نتایج پست ها برای عبارت :

سریال دستم را رها نکن

از همان اولین‌روز اردی‌بهشت، مدام شکایت می‌کردم: از دشمنان برند شکایت به دوستان . چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم؟» به‌جای شکوه و گله و زاری فکر می‌کردم:کجا برای‌شان کم گذاشته‌ام، که حالا هیچ‌کدام‌شان -آن‌طور که باید- کنارم نیست؟ من ناکافی بوده‌ام؟» تسلیم شدم؛ گاهی نبوده‌ام؛ گاهی بوده‌ام؛ اما کافی نبوده‌ام. ولی هرچه باشد، بوده‌ام. گاهی هم از جان و دل بوده‌ام. حیران می‌گشتم میان این فکرها که انگار او یادم آورد همه‌ی روزهای ن
من عاشق بستنی شکلاتی ام. اینو هیچکسم ک ندونه من میدونم و همین کافیه. حالا اگر روزی هزار بارم دستم برسه میخورم اینقد تا علت مرگم رو تناول شدید بستنی شکلاتی اعلام کنن.حالا ی همچین آدمی باشی و ببینی کسی ک شدیدا شبیه بستنی شکلاتی بوده دیگه نیست. فکرکن بهت بگن ک کاکائو قحط شده و دیگه تمام بستنی های دنیا ساده ان.چه جهنمی میشه ؟ نه ؟ !همینقد جهنمی ام.همینقدر غمگینم . اینکه دنیام دیگ طعم تلخ دلنشینش رو از دست داده و من هیچکاری از دستم برنمیاد.تنهانشس
دانلود آهنگ تو این سالها دیگه هر اشتباهی از دستم بر میومد کردم شایع
injaneb mohammadreza shayea
 
تو این سالها دیگه هر اشتباهی از دستم بر میومد کردم
کم نه چند شب از دستم در رفت
رفتم چند سال هر صبح با گردن کج برگشتم
خودم دل خودمو میزدم خودمو میزدم ریشامو نمیزدم
اگه بدونی چقدر رو خودم چاقو کشیدم من
 
 
برای دانلود به ادامه مطلب برویددانلود آهنگ
بسم رب الشهدا
.
#قسمت_هشتاد_و_هشتم
#قسمت_آخر
.
سر عقد بعد بله دلم از تموم دنیا برید و فقط گره خورد به دل محمد
اونقدر که اگه می گفت بمیر در لحظه واسش جون می دادم
قبل دست کردن حلقه کف دستش رو باز کرد
- الوعده وفا زینب خانوم
تسبیح رو گذاشتم کف دستش
دستم هنوز از کنار دستش دور نشده بود که برای اولین بار دستم رو گرفت و بوسید
ادامه مطلب
بعد از شش روز گوشی رو تحویل گرفتم . مشکل از باطریش بود ولی متاسفانه موقع تعویض باطری تاچ گوشی خراب شد . دیگه با تعویض باطری و تاچ 700 تومنی هزینه گذاشتن رو دستم . اومدم خونه کمی با گوشی ور رفتم دیدم ای داد گوشه ی چپ بالای ال سی دی لک افتاده . تا صبح رنگش بیشتر و بیشتر شد . ظهر با یارو تماس گرفتم گفت  دلم خوش بود ال سی دیش سالمه . بیار درستش کنم . هیچی دیگه قرار شد فرداش ببرم . شب با گوشی کار میکردم که دیدم گوشی مثل یه تیکه آجر داغ تو دستم حرارت میده . حرا
خواب می‌دیدم پیرم و در آستانهٔ مرگ. بعد خیلی دانشمندوار، ثمرهٔ تلاش علمی‌ام را دستم گرفته‌ام و به کسانی که دوره‌ام کرده‌اند، نشان می‌دهم. ثمره، ترسیم یک مستطیل طلایی بود که می‌شد بیشمار در تمام صفحه ترسیمش کرد، در حالی که همه در ابعاد، کامل و بدون نقص باشند و تمام برگ را پر کنند. همه از مواجهه با چنین کشفی(!) هیجان‌زده بودند، بیشتر خودم، که رطوبت چشمان و تپش قلبِ رو به خاموشی‌ام  را می‌فهمیدم.
اما یک‌مرتبه، طی الهامی برگهٔ دیگری به دست
اجازه میدهی آرزویت کنم؟
من از خیرِ در آغوش گرفتنت گذشتم. بگذار دلخوشِ رویاهایم باشم بگذار همه بگویند "بیچاره دیوانه شده"
من کاری با این حرف ها ندارم فقط میخواهم صبح ها زودتر از تو بیدار شوم موهایت را شانه کنم دکمه های پیراهنت را ببندم دستم را روی صورتت بکشم وای دستم را رویِ صورتت بکشم. یعنی تا این حد اجازه دارم در رویاهایم نزدیکت شوم؟ 
من اصلا از تو توقعِ محبت هم ندارم میدانی دوست داشتنِ تو نیازِ من است مثلِ نیازِ ماهی به آب من بدون دوست دا
جز قند شکسته نداشت
خوبیش اما این بود که درشت شکسته بودند! خونه که اومدیم تونستیم از نو بشکنیمشون!!
فکر کنم اولین بار بود از اینکه کسی کارشو درست انجام نداده، ناراحت نشدم که خوشحالم شدم!!
از بدترین ظلمهای زمونه به مردمش دم دستی کردن کارهاست.
تو که قند شکسته دستم میدی نمیگی فشار عصبیمو کجا و سر کی باید خالی کنم؟!
سبزی فریز شده آماده که دستم میدی نمیدونی گاهی از نگاه و لمس و پاک و خرد کردن سبزی، انسان بیشتر لذت و بهره میبره تا از خوردنش؟!
خواهشا حب
همه نشدن‌ها با تو آغاز شد. بعد از تو دیگر هیچ چیزی نشد. دست به خاکستر زدم طلا که نشد هیچ، به طلا هم که دستم خورد، خاکستری شد و بر باد رفت. حکایت عمر و جوانیمان هم همین‌گونه رقم خورد. بانو پس از تو، هر روز نمی‌شود. بیا برگرد، و مسبب شدن‌ها باش!
ساعت‌های ششِ باغ را که یادت هست؟ درست پشت سرمان. و دیگر ساعات را!؟ اینکه با هم می‌دویدیم تا تهی فضا را به تکاپو بیندازیم و سرازیری لاله زار را به لرز. و آن نسیم را که دستم بود. و محیط را که موهایت. موهایت. صد آه. هزار افسوس. .
می‌دانی؟ بوی اسفند شنیده‌ام. یقینا نفس کم‌ می‌آورم اما جرأت کرده‌ام قدر قدحی قلم‌زنی کنم. باری، بدمستی‌ام را دیده‌ای و می‌دانی که چه آرامم اکنون. و آن نسیم که آرام گیرد را بیندیش.
اما بنای شکوه نمی‌گذارم. شاید هنو
دانلود قسمت 3 ریکاوری ، دانلود قسمت سوم سريال ریکاوری ، دانلود قسمت 3 سريال ریکاوری ، دانلود رایگان قسمت سوم سريال ریکاوری ، دانلود سريال ریکاوری قسمت سوم ، سريال ریکاوری قسمت 3 سوم ، دانلود قسمت 3 سريال ریکاوری با لینک مستقیم ، سريال ریکاوری کامل ، سريال ریکاوری بدون سانسور ، Recovery Series S01E03 Full HD ، Recovery e3 720p ، Recovery e3 1080p ، دانلود قسمت سوم 3 سريال ریکاوریرادیو جوان | RadioJavan | سایت اصلی رادیو جوان
سلام :))
1. آقا من بی اعصابم؟ چرا همه بهم میگن اعصاب نداری؟ :| بابا دلیل خاصی نداره :| مدلم اینطوری شده :|
2. آزمون جامعو حماسه آفریدم :)) برا اولین بار تو زندگیم منفی زدم :)) تو لیست همه درسای اختصاصی احتمالا اخرین نفرم :)
3. جفت کلیه هام خرجِ کتاب تستا شده :| 
4. ترم اخر زبانه. خوشحالم چون واقعا رو مخ ترینه و واقعا بی فایده شده برام. بعد کنکور باید برم Fce بخونم تازه :|
5. حساب روزا از دستم رفته. 
6. چند کیلومتر (:|) با صندل پیاده راه رفتم. پشت پام رو استخوان پام
سلام .
شده بود مدتهای نسبتا مدیدی ننویسم ولی نشده بود که بخوام گرد و خاک روی سیستم رو بزدایم تا بیام و بنویسم . 
بعد از گذشت سه ماه و اندی نداشتن گوشی دلیلی شد تا حالا اینجا تایپ کنم . چقدر بی معرفتم من :) 
گوشیم در دست تعمیر هست و هزینه ای نسبتا گزاف رو دستم گذاشته . 
این روزها اُورت پول خرج میکنم . نه اینکه بگم پول دارم . نه به خدا . پوله که به راحتی از دستم در میره و من با چشمانی اشک بار باهاش وداع میکنم و اشک چشمانم بدرقه ی راهشه . ولی تهه همه ی ا
سکه ی پونصد تومنی رو از پسرک چهارساله گرفتم و گفتم میخوام  براش یه شعبده بازی انجام بدم. گذاشتمش بین دو تا دستم و درحالیکه بهم چشم دوخته بود دستام رو ت دادم. بعد ازش خواستم دستامو باز کنه. باز کرد. سکه همونجا بود. نگام کرد. گفتم بلدی اینکارو کنی؟ گفت نه!
همیشه یکی از سوال های مهم زندگیم درباره خودم این بود که:من چرا انقدر فوتبالی ام؟اول من داداش ندارم :)اصلا فوتبال بازی نکردم حالا نمیشه گفت اصلا ،خیلی زیاد دوبار اونم شاید .
بابام خیلی فوتبالی نیست و اصلا تیم مورد علاقش با من فرق داره:|
مامانم هم ضربه شدیدی از فوتبال دیدن من خورده .
یه بار فوتبال ایران و یادم نمیاد کجا رو داشت،من داشتم نگاه میکردم و گوشی مامانم هم دستم بود داشتم بهش ور میرفتم بعد یهو ایران گل زد من از شدت خوشحالی گوشی از دستم پرت
متن آهنگ حمید عسکری بنام رفت دلم
 
امون از اون چشمای بی همتا ببین چه کارایی دستم داد
عاشق شدم رفت دلم از دست یه لحظه که چشمم به تو افتاد
امون از اون موهای صافت دل منو میبره دریا
امون از اون احساسی که دارم شبیهش نیست تو همه دنیا
دوست دارم آی دوست دارم تو رو دوست داشتن شده کارم
چشمای سیاه تو منو داره میکشه آره من دوست دارم به همین دلم خوشه
من میترسم که یه روزی تو بری از دستم
کار از این حرفا گذشته بدجوری وابسته ام
چشمامو بخاطر تو رو همه بستم همه ی هس
دست راستم که زیر بارون بود هنوز خیسه. رفته بودم زیر سایه‌بون یه جایی پیدا کردم که بارون خیسش نمی‌کرد و نشسته بودم اثر بارش روی زمین رو نگاه می‌کردم. دستم رو از منطقۀ امنم بردم بیرون، چند قطره افتاد روی مچم، فهمیدم مستقیم از آسمون نیست، از یکی از شیارهای سایه‌بون می‌آد. دستم رو طوری گرفتم که قطره‌ها بیفتن کف دستم. احساس خوبی بود ولی اصلاً خاص نبود، حتی تکراری هم بود. یاد یه روز توی خوارزمی افتادم، بارون خیلی شدیدی می‌اومد و بچه‌ها هی می‌گ
آخرین ساعات آخرین کشیک طب اورژانس:۴:۴۰ : آقای هفتاد و چند ساله‌ای با سابقه‌ی تیموما (سرطان) و سابقه‌ی بیست ساله‌ی مشکلات قلبی را آوردند با اپیستاکسی (خونریزی بینی).۴:۴۵ : بیمار ویزیت شد. خونریزی متوقف شده. بیمار استیبل است.۴:۵۵ : بیمار شیرینگ شد. مایع دریافت کرد.۵:۱۰ : بیمار هنگام گذاشتن مش بینی زیر دستم ارست (ایست قلبی تنفسی) کرد. رزیدنت نبود (کجا بود؟ نمی‌دانم.) اتند نبود (کجا بود؟ خواب بود.) چه کسی توی بخش بود؟ فقط من بودم و یک پرستار. شروع کردم
 
طبق جدیدترین خبر که شبکه The CW منتشر کرد، سريال 100 نفر با عنوان انگلیسی The 100 در فصل هفتم به پایان خواهد رسید. این سريال یکی از سريال های کنسل شده مانند اررو است که بعد از8 فصل کنسل شد، ناتورال که بعد از 15 فصل کنسل شد.
ادامه مطلب
دانلود قسمت بیست و دوم 22 سريال نهنگ آبی ، دانلود قسمت بیست و دوم سريال نهنگ آبی ، آنچه در قسمت 22 سريال نهنگ آبی خواهید دید ، پسورد قسمت 22 سريال نهنگ آبی ، رمز فایل فشرده قسمت 22 سريال نهنگ آبی ، دانلود سريال نهنگ آبی قسمت بیست و دوم 22 ، دانلود قسمت 22 سريال نهنگ ابی ، Nahang Abi E22 ، Nahang Abi E22 720p ، دانلود قسمت 22 سريال نهنگ آبی ، دانلود قسمت بیست و دوم نهنگ ابی ، دانلود قسمت 22 نهنگ آبی ، دانلود قسمت بیست و دوم سريال نهنگ ابی ، دانلود سريال نهنگ آبی قسمت 22 بی
از تابستون پارسال خیلی علاقمند شدم به عکاسی 
نقد عکس ها رو میخوندم چنلش داشتم و واقعا دلم میخواست که دوربین داشته باشم 
ولی بالا رفتن یهویی دلار و 4 برابر شدن قیمت دوربین از این کار پشیمونم کرد و از طرفی مشخص نبود تکلیف دانسگاه واینا 
واس همین خانواده موافقت نکردن با تقبل هزینه اش و منم کاری از دستم بر نمیومد که دیگه بیخیالش شدم ولی تو این یک سالی که گذشت همش تو دلم 
میگفتم کاش ی دوربین داشتم 
اطرافیان و دوستامم بهم میگفتن چقد قشنگ عکس میگیر
خبر خوب اینکه با تلاش پیوسته یکی از پنج هدف برای مرداد ماه رسیدم و تکمیل کردم!
بعد از N بار برنامه ریزی بالاخره گویا قلق کمی دستم آمده!
جا داره از سید جواد هم تشکر کنم ؛ چت های نصف شب کمک بزرگی بود برام:))
 
خبر چهارتای دیگه بزودی همینجا ان شاالله:)))
امروز ساعت ده دندونای عقل سمت راستم رو کشیدم موقعی که آمپور بی حسی رو می زد اینقدر درد داشت که میخواستم دست دکتر رو بگیرم دکترم با اخم گفت دست من رو نگیر دیگه دستهای صندلی رو زیر دستم فشار میدادم وقتی آمپور بی حسی رو زد ده دقیقه گفت منتظر بشین تمام بدنم میلرزید انقدر ناجور میلرزیدم که دختر داییم همراهم اومده بود دندون عقل بکشه گذاشت رفت گفت من بعدا میکشم منم موندم بعد صدا کرد احساس میکردم الانه که سرم رو ببرن رفتم داخل کشیدشون پایینی درد ندا
امروز که مامان رو بغل نکردم. با دوستهام سرد بودم و با دو نفر بحثم شد. امروز که دو بار بشقاب از دستم لیز خورد و هر بار فقط خیره شدم به تیکه هاش. مامان گفت اگه پیدا کنه کسی که من رو به این روز انداخته بیچاره اش میکنه.من که نمیذارم نازک تر از گل بهت بگه ولی تو هم حواست رو جمع کن مامان از تووی چشمهای من پیدات نکنه.
دانلود قسمت اول سريال زوج یا فرد (سريال)(کامل)| قسمت 1 سريال زوج یا فرد
قسمت اول سريال زوج یا فرد
داستان سريال زوج یا فرد
قصه اصلی سريال زوج یا فرد حول طرح ممنوعیت به‌کارگیری بازنشستگان است که به صورت طنز و کمدی فیلمنامه شده و خوبی ها و نکات منفی این طرح شوخی شدهشخصیت اصلی این مجموعه، فردی در آستانه بازنشستگی است که اتفاقات مختلف زندگی او و طرح مزایا و معایب این مصوبه، جهان زوج و فرد و آدم‌های پیرامونش را می‌سازد.
ادامه مطلب
وقتی خیلی کوچک بودم اولین خانواده ای که در محلمان تلفن خرید ما بودیم ، هنوز جعبه قدیمی و گوشی سیاه و براق تلفن که به دیوار وصل شده بود به خوبی در خاطرم مانده.
قد من کوتاه بود و دستم به تلفن نمیرسید ولی هر وقت که مادرم با تلفن حرف میزد می ایستادم و گوش میکردم و لذت میبردم.
بعد از مدتی کشف کردم که موجودی عجیب در این جعبه جادویی زندگی می کند که همه چیز را می داند. اسم این موجود اطلاعات لطفآ بود ، و به همه سوالها پاسخ می داد. ساعت درست را می دانست و شما
اردوگاه عنبر» خاطراتی از سه آزاده جنگ تحمیلی به نام‌های حسین فرهنگ اصلاحی، مهدی گلاب و غلامحسین کهن است:
آفتاب
غروب می‌کرد که به هوش آمدم. آن غروب چقدر برایم حزن‌انگیز بود! به
دوروبرم نگاهی انداختم. دو شهید پهلویم خفته بودند. آن‌ها چقدر آرام بودند و
من چقدر ناآرام. دستم تا مچ خونی بود. گلویم به‌سختی می‌سوخت و تشنگی
کلافه‌ام کرده بود. قمقمه‌ام خالی بود. با زحمت و مشقت، قمقمهٔ شهید
بغل‌دستم را باز کردم و آب داغ و گرم آن را سرکشیدم. اضا
یا اول الاولین و یا آخرالآخرین
مغزم انبان ایده های فراوان برای داستان کوتاه است اما دستم به نوشتن هیچ کدام نمی‌رود. داستان کوتاه مخاطب ندارد متاسفانه و هر چقدر هم که استادانه و خوب بنویسی ناشرها بهش اقبالی ندارند. چون مخاطب ندارد و این یک واقعیت است. این چند سال که خودم در ایام نمایشگاه کتاب دو سه روزی در غرفه شهرستان ادب می ایستادم و کتاب میفروختم این مسئله را دیده م. 
حتی بدتر از آن دستم به بازنویسی کردن تنها داستانی که امسال نوشتم هم نمی‌
زمانی که چیزی برای خوندن همراهم نیست یا نمی‌تونم به خاطر سردرد، چشم درد به گوشی نگاه کنم، شروع می‌کنم به خوندن هر چیزی که می‌بینم. تابلوهای مغازه‌ها، تابلوهای راهنمایی رانندگی، پلاک ماشین‌ها، بنرهای تبلیغاتی، رومه یا مجله‌ی بی ربطی که دم دستم باشه. 
سريال نون خ قسمت 12 | قسمت دوازدهم سريال نون خ با حجم کم دانلود سريال نون خ با لینک مستقیم قسمت 12 دانلود با حجم کم نون خ بدون حذفی
سريال نون خ قسمت 12
خلاصه داستان:
نام متفاوت سريال برگرفته از نورالدین خانزاده، یکی از نقش‌های کلیدی مجموعه نون. خ. انتخاب شده است. این سريال، داستان خانواده‌ای است که پدر آن‌ها دچار مشکلات مالی شده است. این مجموعه درباره مشکلات اقتصادی روز جامعه است و قرار است فضای نویی برای مخاطبان تلویزیون به نمایش بگذارد…
ادام
قسمت 12 سريال سالهای دور از خانه،دانلود قسمت دوازدهم 12 سريال سال های دور از خانه،سريال سالهای دور از خانه قسمت 12 (ایرانی) | دانلود قسمت دوازدهم،سريال سالهای دور از خانه (اوشین) - قسمت دوازدهم - آپارات،Saal Haye Door Az Khane - Episode 12 | سريال سالهای دور از .،دانلود قسمت 12 سريال سالهای دور از خانه، دانلود قسمت دوازدهم سال های دور از خانه، دانلود قسمت 12 سالهای دور از خانه، دانلود قسمت دوازدهم سريال سال های دور از خانه، دانلود سريال سالهای دور از خانه قسمت 12
این 1 هفته رو هم میذارم پای شروع تاثیرات سرترالین که با شدید شدن افسردگی همراهه، واقعا کاری از دستم برنمیاد واسه خوب کردن حالم. من که میتونستم به هزارتا موضوع فکر کنم و کارام رو پیش ببرم، الان رو یه دونه هم نمیتونم تمرکز کنم. مثلا اگه این هفته حالم خوب بود کجای دنیا رو میگرفتم که چون حالم بد بود نشده؟
دوستت داشتمچنان که کودکی دبستانی زنگ ورزش را. دوستت داشتمچنان که مادری طفلش را. دوستت داشتمچنان که عاشقی یارش را.دوستت داشتمچنان که تو باران را. میخاهمتچنان که کفتری بالش را.چنان که دستم دستت را چنان که فلسطین خاکش را.  
استاد ما می‌گفت من حتی وقتی یک مگس روی دستم می‌نشیند، از خودم می‌پرسم علتش چیست و این مگس برای چه کاری آمده؟
و من اضافه می‌کنم خدا بسیار مربی خوبی ست. همه‌ی حرف‌ها را مستقیم نمی‌گوید. گاهی آدم‌ها و حادثه‌ها را می‌کند آینه‌ای که خودت را تویش ببینی.
گاهی حرف را خودش می‌زند و یا تبدیلش می‌کنم به یک سوال و می‌گذاردش در دهان دیگران.
گاهی پیش می‌آید که می‌بینی قشنگ برای روزت سناریو چیده! از آدمی که توی کتابخانه در گوش بغل دستی‌اش پچ پچ می‌
گریه ام را در میان خنده پنهان میکنمبودنش را در میان سینه اذعان میکنم باز اگر دستم شود حلقه به دور گردنشمن برایش بیقراری عهد وپیمان میکنم آه از آن لحظه نگاهش بر تنم جا خوش کندمن لبان مست اورا بوسه مهمان میکنم عاشق قد قامت ِ او با صدایش جان دهممن برای خنده ی او عزم میدان میکنم گفته بودم چون پرنده در هوایش می پرمبی حضورش این جهان را همچو زندان میکنم خ سعادتی_پامچال
گلی خوشبوی در حمام روزی - رسید از دست محبوبی به دستم- گرفتم آن گل و کردم خمیری _ خمیری نرم و نیکو چون حریری- معطر بود و خوب و دلپذیری _ به او گفتم که مشکی یا عبیری_ که از بوی دلاویز تو مستم_ بگفتا من گلی ناچیز بودم - ولیکن مدتی با گل نشستم- گل اندر زیر پا گسترده پر کرد - مرا با همنشینی مفتخر کرد- چو عمرم مدتی با گل گذر کرد- کمال همنشین در من اثر کرد- وگرنه من همان خاکم که هستم
و وقتی اون حرفا رو شروع بکنم
قطعا باید براشون یه برچسب جداگانه انتخاب بکنم و تا آخر عمرم درمورد این
موضوع بنویسم . ولی تا میام بنویسم میگم نه بیخیالش تو سایت
جدید بنویسشون ! الان خوددرگیری سایتی_ وبلاگی گرفتم ‍♀️‍♀️
من
اتاقم تو تابستون از بقیه نقاط خونه ۱۰ درجه خنک تره . بعد نصف شب بقیه
گرمشونه ولی هوا برای من عادیه . اونا میرن کولر روشن میکنن . و اتاق
من هواش دقیقا مثل اواسط آبان میشه و با افتخار اعلام میدارم که بنده
دارم س
کاغذتم رفیقسردت شد بسوزونمدلت گرفت خط خطیم کنگریت گرفت باهام اشکاتو پاک کناگه سردت شد باهام خودتو باد بزناگه حوصلت سر رفت باهام قایق درست کن و بزارم روی آباگرم از دستم خسته شدی باهام موشک درست کن و پرتم کن یه جای دورز-امینیبا اندکی تضمین
دانلود هیولا مهران مدیری دانلود قسمت پنجم ۵ سريال هیولا دانلود سريال هیولا قسمت پنجم
یکی از سريال های جذابی که این هفته ها در شبکه نمایش خانگی برای دانلود قرار می گیرد سريال هیولا است که مهران مدیری کارگردان و تهیه کننده آن است. برای دانلود و تماشای سريال هیولا دیگر لازم نیست به سایت های غیرمجاز دانلود مراجعه کنید و یا آن را از مارکت ها بخرید. دانلود قسمت 5 هیولا را می توانید پس از پخش در همین خبر به راحتی انجام دهید.
دانلود قسمت پنجم ۵ س
دانلود سريال دل
سريال نمایش خانگی دل، به نقل از سایت دانلود سريال دل ، سريال ایرانی جدید به کارگردانی منوچهر هادی و تهیه کنندگی جواد فرحانی می باشد که چهره های سرشناس سینما در این سريال حضور دارند. سريال دل به نویسندگی بابک کایدان و میثم کایدان اثری پربازیگر است که در ژانر عاشقانه و دنباله مسیر فصل دوم سريال عاشقانه برای عرضه در شبکه نمایش خانگی در 28 قسمت تولید شده است، سريال دل به دلیل دارا بودن ژانر درام و عاشقانه یکی از سريال های پر بازدی
به فاصله پنج ساعت تار موی دیگه ام سفید شد
اتفاقی دیدمش وقتی جلوی آینه با آواز عاشق قمیشی موهایم راشانه میکردم
سفید شدنش را به چَشم دیدم  قَلبم گرفت خفگی کار دستم داد و اشک از گوشه چشمم چکید با ریختنش لبخند تلخ نبودنت روی لبهایم آمد 
یادم آند گفتی توجیهم کردی خطایی نداشته ای 
لمسش کردم وتکرار کردم تو یادگار ترین روز منی
برای دومین بار از مترو استفاده کردم قطار شهری مشهد بر خلاف تهران خلوت بود و از ازدحام خبری نبود.
رفتم بیمارستان امام رضا(ع) وارد نبودم ازکجا باید برم و به کدوم قسمت باید مراجعه کنم!
به خانمی که اونجا بود گفتم دستم ضربه دیده باید به کدوم دکتر نشون یدم؟گفت ارتوپد.
گفتم استخون دستم طوریش نیست.
گفت باید ارتوپد تشخیص بده ولی دکتر نداشتن گفت فردا ساعت 7 اونجا باشم.
فکر نکنم برم گرچه شایدم رفتم.
پرسید دستت چی شده؟
گفتم یه ماشین لطف کرد بهم زد بعدش دس
من از بچگی دلم میخواست کامپیوتر کوچولو داشته باشم، اون موقع میخواستم هر جا میرم ببرمش باش نقاشی بکشم، حتی یادمه یبار از مشهد یه آتاری خریدم که شبیه کامپیوتر بود. 
بعد که بزرگ تر شدم برا اینکه بتونم هر جا میرم با خودم ببرمش و توش بنویسم، چون دستم یا از نوشتن زیاد با خودکار درد میگرفت و سرعتم توش به شدت کند بود یا از بس گوشی دست میگرفتم دستم تیر می‌کشید به قدری که مچ م رو می‌بستم. 
برا همین دلم یه چیزی میخواست که قد یه کتاب باشه و من بذارمش تو کی
دستای کوچولو و یخ زده ش رو توی دستم می گیرم و میگم: الان که فصل آب بازی نیست. ببین چه یخ کردی. سرما میخوریا ! لبخند شرورانه ای تحویلم میده و میگه: بذار سردت کنم. بعد فوری دستاش رو میذاره روی گونه هام و از واکنشم خنده ش میگیره.
 به خاطر همین شیطنتاش، خنده ی نمکینش، کلمه های قلنبه سلمبه ش و دستای مهربونشه که بیش تر دوستش دارم. 
دیروز شنبه ۱۷ فروردین بود . مثل اون قدیما که بعد از عید تشنه دیدارت بودم بهت زنگ زدم . گفتی دندون عقلت رو کشیدی با بیهوشی کامل . هی ناز کردی، هی نازت رو کشیدم . هی سر به سرت گذاشتم . خیلی خندیدیم. اونقدر که گونه هام درد گرفت. گفتی استرس نداشتی. بالاخره دکتر دندون پزشک کار خودشو بلده . نگرانی نداره که . مثل اینه که قورمه سبزی نگران باشه من خوب می پزمش یا نه. کلی خندیدم به حرفهات. گفتی لپت ورم کرده و قلمبه شده . قربون صدقه ی لپ قلمبه ات هم ر
از واقعیت جلو تر رفته، تو را پیش تر داشته ام برای
سالها، و قرن ها حتا در رویاهایم. در کنارت زیر سقف ها و آسمان سپری کرده
ام شب ها را و روز ها گذراندیم. پیر شدیم، چهره ـمان فرق کرد. این سئوال را
کنار گذاشته بوده ام برای آن موقع ک بپرسم ازت، چهره ی جوانی ـم را هنوز یادت
هست؟ شانزده سالگی ـمان و خجالت کشیدن هامان را یادت هست؟ یادت هست خیال
پردازی می کردیم آینده را، توی تخت هامان ساعت ها بعد از نیمه شب، آن وقت
هایی ک خوابمان نمی برد از رویا پردازی
سلام
نزدیک یک سال است که دیگه دستم به نوشتن های همیشگی ام نمیره
نوشته هایی که خواننده رو برآشفته کنه و تحسینم کنه
دارم بی تعارف مینویسم
سردرد ها داره نگرانم میکنه
شبها دوست دارم نفس های عمیق بکشم وبه مسائل عمیق تر فکر کنم
به آینده
به گذشته
به خودم و به زندگیم
راستش ایتجوری نمیشه
فردا باید زیارت شهدای گمنام برم
زیارت لازمم
خدا من خیلی بهت نیاز دارم
سه ساعت و نیم وقت گذاشته بودم بعداز 8 ماه دوباره قلم مو دستم گرفته بودم تا رنگ و روغن کار کنم! نتیجه اونقدر ذوق زدم کرده بود که بردم نشون داداشم بدم! لعنتی یجوری نظر منفیشو گفت دوست داشتم به هفت روش سامورایی تکه تکه ش کنم :/// و اونقدر واکنش بدی نشون دادم که خودم هنوز انگشت بر دهان موندم که آیا اون من بودم که اون صدا رو با دهنش در آورد؟!!!!!!! :////////////
 
نتیجه اینکه جونتونو نگیرید دستتون بیاید از من انتقاد کنید!!!
روم نمیشه از اتاق برم بیرون :////
سر کلاس سالیدورک بودم. هوای کلاس گرم و خفه بود. چراغ‌ها خاموش بودند و صدای فن لپ‌تاپ بچه‌ها، صدای مدرس را در خود گم کرده بود. بغل دستم نگار سرش را روی میز گذاشته و خوابیده بود. به پرده‌ی سفید رنگ و نشانگر موس روی آن نگاه می‌کردم. حواسم اما جای دیگری بود. شهر دیگری. ۴۵۰ کیلومتر بالاتر. در یک خانه‌ی کوچک با پنج نفر جمعیت. حواسم پیش صدا و دست‌هایش و دینامیک بدن‌هایمان بود. گوشی زنگ خورد. خودش بود.
 
پ.ن گفت نمایشنامه‌ی محبوبم را پیدا کرده و خرید
خواب می دود برای نشستن در چشمانت،من غصه می خورم!کلمات می رقصند وقتی طعم لبهایت را می چشند،من غصه می خورم!دکمه ها به خط می شوند برای در آغوش کشیدن تنت،من غصه می خورم!کفش ها برای تو جفتند!بهار برای تو زیباست!"شعر برای تو نازل می شود"و من.غصه می خورم که چرا نمی گویی.لباس کم می پوشی وقتی شعر بارید من در آغوشت بگیرم!چرا نمی گویی.دستم چقدر به دور کمرت می آید!جای لبهام روی پیشانی ت خالی ست!چرا نمی گویی غصه نخور دوستت دارم؟نمی گویی و من.غصه می خورم!
شاید این فرق من و صبر و یه مشت زمزمه است
شاید این حسرت یک نگفتن درد دل است
شاید این آتش یک کوه پر از غم باشد
شاید این ترس نگاه از همه ی تن باشد
آتشی از نفسم میگذرد
بی دلیلم بی دلیلم پی خود
شاید این در پی خود بودن یک تن باشد
یا فراری ز تنی پژمرده
یا که احساس نفهمیدن این تن باشد 
شاید آن حس غریب نقطه ی امیدی بود
که زمین را به نگاهی وصل کرد
و سپهر را به دو دستم می داد
و مرا از همه ی این شاید ها دور کرد
سایه ام را همراهم کرد
بار ترس را از دوشم برداشت
 و ته
میدونی واقعا نمیدونم چی بگم. امروز روز خوبی نبود. فقط ناراحتیای همیشگی. وقتی اومدم خونه نهار خوردم تا هفت خوابیدم. بعدش بیدار شدم هشت دوباره خوابیدم تا نه اینطورا. وقتایی که ناراحتم اینجوری میشه دیگه نمیدونی چیکار کنی حالتو خوب کنی. هیچ کارمم نکردم نه کتاب خوندم نه زبان نه هیچ کار دیگه. دستم به نوشتن نمیره. بیا امروزو بهم مرخصی بده. شاید اثر کرد. 
دانلود آهنگ جدید حمید عسکری به نام رفت دلم
Download New Music Hamid Askari - Raft Delam
متن آهنگ رفت دلم حمید عسکری
امون از اون چشمای بی همتات ببین چه کارایی دستم داد عاشق شدم رفت دلم از دست یه لحظه که چشمم به تو افتاد امون از اون موهای صافت دل منو میبره دریا امون از اون احساسی که دارم شبیهش نیست تو همه دنیا دوست دارم آی دوست دارم تورو دوست داشتن شده کارم دوست دارم آی دوست دارم چه حال خوبی با تو دارم چشمای سیاه تو منو داره میکشه آره من دوست دارم به همین دلم خوشه م
حال این روزهام من رو یاد وقتى میندازه تو سن تعیین كننده ى زندگیم بودمو و مات و مبهوت مونده بودم از بى پشتوانگى و كوتاهى دستم چه روزهاى افسردگى سختى بود چجورى اون افسردگى رو پشت سر گذاشتم؟!.مگه میشه؟! مگه میشه یكم این زندگى براى ما نچرخه؟! خدایا مى خوام زندگى كنم . مى خوام زندگى كنم.همه انرژى ام پاى حسرت هام داره تلف میشه متنفرم از این شرایط . متنففففففر! بخدا این زندگى نیست خدایا حالا میگم سخت ترش رو نذار تو دامنم لطفا! كمى كوتاه بیا! 
دنیا:بلند شد و دستمو گرفت پارچه توی دستم شل شد و همه بدنم بی حس شدیکم ترسیدم که شاید از عصبانیت کارم اینجوری میکنهچسبوندم به دیوار و تمام اجزای صورتم رو انالیز کرد با دقتدستامو به دیوار چسبوندچشماشو کامل بست و نفس عمیقی کشیدرهام:ریه هامو از عطش پر کردم بوی عطری ملایمی که در عین حال شکلاتی بودچشمامو باز کردم و با دو تا قهوه تیره مواجه شدم که یکم ترسیده بودخودمو بهش چسبوندم عین موش شده بود از ترسدستمو روی موهاش کشیدم که گفت-ااقای هادیان لط
تماشای آنلاین سريال نون خ قسمت دهم
دانلود سريال نون خ قسمت 10
نام سريال : نون خ کارگردان: سعید آقاخانی ژانر: کمدی، خانوادگی سال تولید: 1397 تاریخ انتشار: نوروز 1398 تعداد قسمت ها: 16 مدت زمان هر قسمت: 45 دقیقه پخش از شبکه یک سیما خلاصه داستان: نام متفاوت سريال برگرفته از نورالدین خانزاده، یکی از نقش‌های کلیدی مجموعه نون. خ. انتخاب شده است. این سريال، داستان خانواده‌ای است که پدر آن‌ها دچار مشکلات مالی شده است. این مجموعه درباره مشکلات اقتصادی
تماشای آنلاین سريال نون خ قسمت ششم
دانلود سريال نون خ قسمت 6
نام سريال : نون خ کارگردان: سعید آقاخانی ژانر: کمدی، خانوادگی سال تولید: 1397 تاریخ انتشار: نوروز 1398 تعداد قسمت ها: 16 مدت زمان هر قسمت: 45 دقیقه پخش از شبکه یک سیما خلاصه داستان: نام متفاوت سريال برگرفته از نورالدین خانزاده، یکی از نقش‌های کلیدی مجموعه نون. خ. انتخاب شده است. این سريال، داستان خانواده‌ای است که پدر آن‌ها دچار مشکلات مالی شده است. این مجموعه درباره مشکلات اقتصادی
تماشای آنلاین سريال نون خ قسمت سوم
دانلود سريال نون خ قسمت 3
نام سريال : نون خ کارگردان: سعید آقاخانی ژانر: کمدی، خانوادگی سال تولید: 1397 تاریخ انتشار: نوروز 1398 تعداد قسمت ها: 16 مدت زمان هر قسمت: 45 دقیقه پخش از شبکه یک سیما خلاصه داستان: نام متفاوت سريال برگرفته از نورالدین خانزاده، یکی از نقش‌های کلیدی مجموعه نون. خ. انتخاب شده است. این سريال، داستان خانواده‌ای است که پدر آن‌ها دچار مشکلات مالی شده است. این مجموعه درباره مشکلات اقتصادی
تماشای آنلاین سريال نون خ قسمت نهم
دانلود سريال نون خ قسمت 9
نام سريال : نون خ کارگردان: سعید آقاخانی ژانر: کمدی، خانوادگی سال تولید: 1397 تاریخ انتشار: نوروز 1398 تعداد قسمت ها: 16 مدت زمان هر قسمت: 45 دقیقه پخش از شبکه یک سیما خلاصه داستان: نام متفاوت سريال برگرفته از نورالدین خانزاده، یکی از نقش‌های کلیدی مجموعه نون. خ. انتخاب شده است. این سريال، داستان خانواده‌ای است که پدر آن‌ها دچار مشکلات مالی شده است. این مجموعه درباره مشکلات اقتصادی
داشتم میخوابیدم گوشی توی دستم توی تختخواب مدیر عامل آقای مهدی حق پیام داد گفت فلان سایت رو آپدیت کن بهش گفت این سایت رو باید خود برنامه نویس سایت ش سیستم مارو تغییر بده طبق قرارداداش و بعد اپدیت بشه سایت ش هیچ دیگه جواب نداد لعنتی اینقدر بدم میاد از این جور ادم ها که یه کاری از ادم میخواهند و تو داری براشون انجام میدی و یه جایی وسط کار باید یه چیزی رو باهاشون هماهنگ کنی و اون وسط کار ساکت میشه در صورتیکه آنلاین هست . نباید پیام رو سین میکردم و
تماشای آنلاین سريال نون خ قسمت هفتم
دانلود سريال نون خ قسمت 7
نام سريال : نون خ کارگردان: سعید آقاخانی ژانر: کمدی، خانوادگی سال تولید: 1397 تاریخ انتشار: نوروز 1398 تعداد قسمت ها: 16 مدت زمان هر قسمت: 45 دقیقه پخش از شبکه یک سیما خلاصه داستان: نام متفاوت سريال برگرفته از نورالدین خانزاده، یکی از نقش‌های کلیدی مجموعه نون. خ. انتخاب شده است. این سريال، داستان خانواده‌ای است که پدر آن‌ها دچار مشکلات مالی شده است. این مجموعه درباره مشکلات اقتصاد
تماشای آنلاین سريال نون خ قسمت چهارم
دانلود سريال نون خ قسمت 4
نام سريال : نون خ کارگردان: سعید آقاخانی ژانر: کمدی، خانوادگی سال تولید: 1397 تاریخ انتشار: نوروز 1398 تعداد قسمت ها: 16 مدت زمان هر قسمت: 45 دقیقه پخش از شبکه یک سیما خلاصه داستان: نام متفاوت سريال برگرفته از نورالدین خانزاده، یکی از نقش‌های کلیدی مجموعه نون. خ. انتخاب شده است. این سريال، داستان خانواده‌ای است که پدر آن‌ها دچار مشکلات مالی شده است. این مجموعه درباره مشکلات اقتصا
تماشای آنلاین سريال نون خ قسمت دوازدهم
دانلود سريال نون خ قسمت 12
نام سريال : نون خ کارگردان: سعید آقاخانی ژانر: کمدی، خانوادگی سال تولید: 1397 تاریخ انتشار: نوروز 1398 تعداد قسمت ها: 16 مدت زمان هر قسمت: 45 دقیقه پخش از شبکه یک سیما خلاصه داستان: نام متفاوت سريال برگرفته از نورالدین خانزاده، یکی از نقش‌های کلیدی مجموعه نون. خ. انتخاب شده است. این سريال، داستان خانواده‌ای است که پدر آن‌ها دچار مشکلات مالی شده است. این مجموعه درباره مشکلات اقت
تماشای آنلاین سريال نون خ قسمت پانزدهم
دانلود سريال نون خ قسمت 15
نام سريال : نون خ کارگردان: سعید آقاخانی ژانر: کمدی، خانوادگی سال تولید: 1397 تاریخ انتشار: نوروز 1398 تعداد قسمت ها: 16 مدت زمان هر قسمت: 45 دقیقه پخش از شبکه یک سیما خلاصه داستان: نام متفاوت سريال برگرفته از نورالدین خانزاده، یکی از نقش‌های کلیدی مجموعه نون. خ. انتخاب شده است. این سريال، داستان خانواده‌ای است که پدر آن‌ها دچار مشکلات مالی شده است. این مجموعه درباره مشکلات اقت
تماشای آنلاین سريال نون خ قسمت پنجم
دانلود سريال نون خ قسمت 5
نام سريال : نون خ کارگردان: سعید آقاخانی ژانر: کمدی، خانوادگی سال تولید: 1397 تاریخ انتشار: نوروز 1398 تعداد قسمت ها: 16 مدت زمان هر قسمت: 45 دقیقه پخش از شبکه یک سیما خلاصه داستان: نام متفاوت سريال برگرفته از نورالدین خانزاده، یکی از نقش‌های کلیدی مجموعه نون. خ. انتخاب شده است. این سريال، داستان خانواده‌ای است که پدر آن‌ها دچار مشکلات مالی شده است. این مجموعه درباره مشکلات اقتصاد
تماشای آنلاین سريال نون خ قسمت یازدهم
دانلود سريال نون خ قسمت 11
نام سريال : نون خ کارگردان: سعید آقاخانی ژانر: کمدی، خانوادگی سال تولید: 1397 تاریخ انتشار: نوروز 1398 تعداد قسمت ها: 16 مدت زمان هر قسمت: 45 دقیقه پخش از شبکه یک سیما خلاصه داستان: نام متفاوت سريال برگرفته از نورالدین خانزاده، یکی از نقش‌های کلیدی مجموعه نون. خ. انتخاب شده است. این سريال، داستان خانواده‌ای است که پدر آن‌ها دچار مشکلات مالی شده است. این مجموعه درباره مشکلات اقتص
تماشای آنلاین سريال نون خ قسمت سیزدهم
دانلود سريال نون خ قسمت 13
نام سريال : نون خ کارگردان: سعید آقاخانی ژانر: کمدی، خانوادگی سال تولید: 1397 تاریخ انتشار: نوروز 1398 تعداد قسمت ها: 16 مدت زمان هر قسمت: 45 دقیقه پخش از شبکه یک سیما خلاصه داستان: نام متفاوت سريال برگرفته از نورالدین خانزاده، یکی از نقش‌های کلیدی مجموعه نون. خ. انتخاب شده است. این سريال، داستان خانواده‌ای است که پدر آن‌ها دچار مشکلات مالی شده است. این مجموعه درباره مشکلات اقتص
تماشای آنلاین سريال نون خ قسمت چهاردهم
دانلود سريال نون خ قسمت 14
نام سريال : نون خ کارگردان: سعید آقاخانی ژانر: کمدی، خانوادگی سال تولید: 1397 تاریخ انتشار: نوروز 1398 تعداد قسمت ها: 16 مدت زمان هر قسمت: 45 دقیقه پخش از شبکه یک سیما خلاصه داستان: نام متفاوت سريال برگرفته از نورالدین خانزاده، یکی از نقش‌های کلیدی مجموعه نون. خ. انتخاب شده است. این سريال، داستان خانواده‌ای است که پدر آن‌ها دچار مشکلات مالی شده است. این مجموعه درباره مشکلات اقت
تماشای آنلاین سريال نون خ قسمت هشتم
دانلود سريال نون خ قسمت 8
نام سريال : نون خ کارگردان: سعید آقاخانی ژانر: کمدی، خانوادگی سال تولید: 1397 تاریخ انتشار: نوروز 1398 تعداد قسمت ها: 16 مدت زمان هر قسمت: 45 دقیقه پخش از شبکه یک سیما خلاصه داستان: نام متفاوت سريال برگرفته از نورالدین خانزاده، یکی از نقش‌های کلیدی مجموعه نون. خ. انتخاب شده است. این سريال، داستان خانواده‌ای است که پدر آن‌ها دچار مشکلات مالی شده است. این مجموعه درباره مشکلات اقتصاد
هستهٔ زردآلویم را پرت می‌کند وسط باغچه، چپ چپ نگاهش می‌کنم، شانه بالا می‌اندازد و با لحنی مظلومانه می‌گوید: پلاستیک نیست که تجزیه نشود، از طبیعت است. می‌گویم: پلاستیک نیست که تجزیه نشود، اما عملی که انجام دادی، زباله پرت کردن است! با نگاهی آینده‌نگرانه و پر امید به هسته خیره می‌شود و می‌گوید: چندسال دیگر یک درخت زردآلو این‌جا خواهد بود. بلند می‌شوم و هسته‌ٔ زردآلو را از باغچه برمی‌دارم، خاک‌هایش را پاک می‌کنم، به سمتش می‌گیرم و می
دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود               تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود
چهل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبت                  تدبیر ما به دست شراب دو ساله بود
آن نافه مراد که میخواستم ز بخت                          در چین زلف آن بت مشکین کلاله بود
از دست بریده بود خمار غمم سحر                         دولت مساعد آمد و می در پیاله بود
بر آستان میکده خون میخورم مدام                         روزی ما ز خوان قدر این نواله بود
هر کاو نکاشت مهروز خوبی گلی نچید
از اون سريال های می که اگه نبینینش از دستتون رفته، من که خیلی خیلی خوشم اومد و باید امیدوار باشم که فصل پنجمی هم داشته باشه، سرچ که کردم ریلیز دیتی برای فصل پنجش نیافتم. کلا خیلی از سريال های کارآگاهی خوشم میاد، مخصوصا از نوع کلاسیکش مثل پوآرو  و  خانم مارپل ولی سبک این سريال متفاوت بود و البته جذاب. خیلی لذت بردم.
باید برای چهارتا امتحان شنبه حسابی درس بخونم. بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم موقع انتخاب واحد قطعا مست بودم که تصمیم گرفتم توی دو روز شش تا امتحان بدم؛ شش درس تخصصی. علاوه‌بر اون باید ترجمه‌ای رو که الان دارم و اصلا پیش نمی‌ره، تا پس‌فردا تموم کنم. باید حواسم به چیزهایی که می‌خورم باشه و وقتی یه ساقه طلایی با روکش شکلاتی رو گاز می‌زنم، گوشه ذهنم هم بگم که اوهوم، ۷۴ کالری. باید حواسم باشه هر چیزی که از ترجمه می‌آد دستم، مستقیما از این یکی دستم ند
دستم به کاری نمیره رو تعریف کن
ینی حال بهم خوردگی
ینی دل زدگی
دل مردگی
خستگی
کشون کشون خودتو میبری اینور اونور از خودت خواهش میکنی که ای خود عزیز ای بدن گرانقدر ای روان محترم با من راه بیا! سر ناسازگاری نذار آخر هفته ای
بذار دلمون خوش باشه نفسمون نگیره وسط راه نای و نایژه و آلوئول
بذار قلبمون سنگین نشه مثه بتن
ولی گوشش اون گوش لامصبش بدهکارمون نیس
کار خودشو میکنه
داشتم فک میکردم دیگه چی میخوام که نیست
این پسره، همین سین ۲ خیلی بچه ی خوب و درست
استارت دوره آموزشی کارم زده شد، مغزم پر بود از نگرانی و انرژی منفی، رفت و آمد برام سخت بود، اما مثل همیشه خدایی در همین نزدیکی دستم رو گرفت و کارها رو برام حل کرد. خدایی که پیشاپیش ما بندها گام برمیداره و راهی که می رویم را آسان میکنه. خدایا شکرت که هوامو داری، خدایا شکرت که دلم را قرص می‌کنی، خدایا شکرت که کارها رو به همون سبک و سیاقی که صلاح میدونی پیش می بری. خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت.
موقع جدا کردن زرده و سفیده، داشتم به این فکر می‌کردم که چرا هیشکی زرده و سفیده رو مثل من جدا نمی‌کنه؟ نه تو کلیپ‌های آموزشی دیدم، نه تو ترفندهای تلگرامی و اینستاگرامی، نه بین اطرافیان. با خودم می‌گفتم روش به این آسونی و سریعی! به! من چه مکتشفی‌ام! که ناگهان اولین تخم مرغی که شکستم شتلق از دستم در رفت و زرده و سفیده جوری قاطی شد که جداشدنی نبود =)) الانم رفتم تو نت سرچ کردم، دیدم یکی روش منو یده به همه آموزش داده :|

درش که آوردم، با خلال دندو
چند هفته ی پیش بود که یکی از دوستان یک شعر قشنگ برام خوند بهش گفتم این شعر مال کی بوده؟
طوری برگشت که انگار جفت کلیه هاش رو طلب کردم 
گفت این تیتراژ "سريال وفا" بود نگو که ندیدی
منم که خیلی اهل سريال دیدن نیستم گفتم نه والا ندیدم
گفت سريال خیلی خوبی بود
بگذریم
این هفته بود که تقریبا در 3 روز 11 قسمت سريال رو دیدم
سريال قشنگی بود البته نقد های بزرگی هم بهش بود ولی برای من که یه خورده "لبنان زدگی!" حاد دارم و یه خورده هم تم عاشقانه، در کل خوب بود؛راض
دستم به قلم رفت وهیچ واژه ای وصف تو نشد!.
قلم از وصف تو بی رنگ ماند.
و به لرزش در آمدند دستان بی جانم.
کاغذ از هق هق به کنجی لغزید.
سوسوی نیمه جان چراغ به خاموشی گرایید.
تمام کائنات اطرافم را دیدم که به احترام تو بر زمین فرود آمده بودند.
و من خاکستر شدم از تمام وصفی که نتوانست تورا در خود بگنجاند!.
این چنین شد که به سخن بزرگواری*رسیدم که می گفت:"فاطمه.فاطمه است"
*دکتر علی شریعتی
پیرمردی حدودا نود ساله در اتوبوس شلوغ و پرهیاهوی پنج بعدازظهر، کنار من نشسته بود. گاهی دستش را به ابروهای بلندش میکشید و گاهی هم خرناسه میکرد. چشم هایش درخشندگی کمیابی داشت.
در یک ایستگاه پیرزنی وارد اتوبوس شد و از قضا روبروی پیرمرد ایستاد. ضعیف تر از آن بود که بتواند شلوغی اتوبوس را تاب بیاورد و با هر ترمز به یک سو پرتاب میشد. به محضی که او را دیدم قصد کردم از جایم بلند شوم اما پیرمرد با همان دستی که از عرق ابروهایش ج شده بود، دستم را با تحک
من راست دستم ولى بیشتر از هر چپ دستى،
قلبم سوىِ شما میلِ نوشتن دارد
سلام :)
چندتا از دوستان سوالاتی پرسیده بودن که با اجازتون میخوام عمومی پاسخ بدم 
اولین سوال : شما عرب هستید؟ 
+خیر دوست عزیز :(
دومین سوال : با تبادل موافق هستین ؟
+بله ،موافقم و تمایل دارم 
سومین سوال: دنبال شوندگی میکنی ؟ 
+معلومه ،قطعا :)
دانلود سريال سال های دور از خانه با کیفیت عالی 
دانلود سريال سال های دور از خانه با لینک مستقیم 
قسمت 15(آخر) قرار گرفت
دانلود سريال سال های دور از خانه
مشخصات سريال
منتشر کننده : یوز دی ال
نام سريال : سال های دور از خانه
گروه فیلم : اجتماعی,کمدی
محصول سال : 1397
محصول کشور : ایران
تهیه کننده : محمدحسین قاسمی
کارگردان : مجید صالحی
بازیگران : احمد مهرانفر ، هادی کاظمی ، آزیتا حاجیان، احسان کریمی، گیتی قاسمی، حدیث میرامینی، آزاده زارعی، مهرناز ب
دانلود سريال سال های دور از خانه با کیفیت عالی 
دانلود سريال سال های دور از خانه با لینک مستقیم 
قسمت 15(آخر) قرار گرفت
دانلود سريال سال های دور از خانه
مشخصات سريال
منتشر کننده : یوز دی ال
نام سريال : سال های دور از خانه
گروه فیلم : اجتماعی,کمدی
محصول سال : 1397
محصول کشور : ایران
تهیه کننده : محمدحسین قاسمی
کارگردان : مجید صالحی
بازیگران : احمد مهرانفر ، هادی کاظمی ، آزیتا حاجیان، احسان کریمی، گیتی قاسمی، حدیث میرامینی، آزاده زارعی، مهرناز ب
دانلود سريال سال های دور از خانه با کیفیت عالی 
دانلود سريال سال های دور از خانه با لینک مستقیم 
قسمت 15(آخر) قرار گرفت
دانلود سريال سال های دور از خانه
مشخصات سريال
منتشر کننده : یوز دی ال
نام سريال : سال های دور از خانه
گروه فیلم : اجتماعی,کمدی
محصول سال : 1397
محصول کشور : ایران
تهیه کننده : محمدحسین قاسمی
کارگردان : مجید صالحی
بازیگران : احمد مهرانفر ، هادی کاظمی ، آزیتا حاجیان، احسان کریمی، گیتی قاسمی، حدیث میرامینی، آزاده زارعی، مهرناز ب
تا ساعت یک در مقابل شونه درد شدید مقابله کردم و کماکان گیتار زدم تا آهنگام رو برای فردا اماده کنم. بعد از حدود ۷ ماه اولین جلسه ی کلاسم با استاده و دوتا اتود نه چندان جذاب رو باید اماده کنم. البته یکیشون جذاب بود و اماده ست اما هیچ جوری نمیتونم‌ با اتود یک کارکاسی ارتباط برقرار کنم حالا این به کنار. چیزی که نمیتونم باهاش کنار بیام و اذیتم میکنه و باورش سخته اینه که من نسبت به سال گذشته خیلی پسرفت کردم تو موسیقی. دستم تحلیل رفته ،ظرافت نواختنم
روزهای قدیم،حتی میترسیدم که به برداشتنِ یک هندوانه با دو دستم فکر کنم!ترس از اینکه همان یک هندوانه‌ی در دسترس را بلند کنم و همان هندوانه با ضعف و دست و پاچلفتی‌‌بازی‌هایم،لیز بخورد و جلوی چشمانم و در یک لحظه، روی زمین متلاشی شود!اما در روزهای جدید این ترس تقریباً از بین رفت.واقعیتش،روزهای جدید هیچوقت نیامدند و من همان روزهای دود گرفته‌ی قدیم، دست بکار شدم و سعی کردم آجرهایش را بیشتر به سلیقه‌ی خودم،آرام و با دقتِ نسبی روی همدیگر بچینم
دو تا نتیجه اخلاقی امروز
اولیش اینکه آدمی که میگه من فلان نیستم بیسار نیستم خودش از همه فلان تر و بیسار تره منتها اینقدر چشمش رو بقیه است که برای دیدن خودش کووور شده
دومیش اینکه بله از ماست که برماست و اینکه عمیقا دستم بشکنه بخوام در حق یکی خوبی کنم
من نمیدونم نونم کم بود یا آبم کم بود داشتم مزد یه سال جون کندنمو میگرفتم چی فکر کردم با خودم که آدمایی که یک چهارم من هم کار نکرده بودن اومدم شریک کردم
لعنت به من!
دیگه تو قانون طبیعت دست نمی برم قول
دانلود سريال سال های دور از خانه با کیفیت عالی 
دانلود سريال سال های دور از خانه با لینک مستقیم 
قسمت 15(آخر) قرار گرفت
دانلود سريال سال های دور از خانه
مشخصات سريال
منتشر کننده : یوز دی ال
نام سريال : سال های دور از خانه
گروه فیلم : اجتماعی,کمدی
محصول سال : 1397
محصول کشور : ایران
تهیه کننده : محمدحسین قاسمی
کارگردان : مجید صالحی
بازیگران : احمد مهرانفر ، هادی کاظمی ، آزیتا حاجیان، احسان کریمی، گیتی قاسمی، حدیث میرامینی، آزاده زارعی، مهرناز ب
امروز بعد از امتحان روانشناسی نرفتم با بچه‌ها بچرخم و هی حرف بزنیم و بخندیم.رفتم اما حالم خوب نبود.خداحافظی کردم و گفتم این بار دیگه باید محکم باشم.باید انجامش بدم.همان طور محکم‌طور راه میرفتم و شهر را میدیدم که در غبار وحشتناک،حال داستان های سورئال را پیدا کرده بود.
مرکز مشاوره بسته بود.لعنتی!شماره‌اش را برداشتم که بعد زنگ بزنم.خودم را روی زمین می کشیدم و جلو میرفتم.آدم ها ماسک زده بودند.همه از دم.دستم را دراز کرده بودم و با انگشت هایم دیو
دارم ذوب میشم از استرس. میدونین؟ اینجا نوشتنم توی این لحظه برای فرار از اضطرابه. اصلا برای فرار کردن از همه چیه. دارم موزیک گوش میدم. گوشامو حواسمو چشامو بستم از دنیای بیرون، دلم میخواد بخزم توی خودم که از همه جا امن‌تره. دلم میخواد بخوابم تا گذر زمان و نفهمم ولی وقتی بیدار شم میدونم میترسم از اینکه اینهمه وقت از دستم رفته، یدفه قلبم داغ میشه و همین یه تیکه ماهیچه‌ای که مایه‌ی زندگیمه میشه یه عضو اضافه توی بدنم که با بی‌قراریش عذابم میده.
ت
شهروز انزلچی بود

بخاطر همین حس خوبی بهش نداشتم
سر کلاس ها دیر میومد

همیشه هم ته کلاس مینشست ،ازکنارمم که رد میشد بوی سیگارش سرمو میبرد.
و.
تو امتحان آخر ترم ،تو یک سالن بزرگ که 300 نفر جا میشدن ،از شانس بد، جاش بغل دستم افتاد:|
اعصابم خورد شد تو دلم گفتم :حتما تقلبم میخواد:((
اصلا نگاش نکردم رومم به سمت چپم کردم که چشم تو چشم نشیم.
آخرای امتحان یک باری صدام کرد اما جواب ندادم.
برای بار دوم که صدام کرد ،تو دلم گفتم حالا فوقش یک سوال نشونش میدم
تا ن
دیشب نوشتم و نوشتم.از حال و روز این روزام. از بلاتکلیفی و کنسرتی که بی نهایت روی دوشم سنگینی میکنه. از پسرفتی که در همه ی زمینه ها داشتم. از جواب کنکوری که میدونم چه خبره. از شونه درد و انگشت دردی که بعد گیتار زدن میاد سراغم. از گوشه گیریم تو کلاس رقص و وزنی که پایین نمیاد.  اما دستم خورد و همش پاک شد .
شنبه به ش گفتم احتمالا نتونم اجرا رو برسونم. اهنگم اماده نیست. دستم نمیکشه. هی نت ها میبرن از دستم. به شدت تحلیل رفته تکنیکم. و گفت تو بزن اگه نرسیدی
بستنی می‌خرم و می‌نشینم روی لبهی یک سنگِ ساییده شده.  عکسش را توی گوشی می‌بینم، دلم برایش تنگ شده، رویش زوم می‌کنم. گاهی آنقدر زیاد که پیکسل هایش بیرون بزند. می‌گویم هوای اینجا عالی‌ست. بیا بدویم تا آن کاج‌ها و بنشینیم زیر سایه‌شان و من دستم را بگذارم روی موهایت. و یادآوری کنم که بخندی! آخر اخم به تو نمی‌آید. به خودم می‌آیم؛ بستنی‌ام آب شده روی سنگ ساییده شده. رویایی‌ترین شهرها هم بی تو کسل کننده‌اند.
تایم اول 8 بر صفر از حریف آمریکایی جلو افتادم که باعث شد عصبانی شود. تایم دوم دستم آسیب دید و برای درمان خونریزی نزد پزشک رفتم؛ هنگام شروع مجدد مسابقه دستم را به نشانه ادب سمت حریف بردم که با بی‌احترامی و بی‌اعتنایی پاسخی نداد. از حرکت و عکس‌العمل او خیلی ناراحت شدم چرا که قبل از مسابقه هم مدام کنار تشک کُری می‌خواند. این بی احترامی کشتی‌گیر آمریکایی را بی‌احترامی به مردم ایران می‌دانستم و به همین خاطر خواستم ایرانی بودنم و کشتی ایرانی ر
اخیرا به طور رسمی خودم رو با سريال خفه کردم. سه تا سريال همزمان شروع کردم، البته قرار بود که چهار تا باشه اما چون نت نداشتم و مغزم دیگه نمیکشید همون سه تا شد.
Peaky blinders
The Society
The OA
سريال چهارم هم قرار بود Dark باشه، که بعد از تموم شدن اینا شروعش میکنم.
 یه لیست نوشتم از سريال هایی که تا آخر تابستون باید کامل شن، و خب خیلین، خیلی 
شت
دانلود همه آهنگ های سريال از یادها رفته به صورت یکجا
دانلود تمام تیتراژهای سريال از یادها رفته شامل: آهنگ ابتدایی بی کلام ، آهنگ پایانی و میانی با صدای حجت اشرف زاده و موزیک های میانی این سريال با صدای رضا یزدانی به صورت یکجا و در همین پست به همراه متن شعر آهنگ ها
دانلود آهنگ | متن آهنگ | موزیک باران
دقایقی پیش خبر صدور حکم قصاص محمدعلی نجفی، شهردار سابق تهران، به اتهام قتل همسرش میترا استاد در خروجی‌های سایت و شبکه اجتماعی خبرگزاری تسنیم منتشر شد، اما بعد از دقایقی این خبر حذف شد.
وکیل مدافع محمدعلی نجفی می‌گوید از حکم صادره اطلاعی ندارم و در سایت ثنا هنوز این موضوع را چک نکردم.
وی افزود: دور از ذهن و بعید نیست که حکم صادره قصاص باشد.
هر چند وکلای مدافع نجفی در جلسه پایانی دادگاه نجفی تلاش کردند تا قتل را غیر عمد و بدون برنامه ریزی جلوه
 
  …اینك به سویت آمده ام.
 
اول)
خدای مهربان من!
اینك آمده ام كه گفتی بیا .  
به نجوا نشسته ام كه گفتی بخواه .    
نامت را می برم كه گفتی بگو.  
می گریم كه گفتی ببار .
امیدوارم كه گفتی مایوس مباش.  
ای آموزگار درس لَا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ !  
ای گوینده ان الله یحب التوابین !
اینك پاسخم بده كه به ندای ادعونی استجب لکم سرمستم.
تو آن قدر مهربانی كه حساب ندارد و آنقدر كریمی كه اندازه ای  برای آن نمی یابم .
تو آنقدر با من " تا " كرده ای كه تصو
در فضایی خلا مانند معلق در هوا بودم و سرگیجه وحشتناکی داشتم که یحتمل به خاطر چرخش های ناخواسته و بی هدفم بود. همه جا تاریک بود و هیچ صدایی هم به گوش نمیرسید.
دست هایی به سمتم آمد و شونه هایم را گرفت و در صحنه ی بعد از آب بیرون کشیده شدم. چنان نفس عمیقی کشیدم که وسط دم عمیقم احتیاج به دم دیگری پیدا کردم و در نهایت هم به سرفه افتادم. 
او مرا به کنار آب، جایی که امن بود، کشید و رهایم کرد. چشم باز کردم و لبخندش را دیدم.
صحنه ی بعد باز در همان فضایی که در
مته و ژاله در روزی روزگاری
آهنگ روزی روزگاری ترکی
دانلود اهنگ ترکی aglaya
سريال روزی روزگاری ترکی قسمت 90


مرگ احمد در سريال روزی روزگاری
سريال ترکی روزی روزگاری قسمت 100
اهنگ سريال علی کاپیتان
میکس سريال روزی روزگاری ترکی
قسمت 3 سريال هیولا,دانلود قسمت سوم 3 سريال هیولا,دانلود رایگان سريال هیولا ,
دانلود سريال هیولا قسمت سوم با لینک مستقیم
دانلود قسمت 3 سريال هیولا با کیفیت عالی 1080p
دانلود قسمت سوم سريال هیولا
گروه فیلم : کمدی
سال تولید : 1398
کارگردان : مهران مدیری
بازیگران: مهران مدیری ، فرهاد اصلانی ، شبنم مقدمی ، گوهر خیر اندیش ، سیما تیرانداز ، شیلا خداد ، محمد بحرانی ، نیما شعبان نژاد
خلاصه داستان : سريال هیولا درباره زن و شوهری است که
زندگی سالمی پیش گرفته
یکی بهم میگه شرمنده ام یا شرمندم کردی دستم نمیره براش بنویسم یا بگم دشمنت شرمنده. فکر می کنم تو این تعارف ایرونی، یه دشمن خواهی ناخواسته مستتره! اصن چرا تو دشمن داشته باشی که بخواد جای تو شرمنده باشه؟اصن زین پس هی و هی نگیم شرمنده ام. زبون مادریمون خیلی بزرگتر از اونه که نشه برای این منظور جملهء جایگزین قشنگ تری پیدا کرد. مثلا بابت بدقولی توضیح بدیم و بگیم متاسفم، از لطف زیاد کسی خوشحال شیم و بگیم چقدر این خوشحالی عمیق و به یاد موندنیه و شایست
بالاخره بعد یکسال انتظار فصل دوم سريال Mr Robot اومد . خیلی سريال قشنگیه مخصوصا برای کسایی مثل من . شخصیت اصلی داستان یه هکر جوان و البته منزوی (از لحاظ منزوی بودن مثل خودمه ) به اسم الیوت هستش که نمیتونه با افراد جامعه ارتباط برقرار کنه . برای همین تصمیم میگیره اونا رو هک کنه . البته داستان از هک کردن های شخصی به مراتب بالاتر میره و .
 دیگه حال ندارم تایپ کنم خودتون برین سريال ببینین :D
دانلود سريال Mr Robot
همه فک میکنن خودزنی کردم
همه میگن دیوونست
بعضیا میگن این زخمای رو دستش واسه جلب توجهه
هیچکس لمسش نمیکنه
اینا خلاصی از درده
دردی که زیر پوست من آتیشم میزنه
وقتی رگامو پاره میکنم انگار دارم یه درد عمیقو از زیر وجود سیاهم میکشمش بیرون میکشمش رو پوستم
یه درد غیر قابل تحمل رو به یه درد قابل دیدن تبدیل میکنم
بزار حداقل لمسش کنم
اینجوری سبک میشم وقتی دردشو حس میکنم حداقل این قابل لمسه
وقتی قابل لمس میشه قابل تحمل میشه
از عطرش روی مچ دستم زدم. هی که راه میرفتیم هی عطرشو توی نفسم فرو میکردم و چقد حالم خوب میشد. چقد زیاد حس میکردمش ک انگار واقعا هست. این عطرشو خودم برداشتم آخراش بود و من قاپیدمش آخه چشمم دنبالش بود. دوتا عطر ازش دارم ک شدیدا بوی خودشو میدن.و من ب این فکر میکردم ک وقتی بوی عطرش تا این حد توی وجودم انقلاب میکنه پس اگر خودش بود چی میشد.امروز ی لحظه ب سرم زد برم بهش بگم بس نمیکنی نکبت ؟؟؟ ولی دیدم اینجوری ک فایده نداره. بدرد نمیخوره اینجور راه ها وقت
زهرا جان سلام
هنوز چهلمت نشده بود که با عمو صحبت می کردم. عمو می گفت:
" حول و حوش 4 صبح دمدمای اذان صبح بود که خواب می دیدم در یک خانه بزرگ هستم. دور تا دور خانه زنها نشسته بودند و یک خانم با چادر و پوشش تمام سفید چهار زانو نشسته بود. من هم دم در ایستاده بودم. زهرا روی پای آن خانم نشسته بود و پشتش را به سینه او تکیه داده بود. با دستم به زهرا اشاره می کردم که بیاید پیشم ولی زهرا با تکان دادن سرش به من می گفت : نه نمیام."
نمی دانم چه حکمتی است در همه این  و
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب