نتایج پست ها برای عبارت :

سلام آقا که الان روبروتونم با کیفیت بالا mp3

امروز زنگ زدم ب آبجی گفت طبقه بالا نشسته،دختر عمه مامانم سرزده اومده بود و برا اینکه نمی‌خواد تا ورم بینیش نخوابیده کسی ببینتش ،رفته بالا 
بهش گفتم قرص جوشان ویتامین سی و امگا سه بخر 
بعد با خودم فکر کردم ،الان من باید اینا رو براش می‌خریدم نه این‌ک بهش بکم بخر و بخور برات خوبه 
الان عذاب وجدان گرفتم از طرفی ته حسابم بیت تومن بیشتر نیس و یه ماه دیگه حقوق می‌گیرم
:\
بنام خالق هستی
زمانیکه میخواهید به بزرگی سلام دهید به نیابت همه و دسته جمعی سلام کنید
داستانیکه تعریف میکنم را یکی از رفقای ون مان که امسال به زیارت امام رضا نایل شدمد برای بنده نقل قول میکرد
ایشان میگفت این داستان را یکی از خادمان امام رضا که این قضیه برایش اتفاق افتاده بود برایم تعریف کرد
این خادم کفته چند سال پیش در  زمان حیات ایت الله بهجت این بزرگوار هرروز صبح به زیارت امام رضا می امد و من به ایشان سلام میکردم و ایشان سرش را بالا م
دانلود فیلم ایرانی سلام علیکم حاج آقا با کيفيت بالااول از همه بگم برای دانلود فیلم سلام علیکم حاج آقا می توانید یک سر به وبسایت های مختلف فیلم بزنید و ورژن های مختلف آن را دانلود نماییدبه یاد داشته باشید که فیلم سلام علیکم حاج آقا یک فیلم طنز بسیار مفرح و تاثیر گذار است
که از تاثیر آن نمی توان غافل بود.
از جمله نکات مثبتی که در این فیلم وجود دارد ساخت آن توسط کارگردان بزرگ میهنمان حسین تبریزی است.
حسین تبریزی می تواند نا ممکن ها را ممکن کند
عل
سلام :) 
من خوبم تشکر حال شما خوبه ؟
خواهش میکنم ما دیگه عادت کردیم صداتون کنیم بعد صد سال دیگه ی صدایی بشنویم :| 
زندگی من هم پر شده از اتفاقات دردناک و تلخ و خدارا شاکرم ک تا الان زنده موندم :/ 
بنده پنج شنبه بیکارم 
قبل شب 
 
کاش میشد امروز مشهد بودم
نفس که میکشم الان حس نفوذ هوای صبحایی دارم که از ایستگاه راه آهن به سمت حرمت تو ریه هام پخش میشد
اونجا وارد خیابان امام رضا میشم و تمام مسیر چشم میدوزم به حرمت
انقدر هم هولم که از ذوق دوسه باره بهت سلام میکنم و دوباره و دوباره
امروز رو اگر میشد مشهد بود،
لباس تیره میپوشیدمو
باز تنهایی میومدم حرمت
از باب الجوادت میومدم
سلام میکردم همونجا مینشستم
یه گوشه کنار یکی از ستون های باب الجوادت
بهت تسلیت میگفتم
باهات
سلام
یادمه تو دوران راهنمایی انشا داشتیم و من همش 17 اینا میگرفتم. پسر همسایمون که پنج سال ازم بزرگتر بود برام یه بار نوشت تا نمره بهتری بگیرم اینبار 13 گرفتم. اصلا شاخ دراوردم چون واقعا زیبا بود. چند ماه پیش گفتم بهش که اون انشایی که برام نوشتی 13 شدم گفت دبیرش کی بود گفتم فلانی. گفت اون به انشاهای خوب نمره خوب نمیده. یه روز که باهاش کلاس داشتیم من تو موقع درس داددنش یه کم حرف زدم منو کشید بیرون و من فهمیدم که الان تو گوشی بهم میزنه سرمو انداختم زی
همینو میخواستن -_- صدامم که درنمیاد باید حنجرمو پاره کنم تا صدام شنیده شه الان نفس می‌کشم می‌سوزه. چرا باید من اطلاعاتمو نداشته باشم؟ :/ اگه داشتم تا الان پسووردمو عوض کرده بودم :/ الان ترجیح میدم رتبمو نبینم تا اینکه اولین نفری که می‌بینه خودم نباشم.
سلام خودم
هوا گرگ و میشه و ساعت حوالی 6 صبح  پروژه تحلیل همین الان تموم شد
دلم یجوریه نمیدونم چرا آخه .
این روز هارو با سال پیش مقایسه میکنم میبینم همه چی عوض شده  وای چقدر تقییرات داشتیم خیلی ادما از زندگیم رفتن و خیلی اندک وارد شدن
جدا خیلی زمان همه چیزو درست میکنه  گذر زمان حوبه کی گفته بده واقعا خیلی خستم ولی خوابم نمیاد نمیدونم چرا
فکرم درگیر بود خیلی الان اروم شده خدارو شکر
خدا خودش کمک کنه  کارام به روال پیش بره تا همه چیز حل بشه
خدا
شب شده
و اما ماه من
همچنان در میان ابر هاست.
عزیزکم
از همان جا سلام مرا به تمام شب زنده داران برسان
بهشان بگو الان ساعت عاشقی است
بگو که به ساعت بنگرند تا بدانند کسی بهشان فکر می کند
کسی که چون خودشان تنهاست
و امشب را
به بیداری گذرانده
کسی که دلتنگ دوستانش است
واقعی
و 
مجازی
کسی که فکر میکند هرشب
اشک میریزد زیر پتو
و آن کس
منم
من

!
سلام
 
حاج آقا رفیعی یه سخنرانی توپی داره(این اصطلاح از کی یاد گرفتم،این رسانه بد آموزی داره)خوب 
عید مبعث،بعد عید غدیر خم ،بعد واقعه عاشورا،بعد نیمه شعبان درست احیا بشند ودرست توضیح داده بشند.ظهور اتفاق می افته.
خوب بچه شیعه برا عید وایت چیکار کردید؟؟!!(مخاطب خودم هستم)
چیکارها میخواهی انجام بدی؟؟!!چطوری میخواهی همه جا جار بزنی،شادی کنی
بنده از همین جا واز الان تا عید ولایت گل ریزان میکنم هر روز1397/05/19___15:30
4 روز دیگه ،یکسال میگذره
برا و
امروز عصر رفتم باشگاه . خیلی عالی بود. ۱۴ کیلومتر . از بالا رفتن سن این که گذشت زمانی که پسرهای اطرافم سنشون بالاتر بود. الان اکثرا همه کم سن ترن. چه خوب شد صبر کردم هاهاها. امشب با ل مقاله رو فرستادیم واسه کری که ادیت کنه و خوشگل تر بشه. از فردا کار ک رو شروع می کنم تا تموم بشه. امشب احساس کنم خروارها خروار احساس به چه سرعتی امد بالا. وای چقدر اکوییلو رو دوست دارم . چقدر ارامش دارن این دو تا. 
دارم فکر می‌کنم الان با چه رویی اومدم اینجا و می‌خوام بنویسم یا حتی چرا دوباره می‌خوام بنویسم و بهتر نیست مثل این مدت که نبودم و اتمسفر از نوشته‌های چرت من منزه بود، صفحه رو ببندم و برم دینی‌مو بخونم و به مدیر مدرسه فحش بدم و به مامان بگم لطفاً لباسای آریسا رو ببره اون یکی اتاق و انقدر کشوهای منو اشغال نکنه زیرا که همهٔ وسیله‌ها و جایزه‌های چرتی که مدرسه داده قریب به یک ماهه رو میز پخش و پلان (‌الان فهمیدین من شاگرد اول شدم یا بیشتر توضیح
شروع کردن صحبت یا درواقع سر صحبت رو باز کردن خیلی سخته،پایانش هم!
بیشترین تاثیرگذاری سخن هم در این آغاز و پایانه
اون وَسَطا که موتور فکرت داغ شده میتونی خوب بنویسی یا حرف بزنی!
خلاصه خواستم بگم نمیدونم الان دقیقا چی بگم :)
سلامی بعد مدت ها :)
با سلام
روزی دو سه بار به مرگ فکر میکنم و حالم بد میشه و یاد خالم اینا افتادم که رحمت خدا رفتند و الان یه نفر داره زمینشون رو میسازه. انگار اصلا تو این دنیا نبودن. این شده یه عامل بازدارنده برای من. تو نت خوندم که اگه به فبرستان سر بزنید و راه برید بهتر میشید. دیشب رفتم سر زدم ولی زیاد اثر نداشت و دوباره اون حالت برگشته.
یاعلی
سال نو مبارک
وقتی که یه سالی میخاد نو بشه دیگه باید با خیلی چیز ها خداحافظی کرد. شاید لباس عید هایی که سال ها پیش خریدیم الان نه تنها مد نیست بلکه اصلاً تو بازار نیست. شاید سفره هفت سین هایی که سال ها پیش چیدیم الان دیگه نمیشه چید. آدم بعضی وقتها دلش  تنگ میشه برای چیزایی که تاریخ مصرف شون تموم شده ولی واقعا دیگه الان اون چیزا دیگه جذاب نیستن یا شاید هم ما دیگه اون آدم ها نیستیم. سال ها پیش وقتی بچه بودم بابام به زور صدامون میکرد میگفت بیاید بشی
سلاماول بگم دارم از تعجب شاخ درمی یارم.از خودموبلاگم بعد سال ها خوندم.عوض شدم یک دنیافرق کردم یک دنیاچقدررررر  بچه بودماما به اون روز ها غبته می خورمتو این سال ها بیشتر از دست دادم تا بدست بیارم.فرسنگ ها با آرزوهای قبلیم فاصله دارم. کلا دیگه خودم در واقع خود قبلیم رو یادم هم نمی یاد.راستش پست های گذشته رو که خوندم خودم از خودم تعجب کردم.صد در صد دیگه الان این فضا دنبال کننده ای نداره و کسی اینجا نمی یاد خودم هستم تنهااز اطرافیانم از این مکان ه
یه زمانی آرزوم این بود وضع زندگیم بشه اینی که الان هست
ولی الان اون حس لذتی که اگه اون موقع میداشتمش رو بهم نمیده
یه جورایی حالت قدر ندونستنه:)
دلم میخواد امتحانا تموم شهو بشینم به کارو زندگیم برسم یکم سرو سامون بدم وضع زندگیمو
ولی هنوز 5 تا امتحان دادم از 16 تا:))
+برای سلامتی همه مریضا دعا کنیم خصوصا سرطانیا:)
++دارم میذارم موهام بلند شه از یه بند انگشت الان رسیده به یک وجب^-^
با سلام
دوست دارید در زندگی چه چیزهایی رو تجربه کنید؟ میتونید در نظرات یا در وبتون بنویسید.
من .
1. زندان انفرادی رو تجربه کنم. (اسم زندان: زندان الکاتراز که تو دریاس یا اقیانوس)
2. نبرد با خرس در جنگل یا قطب
3. شکار نهنگ با نیزه در اقیانوس
4. سورتمه سواری و داشتن چند گرگ+ یه گرگ پیر
5. گلادیاتور بشم.
6. کارگری
# تا الان فقط مورد 6 رو موفق شدم.
یاعلی
سلام من برگشتم
سه ساعتی میشه که رسیدم
چقدر همه چی یه جوری شده هنوز حتی ذهنم تو پادگانه
تو خاموشی تو بیدار باش تو انکادر
تلویزیون برام یه جوری میاد با اینکه اونجا تلویزیون داشتیم
ولی فرصت نمیشد دید
دو ماه اموزشی خوب سخت و پر سود
امروز 10 صبح ترخیص از کرمانشاه
اینجا میام مینویسم اما الان فقط تنها چیزی که لازم ندارم نوشتن چیز هایی که دیدم و فهمیدم
که همش باز در همون جهتی بود که میخواستم
با تمام سنگینی هاش روز های اردو که اسمشو گاها میگم فوق س
 
 
دانلود
 
اسم تو می بارد از نفس باران
نور رخت دارد جلوه ی بی پایان
 
بر دل خسته
می دهد اسمت
 
لذت عشقی مدام
بر روح بلندت سلام
 
سلام ای گوهر دریای نور
ای آیه ی زیبای عشق
ریحانه ی روح خدا
 
سلام ای دار و ندار علی
ای بود و نبود حسن
ای مادر ارباب ما
 
ذکر لب نوکرها
سیدتی لبیکِ
 
یا فاطمه اهرا
صلی الله علیکِ
 
مهر تو در دل ها آیه ی توحید است
جلوه ای از نورت صورت خورشید است
 
آیه به آیه
از دل قرآن
 
داده خدا این پیام
بر روح بلندت سلام
 
سلام ای کوثر و ت
سلام دوستان
عیدتون مبارک باشه ان شاءالله بهترین هارو از خدا بخواید و عالی تر از تصورتون نصیبتون بشه
الان که دارم می نویسم صدای گنجشکا اینجارو پر کرده. یعنی چه حرفایی دارن این وقت صبح. دوست دارم یه روز بفهمم راز آوازای قشنگشون چیه. و یاد این شعر افتادم. مرغ تسبیح گوی و ما خاموش
دلم میخواست پسر بودم الان میرفتم بیرون یکم دعوا میکردم داد میزدم سیگار میکشیدم چهارتارو میزدم کتک میخوردم یکم ازراین فشاری که الان رومه کم میشد.
ولی حالا دختر شدم نه تنها نمیتونم هیچ حرفی بزنم بلکه ساکت باید بشینم و با ملایمت کارایی که چپ و راست بهم میگن با مهربونی انجام بدم چون اگه یکم تن صدام بالا ببرم یا لحن جدی حرفی بزنم چون نمیدونن چمه بازخواست و مجازات میشم.
دختر بودن سخته لااقل برای من عصبانیتم با ریختن طرفها تو طرف شویی خالی کنم یا ب
مدتی نبودم و کلید اینجا را به یلدا سپرده بودم. اما حقیقتا امشب بی هیچ دلیلی دلم خواست اینجا بنویسم. اگر از احوالاتم خواسته باشید ملالی نیست جز دوری شما و خستگی و کمردرد! مطمئنا شما از خیلی چیزها خبر ندارید! مثلا خبر ندارید که خستگی ام به خاطر ساییدن کف و دیواره های حمام است و کمردردم به خاطر سه طبقه بالا آوردن یخچال 30 فوت است! یا خبر ندارید خدا دستمان را گرفت و همه چیز را برایمان جور کرد که شب عید در خانه خودمان باشیم و همین الان از خانه خودمان ب
صبح زنگ زده میگه من نمیتونم بعد از ظهر بیام سر کار. این چه وضعیه ؟؟؟؟شما رفتید سر کار از اینکار و نکنین . زشتهبنابراین رفتم تو لیستا ببینم کی دیگه به درد میخوره 
یه مورد دیدم  اوکازیون همون زمینه ای که میخوام. قیمتم توافقی :)
+سلام 
-سلام 
+ واس کار زنگ زدم (توضیحات لازمه رو دادم)
- اکی هس 
+ فقط من n تومن می تونم بدم 
- اما من n+1 تومن کار میکنم با این قیمت نمی تونم بیام 
+ اکی مشکلی نیست . پس چرا رو فرم زدین توافقی!؟! الان مینویسم  n+1 
شما ها فرمم پر
سلام سال نو مبارک
برای شما البته نمیدونم چرا حس میکنم برای من مبارک نیس
میدونی چن ساله ک دیگه مبارک نیس
ازسالی ک بزرگ شدم
از وقتی بزرگ شدم ننه طاهره مرد
بابا ممد و ننه خدیجه هم مردن
دیگه روز اول عید بابام با دوتا جعبه شیرینی نیومد دنبالمون ک بریم خونشون
بریم خونه ی ننه ایشون بشینیم دور سفره ای ک خیلیم هفت سین نبود چیزایی بود ک تو خونشون بود فقط ولی بچگی بود خندیدن ب کارای ننه بود کل کلای ننه ایو باباممد بود  وقتی بزرگ شدم دیگه بدش نرفتیم خونهی
سلام.امشب اومدیم خونه دادا.اینجا می خوابیم که مواظب خونه و بزها باشیم.این خونه با آدم حرف میزنه.خاطره میگه از آدما.گاهی تولد و شادی به رخ میکشه و گاهی نبودن ‌ها رو به رخم میکشه.خاطرات ۲۱شهریور سال نود.خیلی روشن و واضح تو ذهنم میان.ترسناکه اینجا راستش همیشه ترسناک بود حیاط خیلی بزرگش و الان با حرفایی که زندایی گفته درمورد جن و اینا برا هممون ترسناک تر شده.پنجشنبه تولدم بود.۲۳ ساله شدم.الان ۲۳ سال و سه روزمه حدودا.خواهرم به خالم گفته بود ک
 بدون دست گرفتن به چیزی این کار رو
از هفته پیش شروع کرده و هر روز به تعدا قدم هاش اضافه میشه ولی خب دوباره
یک سرماخوردگی مسخره افتاده به جونش . 
از یک دونه پله که خونه عموش
هست به سرعت بالا میره و به زحمت پایین میاد امشب اینقدر بالا و پایین رفت
و در برگشت خورد زمین تا کمی مهارت بدست آورد .تازگیها منتطره که
دستت رو بهش بدی تا خیییییلی محکم گاز بگیره وقتی دید نمی تونه محکم دستمو
گاز بزنه شروع کرد لبه میز رو گاز گرفتن . الان هم دماغشو می خارونه و
سلام
پسری هستم 17 ساله که تازگی ها به شدت تنها شدم، خانواده م از یه منطقه تو تهران به یه منطقه بهتر و بالاتر اومدن و من تمام دوست و رفقای چند ساله م رو از دست دادم و الان فقط ارتباط مون تو تلگرام در حد یه سلام هست و دیگه نمی بینم شون.
منی که تا چند وقت پیش دورم پر آدم و شلوغ بود و تفریح میکردیم و برنامه میریختیم تا 10 و 11 شب سرگرم بودم، الان انقدر تنها شدم تو خونه که صبح تا شب تو خونه هستم و کارم هم شده خواب و درس خوندن.
درسم هم با اینکه تابستونه ولی می
سلام آقای نقاره ها و ناله ها، سلام آقای
گلدسته ها و گلایه ها، سلام آقای صحن ها و صحبت ها و سلام آقای متن های
نانوشته و حرف های ناگفته…
می دانم می شنوی مرا، در سکوت چشم های خیره ی من زیارتِ نامِ تو در امتداد اشک ها ظهور می کند.
یا رضا می گویم و راضی می شوم به دوری راه و دست بر سینه تا آسمان دیدار تو قد می کشم:
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)
سلام دوستان گلم
ببخشید که چند روزی نبودم ، نمیدونم شاید بازم چند روزی نباشم . . . O_o
خلاصه اینکه منو از یاد نبرید . . . به زودی باز میگردم . . . ^_^
سعی میکنم تا بیام حداقل جواب نظرات رو بدم . . . به پست هاتون سر بزنم . . . @_@
دوستتون دارم ، بای
سلام به همگی
یعنی مردم از خستگی
از صبح ساعت ۹ تا همین الان که ساعت ۳ بعد از ظهر هستش درگیر مهمون ها بودم 
قدمشون روی چشم ولی تو رو خدا قبل اومدن یه زنگ بزنید 
خواهشا شما هم که داری این متن رو می‌خونی بعدا اگه خواستید برید مهمونی بیست دقیقه قبلش یه زنگ بزنید باور کنید ثواب داره 
امروز یکهو سی چهل تا مهمون اومدن خونمون !!!
مهمون هابی که اصلا با هم جفت و جور نبودن 
لطفا قبل اومدن زنگ بزنید
خوب این چند مدت اخیر خیلی کم حرف شده بودم ( البته یعنی کمتر مطلب میزاشتم) و برای همین گفتم که یه مطلب بزارم البته بهتره اسمش رو بزارین هرمه ولی خوب به هر حال مطلبه. الان که دارم اینو با گوشی 5 اینچی مینویسم و جای/ گ/ رو با /و/ قاتی میکنم خواهرم که تازه کنکور تموم شده و منتظر نتیجه ها هست زل زده به صفحه گوشیم و داره از فضولی میمیره دوستم که رفته شهرستان زنگ میزنه و میگه که مشق های زبان رو بگو و بعد من میام و ادامه مطلب رو مینویسم و همه این ها در 5 دق
سلام.
امروز حال و هوام توش غمه. دلم گرفته.
خسته شدم از این همه تلاش. خسته شد از این همه کار کردن و به نتیجه نرسیدن.
من الان 10 ساله که دارم کار میکنم. 10 ساله که دارم تلاش میکنم.
کاش تمام میشد. کاش از توی این دوران میپریدم و میرفتم. 
کاش مثل کامپیوتر بعد از چند بار تلاش میشد دکمه اسکیپ را زد و دیگه ازش پرید. اصلا به بهش فکر نکرد.
خدایا من به امید تو این همه کار میکنماااا
اگه امید تو نبود ، اگر خوش بینی و چشم امید به تو نبود ول میکردم این همه تلاش را.
سلام.خوبم .خوبی؟
منظور و مقصود از خوب بودن ک حال جسمانیه نمیدونم حال روحیم ادم در جواب این سوال میگه یا ن مثلن الان نمیدونم حال روحیم چجوریه تا همین پنج ثانیه پیش میشه گف خوب نبودا اما همین ک شرو ب نوشتن کردم و حتی همین الان انگار بهترم نمیدونم چرا ینی نوشتن انقد تاثیر داره؟ من از بچگی فقطشبایی ک حالم بد بود خاطره مینوشتمو احتمالن بخاطر همین اثرش بوده خب خدارو شکر یجوری داره بم انرژی میرسه انگار غمی ندام تنگ گاد البته امروز صبم خوب بودا انرژی
سلام دوستان:)
اگه موافق باشین دلم میخواد یه گروه کتابخوانی بزنیم،که توش کتاب بخونیم و حرف بزنیم و تخمه بشیم:)
+موافقا دستا بالا.
+اگه ان شاالله به ده نفر برسیم شروع میکنم.
+ضمنا نظر بدین که گروه توی چه پیام رسانی باشه،لطفا فقط تلگرام نباشه که برای من قطعه:)
منتظرتونم
سلام دوستان خیلی جالب بود الان یه صفحه دیدم که حدود 90 تا ریپین گرفته بود توی پینترست و جزء پر طرفدار ترین صفحه پینترست در زمینه هک پابجیه.
حواستون باشه گفتم در اون زمینه جزء پرطرفدار ترینه نه در کل!
آدرس این صفحه اینه : https://www.pinterest.com/pin/589760513685144522/?lp=true
3
تصمیم گرفته بودم که از هیچ و صفر شروع کنم بسازم برم بالااما یه اتفاق خیلی بد برام افتاد  واقعا صفرشدم
تمام پس اندازم یدهشد
من همیشه اعتقاد داشتم که خدا ز حکمت ببندد دری زرحمت گشاید در دیگری ، اما این بار نمیدونم چی شد چی نشد که این شد 
من الان صفرم صفر صفر
روزی این صفر بزرگ به اندازه یدنیا خواهد شد این شعار گذشته ام بود و حالا هم هست!
سلام
علیرضا دوست داداشم پیشنهاد شراکت توی کار داده و فردا روز اوله و الهی به امید تو
امروز با محمدرضا دوستم رفتیم پارک 
یکم حرف زدیم و بعد رفتیم نمازخونه و نماز خوندیم
توی نمازخونه کلی عکس از شهدا بود 
شهید میرافضلی؛شهید امینی؛شهید عباس زاده و
یادش بخیر راهیان نور
خدایا حواست بهم باشه من یاغی نیستم من بندتم
الان احمدوند گوش میدمبدجوری دلم گرفته
ولی هیچکس نمیدونه
چه حال بدیه اینکه توی جمع باشی و اما توی خودت
چه حال خوبیه که خدا نگات کنه
من یه دخترم 
دختری که خدا رو شکر می کنه که تو شونزده هفده روز عادی ام خدا رحم می کنه و اگه تا لبه می رم پرت نمیشم پایین (اوایلی که حسین قطع کرده بود خیلی اوضاع خراب بود خیلی خیلی زیاد یادمه که دقیقا اول ماه رمضون بود و یادمه یه روز روزه ام نصف شد) 
صبح پاشدم 
رفتم دستشویی 
اینکه دستشویی ما کثیف میشه توسط داداش اول و پدر تقصیر منه؟ 
ولی اینکه تنبلیم میشه تمیز کنم چون وسواس دارم تقصیر منه باشه 
چون می دونم که اگه تمیز نکنم پشنگ و پشنگ و شستشوی بیشت
سلام.خوبین؟
کسی نمیاد با هم یک برنامه‌ی فشرده‌ی شنیدن پادکست بذاریم و بعد انقدر درباره‌شون حرف بزنیم که زرد و قهوه‌ای این تفریح جدید در بیاد و من دوباره به پوچی مطلق برسم؟:/
+دوست دارم طناب ماهو بگیرم بالا برم/واسه این شبای مهتابی رو خیلی دوست دارم(خییعلی)
همین الان داداشم اومد یه جعبه دستش بود، بازش کرد پر از چیزای دخترونه! گفت به کسی نگو ولی دارم برا خانومم از الان کادو جمع میکنم ! اول قند تو دلم آب شد! بعد با خودم گفتم بابا مسخره تو به فکر نتایج کنکورت باش! بعد دیدم به اون دختره حسودیم شد بابا :/ داداش خودمه اصلا!
سلامسلام علاقه‌ یِ خوبمعلاقه جانِ منخوبی !حال می‌ کنی در این بهارِ بی‌ همدر این اوضایِ بلبشویِ دوزاردر این دلتنگی‌ هایِ مُدامهِی گفتن‌ هایِ همیشهحال می‌ کنی در این روزهایِ بی‌ همِ بیهوده !شوخی کردمنرنج علاقه‌ یِ عزیزمما که بی‌ همی نداریمما که لحظه‌ هایِ بی‌ خیال نداریمما پُریم از خواب‌ هایِ ناز بر شانه‌ هایِ دلخوری‌ هایِ همما که پریم از گفتگوهایِ همه‌ چیاز عصر‌هایِ چای وُداد وُ فریادراستی؛سالِ تازه مبارکمی‌ دانی هنوز دوستت دار
سلام
از دفعه پیش که مطلب نوشتم مدت زیادری گذشته ناگفته ها اینقدر زیاد شده که این پست همت بالایی رو برای نوشتن میطلبه ! و قاعدتا تعداد ویرایش بالا.
از نزدیک شروع میکنیم
دیروز نتایج کنکور کارشناسی ارشد اعلام شد امسال چندان براش وقت نزاشتم و انتظار نتیجه خوبی رو هم نداشتم و همینطور هم شد رتبه ۸ هزار ! خیلی بد
سلام 
سلام میکنم به اندازه تمام سال های دوری
با اینکه دوتا بچه دارم اما ته خوابهای خوشبختیم خواب بچه گی هامه
 
خواب وقتی که بچه بودیم،وقتی همه چیز چرخ میخورد تا به زمین برسه
فقط تو خداب بچه گی هامه که ضربان قلبم گلوم گلوم حس میکنم
سلام 
ساعت ۱:۵۱ دقیقه بامداد شنبه ۱۸ خرداد ۹۸ در مسیر برگشت از سفر ۴ روزه مشهد هستم
بلیط اینترنتی گرفتم یا ماشین مرتضی دارم میام ،
ماشین خیلی شلوغه بخاطر اینکه چند تا مسافر دختر تو ماشین هستن من و محدثه الان جدا از هم نشستیم !
واقعیتش اینکه به آدم بر میخوره اینکه بخاطر مسافرای دیگه مجبور بشی از همسرت دور بشینی اونم توی ماشین پسرخالت !
نمیدونم رفتار درست چی بوده و باید چیکار میکردم اما اصلا حرکت خوشایندی نبود ، اصلا .
حکمت قرار گرفتن ولادت شاه کرم 
در نیمه رمضان کریم

سلام بر مولود نیمه رمضان 
سلام بر نماد کرامت و بخشش در ماه کرامت و بخشش
سلام بر قرآن ناطق در ماه نزول قرآن صامت
سلام بر سبط اکبر در ماه ثقل اکبر 
سلام بر بر غریب مدینه در ماهی که با غربت آمیخته است

آقای عزیزم شب قدر نزدیک است.
شاید یکی از حکمت های قرار گرفتن ولادت شما چند روز ، پیش از اولین شب قدر این باشد که خدای آسمان و زمین برای قدر یافتن و یافتن قدر، چنگ زدن به دامن کریم تو را به عنوان راه می
هی سارا ؛ می بینی چه قدر ازت رد شدم؟! از کجا اومدم کجا؟!از اون جایی که توی زل آفتاب نشسته بودم رو نیمکت حیاط و تو اومدی کنارم و بدون این که خیلی نگام کنی باهام حرف می زدی ؛ می خواستی ببینی چمه. همه چیز هم با سپیده ربط داده بودین به رومینا. البته که ربط داشت ؛ اون روز خیلی همه چیز روی اعصابم بود؛رومینا بیش تر . رومینا یه روز اومد و فرداش دیدم رابطه داره کجا می ره؛بست فرند سیو بود به جانِ شما ؛ نمی دونم چی شد تهش دستاش قرمز شد.خیلی جالبه که اگه همین رو
گوشیم از دو ساعت پیش تا الان باید روشن میشد ولی نشده. تا چند دقیقه پیش صفحه سامسونگش میومد هی نورش کم و زیاد میشد ولی روشن نمیشد. گفتن باتریشو دربیار دوباره بذار روشن کن، ولی الان کلا واکنشی نداره. گوشیمو میخوام بدون ریست ಥ_ಥ
این هفته ی خوابگاه خیلی یه جوری میگذره. از شنبه اش معلومه. با این که تازه از خونه اومدم؛ دلم میخواد زود برگردم. دلم چای خوردنای این موقع و توی حیاط نشستنامونو میخواد؛ نه اینکه الان توی اتاق توی خوابگاه، روی تخت، توی تاریکی، گوشی دستم باشه و عین جغد به سیاهی های دور و برم خیره بشم :)
وقتی به فردا فکر می کنم یه جوری میشم :|
حالا باز الان قابل تحمل تره، دوره ی امتحانا خیلی بدرترم میشه. بچه های اتاقمون امتحاناشون خیلی زودتر از من تموم میشه، من می مون
یوهوووووووووووووووووووو ما امیدم یا اللهسلام سلام خوبید خوشید سلامتید ما اومدیممممممممممممیدونم که همه درسارو افتیدم خدا چقدر من بدبختمممممممممممخب بگذریم دلم براتون این قد شده بود(.)خب دیگه همتون رو دوس دارم به امید دیدار
به علی‌آباد خوش آمدید! اینجا قرار است خانه‌ی مجازی من باشد. من کی‌ام؟ یک علیِ نحیفِ درسخوانِ برنامه‌نویسِ سربه‌هوا که یواش یواش از کنج میز تحریرش دارد سر می‌خورد توی بغل جامعه. این روزها منتظر آمدن نتایج کنکور است و مشغول انتخاب رشته و در حال و هوای خداحافظی با یک عالمه دوستان اهل دل و معلمان عزیزتر از جان. و حالا وسط این وانفسا به سرش افتاده که اولین وبلاگ زندگی‌اش را تأسیس کند، به قول بچه‌ها همین الان، یهویی!»
علی‌آباد قرار است برای
+ این همه شهر ایران رو رفتم. تو چند تاشون زندگی کردم. تو نصفشون فامیل دارم. من گشتم، پیدا نکردم. شما هم نگردید، جایی مثل داش علی تو هیچ کجای ایران پیدا نمی‌شه. می‌دونم اسمش داداش علیه، اما من از بچگی گفتم داش علی و الان دیگه عوض نمی‌شه. اونایی که نمی‌دونن، یه بستنی‌فروشیه.
+ دیشب بعد از چهار سال دوباره تو اتاق خودم خوابیدم. ولی دیگه حس اتاق من رو نداشت، چون به جای فرشم و تختم و لباسام و استیکرام، وسایل دایی‌اینا توش بودن. هیچ حسی توم برنینگیخت
قبل‌تر توی قسمت عمیق استخر، وقت کرال رفتن، اونجا که هی کله‌تو میچرخونی و نفس میگیری و می‌چرخونی و یه منحنی میزنی توی آب و خودتو توی آب جلو می‌کشی، یاد نشدن‌ها می‌افتادم. اینکه ردخور نداره، همونطور که تا الان نشده و منو تبدیل به یه آدم خشمگین و ضعیف کرده، از این به بعدم.
اما آخرین بار، جای اینکه سرمو کنم زیر آب و گریه کنم، بدنمو با زور توی آب جلو میکشیدم، و هر بار میگفتم، من به رویام میرسم. می‌رسم. می‌رسم. می‌رسم. می‌رسم. و آبو پس میزدم. حا
سلام سلام وصدسلام امام رضای مهربون


سلام سلام وصدسلام امام رضای مهربون
مولای خوب وباصفا،فدات بشم آی آقا جون
ای امام رئوف ما،مهمون نوازو باصفا
قربون صحن وحرمت،آقای ما،امام رضا
بازم میخوام بیام مشهد،زیارت وپابوس تون
بیام ودردامو بگم،حاجت بگیرم ازتون
بیام زیارت وشما،دست بکشی روی سرم
والا دلم سبک میشه،هروقت که من میام حرم
اون لحظه های باصفا توی حرم کنارتون
انگار که تو بهشتم و مهمون بارگاهتون
لحظه های شیرینیه توی حرم پیش شما
فدا
با سلام!
دوستان یکی با پست های که میذارم مخالفه ، یعنی میاد به جای اینکه بزنه موافقم ( همون فلش رو به بالا ) میزنه مخالفم ( همون فلش رو به پایین ) خب! شاید از یکی از پست هام خوشش نیاد ، بقیه پست هام چی . . . ؟؟؟ نمیدونم دشمنی داره ، یا میخواد اذیت کنه !!!
خب! یه حرفم با خودش دارم که داداش اگه پست هام عیب و ایراد داره ، بیا بگو اصلاحش کنم. چرا کی مخالف رو میزنی و در میری؟
اگه من حرفی زدم که ناراحت شدی ، بگو معذرت خواهی کنم.
Federer و Djakovic (جاکویج) الان چهار ساعته دارن مسابقه میدن! همین الان و واقعا چهار ساعت طول کشیده بخاطر سطح بازی و نزدیک بودنشون.
حالا کار به این ندارم، تو کل زمین بازی بطور واضح صدای تشویق برای فدرر بیشتر از جاکویچه و چیزیکه برای من جالبه اینه خودشو از تک و تا ننداخته و همین سه دقیقه پیش نتیجه نزدیک به باختش رو به برد صد در صد اون ست تغییر داد!
تفسیری ندارم واقعا!
الان باز است ست رو برد شدن ۹-۸ به نفع جاکویچ و حالا این ست تعیین کننده س
ببینیم چی میشه!
ا
خبر کوتاه و سوزاننده بود، تنها پروگرمی که تو اون آزمایشگاه اسکولارشیپ نداره همونی بود که من واسه‌ش اپلای کردم و پذیرش گرفتم. کاش تا مطمئن نشده بودم به پدرم نگفته بودم، امید واهی دادم. یا کاش درست و حسابی توضیحات همه‌ی پروگرم‌ها رو خونده‌بودم. و بزرگترین کاش: کاش دوران کارشناسی مثل آدمیزاد درس خونده‌بودم.
به طور خلاصه الان مغزم در حال ه!
14:30 - می‌دونید چی بیشتر از همه ذهنم رو آزار می‌ده؟ تو ذهنم محاسبه می‌کنم الان 25 ساله هستم، اگه ا
سلام سلام صد تا سلام خوبین خوشین عزیزان ؟ منو عشقامم خدا رو شکر خوبیم جاتون خالی سفر رامسر بهمون خوش گذشت درسته یه کم بی حال بودم ولی در کل مسافرت خوبی بود امروزم وقت دکتر دارم تصمیم گرفتم دکتر علی امیری رو انتخاب کنم دکتر خوب و شوخیه امیدوارم که عمل خوبی باهاش داشته باشم فسقل مامان هم که قربونش برم خوبه هر روز صبا باهاش حرف میزنم کنجد مامان؟ میدونی من تو رو خیلی زود حس کردم ؟ مثلا وقتی هنوز نمیدونستیم شما به زندگیمون تشریف آوردین زیر
امروز خونه‌ام و تنها. میم یه دوره آموزشی رفته و من که فکر می‌کردم امروز می‌تونم با ح بتشم الان تنهام. خیلی خوش نمی‌گذره اما بد هم نمی‌گذره.
چرا اینا رو می‌نویسم؟ برای اینکه بگم جدایی از ح به هیچ جام نیست. واقعا هم که نیست اون یه سرگرمی بود فقط.اما از اون روزی می‌ترسم که عشقش بزنه بالا و ذهن من رو هم مبتلا کنه. همیشه همین‌جا گیر می‌کنم باید ذکری چیزی دست و پا کنم
فرزندِ #شهید بودن حتما خاص است و ویژه و مایه مباهات در دنیا و آخرت است. افتخار کن و بناز و ببال که پدرت خونش را فی سبیل الله تقدیم خدا کرده و در نزد خدای مهربان زنده است و روزی می گیرد و شبانه روز به تو توجه می کند و دعایت می کند و دستش #باز است.
شاید بارها خوابش را دیده ای اما فراموش کرده ای. به زیارتش برو و او را شریک در ثواب عبادت ها و زیارت هایت کن و گاهی برایش هدایایی #معنوی بفرست تلاوت قرآن و صدقات و .که شاد می شود. هوای مادرت و مادرش را داشته ب
+ یکی از فامیلامون خیلی تو درس باهام کل کل داره،یه سال ازم کوچیک تره.وقتی رتبش اومد به همه گفت ۸۰۰ شده،من چون میشناختمش گفتم این اگه واقعا۸۰۰شده بود الان منو نابود کرده بود،اما چون خودش بهم پیام نداده یعنی کلکی در کاره.
خلاصه مامانش هر جا منو میدید میگفت امسال هرچی شد برو،بخاطر پزشکی نمون.همه که نباید پزشک بشن،البته دخترم امسال خیلی سختی کشید تا این رتبه رو به درست آورد.
حالا صداش دراومده که خانوم،مامایی استان خودمون قبول شده
سوال اینه آیا
سلام در این مطلب همراه باشید با عکس نوشته زیبا با نام قدسی که معنی آن (تلفظ: qodsi) (عربی ـ فارسی) (منسوب به قدس )، مربوط به عالم بالا، مربوط به عالم مجردات، ملکوتی، (در قدیم) (به مجاز) فرشته - قدس (عربی + ی (فارسی) منسوب به قدس، ملکوتی می باشد جملات تصویری و متن دار زیبا و جدید اسم قدسی مناسب برای پروفایل و یا لوگو در تلگرام، انواع مختلف مدل ها و طرح های قشنگ مناسب برای پروفایل و یا لوگو در تلگرام را میتوانید با کيفيت عالی و بالا دانلود نمایید.
ادامه
سلام .
خیلی دلم برای بنی تنگ شده .
وقتی مادرم مرد بدترین و سنگین ترین حجم دلتنگی عمرم رو تجربه که و بعد از ۵ سال بهش عادت کردم.وقتی پدرم مر د زخم دلم عمیق تر شد همیشه از خدا می خواستم یه راه ارتباطی بین من و مامانم برقرار کنه حداقل بدونم حالش خوبه وقتی می رفتم سرخاکشون داغون تر می شدم.برای همین دیگه اصلا نرفتم اونجا،  می خواستم فراموششون کنم .بعد از ۵ سال تقریبا به نبودنشان عادت کردم به اینکه چنور باید رو پای خودش وایسه،  حس کردم موفق شد
سلام .
فرض کنید که شما یه بیماری/مشکل دارید که تو زندگی باهاش دست و پنجه نرم میکنید یا کردید و الان رفع شده .
و کمک ( به هرشکلی) به افراد شبیه خودتون که اون مشکل رو دارن ، جزو دغدغه هاتون باشه و
حتی گاهی بعضی هم به این کار (قدمی برداشتن برای افراد با این مشکل در جامعه) تشویقتون کردن .
و فرض کنید شما الان دو سالی هست که جدیتر از قبل تو این فضا(بلاگ) فعالیت میکنید و خب قاعدتاً با خیلیها آشنا شدید و دوستانی هم پیدا کردید.و همچنین همیشه سعی کردید که
سلام 
دختری ۲۳ ساله هستم که چند ساله پشت کنکورم و امسال خدا رو شکر قبول میشم در رشته پزشکی، یه سوال دارم من تا الان چون دانشگاه نرفتم اطلاع درستی از زمان بندی های کلاس های دانشگاه ندارم ، سوالم این هستش که یه دانشجوی پزشکی آیا وقت آزاد برای ورزش خصوصا رشته های ورزشی رزمی داره؟
تا الان رشته های رزمی کار نکردم اما هفته ای سه بار رو تمرینات باشگاهی داشتم و هرگز ورزش رو تو زندگیم رها نکردم و دلم نمیخواد حالا که دانشگاه میرم ورزش رو رها کنم و تصمیم
شما انسان ها دقت کردین
که در تمام این سالها
و سالهای قبلی
هر وقت من اومدم اینجا نوشتم
یعنی ناخوداگاه venting رو انجام دادم؟
و شماها همه رو خوندین؟!
یعنی الان شماها قربانی پروسه venting هستین مفعول های خاک تو سردون؟ :)))) الان شماها مفعولین مفعول! 
مرغ دلم راهی قم می شوددر حرم امن تو گم می شود
 
عمه سادات سلام علیکروح عبادات سلام علیک
 
کوثر نوری به کویر قمیآب حیات دل این مردمی
 
عمه سادات بگو کیستی؟فاطمه یا زینب ثانیستی؟
 
از سفر کرب و بلا آمدی؟یا که به دنبال رضا آمدی؟
 
من چه کنم شعله داغ تو رادرد و غم شاهچراغ تو را
 
کاش شبی مست حضورم کنیبا خبر از وقت ظهورم کنی

شعر از مرحوم محمدرضا آقاسی
سرمایه امروز بقیع، اشک است و اشک. مدینه، جهان را از شیون اکنون خود پر کرده است. امروز بقیع در لباس سوگ، چکیده اشک‏های غربت شیعیان است و دانش، بحارالانوار اشکی است که به تمامی برگ‏های زرین احادیث، تسلیت می‏گوید.
سلام من به بقیع و به تربت صادقسلام من به مدینه به غربت صادق
سلام من به مدینه به آستان بقیعسلام من به بقیع و کبوتران بقیع
سلام من به مزار معطّر صادقکه مثل ماه درخشد به آسمان بقیع
 
کتابخونه چند وقته هر جمعه یه فیلم سینمایی پخش میکنه
از هفته پیش هری پاتر را شروع کرده
الان ردیف جلویی ما دو تا دختر بچه هستن که همراهشون یه پتو آوردن و جاهایی که فیلم ترسناک میشه سرسونو میبرن زیر پتوهه سبب شادی ما را فراهم کردند هرچند خودم هم بعضی قسمت هاش روسرینو آوردم جلوی چشمام و الان واسه این که حواسم پرت بشه از فیلم دارم پست میذارم
خب سلام! این چند روز سرم حسابی شلوغ بود!وبلاگ جدید زدم! اسمش tunenote هست. توی این وبلاگ فقط ترجمه آهنگ گذاشته میشه. همه آهنگایی هم که تا الان ترجمه کردم به اونجا انتقال میدم. لینکش رو میزارم دوست داشتین بهش چند وقت به چند وقت یه سر بزنینفصل پنج فرندز رو تموم کردم! به علاوه سریال منشی کیم چشه XD سریالای کره‌ای واقعا روحیه آدمو شاد می‌کنن.از فردا دیگه باید برم سراغ برنامه‌هام هاهاها یه سریاشم ننوشتم هنوز. کامل شد اینجا میزارم شما هم بخونین. شاید ای
سلام
امروز بیشترش رو تو راه بودم.تو کل روز حس میکردم کف پام زخم شده و شکافتع شده و کلی درد داشتم.رسیدم خونه دیدم پف کرده برا همین انقدر درد داشتم و اذیت بودم.
امروز رفتم به استادم گفتم نمره ای که میخوای بدی رو بهم بده امروز که باز من یه روز گیر نمره این درس نشم.قبول نکرد و میگف باید هفته بعد هم باز بیای گزارش کارا رو تحویل بدی منم گفتم خب اون دختره که از من عقبتره باز میاد و بهش میدم برات بیاره جوابش این بود که ایشونم تموم شده آزمایشاشون نمیشه که
سلام سلام
الان خسته و کوفته با پاهایی ورم کرده دارم پست میذارم، کل بدنم درد میکنه از خستگی سفر و سرکلاس نشستن:(
جمعه که به طور کاملا عجیب خیلی از پروازهای جنوب به تهران کنسل شد و برعکس!!
سریع یه شهر دیگه بلیط گرفتم برا روز شنبه و بعد از فرودگاه اومدم خونه زنگ زدم مدیرم و جریان تعریف کردم گفت موردی نیست!! شما بیا شرکت فردا هر وقتی که رسیدی بگم بچها برات هتل اوکی کنن، دیگه شنبه مستقیم از فرودگاه اومدم شرکت، از حراست تا کلیه همکارا همه برخوردها عال
سلام ماجرای واقعی که یکی از دوستان ساکن یزد برایم فرستاده بدون دخل و تصرف خدمتتان نقل می‌کنم:
((دل به یار و سر به کار ))
روایت یک داستان واقعی!!
چند روز پیش کیف مدرسه ای پسر و دخترم رو دادم برای تعمیرات. نو بودند ولی بند حمایل و یکی از زیپ های هرکدوم خراب شده بود.کاغذ رسید» رو از تعمیرکار تحویل گرفتم و قرار شد یکی دو روزه تعمیرشون کنه و تحویلم بده. دو روز بعد، حدود ساعت ۱۱ شب برای تحویل کیف ها مراجعه کردم
ادامه مطلب
سلام ماجرای واقعی که یکی از دوستان ساکن یزد برایم فرستاده بدون دخل و تصرف خدمتتان نقل می‌کنم:
((دل به یار و سر به کار ))
روایت یک داستان واقعی!!
چند روز پیش کیف مدرسه ای پسر و دخترم رو دادم برای تعمیرات. نو بودند ولی بند حمایل و یکی از زیپ های هرکدوم خراب شده بود.کاغذ رسید» رو از تعمیرکار تحویل گرفتم و قرار شد یکی دو روزه تعمیرشون کنه و تحویلم بده. دو روز بعد، حدود ساعت ۱۱ شب برای تحویل کیف ها مراجعه کردم
ادامه مطلب
خیلی وقته پست نذاشتم
دلم تنگیده بود
در واقع از دی ماه تا الان وب بسته بود
و خداروشکر کسی متوجه نشد:)))))
الان یه مدته خسته ام
از وقتی که امتحانا شروع شده مخصوصا شبای قبل از امتحان یا میخوابم سحر پا میشم میخونم یا هم اینکه کلا نمیخوابم
مثلا همین دیشب
از بس تفاعَلَ یتفاعَلُ تفاعَل تفاعُل و فَعَّلَ یفاعَلُ فعِّل تفعیل و . خوندم که سرم داشت میپوکید
خوابم که تعطیل بود
امروزم مثه همیشه 0/25 ، 0/25 ازم کم میشه
یه مدتم شدیدن زدم تو کار فیلم دیدن شرلوک و کا
هاپ هاپ
من امروووووووووز
خیییییییییییلیییی
خوووووووووووش
حااااااااااااااااالللممم
من امروز صاحب دار شدم
یعنی دیگه ولگرد نیستم
تازشمممم صاحب نگو چ صااحبی
همممم جوووورههه عااالییه
از هرررررررر انگشتشون یه هنر میریزه
الان نمیگم بعدا جداگانه میگم خخخ
خلاصه الان من باکلاس ترین سگ شهرم
تاززززززززه اسمم برام انتخاب کردنننن
از این به بعد من سگ بانوی بزرگ، ٫سوبارو٫ هستممم احترام بگذارررید
خخخ
من الاااان خییییلییی ذووووق مرررگمممم
⁦️⁩
سوال مطرح شده در تاریخ 01 خرداد 1398 ساعت 22:17 توسط ایمان جارزاده اردبیلی:یه سلام گرم خدمت همه افسرای عزیز، بخصوص جناب احسانی، طاعات و عباداتت قبول باشه برادرتابه الان از نسخه 2008 ویژوال استودیو استفاده می کردم، ولی الانکه نسخه 2015 رو نصب کردم rdlc یا همون گزارش گیری شخصی رو نمی تونم پیدا کنم، کلی جارو هم گشتم هیچی پیدا نکردم این شد که مزاحم وقت شما شدم، ممنون میشم از طریق ایمیل جوابم رو بدی، یدونه و بخدا می سپارمت.
+پاسخ کارشناس: عرض سلام و ادب و احت
بالاتر بودن فضیلت لعن از صلوات
علامه شیخ ابو الحسن نجفی رازی رضوان الله علیه می‌نویسد:
نقل من خط محمد بن الحسن الحر العاملی المجاور بالمشهد المقدس الرضوی ان أمیر المؤمنین كان یطوف بالكعبة فراى رجلا متعلقا باستار الكعبة وهو یصلی على محمد وآله ویسلم علیه ومر به ثانیا ولم یسلم علیه فقال یا أمیر المؤمنین لم لم تسلم علی هذه المرة فقال خفت ان اشغلك عن اللعن و هو افضل من السلام ورد السلام ومن الصلوة على محمد وآل محمد .
به خط شیخ حر عاملی رحمه الله
از وقتی فهمیدم که اجداد ما روس هم بودند حتی! خیلی دلم می خواست زبان روسی یاد بگیرم و برم اونجا رو ببینم! شاید به این دلیل که من آومیم که خیلی به رگ و ریشه افراد اهمیت میدم!خب عربی رو تا حد قابل قبولی بلد بودم! و ترکی هم تا حد بخور نمیری یاد گرفتم! اما روسی هنوز برام جالب و دست نیافتنی به حساب میاد.
الان داشتم نقشه جهان رو می دیدم و دلم می خواست همه جا رو ببینم. بیگانگی من با جغرافی ازونجایی نشات می گیره که تو دبیرستان 40 تا سوال می دادند بهمون برای
اول دبیرستان بودم. نه سال پیش! معلم از نوروز و عید و دید و بازدید گفت. نظر خواست. بچه ها از بی‌حوصلگی و تکراری بودن و از این که کاش آدمها در تعطیلات برای خودشان بودند، نه در اسارت تعارف و عرف کلیشه‌ای، گفتن. حرفشون خیلی برام عجیب بود. پر از ذوق و اشتیاق بودم برای بهار. اون موقع ها آرزویی داشتم که الان به نظرم آرزوی سوخته س و الان آرزوهایی دارم که اون موقع ها بهشون میخندیدم.
نظر من الان، نظر همون بچه هاست که من فکر میکردم افسردگی گرفتن. که سعی میک
#filesell_pps_div1{margin:5px auto;padding:5px;min-width:300px;max-width:500px;border:1px solid #a9a9a9 !important;background-color:#ffffff !important;color:#000000 !important;font-family:tahoma !important;font-size:13px !important;line-height:140% !important;border-radius:5px;}


بک دراپ تولد تم سپید و صورتی-کد 1775

مشخصات فایل نام فایل:بک دراپ تولد تم سپید و صورتی-کد 1775 نوع فایل:بک دراپ،backdrop پسوند فایل اصلی:JPEG پسوند فایل فشرده:ZIP عرض 5674 PIX کيفيت:300 DPI ویژگی های فایل فایل اصلی (Original) کاربری آسان جایگزین مناسب برای دکورهای گران قیمت کيفيت 
#filesell_pps_div1{margin:5px auto;padding:5px;min-width:300px;max-width:500px;border:1px solid #a9a9a9 !important;background-color:#ffffff !important;color:#000000 !important;font-family:tahoma !important;font-size:13px !important;line-height:140% !important;border-radius:5px;}


بک دراپ تولد تم رنگین کمان -کد 1755

مشخصات فایل نام فایل:بک دراپ تولد تم رنگین کمان -کد 1755 نوع فایل:بک دراپ،backdrop پسوند فایل اصلی:JPEG پسوند فایل فشرده:ZIP عرض 2000 PIX کيفيت:300 DPI ویژگی های فایل کاربری آسان جایگزین مناسب برای دکورهای گران قیمت کيفيت بالا قیمت مناسب تب
خیلی روابطم با خدا بد شدهدلم سر یه قضیه ازش خیلی گرفته
خیلی
نیاید بگید حکمت و اینا 
الان نمیتونم بپذیرم واقعا الان بیاید کمکم کنید که روابطم بهبود پیدا کنه
چون من سر اون قضیه کم از کس دیگ نداشتم ولی اون شد ولی من نه. غرور له شد
راهکار بهبود دارید؟ 
میشه کمک و دعا کنید.
حتی دوست ندارم دیگ برم گار یا امام زاده نزدیک محل
دنیا می توانست همین قدر غم انگیز باشد. من برای خریدن کیک تولد مامان به شیرینی فروشی بروم و بعد اعلامیه ی ترحیم او را ببینم. آن هم اعلامیه ی سالگردش را، باورت می شود؟راننده ی سرویس مدرسه ام فوت کرده بود، یکسال می شد. راننده ای که هشت سال با مینی بوس سبز و سفیدس رأس ساعت دنبالم می آمد با زبانی که لکنت داشت سلام می کرد، نه به من که به همه ی دخترهای قد و نیم قدی که سوار مینی بوسش می شدند. بعدتر که دیگر مدرسه نمی رفتم، گاهی که می دیدم بوق می زد و با دست
خرید ارزان پاورپوینت با موضوع کيفيت زندگی کاری در دنیای امروز
پکیج مقالات پاورپوینت با موضوع کيفيت زندگی کاری در دنیای امروز را از ما دریافت کنید.
با راه اندازی این وبسایت شما خواهید توانست به مقاله پاورپوینت با موضوع کيفيت زندگی کاری در دنیای امروز دسترسی پیدا کنید.
ترجمه مورد تایید و بدون اشتباه درمورد پاورپوینت با موضوع کيفيت زندگی کاری در دنیای امروز را از اینجا خریداری نمایید.
To improve the quality of your article, refer to پاورپوینت با موضوع کيفيت زن
در اثر پرخوریای عید دو کیلو وزن اضافه کرده بودم که انتظار داشتم خود به خود برطرف بشه ولی الان چهار ماه گذشته خبری از کم شدنش نیست که نیست. تازه می‌فهمم تا به حال هنر خاصی نکرده بودم که وزنم متعادل بوده. با بالا رفتن سن سوخت و ساز بدن کم می‌شه و دیگه نمی‌تونی هرچی دلت می‌خواد بخوری و همچنان هم باربی بمونی.
عجالتا مصرف شکر رو کم کرده‌ام. هرروز صبح خیر و شر درونم سر مقدار شکر چاییم باهم چونه می‌زنند.
آیا می‌دونستید شکر اعتیادآوره و افرادی که ش
الان جای خالی دوستای وبلاگیم کنارم حس میشه.
تو دنیای اطرافم دوست واقعی ندارم،فقط تظاهر به دوستی میکنن.دوست داشتم الان یکی از دوستای وبلاگیم کنارم بود،کنارش می نشستم و باهاش درددل میکردم،اشک میریختم و سبک میشدم.
امروز فهمیدم چقدر تنهامتو لیست مخاطبین گوشیم نتونستم یه همدم پیدا کنم.
هرچقد این پهلو به اون پهلو میشمهرچی بالشتمو بغل میکنمهی پتو رو تا زیر چونم بالا میکشمو.بازم خوابم نمیبره!حالا خوبه داشتم از خواب میمیردم و تصمیم به خوابیدن گرفتم!لنتی صب شد.کنکور،انتخاب رشته،آینده،پشت کنکور موندنتفکر،تصور،تصمیم،درد،کوفت،زهرمار!بگیر بخواب نفهم. اه+ من صرفا الان حسه کامنت جواب دادن ندارمو گرنه میبینید که خیلی بیکارتر از اینحرفام! -_-
سلام کاربران گرامی به نظرتون بازی رو جوری تنظیم که امتیازاتون توی هاست ذخیره بشه و در نسخه های بعدی بازی بتونید با درج اطلاعات مربوطع وارد بازی شوید البته با همان امتیاز اولیه مثل حساب گوگل البته من از هاست خودم استفاده خواهم کرد تا 800 هزار تا برای گوگل پول ندم برا اینکار باید 5 روز دیگر صبر کنید ولی بازی در حالت عادی سه روز دیگر در مایکت منتشر خواهد شد و در نسخه های بعدی از این امکان استفاده خواهم کرد
الان تو نسخه اولیه از این ابزار استفاده ک
چقدر یه شب می تونه سخت بگذره وقتی پیشم نباشی چه قدر. الهی فدات بشم امیدوارم خواب بخوابی و آروم باشی الهی فدات بشم عزیزم. .دوستت دارم زندگیم نمی تونم الان حال خودم را وصف کنم الهی قوربونت بشم فقط امیدوارم که امشب زودتر تموم بشه الهی قوربونت بشم نازنینم .دورت بگردم زندگیم سخت گذشته تا الان خوب بخوابی الهی قوربونت بشم نازنینم. .عاشقتمممممممممممممممممم عارفه من امیدوارم خوب و آروم خوابیده باشی خانمم،لاقعن این تنها چیزی که الان می
زندگی سلااااااااامعنوان اولین مطلبم را زندگی سلام گذاشتم تا به تو دوست خوبم نوید بدهم که میشود هر لحظه به زندگی سلامی دوباره داد و غرق در سلامتی و خوشبختی بود اگر یاد بگیریم از هرآنچه خداوند رحمان در اختیارمان قرار داده درست استفاده کنیم و همسو باشیم با طبیعت وجودی خودمان و بیرون از خودمان؛ در واقع کافیست آداب صحیح استفاده از هر آنچه هست را بیاموزیم و به کار ببندیم، آنگاه شاهد بارش معجزه های بزرگ الهی در زندگی مان خواهیم بود.
سالی که گذشت از پرتجربه‌تربن سالهای عمرم بود تا به الان، سالی که در ابتداش حتی قسم می‌خوردم به اعتبار و اعتماد آدم‌هاش که الان بسی پشیمانم، سالی که میگفتم بدون فلان جا یا فلان فرد یا فلان دوست و فلان فامیل دنیا سخت میشه و من زندگی بدون اینا رو نمی‌خوام الان به جایی رسیدم یا مرا به جایی رساندند که از کارهای کرده و نکرده‌ام پشیمان شده‌ام! گاهی می‌خواهم فریاد بزنم که مگر خودت شاهد نبودی چه بر سرم آمد و یا آوردی پس این همه اصرار برای ماندنم ب
بعضی وقتا که گذر زمان یه موضوعی رو برام قابل تحمل میکنه، با خودم میگم واقعا عکس العمل لازم برای اون موضوع، باید به نسبت همون حس اولیه باشه یا به نسبت حسی که الان تعدیل شده‌. بعضی چیزا باید همونقدر تازه بمونن.  باید همیشه همونقدر وحشتناک جلوه کنن. نباید خشمت در موردشون کم بشه.  
اگه فراموش کنی که اون لحظه چه خشم فراگیری داشتی، دیگه حق مطلب ادا نمیشه.  من الان همون خشم فراگیرم. یا شاید یه تامل عمیق، یا شاید یه تردید عجیب.
من الان همون بغض گره خ
سلام یه خورده به کتاب های متفاوت سر بزنیم
الان کمیک دکتر استرنج فیت که ترجمه شده را میذاریم
فرمت فایل .cbr هست که برای خواندنش مبتونید از نرم افزار cdisplay استفاده کنید
در سری کمیک های پرفروش marvell vs DC دنیایی به نام آمالگام درست شد که ترکیب شخصیت های مارول و دی سی بود دکتر استرنج فیت هم یکی از این شخصیت هاست
برای گرفتن cdisplay اینجا را کلیک کنید
برای گرفتن دکتر استرنج فیت اینجا را کلیک کنید
ادامه مطلب
روزها مثل فشنگ از اسلحه خارج و سپری میشن.اومدم عسلویه و الان حدود ۷ روز هست که سر کار هستم.همون کار قبلیه البته یه خورده چالش های عجیب تر.در کل بدک پیش نمیره.از خیلی از مشکلات هم از نظر مکانی فاصله گرفتم ولی از نظر ذهنی نه.!
الان یه پام توی بازرسی هست و یه پام توی دفتر فنی!!!دارم به هر دو واحد کمک میکنم.
ته دلم ناراحت نیست.حس میکنم آخرش آینده منو به طرف روشناییش میکشه.خبری نیستا!!!همینجوری الکی حس میکنم.
اصلا دوست دارم حس کنم.فضولی؟؟؟!!!!
با سلام
گفتم که دبیر فیزیک داشتیم و از روی جزوه قرمز رنگش درس میداد و ما فقط مینوشتیم. نحوه درس دادنش اینطوری بود که میگفت تا من نگفتم کسی ننویسه بعد که تابلو رو با گچ پر میکرد میگفت بنویسید بعدش سریع هم میخواست پاک کنه و کلا ما بیشتر فکر این بودیم که بنویسیم تا عقب نمونیم و دیگه وقت سوال پرسیدن و یاد گرفتن نداشتیم. یه روز اومد تو کلاس و گفت دیشب خانمم گفته این مسله رو خراب حل کردی و اومد باز حلش کرد. یکی از بچه ها گفت تو هیچی بلد نیستی و بعد دعوا
نمی‌دونم چرا اما اصولا تابستونا برای من شروع یه فصل جدید از زندگیم‌ه. حتی ربطی هم به این نداره که آدما توی تابستون انگیزه تغییر پیدا می‌کنن. واسه من معمولا محیط توی این مسئله دخیل‌ه؛ آدمایی که می‌بینم و باهاشون برخورد دارم، اتفاقایی که میوفته و. این بین گاهی هم خودم انگیزشو پیدا می‌کنم. احتمالا چون از اون وضعیت بخصوص خسته میشم و تصمیم می‌گیرم تغییرش بدم. اما امسال می‌تونم بگم ۸۰ درصد این تغییرات صرفا بخاطر خودم بوده و نه تاثیر فرد دیگه
سلام دوستان وقت تون بخیر
من میخوام یه فروشگاه بزرگ محصولات چوبی بزنم، (مبل،میز و صندلی،میز تلویزیون و .)، بیشتر مبل، چون چند تا از اقوام دورمون مبل سازی دارن، البته چون زیاد باهاشون در ارتباط نیستیم نمیتونم سوالاتم رو از اون ها بپرسم، هدف من اینه که این نمایشگاه مبل رو تو یه منطقه ای بزنم که بیشتر روستاست یعنی خارج از شهر، چون خودم قبلا تو روستا زندگی میکردیم.
البته الان از حالت روستا خارج شدن یعنی شلوغ تر شده و تعداد روستاها هم تو این منطق
سلام
دلم می خواد برات بنویسم، قربون صدقه ات برم ، ثبت کنم این روزهای قشنگ رو . ولی هی نمیشه . نمی دونم چرا . ولی حالا بی خیال . الان اومدم بنویسم . بنویسم از این روزهای آخر فروردین . الان آخر شبه دوشنبه است . به عبارتی وارد سه شنبه ۲۷ فروردین شدیم،  شنبه و یکشنبه دو بار با هم مفصل حرف زدیم . از اقلیم حضور همدیگه لذت بردیم ، کلی کل کل کردیم و خندیدیم . از سفر اروپا گفتی که قراره به زودی بری. بعدش گفتم کی میای ببینمت؟ کلی مسخره بازی درآوردی و
سلام.
عادت به سلام کردن ندارم کلن ولی به نظرم بعد این سی و چند روز غیبت صغری لازمه دیگه :) چقدر دلم واسه این صفحه تنگ شده بود. چقدر الان عوض شده م. بهتره جو گیر نشم، در واقع این حسیه که هرروز صبح درمورد خودم دارم. چقدر همه چی تغییر کرده :/
از این یکماه بگم که حیف نتونستم با جزییات تعریف کنم. خلاصه که ما کوچ کرده بودیم خونه خواهرم، صبح به جای صدای خروس یا آلارم گوشی با گریه بچه بیدار می شدیم و شب هم همون گریه بچه واسمون لالایی بود، چقدر این مامان
سلام در این مطلب همراه باشید با عکس نوشته زیبا با نام افسر که معنی آن (تلفظ: afsar) کلاه پادشاهی، تاج می باشد جملات تصویری و متن دار زیبا و جدید اسم افسر مناسب برای پروفایل و یا لوگو در تلگرام، انواع مختلف مدل ها و طرح های قشنگ مناسب برای پروفایل و یا لوگو در تلگرام را میتوانید با کيفيت عالی و بالا دانلود نمایید.
ادامه مطلب
سلام
امروز عصر داشتم به این فکر میکردم. دنیا با این همه جمعیت ، ایران با همه آدم ، چرا همه احساس تنهایی میکنن؟
این همه خانواده، این همه دوست ، این همه همکار ، این همه همسایه 
ولی باز آدم احساس تنهایی میکنه. 
تنهایی بد نیست من بهش عادت کردم.
همین وبلاگ را از سر تنهایی بازش کردم. دلم می خواهد با یکی حرف بزنم. 
:D :D :D :D
من کلا آدم برونگرایی هستم ولی خیلی وقته دارم یواش یواش دورن گرا بودن را تمرین میکنم.
بدم نیست. :D :D :D
 قبلا تفریح فقط با بقیه بود الان ت
سلامسلام اسم خداستبا نام خودش شروع می‌کنم و عاقبتش رو هم میسپارم به خود خودششروع همیشه خیلی سخته. برای من سخت تریه سری قائده همیشگی میتونه کارو راحت تر کنه"آنچه از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند" :pاینجا چرا اسمایلی نداره؟؟ ://وَقُل رَّبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّی مِن لَّدُنکَ سُلْطَانًا نَّصِیرًا
قدیما، همه چیز یه جور دیگه بوده!
اونهایی که میخواستن برن حج، اول میرفتن بدهکاریاشونو صاف میکردن، از همه حلالیت میطلبیدن، بعد با خیال راحت میرفتن حج.
الان انگار رسم و رسوم حج رفتن هم عوض شده!
زنگ زدم به مشتریمون، و این چندمین باری بوده که برای حساب و کتابش بهش زنگ میزدم. خودمو آماده کرده بودم که بهش بگم این چه وضعیه آقای فلانی؟ چندبار برا یه حساب باید زنگ زدت بهت؟ که ناگهان ازونور خط صدا اومد: بفرمایید.
_آقای فلانی سلام، فلانی هستم از شرکت فلان
رفتم کلاس نقاشی 
بعدش گفتم خوووووب حالا چی کار کنیم؟ 
رفتم سمت طلافروشی ها
قیمت طلا هر گرم ۴۰۸۶۰۰ تومان 
کارت پولدارم (همون که دست مامانه!) همراهم نبود 
وگرنه احتمالا می خریدم :) 
این قیمت طلا الآن بالاست یا نه؟ (همکارام یه هفته پیش بود فکر کنم گفتن طلا باز رفته بالا) 
ها راستی قائدگی؟ نه واقعا می خوام بدونم! قائدگی؟ :| بعد تو تایپ کردی چاپ رنگی گرفتی اونی که اومده پشت شیشه مغازه ش چسبونده هم نفهمید غلطه؟ ظهر هم تو اخبارنوشته بیمارستان صد و شصت
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب