کنمجرش بدمنابودش کنمریز ریزش کنم اما اون  خشک و بی روح به کنج اتاق تکیه داده .بهش میگم چرا زودتر به من نگفتین؟ میگه چون چیز خاصی نیست نمیخواستیم نگرانت کنیم مادر.به قدم های آهسته و سختش نگاه میکنم و با هر قدمش انگار یه نفر میکوبه به دیوار دلمبهش نگفتم که وقتی نمیگی و همش میگی همه چی خوبه و یه دفعه اینجوری میبینم
کار ما تبلیغات هستش
شرکت میم برند یک شرکت تبلیغاتی هستش که برای شرکت و فروشگاهها ومغازها وووو تبلیغ میکنه
بابت تبلیغاتی که ما انجام میدیم شرکت به ما پورسانتشو میده
کسایی که سود میکنن از این شرکت اول خود شرکت دوم کسی که معرفی کردین از تخفیفات استفاده کنه سوم خود شمایی ک تبلیغ انجام میدین و یک کسب درامد فوق العاده برای خودتون راه اندازی میکنید
حالا کار ما هم همینه اما ما چیکار میکنیم با سرمایه سی تمن سایت وخدمات شرکتو تبلیغ میکنیم هر نفری معر
بسم‌الله.
سلام!
+

زائرِ رند حاجت‌ش این است:
مرده آید، شهید برگردد.
-آقای احمد بابایی-
پ.ن:عکس را به وقتِ چهلمین روز از آخرین زیارت بچه‌های هیئت گرفتم در نمازخانه‌ی فرزانگان یک. الحمدلله بابت این که خدا به‌مان لطف می‌کند و اجازه می‌دهد که هر از گاهی از این مراسم‌ها راه بیندازیم توی مدرسه. لا موثر فی الوجود الا خودِ تو خداوند. تاثیر بده به کارِ ما :)
یادمه یكی بهم میگفت تو خیلی صبوری هر كی دیگه ای بود اینطوری ریكشن نشون نمیداد یادمه همون ادم كاری كرد كه خرد شدم اما بازم صبور بودم مثه خودش نتونستم رفتار كنم یادمه وقتی عذر خواهی كرد ازم بابت هر چیزی كه سرم اورده بود وقتی منتظر كلمه ی بخشیدم بود حرفی نزدم تنها ادمی كه هنوز نبخشیدم همون ادمه ادم كینه ای نیستم ولی نمیتونم ببخشمش یادمه ی نَفَر دیگه هم میگفت هر اتفاقی كه بیوفته من فقط تو رو باور دارم یادمه اونم گذاشتو رفت باورت نداشت به من همون
درشهرهای فرانسه آشوب بود پول حکم طلاراداشت بابت سود75درصد شش ماهه افراد برده میشدند.این پول در بانکهانرخ سودی پایین تر داشت فرق دراین بود که معادل این پول وسودافرادچه خدمتی بایدمیدادندتاپول تسویه شود.
کابینه رئیس جمهورمداوم پرازسروصدابودنگاه رئیس جمهور به دستان کاخ سفیدنشینان دوخته شده بود.آیاکاخ سفیدنشینان توان کمک به بحران برده داری اقتصاد فرانسه راداشتندیافقط ادای کمک کردن رادرمیآوردند.
خیلی وقته که اون ریلکس بودنه اون الکی شاد بودنه و اون حسه خوبه پر زده رفته.آدم چشم میبنده و باز میکنه میبینه شت!چه قدر همه چی عوض شده!عوض؟نه بد شده.اینقده خودمو خسته میکنم که تا یه جا ثابت میشینم بدنم ذوق ذوق میکنه و از شدت کوفتگی بی حس میشه،شبا تا سر رو بالشت میذارم درد توی پاهام مثل مسکن عمل میکنه.اولین امتحان از این ترم دیروز بود،پیاده رفتم سمت خونه ی اَ.خ نزدیک خونه شون که رسیدم دیدم داره از پالای راه پله طبقه دوم نگام میکنه صدام زد،گفتم بی
یک شت واقعیدر جریان اون عذرخواهی بودید؟طرف ازدواج کرده بعد پیام منم دیده همسرش. زنگ زده میگه با همسر من چیکار داشتی؟ میگم فقط میخواستم عذرخواهی کنم کاری نداشتم متن پیامم کاملا واضحه، اگرم بابت این پیام بینتون مشکلی پیش اومده عذرخواهی میکنمدیوانه عین سگ پرید بهم، منم قطع کردم. خیلی کم مشکل داشتم بیا اینم اضافه شدعین سگ دارم میلرزما
دولت زحمت کشیده و فیلم گاندو سانسور کرده چون موضوع مربوط به جاسوس هایی هستن که در دولت ایشون نفوذ کردند!
ضمن تشکر از ایشون بابت اینکه جامه عمل رو از تن تمام وعده هاشون مثل عدم سانسور و فیلترینگ و ورزشگاه و. در آوردن و اونو مادرزاد ول کردن بین ملت ایران باید بگم که داداچ پیاز شد دونه ای ۱۴۰۰ تومن دیگه چی از جان ما میخوایی؟!

ادامه مطلب
داشتم دفتر خاطرات بابا رو میخوندم، یه جایى از من بخاطر طرز حرف زدنم با پسر عموم که ٥-٦ سال ازم کوچیکتر بود شکایت کرده بود، راضى نبوده ازم! دلم میخواست الان روبروم بود و سرش داد میکشیدم میگفتم به درک که راضى نبودى، اصلا به تو چه که من چجورى با دیگران حرف میزنم، با این افکارتون گُه زدین به زندگى منو اون دوتاى دیگه، اینقدر توى فشار بودیم که از اونور بوم افتادیم، 
اگه نگم همه ش، ولى مسبب ٩٠ درصد بدبختیاى الانم حاصل شرایط نکبت دوران تجردمه
میدونم
از یجایی به بعد 
ترک کردن یا حذف کردن چیزایی دوسش دارم و داشتم 
برام مهم نیست 
قبلا برام مهم بود ٬ نگهشون میداشتم ٬ چندین و چند سال 
مثل نامه ها ٬ مثل وسایلی که دوست داشتم ٬ مثل خیلی چیزای دیگه 
نمی‌دونم چیشد . 
اون بخش از احساساتم رو از دست دادم بابت نگهداریشون 
اون وبلاگ بیانم که توش شعر می‌نوشتم رو حذف کردم 
نامه ها رو سوزوندم 
با آدمایی که آشنا میشدم و دوسم داشتن ٬ خیلی راحت ترکشون کردم .
هیچی برام مهم نیست
هفت سال پیش آقای ب از یکی از دوستاش میخواد که براش یه وام 20 میلیونی بگیره و قول میده خودش اقساطش رو پرداخت کنه و در ازای اون وام یه چک 20 میلیونی هم به دوستش میده. آقای ب نمیتونه اقساط رو پرداخت کنه و اون دوست شروع میکنه به پرداخت اقساط. بعد یه مدت یه پولی دست آقای ب میاد و میاد به دوستش میگه بیا شریکی یه کاری رو راه بندازیم. - دوستش همچنان در حال پرداخت اقساط آقای ب بوده-  خلاصه شریک میشن و یه کاری رو راه میندازن و آقای ب یه چک 60 میلیونی میده دست کس
در تعریف عشق، گاهی به تعاریف متفاوت و متناقضی می رسیم.
مثلا در داستان "سال بلوا"، عشقی که روایت میشه، (که به زعم بعضی خواننده ها، یک عاشقانه ی لطیف و عجیب و شورانگیزه!) به نظر من، روایتِ رنج یک دختری ئه که بابت نادانی خودش و اطرافیانش داره عذاب می کشه.حتی عاشق شدنش هم، ناشی از همون ناآگاهی و خفقان بود و وارد نمیشم به لحظه های رخوت باری که از وصف حس و حالش داشت.
بریم سراغ تعریف دیگه ای از عشق.
این یکی به دختربچه ی ناآگاه ایرانی که در خفقان چند دهه
 سلام.امیدوارم حال همه خوب باشه.من یکی دوماه نیستم و نمیدونم بعدشم میتونم بیام اینجا یا نه.تو این پست که از قرار آخرین پستم هستش میخوام کمی باهاتون گپ بزنم شاید دیگه قسمت نشد بگم و بنویسم.تو تمام سالایی که اینجا بودم خیلی چیزا یاد گرفتم.چیزایی که به بهای شکستن دلم و دور شدن از ادمایی بودش که احساس میکردم همراهم هستن.روابط ما آدما مثل بازی دومینو میمونه، باید مهره های مشابه کنار هم قرار بگیرن وگرنه بازی از همون ابتدای کار به هم میخوره اصلا و
بسم الله الرحمن الرحیم
 پدر و مادرعزیزم خیلی دوستتان دارم ولی بداخلاقی و بدخویی شما باعث نابودی بنیان مقدس خانواده می شود ، اگر خداوند کوچکترین نظری بر ما نداشت و دیگر بد خوییتان را تحمل نمی کردم فقط خودش میداند چه بلایی به سرمان می آمد خدایی نکرده؛ همانا خداوند بزرگ فرموده است که اگر او را فراموش کنید و[ به بی احترامی و رعایت نکردن حق و حقوق اعضای خانواده و همه انسانها] ادامه بدهيد اوهم شمارا فراموش میکند[ به دست شیاطین می سپارد] پس لطفا موا
بارها دوست داشتم قسمتی از کتابهای موراکامی رو بخونم و حسم رو در لحظه به شکلی که کاملا قابل درک باشه منتشر کنم.
من رو بابت صدای گوش خراش و نپخته م ببخشید.
محضِ ثبتِ لحن و خاطره و سبکِ مطالعه در این زمان.
Your browser does not support the audio element.
زخمی قسمت سوم
جمع یکی یکی خودشان را معرفی کردند.
تا نوبت به سمانه رسید.عباس خوب گوش می داد و می نوشت. این کارها برای همه عجیب بود. چه نوشتی دارد مگر این حرف ها.
عباس_ خوب جالب بود بلاخره هر کسی یه جوریه دیگه. اما من. بگم براتون یا می خواید برگردیم.
جمع یک نگاهی به هم انداختند و : بگو مشتاقیم
_ برمیگرده به حدود 6 سال پیش. یعنی اول اول داستان. من یه پسر شر خلاف بودم. تک محل. از اونایی که هرجا بره شر و شورم با خودش می بره. از پول و مال چیزی کم نداشتم. از دخ
حقیقتش اینه که وقتی پیام بیت رهبری که گفتن "ماه روئت نشده" رو دیدم، حسابی خورد تو ذوقم!
من عاشق ماه رمضونم!
خودمم نمی دونم چرا، ولی همیشه تو ماه رمضون انگار که انرژی چند برابر میشه و همیشهههه شاد و خندونم!
بر عکس اینکه باید بیحال تر از قبل باشم و.
می دونین، ماه رمضون یه شیرینی خاصی داره واسم که همیشه منو به این وا میداره که کار هامو خیلی بهتر و دقیق تر انجام بدم.
همه چیز یه رنگ و بوی دیگه دارن اصلا.
انگار که هر روز خدا، آفتابی ترین حالتشه و پنبه ا
دیدین چطور کلی از زمستون گذشت،چطور این ترم تموم شد،دی که رفت یادم اومد چطور خودمو از کتاب خوندن عقب کشیده بودم،جز کتابای درسی دست به هیچ کتابی نزدم و راستش زیاد به خودم بابت امتحانا سختی ندادم هنوز نتیجه ی تنبلیام نیومده و نمیدونم چه کردم من هنوز امیددارم که اتفاق خوبی قراره بیوفته اما از تایمش اطلاعی ندارم،خیلی کارا انجام دادم،از دیدن ح.ه و آشنایی با م.آ و و ونوشتمشون ازم رمز نخواین من خجالت میکشم.
به زودی قراره استارت یه کتاب رو بزنم که حس
درب های سلکوم پلاس در دو پارت مجزا بسته بندی می شوند.
پارت اول شامل کارتن بزرگ است که داخل آن چهاچوب و متعلقات نصب آن موجود می باشد.(بابت نصب در زمان سفت کاری)
پارت دوم که داخل آن مکانیزم و متعلقات نصب آن موجود میباشد.(بابت نصب در زمان راه اندازی)
تمامی پیچ های پادری فی و کتیبه را به صورت نیمه باز متصل می کنیم
بعد از همسطح سازی کتیبه با ستون از روبرو و هم چنین ناودانی با قسمت بالای ستون، پیچ ها به نوبت بسته می شوند.
ستون و پادری فی بایستی در
دیروز تنها فامیلمون که اینجاست خونمون بود  . درمورد اینکه احتمال داره خونمون بره شهر دیگه ای باهاش صحبت کرد مادرم و  فامیلمون که من عمه صداش میکنم گفت گلی پیش ما بمونه قدمش سر چشم . دختر بزرگشم که کلاس ششم دبستان خیلیی خوشحال شد دوس داره پیششون باشم و خب این خیلی خوبه که منو دوس داره و از اینکه 1 سال پیششون زندگی کنم خوشحال شده :)خب خدا رو شکر دل نگرانیم از این بابت رفع شد . نیاز به کرایه و اینام نیس دیگه چون از شرکت ر اینا میگو میارم براشون که یه
روز 24 خرداد ماه 98 که با ماشین شخصی به سمت نماز جمعه تهران حرکت می کردم، برنامه را به طور مستقیم از رادیو تهران دنبال می کردم.
یکی از برنامه های پیش از خطبه ها، سخنرانی علی اسکندری، عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی بود.
وی در
بخش های پایانی این سخنان، مراتب اعتراض خود را بابت حذف رحیم پورها و
مطیعی ها از تریبون نماز جمعه و نماز عید فطر تحت فشار دولتی ها و مجلسی ها
اعلام کرد.
امّا
نکته قابل تأمّل این بود که پس از پایان این سخنرانی کوتاه،
سرم گذاشتم روی بالشت اشکم اومد پایین دلم خواست میتونستم و میشد به ژینو پیام بدم و بگم امشب واقعا از ته دل برای اولین بار احساس دلتنگی شدیدی نسبت بهت کردم،اونقدر که اشکم ریخت بعد اون تابستون لعنتی امشب اولین بار بود که بغض کردم بابت اینکه دیگه دوست نیستیم و ازت بدم میاد.
واقعا چی میشه که این میشه؟دلم تنگ شده واسه خیلی چیزا خیلی چیزا هیچکس نمیتونه بفهمه چقدر اشک دلشون میخواد بریزن پایین از چشام،بچه شدم میبینین؟.من خیلی چیزا از دست دادم که هنو
پدر و مادرمان، تا یک دوره‌ای پدر و مادر ما هستند، و از یک سنی به بعد، ما پدر و مادرِ پدر و مادرمان می‌شویم. 
باید مدام حواسمان باشد که زیاد قند و چربی نخورند، روزه نگیرند، با آن پادرد و کمردردشان کار سنگین نکنند، به جان خانه نیوفتند، و از ساعت قرصهایشان نگذرد. بهانه که می‌گیرند، آرامشان کنیم و لجبازی‌هایشان را نادیده بگیریم. ما با هر آخ»ای که می‌گویند، هر دندان یا تار مویی که از دست می‌دهند، مجازات می‌شویم؛ بابت جوانی که از آنها مکیدیم
اجرای قطعه جدید کرمانجی|دسمال بشیناز ساخته های استاد صادق آدینهکه با ترانه های دلنشین ' زیبایی خاص و شیرینی به اصالت کورد کرمانج خراسان بخشیده✌️از طرف یکی‌ از کوردهای خراسان تقدیر و تشکر میکنم ، بابت این همه زیبایی وصف ناپذیر جناب آدینه بزرگوار_______________________با هنرمندی #جمشید_مهنانیموزیک : مجتبی مهدیانتصویر : محمد آرتین لوکیشن : باغ تالار مینو ، بجنورد تیر98جشن خاندان بزرگ محمدی و جهانی
-----------------------------------
سایت اختصاصی جمشید مهنانی
امروز رفتیم یکی از رستورانای مثلا درجه یک. از ظهر تا حالا که ۱۲ شبه این غذاهه مونده سر دلم
تازه دو بارم رفتم دسشویی
جرات نمیکنم خیلی چیزی جلو مامان اینا بگم
هر چند از عرق نعنا و نبات خوردنام میفهمن
چین این رستورانا آخه عوضیا
هیچی دیگه هی عرق نعنا میخورم
تازه شامم نخوردم
بابت حرکت زشت دیروز اون نارفیق امروز ما صد و خورده ای پیاده شدیم تا حالمونو خوب کنیم
ولی روز خوبی بود 
صبونه خوبی زدیم بر بدن و بعد از یه استراحت کوچولو نهار رفتیم یه جای باکلا
چک صیاد
چک صیاد یک نوع چک جدید با قابلیت ها و مزیت های فراوان است
که ویژگی های بسیاری به آن اضافه شده است.
 
و کلمه صیاد در این عبارت خلاصه شده ی عبارت صدور یکپارچه الکترونیکی چک است
که هدف از ایجاد این سامانه توسط بانک مرکزی متمرکز کردن و یکپارچه سازی
فرایند صدور دسته چک های بانکی می باشد.
 
 
با یکپارچه سازی و متمرکز شدن صدور دسته چک ها به راحتی می توان
به اعتبار سنجی صاحبان حساب و امضا پرداخته و بدین ترتیب از دریافت دسته چک
توسط افرادی که صلا
فائزه همیشه درکیف خودچندلباس زاپاس داشت چون جهت کسب درآمددرکاباره حاجیه کبری نیازبه داشتن چندلباس درکیف دوشی خودداشت.شغل اوتن فروشی بودوهمچنین رقص درعروسی های مختلف اوازاین شیوه جهت کسب روزی استفاده مینمود.
همیشه طرق مختلفی جهت کسب روزق وجودداشت این سخن پدرجانبازش بودامااومیگفت درایران به خانم هابشکل کالانگاه میشوددرثانی بانک هاموسسات هم بیشترازخانم هاجهت جذب مشتری استفاده میکنندبرای یک ماه حتی بابت پاسخگویی تلفنی ازخانم هااستفاد
هو الرئوف الرحیم
رفتیم.
رسیدیم خدمت آقا. به همره مامان اینها و ریحانه که کمکی تو ماشین ما نشست.
گرما بیداد می کرد. رضوان روز اول تو اون گرما تو تب م سوخت. بچم خیلی مریض بود. ولی فسقلک خانم و آروم کنار ریحانه می نشست و بازی می کرد و شیر می خورد و می خوابید.
روز اول سه ماهگیش راه افتادیم. 
تا رسیدیم مشهد تصادف کردیم. اعصاب رضا برای دو روز تامین شد. و گرفتار بابت کارهای بیمه و . که حالا که اومده تهران پشیمونه. که کاش تهران دنبالش کرده بودم.
*این نوشته حرف  این روزها من خواهد بود برای تمام افرادی که میشناسمیه روز جمع می‌کنم میرم و فقط یه یادداشت براتون میذارم:"گفته بودم حالم خوب نیست."»
*شرایط همچنان پا برجاست, سخت و وحشتناک
* به خودم تو آینه  نگاه کردم و گفتم بسه دیگه چرا خسته نمیشی دختر ، داری میمیری،قید همه چیز رو بزن و خلاص اما
* بابت تایید نکردن کامنت ها شرمنده.
* اگر نبودم به حمدالله مُردم :)
همیشه و در همه حال خودتون باشین. اگه احساسی رو بروز میدین، همون احساسی باشه که واقعا دارین. اینطوری بعدش هرچی بشه، مجبور نیستین پای احساسی وایسین که مال خودتون نیست. مجبور نیستین بابت پیامد های احساسی که واقعا نداشتین جواب پس بدین. و شب تو رختخواب پهلو به پهلو نمیشین که یعنی اگه واقعا خودم بودم هم باز اینطوری میشد؟»برای همینه که من الان میام و بهتون میگم خوب نیستم. نگرانم. از خودم نامطمئنم. تنهام. و می ترسم. خیلی می ترسم. میام و بهتون میگم، با
یکی از خصلت های بنیامین ناز کردن و لوس بودنش هست اونم بخاطر اینکه 
بچه آخر خانوادشونه، پیش پدر و مادرش خودشو لوس کرده گفته تو این شرایط نمی خوام برم ایران و می خوام با چنور بهم بزنم(اینا همش الکی گفته فقط خواسته واکنششون رو بسنجه)
اونا هم دعواش کردن گفتن زر نزن ، برو ایران با عروسمان برگرد (دقیقا تم حرف زدنشون عین منه برای همین بنیامین همیشه میگه تو چرا عین اینا صحبت می کنی خخخخخ)
بنده های خدا نمیدونن ترامپ چ سنگ بزرگی پای ما گذاشته و همینجوری
سلام . وقتی که این نوشته رو می خونید سومین افطاری ماه رمضان المبارک سال 97 رو میل فرمودید و احتمال مشغول نماز و مناجات هستید یا دارید یکی از سریال های رسانه ملی رو تماشا میکنید . خدا را بابت نعمتهایی که توجه آن ها نیستیم شکر کنیم . نعمت امنیت . امروز 100 نفر کوبایی بر اثر سقوط هواپیما فوت شدند . مردمانی بر اثر شیطان صفتی صهیونیست ها زخمی شدند . پدر و مادری هر بار فرزندشان را دیدند با آن خداحافظی کردند طوری که انگار آخرین بار است و احتمالا در
یا هر بار از کنار نرده‌های سبز دانشگاه اصفهان رد بشویم، باید تاکید کند: نگاه کن. کهنه فتنه از این جا شروع شده؛ از دانشکده‌ی علوم انسانی متشکر باش بابت تولدت!
بعد من فکر کنم: مثلا چه می‌شد اگر ۲۹ سال پیش از این‌ها خراب شده بود؟
و‌ امروز در عدم خودم  نوشِ نبودن می‌کردم
و نمی‌رفتم پای تخته‌ی یکی از کلاس‌های خالی‌اش منطق را به تمسخر بگیرم که: هیچ الفی ب نیست، پس هر ب‌ غلط می‌کند الف باشد و
فلان.
و درضمن، یک جسم می‌تواند همزمان در هفتصد مکان
دعا كردن برای دیگران، كاری است كه نجات دهندهٔ ما خدا را خشنود می‌سازد، زیرا او مشتاق است كه همهٔ مردم نجات یابند و به این حقیقت پی ببرند كه خدا واحد است، و ميان خدا و مردم، انسانی وجود دارد به نام عیسی مسیح كه جان خود را فدای تمام بشریت كرد تا با این كار، خدا و انسان را با یكدیگر آشتی دهد. این پیغامی است كه خدا در زمان مناسب به جهانیان داد؛
اول تیموتائوس 2:3 - 6
اللهم اهل الکبریاء والعظمه
واهل الجود والجبروت و اهل العفو و الرحمه .

با آرزوی قبولی اعمال و عبادات در ماه ضیافت الهی و تبریک عید سعيد فطر به اطلاع کلیه برادران و خواهران ایمانی می رساند نماز عید سعيد فطر صبح روز عید ساعت 6:30دقیقه صبح در محل گار شهدای شهر کدکن به امامت حجت‌الاسلام والمسلمین بوژمهرانی امام جمعه محترم کدکن برگزار خواهد شد.
بچه هااااا قبووووول شدمممم هوراااا
خدایااااا شکررررررت هورااااااا
دانشگاه فرهنگیان و تمامی رشته ها و 
دبیری شهید رجایی تهراان وو .
رتبه م اخرای سه رقمی ها بودم
مجااااز شدممم دستتتتت و هورااا خدایا شکرت
بفرماااایدددد شیرینی
ممنونمم از همه شماهاااا
بابت دعاهاتون محبت هاتون پیگیری هاتون
وات و تل و سروشم از شدت پیامای
تبریک و چیشد چیشد هنگ کرده
الانم کلی نظر خصوصی ک چیشد بی نام
دریافت کردم ممنونممم ممنونم خداجونم
برا انتخاب رشته م دعاا کنی
سلام
برای یک شب اومدم خوابگاه.هوای اینجا بر خلاف شهر خودم خیلی خوبه.لاقل شب های خنکی داره.اینجا کسی رو نمیشناسم دیگه و از کسایی که هم میشناسم دوری میکنم.
دیشب کم خوابیدم و از صبح زود بیدار شدم تو راه بودم و بعد هم کلی راه رفتن و راه رفتن.زینب رو بعد یک ماه دیدم و حرف زدیم از همه چیز و بیشتر از اینده.حرص خوردیم که امسال تنها میره تهران و من هم نیستم باهاش که با هم همه جا رو بگردیم.
صبح که میخواستم راه بیفتم دلم راضی نبود.پر از حس بد بودم بابت این
از مذکر های
عصبی
کله شق
یک دنده
لجباز
بچـه
خودخواه
مغرور
جاهل عرف پرست
خودشیفته مامانی
بی ملاحظه
بدم بدم بدم بدم بدم بدم بدم میاد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
:|

پ.ن : اینا رو که میبینم میخوام خفشون کنم :| دلم میخواد قاتل شم !
پ.ن2 : اینا رو که میبینم میگم خدایا اینم جنس بود تو افریدی ؟ :|
پ.ن3 : اینا رو میبینم میگم خاک تو سر اون دیوانه ایی که به اسم سازش داره تورو تحمل میکنه و تهشم به خودش بابت این صبر
بی انتهاش افتخار میکنه :| مثلا چند سال زودتر پیر و چروک میشه :
امروز داره تموم میشه
امروز على رغم یه داستان ناراحت کننده، چیزى یاد گرفتم که درونم رو شاد و آرام کرد.
دیر پاشدم به خاطر خستگیه جسمیم؛ ١٢ . از روى ذوق و شوق لباساى خریده شده رو پوشیدم . اون تیشرته که با مامان خریدم و اون شلوار توخونه اى و دمپایى اى که با علیرضا پریروز خریدم. یک عدد نونوار شدم.
عصربابا زنگ زد که اگه تنهایى و خونه اى براى یه م کارى بیام پیشت. اومد و حرف زدیم و نتیجه گرفتیم. و من یاد اون حرف عموم افتادم که وقتى ازش میپرسى دوستت چى
علوم اجتماعی غم است روی غم، غمی عمیق برای کسی که چشمش انگار تازه دارد باز می شود روی جریاناتی قوی که همه را دارد با خود می برد، انگار رودی خروشان و پرآب که همه جز عده ای در آن غرقند و نهایتش آیشاری است که همه را خواهد بلعید.
علوم اجتماعی دیدن این وضع است و ملامتی نیست بر کسی که وحشت می کند از روبرو شدن با آن. استاد می گفت این تازه اول ماجراست چون ممکن است بتوانی خودت را به هزار دردسر نجات بدهي ولی وحشت اصلی آن جاست که نزدیک ترین هایت را غرق در این
بسم الله الرحمن الرحیم
در ادامه گزارش های مرکز الحمد للله در جلسه ای بدهي یکی از مددجویان مرکز به  میزان ۱۴۵۰۰۰۰تومان تسویه شد.
❌و سفته و سایر مدارک بدهي تحویل گرفته شده از مددجو و باطل گردید.
✅و به حمد الله در ادامه  وسایل زندگی مددجو عزیز از جمله یخچال (که در این فصل گرم به شدت محتاج آن بودند)، تلویزیون، گوشی و. به مددجوی مرکز عودت یافت.
این خدمات حاصل اعتماد شما به ماست.
 چند ساعت به عید مانده، راضیه دلش از آن ماهی تپلی هایی می خواهد که بیرون می فروشند و گوشش به حرفهای مادر که اصرار می کند آن ماهی ها هم از همین ماهی های داخل حوض هست، بدهکار نیست!!!
فیلم قشنگی بود و بازی ها مثل همه این فیلمایی که این چند روزه دیدم عالی. فقط همینو بگم که این فیلم کلی جایزه برده ؛ این دختر کوچولو هم به خاطر این فیلم، جایزه بهترین بازیگر کودک جشنواره فجرو برده و چقدر هم بازیش معرکه بود. اون بغضاش و اون چپ چپ نگاه کردناش دل ما را برد.
ی
همیشه و در همه حال خودتون باشین. اگه احساسی رو بروز میدین، همون احساسی باشه که واقعا دارین. اینطوری بعدش هرچی بشه، مجبور نیستین پای احساسی وایسین که مال خودتون نیست. مجبور نیستین بابت پیامد های احساسی که واقعا نداشتین جواب پس بدین. و شب تو رختخواب پهلو به پهلو نمیشین که یعنی اگه واقعا خودم بودم هم باز اینطوری میشد؟»
برای همینه که من الان میام و بهتون میگم خوب نیستم. نگرانم. از خودم نامطمئنم. تنهام. و می ترسم. خیلی می ترسم. میام و بهتون میگم، ب
بابت مساله ای اضطراب داشتم و نمیتونستم روی درس متمرکز باشم.هر نیم ساعت یکبار بی هدف دست به موبایلم میبردم.بچه ها توی گروه کلاسی درحال بحث در مورد چند و چون جشن بودن.عکسهای خنده داری از ترم های اول تا همین ترم آخر رو میفرستادن تا برای کلیپ ازشون استفاده بشهدلم میخواست در جواب عکسهایی که میکول میفرستاد استیکر خنده بفرستم.دوست داشتم من هم جزئی از این بدو بدو میبودم.
مادرم گفت بدون گرفتن جشن چطور میخوای فکر کنی این هفت سال تموم شده و از فر
داشتم هویج ها را برای سالاد ماکارانی ام پوست میکندم. به خودم که امدم دیدم دارم همراه سیا فریاد میزنم: im talking loud…  اهنگ تیتانیم را خودش برایم فرستاده بود. هنوز از فکر کردن به حال و روز رابطه مان غمم میشود. 
بعد دو سال رفاقت برایم سخت بود بپذیرم که همینطور بی حرف، ول کرده رفته. همه مان را؟ حتی به یک نفر هم نگفته؟ زنده است؟ حالش خوب است؟ تقصیر الف بوده؟ پیام هایش برایم نمی اید؟ ناراحتش کردم؟ جایی زیاده روی کرده ام؟ دوران سختی را گذراندم. گمانم ای
با اینکه اقلّیت بی دینی هم در جامعه ما موجودند، ولی اکثریّت را دینداران تشکیل می دهند. با اینهمه، همین اکثریّت دیندار نیز با شیب ملایمی به سمت سکولار شدن پیش می روند و اقلیّت کاذبی هم که رودرروی آنها قرار گرفته اند، آن دسته از دینداران ی و انقلابی هستند که انقلابی بودن برای آنها به نوعی طبقه، صنف اجتماعی و شغل محسوب می شود. اینها که همه را با یک چشم می بینند، چشم دیدن دیگران را ندارند و مفهوم انقلاب را هم در طیّ سالها به نفع خود مصادره کرد
خدایا واقعا شکرت بابت قبولیم توی تخصص .ولی با قبول شدنم تو شهر زادگاه زندگی بدجوری انگشت شستشو گرفته سمتم
این چند وقته انقدر استرس کشیدم که ۲ کیلو لاغر شدم.خدایا چشه بابای من ول نمیکنه؟اینهمه خودمو سفت و محکم گرفتم .چند ساله فقط به خودم وابسته بودم.ولی الان واقعا یه بغل سفت و محکم میخوام.یکی که بهم بگه خره من میدونم همه چی خوب میشه و من دلم اروم بگیره
پی نوشت:خدا رو شکر اون دکتری که قرار بود بابام منو بهش قالب کنه در رفته و دیگه قرار نیس ب
ماجرا از یک جمله ساده شروع شد؛ آخه سعيد چطور همچین اشتباهی کرد! 
اشتباه سعيد مهم نبود، قضاوت و ملامت کردن سعيد بود که مهم بود و همین کافی بود تا تقدیر من را درگیر ماجرایی کنه که در همون موقعیت قرار بگیرم و حالا سعيد قصه من باشم. حالا میفهمیدم، حالا حق را به خودم نه به خودمان میدادم، حالا همه چیز درست بود! رازی که سالها در صندوقچه دلهامان پنهان کرده بودیم، رازی که در چشمان هم خوانده بودیم و میخواستیم تا ابد پنهانش کنیم هویدا شد. انگار ماجرا از
 
وجود یه دوست همه جوره واسه زندگی هر آدمی لازمه کسی که تو را خوب می شناسد ، درکت می کند و حالت را می فهمد . که اگر او نباشد زندگی چ قدر تیره و خسته کننده می شود.
همه ی این ها را گفتم که بگویم من بهترین دوست های دنیا را دارم ، آنها که همیشه در کنار من و با منند و آنجا که بخواهم دستم می گیرند وتنها حس حضورشان را به لحظات تنهایی من هدیه می دهند . میخواهم این بار درباره ی یکی از آنها حرف بزنم یکی از همان هایی که من بدون او شاید عذرای اکنون نبودم،که حضور
دارویی بسیار جدید پس از آزمایش روی حیوانات قرار بود روی انسانها امتحان شود ولی امکان مرگ شخص نیز وجود داشت. 
سه نفر داوطلب تزریق این داروی جدید شدند. یک آلمانی، یک فرانسوی و یک ایرانی.
به آلمانی گفتند: چه قدر می گیری، گفت 100هزار دلار. 
گفتند: برای چه؟ 
گفت: اگر مُردم برسد به همسرم.
به فرانسوی گفتند: چقدر؟ 
گفت: 200 هزار دلار که اگر مردم 100هزار برسد به همسرم و 100 هزار برسد به معشوقم.
به ایرانی گفتند: چقدر می گیری؟ گفت 300 هزار دلار. 
گفتند چرا؟ 
گفت: 100
عده کمی شعرچرخ چرخ عباسی خدامنونندازی رابه خاطردارند.این حکایت گردونه پسرودخترکوچولوهاتوبازی مهدکودک بود.
گرچه این شعرمیتوانست حکایت پول هایی که بابت قرض وسرمایه گذاری وازدواج وهزارمسئله ومفسده دیگرخرج میشدهم باشد.پول کثیف که ننه های لباس مهدکودک پوش برایش میمردند.
همون پولی که بابابزرگ هاتانخورده ونوموقع عیدنوروزمیدادند.همون اسکناس نویی که خارج ازبانک پنجاه درصدرویش اضافه قیمت میرفت وفروخته میشد.
پول نودراسفندماه واعیادخصوصاریال
جمعه‌ی پیش رفته بودیم بیرون، خییییلی سرسبز بود همه‌جا. امسال فوق‌العاده شده، علف‌ها تا گردنمون بود، توشون گم می‌شدیم :) همه با گوشی من کلی عکس گرفتن، عکس‌های بسی زیبا که حتی من بدعکس هم ذوق داشتم واسشون. عکسام تو مموری ذخیره میشه. مموری 32 رو یکی دو ماهی میشه خریدم، حدود صد تومن. چند روز پیش که بقیه عکساشونو ازم می‌خواستن، نگاه کردم دیدم اصلا خبری از عکس‌ها نیست! مموریم به دلیل نامعلومی بالا نمیاد. انقد ناراحت شدن که عکساشون پاک شده، کلی غ
درحالیکه دونالدترامپ درکلیساداشت ازکشیش که اهل جنسی بود درخواست مینمودکه خداوندگناهانش بابت کشتاردرایالات متحده بواسطه آزادی سلاح و جنگ های نابخردانه راببخشاید.تلفن او زنگ خورد.ملانیابودوازاوخواسته بود هرچه زودتربیایدچون ایوانکاوملانیادچاردیابت بودندوپمادزخم پای افراددیابتی در ایران ساخته شده بودانهافرمول این دارووحتی امتیازساخت این دارو که در دست ایران بودرانداشتندوبه مرور زمان باخطر قطع انگشتان پا مواجه میشدند.
دونالدگ
یکی از خوبی های اپلیکیشن های شبکه های اجتماعی داخلی اینه که اعضای فعال نمونه های خارجی دیگه اینجا نیستن. ( خیلی دوست داشتم بجای کلمه فعال ازیه کلمه درخور استفاده کنم. ولی سعی کردم خویشتن دار باشم! ) اول اینکه تند تند پیام ميدن. مجبوری جواب بدی. وگرنه ناراحت میشن و میگن چرا ج ن؟! دوم اینکه تو گروه ها هم پیام ميدن. که هیچی به اطلاعات آدم اضافه نمیکنه؛ من که اصلا نمیخوندم. بعدش دوباره ناراحت میشن که چقدر بی احساس و بی لیاقتین! این همه پیام فرستادم. و
عکس بی‌ربط، ولی قشنگه!
 
همه‌مون آدم‌هایی رو دیدیم که از زمانی که سن‌شون خیلی کمه، کار یا مهارتی رو شروع می‌کنن و همون رو تا آخر عمرشون ادامه ميدن. غیر از این، دسته‌ی دیگه‌ای از آدم‌ها هم هستن که برعکس، تو هر مقطع از زندگی‌شون سراغ یه مهارت و شغل میرن، یه مدت ادامه‌ش ميدن و بعد رهاش می‌کنن. این آدم‌ها رو هم زیاد دیدیم و شاید خودمون هم این‌طور بوده باشیم.
ادامه مطلب
نام سریال : فاصله ها ژانر : اجتماعی کارگردان : حسین سهیلی زاده سال تولید : ۱۳۸۹ کیفیت : عالی کانال پخش کننده : شبکه سه
بازیگران : شاهرخ استخری , بهاره افشاری , نیما شاهرخ شاهی , دانیال حکیمی , مریم کاویانی , نیما شاهرخ شاهی , حسن جوهر چی , رضا توکلی و …
خلاصه داستان : محسن کریمی فردی مذهبی و خوشنام در محل و مورد اعتماد همگان و محل رجوع اهالی برای حل مشکلاتشان است. او متوجه سستی ایمان پسرش، سعيد در نماز و تکالیف شرعی شده و راه چاره ای می جوید. اما یک حاد
دو سه روز مونده به امتحان و بخاطر تست زدن یکی از مسرا میرن خونه مامانم که خونه خلوت باشه وقتی هر دو با همند صدای بازیشون بلنده و نمیشه تمرکز کرد. امروز فسقلی جانم داوطلب شد بره مامانم خونه برادرم مهمون بودن و فسقلی هم خوش خوشانش شد و رفت اونجا. دوبار بهش زنگ زدم حرف زدم و الان که نه شب هست واقعا دیگه دلتنگیم اذیت میکنه انقدر دلتنگشم که ابدا نمیتونم تمرکز کنم. زنگ زدم که بچموو بیارین با دایی جونش رفته ددر. شازده هم بدتر از من هی میگه نمیخوام تنها
تعرفه اینترنت ADSL مدت‌هاست که به شیوه محاسبه بر اساس سرعت اینترنت و حجم مصرف منصفانه به مشترکین ارایه می‌شود ولی یکی از قوانین این مصوبه مغفول مانده و معمولا شرکت‌ها نسبت به رعایت آن، بی‌تفاوت هستند و مشترکین نیز از آن بی‌خبر مانده‌اند!
به گزارش آی‌تی‌رسان، سید محمد امامی مدیر کل حفاظت از حقوق مصرف‌کننده سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی در مصاحبه‌ای پیرامون این موضوع گفت: اپراتورها بایستی طبق مصوبه ۲۶۶ کمیسیون تنظیم مقررات را
گیر کرده تو دلم که بگم از ام شهرآشوب متنفرم و هیچوقت نبخشیدمش 
و بیشتر بدم اومد چون فکر کرد چون شوهر کرده و زاییده پس برتره و حق داره هرچی به ذهن کثیفش و دهن ش رسید بهم بگه و فکر کن که کوچیکتره! 
و از خودم ناراحتم چون اون ع ن یی جوری وانمود کرد که خودمم هوا ورم داشت نکنه تقصیر منه و اومدم تو وبم پست حلالیت گذاشتم و اوشون چی کار کرده بود؟ در وبشو تخته کرده بود رفته بود طاقچه بالا گذاشته بود و یکی هم اومده بود تو خصوصی منو زیر شکنجه روحی گذاشته بو
هر زمان دچار به هم‌ریختگی‌های بیشتری هستم، یا در مرحله‌ی گذار و تعلیق، بیشتر می‌نویسم. دو داستان، ماحصلِ حال و هوای تغییرِ این روزها بوده، داستان‌هایی با بازخوردهای خوب، که بسیار خوشحالم از بابت‌شان. همینطور کار ترجمه که همچنان با انگیزه و قوت ادامه دارد و دعوت به همکاری از طرف یکی از مشهورترین رومه‌های اصلاح‌طلب کشور و به چاپ رساندن چند یادداشتم در دو ماه اخیر نیز، هدیه‌های خوبِ سرنوشت برایم بوده‌اند. 
دیرتر از سن و سالم پیش می
تا یه ذره سر کلاس وقت پیدا میکنم برای استراحت ذهنم پرواز میکنه میره اون دور دورا نمیفهمم چی میشه که یهو میفهمم تایم استراحت تموم شده!در این حد حواس پرت =)
یه صداهای عجیب غریبی منو بیخیال همه چی کردن،وقتی دراز میکشم اینگار از کف پاهام کم کم بی حس میشه و رفته رفته خوابم میبره متوجه نمیشم تا کجای بدنم این کرخی پیش میره اما واقعا معرکه س!شاید به خاطر ایمی پرامین باشه نمیدونم.
خیلی کار دارما خیلی ولی هیچکار نمیکنم!!!قبلا اگر 50 درصد کارارو انجام میدا
درحالی، به تازگی فروشندگان گوشت وارداتی با ارز ۴۲۰۰ تومانی را گرفته اند، بسیاری در این بابت که از زمان ریاست سید ابراهیم رییسی، این اتفاقات افتاده تا جایی که حتی بزرگان را نیز بازداشت می کنند، اما این درحالی است که بسیاری تلاش می کنند این موضوع را طوری دیگر نشان بدهند.
رسانه های ماهواره ای و خارجی به گونه ای حرف می زنند که برای انسان جالب است، درحالی که رسانه های داخلی هم سکوت پیشه کرده اند، هرچند به ۱۴۰۰ و انتخابات آینده ۲ سال مانده ایم و با
توقف بیجامانع کسب وکاراست این شعاربرخوردکنندگان بادست فروش هابود.شهرداری هاهمیشه مطالبات زیادی ازدولت داشتند.بابت کتک زدن دست فروش هم ازدولت پول میخواستند.افرادزیادی مشکل تامین جاداشتند.جایی برای کسب وکاروجایی برای اقامت میخواستند.پیروتمام تعهدات بانک مرکزی به ازدواج درسامانه ازدواج برای ازدواج دایم وموقت نفری پانزده میلیون تومان پول بانرخ بهره چهاردرصدبه متقاضیان زندگی مشترک موقت ودایم پرداخت میگردید.درزندگی روزمره پسرهاودخترها
گاها سر و کله ی یه سری احساسات تو زندگیم پیدا میشه که به شدت ازشون متنفرم و دلم نمیخواد مثل یه اسب رام و مطیع بیفتم دنبالشون،ولی اونا منو به اجبار دنبال خودشون می کشونن،و این روز ها،جزو یکی از اون گاهی ها تو زندگیمه و یجورایی مبارزه! از نوعِ خوددرگیریشه!
احساس تنفر دارم نسبت به برخی آدمای زندگیم و واقعا دارم ازش رنج می برم،یجورایی اذیت میشم،با حرفاشون،رفتاراشون،اونا همون آدمای قبلین.من حساس تر از قبل شدم،خیلی حساس،احساس میکنم آسیب پذیر ش
اگر به دنبال خرید چای هستید میتوانید به صورت تکه و عمده از فروشگاه طلنوش نسبت به خرید چای خود اقدام کنید، فروش چای در این فروشگاه بزرگ اینترنتی چای به صورت 24 ساعته صورت میگیرد و شما میتوانید هر زمان و به هر تعداد که لازم داشید چای خود را از این فروشگاه تهیه کنید.
فروشگاه چای طلنوش چای خریداری شده توسط شما را در تهران ظرف مدت 24 ساعت و در دیگر شهرستان ها حداکثر ظرف مدت 36 ساعت به دستتان میرساند.
این فروشگاه برای تحویل و ارسال سفارشات خود از ندکس ا
اپلیکیشنی که مچ بدهکار شما را می گیرد
عدم پرداخت بدهي به طور کلی در سراسر جهان رو به وخامت است و همین علتی است که این اپلیکیشن ساخته شود تا شما را از نزدیک بودن بدهکاران تان مطلع سازد.
چین یک نوع اپلیکیشن را ساخت که شما را از حضور بدهکارانتان در نزدیکی تان مطلع می سازدچین برنامه ای را ساخته است که به شما اجازه می دهد، تا بدانید افرادی که به شما بدهي دارند و نزدیکتان هستند را شناسایی کنید و به آن ها گزارش دهید. مقامات استان چین یک برنامه برای ت
امروز بسیار مستقل و آرام گذشت.
با غروبی بس زیبا.
چند تا چیز جالبش رو میگم تا یادم نرفته.
۱. دیروز توی افتتاحیه مراسم با چند نفر حرف زدیم.نکته جالب این بود که بدون اینکه کسی از من بپرسه تو اهل کجایی همه میگفتن ایرانیا فلان.همه میفهميدن من مال کجام.
همونجا دو تا محقق یه شرکت بودن که توی سنگاپور کار میکردن و در اصل هم مال همون ورا بودن.خیلی مهربون بودن و یکیشون هم اومده بود ایران و خیلی میدونست در مورد ایران.بعد که با من و دختر هنگ کنگیه کلی
 هر کی دیگه ای بود اینطوری ریکشن
نشون نمیداد یادمه همون ادم کاری کرد که خرد شدم اما بازم صبور بودم مثه
خودش نتونستم رفتار کنم یادمه وقتی عذر خواهی کرد ازم بابت هر چیزی که سرم
اورده بود وقتی منتظر کلمه ی بخشیدم بود حرفی نزدم تنها ادمی که هنوز
نبخشیدم همون ادمه ادم کینه ای نیستم ولی نمیتونم ببخشمش یادمه ی نَفَر
دیگه هم میگفت هر اتفاقی که بیوفته من فقط تو رو باور دارم یادمه اونم
گذاشتو رفت باورت نداشت به من همون فرد وقتی ازم معذرت خواهی کرد د
ببخش مرا مادر. رنجها و دردهای یکی دو سال اخیر و به خصوص هفت، هشت ماه گذشته، انقدر مرا درگیر جسم و روح خودم کرده است که آماده ی سخن گفتنِ با تو نبوده ام. حتمی از همین آغازِ نوشته ام معلومت شد که چگونه مادری برایت خواهم بود. من مادری هستم که مدام بابت کم کاریها خودم را مواخذه می کنم، ضمن اینکه هماره، ترسِ بزرگِ آسیب زدن به فرزندانم به جهت ناکاملی هایم با من است.
از دنیای پسرها چیز زیادی نمی دانم، همین ترسهایم را بزرگتر کرده است. هورمونهایم این ماه
همیشه آینده برای من ترسناک بوده و تصور من از آینده مات و نامفهوم است، حکایت راننده ای که در یک روز بارانی بدون برف پاک کن در جاده ای پر رمز و راز دارد رانندگی می کند. قبول کن سخت است که بگویی در آینده چه می شود، ولی ساده است که بگویی چه می خواهی. می خواهم برسم به آنچه که دلم برایش غنج می زند، احساسم برایش جوانه می زند و دلم با دیدن ایامش پرواز می کند و می نشیند بر بام خیالش و با خیال آن برای خود جامه ای می بافد از انتظار برای آینده. آینده من شاید دو
این اتفاقات بیشتردربورس تهران رخ میدادبیشترمواقع سقوط شاخص بورس خصوصادرنمادهای بانکی دردسرسازبود.کافی بودهواشناسی بگویدهفته آینده بارش سنگین برف وباران پیش بینی میشود.فوری سهامداران نمادهای بانکی دست به فروش سهام خودمیزدند.چون میدانستندبانک هاوخصوصابانک مرکزی استقلال درتصمیم گیری ندارندودولت ومجلس ازآنهاجهت اعطای وام ارزان قیمت به کشاورزان وباغداران وانبوه سازان وغیره که مطمئن بودنداملاک ومستغلات ودارایی آنهاتضمین مالی ندارند
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب