نتایج پست ها برای عبارت :

رومان برزخ ارباب سپیده بهراد

واسه بهراد دنبال كار هستم،هنوز جور نشدهعذاب وجدان دارم،باید توی این سه سال كه بابا فوت شده یه كاری براش میكردم.دو جا كار جور كردم كه یكی 4 ماه و یكی 2 ماه و چند روز سركار بود و بعدش دنبال پولش بدو.هنوز از عروجی پول كاركرد پاییز و زمستون پارسال رو نتونستم بگیرم.سمیر چند جا سپرده.به رضا پروین هم سپردم و هفته پیش كلی باهاش حرف زدم.الان درگیر پایان نامه ش است بهرادزبان رو هم باید دوباره شروع كنه.با قرقی (پرایدمون)میره دانشگاه و میاد.امروز ص
ماه رمضان 1398 یه 8 روز میشه شروع میشه و من كه روزه نمیگیرم و مصیبت دارم كه سیگار كجا بكشم و نهار رو چه كنمروزه دارها راحت ترن نسبت به كسایی كه روزه نمیگیرن.دیروز ساعت 17 تا 18 ماشین روزه دارمون بهراد رو یدن.پراید دست بهراد همون قرقی خودمه ،مدل 1380.از صبح امروز درگیر دادسرا و كلانتری بودم ماشین رو بردن و كاری نمیتونیم بكنیماینم شانسمون.توكل به خدا. 
گاهی اوقات دربززخ گیر میکنیم و یادمون میره که باید قوی باشیم باید محکم قدم برداریم. دوهفته ای برزخ من طول کشید تا بتونم خودم رو جمع کنم.ولی حال خوب نعمته.حال خوب رو خانوم فسقل به من داد با یک دنیا محبت صادقانه ای که این فرشته داره حالم خوب شد و برزخ تمام شد.یادم افتاد که این خانوم کوچک حاصل اینهمه زحمت و درد سالهاست که روز به روز برناتر وفهمیده تر میشود. میوه ی زندگی من سرحال و پرنشاط رشد میکنه و با دانایی عجیبی درمسیر موفقیتی گام برمیدارد. معل
دانلود مداحی مجید بنی فاطمه دل بی تاب اومده
شب چهارم محرم 94هیئت ریحانه الحسیننوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیدل بی تاب اومدهچشم پر از آب اومدهاومده ماه عزالشكر ارباب اومدهلشكر مشكی پوشان های اربابشب همه شب می خونند نوحه برای اربابجان آقا سنه قربان آقاسید العطشان آقامتن مداحی دل بی تاب اومده مجید بنی فاطمهدل من در به درهدرمون دردش سفرهیك نفر نیست كه یه شبما رو زیارت ببرهدست ادب رو سینه های ارباببا ی
ارباب ده سال‌هاست که مالک تنها آسیاب آبادی است و مردم را استثمار
می‌کند. او از ساخته‌شدن آسیابی که بتواند منافع مردم را تأمین کند
جلوگیری می‌کند. مدت‌هاست که مردم ده سنگ عظیمی را برای آسیاب تراشیده و
آماده کرده‌اند، اما برای حملش آدمهای ارباب همیشه مانع شده‌اند. بالاخره
یک کولی به ده می‌آید. ورود کولی به روستا احساسات فروخفتهٔ مردم را
بیدار می‌کند؛ ولی اکثریت او را همراهی نمی کنند و بی‌تفاوت با
سخنانش روبه‌رو می‌شو
 
 
دانلود
 
اسم تو می بارد از نفس باران
نور رخت دارد جلوه ی بی پایان
 
بر دل خسته
می دهد اسمت
 
لذت عشقی مدام
بر روح بلندت سلام
 
سلام ای گوهر دریای نور
ای آیه ی زیبای عشق
ریحانه ی روح خدا
 
سلام ای دار و ندار علی
ای بود و نبود حسن
ای مادر ارباب ما
 
ذکر لب نوکرها
سیدتی لبیکِ
 
یا فاطمه اهرا
صلی الله علیکِ
 
مهر تو در دل ها آیه ی توحید است
جلوه ای از نورت صورت خورشید است
 
آیه به آیه
از دل قرآن
 
داده خدا این پیام
بر روح بلندت سلام
 
سلام ای کوثر و ت
مهربان ارباب.
برگرد ب گذشته ها
اون صفحه رو بخون 
این درد خیلی سنگین شده
میشه بپرسم چرا ب عزیزم ضد حال زدی مهربان اربابم؟
شما که میدونی من فقط یه دلخوشی دارم
و یه دنیا مخالف!
و یه حجم بزرگ ناامیدی
میشه اینبار ضد حال نزنی به عزیزم؟
هر چند که شما مهربان اربابی ضد حال نمیزنی اما.
مراقب روح و قلب عزیزم باش مهربان ارباب.
میدونی که یه دنیا با ما مخالفن
میدونی که ما هیچکسو نداریم
امید عزیزمو ناامید نکن
حرف حرم شده دوباره حال دلم غمینه آقا


حرف حرم شده دوباره حال دلم غمینه آقا
شک ندارم ارو مادر تو میبینه آقا
غمت چیکار کرده باهام ارباب
خواب میبینم تو کربلام ارباب
منم میخوام حرم بیام ارباب
پیر شدم پای روضت حسین ول نکن دستای نوکرو
تو محرم میخوند مادرم روضه های شَه بی سرو
. یا حسین ، یا حسین ، یا حسین .
آرزوی بچگیام بود واسه شما یه روضه خون شَم
یه بار بیا کنارم ارباب تو روضه ها بشین تو پیشم
خوب و بدو با هم بخر ارباب
ببین تو این چشمای تَر ار
 عکس سپيده خداوردی و پسرشعکس سپيده خداوردی و پسرشسپيده خداوردی بازیگر خوب سینما و تلویزیون ضمن تبریک تولد پسرش ، عکسی دو نفره از خود و پسرش منتشر کرد ، برای مشاهده این تصویر در ادامه با سایت تفریحی پارسی سرا همراه باشید.سپيده خداوردی در کنار پسرشسپيده خداوردی با انتشار تصویر بالا نوست : قاصدک تولدت مبارک. ممنون از اینکه با این همه عشق کنارم بودینمنبع : https://parsisara.com/sepide-khodaverdi-farzand-916/ 
کتاب تا کربلا : شهید اگر شهید باشد می شود دلداده، دلداده به سیدالشهدا…
 
کتاب تا کربلا : گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی
معرفی:
این کتاب داستان سرباز کاروان محمد صلی الله علیه و آله و سلم است.هرکس دلش می خواهد خدا او را در کاروان پیامبر اکرم بپذیرد باید مثل این شهدا باشد.
 
بریده کتاب(۱):
مرحوم آیت الله العظمی اراکی می فرمایند: شبی در خواب امیر کبیر را دیدم. جایگاهی خوب و رفیع در عالم برزخ داشت از او پرسیدم: راز این مقام عالی شما چیست؟جواب داد: این
علت استفاده از نرم افزار تردد ارباب رجوع
با استفاده از نرم افزار تردد ارباب رجوع نهایت امنیت و نیز رضایت ارباب رجوع از عملکرد ادارات و سازمان های مختلف فراهم می شود. سازمان ها و ادارات مختلف روزانه با حجم عظیمی از مراجعه کنندگان مواجه هستند. این افراد معمولا جهت ملاقات با شخص خاص ، انجام امور اداری و یا شرکت در یک کنفرانس یا سمینار به سازمان مربوطه مراجعه می کنند.
به جهت حفظ امنیت سازمان و نیز مدیریت رفت و آمدها، افراد مراجعه کننده باید پیش ا
این چند روز داشتم یک کتابی به اسم ( بازمانده روز) را می خواندم.
استیونز یک سر خدمتکار انگلیسی هست که سی سال تو یکی از خانه های اشراف زادگان انگلیسی کار کرده.لرد دارلینگتن،یکی از رجال 
ی انگلیس که خانه و مهمانی هایش مملو از بحث های ی و رجال ی بوده.بعد از مرگ آقای دارلینگتن، یک تاجر 
آمریکایی به اسم آقای فارادیخانه و تمام خدمت کارهایش را میخرد.
استیونز این بار به جای یک ارباب انگلیسی صاحب یک ارباب آمریکایی میشود.
لحن استیونز خشک و
ایللردیر جیمز جویس یازان "یولیسسئس/اولیس"ی
گؤزله‌دیم؛ بیر چاره بولوب اونو نئجه اوخویاجاغیمدان اومید قیردیم (انگلیسجه
متنینی تاپدیم دا، چالیشدیم دا، اوخویا بیلمه‌دیم)؛ منوچهر بدیعینی گؤزله‌دیم
(1371دن بویانا هله ده کی وار باساجاق ترجومه‌سینی. باسمادی/ باسانمادی/
قویمادیلار) سونرا کسیم قیریق ترجمه‌لر اویان بویاندان اوخودوم، آمما اولمادی.
بونلار هامیسی وار دا "یولیسسئس" یوخ! حتی 17جی بؤلومونو یایدی منوچهر
بدیعی؛ آمما اونون اوخوماغیندا
مجتبی. غمگین و بی تابمرتضی. میره به محرابزینب‌ش. میشه هراسونگریه کن. حضرت ِ اربابحالا وقت اذونهباید خونه نمونهدیگه خسته شدهآهغم دوری زهراشده قاتل مولاچشاش بسته شدهمیگه ای دنیا من میرم.محنت. شده کارتدست من رو بستی امادستِ. علی یارتیا علی. یا علی مولایاعلی. یا علی مولا::پر زدی. از بر دخترزار و غم.گین شدم آخرحاجتت. دیگه روا شدرفته ای. در بر مادرچی بود آخه گناهتخدا پشت و پناهتشکستی دلموآهببین اشک چشاموهمه درد و غماموشکستی دلموزی
تعداد صفحات : ۳۳۴
خلاصه ای از داستان رمان:
 
بوفالو، نیویورک: آبشارهای رعدآسا، تیم های ورزشی بزرگ و… لرد خون‌آشام‌ خائنی که به آرامی عقلش را ازدست می دهد.راجموند گرگر یک خون‌آشام‌ و ارباب بی چون و چرای نیویورک سیتی است. او مطیع هیچکس به جز ارباب خود نیست. کریستوف، لرد خون‌آشام‌ تمام شمال شرقی آمریکا است و پایگاهش در بوفالو و نیویورک سیتی است. او خون‌آشامی پیر است… خیلی پیر. فهمیدنش آسان است چون به آرامی درحال از دست د
دانلود فیلم  The Mustang 2019 دوبله فارسی با لینک مستقیم
دانلود رایگان دوبله فارسی فیلم موستانگ 2019 با کیفیت عالی
کیفیت BluRay 1080p 720p دوبله فارسی
ژانر : درام
محصول : 2019 فرانسه
امتیاز: 10/6.9
زبان: دوبله فارسی
کیفیت: BluRay 1080p
کارگردان : Laure de Clermont-Tonnerre
بازیگران : Matthias Schoenaerts, Jason Mitchell, Bruce Dern
خلاصه داستان : فیلم موستانگ داستان مردی به نام رومان کلمن را روایت می‌کند، یک زندانی که به او فرصت مشارکت در یک برنامه‌ی درمانی نوتوانی شامل تمرین دادن به ا
خر برفت و خر برفت و خر برفت
یا
دست افشانی ما در جشن رفتن اداره کل هفتاد ساله راه و ترابری از شاهرود
قدیم تر ها که ماشین و قطار و طیاره نبود؛ قاعدتا، "اداره کل راه و ترابری" و "فرودگاه بین المللی" هم همینطور؛ مردم با خر و اسب و قاطر و شتر رفت و آمد می کردند. در این میان "خر" وسیله نقلیه مناسبی برای مسافت های کوتاه بود. یعنی حکم "پراید" امروز خودمان را داشت. به همین علت روستاییان برای رفت و آمد به شهر و بازار از "خر" استفاده می کردند. شتر و اسب هم در مسیر
آیت الله بهجت به جراح بینی چه گفت؟ خداوند
را از گناهان غافل نپندارید، خدا صبر می کند تا پشیمان شوید اگر پشیمان
شدید تاخیر می اندازد. همه کسانی که به برزخ می روند خواهش می کنند تا
بگذارند برگردند. نکاتی از سخنان آیت الله احدی را بخوانید: *غیب
دو قسم است، غیب مطلق و غیب نسبی، غیب مطلق آن است که به هیچ وجه قابل
ادراک نیست هرکاری بکنید که بتوانید آن حقیقت را بشناسید نمی توانید و آن
ذات خداست، ذات خدا غیب مطلق است، حتی پیامبر اسلام ن
مریضم.سه هفته س مریضم و دل درد و حالت تهوع و غیره دارم .غذا هم هیچی.سمیر میگه حامله شدی.خدا روشكر.خدا رو شكربهراد یه هفته س رفته سركار.كارش توی مترو تهران است.توكل به خدابعد از ماهها دوباره موزیك گوش میدمتنوع موزیكهام هم باحاله،سیاوش قمیشی و محسن چاووشی.شایدم زند وكیلی.تمامآخر هفته ها میریم طالقان و جمعه بعدظهر میریم مهرآباد خونه بابام .شبش هم جنازه میرسیم خونه.ببین چیه كه توی هفته استراحت میكنم.طالقان هم همیشه كار واسه انج
عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است؟ چرا آب به گلدان نرسیده است؟ چرا لحظه باران نرسیده است؟ به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است به ایمان نرسیده است و هنوزم که هنوز است غم عشق به پایان نرسیده است بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گم گشته به کنعان نرسیده است، چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است، دل عشق ترک خورد، گل زخم نمک خورد، زمین مرد زمان بر سر دوشش غم و اندوه ب
دانلود آهنگ جدید  به نام تردمیل
متن آهنگ جدید  به نام تردمیل
ببخشید من فارسیم یکم ضعیف شده
یه وقتایی هم بحث نیازه یه چی مثل غذا
شماره یک بیداره بیدار ترین آ
بگو از خونه ی گرم و بهشتیمون منو از خود سنگینم بکش بیرون
بگو دنیا وزنشو از من برداره بزار برسم به هوا و حرف عشقمون
بگو خسته ام از تکرار این درسا بگو که تیکه پاره ام من زا این بحثا
من از دلشوره و دلتنگی مرده ام دلم لک زده واسه گرمیه دستات
منو یه عالمه از بودنت
کم‌کم صدای پای محرم در کوچه‌ پس کوچه‌های شهر می‌پیچد و جامه‌های سیاهِ عزا بوی حسین می‌گیرد!
کم‌کم پرچم‌های مشکی جای ریسه‌های رنگی غدیر را می‌گیرند و هلهله‌‌ی شادی در صدای سنج‌ و دمام شهر گم می‌شود!
کم‌کم نم‌‌های نشسته‌ زیر چشم‌ها دانه‌های اشک می‌شود، یک قطره، دو قطره و بعد . سیل می‌رسد!
 ارباب صدای قدمت می‌آید .
+ از همین اول محرمی تک‌خور نباشید، خیلی محتاج دعام، التماس دعا!
رمان در مورد زندگی و سرگذشت خانواده ای از عشایر کرد خراسان(کرمانج) است به نام خانوار کلمیشی که از کردهای تیره میشکالی هستند.قهرمان داستان جوانمردی است به نام گل محمد که فرزند دوم خانوار و دارای شخصیتی بلند پرواز و جسور. داستان چنین پیش می رود که او و تعدادی از افراد خانوار برای یدن دختری که دایی گل محمد( به نام مدیار)، عاشق او شده و دختر در خانه ارباب یکی از دهات زندگی می کند و قرار است تا آن دختر به زور به عقد پسر ارباب درآید، راهی می شوند و
نزدیک امام رضاییمبه خدا که بی وفاییمخود گر نری دل را ببرما محتاج آقاییم در این روز ولادتروز کرم و سعادتبخون دعا و ارادتتا دعا برات بشه عادت کاش به خوابم بیایدالگویم شود بایدسرور کشورم شدههمشهری خودم شده در حرمش که رفتماحساسی عجیب داشتمبا کرم و لطف خدادارایی در جیب داشتم دارایی از جنس ثوابدادگی کمکی از اربابشاعر: ابوالفضل دوستی
به دیدارم بیا هر شب
در این تنهایی تنهاوتاریک خدا مانند
دلم تنگ است
بیا ای روشن،ای روشن تر از لبخند
شبم راروز کن در زیر سرپوش سیاهی ها
دلم تنگ است
بیا بنگر چه غمگین وغریبانه
در این ایوان سرپوشیده
وین تالاب مالامال
دلی خوش کرده ام با این پرستو ها وماهی ها
واین نیلوفر آبی واین تالاب مهتابی
بیا ،ای هم گناه من در این برزخ
بهشتم نیزو هم دوزخ
به دیدارم بیا ،ای هم گناه ، ای مهربان بامن
که اینان زود میپوشندرودر خواب های بی گناهی ها
ومن می مانم و بیداد
ای پیک راستان خبر یار ما بگو
احوال گل به بلبل دستان سرا بگو
ما محرمان خلوت انسیم غم مخور
با یار آشنا سخن آشنا بگو
برهم چو می‌زد آن سر زلفین مشکبار
با ما سر چه داشت ز بهر خدا بگو
هر کس که گفت خاک در دوست توتیاست
گو این سخن معاینه در چشم ما بگو
آن کس که منع ما ز خرابات می‌کند
گو در حضور پیر من این ماجرا بگو
گر دیگرت بر آن در دولت گذر بود
بعد از ادای خدمت و عرض دعا بگو
هر چند ما بدیم تو ما را بدان مگیر
شاهانه ماجرای گناه گدا بگو
بر این فقیر نامه آن محت
بسمه تعالی
اکر واقعا از تنور امثال شینزو آبه چیزی گرم می شود چرا آبه و سایر حاکمان خیالی ژاپن نمی توانند از نوامیس خود در کشور خودشان در مقابل سربازان آمریکایی مستَقر در ژاپن دفاع کنند.ب
رای حامیان جریان اصلاحات متاسفم که برای حضور افرادی نظیر آبه که کشورشان در حد یک مستعمره ی آمریکا است چنین اظهار خوشحالی می کنند،باید در روزهای آینده ببینیم آبه با چه ماموریتی از سوی اربابان آمریکایی خود به ایران سفر کرده است؟؟؟
به قول دوستان فضای مجازی با
قبل از ظهر است. روی مبل سه‌نفره‌ی داخل پذیرایی دراز کشیده‌ام و کتاب‌م را می‌خوانم. باباجون سینی به‌دست و با لب‌خندِ همیشگیِ روی لب‌ش وارد پذیرایی می‌شود و می‌گوید: بیا این‌ها رو تمیز کنیم.» برمی‌خیزم و روی مبل می‌نشینم. پوستِ خربزه‌هایی است که دیشب خوردیم.
رسم دیرینه‌ی خانه‌ی باباجون و مامان‌جون این است که ناهار را زود می‌خورند. نیم‌ساعتی بعد از ناهار چای‌ می‌آورند. بعد نوبت چرتِ سر ظهر است. حدودن یک ساعتی به‌طول می‌انجامد. س
ارسال هدیه قبل از مرگ
1- هدیه به ملک الموت
برای چه کسانی باید هدیه فرستاد؟ پیغمبر صلی الله علیه و آله برای هر کس چهار هدیه سفارش دادند، فرمودند: یکی از آنهایی که باید برای او قبل از آرزوی مرگ، یا قبل از مردن هدیه بدهی، ملک الموت است. باید برایش هدیه بفرستی، خوشحالش کنی که وقتی می آید جانت را بگیرد، پیغمبر به او سفارش کند که این کسی که می خواهی جانش را بگیری، آدم خوب و مؤمنی است و ما قبولش داریم.
امام صادق علیه السلام می فرماید: ملک الموت به پیغمب
چهلم مرحوم  کربلایی علی مهماندوست در نهور بر گزار میشود مراسم رفتن به آرمگاه -صرف شام
مراسم سال علی اکبر شهرکی ده اله ری رفتن به آرامگاه وصرف شما مسجد ده اله ری
برگزاری مراسم چهلم مرحوم حمزوی  داماد مهندس بهزادی ده ارباب
برگزاری مراسم ازدواج مهندس اسماعیل مهماندوست فرزند رضا بعد از ظهر شنبه زابل
 بر گزاری مراسم ازدواج حجت مهماندوست فرزند محسن با خاندان جهانتیغابادی (روستا ) در سیستان ----نهور
دیدین آدم یه وقتایی یه جاهایی گیر می‌کنه که نمی‌دونه اصن چی‌کار می‌شه کرد؟ انگار نه راه پیش براش مونده و نه راه پس. نه مقام ایستادن، نه گریزگاه دارم.»هی از خودش می‌پرسه حالا باید چی‌کار کنم؟ چی‌کار کنم؟ این فکر مثل خوره می‌شینه به جونش. با این فکر می‌خوابه و با این فکر بیدار می‌شه. همه‌ش با خودش می‌گه کاش اصلا دنیا توی همین روزاش می‌موند. یا همین‌جا تموم می‌شد. که من مجبور نباشم به این فکر کنم که بعدش چی می‌شه؟ وقتی ایده‌ای راجع به آ
شب عیده اما ببخشید که ممکنه مطلبم خیلی خوشحال کننده نباشه. همین روضه‌گونه رو ازم بپذیرید.
جنس فضای حرمش یه جوریه که بعد یه عمر همجواری و زمزمهٔ مدامِ ذکرِ شریفِ السّلام علیک یا اباالحسن یا علی بن موسی الرضا»، وقتی پا میذاری تو بهشت کربلای ارباب و گنبد و ایوون طلای آسمونیشونو می‌بینی و دست راستتو میذاری روی سینه که بگی بالاخره رسیدم آقا جان، ناخودآگاه به زبونت جاری میشه: السّلام علیک یا علی بن موسی الرضا». و وقتی متوجه میشی چی شده پاهات ش
حال خوش، در گرو فیض سحر داشتن است
قرب حق، لازمه اش دیده ی تر داشتن است
آی کنعانِ پر از غم شده، حق یعقوب
گاه، حدّ اقل از یار خبر داشتن است
امرِ معشوق رقم خورده جدایی، یعنی
سهم عشاق فقط چشم به در داشتن است
بند اگر بندِ نگار است پرت را بشکن
گاه گمراه شدن حاصلِ پر داشتن است
اولین مرحله ی بنده ی مهدی بودن
همه جا خاطرِ او، مد نظر داشتن است
این که لبخند رضایت بنشانی به لبش
دوره ی غربت او، اوج هنر داشتن است
یار او نیستم و امر فرج می طلبم!
شرط، در امرِ ظهور
ارباب بی کفنم ، برات سینه میزنم


ارباب
بی کفنم ، برات سینه میزنم
وقتی
میدی کربلا بنویس اسم منم
مرغ
دلم با اسم کربلا دیوونه میشه
پر
میزنه سمت حرم بازم میخونه میشه
دستگاه
تو خیلی سِمَت ها میده به یه عاشق
اما
دل عاشق یه لحظه از دیوونگیشه
دم
به دِقه کرم میدی تموم نمیشه این گنج
عشقتو
انداختی به دل بدون زحمت و رنج
با
اینکه من یه عمره هیچ کاری برات نکردم
ولی
به دادم رسیدی تو لحظه های بغرنج
.
حسین آقام ، حسین آقام ، حسین عزیز زهرا .
اَلا رب العالمین ،
پارسال جوابا ساعت نزدیک 12 شب اومد، من خودم نمیدونستم و دوستم زنگ زد ک اومده برو ببین، بعد ب فاصله 5 دقیقه ک من تازه فهمیدم خاله ام زنگ زده ب مامانم ک سارا چیکار کردو دیگه از فرداش هم زنگ و اس ام اس همه شروع شد و کلی سوال و جوابامسال تعداد نفراتی ک منتظرن جواب های من بیاد بسیار بیشتر از پارساله!!! و راستشو بخواید نگران این نیستم ک خیلی صریح بهشون بگم: به تو چه! ک خب قطعا نمیگم ، اما ترجیحا نمیذارم تماسی برقرار بشه ک کسی چیزی بپرسه!اینستا ک ندارم کل
هو الرحمن الرحیمخیابان جمهوری من و غلام علی داشتیم جایی می رفتیممن از یک مغازه برایش بستنی خریدمولی غلام علی لب به بستنی نزدبستنیش رو تو آستینش قایم کرد آورد خونهگفتم چرا مادر بستنی ات را نمی خوری؟گفت: شاید بچه ای بستنی را دست من ببیندخودش پول نداشته باشد بستنی بخرددلش بشکندحالا همه اش 7 سال داشت
شهید غلام علی پیچکحالا الان ما آدم های همین مملکت به جایی رسیدیم کهعکس غذاها و نوشیدنی ها و بستنی ها و وسایل خونه و پوشیدنی هامونو لحظه به لحظه م
اولین باری که مُردم، ۱۸ سالم بود. حدود یک سال طول کشید و این خیلی زیاد بود. مردن به خودی خود پروسه‌ی سنگینی هست و وقتی به اندازه‌ی یک سال کش پیدا کنه واقعاً فرساینده می‌شه. بعد از اون یک سال درگیر چیزی شبیه به برزخ بودم تا دوباره متولد بشم. تصور کِرمی که درگیر خلاص شدن از پیله‌ست و در نهایت به شکل پروانه‌ای زیبا پر می‌کشه به سمت بالا، بیش از حد رویایی و به دور از واقعیته. آدمی که از ۲۰ سالگی متولد بشه، وضعیت ناجوری داره. نداشتن هویت، تجربه‌ی
هلاک شد

قاتل خورشید

 درسحرگاه  تموز

 ظل  آن ماذنه ی بید رشید.

 به خاک شد

شیشه ی احوال شراب  

درخم  اندر خم گیسوی شبان آذر

 واقع در دشت تب وتاب شباب

بعد از آن مویه ی مرداد

 که به دنباله  ی معشوق

دویدم نرسیدم

به سر وعده ی مسبوق

تو به دنبال هلال مهتاب

من به پی جویی آب وآداب

در سپيده دم  شش گوشه ی ماه  آذر  

تا رسیدیم به آفاق سحاب ارباب

در شب چهارده بهمن شیرین دهنان   

بازگشتم به همراه تو و رایحه ی وقت اذان

خبرازحاشیه ی ماه دی وصحنه ی خرداد
یک: از تو اتاق شنیدم که داشت به مامانم میگفت: بچه تر که بودم منتظر بودم اسی بزرگ بشه و غذاهای ایتالیایی و مدرن بپزه و من بخورم. آخه تو و مامان قدیمی هستین و غذاهاتون هم قدیمیه. ولی اسی بچه است و میتونه غذاهای جدید یاد بگیره. اما نمیدونستم وقتی اسی بزرگ شد خودش منتظره یکی دیگه براش غذا بپزه!

دو: برنامه شبام اینه که تو تاریکی، گوشی دستم بگیرم و بعد از یه مدت کوتاه با شنیدن یه صدای وحشتناک بیخ گوشم از جام بپرم و داییم بگه نترس نترس! و پاشم چراغ رو رو
پیرمردی وسط روضه‌ی ما گفت حسین
من‌ نگفتم ولی ارباب مرا هم بخشید
پ‌ن۱: ای اهل حرم میر و علمدار نیامد. ابالفضل نیامد .
پ‌ن۲: چند شب پیش مداحِ هیئت سر کوچه داشت شادمهر می‌خوند " تو میگی یه وقت‌ها گاهی پیش میاد یه اشتباهی." البته با کمی‌ تفاوت!
 درسته که باز اهنگ‌های شادمهر صد شرف داره به اون‌ عُسین عُسین‌هایی که انگار تو ان ولی به هر حال یه خرده تغییر و تنوع تو ریتم‌ آهنگ‌ خواننده‌ها بد نیست :|
پ‌ن۳: امسال، بعد از سی و خرده‌ای سال، ا
همسر. همونی که کنارش انگشتتو ت میدادی بیدار میشد. این روزا اونقدر خسته‌س که یه ساعت تمام کنارش ناله زدم و بیدار نشد!!!
+ ولی من اگه خدا بودم مریضی نمی‌آفریدم!! . شایدم می‌آفریدم! ولی خب انصافا آدم وقتی سالمه خب خوشحاله که سالمه دیگه. وقتی هم مریضه به جون خودم قدر سلامتی رو نمیدونه!!! صرفا ناشکری میکنه و ناله میزنه!!
 
آشیانه در مه : امیرحسین فردی، سوره مهر
خلاصه:
پسری به نام شکور، جوجه قرقی که در روستا پیدا کرده به خانه می آورد و او را بزرگ می کند. در این میان پسر ارباب که جمشید نام دارد و با تفنگش پرنده ها را شکار می کند، با شکور درگیر می شود. در این میان اتفاقات جذاب، جدی و غم انگیزی رخ می دهد.
بریده کتاب(۱):
در ده، فقط دو دکان وجود داشت. یکی از آن دو، دکان حاج بایرام بود، در این دو دکان همه چیز فروخته می شد. از کفش و کلاه و پارچه و قند و شکر گرفته، تا نفت و گوشت
رسما اعتراف می کنم کم آورده ام! چرا تمام نمی شود این سال سیاه؟
اعتراف تری هم دارم!
بدان که سر به زیر و شرمنده اعتراف می کنم به ضعف ایمانم. به اینکه گاهی نمی توان بار اندوه نبودنش و نرسیدن را تنها به دوش کشید به اینکه امسال سخت بود و تلخ. به اینکه هنوز باورم نمی شود نیست. به اینکه.
 اعتراف می کنم به شب های سیاه و چشمهای بی خواب. به پایان شادی و آغاز اندوه دنیا. به اینکه چقدر حقیرم.
بلا تشبیه؛ مرا قیاسی نیست با خورشید بر نی و خواهر صبورش. ا
 
 
در سپيده دمی که بی ظهور تو، سیاهی می زاید،
دلم مجالِ خیالی محال می خواهد.
 
 
یادم نیست، آن روز در چه حال و هوایی بودم که این جمله را نوشتم.
اما می دانم هرجا از نسیم و سپيده و سحر، حرفی به میان می آید، بی اختیار ذوق نداشته ام گل می کند و شعر وسواسم را با گلواژه هایی از جنس هور و نور و رهایی و ظهور، رنگِ پاکی و طهارت می بخشم. 
و هرجا از سردی و سکوت و هجران، حرفی روایت شود، قلم احساسم را با غم واژه هایی از جنس حسرت و اندوه و آه، چالاکی و حرارت می
چگونه آیات دین و زندگی را مفهومی بخوانیم؟
در این بخش قراره راجع به مطالعه صحیح درس دین و زندگی صحبت کنیم.
همان طور که می دانید درس دین و زندگی کنکور با ضریب 3، اهمیت ویژه ای دارد و جزء درس های مهم به حساب می آید. 
سؤالات دین و زندگی غالباً در دو بخش آیات و متن طبقه‌بندی می‌شوند و نگاه خاص طراحان کنکور به موضوع آیات و ترکیب آن با سؤال‌های مربوط به متن است به طوری که چه متن فارسی و چه متن عربی آن تقریبا بالای 60 درصد سؤالات کنکور را شامل میشود! 
بیمار می شویم، دوا لطف می کنند
دلمرده می شویم، دعا لطف می کنند
هر قدر هم که پشت، بر این خاندان کنیم
بر ما همیشه آل عبا لطف می کنند
ما غافلیم و زود فراموش می کنیم
این قوم، بی صدا به گدا لطف می کنند
آن قدر با وقار و بزرگند، وقت جود.
از پشت درب و زیر عبا لطف می کنند
هرجا حسین گفته شود صحن کربلاست
هرجا که هست کرب و بلا لطف می کنند
با این همه گناه شدم زائر حسین
خیلی به من امام رضا لطف می کنند
برگ برات خویش گرفتم به روی دست
امضای شاه طوس روی برگه ی من است
تا که پرسیدم ز قلبم عشق چیستدر جوابم اینچنین گفت و گریستلیلی و مجنون فقط افسانه‌اندعشق در دست حسین بن علیستسعی کن حرص و طمع خانه خرابت نکندغافل از واقعه روز حسابت نکندای که دم می‌زنی از عشق حسین بن علیآنچنان باش که ارباب جوابت نکند
سایت علمی فرهنگی تحلیلی ظفرمند 
داستان در درباری در ایتالیا اتفاق می افتد و ما یادداشت های روزانه کوتوله ای به نام پیکولو را که در این دربار به پادشاه خدمت می کند، می خوانیم. انگار کن دفتر خاطرات کوتوله ای خبیث به دستت افتاده باشد :) کوتوله ای که نقش تا حد پررنگی در حوادث دربار ایفا می کند.
کوتوله همانگونه که در پیشگفتار کتاب آمده تجسم خباثت است. او از عشق، شادی و خنده بیزار است و آن ها را درک نمی کند و در مقابل به جنگ علاقه دارد؛ جنگی که مبتنی بر حمله باشد و نه دفاع و بنا به گفت
عید غدیر مبارک

نماهنگ قلب 

با طول 1:22

و حجم14 مگابایت

دانلود با لینک مستقیم

التماس دعا عمیق

توضیح مختصر :

اهل فن پیرمرد موسفید داخل این فیلم رو (ارباب حلقه ها)

به منجی عالم تفسیر کردند

شاید احوالات فیلم رو بشه به 1.سفر درونی و

2.به تغییرات ظهور منطبق کرد

اگه تو این حسّ و حالها نیستید لطفا دانلود نکنید
انتظار فانتزی
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی،کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست،تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت ،نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی ،
ازجمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دست کم یکی در میانشان
بی تردید مورد اعتمادت باشد.
وچون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزو مندم که دشمن نی
نام سریال: احضار 
قسمت: دهم 
کارگردان فیلم: رامین عباسی زاده 
ژانر فیلم: ترسناک 
سال توزیع: 1398 
کیفیت: 240p, 360p, 480p, 720p, 1080p 
بازیگران: 
آرش مهاجر، صنوبر فرهپور، نارنین کیوانی، شهریار صیقلانی، ریحانه رضی، بنیامین پیروانی، رامتین غروی، ایمان خطیبی، سپيده آتشین، نوش آفرین رحمانی، ساغر سیامکی
 
لینک دانلود با ۵ کیفیت مختلف لطفا کلیک کنید
ارباب است دیگر، کلفتی و قدرت را تصاحب دارد و حکومت بر مردمان را اختیار نازل ساخته است. از دوران حمورابی تا گلادیاتورها گرفته تا عصر پترس فداکار و امروری که اندورید باشد، اربابان بر عوام اجبار می‌ساخته و مالیات‌ستانی، بخشی ثابت از اجتماع انسان‌ها بوده و است. با لباس، امری معقول و لازم به دیدگاه نور می‌آویزد امّآ اگر شود، محسوسات قابل اندیشه و نقدی هویدا خواهد شد.
زاویه معقول و اامی آن ارتباط‌های متعددی دارد. برای عصر گذشته به جهت ر
    وقت بخیر
    تعداد قابل توجهی از ارباب رجوع های امروز مخابرات سرابله در مورد شایعاتی که اخیرا پیرامون نحوه محاسبه قبوض همراه اول در فضای مجازی منتشر شده سوالات متعددی داشتند، این شایعه تا اونجا پیش رفته که همراه اول اطلاعیه ای در موردش منتشر کرد. متن اطلاعیه همراه اول رو در زیر میتونید مطالعه فرمائید.
(( پیرو انتشار شایعه ای در شبکه‌های اجتماعی که از مشترکان خطوط دائمی همراه اول درخواست می کند جهت دریافت اضافه پرداخت قبوض خود کد ستاره ۱
چند روز قبل که رادیو معارف گوش می کردم،
صحبت درباره ویژگی های یک کارمند خوب بود.
صحبت های مجری و کارشناس برنامه، مصاحبه
ها و پیام های مردمی و . همه و همه حول و حوش این مسائل بود که یک کارمند خوب کارمندی
است که:
رشوه نگیرد
کار ارباب رجوع را راه بیاندازد
پارتی بازی نکند
در منزل صبحانه بخورد تا مردم معطل نشوند
(حال بماند چگونه توقع داریم کارمندی که مثلاً ۶ صبح از منزل بیرون می آید، فرصت صرف
صبحانه را در منزل داشته باشد؟!)
و نظیر این مسائل پیش پا اف
نقد و بررسی احوال منسوب به اهلی ترشیزی
طاهره جعفرقلیان* ۱، سیدوحید سمنانی۲
۱- استادیار دانشگاه پیام نور 
۲- کارشناس ارشد دانشگاه پیام نور
اهلی ترشیزی یکی از شاعرانی است که تصویر او در آینه تذکره‌ها تصویری یک­آهنگ نیست. در تذکره‌های نزدیک به زمان حیاتش کوتاه و مختصر درباره زندگی و هنرش قلم زده‌اند و هرچه از زمان مرگ او دورتر می‌شویم، شرح‌‌حال او را بیشتر دچار تکرار یا قرین افسانه‌سازی می‌بینیم. ازهمین‌رو، مرور تذکره‌ها و به‌خصوص منا
در من مرد فرانسوی بیست و چند ساله‌ای در میانه‌ی قرن بیستم زندگی می‌کند که 18 آوریلش را سه ساعت بعد از سپيده‌ی صبح با یک فنجان قهوه در دست در حالی آغاز کرده که "صدای سکوت" خانه‌ی کوچکش را پر کرده است اما او نه به موسیقی گوش می دهد و نه قهوه‌اش را میخورد و تنها منتظر است که آسمان گرفته‌ی شهر ببارد تا قلمش روی کاغذ بهتر به لغزش درآید و همین که باران بند آمد دوباره سوزن گرامافون را روی دیسک بگذارد، نوشته‌هایش را زیر بغل بزند، به سمت رود سن برود و
 










سومین قسمت از فیلمترسناک آنابل» در دستور ساخت کمپانی نیولاین» قرار گرفت.
کمپانی نیولاین قصد دارد تا ادامه فیلم‌های ترسناک خود را با ساخت سومین قسمت آنابل» پی بگیرد.
آنابل ۳» قرار است ۳ جولای ۲۰۱۹ راهی سینماها شود.
گری دوبرمن که نویسنده فیلمنامه دو قسمت قبلی فیلم این عروسک ترسناک
است، با قسمت سوم این فیلم، نخستین تجربه کارگردانی خود را نیز انجام
می‌دهد. او فیلمنامه این قسمت را نیز نوشته است.
۴ فیلم از مجموعه فیلم‌های ترسناک در
●بعد اون تصادف سنگین تو کما بوده با درصد هوشیاری خیلی پایین و تقریبا دیگه هیچ امیدی به زنده موندنش نبودهاون شب که مادرش می‌خوابه خواب حاج احمد-همسرش-رو می‌بینه، که بهش می‌گه توی فلان کمد،و توی فلان کیف-کیف شخصیش- و حتی فلان جیب یه‌چیزی گذاشتم برای سجاد اونو بهش بده.
از خواب می‌پره و با این‌که مطمئن بوده بعد از بیست سالی که از شهادت احمدآقا گذشته،هزار بار اون کیف ریخته شده بیرون و آدما توشو گشتن و همه‌چیز رو ریختن بیرون و قطعا خالیه، اما
طبق اطلاعات (درست یا غلط) من، توی کشور کره تمام اداره ها و فروشگاه ها و حتی مغازه های کوچیک خیلی خیلی مشتری محور (مشتری مدار؟ مشتری دوست؟! اصطلاحش چی میشه؟!) هستن، یعنی اگه خطایی از یه ارباب رجوع سر بزنه و این وسط یه سیلی هم بزنه تو گوش کارمنده، اون کارمند بدبخت باید عذرخواهی کنه! شاید این ت اونا بخاطر اینه که میدونن درآمدی که دارن از صدقه سری مشتری هاس، ولی خب این نکته رو در نظر نگرفتن که اگه کارمندی اونجا نباشه کی میخواد به مشتری خدمات بده
دانلود فیلم خاله قورباغهسال ساخت : 1395سال انتشار : 1397نویسنده و تهیه کننده: فرشته طایرپو کارگردان: افشین هاشمیخلاصه داستان خاله قورباغه:فیلم خاله قورباغه» از هفتم اسپند ٩۵ در دکورهای مستقر در پلاتوی بنیاد سینمایی فارابی، با طراحی‌های مجید لیلاجی و اجرای میرنظام الدین مدنی، طی ١١٠ روز توسط محمد رسولی فیلمبرداری شده است. جلوه‌های بصری فیلم را دکتر امیررضا معتمدی انجام داده و تدوین فیلم بر عهده سپيده عبدالوهاب و افشین هاشمی بوده است. ‎موسی
بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است- فلسفه حج- درباره فلسفه حج بحثهای زیادی مطرح است وبرادران اهل سنت هم دربعضی موارد بحث های جالبی دارند وبه نظر حقیر  دربعضی موارد اشتباه میکنند—حج دوقسمت است از ابتدا تا عرفات ازمبدا تا انتها یک روش مثبت  را نشان میدهد که بعدا بحث خواهم که عرفات به منزله م است- بعد قسمت دوم است که وارد دنیا میشود نه وارد برزخ شود به سرزمین منی  اروزهای میرسد که توحید وشیطان باهم هستند این مرحله گذشت وارد دنیا ملکوتی
آدم اگر بخواد کاری رو انجام بده باور کنید از دیوار راست هم می تونه بره بالا، میتونه کارای محیرالعقول بکنه. فقط کافی بخواد و صد البته عشق به اون کار رو داشته باشه. دیروز که پست جمکران و رو می نوشتم توی دلم با آقا حرف میزدم. میگفتم ما معتقد نیستیم که تو صاحب ما هستی ما معتقد نیستیم که زمین متلاشی می شد اگر تو نبودی. اگر معتقد بودیم اینقدر حواس پرت نمیشدیم. اینقدر دلمون تنگ خدایی که اینقدر نزدیکمونه نمیشد. توی دلم میخواستم ازش یه چیز بزرگ بخوام. خ
نرم افزار دیجیتال ساینیج برنا رسانه که به صورت تخصصی پیشنهاد هایی را برای اطلاع رسانی بیمارستانی ارائه کرده است کاربردهای فراوانی در این حوزه دارد به طور مثال میتوان به موارد زیر اشاره کرد
اطلاع رسانی ارباب رجوع جهت راهنمای طبقات و بخش های مختلف بیمارستانی
اطلاع رسانی همراهان بیمار در زمان های انتظار
اطلاع رسانی خود بیمار برای مراقبت های ویژه برای مثال مراقبت های بعد از اتاق عمل
اطلاع رسانی و معرفی بخش های مختلف بیمارستان و اطلاع رسانی ا
دستگاه حضور و غیاب
معرفی دستگاه حضور و غیاب غدیر
دستگاه حضور و غیاب یک دستگاه الکترونیکی است که پرسنل سازمان را قادر می سازد از طریق آن تردد (ورود و خروج)، مرخصی و ماموریت و . را ثبت نمایند، در سازمان های بزرگ ثبت ورود و خروج کارمندان بدون دستگاه حضور و غیاب کار دشواریست و وم وجود دستگاهی جهت کنترل تردد پرسنل امری ضروری برای افزایش امنیت و مدیریت آسان محسوب می شود. همچنین دستگاه حضور و غیاب با بهره گیری از نرم افزار مرتبط خود می تواند به صو
نیم ساعتی میشه که رسیدم خونه. داشتم آماده میشدم که پیش بابا بخوابم تا اینکه زن بابا بالاخره اومد و منم بابا رو بوسیدم و زود اومدم خونه.
اگه از حال بابا بپرسین میگم بهترن. بهتر یعنی اینکه بدتر نشدن و تو همون وضعیتشون استیبل شدن. بدتر از اغما یعنی مرگ. پس بابا بدتر نشدن و و بدتر نشدنشون یعنی اینکه بهترن. این نگاه من به حال باباس. پس الحمدلله.
امشب عقد محمد و عطیه بود و قسمت نشد که من اونجا باشم. تقدیر این بود که اون لحظات بالاسر بابا باشم و به بابای
اربابِ خودم، سامبولى بلیکُم، یکى از کوچه هاىِ تهران و دو مرد در برابر اهالى خانه با پوشش و لباس هاىِ "حاجى فیروز" و "بابا نوروز" در حال رقص و آواز، دایره و تمبک در روزهاىِ آغاز سال نو در بهارِ هزار و سیصد و پنجاه و یک خورشیدى: مرد با کت و شلوارِ آبى و کودک ک به دهان، در حال تماشاى نمایش و کاشى "نصر مِن الله و فَتح غَریب" بر ورودى در فى خانه، دیوار آجرى و صداىِ زیر، نه، ریز و شکسته "حاجى فیروز"، مرد لاغر اندام، سیاه رخ، کلاه دوکى بر سر و گی
 
دورو بریام میگن میخوای بری این اداره حالا حالا کارت انجام نمیشه مگه اینکه. رشوه بدی! -رشوه!؟ من شش ماهه سندم اونجاست هنوز آماده نیست و . -توکل ب خدا میرم رشوه هم نمیدم! خدا بخواد میشه نخواد هم رشوه نمیدم! هر چی خدا بخواد همون میشه -وارد اداره میشم بنظر یکم درهم برهم میاد اتاق های کوچیک و شلوغ هر چی می ایستم منتظر که جواب سوالمو بدن نوبت بهم نمیرسه میرم بقیه ی اتاق ها رو نگاه میکنم یا در اتاق ها بسته اس یا سرشون شلوغه میرسم ب اتاق رئیس! در ات
دانلود سریال ترسناک احضار
قسمت 8 افزوده شد
کارگردان: رامین عباسی زاده
ژانر: ترسناک، هیجان انگیز
سال تولید: 1394
تاریخ انتشار: 1397
مدت زمان هر قسمت: 1 ساعت
کیفیت: عالی
فرمت: MP4
تهیه کننده: حنان فیلم
 
بازیگران:
آرش مهاجر، صنوبر فرهپور، نارنین کیوانی، شهریار صیقلانی، ریحانه رضی، بنیامین پیروانی، رامتین غروی، ایمان خطیبی، سپيده آتشین، نوش آفرین رحمانی، ساغر سیامکی و علیرضا کمالی
 
خلاصه داستان:
اغلب ترس‌ها با شناخت ما از بین می‌رو
گیت کنترل تردد
معرفی دستگاه گیت کنترل تردد
امروزه کنترل عبور و مرور کاری است که دیگر نیازی به نیروی انسانی کارآمد ندارد و می‌توان این امر مهم را به گیت کنترل تردد سپرد تا از عبور و مرور اتومبیل‌ها و یا افراد گوناگون مطلع شد ، تا با دانستن اطلاعات هر شخص اجازه عبور را به وی داد و یا اینکه بالعکس از عبور ایشان جلوگیری نمود.
گیت کنترل تردد از اجزاء مهمی است که حتماً باید در مجموعه‌های گوناگون در سراسر جهان وجود داشته باشد تا از ورود افراد ناشن
بچه مثبت مدرسه : چه آتشی می سوزانند این دوپسر شیطون و عاصی از درس و مدرسه.
بچه مثبت مدرسه : یاسر عرب، نشر سپيده یاوران
معرفی:
مثبت در منفی میشود صددرصد مثبت ولی از مدرسه اخراج می شوید!
بریده کتاب:
روزهای آخر مثل برق وباد می گذشت، کلاس ها تمام می شد و امتحانات آخر سال می رسید. امتحان آخری رو خوب یادمه. همه بچه ها طبق قرار قبلی بعد از دادن برگه امتحان بیرون مدرسه ایستادیم و دسته جمعی، کتاب های درسی رو تکه تکه و پاره پاره کردیم و آتیش زدیم. این طوری ا
هو الرحمن الرحیم
بعضی آدم ها خیلی زرنگن 
زود خودشون رو میرسونن
هرکجا باشن !
میدونن محرم زود خودشون رو میرسونن خیمه ارباب 
میدونن فاطمیه ست زود خودشون رو میرسونن پشت در سوخته 
میدونن رجب 
میدونن شعبان 
میدونن رمضان 
میدونن شب قدر 
در بسته باشه بازم اینقدر میشینن تا در باز بشه 
میدونن باید به مردم خدمت کنن بدون چشم داشتی خدمت میکنن 
میدونن باید به پدر و مادر احترام کنن با جون دل احترام میکنن












متاسفانه مر
      در
قرن بیست ویکم کشور های در حال توسعه با اامات گوناگونی مواجه اند که مهم ترین
آن ها توسعه و پیشرفت در حوزه آموزش است.
 ایران و ژاپن هم زمان با علوم جدید و
آموزش به روش نوین آشنا شدند ؛ ژاپن از غرب به طور درست الگو برداری و بر مبنا سنت
ها و فرهنگ اصیل خود تدریس را شروع کرد.این کشور با کوشش و عشق در دورترین روستاها
مدرسه ساخت و با کمترین هزینه بیشترین خدمت آموزشی را ارائه داد ، در آموزش از روش
شاگرد محوری استفاده کرد و برای محیط مدرسه و مع
بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است—چند نکته-
فیلمی  دربی بی سی درانگلستان من دیدم  که یک محقق انگیسی  از کشور مراکش تهیه کرده  بود بخشی از ان را قبلابیان کردم- بخش دیگر این
است که مردم مراکش بیشتر برای تحصیل به فرانسه میروند هم فرانسه بورس میدهد وهم دولت
بورس میدهد وهم کسانی مقداری وضع مالی انهاخوب است به فرانسه میروند بیشترافارد
بخصوص خانم ها تالیسانس بیشنر نیمی مانند اعراب میخواهند زود تشکیل خانواده بدهند-
یک خانی به فرانسه میرود و
به یاد مسافران آسمان در عملیات والفجر هشترفتند با شوق یاران تا شهر نور و رهاییماندند در سینه ها با گلهایی از آشناییهر نیمه شب با صدای اشک و مناجات آنهابرخاست پلک سپيده وا شد در روشناییهر صبح با خاطرات سبزی از آن سینه سرخان شرمنده میمانم ازخود شرمنده از بیوفایی
آری چه آسان گذشتند ، آنانکه از جان گذشتندماندم ولی بر نگشتند ماندم ز بی دست و پاییدر آسمان خیالم صدها ستاره فروزانصدها ستاره همه سبز در اوج بی انتهاییآن شب چه آهسته می رفت مردی که با
میدونم این عکس قدیمیه و مال 2 سال پیشهاما دوباره گذاشتن این عکس توی وبلاگم علت داره.اول اینکه این عکس از عکسهاییه که دوست خوبم محبوبه توی یه شب زمستونی ازمون گرفت در سال 88 و اون شب توی خونه اونا به ما خیلی خوش گذشتاما درست 2 یا 3 روز بعدش ما گرفتار یه اتفاق شدیم که از نظر مالی کلی بهمون ضرر زد و همون موقع هم ما تصمیم گرفته بودیم برای مهاجرت اقدام کنیمخیلی فشارهای روحی رو از اون به بعد تحمل کردیمنه اینکه همش سختی و عذاب باشه که دروغ محض
 
مشاعره در کلاه قرمزی
فامیل دور: چی بگم؟!آقای مجری: اگر در بند در ماندو نه! اون قبول نیست!فامیل دور: اونو میخواستم بگم آخه! اینو میگم حالا: از در درآمدی و من از خود به در شدم.پسرعمه زا: سلطان غم مادر، بی تو پسر نمی‌شود!آقای مجری: نه بچه جان! یه شعر قشنگ؛ باید میم هم داشته باشه.پسرعمه زا: می تو پسر نمی‌شود. خوبه؟!فامیل دور: ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده‌ایم.آقای مجری: این دیوونم کرد از دست این دره!پسرعمه زا: سلطان غم مادر!ببعی: مرنجان دلم را که
 

 

من حنانه هستم.

 

بیژن شهرامی

بچه های خوبم سلام،من حنانه هستم خاله مریم مقدس سلام الله
علیها که یکی از ن بزرگ با ایمان است و قرآن کریم سوره ای به نام او دارد.[1]بانویی
که مردم او را "خواهر
هارون" می نامیدند تا از یاد نبرند که
او بزرگ زاده است و از نسل پیامبری عظیم الشأن.[2]

من و خواهرم حنا(مرثا)[3]
صاحب فرزند نمی شدیم تا این که خداوند ابتدا به خواهرم دختری به نام مریم و بعدها
به من پسری به نام یحیی را عطا فرمود.[4]

شوهر خواهرم عمران نام داشت و
پسر من دوباره تیپ شخصیتی دارم ازمون میدم بعد هی ویژگیاشو میخونم هی عاشق خودم میشم :| با اینکه میدونم اصلا معلوم نیست راسته یا نه و همش چهارتا شخصیتی که داشتم باهام مشابه بودن، ولی در آن واحد وقتی یکیشون در میاد با همون بیشتر حال میکنم! بعد اون راسته یا نه رو برا آدمای معروف تیپش میگم. خب بهتون تبریک میگم، شما یه ادمی رو دارین میخونین که دو درصد جمعیت رو تشکیل میده جان اف کندی هستم، ژان پل سارتر هستم! (میگم چرا نظریات این بشر اینقدر به من حال مید
دلبندم بگذار برایت قصه ای بگویم ، قصه ای آشنا ،مثل  قصه شهرزاد هزار و یک شب ،سالهایی دور در بغداد خلیفه ای زندگی می کرد که عادت عجیب و بدی پیدا کرده بود ،او که همسری در دربارش نداشت و دلش تنهاتر از یک جزیره کوچک در اقیانوس بود ،به زیر دستانش فرمان داده بود که هر شب دختری جوان و زیبا را برایش به خوابگاهش بیاورند تا عروس یک شبه او شود، اما او به محض اینکه از هر دختری کام می گرفت فردا صبح قبل از سپيده صبح دختر را به جلاد می سپرد ،می دانی چرا ،چون سا
این حوالی یک نفر دارد مربای آلبالو می‌پزد. و من دلم برای مادرم تنگ شده. این حوالی یک نفر دارد از آب‌سردکن‌های کنار خیابان از دست‌های بزرگ پدرش آب می‌خورد. و من دلم برای پدرم تنگ شده. این حوالی یک نفر دارد تولدی را تبریک می‌گوید. و من دلم برای او تنگ شده.این حوالی یک نفر دو ساعت است که زل زده به سقف در جستجوی خطی برای نوشتن. و من دلم برای نوشتن تنگ شده. من دلم برای همه چیز تنگ شده. برای همه‌ی چیزهایی که حق داشتم کنارم باشند و نیستند.زویا پیرزاد
کجا می‌روی؟
یک امشب را کمی بیشتر بمان!
"با چشم‌هایت حرف دارم"
می‌خواهم برایت از جاده‌های بی‌کس شب بگویم
از سوسوی تنهایی ماه در شب‌های بی‌ستاره
از کبودی چشم‌های دریا در شب‌های فراق موج
کجای می‌روی؟
قدری بیشتر بمان!
می‌خواهم تا صبح برایت شاملو بخوانم!
یا نه، بمان تا برایت آیدا بخوانم در شب‌های بی‌ احمد
مفاتیح بخوانم ،فراز به فراز دعای اجابت
بمان!
می‌خواهم برایت آواز بخوانم
چنگ بزنم
شاید هم تا سپيده یک نفس در شیپورها بدمم
باید تمام مرد
۱۳ اصل اخلاقی شرکت
پیشگامان توسعه صنعت پاژ 

اصل ۱: اخلاق تجاری




·       
توجه و پایبندی راسخ به درستی، راستی و احترام

·       
پایبندی به اصول تجارت بر مبنای احترام و مسئولیت
پذیری.

·       
هم سویی با قوانین حاکم بر کشور، حفظ و ایجاد
استانداردهای اخلاقی در تجارت.

·       
دوری از ت های جانب دارانه و افراطی.

·       
پیروی از رقابت آزاد، منصفانه و بر طبق قوانین
تجاری و اخلاقی تعریف شده در بازارهای بین المللی و منطقه ای .

·       
ت
برای تدریس ریاضی وارد کلاس مهندسی دخترها شدم.همگان بلند شدند. اکثر دختر‌ها بد پوشش بودند. از قیافه‌ها فهمیدم خیلی به شنیدن سخنان من اهمیت می‌دهند. چون عده‌ای گوششان را از روسری بیرون گذاشته‌ بودند تا بهتر بشوند و از سخنان گهربار من بهتر بتوانند استفاده کنند. هر چند که کار بی‌تاثیر و گناهی بود و انسان یاد آینه‌بغل بلدوزر می‌افتاد اما به هر حال کاری از دست من برنمی‌آمد.شروع کردم به تدریس.در همین هنگام ناگهان سوسکی روی میز قسمت استاد پید
شما هر آینه زیباترید از خورشید
به یک مشاهده دل می برید از خورشید
 شما که ماه شب بی ستارگی منید
 همیشه یک سر و گردن سرید از خورشید
 سپيده­ دم که به دیدار صبح می­آیید
 چه آبروی بدی می برید از خورشید
 شما در آمده بودید و در تحیر محض
 دلم ردیف غزل می­خرید از خورشید
 ولی چگونه غزل شرمگینتان نشود
 که رنگ و روی طلایی پرید از خورشید
 اگر بهانه چشم شما نبود اصلاً
 کسی ترانه نمی­آفرید از خورشید
 تمام آینه­ های جهان گواه منند
 شما هر آینه زیبا­تر­ید از
تاکنون پرده‌ی اول و یکی دو صحنه از پرده‌ی سوم را تکمیل کرده بود . سرشت موزون اثر به او اجازه می‌داد تا مدام آن را مرور کند و مصراع‌های دوازده هجایی را بدون مراجعه به متن ، اصلاح کند . فکر کرد که هنوز دو پرده مانده است ، و مرگش بزودی فرا می‌رسد . در تاریکی به خدا متوسل شد : اگر اصلاً وجود داشته باشم ، اگر یکی از تکرارها و خطاهای تو نباشم ، به عنوان مصنف دشمنان وجود دارم . به منظور پرداخت این نمایشنامه ، که شاید وجود مرا توجیه کند ، و بالطبع وجود ت
در این سرای بی کسی کسی به در نمی زندبه دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زندیکی زشب گرفتگان چراغ بر نمی کندکسی به کوچه سار شب در سحر نمی زندنشسته ام در انتظار این غبار بی سواردریغ کز شبی چنین سپيده سر نمی زنددل خراب من دگر خراب تر نمی شودکه خنجر غمت از این خراب تر نمی زندگذر گهی است پر ستم که اندرو به غیر غمیکی صلای آشنا به رهگذر نمی زنددل خراب من دگر خراب تر نمی شودکه خنجر غمت ازین خراب تر نمی زندچه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته ات؟برو که هیچ کس ن
شرکتهای تعاونی تولید و مصرف
شرکت تعاونی تولید شرکتی است که بین عده از ارباب حرف تشکیل می شود و شرکاء مشاغل خود را برای تولید و فروش اشیاء یا اجناس بکار می برند. 
اگردر شرکت تولید یکعدد از شرکاء درخدمت دائمی شرکت نبوده یا ازاهل حرفه که موضوع
عملیات شرکت است نباشند لااقل دوثلث اعضاء اداره کننده شرکت باید از
شرکائی انتخاب شوندکه حرفه آنها موضوع عملیات شرکت است. 
شرکت تعاونی مصرف شرکتی است که برای مقاصد ذیل
تشکیل می شود:
1 - فروش اجناس لازمه برای
     
شرکتهای تعاونی تولید و مصرفشرکت تعاونی تولید شرکتی است که بین عده از ارباب حرف تشکیل می شود و شرکاء مشاغل خود را برای تولید و فروش اشیاء یا اجناس بکار می برند. اگردر شرکت تولید یکعدد از شرکاء درخدمت دائمی شرکت نبوده یا ازاهل حرفه که موضوع عملیات شرکت است نباشند لااقل دوثلث اعضاء اداره کننده شرکت باید از شرکائی انتخاب شوندکه حرفه آنها موضوع عملیات شرکت است. شرکت تعاونی مصرف شرکتی است که برای مقاصد ذیل تشکیل می شود:1 - فروش اجناس لازمه ب
دانلود قسمت 10 سریال احضار
دانلود سریال احضار قسمت دهم با لینک مستقیم
دانلود قسمت 10 سریال احضار با کیفیت عالی 1080p
پخش چهارشنبه در شبکه خانگی…
کارگردان: رامین عباسی زاده | ژانر: ترسناک، هیجان انگیز | سال تولید: 1394 | تاریخ انتشار: 1397
تعداد قسمت ها: نامشخص | مدت زمان هر قسمت: 1 ساعت | کیفیت: 4K UHD
فرمت: MP4 | حجم: متفاوت با هر کیفیت | تهیه کننده: حنان فیلم
خلاصه داستان: هفت سال از مرگ گیسو میگذرد امیر (شوهر سابق گیسو) با صمیمی ترین دوست گیسو (پروا) در
شرکتهای تعاونی تولید و مصرف
شرکت تعاونی تولید شرکتی است که بین عده از ارباب حرف تشکیل می شود و شرکاء مشاغل خود را برای تولید و فروش اشیاء یا اجناس بکار می برند. 
اگردر شرکت تولید یکعدد از شرکاء درخدمت دائمی شرکت نبوده یا ازاهل حرفه که موضوع
عملیات شرکت است نباشند لااقل دوثلث اعضاء اداره کننده شرکت باید از
شرکائی انتخاب شوندکه حرفه آنها موضوع عملیات شرکت است. 
شرکت تعاونی مصرف شرکتی است که برای مقاصد ذیل
تشکیل می شود:
1 - فروش اجناس لازمه برای
شرکتهای تعاونی تولید و مصرف
شرکت تعاونی تولید شرکتی است که بین عده از ارباب حرف تشکیل می شود و شرکاء مشاغل خود را برای تولید و فروش اشیاء یا اجناس بکار می برند. 
اگردر شرکت تولید یکعدد از شرکاء درخدمت دائمی شرکت نبوده یا ازاهل حرفه که موضوع
عملیات شرکت است نباشند لااقل دوثلث اعضاء اداره کننده شرکت باید از
شرکائی انتخاب شوندکه حرفه آنها موضوع عملیات شرکت است. 
شرکت تعاونی مصرف شرکتی است که برای مقاصد ذیل
تشکیل می شود:
1 - فروش اجناس لازمه برای
شرکتهای تعاونی تولید و مصرف






شرکت تعاونی تولید شرکتی است که بین عده از ارباب حرف تشکیل می شود و شرکاء مشاغل خود را برای تولید و فروش اشیاء یا اجناس بکار می برند. 
اگردر شرکت تولید یکعدد از شرکاء درخدمت دائمی شرکت نبوده یا ازاهل حرفه که موضوع
عملیات شرکت است نباشند لااقل دوثلث اعضاء اداره کننده شرکت باید از
شرکائی انتخاب شوندکه حرفه آنها موضوع عملیات شرکت است. 
شرکت تعاونی مصرف شرکتی است که برای مقاصد ذیل
تشکیل می شود:
1 - فروش اجناس لازمه ب
✍ محمد جعفری؛ کانال تلگرام مصطفی تاجزاده @MostafaTajzadeh
نظارت استصوابی اصولگرایان را دوپینگی و اصلاح­‌طلبان را قلابی می­‌کند
نظارت استصوابی قدرتی افسانه‌­ای در اختیار طبقه حاکم قرار می­دهد تا با سلیقه خود و معیارهای کلی و تعریف نشده، کاندیداهای ریاست‌­جمهوری، خبرگان و مجلس را تعیین کنند. این قدرت استثنایی به مرور زمان موجب شده که قدرت و ثروت در دست افراد خاصی متمرکز شود. در طول تاریخ همواره بین قدرت و ثروت رابطه مستقیمی وجود داشته است. اگ
 
زمستان گذشته است
گل ها شکفته اند
باز زمان نغمه سرایی فرا رسیده است
و تو ای کبوتر من که در شکاف صخره ها و پشت سنگها پنهان هستی
بیرون بیا و بگذار صدای شیرین تو را بشنوم و صورت زیبای تو را ببینم
زیرا اکنون دیگر زمستان به پایان رسیده است
 
***
 
تو را دوست می‌دارم
تو رابه جای همه نی که نشناخته‌ام دوست می‌دارم
تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیسته‌ام دوست می‌دارمبرای خاطر عطر گسترده بیکران و برای خاطر عطر نان گرمبرای خاطر برفی که آب می شود،
علت تغییر نام سریال عروس تاریکی به “بوی باران”
تسنیم نوشت: کارگردان مجموعه تلویزیونی «عروس تاریکی» که از این پس با نام “بوی باران” روی آنتن می‌رود در خصوص تغییر نام این سریال توضیحاتی ارائه کرد. محمود معظمی کارگردان سریال بوی باران در خصوص تغییرنام سریال گفت: نام بوی باران با کلیت اثر سازگاری بیشتری داشت، لذا تصمیم گرفتیم عنوان سریال‌مان را از عروس تاریکی که ناظر بر بخش کوچکی از داستان می شد، به بوی باران که با حال هوا
شرکتهای تعاونی تولید و مصرف

شرکت تعاونی تولید شرکتی است که بین عده از ارباب حرف تشکیل می شود و شرکاء مشاغل خود را برای تولید و فروش اشیاء یا اجناس بکار می برند. 
اگردر شرکت تولید یکعدد از شرکاء درخدمت دائمی شرکت نبوده یا ازاهل حرفه که موضوع
عملیات شرکت است نباشند لااقل دوثلث اعضاء اداره کننده شرکت باید از
شرکائی انتخاب شوندکه حرفه آنها موضوع عملیات شرکت است. 
شرکت تعاونی مصرف شرکتی است که برای مقاصد ذیل
تشکیل می شود:
1 - فروش اجناس لازمه برا
شرکتهای تعاونی تولید و مصرف
شرکت تعاونی تولید شرکتی است که بین عده از ارباب حرف تشکیل می شود و شرکاء مشاغل خود را برای تولید و فروش اشیاء یا اجناس بکار می برند. 
اگردر شرکت تولید یکعدد از شرکاء درخدمت دائمی شرکت نبوده یا ازاهل حرفه که موضوع
عملیات شرکت است نباشند لااقل دوثلث اعضاء اداره کننده شرکت باید از
شرکائی انتخاب شوندکه حرفه آنها موضوع عملیات شرکت است. 
شرکت تعاونی مصرف شرکتی است که برای مقاصد ذیل
تشکیل می شود:
1 - فروش اجناس لازمه برای
فانوس، در عطش شعله ای می سوخت، کبوتر، از چشم آسمان، افتاده بود، دریا، غرق در رخوت بود، زمین، خورشید را طواف نمی کرد، چهره ی باغ، چروکیده بود، جامه ی شب در دست و پای سپيده، می افتاد، سکوت، آخرین نفس های خود را از تنگی سینه اش، برون می داد؛ بوف ویرانگی، روی دیوار شب، شوم، می خواند؛ لب های خشک دهکده، تاول زده بود؛ وطن، با خود، بیگانه بود وخودی در وطن.
ناگهان از پشت حصار شب، نمای مردی پدیدار شد، مردی که اسرافیل شد در صور بیداری و امواج نگاهش، کویر
دانلود سریال احضار قسمت 9 نهم
دانلود قسمت نهم سریال احضار با کیفیت 4K Ultra HD
« لینک دانلود قرار گرفت » 
دانلود سریال احضار قسمت 9 نهم
ژانر سریال: ترسناک، اجتماعی
سال تولید: 1394
سال انتشار: 1397
کارگردان: رامین عباسی زاده
بازیگران: آرش مهاجر، صنوبر فرهپور، نارنین کیوانی، شهریار صیقلانی، ریحانه رضی، بنیامین پیروانی، رامتین غروی، ایمان خطیبی، سپيده آتشین، نوش آفرین رحمانی، ساغر سیامکی و علیرضا کمالی
خلاصه داستان: 
چگونگی نوشتن یک متن انگلیسی (1)
آیا در حال یادگیری زبان انگلیسی هستید؟ آیا هدف خود را از یادگیری زبان انگلیسی مشخص کرده اید؟ کدام روش را برای یادگیری زبان انتخاب کرده اید؟ در کلاسهای بهترین موسسه زبان انگلیسی شرکت میکنید یا به صورت فردی مشغول یادگیری هستید؟
در هر مرحله از یادگیری زبان که هستید، پیشنهاد ما به شما شرکت در کلاسهای یک موسسه زبان انگلیسی است. زمانی که شما در محیطی قرار بگیرید که تمام افراد به زبان انگلیسیصحبت میکنند، هم عادت
هی سارا ؛ می بینی چه قدر ازت رد شدم؟! از کجا اومدم کجا؟!از اون جایی که توی زل آفتاب نشسته بودم رو نیمکت حیاط و تو اومدی کنارم و بدون این که خیلی نگام کنی باهام حرف می زدی ؛ می خواستی ببینی چمه. همه چیز هم با سپيده ربط داده بودین به رومینا. البته که ربط داشت ؛ اون روز خیلی همه چیز روی اعصابم بود؛رومینا بیش تر . رومینا یه روز اومد و فرداش دیدم رابطه داره کجا می ره؛بست فرند سیو بود به جانِ شما ؛ نمی دونم چی شد تهش دستاش قرمز شد.خیلی جالبه که اگه همین رو
نرم افزار CRM، حوزه بسیار وسیع داشته و سه بخش بازاریابی، فروش و خدمات پس از فروش را در بر دارد. در این نوشته سعی بر آن است به بررسی چند شاخص مهم در حوزه خدمات مشتریان اشاره شود.

مهم‌ترین نکته در بررسی عملکرد خدمات پس از فروش ، میزان برآورده کردن "انتظارات مشتری" می‌باشد. برای این کار می‌بایست شاخص‌هایی را  در نظر بگیرید که وضعیت درخواست مشتریان را در سرتاسر مسیر ارائه خدمات، مشخص نماید. در ادامه  تعدادی از این شاخص‌ها ذکر شده اند:

1- تع
برای داشتن یک دفتر کار خوب نیاز نیست حتما هزینه‌های زیادی پرداخت کنید. شما راه‌های بسیاری دارید. عوامل بسیار زیادی باعث می‌شود که کارمندان در یک محیط احساس خوب داشته باشند و محیط کاری خود را به خوبی نام ببرند.اول از هر چیزی باید به هوای محل کار و سیستم تهویه آن توجه کنید. معماران، دفترهای کار را طوری طراحی می‌کنند که سیستم تهویه آن به صورت طبیعی برقرار باشد. یعنی سعی می‌شود هر اتاقی پنجره داشته باشد و یا با پارتیشن اداری جدا
روی پشتِ بام دراز کشیده بود و لبخند از کمانِ لب‌هایش کنده نمی‌شد، مدام لپ‌های گل انداخته و صورت پنهان شده پشتِ نقاب چادر مقابل چشمانش جان می‌گرفت؛ طنینِ صدای نازکش پشتِ سر هم در گوش‌هایش اِکو می‌شد، بله‌ای که داشت از عمق رویا به کالبدِ واقعیت می‌رسید! صدمین ستاره‌ی نورافشان آسمانِ تابستان را شمرد و با خش‌خشِ برگ‌های رقصانِ بید در باد به خواب رفت!
از سپيده‌ی خورشید فردا دیگر صبحِ ملایم روستا، ظهرِ گرمِ تابستان، باد خنک عصر، غروب نار
این متن جهت اتلاف وقت شما نوشته شده‌است، لطفا پا به فرار
بگذارید.

از اون شب که اومدم تا همین دی‌شب با کسی حرف نزدم، جز این‌که
برای نیافتادن توی دره کمی با م. و مری حرف زدم. هنوز هم دست‌و‌دل‌م به حرف‌زدن و
گشایش لب‌هام نمی‌ره؛ با بچه‌های دانش‌کده و اتاق که اصلا! با اون حرکتی که س.
دیروز کرد و پ. قبل‌تر، نسبت به کل قضیه اینسکیور شده‌ام. حتی اگه واقعا میس‌آندرستندینگ
بوده باشه و ربطی به اون ماجرا نداشته باشه هم، اثر مع‌ش رو در نهایت روی
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب