نتایج پست ها برای عبارت :

شوهرم اونجاش بزرگه نی نی سایت

دیروز ظهر تو شرکت وقتی داشتم با حرص و عصبانيت درباره‌ شوهرم مطلب میذاشتم زنگ زد و گفت عصری مامان می‌خواد واسه بابا تولد بگیره ساعت پنج میگیره ک کارگرشونم باشه آخه واسه باباش شکلات نذر کرده بوده کارگرشون 
گفتم جشن رو اگ آبجی بزرگه‌ت میگیره نمیام ،گفتش نه مامان داره جشن برگزار میکنه
پرسیدم یعني کیک رو فاطی نمیپزه؟ گفتش نه مامان پول داده بخرن کیک 
رفتیم و کیک رو آبجی بزرگه‌ش خریده بود و مراسم، مراسم آبجیش بود .
با اینکه از اول میدونستم دروغ
خونه مادر بزرگه .
خونه ملت سه ساله داره چند تا نخاله .
ورژن جدید خونه مادر بزرگه . را از طریق اینجا مشاهده بفرمائید.
واقعا خیلی از نمایندگان زحمت میکشن تو خونه مادر بزرگه.
( اگه خونه ملت بود . والا که ملت راضی نيستن)
واقعا مدیونيد اگه فکر کنيد منظورم نمایندگان مجلسه.
جلوی دوستاش کار بد آبجی بزرگه‌شو گفتم و خیلی بهش برخورد 
شخصیت بی‌خود و مزخرفی دارم‌،عجول،غیر منطقی و.
دفاع کرد از آبجی‌ش ولی همه موافق بودن با من  و گفتن کاری ک برا آبجی‌ت انجام دادی حماقت بوده ، کار آبجی‌ت خیلی بد بوده و همیشه بدی رو با خوبی نباید جواب داد
با اینکه تو این شیش سال کارد رو ب استخونم رسوندن تا حالا اینطوری جلو جمع بازگو نکرده بودم و به شوهرم حسابی برخورد  ، از کارش دفاع کرد و بقیه متفق القول مخالفت کردن باهاش و بیشتر بهش ب
اومدم اینجا چون امنيت ندارم 
کانالمو میخونه 
نمی‌خوام چیزی ازم بدونه ،من هندونه سربسته ام‌،هندونه در بسته‌ام 
بیرون این سبز قشنگ یه درون قرمز و سفید و زرده .پر از تخم 
نمیخوام کسی تخم هامو ببینه،بشمره،قرمزی‌ها و سفیدی ‌هامو ببینه 
حتی شوهرم ،مخصوصا شوهرم 
کانالم‌ خوند اومدم اینجا.وبلاگ قبلی رو شاید بدونه ،وبلاگ قبلی قبلی رو نمی دونه مطمئنم 
باید ایمیل جدید بسازم ،بازم بازم ،بازم 
اینطوری دوستی‌هام دووم ندارن 
ولی کسی نباید منو بلد
خب میخوام در مورد خستگی بنویسم.به نظرم خستگی اصلا دلیلی برای وجود نداره. مثلا ما میگیم حتی مگس یا فلان میکروارگانيسم هم یه علت وجودی داره و هرچند ما متوجه نقشش در هستی نشویم، ولی بالاخره تاثیر داره تو نظام جهان.
ولی من میگم خستگی اصلا چیزی نيست که وجود داشته باشه!
میدونيد چرا؟ نشستم فکر کردم که علت های خستگی چی هست، مثلا وقتی حس میکنم خسته ام، دیگه نمیتونم ادامه بدم، وای مردم، دلیل این حسم چیه؟
یا از درون خودمه
یا از محیط
یعني یا خودم بیماری ر
 
آقای گرجی پورگفت وا دختر بهت یاد ندادن با عمت اینطور صحبت نکني بی تربیت؟
 
دردونه که از تعجب دهانش باز مونده بود گفت بابا چی گفتی؟الان؟
 
آقای گرجی پور نازی اومد وگفت خجالت بکش بابا تو صدا میکني؟
 
دردونه گفت :وای خاک بر سرشدیم مامان بابا از دست رفت .وبلند داد زد مـــــــــــــــــــــــامــــــــــــــــــــــــان؟
 
شادی خانم از تو آشپز خونه در حالی که ترسیده بود باعجله اومد گفت :
 
هان چیه  ترسیدم دختر این چه طرز صدا کردن قلبم اومد لوز
پیرها به خودی خود خسته‌کننده هستند و مامان‌بزرگه، برعکس بابابزرگم که پیرمرد خوش‌‌محضر و قابل تحملیه، از اون پیرست که به شکل ایکستریمی روی اعصابه. این رو نه فقط من که بچه‌هاش هم تأیید می‌کنند. چندسالی هست که به من به جای تو» می‌گه شما»، به جای خودت» می‌گه خودتون» و به طور کلی موقع صحبت کردن احترام بی‌معنایی می‌ذاره و به طور کلی مصاحبت باهاش حوصله‌ی من رو‌ سر می‌بره و به طور کلی فقط چندماه یه بار هم رو می‌بینيم.‌
 چند سال پیش ی
نمی‌دونم بعضی چیزا واقعا کوچیکن یا بزرگ. اگه کوچیکن و گوشه زندگیمون، اگه جایی توی زندگیمون ندارن، اگه واقعا مهم نيستن پس چرا انقدر توی قلبمون بزرگن. چرا با هر اتفاقی که میوفته -هر چقدر هم ممکنه برای بقیه کوچیک بنظر بیان- ما رو لبریز می‌کنن. چرا در عین کوچیکی، کوچیک نيستن؟نمی‌دونم. چی بزرگه چی کوچیک؟ قلب من یا دیگران؟مهساـا
سلام دوستان
من یه مشکل فیزیکی دارم که از بچگی با من بوده و توی این سالها تشدید شده، پایین تنه من به شدت بد فرم و بزرگه و بارها سر این مسخره شدم. هر لباسی نمیپوشم، تو این گرما آستین کوتاه نمیپوشم و به جاش پیراهن آستین بلند می پوشم و دکمه پایینش رو هم باز میذارم. سالهاست به خاطر این مشکل استخر هم نرفتم و بعضی وقت ها حس میکنم اجتماع گریز شدم.
یه مدتی هم هست که گودی کمر پیدا کردم و مشکلم دو چندان شده، خانوادم میگن طبیعیه و مشکلی نيست ولی من هزاران پس
سحر شده،خواب به چشمم نمی اید.کتابها دور و برم پخش شده اما من چهار ساعت سرم در یک کانال اجتماعی بوده و یک رمان دنباله دار را بی هدف صفحه زده ام.دوران دبیرستان را سالهاست که پشت سر گذاشته ام.سالهاست که من بزرگ شده ام اما هنوز گرفتار رمان و داستان و زندگی نامه ها هستم.سرم که در کتابی فرو می رود .بلند شدنم سخت است.نه بی نظمی هال حالم را به هم می زند و نه اشپزخانه نامرتب.من چهار ساعت به همین نقطه میخکوب شده ام و کتاب خوانده ام.پیش ترها حال مادر را با کت
بعضی از آدمها مثل یک آپارتمان هستند
 
مبله . شیک . راحتاما دو روز که توش زندگی میکني ، دلت تا سرحد مرگ میگیره بعضی آدمها مثل یه قلعه هستند ،خودت را می کشی تا بری داخلش ،بعد می بیني اون تُو هیچی نيست جز چند تا سنگ کهنه و رنگ و رو رفته اما .بعضی ها مثل باغند میری تُو ، قدم میزني ؛ نگاه میکني عطرش رو بو می کشی ؛ رنگ ها رو تماشا میکني میری و میری آخری در کار نيست به دیوار که رسیدی بن بست نيست میتوني دور باغ بگردی 
چه آرامشی داره ؛ همنفس بودن با ک
چکار کنم شوهرم بهم خیانت نکنه:ما باید بدانيم که اینها فقط مردان نيستند که خیانت می کنند.
اما ن آن نيز را انجام می دهند، بنابراین بهتر است .
به دنبال دلیل خیانتبه جای این که به یک درگیری جنسیتی تبدیل شود، باشیم.
یکی از خصوصیات ازدواج، تعهد و پایبندی هر یک از همسر به یکدیگر و حقوق متقابل است.
به گونه ای که این تعهد پایه و اساس زندگی مشترک خواهد بود.
در غیر این صورت، اعتماد متقابل بین همسران یا اعضای خانواده کمتر و کمتر خواهد شد.
چکار کنم شوهرم
مخاطبای گوشیمو که میگردم،دلم میگیره.
یعني چی که عکس تکی شوهرت رو میذاری پروفایلت؟ یا پروفایلتو پر میکني از طرح های گرافیکی اسم شوهرت!!
یه گروه عضوم که همه ی اعضاش خانومن، حالا وقتی پیام میاد چی مینویسه؟
امیر می پرسه: عزیزای دل، چیکار کنم ته دیگم خوب بشه؟
علی میگه: بیا پی وی بهت یاد بدم:/
یا مثلا اصغر(مرد تنها) عکس لباس شبش رو میذاره، میگه فروشیه، بخدا فقط یه بار پوشیدم:/
من نمیگم همه باید عکس خودشون رو بذارن،نه.منم همیشه عکس خودم رو پروفایلم ني
مهموني دعوت بودیم و در محفل گرم خانواده همسر، گرمِ صحبت.
صحبت از کربلا شد، خواهر شوهرم گفت انقد من اربعین دلم میخواد، ولی همسرم میگه اربعین جای خانم ها نيست.
(چقدر من از این جمله حرصم می‌گیره. ولی خویشتن داری کردم اونجا) 
شروع کردم نگراني هاش رو یکی یکی رد کردن، از تجربه هام گفتم، از فضا گفتم از وظیفه گفتم از ارجح بودن حضورمون نسبت به زیارت و
تهش هم گفتم که تردید نکنه و حتما با همسرش حرف بزنه که ان شاالله روزیش بشه امسال.
بنده خدا دو هفته هم ن
ظهر (فردای آخرین روزی که در پست قبل نوشتم ) که رفتم خونه زکیه، دلم می‌خواست فقط حرفای خوب بزنم ولی نشد. یه لحظه بغض کردم و زکیه دیگه ول کن قضیه نشد. منم تعریف کردم. از شرایط و آنچه هست و نيست. و زکیه خوب می‌فهمید من چی می‌گم. می‌فهمید اینکه من می‌گم من و مصطفی هیچ‌وقت با هم قهر نکردیم یعني چی‌. می‌فهمید شرایطم رو: باردار و با یک بچه کوچولو که مرتب باید ببرش دستشویی، همش تنها! خونه مامان و تحت فشار و از همه مهم‌تر "چشم انتظار". زکیه از همه چیز به
این روزها روزهای سخت و خسته کننده‌ایه ، از صبح که بلند میشم ذهنم مدام در حال دو دوتا چهارتا کردن‌هاییه که هیچ نتیجه‌ای هم نداره.در روز حداقل یکی ، دو وعده خواهرم به من میگه" خدا بزرگه، خدا کریمه"، عصر همین جمله رو من به اون میگم، دوباره شب دوتایی با هم به مامان می‌گیم و باز این روند ادامه داره و این دفعه مامان این جمله رو به ما میگه، یه دور کسل کننده و ملال‌آور !
یاد جمله‌ی اون بنده‌خدا افتادم که می‌گفت "خدا نکنه این خدا کریمه تو خونه‌ی کسی
مفیدستان:
به گزارش جام جم آنلاین، توصیه می‌شود نکات زیر را هنگام خوابیدن رعایت کنيد:
وقتی به پهلو می‌خوابید، یک بالش میان دو زانویتان قرار دهید و سعی کنيد مانع از افتادن و قرار گرفتن پاهایتان روی هم بشوید. همچنين می‌توانيد یک حوله کوچک زیر کمرتان قرار دهید.
زماني که به پشت می‌خوابید بهتر است یک بالش زیر زانوهایتان قرار دهید.
علاوه بر این،‌ گذاشتن حوله زیر انحنای پشت موثر است.
اگر تشک‌تان خیلی نرم است، شاید خوابیدن روی سطح زمین برایتان
دیروز یه خبری به گوشم رسید
داشتیم درمورد یکی از دوستای قدیمیم حرف میزدیم
و اونقدر این خبر ناراحت کننده بود که محکم زدم تو صورتم.یعني دستمو بالا اوردم و با همه ی قدرتم پنج انگشتم رو روی صورتم فرود اوردم
تو اون لحظه داشتم به اون فکر میکردم که چقدر پست و خقیر شده که کارش به همچین رفتاری و همچین گفتاری کشیده.برای همین یه نظرم اومده بود که کوبوندن پنج انگشت روی صورتم، بهترین واکنشه برای تخلیه احساساتم
اما دو ثانيه بعد به خودم فکر کردم که "من عاش
امروز به مامان میگم : مامان، به نظرت نامنظم بودن من بده؟
میگن : آره
میگم: حافظ میگه فکر معقول بفرما، گل بی خار کجاست؟ این خار منه مامان :)) اشکال نداره زیاد :))
میگن: ما گل که میخریم با سر قیچی خار هاشو جدا میکنيم
من :))))

زنگ زدم به آبجی بزرگه. میگم چه انتقادی داری به من؟
میگه چه یهویی. چه انتقادی؟
میگم هرچی! چه بدی ای دارم؟
میگه هیچی یادم نمیاد
میگم نامنظم نيستم؟
میگه نه. اون که بدی نيست.
خندیدم. میگم : میخواستم برات بخونم فکر معقول بفرما، گل بی خا
پسر
بزرگه آقا اثباتی نابینا بود. اسمش یادم نيست. مثلا محمد. میگفتن محمد کارمندِ
مرکز مخابراته و مغزش مثل کامپیوتر کار می کنه. وقتی وسط بازی از دور می دیدم که محمد
سر کوچه از تاکسی پیاده شده، بدون اینکه حرفی به بچه ها بزنم بازی رو رها می کردم
و با تمام سرعت به سمت محمد می دویدم. سلام می دادم و دستش رو می گرفتم و تا در
خونه شون می رسوندمش. محمد وقتی صدای سلام من رو می شنيد عصاش رو جمع می کرد و میگذاشت
توی کیفش. حال بابام رو می پرسید و تا خونه شون از من
کتابِ یادت باشد، نيازی به تعریف ندارد‌. بین کتاب‌های روایت‌شده از زندگیِ شهدا، از بین اون‌هایی که امسال خواندم، بهترین بود. زندگی این شهید و همسرش پر بود از شاخصه‌های جوانِ تراز انقلاب. تحصیل و تهذیب و ورزش، همزمان با هم و به احسنِ وجه پیش می‌رفت و هیچ‌کدام مانع از دیگری نمی‌شد. عشق هم که نردبان رسیدن به خدا بود.
روایت کتاب عالی و دقیق و جذاب بود. عجیب هم نبود. همسر شهید، حافظ قرآن (حافظه قوی) و دارای ذوق و احساسِ منحصر به فردی بود. غم و شا
سلام 
اقا این عمم و بچه هاش دارن میان(استان فارس زندگی نمیکنن)
بعد من دیشب خونه مامان بزرگ موندم.صبح ساعت پنج اومده مامان بزرگم زنگ زده بهشون کجایید.اومده داد و بیداد که بلند بشید ساعت شش اونا اباده هستن یک ساعت دیگه میرسن کار داریم:/من و س جان اول صبحی موی کنان و روی ن داریم میگیم والا به لا از اباده تا مرودشت که خونه مامان بزرگه سه ساعت راهه:/
مگه قبول میکرد
حالا نيم ساعت پیش زنگ زدیم گفت تاززززززه رسیدیم اباده:/
از ساعت پنج که زنگ زده خد
بعد از آندوسکوپی با زانواني که لرزش داشت و به سختی با کمک خواهر بزرگ بزرگه  مقابل دکتر ایستاده بودم،خودم را آماده کرده بودم که در مقابل ممنوعیت هایی که دکتر ردیف میکرد سخنراني غرایی تحویلش بدهم که " شکلات خط قرمز من است!حق من از این دنيای لعنتی،شیریني شکلات است!هردفعه بعد از خوردن شکلات میتوانم دلیلی برای تحمل کردن تلخی های زندگی داشته باشم پس مرا محروم نکنيد!" اما همیشه همه چیز طبق تصورتمان پیش نمیرود،وقتی با صدای لرزان و چشماني اشکبار بعد
میای مینویسی زیر عکس د ورلد ایز تو فاکینگ اسمال فر هر؟نمیفهمم.خیلی سعی کردم این جمله رو بفهمم اما نمیتونم.دنيا از وقتی که من متوجه‌ش شدم برام خیلی بزرگ بوده و به نسبت حماقتی هم که هر دوره‌ی زماني با خودم حمل میکردم بزرگ‌تر یا کوچیک‌تر شده.هیچ وقت نتونستم توی``دنيای خودم``زندگی کنم جوری که حواسم به دنيا نباشه.دنيا برای من زیادی بزرگه.زیادی ترسناکه.هرچقدرم که این جمله‌ی قشنگو زیر عکس نوید محمدزاده بنویسن و هرچقدرم که دلم بخواد اینو تو بیوم
+ یکی از فامیلامون خیلی تو درس باهام کل کل داره،یه سال ازم کوچیک تره.وقتی رتبش اومد به همه گفت ۸۰۰ شده،من چون میشناختمش گفتم این اگه واقعا۸۰۰شده بود الان منو نابود کرده بود،اما چون خودش بهم پیام نداده یعني کلکی در کاره.
خلاصه مامانش هر جا منو میدید میگفت امسال هرچی شد برو،بخاطر پزشکی نمون.همه که نباید پزشک بشن،البته دخترم امسال خیلی سختی کشید تا این رتبه رو به درست آورد.
حالا صداش دراومده که خانوم،مامایی استان خودمون قبول شده
سوال اینه آیا
 عبدالرحمان بن آبی عبدالله گوید بامام صادق ع  عرصکردم منکر امر امامت از خاندان بني هاشم و دیگران برابرند فرمود مگو  منکر بگو جاحد از خاندان بني هاشم و دیگران ابوالحسن علی بن اسماعیل میثمی گویدمن باره فکر کردم و قول خدای عزوجل درباره برادران یوسف بیادم افتاد و قعر فهم وهم  له منکرون 58 سوره 12 یوسف آنها را شناخت واگنها یوسف را منکر بودند و نشناختند  شرح فرق منکر واحد اینستکه منکر در برابر  عارف و عالم بکار میرود یعني کسیکه چیزیرا نشناخته ندا
از مدتها قبل دایی ، پرویز بهش پیشنهاد داده بود که همگی به اتفاق خواهرشوهرها یه آخر هفته رو بریم گردش. اتفاقا خواهرشوهر بزرگم هفته پیش اومدن شهرکرد و قصد داشتن با هم بریم بیرون اما وقتی شوهرش شنيد این هفته با دایی شوهرم قرار گردش داریم گفت ما نمیاییم. اون یکی شوهرخواهرشوهرم هم که مشکل قلبی داره یه مقدار حالش نامساعد بود و گفت ما نمیایم. و چقدر اعصاب خردیه که یک نفر برنامه بریزه و بقیه قر و اطوار بیان. چون قبلا اکثر گردش و مسافرتها رو شو
سلام شاید باور نکني اما خیلی خیلی خسته شدم .خسته که میگم منظور م خستگی جسمی نيست واقعا از لحاظ روحی خسته شدم دلم یه تغییر میخواد یادم میاد یه بزرگی گفته بود هروقت چیزی خواستیداز امام زمان بخواید منم الان با این خستگی درد دل میکنم من خیلی وقته فقط نفس میکشم علائم حیاتی خوبه مثل ساعت کار میکنه.من راه علاج میخوام من خسته میشم وقتی میبینم چطور به من وزندگیم لطمه زدن والان راحت دارن زندگی میکنن و به رخ من میکشن .من چیکار کنم با این درد بزرگ به خدا
مریم هستم متولد ۱۳۷۵/۳/۱۹
امسال تولد ۲۳ سالگیمه .
امسالم احساساتم و اتفاقات ارزیابی شد.
۲۲ سالگی با سردرگمی ، ترس از آینده و عجز شروع شد ولی با خیالی آسوده ادامه پیدا کرد۲۲ سالگی سنيه که هیچوقت فراموشش نمیکنم اتفاقات زیادی نداشت ولی سني بود که من احساسات زیادی رو تجربه کردم .
ما هرچیزی رو براساس احساسات خودمون لیبل خوب یا بد میزنيم .
حالا اگه از من بپرسن ۲۲ سالگی خوب گذشت یا بد ؟ جوابم میتونه این باشه که خوب بود ولی از طرفی یه نمیدونم در
دیشب فهمیدم ششم سالگرد عروسیمون بوده ،بهش گفتم دیروز ک بچه ها خونمون بودن میشد سالگرد عروسیمون رو  برگزار کنيم و جشني باشه ،گفتش ول کن بابا حوصله داری 
جواب دادم آره اون عروسی رو آدم یادش نياد بهتره، گفت همه مشکل دارن تو زندگیشون گفتم اینطوری ؟ مثل من؟ 
گفتش تا حالا بی انصافی کردم باهات؟ ماجرای عیادت از مادر سکته ایش رو یادآور شدم بهش،ماجرای جشن زایمان نگرفتن و اینکه سر سوالی ک آبجی بزرگه‌ش ازم پرسیده بود و جواب دو جمله ای چ دعوایی باهام ک
در روشنای خاموشی : داستان بعضی زندگی ها آنقدر زیباست که ختم در یک کتاب نمی شود
 
در روشنای خاموشی : فاطمه اکبری، نشر آهنگ قلم، مروج
معرفی:
خیلی از زندگی ها دچار مشکل می شود چون زن و مرد و یا بچه ها مشکلی دارند که همه شیریني ها را مبدل به تلخی می کند. دلیلش هم بد زندگی کردن ماست.در روشنای خاموشی داستان زیبا و پر روح یک زندگی است که هم شیرین بوده، هم موفق و هم پر از زیبایی.حتماً حتماً بخوانيد. نکات بسیار زیادی را خواهید آموخت.
بریده کتاب:
مادرم شوکت،
سربازی عشقولی تموم شده. خداروشکردوسال پدرمون در اومد.البته عشقم ک بیشتر.ولی خداروشکر که تموم شد.یکی از سد های جلوی راهمون برداشته شدو پیش به سوی برداشتن سد های دیگر.البته اگه بذارن.خخخخاینم از بخت برگشته ماست. به هر حال خدا بزرگه.چی بگم از کجا بگم.اها.امتحانام داره شروع میشه اما برخلاف ترم های گذشته اصلا برام مهم نيست چی بشه فقط دوست دارم این ترم کذایی بگذره از بس که اذیت شدم.و میرسیم به مسئله درس خوندن شما آقایی دیوونه خل م
آثار سرماخوردگی هفته پیش هنوز هست و اینطور که معلومه فعلا باید فین فین و فرت فرت کنم. آریان خدا را شکر بهتره. پنجشنبه شب بعد از مدتها قسمت شد پسر خاله ام اینا رو دعوت کنم. از صبح ندا اومد کمکم و بالاخره مهموني برگزار شد. صبح جمعه پرویز با سردرد شدید از خواب بیدار شد و کل روز رو در حال استراحت بود. از ظهر من و آریان هم رفتیم توی اتاق دیگه که سر وصدای آریان اذیتش نکنه. بچه ام هم همکاری کرد و کلی خوابید. عصر خانواده دایی پرویز اومدن خونه مادرشوهر و ما
+ امشب رفته بودیم خونه ی ماماني . اخه عمه کوچیکه ظهر زنگ زد گفت بیاید که میخوام شیریني ماشین مو بدم :) مام گفتیم با کمال میل :))))ماشینش سفید بود ! هی با خودم میگم چرا ماشین های این شهر همشون شدن سیاه و سفید ! من ماشین رنگی دوست دارم . آبی . آلبالویی . مسی . بادمجوني. البته مشکی و نقره ای هم خوبه :) یادش بخیر چند سال پیش . نمیشه گفت ماشین مامان .چون اینجا خیلی مالکیت نداره یني مامان و بابا نداره که ولی خب بیشتر اون دست مامان بود تا اون یکی . آره
جعبه میوه:
سال 1380 بود . برای کار به میدان تره بار رفتم. در آنجا خانمی را دیدم که جعبه میوه ای را در دست داشت . از او خواستم که کمکش کنم ، او پس از تعارف قبول کرد .
او زود با من آشنا شد و وقتی فهمید که  بیکارم گفت من نياز به مستخدم دارم . با او به منزلش رفتیم . خانه بزرگی داشت .
او گفت حدود دو سال است که  شوهرش از وی جداشده و همسر دیگر گرفته . او تنوع طلب و خیانتکار بود و من هم به همین خاطر از او طلاق گرفتم .
او از من خواست نقش شوهر برایش بازی کنم و ماهانه
حرف اول: همیشه می‌خوای یه تصمیمی بگیری ببین چی رو از دست می‌دی چی رو به دست می‌آری»؛ این جملۀ معروف سرپرست پروژه‌مون توی دادگستری بود. هنوز هم که هنوزه گاهی که من و ن با هم حرف می‌زنيم از این جمله‌اش یاد می‌کنيم. 
گاهی دستاورد بعضی تصمیم‌ها یا بهتره بگم تصوری که از دستاوردشون داریم انقدر بزرگه که ارزش هرجور تلاش و سختی و خستگی و. رو داره؛ ولی وقتی پای ازخودگذشتگی دیگران بیاد وسط می‌بیني همون دستاورد چقدر بی‌مقداره. 
برنامۀ کلی‌ام ت
عاشق کسی نشید که در حال حاضر از شکست عشقی رنج میبره؛  اون زخمیه و از شما بعنوان چسب زخم استفاده میکنه؛
 با این اوصاف قهرمان اونيه که زخم های خودش رو خودش درمان کنه و بعد به بقیه یاد میده چجوری اینکارو انجام بدن.
بعد مدتی سلام :) لحظه های تک تکتون بخیر :)
ایام ایامه نه چندان جالب و یه جورایی نچسب امتحاناته؛ ضمن آرزوی موفقیت های بزرگ امیدوارم امتحاناتتون که موفقیت های خرد در راستای موفقیت های بزرگه با نمره های الف گذرونده بشه :) و بزنين پودرشون کن
سايت متر به متر جهت راحتی و سهولت شما عزیزان معمار برای دریافت پروژه های دانشجویی و اجرایی و همچنين آموزش های مفید نرم افزاری در جهت استفاده صحیح شما بزرگوارن بنا شده است .عزیزاني كه تمایل به فروش فایل های خود در زمینه معماری دارند و همچنين دوستاني كه در شغل مرتبط معماری فعالیت میكنند در جهت معرفی محصولات خود نيز میتواننند با ما در تماس باشند.
سئو رایگان
سلام دوستان وقت تون بخیر
من میخوام یه فروشگاه بزرگ محصولات چوبی بزنم، (مبل،میز و صندلی،میز تلویزیون و .)، بیشتر مبل، چون چند تا از اقوام دورمون مبل سازی دارن، البته چون زیاد باهاشون در ارتباط نيستیم نمیتونم سوالاتم رو از اون ها بپرسم، هدف من اینه که این نمایشگاه مبل رو تو یه منطقه ای بزنم که بیشتر روستاست یعني خارج از شهر، چون خودم قبلا تو روستا زندگی میکردیم.
البته الان از حالت روستا خارج شدن یعني شلوغ تر شده و تعداد روستاها هم تو این منطق
من دارم برمی‌گردم.گردم من بر دار.تو داری کابوس .کابوس تو داره.دار.مثل آخر کلمه‌ی خنده‌دار.وقتی رسیدم هنوز زنده بود.یه نفر از پشت در پرسید یعني می‌خواهی بیایی تو؟و من گریه‌م گرفت.گفت توالت کمی پایین‌تره.و من دارم برمی‌گردم.قول بده ای‌بار کورتاژ موفقی خواهیم داشت.اول میشه چشمامو در بیاری؟من تب دارم.تو تب داری.تو یک بدبختی که توالت‌ها هم نمیذارن بری اونجا گریه کني‌.من تب دارم.من دارم دری رو می‌بینم که یه باد هلش می‌ده.تو تب داری.تو یه احم
دیشب تصمیم گرفتم که امروز صبح زود پاشم برم بدوم. صبح، لباس پوشیدم و رفتم تو حیاط(محوطه؟) مجتمع. با این برنامه که ده دقیقه راه رفتن تند و پنج دقیقه دویدن و  همین تناوب تکرار بشه و چون روز اوله نهایتش تا سی دقیقه.( برای این که یهو وسط کار خسته نشم و ولش کنم). خلاصه ده دقیقه راه رفتن تندم که تموم شد و احساس کردم ضربان قلب و تنفسم یکمی زیاد شده شروع کردم به دویدن. تصوری که اون لحظه از خودم داشتم:

بعدش که دیگه نفسم بریده بود و گلوم می سوخت و دلم درد گرفت
به نام او.
چشماش مثل آسمونِ شب بود که برعکسش کرده باشن، یه سیاهی وسطِ یه آسمونِ سفید، انگار که آسمون شب تو چشماش وارونه شده باشه، همیشه هم ماهِ سیاهِ وسط آسمونِ سفیدش مثل بلورای دخترِ تازه عروسِ همسایه برق می‌زد، از این بلور فرانسه‌ها که هر چی به گفتم کالای ایراني بخر شاید برقش کمتر باشه اما عزت و شکوه برای کارگر ایرانيه، گوشاش بدهکار نشد.
چشماش خیلی قشنگ بود و براق
منو غرق کرد تو آسمونش، همش فک می‌کردم بهترین هدیه از طرف خداس
از پارک اومدم بیرون و به ذهنم رسید به‌جای خوردن شکلات‌گلاسه تو اون ویتامین‌سرای همیشگی، برم بستني بخرم و تو خونه درستش کنم. مشکل خامه‌ی فرم‌گرفته بود که نمی‌ارزید تو خونه درست کنم، گفتم اسپری خامه بخرم یا اگه پیدا نکردم بیخیال این قسمتش بشم. رفتم اون فروشگاه بزرگه‌ی کنار پارک، فک کنم از این فروشگاه‌های شهر ما خانه‌ی ما! بود. همه‌جاشو گشتم، کیف داد :) خرید خوراکی‌جات خیلی دلچسبه :) یک بسته لازانيا خریدم تا برای اولین بار لازانيا درست کن
بسم الله
 
دیروز همراه خواهر دومی، به بازار رفتم و چند چیز میز رنگی رنگی برای خودم خریدم. خرید برای بستن بار و بندیل جهتِ سفری دوباره را از همین روزها شروع کردم. هنوز چهل روزی باقی‌ست. چهل روز! وقت ورزشم را از روز به شب منتقل کردم و همزمان با بودن خانواده‌ی یکی از عموها در خانه، من به اتاق آمدم و ورزش کردم. باید خودم را به جنبش می‌انداختم تا خوشحال‌تر شوم. ورزش، واقعا خوشحالم می‌کند. حتی اگر فلسفه‌ی هیچ‌کدام از حرکاتی را که انجام می‌دهم ندا
12 روز مسافرت رفته بودم، خیلی دلم تنگ شده بود برای نوشتن، من به این وبلاگ عادت دارم. رفتیم شمال اونجا مامانم خیلی روی اعصابم بود، اصلا نمیدونم چرا باید توی این خونواده باشم. حالم خرابه و از همه چی متنفرم، دلم میخواد برم یه جای دور که هیچ کسی رو نبینم.
آقای سین پیام داد امشب برای شام بریم خونشون، خانم خ و کیوی و سیب زمیني که به ترتیب خواهر بزرگه، داداش بزرگه و برادر کوچیکه باشند با هم رفتیم خونۀ آقای سین. خانوم‌شون خیلی زحمت کشیده بودند و شام ان
نتونستم بخوابم حتی یک ذره. فقط درد داشتم و درد. جسمی و روحی.
سرمو میزاشتم رو بالش اشکال مختلف بهم حمله میکردند. همون شکل های قدیمی که نمیدونم مغزم از کجا میارتشون. یادمه شروع نقاشیم اینجوری بود که بتونم این اشکال رو بکشم. ولی هنوز موفق نشدم هنوزم حس میکنم از نقاشی بدم میاد. ولی مجبورم یاد بگیرم. من چجور هنرجوی گرافیکیم نمیدونم! خب ولی بوده زمان هایی که عشق کردم از طراحی کردن.
اشکال رومیگفتم ، حالتای عجیبی دارند مثلا ساده ترین حالتش یک دایره ا
سلام دوستان
این روزها تقریبا همه صفحه اینستاگرام دارن و ممکنه پیج های مختلفی رو ببینيد، دیدین بعضی از افراد لحظه به لحظه زندگی شون رو به اشتراک میگذارن که اکثرا هم زن و شوهرهای بین رنج 21 تا 28 ساله هستن.
داستان عشق شون رو مینویسن، خلاصه که تمام زندگی شون رو از اینکه چی میخورن و کجا میرن و روابط با شوهرشون و غیره رو ریز به ریز به اشتراک میگذارن، جزئی ترین بخش های زندگی رو مینویسن و عکس میگیرن. و اکثرا هم نوعروس هایی هستن که فقط تجملات و مصرف گر
دخترم سرما خورده حسابی و این دو روز گذاشتمش خونه مامانم
با امروز میشه سه روز که صبح ها میبرم و اونجا میذارمش و بعد از کارم ناهار میخورم و شب میام خونه.
دیروز یعني روز دوم مامانم بهم گفت بیا و دخترتو بذار پیش منو بهم پول بده براش ( مامانم پرستاری میکنه از بچه ها) نمی تونستم بگم نه که !!
بهش گفتم نمیتونم پولی ک از بچه ها میگیری رو بهت بدم گفت تو بهم دویست بده، باید جاهاز بخریم واسه آبجی و تو بیا دخترت رو بذار اینجا .نبرش مهدکودک.
گفتم باشه ولی بابا چ
امشب سجاد یه ویدیوکلیپ از یکی از ترانه های ابراهیم منطفی واسم فرستاد، اینقد صداش غم داشت که یه لحظه دلم واسه غم تنگ شد. یاد بقیه ی آهنگای رامی هم افتادم، خنياگرِ جنوب. ظرفیتِ گوش کردنِ آهنگاشو ندارم تو این ایام. کلاً کم پیش میاد آهنگ گوش کنم (وقتی خونه ام، وقتی تنها و یه جای دور نيستم)، اینجوری هیچوقت خسته کننده نمیشه. 
داشتم میگفت، دلم واسه غم تنگ شده. واسه عصبانيت و ناامیدی نه! واسه یه نوع ناراحتی. عصبانيت و ناامیدی خیلی مزخرف و نخواستني ان،
"شیرین"
ملقب "ام رستم" دختر رستم بن شروین از سپهبدان خانان باوند در مازندران و
همسر فخرالدوله دیلمی(387ق. ـ 366ق.) که پس از مرگ همسر به پادشاهی رسید او
اولین پادشاه زن ایراني پس از ورود اسلام بود. او بر مازندران و گیلان ،
ری ، همدان و اصفهان حکم می راند به او خبر دادند سواری از سوی محمود غزنوی آمده است .


سلطان محمود در نامه ی خود نوشته بود : باید خطبه و سکه به نام من کني و خراج فرستی والا جنگ را آماده باشی .ام
رستم ، به پیک محمود گفت : اگر خواست سرور ش
چرا مادر زن ها انقدر دومادشون رو دوست دارن؟ خیلی عجیبه ! یه ذوق و شوق عجیبی دارن برا دوماد، قبل از اینکه بخواد بیاد پا میشن با شوق همه جارو مرتب میکنن، غذاهایی که صد سال یبار میپزن بار میذارن، به دختر تشر میزنن که برو به خودت برس، هی میپرسن کجاست؟ پس چرا نمیاد؟احساس میکنم عقب گرد میزنن به دوران جووني خودشون، شوق و ذوق های خودشون، یا شاید شوق و ذوق هایی که اون موقع تو دوران عقد کردگی خودشون از ترس چشم غره های باباها سرکوب میشد حالا میاد رو!
نمید
سلام 
اولین شعر در خارج از فضای عاشقانه رو نوشتم شاید زندگی دوباره رو شروع کردم شاید دوست تنهایی هامو پیدا کردم دوستی که بهترازهزاران آدم زمینيه نمیدونم چه جوری شروع شد و چه جوری تموم میشه بزارید ازشعرم بگم با تمام علاقه ی که به شعر دارم در یه روز گرم تابستون برا رونمایی کتاب استاد عزیزم رفتم نگارستان تو راه برگشتن تنها تراز همیشه بود زمان تنهایی من کلمات تو سرم میچند اما کنار هم نمیتونم رو کاغذ بنویسم توسرم شعر میشن اما رو کاغذ نمیان سوار
از وقتی فهمیدم که اجداد ما روس هم بودند حتی! خیلی دلم می خواست زبان روسی یاد بگیرم و برم اونجا رو ببینم! شاید به این دلیل که من آومیم که خیلی به رگ و ریشه افراد اهمیت میدم!خب عربی رو تا حد قابل قبولی بلد بودم! و ترکی هم تا حد بخور نمیری یاد گرفتم! اما روسی هنوز برام جالب و دست نيافتني به حساب میاد.
الان داشتم نقشه جهان رو می دیدم و دلم می خواست همه جا رو ببینم. بیگانگی من با جغرافی ازونجایی نشات می گیره که تو دبیرستان 40 تا سوال می دادند بهمون برای
بنا به شرایطی چند صباحی مهمانِ خانه خواهر بزرگ بزرگه هستم.از روی میل و رغبت نيست چراکه سفر به این شهر کویری در این ماهِ سال اصلا عاقلانه نيست!
سعی میکنم زاده های دهه هشتادی کنار بیایم و خاله ی خوشرویی باشم،از کنارِ هر اتفاق با لبخند رد میشوم و توی دلم مدام ذکر " این نيز بگذرد" را تکرار میکنم.
وقتی در تاریکی و سکوت شب روزم را مرور میکنم،شگفت زده میشوم از این حجم از صبوری و رد شدن از کنارِ مسائل.هر کدام از این اتفاق ها اگر در خانه خودمان ات
انگار کوهی از شانه‌هایمان کم شده باشد. انگار بغضی سنگین، اشکْ نشده، بیخ گلویمان را رها کرده باشد، انگار باری به منزل رسیده باشد.
روز جمعه بود، نشسته بودیم کنارش. نه حرف می‌زد، نه صدایمان را می‌شنيد و نه غذایی می‌خورد. سعی می‌کردیم سرمی وصل کنيم که جبران سه روز بی‌غذایی را بکند. موقع نماز ظهر بود. بلند شدم که نماز بخوانم و برگردم. چادرم را گرفت، دوباره زانو زدیم کنارش. تمام قوایش را جمع کرد و به هردویمان اشاره کرد و گفت، "ازتون خیلی راضیم.
وَاجْعَلْ لِی لِسَانَ صِدْقٍ فِی الْآخِرِینَ۸۴شعرا-
و براى من در [میان] آیندگان آوازه نيکو گذار 
خدا انساني رو که لایق بهشته با دو گزینه معرفی می‌کنه : ۱-ایمان و ۲-عمل صالح 
این دو تا که با هم باشن زمینه تقوا فراهم میشه  و بعد هم ان شاالله رستگاری.
بعضی هامون شاید فکر کنيم این دو کار چقدر سخت و دست نيا فتنيه اما واقعیت اینه که گاهی میشه با اصلاح چند رفتار و تفکر اشتباه ،به این دو گزینه دست پیدا کرد.
یکی از آرزوهای اکثر آدم ها جاودانگی تو دنياست
حالا نه که مهم باشه تا الان خوابم نبرده و صبح احتمالا بابا بیاد دم در اتاق یه سری ت بده و بگه "خوشمون باشه با این دخترای سحرخیزمون" و من انقدر خوابم بیاد که نتونم حتی بگم "به خدا ساعت چار خوابیدم".حالا نه که خیلی اذیتم کنه ولی نمیگفتی باید موهامو کوتاه کنم بهتر بود. چون عادت کردم به خودم. راحتم اینجوری.حالا خیلی هم واجب نيس گفتنش ولی اگه بین "واقعا انقدر ماندگاری عطره زیاده؟" یه سری بچرخوني و یه نيم نگاهی سمت من بندازی هم بد نيست. ثواب داره ی
سال 86 که وارد دانشگاه شدم، یه همکلاسی داشتیم که دوران دبیرستانشو مدرسه شبانه روزی درس خونده بود. خونه‌شون توی محله‌های متوسط به پایین شهر بود و ازدواج کرده بود. یه پسر سه چهار ساله داشت و شوهرش مکانيک بود. از همون روز اول یه جوری سر کلاسا درخشید که هممون فهمیدیم حال گیر کلاسمون اونه.
یه روز از طرف دانشگاه رفتیم اردو* ، پسرشو همراهش آورده بود و برای اولین بار یکی منو خاله صدا زد! (من خاله نمیشم چون! گرچه تا الان شیش بار خاله شدم سر دوستام!!) بچه

.
عکس متعلق است به این بخش از کتاب #دلتنگ_نباش
.
وقتی برای عیددیدني به خانۀ رضا رفته بودند، [روح‌الله]پیشنهاد داد همه با هم به خانۀ رسول بروند و عید را به پدر و مادرش تبریک بگویند. همه از پیشنهادش استقبال کردند. .
رضا با پدر رسول هماهنگ کرد و راهی خانۀ#شهید_رسول_خلیلی شدند. روح‌الله و زینب به‌همراه رضا و پدر و مادرش. زینب خیلی هیجان داشت. دوست داشت مجدداً مادر رسول را از نزدیک ببیند.
وارد خانه که شدند، عکس بزرگ رسول اولین چیزی بود که به چشم می
من به عنوان نوه‌ی دوتا مونده به آخری، همیشه بین نوه‌هاش گُم بودم. از وقتی یادمه، برای صدا کردنم، احسان یا شایان یا وحید رو اشتباهی صدا می‌کرد. گاهی حتی هر سه تا رو می‌گفت تا اسم من به یادش بیاد. به یادش بود، ولی به زبونش نبود‌. مرتب اماکن زیارتی از جمله مکه، مشهد، کربلا، سوریه و غیره رو با رفت‌و‌آمدهای مکررش زخمی می‌کرد و همیشه هم سوغاتی می‌آورد و به صورت گزینشی بین نوه‌ها تقسیم می‌کرد و من بین هم‌سن و سال‌هام همیشه اولویت آخر بودم. به
حد فاصل بین کنکور تجربی و زبان اکانت اینستاگرامم رو بازیابی کردم. همون لحظه با خیل عظیمی از پیام‌های خوش برگشتی!» مواجه شدم. تمام پیام‌ها رو جواب دادم و راهی کنکور زبان شدم. کنکور زبان که تموم شد برگشتم خونه و دیدم میم» برام توی همون اینستاگرام ویس فرستاده. بهش گفتم که گوشیم آپدیت نشده و تبع اون نمی‌تونم اینستاگرام رو هم آپدیت کنم. یه کلمه نوشت: قراره بیام.» نوشتم: واییییی چقدر خوشحال شدم!» نوشت: برای همیشه می‌خوام برگردم…» و در همین ل
اپلیکیشن مک در دنيای فناوری امروزی به این معتقد است که داشتن یک پلتفرم ساده برای سرویس مدرسه به تنهایی کافی نيست  و از یک سو کاربران و اولیا محترم دانش آموزان با اپلیکشن ها و سايت های زیادی آشنا هستند و از سوی دیگر بازار کسب و کاردیجیتال  به دلیل تعداد حضور شرکت ها داغ تر شده است به همین دلیل هوشمند سازی سامانه راهکاری است برای ایجاد تمایز اپلیکیشن راننده این امکان را فراهم میکند تا با اشتراک گذاشتن موقعیت لحظه به لحظه با اولیاء و مسئول
چند روزی هست که خبر گم شدن دوربین‌ِ فیلم‌برداری‌شان پیچیده ، همسایه‌‌ی تقریبا جدیدمان را می‌گویم ، گویا دوربین در خانه و جایی جلوی دید قرار داشته است و کسی آمده و برده است! البته همه‌ی این‌ها را خودش می‌گوید؛ می‌گوید که دوربین کنار تلویزیون بوده است و حالا نيست ، تمام سوراخ سُمبه‌های خانه را زیر و رو کرده است ولی دریغ ، پول نقد هم در خانه داشته است اما حتما محترم وقت پیدا کردن آن‌ها را نداشته و فقط دوربین را برداشته و متواری شده اس
- چند وقته که ننوشتم ؟ خودم حسابش از دستم در رفته ! این روزا درگیر یه چیزی ام که به من مربوط هم نيست ولی خب از فکرم بیرون نمیره و همه دارم پیش خودم حساب و کتاب میکنم که این دفعه اگه دیدمش اینو بهش میگم ، فلان حرف رو میزنم فلان مساله رو میگم و هربار که میبینمش به خودم میگم " سرت به کار خودت باشه و توی حریم شخصی دیگران فضولی نکن " . درسته که این دیگران موجود خیلی مهمیه برای من ولی اگه پیش ما هم معذب باشه دیگه کسی براش نمی مونه که بخواد پیششون راحت باشه
تنهایی که  من  دارم بهش فکر میکنم نشونه ی جرات داشتن من نيست
نشونه ی یه دلیل بزرگه.
دلیلی که تلخ ترین اتفاقات زندگی برام رقم زده .
تلخ ترین اتفاق برای یه دختر و تحملش درطول یه سال عذاب چیزی نيست که  بشه ازش راحت گذشت.
همیشه ازم می پرسن چرا زیاد معذرت خواهی میکنم؟
و من نمیتونم درجواب بهشون بگم تاحالا شده ازکسی بخاطر اذیت کردنتون معذرت بخواین.التماس کنين و معذرت بخواین برای اینکه حالت چهره اتون نشون میده ناراحتین. اذیت کردنش دوباره شروع
مهدی کوچولو تیزهوشان قبول شده و من جون میدم برای دیدن خوشحالیش. دیروز داشته والیبال بازی میکرده که میخوره به میله (!) بینيش و زیر چشش جمعا هفتا بخیه میخوره و من دل دل میزنم برای دیدنش. برای دیدنشون و تسکین دادن نگرانيشون. همه عکس ها و آزمایش هارو از همونجا برام میفرستن. سه بار بالا آورده و سی تی گرفتن و شکر خدا هیچی نبوده. میگم خون سردیتونو حفظ کنين و دنبال جراح زیبایی باشین برای بخیه زدن. با تک تکشون حرف میزنم و تهش بهم میگن خدارو شکر دکتری! میگ
سلام سلام سلااااام :)
من با کلی تاخیر اومدم.جوجه با عموش رفته بیرون 
و از اونجا که این یه فرصت غنيمت برای پست نوشتنه احتمالا از بیشتر جزییات چشم بپوشم و اصلی ترین حرفامو بزنم.
خوب شیراز رفتنم چطوری شد؟؟ حتما خیلی هاتون اینستا رو چک میکنيد و میدونيد دیگه؟؟ من از شمال رفتم تهران .یه شب تا عصر خونه ی دوست خوبم نوستال بودم که از بچه های وبلاگیه.بعدش دقیقا وسط غذا خوردن و گپ زدن یهو چشمم به ساعت خورد و فهمیدم وااااای خیلی دیرم شد برای فرودگاه :/
اینج
۱_ پسره تازه مدرسه‌شون تعطیل شده و ایستاده‌‌ بود کنار خیابون، به هر کسی، چه سواره و چه پیاده، رد می‌شد می‌گفت" دربست"!
 اومدم پیاده از کنارش رد بشم که برگشت گفت "خاله دربست میری؟"! خواستم چیزی نگم و رد بشم دیدم دلم رضا نيست، دستم رو ت دادم و گفتم دربستی که نمیرم ولی اگه بخوای دربستی چَک می‌زنم، ۱۰ تا ۱۵ تا ۲۰ تا، هر چی که بخوای. ساکت شد!
نکته: قبل از اینکه هی تو مغز بچه‌هامون فرو کنيم که دکتر بشید، مهندس بشید، این بشید و اون بشید که آدم حسا
سئو چیست راهی است برای رسیدن به جایگاه‌های برتر در صفحات جستجو گوگل. احتمالا برای شما این تمایل پیش آمده است که مثلا اگر فردی خرید بلیت هواپیما را جستجو کرد, به وبسايت شما آید و از شما خرید کند. سئو راهی است برای رسیدن به این هدف.
سئو چیست به صورت دقیق‌تر به مفهوم بهینه سازی موتورهای جستجو و به صورت کامل‌تر یعني بهینه سازی برای موتورهای جستجو است. بی‌راه نيست اگر بگوییم گوگل سلطان موتورهای جستجو است و ما در بهینه‌سازی برای موتورهای جستجو,
سئو چیست راهی است برای رسیدن به جایگاه‌های برتر در صفحات جستجو گوگل. احتمالا برای شما این تمایل پیش آمده است که مثلا اگر فردی خرید بلیت هواپیما را جستجو کرد, به وبسايت شما آید و از شما خرید کند. سئو راهی است برای رسیدن به این هدف.
سئو چیست به صورت دقیق‌تر به مفهوم بهینه سازی موتورهای جستجو و به صورت کامل‌تر یعني بهینه سازی برای موتورهای جستجو است. بی‌راه نيست اگر بگوییم گوگل سلطان موتورهای جستجو است و ما در بهینه‌سازی برای موتورهای جستجو,
سئو چیست راهی است برای رسیدن به جایگاه‌های برتر در صفحات جستجو گوگل. احتمالا برای شما این تمایل پیش آمده است که مثلا اگر فردی خرید بلیت هواپیما را جستجو کرد, به وبسايت شما آید و از شما خرید کند. سئو راهی است برای رسیدن به این هدف.
سئو چیست به صورت دقیق‌تر به مفهوم بهینه سازی موتورهای جستجو و به صورت کامل‌تر یعني بهینه سازی برای موتورهای جستجو است. بی‌راه نيست اگر بگوییم گوگل سلطان موتورهای جستجو است و ما در بهینه‌سازی برای موتورهای جستجو,
سئو چیست راهی است برای رسیدن به جایگاه‌های برتر در صفحات جستجو گوگل. احتمالا برای شما این تمایل پیش آمده است که مثلا اگر فردی خرید بلیت هواپیما را جستجو کرد, به وبسايت شما آید و از شما خرید کند. سئو راهی است برای رسیدن به این هدف.
سئو چیست به صورت دقیق‌تر به مفهوم بهینه سازی موتورهای جستجو و به صورت کامل‌تر یعني بهینه سازی برای موتورهای جستجو است. بی‌راه نيست اگر بگوییم گوگل سلطان موتورهای جستجو است و ما در بهینه‌سازی برای موتورهای جستجو,
سلام .امروز می خوام براتون سايت پیش بیني معتبر معرفی کنم بهترین سايت در این زمینه سايت betbaz club هست که خود من هم از  اون استفاده میکنم و به شما اطمینان میدم که از این سايت قابل اعتماد تر نيست.حتی تو سايت های دیگه هم اسم بت باز کلاب تو بهترینها به چشم میخوره. برای ورود به سايت روی عکس زیر کلیک کنيد.
مامان‌بزرگه بعد از ۶۰ سال دیگه هیچ passion‍ی به نماز نداره. علاوه‌ بر تارک‌الصلاة شدن، به کفرگویی هم افتاده. با خنده و شوخی بهش می‌گن چرا دیگه نمازهاتو نمی‌خوني و بعد به کیسه‌هایی که بهش وصله اشاره می‌کنه و می‌گه: با این وضعیت؟ می‌گن آخه چه ربطی داره؟ بعد از ۲ هفته بالاخره دیشب زورکی واسه‌ش سنگ تیمم آوردند و تخت بیمارستانش رو، رو به قبله کردند تا با دلی چرکین نماز بخونه. بهش گفتند لاپورتت رو به حسینيه‌ای که قبلاً توش جانماز آب می‌کشیدی،
نوش طب یک سايت بسیار خوب در زمینه فروش انواع دومنوش های سلامتی هست و شما میتوانيد در سايت دمنوش مورد نظرخودتون رو تهیه کنيد.
البته در این سايت مقالات خوبی در زمینه سلامتی و تناسب اندام گزاشته میشه که میتونيد از مقالات خوب ان بهره ببیرید و استفاده کنيد، امیدواریم که ما را در این سايت و مقالات این سايت خوب بتونه به شما کمک کنه.
ارنست
شَکِلتون در سال 1908 با چند نفر و با پای پیاده به سمت جنوبگان (یه جایی وسط های قطب
جنوب) راهی میشه و پس از طی کردن حدود هزار و پانصد کیلومتر در دمای منفی سی تا
هشتاد درجه و درست زماني که طبق برنامه فقط شش روز به انتهای مسیر مونده بوده
عملیات اکتشاف رو شکست خورده اعلام می کنه و به سمت خونه برمی گرده.
وقتی
دلیل این کار شَکِلتون رو ازش می پرسند میگه: "یک خَرِ زنده بهتر از یک شیر مُرده
است!" شَکِلتون توضیح میده که اگر به مسیر خودش ادامه می داده احت
متن جایگزین یا Alternative Text كه به عناوین “Alt attribute”، “Alt text” و یا “تگ (آلت) Alt” نيز معروف می باشد ، بیانگر توضیح كوتاهی از عنوان یك تصویر در یك صفحه وب می باشد.یكی از نكات در بهینه سازی تصاویر سايتتان ، استفاده از ویژگی (آلت) Alt است.تگ (آلت) Alt و تگ عنوان در تقویت جایگاه مطالب در نتایج موتورهای جستجو و بهبود دسترسی كاربران اینترنتی بر روی وب‌ سايت شما تاثیر گذار هستند.در تصاویر به كار رفته در وب‌ سايت شما ، تگ (آلت) Alt بیانگر موضوعی ا
انقدری توی زندگیم خوش شانس بودم که تقریبا می تونم بگم به تمام رویاهایی که در طول دوره ی نوجوانيم داشتم رسیدم.با همین سن کم جاهایی رفتم و کارایی کردم که انتظار خودم یکی این بود حداقل در سی سالگی بهشون برسم! ولی با یاری خدا خیلی زودتر از چیزی که فکرشو می کردم به چیزایی که دلم می خواست رسیدم.اما این وسط یه چیزی هست که بدجوری روی مخه.قبلا متوجه نبودم و فکر می کردم دارم کار درستی می کنم اما الان دارم با خودم فکر می کنم چرا.
ببینيد فرض کنيد شما آرزوی
از کجا شروع کنم؟ 
از همینجا؟ 
که دوستم برادر حسین رو دید و چشماش برق زد و گفت حسین اینه؟ و گفتم نه داداششه خوشگله نه؟ گفت نه گفتم آره چشات داره برق می زنه 
گفتم این ۴۰ سالشه 
گفت عه! چه خوب مونده گفتم بله دو تا هم بچه داره 
چشم در چشم شده بودیم 
باباش نشسته بود 
مادرش کنارش وایستاده بود 
سلام کردم و انگار هر دوشون یا شایدم مادرش جواب داد 
اومدم نشستم که مادرش اومد جلو و احوالپرسی کرد! بعد دید به خودم نمیارم گفت کاری ندارین؟ 
که یهو گفتم بیام بب
سلام چند وقت قبل براتون درباره سايت بت باز کلاب گفتم.خب حالا میخوام براتون درباره سايت بنفیت صحبت کنم که بسیار سايت خوبیه و اون هم مانند بت باز زیر نظر گروه بنفیت قرار داره کسایی که از سايت بت باز ، حضرات و لایو بت استفاده میکنند بدونن بنفیت در واقع در راس این سايت ها قرار داره . در ضمن حداقل برداشت هم ۵۰ هزار تومنه .
ورود به سايت بنفیت
اگه امروز آخرین روز عمرت باشه چکار میکني؟.

این رو ساعت 8 شب بعد از پیام صوتی 3 دقیقه ای که همینجوری از هرجا حرف زده بود ازم پرسید. 

مثل هر روز امروزم دیر رسیدم و بازم دیدم که این پسره مثل هر روز اون گوشه ی راهرو نشسته و داره به شاگردش آلماني یاد میده. دیدم که نگاهش دنبالم کرد اما مثل هر روز یادم رفت!
بعد از کلاس مثل همیشه اومدم بیرون منتها تو حیاط جا نبود بنابر این نشستم تو راهرو با یک عدد تیتاپ و دنت. تو دنيای خودم غرق بودم. و هزاران کاری که باید
آدماییم که مثلا خیلی دوسمون دارن واقعا جالب و عجیبن!! کلا فکر نمیکنم خدا مخلوقی عجیبتر از انسان افریده باشه.
وقتی میبینن و میفهمن که حالت خوب نيست، اعصابت بهم ریخته اس یا بی حوصله ای. با تمام قوا به میدون میان و بدترت میکنن تا میتونن به پرو پات میپیچن و اینقدر نيش و کنایه و بداخلاقی. اخرشم یه دعوایی راه میافته و قهر میکنن!!
خب اگر من میتونستم به شما خانواده!!!! گرامی بگم چه مرگمه و میدونستم کمی ازتون ساخته اس قطعا اینکارو میکردم وقتی نگفتم و
 
همانطور که گفتیم هفت سايت با سايت کوین پات کار می کنند که باید در هر هفت سايت ثبت نام کرد. همان طور که دیدید با ثبت نام در سايت کوین پات به صورت خودکار در پنج سايت ثبت نام شده اید که در ادامه معرفی خواهیم کرد. در این پست به معرفی و ثبت نام در اولین سايت از این هفت سايت، یعني سايت Bonus Bitcoin می پردازیم.
ادامه مطلب
هر وب سايتی با توجه به بازدید . سن و خیلی مسایل دیگه ارزش مادی داره اگر می خواید بدونيد ارزش وب سايت شما چه قدر است سايت < ارزش وب سايت من چه قدر است > رو بهتون معرفی می کنم.
نمونه هایی از وب سايت هایی که بررسی کردیم :
1) سايت ایران اکازیون 2) سايت پردیس هاستینگ 3) سايت پردیس آی تی
سلام میخوام براتون سايت معتبر معرفی کنم.خب،سايت معتبر و خوب باید ویژگی های مهمی را داشته باشد. واریزـو برداشت آسان .کاربری راحت و عادلانه بودن ضرایب. خلاصه کلام.به شما سايت betbazclub رو معرفی میکنم که بی شک از بهترین سايت های ایرانه برای ورود روی عکس زیر کلیک کنيد.
مرحوم دولابی نقل کردند که:
در همسایگی مرحوم شهید مطهری خانم بی‌حجابی زندگی می‌کرد که یک باره چادری شده بود. خودش تعریف کرده بود که ما اصلاً اهل دیانت نبودیم. یک بار به قصد تفریح با شوهرم به مشهد رفتیم و چند روزی که آن‌جا بودیم در تفریحگاه‌ها گذراندیم.
روز آخر که می‌خواستیم به تهران برگردیم من از خیابان جلوی حرم مطهر امام رضا(ع) عبور می‌کردم که از خیابان نگاهم به ایوان حضرت افتاد. سلامی کردم و  رد شدم.
شب خواب دیدم که حضرت رضا(ع) فرمودند: کس
اپلیکیشن مک در دنيای فناوری امروزی به این معتقد است که داشتن یک پلتفرم ساده برای سرویس مدرسه به تنهایی کافی نيست  و از یک سو کاربران و اولیا محترم دانش آموزان با اپلیکشن ها و سايت های زیادی آشنا هستند و از سوی دیگر بازار کسب و کاردیجیتال  به دلیل تعداد حضور شرکت ها داغ تر شده است به همین دلیل هوشمند سازی سامانه راهکاری است برای ایجاد تمایز اپلیکیشن راننده این امکان را فراهم میکند تا با اشتراک گذاشتن موقعیت لحظه به لحظه با اولیاء و مسئول
اپلیکیشن مک در دنيای فناوری امروزی به این معتقد است که داشتن یک پلتفرم ساده برای سرویس مدرسه به تنهایی کافی نيست  و از یک سو کاربران و اولیا محترم دانش آموزان با اپلیکشن ها و سايت های زیادی آشنا هستند و از سوی دیگر بازار کسب و کاردیجیتال  به دلیل تعداد حضور شرکت ها داغ تر شده است به همین دلیل هوشمند سازی سامانه راهکاری است برای ایجاد تمایز اپلیکیشن راننده این امکان را فراهم میکند تا با اشتراک گذاشتن موقعیت لحظه به لحظه با اولیاء و مسئول
اپلیکیشن مک در دنيای فناوری امروزی به این معتقد است که داشتن یک پلتفرم ساده برای سرویس مدرسه به تنهایی کافی نيست  و از یک سو کاربران و اولیا محترم دانش آموزان با اپلیکشن ها و سايت های زیادی آشنا هستند و از سوی دیگر بازار کسب و کاردیجیتال  به دلیل تعداد حضور شرکت ها داغ تر شده است به همین دلیل هوشمند سازی سامانه راهکاری است برای ایجاد تمایز اپلیکیشن راننده این امکان را فراهم میکند تا با اشتراک گذاشتن موقعیت لحظه به لحظه با اولیاء و مسئول
اپلیکیشن مک در دنيای فناوری امروزی به این معتقد است که داشتن یک پلتفرم ساده برای سرویس مدرسه به تنهایی کافی نيست  و از یک سو کاربران و اولیا محترم دانش آموزان با اپلیکشن ها و سايت های زیادی آشنا هستند و از سوی دیگر بازار کسب و کاردیجیتال  به دلیل تعداد حضور شرکت ها داغ تر شده است به همین دلیل هوشمند سازی سامانه راهکاری است برای ایجاد تمایز اپلیکیشن راننده این امکان را فراهم میکند تا با اشتراک گذاشتن موقعیت لحظه به لحظه با اولیاء و مسئول
اپلیکیشن مک در دنيای فناوری امروزی به این معتقد است که داشتن یک پلتفرم ساده برای سرویس مدرسه به تنهایی کافی نيست  و از یک سو کاربران و اولیا محترم دانش آموزان با اپلیکشن ها و سايت های زیادی آشنا هستند و از سوی دیگر بازار کسب و کاردیجیتال  به دلیل تعداد حضور شرکت ها داغ تر شده است به همین دلیل هوشمند سازی سامانه راهکاری است برای ایجاد تمایز اپلیکیشن راننده این امکان را فراهم میکند تا با اشتراک گذاشتن موقعیت لحظه به لحظه با اولیاء و مسئول
اپلیکیشن مک در دنيای فناوری امروزی به این معتقد است که داشتن یک پلتفرم ساده برای سرویس مدرسه به تنهایی کافی نيست  و از یک سو کاربران و اولیا محترم دانش آموزان با اپلیکشن ها و سايت های زیادی آشنا هستند و از سوی دیگر بازار کسب و کاردیجیتال  به دلیل تعداد حضور شرکت ها داغ تر شده است به همین دلیل هوشمند سازی سامانه راهکاری است برای ایجاد تمایز اپلیکیشن راننده این امکان را فراهم میکند تا با اشتراک گذاشتن موقعیت لحظه به لحظه با اولیاء و مسئول
اپلیکیشن مک در دنيای فناوری امروزی به این معتقد است که داشتن یک پلتفرم ساده برای سرویس مدرسه به تنهایی کافی نيست  و از یک سو کاربران و اولیا محترم دانش آموزان با اپلیکشن ها و سايت های زیادی آشنا هستند و از سوی دیگر بازار کسب و کاردیجیتال  به دلیل تعداد حضور شرکت ها داغ تر شده است به همین دلیل هوشمند سازی سامانه راهکاری است برای ایجاد تمایز اپلیکیشن راننده این امکان را فراهم میکند تا با اشتراک گذاشتن موقعیت لحظه به لحظه با اولیاء و مسئول
اپلیکیشن مک در دنيای فناوری امروزی به این معتقد است که داشتن یک پلتفرم ساده برای سرویس مدرسه به تنهایی کافی نيست  و از یک سو کاربران و اولیا محترم دانش آموزان با اپلیکشن ها و سايت های زیادی آشنا هستند و از سوی دیگر بازار کسب و کاردیجیتال  به دلیل تعداد حضور شرکت ها داغ تر شده است به همین دلیل هوشمند سازی سامانه راهکاری است برای ایجاد تمایز اپلیکیشن راننده این امکان را فراهم میکند تا با اشتراک گذاشتن موقعیت لحظه به لحظه با اولیاء و مسئول
اپلیکیشن مک در دنيای فناوری امروزی به این معتقد است که داشتن یک پلتفرم ساده برای سرویس مدرسه به تنهایی کافی نيست  و از یک سو کاربران و اولیا محترم دانش آموزان با اپلیکشن ها و سايت های زیادی آشنا هستند و از سوی دیگر بازار کسب و کاردیجیتال  به دلیل تعداد حضور شرکت ها داغ تر شده است به همین دلیل هوشمند سازی سامانه راهکاری است برای ایجاد تمایز اپلیکیشن راننده این امکان را فراهم میکند تا با اشتراک گذاشتن موقعیت لحظه به لحظه با اولیاء و مسئول
اپلیکیشن مک در دنيای فناوری امروزی به این معتقد است که داشتن یک پلتفرم ساده برای سرویس مدرسه به تنهایی کافی نيست  و از یک سو کاربران و اولیا محترم دانش آموزان با اپلیکشن ها و سايت های زیادی آشنا هستند و از سوی دیگر بازار کسب و کاردیجیتال  به دلیل تعداد حضور شرکت ها داغ تر شده است به همین دلیل هوشمند سازی سامانه راهکاری است برای ایجاد تمایز اپلیکیشن راننده این امکان را فراهم میکند تا با اشتراک گذاشتن موقعیت لحظه به لحظه با اولیاء و مسئول
اپلیکیشن مک در دنيای فناوری امروزی به این معتقد است که داشتن یک پلتفرم ساده برای سرویس مدرسه به تنهایی کافی نيست  و از یک سو کاربران و اولیا محترم دانش آموزان با اپلیکشن ها و سايت های زیادی آشنا هستند و از سوی دیگر بازار کسب و کاردیجیتال  به دلیل تعداد حضور شرکت ها داغ تر شده است به همین دلیل هوشمند سازی سامانه راهکاری است برای ایجاد تمایز اپلیکیشن راننده این امکان را فراهم میکند تا با اشتراک گذاشتن موقعیت لحظه به لحظه با اولیاء و مسئول
اپلیکیشن مک در دنيای فناوری امروزی به این معتقد است که داشتن یک پلتفرم ساده برای سرویس مدرسه به تنهایی کافی نيست  و از یک سو کاربران و اولیا محترم دانش آموزان با اپلیکشن ها و سايت های زیادی آشنا هستند و از سوی دیگر بازار کسب و کاردیجیتال  به دلیل تعداد حضور شرکت ها داغ تر شده است به همین دلیل هوشمند سازی سامانه راهکاری است برای ایجاد تمایز اپلیکیشن راننده این امکان را فراهم میکند تا با اشتراک گذاشتن موقعیت لحظه به لحظه با اولیاء و مسئول
اپلیکیشن مک در دنيای فناوری امروزی به این معتقد است که داشتن یک پلتفرم ساده برای سرویس مدرسه به تنهایی کافی نيست  و از یک سو کاربران و اولیا محترم دانش آموزان با اپلیکشن ها و سايت های زیادی آشنا هستند و از سوی دیگر بازار کسب و کاردیجیتال  به دلیل تعداد حضور شرکت ها داغ تر شده است به همین دلیل هوشمند سازی سامانه راهکاری است برای ایجاد تمایز اپلیکیشن راننده این امکان را فراهم میکند تا با اشتراک گذاشتن موقعیت لحظه به لحظه با اولیاء و مسئول
اپلیکیشن مک در دنيای فناوری امروزی به این معتقد است که داشتن یک پلتفرم ساده برای سرویس مدرسه به تنهایی کافی نيست  و از یک سو کاربران و اولیا محترم دانش آموزان با اپلیکشن ها و سايت های زیادی آشنا هستند و از سوی دیگر بازار کسب و کاردیجیتال  به دلیل تعداد حضور شرکت ها داغ تر شده است به همین دلیل هوشمند سازی سامانه راهکاری است برای ایجاد تمایز اپلیکیشن راننده این امکان را فراهم میکند تا با اشتراک گذاشتن موقعیت لحظه به لحظه با اولیاء و مسئول
اولین سايت ایراني کسب درآمد که در اینجا معرفی خواهم کرد، سايت فیس نما است. سايت فیس نما یک شبکه اجتماعی ایراني و به زبان فارسی هست که نما و کارکردی شبیه به سايت ف.ی.س.ب.و.ک دارد (البته در استانداردهای پایین تر). در کنار این، سايت فیس نما یک منبع برای درآمد زایی ماهیانه است و قسمتی در آن برای کسب درآمد در نظر گرفته شده است. ثبت نام در این سايت و کار با آن را شدیدا به شما پیشنهاد می کنم. برای آشنایی با سايت فیس نما و کسب درآمد از آن به ادامه مطلب توجه
سلام
چند روز پیش رفته بودم یه نمایشگاه کتاب کوچیک تو شهرمون اونجا یه کتاب خریدم به اسم " از شنبه" و از طریق این کتاب با سايتی آشنا شدم که نویسنده ی این کتاب سايت رو راه اندازی کردهـ
به نظرم سايت خوبیه و چند تا کلیپ رایگان و ویس می تونيد تو این سايت مشاهده کنيد و گوش کنيد.
https://www.bishtarazyek.com/
اسم سايتش بیشتر از یک نفر هست.
همکاری با سايت پوشه نما
سلام
من یک سايت آماده کردم به نام پوشه نما با ادرس poshenama.ir
می خوام به یکی از وبلاگسازان فعال را مدیر این سايت کنم
اگر کسی تمایل به همکاری داره به ایمیل زیر پیام دهد تا همکاری را آغاز کنيم
poshenama@gmail.com
 
با تشکر- مدیریت مولتی سايتتیک درس
آگاهی از رتبه سايت و چگونگی وضعیت سايت یکی از کارهایی است که مدیران وب سايت ها دوست دارند انجام دهند. اینکه سئوی سايت شما در چه وضعی است یا چه خطاهایی در سايت وجود دارد همگی نياز به دانش کار با ابزار مختلف دارند.
اما راه ساده تری هم وجود دارد که هاست ایران پیش پای مدیران سايت ها گذاشته، اینجا را ببینيد.
کافیست در کادر جستجوی هاست ایران آدرس سايت خود را وارد کنيد تا پس از چند لحظه آمار خیره کننده ای از سايت شما ارائه دهد. مواردی مثل وضعیت بهینه س
 
,آدرس جدید ترک دی ال,ادرس جدید سايت 1448,آدرس جدید TurkDl,ادرس جدید سايت تصویرفا ,آدرس جدید سايت مووی باز ,آدرس جدید سايت  نيم فیلم,ادرس جدید سايت ,آدرس جدید Bia2movies,ادرس جدید Bia2movies Site,آدرس جدید سايت Bia2movies,آدرس جدید سايت Bia2movies 2 Net, 
 
جهت ورود به سايت کلیک کنيد
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب