نتایج پست ها برای عبارت :

سولی دنس زمونه جاجول نباشه

یه بنده خدا بعد از چند سال بعد از اینکه بچه هاش رفتن دانشگاه ؛ دوباره میخاد ادامه تحصیل بده . بر حسب تصادف یکی از معلماش همون معلم دخترش بوده. دخترش گفته باید یه روز بیام مدرسه درستو بپرسم! علاوه بر اون هرکاری که مادرش میخاد انجام بده بهش میگه مگه تو درس نداری؟؟ بشین درستو بخون مگه امتحان نداری؟!
اینکه میگن چرخ زمونه برمیگرده یعنی این که سوالایی که از کسی میپرسیدی و حرفایی که بهش میزدی یه روز به خودت برمیگرده. 
بارها برای من یا بقیه اتفاق افتا
دختر که باشی;
درسته که همیشه
 دلت
 به وجودِ یه مرد قرصه!
که اگه نباشه;
تصمیم های زندگیت با شک و شبهه پیش میره!
پدرکه نباشه
نگهبون که نباشه
یابهتربگم دلت که قرص نباشه
ممکنه اشتباه بری راهو;درست!
پدرکه نباشه امنیتِ خونه نیست;درست!
ولی همیشه خدا یه روزی یه جایی
یه مرد جاش برات جایگزین میکنه
که باز دلت قرص بمونه!
که اون مرد میتونه برادرت باشه
یا حتی همسرت!
ولی مادر که نباشه
هیچکس نیست که براش ناز کنی
و برات فدا بشه.
مادر که نباشه 
هیچکس نیست که براش
دانلود آهنگ اگه با من نباشی میخوام دنیا نباشه ارون افشار
 
آخرش باخت دلم با همه چی ساخت دلم. نیستی و من تاب ندارم. اگه با من نباشی میخام دنیا نباشه. به این. دلشوره ها عادت ندارم. محاله بی تو من طاقت بیارم. منه دلواپس و تنها نزارم.
دانلود آهنگ آرون افشار دلشوره دانلود آهنگ دلشوره آرون افشار بی تو آوار شدم از همه بیزار . اگه با من نباشی میخوام دنیا نباشه به این دلشوره ها عادت ندارم
دانلود آهنگ جدید آرون افشار با نام دلشوره با کیفیت های مختلف ب
فقط می تونم بگم سخته.نبود عزیزان ات خیلی سخته. سخته درو باز کنی و کسی نباشه بهش سلام کنی . 
سخته فقط برای خودت غذا درست کنی . 
سخته کسی راجع به خریدت از تره بار نظر نده . 
=)) 
:((  سخته کسی نباشه بری رو اعصاب اش . اعصابشو خورد کنی بعد بخندونیش :)) 
در این حد سخته که رابط ام با گلدون های خونه تو این مدت عوض شد . 
هزاری هم صدا و تصویر رو داشته باشی، بازم سخته چون "حضور" نمیشه .
.
.
.
.
البته که به این "نبود" عادت می کنیم احتمالا . اما خب اذیت خواهیم شد تا
دانلود اهنگ اگه دلت بخواد بری نمیزارم اصلا عشقم
دانلود کامل اهنگ جدید و عاشقانه مهراد جم به نام اگه دلت بخواد بری نمیزارم اصلا عشقم با فرمت mp3 با لینک مستقیم
 
- مهراد جم غمت نباشه دانلود آهنگ جدید مهراد جم غمت نباشه من عاشقتم حواست به . که عشق میون ما رو اگه دلت بخواد بری نمیذارم اصلا عشقم زوریه نمیشه که از .متن آهنگ غمت نباشه مهراد جم. دلم میخواد با تو یه جای دورو که نباشه هیشکی خودت میدونی که الهی کور بشه نبینه اونی که عشق میون ما رو اگه دلت
متاسفم که سرزمینم بیشتر از هنر و هنرمند به کارگر احتیاج داره! 
کارگر هایی که بتونن از ویرانه ها خونه بسازن 
دارم به این فکر می کنم که ما بیشتر از اون چه که فکرشو می کنیم به جامعه مون وابسته ایم. جامعه مون می تونه تعیین کنه ما کجا باشیم و کدوم بخش از وجودمون پررنگ بشه
البته که خودمون هم موثریم اما زمونه ای که توش زندگی می کنیم و جامعه مون خیلی تاثیرگذاره
من نمی تونم یه اتاق امن برای خودم بسازم و فراموش کنم بیرون از اتاقم آشوبه
نمی تونم آدم هایی ک
تو وبلاگ گردی رسیدم به این پست.
واقعا نمیدونم چی باید بگم، فکرشم نمی کردم تو این زمونه بازم این تفکر باشه.
پ.ن: لطفا هیچ تلاشی برای اثبات خوب بودن طب اسلامی و سنتی نکنید،چون من این ها رو اصلا طب نمیدونم و صرفا یه راه برای پول درآوردنن.
یک - حس فوتبالیستی رو دارم که توی بیست و چند سالگی، جوری مصدوم میشه که دیگه نمی‌تونه فوتبال رو ادامه بده. یا میره مربی فوتبال میشه یا میره سراغ یه کارِ دیگه؛ اما همیشه دلش با فوتباله.
خبرنگاری برای من فوتبالی‌ه که همیشه توی زندگیم بوده و نبوده. شاید الان شغل تمام‌وقت‌م خبرنگاری نباشه (که البته با این وضع کاغذ و رسانه‌ها، تعداد کسانی که شغل تمام‌وقت‌شون خبرنگاری‌ه اونقدر زیاد نیست) اما همیشه دلم با خبرنگاری بوده. و گه‌گاه با نوشتن یا تن
ریا نباشه به هرچی فکر میکنم بعد مدت کمی جوابش میاد جلو چشام خیلیم واضح و شفاف
فکر میکردم چطور آدما یهو ازین رو به اون رو میشن؟؟؟ چطور یهو اعتقادات و افکارشون ناگهان تغییر میکنه؟؟
خیلی ساده اس کم کم هیچ کی یهو عوض نمیشه و هرکیم عوض نشده معنیش این نیست که اگه شرایط براش مهیا بشه هم همونی که هست میمونه!
سرزنش نکنید کسیو حتی تو دلتون اگه سرزنش کردین مطمئن باشین تا زنده این سرتون میاد
و مهمتر از همه چیز و همه کس فقط خداست
آدم نباید به خودش مغر
درد دل ما به درد هیچ کس نمیخوره واسه این میام اینجا.
راستش اهل درد دل کردن هم نیستم  شاید به همین خاطره ک به کسی چیزی نمیگم جز روزمرگی ها هوا خوب شده ها اخ اخ دیدی چقدر وسایل گرون شده .گوشت رو دیدی قیمتش چقد زیاد شد .اخی  چقدر زمونه ی بدی شده .خسته شدم از شب وروز های تکراری از زندگی بی هدف ازبی برنامگی از بی ایمانی جدی از این اخری بیشتر خسته شدم من مسلمانم اما ایمانم .ایمان ندارم جدی میگم ازخودم بیزارم که چی بشه دارم زندگی میکنم و بی برنامه جلو
هیجده سال هست که توی این محله زندگی میکنیم و هیچ وقت فکر نکردم وای چقدر ما پایین شهریم و بدبخت!!!
بالاشهر و بقولِ امروزی ها لاکچری نیستیم اما اینکه با پیاده روی فقط نیم ساعت به مرکز شهر و تموم مرکز خریدها دسترسی داشته باشی برام امتیاز محسوب میشده اما خب گویا معیارهای من با حساب و کتاب آدم های این دوره زمونه خیلی توفیر داره.
از وقتی که خواستگاری مریم کنسل شده و اونم فقط بخاطر محلِ زندگیمون،دقیق شدم به محله و همینجور دارم کنکاش میکنم اما به نتیج
میدونید وقتی کسی نباشه ک همرات باشه خیلی سخته 
تلخه ک باور کنی ک وقتی مسیریو اشتباه میری کسی نباشه بهت بگه 
میدونید امروز گم شم ، راهمو اشتباه رفتم 
حس تنهایی خفه کننده ای درونمو گرفته بود 
واقعا اذیت شدم 
وساطای مسیر بودم ک متوجه خطا رفتنم شدم
برگشتم ولی واقعا نگران بودم ک جا بمونم 
نگران بودم ک نکنه نشه ک برسم 
نگرانی و استرس خیلی بده بخصوص ک با تموم قوا بدویی
نمیدونم ترسیدنم خوب بود یا بد 
ولی میدونید ب حس خوبش می ارزید 
ب اینک تونستم با خ
یکی از ترسای خیلی کوچیک و کم اهمیت زندگیم تو این اواخر کتابِ ژان کریستف بود. میترسیدم کتاب خوبی نباشه، یا ترجمه ی خوبی نباشه و الکی اون همه پول و وقت صرفش کرده باشم.
ولی جلدِ یکش خیلی دوست داشتنی بود. ژان‌کریستف، "یه انسان" که تشکیل شده از راستی و ناراستی و پُره از درست و اشتباه. و نکته ی جذابش انسان بودنشه که از دیگران متفاوتش میکنه. گوهرِ کمیاب، هر چند دارای خطا و هوس و جهالت.
ترجمه ی محمد مجلسی هم خیلی خوب بود، البته تو جلد اول. تازه 150 صفحه از
تصمیم گرفتم از امروز دور از شبکه های اجتماعی مثل تلگرام و اینستاگرام باشم به نظرم خیلی ذهنمو درگیر کرده باید همیشه چک کنم و گاها کار اصلیم رو یادم میره با اینکه توی این دوره و زمونه یه مقدار فاصله از مجازی دور از انتظاره اما این سختی برای تمرکز بیشتر روی کارم باید انجام بدم
شما تا حالا این تصمیم رو گرفتید اگه اره بصورت نظر بفرستید تا هم من هم دیگران استفاده کنند و اگه تصمیمشو نگرفتید خوشحالم میشم در کنار هم این کار رو انجام بدیم و من رو تنها ن
شما به عنوان نگهدارنده ی یک طوطی، وظیفه بررسی سلامتی این پرنده رو به   عهده دارید. پس لازمه بتونید مشخصات یک طوطی سالم و یک طوطی بیمار رو ابتدا  از  هم  تشخیص بدین. گاهی این تشخیص به سختی ممکنه و باید شما اطلاعات لازم رو   داشته باشید تا از پسش بر بیاین. این جا بطور خلاصه مشخصات یک طوطی سالم  رو  بیان می کنم تا از حداقل نشانه ها اگاهی داشته باشید :
قبل از هر چیز در نظر داشته باشید ۹۰ درصد بیماری های طوطی سانان یک شبه نیست بلکه علل آن به هفته ها و
دانلود مداحی جواد مقدم حرز اسم زیبات همیشه همرامه
شهادت امام جواد علیه السلام 97نوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیحرز اسم زیبات همیشه همرامهجونمو بدم پات آره از خدامهخوب و دیدنیه لحظه ی رسیدنتو حرم تموم دنیا زیر پامهزائرای محترمتو عشقه مهربونی و کرمتو عشقههمه جاش بوی مشهدو میده گوشه گوشه ی حرمتو عشقهعالم میدونه باب المرادی أنا البخیل و أنت الجوادیآقای مظلوم آقای مظلوممتن مداحی حرز اسم زیبات همیشه همرامه جواد مقدمش
میگه فرق شما ملاها با رضاخان چیه؟!
اون حجاب رو به زور از سر برمیداشت، شمام دارین بزور سرشون میکنین!!
میگم فرق این دو تا رو یعنی نمیدونین؟!
حجاب یه حق کاملا شخصی ست
دوست نداره کسی اندامشو ببینه! به هر دلیلی.
بخاطر اینکه عیب و نقصی درشه! بخاطر اینکه نگاه معنی دار دیگران ناراحتش میکنه! بخاطر اینکه به شخصیتش میخواد توجه کنن تا به زیبائی بدنش! بخاطر اینکه خلاف اعتقاداتشه و.
اما برهنگی در جایی که محل عبور و مرور همه جور آدمیه - جوان پیر، زن دار ب
وقتی کسی از نزدیکان که ازقضا چهارده سال از شما کوچکتر است، در جمع به شما بی احترامی کند و شما را مسخره کند، و شما یک بار بخندید و چیزی نگویید و دوبار به روی خودتان نیاورید و منتظر تذکر والدینش شوید و سه بار رعایت جمع را بکنید، ولی آخر از کوره در می روید! نمی روید؟
حالا عکس العمل مادرش چیست؟ "بچه های این دوره و زمونه به حرف آدم گوش نمیدن" و وقتی بگویی "این همه بچه دورمان هست که آدم از ادب فراوانشان انگشت به دهان میماند!" بگوید: "خود تو به آن یکی فرزن
روز تولدم، هر وقتی و هر جوری که باشه، هر قدرم که سخت گرفتنم برای خوب بودنش شرایطو "اونطور که باید" خوب پیش نبره، بازم به خاطره ها و عکسا و فیلما که نگاه می کنم جزو حال خوشترین روزهای زندگیه.
هر قدرم که خوب نباشم.!
فکر کرده بودم چرا هر روز همون روز تولد نباشه؟
اما نشد.
امروز وقتی بهش فکر کردم، بازم  همینو گفنم. که چرا هر روز، روز تولد نباشه؟
اما خب. باز خوبه که "روز تولدی" هست!
و مهسایی که آیدا شاه قاسمی گوش کنان حال خوش دارد! دست کم لحظه هایی از
همیشه واسه شروع پست دادن مشکل داشتم مثلا میدونستم وسطش چی باید تایپ کنم یا اخرش اما اولش رو نه.
دیشب به اصرار های زیاد مادر مجبور شدم برم و توی مراسم هایی که اقوامش تدارک دیده بودن شرکت کنم
اونجا اونقدر زمان زیادی برای گریه کردن و ضجه زدن به مردم داده بودن که تونستم حدود 50 صفحه باقی مونده از کتاب "شیطان و دوشیزه پریم" رو بخونم.
کتاب خوبی بود و طبق معمول نتونستم عکس خوبی هنگام مطالعه ازش بگیرم
تنها بودن این مشکلات رو هم داره
نه یه همجنسِ همخونِ
سلام به خانواده برتری ها
امیدوارم هر کجا که هستید سلامت و موفق باشید، من یک سوال ازتون داشتم، می خواستم بدونم آیا میشه بدون در نظر گرفتن خانواده ازدواج کرد؟، اگه یک نفر خانواده نداشته باشه مثلا پدر و مادرش فوت کرده باشن یا خانواده خوبی نداشته باشه(بماند) و فامیل خوبی نداشته، چطوری باید خواستگاری کنه؟
مراسم ها رو برگزار و ازدواج کنه؟ دختر خانم های امروزی تا چه اندازه با این قضیه کنار میان و آیا خانواده طرف مقابل براشون مهمه؟، تا چه اندازه مه
تو دوره زمونه ای که وقت کشی با شبکه های اسما و ظاهرا اجتماعی یه عادت خانمان سوز شده و چه افت ها و اسیب هایی که به زندگی ها نزده، من به لطف بی میلی ای که نسبت به این سبک ابزار ها دارم، اقای خودم هستم.
بیشترین استفاده ای که از بستر مجازی داشته ام در چند سال اخیر مربوط به مطالعه و پژوهش بوده و به ندرت و هر از گاهی هم فیلمی از نظر گذرانده ام.
خوش به حال خودم، حقیقتا از خودم و این بی میلی حال می کنم، وقتم رو می تونم روی خیلی مسائل دیگه سرمایه گذاری کن
تو دوره زمونه ای که وقت کشی با شبکه های اسما و ظاهرا اجتماعی یه عادت خانمان سوز شده و چه افت ها و اسیب هایی که به زندگی ها نزده، من به لطف بی میلی ای که نسبت به این سبک ابزار ها دارم، اقای خودم هستم.
بیشترین استفاده ای که از بستر مجازی داشته ام در چند سال اخیر مربوط به مطالعه و پژوهش بوده و به ندرت و هر از گاهی هم فیلمی از نظر گذرانده ام.
خوش به حال خودم، حقیقتا از خودم و این بی میلی حال می کنم، وقتم رو می تونم روی خیلی مسائل دیگه سرمایه گذاری کن
این که با اون فرد خاص مشکل داریم به شدت منو عصبی کرده. خواب آشتی کردن باهاش رو میبینم، هر ساعت بهش فکر میکنم، تو فکرم باش دعوا می‌کنم. خلاصه که خیلی وضع بدیه و می‌خوام که یا برام مهم نباشه یا آشتی کنیم. حس میکنم نیاز دارم کمک بگیرم.
متن آهنگ حمید هیراد بنام ای وای
 
یه چال روی گونه دو ابروی کمونت دلمو میکشونه روز وصالمونه آره روز وصالمونهعشقی که بینمونه آره مال هردومونه میگذره این زمونه عشقه فقط میمونه عشقه فقط میمونهای وای ای وای من دلبر زیبای من من به تو مینازمای وای ای وای من مستی دنیای من من به تو میبازمخوشبختم از آنکه کنار من تو هستی خوشحالم از آنکه به قلب من نشستیخوشبختی من اینه چشمام تورو میبینه دلم آروم میگیره دلم آروم میگیره دلم آروم میگیرهای وای ای وای من دلب
عمرمو غارت می کنه
این اضطراب لعنتی
عین خیالت نباشه
فقط به فکر خودتی
تُوغربت تنهاییام
خدا رو فریاد می زنم
حالا که درگیر دلِ
بسته یِ بی حوصله تی
واسه چی عاشقت شدم؟!
یا چرا عاشقم شدی؟!
محالِ درکِ حالِ تو
عجیبه خیلی راحتی!!
می وزه توی صورتم نسیم مهربونت
مثل یه قاصدک شدم رها توُ آسمونت
مسافرِ شب زده ام قربون دسِ فانوس
بازوی روشنِ تو رو، نداش غریبه یا دوس
عمرمو غارت می کنه
این اضطراب لعنتی عین خیالت نباشه
فقط به فکر ِ خودتی
محمد رحیمی
خدایا.یه وقتایی از خواستن خواسته‌هام میترسم!شاید خیر من در اون‌ها نباشه.شاید با داشتنشون از تو دور بشماما هیچ وقت از این که خیرمو دست تو بسپرم نمیترسم.خیالم راحته که بهترین رو نصیبم میکنی.آرامشی میخام که با هیچ طوفانی نلرزه و این ممکن نیست مگر در رضایت تو.پس شکرت میکنم برای تمام نعمت‌هایی که به من دادی.
جز قند شکسته نداشت
خوبیش اما این بود که درشت شکسته بودند! خونه که اومدیم تونستیم از نو بشکنیمشون!!
فکر کنم اولین بار بود از اینکه کسی کارشو درست انجام نداده، ناراحت نشدم که خوشحالم شدم!!
از بدترین ظلمهای زمونه به مردمش دم دستی کردن کارهاست.
تو که قند شکسته دستم میدی نمیگی فشار عصبیمو کجا و سر کی باید خالی کنم؟!
سبزی فریز شده آماده که دستم میدی نمیدونی گاهی از نگاه و لمس و پاک و خرد کردن سبزی، انسان بیشتر لذت و بهره میبره تا از خوردنش؟!
خواهشا حب
ولی انصافا وقتی میرید هدفون میخرید تنها نرید، یه نفر رو با خودتون ببرید و امتحانش کنید، که اینجور نباشه که کله ی صبح تتلو تو گوش شما هوار بکشه "من در اختیار تو، بیا این تنو ببر تیمارش کن" ما هم فیض ببریم.
+ ولی سلیقه ی مردم تو مترو بهتر شده، به جای سریال ترکی this is us میبینن با گوشی، جای ملت عشق گاری کوپر و چشم‌هایش و جز از کل میخونن، ولی همچنان تتلو گوش میکنن -_- :)))
سلام دوستان:)
اگه موافق باشین دلم میخواد یه گروه کتابخوانی بزنیم،که توش کتاب بخونیم و حرف بزنیم و تخمه بشیم:)
+موافقا دستا بالا.
+اگه ان شاالله به ده نفر برسیم شروع میکنم.
+ضمنا نظر بدین که گروه توی چه پیام رسانی باشه،لطفا فقط تلگرام نباشه که برای من قطعه:)
منتظرتونم
تو خونه تاپ و شلوارک نپوشین!اگه میپوشین، نرین دم در کفشارو مرتب کنین.!
یهویی باد میزنه در بسته میشه، پشت در میمونین! باید برین از همسایه چادر و پیچ گوشتی بگیرین اونوقت (اگه شانس بیارین کسی تو راه پله نباشه و خانمش درو باز کنه) و خودتون به زحمت درو وا کنین.!
وسواس مرتب کردن نداشته باشین.! 
تا حالا شده دستتون به هیچ جا جز خدا بند نباشه؟
تا حالا شده حس کنید فقط خدا میتونه کمکتون کنه؟
من الان دقیق تو این مرحله از زندگی‌ام.
دارم نکاه می‌کنم الان چند ماهیه همش اینجا دارم از مشکلات می‌نویسم
چرا؟ چون که اتفاقای خوب اونقدر کم و وضوحش تو زندگیم کم شده که جدیدا تا میام بنویسمش، بازم مشکل بعدی شروع میشه.
شاید تا بحال اسم دیجی های متفاوت را شنیده باشید مثلا دیجی سونامی سولي دنس و.اگر شما هم دوست دارید بدون داشتن مهارت ریمیکس به یک دیجی تبدیل شوید سفارش دهید تا به اسم شما بهترین ریمیکس با بالاترین کیفیت را بسازیم
ساخت ریمیکس  و اطلاع از شرایط09140344082
وقتی از فتنه تیر ۷۸ اسمی به میان می‌آید، یک تصویر در ذهنم نقش می‌بنده. آن سال‌ها اینترنت معنایی نداشت و به عنوان یک نوجوان پرشر و شور، سرم دائم در کتاب و رومه بود.
همان روزهای ۱۸ یا ۱۹ تیر بود و همان سروصداها. با یکی بدتر از خودم گفتیم برویم ببینم چه خبر است. توی راه که نزدیک شلوغی‌ها می‌شدیم، هر چند رهگذر یکی رو به چیزی که در دست ما بود می‌گفت: "جمع‌ش کنید"، دیگری می‌گفت: "قایمش کن!". دیگری می‌گفت: "جوری بگیرش که معلوم نباشه لااقل".
ما هم بی
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.



















#کلیپ
کجا برم که عطر تو تو این هوا نباشه . ؟!
تصاویری از شهید لطفی نیاسر
با صدای حجت اشرف زاده
شهید راه نابودی اسرائی
فردا قراره یه تصمیم بزرگ بگیرم. یه اتفاق بزرگ تو زندگیم قراره بیفته.
بعد از اون همه روزهای سخت و طاقت فرسا، چند روز خوب به لطف خدا رسید. حالا که اون مشکلات حل شده و امیدوارم آتش زیر خاکستر نباشه، فردا باید یه تصمیم بزرگتر بگیرم.
اینجا می نویسم که یادم باشه
تلگرام، اینستاگرام، کلش و. . هزاران برنامه که ساعت ها وقتمون رو با اون ها هدر می کنیم. در حالی که هزاران مشکل و ایده در ذهنمون موج میزنه. برم استخر، مطالعه بکنم، ورزش بکنم، به کارهام برسم و. . 
گوشی های امروزی یا همون گوشی های هوشمند، در این زمونه در حد یک کامپیوتر هستند واسه خودشون. تو اینترنت بگرد، بازی بکن، با دوستانت چت بکن، فیلم ببین، موسیقی گوش بده، تحقیق بکن و هزار تا کار دیگه که الان به ذهنم نمی رسه. خود منم ساعت ها میشینم با گوشی مشعو
سلام
یه ویدئو از یه آقای روانشناسی بود که یه نکته خوبی گفت که دوست دارم به اشتراک بزارم باهاتون.
میگفت که حتما پیش اومده یه نفر یه رفتاری نشون بده از خودش که شما از اون رفتار خیلی بدتون بیاد. احتمالش هست که شما هم خودتون اون رفتار رو زیاد انجام بدید!
احتمالش هست ها نه که همه ی اون بدی ها رو دارید.
اینجوریه مکانیزمش که اون یه نفر یه آینه میشه که شما خودتون رو توش میبینید. ممکنه یه رفتار بدی شما داشته باشید که به یه نحوی خودتون رو قانع کردید که خیل
مدتی پیش که پویش درخواست توسعه خدمات بیان راه افتاده بودید ، دیدم که خیلی ها بر این نکته تاکید داشتن امکان دنبال کننده مخفی غیر فعال بشه ، من خودم هیچ کس رو بصورت مخفی دنبال نمی کنم ولی لازم دونستم نکاتی رو عرض کنم !
ورود به وبلاگ که تنها از طریق فهرست دنبال کنندگان نیست ، شما اگر وبلاگی رو بصورت مخفی هم دنبال نکنی از طریق نوار آدرس مرورگر خیلی راحت می تونی لینکش رو تایپ کنی و یه اینتر ناقابل بزنی و مطالب رو ببینی !
پس اگر قراره احساسی باشه که ا
همیشه اولین و مهم‌ترین چیزی که توی شناخت یه آدم برام مهمه و جذبم می‌کنه اینه که چیکار می‌کنه. هویت شغلی و آرمان و آرزوهای کاریش چیا هستن. خوش تیپ و خوش برخورد بودن و حتی موقعیت مالی و اجتماعی خوب یه آدم تا وقتی مطمئن نشم که هدف و اعتقاد و دغدغه شخصی‌ای برای خودش داره برام بی‌اهمیت هستن.حقیقتش آدم‌های بدون اعتقاد شخصی برام هیچ جذابیتی ندارن، آد‌م‌هایی که بدون آگاهی و بنابر جبر زمونه یه سبک زندگی‌ای رو پیش گرفتن.برای من هر سبک زندگی‌ای جذ
 دارم به این فکر میکنم که من دقیقا چند بار اومدم اینجا نوشتم که دیگه درباره ی کاف صحبت نمیکنم !حتی نوشته بودم که خطش زدم . اره نوشتم دیگه . خیلی . اما خب نمیدونم چرا باز یکی دو شبه به این فکر میکنم که عجب دوره و زمونه ای اِ!به کسایی گفتیم دوست . که الان هر چقدر چشم بگردونیم نمیتونیم پیداشون کنیم . نیستن . دیگه تو قلبمون نیستن .دارم به این فکر میکنم که چطوری میشه که ادما اینطوری میشن! اصلا چه بلایی سر خودمون میاد .که دیگه نمیتونیم منعطف باشی
 
 
این که با اخلاقت که کنترلی روش نداری، انقدر شکنجه روانی برا همکارات ایجاد کنی که دیگه حاضر به کار کردن نباشه و حاضر باشه روزیش قطع شه و به سختی بیفته اما زیر بار تحقیر نره. وقتی با یه نفر این برخورد رو داری ماحصل اتفاق خوشحالت می کنه؟ حس قدرت بهت می ده؟
 
 
 
 
 
 
 
امروز یه مطلبی خواندم از اینستا ارگانیک مایندد که بنظرم خیلی جالب و ضروری بود:
تغییرات شخصیتی بسیار بسیار بسیار با کندی می‌توانند صورت بگیرند؛صبور باش.
هیچ راهی برای موفقیت نیست، جز بارها شکست.
قرار نیست در زندگی موفقیت آمیز هیچ اضطراب و استرسی نباشه، بلکه برعکس چالش های بیشتر و سخت تری در بر داره.
باید فراموش کنم یه سری چیزها رو. یه سری چیزهای مستمر که یه زمانی خیلی مهم بودن. 
وقتی مقدمه ی یه فراموشی فراهم باشه، کم کم آدم میتونه فراموش کنه. میتونه فراموش کنه. همین مهمه. این که بشه فراموش کرد. چون باید بشه.
امروز نسبتاً زود بیدار شدم و خوبه، الان خسته‌م. یه مقدار ریگ روان میخونم و کم کم کم کم میخوابم.
شیر رامک عالیه، بقیه ی شیرا گُهن (شاید میهنم بد نباشه. یه مدته نخریدم یادم رفته).
 
" میم " یه چهل خطی برام کامنت نوشتهنصف کامنتشم بلاگفا خوردهو من با کامنتش اشکم در اومد قشنگ :))میم عزیزمخیلی ممنونم ازت ولی بدون من انقدر قدرتشو نداشتم که همون اول بگم " خدایاشکرت "فقط پرسیدم خدایا چرا.من خیلی زندگی و تلاش کردن رو دوس داشتماما الان فقط یه چیزی دوس دارم که فکر میکنم خودت بدونیو لازم نباشه دوباره به زبون بیارمش.من ضعیف شدممن امروز ته کشیدمتموم شدم!نمیدونم دوباره کی خوب میشم.هیچی نمیدونم.
بعد اینهمه سال هنوز وقتی اسمش میاد گوشام تیز میشه قلبم میریزه پایین اشک توو چشام جمع میشه که چند ساله گم شده و هنوز نتونستن پیداش کنن و هیچکس نمیدونه کجاس زنده س مرده س خودش رفته یا بلایی سرش آوردن
هنوز ته قلبم و ذهنم منتظرشم حتی اگه مال من نباشه
حوصله ندارم. بی خیال تمام جزوه های پخش شده تو اتاق با میم میرویم یک کافه میشنیم.صدای بلبل،حوض آبی اما حالم خوب نمیشه .از میم جدا میشم تو خیابان راه میرم حالم خوب نمیشه چایی نبات درست می کنم‌و پنجره را باز می کنم حالم خوب نمیشه .دیگه هیچ وقت حالم خوب نمیشه دلم می خواهد برم کوه ،بام  شهر و بلند بلند گریه کنم.  از کوه اومدم پایین دیگه هیچی یادم نباشه .دلم می خواهد تمام شم .
دانلود آهنگ چشم آبی محمد دل افکار
 
به روی چشم آبی نشسته خسته جونم
آهنگ بی کسیمو من زیر لب میخونم
خسته ام خسته ام خسته از این زمونه
شدم مثال صیدو فلک تشنه به خونم
فلک چو صیاد کرده نشونم
شده یه جلاد تشنه به خونم
 
برای دانلود به ادامه مطلب برویددانلود آهنگ
فکر می‌کنم فضایی که در اون زندگی می‌کنم هم در این قضیه بی تاثیر نباشه.
اتاق من همچنان یک فضای تمام کنکوری داره!
قفسه کتابهام پر کتاب تسته. هر کشو یا کمدی رو باز می‌کنم ازش جزوه و دفترچه آزمون میزنه بیرون!
دیوار های اتاقم هم همچنان پر یادداشت و خلاصه ست.
خببازم دارم دیر میخابم ولی خب خداروشکر باز بهتر از دیشبهاز خدا میخام فردا خیلی شلوغ نباشه چون گفتن شلوغه یکشنبه هافردا قراره با هم اتاقی دوران دانشگاهم(چقد غم انگیزه که دانشگاه شده فعل گذشته) قراره شیفت باشم ک  ترم بالاییم و اهل شهری توهمین اطراف بودخدایا فردا کار خرابی نکنم سوتی ندمبه خوبی و خوشی بگذرهمریض کمتر باشه والبته کمتر از امروز خسته بشم!تا پنجشنبه فیکس صبحم خدا بخیر کنه
نمیدونم کتاب چهار اثر فلورانس اسکاول شین رو خوندین یا نه؟ من بارها و بارها از این طرف و اون طرف اسمشو شنیده بودمتوی کتاب فروشی ها دیده بودمش ولی هیچ وقت راغب نبودم برم سمت این کتاب!! اصنم نمیدونستم این کتاب راجع به چی هست و همینطوری احساس میکردم کتاب جذابی نیست!! خلاصه حدود سه هفته پیش که رفته بودم توی یه کتاب فروشی قدم میزدم برای خودم و قصد خرید کتاب هم نداشتم، چشمم خورد به این کتاب! قیمتش هم خب کم نبود.کتابو باز کردممقدمشو خوندم به نظر جال
دلم گرفته از اینکه نه اونقدر خوب انتخاب کردم که راحت باشم نه اونقدر خوبم که ناراحت نشم.
زینبم
چه مادرت زنده باشه کنارت چه نباشه، از خانواده ی پدرت فاصله ی منطقی ای بگیر
صله رحم کن
بی حرمتی نکن
احترام به والدین پئرت بگذار
ولی از عمه ها و عمو هات و مادربزرگت فاصله ای بگیر که نتونن زیاد بهت نردیک بشن
من از نزدیکی شون اذیت و آزار دیدم
کسانی که با حرفهای نفاثات فی العقد گونه شون، همسر تحریک پذیرم رو بارها و بارها و بارها تحریک کردن.
بشین رفیق، بشین بخندیم به ریش این زمونه که هر روز صبح ما رو با وعده های خوشکل راهی میکنه و شب به ریش خوش باوری ما میخنده
دیالوگ سریال شهرزاد
+تازه فصل اول شهرزاد رو تموم کردم. مه. یه سریال بی نظیر ایرانی! برعکس تمام سریال های وقت گذران بی مصرفی که تو این چندساله ساخته شده
+ بچه های دانشگاه اصرار دارن که بیا اینستاگرام، ولی بهشون میگم من یه بلاگ دارم که خیلی بیشتر از این مضخرفات دوستش دارم!. به همین صراحت!
+ چندماهه که ذهنم درست کار نمیکنه،
بچه ها. من واقعا دوست دارم در مورد زبان خوندن کمکتون کنم.
اما، واقعا کاری رو که خودم به سر انجام نرسوندم، نمی تونم راهنمایی در موردش داشته باشم.
اما بهتون این قول رو میدم که پاییز وقتی ازمونم رو دادم و نتیجه رضایتبخش بود، مو به مو با جزییات بهتون بگم.
تازه اولا که من زبانم "خیلی ضعیفه".
دوما ممکنه روش های من برای همه کاربردی نباشه.
سوما، بچه ها جوینده یابنده ست‌. اگه میخواین ریسرچر قوی ای باشین، اول از همه باید بدونین مشکلاتتون رو چطور با سرچ حل
تو دوره زمونه ای که شما همه اینستاگرام دارن و عکس ها و ویدیوهای شاخ های مجازی رو میبینن جذاب بودن و جذب کردن افراد به خودتون خیلی سخت شده.
فکرشو بکنید دخترها اگه بخوان تو دید پسرهایی که هر روز دارن این شاخهای اینستارو دید میزنن، جذاب به نظر برسن یا باید ملکه زیبایی باشن در حد تیلورهیل یا باید در حد جنیفر لوپز بدن داشته باشن ، یا اگه هیچ کدوم اینا نیستن، دست به کار بشن و اعضای بدنشون رو یکم متورم کنن. یعنی مثلا لبها، قسمت بالای شکم و قسمت تحتانی
من فکر میکنم هر کسی تو این دنیا یک جفت روحی دارد . جفت روحی همون کسی هست که در همه لحظاتمان در کنارمان هست در شادی، غم ، همیشه در حال کمک به ماست . ممکنه ما حواسمون به اون نباشه ولی اون همیشه نگرانمان هست. همه آدمها یک جفت روحی دارن ممکن نیست نداشته باشند. 
خودمون رو با حرفهای دیگران گول نزنیم اونایی که زبونی میگن کنارمون می مانند جفت روحی ما نیستند وقتی به اطرافمان نگاه کنیم یکنفر را میبینیم که همیشه داره تلاش میکنه برای ما که واقعا جفت روحی ما
چند وقت پیش پای صحبت‌های آیت الله تبریزیان بودم
چندتا نکته شون
ناهار نخورید چند روز اول سخته بعد عادت میکنید(حتی برای درمان چاقی و دیابت هم همینو تجویز کردن)
تا وقتی درد وبیماری با شما مدارا می‌کنه دنبال دوا درمون نرید(خیلی اوقات خود بدن درمان می‌کنه)
برای شکم در نیاوردم رنگارنگ نخورید (حتی یک نوع غذا هم بیش از سه جز نباشه،و نکته اینکه حضرت علی نمک رو هم غذا حساب میکردم)
‏‏در اپیزود سوم بازی کما، شاهد بهبود گرافیک و نوآوری هایی در بخش گیم پلی خواهید بود.
‏همونطور که در خود بازی هم گفته شده، اگر اپیزود های قبلی رو بازی نکردید، قبل از اجرای اپیزود سوم، قسمت های قبلی رو به صورت کاملا رایگان بازی کنید تا با داستان و کنترل بازی آشنا بشید. برای راحتی شما کاربران عزیز هر سه قسمت، در اپیزود سوم قرار داده شده تا نیاز نباشه مجددا قسمت های قبل رو به صورت جداگانه دانلود کنید.
اپک مینی
کذب الوقاتون
کذب الوقاتون
کذب الوقاتون
از همون اواش، هرچی تاریخ اعلام کردن تهش اشتباه از آب درومد!! و بلخره امروز شد!!
نمیدونم چی بگم. راستشو بخاید حسی ندارم. فقط یه غم عجیب غریبیه.
اندوه بزرگیست!
اینکه کلن حسی نباشه وقتی قراره مهم ترین نتیجه ای ک تالا توو زندگیم بوده اعلام شه.
باعث میشه حس بدی داشته باشم ازین بی حسی!
و بدتر از هممم ی اینا اینه ک بست فرندم ک جای خواهر بزرگمه، چند روزه نیس!
و من امروز دیدم کامنتشو اینجا و حسابی ب هم ریختم!
یکشنبه عصر ی سر رفتم کتابخونه
خیلی وقت بود هوس کرده بود دوباره کتاب آناکارنینا رو بخونم
تا حالا شاید پنج شش بار خوندم این کتاب رو
آنقدر گشتم تا ی جلد اول که امانت نباشه رو پیدا کردم
ی کتاب هم از نیچه گرفتم. مشخصا خیلی سخته خوندنش
ولی خوب سعی خودم رو میکنم بخونم و بفهمم
ادامه مطلب
این موضوع برام خیلی عجیب بود؟ روزه خطرش برای بشریت بیشتره یا  آموزش ساخت بمب دستی , آشنایی با سازمان سیا, صهیونیت و اسرائیل . یا؟
ولی توی دنیا همه یه جور فک نمی کنن! بعضیا فک میکنن بمب اتم خطرناکتره و بعضیام میگن کرم ابریشم تهدیدیست برای بشریت!
تعجب نکنین, اگه گوینده آدم حسابی نباشه, مهم اینه که نفعش توی چیه؟
با هم بخوانیم:
وقت‌هایی مثل حالا که به فکرشم، منتظر پیامشم و اینها با خودم فکر می‌کنن اونن الان تو فکر منه. بعد از خودم می‌پرسم واقعا اون الان تو فکر منه؟ و بعد با خودم می‌گم اگه نبود منم بهش فکر نمی‌کردم و داشتم کار خودم رو می‌کردم. و اینجور خودم رو تسلی می‌دم. واقعیت اینه که دیگه پیر شدی برای این بازی‌ها برای عشق و عاشقی‌ها. واقعیت اینه که قرار نیست کسی عاشقت بشه و تو هم. هورمون هم نباشه وقتش گذشته. اونم یکی کوچکتر از تو، خب خودش زندگی و دغدغه‌های خودش
باسلام خدمت دوستایی گلم امروز براتون  یک سایتی رور اوردیم ک  میتونی باهاش  اندروید وبلاگ یا وبسایت خودتو درست بکنی و  قرار بدی تو گوشی دیکه نیاز ب ادرس دادن نباشه فقط اندروید بده به طرف همین    خود برنامه میبرش به سایت شما یا وبلاگتون  خب دیگه  خودتون برید ببینید خودم ساختم و قرار دادم توی سایتم  نمونش هس میتونی مال وبسایت مارو دانلود بکنی ببینی  کافه پارسی | CAFEPARSI
میدونی؟
- فک میکنه یهویی رفتن باعث راحت رفتنه :)
+آره، به بقیه که فکر نمیکنه، بزار راحت باشه!
-یعنی خودخواهه؟
+نه، نمیشه اینطوری گفت، شاید دست خودش نباشه
-نچ، قبول ندارم، فقط وقتی عزرائیل بیاد، رفتنت دست خودت نیست
+راست میگی، اینم حرفیه:(
-بخند :) ، خودخواهی و قول هاش برای خودش
+نچ، نمیشه، داغونم:(
-هععععععی، امان امان امان
+اوهوم، راستی سکوت!
-جانم؟
+الان که شکسته، میدونم مث تو جز سکوت هیچی بهتر نیست!
-آره رفیق، مال من خیلی وقته که شکسته:)
+:(
-:)
سین سک
یه جمله جادویی وجود داره
هروقت از دست کسی ناراحتم که دیگه چرا به یادم نیست با خودم میگم من به دنیا نیامدم که فکر و ذکرم این باشه خودمو به یاد دوستانم بندازم به دنیا اومدم که به همه کمک کنم عشق بورزم و محبت کنم
وقتی ناراحت میشم که چرا کسی از من قدردانی نمیکنه میگم به دنیا اومدم که عشق بورزم و کمک کنم به همه حتی اگر قدردانی درکار نباشه
وقتی کسی دلم را میشکنه با خودم میگم به دنیا اومدم دل همه رو ترمیم کنم نه اینکه منتظر عشق باشم
با این جمله واقعا آ
تقریبا همه پیام های درخواست نمره رو بدون دیدن پاک میکنم
چون اصلا وقتی دانشجو نمره رو می بینه یعنی نهایی شده و قابل تغییر نیست
منم قبل از ثبت نهایی نهایت ارفاق منطقی ممکن رو لحاظ میکنم
درخواست‌ها هم همگی در حد التماس دعای و خود دانشجو هم می‌دونه حقش اگر کمتر از اون نمره نباشه به هیچ عنوان بیشتر هم نیست 
حالا یکی پیام داده: 
باشه استاد شما مشکل ما رو حل نکنید ولی من ی جور دیگه میشناختمتون 

من برم تو افق محو شم که تصورات بچه مردمو به هم ریختم :د
و دارم میرم مصاحبه‌ی کاری. از همون‌هایی که قبلا هم زیاد رفتم، که میرم و نمیشه.
می‌دونید حس قبولی یا رد معمولا قبل از خروج از خونه احساس میشه. ولی آدم میره که رفته باشه، به خودش بدهکار نباشه، حرکتی کرده باشه.
تو حرکت برکت هست، حتی اگه نتیجه‌ی مدنظر حاصل نشه.
+ عنوان: خیلی ریز زدم به نام خودم =))
سیرشدی بروپیش همسرت وحید.این جمله نازنین به وحیدبودبعدازتن فروشی.وحیدگفت به نظرت مردهاتنوع طلب هستن.نازنین گفت مردایرانی ومردخارجی وزن ایرانی وزن خارجی هردودنبال وفاداری وایثارهستن تواین زمونه تنهایی یعنی بزآوردن یعنی بی وفایی.وحیددرحالیکه لباسهای خودراپس ازحمام ودوش گرفتن میپوشیدگفت همیشه تنهایی وجه مشترک سکس طلب هاهست.نازنین شروع به تمیزکردن لباس های خوددرتشت داخل حمام کرده بودوگفت تنهایی وجه مشترک آدم های تنوع طلبه.تواین سن عجل
-رفته بودیم تبریز این چند روز تعطیلی رو 
میخواستم بنویسم، زیاد ، ولی مگه همین سه تا کلمه بس نیست؟ "رفته بودم تبریز" . 
- شاید اگه مردم کلیبر برن دیگه حوصله شمال رو نداشته باشن. بهشته . بهشت واقعی. 
- تبریز قشنگ تر از تصورم بود . مگه میشه قشنگ نباشه؟ 
- تهران و تلخکامی من مانده است کاش، تبریز دیگری و شکر ریز دیگری
دامادمون داشته دیشب رانندگی میکرده ، یهو یه موتوری بی هوا میاد تو جاده برا اینکه نزنه بهش ماشینو منحرف میکنه ،چپ میکنه
ماشینش کاااملا داغون شده ، له له له شده اما بطرز معجزه اسایی حتی دستشم زخم نشده خداروشکر ، سالم سالمه❤
دارم فکر میکنم توی دنیایی که حتی نمیدونیم چند دقه دیگه چه اتفاقی میخواد برامون بیوفته ، چرا اینقدر دل میشکنیم؟ چرا اینقدر ناراضی ایم از همه چی ، چرا از زندگیمون لذت نمیبریم؟
تورو خدا موقعی میخواید وارد جاده ی اصلی بشید ،
چند وقت پیشا نزدیک در حیاط نشسته بودم یهو دیدم از اسمون صدا اومد قووووداااااا و یه چیزی فرود اومد وسط حیاط، برگشتم رو به مامانم گفتم مامان یه چیزی افتاد:رفتم بیرون دیدم یه مرغ نوجوون تو باغچه است
مامانم اومد گفت چیه؟گفتم به حق چیزای ندیده از اسمون مرغ میباره:|
کمی بعد یه پسر بچه در زد گفت جوجه من افتاده تو حیاطتون؟گفتم بله:|
یه ساعت دنبالش کردیم تو حیاط این میگفت قود قود قود قداااااا و جاخالی میداد
سر آخر گرفتیم دادیمش
امروز داشتم از کلاس ب
توقبل از اینکه کسی بهت بگه زیبایی برای سوء استفاده ازت هم زیبا بودی !اجازه نده کسی ازت سوء استفاده کنه و اگه (وقتی من نبودم که ازت محافظت کنم) ازت سوء استفاده کرد بهش راه خروج از زندگیتو نشون بدهقبل از اینکه گریه کنی به این فکر کن که اشکات ارزش ریختن به خاطر اون موضوع رو داره؟هیچ وقت به مادرت نگو ازش متنفریهیچ وقت خودتو دست کم نگیرلازم نیست تو شبکه های اجتماعی همه کل زندگیتو بدونن!(لااقل مشخصاتت واقعی نباشه)اجازه نده یه اشتباه تو مسیرت باعث بش
و برای آخرین روز شونزده سالگی قراره نه صبح برم کارآموزی ،ظهر که از سرکار برگشتم دو ساعت استراحت کنم بعد برم کلاس تا ساعت نه ده که تموم شه برگردم خونه و بازم تو راه درسارو با خودم دوره کنم و از سال دیگه اینموقع رویا ببفام.
فک کنم پایان قشنگی براش باشه چون تا ظهر با بهترین دوستام وقت میگذرونم و
از ظهر تا شبم برای آیندم تلاش میکنم
و یه روز میاد که بابت این روزا از خودم تشکر میکنم شاید اون روز دیر نباشه
شاید سال دیگه این موقع
و قرارم با خودم اینه سا
 
دانلود آهنگ جدید حمید هیراد به نام ای وای
Download New Music Hamid Hiraad – Ey Vaay
حمید هیراد ای وای
یه چال روی گونه دو ابروی کمونت دلمو میکشونه روز وصالمونه آره روز وصالمونه عشقی که بینمونه آره مال هردومونه میگذره این زمونه عشقه فقط میمونه عشقه فقط میمونه
برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید .
دانلود آهنگ با کیفیت 128
ای وای حمید هیراد دانلود آهنگ دانلود آهنگ ای وای دانلود آهنگ ایرانی دانلود آهنگ جدید دانلود آهنگ شاد متن آهنگ ای وای حمید هیراددانلود
دوستان نیک و کهنه سلام
باید در جریان باشید که من مدت کوتاهیِ که خواندن شاهنامه رو شروع کردم.
مدتیِ که دارم فکر میکنم شعر و تفسیر رو تو کانالم به صورت وُیس قرار بدم.
و خب خوب میدونم که منبعهای خیلی خوبی برای خوندن شاهنامه وجود داره ولی اون چیزی که باعث شد این ایده به ذهنم برسه این بود که من دارم کتاب رو کم کم میخونم شاید هر هفته نهایتا 15 الی 20 بیت و این باعث میشه که یهو یه حجم بزرگ جلوی رومون نباشه و بترسونتمون چون به هر حال شما با من جلو میرید و ن
دیوار اشعار هدفش این بود و هست که خیلی خودمانی هر حرفی برای گفتن داریم بزنیم و از هم یادبگیریم و یک دفتر دلنوشته ها و کشکول جمعی درست کنیم. فقط هم به نظرم نباید محدود به ادبیات باشه.
اما این طور که من شعر و اون هم با موضعات محدود انتخاب کنم شاید بهترین انتخاب نباشه و شاید خیلی دست را باز نذاره.
خواهش میکنم که اگر ایده‌ای برای بهتر شدن وضع این دیوار دارید حتماً اعلام کنید.
@ دو خواننده و البته نویسنده خیلی خوبی که این مدت مطالب خیلی خوبی به دیوار
 حرکت برای سربازهای شطرنج حکم مرگ و زندگی رو داره یا حذف میشن یا در آخر وزیر 
اما با تمام شباهت های شطرنج  تفاوتش با زندگی در اینه که 
 بعد از کیش و مات شدن داشته هات هم میشه زندگی رو ادامه داد و حتی دوباره سرپا ایستاد 
برای همینه که بعد از مات شدن هم کسی نمیتونه  شاه رو بیرون کنه 
جاگذاری در زندگی = چون هنوز شاه ِ خودشهِ
شاید به خاطر اینکه در زندگی ملموس نیست قابل باور نباشه ولی هر حرکتی در چی شدن ما تاثیر داره 
پس :
سرباز ها = انتخاب ها
شاه = و
زنگ اخر درس فیزیک داشتیم و چون چیزی یاد نمیگرفتیم باید کلاس رو تعطیل میکردیم. چن نمونه میگم. مثلا یه بار یه جارو بزرگ اوردیم تو کلاس و اینقدر گرد وخاک بلند کردیم که معلم خودش نیومد. یه بار دیگه من گفتم همه فرار کنیم و همه در رفتیم. یه بار دیگه پسر خالم گفت بیا روی صندلی معلم پنس بزاریم و وقتی دبیر نشت یهو بلند شدو دعوا و دفترو تعطیلی. یه دوست دیگم یه کاری کرد که جواب نداد. اومدیم یه ترقه با سیم وصل کردیم که وقتی کبریت رو روشن کردیم تو نصفه راه خام
از دور که به خودم و زندگیم نگاه میکنم میگم نه دیگه آدمای جدیدی قرار نیس ولرد زندگیم بشن زندگیم اونقدر حال بهم زن هس که خودمم میخوام ازش فرار کنم از زندگیم از خودم از اطرافیانم 
یا مثلا وقتایی که حوصله ندارم با ادمای جدید اشنا بشم نمیخوام بدونم کی اند چی اند و حتی اسمشون چیه!چون همیشه پیش خودم میگم همه ادمارو هم که بشناسم هیچ کس حاصر به شناختن تو نیس! شاید حرفام عجیب باشن و هیچکس نفهمه چی میگم. نمیدونم هرشب سعی میکنم تو ذهنم خودم با آدمی که نمیش
سلام.
بعضی وقتها فکر میکنم باید چکار کرد بعضی وقتها ادم تو دو راهی گیر میکنه؟
باید خودت را انتخاب کنی یا بقیه؟
اگر خودم را انتخاب کنم تا اخر عمر از خودم گله مندم و ناراحت که خودخواهی کردی و اگر بقیه را اتخاب کنم ، نمی دونم تا کی باید عواقب و حرص تصمیمات اونا را بخورم.
دلم می خواهد کسی بود که می تونستم مامانم را بدون نگرانی بهش بسپارم و برم جایی که تا اخر عمر کسی نباشه
فقط خودم و خودم
بین یک عالمه غریبه که لازم نیست حرص ناراحتی و مشکلات و انتخاب
عشق برا من این نبود که در جواب ابراز علاقه ت برخلاف حس درونی م بی محلی کنم بهت و تا مدت ها تو رو دنبال خودم بکشونم که خودت هم باورت شه چقدر عاشقی.
عشق برا من این نبود که در جواب ابراز علاقه ت بر خلاف حس درونی م با دست پس بزنم و با پا پیش بکشم و بری و بیای و از من جذاب تر برات نباشه.
عشق برا من این نبود که در جواب ابراز علاقه ت بی هیچ تی علاقه م رو ابراز کنم و بعدی هپیلی لیود اور افتر بشیم.
عشق برا من این بود که در جواب ابراز علاقه ت بی هیچ تی عل
دوستانیکه به مشکل ارزن هضم نشده در مدفوع عروس برخورد میکنند:
اگر ارزن درسته و هضم نشده دفع کنه طبیعی نیست.یا ارزن کهنه و غیر قابل هضمه و یا قرمز و وارداتیه یا شن چینه دان تمام شده و باید تامین بشهیا عفونت روده داره .باید شن و ماسه و یا پودر صدف در دسترسشون باشه که برای هضم بهتر ازش استفاده کنند
پس اول ضمن تهیه ارزن سالم (حتی المقدور ایرانی که مواد نگهدارنده نداشته باشه) شن و ماسه دردسترس پرنده بگذارین و هم سه روز متوالی ده قطره سرکه سیب داخل ۱۰
چیزی كه آدم رو پیر میكنه، گذر زمان نیست، حرف نزدنه. مگه آدم چقدر میتونه حرف رو حرف بذاره و بریزه توی خودش؟ كلمه روی كلمه بچینه و شهر و كوچه‌هاش رو بالا پایین كنه؟ آدم هر چقدر صبور، هر چقدر توو دار، یه جایی بالاخره كم میاره. یه جایی میبینی خسته‌ای از این خودت و خودت بودن، از این بی‌شنونده بودن. مثل آدم در حال سقوط، دست میندازی كه فقط پیداش كنی. در حد دو كلمه! در حد یه سلام و خداحافظی ساده، در حد اینكه فقط به خودت قوت قلب بدی كه آروم باش، یكی هست.
هنوزم بی اعتمادم. به همه بی اعتمادم. نمیتونم درداشون رو باور کنم، اتفاقات زندگیشونو باور کنم.
ولی سعی میکنم بهشون کمک کنم، توی کابوسام راهشون میدم و میذارم ذهنمو درگیر کنن. 
آخرشم به خودم میگم: نکنه میخواد جلب توجه کنه؟
میدونی ذهن من میخواد از اهمیت دادن فرار کنه. میگه که شاید دروغ باشه همه حرفاشون تا مجبور نباشه یه آدم دیگه رو هم تو اولویت هاش قرار بده اما در نهایت باز هم اون آدم وارد یه لیست بلند از آدما میشه؛ از آدمایی که حس میکنم بهشون کمک
 به شروع جدید
زمینت میزنه، زانوهات ک خم شد ،کمرت ک شکست، لبخند میزنه و میاد بالاسرت
،اونوقت با نیشخندی که تو نگاهشه بهت میگه، پاشو
حالا میتونی ادامه بدی.
قانونش همینه، باید ببازی، تا بتونی برنده شی.
چجوریشو
یادت میده، یاد میگیری حرفاتو تو مغزت مرور کنی، نقطه ضعفاتو به کسی نشون
ندی،حتی عزیزترینهات، اشکاتو حراج نزنی، غرورتو حفظ کنی، صبور بشی
زندگی مثل یه مادر تَر و خشکت میکنه
یاد میگیری بدون کمکش راه بری، تکیه ندی، استوار قدم برداری، س
داشتم فکر میکردم یکی از بزرگترین بدبختی های اجتماعی ما بازیگران زنمون هستن نوعا بی مغز بی حیا و نخود هر آش
بعد فکر کردم چرا صدا و سیما چهارتا بازیگر خوب انقلابی تربیت نمیکنه که محتاج این افریته ها نباشه،بعد دیدم کمتر زن با حیا و درست حسابی ای حاضره بازیگر بشه!والاع
البته بازیگر زن خوب هم داریم ،کلی عرض کردم
*مرده شور اشاره به داستان مرده شوری که اینهمه مرده می‌شست و دریغ از تذکر و باد مرگ،بازیگرا هم از این جهت که اینهمه دیالوگ اخلاقی میگن و
خسته ام . خیلی خسته . از زندگی و همه ی آدمها خسته ام . دیگه نمی خوام برای زندگی تلاشی بکنم . حتی آینده ی بچه هام هم دیگه برام مهم نیست . دیگه اینهمه زحمت و تلاش و بدو بدو بسه . وقتی آدم اینهمه زحمت می کشه و همش بی نتیجه می مونه . وقتی حتی نزدیک ترین آدمهای اطرافمون هم قدر نمی دونند و نمی فهمند . یعنی فاتحه همه چی خونده شده . 
از قدیم و ندیم گفتند برای کسی بمیر که برات تب کنه . و من توی این دنیا هیچ کسی رو ندارم که برام تب کنه ! هیشکی رو ندارم .
دارم تغییر می‌کنم و از این همه تغییر می‌ترسم.
از اینکه محدوده‌ی امنم بزرگ‌تر شده؛ از اینکه راحت‌تر ارتباط برقرار می‌کنم؛ ؛ از اینکه دیگه دلم نمی‌خواد خودم رو توضیح بدم مبادا کسی اشتباه بفهمه؛ از اینکه دیگه با اضطراب و نگرانی آدرس کانالم رو به کسی نمی‌دم؛ از اینکه با خیال راحت هرروز اونجا غر می‌زنم، حرف‌های نگفته‌م رو می‌زنم و مثل قدیما هر بار قبل از ارسال هر پست، واکنش تک‌تک مخاطب‌ها رو در نظر نمی‌گیرم می‌ترسم.
از اینکه یه‌باره ا
اولش شبیه خواب ترسناک میمونه که منتظری بیدارشی و همچی تموم شه و خوشال باشی که فقط یه خواب بود بعد کم کم که باورت میشه چه اتفاقی افتاده همجور فکری میاد سراغت تا تورو بازنده ترین ادم دنیا نشون بده که همچیشو باخته و سعی میکنی یا درستش کنی با جا دادن یه ادم دیگه تو زندگیت و شروع دوباره یا به مازوخیسم ترین حالت ممکن سعی کنی خودتو بیشتر عذاب بدی  بعدش معمولن فکرت که میرفت سمت اون شخصی که نباید میرفت اعصابت بهم میریخت از همون افکار ولی دیگه بهم نر
دیگه کم کم داره از روزاى تعطیل بدم میاد. نمیتونم استراحت کنم و آرامش داشته باشم، پس ترجیح میدم برم سرکار و خوابگاه نباشم.
دوتا تفاوت بزرگ بین احساس تنهایى و تنها بودن وجود داره. من دوست دارم تنها باشم، یعنى اطرافم کسى نباشه. اما اصلا دوست ندارم احساس تنهایى بکنم.
خوابگاه شلوغه، این شلوغى منو خیلى اذیت میکنه. اما وسط این شلوغى، من احساس تنهایى میکنم. 
خیلى زیاد
اما آن‌ها دروغ‌گو هستند، و می‌دانند که دروغ‌گو هستند، و
می‌دانند که می‌دانیم که دروغ‌گو هستند و با این وجود با صدای بلند دروغ می‌گویند
نِژ داره می‌خونه و چیزی نمونده بزنم زیر گریه. هنوز از
مطلب قبل‌م بیست‌و‌چهارساعت نمی‌گذره. دوزِ ورزش و مطالعه‌م رو بالاتر بردم، از
تخت ت نخوردم و همه‌ی این‌ها از وخامت اوضاع خبر می‌ده. انگار یه حقیقتِ پنهان
بوده که جا انداختم‌شو این اتفاقات باعث‌شدن صاف بخوره توی صورت‌م. همه‌چیز و همه‌کس
ت
دارم به این فکر میکنم که هیچ چیز اتفاقی نیست :) 
مدتی هست برنامه ی قطعی یک سال آینده ام رو ریختم و احتمالا تو این یک سال تو این شهر خواهم موند. 
اول که پیشنهاد کار بعد از فارغ التحصیلیم از طرف اول مسئول اورژانس بیمارستان "ب" و بعد هم دیروز از طرف رییس دانشکده امون برای بیمارستان خصوصی خودمون. 
آشنا شدن با یه گروه تو کافه ی محبوبم و شرکت کردن تو جلساتشون و ملاقات آدم های متفاوت ، درست وقتی که قراره تو این شهر دیگه کسی کنارم نباشه تا چند ماه آیند
خب
نمیگم ادم خیلی موفقی بودم خودم و اینا رو اصلا و ابدا به عنوان یه مشاور نمیگم به عنوان  یه دوست یا یه نفری ک پارسال شرایط شما رو داشته میگم
1
ته دلتون میدونم ممکنه نگرانی داشته باشید  ولی در جهت منفی زیاد نباشه لطفا
ازمون هایی که تا الان دادی ن کنکور بوده نه جایی از ایندت ثبت میشه اون ازمون ها صرفا واسه تست خودت بوده ک ببینی شرایط چجوریه
ولی تو کنکور قرار نیست صرفا همون نتیجه رو بگیری! 
به قول یکی از هم دانشگاهی ها هیچ کس تا روز کنکور نمی
یکی توی توئیتر می گفت برای تحمل شرایط سخت، بودن محبوب و معشوق لازمه. نباشه نمی کِشی. دلیلی نمی بینی برای کشیدن. 
حالا اینو تعمیم بده به همه ی شرایط زندگیت. درس خوندن، طرح، کار کردن توی این اوضاعِ سخت، استرس برای آینده که چی میشه؟ 
نباشه، نمی کشی.



+ بعضی وقتا واقعا کم میارم و فکر می کنم من آدم این سبک زندگی که ناگزیر انتخابش کردم، نیستم.
* سادس از امیرعباس گلاب
.
میگم: تو مثل جلالی (آل احمد) و من مثل سیمین (دانشور)
تو نوشته هات اقبال عمومی بیشتری داره.مثل جلال که همون زمانِ زنده بودنش شناخته شد نوشته هاش نقد و تفسیر شد.باهاش مصاحبه های مکرری شد.به عنوان فردی ی شناخته شد
.
من، اما سیمین.مخاطب های خاص خودمو دارم.ازون پروپا قرص ها.ازونا که اگر بد بنویسم میان پی ویم گله میکنن.ازونا که حوصله ی خوندن هزارتوهای کلمات رو دارن
.
سیمین چندان ک باید شناخته نشد.اونقدر ک به اجبار به ترجمه رو اورد‌جور
یک آدمی رو تصور کنید که وقتی ازش تعریف میشه هیچ عکس العمل خاصی از خودش نشون نمیده. نهایت لبخند بزنه وقتی ازش انتقاد میشه بازم هیچ عکس العملی نشون نمیده و تشکر میکنه . اغلب خستس و حوصله ی هیچ کس رو نداره . برای فراموش کردن مشکلات خودش به مشکلات بقیه گوش میده. در بیان کردن احساسات خیلی ضعیف برخورد میکنه . اغلب کم میاره در جواب بعضی سوالات توی موقعیت های مختلف دقیقاً چی باید بگه ! خیلی ساکته . جدیداً داره بد قول میشه البته سعی میکنه با بد قولیش به
حالم خوب بود؛ چند روزی می‌شد که حالم واقعاً خوب بود. بعد از حال‌خرابی هفته‌های گذشته این هفته رو خوب شروع کردم. ساعت بیداری‌ام از 12:30 یا 1 رسیده به 9:30. قدرت ریسکم توی معامله‌های بورس بالا رفته و بعد از مدت‌ها توی همۀ معامله‌هام سود کردم. درس خوندن رو شروع کردم و ویرایش هم هنوز سر جاشه. می‌دونم که این تمرکز نداشتن روی یه موضوع واحد سخته؛ ولی این‌ حالم رو بد نکرده. تا عصر خوب بودم. حتی توی آرایشگاه هم که س رو اتفاقی دیدم خوش‌خوشک سربه‌سرش م
دوره کارشناسی یه استاد داشتیم کلاً هر کی میرفت اتاقش میگفت چی میخوری قهوه . چای و. همه چیز داشت. میگفت هر چی میخواید بردارید. تعارف نداشت . یه شکلاتای سوئیسی هم داشت خواهر زادش براش میفرستاد شکلات تلخ98% .میخوردی دپینگ میکردی انگار . انقدر هشیاریت برمیگشت!!. خالص خالص بود :)))
الانم یه استاد داریم میری اتاقش؛ خودشون هر چی دارند تو کشو و روی میز تناول میکنند دریغ از یه تعارف :)))
خیلی خوبیه :)) البته دروغ نباشه رفت یه پارچ آب آورد گفت خواستی بخور
 یه روز یه پارچه ی گل
گلیِ ظریف و نخی از توی چمدان شگفت انگیز سبزمون درآورد و گفت: می خوام
برات یه پیرهن تو خونگی بدوزم.
دوخت. وقتی تموم شد گفت: بذارش کنار برا وقتی حامله شدی.
از همون روز تا امروز کنار بود. امروز پوشیدمش.
از اون موقع برای حاملگیم ذوق داشت.
امروز پوشیدمش بی اینکه جنینی در درونم باشه. 
و شاید هرگز نباشه.
 
 
چقدر دلتنگتم. چقدر بغض دارم.
دلتنگ تو مامان قشنگم. دلتنگ دخترکی که هرگز نخواهم داشت.
گاهی دلم برای مردای این دوره زمونه ی ایران میسوزهنمونش همین دوستمخانوادش مذهبی بودن و این پسر تا حوالی سی سالگی محرم نامحرم رو رعایت میکرده و هیچ رابطه ج.نسی هم نداشتهبعد میفهمه که این تربیت ها قدیمی شده و این ارزش ها دیگه زندگیش رو پیش نمیبرههنوز اما، معیارای سنتی رو داره: میخواد یکی رو بگیره که خودش اولین مرد زندگیش باشه اما از اون طرف اعتماد نداره که دختره راستشو بهش گفته باشه که قبلا حتی عاشق هیچ مردی هم نشده باشه چه برسه به رابطه بدنیبه
میل به ساخت چیزی داشتم و این وبلاگ ساخته شد. یعنی مثل بچه‌دار شدن بعضی زوج‌ها؟! به هدف رنگ و لعاب‌دادن به زندگی یکنواخت شده و محکم‌‌کردن روابط بین زن و شوهر؟! برای ناپدید‌کردن تنهایی آشکار شده؟! یا اینکه به این نتیجه رسیدم که چیز‌هایی در وجودم ارزشمنده که می‌خوام به واسطه غریزه طبیعی‌ام در موجود زنده دیگری از وجود خودم به ارث بزارم؟! یا عاقلانه و منطقی با درایت و تدبر با تمام عشقی که به زندگی و کائنات دارم می‌خوام این وبلاگ را بسازم و تا
سلام دوستان
 یه موضوع انشا دارم برای رفقای خفن و اهل قلم، با موضوعات کلاسیک‌طور:
- به یاد موندنی‌ترین کمکی که انجام دادین.- موردی که خودتون چیزی رو دوست داشتید، ولی به کسی بخشیدینش. - روایت داستانی که کسی به نیازمندی کمک کرده و شما در جریان بودین.- اگر جایی واسطۀ کمک شدین و به نتیجه رسیده. 
فقط اینکه متن خیلی بلند نباشه (حدود 15 خط) ، لحنش ترجیحاً محاوره باشه و اگر دوست دارید عکسی براش در نظر بگیرید و بفرستید، یا تو وبلاگ خودتون بنویسید و لینک ب
امروز بعد از مدت‌ها با خودم خلوت کردم
زیاد تنهام، اما اینکه خلوت کنم کم پیش میاد.
اینکه در لپ‌تاپ رو ببندم، گوشی رو کنار بذارم و برام مهم نباشه که کی چی ممکنه بگه و چه‌کارم می‌تونه داشته باشه.
پیشنهاد می‌کنم حتما انجامش بدید.
اینکه گوشیتون رو خاموش کنید و روی زمین دراز بکشید. به راحت‌ترین شکل ممکن.
نیازی نیست به چیزی فکر نکنید. اما به ذهنتون هدف ندید. به مشکلاتتون فکر نکنید و بذارید ذهنتون خودش پیش بره. بره دنبال اینکه مثلا درختا چه موجودت
به نام او.
روز های شلوغی هستن این روز ها.عقد متین و سفری که در پیش دارم و پیاده روی شبانه و بعضی بیرون رفتن های جزئی تقریبا وقتم رو پر کرده و خوشحالم.
میخوام فقط برم و ببینم و لذت ببرم.چیزی که شاید تو تابستون های اخیر نبود یا کم بود یا مقاومت میکردم ک نباشه.
از ۷ تیر که اومدم خونه تا امروز خیلی شده،ینی انگار خیلی بیشتر از سه هفته طول کشیده.
دلم خیلی ؛ چیز های رمانتیک و قشنگ میخواد!
دلم املت رو اتیش با چایی ذغالی میخواد!دلم هوای خنک پائیز رو میخوا
مست بودیم تو خیابون. یه گوشه نشسته کنار نرده های اونجا. گفتم از زندگی خودم اگر بخوام مضمون بشکم بیرون که باهاش داستانی بنویسم، اون اینه که وقتی میدونم نهایت هرچیزی که با یه آدم دارم بالاخره بوسه است و عشق، باهاش دعوا میکنم. بهش بدی میکنم. مریض نیستما یعنی ممکنه یعنی. ولی اگه کسی مهم نباشه چرا دعوا کنی. گفت باحاله ولی چطور میشه باهاش پیرنگی پیش برد؟ گفتم نمیدونم. شاید اصلا پیرنگی با همچین چیزی پیش نره هیچ وقت تو دنیا. گفت شایدم بره و باید کشفش ک
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب