نتایج پست ها برای عبارت :

زینب ای طلایه

حیدر. مرو تو را به جان زينب::حیدر.پس از تو کوفه سوت و کور استز دست ِ رحمت ِ تو دور استتمام کودکان، گرسنه!غروبِ کوچه بی‌عبور است::حیدر. مرو تو را به جان زينب::حیدر.جواب خوبی تو تیغ استکه زخم فرق تو عمیق استاگرچه کوفه دشمنت شدولی خدا تو را رفیق است::حیدر. مرو تو را به جان زينب::حیدر.تو را ز روی کینه کشتندبه یاد زخم سینه کشتندحسن براي خواهرش گفتتو را همان مدینه کشتند::حیدر. مرو تو را به جان زينب::::حیدر.تو را به روی شانه بردندببین چه عاشقانه برد
می‌گفت: 
پدرم خدا بیامرز نظامی بود، از اون آدم‌‌هاي مهربونِ کم حرف ولی جدی که کمتر کسی لبخند یا حتی اخمش رو دیده بود.
اون موقع‌ها ،حدود‌هاي سال تولد خودت یا حتی قبل‌تر، دانشگاه قبول شدن مثل الان نبود، کمتر کسی دانشگاه‌ قبول می‌شد تازه اونم سراسری!
خواهرم که قبول شد رفتیم پیش بابا و گفتیم "بابا زينب دانشگاه قبول شده"‌، یه نگاه به خواهرم کرد و گفت "چی قبول شدی بابا؟" زينب سرش پايین بود، انگاری خجالت می‌کشید به بابا نگاه کنه ، آروم گفت "پزشک
#پیام_شهید 
اطراف حرم گرچه 
پُر از "خولی و شمر" است
دنیاي #تشیع سپر 
#زينب کبری ست
"شیران مدافع" 
دلتان شاد که #عباس
همراه شما در حرم 
زينب کبری ست.
سلامتی رزمندگان اسلام و شادی روح شهداي مدافع حرم صلوات .
شهید راه نابودی اسرائیل
شهید محمد مهدی لطفی نیاسر
غزلی ناچیز به پاس اشک‌هايی که با نواي آسمانی مرحوم سلیم مؤذن‌زاده» ریخته‌ام:::خمیازه‌ی گوش‌ از نشاط باده خالی شدمستان به هوش و شهر از افتاده خالی شدآواز نورش بازتاب روح ايمان بودشب را رها کرد و دل سجاده خالی شدداوودحنجر بود و دل را صیقلی می کردافسوس از حجم نفس، سنباده خالی شدوقت اذان، رخت عزا را تازه خواهد کردشهری که از شور مؤذن‌زاده» خالی شدبی ذکر زينب، زينب» و جانیم سنه قوربان»از آب و تاب آواي هر دلداده خالی شدبا صوت مصنوعی چه می‌
بین خودمون بمونه!
اومدم خونه مامانم اينا که زينب با مامانم باشه من بتونم راحت آشمو درست کنم،
اولش یه بیست دیقه نگهش داشتند. بعد زينب گریه مریه. رفتم گرفتمش! 
دوباره که ساکت شد برگشتم ادامه بدم آشو.
که مامانم اومد تو آشپزخونه! می خواست برا شام غذا درست کنه!
به خدا من فقط تعارف زدم :)))) گفتم می خواي من درست کنم؟ 
هیچی قابلمه رو گذاشت از آشپزخونه رفت بیرون :))))) بی انصافی نباشه! ازم پرسید می خواي برنجو پیمانه کنم؟؟؟ گفتم نه! حالا رومم نمیشه بگم فقط

.
عکس متعلق است به اين بخش از کتاب #دلتنگ_نباش
.
وقتی براي عیددیدنی به خانۀ رضا رفته بودند، [روح‌الله]پیشنهاد داد همه با هم به خانۀ رسول بروند و عید را به پدر و مادرش تبریک بگویند. همه از پیشنهادش استقبال کردند. .
رضا با پدر رسول هماهنگ کرد و راهی خانۀ#شهید_رسول_خلیلی شدند. روح‌الله و زينب به‌همراه رضا و پدر و مادرش. زينب خیلی هیجان داشت. دوست داشت مجدداً مادر رسول را از نزدیک ببیند.
وارد خانه که شدند، عکس بزرگ رسول اولین چیزی بود که به چشم می
بسم الله الرحمن الرحیم.
مسافرم برگشت.
با کوله باری از تجربه با کوله باری از خاطره
پلاکش رو که از گردنش درمی اورد گفت:بعد از 81روز اين از  من جدا میشه
ولی من که میدونم پلاک جدا شد ولی هیچ کس نمیتونه هوايی که به سرش افتاده رو ازش جدا کنه
خداروشکر 
که فدايیه زينب سلام الله شدی 
جانم  همه وجودم فداي فدايیه زينب سلام الله.
فروش ویژه کتاب تحسین شده دلتنگ نباش» در مصلی آیت الله اعرافی شهرستان میبد.کتاب دلتنگ نباش!» به قلم زينب مولايی، شرح زندگی روح الله قربانی، شهید مدافع حرم است که با همراهی زينب عبد فروتن همسر شهید قربانی تهیه و تدوین شده است.رهبر معظم انقلاب چندی پیش علاوه بر دریافت کتاب دلتنگ نباش!» با نویسنده کتاب و همسر شهید مدافع حرم دیدار و گفت وگو کردند.
ادامه مطلب
بیا ببین اي برادرم خواهرت آمدزیارت ِ اين تن ِ جدا از سرت آمدچهل منزل به دنبال سرت بودمپناه گریه هاي دخترت بودم (۲)من. به زبان ذکر یاعلی، امااو. فقط هرشب: کجايی اي بابا؟ (۲)یا ثارالله . اباعبدالله::برايت از شام غم فراوان سخن دارمهزار سوغات از اين سفر بر بدن دارمدر اين ره ماه شبهاي حرم بودیولی چون سايبان، روی سرم بودی (۲)تو. به لبت آیه هاي قرآن بودمن. به دلم داغ چوب و دندان بود (۲)یا ثارالله . اباعبدالله::میان اين خاک پربلا، ناله ها کردمکه هم عب
 
چه درهَم کرده قاتل، مصحف قرآن زينب را
به خانه برده‌اند از سوی مسجد جان زينب را
 
همه با چشم گریان می‌روند از خانه‌ی مولا
چه می‌داند کسی حال دل ویران زينب را
 
تمام دختران بابايی‌اند و خوب می فهمند
چگونه اين غم عظما شکست ارکان زينب را
 
نوحه و سینه‌زنی کوتاه با صداي مداح دل‌سوخته حاج جواد شکری
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فايل هاي صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهاي رايج و بروزرسانی آن به آخر
با مامان و بابا و آبجی اومدیم شمال،
به خاطر ترسی که زينب از حموم داره، تصمیم گرفتم هر شب به عنوان روتین قبل از خواب ببرمش تو حموم و فقط تنشو لیف بکشم بیايم بیرون لباسشو تنش کنم و بعد بخوابونمش.
روز اول و دوم تهران بودیم و بعد اومدیم شمال.
مثل هر تصمیم دیگه اي مامانم مخالفت کرد!
اين بار اينجوری که نه مامان شبا حموم رفتن خوب نیست و انگار ابدا توضیح منو که مامان ما حموم نمی ریم فقط تنشو می شورم اصلا فايده اي نداره.
دوباره میگه روتینو بذار برا روز و
خونه ی علی چراغونهکه مظهر ِ وفا اومدهحسین به زينب مژده میدهکه ساقی کربلا اومدهمدینه. ستاره بارونه وآسمون. ترانه می خونه وغما از. دل ما بیرونه ولب امِ بنین. خندونهحسین قرارت.  زينب کس و کارتدست علی رو سرت و . حسن کنارت::علی تا دستت و می بوسهدل حسین هوايی میشهبا گریه می گه: پسرمیه روزی کربلايی میشهتو خوبا. از همه سری ودل دشمن و حتی می بری واخه تو. هستی مادری و معلم علی ِ اکبریقسم به آهت. به اون روی ماهتدشمن فراری میشه با. اخم ِ نگاهت::چی م
زینت خانه ی مهتاب بدنیا امد
عقیله، عارفه، عالمه، عابده، فهیمه، کامله و. اينها لقبهاي بانویی است که در روزی چشم جهان به تولدش روشن شد. پدرش حضرت امیرالمومنین (ع) بود و مادرش هم حضرت فاطمه زهرا (س). به هر دو خیلی شبیه بود، از هر لحاظ وقتی به دنیا آمد، رسول خدا در سفر بود، در بازگشت، به محض شنیدن خبر تولد دختر علی(ع)، خودش را به آنها رساند، در آغوش گرفت و بوسیدش و نامش را زينب گذاشت. یعنی "زینت پدر".عقیله به بانوی خردمند و دور اندیش می گفت
مجتبی. غمگین و بی تابمرتضی. میره به محرابزينب‌ش. میشه هراسونگریه کن. حضرت ِ اربابحالا وقت اذونهبايد خونه نمونهدیگه خسته شدهآهغم دوری زهراشده قاتل مولاچشاش بسته شدهمیگه اي دنیا من میرم.محنت. شده کارتدست من رو بستی امادستِ. علی یارتیا علی. یا علی مولاياعلی. یا علی مولا::پر زدی. از بر دخترزار و غم.گین شدم آخرحاجتت. دیگه روا شدرفته اي. در بر مادرچی بود آخه گناهتخدا پشت و پناهتشکستی دلموآهببین اشک چشاموهمه درد و غماموشکستی دلموزی
اول اومدم بنویسم اين روزا داره به سخت ترین شکلش می گذره بعد دیدم الان باز خدا می شنوه یه مرضی دردی دعوايی از گنجینه هاي غیبش به اين شرايط اضافه می کنه که بگه ها بیا دیدی از اين سخت ترم هست؟ 
همسر سر کار مدرسه اي نمیره و یه کار آزادطور رو تو خونه دنبال می کنه.
فشار مالی بعضی وقتا دیگه شورش رو دراورده بود ولی خوبیش اين بود که من سعی کردم غذاهاي جدید با هر چی تو خونه موجود داشتیم درست کنم. مثلا خمیر درست کردن و انواع و اقسام غذاها که هم برا جلو مهمون
دانلود مداحی مجید بنی فاطمه غریب و تنها نیمه جونه
شهادت امام جواد (ع) ۱۳۹۷نوحه زمینه
 
براي دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحی
غریب و تنها نیمه جونه
آسمونم روضه خونه
اشک چشم هاش مثل بارونه
روی خاکا سر میزاره
هیچ کس رو اينجا نداره
بی حبیبه حتی تو خونه
روی خاک حجره دلش گرفته از اين زمونه
من براش بمیرم سنی نداره هنوز جوونه
شبا و روزاش تاره امون اي دل امون اي دل
چه حال زاری داره امون اي دل امون اي دل
هلهله کردن نانجیبا
ناله میزد وا غریبا
دوست داشتم الان تو خونه می بودم و در حالی که سعی داشتم زينب رو سرگرم کنم یا بخوابونم، مشغول تمیز کردن ايوونا می شدم و تو دلم حرص می خوردم از اينکه چرا امیرحسین امروزم رفته سر کار و کی بریم خرید عید و اينا.
اما اينجا نشستم و دارم فکر می کنم اون سوزنی که می خواد آب نخاع بچمو بکشه چقدر دردش میاره و کی ايت ساعت ملاقات لعنتی تموم میشه که بعدش کاراش انجام شه و ببینن اين چه کوفتیه. 
و آینده اي که هیچ نظری درباره ش ندارم و هیچ کسم هیچ توضیح دیگه اي بهم
بررسی
دنباله قیام حسینی در شام و اربعین                                                                             http://note-t.blog.ir

اشاره

پس
از آن که حضرت زينب علیهاالسلام» با خطبه پر شکوه و بلند آوازه خود در مجلس یزید از
فاجعه روز عاشورا پرده برداشت، وجدان هاي غافل و خواب آلوده، به خود آمدند و جوش و
خروشی در مردم شام پدیدار گشت. سخنان روشن گرانه زينب علیهاالسلام» و امام سجاد علیه
السلام»، اساس تفکر در حادثه کربلا را در ذهن ها بنا ن
#ايستگاه_بصیرتــــــــــــــــ #همه گفتند ؛#شهدا شرمنده ايم.!خیلی ها شنیدند ؛ شهدا شرمنده ايم.!خیلی ها نوشتند ؛ شهدا شرمنده ايم.!خیلی ها دیدند ؛ شهدا شرمنده ايم .!همه.!همه شرمنده ايم!اما نمیدانم چند نفر سعی دارند از اين شرمندگی #شهدا خارج شوند.! از هر جا که عبــــور میکنیم ،نام ِ#شهیدی میدرخشد !پس یادمــــان باشد ؛#قدم_به_قدم را بدهکاریم به آنهايی که#پل ِ عبور ِ ما شدند در #دنیا. #کربلا_شلمچه 65یا #کربلا_خان_طومان 95یا #مرز بصره یا حلب یا
بسم الله الرحمن الرحیم
وقتی که زندگیشو و گذاشت و رفت 
خیال کردم دوستم نداشت
بعضیا گفتن نکنه  نخواستت که اول زندگی انقدر راحت ازت برید
راستش توی علاقش شک کردم .
به خودم گفتم نکنه واقعا !!!!!!.
اما برام قابل قبول نبود
هیچ کس نمیدونست که همون اول بامن شرط کرد که مانعش نشم.
باتمام  اين بی قراری ها با همه شک و شبهه ها میگم فداي سر امام حسین علیه السلام فداي سر حضرت زينب سلام الله.
امین به هرچی میخواد میرسه
هرحرفی بزنه یروز بهش میرسه .
شب شهادت حضرت زينب
سلام الله علیها

به یاد شهداي عملیات

تکمیلی کربلاي پنج 




یا زينب {جانم به فدايت}

.

وقت آن آمد که نجوا
سر کنم

دیده را از هجر یاران
تر کنم

.

خواهم از دنیا مرا
دورم کنید

اي شهیدان، راهی نورم
کنید

.

یادتان در سینه ام،
نقش بسته است

قلبم از هجر شما،
بشکسته است

.

روزگارم بی شما، غمگین
شده

بار هجران شما، سنگین
شده

.

در میان معبر و میدان
مین

آسمانی می شدند، اهل یقین

.

هر که از دنیا، جدا می
شد دلش

می شد آخر، جنّت حق
منزلش

.

دیده م
انتخاب بدی کرد !! زينبُ میگم !! بزارین بعد مدت ها در موردش حرف بزنم !! اگر قضاوتِ بعدا تصحیح میکنم، اگر اشتباست بعدا متوجه میشم ولی میخوام دقیقا همین الان بعد خوندن اين کتاب و حسی که در اين کتاب تجربه کردم در رابطه با زينب بگم .
عزیزانی که اين کتاب خوندن میدونن از صفحه ی 300 به بعد دکتر برویر از زندگی تکراری همسرش عر میزنه و میخواد یه جوری از زندگی خودش فرار کن و با دختری که عاشقش شده زندگی کن .نیچه در اين مسیر هلش میده به سمت جلو . به دکتر برویر م
 یا تفکر به تفکر یا حس به حس
خلاصه نبرد در واقع تقابل دو نفر با هم یا دو تفکر متضاد هست که میتونه
نشات گرفته از یک اتفاق کوچیک باشه یا حسی ناخوشايند ولی بايد به قلب نبرد
رفت وحس کرد که واقعا اون دو متضاد قلبا قادر به نبرد هستند یا در ظاهر
کودکانه به خاطر غرور کاذب اينکار رو میکنن وچه شیرین هستند متفکرانی که به
واقعیت ان پی برده و واقف شوند عشقی عمیق وجود داره که میشه با کمی درايت
جمع کرد ودوباره ساخت که چه زیباست ساختنی که دوباره باشه ومیتون
سه‎شنبه شب رفته بودیم خانه‎ی شهید عبد الصالح زارع» مدافعِ اسلام، زیاد گذشت و خوش؛ یک چیزی که می‎خواهم بگویمش اين است که به خواب مادرش و حرفی زده: از بس که بابا می‎گفته دارم عباس بزرگ می‌کنم براي حضرت زينب کبری، اين‎ جا عباس صدايم می‌کنند.»توی فکرم، باباي من دارد مرا براي چه بزرگ می‎کند و آن جا چه صدايم می‎کنند؟
دانشجویان زیر هر چه سریعتر به امور فارغ التحصیلان مراجعه نمايند.
سید سجاد فقیه
عاطفه قاسم خانی
سیده زهرا میرسالاری
فرحنوش جهانگیری
عاطفه سلامات
سحر نواصری
گلشن احمدپور
عباس بالدی
نجمه حمیدزاده
سیده زينب پورفرجی
افروز درزی
فاطمه دلفی اهوازی
فرزاد چرخاب
محمد عمرانی
سودابه غلامیان
آتنا آتشی
سحر داودی
هیام نواصر
سلام
براي یک شب اومدم خوابگاه.هواي اينجا بر خلاف شهر خودم خیلی خوبه.لاقل شب هاي خنکی داره.اينجا کسی رو نمیشناسم دیگه و از کسايی که هم میشناسم دوری میکنم.
دیشب کم خوابیدم و از صبح زود بیدار شدم تو راه بودم و بعد هم کلی راه رفتن و راه رفتن.زينب رو بعد یک ماه دیدم و حرف زدیم از همه چیز و بیشتر از اينده.حرص خوردیم که امسال تنها میره تهران و من هم نیستم باهاش که با هم همه جا رو بگردیم.
صبح که میخواستم راه بیفتم دلم راضی نبود.پر از حس بد بودم بابت اين
مرغ دلم راهی قم می شوددر حرم امن تو گم می شود
 
عمه سادات سلام علیکروح عبادات سلام علیک
 
کوثر نوری به کویر قمیآب حیات دل اين مردمی
 
عمه سادات بگو کیستی؟فاطمه یا زينب ثانیستی؟
 
از سفر کرب و بلا آمدی؟یا که به دنبال رضا آمدی؟
 
من چه کنم شعله داغ تو رادرد و غم شاهچراغ تو را
 
کاش شبی مست حضورم کنیبا خبر از وقت ظهورم کنی

شعر از مرحوم محمدرضا آقاسی
بدون عشق دلسردم، کمی آقا نگاهم کنسرا پا غصه و دردم، کمی آقا نگاهم کن
درختی بی ثمر هستم، برايت دردسر هستمخزانم. شاخه اي زردم، کمی آقا نگاهم کن
نشستم با دو چشم تر، خجالت می کشم دیگرازین طرزِ عملکردم، کمی آقا نگاهم کن
نکن قلب گدا را خون، نگو سائل برو بیرونفقیرم. از همه طردم، کمی آقا نگاهم کن
ندارم بیم رسوايی، به امید تماشايیدم میخانه می گردم، کمی آقا نگاهم کن
براي وصل جنت نه، وُفور ناز و نعمت نهبه عشقت نوکری کردم، کمی آقا نگاهم کن
ز هجرانت نمر
بیست و یک آذر اومده بودم که بنویسم:
همونطور که معیارهاي فیلم خوب و بد تو ذهن آدم‎هاي مختلف متفاوته و
از نظر یه نفر هری پاتر چرته و تگزاس قشنگه، معیارهايی که باعث می‌شه
روزتون م یا گند به‌نظر بیاد هم آدم به آدم فرق می‎کنه.
امروز گند بود. از همون لحظه‎اي که چشمامو باز کردم و سوزش چشم ناشی از بی‎خوابی سراغم اومد بگیر تا تهش.
صبح وحشیانه سرد بود و من حوصلۀ هیچ کاری رو نداشتم حتی بستن زیپ
کفشام . درحقیقت همین بی‌حوصلگی و کرختی بود که باعث م
بسم رب القلم
- هیس!!!کمی آرام تربه دور از شلوغی هاي زندگیبه دور از ناراحتی هايی که بعضی ها برايمان میگذارندبه دور از چیزهايی که به دل گرفتمبیخیال.به دور از اين دنیا، کمی گوش کنهیس!!!چیزی سکوت دنیا را شکسته است!نمیدانم چیستشايد هم میدانمصدايش را شنیدم یک بارشايد اما.+صداي چیه؟-یادته؟+چیو؟-گوش کنخیلی شبیه استشبیه صدايی که توی کوچه اي خلوت به گوش میرسید+واي! یادم آمد.اما آن که صداي خانومی جوان بود-هیس!!!یادت هست آن صداي ناله هاي آرام که از فرط کوچ
آیفون XS Max به‌ لطف نمايشگر OLED وسیع ۶.۵ اينچی و پردازنده‌ی هفت‌ نانومتری A12 Bionic خود، بزرگ‌ترین و قدرتمندترین گوشی هوشمندی است که کوپرتینونشین‌ها تاکنون روانه‌ی بازار کرده‌اند.
قیمت گوشی به تومان در حدود 16 تا 21 میلیون تومان بر اساس میزان حافظه RAM و حافظه داخلی است. 
قیمت گوشی به دلار نیز در حدود 1150 تا 1250 دلار بر اساس میزان حافظه RAM و حافظه داخلی است
سال گذشته تیم کوک در جریان مراسم رونمايی آیفون ۱۰ از اين محصول به‌عنوان آینده‌ی گوشی‌هاي
از امشب ماه بايد تیره باشه
بايد تاریک شه بايد بگیره
اونی که خیبر و میکند از جاش
یکی بايد که دستاشو بگیره
تموم درد زينب اينه امشب
نبايد حیدر زهرا بمیره
از امشب کربلا آغاز میشه
از امشب دختر مولا اسیره
اخه سخته یه دختر بعد باباش
تموم ارزوش اينه ،بمیره
پاشو مولا نبايد ،نه نبايد
کسی حیدر رو اينجوری ببینه
پاشو شمشیر ها رو تیز کردن
بلند شو تا دل زهرا نگیره
از امشب ماه بايد تیره باشه
نبايد حیدر زهرا بمیره
#حمید_رفائی
⛭ @hamidrefaeipoem
  
بسمه تعالی
"ولادت حضرت معصومه (ع) و روز دختر مبارک"

حضرت معصومه علیها السلام در اول سال 173 هجری قمری در مدینه چشم به جهان گشود. پدرش
امام هفتم شیعیان حضرت موسی بن جعفر (ع)  و مادرش حضرت نجمه بود که
به علت پاکی و طهارت نفس به او طاهره می گفتند. حضرت معصومه در 28 سالگی و
در روز دوازدهم ربیع الثانی سال 201 هجری قمری در قم به شهادت رسید که
امروز بارگاه ملکوتی و مرقد مطهرش همچون خورشیدی در قلب شهرستان قم می
درخشد و همواره فیض بخش و نورافشان دلها و ج
یه روزی یه زمانی یه نفری گفت اگر اقاامام زمان بیاد چه کار می کنی ؟
منم گفتم: خوشحالی 
گفت: نه اگر صداي انا بقیه الله رو از مکه بشنوی چکار میکنی؟
گفتم:خب میرم 
گفت :اگرپدرت نذاشت چی؟
گفتم :خب احترام به پدر واجبه اما اون اقا امام زمانه
گفت:خب اخرش
گفتم :نه نمیرم خب پدرمه 
گفت:اقاامام زمان پس چی؟
گفتم:خب میرم 
گفت :نه نمیشه دیگه تکلیف خودتو مشخص کن
اون موقع اينقدر عاشق نبودم فقط در حد حرف همین بس 
تا اينکه فهمیدم براي جهاد اجازه لازم نیست 
یادمه یکی
اوايل بارداریم بودم و تصمیم داشتم جلسات مشاوره برم در خصوص تربیت بچه!
 که یه شب خواب دیدم تو یه کلاسیم با حضور مشاورم که می رفتم پیشش هی.
کلاس در خصوص نحوه کاشت دونه آفتابگردون بود و مشاورم داشت توضیح می داد که دونه رو می کارید روغن می ریزید پاش آب می دید بهش و کل مواد مغذی موجود در دونه رو نام می برد و می گفت شما اگه بخوايد گیاه کاملی داشته باشید بايد بهش اينا رو بدید که بعدا بتونید استخراج کنید و بايد بهش بدید تا داشته باشه! بقیه افراد یادداشت
حق روز ازل کل نعم را به علی دادبین حکما حُکم حَکم را به علی داد
معناي یدالله همین است و جز اين نیستکاتب که خدا بود قلم را به علی داد
می‌خواست به تصویر کشد قدرت خود رادر معرکه شمشیر دو دم را به علی داد
عمّال شیاطین همه ماندند تهی‌دستتا احمد محمود علم را به علی داد
یاران ولايت به خدا اهل بهشتندالله کریم است، کرم را به علی داد
هر مملکتی تابع فرمان امیری استايران، دلِ افتاده به غم را به علی داد
از نسل علی یک علی آمد به خراسانیعنی که خدا کل عجم را ب
خاطرنشان می شود شهید غلامعلی تولی در سال 1347 در روستاي یورت زینل از توابع بخش مرکزی شهرستان گالیکش چشم به جهان گشوده و در سن 45 سالگی در دفاع از حرم مطهر عقیلهی بنی هاشم، حضرت زينب کبری(س) و حضرت رقیه(س) به درجه رفیع شهادت نايل گردید.

ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم
ما زیادی دنیارو جدی گرفتیم 
زیادی دلمونو بهش بستیم.
اخه اين دنیا چی داره مگه ؟؟
دنیايی که توش براحتی بچه هاي بی گناه رو میکشن 
دنیايی که پر از سختیه

تواين مدت  خیلی فکر کردم دیدم اين جا اصلا ارزش یه سری چیزهارو نداره نه خوشیش موندگاره و نه غمش
تنهاچیزی که براي آدم می مونه خدا و اهل بیته
تنها کسی که پشت و پناه آدمن فقط خداست و اهل بیتش.
و چقدر خداي مهربونی داریم و چقدر خدا دوستمون داره  و ما نمیدونیم
هرچن
شهادت
عادتش اين بود دیگران را دعا کند. مؤمنان را یک به یک نام مى‌برد دعايشان مى‌کرد. روزهاي آخر اما خودش را هم دعا می کرد: ((یا الهی عجل وفاتی سریعا))  علی را که می بیند گریه می کند، حسن را به سینه می چسباند و گریه می کند. گلوی حسین را می بوسد و گریه می کند، دست می کشد روی قلب زينب و گریه می کند. همسايه ها به حضرت امیرالمومنین (ع) می گویند: ((سلام ما را به فاطمه برسان و بگو یا شب گریه کند یا روز)).  حضرت فاطمه (س) پیامشان می دهد که: ((به زودی ا
من را نگاهی کن که محتاج نگاهم
غیر از تو را در اين جهان هرگز نخواهم
بیچاره اي هستم که از تو دور ماندم
آقا ببین افتاده اي در عمق چاهم
خوبان همه خود را کنار تو رساندند
راهم بده آقاي خوبم، روسیاهم
آلوده اي غرق گناه وشرمگینم
بی تو علی موسی الرضا من بی پناهم
من از گدايان در باب الجوادم
در انتظار لطف بی پايان شاهم
از زهر ، خیلی ناتوان گشتی بمیرم
تا صبح م از غم تو غرق آهم
خواهر نبود اما پسر آمد کنارت
باناله می فرمود : رفتی تکیه گاهم؟
اما نبودی کربلا ج
سبک زمینه حضرت زهرا(س)---------------------------تو کوچه غم نصیبی،مادر و طفل غریبیدارن مـیرن سمـت خونـه  باروی نیـلـیحسـن  داره  ورده  زبــونکجايی بابا شد نیمه جونمـادرم از ضـرب سـیلی وغـریبـی تـو ، تـو شهرمون((  امان از غریبی(۳) واي  ))

با یـه قـد خمیـده ، با رنـگ روی پریدهخونه رو جارو میزنه،به دیوار تکیه میدهزیـنـب می بینه مـادرشوبا دست میگیره پـهلوشوچنددفعه توی خونه دیدهمی گیره از علی رو شـو((  امان از غریبی(۳) واي  ))


تو تاریکیه دل شب ، پیچیده صداي
سلام بر دل خونِ امامِ معصومی
که سوخت از ستم و جورِ همسر شومی
کنار محتضر آواز و رقص و پاکوبی؟!
عجب طریقه ی آزارِ غیر مرسومی!
کسی توجهی اصلا نمی کند اين جا
به سوزِ پاره جگرهاي مردِ مسمومی
دوباره روی زمین ظرف آب می ریزند.
به پیش تشنه، چه رفتار زشت و مذمومی 
چه فرق می کند اصلا هلال یا که کنیز؟
قرار نیست که آبی رسد به مظلومی
ندارد او به برش خواهری چنان زينب
کنار بستر او نیست اُم کلثومی
چگونه جسم رشیدش به پشت بام رسید؟!
چه ماجراي پُر ابهام و غیر مفهوم
تبریک دهه کرامت

 

دهه کرامت
از اول ذیقعده سالـروز میــلاد مسعود کــریمه اهل بیت حضـرت فاطمه
معصومه(س) تا دهم ذیقعده سالروز میلاد پر نور امام رضا(ع) می باشد.

دهه کرامت یادآور لطیف‌ترین علائق و مهر و وفاي کم‌نظیر یک خواهر نسبت
به مقام شامخ و معنوی برادر است، مهر و وفايی که خواهر مهـربان و دلداده را
به هجــرت وادار نمـوده و غربت و بیـماری و مرگ را در فصـل جوانی براي او
آسـان کرده است. دهه کرامـت یادآور تحول آفرینی بانوان آسمـانی است

دهه کر
روز اولی که وارد حرم شدم همه‌جا رو همین مدلی می‌دیدم چون اشکم بند نمی‌اومد چون تموم نمی‌شد و تموم ترسايی که تو ذهنم نگه داشته بودم هجوم آورده بودن و نمی‌تونستم آروم باشم.
ساعت‌ها بود هیچی نخورده بودم و با اين حال کلی تو حرم راه رفته بودم و آروم نمی‌شدم و حالم بد بود.دست آخر تو صحن جامع نشستم.
خانمی که کنارم نشسته بود و حالم رو دید زد رو شونه‌م و با لهجه‌ی قشنگ یزدیش گفت دخترجون چیزی به اذون نمونده. موقع اذون که شد دو رکعت نماز بخون و منم دع
 اللهم وفقنا لما تحب و ترضی    قسمت 116 -مستندات مربوط به خاندان لطفیان سرگزی  موسس مرکز الگو سازی رفتار اسلامی از منظر صحیفه سجادیه پیاده سازی نوارهاي کاست و سی دی ها-و تصحییح و بازنگری مصاحبه ها و دست نوشته ها --.زندگی نامه   و شرح حال شیخ السالکین حضرت علامه آیت الله شهید حاج شیخ  ملا محمد علی لطفیان سرگزی قدس الله نفسه اکیه   از همرزمان عالم مبارز آیت الله حاج میرزا محمد مهدی  مجتهد خمینی  دائی امام خمینی  بر پايه روايت  حجت الاسلام اق
 مجموعه رباعی هاي عاشورايی کتیبه هاي عشق » به بازار ‌آمد "کتیبه هاي عشق  " عنوان مجموعه جدید رباعی‌هاي سید حبیب حبیب پور است که در آستانه ماه محرم سال جاری روانه بازار کتاب شده است. سید حبیب حبیب پور درباره تازه‌ترین مجموعه خود ابراز داشت: مجموعه کتیبه هاي عشق  شامل 145 رباعی می‌شود که در چهار بخش به ترتیب با عناوین : قرار سرخ با موضوع حضرت سیدالشهدا ع ، سوار سبز با موضوع ابالفضل العباس ، وقار آبی با موضوع حضرت زينب و تبار نیلی با موضوع سا
محمّد
نقش:پیامبر
نام:محمّد
کنیه:ابوالقاسم
زادروز:۱۷ ربیع‌الاول، عام الفیل/۵۷۰م.

زادگاه:مکّه

درگذشت:۲۸ صفر،سال ۱۱ هجری/۶۳۲م.

مدفن:مدینه

محل زندگی:مکه،مدینه

لقب(ها):امین، رسول الله، مصطفی، حبیب الله، صفی الله، نعمة الله، خیرة خلق الله، سید المرسلین، خاتم النبیین، رحمة للعالمین، نبی امّی


پدر:عبدالله

مادر:آمنه

همسران:خدیجه، سوده، عايشه، حفصه، زينب دختر خزیمه، ام حبیبه، ام سلمه، زينب دختر جحش، جویره، صفیه،میمونه.

فرزندان:قاسم، ز
اين روزها.
اين روزها حس دیگری دارم!
اين روزها چادرم را جور دیگری می بینم.
اين روزها چادرم را باغرور برسر می کنم.
اين روزها چادرم را که سرمی کنم احساس وظیفه می کنم!
احساس وظیفه درمقابل اعمالی که انجام می دهم ، احساس وظیفه درمقابل حرمت چادرم.
اين روزها حرمت چادرم را بیشتر حس می کنم.
حرمت چادری را که یادگار مادرم فاطمه (س)است.
حرمت چادری که خون بهاي شهیدان است.
حرمت چادری راکه در عاشورا از سر زينب نیفتاد!
حرمت چادری راکه جان ها براي بودنش رفته اند.
وقايع دردناک عاشورا تا بعد از ظهر که هنگامه شهادت امام حسین علیه السلام بود یکسری جنايات را به خود دید و از شهادت امام حسین (علیه السلام) به بعد سرزمین کربلا شاهد فجايع و جناياتی خاص در مورد اهل بیت پیامبر بود.  سال 61 ه.ق عصر روز دهم محرم لشکر یزید بعد از اين که امام حسین (علیه‌السلام) را به شهادت رساند به دستور فرماندهان خود دست به غارت و آتش زدن خیمه‌ها و آزار و اذیت خاندان نبوت زدند. آنها به سوی خیمه‌هاي حرم امام حسین (علیه‌السلام) روی آورد
دختر که باشی;
درسته که همیشه
 دلت
 به وجودِ یه مرد قرصه!
که اگه نباشه;
تصمیم هاي زندگیت با شک و شبهه پیش میره!
پدرکه نباشه
نگهبون که نباشه
یابهتربگم دلت که قرص نباشه
ممکنه اشتباه بری راهو;درست!
پدرکه نباشه امنیتِ خونه نیست;درست!
ولی همیشه خدا یه روزی یه جايی
یه مرد جاش برات جايگزین میکنه
که باز دلت قرص بمونه!
که اون مرد میتونه برادرت باشه
یا حتی همسرت!
ولی مادر که نباشه
هیچکس نیست که براش ناز کنی
و برات فدا بشه.
مادر که نباشه 
هیچکس نیست که براش
هنوز نرفتم واسه امتحان گواهینامه. واسه کاراي فارغیم. کلا زندگی رو بستم ولی نبوسیدم اما گذاشتم کنار.چکارررررررر کنم ک اينقد دلتنگ نباشم ! نمیدونم.من نزده میرقصم. واي بحال اينکه برام بزنن. اونوقت پدیده اي میشم نوظهور.یعنیا روغن دآغم محرمه . یعنی اگر اومد اين آدمو دیگ حساب آدم روش نکشید فکنم یا عینکی بشم یا کور.آخه  شدم عین آدماي فکری.هی میزنم  رو پام میگم واي از دل زينب.حالا چه ربطی داره ؟ خب موضوع دل کندنه. هی میگم عمه ی سادات الهی من مویرگ
اشعار تاسوعاي حسینی
 
جان زينب به لب رسید     اي رسیده به علقمهکی می آیی عباس (2)اي قرار  دل علی           دل به تو بسته فاطمهکی می آیی عباس (2)برگردان : قلب بی کینه   عشق در سینه     آب و آیینهکی می آیی عباس (2)
خیمه ها چشم انتظار دیدنتتیغ دشمن در کمین چیدنتمی رسدکی دست ما بر دامنتکی می آیی عباس (2)
 
جان زينب ، جان اصغر ، جان منبر لب خشکیده ات آبی بزنقلب تو تنگ است و جنگت تن به تنکی می آیی عباس (2)
 
دست تو تنها پناه اصغر استخشم تو سرمايه ی اين لشکر ا
بیوگرافی و زندگینامه کیوانچ تاتلیتوغ
بیومیو : کیوانچ تاتلیتوگ با نام اصلی کیوانچ تاتلیتوغ به انگلیسی Kıvanç Tatlıtuğ در 27 اکتبر 1983 در آدانا، ترکیه متولد شد.
پدرش اردم تاتلیتوغ و مادرش نورتن تاتلیتوغ هستند.
قد او 187 سانتیمتر است.
کیوانچ 4 خواهر و برادر دارد.
او
تحصیلات خود را در دبیرستان Yenice Çağ Private High School در حالی که در
دوران دبیرستان در بازی بسکتبال عالی بود تمام کرد. هنگامی که پدر او مریض
شد آنها به استانبول نقل مکان کردند تا پدرشان درمان مناسب
اي ز روی تو روی حق پیداآفتاب قدیمی دنیااي که دریاست پیش تو قطرهاي نمی از کرامتت دریااي مسلمان چشم تو آدمشده روی تو قبله ی حوّااي به طفلی فقیه هر مرجعاي امام تمام عالم هابه گمانم که حضرت موسینامتان را نوشته روی عصايا که اصلاً مسیح وقت شفامی برد یا جواد نام تو رااين همه جود و فضل و احسان راارث بردی ز مادرت زهرابا گدايی تو بزرگ شدیمیا علی اکبر امامِ رضاروز اول که یادمان کردندریزه خوار جوادمان کردندجود و بخشش براي تو هیچ استکلّ عالم وراي تو هیچ
از وقتی فهمیدم که اجداد ما روس هم بودند حتی! خیلی دلم می خواست زبان روسی یاد بگیرم و برم اونجا رو ببینم! شايد به اين دلیل که من آومیم که خیلی به رگ و ریشه افراد اهمیت میدم!خب عربی رو تا حد قابل قبولی بلد بودم! و ترکی هم تا حد بخور نمیری یاد گرفتم! اما روسی هنوز برام جالب و دست نیافتنی به حساب میاد.
الان داشتم نقشه جهان رو می دیدم و دلم می خواست همه جا رو ببینم. بیگانگی من با جغرافی ازونجايی نشات می گیره که تو دبیرستان 40 تا سوال می دادند بهمون براي
بسم الله الرحمن الرحیم قربة الی الله گفت:خوابش رو دیدم خواب محمود رضا رو؛با لباس کار.لباس رزم.لباس سبز.لباس سبز لجنی،مهربون بود، مثل همیشه؛خندون بود، مثل همیشه؛.گفتم محمودرضا وقتی رفتی رو تله ی و زخمی شدی اذیت شدی؟
گفت:آرهاما بخاطر خدا تحمل کردم و از اون مرحله رد شدمچون واقعا میخواستم شهیدبشم و شهادتو دوست داشتم.گفت:و اين یک رویاي صادقه بود.
محمودرضا،اين غزل رو به یادت، با صداي خودت میخونم داداش،تو گوشم زمزمه کن رفیق 
#خاطرات_شهدا 
اي که بر تربت من می‌گذری، روضه بخوان
یک دوست دیگری هم داشت که به واسطه شهید خلیلی با او آشنا شده بود. همین بنده خدا تعریف می‌کرد: با شهید دهقان امیری در گار شهدا بهشت زهرا(س) قرار داشتیم وقتی رسید، حدود دو ساعت سر مزار رسول حرف زدیم.
بعد سر خاک بقیه شهدا رفتیم و هر شهیدی را که می‌شناخت سر خاکش می‌ايستاد و حدود یک ربع راجع به شهید صحبت می‌کرد، جوری حرف می‌زد و خاطره تعریف می‌کرد که انگار سال ها با آن شهید رفیق بوده است.
گرماي ط
اندراحوالات روزهاي گذشته‌ی من خلاصه می‌شود در ترس و نگرانی و احتمال هپاتیت و سرطان تا جواب آزمايش و "آخیش" و کم‌خونی پیش‌رفت کرده، از منع ادویه و ترشی و . و حتی حذف چاي صبحانه و قهوه‌ی عصرانه، از بازار و بازار و بازار و خرید(و البته گرونی سرسام‌آور) ، تا جا گذاشتن قرص‌ها و رفتن مینی‌بوس اول،تا سوارِ مینی‌بوس پر از بار شدن که تنها مسافرش من بودم! از دعواهاي خواهر که" مگه تو عقل نداری سوار ماشین خالی شدی، فکر کردی مینی‌بوس خیلی امنه؟." تا
 
عاصی و محتاجِ ترّحم شدم راهیِ بیت‌الکرمِ قم شدم   رد شدم از وحشتِ دشتِ کویر رد شدم از تشنگیِ گرمسیر   کیست که اين‌گونه جلا می‌دهد بوی غریبیِ رضا می‌دهد   پاره‌اي از بارگهِ شاه طوس! فاطمه اي خواهر شمس‌الشّموس»!   عمّه‌ی مظلومه‌ی صاحب زمان»! روشنیِ نیمه‌شبِ جمکران!   از سفر سختِ کویر آمدم شاعر و رنجور و فقیر آمدم   اذنِ زیارت بده بانو! به من رو به تو کردم، بنما رو به من   اذنِ نمازم بده، بانویِ آب! روضه‌ی معصومیت آفتاب!   شیعه» به نام ت
دانلود مداحی جواد مقدم کرب و بلا غروب شده بارون می باره
جلسات هفتگی 92نوحه زمینه
 
براي دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیکرب و بلا غروب شده بارون می بارهکوچه ی مان خیس است دوبارهکرب و بلا چه سِرّیه بازم جامانده اَممن چه شب هايی را با اشک به صُبح رشاندممن را شکسته است بالی بده به قلبم حالیدور ضریحت غوغا جاي من امشب خالیحرم غروب کرب و بلا خوا خوب هر شبمحرم پُر از برو و بیا خواب خوب هر شبمحرم ضریخ کبوتر ها خواب خوب هر شبمبه اسم تو قسم
دانلود مداحی حسین سیب سرخی دلم بی تابه واسه محرمت5 مرداد 98هیئت روضة العباس علیه السلامنوحه شور
 
براي دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیدلم بی تابه واسه محرمتدلم بی تابه با خیال حرمتدلم بی تابه بمیرم برا غمتدلم بی تابهدلم میگیره همه شب براي تودلم میگیره واسه کربلاي تودلم میگیره توی روضه هاي تودلم میگیره دلم نگرون شب اولمنزار بیوفته اسمم از قلمتموم سالو مثل اربعینت کنار مقتلمالسلام علی یا سید الشهدا یا سید الشهدا یا سید الشهد
به نام پروردگار ، آفریننده افراد فداکار و شجاع
 
 
برخی نامهاي شهداي جنگ تحمیلی دفاع مقدس - مدافع حرم - غواص - تیپ : فاطمیون ، زينبیون ، .
نیروی هاي هوايی و دریايی و زمینی ، از سربازان تا سرداران
 
۱ - مصطفی چمران                 ۲ - مهدی باکری                          ۳ - محمود کاوه
۴ - علی صیاد شیرازی             ۵ - حسین خرازی                        ۷ - عباس بابايی
۸ - حسن باقری                     ۹ - محمد ابراهیم همت               ۱۰ - بهنام محمدی
۱۱ - سید محمد جها
سلامدوباره سلام
من رو ببخشید همه ی دوستانم. سلام
تقصیر من نبود. باور کنید. شما هم اگر جاي من بودید شايد همین کار رو می کردید. یعنی بین چندین و چند کار که بايد انجام بدید، مهم ترین ها و اولویت دار ترین ها رو انتخاب می کردید. مثل من که بايد علاوه بر رسیدگی به امورات زندگی، به فکر چندین رویدادِ پیش رو می بودم و خودم رو براشون آماده می کردم و بسیاری دیگر از رویدادها که من منتظر اونا نبودم ولی اتفاق افتادند و تعدادی دیگر از رویداد ها که هنوز اتفاق نی
✅ گزارش مختصری از مسابقه کتابخوانی ویژه ماه مبارک رمضان با عنوان "یادت باشد" زندگینامه شهید مدافع حرم حمید سیاهکالی مرادی
تعداد شرکت کنندگان در مسابقه 198 نفر که 81 نفر به تمامی سوالات پاسخ صحیح دادند و 117 نفر بقیه داراي اشکال بودند .
در پايان جلسه نمايندگان پنجشنبه 98/3/30 بین شرکت کنندگانی که به کلیه سوالات پاسخ صحیح دادند قرعه کشی انجام شد و بار اول به نیت امام رضا علیه السلام به 8 نفر و بار دوم به نیت 5 تن به 5 نفر از عزیزان کارت هدیه تعلق گرفت .
دانلود مداحی کنار قدم هاي جابر با نواي حاج میثم مطیعی
دانلود مداحی ویژه پیاده روی اربعین 98
متن نوحه کنار قدم هاي جابر
کنار قدم هاي جابر، سوی نینوا رهسپاریمکنار قدمهاي جابر، سوی نینوا رهسپاریمستون هاي اين جاده را ما، به شوق حرم می شماریمشبیه رباب و سکینه، براي شما بی قراریمازین سختی و دوری راه، به شوق تو باکی نداریمفدايی زينب، پر از شور و عشقیماگر که خدا خواست، بزودی دمشقیملبیک یابن الحیدر قَطَعنا الیک الصَّحاری، الا یا امیر الفراتأضِفنا
چند ساله بودم؟ یادم نیست؛ کجا بودم؟ یادم نیست ؛ چه کسی بود؟ حتی اين یکی را هم یادم نیست!
حالا که بهتر فکر می‌کنم می‌بینم هیچ کدام از جزئیات بالا مهم هم نبود که یادم بماند، مهم آن تک جمله‌اي بود که وسط صحبت‌ کردنش ناگهانی و بی‌هوا گفت 《دماغت کجه؟》 ، به معناي واقعی کلمه " کُپ " کردم، آنقدر غیرمنتظره بود که زبانم بند آمده بود!
_دماغم؟ نه!
_چرا دماغت یه ذره کجه! صدات هم تو دماغیه!
_صدام؟ اره انحراف بینی دارم احتمالا براي همینه!
نیم ساعت بعد در خانه
صبح با سر و صدا و هیاهوی اهل خانه بیدار شدم، چند دقیقه‌‌اي طول کشید تا بتوانم به خاطر بیاورم اين همه سر و صدا بخاطر چیست، قرار بود آن روز مادر و خواهر‌ها به دعوت‌ چند تن از اقوام راهی زیارت بی‌بی حکیمه شوند و اين هیاهوی سرِ صبح هم براي جمع کردن بار و بندیل سفری یک روزه بود!
غرغرکنان از اتاق بیرون آمدم، ساعت دیواری حدود ۸ صبح را نشان می‌داد،‌ پايم که به حیاط رسید چشمم به برادرها که کنار هم وسط حیاط نشسته‌ بودند افتاد ؛ به شاخه‌ی بریده‌ی در
به راه حضرت خورشید پا نهاده ام و


به راه حضرت خورشید پا نهاده ام و
تمام اختیار خودم را به دوست داده ام و
همیشه وقت سرودن نشسته بودم لیک
به عشق حضرت زينب من ايستاده ام و
به احترام شما ايستاده بنویسم
به اقتدار شما بر زمین فتاده ام و
نوشته ام که کنیز شماست مادر من
به اين دلیل غلام کنیز زده ام و
به کار ی در غم تو مشغولم
به کارهاي دگر نیز دل نداده ام و
و علاوه بر اين مثل تو شکستم سر
مقلد تو در اين کار فوق العاده ام و
خلاصه اينکه قرار است یک شبی بر
تورو میشناسم از گریه


تورو
میشناسم از گریه ، تورو میشناسم از تکیه
خودت
رو از خودت دارم ، خودت دادی به من هدیه
تورو
میشناسم از بابا که تو هیئت بزرگم کرد
از
اون ی هايی که تا اينجا بزرگم کرد
تورو
میشناسم از گریه ، مصیبت روز عاشورا
توی
هر روز عشق من نوشته روز عاشورا
تورو
از محتشم هاي رو دیوار حسینیه
تورو
از پیرمرداي گرفتار حسینیه
تورو
از گریه ی مادر که با اشکاش شیرم داد
از
اون اشکی که عشق تو به چشماي فقیرم داد
تورو
از روضه ی زينب که بدجوری تک
ذکر ابوتراب عجب مستی آور است


ذکر
ابوتراب عجب مستی آور است
اين نام پیر مِیکده ی
حوض کوثر است
اصلاً هراس و باک
نداریم از حساب
م کلید باغ جنان
دست حیدر است
رحمت به مادرم که مرا
مجلس تو برد
اين شوق نوکری اثر
شیر مادر است
اول کسی که وارد
فردوس میشود
از صنف نوکران علی
دوست قنبر است
حبل المتین حیدریون
در پل صراط
نخ هاي سبز چادر
زهراي اطهر است
هر کس زِ غربت حسنش
گریه کرده است
خندان ترین مردم
صحراي م است
فردا تمام اهل زمین
تشنه اند و ما
لب هايمان
لحظۀ دیدار پسربر پا بشود م کبری
آید ز حرم نالۀ زهرا  یک هفته نگه داشته غم‌هاي دلش را
تا لحظۀ دیدار پسر، تا  زیر بغل فاطمه را فضّه گرفته
با مریم و آسیه و حوّا  با قامت خم، چادر خاکی، رخ نیلی
تا صبح کند زمزمه برپا  پیراهن خونی شده بر دست بگیرد
آشفته شود عرش معلّا  مادر گرۀ معجر خود باز نموده
در لحظۀ بوسیدن رگ‌ها  آن موی به هم ریخته که در پس در سوخت
گردد ته گودال هویدا  اين بوسه کجا! بو
اگر در جهان فقط مسلمانان بمانند و آمریکا و اسرائیل هم به گور بروند، باز خودشان، خود را منقرض خواهند کرد. تفکیکی با فلسفی، ضد عرفان با عرفانی و شیعه با سنی سرِ دعوا دارد. حتی شاگردان باب که فرقه‌هاي انحرافی بودند، دو گروه بهائیان و ازلی‌ها هم با هم می‌جنگیدند. شیخیه(شیعیان افراطی) با وهابیان(سنیان افراطی) یک دیگر را تکه پاره می‌کردند.
الآن هم حزب‌اللهی‌ها، اين ترمیناتورهاي إلهی گیس و گیس کشی راه انداخته‌اند. از آینده و گذشته آمده‌اند برا
بسم الله 
دیوانه اي پا از آب گذشت. 
داستان مجید قربانخانی بیش از آنکه براي لوطی ها و داش مشتی ها و حال خراب ها، نوید نجات و باب رهايی و امیدعاقبت بخیری داشته باشد، براي کاردرست ها و مدعیان و میدان دارها و همه چیز بلدها، تلنگر و درس دارد! 
اين جوان شر و شور و بانمک و با جنم و لات و سر به هوا و دردسرساز و بی قید، مرا یاد آن بیان عجیب مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی می اندازد که: روز عاشورا اين بامرام ها و داش مشتی ها بودند که بلند شدند به هواداری
ما را به مجلس آقا کشید و رفت


ما را به مجلس آقا
کشید و رفت
دیوانه اي که از قفس
آخر پرید و رفت
دلگیر بود طعنه ی ما
را شنید و رفت
شکر خدا که فاطمه او
را خرید و رفت
از خاطره ام نمیرود
آن سوز آن صدا
یک یا حسین گفت و دلم
رفت کربلا
او شامل عنايت
پروردگار شد
پاي حسین ماند اگر
ماندگار شد
روزی که رفت کشورمان
داغدار شد
دلهايمان میان حرم
بیقرار شد
هرگز نمُرد رمز دوامش
حسین بود
او یک رفیق داشت که
نامش حسین بود
دیدم به خواب خوش که
به دستش پیاله بود
در بین روضه ر
خیلی خوش گذشت. ساعت سه خوابیدم 6 بیدارم کردند گفتند تو اتوبوس بخواب ولی مگه تونستم! همش با زهرا حرف زدم. زهرا ابجیم. میترسیدم دست به موبايلم بزنم یک خط کم شد ولش کردم:/ میخواستم تا شب بمونه.
بعد رفتیم اونجا همون اول یک دعوا شد بین مسئول و فرمانده. مسئول اونجا و فرمانده خخخ خیلی بداخلاق بود مسئول اونجا. (فرمانده پايگاه خودمون نه پايگاهی که رقیه میره ://)
بعد ما جدا شدیم رفتیم گشتیم یک جا نزدیک رودخونه که سايه باشه پیدا کردیم نشستیم. تا نشستیم گفت
بسم الله الرحمن الرحیمالّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهمانسان محور اصلی هدف آفرینش خلقت از سوی پروردگار عالمیان است. نیاز به راهنما و راهبر نیز از مهمترین موهبت ها و عنايات اراده الهی جهت هدايت، رشد و سازندگی انسان بوده است. انسان سرکش و عصیانگر با فراموش کردن هدف آفرینش خلقت و پشت کردن به راهنما و راهبر فرستاده شده از جانب حضرت حق تعالی، راه زوال و نابودی خویش را هموار نموده است. جدال و جدل انسانهاي سرکش و ا
 
یک حس دوگانه عجیب!
از یک طرف دلم می‌خواست خیلی قهرمانانه دستم را رها کنی و
بگویی می‌بینمت مامان! و وارد کلاس شوی.
از یک طرف دلم می‌خواست از کلاس بیرون بیايی و سراغم را
بگیری. مبادا دوباره فکر کنی گم شدی.
اتفاق افتاد.
کمی از هر دو.
دستم را رها کردی و با دوستانت وارد کلاس شدی. دو ساعت بعد
آمدی؛ براي اين‌که بیسکوییتت را بگیری.
و من تمام اين سه ساعت کنار مادرهايی نشستم که دلشان شور
بچه هايشان را می‌زد.
بعضی مدال‌هاي ستاره‌اي به سینه داشتند. فرزن


همزمان با سالروز وفات حضرت زينب(س) و در دومین روز از عید نوروز مراسم دعاي ندبه در مرکز جامع توانبخشی بهزیستی مزینان برگزار شد.
به گزارش شاهدان کویرمزینان؛مجمع طلاب و ون مزینان در نوروز امسال(98) با همراهی شوراي اسلامی و دهیاری ، پايگاه مقاومت بسیج شهدا و شاهدان کویرمزینان ویژه برنامه هاي فرهنگی ، مذهبی و ورزشی تحت عنوان "جشن شمیم بهار2" در مزینان اجرا کرد.
اولین برنامه و مراسم اين جشن بزرگ "همايش پیاده روی خانوادگی ايمان، نشاط و سلام
پرسش :  با اينکه فقیر‌هاي مسلمانی هم داریم که دعا می‌کنن، ولی چرا توی همون وضع باقی میمونن؟! چرا خدا به دادشون نمی‌رسه؟! اينو اکثر کانال‌هاي ضد اسلامی میگن. خواهشا جواب بدین.

پاسخ: روش و تاکتیک فعالان در اين کانال‌ها، همان روش ابلیس لعین می‌باشد، چرا که پیرو، عبد، مطیع و تحت تعلیم و تربیت او و جنودش هستند.
ابلیس لعین وقتی از روی تکبرش، خداوند سبحان را در امر سجده به آدم نافرمانی کرد، به محاکمه کشیده شد که چرا نافرمانی کردی و علتش چه بود؟!
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
السلام علیک یا فاطمه اهراء سلام الله علیها
السلام علیک ايها الشهداء و الصدیقین 
 1.76 مگابايت
دریافت فايل فلش- دریافت کد

 
امام اي: خاطره‏ ى شهدا را بايد در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداشت.
 7.69 مگابايت
دریافت فايل فلش  -دریافت کد فايل فلش جهت استفاده در وبلاگ یا سايت
 
 
**************
شهید مدافع حرم شهید محسن فانوسی
شهید مدافع حرم شهید محسن فانوسی
شهادت: نهم آبان 1394 _ حلب سوریه
همسر شهید:
اندیشی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
السلام علیک یا فاطمه اهراء سلام الله علیها
السلام علیک ايها الشهداء و الصدیقین 
 1.76 مگابايت
دریافت فايل فلش- دریافت کد

 
امام اي: خاطره‏ ى شهدا را بايد در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداشت.
 7.69 مگابايت
دریافت فايل فلش  -دریافت کد فايل فلش جهت استفاده در وبلاگ یا سايت
 
 
**************
شهید مدافع حرم شهید محمد جنتی
شهید مدافع حرم شهید محمد جنتی
معروف به حاج حیدر
شهید محمد جنتی معروف به فرمانده
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
السلام علیک یا فاطمه اهراء سلام الله علیها
السلام علیک ايها الشهداء و الصدیقین 
 1.76 مگابايت
دریافت فايل فلش- دریافت کد

 
امام اي: خاطره‏ ى شهدا را بايد در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداشت.
 7.69 مگابايت
دریافت فايل فلش  -دریافت کد فايل فلش جهت استفاده در وبلاگ یا سايت
 
 
**************
شهید مدافع حرم شهید حبیب بدوی
شهید مدافع حرم شهید حبیب بدوی
شهادت: 20 آبان ماه سال 1396 شهر البوکمال - استان دیرا
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
السلام علیک یا فاطمه اهراء سلام الله علیها
السلام علیک ايها الشهداء و الصدیقین 
 1.76 مگابايت
دریافت فايل فلش- دریافت کد

 
امام اي: خاطره‏ ى شهدا را بايد در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداشت.
 7.69 مگابايت
دریافت فايل فلش  -دریافت کد فايل فلش جهت استفاده در وبلاگ یا سايت
 
 
**************
بسیجی شهید مدافع حرم شهید عباس آبیاری
بسیجی شهید مدافع حرم شهید عباس آبیاری
متولد: 8 دی ماه 1370 شهادت: 21 دی ماه 1394
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
السلام علیک یا فاطمه اهراء سلام الله علیها
السلام علیک ايها الشهداء و الصدیقین 
 1.76 مگابايت
دریافت فايل فلش- دریافت کد

 
امام اي: خاطره‏ ى شهدا را بايد در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداشت.
 7.69 مگابايت
دریافت فايل فلش  -دریافت کد فايل فلش جهت استفاده در وبلاگ یا سايت
 
 
**************
شهید مدافع حرم شهید محمد جوان
شهید مدافع حرم شهید محمد جوان
در مهرماه 1394 به صورت داوطلبانه براي دفا
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
السلام علیک یا فاطمه اهراء سلام الله علیها
السلام علیک ايها الشهداء و الصدیقین 
 1.76 مگابايت
دریافت فايل فلش- دریافت کد

 
امام اي: خاطره‏ ى شهدا را بايد در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداشت.
 7.69 مگابايت
دریافت فايل فلش  -دریافت کد فايل فلش جهت استفاده در وبلاگ یا سايت
 
 
**************
شهید مدافع حرم شهید محمد جوان
شهید مدافع حرم شهید محمدرضا شیبانی مجد
تولد: 1366/04/17
شهادت: 1396/01/16 سوریه، حماء
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
السلام علیک یا فاطمه اهراء سلام الله علیها
السلام علیک ايها الشهداء و الصدیقین 
 1.76 مگابايت
دریافت فايل فلش- دریافت کد

 
امام اي: خاطره‏ ى شهدا را بايد در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداشت.
 7.69 مگابايت
دریافت فايل فلش  -دریافت کد فايل فلش جهت استفاده در وبلاگ یا سايت
 
 
**************
شهید مدافع حرم شهید ثاقب حیدر (کربلا)
شهید مدافع حرم شهید ثاقب حیدر (کربلا) از رزمندگان پاکستانی لشکر زينبیون (س)
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
السلام علیک یا فاطمه اهراء سلام الله علیها
السلام علیک ايها الشهداء و الصدیقین 
 1.76 مگابايت
دریافت فايل فلش- دریافت کد

 
امام اي: خاطره‏ ى شهدا را بايد در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداشت.
 7.69 مگابايت
دریافت فايل فلش  -دریافت کد فايل فلش جهت استفاده در وبلاگ یا سايت
 
 
**************
شهید مدافع حرم شهید حامد کوچک زاده
منابع (ادامه مطلب):
https://rasekhoon.net/photogallery/show/1368597
وصیت نامه شهید مدافع حرم حامد
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
السلام علیک یا فاطمه اهراء سلام الله علیها
السلام علیک ايها الشهداء و الصدیقین 
 1.76 مگابايت
دریافت فايل فلش- دریافت کد

 
امام اي: خاطره‏ ى شهدا را بايد در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداشت.
 7.69 مگابايت
دریافت فايل فلش  -دریافت کد فايل فلش جهت استفاده در وبلاگ یا سايت
 
 
**************
شهید مدافع حرم شهید فیروز حمیدی زاده
شهید مدافع حرم شهید فیروز حمیدی زاده
در تاریخ 1357/07/30 در شهرستان بجنورد به
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
السلام علیک یا فاطمه اهراء سلام الله علیها
السلام علیک ايها الشهداء و الصدیقین 
 1.76 مگابايت
دریافت فايل فلش- دریافت کد

 
امام اي: خاطره‏ ى شهدا را بايد در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداشت.
 7.69 مگابايت
دریافت فايل فلش  -دریافت کد فايل فلش جهت استفاده در وبلاگ یا سايت
 
 
**************
شهید مدافع حرم شهید محمد مهدی فریدونی
شهید مدافع حرم شهید محمد مهدی فریدونی
عصر 13 خرداد ماه 1397 در شب ضربت مولا ب
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
السلام علیک یا فاطمه اهراء سلام الله علیها
السلام علیک ايها الشهداء و الصدیقین
 1.76 مگابايت
دریافت فايل فلش- دریافت کد



امام اي: خاطره‏ ى شهدا را بايد در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداشت.
 7.69 مگابايت
دریافت فايل فلش  -دریافت کد فايل فلش جهت استفاده در وبلاگ یا سايت

 
**************
شهید مدافع حرم
شهید محمدابراهیم رشیدی


شهید مدافع حرم شهید محمدابراهیم رشیدی
تاریخ شهادت: 10 تیرماه 1397
محل شها
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب