نتایج پست ها برای عبارت :

رمتن درمورد یک دختر شیطون به اسم بهار است

آخرین دختر» اثر نادیا مراد.
روایت زندگی دختر ایزدی‌ای که بعد از تصرف شدن روستای کوچو توسط داعش، مردان خانواده‌ش کشته میشن و ن توسط داعش به برده‌گی گرفته میشن. دختری که بارها و بارها مورد قرار میگیره و موظف میشه به اجبار مسلمان بشه. نادیا مراد در سال ۲۰۱۸ برنده‌ی جایزه‌ی صلح نوبل میشه.
ترجیح میدم نظرات شخصیم رو درمورد این کتاب نگم. فقط اینکه سرگذشت بسیار دردناکیه
بهار 96 روستای سوچلما
بهار 96 روستای سوچلما عکسهای بسیار زیبا و جذاب از بهار سال 1396 با کیفیتی مناسب را براتون به نمایش میزارم امیدوارم از این عکسها خوشتون بیاد.
نظر انتقاد و پیشنهاد یادتون نره.
سوچلما | وبسایت رسمی روستای سوچلما | عکس سوچلما
پدر محمد تقی بهار نیز مانند خود او لقب ملک الشعرایی داشته است. وقتی بهار جوان بعد از مرگ پدر مطرح شد و مدعی عنوان ملک الشعرایی، برخی در قوت طبع شعر او تردید کردند و او را به امتحانی بسیار دشوار مکلف نمودند.امتحان از این قرار بود که بهار می‌بایست در مجلسی حضور پیدا کند و با واژه‌هایی که به او گفته می‌شد، از خود رباعی بسراید که دربرگیرنده همۀ آن واژه ها باشد.اولین سری واژه‌ها از این قرار بود:خروس، انگور، درفش، سنگ
ادامه مطلب
سلام
به شخصه به روز دختر هیچگونه اعتقادی ندارم، محدودیت، ممنوعیت، اینکارو بکن، اونکار رو نکن، موتور سوار نشو، دوچرخه سوار نشو، حق استادیوم رفتن نداری، حق بدون اجازه ازدواج کردن نداری، حق انتخاب پوشش نداری و تازه  اینا برای جامعه است، جامعه ای که پسری رو تربیت ميکنه تا به دخترش به خواهرش بگه حق نداری از خونه بری بیرون، حق نداری با دوستات رفت و آمد داشته باشی، حق نداری دیر بیای خونه . واقعا روز این دختر مبارکه؟ البته که روز دختر برای اونایی
بازم خدا بهار داد: طبیعت و نوروز از نگاه دین با زبان شیرین شعر.
 
بازم خدا بهار داد : سید محمد مهاجرانی، نشر جمال
معرفی:
نعمت زیبا و سرسبز پروردگار همان که همیشه صدای پایش شنیدنی، شکفتنش دیدنی و عطرش بوییدنی است، همان که همیشه با شادی به استقبالش می‌رویم و رسیدنش را جشن میگیریم.چه نعمت ارزشمند و نازنینیهمه چیز آن زیبا و پر از خیر و برکت استو زیبایی اش نشانه زیبایی خداستو پیامش این است: طبیعت پر از بهار شد، دل هایتان را هم سرشار از بهار کنید.بها
تولد پانزده سال و چهارماهگی ام :)
به همین زودی، چهار ماه گذشت. من دختر بهارم و بهار را خیلی دوست دارم. با این حال گاهی تصمیم میگیرم عاشق پاییز باشم. که فصل تکاپو و تغییر است. معلوم است که بهار هم هست. اما هرسال بهار به نحو ناجوری به درس خواندن و آمادگی برای امتحانات آخر سال می گذرد. آنقدر که متوجه رفت و آمدش نمی شوم. نه اینکه نشوم. لذت کافی را ازش نمی برم.
نامه ای که پاییز پارسال خود چهارده سال و چندماهه ام به خود پانزده سال و چندماهه ام نوشته بود، پ
چه بهار دلگیری.اصلا بهار همیشه دلگیر بوده، نمیدونم چرا بقیه انقدر ذوق اومدنش رو دارن‌.چه ذوقی داره شروع یه سالِ دیگه بدونِ تو؟!
چقدر رنگ سبزِ این روزهای شهر تو چشم میزنه و حالمو بد ميکنه‌.
راستی بهت گفته بودم فصل بهار اذیتم ميکنه؟ بهار هیچوقت مالِ من نبوده، درست مثل تو.
اگه یه روز خواستی بیای، بهار نیا پاییز بیا، وقتی دارم پا به پای طبیعت برات میبارم بیا، وقتی امید مثل پرنده ها از دلم کوچ ميکنه بیا، وقتی هوای دلم ابری و تیره است بیا‌.
بذا
خوش‌به‌حال چشمه‌ها و دشت‌ها
خوش‌به‌حال دانه‌ها و سبزه‌ها
خوش‌به‌حال غنچه‌های نیمه‌باز
خوش‌به‌حال دختر میخک که می‌خندد به ناز
خوش‌به‌حال جام لبریز از شراب
خوش‌به‌حال آفتاب
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی‌‌پوشی به کام
باده رنگین نمی‌نوشی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می‌‌باید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گ
پرستویی که مقصد را در کوچ می بیند هم از ویرانی لاشه اش می هراسد!مرگِ پرستوی من مرگِ بال نیست، زندگیِ قفس است!وطنت رهایی باد که بهار هم کوچیدنیست.
پ.ن: وطن پرستو بهار است ، و اگر بهار مهاجر است از پرستو مخواه که بماند ، پرستویی که مقصد را در کوچ می بیند از ویرانی لانه اش نمی هراسد.(شهید سید مرتضی آوینی)
امیرکاظمی رو میشناسید؟ درمورد زندگی خصوصیش میدونید؟ چجور ازدواج کرده رو خبر دارید؟ به نظرم بهترین روش و روند ازدواج کاری بوده که امیر کردهمینویسم درمورد ازدواجشاین متن که ادامه مطلب هست رو از وبلاگم کپی کردم پارسال که ایشون رو تو تی وی دیدم نوشتم :
ما یه گروه فامیلی داشتیم و داریم و فوق العاده فعال 
 چند سال پیش؛ اخر شبا اکثرا همه آنلاین بودن.
فعال تر از همه داداشم بود و فوق العاده شيطون .
یه شب از چت ها، اسکرین گرفت تا برای یه عده که گروه نبودن، ارسال کنه. 
خدا رو شکر یه زمانی بود که کسی داخل گروه نبود 
داداشم ابتدا  اسکرین ها رو فرستاد گروه 
هر کدوم از اسم دختر های فامیل و من و خواهرم رو با یه نام سیو کرده 
من به نام عطا 
خواهرم ساسان 
دختر خاله هام و دختر دایی هام  خسرو؛ کیوان، سامان، د
چگونه باید این را بفهمانم درختی که آب را از او دریغ کرده ای , بعد از خشکیدن با دریایی آب هم سبز نخواهد شد محبت وقتی به گاهش دریغ شود , دل مردگی به بار خواهد آورد . دیر شده و من خشکیده تر از آنم که با بهار دست هایت به زندگی باز گردم . #الهام_ملک_محمدی
سلام مادرجان من، امیدوارم در روزهای دوری که این نامه را میخوانی حالت خوب باشد و من را دوست داشته باشی. پسرکم، دختر مهربانم دیروز که با عجله ی زیادی به جایی میرفتم به کسی برخورد کردم؛ او بهار بود عزیزکم. چند دقیقه ای با هم مشغول صحبت کردن بودیم. بهار چهره ی عجیب غریب زیبایی نداشت، پری نبود، شاهزاده نبود، شکل معمولی ای داشت. فهمیدم برای دیدنش لازم نیست گردن بلندی داشته باشی. فقط باید کمی. نمیدانم. میدانی مادر؟ به حرف هایی که میزنم مطمئن نیستم،
بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک،شاخه‌های شسته، باران‌خورده پاک،آسمانِ آبی و ابر سپید،برگ‌های سبز بید،عطر نرگس، رفص باد،نغمۀ شوق پرستوهای شادخلوتِ گرم کبوترهای مستنرم‌نرمک می‌‌رسد اینک بهارخوش به‌حالِ روزگارخوش به‌حالِ چشمه‌ها و دشت‌هاخوش به‌حالِ دانه‌ها و سبزه‌هاخوش به‌حالِ غنچه‌های نیمه‌بازخوش به‌حالِ دختر میخک که می‌خندد به نازخوش به‌حالِ جام لبریز از شرابخوش به‌حالِ آفتابای دلِ من گرچه در این روزگارجامۀ رنگین نمی‌پوش
 بهار که می گویند دلم سبک می شود و اما دلتنگی آمدنش همیشه آزارم می داده.از کودکی دوستش نداشتم بوی عید را می گویم.دلتنگی عجیبی سالهاست هر اسفند من را به بهار بی باران می خواند .و بغض کال آخر اسفند که روز های آخر سال می رسد به اشک.و تو فقط دوست داری تنهایی و فرو شکستن بغضت را .بی بهانه دنبال جایی هستی تا برایت بشود بهانه اشک.و این روز ها بهانه ها کم نیستند.نروی دنبال قطره های چشم زلالی اش تو را به بزمی دعوت می کند تا بر گونه هایت سرازیر شود و
دلم گرفته، برایم بهار بفرستیدز شهر کودکیم یادگار بفرستیددلم گرفته پدر! روزگار با من نیستدعای خیر و صدای دوتار بفرستیداگر چه زحمتتان می‌شود ولی این باربرای من قرار» بفرستیدغم از ستاره تهی کرد آسمانم راکمی ستاره‌ی دنباله دار بفرستیدبه اعتبار گذشته دو خوشه‌ی لبخنددر این زمانه‌ی بی‌اعتبار بفرستیدتمام روز و شب من پُر از زمستان استدلم گرفته برایم بهار بفرستید. .منیژه درتومیان
.
ان‌قدر به جان خانه می‌افتم که بندبند انگشتانم درد می‌گیرد، اما بهار نمی‌آید. 
هِی می‌روم حسم را در شلوغی خیابان‌ها بهاری کنم، اما بهار نمی‌آید.
روی صندلی آرایشگاه نیم‌خیز می‌شوم، نگاهم توی آینه صورتم را بالاپایین می‌کند و صدای ذهنم می‌گوید: بهار نمی‌آید.
سبزه سبز می‌کنم، به مامان می‌گویم گندید، می‌گوید پارچه را بزن کنار. می‌بینم قد کشیده، اما بهار نمی‌آید.
ماهی‌ قرمزها يک هفته قبل از سال تحویل مردند؛ چشم‌شان رو به بالا مانده و
برای دیوار اتاق نوزاد دختر بیشتر باید از رنگ های شاد و لطیف استفاده کنیم .ترکیب رنگ های شاد مانند صورتی نارنجی سبز لیمویی و سفید بسیار برای اتاق نوزاد دختر مناسب خواهد بود .البته رنگ های اتاق نوزاد دختر فقط به این چند رنگ محدود نمیشود و میتوانید در این لینک به طور مفصل در مورد آن بخوانید.
برای چیدمان اتاق نوزاد دختر رو میشه به راحتی يک اتاق خوشگل و دلباز طراحی کرد.
دختر معنی مشخصی ندارد
هر سال در این روز ها هر کس معنی ای به آن میدهد، تبريک میگوید و به زندگی خویش ادامه میدهد. همین
و بعد فراموشی.
نمیدانم حالا معنی دختر چیست؟
شاید دختر همانی ست که در شادی رفیق است و در ناراحتی شريک.
شاید هم همانی که وقتی رنجید صدایش در نیامد بلکه محکوم نشود به دوست داشتنی نبودن.
شاید هم یعنی مهربانی های بی دلیل.
دختر میتواند در آن واحد رفتارش را تغییر دهد
چه کسی میداند در سر او چه میگذرد؟
به نظر من نمی توان معنی مشخصی بر
بیست مدل طراحی ناخن با رنگ قرمز
طراحی ناخن با رنگ قرمز
طراحی ناخن مدل ها، تنوع و رنگ های مختلفی دارد. در دنیای مد این روزها، طراحی ناخن با رنگ قرمز مد شده است. به همین بهانه در این مقاله مدل های طراحی ناخن با رنگ قرمز را برای شما گردآوری کرده ایم. تمامی این طراحی ناخن ها با ترکیب رنگ قرمز، سفید، طلایی و . طراحی شده است.
بیشتر بدانید : آموزش تصویری سه مدل طراحی ناخن زیبا
طراحی ناخن با رنگ قرمز برای بهار 2019 - عکس شماره 1نیمه روز
اسما دختر ۱۰ساله خوش زبون عشایرارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:اسما دختر ۱۰ساله خوش زبون عشایرزندگی با عشایر و‌گفتگو با اسما دختر خوش زبون و‌با استعداد. زندگی با عشایر و‌گفتگو با اسما دختر خوش زبون و‌با استعداد . اسما دختر ۱۰ساله خوش زبون عشایر . . اسما دختر ۱۰ساله خوش زبون عشایرزندگی با عشایر و گفتگو با اسما دختر خوش زبون و با استعداد اسما دختر ۱۰ساله خوش زبون عشایر. . گوشه به گوشه - host14.aparat.comاسما دختر ۱۰ساله خوش زبون عشا
وقتی در ریسرچت کانهو حمار در گل گیر کرده ای و کم مانده که سر به بیابان نهی! و جناب حافظ اینگونه دلداری می دهد: 

ساقیا سایه ابر است و بهار و لب جوی
من نگویم چه کن ار اهل دلی خود تو بگوی :(  
بوی يک رنگی از این نقش نمی‌آید خیز
دلق آلوده صوفی به می ناب بشوی
سفله طبع است جهان بر کرمش تکیه مکن
ای جهان دیده ثبات قدم از سفله مجوی
دو نصیحت کنمت بشنو و صد گنج ببر
از در عیش درآ و به ره عیب مپوی
شکر آن را که دگربار رسیدی به بهار (حافظ جان اینجا زمستان است و در د
يک روز بهار می شود با يک گل: تکلیف ما در دوران غیبت چیست؟ بخوانیم و عمل کنیم.
بهار که می آید، بهار فرج و ظهور . اما اینکه نقش من و شما، مسئولیت من و شما، وظیفه من و شما چیست؟ خیلی مهم است و موثر در آمدن امام . این کتاب را با دقت بخوان تا کار خودت را بدانی .
 
بریده کتاب(۱):
اگر اعتقاد دارید ظهور يکی از دو حالت:چیزی که کاری از دستمان برنمی آیدیا تکلیفی نسبت به آن نداریمبهتر است دست از خواندن ادامه ی این متن بردارید.اگر شما هم در مواجه با مشکلات اج
بهار 95 روستای سوچلما
بهار 95 روستای سوچلما
گشت گرداگرد مهر تابناک ، ایران زمین / روز نو آمد و شد شادی برون زندر کمینای تو یزدان ، ای تو گرداننده ی مهر و سپر / برترینش کن برایم این زمان و این زمین . . .عید نوروز بر شما مبارک
 
سوچلما | وبسایت رسمی روستای سوچلما | عکس سوچلما
قدیم ها هوای بهار با الان فرق داشت، يک لحظه ابر بود يک لحظه آفتاب، دلچسب بود اونم واسه ما که بچه بودیم و شوق تعطیلات بهاری را داشتیم. پاچه های شلوارمون را بالا میزدیم و با کاسه و جارو مشغول شستن فرش میشدیم، فرش های شسته شده از دیوار حیاط خونه ها آویزون بود و آفتاب میخورد، همه چیز بوی نو و تازگی میداد اما اومدن بهار برای من همیشه با يک غمی همراه بود مثل غم غروب جمعه، غمِ عصر روز سیزده بدر! گاهی فکر کردن به پایان جلوی لذت بردن از لحظات را میگیره. 
قسمت سوم گفتگو با اسما دختر خوش زبون عشایرارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:قسمت سوم گفتگو با اسما دختر خوش زبون عشایرقسمت سوم گفتگو با اسما دختر خوش زبون عشایر . قسمت دوم گفتگو بااسما دختر ۱۰ساله خوش زبون عشایر از کانال گوشه به گوشه . . قسمت سوم گفتگو با اسما دختر خوش زبون عشایرتوضیحات قسمت سوم گفتگو با اسما دختر خوش زبون عشایر. توضیحات قسمت سوم گفتگو با اسما دختر خوش زبون عشایر. . قسمت دوم گفتگو بااسما دختر ۱۰ساله خوش زبون عش
پس ازین که دختر نوجوان داداش کارفرما یه چیزی درمورد حجاب گفت که من از بدیهی بودن اشتباهش تعجب دهنم باز موند و نتونستم ذهنمو جمع کنم و از چیزایی که میدونم براش بگم، و فقط تونستم باتعجب بگم : وااا چه حرفا! ، به این نتیجه رسیدم که یه بار دیگه از اول سیر مطالعاتی شهید مطهری رو شروع کنم به خوندن، تا اگه پس فردا علی بزرگ شد و یه سوالی ازم کرد، حضور ذهن داشته باشم که راهنماییش کنم.
چه بلایی دارن سر نسل نوجوان ما میارن با این شبهه های آبکی؟؟ بچه ها رو وا
دیروز تنها فامیلمون که اینجاست خونمون بود  . درمورد اینکه احتمال داره خونمون بره شهر دیگه ای باهاش صحبت کرد مادرم و  فامیلمون که من عمه صداش ميکنم گفت گلی پیش ما بمونه قدمش سر چشم . دختر بزرگشم که کلاس ششم دبستان خیلیی خوشحال شد دوس داره پیششون باشم و خب این خیلی خوبه که منو دوس داره و از اینکه 1 سال پیششون زندگی کنم خوشحال شده :)خب خدا رو شکر دل نگرانیم از این بابت رفع شد . نیاز به کرایه و اینام نیس دیگه چون از شرکت ر اینا میگو میارم براشون که یه
آنگاه که، شکوفه از شاخه های خشک دمید،و از میان ذراتِ خاکِ زمین،بهار، سر برکشید.کاش رویای روشن تو،چون خورشید بر هستی من می تابید.افسوس که،در فراقِ بهاری که بی تو رسید.گویی دگرباره روح امیدهمچون تمام  سالی که گذشت؛پر کشید.
بهار تویيکه می آیی و دستهایمشکوفه می دهند ناغافل!تویی که با تمامِ خستگیباز هم آرامشی!باز هزار ستاره ی بی افولهزار پروانه ی بیقرارهزار شوق بی دلیل رادر خلوتِ آغوشِ من میریزی انگاربهار تویی. .شرح خستگی. یادش بخیر آن روزهای که نامش روزهای "خوب" بود.
روزهایی فارغ از هر تعلق.روزهای قلم به دست گرفتن های بی دغدغه، روزهای عاری از هرکپی و تایپ و.
چقدر خوب بود فقط و فقط برای تو نوشتن.از تو نوشتن روی کاغذ های کاهی  و به رخ کشیدن عطر ناب گل نرگس بر ب
1398/01/01       01 : 28 : 27
ارغوان شاخه همخون جدا مانده من
 آسمان تو چه رنگ است امروز؟
آفتابی ست هوا؟
یا گرفته است هنوز ؟
من در این گوشه که از دنیا بیرون است
 آفتابی به سرم نیست
 از بهاران خبرم نیست
نفسم می گیرد
 که هوا هم اینجا زندانی ست
 هر چه با من اینجاست
 رنگ رخ باخته است
ارغوان
 این چه راز یست که هر بار بهار
با عزای دل ما می آید ؟
 که زمین هر سال از خون پرستوها رنگین است
ارغوان بیرق گلگون بهار
تو برافراشته باش
شعر خونبار منی
یاد رنگین رفیقانم را
 ب
سلام.
عادت به سلام کردن ندارم کلن ولی به نظرم بعد این سی و چند روز غیبت صغری لازمه دیگه :) چقدر دلم واسه این صفحه تنگ شده بود. چقدر الان عوض شده م. بهتره جو گیر نشم، در واقع این حسیه که هرروز صبح درمورد خودم دارم. چقدر همه چی تغییر کرده :/
از این يکماه بگم که حیف نتونستم با جزییات تعریف کنم. خلاصه که ما کوچ کرده بودیم خونه خواهرم، صبح به جای صدای خروس یا آلارم گوشی با گریه بچه بیدار می شدیم و شب هم همون گریه بچه واسمون لالایی بود، چقدر این مامان
بهار دارد تمام می شود. ماه این روزها عجیب زیبا شده است. ساری گلین گوش می دهم و از هزاران حرف ناگفته در گلو رنج می برم. کاش می توانستم سازی بنوازم، نقشی بکشم، آوازی بخوانم. روزها را با سر اومد زمستون زمزمه کردن می گذرانم و شب ها را با گوش دادن به بندر تهران صبح می کنم. بهار سختی بود و گذشت. خوب که گذشت. سال ها بعد از این بهار یاد می کنم. بهاری که ماهش ماه شده بود، که بی نهایت پروانه داشت، بابونه هایش با طروات بود، با مریم و محسن گوجه پلو خوردیم و من ز
یه دختر یعنی دامن بپوشه و رژ بزنه و برا خودش برقصه
یه دختر یعنی میره یه جا از خودش صد تا عکس بندازه
یه دختر یعنی وقتی از جلو آیینه رد میشه یا بیاد جلو و خودش رو نگاه کنه وتعریف کنه یا برقصه

یه دختر که باشی خوشی ها زیاد میشه و هیچ چیز نمیتونه جلو شادیتو بگیره
.

.
لايک کنین به افتخار دخترهایی که وقتی جدی هستی شوخی ميکنن
.

.
به افتخار دخترهایی که وقتی میبینن دوستشون داغون همش کاری ميکنن بخندع
.
.
.
به افتخار همشون لايک کنین و کامنت بزارین


نظرتـ
تصاویری از بهار و تابستان 98 روستای سوچلما
تصاویری از بهار و تابستان 98 روستای سوچلما در این پست قصد نمایش چند عکس بسیار زیبا از مناطق دیدنی روستای سوچلما را داریم.
ششمین بهار و تابستان ثبت شده در سایت رسمی روستای سوچلما
برای دیدن هر يک از عکسها در ابعاد بزرگتر روی عکس کليک کنید.
برای دیدن عکسهای بیشتر روی ادامه مطلب کليک کنیدسوچلما | وبسایت رسمی روستای سوچلما | عکس سوچلما
نهم فروردین ماه سال 1398، مراسم عروسی آخرین دختر مش حسین و زیبنده خانوم بود! مش حسین حالا 15 ساله که دیگه پیش ما نیست و همه ما به احترام همسرش و آخرین دختر خانواده، از گوشه کنار دنیا دور هم جمع شدیم تا این اتفاق را جشن بگیریم. همه چیز همانطور پیش رفت که باید! 
زمان مثل برق و باد گذشت و  شب آخر رسید، صبح روز بعد همه راه خودشون را میرن و ننه حالا بعد از عمری برای اولین بار تنهای تنها میشه، بدون مش حسین و بدون بچه ها! آخر شب وقتی دختر کوچيکه پتو را ميکشی
دیروز در برنامه کلاس مجردهای شبکه خبر، پرسش و پاسخی صورت گرفت که برای من جالب بود و آنقدری که یادم می‌آید، دختر خانمی پرسید که ارتباطمان با بچه‌های فامیل به چه نحوی باید باشد؟ گفتند: سلام خاله. سلام عمو. چطوری؟.» دختر دوباره پرسید: رابطه خوب چطور؟
جواب آمد: مگر شما امور تربیتی فامیلی؟!» دختر گفت: نه خب، ولی هم بتوانیم مثلا به بچه‌ها کمک درسی برسانیم، هم احتراممان حفظ شود». گفتند: هزینه دریافت می‌کنید؟» گفت خیر. گفتند: نکنید این کار را
عاقبت روزی اردی‌بهشت ما هم از راه می‌رسد ؛ صدای خنده‌ی شکوفه‌ها گوش شهر را پر می‌کند و نوای زندگی در شریان‌هایمان به جنبش در می‌آید!عاقبت منجی ما می‌آید، و بهار می‌رسد ، و بهار می‌رسد ، و بهار می‌رسد .
آقا بیا بخاطر باران ظهور کن
ما را از این هوای سراسیمه دور کن
وقتی برای بدرقه‌ی عشق می‌روی
از کوچه‌های خسته‌ی ما هم عبور کن

+ به والعصر قسم! مهدی ما آمدنیست .
 " اللهم عجل لوليک الفرج "
《 عیدتون مبارک 》
 
تابلو نقاشی سه بعدی طرح بهار
کد۱۲۳
۶تکه
ابعاد:قطر۷۰ سانت
جنس:MDF صفحه زیرین ABS
قیمت:۷۰۰,۰۰۰ تومان
ما را در اینستاگرام به نشانی:
instagram.com/silverrose.iran
دنبال کنید
جهت بازدید حضوری با شماره 09033162615 تماس حاصل فرمایید
انجمن بانوان هنرمند مهگل
به این رفیق ما دختر می دید؟ارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:به این رفیق ما دختر می دید؟ - cclip.irيک سوال تکراری اما جواب های عجیب از مردم شمال . نظر شما چیه؟ میشه با چنین پسری ازدواج کرد؟ به این رفیق ما دختر می دید؟ . اس ام اس برای تشکر از دوست و رفیق (به سلامتی دوستان)اس ام اس برای تشکر از دوست و رفیق و به سلامتی دوستان, جملات زیبای تشکر و قدردانی, شعر کوتاه برای سلامتی دوست و رفیق, نوشته کوتاه تشکر و محبت, اس ام اس رفاقتی باحال, متن تشکر
داشتم به این فکر ميکردم کهاگر سالها بعد برم به خواستگاری بپرسنداماد چیزی مصرف ميکنهخودم رک و راست بهشون بگم کنیازی نیست تحقیق کنیدمن اعتیاد دارم، ۱۸ سالم بود معتاد شدمبه دو قرنیه‌ی چشم يک دختر، که دختر شما نبود.اگر اینجام بخاطر دل مادرمه، من خوب میدونم ک آدم معتاد نباید بره خواستگاری
نام وبتون:اشتهاژانر: #فانتزی ، #عاشقانهمنتشر شده از #lezhinوضعیت: #پایان_یافتهخلاصه:درمورد پسری درمورد دوهیونه که از طرف بچه های کلاس مورد آزار قرار می گیره و همچنین خوب نمی تونه راه بره .یه شب که داشته به خونه بر می گشته همکلاسیش بنام آجی رو می بینه که داره یه مرد رو میخوره. فردای اون روز که میخواسته خودکشی کنه (به خاطر زورگویی و اینجور چیزایی که براش پیش اومده ) که آجی نجاتش میده و بهش میگه که تو خونی داری که اگه بخورمت قدرتمند میشم و برای اینکه ب
حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
الشِّتَاءُ رَبِیعُ الْمُؤْمِنِ یَطُولُ فِیهِ لَیْلُهُ فَیَسْتَعِینُ بِهِ عَلَى قِیَامِهِ وَ یَقْصُرُ فِیهِ نَهَارُهُ فَیَسْتَعِینُ بِهِ عَلَى صِیَامِه.
زمستان بهار مومن است؛ از شب‌هاى طولانى‌اش براى شب زنده‌دارى و از روزهاى کوتاهش براى روزه‌دارى بهره می‌گیرد.
وسائل الشیعه: ج۷، ص۳۰۲، ح۳
مامان عکس فرستاده از حیاط پر از برف و ماشینی که تبدیل به ماشین برفی شده است و پایینش نوشته "فصلا عوض شدن" می خندم. ذوق می کنم. خب تا جایی که یادم است برف آمدن تا خود اردیبهشت زیاد برای شهری که در آن بزرگ شدم عجیب نیست. ولی انگار اینبار واقعا فصل ها عوض شدند. اینبار انگار يکهو تقویم ورق خورده و افتاده وسط بهمن! کولاک و قندیل های آویزان از سقف ها و مه و هر آنچه که شهری در حوالی دامنه ی کوهستان وسط زمستان می تواند به خود ببیند الان  در دومین ماه از فصل
دریا دریا تباین است میان مکانی که ایستاده‌ام و قله‌ای که گمان می‌کردم خواهم ایستاد. دبیرستانی بودم، آن روزها که حقیقت بر دیوار آرزو‌ها تکیه داده‌بود اما رفته‌رفته خود را تاراند تا هر چه بیشتر از خواسته‌ها فاصله بگیرد و من دانش‌گاهی شدم. انگار که بهار دبیرستان، تابستان و پاییز را نادیده‌گرفت و صاف به زمستان رسید. من را با وعدهٔ آینده‌ به دانش‌گاه آوردند، نگذاشتن رشته‌ای که دوست داشتم را بروم و حالا بعد از چهار سال حس می‌کنم که هیچ آی
 
بهار نارنج ها " عاشق " که می شوند عطرشان همه جا را بر میدارد! و تو بین بهارنارنج ها هم ، سرآآمدی :) داشتم خواص بهار نارنج را میخواندم مطمئن شدم تو با بهار نارنج ها نسبت رگ و ریشه ای داری! عاشقمی مهربونمی آرامش بخشمی قوت قلب و روحم البته نه ! در این مورد فراتر از بهارنارنج ها رفته ای!  تو خود قلب منی و تو خود روح و جانمی :) از تو هر چه بگویم کم گفته ام
فقط بدان که بهار نارنج ها هم پیش تو برگ می ریزند عزیزم  :)
 
جرأت میخواد ؛ باید جربزه داشته باشی باید مرد باشی که تو گرما و سرما بهترین سالهای عمرت رو جای حروم کردن پای این دختر اون دختر ؛ قمار بازی تو قهوه خونه و غیره ؛ بزاری پای کار کردن و پسر بودن و طلاق بدی و مرد باشی ؛ همسر آینده ام کسی خواهد بود ان شاءالله که بفهمه درک کنه یه جوون قید چه چیزایی رو زده تا الان که بشه مرد زندگی يک زن !
بهار يکی از فصل های پرطرفدار بین ما آدم هاست. کسی به او بد و بیراه نمی گوید و همه او را سفت و محکم بغل می گیرند. بهار ساده نیست اصلا، پر زرق و برق است. انواع گل ها، انواع آب و هواها، انواع ات را در خود جای داده است.
امسال هم يک بهار دیگر به بهارهای عمرمان اضافه شد. اینکه چه درس هایی از بهار گرفتیم بماند برای خودمان. اما باید از خودمان بپرسیم، بهارهای بعدی را اگر دیدیم همینطور برخورد خواهیم کرد؟ بعضی هامان همینطور دمغ و سرد به او سلام خواهیم کرد
  دختر دختری دختر 
     گل نیلوفری دختر  
    اون خال بر ابرویت  
    دل رو می بری  دختر  
    دل رو می بری دختر   
       دختر دختری دختر            
      گل نیلوفری دختر 
     با رقص تو زیبایت 
     گل ریزم پیش پایت 
     گل ریزم پیش پایت   
از روی تو گل شرمنده می شه 
از روی تو گل شرمنده می شه 
ببوسم روی ماهت  سیر نمی شم
ببوسم روی ماهت سیر نمی شم 
سر رات گل بچینم دسته دسته 
سر رات گل بچینم دسته دسته 
تو رو شادون ببینم پیر نمی شم
تو رو شادون ببینم پیر ن
تصاویر مدلینگ المیرا عبدی دختر اکبر عبدی،دختر کمدین معروف ایرانی به کار مدلینگ رو اورد . به گزاش چفچفک المیرا عبدی دختر اکبر عبدی بازیگر مشهور کشورمان مدل آرایشی شده است .عکس های جدیدی از المیرا عبدی دختر 32 ساله اکبر عبدی منتشر شده است
المیرا عبدی دختر اکبر عبدی بازیگر کشورمان می باشد.وی 32 سال سن داشته و چند تجربه بازی در فیلم های مختلف را نیز داشته است.
در ادامه عکس های جدید المیرا اکبری را مشاهده می کنید.

چهره المیرا عبدی به عنوان مدل آرای
عزیز دلم دارد عروس می شود. قند در دلم آب می شود. مدام قربان صرقه اش می روم. می دانید چیست؟ يک خوش حالی عجیبی است که عزیز دل آدم عروس شود. اصلا دلم يکجور دیگری می زند. درست است که دختر آدم را مردم با خودشان می برند يک جای دیگر اما باز هم در کنار این دلتنگی هایی که هنوز نیامده حس های فوق العاده ای هم وجود دارد. حس هایی که طعم خوش بهار می دهند. طعم تازگی و طراوت. شادی و سرزندگی. البته گاهی وقت ها بعضی اتفاقات شاید لحظات خوشت را خراب کنند. مثلا وقتی می بی
 تحلیل بهار 98 در مازندران - بهار 98 در مازندران گرم و پربارش رقم خورد .
 
بارندگی فصل بهار 1398 ایستگاه های مازندران :رامسر 249.6 م مسیاه بیشه 168.7 م منوشهر 167 م مبلده 154 م مآلاشت 146.8 م مقراخیل قائمشهر 136.7 م مکیاسر 131.6 م مساری 130.3 م مگلوگاه 125 م مپل سفید 124.3 م مبابلسر 115.4 م مبندر امیرآباد 108.3 م مدشت ناز 106.6 م مآمل 98.3 م مکجور 69.9 م ممیانگین دما فصل بهار 1398 ایستگاه های مازندران ( بر حسب درجه سانتیگراد ) :ساری 20.6آمل 20.1بابلسر 20دشت ناز 19.9قراخیل قائمشهر 19.8گلو
دانلود آهنگ شاد و جدید دخترم ، دانلود آهنگ شاد و جدید روز دختر
دانلود مجموعه شنیدنی و شاد موزيک برای روز دختر و روز تولد

يکی از لذت بخش ترین کار ها برای ما آدم ها این است که ساعت ها به گوش دادن موسیقی بپردازیم مخصوصا زمانی که این آهنگ ها مناسب برای روحیه ما و مناسب روز ما باشد. روز دختر يکی از بهترین روز هاست برای دخترانی که تمایل به شنیدن آهنگ های شاد و جدید برای لذت بردن از این روز زیبا می باشد. در همین رابطه پستی برای دختران عزیز تهیه کردیم ک
مسابقات ورزشی شطرنج  همزمان با ولادت با سعادت امام حسن مجتبی (ع) ؛ ویژه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی شهرستان کاشمر در دانشگاه دولتی کاشمر در روز دوشنبه 30 اردیبهشت ماه 98 ویژه دانشجویان پسر و روز سه شنبه 31 اردیبهشت ماه 98 ویژه دانشجویان دختر برگزار می‌شود.

ادامه مطلب
يکی بود يکی نبود.
یه درخت بود.
درختا از نظر بیولوژيکی با اقوام هم گونه ی خودشون خیلی ارتباط دارن. مثلا از طریق ریشه ها با هم غذاشون رو مبادله ميکنن‌.
اون زمونا که قصه ی ما ازش اومده و نقل شده، یه شهری بود به اسم درخت دره. یه دره ی سر سبز بود که ازش یه رودخونه هم رد میشد. یه نکته ای درمورد این شهر بود. درختا دوتا دنیا داشتن. یه دنیای زیر زمین، یه دنیای روی زمین، زندگی شخصی درختا زیرزمینی بود. قاعدتا درختا وقتی ۱۸ سالشون میشد از پدر و مادر مستقل میشد
 
 
موقع دیدن عکس‌های مراسم فینال جام جهانی به موضوع جالبی برخوردم. گریزمن بازيکن فرانسه عکسای قشنگی با دختر کوچولوش انداخته بود ولی خیلی از کسایی که این عکسا رو تو صفحه‌اشون منتشر کرده‌ بودند، چهره‌ی دخترک رو پوشونده بودند.
 
ادمین يکی از صفحه‌ها در جواب کسی که علت این کار رو پرسیده بود گفته بود که خود گریزمن این‌جوری ترجیح می‌ده و ما هم به تصمیمش احترام می‌گذاریم.
پیج خود گریزمن رو پیدا کردم. حداکثر سه یا چهارتا عکس و فیلم از دخترش توی
هر روز از کنار درخت شاه‌توت گوشه‌ی حیاط عبور می‌کنم اما تا همین صبح امروز شاه‌توت‌‌های تازه متولد شده‌اش را ندیده بودم، برگ‌های سبز گلدان خشک‌شده‌ام را هم، حتی گل‌های زرد و گوجه‌های کوچک بوته‌های گوجه‌ی مادر که حالا بزرگ و زیباتر شده‌اند را هم ندیده بودم، اصلا انگار بوی بهارِ درختان حیاط به مشامم نرسیده بود! 
حالا اما يک گوشه نشسته‌ام و در وزش آرام بادی که خبر از آمدن بهار می‌دهد به جوانه‌های سبز شده‌ی باغچه‌ها نگاه می کنم و از
اول دبیرستان بودم. نه سال پیش! معلم از نوروز و عید و دید و بازدید گفت. نظر خواست. بچه ها از بی‌حوصلگی و تکراری بودن و از این که کاش آدمها در تعطیلات برای خودشان بودند، نه در اسارت تعارف و عرف کلیشه‌ای، گفتن. حرفشون خیلی برام عجیب بود. پر از ذوق و اشتیاق بودم برای بهار. اون موقع ها آرزویی داشتم که الان به نظرم آرزوی سوخته س و الان آرزوهایی دارم که اون موقع ها بهشون میخندیدم.
نظر من الان، نظر همون بچه هاست که من فکر ميکردم افسردگی گرفتن. که سعی ميک
من به لگو می‌گفتم "خانه‌سازی"! یعنی تموم همسن‌هام و حتی غیر همسن‌هام هم همینو می‌گفتن! و البته خواهند گفت.
می‌خوام بگم یاد بچگیام افتادم که یه خونه درب و داغون درست می‌کردم و از خراب کردنش لذت می‌بردم. الان هم فک می‌کنم بچه‌م. این وبلاگ هم حکم همون خونه‌سازی رو داره نسبتاً واسم. یه نوع خالی کردن خشمه فک کنم. شاید هم نه.
____
پس اگه فردا وبلاگ رو باز کردی و آزاد رو ندیدی، فحش رو نکش بهش، دوباره خونه رو می‌سازه، یحتمل دوباره هم خرابش می‌کنه
یه دوست لازم دارم. دختر باشه. بیست و شیش هفت ساله. ترجیحا پولدار باشه، نبود هم نبود حالا. مجرد باشه و تنها زندگی کنه، یا فوقش ش مثلا. دختر باخدا و پاکی هم باشه. 
آهان، مشکلی هم نداشته باشه که من این سه سال باقی‌مونده رو برم پیشش زندگی کنم. 
قدیمیا یه چیزی حالی‌شون بوده که گفتن دوری و دوستی. 
مردی که به دنبال بلیط قطارش بود تا آن را از چنگال باد در آورد محکم به دختر جوان خورد و گلدان شیشه ای که هدیه مادربزرگ تازه فوت شده اش بود از دستش افتاد روی زمین و هزار تکه شد. دختر جوان که بر اثر برخورد تعادلش را از دست داده بود و نقش زمین شده بود به تکه های گلدان نگاه کرد و بی توجه به افرادی که دور و برش بودند مثل بچه ها شروع کرد به زار زدن.
مرد جوان شرمنده و ناراحت از بی توجهی اش کنار وی نشست و بلیطش که حالا باد آن را روی ریل ها گذاشته بود را فرامو
کتاب ساختمان ها چگونه عمل ميکنند نوشته ادوارد الن يکی از کتاب های مرجع برای کنکورست این کتاب رو ازون جهت توصیه ميکنم حتما بخونیدش که تغریبا 90 درصدش درمورد دروس فنی سازه تنظیم شرایط صوت و نور و تاسیسات و .است. و میشه گفت درمورد همچی توش توضیح داده و میشه بعنوان ی درک کلی و عمومی از همه ی دروس فنی مطالعش کنی.و حتی مطالبی در مورد درک عمومی معماری درش وجود داره. حتما بخونیدش.موفق باشید.ع گ
 
يک سری حرف و حدیث هست که آدم تا با چشم خود نبیند نمی تواند باورش کند. یعنی هیچ رقم توی مخ آدم نمی گنجد. وقتی هم که با چشمان خودش می بیند باز هم باورش نمی شود. مگر می شود ساعت یازده شب دختری با پسری که هیچگاه او را ندیده قرار بگذارد، همدیگر را با نشانی و کلی زحمت پیدا کنند، بعد از این وصال شیرین از هم با فاصله بنشینند و از هم خجالت هم بکشند؟! به خداوندی خدا تا همین دو شب پیش فکر می کردم همه این حرف ها چاخان است! اصلا دختر بد، بابای لعنتی این دختر کدام
آموزش های رزمی و نظامی به دختران پیشمرگه در يک اردوگاه در اربیل مرکز اقلیم کردستان عراق دهها دختر کُرد تحت آموزش نظامی قرار دارند.
به گزارش چفچفک، بیش از 300 داوطلب در این اردوگاه که در شرق اربیل قرار دارد آموزش های رزمی و نظامی می بینند.
يکی از فرماندهان پیشمرگه که مسئول آموزش این دختران است می گوید داوطلبان در چهار ماه انواع آموزش کار با سلاح های سبک و متوسط را می گذرانند و وظایفی که بر عهده آنان قرار داده می شود می پذیرند.
به گفته این فرماند
خلاصه داستان شبی که ماه کامل شد:این فیلم سینمایی روایت دختر جوانی از مناطق جنوب شهر تهران است که درگیر عشق جوانی شهرستانی می‌شود و این در حالیست که دختر به دلایلی مجبور به مهاجرت از ایران است. در این مسیر برادرش با او همراه می‌شود اما در میانه راه، اتفاقاتی برای آن‌ها رقم می‌خورد. 
شایع ترین بیماری های فصل بهار
علاوه بر بیماری‌های ویروسی، بیماری‌های دیگری هم وجود دارند که در فصل بهار عود می‌کنند. به‌عنوان‌مثال فاویسم و باقالی دو واژه‌ای است که همیشه کنار هم می‌آید. فاویسم همان بیماری حساسیت به باقلاست.
بیماری فاویسم يک بیماری ارثی خونی است که به علت کمبود يکی از آنزیم‌های گلبول قرمز ایجاد می‌شود. این بیماری وابسته به جنس بوده و بیشتر در مردان دیده می‌شود. ارثی است که از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود. افراد مبتل
کلیه دانش آموزان دختر ترم 9 زیست شناسی به همراه يکی از والدین خود روز 3 شنبه ساعت 9 صبح در دفتر المپیاد جهت تعیین تکلیف ادامه کلاس یا تعطیلی آن مم به شرکت در جلسه میباشند.
عدم حضور دانش پژوه و اولیاء وی انصراف از کلاس تلقی میگردد.مرکز المپیاد شهر
در يک مهمانی يک افسر مست که از کشته شدن دوستش که خلبان مسئول حمل اذوقه بود ،سخت متاثر بود فریاد میزند :"چرا باید يک مرد نجیب جان خود را بی جهت و بدون دلیل از دست بدهد ؟چارلی نباید میمرد .بیخود جان خود را از دست داد او حتی نیازی به این محل بو گندو نداشت (اشاره به مهمانی های مجلل در زمان فقر و جنگ) همه چیز بوی گند میدهد. حتی این دختر هایی که اینجا امده اند همه شان ارایش کرده و لباس شيک پوشیدندو لبخند میزنند ، به چه دردی میخورند ؟یعنی من نمیفهمم؟اون ه
فرقی نمی کند از نگرانی تان درمورد بیرون گذاشتن ناگهانی سروش رفیعی از پرسپولیس حرف بزنید یا از پایین آمدن کیفیت آهنگ های خواننده محبوبتان. از مسئله ورود ن به ورزشگاه حرف بزنید یا از علایقتان به نحوه برگزاری جشن ازدواجتان. اگر نوشته ی شما در دید باشد، همیشه هستند کسانی که بگویند "سطح دغدغه ت اینه؟"، "الان مشکل جامعه ما اینه؟" و جملاتی از این دست.
کاش این عزیزان خود دغدغه مند پندار بفهمند زندگی جنبه های مختلفی دارد و شدنی نیست آدم بیست و چهار
 

بسم الله الرحمن الرحیم
(ع) می‌فرمایند:
گذشت ایام، آفاتی در پی دارد و موجب از هم‌گسیختگی تصمیم‌ها و کارها می‌شود
خلاصه بهتون بگم.در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست.ببین.یعنی در انجام کارهای خوب و سخت قبلش اصلا روش فکر نکن.تا تصمیم گرفتی عمل کن.
 
مثلا به تصویر بالا دقت کن.میگه تا اراده کردی از 5 تا 1 بشمر و بعد يک تی به خودت بدهنذار فرصت از دست بره.چون ذهنت جلوی تو رو میگیره
خودمو مثال میزنم.امروز ظهر خواستم مطلب بنویسم.تا
که آفتاب بیاید، نیامد.
که سبزه قبا شود دشت خیال، نشد.
که شکوفه کند درخت رویا، نشد.
که گل کند بوته‌ی آرزو، نشد.
که بهار بماند، آن هم نشد.
آفتاب که نیامد هیچ، گویا میشد در دل بهار پاییز شد، خشک شد، برگریزان شد، ولی حتی نفهمید.
انقدر بهار باشی که از پاییز درونت بی‌خبر باشی! این بدیع‌ترین اکتشاف من از من، زیباترین اکتشاف تاریخ بشریت هم که نباشد، اسمش را همین میگذارم چون تاریخِ بشریتِ من چیزی جز همین وجودِ شه‌ی شگفتی‌آفرینم نبوده و نیست.
پای
عزیزِ پاییزی من!‌ شبیه اولین اطلسی پیش‌مرگ پاییز دوستت دارم و چون درختی و سر خم کرده پیشِ پای خزان با تکه‌های تنم به استقبال لبخند بهاری‌ات می‌آیم!
عزیزِ پاییزی من! قول بده، قول بده در روزهای زرد پاییز مثل سیبِ کال روی شاخه همیشه سبز بمانی‌ و لبخند سرخت را در فصل سرد و خزان‌زده زیر برگ‌های افتاده‌ی نارنج جا نگذاری.
عزیزِ پاییزی من، بهار بمان! 
در فصل خرمالوهای رسیده و برگ‌های ترسیده به تپش‌های قلبت بسپار بهار را از یاد نبرند . سبز
خدیجه شریفی کوتاه قدترین دختر ایرانی شناخته میشود با وجود دشواری ها در کارگاه عروسک سازی مشغول به کار است و در عین حال در کارهای خانه به خانوده نیز کمک ميکند. در زیر عکس هایی از این خانم هنرمند را تماشا نمایید:با سایت سرگرمی چفچفک همراه باشید.





ایران ناز: سایت سرگرمی، تفریحی، جالب، خواندنی، عکس، اس ام اس، پزشکی irannaz : بخش اخبار داغ و جالب از مجله اینترنتی چفچفک 
چرا مردها دخترهای بد انتخاب می‌کنند؟
دختر خوب یا بد؟ شما جزء کدام دسته از این دو گروه هستید؟ خیلی از افراد، دختر خوب را دختری ساکت و خجالتی می‌دانند که هیچوقت برای خود یا دیگران مشکلی ایجاد نمی‌کند. دختری که در روابط دوستی عالیست ولی در رابطه با مردها، انگار هیچگاه دیده‌نمی‌شود. راستش را بخواهید: این دسته از دخترها در مقایسه با دخترهای بد، شانس کمتری دارند و در بیشتر مواقع مردها، دخترهای بد را انتخاب می‌کنند؟ اما اگر جزء دختران خوب هستی
سلام :) حالتون چطوره ؟ 
این روزا اینقدر درگیرم که اومدنم به اینجا از اولویتام خارج شده 
پسر مدتیه سینه خیز میره و این روزا تبدیل به سینه خیز سرعتی شده 
مدام باید دنبالش این ور اون ور برم 
راستش خیلی خسته کننده است 
مخصوصا این که دست تنهام :( 
چقدر بده این تنهاییِ لعنتی !

همین پسر شيطون گاهی اینقدر خودشو لوس ميکنه که میگم خدایا من چندتا دیگه ازین بچه ها میخوام
ولی باید حواسم باشه احساسی تصمیم نگیرم :))))
دلم میخواست پسر بودم الان میرفتم بیرون يکم دعوا ميکردم داد میزدم سیگار ميکشیدم چهارتارو میزدم کتک میخوردم يکم ازراین فشاری که الان رومه کم میشد.
ولی حالا دختر شدم نه تنها نمیتونم هیچ حرفی بزنم بلکه ساکت باید بشینم و با ملایمت کارایی که چپ و راست بهم میگن با مهربونی انجام بدم چون اگه يکم تن صدام بالا ببرم یا لحن جدی حرفی بزنم چون نمیدونن چمه بازخواست و مجازات میشم.
دختر بودن سخته لااقل برای من عصبانیتم با ریختن طرفها تو طرف شویی خالی کنم یا ب
گپ دختران شيطون بلا

بیا خاص باشیم

بیا وسط يک جمع دوستانه گپ دختران شيطون بلا

چشم ها را گرد کنیم

من ابروی راستم را که بالا انداختم

تو چشمهایت را کمی غمگین کنی!

https://t.me/joinchat/AAAAAFAB-8NTqKM6Q2z-Dg
دانلود رایگان نمونه سوالات راهنمایی و رانندگی 98 pdf, مهم ترین و پر تکرار ترین
معشوق پاییزی من، سلام!
احتمالا هنگامی که این نامه به دستت می‌رسد اولین سئوالی که می‌پرسی "این دو هفته کجا بودی؟" خواهد بود! پس بگذار در همین ابتدا برایت از ماجرای صبح سه‌شنبه بگویم.
صبح سه‌شنبه در حالی که گرد و خاک نشسته بر قاب عکس‌ها و گلدان‌های کلبه‌ را می‌گرفتم دستم به گلدان سفالی یادگاری‌ات خورد، همان گلدان میخکی که در ۱۳ ژانویه هدیه داده بودی؛ قبل از انجام هر عکس‌العملی گلدان روی زمین افتاد و شکست، واقعه‌ی تلخی بود، احساس کردم نی
از علائم این سندروم می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:
هر سحر، با فرزندان متاهل ذکور و اناث خود تماس می‌گیرند تا از خواب نماندن آن‌ها اطمینان حاصل نمایند.
پنجره‌ی تمام واحدها را چک می‌کنند تا همسایه‌ها نیز خواب نمانده باشند.
در صورت عدم پاسخگویی به تلفن، تا خود اذان به زنگ زدن ادامه داده و همزمان با الفاظ محبت‌آمیز و به صورت غیرحضوری آن‌ها را مورد نوازش قرار می‌دهند.
در صورت خواب ماندن و روزه گرفتن بدون سحری، فرزندان (که خود نیز دارای فرزن
دختر که باشی;
درسته که همیشه
 دلت
 به وجودِ یه مرد قرصه!
که اگه نباشه;
تصمیم های زندگیت با شک و شبهه پیش میره!
پدرکه نباشه
نگهبون که نباشه
یابهتربگم دلت که قرص نباشه
ممکنه اشتباه بری راهو;درست!
پدرکه نباشه امنیتِ خونه نیست;درست!
ولی همیشه خدا یه روزی یه جایی
یه مرد جاش برات جایگزین ميکنه
که باز دلت قرص بمونه!
که اون مرد میتونه برادرت باشه
یا حتی همسرت!
ولی مادر که نباشه
هیچکس نیست که براش ناز کنی
و برات فدا بشه.
مادر که نباشه 
هیچکس نیست که براش
.
کلافه‌ایم از این فصلِ ناخلف، دیگر
چرا بهار نمی‌آید این طرف، دیگر؟
چگونه با قلم و نان به خانه برگردد -
پدر که له شده در ازدحامِ صف، دیگر
کدام خانه؟ که اصلاً وطن نباید گفت -
به این مساحتِ ویران - مَع‌َالأسَف - دیگر
نه مریم آینه دارد، نه یاسمن شاد است
که خاک هیچ ندارد - مگر علف - دیگر
براهنی! چه کنم در سکوتِ این سرسام؟
نمی‌زنند ن دف دَدَف دَدَف، دیگر
زبانِ مادری‌ام در رسانه مُثله شده
چهار نقطه مگر مانده از شرف، دیگر؟ -
که شعرِ تازه به دنیا بیا
دانلود آهنگ دخترم
(بروز شده در تیر 1398)
دانلود مجموعه کامل از گلچین آهنگ های در مورد دختر
دانلود گلچین آهنگ های فوق العاده زیبا درباره دختران
مجموعه کامل و شنیدنی در مورد دختران
يکی از لذت بخش ترین کار ها برای ما آدم ها این است که ساعت ها به گوش
دادن موسیقی بپردازیم مخصوصا زمانی که این آهنگ ها مناسب برای روحیه ما و
مناسب روز ما باشد. روز دختر يکی از بهترین روز هاست برای دخترانی که تمایل
به شنیدن آهنگ های شاد و جدید برای لذت بردن از این روز زیبا
دانلود فیلم Daughter of the Wolf 2019 دوبله فارسی
دانلود فیلم دختر گرگ ۲۰۱۹ کیفیت عالی ۱۰۸۰p
دانلود نسخه کم حجم فیلم دختر گرگ The Poison Rose 2019
لینک دانلود قرار داده شد
مطابق با قوانین جمهوری اسلامی
 

موضوع فیلم : يک خدمتکار بازنشسته به نام کلیر
هامیلتون که اکنون با آرامش خویش زندگی می کند، ولی او به زودی او آرامشش
را از دست می دهد، به دنبال افرادی است که او را آزرده کرده اند و همچنین
قصد دارد از آنها انتقام می گیرد و …
 
 دانلود با لینک مستقیم
دانلود فیلم د
بابام رفته یه پسری رو برای من خواستگاری کرده
جمله بالا رو باور کنید.بابام و دوستش وقتی هردو بهم درمورد این پسره که پزشکم هست حرف زدن گفتم چرا پسر بیچاره رو میخواین بذارید توی معذوریت و هرچی سعی کردن به من بقبولونن که واقعا خونواده پسر خواستگاری کردن نمیتونم قبول کنم.پسره همسن من و پسر همکلاسی دبیرستان بابامه.توی ازمون دستیاری امسال رشته وشهری که میخواسته نیورده و حالا میخواد درس بخونه دوباره و یه جای سبک کار کنه.بابام و واسطه این وسط م
  در بهار پر گل این بوستاندست من تک ساقه پاییز ماندبرگهای خشک عشقی سوختهبر فراز شاخه ها آویز ماندگرچه دیگر آسمان ها تیره استشب ز دامان افق سر می کشدباز با پرواز مرغان بهارآرزویی در دلم پر می کشدمی فریبد دل به افسون ها مرامی سراید بر من این آواز هابال دارد بال دارد مرغ عشقباز خواهد کرد او پروازها((سیاوش کسرایی))
چند روز پیش، خواستگاری دختری رفتم، که سخت دل بسته من بود. مرا بخاطر ایمان و اعتقاداتم انتخاب کرد و من نیز شخصیت او را دوست داشتم، نگی داشت.خواستگاری مختصری بود، از طرف ما خواهرم نبود و برادر ارشدم. از طرف عروس هم، خواهرش نبود و دو برادر بزرگترش. خواهرش و مادرش هم مرا پسندیده بودند.من يک کارمند حقوقی و او نیز يک دبیر، بحث ها از خواستگاری کشیده شد به ی و اعتقاداتی. گویا خدا می خواست، چشم من زا همین اول کار باز کند. بحث تا جایی پیش رفت، که م
عید رو به این وبلاگ و تمام خواننده‌هاش تبريک می‌گم : ) عید برای من پر از خاطره و خوشی هست و امیدوارم برای شما هم همین‌جوری باشه.
بهترین عیدی‌ای که می‌تونم بدم این آهنگ بهارانه از يکی از بهترین موسیقی‌دان‌های ایرانی‌مونه.
بشنویم، رقص بهار از شهرداد
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرور
جوان متدین فقیری به #خواستگاری دختری رفت
پدر دختر موافقت نکرد!
و بعد از آن جوان فاسق و پولداری به
خواستگاری دختر رفت
اینبار پدر موافقت کردوگفت:
خدا هدایتش ميکند.
.
آیا خداوندی که
هدایت ميکند»،همان خداوندی نیست
که روزی میدهد»؟
.
آیا فرمانبران را با گناهکارها يکی می‌کنیم؟!
سوره قلم
 امروز روز تولد من است.
من ۲۴ ساله شدم، به همین آسانی.
مجرد هم هنوز هستم، مثل خیلی از بلاگران هم سنم.
و حالا از این متن به بعد:
ولادت حضرت معصومه (س) هم هست.
روز دختران هم هست.
روزتون مبارک دختر خانم های عزیز.
در کل مصادف شدن روز تولدم با ولادت حضرت معصومه(س) و روز دختر به نظرتون خوبه یا نه؟ یا.؟
به نظر من روز تولدم با روز تولد حضرت معصومه(س) يکی شده، برام خیلی خوبه.
در کل برای روز تولدم شاد و خوشحال باشید.
انتخاب نوع کيک اینترنتی با خودتون، در کل هر
من مث چیز ادا درمیارم. براى قوى بودن! براى مثلا قوى بودن. ادای آدمی که خیلی داره حال می کنه با اوضاع، وقتی بی نهایت ترسیدم. ادای آدمی که اعتماد به نفس خوبی داره، وقتی از شدت اضطراب حتی صدامم داره می لرزه. ادای آدمی که خوشحاله وقتی دارم دق می کنم و بغض به گلومه. ادای آدمی که خوشبخته، وقتی حسرت های تصور نشدنی ای تو ذهن و قلبش داره. چهره ام یه دختر بشاشِ بااعتماد به نفسِ مغروره، درونم یه دختر تنهای مضطرب که دلش می خواد بعضی از آدما گاهی بغلش کنن به
حدود يک ماه پیش رفتم یه جایی مصاحبه کردم به منظور شغل دوم میخواستم پول بیشتر دربیارم خیر سرم.
رفتم مصاحبه هم خوب پیش رفت قرار شد که مشغول بشم البته پاره وقت چینی بودن. این شخص شخیص رئیس دوشنبه من رو به شام دعوت کرد هتل اسپیناس پالاس بود خودش دعوتم کرد تو رستوران طبقه 21 ام هتل منم رفتم بهرحال میخواستم درمورد کار صحبت بکنم. وقتی تو آسانسور بودیم گفت تو خیلی کوشولوهی! انگار تازه فهمیده باشه خودش دومتر قد و هيکل داشت برعکس چینی های مع
سلام به خانواده برتری ها
امیدوارم هر کجا که هستید سلامت و موفق باشید، من يک سوال ازتون داشتم، می خواستم بدونم آیا میشه بدون در نظر گرفتن خانواده ازدواج کرد؟، اگه يک نفر خانواده نداشته باشه مثلا پدر و مادرش فوت کرده باشن یا خانواده خوبی نداشته باشه(بماند) و فامیل خوبی نداشته، چطوری باید خواستگاری کنه؟
مراسم ها رو برگزار و ازدواج کنه؟ دختر خانم های امروزی تا چه اندازه با این قضیه کنار میان و آیا خانواده طرف مقابل براشون مهمه؟، تا چه اندازه مه
واقعا نمیدونم چرا دست و دلم به نوشتن دیگه نمیاد
با اینکه خیلی اتفاق ها افتاده و من دو جا مشغول به کار شدم ولی تا میام اینجا چیزی بنویسم مغزم خالی میشه
من به عنوان مشاور روانشناس تو مرکز اختراعی مشغول به کار شدم
با بچه های کنکوری در ارتباطم.
امروز یه دختره اومده بود پیشم حقیقتا دختر کوشا و زرنگی بود. تو هر فیلدی که وارد میشد جایزه میاورد فقط یه مشکل داشت بابایی داشت که از پیشرفت های جامعه به دور بود پدرش به شدت خودخواه و لجبازافسردگی د
زنی وفات کرده و تک دخترش را با برادرانش تنها گذاشته است.من روزهاست که به عمق تنهایی ان دختر فکر ميکنم.وضع او و خودم را مقایسه می کنم.در حقیقت سالهاست که به این موضوع فكر ميکنم.اگر من زودتر از مادرم نمیرم بعد از او تنهای تنها میشوم.مردها و پسرها نمی توانند جای خالی مادر،خواهر و دختر را پر کنند.این خلا بخواهم یا نخواهم باعث سقوطم میشود.گاه با خود می گویم کاش من هم پسر بودم یا اصلا به دنیا نمی امدم که چنین زجر بکشم.چند سال پیش به پرسه پیرزن همسایه
همه ادم ها، حداقل همه دختر ها يک سری تصورات و فانتزی هایی نسبت به زندگی آینده و خاصا شوهر و یچه هایشان دارند، در همه تصورات من بچه ام همیشه پسر است ( روم به دیوار الان باید صد رنگ عوض کنم که در نامزدی از این حرفا میزنم)، هر چه سنم بالا تر میرود بیشتر به این نتیجه میرسم که دختر داشتن بهتر است و بی پسر میشه ولی بی دختر نمیشه اما نمیتوانم با تنفرم نسبت به لوس بازی های دختر های 3 تا 10 سال کاری کنم
به تازگی دختری در بستگان متولد شده و پدرش داشت از آین
خدایا تو شاهدی ۹ تا هم اتاقیم هرشب دارن از خصوصیت بدنی زیدشون میگن! یواش یواش منم دلم میخواد! يکم میرم بیرون نشنوم! يکم هنذفری میزارم توی گوش! اما آخرش که چی؟ چه خاکی به سر کنم! کمک کن خدایا که کار شدیدا صعب است!
 
یه زمانی یه دختر از کچه رد میشد یه نفر یه چیزی میگفت مابقی غیرتی میشدن و طرف رو حالیش ميکردن اون یه دختر غریبه حالا جوری موج میزنه که طرف از زیدش با تمام اوصاف تعریف ميکنه چه بسا ازدواج هم بکنن چطوری میخواد توی چشم رفیقاش نگاه ک
حامدهرجاخواستگاری میرفت دختر خانواده دلش میخواست با خودش توله سگ خود راهم بیاورد.مادرش هروقت ازمحل دورمیشدتف برزمین میانداخت میگفت دختر که به هر دانشگاهی رفت بعدش توله سگ پرورمیشه.
تااینکه حامدمجبورشددورازدواج راباافرادی که توله سگ دارند خط قرمزبکشد.به مرور زمان سن اوبالامیرفت و متوجه میشدگهگداری  وقتی پیرمیشودنیازبه فرزندداردکه عصای دستش باشد. گرنباشدبایدباتوله سگ زندگی کند.
خانه اودردهات نیازبه سگ نگهبان داشت.هرباريک سگ میخریدآن
سلام.
دیروز با پاییز رفته بودم خونه دوستش بهار.(وبشون مشترکه)
زینب و زهرا هم بودن.
مثلا رفته بودیم کمک واسه مهمونی امروز که با دوستای دبیرستانشون گرفتن.
فقط ظرفارو شستیم و نشستیم به حرف و خنده.خخخ:)))
نوشمک آورد بخوریم در نگاه اول يکی شون سرمه ای بود و بقیه مشکی.0_0
از وسط که جداشون کرد چند تاشون سبز لجنی و چندتاشون زرشکی بودن.:))))))))))
هرکی می خورد کلی فکر ميکرد که ببینه مزه چی میده.:)))
حوصله مون داشت سر میرفت که زهرا گفت خرک شیم از رو هم بپری
مامانم خیلى زن خوبیه ! 
از اون خوبا که بابام دوستْ داره و هى قربونش میره و هى دورش میگرده !
چند سال پیش یه روز داداش بزرگم اومد و گفت عاشق شده !
میگفت طرف دختره خیلى خوبیه !
از اونا که تو دانشگاه جزء نمره اول هاست !
از اونا که ته منطقن و میشه یه عمر زندگیو باهاشون ساخت !
از اونا که حرف نمیزنن هرجا،هر چیزیو نمیگن !
خلاصه اینکه خیلى دختر خوبیه !
وقتى اینا رو تعریف ميکرد داداش کوچيکم اخماش تو هم بود!
وقتى ازش پرسیدم چته، با حرص گفت خب آخه چه جورى میشه عا
خیلی حالم گرفتست چشمام شده بارون بهار
اگه این متن رو میخونید برام کامنت بذارید
واقعا چه کار کنم ؟مدتهاست که قلبم از عشق يک طرفه میسوزه یه جورایی بی رگ شدم و احساس ميکنم دیگه هرگز نمیخوام ازدواج کنم .
کاش خدا برای من و این حجم اندوه یه کاری کنه.
خدایا منم دل دارم
امضا سکوتی که تبدیل به اشک شد.
+سرآغاز
نوشتن از اون دست کارهایی که من دوست دارم، فرقی نميکنه پشت میز بشینم و شروع کنم به پُر کردن دفتر  برنامه هام یا اینکه تایپ کنم و صفحه مجازی وبلاگ از نوشته هام پُر بشه،نوشتن از اون دست کارهای  دوست داشتنی برای من.
به ثبت رسوندن حس ها و ثبت کردن خاطرات  و حتی روزمرگی هایی که فکر نميکنم روزی دلتنگ بشم برای مرورش.
دوست دارم اولین یادداشتم  را این‌چنین شروع کنم
به نام خالق خوبی ها و زیبایی ها
به دفتر یادداشت من، بهامین دختر زاده آخرین روز
وارد قطار شدم، پاهایم بسیار دردناک بود، خیلی راه رفته بودم، علاوه بر آن، کفش‌های تازه‌ام پشت پایم را آزرده بود و تاول کوچکی ایجاد کرده بود و خودش هم سبب باز شدن و به‌تبع، سوک شدنش شده بود. مثل اکثر اوقات، صندلی‌ای برای نشستن ندیدم، قطار خلوت بود، دردِ پایم مجبورم کرد که فکر کنم حالا که خلوت است، کمی بی‌فرهنگی شاید اشکالی نداشته‌باشد. خرده فرهنگم با خرده دردم در حال جدال بودند که سرانجام دومی پیروز شد و کف قطار نشستم. زانوهایم را بغل ک
در روز شانزده هم خرداد ماه 1308 در تهران دیده به جهان گشود. او فرزند تقی میرزا» از نوادگان رضاقلی میرزا، فرزند ارشد نادرشاه افشار بود.   تحصیلات مقدماتی را در شهر تهران در دبیرستان ایرانشهر گذراند و در سال 1328 برای تکمیل معلومات خود به فرانسه سفر کردو سه سال در آنجا اقامت کرد . در سال ۱۳۳۱ پس از دریافت لیسانس از دانشگاه سوربن پاریس در رشتهٔ زبان و ادبیات فرانسه به تهران بازگشت
پس از بازگشت به تهران در طی 9 سال  - 1333 تا 1342 - چهار مجموعه خود به نامه
توو کوچه کثیف فقر
یه پسر همسن من
با لبی سرخ از خون
تکیه داده به دیوار سرد
رو به روش یه دختر ناز
با لبی سرخ از رژ
زانو زده مثل همدرد
مانده بین ماندن و رفتن
دختر به فکر پایانی
پسر به فکر رهایی
من با جنون غریبی
منتظر سرخ ترین بوسه جهانی
مشکلات مردها، به چیزهایی مثل نژاد، پول و شغل برمیگرده؛ اما مشکل اصلی زن ها
فقط حول یه موضوع می گرده:
                         آن ها (زن) به دنیا آمده اند.
                                                         اوریانا فالاچی
_____________________________________________
حالِ این روزهام؟ بد، بدون هیچ دلخوشی.
چرا باید دختر به دنیا بیام؟ چرا تو این کشور؟ چرا تو این زمان؟
تو این کشور یه دختر، یه زن  هر چقدر هم مستقل باشه و تلاش کنه بازم جزو املاک شخصی مردها حساب میشه.
تا وقتی بچ
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب