نتایج پست ها برای عبارت :

رمان آلتشو لیس زدم pdf

14تیر 98
چند ساعتی می شد که از جلسه ی کنکور اومده بودم، اینستاگرامم رو اکتیو کرده بودم و با دوستام چت می کردم. مامان اومد تو اتاقم. معلوم بود یه چیزی می خواد بگه.گفتم مامان جان ولش کن اصلا بحثشم نکن. برو طبقه پایین لطفا، در این باره هم حرفی نزن تو رو خدا.
گف:تو از کجا خبر داری؟ بهار بهت گفت؟
گفتم چیو میگفت؟ مگه نمیخوای در مورد کنکور صحبت کنی؟
گفت آها. نه یه چیز دیگه است. قضیه ی خواستگارته :)) خیلی وقته یه خواستگار داری که منتظر کنکورتن. سه ماهه منتظرن
تفکر غالب ماها (یعنی من و میم و اغلب اطرافیانمون) اینه که روز تولد آدم هم یه روزی هست مثل روزهای دیگه.یعنی در این حد بی ذوقیم ما.ولی خوب آدم هرچقدر هم بی تفاوت باشه بالاخره اون احساس خاص به روز تولدش رو داره.آدمها همیشه مورد توجه قرار گرفتن و دیده شدن رو دوست دارن.ولی من واقعا واقعا الان و تو این سن هییییچ توقعی از هیییچ کس ندارم که یادش بمونه و تبریک بگه.اونم با این دغدغه های متعددی که آدم ها این روزها دارن.فقط از میم توقع دارم همچنان، که اونم ک
به نام خدا
 
با سلام .
 
بنده کتابی را به نام ((فهرستی از مراجع دینی شیعه و درآمدی منتقدانه ی مختصر بر ت شیعه))، نوشته ام. من در این کتاب، به صورت محدود و مختصر و از دریچه ی پیشینه پژوهی و نقد، به واکاوی عالِم دینی شدن»، مرجعیت دینی»، حوزه های علمیه» و ت» در شیعه، پرداخته ام. در این کتاب، با معیار قرار دادن قرآن، روایات، عقل، تاریخ تشیع، فقه تشیع و مطالب اجتماعی، نقد ها و چالش های گوناگونی درباره ی موضوعات مذکور مطرح کرده ام. در
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب