نتایج پست ها برای عبارت :

رهایی یک لبخندپارت ۱

آیین و مراسم مذهبی در خواب نشانگر  آن است که خواب بیننده به وسیله نشانی مخصوص از مشکلات و نگرانی‌ها رهايي می‌یابد و دیدن آیین مذهبی نشانه خوش اقبالی برکت و افتخار می باشد و اگر خود در مراسم مذهبی شرکت کردن به معنی رهايي از نگرانی ها و مشکلات می باشد.تعبیر تیوب | بزرگترین سایت تعبیر خواب
خدایا، بنده‌ی روسیاهت چگونه شکرت را بجا آورد؟ خدایا، مگر می‌شود توان ادای شکر همه‌ی نعمت‌هایت را داشت که آن هم بدون عنایتت محال است.
خدایا، جهالت این بنده‌ات را انتهایی نیست مگر به لطفت که شامل حال این ظالم شود که براستی ظالم به خود است.
خدایا، وقتی مرور می‌کنم زندگی‌ام را، آمدنم را، بودنم را، مگر می‌شود که بودنت را ندید، مگر می‌شود زندگی را بی تو در فهم آورد.
خدایا، زندگی سخت است و دنیا هزار رنگ و هزار حیله دارد و چه سراب‌هایی که گویی ه
این حالت رو که وقتی پر از حرفی ولی وقتی پای گفتن یا نوشتنشون میاد دقیقه ها خیره می شی نه کلمه ای برای گفتن پیدا ميکنی و نه نوشتن، درک نمی کنم.کمی فکر.
کمی تکان خوردن لبها
تعدادی خطوط عجیب روی کاغذ
و در نهایت رها کردن همه چیز و لبخند زدن
و بر میگردی به واقعیت
اما اینبار تمام آن حرفهای نگفته به سنگینی سابق نیستند.
نه گفته ای شان و نه نوشته ای اما احساس رهايي از آنها کاملا حس می شوند.
چقدر عجیب.
کمی سکوت،
و رهايي.
_

تو همه دراین تکاپو
که حضور زندگی نیست
به غیر آرزو‌ها
و به راه آرزوها
همه عمر
جست‌و‌جو ها.
من و بویه‌ی رهايي
وگرم به نوبت عمر
رهیدنی نباشد
تو و جست‌و‌جو وگرچند
رسیدنی نباشد.
                                                                شفیعی کدکنی
✍✍
درانفرادی چشمان تو.
ای  برانگیخته!  برگزیده ! ای  بَلَد جان !  فروریخته کاخ سنگینِ دل . ای  لرزه انداز  در مقدّرات  مغرضانه!
 رُسته از خاک  حَسَنات! 
هستی گرفته از حرارت  حضور !
 ای در مَطلَع نظر ؛   من سلول  به سلولِ تن ؛ درانفرادی چشمان  توأم .
خود ؛  آویخته ام از بام های بندگی ات .
خود به نقد جان ستانده ام زنجیرو پای بند از شرم فروشان  شهر شقاوت .
این  منم  اَعو ذُبا لعشق از سنگ آباد سِحر نامحرمان .
هرگزم مباد رهايي  از  مرز های  مهربانی
همه ارزویم، چه کنم که بسته پایم؟!
دچار استیصال می شوم . کاش می توانستم پی دل تو بروم . کاش می توانستم پی  دل خودم بروم .
چند قدم مانده تا رهايي؟! چند قدم مانده تا درک حضور تو؟! چند قدم مانده تا اغوشت؟!
تو فقط اذن بده به دیدارت، تو فقط بگو بیا . 
دل می کنم از هرچه هست. 
هیچ ظرف لبریزی را، نتوان که قطره ای دیگر بخشید، مگر آنکه تهی گردانیم ظرف را، از آنچه انباشته نموده است.هیچ جوینده ای به حکمت نرسد، مگر انکه در گام اول تهی شود از انچه، که خود را با آن انباشته است.و این با سکوت آغاز میشود.گام نخست سکوت است،سکوت به معنای خاموش کردن نجواهای درونی و قضاوتهای بیرونی فارغ شدن از انکار و تایید دیگران.سکوتی که تمام توجه را آماده پذیرش و دریافت ،موسیقی بال زدن شاهپرکی سازد که در جستجوی نور بال میگشاید.و این گام دوم
هانا آهنگ گذاشته بود و حرف میزدیماز خودمون و تغییراتمون و تلاشی که برا تغییراتمون کردیم گفتیم و گفتیم و گفتیم.یهو به خودم اومدم اشرف زاده داشت میخوندتو ماهی و من ماهی این برکه کاشیاندوه بزرگیست زمانی که نباشی فکرا میچرخید تو سرم و میچرخید و من دلم رهايي میخواست.اونقد فکرا چرخید توسرم که بغض شد حتی.که دلم خواست خودمو فکرامو بالا بیارم و آوردم.
دلم می‌خواهد يک پیراهن حلقه‌ای گلدار تنم کنم، کلاه حصیری‌ام را بگذارم روی سرم، صندل تابستانی‌ام را بپوشم، لپ‌تاپم را بردارم و بروم پارک. روی چمن‌ها بنشینم، به درخت تکیه کنم و مشغول شوم به نوشتن متنی که قرار است برای يک گروه راک ایرانی بنویسم. آه! نداشته‌هایمان که کم نیست. شکنجه‌ها بی‌شمارند. دلم رهايي می‌خواهد. من از این پارچه‌ها، از این پوشیدن‌های اجباری و از این نقش بازی کردن‌ها متنفرم.
پ.ن: اگر که پست قبلی را ندیده‌اید؛ جرقه‌ها
مقدمه: ۱۳ کتاب
از نمایش‌گاه کتاب ام‌سال خریدم. ۱۰ جلد
از آن‌ها کتاب‌های معرفی شده بودند، که با ریسک و عدم شناخت کافی پول بالاشان
دادم. به مرور آن‌ها را می‌خوانم و یادداشتی هم این‌جا برای‌شان می‌نویسم.
کتاب دوم: هنر ظریف رهايي از دغدغه‌ها / نوشته‌ی مارک
منسن

مارک منسن وب‌لاگ نویس است. در 24 ساله‌گی تصمیم می‌گیرد
کسب‌وکار خودش را راه بیندازد. وب‌لاگی دست‌وپا می‌کند و در آن شروع می‌کند به
نوشتن درباره‌ی به‌ترین چیزی که می‌داند؛ مخ ز
به طور تخمینی میتوانم بنویسم لعنت خدا بر آنچه که تو را از نوشتن منع کند. حالا که این صفحه را باز کرده‌ام پی برده‌ام. اینجا را دوباره باید سروسامان بدهم. همانطور که خودم را. همانطور که با نوشتن، خودم را. دست‌ها و انگشت‌هایم را به کیبورد سابق، به لغات، به نیم‌فاصله‌ها، به رهايي. این حجم از اجحاف در حق فضایی که پنجره‌ام رو به زیبایی‌ها و دایره‌های دوستی‌ست، به دور از انصاف است. حالا که کنترلی نیست. حالا که من اینجا خود خود سین هستم. اینجا که
این مسابقه براساس کتاب ملت عشق مولف الیف شافاک طراحی شده است، کتاب ملت عشق داستان دلدادگی و رهايي است. داستان زندگی آرام و يکنواخت زنی در غرب است که درگیر اندیشه های عرفانی شرق می شود. برای مشاهده معرفی کتاب ملت عشق اینجا کليک کنید.
جوایزه مسابقه: نفر اول: 200 هزار توماننفر دوم: 150 هزار توماننفر سوم: 100 هزار تومانشرکت در مسابقه: https://yarketab.com
 
od
نه غزل نوشته بودم نه ترانه ای سرودمکه به حرمت سکوتم تو بدیدنم بیاییمنم و ترانه هایم شب و بغض گریه هایمتو فقط اشاره ای کن تو بدرد من دواییدل من اسیر زلفت سر من فدای لطفتاگرم چه کفر باشد تو برای من خداییبسراغ تو بیایم سوی باغ تو بیایم که به پای گل نشینم بکنم غزلسرایینه ز بند تو گریزم نه به جنگ تو ستیزمتو بیا عنایتی کن که تو آن گره گشاییدل من بخون کشیدی من و به جنون کشیدیشده ام چو مرغ در دام که ندیده است رهايي(به کدام مکتب هستیم به کدام مذهب هستیم
خلاصه ای از کتاب بازیگری به شیوه ی متد- لی استراسبرگ
منتشر شده توسط Payamseidi در مرداد ۱۵, ۱۳۹۸
رهايي سازی مقدمه ای است برای موضوع مهم تر که تمرکز باشد. هر آنچه بازیگر انجام می دهد ناشی از ارتباطی دو سویه است. ارتباطی بین رهايي و تمرکز. يکی از وظایف او این است که باید بتواند کاری که قبلا در صحنه انجام داده ، تکرار کند، اما به شیوه ای بداهه. برخلاف این عقیده ی عمومی که می گویند بازیگر در حین اجرا متمرکز بر انجام يک کار است، او با شماری از مسائل و کار
این یادداشت يک دلیل طولانی دارد: اعتقاد به ، به عصیان، به بدی و ناهمواری آدمیزاد، به حقانیت عطش، حقانیت شر، به حماقت و امید من*، به عشق تو، بله، به‌هرحال کلمه‌ی عشق، کلمه‌یی که از آن می‌ترسم و متنفرم، عشقی که در توست، که در من است، و بی هیچ باوری، و پر از باور، می‌توان آن را گفت، نوشت، این همان ویرانه‌یی ست، که از آبادترین آبادیِ ساختِ آدمیزاد، خواستنی‌تر و خرم‌تر است. دیگر چه بنویسم؟ دو کلمه، چند کلمه، يک نفس، يک بو، صدایی از رهای
خیلی وقتا میشه که تصمیم می‌گیریم تغذیه‌ی بهتر و سالم‌تری داشته باشیم، اما موقعی که خسته از سر کار رسیدیم خونه، یا بعد از چند ساعت درس خوندن دل‌مون می‌خواد کل یخچال رو بخوریم و به خاطر همین مجبور میشیم رؤیای سالم خوردن رو فراموش کنیم! توی این پست ده تا ایده‌ی ساده و اکثراً سالم رو با هم یاد می‌گیریم که ما رو از خوردن یخچال و پرتاب دمپایی مادر به سمت‌مون رهايي ببخشه!‍♀️ چی بهتر از این؟!
ادامه مطلب
خیلی وقتا میشه که تصمیم می‌گیریم تغذیه‌ی بهتر و سالم‌تری داشته باشیم، اما موقعی که خسته از سر کار رسیدیم خونه، یا بعد از چند ساعت درس خوندن دل‌مون می‌خواد کل یخچال رو بخوریم و به خاطر همین مجبور میشیم رؤیای سالم خوردن رو فراموش کنیم! توی این پست ده تا ایده‌ی ساده و اکثراً سالم رو با هم یاد می‌گیریم که ما رو از خوردن یخچال و پرتاب دمپایی مادر به سمت‌مون رهايي ببخشه!‍♀️ چی بهتر از این؟!
ادامه مطلب
رهايي از تنهایی و مهرطلبی
پولداری بهتر است یا بی پولی؟پولدار با شخصیت بهتر است یا پولدار بی شخصیت ؟بی پول با شخصیت بهتر است با پولدار بی شخصیت ؟قصدم
طرح معمای ذهنی نیست، اکثر افراد به سرعت یا شایدم دیر متوجه میشوند که
"باشخصیت" بودن غیر قابل معاوضه با همه چیزهای دیگر مهم در زندگی است.ما
پولدار باشیم، تحصیلات عالی داشته باشیم و لباس های شاهکار و چهره جذاب
چشم درآر هم داشته باشیم، اگر شخصیت سالمی نداشته باشیم، تقریبا به میزان
ارتفاع همان د
چند وقتی میشود که آنچنان که دلخواه و دلچسبم باشد؛ دست و دلم به قلم نمی رود و می اندیشم به آنچه گذشته و در حال گذر است. انگار کن رهايي ام را قفلی زده اند به وسعت تمام جسم و جانم. به گذر این روزها سخت، امیدی نیست و در حالی گرفتار مانده ام که به شدت نیازمند ترکش هستم. دنیاست دیگر يک روز با ماست و روزی دیگر بر ما. و آدمیست و دلــــ .اصلا وقتی فکر می کنم دل را برای چه  آفریده اند می مانم در حکمت خلقتش. حسابش را کرده ام چند وقت يکبار که هواییِ دلخوش
داداشم فردا کنکور داره، بالای تخته وایت برد تو اتاقش نوشته: به نامِ عادل ترین
دارم فکر ميکنم منظورش چیه؟ یعنی داره میگه خدایا همون اندازه ای که تلاش کردم نتیجه بگیرم؟ یا می‌گه خدایا اگه یه جای زندگیم کم گذاشتی اینجا عدالت به خرج بده و برام جبران کن؟ :))
واقعا هم تلاش کرد و من امیدوارم نتیجه ش رو خیلی با برکت تر ببینه! ولی من بودم شب کنکورم یه همچین حسی داشتم که : خدایا من که اونقدری که باید نخوندم و بلد نیستم، احساس ميکنم همشو یادم رفته :/ خودت ب
توو کوچه کثیف فقر
یه پسر همسن من
با لبی سرخ از خون
تکیه داده به دیوار سرد
رو به روش یه دختر ناز
با لبی سرخ از رژ
زانو زده مثل همدرد
مانده بین ماندن و رفتن
دختر به فکر پایانی
پسر به فکر رهايي
من با جنون غریبی
منتظر سرخ ترین بوسه جهانی
آبان بن تغلب گوید بامام صادق علیه السلام عرض کردم قربانت  خدایتعلی فرماید خودرا  بکردنه نینداخته 11 سوره 90  حضرت  فرمود کسی را که خدا ببرکت ولایت ما گرامیش  داشته از گردنه گذشته است و ما هستیم آن گردنه یی که هر کس  وارد شود  نجات یابد راوی گوید من خاموش بودم باز حضرت فرمود نمی خواهی بتو  حرفی  آموزم و افاده  کنم  که از دنیا  و آنچه در آنست برایت بهتر باشد  و عرض کردم  چرا قربانت فرمود آن قول  خداست آزاد کردن بنده  13 سوره 90 آنگاه فرمود مردم هم
جدیدا آدمهای زیادی هستن که به نوعی تمایل دارن منو بشناسنیا باهام حرف بزنن.و من به هر نحوی سعی ميکنم مکالمه رو قطع کنم و اونهارو از خودمدور کنم.ولی بعد از اینکه به نوعی ازم دلخور میشن و دور میشن منم دلخور میشم:/الان مثلا ناراحتم سه تا پسرو از خودم به فیلسوفانه ترین شکل ممکندور کردم و حسی که دارم الان خیلی دردناکه.اصلا حس جدایی از معشوقی رو دارم که مدتها اذیتم ميکردهگونه ای از رهايي و تنهایی دردناککه مثلا خدایا چرااا منننن :(من خیلی ادمهارو به
چند شب پیش تا خود صبح کابوس دیدم حالم بد بود صبحش . ساعت 12 ظهر بابام زنگ زد گفتم سلام خوبی ؟؟؟ 
گفت نه .
گفتم چی شده ؟؟؟ و همه چیزو برام گفت و دیگه نتونست حرف بزنه گریش گرفت قطع کرد .
زنگ زدم مادرم کامل برام گفت . خودم و مادرم پشت گوشی زار زار گریه کردیم . بعد از قطع کردن من 1 روز تمام اشک ریختم برای داداشم .
نمیتونم بگم چی شده ولی دوستای عزیزم ازتون میخوام برای برادر 2 دعا کنید و انرژی مثبت بفرستید .
من آدمی نیستم که اعتقادات مذهبی داشته باشم ولی به
 همین چند دقیقه پیش یه پست نوشتم؛ در حاليکه اصلا نیومده بودم در مورد اون موضوع بنویسم. بعد از پیش نویس کردنش، به تمام نوشته های يک سال اخیرم نگاهی انداختم. دو برابر تعداد این پستهایی که اینجا هست، پیش نویس دارم. هر پست تل خاطره و حس های گذشته بود. اگرچه که "گذشته"، گذشته اما برای من تمام احساساتش زنده و نزديکه. يک رویا و حس پنهان مدتهاست که در من زندگی ميکنه. تلاش کردم شفافش کنم، پیش نیازهاشو بسازم و تحقق ببخشمش. شفاف نشد. تنها دستاوردم برای کشف
چگونه انسان مهر طلبی نباشیم
ما در کشورمان رابطه عاطفی را با بدترین شیوه یعنی آزمون و خطا یاد میگیریمتجربه
مطب داری و تدریس حرفه ای من در دانشگاه و غیر دانشگاه اینست که عمده
مشکلات عاطفی ما، چه مجردی چه متاهلی ناشی از رفتارها و نابلدیهای ناشی از
وابستگی بیش از حد و استقلال بیش از حد است. هزینه شکستهای عشقی ناشی از
نداشتن مهارت وابستگی سالم ، بسیار بالا و بعضا غیر قابل جبران است !بنابراین
من تمام نکات مهم تبدیل وابستگی و استقلال ناسالم به و
و از تو میپرستند ان حقست 53 سوره 10 یعنی انچه در باره علی علیه السلام میگویی و بکو اربپروردگارم که انچه در باره علی ع میگویم حق است و شما خدارا در مانده نکنید ابان بن تعلب گوید بامام صادق ع عرصکردم قربانت تدایتعالی فرماید خودرا بکردنه نینداخته 11سوره90 حصرت فرمود کسی را  که خدا ببرکت ولایت ما گرامیش داشته از کردنه گدشکه است وماهستیم ان گردنه یی که هر کس وورد شود نجات یابد  راوی گوید من خاموش بودم باز حصرت فرمود نمیخو اهی بتو حرفی اموزم و افاده ک
برخی ممکن است از مسواک زدن طفره بروند و با این حال به دلیل جنس خوب
دندان‌هایشان دچار پوسیدگی دندان نشوند اما فراموش نکنید که این روند برای
مدت طولانی ادامه نخواهد داشت، چرا که روزانه دو یا سه بار مسواک زدن برای
رهايي از پوسیدگی دندان‌ها نیاز است.

يکی دیگر از مشکلات دهان و دندان، وجود حفره‌هایی در دندان است که به
دلیل بهداشت ضعیف دهان به وجود می‌آیند. به یاد داشته باشید که مصرف
خوراکی‌های شیرین را کاهش دهید، چرا که این خوراکی‌ها به سلا
آموزش غیر حضوری رهايي از تنهایی
پولداری بهتر است یا بی پولی؟پولدار با شخصیت بهتر است یا پولدار بی شخصیت ؟بی پول با شخصیت بهتر است با پولدار بی شخصیت ؟قصدم
طرح معمای ذهنی نیست، اکثر افراد به سرعت یا شایدم دیر متوجه میشوند که
"باشخصیت" بودن غیر قابل معاوضه با همه چیزهای دیگر مهم در زندگی است.ما
پولدار باشیم، تحصیلات عالی داشته باشیم و لباس های شاهکار و چهره جذاب
چشم درآر هم داشته باشیم، اگر شخصیت سالمی نداشته باشیم، تقریبا به میزان
ارتفاع
به غیر از عشق، دوستی و زیبایی‌های هنر، چیز قابل توجه دیگری نمی‌بینم که بتواند به زندگی معنا بدهد .
         ظرافت جوجه تیغی
             موریل باربری
+چیز قابل توجه دیگه ای میبینی؟
_ نه،هیچ چیزی نیست. یه سوال.به نظرت بعد مرگ هم تنهایی انقدر آزار دهنده است؟
+ به نظرت بعد از مرگ کلا چیزی آزار دهنده است؟ :(
_ اگه روحمون نمیره‌آره
+ خب پس اگه اینجوریه لابد تنهایی ام آزار دهنده است دیگه‍♀️
_ اوهوم، تنها دلیل خودکشی نکردنم همینه:(
 حداقل الان کتاب و
چهارسال دانشگاه و توی خوابگاه زندگی کردن بزرگترین درس های زنرگیم رو بهم داد من میتونم از صفر صفر شروع کنم میتونم روی پاهای خودم بایستم وقتی هیچ کس کنارم نبود و با تمام وجود تلاش کردم اشتباه نکنم برای رهايي از تنهایی هرکاری نکنم والان ثمره ان روزهایم سکوت صبری است که امشب به ان رسیدم او نمی دانم وقتی کنارم می ایستد وضو گرفته و نگاهم ميکند و طعنه نداسته هایم را می زند هیچ حسی در من به وجود نمی اورد به جز حس پست بودنش وقتی میگویم نمازت دیر شد می
بند هایی در زندگی ام بوده اند ؛از کودکی احساس ميکردم شان
یادم هست که تلاش ميکردم برای رهاشدن؛ ولی
هرچه بزرگتر شدم اون گره ها رو که نتونستم باز کنم هیچ بلکه گره و بندهای جدیدی اضافه کردم
واما اکنون
بعد ازبیست و يک سال و چند ماه احساس ميکنم اسیر این بندها شده ام
نمیدانم چرا ولی وقتی یه نگاه به بندهای ضخیم و یه نگاه به عزم و اراده خودم میندازم میترسم
میترسم از اینکه زورم نرسه؛عمرم که داره مثل برق و باد میگذره اونم به چه قیمتی؟!
به قیمت سپید
بسم الله الرحمن الرحیم./
 
سری اول که تو شهربازی کاستر سوار شده بودم ترسیده بودم خیلی جیغ زدم. اونقد که وقتی تموم شد با اینکه ترس و لذتش قاطی بود و خیلی کیف داشت ، گلوم و سرم درد گرفته بود از صدای جیغام ! سری دوم خیلی بیخیال سوارش شدم ، نفهمیدم کی تموم شد همه ی لحظه هایی رو که دفعه ی قبل جیغ کشیده بودم داشتم میخندیدم و کیف ميکردم و خنکای هوا و رهايي رو حس ميکردم ، دریغ از یه جیغ کوتاه . اینو نوشتم که دو تا نکته رو بگم : تو زندگی همه چیز به انتخ
نوشتم و نوشتم و نوشتم، مثل تمام روزهای دیگری که نوشتم بلکه بتوانم چند خطی از شرح حال این روزهایم را برایتان بگویم اما . اما افسوس که تمام نوشته‌هایم ناتمام ماند ، انگار که سکوتی بر من حاکم شده است که نمی‌توانم با هیچ نیرویی از دستش رهايي یابم، شاید هم این روزها تمام من خواهان همین سکوت است . نمی‌دانم، هر چه که هست درونم آشوب است و بیرونم میل به سکوت . بگذریم !
شما از احوالاتتان بگویید، این روزهایتان چطور می‌گذرد ، یا به قول زنگ انشاء " تاب
عشق.
شور  بی بدیل ؛ انعکاس انفاس آسمانی بر مخلوق ،  یادمان  یار  در یاخته ها ؛ این ودیعه ی بی نقصان  " ودود" ؛  
او همان همای نشسته بر اريکه ی جانها ، 
اعلیحضرت عشق ،  بارعام   داده است.
این شورآفرین بی منت، پیغامبربی آیین؛ پیشوای بی پیرایه، چونان آفتاب؛عالمگیروجهان تاب ، سایه ی سودازدگی بر همه ی سرها وسامان ها  گسترانیده است. این است سلطنت صادقانه ی حضرت عشق!
ای بزرگ؛  ای برترین آیت پروردگار! متعلقان و مصاحبان  تو صف بسته اند به دستیاری و دل
وقتی می توان با نوشتن حال بهتری داشت و شاید حالِ دنیا را بهتر کرد دلیل برای ننوشتم نمی بینم. این همه حساسیت روی نوشتن و وسواس روی کلمات و محتوا لازم است؟ آن هم درست در زمانی که می توان با نوشتن تغییرات زیادی پدید آورد، در مورد تغییرات گسترده ی بیرونی صحبت نمی کنم، دارم از حال درون خودم می گویم، از تاثیر شگرف نوشتن بر روی روند شکل گیری و نظم یافتن تفکراتم صحبت می کنم.نوشتن برای من ابزار اندیشیدن است. پیشنهاد می کنم شما هم این ابزار را تجربه کنید
 امپراطوری رابطه
امپراتوری رابطه (رهايي از بازی قربانی شدن در زندگی و مثلث کارپمن)،
درسی حیرت آور برای شناسایی بازیهای پنهان روانی خودمان و اطرافیانمان که
بسیار مورد استقبال مردم قرار گرفته است، زیرا یاد میگیرند نه خودشان را
فریب بدهند نه فریب بازیهای عاطفی اطرافیان را بخورند.
سه نقش حاضر
در مثلث کارپمن عبارتند از جلاد، رابین هود و قربانی. کارپمن معتقد است که
این ۳ نقش جنبه‌های متفاوت قربانی»اند؛ از هر وجه که شروع کنیم در نهایت
در نق
به یاد مسافران آسمان در عملیات والفجر هشترفتند با شوق یاران تا شهر نور و رهاييماندند در سینه ها با گلهایی از آشناییهر نیمه شب با صدای اشک و مناجات آنهابرخاست پلک سپیده وا شد در روشناییهر صبح با خاطرات سبزی از آن سینه سرخان شرمنده میمانم ازخود شرمنده از بیوفایی
آری چه آسان گذشتند ، آنانکه از جان گذشتندماندم ولی بر نگشتند ماندم ز بی دست و پاییدر آسمان خیالم صدها ستاره فروزانصدها ستاره همه سبز در اوج بی انتهاییآن شب چه آهسته می رفت مردی که با
آدمها تاریخ مصرف ندارند اما وقتی کسی برای تو تموم شده، یعنی تموم شده و به این سادگیها قابل برگشتن نیست.به نظر من رابطه ها مثل همه چیزهای دیگه باید رشد کنند تا ازشون لذت ببریم و تمایلی برای ادامه دادن داشته باشیم.وقتی یه رابطه مدتها ساکن و بدون هیچ رشدی باشه به صورت کاملا غیر ارادی از اون آدم دور میشیم.چیزی که الان من میبینم یه آب صاف و زلال که هر کسی با دیدنش ازش تعریف می کنه بی خبر از انکه چون آب ساکن از زیر در حال گندیدن و به زودی بوی تعفنش تو
چند وقتی بود که ذهنم درگیر این بود که این شبکه های مزخرف عجتماعی رو حذف کنم یا نه بالاخره دیروز تصمیمم رو گرفتم . اینستاگرام و تلگرام از روی گوشی حذف شد . تلگرام هم فقط روی لپ تاپم دارم اونم فقط و فقط بخاطر آنیف . البته مشخص نیس احتمالش هست اونم حذفش کنم .
این مدت خوب بوده . درگیر برنامه نویسی PHP هستم . خیلی دارم باهاش حال ميکنم . تصمیم گرفتم جدای از خود برنامه نویسی سمت سرور ، طراحی رابط کاربری و برنامه نویسی سمت کاربر رو هم جدی دنبال کنم چ
فکر کنم دیگه زمان اون رسیده که آهنگ سالار عقیلی رو بذاریم و همگی با هم گریه کنیم.
" ایران فدای اشک و خنده‌ی تو، دل پر و تپنده‌ی تو
فدای حسرت و امیدت، رهايي رمنده‌ی تو
ایران! اگر دل تو را شکستند، تو را به بند کینه بستند
چه عاشقان بی ‌نشانی، که پای درد تو نشستند
.
ایران! به خاک خسته‌ی تو سوگند به بغض خفته‌ی دماوند
که شوق زنده ماندن من ، به شادی تو خورده پیوند
ایران! اگر دل تو را شکستند، تو را به بند کینه بستند
چه عاشقان بی‌نشانی، که پای درد تو ن
صحبت مان کشیده بود به بچه دار شدن. می گفت روزگاری بچه دار شدن معنای بیمه شدن داشت. فرد در جوانی صاحب بچه می شد که در پیری عصای دستش باشد. این روزها دیگر بچه خاصیت بیمه را ندارد. عصای دست دوران پیری نیست. 
من یاد بخشنده افتاده بودم. سال ها پیش خوانده بودمش. تصاویر دوری از کتاب توی ذهنم مانده بود. يکی اش این بود که در جهان کتاب زایمان سپرده شده بود به عده ی خاصی. داستانی از آینده که در آن فقط بعضی از دختران وظیفه ی تولد فرزندان را به عهده می گیرند و
اجاره
ماشین ارزان تهران در اجاره خودرو رنت پارس
اجاره ماشین ارزان تهران يکی از روش های آسان رهايي از برخی
مشکلات می باشد. حتما شما هم با مشکلات مختلفی از قبیل کمبود خودرو در مسافرت ها و
نبود سرویس مواجه شده اید. از این پس جای هیچ گونه نگرانی وجود ندارد شما با اجاره
ماشین ارزان قیمت و بدون راننده در تهران می توانید از همه این دغدغه ها رهايي
پیدا کنید.
اجاره
ماشین ارزان تهران
همان طور که می دانید تهران شهری شلوغ
است و مردم همه روزه در حال فعالیت
باز بهار آمد، اما بی تو،در دلِ یلدای تاريک زمان،هنوز زمستان بی داد ميکند…باران، جلوه ی رحمت است و بهاران مژده رهايي .اگر در عصر اندوه زمین، تنها خرسندی انسان آمدن تو باشد،تداعی شیرینِ حقیقت جاوید بهار، یعنی تو .و ما در تمامی بهارهای زمین،و در هر روز فروردین،به رویت اردیبهشت عاشقی که،نگاهت را به ارمغان بیاورد؛ به انتظار نشسته ایم.و چنین است که علی الدوام، این همه بی تویی را تاب آورده ایم.برآی، ای آفتابِ ناب و ای حُسنِ بی بدیل.ای خورشید
گره‌های درهم تنیده‌‌ی زندگی، سختی‌ها، حال و احوال بد، اندوه و . بند علایق آدمی را می‌گسلد، دلبستگی‌ها را کم‌رنگ و کم‌رنگ‌تر می‌کند و موجب می‌شود هزار وابستگی و امید پوشالی که در دل انسان نسبت به زمین و متعلقاتش نقش بسته، رنگ ببازد. تو گویی که حکمت تمامی این گره‌ها همین است که آدمی را به این نقطه‌ی امن برساند. انسانی که به او از همان ابتدا نوید داده شده که ما تو را در رنج آفریده‌ایم»، انگار که محتوای این سخن را باور نکرده باشد، وقتی
و چنین آمده است که اجنۀ خانگی برای جذب توجه بانوان خانه‌دار و رفعت‌بخشی به جایگاه خود در خانه‌ها به رب‌النوع خانه‌داری حمله کردند. رب‌النوع خانه‌داری در جنون جن‌زدگی تشریفات نویی به آیین نوروزی افزود از این قرار که پیش از ورود به سال نوی خورشیدی، خانه و کاشانه رفت‌وروب شود تا پلیدی‌ها به سال جدید وارد نشود.
بانوان این مرز و بوم که اجنۀ خانگی را بزرگ‌ترین پلیدی در خانۀ خود می‌دانستند، در نخستین گام آن‌ها را از خانه‌ها بیرون کردند. ا
بهار، یا دقیق‌‌تر بگویم، عید، مثل خنده‌ی بعد از دعوای زن و شوهری‌ست. مثل رهايي بعد از گریه. مثل آسمان آبی، بعد از طوفان شن. رسالتش، غبار روبی و رنگ پاشیدن به دنیای خاکستری ماست و چه خوب رسولی‌ست. قرار نانوشته‌ای دارد که هرسال، تو را می‌فرستد در گل‌فروشی محله. بی‌تابی و عجله‌ات را می‌گیرد و مجاب‌ات‌ می‌کند سر صبر، میان گلدان‌ها بگردی و يک‌دل‌سیر، چشم بدوزی به گل‌ها. حسن‌یوسف و پیچکی برداری تا خانه‌ات سبز شود. فقط بهار است که تو را ر
 
 
در سپیده دمی که بی ظهور تو، سیاهی می زاید،
دلم مجالِ خیالی محال می خواهد.
 
 
یادم نیست، آن روز در چه حال و هوایی بودم که این جمله را نوشتم.
اما می دانم هرجا از نسیم و سپیده و سحر، حرفی به میان می آید، بی اختیار ذوق نداشته ام گل می کند و شعر وسواسم را با گلواژه هایی از جنس هور و نور و رهايي و ظهور، رنگِ پاکی و طهارت می بخشم. 
و هرجا از سردی و سکوت و هجران، حرفی روایت شود، قلم احساسم را با غم واژه هایی از جنس حسرت و اندوه و آه، چالاکی و حرارت می
چرا به میم بسنده نمی‌کنم؟ چرا می‌خوام دوسم داشته باشه و عاشق و شیفته و دلباخته‌ام باشه؟ جز اینه که کمبود دارم! زورم به اینه که به من می‌گه همش هورمونه و به خودش می‌رسه و اون دختره عشقی وجود داره. چه عشقی چه کشکی؟ آخه ح مهربونه و من مهربونیش رو دوست دارم و اون چیزیه که می‌خوام، مگه میم مهربون نیست؟ مگه دوست نداره؟ چرا ازش دور میشی؟  ح هم حق داره وقتی می‌بینه تو کسی رو داری که می‌بوستت چه انتظاری داری آخه؟ باید رها شی رها کن تا رها شی، یاد بگ
از طرف افسر گردان والتر نامه ای به دستشان رسید که در آن نوشته بود والتر در يکی ازعملیات های کورسلت با اصابت يک گلوله کشته شده است. همان روز نامه ی دیگری از خود والتر به دست ریلا رسید. ریلا پیش از باز کردن نامه به دره ی رنگین کمان دوید و جایی  که برای آخرین بار با والتر حرف زده بود ، نشست و گرم خواندن شد. خواندن نامه ای بعد از مرگ نویسنده اش حس و حال عجیبی داشت. نخستین بار بود که ریلا احساس می کرد والتر باآن روح بزرگ و عقاید با شکوهش هنوز زنده است و
داشتم می اندیشیدم اگر ما را زنده زنده زیر خاک بگذارند می میریم.حتی اگر نفس هم داشته باشیم بند می آید دیگر نفسی نیست برای فریاد.امان این خاکی که از آن ساخته شدیم . و پس از عمری به آن باز می گردیم . چقدر سرد و بی روح است تا بر سر بریزند انگار جان از تو می رود و مهرت از دلها.خوب که بنگری می بینی ذرات و دانه های بی جان گیاهان به خاک که می روند جان می گیرند. اما ما در خاک جان می دهیم.نمی دانم تعبیر درستی است یا نه.اما می گویند در خاک که بگذارند مرد
برشی از يک قسمت زندگیم  که به لحاظ زمانی خیلی هم دور نیست رو بخاطر آوردم و ناخودآگاه تماماً لبخند شدم .
وقنی دوخت آخرین کیفم تموم شد ساعت ۵ ونیم عصر شده بود.   (دوخت و مونتاژ قسمت آخر کار نیست  و بعد از اون تمیز کاری و ریزه کاری و رنگ لبه و سمباده ش میمونه) 
همین دیروز بود دیگه . درست ۶ روز از وقتی که خلق کردنش رو شروع کردم گذشته بود .
آلارم گوشیم داشت خودکشی ميکرد اما توان خاموش کردنش رو نداشتم .  فقط با صداش پرت شدم به دو روز قبل که بعد از ظهر همین
خیال خیسی که امروز منو به فردا ميکشونه و میتونه منو به صبح برسونه که طلوع و غروب خورشید رو از پشت همین پنجره اتاقم ببینم دلخوشم ميکنه
که میتونم یه روزی هم تموم داشته هامو جمع کنم و از این شهری که بیشتراز هر چیزی اذیتم ميکنه برم.از دور و نزديک از تموم روزهایی که فکر ميکنم برام یه امید داشته و یه نور داشته وتونسته به خودم و تموم حالم خوبی بده،قول گرفتم که برم و به جایی که نزديک ترین چیزی که میشه خوبی هامو دارم و میتونم از پس سختی های که تو این چند
همیشه در من اندوهی بود به جا مانده از حرفهایی که نتوانسته بودم به تمامی آنها را به زبان بیاورم
صباح الدین علی
همواره در من اندوهی
چون طفلی مشتاق و جستجوگر
زندگی می کند
به جامانده از تمامی حرفها
عاشقانه ها
و آرزوهایی که هیچگاه بر زبان نیامدند
در من اندوهی است چون آن اشکها
آن بغضها و آن خواستنها
که در تنهایی خویش می ریزم
هنگام سخن با تو با لبخندی بر لبانم پنهان می کنم
در من دریایی است از عشق
نفسهای آه آلودت چون طوفانی
دریای جنونم را به تلاطم در
من يک جنگاور هستم؛ این بدان معنی نیست که هر روز به دنبال جنگیدن و کسب پیروزی هستم بلکه در ذهن خود هر روز در نبرد با باورهای کهنه و رنگ و رو باخته و عدم تغییر هستم. من روح يک سامورایی را دارم».آیین آرامشمطالعه برخی کتب پیرامون ساموراییها نشان‌گر وجود يک ویژگی مشترک و اعجاب انگیز میان این سلحشوران افسانه ای است؛ خصلتی که نه به جنگاوری و شمشیر مرتبط است و نه در استراتژی خلاصه میشود، بلکه شاید نقطه مقابل آن باشد:بزرگ جنگجویان تاریخ چه عاملی را
عقد السان قوی
اگر شخصی با زبانش شما را مورد آزار و اذیت قرار میدهد و پشت سرتون حرف نادرست میزنند.اگر میخواهید از شر زبان همسرتون و خانواده اش رهايي پیدا کنید.اگر میخواهید زبان دشمنان و بدخواهان را ببندید این دعا را با داشتن اذن استاد در ساعت سعد طالعتون بنویسید و همراهتون کنید بسیار مجرب و تاثیر گذار میباشد.
بسم الله الرحمن الرحیم
یوم لا ینطقون و لا یوذن لهم فیعتذرون فوقع الحق و بطب ما کانوا یعملون
و وقع القول علیهم بما ظلموا فهم لا ینطقون
بعضی روزا خیلی همه چی خراب میشه
به قول چاووشی
و مـن فرو رفتم به قعر دریـا ها
 به زمین و زمان گیر دادم ، حس کردم مـُردم حس کردم نفسی نیست برای ادامه دادن بیخود و بی جهت اشک می ریختم نگم از بعدش دنیا تیره شد تار شد من بودم و صورت قرمز گفتم تموم گفتم تمـوم شم باشه ؟ هیچ درکی نداشتم هیچ درکی تو این لحظه گفتم آخ که چقدر ضعیف شدی چقـدر من بودم من ِِ لِـه منی که بیخود قلبم رو به درد آورده بودم مَـنی که تحمل يک بچه رو هم نداشتـم دَرد هم
پس از کلی غرولند و پایین دادن قلوپ آخر ِ چایی سرد شده م، انبوهی از گیف های دپو شده رو براش فرستادم و پس از دیدن دوباره ی هر ۳۸ تاشون انگار که هرمونی در من شروع به ترشح کرده باشه، حالم عوض شد و آرامش پا به دنیای من گذاشت.
 میپرسین چرا؟ جوابش خیلی ابتدایی به نظر میرسه، چون اتاقمو مرتب کردم . شاید بگید چه ربطی داره؟  آخه همیشه پدرم میگه: اتاق ِ آدم نشان از ذهن آدمی داره». 
یعنی شما ببین چه ذهن داغونی داشتم  که يک هفته بدون اینکه کَکَم بِگَزه تو اون
بیوگرافی و زندگی نامه ی انگین اکیورک
بیومیو : انگین اکیورک به انگلیسی Engin Akyürek در 12 اکتبر 1981 در شهر آنکارا، ترکیه متولد شد.
پدرش کارمند دولت و مادرش خانه‌دار است.
قد او 187 سانتیمتر است.
ثروا او حدود يک میلیون دلار تخمین زده می شود.
انگین
در سال 2002 در رشته تاریخ و زبان از دانشگاه آنکارا فارق التحصیل شد. او
پس از فراغت از تحصیل به امور خیریه از جمله کمپین کمک به قربانیان زله
ترکیه پرداخت. او در سال 2004 تنها دو سال بعد از فارق التحصیلی از
دانشگاه
ز دیدگاه روانشناسان غربی، "هنر" عبارت است از بازتاب عقده های فروخفتۀ ناشی از آرزوهای سرکوب شدۀ انسانی که پس از پالایش و فرآوری، به صورت آثار زیبایی شناسانه نمود و بروز پیدا می کنند. این نظر در تعریف هنر می تواند قابل قبول باشد؛ ولی نقص آن در اینجاست که آنان توضیح نمی دهند که چه عاملی باعث می شود همین عقده ها در يکی به صورت آسیب های اجتماعی بازتاب پیدا کند و در دیگری به صورت آثار زیبای هنری؟ در تکمیل آن، این سخن از امام خمینی(ره) را باید یادآور ش
نمونه متن تقاضا و درخواست انتقالی محل کار



پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:
اى على! هرگاه وقت نمازت رسید، آماده آن شو وگرنه شیطان تو را سرگرم می‏کند و هرگاه قصد [کار] خیرى کردى شتاب کن وگرنه شیطان تو را از آن باز می‏دارد.
یا عَلىُّ اِذا حَضَرَ وَقتُ صَلاتِکَ فَتَهَیَّ لَها وَ اِلاّ شَغَلَکَ الشَّیطانُ وَ اِذا نَوَیتَ خَیرا فَعَجِّل وَ اِلاّ مَنَعَکَ الشَّیطانُ عَن ذلِکَ.
جناب آقای رییس …………….
رییس محترم …
موضوع : تقاضا و درخواست انتقالی به
ب
اوست خدایی، که در باوری نگنجد و هر باور، در تلاش جهت فهم و ادراک اوست .ادراکی که محدود به دانایی هر انسان است و این محدودیت را راهی به او که نامحدود است نیست الا در حدی که تعیین شده است، و دانایی است که منجر به توانایی میشود.او کفایت ميکند هر بنده را به شرط آنکه ،انسان برای درک این موضوع عبد باشد و بنده باشد، اگر چه در صورت ،عدم فهم و ادراک ،باز اوست که کفایت ميکند، اما انسان بی خبر از این کفایت است.انکه این کفایت را نمیداند ،میترسد از دیگرانی ک
فانوس، در عطش شعله ای می سوخت، کبوتر، از چشم آسمان، افتاده بود، دریا، غرق در رخوت بود، زمین، خورشید را طواف نمی کرد، چهره ی باغ، چروکیده بود، جامه ی شب در دست و پای سپیده، می افتاد، سکوت، آخرین نفس های خود را از تنگی سینه اش، برون می داد؛ بوف ویرانگی، روی دیوار شب، شوم، می خواند؛ لب های خشک دهکده، تاول زده بود؛ وطن، با خود، بیگانه بود وخودی در وطن.
ناگهان از پشت حصار شب، نمای مردی پدیدار شد، مردی که اسرافیل شد در صور بیداری و امواج نگاهش، کویر
تیپ های شخصیتی اینیاگرام و خصوصیات آن
در داخل هر تیپ شخصیتی، يک ساختار داخلی وجود دارد. این زنجیره (با نُه لایه­ ی رشد) ستون فقرات هر تیپ شخصیتی را می­سازد. فهم این زنجیره و لایه ­های رشد این موضوع را روش می­سازد که وقتی که ما تغییر می­کنیم، ما در داخل يک طیف از انگیزه ­ها، خصوصیات، و واکنش­ ها که تیپ شخصیتی ما را می­سازند، تغییر مکان می­دهیم.برای شناختن درست يک شخص، لازم است بدانیم این شخص، در لایه ­های تیپ خود در چه لایه ­ا
مفهوم شناسی
اوقات فراغت


فراغت، در لغت
به آسایش و آسوده شدن از کار روزانه معنا شده است. در لغت لاتین نیز فراغت، معادل
leisure» به
معنای رخصت و رهايي از اشتغال و کار آمده است. در اصل، اوقات فراغت، فرصت هایی است
که انسان مسئولیت پذیر هیچ گونه تکلیف یا کار موظفی را عهده دار نیست و زمان در اختیار
اوست تا با میل و انگیزه شخصی به امر حاضر بپردازد.


 در تعریف اوقات
فراغت، مفهوم رضایت، انگیزه و عامل انتخاب، نقش اساسی دارد. در حقیقت برجسته ترین ویژگی
اوق
چگونه از بی ارزشی دور شویم
ما پولدار باشیم
، تحصیلات عالی داشته باشیم و لباسهای شاهکار و چهره جذاب چشم درآر هم
داشته باشیم ، اگر شخصیت سالمی نداشته باشیم ، تقریبا به میزان ارتفاع همان
داشته های فوق الذکر ، بدبختیم !سالها در زندگیم ، مطبم و تدریسهایم
در دانشکده و موسسه ، به افراد زیادی در این زمینه کمک کرده ام که بهتر
زندگی کنند ، تله های شخصیتی خود را بشناسند و کمتر اشتباه کنند. تله هایی
که همیشه با اسمهای قشنگ در شخصیت ما جا خوش ميکنند و ا
به مناسبت سال‌مرگ محمود درویش (2008-1941)
عبده وازن: وقتی در رام‌الله هستی، آیا احساس می‌کنی واقعا در وطنت، فلسطین، هستی؟ وطنت به قطعه زمینی در درونت، شعرت و حافظه‌ات تبدیل شده است؟
محمود درویش: احساس و زبانم بسیار شرمنده است. خیلی احساس در ـ وطن ـ بودن نمی‌کنم. احساس می‌کنم در زندان بزرگی هستم که در سرزمین و وطنم ساخته شده است و، گویی، از تبعیدگاهم رهايي نیافته‌ام. آن‌کس که در تبعیدگاه، وطن را به‌همراه داشت، اکنون تبعیدگاه را در وطن با خو
مضامین دعای عهد، با جانِ انسان های منتظر، انسی صمیمانه دارد. چهل صبح که بخوانی، تازه دریچۀ اشتیاقت باز می شود برای خواندن چلۀ بعدی. و این اشتیاق در هر چله بیشتر و بیشتر و بیشتر می شود. تا رهایش نکنی و باور کنی که نهال امیدت در بوستان انتظار به بار نشسته است.
گاهی هم که از نامردمی های روزگار و از پرت و پلا های زمانه ملول می شوی، یا از خباثت حاکمان اشرافی دغدغه ات به فریاد می آید و از فساد نماهای منافق، غصه هایت به انتها می رسد؛ خیلی راحت می
من اما برترین آدم‌ها را از نگاه خود در دو دسته دیده‌ام. آن قدر که شده بود گاهی می خواستم دنیا را از این کشف غیر تازه‌ام که اخلاق ورزشی» واقعا وجود دارد، خبر کنم. بله دسته‌ی اول ورزشکاران‌اند. هرچه جلوی ایشان تواضع بورزی، نه تنها ذره‌ای غرور نمی‌گیرند بلکه در کمال تحیّر، در عین قدرت متواضع تر برخورد می‌کنند. بیشترین حس امنیت روحی را -حتی اگر اختلافات عقیدتی زیادی داشته باشیم- زمانی دارم که با دوستان ورزشکارم هستم. در مقابلشان می‌توانی خ
صبح ها بنویس هرچه به ذهنت می آید
میگویند برای تقویت نویسندگی باید صبح ها يک برگه و مداد یا خودکار یا قلم برداری و شروع کنی به نوشتن و اصلا توقفی نداشته باشی و هرچه به ذهنت می اید را بنویسی و اگر چیزی به ذهنت نیامد همان را تکرار کن همان را تکرار کن همان را تکرار کن تا چیزی یادت بیاید خب من هم دارم همینگونه مینویسم و اصلا هدفم اینه در سلسه مراتب صبح ها این را بدانید که فقط می نویسم و شما نیز با تراوشات ذهن يک آدم ساده که خودش را گرگ تنها معرفی ميکن
 ساعت را نگاه می کنم دل شب است و باز من بیدارم.چیزی در درونت بی خوابت کرده اصلا چند وقت است زیاد معنای خواب شب را درک نمی کنی.چند صباحی فاصله افتاد فکر کردی دیگر تمام شد و اما نشده بود.کتاب را دستت می گیری اما هنوز نقطه رهايي را نمی فهمی باید خسی شوی تا بخوانیش.خس نشده میقاتم آرزوست.دلم نوشتن می خواهد. بنویسم برایت خوب است؟ رهایش کن .باز هم در بند خویش.چقدر این تعلق آزارت می دهد تا کجا؟ فکر می کنی چرا چنین شده؟بی ربط نمی نویسی؟یاد سحرهای
آیا تا بحال برای شما پیش آمده است که در يک اتاق پر از افراد دیگر قرار داشته باشید و احساس تنهایی بکنید؟
 
واقعیت این است که شما در هر جایی و در هر زمانی می توانید احساس تنهایی داشته باشید.
 
راه های فرار از احساس تنهایی
در ادامه يک سری راهنماهایی بیان شده است که با استفاده از آنها می توانید احساس ارتباط بیشتری را با سایر افراد پیدا کنید.
 
از موارد کوچک شروع کنید
بهترین روش برای خارج شدن از گرداب تنهایی این است که با يک سری تعاملات اج
وِی را اعتقاد می‌نوازد که محتوای اندیشه و افکار آدمی را منشاءای بیرونی نگار می‌کند. محیط، خانواده، دوستان، اطرافیان و مَزار بزرگ‌تر آن‌ها که جامعه باشد، جهت و شکل اندیشه آدمیان را سامان، بانک می‌خواند. صحیح است که حس نیاز به خورندگی از بدو تولّد نهادینه است امّا نحوه خوردن و آن‌چه شکم می‌شود، دیگر وابسته به محیط و جامعه زنجیر شده است. آن‌طور که فکر و اندیشه محتوا می‌آید و در موازات آن، نحوه رفتار عمده انسان‌ها با جریان‌های حاکم بر جا
شاید او درست میگفت که من بیهوده زمانم و انرژیم رو تلف ميکنم که برای او مینویسم.آیا واقعا م هیچ کاری دیگه جز نوشتن برای اون نداشتم؟چه لذتی داشت که برای او مینوشتم؟چه میدونست که من میتونم بین کلمه ها آروم بگیرم و میتونم تمام خود بودنم رو براش تعریف کنم؟شاید او خبر نداشت که من بیشتر از هر چیزی یا هرزمانی که برای او مینویسم اول برای خودم مینویسم و میخوام به خودم بگم که ذهنم خالی شده و جای برای زمانی هست که بتونم به خودم بیام و بتونم از پس کلمه های
خبر دیروز محمدعلی نجفی به نظرم غریب ترین خبر چند سال اخیر بود
حتی از مرگ هاشمی و پلاسکو و کشتی سانچی و شاید حتی منا هم غریب تر.

تو دانشگاه‌ها، معمولا بچه های علوم پایه خاصن بچه های ریاضی خاص‌تر از بقیه مخصوصا اوناییشون ک با عشق این رشته رو انتخاب ميکنن.

واسه منی ک ریاضی کاربردی رو خیلی دوس داشتم و دارم و امثال من، فهمیدن ریاضی محض عذاب آوره حتی گرایش های موجود در مرز بین شاخه محض و کاربردیش! مثل تخصص آقای نجفی( lie group ).
زیاد ایشونو نم
وقتی‌ام خیلی غمگینی، انقدر که غم استخون بتر شده و به قول سعدی "کارد به استخوان رسد"، به این فک ميکنی که خب این نهایتِ غمه و اگه امروز و فردا تموم نشه بالاخره توی يکی از همین سالای نزديک قصش تموم میشه دفترش بسته میشه و فقط ازش یه خاطره‌ باقی میمونه برای عبرت و سرمشقِ تمامی عمر.
ولی هیچ‌وقت همه چیز اونجوری که ما میخوایم پیش نمیره. چشمات و باز ميکنی و میبینی که میشه خیلی بیشتر از این‌ها غمگین بود و نمرد، میشه خیلی بیشتر درد کشید و به جای امید
786
دعای زبان بندی مجرب
دعای زبان بندی مخالفان بدگویان دشمنان
اگر در اموری شخصی بدگویی و مخالفت با شما ميکند و اینکه برای ازدواج مادر یا پدر و خواهر و برادر شما یا مادر و برادر و خواهر و پدر شخص مد نظرتون مخالف دارند و از شما بدگویی ميکنند و نیز برای رهايي از شر سخن چینان و افرادی که پشت سر شما بدگویی شما را ميکنند و بسیاری موارد دیگر میتوانید این دعا را با توجه به ساعات سعد طالعتون از استاد عامل اذن بگیرید و بنویسید و همراهتون نمایید تا زبان ه
بواسیر يک مشکل مزمن در ناحیه است که بیشتر افراد برای درمان اقدام
نمی کنند. با شناهت علائم بواسیر می توانید خیلی سریع برای درمان اقدام
کنید.
علائم و روش های درمان بواسیر

بیماری بواسیر
 بواسیر چیست؟
بواسیر عبارت است از سیاهرگ های گشادشده ( واریسی
) در راست روده یا . بواسیر ممکن در مجرای ی (بواسیر داخلی ) یا
در مدخل (بواسیر خارجی ) واقع شده باشد. بواسیر ممکن است سال ها وجود
داشته باشد اما تنها با وقوع خونریزی بدان پی برده شو
وقتی زندگی آن روی خودش را نشانت می‌دهد، تازه می‌توانی خود را واضح‌تر از هر زمان ممکن ببینی. می‌بینی که روز به روز در منگنه‌اش فشرده‌تر می‌شوی. تو گویی این فشردگی بسط‌ات می‌دهد. نمی‌دانم شاید الان دارم اینگونه شعار می‌دهم و آن روزها به این مسأله حتی فکر هم نمی‌کردم.
دو ماه گذشته برایم بسیار سخت و جانفرسا بود. تصمیمی گرفته بودم که تا به اینجای عمرم بی‌سابقه بود؛ تصمیم بر ویران کردن تمام پل‌های پشت سر. حالا که از دور نگاه می‌کنم، می‌بی
نویسنده: نادر ابراهیمی
.
مردی در تبعید ابدی، زندگی نامه صدرالدین محمدبن ابراهیم
قوام شیرازی ملقب به ملاصدرا یا صدرالمتالهین از نوجوانی تا مرگ است.
حضرت ملاصدرا، در نوجوانی، پس از مرگ پدر، برای شاگردی
استادانی چون شیخ بهایی ومیرفندرسکی به قزوین که در آن زمان پایتخت کشور بوده است
سفر ميکند و خیلی زود به مرتبه تدریس و سپس ملایی میرسد، و در همان دوران نیز به
دلیل درک نشدن توسط عوام و دشمنی ملاهای درباری نان به نرخ روز خور به ناکجاآباد
تبعید می
طراحی و اجرای آلاچیق
 
زندگی شهری و معماری های آن، خشونتی پنهان را به روح انسان منتقل ميکند. انگار که شکل يکنواخت و خشک محیط براعصاب آدم آوار شده باشد. حتی اگر خانه ای زیبا داشته باشید، باز‌هم گاهی طرح های هندسی معماری مدرن و فشار اضلاع و مصالح ساخت دست بشر این حس خستگی را بر روحتان تحمیل خواهد کرد. يکی از مؤثرترین راه کارها برای رهايي از این عارضه ی ‌زندگی مدرن شهری، استفاده از انواع آلاچیق و طراحی آلاچیق است.
آلاچیق سایبانی است که م
همه ساختمان ها بخصوص ساختمان های قدیمی دارای پارکینگ نیستند چون
زیاد نیازی به خرید ماشین نداشتند و یا اگر داشتند با خیال راحت همان بیرون
پارک ميکردند اما امروزه با زیاد شدن تخلفات و سرقت مردم نمیتوانند با
خیال راحت ماشینشان را در بیرون از منزل پارک کنند.
اگر با شرکت سارین پوش
همراه باشید با مسقف کردن حیاط تان و تبدیل آن به سقف پارکینگ به بهترین
نحو از این مشکل رهايي پیدا ميکنید. البته لازم به ذکر است که برخی
ساختمانها یا خانه های ویلایی ا
نام کتاب: مواد مخدر آرزوها را می‌کُشدنویسنده: ژان-پل اومترجم: دکتر امان اله ترجمان
Les reves meurent Sous La droque
Aupourrain, Jean Paul
 
نوبت و تاریخ چاپ: چاپ دوم ، مهر ۱۳۷۸ناشر : انتشارات پَر شکوهتعداد صفحات: ۳۰۸ صفحه.اندازه صفحات: ۲۴×۱۶عکس : نداردشابک:  ۹۶۴۹۲۰۷۱۳ | ISBN : 964-9-207-1-3
* تاریخ ورود به کتابخانه‌ی شخصی: سه‌شنبه ۱۳۹۷/۰۹/۲۰
* تاریخ مطالعه‌ : مطالعه‌ی اول از تیر ماه تا ۱۷ مرداد ۹۸ (۰۰:۴۳)
* معرفی و بررسی:بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
این کتاب، دا
يکی از شروطی که به نفع زوجه در نظر گرفته می شود شرط تعلق گرفتن نصف دارایی مرد به زن بعد از طلاق می باشد. 
اما تحقق این شرط منوط به حصول شرایطی است؛؛؛
اول، 
زمانی زوجه می تواند از این شرط به نفع خود استفاده نماید که طلاق صورت گرفته باشد، به عبارتی دیگر امکان اام شوهر برای اجرای شرط موصوف پیش از درخواست طلاق ناشی از درخواست وی وجود نخواهد داشت.
دوم، 
همانطور که در شرط آمده طلاق ناشی از تخلف زن از وظایف همسری یا سوءاخلاق و رفتار وی نباشد، به عب
برای مقابله با آلودگی هوا عسل بخورید
فرقی
نمی کند که ساکن تهران باشید یا در شهرهای جنوبی و غربی ایران زندگی کنید. حتی
شهرهای مرکزی و نیمه شرقی هم این روزها از آلودگی هوا رهايي ندارند. دارچین برای
شما يک پیشنهاد ویژه دارد تا بتوانید کمی با این آلاینده های هوا مبارزه کنید: عسل
بخورید! مهم ترین خاصیت عسل
طبیعی ضد ميکروب بودن آن است. ميکروب ها در صورت قرار گرفتن در مجاورت عسل، نابود
می شوند و حتی جسد آن ها هم به مرور زمان از بین می رود چون عسل طبیع
فرقی نمی کند که ساکن تهران باشید یا در شهرهای جنوبی و غربی ایران زندگی کنید. حتی شهرهای مرکزی و نیمه شرقی هم این روزها از آلودگی هوا رهايي ندارند. دارچین برای شما يک پیشنهاد ویژه دارد تا بتوانید کمی با این آلاینده های هوا مبارزه کنید: عسل بخورید! مهم ترین خاصیت عسل طبیعی ضد ميکروب بودن آن است. ميکروب ها در صورت قرار گرفتن در مجاورت عسل، نابود می شوند و حتی جسد آن ها هم به مرور زمان از بین می رود چون عسل طبیعی حاوی آنتی بیوتيک و آنزیم دیاستاز است
عصر يک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است؟ چرا آب به گلدان نرسیده است؟ چرا لحظه باران نرسیده است؟ به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است به ایمان نرسیده است و هنوزم که هنوز است غم عشق به پایان نرسیده است بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گم گشته به کنعان نرسیده است، چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است، دل عشق ترک خورد، گل زخم نمک خورد، زمین مرد زمان بر سر دوشش غم و اندوه ب
به یاد امام
و شهدا

به یاد بسیجی دریادل

دلاور سیزده ساله

"شهید
غلامحسین شکرپور" 




متولد = فسا

.

شهادت = ۲۲ بهمن ۱۳۶۰
/ تنگه چزابه

در مقابله عاشورایی
با حمله وحشتناک و سنگین دشمن به تنگه

.

.

بخشی از وصیتنامه شهید :

.

خدایا شهادت
را نصیب من بگردان

شهادت ارثی است که
نصیب مردان خدا می شود و شهادت افتخار ما است

خدایا به من سعادتی
عنایت کن تا بتوانم در راه تو شهید شوم

.

شکر خدا را که از این
دنیا هیچ ندارم و اگر این افتخار نصیبم شد

از پدر و
به صحرا سرود این چنین خارکن
که از کندن خار، کس خوار نیست

جوانی و تدبیر و نیروت هست
بدست تو، این کارها کار نیست

 به بیداری و هوشیاری گرای
 چو دیدی که بخت تو بیدار نیست

 چو بفروختی، از که خواهی خرید؟!
 متاع جوانی به بازار نیست!

 جوانی، گه کار و شایستگی است
 گه خودپسندی و پندار نیست

نبایست بر خیره از پا فتاد
 چو جان خسته و جسم بیمار نیست

 همین بس که از پا نیفتاده‌ای
 بس افتادگان را پرستار نیست

 مپیچ از ره راست، بر راه کج
 چو در هست، حاجت به دی
 
هنرِ خوب نویسنده های خدا باور، این است که می توانند دنیایی از غصه و اندوه و غم را با دینامیت قلم، فرو بریزند و بر ویرانه هایش گل امید برافشانند و طرحی نو دراندازند. اما، هنرخوب ترِ نویسنده های خدا محور، این است که قادرند با گلواژه های رنگارنگ، باغ و بوستانی به وسعت کهکشان ها بیافرینند تا در سایه سار گل هایش، خلقی به راحتی بیاسایند. حُسنِ خداداد نویسنده ها هم، شاید این است که همیشه با کلمات و نشر دارند و دنیای وسیع واژه ها را قلمروی سرزمی
مبانی نظری وپیشینه تحقیق با موضوع اعتیاد مبانی نظری وپیشینه تحقیق با موضوع اعتیاد




دسته بندی
روانشناسی و علوم تربیتی

فرمت فایل
docx

حجم فایل
72 کیلو بایت

تعداد صفحات فایل
42

مبانی نظری وپیشینه تحقیق با موضوع اعتیاد
توضیحات: فصل دوم پایان نامه (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)
 
همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه
توضیحات نظری کامل در مورد متغیر
پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه
رفرنس نو
افسردگی در ن موضوع بسیار مهمی است که نباید از آن غفلت کنیم. افسردگی انرژی و امید به زندگی را از شما می‌گیرد. ن افسرده مادران افسرده‌ای می‌شوند و فرزندانی نامتعادل نیز به بار می‌آورند. به همین دلیل لازم است به بهترین شکل بر افسردگی خود غلبه کنید. افسردگی در ن عوامل زیادی دارد‌. مانند هورمون‌های تولید مثل و یا فشارهای خانوادگی، اجتماعی. در راه درمان افسردگی باید قدم‌های کوتاه اما با اراده بردارید. اگر افسردگی
دوستان و همراهان عزیز يکی از سایت های مطرحی که امروز قصد معرفی آن را داریم مجله سرگرمی بخدانید با آدرس  (
https : / / bekhdanid . ir) است که در زمینه های مختلفی در حال فعالیت می باشد. اگر شما هم از بی حوصلگی و روزمرگی رنج می برید ، مسلما این سایت می تواند راهگشا و مسرت بخش احوالات شما باشد. موضوعی که بسیار اهمیت دارد تنوع موضوعات مختلف در این سایت است که باعث شده این پایگاه به صورت دایره المعارفی کامل فعالیت نماید. از فواید مراجعه روزمره به این سایت ارت
هروئین يکی از انواع مواد مخدر است که در رنگ‌های سفید تا قهوه‌ای دیده می‌شود. هروئین به شکل‌های مختلف (تزریق، استنشاق و دود کردن) مورد استفاده قرار می‌گیرد. بیشتر افراد برای فرار و رهايي از دردهای جسمی و عاطفی خود به مصرف هروئین روی می‌آورند. علائم اعتیاد به هروئین را می‌توان از طریق نشانه‌های جسمی و رفتاری فرد تشخیص داد. در صورت تشخیص به موقع از بروز بسیاری از عوارض و پیامدهای اعتیاد به هروئین در طولانی مدت جلوگیری
بسم الله 
دیوانه ای پا از آب گذشت. 
داستان مجید قربانخانی بیش از آنکه برای لوطی ها و داش مشتی ها و حال خراب ها، نوید نجات و باب رهايي و امیدعاقبت بخیری داشته باشد، برای کاردرست ها و مدعیان و میدان دارها و همه چیز بلدها، تلنگر و درس دارد! 
این جوان شر و شور و بانمک و با جنم و لات و سر به هوا و دردسرساز و بی قید، مرا یاد آن بیان عجیب مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی می اندازد که: روز عاشورا این بامرام ها و داش مشتی ها بودند که بلند شدند به هواداری
تا چند هفته دیگر ساعت ۱۲ روز جمعه از جا می‌پرم که وااای
من الان در اتاق عمل بودم و داشتم با خیال راحت که هیچ‌کدام از عزیزانم صدایم را
نمی‌شنوند و بدون سانسور از درد وحشتناکی که ۱۲ ساعت بود شروع شده بود فریاد می‌زدم!
و همه جزییات را به یاد می‌آورم که وقتی يکی از دردها ساکت
شد آمپول را تزریق کردند و بعد دست‌هایم را صلیب‌وار با يک تسمه سیاه محکم بستند و
بعد پرده‌ آبی را جلوی صورتم نصب کردند و اکسیژن و این سوال که پاهایت را حس می‌کنی؟
حس نمی‌ک
از اهمال کاری تا پردستاوردی
آموزش غیر حضوری از اهمال کاری تا پردستاوردی
(پیشنهاد ما خرید بسته کامل اهمال کاری و کمال طلبی با تخفیف بیشتر است)
شاید جالب باشه براتون که هفت نوع اهمال کارى داریم؛من
سه نوعش را داشته ام، شما ممکن است اصلا نداشته باشید یا انواع دیگرش را
داشته باشید؛ يک نوعش مقاومت و لج پنهان است در برابر دیگران که چیزى از
درون کار را در بیرونت خراب ميکند.من در این درس نمیخواهم شما آدم منظم
چهارچوب دار بشوید، زیرا خودم هم نتوانس
به نظر من ریشه مشکلات فقدان نظریه پردازی در شهرسازی ایران
فرهنگ است نه ی، علاوه بر اینکه ما از مفهوم نظریه درک غلط داریم و
آن را نمی‌شناسیم، به عبارت دیگر فضا های معرفتی ما ایجاد تصور و تخیل بودن تفاوت
لازم را برای نظریه‌پردازی ندارند. در واقع 
باید چشم خریدار و انتقادی به موضوعات شهرسازی را داشته باشیم.

البته نباید تاثیر نظام دانشگاهی را بر این رویه نادیده گرفت؛ که
اساسا نظریه های شهرسازی غرب را مبنای آموزش خود قرار داده اند. ( روال ق
پست میهمان از پرتقال دیوآنه
سبز پوشیده بود. ابتدای سی و سه پل مکث کوتاهی کرد و دیدم که وقتی دوباره به راه افتاد؛ چشمانش را به سرعت به چپ و راست حرکت میداد. به گمانم چیزی را میشِمرد. داخل سی و سومین دهانه بزرگ شد و سیزده ستون در جهت مخالف به پیش رفت و ایستاد. نگاهی به ساعتش انداخت و نشست لب پل و پاهایش را آویزان کرد. زل زده بود به آزادی. بعد از چند دقیقه با کلافگی بلند شد و در سایه ایستاد. به گمانم گرمش شده بود. اطراف را نگاهی کرد. پیرمرد و پسری چند م
بنام خالق هستی
چرا باید رنج بکشیم؟ (دلیل سوم)
برای اینکه تاحدی بفهمیم جهنم چه خبر است!» و از آن دوری کنیم
#چگونه_آسوده‌تر_زندگی_کنیم؟ج9
اگر جهنم را بفهمی؛ دیگر نیاز نیست با رنج و مشکلات به تو بفهمانند!
چرا مشکلات مؤمنین در دنیا بیشتر از دیگران است؟ راه کم‌شدن این مشکلات چیست؟
استغفار، غم را از بین می‌برد، بلاها را کم می‌کند و آرامش می‌آورد
گاهی رنج برای این است که خراب و فاسد نشویم، گاهی برای این است که خرابی‌های وجودمان درست شود
______________
#
پرسش : امام حسین به یارانش فرمود: هر کس از شما حق الناسی به گردن دارد برود او به جهانیان فهماند که حتی کشته شدن در کربلا هم از بین برنده حق الناس نیست در عجبم از کسانی که هزاران گناه می‌کنند و معتقدند يک قطره اشک بر حسین ضامن بهشت آنهاست (؟)
سخ :  کسانی که اساساً اسلام را قبول ندارند، چه رسد به امام حسین علیه السلام و چه رسد به عزاداری برای او .، يکسال تمام علیه عزاداری‌های مردم ضد تبلیغ کردند و در این راستا، حتی به آیات قرآن و احادیث نبوی و
 فرید زکریالی کوآن یو مرحوم (اولین نخست وزیر سنگاپور) معمولا به من می گفت: "آمريکا اگر بتواند قدرت اصلی اقیانوس آرام باشد، می تواند در قرن 21، قدرت اصلی دنیا باقی بماند." لی، بنیانگذار سنگاپور مدرن و يکی از باهوشترین ذهن های استراتژيک است که در عمرم دیده ام، در اواخر زندگی اش در مورد این موضوع صحبت می کرد چون نگران از دست رفتن ثباتی بود که موجب رشد فوق العاده جهان در نیم قرن گذشته شده بود. از نظر او راهکار اصلی تعامل عمیق آمريکا با آسیا بود. به ن
درمان زخم 
فاکتورهای متعددی می‌توانند باعث اختلال در ترمیم زخم شوند. به طور کلی ، عواملی که بر تعمیر تاثیر می‌گذارند را می‌توان به صورت محلی و سیستماتيک طبقه‌بندی کرد . عوامل محلی آن‌هایی هستند که مستقیما ً بر خصوصیات خود جراحت تاثیر می‌گذارند در حالی که عوامل سیستميک ، سلامت کلی و یا وضعیت بیماری فردی هستند که بر توانایی او در التیام اثر می‌گذارد ( جدول ۲ ) . بسیاری از این عوامل مرتبط هستند و عوامل سیستميک از طریق اثرات موضعی موثر بر الت
بیش از يک قرن و نیم است که مرجعیت شیعه در خاندان شیرازی تداوم یافته است. علاوه بر مرجعیت، شهادت هم يکی از ویژگی‌های این خانواده است. تعداد زیادی از اعضای این بیت شریف، به شهادت رسیده‌اند. آیت الله سید حسن شیرازی يکی از شهدای این خاندان است.
دغدغه‌های ی و اجتماعی
او در نجف پرورش یافت و از محضر بزرگانی چون سید هادی میلانی، شیخ محمد رضا اصفهانی، میرزا مهدی شیرازی و برادرِ بزرگش، سید محمد شیرازی بهره برد. سید حسن شیرازی علاوه بر فعالیت‌های
توضیحات

دوستای عزیزم سلام
اگه شما هم جزء اون دسته از دواطلبایی هستین که سر جلسات امتحان استرس میگیرن و الانم تو فکر استرس کنکورن، خوندن این مطلب رو از دست ندین…
ما امروز قراره چند تا راهکار ساده رو بیان کنیم که میتونه در کاهش استرس بسیار موثر باشه.
پس تا آخر این مطلب با عینکی همراه باشین.
اول از همه بگم اگه میبینی برگ ریزونه، یعنی خزان داره همه جا اتفاق میوفته، نه فقط برای تو …
کنکورم همینه، یه امتحانه که فقط مختص تو نیست. جلسه ای که تو د
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب