نتایج پست ها برای عبارت :

سید طالع باکویی حسرت کربلا

حسرت خوردن تو زندگی خیلی سخته، من ک کل زندگیم به حسرت خوردن میگذره، آخرشم میمیرم و به هیچ کدوم از چیزا و کارایی که دوس دارم نمیرسم، دوس داشتم یکی باشم جز اینی که هستم :/واقعا نمیشه خودمو تغییر بدم، من همینم چیکار میتونم بکنم !!!بزرگترین حسرت شما چیه ؟ 
                                                                       من عاشق حرمتم                                                                         دیوونه کرمتم                                                                       عمری پای علمتم                                                                             یاحسین                                                                    
الهی شکر
کربلا و اربعین و معجزه
معجزه . . هر گاه ذهن را درگیر می بینم به قلبم که مراجعه می کنم مطمئمن است. چرا نباشد اکر در مسیر باشد و توکل به الله اکبر با همه ی تجربه ها و دیده ها در این سال سی.
و باز هم معجزه از پی معجزه های پی در پی که شمارش دیگر از دست خارج است. همیشگی است . صبح و شام
خدایا دوستت دارم.
خدایا شکر
تو کوچه های زندگی غریب و در به درپی شهادتم من شکسته بال و پر
اگرچه بی لیاقتم ولی به روم نیار
بیا و مادری کن و به من محل بذار
دلم هلاکه یک نگاه مادرانته
تویی که یاحسین قشنگ ترین ترانه ته
بدون زینبیه من نفس نمی کشم
تا زنده ام از عشق بی بی دست نمی کشم
تو رو به جون مادرت آقا دیگه بیا
نذار بازم بشه غروب کربلا به پا
همون یه کربلا برای عمه جان بسه
نذار بگن حریم زینبیه بی کسه
غر زدن ممنوع تا اطلاع ثانوى! حالا كه دارمش عشق رو میگمحسرت بى حسرت ! همه چى حل میشه .به قدرتش ایمان دارم. باز هم عشق رو میگم تنها معجزه اى هست كه دستهایت رو محكم میگیره و از منجلاب كرختى بیرون میكشه و دستهامو میذاره تو دست هاى مهربان تو باید زندگى رو ساخت من زندگى رو با تو میسازماى عشق
تور کربلا هوایی ارزان
با توجه به نزدیک شدن به ماه محرم و برگزاری تور کربلا برای مشتاقان حرم امام حسین و حرم حضرت ابوالفضل  که تابه حال موفق به دیدن این دو حرم که در کربلا واقع است.
  نشده اند یا دوباره مشتاق سفر به این مکان زیارتی هستند.
 شرکت آژآنس هواپیمایی رحمان گشت تور های سفر های  زیارتی  خود از جمله تور کربلا هوایی ارزان  از تهران را فراهم کرده است.
 که شما مسافران را باکمترین هزینه به این مکان مقدس ببرد.
 و از شهر نجف که امام بزرگ شیع
حسین* آیه های اشک آلود سوره فتح و ظفر خداست
سوره ای نه مکی و نه مدنی؛
که تنهای تنها در کربلا نازل شد.
الف لام حسین*!
حروف مقطعه ای که تفسیرش با خون است. 
و این خون، خط سرخ خداست
یک طرف با حسین*، یک طرف بر حسین*!
حسین* یک لحظه است؛
لحظه ای که انسان میمیرد تا انسانیت زنده شود.
لحظه ای که انگار اسرافیل صور گرفت و م کرد
و استخوانهای پوسيده انسانیت از لابلای خاکهای سرد جاهلیت بیرون آمد و روح گرفت.
حسین لحظه ایست که تمام نمیشود.
گویی مکان به تماشا
شهر سوال ـ طالع‌بینی به روشهایی گفته می‌شود که برخی باور دارند به یاری
آنها می‌توان از آینده و سرنوشت هر کس آگاه شد. در واقع علم اختر گویی یا
طالع‌بینی به معنای تعبیر و تفسیر آینده با توجه به وضعیت ستارگان است.بخش سایر مسائل شهر سوال بر بال اندیشه ها
ادامه مطلب
.
( یاضامن آهو )
دارم هوایِ مرقدت ای شاهِ مندل می طپد در سینه ام ای ماهِ من
.
از کودکی نامت شده وردِ زبانعشقت در این دنیا شده همراهِ من
.
کمتر زِ آهو نیستم مولا بیاتا بنگری بر محبسِ جانکاهِ من
.
افتاده ام در بندِ صیّاد زمان آقا نظر کن بر اسارت گاهِ من
.
چون بچه آهو بر مزارت سر نَهمدستی کشی  تا بر سرِ گمراهِ من
.
بر پنجره فولادِ تو گشتم دَخیلکافی نبوده، همّت کوتاهِ من؟
.
مهمان شدم گاهی اگر بر سُفره اتقانع نشد گویا دل خود خواهِ من
.
لایق نبودم در کنار م
اگر تا به حال به برنامه هایی که دشمن برای شهرهای مذهبی تدارک دیده شک داشتیم، آن چه که در ورزشگاه کربلا اتفاق افتاد می تواند ما را به توطئه های فرهنگی دشمن، مطمئن سازد.
با طرفداران لیبرالیسم که حرفی نیست؛ اما مذهبی هایی که گاه روشنفکربازی در می آورند و برای به دست آوردن دل آن وری ها تیر و ترکشی هم نثار امثال علم الهدی می کنند باید به خودشان آمده و قدر این عالم شجاع و مدافع حریم امامت را بیشتر بدانند.
کربلا اگر علم الهدی داشت جوار امام غریبمان ع
( حسرت دیدار )
گوزلریم نن یاش آخور  ئوز سر و سامانیم نن
جانا گلدی ئورگیم  حالی پریشانیم نن
ای منیم طالعی آشفته  سنه واردی گله م
چوخلو گوردیم آجی لیق  همدم جانانیم نن
ئورگیم تنگه گلوب   سینه ده زندانی اولوب
درد، چوخدور کی دیم  غصه ی پنهانیم نن
یارادوبور نجه آلله  آلا گوزلی صنمی
بیر باخیش آیری سالار  مکتب و ایمانیم نن
یولمی؟ گر چی خطا  گئتمیشم امّا بیر عـمور
قاپوون سائلی یم  دیده ی بارانیم نن
لاله گون اولسادا دریا  گوزومون یاشی لن
انتظارون چک
کتاب تا کربلا : شهید اگر شهید باشد می شود دلداده، دلداده به سيدالشهدا…
 
کتاب تا کربلا : گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی
معرفی:
این کتاب داستان سرباز کاروان محمد صلی الله علیه و آله و سلم است.هرکس دلش می خواهد خدا او را در کاروان پیامبر اکرم بپذیرد باید مثل این شهدا باشد.
 
بریده کتاب(۱):
مرحوم آیت الله العظمی اراکی می فرمایند: شبی در خواب امیر کبیر را دیدم. جایگاهی خوب و رفیع در عالم برزخ داشت از او پرسيدم: راز این مقام عالی شما چیست؟جواب داد: این
قابل توجه کسانیکه از کربلا جاموندید و از امام حسین علیه السلام گله مندید
✳️روزی شاگرد امام صادق علیه السلام نزد ایشان آمد وپرسيد: مطیع امر امام یعنی چی؟
امام سیبی را که در دست داشتند به دونیم مساوی تقسیم کردند وجلوی شاگردشان گذاشتند وفرمودند:
نیمی از این حلال ونیمی حرام است!
‼️شاگرد با تعجب پرسيد چرا؟!
امام فرمودند :
کسی که مطیع امر امامش باشد هر چه را امام بگوید بی چون وچرا وبدون شک میپذیرد، اگر تو مطیع واقعیه امامت باشی نباید شک کنی وب
دانلود مداحی جواد مقدم دلم هواییه هوای کربلا
شب ۱ صفر 97نوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیدلم هوائیه هوای کربلاهوای روضه تو شبای کربلابا روضه جاریه دوباره زندگیتا اینکه دق کنم برای کربلادلم گرفته زندگیمو زیر و رو کنواسم یه زندگی تازه رو شروع کنتو بهترینارو برا من آرزو کنتو بهترین رفیقمی چقدر کریمیاجازه دادی که باهات بشم صمیمیرفاقتم با تو داره میشه قدیمیحسین من حسین من ای نور عین من
متن مداحی دلم هوائیه هوای کربلا جو
تور کربلا هوایی ارزان و نکات ضروری آن
تور کربلا هوایی ارزان و نکات ضروری آن را میخواهیم در این مقاله به شما مسافران عزیز توضیح بدهیم.
۱ – زائرین عزیز فقط در قالب کاروان های معتبر زیر نظر سازمان گردشگری و یا سازمان حج و زیارت برای زیارت عتبات عالیات اقدام کنید .
۲ – برای رزور تور عتبات از سایتهای معتبر سازمان حج و زیارت یا سازمان گردشگری استفاده کنید .
رحمان گشت پارسیان با بیش از 15 سال سابقه معتبرترین سایت عتبات است.
که زیر نظر سازمان حج و زیار
تو مسیر کربلا ، روی ویلچر نشستن و دستتون ب هیچ جا نرسيدن و ناتوانی ، جواب منصفانه ایه بعد این همه آزار با نام حسین علیه السلام و کربلا ! جواب منصفانه ایه بعد این همه تهمت و ظلم و ریا کاری!
بازم فخر بفروشید. ادامه بدید. بازم تهمت بزنید.
ادامه بدید.
  + حواسش هست اون بالایی با هر چی که باهاش فخر فروختید ، تاوان پس میدین!
هر جور که تهمت زدین ، خوار میشین!
 
#یادش_بخیر
در سال های گذشته آقا مهدی خیلی دوست داشت از اربعینی ها در مسیر پیاده روی باشه ، ولی می گفت همسر محترمشون یک سال زحمت کشیده و با تمام مشکلات وسختی ها روبرو بوده ، می گفت که لیاقت کربلا رفتن رو ایشون دارن و با این کار می خواست گوشه ای از زحمت های ایشون را جبران کرده باشه . 
پس این ایام را در خانه می ماند و بچه داری می کرد تا همسرشون به همراه خانواده به کربلا مشرف بشن .
تا اینکه سال گذشته محمد آقا ( فرزند آخرشون ) به دنیا اومده بودن و خانومش
دانلود مداحی حسین سیب سرخی سر خم نمیکنم جز رو به پرچمت
هییت روضه العباس علیه السلام
جلسه هفتگی 29/4/98
نوحه شور
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحی
سر خم نمیکنم جز رو به پرچمت
بی تابم از الان واسه محرمت
با روضه رفتنم با گریه کردنم
حق داری گردنم سلطان کربلا
اربابی به خوبی شما ندیدم
دنیا رو به غیر کربلا ندیدم
من عشقی جز توی کربلا ندیدم
اربابم حسین حسین عزیز زهرا 
 
متن مداحی سر خم نمیکنم جز رو به پرچمت حسین سیب سرخی
 
رو میز
بسم‌الله
وقتی ساعت یک ربع به نه هر شب، پای کانال سه میخکوب می‌شوم، فقط حسرت یک چیز را می‌خورم. حسرت فراری دادن جاسوسی را که اینقدر نیروهای اطلاعاتی و عملیاتی برای کشف، پیداکردن روابط و دستگیری‌اش زحمت کشیدند.
و به راحتی آب‌خوردن، فراری‌اش دادیم. بر سر مذاکرات هیچ!
یادمان نرود به سیب و گلابی‌های برجام، فراری دادن جیسون رضائیان را هم اضافه کنیم.

پ.ن
۱: از دست ندهید سریال خوب، خوش‌ساخت و پلیسی گاندو را.
۲: انتظار روزی را می‌کشم که وزیرفعلی
و مثال آن چنان باشد که شخصی در خواب می بیند که به شهری غریب افتاد و در آن جا هیچ آشنایی ندارد، نه کس او را می شناسد و نه او کس را. سرگردان می گردد. این مرد پشیمان می شود و غصه و حسرت می خورد که من چرا به این شهر آمدم که آشنایی و دوستی ندارم. و دست بر دست می زند و لب می خاید. چون بیدار شود نه شهر بیند و نه مردم. معلومش گردد آن غصه و تاسف و حسرت خوردن بی فایده بود. پشیمان گردد از آن حالت و آن را ضایع داند. باز باری دیگر چون در خواب رود خویشتن را اتفاقا در چ
میگه تهش اونی که باید برنده باشه عشق و کشف و اتفاقه نه تعهد و دلسوزی و وظیفه.
فکر می‌کنم همین تفکر ما رو بگا داده. زندگی رمانس، کشف و عشق و اتفاق در مقابل زندگی عقلانی تعهد و دلسوزی و وظیفه.
هنوز بلد نشدم خودم رو موظف کنم اما باید که بشه. باید زندگی معقول رو انتخاب کنم و همت کنم اونجور باشم تا بتونم از این رمانس کثافتی که وجودم رو پر کرده دور بشم. چاره‌ای نیست باید معقول بود، و الا تهِ تهش باید انگشت حسرت بگزی و خب کی این حسرت رو انتخاب می‌کنه؟ د
ته دلم خالیه. احساس میکنم جا موندم از رویاهام. نه تنها حس می کنم از بقیه هم سن و سالام عقب افتادم هر چند ممکنه تو ظاهر این جوری به نظر نرسه ولی خوب حسه دیگه، چه میشه کرد؛ احساس می کنم از خود قبلم هم عقب افتادم. حس پسرفت می کنم.
یه ناراحتی ته ته دلم هست، نمی دونم چیه اصلا.
بعضی وقتا همه چی رو میندازم گردن شرایط زندگی ام، ولی بعد به خودم میام؛ میگم نه واقعا تقصیر خودمم هست. ولی خوب که چی؟ احساس الانم تقصیر خودم بوده؟ خوب چیکار کنم؟ الان رو چیکار کنم
یا حق
گاهی انسان برای نداشتن چیزهای بزرگ حسرت می خورد
و گاهی کوچکها انسان را رها نمی کنند
صبح وقتی من سمپاشم هرچه بخواهی اذیت کرد تا بعد از یک روز معطل آن شدن بالاخره سمپاشی نصفه و نیمه کردم در برگشتن دیدم که همسایه مان خیابان را از مانده گوگرد های باقی مانده در سمپاش مسیر طولانی را آلوده کرده
برای یک کوچک بزرگ حسرتی خوردم که نگو!
. اصلاً می دانید چه میگویم
مثل این می ماند که شما محتاج نان شب باشید و همسایتان سطل زباله بیرون درب خانه گذاشته
اوضاعش دیگر خیلی خراب شده بود با اینکه تا نفس آخر دلش به تسلیم نبود.
اما میدانی، همیشه در زندگی یک چیزهایی را تو میخواهی یک چیزهایی را خدای تو.
او ماندن را میخواست اما گویا مشیت خدایی که می‌پرستید بر راه دیگری بود.
بقیه بار و بندیل را جمع کرده بودند که برای اربعین به کربلا بیایند. او هم دلش به راه پیمایی بود
اما باز هم لازم است بدانی که در زندگی، گاهی بعضی چیزها را تو میخواهی اما شرایط موجودت نه.
شرایط موجود او نمی‌گذاشت با بقیه دل به جاده بزند
یه غمی هست که حسادت نیست، غبطه نیست، حسرت، نه کاملا، نه، نیست؛ غمه. و بی نهایت سنگینه. چگاله و تا بیاد حل شه، ساعت ها و بلکه روزها رفته. غمِ دیدن یه زندگی استیبل، امن، آروم، پایدار، عاشقانه، منطقی، میوه دار، ریشه دار. که اگه یه آدم معمولی باشی و عاشق نباشی این غم میشه حسادت. اگه عاشقیت تلخ و پوچ باشه این غم میشه غبطه و حسرت. اما تو عاشقی، و این غمه که داره وجودتو میخوره، و هر آن بهت یادآور میشه که معشوق نیست، زندگی ای که می تونست در جریان باشه، عا
نه شیرین نه شور انیمه ای با طعم پرتغالی.
همه ی انسان ها حسرتی کوچک یا بزرگ احمقانه یا زیرکانه در زندگی خود داشته اند این حسرت ها لحظه به لحظه زندگی ادم را دنبال میکنند تا زمان مرگ اما درمیان همه ی این غم ها حسرتی هست که میتواند قلب انسان را پاره پاره کند حسرت از دست دادن عزیزان حتما یا خودتون یا افرادی را دیدین که وقتی عزیزی را از دست میدهند تمام خاطرات خوش و غمناک لحظات خنده و گریه همه و همه با هم به فرد حمله ور میشوند تا دنبال صاحب مشترک خاطرا
دانلود مداحی محمود کریمی ای علمدار من ای سپهدار من
عزاداری شب دهم محرم الحرام 92هیئت رایة العوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیای علمدار من ای سپهدار منبیا بریم به خیمه ها با منای علمدار منای سپه دار منبیا بریم خیمه ها با منساقی تشنه هاای یله کربلابیا بریم خیمه ها با منای علمدار منای سپه دار من بیا بریم خیمه ها با منمتن مداحی ای علمدار من ای سپهدار من محمود کریمیساقی تشنه هاای یله کربلابیا بریم خیمه ها با منای علمدا
شعر نوحه و مداحی مخصوص محرم
 اللهم ارزقنا کربلاروز و شب دارم دعا           آرزومه ای خدا        دیدن شیش گوشه ی کرببلاهمه رفتن کربلا              به دیار نینوا          اسم من از قلم افتاده خدامن و این دیده ی تر        من و قلب پرشرر     من و یک عکس ضریح کربلا       حرم اربابم حسین       صحن بین الحرمین      شده فکر و ذکر و خواب هر شبمهمه سوز و ساز من         اینه امتیاز من       که غلام و سینه چاک زینبممیرسه تو هیئتا         به مشام جان
ماهنوش تو ، می رَوی ومی نو شَم #جرعه های بی تابیاَ ز #نگاهِ بارا نیم #می لَغزی اَ ز دو دیده اَ م چون اَشگ دَ ر #غمِ و وَ عدِ ه های #پنهانی یک عُمر #حسرت و پَشیما نی چو می دانَمفردا می روی زین جا مَن در اِنتِظار باز گشتَتمی نِشینَم بر #درگاه خونه #چشم می دوزَم به راه #ماهنوش_منشی زاده❤️
بسم الله
دوستش داشتم. وقتی شروع شد یک کارشناس پژوهشی پاره وقت اداره ای دولتی بودم، آن زمان مرتب می نوشتم و بعد از اتمام کارم در آن اداره، تق و لق شد و سرانجام آمدم اینجا.
شاید اگر از اول می دانستم نرم افزار مهاجرتِ بیان، به بلاگ اسکای نمی رسد، در آمدنم تجدیدنظر می کردم، چه اینکه یکی از دلایل آمدنم غیر از امکاناتِ خوبِ بیان، همین بود که می توان  همه پست ها را آورد.
نامش پرینت های ذهن بود و با نام، جوهر می نوشتم.
بعدها آنقدر کربلارفتن و رسيدن، برا
در سفر ادواردو به مشهد یکی از همراهانش او را به یک شهربازی که به تازگی در مشهد ساخته شده بود می‌برد. ادواردو برای او تعریف می‌کند که در ایتالیا یک شهری بود که معروف بود به یک مرکز مذهبی در ایتالیا و همه آن شهر را به آن مرکزیت مذهبی‌اش می‌شناختند. اما کسانی که با دین و دین‌داری مخالف بودند می‌خواستند این شهرت مذهبی را از آن شهر بگیرند تا دیگر به آن مرکزیت مذهبی‌اش معروف نباشد. آن‌ها چون نمی‌توانستند آن مرکز مذهبی را از بین ببرند تصمیم گرف
میدونی شهید زین الدین مرد با اخلاص خدا میدونی ما هر چی می کشیم از کسانیه که محرم و فاطمیه پیرهن مشکی میپوشن ریش بلند میکنن تو دم و دستگاه اهل بیتن کربلا و راهیان و مشهدشون براهه ولی خدا گواهه خدا گواهه یه جو قد یه جو مردونگی تو وجودشون نیست یه عده ریشوی بی ریشه اند که هنرشون بی آبرو کردن بقیه اس و فخر فروختن با داشته هایی که از خودشون ندارن که مراسم ها تموم میشه بعدش میشینن پشت سر بقیه حرف میزنن تهمت میزنن غیبت میکنن آبرو میبرن ظلم میکنن ،
درست بعد از گذشت 6 ماه نه تنها یادم نرفته، سیر از دیدار نیستم، برای مسافرت های دیگری برنامه ریزی نکرده ام، بلکه همه اش با خودم دو دو تا چهار تا می کنم ببینم می شود بزودی باز هم عازم کربلا شوم!؟
فکر می کنم کم گذاشته ام،
شاید هم دلتنگی را بهانه کرده ام،
اصلا شاید دردی دارم که درمانم تویی امام حسین جانم!
بین تمام خبرهای شبکه ی خبر، هنوز واژه ی عتبات دانشگاهیان را خوب می بینم و خبرش را می خوانم و دلم می لرزد و وسوسه می شوم و یک آن، ترس تمام وجودم را می
چند عکس نوشته مناسب برای پروفایل در ایام اربعین
حب الحسین یجمعنا

بی شک  در مسیر پیاده روی اربعین صحنه های ناب و زیبایی رویت می شود. از این صحنه ها عکس بگیرید و برای ما ارسال کنید تا با نام خودتان منتشر کنیم. برای ارتباط با ما از طریق کانال افراطی در سروش اقدام کنید. https://sapp.ir/efrati94

برای دریافت عکس ها روی آنها کلیک کنیدعکس ها در ادامه مطلب.







التماس دعا
قلبم هزار تیکه شده . هر چی دست و پا بزنم فایده ای نداره.تو سهم من ازین دنیا نیستی
وچه ظالمانه س .و انگار من با حسرت زاده شدم .اینکه ازین به بعد تو نیستیو من نمیتونم باهات حرف بزنمو ده تا کوفت و زهر مار دیگه رو اه اه اه گندش بزنن که هیچی من مثل آدمیزاد نیست
بالاخره رفتیم این دورهمی رو.
متاسفانه فکر کنم دیگه از بچگی دراومدم و وارد دنیای آدم‌بزرگا شدم. نشون به این نشون که خودم آنجا و دلم جای دیگری بود. نگران و مضطرب خانه و کاشانه. یادش بخیر وقتایی که تو خونه کلی بحث می‌کردم و پامو که می‌ذاشتم بیرون، دنیا به مبدا صفر برمی‌گشت و ناراحتی یا خوشحالی از نو شکل می‌گرفت. الان هرجایی هستم، احساسات جای قبلی که بودم رو هم با خودم حمل می‌کنم. به عبارتی قوه‌ی ناسیه!م از کار فتاده.
بهشت حسرت شنیدین؟ اینم دور
به نظر حقیر، تنها نعمتی که توی این دنیا ارزش حسرت خوردن را دارد، خانواده ی خوب است. هست کسی که همه اعضای خانواده اش آرآم، دانا، از خود گذشته، باهوش و موفق باشند؟ اگر چنین کسی باشد، در واقع خدا در بهشت چیز چندان جذابی برای عرضه به او نخواهد داشت!
در سفر ادواردو به مشهد یکی از همراهانش او را به یک شهربازی که به تازگی در مشهد ساخته شده بود می‌برد. ادواردو برای او تعریف می‌کند که در ایتالیا یک شهری بود که معروف بود به یک مرکز مذهبی در ایتالیا و همه آن شهر را به آن مرکزیت مذهبی‌اش می‌شناختند. اما کسانی که با دین و دین‌داری مخالف بودند می‌خواستند این شهرت مذهبی را از آن شهر بگیرند تا دیگر به آن مرکزیت مذهبی‌اش معروف نباشد. آن‌ها چون نمی‌توانستند آن مرکز مذهبی را از بین ببرند تصمیم گر
دارن اذان میگن چی دعا کنیم؟هوووم!اینکه خدا کمک کنه.کمک کمک کمکچیزی ک خیلی خیلی بیشتراز هر چیز دیگه ای ازش توقع دارم.نمیدونم چرا روز ب روز بدبخت تر میشیم. چرا .این حسرت های زندگی آخر منو میکشه. ای کاش میشد زندگی رو بهتر میکردیم. جهنمیه برا خودش.بریم بکپیم.دلتنگانه.
نیستی 
و نمی دانی 
نقاش شده ام
و هر روز
در قاب روزهای
تکراریم
انتظارت را 
با حسرت میکشم
.
این چن روز نت نداشتم
ب خاطر برنامه ای درسی که خواهر رویا برام ریخته بود(مرسی عاولی بود)میخواستم نت نخرم
ول خب خب دلم براتون سوخت
گفتم از داشتن همچین آدم فوق العاده ای محروم نشین
در این گزارش به شرح وقایع ساعت به ساعت روز عاشورا می‌پردازیم که بر
اساس اوقات شرعی کربلا و با متن مقاتیل تنظیم شده است.
طبق محاسبه مرحوم دکتر احمد بیرشک در گاهشماری ایرانی» واقعه کربلا به
حساب گاهشماری شمسی ۲۱ مهر سال ۵۹ هجری شمسی می‌شود. تاریخ شمسی هم که مثل
قمری نیست که تغییر کند. موقعیت زمین نسبت به خورشید ثابت است و می‌شود با در
آوردن اوقات شرعی شهر کربلا در این تاریخ حرف‌های مقتل نویسان را به ساعت و دقیقه
برگرداند
در این تحقیق علمی، ا
تور کربلا هوایی ارزان و اطلاعات شهر کربلا 

ختلاف ساعت با ایران: ۱/۵- ساعت
زبان رسمی: عربی و کردی
واحد پول: دینار عراق
کد کشور: ۹۶۴++
کد شهری: ۴۰

شماره تلفن‌های اضطراری:
پلیس: ۱۲۲۱۰۴

آمبولانس: ۱۲۲

آتش نشانی: ۱۲۲۱۱۵
جهت رانندگی: راست
فرودگاه بین المللی: ندارد
 تور کربلا کربلا شامل دیدن کردن و زیارت  حضرت امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل (ع)، خیمه گاه ، کف العباس ، نهر علقمه، قتلگاه، مقام حضرت علی اصغر (ع) ،تل زینبیه، مقام حضرت علی اکبر (ع) و زیارت مقا
.
( زینتِ پدر )

دُختِ حیدر خواهرِ ناموسِ دین
فخرِ نسوان آلِ هاشم را نگین
زینب است پرورده ی خیرالنسا
خطبه هایش در اِسارت آتشین
زینِ اَب ، زینت بوَد بر پنج تن
چون علی باشد به هنگامِ سخن
پاکیش والاتر از مریم بوَد
اُسوه باشد درحیا این شیرِ زن
نامِ زینب زنده کرده کربلا
کهنه کی  گردد قیامِ نینوا
چون ابوفاضل علمداری نمود
سرنگون هرگز نشد خونین لِوا
در میانِ عاشقان عاشق ترین
در کلاسِ عشق او لایق ترین
مرغِ طوفانِ بلا بنتِ علی
در وفایش از همه صادق ترین
ک
با حسرت های زندگیمان چیکار کنیم؟ خیلی از ماها در زندگی کم و بیش حسرت‌ هایی را تجربه می‌کنیم و وقتی به گذشته فکر می‌کنیم در مورد کارها‌ و تصمیم‌های‌مون افسوس می‌خوریم. مثل حسرت‌هایی در مورد شغلمون، رابطه های خانوادگی مربوط به والدین ، فرصت‌های اقتصادیمون، عدم مراقبت درست از بدن، و چیزهای زیادی که وجود دارند و همه‌ی ما در مورد زندگی خود داریم.
بنظر میاد حسرت خوردن در مورد تصمیماتون در طول زندگی، طبیعیه! چون هیچ کس عاری از اشتباه نیست.
دانلود مداحی جواد مقدم کرب و بلا غروب شده بارون می باره
جلسات هفتگی 92نوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیکرب و بلا غروب شده بارون می بارهکوچه ی مان خیس است دوبارهکرب و بلا چه سِرّیه بازم جامانده اَممن چه شب هایی را با اشک به صُبح رشاندممن را شکسته است بالی بده به قلبم حالیدور ضریحت غوغا جای من امشب خالیحرم غروب کرب و بلا خوا خوب هر شبمحرم پُر از برو و بیا خواب خوب هر شبمحرم ضریخ کبوتر ها خواب خوب هر شبمبه اسم تو قسم
تور کربلا هوایی ارزان و اطلاعات شهر کربلا 
ختلاف ساعت با ایران: ۱/۵- ساعت
 
 
زبان رسمی: عربی و کردی
 
 
واحد پول: دینار عراق
 
 
کد کشور: ۹۶۴++
 
 
کد شهری: ۴۰
 
 
شماره تلفن‌های اضطراری:
 
 
پلیس: ۱۲۲۱۰۴
 
 
آمبولانس: ۱۲۲
 
 
آتش نشانی: ۱۲۲۱۱۵
 
 
جهت رانندگی: راست
 
 
فرودگاه بین المللی: ندارد
 
 
تور کربلا هوایی ارزان و نکات ضروری آن
 
 تور کربلا کربلا شامل دیدن کردن و زیارت  حضرت امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل (ع)، خیمه گاه ، کف العباس ، نهر علقمه، ق
السلام علیک یا رضاجـــآنـــ
روبروی نگاهتان حرفهایم را گفتم 
قلمِ دلتنگی ها را که مینوشم
دادم دستِ شما
روبروی خودم آقا ولی
دلم برای تو تنگ میشود
انگار بچه ای دست مادرش را در شهری غریب گُم کرده باشد 
انگار تو را گُم کرده باشم
گریه ام نمیرسد به تو 
به هیچ کجا 
میترسم بمانمو با بُغض نداشتنت
همانگونه که کبوترت پر کشید
دلم مانده
جا مانده
در غریبی ای که روبروی خودم بود
منــ.  دلم برای خودم میان نگاه تو جا ماند

وقتی کبوترت پرکشید 
دلم به
طالع بینی چینی متولدین سال موش می‌گوید افرادی که متولد این سال هستند روحیه پرخاشگرانه و تهاجمی دارند و گاهی پرحرف و گزافه‌گو می‌شوند. اصلا خود موش با ویژگی‌های جذابیت و خشونت به دنیا آمده است و در نگاه اول، شوخ‌طبع و متعادل به نظر می‌رسد. اما نباید فریب او را بخورید، چون خشونت و نا آرامی در پس این چهره خونسرد پنهان شده است. اگر مدتی با او همنشین یا همسفر شوید، به عصبانیت و تند‌خویی او پی خواهید برد. از دیدگاه طالع بینی چینی متولدین سال م
چشمانم را دوخته ام به تقویمی که بی تو،
حیران و سرگردان روزهایش میگذرد و سطر به سطرش، در دل خاموشی های این دوران
، پریشانیِ احوال مرا ثبت می کند.
و در دل تاریکی های وحشت زا، دقیقا
میان راه، غریب مانده روی این روزهایی که هرگز تکرار نخواهند شد.
این
روزهایی که همیشه تو در آن بوده ای و من نبودم و اما بی تو تلخ، زندگی
جریان داشت.
تقویم من زخم های سربسته ی روزگار را در خویش به فراموشی نسپرده است، همچون زخم دلتنگی های مدام و حسرت هایی ناتمام.
به
رفتم مقر،بالاخره دیدمشون،خیلی حرف زدیم روی کاغذش چیزهای زیادی نوشته بود ، شاخص ترینش پر انرژی ، اخرای حرفش گفت آینده درخشانی میبینم برات ، نمیدونم خوشحال باشم یا ناراحت ، کاش میگفتی من آدم این کار نیستم ،کاش میگفتی نمیتونم ، یک استعداد یا نه یک حسرت
دختری را میشناسمهرشب موهای بلند مشکی اش راروی بالشت رها میکنددر رویای نوازش عاشقانهوزنی راکه در حسرت نوازش موهای سپید کوتاهشهرشب آهسته اشک میریزد صبح دخترک قبل از همه از خواب بر میخیزدموهایش رادر آینه شانه میزندوبامهارت تمام چشمان سرخ زن راپشت انبوهی از ارایشپنهان میکند.خ سعادتی_پامچال  
یکی نیس بگه اون نوشته من فکاهی نبود ابلهِ صورت نابووود‌!
البته فکاهی بد نیست هاااا.اما من فکاهه نویس نیستم.میفهمی؟
فقط به خاطر اینکه یه کلمه نوشتم حتما قدیمیا وقتی عاشق هم میشدن به جای مزخرفات مرسوم به هم میگفتن" خون شد دلم از حسرت آن لعل روانبخش!"ینی چییییی؟این میشه فکاهی ؟؟؟
شما بگید.!
شما به این نظر میخندید؟شما به شعر حافظ میخندید؟
میانِ آدم و ابلیس جو ازل سے چھڑا
وہ معرکہ ہے ابھی تک زمیں پر برپا
ہر ایک دور میں حق والے جان دیتے رہے
ہر ایک دور میں حق خوں سے سرخرو ٹھہرا
ڈٹے رہے سر میدانِ حق نبی لیکن
یہ جنگ پہنچی سرِ کربلا تو راز کھلا
نشانِ ہمت و صبر و رضا ہے نام حسین
مقاومت کا ہے مظہر زمینِ کرب و بلا
زمینِ کرب و بلا ہے، زمین عالم کی
ہر ایک روز ہے مانند روزِ عاشورا
ادامه مطلب
بسم الله . .
تو این حدود یه ماهی که امتحانات پایان ترمم تموم شد و تابستون شروع شد خیلی فرصت ها رو از دست دادم.
امان از دست کارام و گناهام.
شرمنده ام.
اما حسرت به گذشته فایده داره؟!
این کار چیزی جز از دست دادن فرصت های اکنون و پیش روم چیزی داره؟!
پس یاعلی آقا محمد.
مرد راهی یا علی.
یه فرصت یه ماهه پیش روته.
ببینم چه میکنی.
گاهی یک میز در گوشه‌ترین جای طبقه‌ی دوم یک کافه می‌شود تمام چیزی که از چشم باز کردن، در هر چشم بر هم زدن و تا چشم بستن به آن فکر میکنی. گاهی هم تصور یک نیمکت توی یک پارک تاریک که با خنده و شوخی از میان نیمکت‎های دیگر انتخاب شده تمامت را درگیر میکند و لحظه‌ای از فکر کردن به آن ثانیه‌هایی که دیگر قرار نیست هیچوقت تکرار شوند، فارغ نمی‌شوی.
می‌توان عاشق لحظه‌ها شد، مثلا آن لحظه‌ای که رو به یک منظره‌ی خاص ایستاده‌ای و طنین یک صدای گوش‌نواز د
امشب پرونده یک سال اعمالمون رو دست امام زمانمون دادن، خدایا برات کربلا رو نصیب همه آرزومندان کن، خدایا امیدوارم به کرمت که از گناهانم گذشته باشی، خدایا  من روسیاه هر سال با کوله باری از گناه میام به درگاهت، خدایا بگذر از گناهان منه ناسپاس. خدایا کرمت را شکر، خدایا داده هات رو شکر، خدایا نداده هات رو شکر. خدای مهربونم شکرت که تو قلبم محبت ائمه رو گذاشتی
با حسرت های زندگیمان چیکار کنیم؟ خیلی از ماها در زندگی کم و بیش حسرت‌ هایی را تجربه می‌کنیم و وقتی به گذشته فکر می‌کنیم در مورد کارها‌ و تصمیم‌های‌مون افسوس می‌خوریم. مثل حسرت‌هایی در مورد شغلمون، رابطه های خانوادگی مربوط به والدین ، فرصت‌های اقتصادیمون، عدم مراقبت درست از بدن، و چیزهای زیادی که وجود دارند و همه‌ی ما در مورد زندگی خود داریم.
بنظر میاد حسرت خوردن در مورد تصمیماتون در طول زندگی، طبیعیه! چون هیچ
همه چیز عادی بود تا شب
تا شب که چند تا اسکرین شات از یک مکالمه به یاد موندنی به دستم رسيد. خوندنشون ده دقیقه طول میکشه و از اون موقع هر ده دقیقه یک بار میرم و میخونمش
میخونم که یادم بمونه.خوندنش برام عذاب محضه ، شکنجه ی روحیه اما باز هم میخونم
فردا که از خواب بیدار شم دوباره میخونم
میدونی رفتم امتحان کردم و دیدم حتی میم هم نمیتونه توی این قضیه اثری داشته باشه که حتی عصبانی تر و خشمگین ترم میکنه
نمیدونی ، هیچی نمیدونی.باید جای من باشی که نیستی و
امروز دوبار. نه سه بار حس حسرت را تجربه کردم دوبار در نمایشگاه کتاب و بار اخر هم اخر شبی در اینستا
قابهایی دیدم از دیگران که دوست داشتم خودم در ان قابها میبودم خودم می افریدمشان
قابها برای ما به منزله دستاورد و ماحصل تلاش هستند نتیجه زحمتی و تلاشی که در لحظه ای برای دیگران و خودمان تجلی می کنند
مهم است که ادم قابهای شیرین داشته باشد تصویرهایی که برایش حاوی ارزش باشند
پس باید ارزشهای روشن وجود داشته باشند تا مقوم قابها باشند و البته که قابها
تو ذهن من و شاید تو ذهن خیلیای دیگه، اسم آقاجون با چایی روضه گره خورده. انگار این دو تا اسم یه معیت و همراهی خاصی با هم دارن. 
از وقتی یادم میاد - فرقی نمی‌کرد کجای تهران و چه ساعتی از روز و شب - بساط چایی روضه با آقاجون بود. از روضه عارف‌نظر و علامه‌ی مداح تو خیابون ایران و خونه‌ی غنی‌پور تو بهارستان، تا قلهک و نیاوران و کلی جای دیگه، همیشه بساط چای روضه رو آقاجون اداره می‌کرد. 
صبح زود از خونه می‌زد بیرون تا وقتی گریه کنای حضرت میان برای جلس
پیش از این هم اعلام شده بود که ناپولی برای حضور هر چه قوی‌تر در فصل آینده به دنبال اضافه کردن یک مهاجم به ترکیب خود است. مهاجم سابق ناپولی فابیو کوالیارلا امسال آقای گل لیگ ایتالیا شد تا هواداران ناپولی حسرت از دست دادن او را بخورند. اما دی‌لورنتیس، احتمال بازگشت کوالیارلای 36ساله به ناپولی را رد کرد ولی گفت امروز دوشنبه خبر خیلی خوبی برای باشگاه در پیش خواهد بود و اعلام خواهد شد.
روزی که اینجا از کنکور ارشد نوشتم فکر نمی‌کردم اینقدر زود به آن نزدیک شوم و استرس و خیالش خیلی زیاد نبود؛ اما حالا که فقط دو روز مانده، پر از خیال و استرس و حسرتم، حسرت اینکه کاش جدی‌تر گرفته بودم.
من تمام که نه اما با شرایطی که داشتم، تلاش زیادی برایش کردم و نمی‌دانم نتیجه‌اش چه می‌شود، کاش خوب باشد.
حالا در این دو روز لطفاً برایم دعا کنید و انرژی تان را بفرستید که خیلی خیلی نیاز دارم.
دریچه ای به خیال من باز است 
می تابد از آن کسی در اوج
در این ساحل خشک و سرد و عجیب
احساس می کنم طراوت یک موج
سرم در آسمان پیدا است
دری روبروی چهره ام باز است 
پشت در چیست ؟ نمی دانم
میان شک و تردید گمراهم
می کشم بار فکر سنگینی عمیق
راه بس طولانی و بی پایان
شایدم نمی رسم هیچ گاه
به درهای قفل این زندان
مهر می تابد از دستانی 
که پر شد از دستان دگر
شب به شب در حسرت خورشید
ماه مرا می دهد تسکین
از آسمان سقوط کردم
بی آنکه آگاه از آن باشم
پشت حجم یک دریا
افت
السَّلَامُ عَلَى الْقَاسِمِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِی علیه السلام::وقتی که روی چهره‌اش ابرو کشیده شدچشم تمام شهر به آن سو کشیده شدآیینه‌ی حسن شده یا ثانی ِ علی؟قدرش به سنگ ِ این دو ترازو کشیده شدچشمش به نامه‌ی پدرش خورد، کربلاوقتی که دست‌های دعاگو کشیده شدوقت نبردش از طرف خیمه ها چقدرذکر علی و بانگ ِ هوالهو کشیده شد!پایش نمی رسيد به روی رکاب، صبحعصرش بلند قامت و زانو کشیده شداحلی من العسل» شد و با سم اسب‌هابر سینه‌اش شمایل ِ کندو کشید
من در لحظاتی از زندگی ام دچار حسرت بوده ام ، مثل همه ی آدمهای دنیا . چند روز قبل به کامک برای داشتن چیز های که داشتنشان دستاورد خودش نبود ، حسودی میکردم. ولی حالا  انگار هیچوقت  آن حس وجود نداشته.چون فکر میکنم همه چیز به خود ادم برمیگردد و چیزی که باعث میشود احساس خوبی داشته باشم چیزهاییست که خودم ساخته ام.شاید برای من سخت تر باشد ولی به من ثابت شده که هر کاری را کهبخواهم» میتوانم با ضرب و زور انجام دهم .ب.ن: منظور از ضرب و زور ، مجبور کردن دیگرا
شاید این فرق من و صبر و یه مشت زمزمه است
شاید این حسرت یک نگفتن درد دل است
شاید این آتش یک کوه پر از غم باشد
شاید این ترس نگاه از همه ی تن باشد
آتشی از نفسم میگذرد
بی دلیلم بی دلیلم پی خود
شاید این در پی خود بودن یک تن باشد
یا فراری ز تنی پژمرده
یا که احساس نفهمیدن این تن باشد 
شاید آن حس غریب نقطه ی امیدی بود
که زمین را به نگاهی وصل کرد
و سپهر را به دو دستم می داد
و مرا از همه ی این شاید ها دور کرد
سایه ام را همراهم کرد
بار ترس را از دوشم برداشت
 و ته
به نام خدا 
سلام
من یک دخترم، مجرد و درون گرا هستم و لیسانس دارم. همیشه حسرت یک زندگی شاد و آروم رو داشتم. از زمانی که بچه بودم پدر و مادرم اختلاف داشتند. همیشه تنها بودم و بدون هم بازی. زیاد با کسی رفت و آمد نداشتیم. به خاطر ساکتی و کم حرف بودن همیشه با هم سن و سالان خودم مقایسه می شدم که چرا مثل اون ها حرف نمی زنم.
هیچ لحظه ی شادی تو زندگی نداشتم. تنها خاطرات خوبی که به یادم مونده از همسایه های خوب و دوستان و همکلاسی های دوران مدرسه و دانشگاست. اکث
همه تلاشت رو میکنی که اونی که یک زمانی عاشقش بودی و عاشقت بود(بخونید میمرد برات)رو فراموش کنی،بعد یک شب به خوابت میاد و صبح وقتی بیدار میشی یه غم خیلی بزرگ،یه حسرت عمیق رو با همه وجودت احساس میکنی و اون خواب لعنتی همه تلاشت رو به باد میده.
من عشقی رو تجربه کردم که دعا میکنم هیچکس اونو تجربه نکنه،اگه قراره آخرش نرسيدن باشه.
خیلی سخته،خیلی
بسم الله
همان‌طور که خیلی دل‌چسب است وقتی از سفر کربلا برمی‌گردی، بعد از اولین نمازی که در ایران - مثلا در مرز شلمچه - می‌خوانی، سر به سجده بگذاری و از دل بگویی اللهم ارزقنی زیارة الحسین فی الدنیا و شفاعته فی الآخرة»، خیلی دل‌چسب است که اگر توفیق یافتی و در ماه رمضان قرآن را ختم کردی، شب یا روز عید فطر، دعای آغاز تلاوت قرآن را بخوانی و شروع کنی: بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین.
پ.ن. گرت هواست که معشوق نگسلد پیوند/ نگاه دار سرر
پیرمردی ته همدم پیر
 
ناله سر دوره شنی بیه میشکا
ته سرپیش بیبو تلای ونگه وا
ته دست بزوئه پینه پیر مردی
ته سرنوشت همینه پیرمردی
با هیچکس ناینی کینه پیرمردی
 
استغفار و صلوات ورد زبون
 
علی و ممد و حسن وچه نوم
شمه اعتقاد دور پیر مردی
ناشتنی سواد دور پیرمردی
ته وون غریب جا پیرمردی
پسر زن ورنه سوا پیرمردی
ته رفق پیر پیرمردی
 
بخاری ره تش هاکن با لله وا
مهمون کلسی تا صواش گوگزا
نهار نفت کاکه نیم دونه پلا
پیر ادم نوونه سرد پیرمردی
وچه تا بووش
 گویند که ازدل برود هر آنکه از دیده برفت.عمریست از دیده برفته است و در دل مانده.باز نشستم رو بروی همه ی خاطراتم. روبروی یک دنیا زندگی، اما فقط توی قاب پیام های شیشه ای.زنده ی زنده.این روزها حس میکنم عقربه های ساعتِ زمان افتاده انگار روی دورِ تند. ساعت را که نگاه میکنم زود میگذره، ثانیه هاش تند تند جابجا میشن و دقیقه هاش چشم به هم میزنی رفتن روی عدد بعدی. و ساعتشو که دیگه نگو! عین برق و باد میگذره ، اما موندم چه حکمتی داره که عمر من تموم نم
حال این روزهام من رو یاد وقتى میندازه تو سن تعیین كننده ى زندگیم بودمو و مات و مبهوت مونده بودم از بى پشتوانگى و كوتاهى دستم چه روزهاى افسردگى سختى بود چجورى اون افسردگى رو پشت سر گذاشتم؟!.مگه میشه؟! مگه میشه یكم این زندگى براى ما نچرخه؟! خدایا مى خوام زندگى كنم . مى خوام زندگى كنم.همه انرژى ام پاى حسرت هام داره تلف میشه متنفرم از این شرایط . متنففففففر! بخدا این زندگى نیست خدایا حالا میگم سخت ترش رو نذار تو دامنم لطفا! كمى كوتاه بیا! 
متن نوحه حسین جان فدایی توام با صدای حاج مهدی سلحشور
حسین جان حسین جان فدایی توام
زائرها تو دل صحرا
قطره قطره شدن دریا
رسمشون عشقه و راهشون کربلا
می پیچه نغمه ای تو باد هلا بیکم
صدای صابخونه میاد هلا بیکم
با هر قدم جهان میشه خاک پاشون
با هر قدم حرم می بینه چشماشون
با هر قدم میرن تو قلب آقاشون
حسین جان حسین جان فدایی توام
ادامه مطلب
در ده‌سالگی تصمیم گرفته بودم هیچ‌وقت بزرگ نشوم، کولی باشم و مسلط به جادوی کلمات.
اما بیست‌ویک‌ساله شدم، مدت هاست ساکنم و در حسرت سفر و تنها کمی از دنیای کلمات ‌می‌دانم.
حالا در تولد بیست‌و‌دو سالگی، در این روزهای خاکستری آرزو می‌کنم تا ته‌مانده‌ی کودکانگی روحم از دست نرود و از دنیای آدم‌بزرگ‌ها فاصله بگیرم، جاری‌تر باشم و بیشتر از قبل غرق در کلمات
باشد که این‌بار همانی بشود که می‌خواهم.
انسان
بدنیا اومدنش بی اختیار . از دنیا رفتنش بی اختیار
و تو
بین این بی اختیاریها مختارش بخوان !
و ان کودکان از روی اختیار   
فقر . گرسنگی . برهنگی . بیماری . حسرت . رنج . سختی . عذاب و .
را انتخاب کردن !
خدایا !!
تو که انقدر اختیار عمل به مخلوقاتت دادی !!
عقل درست انتخاب کردن رو هم میدادی
پ.ن
پست بعدی نیز شرایط جبر و اختیار حاکم در طبیعت خواهد بود . ان شاالله !
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.




















السلام علیک یا ساکن کربلا .
علی اکبرم .
برخیز ز جا و آبرویم را بخر .
طائره جنان دور شیش گوشَت .
گوشه ای از
امروز قیمت بیت کوین رو نگاه کردم، 8500 دلار بود. یاد یکی از دوستام افتادم ( هم  خوابگاهی بودیم تو دوره فوق لیسانس)، این دوستم زمان پروژه دکتراش، یه بخشی از پروژه دکتراش مربوط میشه به  رمز نگاری؛ اینم علاقمند میشه و 4 سال پیش،میره چند تا بیت کوین میخره!!!  بعد یه مرتبه ثروت کلانی نصیبش میشه!!! چون به طور همزمان هم بیت کوین گرون میشه و هم دلار.
------------
نمی دونم چرا حس قوی دارم که تا سال 2030 بیت کوین به معتبرترین ارز در دنیا تبدیل میشه و قیمتش به 100 هزار د
شاید الان بهترین وقت باشه با خودم یک کم خلوت کنم.
اولین چیزی که میاد تو ذهنم اینه که یه چن وقتیه که با کارام بعضی توفیق ها رو از خودم گرفتم. توفیق خدمت، توفیق عبادت خداوند به نحو شایسته، توفیق نماز شب، توفیق تلاش و کوشش . .
دلم نمی خواد همینجور بمونم.
باید کاری کنم.
دارد عمرم می گذرد.
از همه بیشتر حسرت نماز شب رو می خورم.
ای کاش همیشه توفیق می شد که بخونم.
دلم گرفته . .
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.






param name="AutoStart" value="False">











چرا خواصِ مؤمنی که دوْر مسلم بودند، از او دست کشیدند؟ بین اینها افرادی خوب و حسابی بودند که ب
بعد از چاپ کتاب شهید ابراهیم هادی ( سلام بر ابراهیم ) ، منطقه فکه و مخصوصا کانال کمیل خیلی سر زبونها افتاد. 
همراه با سيد میلاد و چند تا از خادمین شهدا رفتیم فکه .
فکه بوی کربلا می داد غربت عجیبی داشت ، عطش رمل گرمای سوزان بیابان فکه عجیب شبیه کربلا بود.
این حالات در رفتار سيد میلاد مشهود بود که قدم در وادی مقدسی گذاشته ، پاهای اش گواه مدعی من بود. رسيدیم پشت کانال ، سیم خاردارها مانع عبور به کانال شد.
 بی اختیار زانوهامون سست شد و دیگه اشک
درحریم پاک رضوان خداآرامش است/باادب درمحضراو هرکجا آرامش است/خالق یکتاهمیشه مهربان و پرعطاست/معرفت را کسب کن که دردعاآرامش است/اهل بیت مصطفی رایادکن از عاشقی/قلبهای باصفای باولا آرامش است/نینوا یک صحنه ای دارد ز شور وبندگی/یادمان لحظه های کربلا آرامش است/گنبد پاک رضا هم متصل برعرش حق/درجوار روضه ناب رضاآرامش است/کشورایران ماشد باشهیدان اسوه ای/باولایت لطف حق گرددعطا آرامش است/یادکن از مهدی و روز ظهورحضرتش/همره یاران او بامقتداآرامش است/
میخام آهنگ وبو عوض کنم بهش حساس شدم موندم چی بزارم باید حسابی بگردم مغزم خستسسس خیلی میخام بخوابم دو سه ساعت دیگ باید با ن و میم بریم بنکداران قیمت بگیریم . من اما هنوز بیدار و مشغول دری وری نویسی و یاداوری عشق مرحومم . الهی ک بمیری کاف ک منو کشتی با این اخلاق نکبتت. خاک خاک خاکبعد این رضا صادقی این قسمتش ک میگه خنجری تو پشتمونه !دقیقا منظورش کجاست.!باید عوضش کنم. خیلی بی ادب شده دیگه. باید اشوان بزارم. اصن فکنم غیرخودم هیچکس گوش نمیده. منم ک یهو
احتمالا شده تا بحال شنیده باشین که "ما تجربمون بیشتره" یا اینکه " ما بهتر میدونیم" و یا "ما صلاح تورو میخوایم"! و با این بازی کلمات جوون تر ها رو مجبور به کاری میکنن که بر خلاف میلشونه!!
چه استعدادهایی که تو این گرداب غرق نشده و چه سالهایی که برای لذت نبردن از زندگی اجباری تلف نشده!!
چی میشه که جبر خونواده ها انقدر زیاد میشه که آدما رو از عشق کردن با چیزی یا کسی که دوس دارن منع میکنن؟!
تا دنیا دنیاس یه جای خالی تو قلب آدما باقی میمونه که جاش با هزارا
رفاقت‌مان چندین ساله است، از سال‌های مدرسه و دوران راهنمایی تا امروز! 
خیلی وقت بود که تلاش می‌کردیم دوباره ۳ نفری دور هم جمع شویم و هربار نمی‌شد،انقدر درگیر زندگی و مشکلات خودمان شدیم که از جمع دور افتادیم، مریم ولی از من با معرفت‌تر بود،خبر ازدواج پری را زودتر فهمید، خبر بچه‌دار شدنش را هم، این ۲ ساله ۴،۵ باری هم به خانه‌اش رفته بود، من اما نمی‌شد، یا من نبودم یا موقع بودنم با مریم جور نبود.
این روزها هم پدرم سکته کرده و چند روزیست بیم
#خاطرات_شهدا 
ای که بر تربت من می‌گذری، روضه بخوان
یک دوست دیگری هم داشت که به واسطه شهید خلیلی با او آشنا شده بود. همین بنده خدا تعریف می‌کرد: با شهید دهقان امیری در گار شهدا بهشت زهرا(س) قرار داشتیم وقتی رسيد، حدود دو ساعت سر مزار رسول حرف زدیم.
بعد سر خاک بقیه شهدا رفتیم و هر شهیدی را که می‌شناخت سر خاکش می‌ایستاد و حدود یک ربع راجع به شهید صحبت می‌کرد، جوری حرف می‌زد و خاطره تعریف می‌کرد که انگار سال ها با آن شهید رفیق بوده است.
گرمای ط
دانلود مداحی جواد مقدم برا من هیچ جا مث حرم نمیشه
شب اول مسلمیه ۹۸هیئت بین الحرمین طهراننوحه شور
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیبرا من هیچ جا مث حرم نمیشههیچ آقایی مثل دلبرم نمیشهبارون بهاری پا روضه ی اربابحریف این چشمای ترم نمیشهدل کندن از کربلانمیشه دل کندن از صحن و سراتزیر حب پای شیش گوشه بازنمیشه دل کند از پایین پاتباز بی قرارم نم نم می بارمبا یاد کربلا شورم حسین نورم حسینجانم ای خون خدایاحسین یاحسین حسین حسین حسین حسینم
چند ماه در انتظار رسيدن یه روز خاص باشی و وقتی داره می رسه همه برنامه ریزی هات بهم بریزی/: غم انگیزه
چرا هی نمیشه برم کربلا
همه ی اینا یه طرف، ۳ تا کیک تولد قبول کردم برای تیرماه آماده کنم، غلط کردم غلط! (چاووشی طور) یکی نیست بگه آیا تو کیک پزی!؟ آیا اصن کارت اینه!؟ آیا بیکاری از این کارا می کنی!؟ |: اینهمه اعتماد به نفس و جراتو جای دیگه خرج کنی موفق تریا! حالا اصن چرا همه تیر به دنیا اومدن!؟
باز بین چند راهی موندم و هنگ کردم ینی واقعا می خوام هفت
تاریخچه تئاتر در ایران 
دقیقاً مشخص نیست سابقه تئاتر در ایران به چه موقع باز میگردد. ولی تئاترهای اولیه ایرانی پیوند عمیقی با واقعه کربلا و سایر وقایع و زندگی پیامبران دارد که عموماً تعزیه نامیده
 میشود. تئاتر جدید و مدرن اروپایی همچون بسیاری دیگر از مظاهر غربی در زمان ناصرالدین شاه به ایران آمد.

ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم 
امتحان راه خطرناک 
یه بنده خدایی می گفت:
آدم هم سواحل آنتالیا بره هم کربلا و مکه مدینه
می گفت آدم هر دوتا را ببیند درستش را انتخاب کند
این حرف نسبت به انتخابی بودن راه درست درسته
البته اگر خطری متوجه انسان نشه
اگه در همون لحظه خوشگذرانی در سواحل آنتالیا عذاب به سراغ تون نیاد خوبه
ولی یه سئوال دارم
اگر کسی خودش رو تو باتلاق بیاندازد بعد بگه برم امتحان کنم ببینم خوبه یا بد تا بعد انتخاب کنم شما به عقلش نمی خندی نمیگی
هر آدمی جنگ دارد
سالهایش شاید کم و زیاد شود
ولی دفاع همچنان هست.
همچون8سال دفاعِ مقدس
این افسارگریخته
صدامِ من 
کِی خواهد مُرد؟!
جنگیدن با خیال
 با قوه ی وهم 
حسین فهمیده میخواهد
یا حسین علم الهدی؟!
خیالِ خالی از اوهام جهادگر میخواهد
روحیه ی انقلابی می خواهد
حسین ها نیروی درون می خواهد
کاش خیالی جز به بهشتِ کربلا نبود
کاش خیالی جز به مشبک های ضریحش نبود
وکاش درمقابل چشمان;جز پنجره ای رو به بقیع نبود
روحم بازوانِ توانمندِ انقلابی می خواهد
بسم الله مهربون :)
زندگی میکنم، درس میخونم، میخندم، ورزش میکنم، نقاشی میکشم، زبانم رو تقویت میکنم، علایقم رو دنبال میکنم، اما از درون دارم درد میکشم. این درد روز به روز درونم بزرگ تر میشه و منم متقابلا سعی میکنم تحملم رو ببرم بالا. با این درد بزرگ شدم‌، روحم بزرگ شد، قد کشیدم، اما جدیدا به یه حدی رسيدم که احساس میکنم دیگه قوی تر نمیشم، دارم میشکنم دیگه!
از ضعفی که داره بهم غلبه میکنه متنفرم. درمونده شدم. هزار تا غم و حسرت و ناراحتی حرص گوشه ی د
بسم الله الرحمن الرحیم
وقتی که زندگیشو و گذاشت و رفت 
خیال کردم دوستم نداشت
بعضیا گفتن نکنه  نخواستت که اول زندگی انقدر راحت ازت برید
راستش توی علاقش شک کردم .
به خودم گفتم نکنه واقعا !!!!!!.
اما برام قابل قبول نبود
هیچ کس نمیدونست که همون اول بامن شرط کرد که مانعش نشم.
باتمام  این بی قراری ها با همه شک و شبهه ها میگم فدای سر امام حسین علیه السلام فدای سر حضرت زینب سلام الله.
امین به هرچی میخواد میرسه
هرحرفی بزنه یروز بهش میرسه .
یکی از دانشجویان از من سوال کرد که حسرت چه اشتباهی در گذشته خود را می خورید؟
 
یاد وقت هایی افتادم که تلف کردم(حیف)
خیلی کلاس ها که لازم نبود شرکت کنم
آهنگ ها و فیلم هایی که نگاه کردن یا نکردنشون فرقی نداشت(چیزی یاد نگرفتم)
خیلی جلسات که میشد نرفت و فقط زمان آدم رو تباه می کرد
 
این روزها خوب می دانم چه کنم
به محض اینکه احساس کنم کتابی، فیلمی، شخصی یا هر چیزی برام یادگیری نداره یا حتی به مسیر اشتباه می بره
راحت کنار می گذارم (مگر بعضی موارد خاص )
سکوت
تفرقه کوتاهیست از تاریکی در تره ی سیاهی شب ، این روزها و شبها آرامش معنای دیگری دارد و سکوت نجوای بی کسی است .
بی هدف در بیابان ، در خیابان و در کوچه ها پرسه میزنم شاید ای نگار من 
یکی از این شبها بتوانم
در ره مهتاب رویت را ببینم .
کاش امشب یا شب های دیگر تو باشی و من همچنان در جستجوی تو و در عطر بوی تو غرق باشم .
ای نگار راستین من ای مهربان من و ای زیبا ترین ترانه ی سکوت من در کدامین کوچه ها آرمیده ای ؛
من در این تاریکی و در این شب و در این سکوت ب
در برخی از منابع حدیثی و تاریخی گفته شده؛ وقتی عمر سعد از کربلا به طرف کوفه حرکت کرد و از آن مکان دور شد، گروهی از قبیله بنی اسد که ساکن قریه غاضریه» بودند آمدند و بر حسین ـ علیه السّلام ـ و اصحابش نماز خواندند و دفن کردند و حسین ـ علیه السّلام ـ را در همین مکانی که هم اکنون مرقد مطهرش می باشد به خاک سپردند و علی بن حسین را پائین پای آن حضرت دفن کردند و برای دیگر شهدای اهل بیت و اصحاب که در آن حوالی بودند حفره ای کندند از جانب پای آن حضرت و همه را
هیچ وقت حسرت زندگی آدمایی رو که از درونشون خبر نداری نخور!حسادت نوعی اعتراف به حقیر بودن خویش است. هر قلبی دردی داردفقط نحوه ابراز آن فرق دارد. بعضی ها آن را در چشمانشان پنهان می‌کنندبعضی ها در لبخندشان!
خنده را معنی به سر مستی مکن
آنکه میخندد غمش بی انتهاست
نه سفیدی بیانگر زیبایی ستو نه سیاهی نشانه زشتی.کفن سفید اما ترساننده است و کعبه سیاه اما محبوب و دوست داشتنی است. انسان به اخلاقش سنجیده می شود نه به مظهرش.قبل از اینکه سرت را بالا ببر
عجبا!صحنهء
کربلا،ناگهان در پیش چشمم به پهنای تمامی زمین گسترده شد،و صف هفتاد و دو
تنی که به فرماندهیحسین(ع)» در کنار فرات ایستاده اند،در طول تاریخ کشیده
شد،که ابتدایش،از آدم- آغاز پیدایش نوع انسان در جهان- آغاز می شود،و
انتهایش تا.آخراّمان،پایان تاریخ،ادامه دارد!
 پس
حسین(ع)»،ت مداری نیست که صرفا به خاطر شرابخواری و سگ بازی یزید، با
او درگیری» پیدا کرده باشد،و فقط یک حادثهء غم انگیز» در کربلا اتفاق
افتاده باشد!
 او وارث پر
مرغ دلم زمعرفت رفته زیارت رضا/تاکه بگیرداز خدالطف وعنایت رضا/زائرحضرتش نگر زائر عرش کبریا/مشهدباصفای او مهد کرامت رضا/کشورمازبرکتش قبله هفتمین شده/شیعه تمام عزتش عشق و ولایت رضا/مضجع باولای او گشته چوپایتخت دین/جذب کندجهان ما گنج امامت رضا/زمزم آب صحن اومثل فرات کربلا/شیعه امید بسته برروز شفاعت رضا/گریه واشک میبرد دل به حریم حضرتش/تاکه بگیردازخدا برگ رضایت رضا/پاک نما توجسم وجان تاکه حرم رهت دهد/دلخوشی تمام ما سوی زعامت رضا/زائرمشهدش بود
 
همه ما مکررا انواع و اقسام تقسیم بندی‌های افراد بر اساس ماه تولدشان را دیده‌ایم. ویژگی‌های ماه تولد، سنگ‌های ماه تولد، ذکرهای ماه تولد و غیره.
مثلا بارها با انواع این جملات مواجه شده‌ایم که "ببخشید که حرفم را رک میزنم، ما فروردینی ها نمیتونیم نگیم" یا "غرور یه مرداد ماهی یعنی همه زندگیش" و غیره.
 
سوال من از دوستانی که با تاثیر ماه تولد بر روحیات و زندگی افراد موافقند این است که:
مبنای تاثیر ماه تولد بر خلقیات و زندگی افراد چیست؟ چه دلیلی
اوایل همه چیز خوب پیش می رود.آنقدر خوب که شور وشعفی در تمام وجودت ریشه میگیرد گوی جان تازه ای در تو پدیدار است و خود بیخبری.اما پیش می رود.عادی میشود.صمیمی می شود وتکراری.مانند گذشته نیست و تن تو سنگینی وجودی را حس میکند که با او بیگانه گشته است. و اینجا مختصاتی است که ادامه دادن بسته به همان پی و ریشه ی فرو رفته در عمق جان و تن ات است.بی آن ممکن نیست.نمی شود.و اینجاست که حسرت می آید به همان اوایل که دور بودی و مشتاق.اکنون گفتن هر حرف ساده برایت سر
در زندگی تودهء مردم ما که زندگی اش توده ای انباشته از عقده ها و رنج ها و جراحت هاست،و آرزوهای مُرده و امیدهای بر باد رفته و خواستن های سرکوفته و عشق های بی سرانجام و خشم های فرو خورده،و همه نبایستن و نخواستن و نتوانستن و نگذاشتن و نشدن و نگفتن و نرفتن و نه،و نه، و نه!،عاشورا» زانوی مهربان سرنهادن و دامن مَحرمِ گریستن نیز هست.و در این فاجعهء هولناک بشری،هر کسی فاجعهء خویش را نیز می نالد.و دلهائی که در این روزگار،نه حق انتخاب،که حق احساس،و چشم
برای زندگی شهرستان خیلی بهتر از تهران است. حتی امکاناتی که  اینجا توی تهران برای بچه ها فراهم می کنیم از قبیل کلاس موسیقی، تکواندو شطرنج از آن بهترش شهرستان فراهم است! البته قبلا این طوری نبود. اما حالا که هست!
پیش بینی می شود ایشالا اگر تحریمهای نفتی ادامه داشته باشد اوضاع کاسبی هم توی شهرستانها بهتر از تهران باشد
ما مانده ایم و این حسرت که برویم با پولی که توی این محله کثیف و پر سر و صدا و بی نور یک واحد شصت متری خریده ایم یک خانه حیاط دار و ن
این نمازجمعه هاذکراست وحال و دلبری/جانفشانی برولایت دررکاب رهبری/گوهراخلاص وایمان هست درروح نماز/گنج تقواوبصیرت در مقرسروری/سنت خوب الهی فضل آن بی انتهاست/یادگار نیک احمد از رخ پیغمبری/باولایت تاشهادت هر مصلی پرخروش/شیعه پویا وولایی بانوای حیدری/میشود آدینه ما یادمان از کربلا/خطبه اش سیراب سازد مثل آب کوثری/دشمنان رسوانماید هرامام جمعه اش/گوهر وحدت برایش هست شوردیگری/جان ودل مملونماید از امید وزندگی/درپرستش میدهد او حس وحال برتری/زمزم
وقتی به فرمول دلبستگی می‌رسی یعنی بزرگسال شدی. یعنی دیگه وقتشه بری دنبال قبض آب و برق و قسط‌های وام.وقتی نقطه‌ضعف‌هاتو فهمیدی، وقتی فهمیدی چیزهای ثابتی هست که دلت رو می‌لرزونه، مثلاً حرکت دست‌ها موقع حرف زدن. اون موقع است که دیگه همه‌چیز رو می‌تونی پیش‌بینی کنی. دل‌بسته شدن رو می‌تونی پیش‌بینی کنی، گیرکردن رو می‌تونی پیش‌بینی کنی و دقیقاً می‌دونی چه‌جوری توی چاله خواهی افتاد، چقدر توی چاله خواهی موند و چه‌جوری بالاخره ازش درمی
این نوشته برای یک عشق و روح زیبا نوشته شده و تقدیم میشود به کسی که شنیدن صدای لبها و غرق شدن در نگاه چشمانش بزرگترین لذت زندگی من است.
عشق رمز جاودانگی ماست
مگر چقدر زمان داریم
گرد پیری را بر موهایم نمی بینی
برای بودن با تو یک عمر کم است
یک عمر برای بوسيدن لبانت
یک عمر برای غرق شدن در نگاه چشمانت
یک عمر برای در آغوش کشیدنت
می بینی
برای با تو بودن
عمری به تاریخ هستی لازم است
از آن لحظه بزرگ آفرینش
که عشق آفریده شد
پس بیا
دست دست نکن
بیا سفر
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب