نتایج پست ها برای عبارت :

عاقل نکند تکيه به ديوار شکست

استاد قائدی یک پستی گذاشته بود با عنوان "شهروند عاقل". دلم گرفته بود. زیر نوشته اش در بخش نظرات نوشتم: "بعضی وقتها دلم میخواهد عاقل نباشم. نه شهروند عاقل، نه همسر عاقل، نه مادر عاقل. نه فرزند عاقل و نه هیچ چیز عاقل دیگری. دلم می خواهد بی خیالِ همه ی مسئولیتهایم بروم دیوانه وار دیوانگی کنم". 
پاسخم داده است: این خودش عین عقل است .
می دانی در انتظار یک تیک دوم ماندن، چگونه هر روز روحت را خرد می کند؟سال ها گذشته.
می دانی، من دل همه ی بعد از تو ها را شکستم :):
بعد از تو، اندک کسانی هستند که پایم ماندند.
و تو می دانی که من هنوز هم در حال شکست قلبشان هستم؟!
این است که عذابم می دهد.
یک بار تو قلب مرا شکستی و یک بار من قلبش را شکستم و قلب خودم هم شکست.!
گویا قربانی فقط منم که دلم دو بار شکست.
شکستی و شکست، شکستم و شکست! :)
اصلا کاش این دل لعنتی همیشه شکسته بماند تا شاید روزی، خاک بشود
شادی آمد و رفت چه زود گذشت آن شادی
غمی آمد و رفت
و چه زود گذشت
سر راهی ماندم
آسمان را بنشستم به نگاه
پاهایم سست
سرم سنگین است
نتوان رفت به راهی که در آن
آسمان غمگین است
دختری در طرف دیگر راه
دست هایش را به خاک می مالد
بر زمین می خوابد
در خیال از ابر ها پنجره ای می سازد رو به فضای ابدی
من در اندیشه ی او
پی بازی می گردم
آه .
من چقدر نادانم
همچنان اول راه
شعر پر رازی می سازم درون سر خویش
و رها می کنمش در نسیم پشت آن سنگ سیاه
دخترک می خندد
نکند راز مرا م
بسم الله الرحمن الرحیم 
کوزه ای که نباید بشکند.
با گام هایی آرام، وارد دکان کوزه گری شد. سرش را بلند و کرد و گفت یک کوزه می خواهم.
نوح کوزه ای به او فروخت.
مشتری غریبه هنوز از دکان خارج نشده بود که ترق.! صدای شکستن کوزه آمد.
مشتری عجیب و غریب نوح بازگشت و گفت: یک کوزه دیگر بده!
نوح کوزه ای دیگر به او داد و باز صدای خرد شدن سفال و شگفتی بیش تر نوح! با خود گفت یک بار حواسش نبود اما این بار چه؟
باز هم مرد غریبه کوزه ای دیگر گرفت و این بار جلوی خود نوح زد
علت شکست نور در منشور چیست؟
شکست نور در منشور اثبات می‌کند که هر چه طول موج کمتر باشد، نور بیشتر می‌شکند. یعنی نور بنفش، بیشتر از نور قرمز می‌شکند. دلیل این موضوع این است که ضریب
شکست مواد شفاف مختلف مانند شیشه، دقیقا مقدار معینی نیست و تا حدی به طول موج امواج نور بستگی دارد.
 
شکست نور در منشور نور‌ سفید یا همان نور مرئی، از چند رنگ تشکیل شده است که جدایی این رنگ‌ها، به وسیله منشور ممکن می‌شود. قرمز، آبی، نارنجی، زرد، سبز و بنفش رنگ‌های ت
میدونی من تازه فهمیدم گاهی نیاز نیست روی بعضی چیزها پافشاری کنی.واقعا لازم نیست توی موضوعی دائم شکست بخوری و منتظرِ درس گرفتن‌های احتمالیِ اون شکست باشی.نیاز نیست بخاطر سمج بودن روی موضوعی که میدونی صددرصد نمیشه مریض بشی،روح و جسمت آسیب ببینه و توی اتاق‌ت درمونده بشینی و غم و غصه و ناراحتی چاشتِ روز و شب‌ت بشه.مطمئنن بعدش هم قرارِ افسردگی پا پیش بذاره،دستش رو بذاره روی زندگیت و همه چیز رو برعکسِ چیزهایی که میخواستی بچرخونه و خدا نکنه تو
تو خونه ای که مادر مریضه

همه جای اون بهم می ریزهدیگه نداره تحملش رومرگ براش راه گریزهای که تمام حاصل حیدریدل حیدریبمون که نیم ِ کامل حیدریدل حیدریبسته گره دلش رو به موی توبه ابروی توحقیقتا شمایل حیدریدل حیدریتو رو خدابمون بمون مادرمبازم نمازبخون بخون مادرم::مدینه شده شبیه زندونچشای علی (ع) می باره بارونبعد شبی که در شکستهندیده کسی علی (ع) رو خندونخدا چرا حُرمت مادر شکستچون در شکستتو کوچه ها دل پیمبر شکستکوثر شکستدستای حیدر و همین که بستند
منشور چیست؟
هنگامی که باران می‌ آید همه‌ی ما گاهی با پدیده‌ رنگین‌ کمان رو به ‌رو شده‌ ایم
رنگین‌ کمان پدیده‌ی زیبایی است که در آن نور خورشید به رنگ‌های مختلفی در آمده و ما نواری با رنگ‌های مختلف در آسمان می‌بینیم. توضیح علمی، برای ایجاد این پدیده منشور
است. در این بخش منشور و شکست نور توضیح داده می‌شود.
 منشور جسمی از جنس بلور یا جنسی دیگر است که نور پس از عبور از آن تجزیه می‌شود. منشور محیط شفافی است که به دو سطح صاف و شفاف غیر موازی خ
قبل‌ترها در مورد مدارسِ بدون در و دیوار فنلاند نوشته بودم و با خود آرزو می‌کردم کاش روزی مدارسمان به این سمت و سو برود و بچه‌ها با عشق و علاقه درس بخوانند و در و دیوار مدرسه آن‌ها را محصور نکند.امروز وقتی به مدرسه تازه باز شده‌ای در پلدختر رفتم؛ آرزویم برآورده شد! مدرسه‌ای که از سر تقدیر زمانه، بدون در و دیوار شده بود! هنوز وارد مدرسه نشده بودم که دانش‌آموزی گفت: آقای دوربینی! ازمون عکس بگیر و بگو ما سیل‌زده هستیم و همه خونمون رفته زیر گِ
وقتی یه اشتباه و برای بار چندم!! تکرار میکنید!!!! نشینید به خدا غر بزنید و ناله کنید که چرا من؟؟؟ چرا دوباره؟؟؟ چرا چند باره؟؟؟ چرا همش اینجوری میشه؟؟؟ شما اگه همون بار اول درسی و که لازم بود گرفته بودین دوباره خودتونو تو همین چاه نمینداختین!! دروغ میگم؟؟؟
لطفا عاقل باشیم!!! سرسری رد نشیم حتی از مسائل به ظاهر ساده
هلیا! یک سنگ بر پیشانی سنگی کوه خورد.
کوه خندید و سنگ شکست.
یک روز.کوه می شکند.
خواهی دید.
.
زندگی طغیانی ست بر تمام درهای بسته و پاسداران بستگی.
هر لحظه ای که در تسلیم بگذرد لحظه ای ست که بیهودگی و مرگ را تعلیم می دهد.
.
به روزهای اندوه باری بیندیش که تسلیم شدگی را نفرین خواهی کرد.
و به روزهایی که هزار نفرین، حتی لحظه ای را بر نمی گرداند.
بار دیگر شهری که دوست می داشتم»
#نادر_ابراهیمی
پ.ن: کتاب متفاوتی بود از این بزرگ مرد.فقط.کمی تلخ بود و تلخ ت
+ حس میکنم دیوار زندگیم کج رفته بالا.حس میکنم هرکاری کنم دیوار زندگیم همچنان کج میره بالاحس بدیه- چرا فکر میکنی دیوار زندگیت کج رفته بالا و نمیشه درستش کرد؟شاید تو داری کج میبینیش؟شاید اونقدرها هم کج نیستشاید اصلا کج نیست+نمیدونممثل یه مهندس شکست خورده شدم که حس میکنه ساختمانی که ساخته کجه مهندسی که به بن بست خورده.- ولی یه مهندس خوب با احساساتش خونه نمیسازه و تصمیم نمیگیره . میشینه حساب کتاب میکنه ببینه کجا رو اشتباه کرده و تلاش
خیره‌ام به قاصدک
این گیاه غریب
که پس از مرگ به راه می‌افتد.! 
|معین دهاز|
نمیدانم تصور و برداشت شما از این متن چیست؛ اما من آن را اینطور برداشت میکنم. عده‌ی کثیری از انسان ها (شاید هم عده‌ی کمی!) اینگونه هستند، مانند قاصدک ها! 
بالاخره که قرار نیست در زندگی همیشه پیروز باشیم و همه چیز باب میلمان پیش برود. گاهی وقت‌ها هم خواه ناخواه طعم تلخ شکست را می‌چشیم. امان از آن زمانی که در اوج سیر میکنیم و تا به خود می‌آییم، میبینیم که محکم زمین خورده‌
بسم الله
سه سالی شده که بیشتر شب های سال را پشت همین میز گذرانده ام.میز بزرگ و قهوه ای سوخته ام که شاهد لحظه های زندگی بی اهمیتِ من بوده.شب های خوشحالی و ناراحتی.نگرانی های بی سر و ته.فکر های خوب و جرقه های امید و بعد نا امیدی محض.سکوت های طولانی و دود سیگار و بعد آواز های تاریکی.همه را گذرانده و مرا نیز خواهد گذراند.احتمالا بیشتر از من عمر کند.جنسش درست و حسابی است و حالا حالا سرِ خراب شدن ندارد.مثل من بد قواره و زشت نیست.میخواهد بماند.با هر وسیل
 از شکست نترسید. شما بارها شکست خوردید حتی اگه یادتون نباشه : اولین باری که سعی کردید راه برید افتادید مگه نه؟ اولین باری که سعی کردید شنا کنید داشتید غرق می شدید مگه نه؟ اولین باری که سعی کردید توپ رو گل کنید به خارج رفت مگه نه؟ نگران تعداد دفعات شکستتون نباشید، نگران تعداد دفعاتی باشید که می تونستید سعی کنید ولی نکردید.
_____________________________________________
تو ذهنتون شکست چه معنی ای داره؟ چی رو شکست تلقی می کنید؟
من میگم شکست یعنی ناامید شدن، یعنی دست
تاکی به تمنای وصال تویگانه
                                  اشکم شود ازهرمژه،چون سیل روانه
خواهد که سراید غم هجران تو یا نه
                                 ای تیر غمت رادل عشاق نشانه
جمعی به تو مشغول وتوغائب زمیانه
                               رفتم به در صومعه عابدو زاهد
دیدم همه را پیش رخت راکع وساجد
                             در میکده رهبانم ودرصمعه عابد
گه معتکف دیدم وگه ساکن مسجد
                             یعنی که
مردم شهر به گوشید .؟
امشب همه ی میکده را سیر بنوشید .
با مردم این کوچه و آن کوچه بجوشید .

دیوانه و عاقل همگی جامه بپوشید .
در شادی این کودک و آن پیر زمینگیر و فلان بسته به زنجیر و زن و مرد بکوشید .
امشب غم دیروز و پریروز و فلان سال و فلان حال و فلان مال که بر باد فنا رفت .
نخور جان برادر به خدا حسرت دیروز عذاب است . مردم شهر به هوشید .؟
هر چه دارید و ندارید بپوشید و برقصید و بخندید که امشب سر هر کوچه خدا هست .
روی دیوار دل خود بنویسید خ
فانوس، در عطش شعله ای می سوخت، کبوتر، از چشم آسمان، افتاده بود، دریا، غرق در رخوت بود، زمین، خورشید را طواف نمی کرد، چهره ی باغ، چروکیده بود، جامه ی شب در دست و پای سپیده، می افتاد، سکوت، آخرین نفس های خود را از تنگی سینه اش، برون می داد؛ بوف ویرانگی، روی دیوار شب، شوم، می خواند؛ لب های خشک دهکده، تاول زده بود؛ وطن، با خود، بیگانه بود وخودی در وطن.
ناگهان از پشت حصار شب، نمای مردی پدیدار شد، مردی که اسرافیل شد در صور بیداری و امواج نگاهش، کویر
انتخاب های لحظه به لحظه ی آدم جهت خوشبختی یا عدم خوشبختی ش رو نشونه می گیره. اگر انسان عاقل باشه، چرخه ی انتخاب و عملش یه چرخه ی درست و بالا برنده میشه و اگر چرخه معیوب باشه، دست و پا می زنه و واپس رانده میشه با تقلاهاش در چرخه ی معیوبش.
بس کن رژیا. چقد میخوای گوشه اتاقت بشینی و زول بزنی به دیوار؟. چقد میخوای عزا بگیری واسه اینکه کنکور هیچی نشدی؟. شکست خوردی؟ باشه. اینهمه آدم دیگه هم شکست خوردن. اون شد ۱۶۱ و همه به به و چه چه، ولی کسی به تو نگفت خرت به چند؟ عیب نداره توهم خدارو داری. بلند شو از سر جات دختر. اینجوری بخوای ضعیف بازی دربیاری امسال که هیچ، سال دیگه هم قبول نمیشی.یک سال به خودت سخت بگیر. یکسال عاشقی تعطیل یکسال محمدو بیخیال شو. برات مهم نباشه که ناراحت بشه
گمانم یک هفته‌ای بود که ستاره‌ی کسی روشن نشده بود. دیروز با خودم گفتم نکند که این حرف‌ها را برای خودم تایپ می‌کنم؟! نکند که کسی به این خانه سر نمی‌زند و مجبور شوم که درش را تخته کنم؟! دروغ چرا؛ دلسرد شده بودم. از تمام دنیا عصبانی بودم و حس کردم که بیهوده تایپ می‌کنم. غمگینم. از سکوت وبلاگ‌ها غمگینم. ما وبلاگی‌ها باید کاری کنیم که وبلاگ دوباره رونق بگیرد. چه کار؟ نمی‌دانم. هنوز نمی‌دانم. ولی اگر هنوز مرا می‌خوانید جمله‌ای برایم بنویسید که
سلامت | نیمی از کودکان کار کاملا بی‌سواد هستند
30 بار اجرای طرح ساماندهی کودکان کار و خیابان و 30 بار شکست پشت شکست اما باز هم پافشاری بر تکرار تجربه‌ سال‌های قبل، تمام آن‌چیزی است که سازمان‌های مسئول به عنوان نسخه حل معضل کودکان کار ارائه می‌کنند.
در ادامه مطلب بخوانید .
پرتال جامع ترولیا | سرگرمی، طنز، کلیپ، دانلود، فونت، سلامت، عکس، آشپزی
اولین بار که تو را دیدم ، یازده سالم بود . مرا از آن مدرسه‌ی شلوغ و بی نظم آورده بودند به شاهد نمونه‌ی استان. آن هم اواخر سال . 
آمده بودند دنبالم ، زنگ سوم بود . گفتند می‌رویم جایی . بعد نشانده بودنم وسط آن کلاس قشنگ . چند بچه‌ی مؤدب . معلمی که خوب درس میداد و نمیشد مسخره اش کرد و یک مشاور سمج .
آن سال شروع سرکشی های من بود پسر . از فرار کردن هر روزه از مدرسه بگیر تا داد و بیداد های هرصبح که نمی‌ روم . از دعوا با بچه‌های مدرسه تا اعتراض علنی به اجبا
تواتر قسیم جهنم و بهشت بودن امیر المومنین علیه السلام
شیخ الاسلام علامه مجلسی قدس الله روحه الشریف می‌نویسد:
ولا شك فی تواترها، ولا یریب عاقل فی أن من كان قسیم الجنة والنار لا یكون تابعا لغیره ، وكیف یجوز عاقل أن یكون الامام محتاجا فی دخول الجنة إلى إذن أحد من رعیته ؟ مع أنه لا یخفى على منصف تتبع الآثار أن من تقدم علیه كانوا أعداءه ، وقد اشتمل تلك الأخبار على أنه یدخل أعداءه النار ، فالحمد لله الذی رزقنا ولایته وولایة الأئمة من ذریته الأخیا
مجرم شناخته شدم،اما من.خوشحال بودم 
میگفتم مجرمم و با افتخار به جرمم اعتراف میکنم.
ولی چیزی شنیدم که فرو ریختم، خنده هایم تمام شد و میدانم که تا مرز جنون آنی رفتم.
میخواستند مجازاتم کنند.ترسی از مجازات نداشتم، ترسم از نوع مجازاتی بود که میخواستند برایم بنویسند.
گفتند مجازات تو فرق دارد،مانند جُرمت.
سکوت کرده بودم، قلبم میتپید و.
گفتند جُرم تو آسمانیست چون خطای تو دوست داشتن است.عشق به غیر انسان.به فرشته.فرشته ای که بودنش در میان انسا
احمد کسروی می‌نویسد: جنبش مشروطه را تهران آغازید و تبریز آن راپاسداری کرد و به انجام رسانید. هر چند آدمهای کج اندیشی هنوز هممعتقدند که مجاهدان آذربـایجان یک مشت اوباش بودند و ستارخان، آنانسان نیـک نفس و مبـارز، راهزنـی بیش نبـود و تنهـا به خاطـر غارت و چپاول می‌جنگید.                                                *******************   در این جا خاطره ای از ستارخان سردار غیور ایرانی را می خوانیم:    من هیچ وقت گریه نکردم، چون اگر گریه می کردم آذربایجان
من سوار کشتی امید و قدرتم بودم و داشتم کارمو میکردم
.
.
.
اما هیچ کدومشون درست و انجام نشد-در واقع کشتی هام غرق شدن
.

.
بغضم گرفته ودرست شدم عین بادکنک پر آبی که اگر سوزنم بزنن میترکه و همه جا رو آب بر میداره

خیلی تو دلم گریه کردمحس شکست میکنمامشب که کلا داغونم  :(  اما
.
.
.
از اونجایی که من به همتون انگیزه و میدادموو بمب امید بودم.

قول میدم فردا توپ باشم.
.
.
.
این شکست رو میزارم بنا بر خستگی و فردا حتما انجامش میدم و پرچم تسلیم رو آتیش میزن
هو الرئوف الرحیم
عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت
و
و به غفلت سر شد
روزهایی همه سرشار از نور
لحظاتی پر از یاد خدا

آغوشش باز بود 
اما آنچنان که باید در آغوشش آرام نگرفتم
باشد که در این عید از فضل ش به ما عنایت کند
و با عدل ش با ما رفتار نکند
که قافیه را باخته ایم
       
در امروزیم و غصه فردا داغدارمان کرده که نکند فلان شود نکند بهمان شود
در امروزیم و افسوس گذشته رنجورمان که چه شد چه بود
لحظه لحظه روز های عمرمان در درگیری است درگیری که نمیدانم کی قرار است تمام شود ملالی نیست
اما باید دانست از زندگی چه چیز را میخواهی  زندگی را یا لحظه  را یا ارامش را یا همه چیزو
تا بیایم این و به جمع برسیم 40 سالگی و گذروندیم
حالا در این سن در این فکرم که زندگی بستر است بستری برای عبور    عم تمام زندگی هارا نگاه میکنم دست اند
محسن یگانه دانشجوی رشته مهندسی صنایع گرایش تولید صنعتی بود که در دانشگاه آزاد تهران واحد جنوب تحصیل می‌کرد اما پس از گذراندن شش ترم به علت مشغله بسیار در حرفه موسیقی، از ادامه تحصیل انصراف داد.او فرزند یکی مانده به آخر خانواده است و دو خواهر بزرگترش هر کدام پزشک و دندان‌پزشک هستند.او فرزند یکی از شهدای جنگ ایران و عراق، محمدرضا یگانه است و مادرش استاد دانشگاه است.محسن یگانه موسیقی را با یک گیتار شروع کرد.میل به موسیقی و یک شنونده خوب ب
روزی خبرنگار جوانی از ادیسون پرسید: آقای ادیسون شنیدم برای اختراع لامپ تلاش های زیادی کرده ای، اما موفق نشده ای، چرا؟ پس از ۹۹۹ بار شکست همچنان به فعالیت خود ادامه می دهی؟ ادیسون با خونسردی جواب می دهد:ببخشید آقا من ۹۹۹ بار شکست نخورده ام، بلکه ۹۹۹ روش یاد گرفته ام که لامپ چگونه ساخته نمی شود.»
+ قبلن ها باز یه چیزی به ذهنم میومد اینجا می نوشتم الان هیچی. 
نحوه اجرای دیوار سبزدیوار سبز از جمله فناوری هایی است که در سال های اخیر در ایران رواج پیدا کرده است. دیوار سبز اهمیت فراوانی هم از نظر زیست محیطی و هم از لحاظ زببایی بصری دارد. مهم ترین عاملی که در دیوار سبز به چشم می خورد نحوه اجرا و نگهداری از آن است که فاکتورهای فراوانی را در برمیگیرد. در ادامه به فاکتورهای نحوه اجرای دیوار سبز و نگهداری از آن و مراحل ساخت دیوار سبز می پردازیم.
و سخت تر از منتظر ماندن.
سخت تر از هراس اینکه نکند به اندازه کافی زیبا نباشی.
سخت تر از هزار راه رفتن دلت زمانی که از او خبر نداری.
این است که همچنان کسی را که همه ی این احساسات را به تو تحمیل میکند را دوست داشتنی میبینی.
ادامه مطلب
.چباسمه تعالی
امور اجتماعی
آثار طلاق
غزل۴
آثار طلاق بس زیان آور و بی مرز و حد است
چونکه جانکاه بود، دغدغه اش تا ابد است
گر شود حاصل تزویج تو را نور بصر
نتوان کرد فراموش، چو آن کالبد است
پاره ی تن شود  از یاد نمی گردد محو
پدر و مادر فرزند، گل سر سبد است
او نیازش به پدر باشد و هم مادر خود
تا شود عاقل و بالغ، نتوان گفت بد است
گر شوی صاحب فرزند ز دیگر همسر
سخت باشد که پذیرد ورا ، تا حسد است
گر کنی ترک تو تزویج و پرستار شوی
نیست آرامش و تسکین، که آن نیز
آمدم برایت عاشقانه بنویسم
اما
بغضم گرفت
نه اینکه این روزها بغض نداشته ام اصلا نه
این روزها پر بغض می گذرد اما
خودت می دانی که چه می گویم ؟
از همان بغض هایی که یکهو می آید
دلت را خالی می کند
و آدم احساس می کند چقدر تنهاست
آمدم برایت بنویسم نشسته ام به راهت
دیدم می دانی
آمدم بنویسم دلتنگِ بودنم
دیدم می دانی
آمدم بنویسم
بیا ! شمعدانی ها دارند بی جان می شوند
دیدم کار از کار گذشته است
بی رحمی نکن بیش از این
صبر هم حدی دارد
داری می خندی لابد به این
اولش یه جوی بود که ما رو گرفت رفتیم پیش استاد که آهای استادِ جان ،فلان کنفرانس در دیارم برگزار میشه یه مقاله بدیم دورهمی و بریم  شهرمون . استاد یه نگاه عاقل اندر سفیه به من کرد و گفت : جوجه فکلی دو هفته دیگه بیشتر وقت نمونده چه جوری وقت میکنی برو رد کارت (صد البته که استاد زیباتر گفتن ولی اینجانب مضمونش فرمودم). خلاصه ما رفتیم رد کارمون . 
یه هفته به انتهای تایم ، استاد ایمیلی زدن که فلانی جویای مقاله ی کنفرانس شهرتون ، بیا که برات یه سورپر
آن پاییز که تمام زندگی ام رفت زیر آب، نمیدانم کجا بودی. من هی خیره میشدم به زرد و نارنجی برگهایی که مقاومتشان در  برابر باد کم بود. بادی که هم قوی بود و هم زوزه کش ولی نه آنقدر که یاد تو را هم بکند و ببرد.
باد که شکست خورد، گذاشتم باران هم زور خودش را بزند.
خودم دارم به قلبم نقب میزنم.
به روحم هم.
نشستم آهنگ پشت این جنگ ها رو گوش میکنم و میبینم واژه واژه ش منم.
آهای بچه های کوچه های خاطره!
من فقط یک سیگار کم دارم که بشم یک آدم شکست خورده و غمگین کامل.
آخ که نمیدونی این پشتم چه بیوه ست.
+ و آنگاه که فکر بافنده تن به سمت مرگ می‌رود ಥ_ಥ روزایی که چیله کنکوری می‌نوشتم خو اونقدرا هم کنکور ۹۸ برام مهم نبود و اشکایی که با فکر کردن ریختم بیشتر فکر به مرگ بود. همینه که میگم فکر کردن راز شکست منه(اول تلاش، بعد فکر). خیلی بنده ی مثلا مطیعیم که حرف از تلاش می‌زنم -_-
خب بچه‌های گلم! نتایج اومده و درحال حاضر یا رتبهٔ خوبی آوردین و تو دلتون عروسی برپاست، یا رتبهٔ خوبی نیاوردین و تو دلتون عزاست.
به اون‌هایی که رتبه‌هاشون خوب شده تبریک می‌گم. ایشالا همینطوری پله‌های ترقی رو دوتا-یکی کنین برین بالا. (اگر هم ما رو در جریان حس و حالتون بذارین که ذوق کنیم، ممنون می‌شم).
به اون‌هایی که رتبه‌هاشون بد شده هم تبریک می‌گم. چون الان یه درس و تجربه به کوله‌پشتی زندگیشون اضافه شده. می‌دونم ناراحتین و دنیا واستون به
تا که پرسیدم ز قلبم عشق چیستدر جوابم اینچنین گفت و گریستلیلی و مجنون فقط افسانه‌اندعشق در دست حسین بن علیستسعی کن حرص و طمع خانه خرابت نکندغافل از واقعه روز حسابت نکندای که دم می‌زنی از عشق حسین بن علیآنچنان باش که ارباب جوابت نکند
سایت علمی فرهنگی تحلیلی ظفرمند 
ایرانِ شکست خورده
"ما که گربه نبودیم"
هرچه #تحریف کنند، هرچقدر خودمان را گول بزنیم با این حال امورات مسلم و قطعی تاریخی پشت جهالت کوردلان باقی نخواهد ماند.
ایران و ایرانی در جنگ های سرنوشت ساز و ملی عموما #شکست خورده اند.
شکستهایی که سرنوشت ایران را به اجبار #دستخوش تحول کرده و ایرانیان بازنده تاریخی بوده اند.
ما در تاریخ هربار مورد هجوم قرار گرفته ایم، باخته ایم.
ادامه مطلب
دکتر نیستم.
اما برایت ده دقیقه راه رفتن، روى جدول کنار خیابان را تجویز میکنم،
تا بفهمى عاقل بودن چیز خوبیست،
اما دیوانگى قشنگ تر است.
برایت لبخند زدن به کودکان وسط خیابان را تجویز میکنم،
تا بفهمى هنوز هم، میشود بى منت محبت کرد.
به تو پیشنهاد میکنم گاهى بلند بخندى، هرکجا که هستى،
یک نفر همیشه منتظر خنده هاى توست.
دکتر نیستم،
اما به تو پیشنهاد میکنم که شاد باشى!
خورشید،
هر روز صبح،
بخاطر زنده بودن من و تو طلوع میکند!
هرگز، منتظر" فرداى خیالى
در مناطق خشک حداکثر تعداد کیسه های سیمان رویِ هم انبار شده ۱۲ پاکت است مشروط بر آنکه ارتفاع آن از ۱/۸ متر نکند 
در مناطق مرطوب با رطوبت نسبی بیش از نود درصد اعداد فوق به ترتیب به ۸ پاکت و ۱/۲ متر تغییر پیدا می کنند. 
طبق مبحث ۵ مقررات ملی ساختمان
 
 
ایده یا فکر اولیه از گوشه ی خیابان که راه می روید لحظه ای چشمتان به یک لنگه چکمه می افتد که غلت غلتان توی جوی آب می رود. نیم نگاهی به آن می اندازید و به آرامی از کنار آن می گذرید. این موضوع آنقدر بی اهمیت است که لحظه ای بعد این تصویر نیز زیرصدها تصویری ـ که بعد از آن در پی می آیند ـ دفن می‌شود. یکی دو دقیقه بعد هم هیچ اثری از تصویر آن چکمه در ذهنتان نمانده است.از گوشه‌ی خیابان که راه می روید لحظه ای چشمتان به یک لنگه چکمه می افتد که غلت غلتان توی ج
طرف داره یه چی می گه که تو هم اصلا حرفش رو قبول نداری ، ولی بعد از این که حرفاش رو می زنه با یه صدای خنده انگار تو رو مجبور می کنه به خندیدن و تایید کردن اون !
اغلب اوقات هم شکست خوردم و حتی شده خنده تلخی کردم
اما چه کنم که گهگاهی احساس می کنم دارم گناه می کنم ! با این وجود که دست خودم هم نیست
طرف داره یه چی می گه که تو هم اصلا حرفش رو قبول نداری ، ولی بعد از این که حرفاش رو می زنه با یه صدای خنده انگار تو رو مجبور می کنه به خندیدن و تایید کردن اون !
اغلب اوقات هم شکست خوردم و حتی شده خنده تلخی کردم
اما چه کنم که گهگاهی احساس می کنم دارم گناه می کنم ! با این وجود که دست خودم هم نیست
این بغض سر خرابی دارد فرو ریخته ام , فرو ریخته ام . آوار تر از اینم که بشود تکه هایم را کنار هم گذاشت آه مسیح اگر معجزه ی پیامبری ات زنده کردن من می بود شکست می خوردی زنده کردن کسی که نفس نمی کشد آسان تر از زندگی دادن به کسی است که نمی خواهد نفس بکشد . #الهام_ملک_محمدی
تبلیغات یکی از مهمترین راه های کسب درآمد برای بسیاری از سایت هاست. تا جایی که به برخی سایت ها بر می خوریم که برای رسیدن به محتوای مورد نظرمان، لازم است چندین و چند پاپ آپ و تبلیغ را ببندیم. مثل گذشتن از هفت خوان رستم یا چیزی شبیه به آن .
مشکل چنین سایت هایی نداشتن خلاقیت و تمرکز بر روی کسب درآمد به هر طریقی است. راستش را بخواهید از نظر مدیران این سایت ها کاربران ارزشی ندارند وگرنه این همه تله تبلیغاتی سر راه منو شما نمی گذاشتند!
گوگل هم چنین سای
چون نیست زِ هرچه هست جُز باده به دست ،
چون هست زِ هرچه هست نقصان و شکست
 انگار که هست ، هر چه در عالَم نیست
پندار که نیست ، هرچه در عالم هست
پ.ن : رباعیات بسیار زیبای حکیم عمر خیام یه جوری فاز میدن که دلم میخواد بجای "فال حافظ" ، "فال خیام" بگیرم =q
سلام.
امشب میخوام یکم درد و دل کنم.
همش منتظرم که کارهای دانشگاهم درست بشه
خیلی خسته اماز نظر روحی.
دلم خیلی برای خانوادم تنگ شده
کارای دانشگاهم,هنوز تموم نشده و این سوهان روحمه
از هم خونم بگم که بهم دروغ میگه.درصورتی که میدونه من اونقدر باهوشم که همیشه متوجه میشم بهم دروغ گفته.ولی اون انقدر بچه اس و نفهمه که به منی که هردم بهم میگه عین خواهرشم,دروغ میگه:(
همیشه بهش میگم,صین جان من از مدل نفس کشیدنت میدونم دردت چیه,چرا به من د
هر سال موقع اعلام نتایج کنکور حالم گرفته میشه؛ به طور نامحسوس. هر سال یادم میافته نتیجه من چیزی نبوده که در شان من باشه. هرسال حس شکست کنکور تازه میشه. و هر سال کنار همه‌ی اینا دلم میخواد رشته مورد علاقه م رو میخوندم  من یه رتبه خوب کنکور ریاضی به دلم بدهکارم. 
بکی لینچ و شارلوت فلیر با DQ تریش استراتوس و ناتالیا رو شکست دادند.
آندراده در مسابقه ای زیبا ری میستریو رو شکست داد.
براک نر اومد یکم رجز بخونه؛ که با حضور سث رولینز مواجه شد. در نتیجه رولینز دوباره توسط نر پاره شد.
گروه وایکینگ ریدرز یه تگ تیم محلی رو شکست دادن.
مسابقه سدریک الکساندر مقابل درو میکنتایر بعلت حمله مکینتایر به الکساندر پیش از شروع مسابقه برگذار نشد. کرت انگل هم داور همین مسابقه بود و توسط "د فیند" بری وایت بهش حمله شد. اینم بگ
مولای من!
از ِ تو جهان چِکید و بزرگ شد:
ستونِ سنگی همواری
به درکاتِ ناهمواری!
و تخمِ مرغِ بزرگ شکست
و ذاتِ اقدسِ زرد
بیرون ریخت:
ج! گویی خمیره‌ی هر چیز.
*
اینک تو را سرشتم!
سرشتِ تو سنگ است
و سنگ خواهی خورد
و سنگ تو را می‌خورَد»
 
من از تمامِ تو شکستم
من از ذکورِ تو باریدم به خوابگاهِ علف.
و دنده‌های من از خونِ تازه می‌آید.
 
در همه ی انسان ها یک آرزوی بزرگی وجود دارد
و بعضی ها همیشه منتظرند تا یه غول چراغ جادویی را پیدا کنند تا آرزوهای آنها را براورده کند بعضی ها هم هست میخواهند آرزوهای خود را محقق کنند ولی در ابتدای کارشان با اولین شکست و تحقیر شدن توسط دیگران ، آرزوهای خود را ب فراموشی می سپارند و به دنبال زندگی عادی خود برمی گردند و عده ای هم مثل شما♡ هستند که تمام شکست ها و تحقیر شدن توسط دیگران رو تحمل می کنند ولی دست از آرزوی خود برنمی دارند و تا محقق کردن
اوضاع؟نابسامان.حال و احوال؟در پویش امید.دمای دست و پا؟سرد همراه با لرزش.دایره ی دغدغه ی فکریم کوچولوتر شد واشنا به م.ش کمک کنه که باعثش شد،اصرارهای اون باعث شد انجامش بدم و راضیم،یکم دلم شکست فقط یکم چون قبلنا خیلی بدترشم دیده بود و خب این خودش یه پوئن مثبته.من امیدوارم و این امید مثل همیشه منو زنده نگه میداره امید به آینده.
بدو ، بپر ، مشعل خاموش نشه !
داستان دهقان فداکار را یادتان هست ؟!
بازی "بدو دهقان بدو" در سبک رانر است و شما در نقش ریز علی ، سوار بر الاغش ، باید در طول مسیر بدوید ، از برخورد با موانع اجتناب کنید و شعله های موجود در مسیر را جمع کنید تا مشعل دست ریزعلی خاموش نشده و قطار با سنگ ها برخورد نکند .
اپک مینی
به جای تو صحبت کردن با در ها، بی پرده به دیوار ها، برای ساعت ها. به جای بودنِ با تو، در کنار آدم های تو خالی تر از خودم. کنار بی عمق ترین چشم ها، توی سطحی ترین قسمت دریاها. و گمگشته در خاطرات اندک روزها و بی شمار شب های سیاهمان. بحث جدیدی نیست، طوری نشده ام ک نشناسی ـم. می دانی؟ کمی اندک تفاوت در ظاهر به سبب گذرِ عمر و چند تار موی سفیدِ و خطوط جدید روی پیشانی ـم، و نگاهی ک تلخ تر از قبل است و هاله ای از سکوت، ک پیش تر از خودم محیط را در بر می گیرد. می د
از کجا شروع کنم؟ 
از همینجا؟ 
که دوستم برادر حسین رو دید و چشماش برق زد و گفت حسین اینه؟ و گفتم نه داداششه خوشگله نه؟ گفت نه گفتم آره چشات داره برق می زنه 
گفتم این ۴۰ سالشه 
گفت عه! چه خوب مونده گفتم بله دو تا هم بچه داره 
چشم در چشم شده بودیم 
باباش نشسته بود 
مادرش کنارش وایستاده بود 
سلام کردم و انگار هر دوشون یا شایدم مادرش جواب داد 
اومدم نشستم که مادرش اومد جلو و احوالپرسی کرد! بعد دید به خودم نمیارم گفت کاری ندارین؟ 
که یهو گفتم بیام بب
چرا انقدر می خوابم من؟
توانایی اینو دارم یه هفته بدون آب و غذا فقط بخوابم:/
همت کن نلی.همتهمتهمت
میشه یه نفر هر روز منو به زور بیدار کنه؟!؟من حریف پر خوابیم نمیشم:(
من باید بتونم، باید بهشون ثابت کنم که میتونم.
منتظر شکست من هستید؟ هه،شیرینی پیروزیمو براتون میارم
انقدر حرص نخور، دوست دارم سالم بمونی تا موفقیت هامو به چشم ببینی
یکِ خردادِ یک هزارُ سیصدُ نودُ هشت
پیش بینی یه روز به خاک رفته
برای جلسه ی استاد یه بخش اعظم کار انجام ندادم !! پر واضح است که استاد باز گند میزنه به سرتاپامون .
برای کلاس ساعت 8 صبحمون دوتا مقااله نیاز داشتیم که اونم آماده نکردیم !! باز سرکلاس  باید متوسل شیم به آیه الکرسی که استاد گیر نَدِ !!
جلد 1،2،3 بر جاده های آبی سرخ تموم کردم . یه تناقص عجیبی در کتاب دیده میشه !! میرمهنا زرت و زرت تو کتاب ی میکنه بعد آق نادر اصرار دار بگه اون دری
رومه انگلیسی میرر می‌گوید با وجود شکست در فینال لیگ قهرمانان، مدیران ارشد تاتنهام مصمم به حمایت از مائوریسیو پوچتینو سرمربی تیم‌شان هستند و برای اینکه از ماندن او در تاتنهام مطمئن شوند قصد دارند در فصل نقل و انتقالات تابستانی ولخرجانه هزینه کنند تا پوچه بتواند مهره‌های مورد نظرش را در اختیار داشته باشد.
دانلود آهنگ شهرام شکوهی عشق ممنوع | کیفیت 320 و 128
همینک برای شما کاربران جاز موزیک ترانه عشق ممنوع با صدای شهرام شکوهی را آماده کرده ایم
Exclusive Song: Shahram Shokoohi | Eshgh Mamnoo With Text And Direct Links In jazzMusic
متن آهنگ شهرام شکوهی عشق ممنوع
ای وای ای وای ای وای ای وای ای وای ای وای ای وای
دل دیوونه ای دل دل دیوونه تو که تنها نشستی کنج می خونه
توی این شهر پر از تابلو ممنوعه عاشقی جرمه واسه عاقل و دیوونه دل دیوونه
ای وای ای وای ای وای ای وای ای وای
دل دیوونه دلی که خونه توی
به عصای تکیه داده به کنج اتاق نگاه میکنمعصایی که در این لحظه از زندگیم بیشتر از هرچیزی در دنیا  ازش نفرت دارمدوست دارم لهش کنمجرش بدمنابودش کنمریز ریزش کنم اما اون  خشک و بی روح به کنج اتاق تکیه داده .بهش میگم چرا زودتر به من نگفتین؟ میگه چون چیز خاصی نیست نمیخواستیم نگرانت کنیم مادر.به قدم های آهسته و سختش نگاه میکنم و با هر قدمش انگار یه نفر میکوبه به دیوار دلمبهش نگفتم که وقتی نمیگی و همش میگی همه چی خوبه و یه دفعه اینجوری میبینم
بالاخره طلسم پارک ملت و بستنی متری هم شکست . از کی تا حالا میگفتم ها . آدم از هرچی بستنی عه اشباع میشه !سین امروز توی تست صدا پذیرفته شد و من خیلی براش خوشحالم :))) راستی رفتیم پارک !بابا کجایی که دخترت فوتبال بازی کرد !دروازه بان بود . تازه 6 تا گل هم خوردم! سر تا پام هم خاکی شد !ینی اون موقع بابا تو ترافیک بود و نبود ببینه شاهکار دختر شو ! یه دفتر طراحی گل گلی میخوام ! میخرم !
دور تند که میگن اینه ها!اینگار همین دیروز بود که پست قبلی رو نوشتم و منتشر کردم.
خیلیییی سرعت بالاس :)))
اینطور که معلومه هنرستان تموم شد و پاشو از روی خرخره ما برداشت!
میدونین چیه اگر ازم بپرسن کدوم دوره از تحصیل بیشتر دوست داشتی حتما میگم دوره متوسطه اول(راهنمایی)اونقدر اون سال ها شیطون و رها بودیم که تکرار کردنش غیرممکن،بچه هایی که هیچ دغدغه ای نداشتن جز اینکه چطور کلاس و درس رو بپیچونن و به بهونه درس قرار مدار باهم بذارن و قایمکی برن خرید،ا
دونالد ترامپ رئیس جمهوری ایالات متحده ، شامگاه دوشنبه هفتم مرداد 1398 در پیامی در شبکه اجتماعی توییتر نوشت که ایرانیان هرگز در یک جنگ پیروز نشده اند اما هرگز در مذاکرات شکست نخورده اند.
این توییت معنا دار ترامپ را باید یک کد به سایر نامزدهای انتخابات ریاست چمهوری 2020 بدانیم.ترامپ بارها گفته که تصمیم جنگ تصمیم او نیست بلکه تصمیم پنتاگون است که اگر اتفاق بیافتد تبعات آن برای آمریکا سخت خواهد بود.
درواقع دونالد ترامپ به خوبی می داند که قدرت بازد
همه چیز بستگی به برخورد اول دارد . اصلا ادم در همان لحظه ی اول است که همه ی تصمیمات را برای خودش میگیرد .یه قول رمان ناتنی: اولین بار هر چیز ، مرجع بازگشت خاطره های بعدی است، اولین بار نشانه ی کمیت نیست،یک کیفیت است.» حتی اولین شکست آدم و اینکه چقدر بد بوده یا چقدر توانسته ای ماست مالی اش کنی در شکست خوردن های بعدی ات موثر است. ولی خب گاهی هم همه چیز آنطور که تصورش را میکردی نیست .مخصوصا در مورد آدمها . برای مثال هر چه بیشتر می‌گذرد من به معاشرتم
انقد که ننوشتم، نوشتن یادم رفته انگاری. صفحه های خالی بعد از چند دقیقه همچنان خالی اند. پس از مدت ها به درس خواندن علاقه مند شدم، علاقه مند که نه ولی اکراهی هم در کار نیست. خستگی روحم به جسمم منتقل شده و به همین هم راضی ام. همین که ذهنم هی خودزنی نکند، دلم هی خودزنی نکند برایم کافیست.
نگفتم پدربزرگم فوت شد، پانسیون بوده ام و بعد از پانسیون روحیه ی بدی داشتم، حس ناامیدی، بی حوصلگی بر من غالب شده بود. خواهر دومی ام بعد از کلی وقت که از آزمون استخدا
امروز یه مطلبی خواندم از اینستا ارگانیک مایندد که بنظرم خیلی جالب و ضروری بود:
تغییرات شخصیتی بسیار بسیار بسیار با کندی می‌توانند صورت بگیرند؛صبور باش.
هیچ راهی برای موفقیت نیست، جز بارها شکست.
قرار نیست در زندگی موفقیت آمیز هیچ اضطراب و استرسی نباشه، بلکه برعکس چالش های بیشتر و سخت تری در بر داره.
نماد این سال را در ویتنام، گربه و در ژاپن خرگوش می‌دانند. حالا گربه باشد یا خرگوش، مهم این است که هر دو هنگام سقوط روی چهار دست و پای خود فرود می‌آیند. متولدان سال گربه شادترین انسان‌ها هستند. آن‌ها اشخاصی خوش‌ذوق، اهل معاشرت، عاقل، بردبار و کمی بلند‌پرواز هستند که هنگام برخورد با دیگران بسیار شرافتمندانه رفتار می‌کنند. هیچ‌کس نمی‌تواند آن‌ها را دست کم بگیرد، چون همراهان خوبی هستند و می‌دانند چگونه و کجا به درد آدم بخورند.اما بعد منف
نه سری هست و نه صدایی ! 
انگار در اینجا  خاک مرده پاشیدند . نه کسی می آید و نه کسی می رود . نکند سال ها از مراسم ترحیم من گذشته و من بی خبرم.  شاید اصلا زندگی نکرده ام . ریه هایم رنگ هوا را له خود دیده اند ؟ چشم هایم غیر از چهار دیواری تنهایی چیز دیگری دیده است؟ 
شاید من در اعماق زمینم در اوج آسمان به دنبال خود می گردم ؟ 

پ.ن: 
برم دکتر حالم خیلی بد شده . این وقت روز که زمان هذیان گفتن نیست . 
تب دارم.  چشمام سیاهی میره . نکنه باید دخیل ببندم ؟ اصلا به ک
 
 
 
من، شباهت های دردآلود با در» داشتماز فشار بی کسی دیوار، در بر داشتمتکیه ام بر شانه ی دیوار بود و مثل دراز عبور او دلی در سینه پرپر داشتممی گذشت از من، عبورش درد و درمان بود و منسخت بر اعجاز چشمی ناز، باور داشتمدست در دست یکی که من نبود، از من گذشتقژقژی در سینه انگاری ترک برداشتمچینی قلبم ترک برداشت، ویران تر شدمدردهایی بود و من، یک درد دیگر داشتممی رود با یاری جز من، می رود با رفتنشمثل زلف او به باد آنچه که در سر داشتممن گذرگاهی برایش
آماده ای که وارد یک نبرد جانانه بشی؟ برای نبرد در خط مقدم، در خط آتش! در خط آتش باید با استراتژی نیروهات رو پشت سر هم بچینی و دشمن رو شکست بدی! ارتش خودت رو از میان کارتهای موجود بساز و به جنگ حریفت برو! بهشون نشون بده که فرمانده واقعی نبرد کیه!
خط آتش یک بازی کارتی جنگی ایرانیه اما با کیفیت و گرافیک سه بعدی خیره کننده که هیچی از نمونه های خارجیش کم نداره! باورت میشه؟
اپک مینی
به قدر کافی بهانه برای آشفتگی داری، بحرانی‌ترین روزها را می‌گذرانی، از هر سوراخ سمبه‌ی زندگی‌ات، مسأله و دغدغه‌ای نو سر در آورده و نو به نو برایت چشمک می‌زنند.
 تکلیفت روز به روز مه‌آلودتر می‌شود، اما با این همه، فقط به دنبال یک دردی، که درمانت شود. بگیرید زنجیرم ای دوستان
که پیلم کند یاد هندوستان
کار پیلت به جایی می‌رسد که گاهی از هندوستان هم گذشته و سر از نیستان درمی‌آورد. نی وجودت می‌خواهد از شوق نیستی، در دیار خود ناله سر دهد. مست
هو
از نظر روحی نیاز دارم چند روزی موبایلم را خاموش کنم، و بی خبر بروم جایی که هیچکس فکرش را هم نکند. بروم با خودم سنگ وا کنم، بروم برای آدم های زندگی ام دلتنگ شوم، که قدرشان را بیشتر بدانم. بروم از هیاهوی درس و بحث و کار جدا شوم، بروم خلوت کنم، یک نفری با خودم، با کتاب هایم، با روز های دور مجردی ام. نیاز دارم از این چیزی که هستم فاصله بگیرم. می خواهم لپ تاپ را بزنم زیر بغلم، و هر روز بروم یک گوشه در کتابخانه ی خلوتی بنشینم و ساعت ها بنویسم. نیاز دا
حرف آخر»
‌من نبض شعر» خویش گرفتمتبش از چهل گذشتبیهوده‌ است کوششتان، رفتنی‌ست اوتا فرصت این میانه نشسته‌ستپاشویه‌اش کنید_شاید بدل درین دم آخراو را ترانه‌ایستوندر ترانه‌اشاز آنچه تاکنون نسروده‌ستاو را نشانه‌ایست! 

‌او آن زمان که رنگ سلامت بروی داشتتابوت آنچه قالب» شعر استچون کاسه‌ای شکست!از این مریضحتی پس از هزاره‌ی میلاد بانگ منعیسی شدن، ز گور پریدن، عجیب نیست!_زیرا که او منادی راه نجات بودزین‌رو در ابتدای رسالتسد بزرگ قا
دیوار سبز یا همان دیوار زنده به دیواری گفته می شود که قسمتی از آن یا تمامی آن دارای پوشش گیاهی می باشد. دیوارهای سبز با توجه به شرایط گوناگون در محیط داخلی یا خارجی ساختمان نصب می گردد. برای نصب و اجرای دیوار سبز از تکنیک ها و روش های مختلفی استفاده می شود که می توان اینگونه از دیوارها را در ابعاد متفاوت به منظور فضاسازی محوطه داخلی یا نمای بیرونی ساختمان ایجاد کرد.دیوارهای سبز (دیوارهای زنده)، دیوارهای زیستی، باغ های عمودی یا به طور علمی VCWV (
ای هدهد صبا به سبا میفرستمت// بنگر که از کجا به کجا میفرستمت
حیفست طایری چو تو در خاکدان غم// زاینجا به آشیان وفا میفرستمت
در راه عشق مرحله قرب و بعد نیست// می بینمت عیان و دعا میفرستمت
هر صبح و شام قافله ای از دعای خیر// در صحبت شمال و صبا میفرستمت
تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب// جان عزیز خود به نوا میفرستمت
ای غایب از نظر که شدی همنشین دل// می گویمت دعا و ثنا میفرستمت
در روی خود تفرج صنع خدای کن// کائینه خدای نما میفرستمت
تا مطربان ز شوق منت آگهی دهند
بعد از چند دقیقه ای که سوار شد از راننده پرسید هوا سرده یا من سردم شده؟ 
عقب نشست کنار من و یک آقای دیگه، یک مرد تقریبا 35 ساله عینکی با کلاه و شال گردن ضخیم 
راننده گفت نه هوا سرد نیست شما سردت شده و در جواب گفت اره مثل اینکه 
چند لحظه  بعد  راننده ادامه داد و گفت دیروز خیلی سرد بود 
همون آقا جواب داد پس همونه سردیه دیروزه  به من خورده. 
گفتگو همینطور ادامه داشت و من و یک آقای دیگه هم عقب در کنار ایشون نشسته بودیم و در طول مسیر  بیرون رو نگاه م
آیینه در خواب نشانگر سعی در رسیدن به کمال می باشد که به شکست یا آگاهی می‌انجامد و دیدن آیینه تذکر به  خودشناسی می دهد و دیدن خود در آیینه خواب بیننده به وجود خطایی در خود پی می برد یا اینکه این خطا به او گوشزد می شود و اگر آیینه را شکسته بیند به صاحب رویا روش بهتر انجام شدن کاری آموخته می‌شود.
سفارش ساخت آیینه را دادن نشانه خیانت است.تعبیر تیوب | بزرگترین سایت تعبیر خواب
میخواستم بنویسم در همین آخرین ساعت های سال 97. دلم خواست اینجا بنویسم. همین
جای خلوت. دور از دروغ، تزویر و ریا. مثل قدیمها که از دنیای اینترنت تنها همین
صفحات و وبلاگ و فیس بوک بود. همان روزهای آرام و بی دغدغه ای که خیلی ها سرشان به
زندگی خودشان بود و کسی در زندگی دیگری کنجکاوی و تجسس نمی کرد.
مدتهاست صفحه ی اینستاگرامم را غیرفعال کرده ام. دلم خواست از این فضای آشفته
با همان اوصاف بالا فاصله بگیرم و برای خودم زندگی کنم. دلم خواست بیشتر حواسم را
ج
سیدمنصور مرتضوی رئیس اداره مشاوره تربیتی و تحصیلی آموزش و پرورش استان کرمان مهمان و کارشناس برنامه‌ی زنده‌ی تلویزیونی شبکه استانی کرمان بودند.
ایشان در این برنامه که تحت عنوان ارتباط موثر در خانواده بود عنوان کردند : ارتباط موثر و  توان برقراری ارتباط با دیگران  دانش و مهارتی آموختنی است و طبق اعلام سازمان بهداشت جهانی WHO کسی که این دانش را نداشته باشد تنها خواهند ماند حتی اگر دو برادر در خانه یا دو همکار در یک اتاق اداره یا زوجین در خانو
سلام بر عزیزان
خوب  دوره اموزش من خوشبختانه تموم شد و برگشتم به خونه، خوبی این دوره اموزشی این بود که هوش و یادگیری ما در طول دوره بسیار اثر داشت، مثلا بعضی از دوستان یکی دوهفته قبل از ما اومده بودن اموزش و هنوز دوره اشون ادامه داشت. خوب نمیدونم چرا ما از دستگاه های دیجیتال به خصوص موبایل فقط در حد اینستا چک کردن و. استفاده میکنیم مثلا من خودم گوشیم هم ماشین حسابمه هم در عین حال سیستم کامیپوتریمه، هم مرکز خریدمه، هم اینکه بایگانیمه و. از تم
روزی، یک پدر روستایی با پسر پانزده ساله اش وارد یک مرکز تجاری می شوند. 
پسر متوّجه دو دیوار براق نقره‌ای رنگ می شود که بشکل کشویی از هم جدا شدند و دو باره بهم چسبیدند، از پدر می پرسد، این چیست؟ 
پدر که تا بحال در عمرش آسانسور ندیده می گوید پسرم، من تا کنون چنین چیزی ندیده ام و نمی دانم.
در همین موقع آنها زنی بسیار چاق را می بینند که با صندلی چرخدارش به آن دیوار نقره‌ای نزدیک شد و با انگشتش چیزی را روی دیوار فشار داد و دیوار براق از هم جدا شد و آن
بعضی‌ از کارشناسان معتقدند که سگ‌ها هم به اندازۀ انسان‌ها به تعطیلات نیاز دارند.قبل از مسافرت حیوان خانگی خود با وسیل نقلیه، چک لیستی از ضروریات را تهیه و همراه داشته باشید.محل قرار گرفتن باکس حیوان خانگی خود را در ماشین مشخص کنید.- مطمئن باشید که در باکس سگ و گربه فضای کافی برای تحرک حیوان وجود دارد و کاملا سالم است.- یکی از لباسهای خود را داخل باکس قرار بدهید تا حیوان خانگی شما بیقراری نکند.- حتما قبل از سفر به پت خود، قطره ریلکس بدهید تا آ
توی خونه ما ( خونه مامانمو میگم ) آبگوشت اینجوری طبخ میشه که گوشت و مقادیری دنبه میریزن توی قابلمه وقتی دنبه پخت مامانم درش میاره میکوبدش دوباره میریزدش توی آبگوشت! در جریان لوس بازی های غذایی من هستید دیگه ؟ من یا آبگوشت نمیخوردم یا یه صافی یا حتی چایی صاف کن (!) با خودم میبردم سر سفره بعد سر فرصت میرفتم کنار قابلمه آبگوشت و کمی آبِ آبگوشت یا اون توری واسه خودم صاف میکردم و میومدم ^_^بعد من فکر میکردم طبیعیش اینجوریه که این دنبه ها توی آبگوشت با
بعضی‌ از کارشناسان معتقدند که سگ‌ها هم به اندازۀ انسان‌ها به تعطیلات نیاز دارند.قبل از مسافرت حیوان خانگی خود با وسیل نقلیه، چک لیستی از ضروریات را تهیه و همراه داشته باشید.محل قرار گرفتن باکس حیوان خانگی خود را در ماشین مشخص کنید.- مطمئن باشید که در باکس سگ و گربه فضای کافی برای تحرک حیوان وجود دارد و کاملا سالم است.- یکی از لباسهای خود را داخل باکس قرار بدهید تا حیوان خانگی شما بیقراری نکند.- حتما قبل از سفر به پت خود، قطره ریلکس بدهید
هیچوقت گم شدی؟ ترسناک گم شدی؟ در پنج سالگی یکبار گم شده بودم. با مامان و خاله رفته بودیم بازار. مامان را از روی کفش‌هایش دنبال می‌کردم. یک لحظه متوجه شدم زنی که دنبالش می‌کردم فقط کفش‌های مامان را داشته. مامان نبود. مضطرب شدم. اوضاع را با خودم بررسی می‌کردم. شماره‌ی بابا را با خودم مرور کردم. نهایتش کسی را پیدا می‌کنم که به بابا زنگ بزند و بابا میاید دنبالم. فقط باید شانس بیارم کسی که به بابا زنگ می‌زند نباشد. مرا ند. مرا از مرز‌ها بی
_آری ، خدا هست ؛ زیرا بدون او ، چاله ی حیات ،عمیق و عمیق تر میشود و انسان وامانده در آن گودال ، هرگز راهی به سویی نخواهد گشود ، و هرگز آرامشی نجیب برای انسان پدید نخواهد آمد و هرگز انسان ، از ته قلب ، بی دغدغه نخواهد خندید ، و هرگز دست مهربانی آدمیان به جانب فکر و بیان ، به گشادگی نخواهد رفت . من ، میپذیرم ؛ درد انسان ، هر چه هست ، محصول شک در بود و نبود خداوند نیست . فقط به دلیل بی تکیه گاهی ست .
سه دیدار ( جلد دوم ) _ نادر ابراهیمی 
اگر خوب دقت کنید، می‌بینید که زنده بودن و زندگی کردن یک موهبت شگفت‌انگیز است. اما اگر بیشتر دقت کنید، می‌بینید که این جمله تناقض دارد. من از ابتدا با زنده بودنم معنا شده‌ام، و در نتیجه نمی‌توان زندگی کردن را چیزی جز اجبار دانست. بهره بردن از یک موهبت در جایی معنا می‌دهد که خلاف آن هم ممکن باشد، حال آنکه من نمی‌توانم منی را تصور کنم که زندگی نکند و بیاندیشم که در آن‌صورت آیا موهبتی نصیبم شده است یا خیر؟ به‌گمانم این موضوع برای دچار اشتباه
امروز قصد نداشتم در وبلاگ پست بگذارم چرا که حرف هایم بر قلبم سنگینی نمی کردند . بهار برایم موسم دور هم جمع شدن خانواده است و با اینکه جمعیت مان آنقدر ها هم زیاد نیست اما دل خوش می شوم به همین دیدار های سالی یکباری ،که جانمان را هم چون بهار شکوفه باران می کند و روح تازه ای به جان های خسته ی مان برای شروع سالی جدید با دغدغه های تکراری اش، می دمد ،که اگر همین دیدار های سالی یکباری نباشد شاید هیچ گاه دایی ام را نبینم . امروز اتفاقی افتاد و چون درکش ن
شاید وقتی جمله کسانی که تاریخ نمیخوانند محکوم به تکرار آن هستند» را خوانده یا شنیده باشید بعد از تحسین این جمله و عباراتی بدین مضمون مخاطب چنین جمله‌ای رو فقط و فقط مسئولین و حاکمین و منصب‌دارها بدانید و رد شوید و بارها و بارها در چاه تکرار تاریخ زندگانی خود بیوفتید و از ذهنتان نگذرد که تاریخ‌‌تان را با تمام اتفاقات خوب بدش را ثبت کنید!بار دیگر، اما مصمم‌تر به خود یادآوری کنیم که تجربه‌های کوچیک و بزرگِ شکست و پیروزی را بنویسیم تا فرام
گوش به گوش رفتم تا رسیدم وبلاگ یعقوب خانhttp://ynlordegan.blogfa.com/سالهاست ننوشته است!برایش نوشتم:سلامجناب یعقوب خان، ادبیات به ته رسید که دیگر ننوشتی برار ؟!آخرین پست مال سالها پیش است انگار !زنده ای؟سالمی؟قلم را اجاره که نداده ای، شکست ؟به طلب نان و آبی و مجالت نیست ؟اوضاع مرتب شده است و ما بی خبریم ؟چه حال و خبر؟اقلا سالی، ماهی، یک سیاهه ای بگذار.  به نظرتون زنده است؟چی شد که دیگه کسی چیزی ننوشت و دوران وبلاگ به ته رسید انگار ؟من نمی خونم وب، اما ای
لیپوساکشن یک روش برای کاهش وزن نیست. لیپوساکشن نمیتواند سلولیت یا علائم کششی روی بدن را حذف کند. هدف زیبایی شناسی است - بیمار آرزوی تغییر و تقویت بدن خود را دارد.
- لیپوساکشن به طور دائم سلول های چربی را حذف می کند و شکل بدن را تغییر می دهد. با این حال، اگر بیمار پس از عمل از شیوه زندگی سالم استفاده نکند، خطر رشد سلول های باقی مانده چربی وجود دارد.
- لیپوساکشن دارای خطرات احتمالی زیادی است، از جمله عفونت، بی حسی و زخم. اگر چربی بیش از حد برداشته
سلام دوستان
خوب تلاشها و لینک ها و صحبت هام، توی این دوهفته، یکم داره خروجی میده، خروجیش این بود مدیرکارگزاری که استخدامی اقا ممنوع هست در اون، خودش شد لینک قوی برای من که رزومه منو دست به دست کنه تلاش کنه من بتونم جایی بند بشم، هرچند هنوز کسی از جانب ایشون هنوز به من زنگ نزده ولی بنده خدا تلاششو کرده و اسکرین شاتها همه حرفاشو مرتب میفرسته که من در جریان باشم. اما خوب به واسطه استادی که کارای انالیز آماریشو انجام میدادم، به دوستش توی یک شهر د
آنان که از اتفاقات ناگوار زندگی خود چیزی نمی آموزند ،
وجدان هستی را مجبور می کنند تا آن اتفاقات را
تا آنجا که نیاز باشد تکرار کند تا
به فرد آن چیزی را که آن اتفاقات ناگوار می خواهند
آموزش دهند، یاد بگیرد !
آنچه که انکار می کنید ، شما را شکست میدهد !
آنچه که قبول می کنید ، شما را تغییر می دهد!
ادامه مطلب
استاد معظم حضرت حجت الاسلام و المسلمین
حاج شیخ جعفر ناصری دام ظلّه :
این مطلب مسلم است که اگر یاد امام زمان علیه السلام یک بار از ذهن انسان عبور کرد ، اینطور نیست که نابود شود ؛ 
بلکه در ذهن می ماند و در عالم معنا وجود و برکات خاص خود را دارد .
اگر مؤمن ، خواهان اثر کامل و مطلوب است ، باید از این یادها و توجهات به آن حضرت ، به آسانی عبور نکند ؛ بلکه آن را پیگیری کند و استمرار بخشد ، تا آنکه عشق و یاد حقیقی ، آرام آرام به دلش نفوذ کند و پس از آن بروز
مدت هاست تصمیم گرفته ام،
هرگاه کسی را نخواستم
یا از او رنجیدم
یا دلم را شکست
به یاد روزی باشم که ممکن است هرگز در دنیا نباشد!
آن روز را مرور می کنم
آن قدر که نبودنش را باور می کنم بعد در ذهنم برایش غمگین می شوم
و شاید یک عزاداری ذهنی و بعد آرزو می کنم کاش بود و از او می گذشتم
بعد به خودم می گویم
حالا که او هست پس ببخش و فراموش کن
از بخششم شاد می شوم
و از بودن او شاد تر

و این گونه است که من مدت هاست را به فراموش کردن میگذرانم.کاش فراموش شود.
دانلود Divar 11.0.8 آخرین نسخه برنامه دیوار برای اندروید – خرید و فروش اجناس نو و دست دوم
معرفی نرم افزار دیوار : این دیوار جایی است که شما به راحتی می توانید آگهی های خود را به راحتی بر روی آن بچسبانید و یا دنبال آگهی برای کالا و یا خدمات مورد نظر خود بگردید. بله دیوار ! یک اپلیکیشن فوق العاده ایرانی که با آن می توانید اجناس و کالاهای نو و دست دوم خود را خرید و فروش کنید، خدمات و کسب و کار خود را معرفی کنید، آگهی های استخدام و کاریابی را مشاهده کن
روزی که دوباره وبلاگم را راه انداختم برای انتخاب اسم مردد بودم. بین اسم قبلی وبلاگم و اسم‌هایی که همیشه برای وبلاگ دوست داشتم و از میان همه آبلوموف انتخاب شد که هیچوقت به آن فکر نکرده‌بودم.آن روزها رمان آبلوموف را می‌خواندم و در هر بخشش خودم را حس می‌کردم، پر بودم از حس همدردی با آبلوموف، حس نفرت از خودم، حس نیاز به تغییر، حس گم شدن. در نهایت به جای تغییر، رمان را کنار گذاشتم و با اسم آبلوموف نوشتم و نفرتم از آبلوموف درونم بیشتر شد. همین!هرب
 
یک وقت هایی فکر میکنم مرد بودن چقدر می تواند غمگین باشد. هیچ کس از دنیای مردانه نمی گوید. هیچ کس از حقوق مردان دفاع نمیکند. هیچ انجمنی با پسوند … مردان» خاص نمیشود. مردها نمادی مثل رنگ صورتی ندارند. این روزها همه یک بلند گو دست گرفته اند و از حقوق و دردها و دنیای ن می گویند. در حالی که حق و درد و دنیای هر زنی یکی از همین مردها است.یکی از همین مردهایی که دوستمان دارند. وقتی میخواهند حرف خاصی بزنند هول می شوند. از همین هایی که از ۱۸ سالگی دوی
سلام عشقم.بعد مدتها باز امروز اومدم برات بنویسم.تابستون 95 هم بی تو گذشت.سالگرد تولد منم بی تو گذشت. عمرمون هم داره میگذره.ولی خدارو شکر سربازی تو هم داره تموم میشه.و پیش به سوی خوشبختی ها وسختی های زندگیمون.بازم دانشگاه شروع شد و من دل کندم ازخونه.این دوری ها تمرین خوبیه برا بابا و مامان والبته خودم.
این متن با همه انرژی مثبتش تقدیم به تو:
شکست ها و نگرانی هایت را رها کن. خاطراتت را نمی گویم دور بریز، اما قاب نکن به دیوار دلت.
در جاده
میتوان تحمل کرد
شاگرد اول های پر مدعا را
که درس خواندنشان مانند خلوت گزینی راهب بودایی
و مشق شبانه شان اوراد افراط است
میتوان بردبار بود
خودشیفتگان کودن را
که با تکیه بر تکیه کلام پر تکلف استادان
در پی خودنمایی اند
اما سر در نمیاورم
از غرور کاذب نخاله های مافنگی
که قوت لایموتشان دود است !
#مهیار_حریری
هی سارا ؛ می بینی چه قدر ازت رد شدم؟! از کجا اومدم کجا؟!از اون جایی که توی زل آفتاب نشسته بودم رو نیمکت حیاط و تو اومدی کنارم و بدون این که خیلی نگام کنی باهام حرف می زدی ؛ می خواستی ببینی چمه. همه چیز هم با سپیده ربط داده بودین به رومینا. البته که ربط داشت ؛ اون روز خیلی همه چیز روی اعصابم بود؛رومینا بیش تر . رومینا یه روز اومد و فرداش دیدم رابطه داره کجا می ره؛بست فرند سیو بود به جانِ شما ؛ نمی دونم چی شد تهش دستاش قرمز شد.خیلی جالبه که اگه همین رو
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب