نتایج پست ها برای عبارت :

رمان استاد دانشجو آیسو امیرعلی

آقای سلمان محمودی، یکی از دانش آموختگان کارشناسی ارشد رشته مطالعات فلسطین دانشگاه تهران  در روز شنبه هفتم مهرماه ماه 1397 از پایان نامه خود دفاع کرد. "اسباب التقارب و الابتعاد فی العلاقات السعودیه الامریکیه" عنوان پایان نامه این دانشجوی رشته مطالعات فلسطین بود. دکتر هادی برهانی: استاد راهنما؛ دکتر سلطان نژاد: استاد مشاور؛ دکتر اسماعیل اقبال استاد داور خارجی و دکتر رحماندوست استاد داور داخلی این پایان نامه بعد از شنیدن دفاعیات دانشجو، آن ر
دانلود جدید ترین و بهترین و زیبا ترین و قشنگ ترین رمان های ایرانی و خارجی و دانلود رمان شفق
دانلود رمان شفق با فرمت های pdf  apk و دانلود رایگان کامل ترین نسخه های رمان شفق و دانلود رایگان
بهترین و جدید ترین و قشنگ ترین و زیبا ترین و باحال ترین و دانلود رمان شفق با فرمت های pdf  apk
زیبا ترین و جدید ترین رمان های سال اخیر و دانلود رایگان رمان شفق با فرمت های مختلف و دانلود رمان شفق
قشنگ ترین زمان های امروزه و دانلود رامان های جدید و باحال از نویسنده
 
قشنگ ترین و باحال و زیبا ترین رمان های ایرانی با فرمت های مختلف و دانلود رمان دژکوب با فرمت های pdf و apk
زیبا ترین و کامل ترین نسخه های رمان دژکوب و دانلود رایگان رمان های ایرانی و خورجی و دانلود رمان دژکوب
دانلود رمان دژکوب با فرمت های  pdf  apk و دانلود کامل ترین نسخه های رمان دژکوب و دانلود رایگان با لینک مستقیم
بهترین و جدید ترین و کتاب های ایرانی و خارجی با فرمت های مختلف و دانلود رمان دژکوب با فرمت های خوب

ادامه مطلب
سلام دوستان عزیز و علاقه مندان به کی پاپ و کی درام و رمان های اون ها !در حال حاظر من  در حال کامل کردن اولین رمان خود یعنی رمان عشق و حقیقت ( لی مین هو و پارک مین یانگ ) هستم .
علاقه مندان می تونند با مراجعه به وبلاگ  کافه وی درام و کی پاپ هم این رمان و هم رمان های دیگر را دنبال کنند .
از اونجایی که این پست قرار پست ثابت وب مون بشه من اخبار جدید این رمان را همین جا به روز می کنم 
برای مشاهده کامل رمان اینجا کلیک کنید 
برای مشاهده فصل ۱ اینجا کلیک کنید
دانلود رمان همسر کوچک من با فرمت های pdf  apk و دانلود رایگان کتاب های ایرانی و خارجی و دانلود رایگان با لینک مستقیم
دانلود رمان های جدید و باحال ایرانی و خارجی و دانلود رمان همسر کوچک من با فرمت های عالی و خوب
قشنگ ترین و باحال ترین و جدید ترین و زیبا ترین و جالب ترین رمان های خارجی و ایرانی و دانلود رمان همسر کوچک من
دانلود رمان همسر کوچک من با فرمت های مختلف و دانلود رایگان رمان جدید همسر کوچک من با لینک مستقیم
بهترین و جدید ترینو زیبا ترین رما
سلام امیدوارم حالتون خوب باشه یه خبر میخواستم بدم که تقریبا برای من و ترمه جون ( نویسنده رمان عشق نهفته ) مهمهمن و ترمه جان تصمیم گرفتیم یه رمان ماکانی رو باهم شروع به نوشتش کنیم و این رمان ماکانی اصلا عاشقانه نیست و هیچ ربطی به خواننده بودن رهامیر نداره پیشنهاد میدم بخونید و مطمئنم لذت میبرین این رمان اسمش ( افسار زندگی) هستش که با مشارکت مشاور وبلاگمون خانم رضوان نعیمی و به ما کمک میکنه !!ممنون میشم اگه طرفدارای رمان من و رمان عشق نهفته ب
احتمالا تجربه این را داشته‌اید یا شنیده‌اید که دانشجویان تحصیلات تکمیلی وقتی به یک دانشگاه خارجی درخواست پذیرش می‌دهند بعد از مدت‌ها گشت و گذار رشته و گرایش و استاد مورد نظرشون رو انتخاب می‌کنند و بعد گام بعدی را برمی‌دارند، بگذریم که در ایران بعد طی کنکور تازه دانشجو متوجه می‌شود چه دانشگاهی قبول شده و گرایش و علایق پژوهشی هر استاد چیست و چه بسا در این مرحله در دوراهی انصراف یا گرفتن مدرک پیش می‌رود.من اما تجربه‌ی متفاوتی داشتم یعنی
درسته که اولای مهرو داشتیم اسباب کشی میکردیمو بعدشم تقریبا تا آخرای مهر دانشجو بودم،ولی حس میکنم از اونوقت تا الآنمو یکم به بطالت گذروندم!
تا تقریبا آذر ماه شک داشتم که میخوام دوباره کنکور بدم یا نه و این شک تقریبا داشت منو دیوانه میکرد!
تا بالاخره تصمیممو گرفتمو خواستم که دانشجو بشم.
جالبه اوایلش مصمم بودم که میخوام کنکور بدمو برای همینم خودداری شدیدی میکردم از خوندن کتابای جدید.
اصلا کتابامو گذاشته بودم توی کارتون و کمد که چشمم بهشون نیف
ای کاش یه معیاری بود واسه این که استاد بفهمه این دانشجوی فلک زده چقد خودشو واسه این امتحان پاره کرده و چقدر بلده این سوال هارو حل کنه ولی الان مغزِ افلیجش کار نمیکنه.
کاش استادا میتونستن مغز دانشجو رو بخونن
اونوقت اینجوری گوه نمیخورد به امتحانی که انقدر بلدش بودم
تقریبا آخرین شانسم بود برای نمره درست درمون گرفتن  :(
یعنی کاوه چکار کرده بود؟ چرا همچین بلایی سرش اورده بودن؟! کاوه هر چقدرم در حقم برادری نکرد. اما باز سایه  و تکیه گاهی بود که دلم حداقل به بودنش خوش بود. به اینکه اگر روزی، جایی گرفتار شدم لااقل برادرم هست. بلاخره که دستم را میگیرد. درسته کاوه برای ستایش پدری نکرد اما ستایش دلش به بودن پدرش خوش بود. اما کاوه بد کرد. نه به خانوادش ! بلکه به خودش، به زندگیش، به ایندش. چرا بعضی از ادمها با اینکه میدونن راه زندگیشون رو اشتباهی رفتن باز به اون راه ادام
خدمت دانشجویان محترم مؤسسه آموزش عالی فردوس

ضمن خداقوت به زحمات یک ترم کلیه شما دانشجویان عزیز در مطالعه و تحقیق دانشگاهی، اسامی دانشجویانی که نمره نهایی آنها در دروس ترم 961 بین 17 تا 20 بوده است را به شرح زیر اعلام داشته و از خداوند یکتا آرزوی موفقیت های بعدی را برای ایشان خواهانم.

هنر و تمدن اسلامی (ایران) روز پنج شنبه ساعت 14-12 تعداد دانشجو (29):

نسرین ارجمند (17) نگار الماسی (20) عالیه دوستعلی زاده (17) الهه رنجبر (18.25) هانیه علیزاده (20) زهرا کاسب (20)
تعدادی استاد دانشگاه رو دعوت کردن به فرودگاه و اونا رو توی یک هواپیمانشوندن و وقتی درهای هواپیما رو بستن از بلندگو بهشون اعلام کردن که:این هواپیما ساخت دانشجوهای شما ست !وقتی اساتید این خبرو شنیدن همه از دم اقدام به فرار کردن!همه رفتن به سمت در خروجی جز یه استاد که خیلی ریلکس نشسته بود !پرسیدن : چرا نشستی؟ نگو که نمی ترسی!!استاد با خونسردی گفت :اگه این هواپیما ساخت دانشجوهای من باشه عمرا اگه روشن بشه  :))))))))))))))خوب درس بخونید هواپیما بسازید :)
یک لحظه دنیا روی سرم  خراب شد. همه به او نگاه میکردند. خودش هم نمیدانست چرا این دکمه را فشار داده است. مهندس کارخانه و استاد رنگشان عین گچ شده بود. من دست به سینه و به دیوار تکیه داده بودم. بدترین کلید ممکن را زده بود، کلید emergency ! مهندس این طرف و آن طرف میپرید و اضطراب عجیبی داشت. گفته میشد این خط 12 سال بدون توقف کار میکرده است. همه به ما دو نفر زل زده بودند و زیر لب می گفتند این دو مخابراتی این جا چکار دارند، اصلا همه چیز تقصیر اینهاست و کلی دری ور
بخونید : دانشجوی پزشکی ! 
چه تصویری تو ذهنتون اومد؟ دختر یا پسری با روپوش سفید و عینک احتمالا گوشی پزشکی به دوش یا کتاب به دست که مرتب میره و میاد و سر کلاسا با دقت گوش میده و شاید دنبال سرچ و ریسرچه . به مریض ها با دقت میرسه و .
اگه تا اینجای تصوراتتون رو درست حدس زدم باید بگم همینجا وایسید ! واقعیت امر یه ادمه که صبح با توجه به مسافتش از کلاس درس تایم بیدار شدنش رو تنظیم میکنه و تا جایی که بتونه کلاسای بی ربط به رشته اش رو میپیچونه و عبارت " حاضر
به جرم معرفی به استاد گرفتن و لب مرزی به علوم پایه رسیدن، خانم دکتر مرا شست، چلاند و گذاشت روی بند تا توی این گرما جزغاله شوم‌!
همیشه از ترم بالایی ها شنیده بودیم که درس های علوم پایه چرت است و توی استاژری همه چیز را یاد میگیریم. حرفشان را حجت گرفته و پشتکار و تلاش قبل کنکور را بوسیدیم، گذاشتیم کنار تا وقتی استاژر شویم. 
حالا این وسط یک عدد استاد آمده گوشم را کشیده، تلویحا می‌گوید: خیلی غلط کردی علوم پایه را شل گرفتی. پزشک بی سواد که بشوی، آه و
به جرم معرفی به استاد گرفتن و لب مرزی به علوم پایه رسیدن، خانم دکتر مرا شست، چلاند و گذاشت روی بند تا توی این گرما جزغاله شوم‌!
همیشه از ترم بالایی ها شنیده بودیم که درس های علوم پایه چرت است و توی استاژری همه چیز را یاد میگیریم. حرفشان را حجت گرفته و پشتکار و تلاش قبل کنکور را بوسیدیم، گذاشتیم کنار تا وقتی استاژر شویم. 
حالا این وسط یک عدد استاد آمده گوشم را کشیده، تلویحا می‌گوید: خیلی غلط کردی علوم پایه را شل گرفتی. پزشک بی سواد که بشوی، آه و
حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست

دوست نادیده ای در این صفحه برای بنده نظر گذاشته بود که درمورد مجموعه داستان "تخران" هم چیزی بنویسم.
ضمن تشکر از لطف آن عزیز باید بگویم از انتشار تخران الآن بیش از 6 سال میگذرد و اگرچه هنوز قرص و محکم از آن مجموعه داستان دفاع میکنم اما به نظرم آنچه باید درموردش گفته میشد گفته شده و هر کس مایل باشد میتواند نقد و نظرها را با یک جستجوی ساده بیابد.
حالا بیشتر دوست دارم خبر بدهم که انشاالله در کمتر از یک ماه دیگر قرار
رهبر انقلاب »:وقتتان را بیهوده به هدر ندهید؛ خیلی از بچّه‌های جوان
ما -دانشجو و غیر دانشجو- وقتهایشان را هدر میدهند، در این شبکه‌های
اجتماعی و مانند اینها میگردند یا در بعضی از جلسات بیهوده‌ی بحث‌وجدل‌های
این‌جوری می‌نشینند. وقتتان را هدر ندهید.۱۳۹۴/۴/۲۰
لینک دانلود       
من هم مثل خیلی از شماها کتاب خوندن رو با داستان‌ها و قصه‌ها شروع کردم. بعد آروم آروم کشیده شدم سمت رمان‌های ایرانی و خارجی. دوران نوجوانی بیشتر به رمان‌ها و داستان‌های فانتزی و علمی تخیلی علاقه داشتم. بعدها گوش به زنگ بودم ببینم کی چه کتابی می‌خونه تا من هم اون رو بخونم. توی دانشگاه بیشتر از هرچیزی کتاب شعر و رمان می‌خوندم. تا اینکه یه روز به نظرم رسید چه کار بیهوده‌ای! چرا به جای این همه داستان ماجرایی، نباید بشینم و یک کتاب علمی‌تر بخون
پیرمرد و دریای ارنست همینگوی در نگاه اول یک رمان ساده است و داستان ساده‌ای دارد. به قدری ساده که وقتی کتاب را برای اولین بار تمام کردم، چند دقیقه‌ای ذهنم به این پرسش مشغول بود که چرا باید پیرمرد و دریا جایزۀ ادبی نوبل بگیرد؟ چه چیزی در کلمات پیرمرد و دریا جریان دارد که آن را در مقایسه با دیگر رمان‌های هم‌عصرش ممتاز می‌کند؟ چرا این رمان از دیگر رمان‌های همینگوی باید محبوب‌تر و معروف‌تر شود؟
حال که زادروز ارنست همینگوی است و نوشتن از او ب
پس از اعلام راه اندازی وبسایت شخصی استاد محمود مهرمحمدی» همزمان با مراسم نکوداشت ایشان در 13 مهر 1397، اکنون با تکمیل بارگذاری محتوا، این سایت به طور کامل فعال شده است. علاقمندان می توانند از طریق لینک زیر به وبسایت استاد دسترسی داشته باشند.
استاد محمود مهرمحمدی
تعداد صفحات : ۲۷۷
خلاصه ای از داستان رمان:داستان روایت‌گر زندگی (محسن)، پسری است که به دلایلی از شهر خود دور شده و در شرکتی مشغول به کار است. زندگی محسن در تنهایی و انزوا خلاصه می‌شود تا اینکه متوجه رازهای پی در پی همین زندگی ساده و به ظاهر آرام می‌شود.رمان سنتر
سحر شده،خواب به چشمم نمی اید.کتابها دور و برم پخش شده اما من چهار ساعت سرم در یک کانال اجتماعی بوده و یک رمان دنباله دار را بی هدف صفحه زده ام.دوران دبیرستان را سالهاست که پشت سر گذاشته ام.سالهاست که من بزرگ شده ام اما هنوز گرفتار رمان و داستان و زندگی نامه ها هستم.سرم که در کتابی فرو می رود .بلند شدنم سخت است.نه بی نظمی هال حالم را به هم می زند و نه اشپزخانه نامرتب.من چهار ساعت به همین نقطه میخکوب شده ام و کتاب خوانده ام.پیش ترها حال مادر را با کت
فقط دلم می‌خواد این چند روز یه نفر اسم این نویسنده رو جلوم بیاره؛ الآن چند روزه درگیر ویرایش یه رمان ششصد صفحه‌ای از ایشون هستم که ورژن امریکایی رمان‌های کاربرهای نودوهشتیاست؛ یعنی همون‌قدر مزخرف.
حالا اینش به من ربطی نداره؛ ولی کتاب مزبور استراحت، آرامش و سه تا دیدار دوستانه رو از بنده گرفته.
قبلا گفته بودم سرعت ویرایشم پایینه، خدا رو شکر خیلی خیلی بهتر شده؛ ولی برای این کار هنوز زمانم کمه، احتمالا امشب و فردا شب خواب ندارم.
این چند روز
امروز بالاخره بعد یک ماه رفتم مطب استاد!آخراش بود که یه خانم و آقایی اومدن و شرح حال گرفتم و منتظر بودم استاد بیاد! خانمه بعد کلی خوش صحبتی پرسید دانشجویی؟ سال چندی!؟ قصد نداری از ایران بری؟!
گفتم سال پنج و چرا اتفاقا قصد دارم! داشتم با خودم میگفتم "کی قصد نداره آخه تو این اوضاع" که یهویی گفت شمارتو به من بده.! ما یکی از آشناهامون تازه از امریکا اومده! سیتیزنه و استاد دانشگاه! دنبال یه دانشجوی پزشکی میگرده (عَجَب!) که باهم برن! قسمت بود شمارو دید
دانلود رمان عاشقانه همخونه از مریم ریاحی



دانلود رمان عاشقانه همخونه از مریم ریاحی


در
این مطلب از سایت کافی نت ونوس ، رمان عاشقانه دیگری را برای دانلود شما
دوستان قرار داده ایم . رمان همخونه یکی از رمان های زیبای عاشقانه نوشته
خانم مریم ریاحی است


 


 





نام کتاب : همخونه


نویسنده : مریم ریاحی


تعداد صفحات : ۲۲۹ صفحه


زبان کتاب : فارسی


موضوع : رمان عاشقانه


نوع فایل : PDF
داستان کوتاه چیست؟ داستان کوتاه حجم خیلی کمی نسبت به رمان دارد در داستان کوتاه نویسنده نباید به حاشیه پردازی کند. داستان کوتاه شامل  داستانک داستان بلند و داستان نیمه بلند است.  بحث  ما، داستان کوتاه است. داستان کوتاه معمولاً بین ۲، ۳، ۴، ۵، ۶، ۷  و ۸ صفحه است. داستان کوتاه ممکن است هزار کلمه دو هزار کلمه یا پنج هزار کلمه داشته باشد. داستان  کوتاه تنها یک شخصیت قهرمان دارد. یک شخصیت در تمامی حوادث حضور دارد. زندگی یک فرد یا نهایتا سه شخصیت
موسسه پخش دانشجو ، موسسه ای با سابقه در تولید و پخش کتاب با سابقه ای بالغ بر ۱۵ سال در 17 اسفند ماه ماه ۱۳۹۷ با جمعی از جوانان صمیمی و پر انرژی و پر ایده ، فعالیت در عرصه اینترنت را با راه اندازی وبسایت و اپلیکیشن فروشگاه ، آغاز کرده تا به رویای ارسال کتاب به تمام نقاط کشور مخصوصا دورترین و محروم ترین شهر ها و روستاهای کشور برسد. در این فروشگاه سعی گردیده است با جمع آوری بیش از 40 هزار عنوان کتاب در بیش از 20 دسته بندی مختلف و با همکاری بیش از دویست
آخرای اردیبهشت قصد داشتم از بخشندگی بنویسم. اما نه.
خوب شد ننوشتم.
چون شب قدر بود که فهمیدم اون مفهومی که من از بخشندگی خوشایند توی ذهنم دارم، خیلی هم خوشایند نیست.
و البته عید فطر بود که با خوندن بخش های ابتدایی رمان "دختری در قطار" مطمئن شدم که بخشندگیِ مدنظرم خیلی جالب نیست.
حالا ارتباط محتوای اون رمان با بخشندگی در چیه، توضیحش آسون نیست. خیلی جزئیه!
ولی بالاخره یه روزی می نویسمش!
این روزا لابلای کارای فرهنگیان و نیم نگاهی که به پایان نام
رمان نویسان، خود محصول دوره و زمانه و جامعه‌ای هستند که در آن زندگی می‌کنند.» این گفته روشن می‌کند که با تغییرات جامعه، رمان نیز تغییر می‌کند و شکل تازه‌ای به خود می‌گیرد.
کارلوس فوئنتس در آغاز مقاله‌ی سروانتس و نقد خواندن می‌گوید:
اگر از من بپرسند عصر جدید از چه زمانی آغاز شد، می‌گویم از آن زمانی که دن کیشوت لامانچا در سال 1605 میلادی دهکده‌ی خود را ترک گفت، به میان دنیا رفت و کشف کرد که دنیا به آنچه او درباره‌اش خوانده، شباهتی ندارد.
ب
استاد عشق : داستان پرپیچ و خم زندگی نابغه ایرانی، پرفسور حسابی
 
استاد عشق ، ایرج حسابی
معرفی:پدرشان آنها را از ایران برد لبنان بعد هم رهایشان کرد. فقیر شدند و غریب، اما عجیب اینجاست که با هزاران بیچارگی دست و پنجه نرم کردند ولی اینقدر موفق بودند که همه ی ما را خجالت می دهند…فوق العاده جذاب است این کتاب!
سلام خوبم.‌‌چرا اینجوریه؟ما خودمون برای پوست سیاهو سفید مردم حرف میزنیم ولی خودمون همش میگیم در دروازه رو میشه بست دهن مردمو خوب مردم خودمونیم دگ چرا بس نمیکنیمخصوصا الان ک تو ماه رمضونیم همه خیر سرشون روزن همه کار میکن غیر از غذا خوردن ،خب چ کاریه ؟ چرا هرکی خودشو درس نمیکنهدرس استاد توسعه ی اقتصادیه ولی بچهای ما ساده ترین نکته دانشجو بودن ک رعایت حقوق بقیه دانشجوعا تو کلاسه و رعایت سکوت هنوزززز اینو یاد نگرفتنخب چجوری میخان ب توسعه اق
دانلود رمان عاشقانه حباب رنگی pdf + رایگان


دانلود رمان عاشقانه حباب رنگی


 دانلود رمان: حباب رنگی
  نوشته: الف_صاد
  ژانر: #عاشقانه#اجتماعی
  تعداد صفحات کتاب: پی دی اف 255


 


 







برای دانلود رایگان روی لینک زیر کلیک کنید

http://venusnet.ir/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%ad%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d8%b1%d9%86%da%af%db%8c/
دانلود رایگان نمونه سوالات راهنمایی و رانندگی 98 pdf, مهم ترین و پر تکرار ترین
موسسه پخش دانشجو (موسس و صاحب امتیاز فروشگاه آنلاین کتاب پخش دانشجو)، موسسه ای با سابقه در تولید و پخش کتاب با سابقه ای بالغ بر ۱۵ سال در 17 اسفند ماه ماه ۱۳۹۷ با جمعی از جوانان صمیمی و پر انرژی و پر ایده ،  فعالیت در عرصه اینترنت را با راه اندازی وبسایت و اپلیکیشن فروشگاه ، آغاز کرده تا به رویای ارسال کتاب به تمام نقاط کشور مخصوصا دورترین و محروم ترین شهر ها و روستاهای کشور برسد. در این فروشگاه سعی گردیده است با جمع آوری بیش از 40 هزار عنوان کتا
تعداد صفحات : 620
خلاصه رمان :  
داستان درباره دختری به اسم هلنا هستش که بعد از تحویل مادرش به اسایشگاه پسر صاحب خونه از خونش ی میکنه و با گفتن خبر ی به صاحب خونه , صاحب خونه اونو میندازه بیرون و تا اینکه با اشنا شدن با یک خانم….
رمان سنتر
مرشد و پیری که چشمان کم سویی داشت روزی از یکی از مریدانش، خواست که از طرف او به معشوقش نامه ای بنویسد ،مرید هر چه که استاد در وصف معشوق گفت را نوشت، فردا بازهم از او خواست همین کار را انجام دهد، اما نامه عاشقانه تر از روز قبل بود ، این کار روزها پشت سر هم تکرار شد.آنچه مرید را به تعجب وا می داشت آن بود که استاد نامه ها را در گوشه ای نگاه می داشت و آنها را به معشوقش ارسال نمی کرد، اما  روزی رسید که استاد دیگر از شاگردش نخواست تا برایش نامه بنویسد،
تعداد صفحات : 304
خلاصه رمان : 
 داستان در مورد زندگی شمیمه.دختری که پدر و مادرش واز دست داده و اش زندگی میکنه. سختی های زندگی از یه طرف و سخت گیری های خاله اش هم از یه طرف دیگه باعث میشه که شمیم از اون خونه فراری بشه.ولی دست تقدیر سرنوشت دیگه ای روبراش رقم زده.زندگی میخواد روی خوبش و بهش نشون بده. روزگار اون و سر راه خانوم بزرگ قرار میده کسی که خونه اش قراره برای شمیم تبدیل به یه کلبه امن بشه و سرنوشتش طور دیگه ای رقم بخوره
پایان
 
از کجا کتاب بخریم؟
 
این روزها بازار خرید کتاب داغ داغ است. خیلی‌ از دانشجویان و دانش‌آموزان دنبال کتاب درسی و دانشگاهی هستند و برخی از آنها نیز علاقه‌مندان خرید کتاب دست دو که نسخه نو آنها در بازار نیست یا سال‌هاست چاپ نمی‌شود.
برخی نیز به دنبال خرید کتاب داستان یا رمان هستند تا بتوانند در این شب‌های طولانی پاییزی وقت خود را صرف مطالعه و خواندن رمان یا همان کتاب داستان کنند.
در این میان خرید کتاب‌های الکترونیکی هم رو
تعداد صفحات : 468
خلاصه رمان :  
دختری به اسمِ الناز از خانواده ای معمولی با دغدغه هایِ یک زندگیه عادیدختر شیطون …سرِ یک دنده بودن، در یک بازیه کودکانه راهی رو انتخاب
میکنه که توش علامت سوال زیاد هست….
رمان سنتر
با کلی بگیر وببند وسختی بالاخره کلاس نقاشی استارت خورد.استاد دختری رو با انواع مدلها محک زد .دختری یه مدل دختر که درحال کتاب خوندن تو طبیعت بودانتخاب کرد.خیلی با دقت وحساسیت از رنگ وقلم مو ها استفاده میکرد که استاد گفت:این یعنی مهارت و شروع موفقیت. خلاصه که خوب پیش رفت.جالب وهیجان انگیز بود.مهربان باشیم. 
کلا سعی میکنم اتفاقات رو تو ذهنم نگه ندارم دانشگاه جای عجیبیه و گاهی مغزم تحلیل چند تا اتفاق رو باهم نمیتونه انجام بده ، از بدترین اتفاق امروز میتونم غش کردن یکی از دانشجو ها رو بگم ، با سر رو زمین فرود اومد و جیغ من بود که تو کل سالن پیچید ، سعی کردم نقش کمک کننده داشته باشم تا یه ادم هول . هرچند که دیدم از من هول ترم هست ، طرف زد در قمقمه ی جدیدم رو شد و من هی اون وسط میگفتم کشیدنی نیست بچرخونش و در نهایت تق . شد |: خیلی غصه خوردم ، نو بود ا
با خودم عهد کرده بودم که برای هر کتابی که می‌خوانم مفصل بنویسم تا این طوری مجبور باشم دقیق‌تر بخوانم. این مطلب نشانی از عهدشکنی‌ست. شاید پاری اوقات مجبور به این کار شوم. و اما بعد؛

پاییز؛ نوشتهٔ الی اسمیث
اولین رمان جدی بعد از برگزیت که از اولین مجموعه از چهارگانهٔ فصل‌های سال این نویسنده است (به گمانم دو فصل دیگر هم منتشر شده‌اند). رمان شاعرانه با جریان سیال خیال است. گاهی کلمات طنین دارند و آهنگین هستند (چیزی مانند سجع). یکی از نکات جالب د
تعداد صفحات : 828
خلاصه رمان :  
اگر تمایل به خوندن این رمان دارید،جلد اول رو از همین سایت می تونید دانلود کنید وبخونید با همین اسم "پاورقی زندگی" جلد اول رو حتما بخونید چون نصف داستان توی جلد اول اتفاق می افته .در جلد اول خوندید که پسری در اثر تصادف بینایی خود را از دست می دهد بعد از گذشت دو سال خانواده اش تصمیم می گیرند برای او همسری انتخاب کنند.
داستان به سمتی کشیده می شود که دختری به اسم مریم سر راه او قرار می گیرد و باقی ماجرا.
در جل
تعداد صفحات : ۳۳۴
خلاصه ای از داستان رمان:
 
بوفالو، نیویورک: آبشارهای رعدآسا، تیم های ورزشی بزرگ و… لرد خون‌آشام‌ خائنی که به آرامی عقلش را ازدست می دهد.راجموند گرگر یک خون‌آشام‌ و ارباب بی چون و چرای نیویورک سیتی است. او مطیع هیچکس به جز ارباب خود نیست. کریستوف، لرد خون‌آشام‌ تمام شمال شرقی آمریکا است و پایگاهش در بوفالو و نیویورک سیتی است. او خون‌آشامی پیر است… خیلی پیر. فهمیدنش آسان است چون به آرامی درحال از دست د
نام کتاب: کلت طلایی
نویسنده: SILVERSEA HORSE
ژانر: پلیسی، عاشقانه
ناشر: رمانسرا
تعداد صفحات: 271
خلاصه‌ی داستان:
داستان در مورد دختری به اسم یگانه است که به اجبار، به راه خلاف کشیده شده و به یک قاتل تبدیل می‌شه و حالا می‌خواد انتقام بگیره و…
 
فرمت قابل دانلود: پی دی اف و اندروید
دانلود رمان کلت طلایی با فرمت پی دی اف
دانلود رمان کلت طلایی با فرمت اندروید
 
توضیحات:
۱- کاربر عزیز، برای دانلود کافی‌ است بر روی لینک هر فرمت کلیک نمایید.
۲- برای باز کردن
یکی از استادامون برامون کتابی گرفتن که از خود نویسنده به دست ما رسیده؛ که از قضا خود ایشون داخل کتاب یه چیزایی یادداشت کرده؛ برای من خیلی هیجان انگیز بود که یادداشت مستقیم نویسنده رو بخونم. بنابراین اون کتاب که دست نوشته نویسنده رو داشت خودم برداشتم. و خدا رحم کرد که خودم برداشتم؛ چون یکی از همکلاسی هام گفت من اگه باشم پاکش میکنم خودم مینویسم. فکرشو کن میخاست دست خط نویسنده کتابو پاک کنه!!!! 
یه رسم خیلی خیلی خوبی تو کشورهای اروپایی هست که نو
دستش را روی دهانم گذاشت و گفت: -تورو خدا دیگه نگو. من مقصرم. میدونم. اعتراف کردم. حالام حاضرم هرجوربخوای تنبیه بشم تا جبران بشه. از پشت پرده اشک به چشمانش خیره شدم و بعد خندیدم و گفتم: -تنبیه؟؟؟ هر چی که بگم؟ -آره. قسم میخورم قبول کنم. -تنبیهت اینه که از حالا تا دنیا آمدن بچه دیگه حق نداری تنها سفر بری. - ای به چشم. اصلا هر جا خواستم برم اول ازت اجازه میگیرم .خوبه قربونت برم؟؟؟ -حالاشد پایان امیدوارم از خواندن این رمان لذت برده باشید.مو
استادی داشتم 
که دیگر رغبت نوشتن نداشت ولی دوست داشت مباحثت کند. 
شاگردان سوال می کردند و جواب نمی داد یا دعوای آن داشت که این سوالات ساده چیست؟ مطلبی بگو و سوالی! 
آرام آرام ، دیگر کسی از او نپرسید و همه‌ی سوال کنندگان به طرفی دیگر می رفتند. و هیچکس از استاد سوالی نمی پرسید.
استاد را تنها دیدم ، گفت : بپرس. 
گفتم : هنوز به مطلب جدیدی نرسیدم تا بپرسم. 
گفت : بگو ، گفتم : والا ؟ چیزی ندارم. هم اکنون چیزی ندارم. 
گفت : اشکان فهمیدم! 
و از فردا قدر سوال
راستش خیلی دوست ندارم شخصی بنویسم؛ اما دیدم اگه بخوام همینطور پیش برم اصلا نمی‌نویسم. این شد که گفتم حداقل با اتفاقای سادۀ روزمره اینجا رو به‌روز کنم.
حرف‌های روزمره: شنبه رفتم پیش استاد ش و کل ناامیدیم رو توی یه سؤال نشون دادم؛ صادقانه بگم زود وا دادم. از نیمۀ بهمن توی مؤسسه مشغول کار شدم و تقریبا تمام این مدت اوضاع سفارش‌ها همین‌طور بود. بدیش اینجاست که فرداش (یعنی دیروز) ظهر یه کار خوب بهمون دادن، شب که اومدم خونه یکی از مشتری‌ها که عید
دانلود کتاب رمان دختر خراب,دانلود رمان
عاشقانه,دانلود رایگانرمان دختر خراب,دانلود رمان دختر خراب بدون
سانسور,دانلود رمان دختر خراب,دانلود رمان ایرانی

خلاصه ای از رمان دختر خراب


نمیدونم باید چی بگم و از کجا شروع کنم اما بهترین کلمه برای شروع بدبختی و بدشانسیه

دو تا بچه بودیم و البته تنی هم نبودیم من و برادرم کیوان…….پدرم عرق خور و معتاد و ……هر اشغالی

که نباید باشه بود و مادر هم از اون بد تر یه زنیکه خیانت کار تمام عیار که وقتی بابام
"ما برای آن‌که ایران گوهری تابان شود خونِ دل‌ها خورده‌ایم."او همیشه برای وطنش خواند.امروز نهمین سالروز درگذشت استاد محمد نوری» صدای ماندگاری است که رنجِ دوران بُرد.استاد
محمد نوری» موسیقی را زبانی جهانی و از آنِ تمام اقوام و ملت‌ها
می‌دانست. وی طی پنج دهه بیش از سیصد قطعه‌ی آوازی اجرا کرد او همچنین به
تقریر و ترجمه‌ی مقالات و سرودن اشعاری برای ترانه پرداخت و در سال‌های
پایانی عمرش چندین اجرا به نفع بیماران خاص داشت.صدای او برای ن
دارم به این فکر میکنم چقدر کار خوبی کردم که به حرف خواهرم گوش دادم و کتاب ملت عشق رو خوندم. گاهی اوقات  خیلی با الا همزاد پنداری میکنم. چقدر شبیه این زن بودم! و چقدر نصیحت ها و حرفهای شمس به من تلنگر زدند. چه خوب که بعضی از نویسنده ها همچین رمان های اموزنده و تکان دهنده ای مینویسند. یک جوری که فکر میکنی این رمان فقط برای اینکه تو متحول بشی نوشته شده! گاهی اوقات بعضی از قانون های شمس چنان منو تو فکر فرو میبرد که واقعا زمان رو فراموش میکردم. وقتی دا
هرمان هسه آلمانی را بسیار پسندیدم .عجیب و غریب انگار شخص خود من است! انقدر انگار شخص خود من است که احساس می کنم دندانهای پیشین فک پائینش هم مثل مال من به جرمگیری  احتیاج دارد!
هیجان انگیز ترین چیزی که دمیان دارد می گوید این است که در تو کسی هست که از همه چیز تو خبر دارد و ریز و درشت خطاهایی که از تو سر می زند از اراده او نشات می گیرد و او سعیش را می کند که تو را به شکل منحصر به خود شخص خود تو به راهی ببرد که دلش می خواهد. به راهی که نهایتا کل زندگی ت
سر کلاس دوست نداشتنی فیزیک ۲ با استاد سخت گیرمون بودیم که وسط مبحثای پیچیده برگشت گفت کیا این فیزیک رو دوس دارن؟ پنج نمره میدم به کسایی که بگن دوس دارن. بار اول یک نفر دستش رو برد بالا و استاد گفت ۵ نمره بهت میدم. بار دوم گفت یه فرصت دیگه میدم هرکی بگه دوست داره ۵ نمره میگیره. اینبار نصف کلاس دستاشون بالا بود. بار سوم پرسید و تعداد بیشتری به دروغ دستشون رو بالا برده بودن تا نمره بگیرن و بغل دستیم در حالی که دستش رو بالا گرفته بود توی گوشم زمزمه م
یه استاد داشتیم که فامیلیش انیران بود. اواسط ترم مادرش فوت کرد و دقیقا اولین روز کاریش بعد از سوگواری، جلسه‌ی ما بود. توی فتوکپی دانشگاه بودم که چندتا از دانشجوهای ارشدش داشتن آگهی تسلیت چاپ می‌کردن تا مراتب احترام و همدردی خودشون رو ابراز کنن. مسئول دستگاه به خاطر شلوغی و سر و صدا نتونست درست و واضح اسم مورد نظر رو بشنوه و تایپ کرده بود امیران. پرینت که گرفت پسرا دادشون دراومد که آقا اشتباه زدی، انیران نه امیران، ولی اون همچنان باور داشت ک
یه پست توی فیس بوک یه نفر دید که نوشته بود یکی از استادا، بعد دو سال تحمل بیماری به دیار باقی شتافت. 
تعجب زده شد! گویی هیچ وقت باخبر نشده بود.
تاریخشو نگاه کرد. خبر واسه سه سال پیشه!
یادش اومد کم کم که مراسم ترحیم هم توی دانشگاه با هم برگزار کردن. اینکه با دختر اون استاد حرف زده بود.
اینکه استادو توی دانشگاه توی اون دو سال دیده بود. اینکه یه درسو از بخش برق دانشکده گرفته بود و استاد بهش گفته بود که از من فرار کردی؟
.
انگار یه قسمتی از خاطره های ا
دوره کارشناسی یه استاد داشتیم کلاً هر کی میرفت اتاقش میگفت چی میخوری قهوه . چای و. همه چیز داشت. میگفت هر چی میخواید بردارید. تعارف نداشت . یه شکلاتای سوئیسی هم داشت خواهر زادش براش میفرستاد شکلات تلخ98% .میخوردی دپینگ میکردی انگار . انقدر هشیاریت برمیگشت!!. خالص خالص بود :)))
الانم یه استاد داریم میری اتاقش؛ خودشون هر چی دارند تو کشو و روی میز تناول میکنند دریغ از یه تعارف :)))
خیلی خوبیه :)) البته دروغ نباشه رفت یه پارچ آب آورد گفت خواستی بخور
دیروز رفتم انجمن خوشنویسی شهر خودمون.
یه استاد خیلی خیلی کار درست پیدا کردم.
اوستاد سابقم به زور بهمون سرمشق میداد، میگفت برید خودتون یه چیز بنویسید.
ولی این استاد، هر هفته سرمشق میده.
به علاوه خط خودکار هم کار میکنه.
بچه هایی که الان در نستعلیق هم سطح من هستن، خط خودکارشون در حد شکسته نستعلیقه، ولی من.
خلاصه که اوصیکم به اوستاد خوب.
دانشجو
فایل پی دی اف "دانشجو"
 
 
دانشجو بود.دنبال عشق و حال، خیلی مقید نبود، یعنی اهل خیلی کارها هم بود، تو یخچال خونه ش مشروب هم میتونستی پیدا کنی
از طرف دانشگاه می بردن اردو .قرار شد یک دیدار خاص هم داشته باشناز این به بعد رو بذارید خود حمید براتون تعریف کنه.
وقتی رسیدیم سر قرار خاصمون.بچه ها تک تک ورود میکردن و سلام میگفتن، ایشون هم به همه سلامی میگفت و تعارف میکرد که وارد بشن.من چندبار خواستم سلام بگم.منتظر بودم ایشون به من نگاهی
در کلاس های آنلاین همانند کلاس های حضوری دقیقا ارتباط قوی و ماثر بین زبان آموز و مدرس ایتالیایی برقرار میشود. هیچ شکی در این مورد نیست. به عنوان نمومنه ما در کلاس های حضوری، حضور فیزیکی استاد و زبان آموزان را درک میکنیم. در این حضور فیزیکی استاد و زبان آموز با یکدیگیر صحبت میکنند و ارتباط آن دو برقرار می شود. این اتفاق دقیقا همانچیزی است که به مراتب با هزینه بسیار کمتر در کلاس های آنلاین میان استاد و زبان آموز رخ میدهد. چراکه در کلاس های آنلای
بالاخره کتاب صد سال تنهایی رو تموم کردم . با
اینکه چند فصل اول زیاد جذاب نبود چون بیشتر درگیر یادگیری اسامی شدم ولی به مرور
داستان جذاب شد . خب همونجور پشت جلد نوشته شده سرگذشت 6 نسل از خانواده بوئندیا
هست که محکوم به تنهایی هستن و جالبی داستان اینجا بود که سرگذشت اجداد برای نوه
ها هم تکرار میشد . تو این رمان علاوه بر مسائل روزمره خانواده بوئندیا به مسائل
ی نیز پرداخته شده و نبرد بین حزب آزادیخواه و حزب محافظه کار و همچنین مبارزه
کارگرا
تا حدی دشوار می‌نماید در مورد نویسنده‌ای که من‌او»یش مرا به رمان‌خوانی ترغیب کرد، و سیاهٔ صدتایی‌ رمان فارسی‌اش مرا به جهان کلاسیک رمان غربی آشنا کرد، و نشت‌نشا» و سرلوحه‌ها»یش مرا علاقه‌مند به مقالات فارسی کرد، تند و تیز نوشت. اگر بخواهم در مورد ر ه ش» صادقانه و خلاصه بگویم همین کافی است که تمام غلط‌های سادهٔ داستان‌نویسی را به سادگی می‌شود در این رمان پیدا کرد. مثلاً چه؟ زنی که شبیه مردها حرف می‌زند (احتمالاً موی فرفری دارد،
در خصوص ادیان و علوم الهی بایستی بگویم نتایجی شبیه علم دارد و حکمت و فلسفه نیز در ان نقشش پیداست اما تفاوتی که با علم و دانش دارد این است که همواره جلوتر از علم و دانش است و خبر از آینده هایی می دهد که برخی از آن آینده ها نه با علم قابل اثبات است و نه با حکمت و فلسفه با این حال هزاران سال است که ادیان مصرانه بر ان نظریه ها تاکید دارد و کوتاه نیامده مانند زندگی پس از مرگ و زنده شدن دوباره مردگان و حیات بعد از مرگ. یا مبحث خوردنیها که چرا بعضی خور
بالاخره امتحانای ترم چهارمم از یازدهمه تموم شده بالاخره یه تابستون دیگه اومد و این تابستونم اول آخر تکرار ناپذیر میشه برا خودش با همه ی خوبی ها و بدیاش از بیستم دوره ی خودکاویم شروع میشه و سرم یکم گرم میشه طبق معمول از بیکاری خسته شدم و اطرافیانم متعجب مامان امروز میگف دختر تو کلا یه هفته تایم استراحت داری ولی همونم نمیتونی تحمل کنی راس میگه روز مرگی اذیتم میکنه اونم نه یکم خیلی خیلی زیاد دلم تنوع میخواد دلم تجربه های جدید میخواد و چال
تعداد صفحات : 1000
خلاصه رمان :  
 یک داستان عاشقانه است با تم ورزشی …ماجرای یه آدم که که مثه بقیه آدم ها دنبال آرزوهاشه …اما اینبار مشکلاتی سر راهش قرار گرفته که به خواست تنها ربطی نداره … اینبار بحثه بودنه … بحث اثبات کردن … باید بگه “هســــــــــتم” تا بقیه هم بشنون و بدونن…پایان خوش
“راوی اول شخص و دختر هست”
 
رمان سنتر
دلم میخواد تهران خونمو عوض کنم
از صمیم قلبم دلم میخواد عوضش کنم ،اما اجاره ها داره بالا میره و دلم نمیهواد به خونواده فشار بیارم ، و حتی اگه بهشون فشارم نیاد دلم نمیخواد دیگه بیشتر از اینا خودمو خرد کنم و منت بکشم 
تنها چیزی که میخوام اینه که این سه سال باقی مونده زودتر بگذره و امتحان ارشد بدم 
کلاس زیست ترم  5 دختران استاد طغیانی از روز یکشنبه 1398/05/20  به سه روز زودتر یعنی پنج شنبه 98/05/17  انتقال یافت .محل کلاس دفتر مرکز المپیاد است (نه مدرسه سلام) . ساعت برگزاری 8 تا 11:15            مرکز المپیاد شهر
✅ پذیرش به صورت متمرکز:
 
❇️منظور از پذیرش دانشجو در رشته متمرکز این است که ملاک پذیرش فرد در این رشته صرفا نمره آزمون و سوابق تحصیلی فرد است و موافقت با پذیرش وی فقط در یک مرحله اعلام میشود.
 
❇️در این روش داوطلب بر اساس شرایطی که دارد از قبیل نمره کسب کرده، سهمیه، بومی بودن منطقه و. در اولین کد رشته محل انتخابی که از نظر نمره کسب شده نسبت به باقی داوطلبان برتری دارد ( در صورت وجود ظرفیت) پذیرش میشود.
 
❗️ تبصره: در این روش (پذیرش م
ایتن کانادییه و دکترا میخونه. قدیمی ترین دانشجوی استادمونه و خفن ترینمون. و تنها کسی که همیشه تو دفتره.
ایتن مصداق بارز اون دانشجو خارجیاست که درموردشون میشنویم. با استاد راحتن، جلسه ها رو با تی شرت میان، غیررسمی و صمیمانه با مدیر و استاد و رئیس دپارتمان حرف میزنن و تو مهمونی دمپایی پاشونه. ایتن همچنین از معدود کانادایی هاییه که من میشناسم و هیچی از ایران نمی دونن.
روز عید نوروز من ظهر رفتم دانشگاه و باقلوا بردم دفتر. کسی هنوز نیومده بود و فق
سلام خدمت استاد فرهیخته گرامی، شرکت در دوره های آنلاین زبان ایتالیایی واقعا به من کمک کرد تا زبان ایتالیایی را با کمترین هزینه و واقعا با بالاترین کیفیت یادبگیرم. من کسی بودم که با شرکت در کلاس های آنلاین با استاد خیلی مخالفت داشتم. اما ایشون خیلی زحمت کشیدند و با راهنمایی های واقعا مفیدشون من را در مسیر درست قرار دادند. باورم نمیشه که یکجا تونستم به معنای حقیقی کلاس های آنلاین را تجربه کنم. 
الان دارم مقاله علمی- پژوهشی را که ماهها قبل نوشتم اصلاح میکنم. برای چند مجله فرستادم ریجکت شد، چاپ مجله رانت شده. باید اسم یه استاد کنارش باشه و گرنه هیچ وقت چاپ نمیشه.
برای استاد راهنمام فرستادم گفت مقاله خوبی است در حد چاپ است. اصلاحیه داد.
تمرکز ندارم و گرنه خیلی وقت پیش تمام شده بود. امروز باید هر جور شده داده های آماری را جمع و جور کنم و برای استادم بفرستمش.
دانلود:   دانلود نسخه موبایل    |    دانلود نسخه با کیفیت:       |    حجم فایل: 9 مگابایت
 



استاد رائفی پور - نفوذ یعنی» قسمت چهارم
09/05/1397



استاد رائفی پور - حمایت از کالای ایرانی »
09/05/1397

 


استاد رائفی پور - حفظ نظام یا حفظ آبروی مفسدین ؟
09/05/1397

 


استاد رائفی پور - نفوذ یعنی» قسمت سوم
09/05/1397



استاد رائفی پوز - نفوذ یعنی» قسمت دوم
16/04/1397

 


استاد رائفی پوز - تحریف نامه 2 »
16/04/1397

 


استاد رائفی پوز - چرا آمریکا می‌خواهد قیمت نف
کلاس زیست ترم  1 پسران استاد طغیانی از روز دوشنبه 1398/05/21  به دو روز زودتر یعنی شنبه 98/05/19  انتقال یافت .محل کلاس دفتر مرکز المپیاد است  . ساعت برگزاری 8 تا 11:15    
و کلاس زیست ترم  5پسران استاد طغیانی از روز دوشنبه 1398/05/21  به دو روز زودتر یعنی شنبه 98/05/19  انتقال یافت .محل کلاس دفتر مرکز المپیاد است  . ساعت برگزاری 14:45 تا 11:30   مرکز المپیاد شهر
​صفحۀ ۳۳۹ بودم، ۱۱ صفحه بیشتر نمونده بود کتاب تموم بشه که وسط‌های صفحه از حس طعم یه رمان خوب ایرانی مطمئن شدم. سبک و روایت و راوی و شخصیت‌پردازی و زمکان و بیان و کلی اصلاحات ادبی دیگه رو می‌تونم پشت‌سرهم زنجیر کنم و برای هرکدوم یه صفت بذارم؛ اما به‌جای همه‌چی می‌گم اگه دنبال یه رمان خوب ایرانی هستید سمفونی مردگان نوشتۀ عباس معروفی رو بخونید.تیرگی‌های داستان چندبرابر روشنی‌هاشه و نویسنده هیچ رحمی به شخصیت‌های بی‌نواش نکرده، هیچ رحم
یکِ خردادِ یک هزارُ سیصدُ نودُ هشت
پیش بینی یه روز به خاک رفته
برای جلسه ی استاد یه بخش اعظم کار انجام ندادم !! پر واضح است که استاد باز گند میزنه به سرتاپامون .
برای کلاس ساعت 8 صبحمون دوتا مقااله نیاز داشتیم که اونم آماده نکردیم !! باز سرکلاس  باید متوسل شیم به آیه الکرسی که استاد گیر نَدِ !!
جلد 1،2،3 بر جاده های آبی سرخ تموم کردم . یه تناقص عجیبی در کتاب دیده میشه !! میرمهنا زرت و زرت تو کتاب ی میکنه بعد آق نادر اصرار دار بگه اون دری
من در شهرستان بودم و حدود دوتا مدرس ایتالیایی عوض کردم. یکبار با آگهی استاد آشنا شدم و مشکلم رو به ایشون گفتم. در کنار سایر راهنمایی هاشون شرکت در کلاس های آنلاین رو به من پیشنهاد دادن. چون دیدن من خیلی روی کلاس هام وسواس دارم شرکت در جلسه آنلاین رو به من پیشنهاد دادن. بازخورد خوبی از کلاس گرفتم و تصمیم گرفتم در جلسات بعدیش هم شرکت کنم. البته خود استاد واقعا خوب درس میدادن و منم دیگه اصلا مدرس عوض نکردم. جالبه بدونین که آزمون استرنی رو با نمره 80
تعداد صفحات : 775
خلاصه رمان :  
گاهی قسم می خوری به خاطر مردمت از جون مایه بزاری و گاهی توسط همین مردم قضاوت می شی ،قضاوتی که درد داره و کمر خم می کنه از مردانی که داغ های زیادی تو سینه دارن به خاطر همین قسم ،قسمی که زندگی رو زیر و رو خواهد کرد و بی رحمانه به اخرین داشته هات چنگ خواهد زد
این قصه، قصه دو مرده که زندگیشون گره خورده به گروهی که خلاف هاشون رگ غیرت مردان شهر و شادابی جوونه های سرزمین رو هدف گرفته 
دومرد با دودیدگاه متفاوت که
اولش یه جوی بود که ما رو گرفت رفتیم پیش استاد که آهای استادِ جان ،فلان کنفرانس در دیارم برگزار میشه یه مقاله بدیم دورهمی و بریم  شهرمون . استاد یه نگاه عاقل اندر سفیه به من کرد و گفت : جوجه فکلی دو هفته دیگه بیشتر وقت نمونده چه جوری وقت میکنی برو رد کارت (صد البته که استاد زیباتر گفتن ولی اینجانب مضمونش فرمودم). خلاصه ما رفتیم رد کارمون . 
یه هفته به انتهای تایم ، استاد ایمیلی زدن که فلانی جویای مقاله ی کنفرانس شهرتون ، بیا که برات یه سورپر
بتلفیلد ۵ یک بازی ویدئویی در سبک تیراندازی اول شخص است که توسط استودیوی دایس وابسته به الکترونیک آرتز ساخته و توسط الکترونیک آرتس در ۲۰ نوامبر ۲۰۱۸ برای پلتفرم‌های پلی‌استیشن ۴، مایکروسافت ویندوز و اکس‌باکس وان منتشر شد.رمان سنتر
آدم بایدتوی زندگیش استراتژی داشته باشه، اینکه بدونه اهدافش چیه،چه کارهایی رو باید انجام بده و چه کاری رو نباید انجام بده
مسئله فقط دانش آموز بودن،دانشجو بودن،پزشک، مهندس،تاجر،رئیس و کارمند بودن نیست.ی موضوع مهم شناخت خودمون،و دیگران هست.
ادامه مطلب
یکی از استادام دوستِ "فرزند "خالمه .حالا استاد یه درس احمقانه .بیخود !همش پسر خاله ام میگه استادتون فلان .استادتون بیسار .!هی میگه سر کلاس فلانی نروها .‌!اتفاقا دیروز با فلانی بودم .فلانی گفت .فلان!
خالم هم گفت اتفاقا استادتون دیروز اومد ناهار خونمون.آبگوشت داشتیم و اینا.!
امروز استاد محترم تو گروه پیام داده که هفته دیگه نیاید کلاس.میگم حتما خونه خاله صدیقه دعوته .
مامان یه جوری بهم چشم غره رفت که تا دو ساعت فقط گلهای قالی رو میشمرد
+تو سطحی‌یی.تو سطحی‌یی. نمی تونی. نمی تونی.الان نشستی و به خیال خودت داری فکر میکنی، اما نمی تونی. 
÷چرا میتونم. اونقدر بهش فکر می کنم تا بتونم.
+کِی اون وقت؟ تا شنبه میخوای دست دست کنی؟ نمیشه که. معلوم نیست.
÷میشینم کتابای مورد علاقه‌مو دور می کنم؛ میشینم رو کاغذ ویژگی هاشو مینویسم.از دل شخصیت هام شخصیت خودمو در میارم.
+هی کتاب. کتاب. اره خب. کتاب نسبتا زیاد خوندی. ولی چه فایده وقتی نشستی قلم بزنی. عرق بریزی. اون همه ایده ی در نطفه مرده. اون ه
دانشگاه تخمی ترین جایی هست که تو عمرم دیدم . اکثرا دارن برا نمره سگ دو میزنن . اساتید دلخوشن که دانشجو بیاد از شون بالا پایین بره . دختر پسرا هم که فقط به دنبال رو کم کنی و ریدن به هم دیگه هستن . فقط تنها نکته مثبتش برای من آشنایی با چند تا رفیقه که واقعا دوست دارن برنامه نویسی کار کنن . دانشگاهی که معیار تاپ و خوب بودن تو یه رشته به نمره و معدل و امتحان کتبی هستش باید درش رو تخته کرد .
روز ۲۴ مهر۹۷ شنونده سخنان استاد حسن عباسی عزیز بودیم . موضوع برنامه .زندگی دوم جامعه دوم بود و بخشی از جلسات ۳۰۰تا۴۰۰ کلبه کرامت یا موضوع سبک زندگی و ی ذهنی ارائه شد . کلبه کرامتهای کامل رو از سایتشان دریافت کنین
این جلسه در سالن اجتماعات مجموعه انجمن اسلامی دانش آموزان در خیابان ابوحامد کرمان برگزار شد . 
برنامه‌نویسی از مبتدی تا حرفه‌ای با پایتون
امروزه پایتون به یکی از پر هیجان‌ترین زبان‌های حال حاضر دنیا تبدیل شده است. پایتون یک زبان مفسری، سطح بالا، تعاملی و شئ گرا است. همچنین متناسب‌ترین زبان برای حوزه‌های آکادمیک، وب، کار با داده، نرم‌افزار، ریاضیات انتخاب شده است. فلسفه نوشته شدن این زبان برنامه نویسی منحصر به فرد، خوانایی بالای کد و پیاده سازی سریع ایده‌هایتان است.
پایتون در حال حاضر کتابخانه استاندارد فوق‌العاده‌ای دارد که
کارگاه تخصصی رایتینگ و اسپیکینگ رایگان آیلتس کرج 
گروه آیلتس استاد مهدی شهبازی با همکاری موسسه زبان البرز اقدام به برگزاری کارگاه تخصصی آیلتس به منظور پاسخ به نیاز همشهریان کرجی نموده است. مدرس دوره : استاد مهدی شهبازیتاریخ دوره : هفته سوم خرداد ماه 
 
برای ثبت نام ، آدرس و اطلاعات بیشتر با شماره 09128350891 تماس حاصل فرمایید. 
http://mahdishahbazi.ir/
بسم الله
از وقتی که دانشجو شدم یکی یکی ایرادهایم می‌زند بیرون. تجربه‌ی همخانه شدن با چندنفر در یک اتاق چندمتری، همسایه شدن با چندنفر در یک محیطِ چندمتری، دانشگاه و دانشجوها و استادهایش، قلب قلبی شدن تمام وجودم و کشف کردن یک نفر دیگر، دور بودن از خانواده، مسافر بودن و حکم یک مهمانِ عزیز را پیدا کردن در خانه و بین فامیل، همه‌ی این‌ها از من چیزی ساخته که هر روز و هر دقیقه، در حال بررسی خودم هستم. در تکِ تکِ رفتارهایم و بازخوردهایی که به سمتم م
تعداد صفحات : 21
خلاصه داستان :
دیروزش را فریاد زدم شاید یادش بیاید ، ولی رفت و دیروز و امروز و فردا را با هم از یاد برد 
او به اغما رفت که شاید بازگردد ، من جایی میان عشق و باور معلق ماندم شاید بیاید و ببخشد دستهای تردیدم را
رمان سنتر
دقیقا چند سال پیش بود‌‌.
بهمن ماه.
تعداد خواب های واقعی یا به نگاه دین، رویاهای صادقانه، بیشتر شده بود.
با مرگ دوستم شروع شد و به.
یادم نیست به چی ختم شد.
اون زمان دانشجو بودم، حاج اقای دانشگاه میگفت احتمالا غلبه شیطانی هست که خواب های واقعی میبینی، خواب هایی که واقعا اذیتم میکرد.
گذشت و گذشت و گذشت تا با یه سری از ادعیه و این چیزها بهتر شدم، تا این چند روز.
انگار دوباره رویاهای صادقه برگشتند.
× با دانشگاه تهران حرف یه همکاریهایی شده، اگر خدا بخواد فعالیت‌هام رو اونجا باید کم کم شروع کنم. هفته ی بعد با اهرایی ها قرار دارم، با استادم، قرار شد برای استاد دیگری تولد بگیریم و سورپرایزش کنیم و بعد بشینیم در مورد طرحی که قراره آغاز کنیم، صحبت کنیم. البته با حفظ موقعیت در تربیت مدرس. یاد حرف آن استاد بزرگوار در شهید بهشتی میفتم که میگفت تو یک اهرایی نفوذی هستی.
×× مامان رفته پیش دکترش و دکتر بهش گفته که سرکار خانمممممممممممممم چه
ترم ۸ کارشناسی، دم امتحانا یه سری اتفاق برا من افتاد که حسابی رو نمره‌هام تاثیر گذاشت. این جوری که بهتون بگم، انقلاب رو که کلا منبعش ۷ تا از نامه‌های امام خمینی بود، شدم ۱۲ :| (البته بعدا یه سری از این کلاس مجازی‌ها به پیشنهاد استاد شرکت کردم و امتحانش رو دادم و شدم ۱۸)
همون ترم، سه واحد هم اقتصاد داشتم که البته مربوط می‌شد به دانشکده‌ی عمران و یه استاد خیلی خوبی هم داشت. یه روز صبح بیدار شدم و دیدم تو سایت آموزش نمره‌های اقتصاد رو ثبت کردن و
شب بعد پیرمرد داشت دوباره از اتاقک بیرون می رفت که استاد پرسید " آیا اقیانوس شناسی خوانده ای ؟"
+ اقیانوس شناسی چیست استاد ؟
" دانش مربوط به اقیانوسها "
+ خیر استاد ، من هرگز چیزی نخوانده ام .
" پیرمرد تو نیمی از عمرت را به باد داده ای "
پیرمرد با چهره ای گرفته دورتر شد و  با خود اندیشید " من نصف عمرم را بر باد داده ام . این مرد دانشمند اینطور می گوید "
شب بعد بار دیگر استاد جوان از ناخدای پیر پرسید " آیا هواشناسی خوانده ای ؟
+ هواشناسی چیست استاد ؟ حتی ا
۱. سوم راهنمایی که بودم رفتم کانون زبان. اون زمان اکثر دوستام کلاس‌های موسسه‌های دیگه رو شرکت می‌کردن. من هم روزی که وارد کانون شدم خیلی زبانم قوی نبود ولی با این وجود توی آزمون تعیین سطح pre1 قبول شدم. pre1 جزء سطح بزرگسالان محسوب می‌شه. توی اون کلاس فقط من دانش‌آموز بودم! یکی پرستار بود، یکی استاد دانشگاه و… بین این همه فاطمه پارتنر من شد. فاطمه دانشجوی سال دوم مهندسی پتروشیمی تهران بود. اون ترم تابستون بود و اومده بود شهر خودش. خواهر فاطمه ه
خلاصه رمان معلول:

سارا دبیر درس الهیات و فلسفه در یکی از دبیرستان های مذهبی واتیکان است او ۳ سال است که وارد این حرفه شده و کلاس هایش به شدت جذاب و پر مخاطب است تا اینکه در اواسط سال تحصیلی شاگردی جدید به جمع دانش آموزان او می پیوندد شاگردی با نام مارگاریتا ، او فلج است و حتی نمی تواند صحبت کند خانواده ی او می گویند او در ۱۰ سالگی زمانی که در اتاقش تنها بود خود را از ساختمان پایین انداخته و به این روز افتاده است ، مارگاریتا با اینکه فلج است اما
درس امروزم الهه ی ناز بود از کتاب"  تار و ترانه " استاد یمین غفاری. 
هنگامی که استاد میثم عنوانش کرد گفتم عالیست! بهتر از این نمیشود. ضبط موبایل را روشن کردم و  به نت جلوی رویم خیره شدم. استاد شروع به نواختن کرد و با اولین زخمه ها بر سیم های بی جان تار، به یکبار روحم جان گرفت. 
باز ای الهه ی ناز، با دل من بساز.
 شدم همان دختر بیست ساله ی عاشق که بارها و بارها این ترانه را با صدای مرحوم بنان در نوار کاستی که به امانت گرفته بود گوش کرد و زمزمه کرد و ا
سلام دوستان عزیز!قسمت اول رمان "عشق ابدی ولیعهد"
درضمن بگم من زیر15سال دارم و این رمان رو در حد سنم مینویسم.
پ.ن:بخاطر کیفیت بعضی از تصاویر پوزش میخوام چون تو نت پیدا نکردم مجبور شدم اسکرین بگیرم

در گذشته ی دور
امپراطوری بر سرزمین باگجه حکومت می کرد.پسر امپراطور 23سال سن داشت اما تا به حال
به کسی علاقمند نشده بود و هیچ وقت قصد ازدواج نکرده بود تا اینکه . . . .


 

ادامه مطلب
 یکی از روزهای اسفند پارسال که تازه وارد کلاس شدم،همزمان که رفتم پالتوم رو آویزان کنم "س" اومد کنارمیواش حرف می زد گفت میخوام یه چیز بگم به کسی نگو!گفتم چی؟ گفت راستش نمی دونستم این رو به کی بگم؟
گفتم الان استاد میاد بیا بریم بشینیم. "س" روی صندلی رو به دیوار نشست و مثلا من را صدا زد که نگاه نقاشی اش کنم و جوری که تلاش می کرد لب هایش تکان نخورد حرف میزد و من با بدبختی می شنیدم گفت جلسه قبل که کلاس آمدم تنها بودم و استاد قصد داشته لپم را بکشد و اذی
صبح شد هنوز نخوابیدم. این والیبال هم مصیبتی شده ها . آخه هیچ کس نیست بگه آخه تو تا همین دوسال پیش نمیدونستی والیبال چیه.چی شده الان شدی طرفدار دو آتیشه اش فقط اعصاب آدم خورد میشه. حالا بازم به فوتبال حدقل اگه ببازیم بخاطر بازی قشنگ اینقدر آدم غصه اش نمیگیره . عه بسه تمومش کن
فردا ساعت ده کلاس دارم.میخواستم ۸ بیمارستان باشم تا لاگ بوکم رو تحویل بدم مثل اینکه احتمالا تا ۹ خوابم.تازه فردا باید برم دنبال پروپوزال. هفته پیش رفتم و یک استاد مشاور خ
شانزده سال by منیژه آرمین
My rating: 3 of 5 stars
شخصیت های این رمان اگرچه شخصیت های دو رمان قبلی آرمین یعنی "شب و قلندر" و شباویز هستند اما برای ارتباط برقرار کردن با این اثر نیازی نیست ااما آن دو رمان را خوانده باشید.خب نویسنده در پرداخت شخصیت هایی که از رمان های قبلی آورده کمی مسامحه کرده اما چیز زیادی را از دست نخواهید داد "احمدشاه گریه می کرد و از آغوش مادر جدا نمی شد. محمدحسن میرزا تقریبا فراموش شده بود و این فراموش شدگی را همواره به یاد داشت. وداع
 
دیدید یه وقتایی با خوردن اتفاقی بادام تلخ چه حالی به آدم دست می‌ده؟ می‌خوای یه چیزی بخوری که زودتر اون طعم از بین بره، اما جرئتش رو نداری که دوباره بادام برداری؛ برای من قضیۀ قهوه‌ی سرد آقای نویسنده همین‌طور بود. الآن نه می‌تونم برم سراغ یه رمان ایرانی، نه می‌تونم این طعم تلخ رو تحمل کنم.
دربارۀ داستان بگم؛ رمانتیک لوس، جنایی آبکی، روایت متوسط، شخصیت‌پردازی افتضاح و معمای بی‌مزه‌ای که آخرش طرح شده بود؛ حتی غلط رایج هم داشت: همزاد پن
آموزش زبان انگلیسی سطح مبتدی
بسته خودآموز زبان انگلیسی سطح مبتدی بهترین روش شروع آموزش زبان بدون نیاز به استاد میباشد. این دوره (برعکس تمامی بسته های آموزش زبان) به صورت فارسی تدریس شده است که باعث میشود که زبان آموز همه نکات را ۱۰۰ درصد درک کند. همچنین در این دوره تمامی لغات و جملات توسط استاد تلفظ میشوند که باعث این میشود که زبان آموز با تلفظ صحیح تمامی لغات آشنا شود.
در بسته خودآموز زبان انگلیسی سطح مبتدی استاد عطایی شما گیج نخواهید شد و م
یکی از اساتیدمون تو دو تا دانشگاه درس میداد،یه شرکت داشت که باید اداره اش میکرد،دانشجوی دکتری بود،متاهل بود و یه بچه کوچیک داشت و بچه داری هم میکرد و به گفته خودش همسرش هم دانشجو بوده و این یعنی برای کارهاش خیلی نمیتونسته از همسرش کمک بگیره
واقعا برام سواله چه جوری این همه کار رو انجام میده؟
وقت از کجا میاورد؟
✅ همایش ویژه خانواده های عضو انجمن های اسلامی دانش آموزان در دوره دوم متوسطه برگزار شد. 
هدف از این برنامه ▪️ آشنایی با فعالیت های اتحادیه در زمینه های مختلف و ارائه منظومه فکری تربیتی اتحادیه به اولیا گرامی و همچنین 
معرفی فعالیت های تابستانی پیش رو که در هفته دوم تیر ماه اجرا خواهد شد بود.
_ در این همایش استاد حمیدی نیا (متخصص در مدیریت فضای مجازی و بازی های رایانه ای) پیرامون مدیریت_دوره_نوجوانی_و_بلوغ / مدیریت نظام خانواده در عصر فضای_مج
بالاخره
بعد مدتها ، هفته پیش کتاب کوری رو تموم کردم و میخوام برداشتم از این رمان رو با
شما دوستان اشتراک بذارم .
اولین چیزی که تو این رمان جلب توجه میکنه این هستش که هیچ کدوم از شخصیت ها اسمی ندارن و فقط با عناوینی نظیر دکتر ، زن دکتر ، پسرک لوچ و . سر و کار داریم بر خلاف رمان صد سال تنهایی که پر از اسامی مختلف بود و باعث گیج شدن خواننده میشد تو این رمان با وجود اینکه عناوین زیاد هستن اما باعث گیج شدن خواننده نمیشه . همونجور که در مقدمه کتاب هم گف
این مدت این‌قدر تلخ بودم و کلافه که با هفت-هشت من عسل هم نمی‌شد خورد منو، چه برسه به یه من. تلخِ تلخِ تلخ. به تلخی زهرمار. حتی یه پست هم داشتم می‌نوشتم راجع بهش، ولی این‌قدر تلخ بودم که حوصله‌م نگرفت تمومش کنم. به قول پائولو کوئیلو "ویتریول" خونم زیاد شده. یه فکری باید به حالش بکنم، دیگه زیادی داره حالمو می‌گیره.
استرس مشروطی هم اضافه شده بود به این داستانا و داشت من رو می‌کشت. استادا نمره‌هارو نمی‌زدند و کارم شده‌بود چک کردن گلستان هر پنج
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب