نتایج پست ها برای عبارت :

عکــسنوشته ازنمک خوردی نمکدون شکستی

با سلام
تو سلف دانشگاه همیشه روی میز نمک و پارچ اب بود. من یه کار اشتباهی که انجام میدادم این بود که بعد از صرف ناهار با دوستان در نمکدون رو شل میکردم و پارچ اب رو پر از نمک میکردم. یه روز این بلا سر دوستم اومد و غذاش پر از نمک شده بود. بعد تو خوابگاه منو میزد و من فقط میخندیدم. تا یه هفته میخندیدیم.
هیچی بدتر از انتظار نیست . نه انتظار برای آدمی که رفته و نمیدونی که برمیگرده یا نه . این انتظاری که من امروز دارم با چشمای خیس می‌نویسم ازش فرق داره . انتظارِ اینکه یکی با چهارپایه پلاستیکی بیاد خونه تا بتونی بعد از ۴ روز بری حموم ، انتظار برای اینکه یکی بیاد دستتو بگیره تا بتونی بلند شی و این و مثانه پر رو برسونی به توالت فرنگی تا تخلیه شه و از شر دل درد رها بشی ، اینکه یکی غذای بینمک بیاره بذاره جلوت و آب خورش هم کم باشه و منتظر بمونی تا یکی نم
دانلود اهنگ تو قلب من نشستی قلب منو شکستي تویی که راستی راستی (کیفیت عالی) لینک مستقیم

دانلود اهنگ تو قلب من نشستی قلب منو شکستي تویی

دانلود اهنگ تو قلب من نشستی قلب منو شکستي تویی
علی عبدالمالکی حرف نزن : دانلود آهنگ علی عبدالمالکی به نام . - نیک موزیک تو قلب من نشستی قلب منو شکستي تویی که راستی راستی گفتی منو میخواستی. با من از عشقت حرف نزن نزن نزن ابرای غم رو پس نزن نزن نزن
ادامه مطلب
آهنگ جدید ایرانی
با دو کیفیت ۳۲۰ ،۱۲۸ و پخش انلاین و متن آهنگ  از رسانه داب موزیک
Download New Music Afshin Azari | Sio Chand Sale
ترانه : میترا مهری پور , تنظیم : افشین آذری , پرکاشن : مهران فرشباف میکس و مسترینگ : احسان جوادی گیتار : عظیم , کلارینت : هادی جداری

 
متن آهنگ جدید افشین آذری بنام سی و چند ساله :
به روت نیاوردم دروغاتو هی تو خودم ریختم سکوت کردم
با چنگ و دندون پای تو موندم شاید عوض شی کم شه از دردم
با چنگ و دندون پای تو موندم شاید عوض شی کم شه از درد
اعصاب نداشتم میخواستم بخوابم 
صدای لودر و کامیون از چند تا ساختمون اونورتر نمیذاره من بخوابم! 
چند تا خونه رو انگار دارن خراب میکنند میخوان مجتمع کنند چند شب بود سروضداشون نمیذاشت بخوابم
اعصاب خوردي امشب م نذاشت دیگه تحمل کنم 
زنگ زدم 137 و شکایت کردم!!! چه معنی داره اخه ساعت 3 نصف شب لودر و کامیون تو میدون کار کنه اونم تو منطقه کااااااااااااااااملا مسی!! 
خدا بخیر کنه فردا رو !!
عین بولدوزر میخوام جمع کنم همه رو :)))))))
می دانی در انتظار یک تیک دوم ماندن، چگونه هر روز روحت را خرد می کند؟سال ها گذشته.
می دانی، من دل همه ی بعد از تو ها را شکستم :):
بعد از تو، اندک کسانی هستند که پایم ماندند.
و تو می دانی که من هنوز هم در حال شکست قلبشان هستم؟!
این است که عذابم می دهد.
یک بار تو قلب مرا شکستي و یک بار من قلبش را شکستم و قلب خودم هم شکست.!
گویا قربانی فقط منم که دلم دو بار شکست.
شکستي و شکست، شکستم و شکست! :)
اصلا کاش این دل لعنتی همیشه شکسته بماند تا شاید روزی، خاک بشود
متن آهنگ رضا صادقی به تو مدیونم


متن آهنگ رضا صادقی بنام به تو مدیونم

واسه این که از تو دورم ، به تو مدیونمواسه کشتن غرورم ، به تو مدیونمتو که حرمتو شکستي ، پای عهدت ننشستیگرچه بازم تو نیازم ، لحظه هامو بد می بازم ، به تو مدیونم

واسه ی چشای خیسم ، به تو مدیونماین که از غم می نویسم ، به تو مدیونماین که بی جونم و سردم ، این که بی روحم و زردمپی آرامشی که بردی و من پیش می گردم ، به تو مدیونمبه تو مدیونم ، به تو مدیونم

به تو مدیونم ، غرورمو شکستي عین ش
متن آهنگ بهنام بانی دل نکن
نه نرو دیوونم نکن نرو داغونم نکن نرو عشق تو هنوز تو دلمهنه نگو اینجور بهتره داره رنگم می پره داری تنهام می ذاری مثل همهدل نکن آخه دلم به مو بنده بری دیگه لبام نمیخنده مگه آدم از عشقش انقد ساده رد میشهآروم آروم اومدی به دلم نشستی تو منو مثل همه شکستي تو مگه کسی که انقد عاشق بوده بد میشه.
چجوری میتونی انقد عوض شی آخه دلت بگو خسته شد از چی منی که با همه خوب و بدت ساختمچجوری دلت میاد بری ساده بگی که مثل تو واسم زیاده منو کی
مجتبی. غمگین و بی تابمرتضی. میره به محرابزینب‌ش. میشه هراسونگریه کن. حضرت ِ اربابحالا وقت اذونهباید خونه نمونهدیگه خسته شدهآهغم دوری زهراشده قاتل مولاچشاش بسته شدهمیگه ای دنیا من میرم.محنت. شده کارتدست من رو بستی امادستِ. علی یارتیا علی. یا علی مولایاعلی. یا علی مولا::پر زدی. از بر دخترزار و غم.گین شدم آخرحاجتت. دیگه روا شدرفته ای. در بر مادرچی بود آخه گناهتخدا پشت و پناهتشکستي دلموآهببین اشک چشاموهمه درد و غماموشکستي دلموزی
این بغض سر خرابی دارد فرو ریخته ام , فرو ریخته ام . آوار تر از اینم که بشود تکه هایم را کنار هم گذاشت آه مسیح اگر معجزه ی پیامبری ات زنده کردن من می بود شکست می خوردي زنده کردن کسی که نفس نمی کشد آسان تر از زندگی دادن به کسی است که نمی خواهد نفس بکشد . #الهام_ملک_محمدی
میدونی،من آدم بغضای همیشگی بودم
آدم نباریدنآدمی که اکه ابری باشه، ابرای بزرگیه که هیچکس نمیفهمه پشتشون یه عالمه بارون تلنبار شده است 
هر ادمی تو زندگیش دردایی داره. منم،
هیچوقت نگفتم دردای من از بقیه دردترن!نگفتم سلطان غمم و نخواستم کسی حتی بفهمه غمگینم.
 خواهر نداشتم. تا تو اغوش مهربونش راحت غمامو زار بزنم تا سبک شم
 همه غمام بغض شدن چسبیدن به گلوم
من داد نزدم های های گریه نکردم، برای هیچکسی خودمو لوس نکردمهیچکسی نداشتم سرمو بچ
یه پیشنهاد دارم براتون، به هیچ وجه به دیجی کالا و دیگر سایت های خرید و فروش سر نزنید.
چرا؟ چون با واقعیتِ افزایش نجومی قیمت ها مواجه میشید و جز اعصاب خوردي و مثل من پست گذاشتن در بلاگ کاری دیگه ای از دستتون بر نمیاد.
آخه یه تلویزیون چیه که در عرض یک ماه از اردیبهشت تا خرداد 5-6 میلیون افزایش قیمت پیدا کرده؟
وقتی تصمیم گرفتی که یه کاری رو انجام بدی ، حالا فرقی نداره که چی باشه از رفتن به دستشویی عمومی ، خرید از مغازه ، صحبت با دیگری و . اصلا به خودت نگو حالا وایسا تا یه جای بهتر پیدا بشه ، چون واقعا اکثر اوقات پیدا نمی کنی و مجبور می شی برگردی و یا حتی مسافت بیشتر با اعصاب خوردي بیشتری رو بری تا به کارت برسی !!
پس در اولین مکان و در اولین فرصت کارت رو انجام بده و مطمئن باش که پشیمون نمی شی
وقتی تصمیم گرفتی که یه کاری رو انجام بدی ، حالا فرقی نداره که چی باشه از رفتن به دستشویی عمومی ، خرید از مغازه ، صحبت با دیگری و . اصلا به خودت نگو حالا وایسا تا یه جای بهتر پیدا بشه ، چون واقعا اکثر اوقات پیدا نمی کنی و مجبور می شی برگردی و یا حتی مسافت بیشتر با اعصاب خوردي بیشتری رو بری تا به کارت برسی !!
پس در اولین مکان و در اولین فرصت کارت رو انجام بده و مطمئن باش که پشیمون نمی شی
داشتم به ۳۰ سالگی ام فکر میکردمبه یک روز معمولی ام،که صبح بلند میشوم،میروم به دفتر انتشاراتم سر میزنم.دور میزها میچرخم و کارها را با ظرافت انجام میدهم.با اینکه تا نیمه های شب بیدار میمانم و مینویسم هنوز عینک به چشمهایم ننشسته.عصرها کنار کسی که عاشقانه میپرستمش روی صندلی راحتی لم میدهیم،من برایش از روزهایی میگویم که سرم باد داشت و دنبال دردسر میگشتم،یک دانشگاه را از دست خودم آسی کرده بودم.او میخندد و میگوید که هنوز هم بزرگ نشده ام.من شده ام
تا با تو ز هستی تو هستی باقیست
ایمن منشین که بت‌پرستی باقیست
گیرم بت پندار شکستي آخر
آن بت که ز پندار برستی باقیست
"دیوار اشعار"  هر روز یک شعر از من و یکی یک شعر در همین موضوع هم از خواننده ها این طوری کلی شعر و کلی درس زندگی یاد میگیریم.

خیلی ممنون که سعی میکنید این دیوار اشعار را تمیز نگه دارید و چیزی رو ش نمی نویسید ولی لطفا روش بنویسید این طوری خیلی قشنگ تره.
خوب است کمی هم بسط و بحث اضافه کنید.
موضوعی بخوانید .
قبل اینکه از شرکت چار بزنم بیرون برنامه نویس آقای شین به برنامه نویس آقای محتبی ف گفت جام بده صاف جلوی کولر هستم گفت اشکالی نداره جاتو با آقای رضا ف عوض کن !!! بعد برگشت سمت من گفت آقای رضا ف جاتو فردا با برنامه نویس آقای شین عوض کن گفتم جامو خیلی دوست دارم !!! قشنگ هر کی میرسه بهم یه چیزی بهم میگه و روی اعصابم راه میره !!!! بعدش برنامه نویس آقای احسان ه بهم گفت چرا قبول کردی ؟ گفتم قبول نکرده ام !!! خب فردا اعصاب خوردي دارم !!! یعنی از الان اعصابم خورد
هرگاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد، تو او را خراب کردی.
خدایا به هر که و به هر چه دل بستم، تو دلم را شکستي.
عشق هر کسی را که به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتی.
هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم، در سایه امیدی، و به خاطر
آرزویی، برای دلم امنیتی به وجود آورم، تو یکباره همه را بر هم زدی و در
طوفان های وحشت زای حوادث رهایم کردی، تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و هیچ خیر
امیدی نداشته باشم و هیچ وقت آرامشی و امنیتی در دل خود احساس نکنم .
تو ا
دنیا مثل یه ساندویچی میمونه که دادن میگن 1 ساعت وقت داری بخوریش. خوردي که هیچی نوش جونت اما اگه تو این یک ساعته نخوریش ازت میگیریمش میندازیمش دور حالا هر بهانه ای هم میخوای داشته باشی داشته باش. این که سیری این که استرس داری این که دندونت درد می کنه به ما ربطی نداره ما فقط اون یک ساعت رو میشناسیم بعد اون ازت میگیرنش هیچ کلکی هم این وسط وجود نداره بتونی یک ساعت رو بکنی یک ساعت و یک دقیقه.
دقیقا به ما یه عمر محدود دادن و باید ازش استفاده کنیم این ک
می‌دونید در مورد پول چه حسی دارم؟ یاد این بازی‌ها میفتم که باید هی بدویی
و سکه جمع کنی. از زمین خوردن ها و هر بار از نو شروع کردن ها که بگذریم
بخش غم انگیزش اینه که کلی زمین خوردي و پا شدی و باز دویدی و سکه جمع کردی
و حالا می خوای ارتقا بدی کاراکتر رو. مثلن میخوای یه شیلد ساده بگیری و می
بینی که عه؟! باید کل سکه هاتو بدی :))) و صفر بشی. بگذریم که یکی از لحظات
مصیبت بارش اینه که کلی دوتادوتا چارتا میکنی که چه قسمتی رو ارتقا بدی. و
میدونی بخش بدترش
.باسمه تعالی
امور اجتماعی
رمز پیروزی
غزل۲
رمز پیروزی جلای نفس ، از آلودگی است
پاکی نفس از پلیدیها درون زندگی است
استقامت در هدف،کار مداوم با تلاش
موجب پیروزی انسان و رفع خستگی است
گر شود توام به ایمان و توکل بر خدا
یاری حق را به دنبال و نهایت بندگی است
گر شکستي پیش آید در مصاف دشمنان
با درایت بررسی کن، باعث سازندگی است
نیست ما را هیچ اندوهی بجز تکلیف حق
او دهد پاداش ما را، پس چرا افسردگی است
تا توانی در اطاعت از خدا تسلیم باش
چون اطاعت موجب افز
به نام او.
لپ تاپو روشن کردم و داریوش داره میخونه :اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد."
منتظر بودم بنویسم از امروز ولی چیزی نبود جز اعصاب خوردي های معمول خونه 
شب ها بیشتر دلم میگیره جدیدا
تنها شدم.مثل وقت هایی که تهران تنها بودم.دلم میخاد برم تهران و دو هفته بمونم اونجا!
واقعا این هایی که تو این سن با خانواده زندگی میکنن خیلی سخته!!!یا شایدم من عادت کردم به تنهایی بودن یا بهتره بگم مستقل بودن!میرم اونجا دلم برای اینجا تنگ میشه ،برای تو جمع خانواد
یه خواهر دارم مثل خداس که اصلش اینه: "صدبار اگر توبه شکستي باز آ" اصل خواهرم ولی اینه: "توبه نشکستي هم، نشکستي؛ باز آ" گاهی اصلاً لازم نیست باز بیام. خودش میاد.دیگه چی می تونم بگم درباره کسی که هیچی از وسایلم بهش نمی دم ولی میاد اصرار می کنه مثلاً: "اینو ببین، تازه خریدم. استفاده کن. اینو بپوش ببین اگر بهت میاد، گاهی بپوشش تنوع شه" خو من لباسامو به خدا هم نمی دم بپوشه! ولی خواهرم همه چیشو بهم می ده.خلاصه. یه همچین آدمی. که وقتی پیشم نیست هم برام هدیه
فصل تابستون شروع شد؟خونتون خیلی گرم تر از پارسال شده؟دیگه کولر آبی جواب نمیده؟از شدت گرما و اعصاب خوردي به هیچکدوم از کارا نمی رسی؟دنبال آرامشی؟کلید حل همه این مشکلاتت اینجاست!کافیه فقط با ما یه تماس بگیری!! داکت اسپیلت میان شما و سرویس کاران مجرب و حرفه ای پلی ساخته است تا بتوانید بهترین برند های کولرگازی را با بهترین قیمت و بالاترین کیفیت و ضمانت داشته باشید.
متن آهنگ رضا بهرام کاش
متن موزیک کاش از رضا بهرام:
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
کاش راه دوری بین ما بود….
کاش سرنوشت ما جدا بود…
از تو فکر من رها بود…
گر ندیده بودمت ای یار!
عــــشــــــق دیدی خانه ات خراب است!
عــــشــــــق هر چه گفته ای سراب است!
این چه حق انتخاب است….
دگر ندارم خبر از دلدار…
دل توبه کردی و شکستي ♬♫♪ دل با چه رویی عاشق هستی
تو امید هر که بستی ♬♫♪ رفت و آخرش شدی تنها…
من یک غم ادامه دارم ♬♫♪ من بغض آخرین قرارم
که هنوز در انتظار
وقتی یکی ناراحتم میکنه فکر می‌کنید اونی که میره عذرخواهی کنه کیه؟
من!
خیلی ببخشید که دلمو شکستي، معذرت میخوام که ناراحت شدم :| اصلا سپاس به خاطر هرچه که کردی! 
بعد جالب اونجاست که طرف جوری با غرور و چشم نازک شده برخورد میکنه که انگار اگه میخواد ببخشه همش از سر لطف و کرمشه و خیلی بزرگواره که میخواد جوابمو بده:/
خدایا شعورمونو بالا ببر
آمین یا رب العالمین 
 
فرق بین مردای قدیم و جدید: قدیمترها لحن مردها: گستاخی مکن زن! طعام را بیاور امــا اکنون : عسلم امشب ظرفا نوبت منه یا تو من نمیگم زن بشینه خونه ظرف بشوره ، خب پاشه تو خونه ظرف بشوره ! یه همچین آدمه دموکراتیم من اینا که یه تار موی همسرشون رو به یه دنیا نمیدن ، اگه همونو تو غذا پیدا کنن ؟؟؟؟؟؟؟ صداتونو نمیشنوم ؟! پشت هر مرد موفقی… بالاخره یه روز میخاره ! که هیچ زنی هم نمیدونه دقیقا کجاشه چگونه در کارهای منزل به زنمان کمک کنیم !؟ ۱- در خوردن غذا ب
آمد دوباره ، زودتر از موعد خودش
فکری به غیر کُشتن من ، نیست در سرش
برگشته باز چنگ زند در گلوی تاک
تا خون بریزد از رگِ بی رنگ پیکرش
با یک سپاه مجهز به قصد کُشت
برگشته است تا بزند زخم آخرش .
باران و باد ، ورق هایی از چنار
یک کوچه باغ و خاطره های شناورش
من ، تو ، تویی که همان جا شکستي ام
تو ، من ، منی که بغض گلوگیر حنجرش .
حالا دوباره قافیه ها تنگ مثلِ دل
مردی ، خزان ، زده به تمامی باورش
مردی که نیم خودش را جوان که بود .
حالا خزان زرد آمده تا نیم دیگرش
Kash
#RezaBahram
کاش راه دوری بین ما بود 
کاش سرنوشت ما جدا بود
از تو فکر من رها بود 
گر ندیده بودمت ای یار
عشق دیدی خانه ات خراب است
عشق هرچه گفته ای سراب است
این چه حق انتخاب است 
که ندارم خبر از دلدار
تو همانی که رگ خواب مرا میدانی
تو همانی که به درد دل من درمانی
باورت کردم و گفتی تا ابد میمانی
دیدی آخر که تو رفتی و من اینجا ماندم
دیدی که آخر ز پرواز دلت جا ماندم
تنها یار بی کسی ها دیدی آخر تنها ماندم
دل توبه کردی و شکستي دل 
با چه رویی عاشق هستی
تو امی
دانلود آهنگ جدید رضا بهرام کاش
Download New Music Reza Bahram – Kaash
پخش بزودی – دمو آهنگ اضافه شد
متن آهنگ کاش از رضا بهرام
 
دل توبه کردی و شکستي دل با چه رویی عاشق هستی
تو امید هر که بستی رفت و آخرش شدی تنها
من یک غم ادامه دارم من بغض آخرین قرارم
که هنوز در انتظارم برسی به داد این شب ها
تو همانی که رگ خواب مرا میدانی تو همانی که به درد دل من درمانی
باورت کردم و گفتی تا ابد میمانی
دیدی آخر که تو رفتی و من این جا ماندم دیدی آخر که ز پرواز دلت جا ماندم
تنها یار بی
برای مهرنوش این روزهایم می نویسم، برای تو، درحالی که فکر میکنی سرعت جدی شدن هرچیز از سرعت رشد تو پیشی گرفته و در تلاشی که خود را به زندگی برسانی.
درتلاشی تا قدرتمند شوی و مشت هایی را که مطمئن نیستی از که و چه خورده ای پاسخ دهی!
اما هرچقدر هم سخت باشد، در مقابل طوفان باید خم نشوی، اگر خم شدی نشکنی، اگر شکستي از ریشه ات جدا نشوی، که فرصت رشد دوباره برای کسی که تا آخرین نفس می ماند نمایان خواهد شد و "تانی" .
تانی ارزشش را دارد. و تو خوب میدانی تانی
در ظاهر تو هیچ شباهتی به مارشمالو ها نداری، یعنی اصلا من آنقدر مارشمالو نخورده ام که بتوانم شباهت هایش را با تو تشخیص بدهم اما نمیدانم چرا یک جایی در انتهای ناهشیارم تو به مارشمالوها گره خوردي.
اولین بار که مامان برایمان مارشمالو خرید توی یک پلاستیک دراز بود که رویش عکس چند تا خرس رنگی رنگی کشیده بودند.
من و برادرم ذوق کرده بودیم، اولین بار بود که یک چیز پیچ پیچی نرم رنگی رنگی دراز میدیدیم که به محض گذاشته شدن در دهان آب میشود. 
عیشِ کوتاه و ه
بس کن رژیا. چقد میخوای گوشه اتاقت بشینی و زول بزنی به دیوار؟. چقد میخوای عزا بگیری واسه اینکه کنکور هیچی نشدی؟. شکست خوردي؟ باشه. اینهمه آدم دیگه هم شکست خوردن. اون شد ۱۶۱ و همه به به و چه چه، ولی کسی به تو نگفت خرت به چند؟ عیب نداره توهم خدارو داری. بلند شو از سر جات دختر. اینجوری بخوای ضعیف بازی دربیاری امسال که هیچ، سال دیگه هم قبول نمیشی.یک سال به خودت سخت بگیر. یکسال عاشقی تعطیل یکسال محمدو بیخیال شو. برات مهم نباشه که ناراحت بشه
دیشب تا  چهار صبح به خاطر ناله ننه ام برای گردن و قلب و نمی دونم چی دردش نخوابیدماز بس گفت یا ابوالفضل یا حسین(ع) و.فکر کنم اونام نخوابیدن!
تا چشممو گذاشتم رو هم دیدم یکی داره گریه می کنهتو چته روله؟ دلش درد می کنه.مامانم رفته دکتر بعد هر چی به الینا گفته بیا ببرمت توام سرما خوردي بلند نشدهتا مامانم در حیاط رو بسته و رفته.خانم یادش افتاده مریضه و زد زیر گریههی عر عر عر.می گم چرا نرفتی؟میگه خواب بودمگیج بودم
می گم تو تا الان سرما خورده بو
دانلود آهنگ از روزی که رفتی داغونم عشقم
 
از روزی که رفتی داغونم عشقم
حالو روزم خوش نیست دلگیرم عشقم
دلمو شکستي رفتی از پیشم
خسته ام از این دنیا خسته ام من
یه دلشکسته از این عشقتم من
یه روح سرگردان از عشقتم من
به اون خدایی که قسمم دادی از این جدایی پشیمونم عشقم
از این دوریت پشیمونم من عشقم
در حقت بد کردم از پیشت رفتم
 
برای دانلود به ادامه مطلب برویددانلود آهنگ
متن آهنگ جدید رضا بهرام به نام کاش
متن آهنگ : کاش راه دوری بین ما بود
کاش سرنوشت ما جدا بود
از تو فکر من رها بود
گر ندیده بودم ای یار
عشق دیدی خانه ات خراب است عشق هرچه گفته ای سراب است
این چه حق انتخاب است که ندارم خبر از دلدار
تو همانی که رگ خواب مرا میدانی تو همانی که به درد دل من درمانی
باورت کردم و گفتی تا ابد میمانی 
دیدی آخر که تو رفتی و من این جا ماندم دیدی آخر که ز پرواز دلت جا ماندم
تنها یار بی کسی یا دیدی تنها ماندم 
دل توبه کردی و شکستي د
حضرت نبی یک فرمایشی دارند که می گه دو لقمه مونده به اینکه سیر بشید دست بکشید.حالا همه از باب بهداشت و سلامت اینو تفسیر کرده اند، من از یک دریچه نوین می خوام نگاهش کنم،و بلکه از دو تا!اول اینکه ولو اصلا دو لقمه دیگه ته ظرف مونده باشه، اونو بعدا که گشنه تون شد، یک ساندویچ کنید بزنید بر بدن خییییییییلی بیشتر حال می ده که الان در حالت سیری زورتپونش کنید به خودتون!اما دوم و مهمتر، اصل حفظّ جذّابیت لذتهاست!خوردن، لذت داره! حالا اگه شما همیشه خدا گشن
 همچو مجنون کو سگی را می‌نواختبوسه‌اش می‌داد و پیشش می‌گداختگرد او می‌گشت خاضع در طوافهم جلاب شکرش می‌داد صافبوالفضولی گفت ای مجنون خاماین چه شیدست این که می‌آری مدامپوز سگ دایم پلیدی می‌خورد خود را بلب می‌استردعیبهای سگ بسی او بر شمردعیب‌دان از غیب‌دان بویی نبردگفت مجنون تو همه نقشی و تناندر آ و بنگرش از چشم منکین طلسم بستهٔ مولیست اینپاسبان کوچهٔ لیلیست اینهمنشین بین و دل و جان و شناختکو کجا بگزید و مسکن‌گاه ساختاو سگ فرخ‌
دیروز از صبح تا ۲ یک سره داشتم کار میکردم ‌.
ساعت دو پام رسید پاویون تا اومدم نهار بخورم باز زنگ زدن که بیا اورژانس ویزیت خوردي .
خلاصه نهار نخورده رفتم کارها رو انجام دادم .
برگشتم سریع نهارم رو خوردم و رفتم اورژانس پیش پزشک اورژانسش نشستم و با هم مریض دیدیم .
تا ساعت ۱۲ شب .
مریض میدیدیم و دفترچه ها دست من بود و میگفت تو تجویز کن بنویس ، منم سریع میگفتم فلان دارو و . اگر لازم بود دارو اضافه میکرد ، کم میکرد و بعد من مینوشتم
کلی دستم راه
انقدر من از دوربین مداربسته تو محل کارم بدم میاد که حد نداره. من اصلا استرس دوربین نداشتم قبلا. از وقتی میرم سر کار و ه جا دوربین کار گذاشتن هر جایی که میرم، احساس تحت نظر بودن می‌کنم! اولین درمانگاه که دکتر و خانمش، از تو خونه، آنلاین دوربین رو چک می‌کردن و مثلا اگه خدمه یا منشی اشتباهی کرده بودن فی‌الفور زنگ می‌زدن می‌گفتن چرا فلان کردی! ولی خب اونجا تو اتاقم دوربین نبود و خیلی روم تاثیر نداشت.
اما محل کار دومم، اتاقمم دوربین داشت چه د
پسرک از صبح که بیدار شده چهارتا بیسکویت شکلاتی خورده.
میخواستم برای صبحانه چای شیرین بیارم که نونهای خشک رو بخوریم و تموم بشه.
ولی با این وضعیت برای بچه‌ها خامه و عسل آوردم که پسرک بیش از این قند مصنوعی نخوره. 
به پسرک گفتم به خاطر اینکه امروز یه عالمه شکر و شکلات خوردي نمیتونی چای شیرین بخوری.
اما پسرک کوتاه نیومد. 
برای خودش چای ریخت و پنیر و شکر آورد و مشغول خوردن شد. 
فقط مخالفتم رو اعلام کردم و علت رو توضیح دادم.
فکر کردم که باید نقش رَب رو
همه جا حرف از رفاقت و دوست داشتنه،گاها پسری رو به زندگیمون راه میدیم که عاشقانه دوسش داریم،ولی من خودم مث نخود پریدم وسط زندگی یه پسر که رفاقتانه بدجوووور دوسش دارم و هواشو دارم،مهم نیس کی چی میگه ولی خوش صدا ترین رفیقِ جانِ منه،تو سختیا.شادیا.خنده ها.گریه ها.جدایی هاااا تو همشون پیشم بوده و به راحتی میگم از همون درجه یک های روزگاره،پسر طوسیمون که عادت به قهوه ای کردن ملت داره،اسکل پلشت دوست دارم دیوونهههههشب تولدته و حقیقتا فاصله دست
نشسته بود و داشت تند تند حرف می زد. همش از فکرای گنده ش می گفت و از ایده های به نظر من مقلدانه اش. من نمی دونم کی قراره ما -آدما- دست از تقلید برداریم؟‌ کی قراره به این توجه کنیم که خودمون کی هستیم؟ واقعا چی می خوایم؟ چرا سعی داریم خودمون رو گنده نشون بدیم؟ گنده نبودن که ایرادی نداره. خلوت بودن هیچ مشکلی نداره. ومی نداره همیشه دورمون شلوغ باشه. این کلیشه ست که باید موفق بشیم.طرف تو صفحه ش راه به راه داره از اصول موفقیت می ذاره. از برنامه ریزی و ش
هفته گذشته هفته خاصی بود. به قول خودم در رویا هم نمی‌دیدم که چنین اتفاقی بیفتد. سفر. خوابیدن زیر ستاره‌ها، چادر تاریک، آب‌انبار. قرار ملاقات در شهر خودش، پارک آبشار، اسلایدر، آهنگ شهرام شکوهی،مشاهده غروب خواجو، نماز مغرب و عشا، موبایل کافی، کوه‌صفه، دراز کشیدن روی چمن‌ها و صحبت در مورد نحوه آشنایی با همسر و دغدغه‌ها و . آبمیوه خوشمزه. 
خوابیدن لای چمن‌های پر گل در میان دشت. گرفتن عکس‌های متنوع. 
آخرین خداحافظی را یادت می‌آید؟ -آیا ا
_ گاهی انقدر دلت گرفته که دوست داری یه مشت سنگ برداری و بزنی شیشه احساست را بشکنی.اصلا دنبال چی میگردی تو این قاب خالی، خب سنگ را بردار بزن خودتو خورد کن، تو که همش دنبال خودت اینجا می گردی؟
میدونی اگر آدمش بودی الان باید کجا بودی و حالا اینجایی؟؟؟
_ که چی؟ خسته ام چیه باز دارم راه را اشتباه میرم؟ با خودم بودم، بازم تو اومدی؟
چی که چی؟ من نرفته بودم که بیام، این تویی که یادت میره منو ببینی!
راستش را بخوایی دارم یقین پیدا می کنم  که نمیدونی، خ
خبرسیدیم به مسئله ای به اسم خواستگارغالبا تصور عموم مردم اینه که دختر ها با شنیدن این واژه باید در پوست خودشون نگنجن،شرم و حیایی توام با شادمانی نامحسوس داشته باشن!و خب همین تفکر همگانی محدودکنندست که ذهن و روح منو بهم ریختهمن.یه دختر هیجده ساله که پر از فکرم.پر از دغدغه های کوچیک و بزرگم که شاید تنها برای خودم مهم باشنبه ازدواج فکر  میکنمانکارش دروغ محضهحتی شاید صحنه های خواستگاریو بارها تو ذهنم مجسم کنماما چیزی که یکم توضیحش برای ب
با سلام و درود به همه فرزندان ایران زمین.
از امروز و با آغاز پانزدهمین ماه زندگی پسر عزیزم طاها ، تصمیم براین گذاشته ام که آنچه می نویسم خطاب به فرزندم باشد.
فرزندی که 14 ماهه شده و چند سالی باید منتظر بمانیم تا خواندن را بیاموزد و آنچه را که می نویسم بخواند.
پس بریم که رفتیم.
طاها جونم 17 تیرماه 98 هم گذشت و وارد پانزدهمین ماه تولدت شدی. نمیدانم چه زمانی این مطالب را خواهی خواند. نمیدانم خوشحال خواهی شد یا غمگین. نمی دانم سر شوق خواهی آمد یا عبوس
دنیای عجیبیه مگه نه؟؟ چقدر دلت می گیره وقتی ندونی کجای دنیا ایستادی جات کجاستچقدر سخته کلمات کمکت نکنن حرفتو بزنیچقدر غم انگیزه دلت سخت گرفته باشه ندونی چتهاز کسی دلگیر باشی ندونی چراچقدر سخته بغض تو گلوت باشه نتونی گریه کنی نتونی برای کسی دردودل کنیچقدر بده عمری را برا  همه  سنگ صبور بوده باشی و برا خودت از شیشه نازکتر .وقتیم شکستي کسی نپرسه خرت به چنددلم امروز خیلی گرفته میدونم دلتنگیم تقصیر هیچکسی نیست از کسی هم گله ای نیستاین رسم
‍ تقدیم به همشهری عزیز امیر حسین اسفندیار ،کاپیتان تیم ملّی  والیبال جوانان جمهوری اسلامی ایران
 
آمدی با مدال و عنوانت
کرده ای شاد قلب ایرانت
شهرو ده ،نقطه نقطه ی کشور
ای بقربانِ قدّو دستانت
خیره شد چشم عالمی برتو
بر حکومت به توپ و میدانت
غرق شادی نموده ای شهرت
خوش بُوَد عُمرو روزگارانت
دور باد از تو چشم بد ، ای عشق
از تو و خیل غمگسارانت
یک تنه لشکری شدی آقا
خط شکستي بلطف یزدانت
شده خورشید عالم آرا ، تو
با کمک از خدا و یارانت
دستمریزاد پهلوا
سلام معنی کوثر!  سلام مادر پدر! سلام سایه ی سر. سلام برازنده علی! سلام درخشنده نبی. 
فاطمه! به تو می رسم،  از تو می نویسم، قلم زخم می خورد، واژه کم می آورد. بانو تو را با واژه نمی توان تفسیر کرد بزرگی تو را در کوچکی واژه نمی توان جا داد. 
بانوی آب و آیینه! تو را باید از ازل دید. وقتی خدا تو را آفرید، وقتی خدا به تو لبخند زد وقتی خدا تو را از سیب سرخ بهشتی آفرید از آن است که بوی سیب می دهی و پیامبر وقتی دلتنگ بهشت می شد تو را می بویید. 
ریحانه ی نبی، رای
ساعت 4 صبحه، نیم ساعت پیش با گریه ی امید بیدار شدم. طبق هر شب، گشنه اش بود،شیرش رو خورد و خوابید.
ولی من دیگه خوابم نبرد.نشستم پای لپتاپ و مثل همه ی وقتایی که دلم میگیره برات تایپ میکنم.نامه هایی که هیچوقت ارسال نمیشن.
میدونم این فکرا غلطه ولی چی میشد اگه تو پدر پسرم بودی؟ دنیا به آخر می رسید یا از بزرگی خدا کم می شد؟
راستی بهت گفتم چرا اسمش رو گذاشتم امید؟ چون بعد تو، تنها امیدم برای زندگیه.
عجیبه ولی گاهی نگاهش مثل توعه، همونقدر شیطون و دلر
آرام باش. نترس. این من هستم.
 من تو را دیدم.
آن وقت که تکه تکه ات می‌کردند و تکه هایت را طوری کنار هم می چیدند که گویی هیچگاه تکه تکه نشده بودی و تو لبخند میزدی و من شعر می خواندم.
من تو را دیدم.
وقتی که گیسوانت را به بدرقه ی باد حراج کرده بودی و فریاد میزدی کسی قاصدک ها را ربوده است.
وقتی که درد، پنجه می کشید و چشمانت در آرام ترین اقیانوس ها غرق می شدند؛ دیدم که قلبت را بین سطرهای شعر جا گذاشتی و هیچگاه پی اش نیامدی
وقتی که دستم را می فشردی و میخوا
این بود

سپس این

سپسس این

و سپسسس این

شد.
البته یه سری مراحل هم وسطش بود که به علت اعصاب‌خوردي از گرفتن عکس فاکتور گرفته شد. مثلا اون مرحله‌ای که کل تکه‌ها از هم جدا شدن، اون مرحله‌ای که شب تا صبح چسب چوب خشک نشد و دوباره و سه باره و چهار باره و نهایتا با چسب آلفا! چسبوندم، اون مرحله‌ای که حین نصب دومی، اولی کنده شد و شترق افتاد پایین و هزار! تکه شد، اون مرحله‌ای که میخم افتاد رو زمین، خم شدم که بردارم، دومی شترترق رو سرم آوار شد و اون مرحله‌
وقت هایی که پیشم نیستی عزیزم به سختی همین طور میگذره و چه برسه ببینم ناراحت هم هستیناراحت از این نظر که فلان احمق که دوست اسمش را گذاشتی باعث اعصاب خوردي هر 2 ما میشه راسش عزیزم بهت گفته بودم پرو دپ را اصلا باهاش میونه خوبی ندارم متاسفانه از اونجایی که داخل این خراب شده به دنیا اومدیم نمی تونیم توقع زیادی از ادمهایی داشته باشیم که سراسر عقده و کینه اند پس چه کاری داخل گروه موجودات زنده حسابشون کنیم؟؟؟خیلی راحت باید بتونیم بزاریم کنار ک
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی رسول الله الأعظم و آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین.
السلام علی الحجة بن الحسن اکی العسکری.
با سلام و عرض ادب،
خیلی دلم می خواهد که درباره ی مهدویت در علوم قرآن و روایت و به همچنین مباحث تخصصی مهدویت در ابعاد گوناگون، نوشتار هایی تخصصی و مفصل بنویسم و در این وبلاگ به صورت اختصاصی، آن ها را با شما به اشتراک بگذارم، منتهی گیر کردن در مشکلات دردسر زای روزمره
در نهایت باید بدونی که چیزهای جالب زیادی وجود داره. حتی اگه خبری از آستین‌های بلند ِ راه‌راه سفید، دست‌های آفتاب خورده، شاخه‌های نازک و سبز درخت‌های آزاد و نور جزیره نباشه. 
تو همیشه ساعت‌ها از چیزهای طلایی حرف میزدی. ذره‌های درخشنده. تلألو خورشید روی موج‌های مدیترانه. می‌گفتی حتی اگه کنار دریای شب راه بری دوست داری نورهای طلایی چراغ‌های شهر رو ببینی. نورهایی که همیشه رنگ‌های قشنگ و متفاوتی بینشون پیدا میشه. شهر کجاست؟ روی کاغذهای ب
در طول زندگی شخصی و کاری هر کدام از ما طبیعتا گاهی شرایطی پیش می آید که شکست بخوریم و شدیدا احساس شکست کنیم.
من که خودم به شخصه خیلی این مسئله برام اتفاق افتاده و به دفعات پیش اومده که شکست های بسیار بزرگی خوردم، بسیار بزرگ.
در زندگی شخصی مجبور شدم از خانواده دور بشم و در زندگی کاری هم شکست های به همون اندازه بزرگ خوردم از قبیل شکست در ارتباط با دیگران، شکست در تماس ها و مذاکرات تلفنی، شکست در جلسات و مذاکرات حضوری و بسیاری از شکست های دیگر که
مثل آهنگی که گذاشتیم رو تکرار و به‌مدت طولانی گوش می‌دیم و وقتی که قطعش می‌کنیم متوجه می‌شیم چه آرامشی پیدا کردیم؛ مثل فیلم مزخرفی که می‌شینیم تا آخر تماشا کنیمش و وقتی حوصله‌مون سر رفت و تلویزیون رو خاموش کردیم می‌بینیم که چقدر بهتره حال‌مون؛ مثل تلفنی حرف زدن با آدمی که واقعاً حرفاش برامون بی‌معنیه و تا یه حرفش تموم می‌شه دوباره ازش می‌پرسیم دیگه چه خبر، ولی حواس‌مون نیست که هی داریم گرفتار همون دور باطل می‌شیم تا اینکه بالاخره م
رِی: همین الان یه جایی توی لندن، یه درخت کریسمس هست که زیرش چند تا هدیه هست که هرگز باز نمی‌شن؛ اگه از این ماجرا زنده بیرون اومدم می‌رم اون خونه رو پیدا می‌کنم، از مادری که توی اون خونه‌س عذرخواهی می‌کنم [که پسرش رو کشتم] و هر مجازاتی که برام انتخاب کنن رو قبول می‌کنم: زندان. اعدام. مهم نیست؛ چون حداقل اگه زندان باشی یا اگه مرده باشی، توی بروژِ لعنتی نیستی. لعنتی. شاید جهنم همینه که مجبور باشی تا ابد توی این بروژِ لعنتی بمونی 
در بروژ
دو جلسه‌ است که گل‌پسر کلاس نرفته.
خواستم بهش فشار نیارم و نبردمش اما ناراحتیم رو بروز دادم.
همیشه یک خوراکی برای کلاسشون میذاشتم و تو این دو جلسه برای پسرک گذاشتم و به گل‌پسر ندادم. گفتم این خوراکی برای کلاسه. اگه میری سرِ کلاس میتونی خوراکی ببری.
خب از این بابت باعث شد دو سه بار تو کلِ این دو روز بگه میخوام برم کلاس. ولی خب نمیشد ببرمش. پنج دقیقه مونده به انتهای کلاس یا در نقاط دور از اونجا اینو میگفت.
امروز هم کلاس نرفت و منم نذاشتم خوراکی
دانلود آهنگ جدید  به نام تردمیل
متن آهنگ جدید  به نام تردمیل
ببخشید من فارسیم یکم ضعیف شده
یه وقتایی هم بحث نیازه یه چی مثل غذا
شماره یک بیداره بیدار ترین آ
بگو از خونه ی گرم و بهشتیمون منو از خود سنگینم بکش بیرون
بگو دنیا وزنشو از من برداره بزار برسم به هوا و حرف عشقمون
بگو خسته ام از تکرار این درسا بگو که تیکه پاره ام من زا این بحثا
من از دلشوره و دلتنگی مرده ام دلم لک زده واسه گرمیه دستات
منو یه عالمه از بودنت
اگه امروز آخرین روز عمرت باشه چکار میکنی؟.

این رو ساعت 8 شب بعد از پیام صوتی 3 دقیقه ای که همینجوری از هرجا حرف زده بود ازم پرسید. 

مثل هر روز امروزم دیر رسیدم و بازم دیدم که این پسره مثل هر روز اون گوشه ی راهرو نشسته و داره به شاگردش آلمانی یاد میده. دیدم که نگاهش دنبالم کرد اما مثل هر روز یادم رفت!
بعد از کلاس مثل همیشه اومدم بیرون منتها تو حیاط جا نبود بنابر این نشستم تو راهرو با یک عدد تیتاپ و دنت. تو دنیای خودم غرق بودم. و هزاران کاری که باید
خب روز معلم نزدیکه
دارم با خودم فک میکنم بی نام
تصور کن سال بعد روز معلم بهت
تبریک بگن واای اگ بشهههانشالله که میشه
بنظر من معلم داریم تا معلم
بعضی معلم ها هستن که زندگی ادمو
تغییر میدن با حرفای قشنگ شون
معلم خوب اونی نیست که خوب درس میده
اونیه که خوب تربیت میکنه اون چند ساعتی
که کنار دانش اموزاعه ، کسی که 
چیز خوبی رو به دیگری یاد میده معلمه
،،من معلم های زیادیـ
داشتم که عالی بودن و خیلی چیزای خوب 
ازشون یاد گرفتم از  خانم د ، دبستان
حجب و حیا
مکالمه ی اینجانب(اینترن اطفالی که فردا مورنینگ داره) با مجتبی اینترن طب اورژانس!
_سلاااام بر آقای دکتر خوشتیپ گرل کیلر!
+بگو?(به حالتی به تخمم وار)!
_میگم چیزه.خوبی?
+کاری داری بگو،میشنوم.
_مجتبی جون مادرت تا صبح برا اطفال ویزیت نذارین ما مورنینگ داریم.
+اوه،گرون تموم میشه.
_تو جون بخواه عزیزم.بعد اتمام کشیکت قرار دم بوفه:D
+حالا تا فکرامو بکنم.
_مجتبی لوس نشو خداوکیلی نذارینا.
+دیگه داری وقتمو میگیری خانم دکتر.
:////
*تو بیمارستان اصولا خر ا
ساعت از سه گذشته، در حالی که پیتزا هنوز روی میزه، از اکیپ جدا میشیم و از فودلند بدو بدو میایم بیرون و توی راه فقط فحش میدم به نوید! بهش میگم ببین! تاکسی میگیری، توی راه هم هر جا دیدیم از "اینا" دارن نگه میداره تا من یه دونه نارنجی‌ـشو بخرم! بعد هم هر جور شده قبلِ چهار منو میرسونی شیخ بهایی وگرنه بلایی به سرت میارم که نفهمی از کجا خوردي! درسته میدونه بلایی به سرش نمیارم ولی اونقدر رفیق هست که کاری نکنه اعصابم خرد بشه! قبلِ پل‌فی از تاکسی می‌پر
* یکشنبه قرار بود وسط روز از مؤسسه برم بیمارستان، وقت دکتر داشتم. به مامان زنگ زدم ببینم نوبت چندم به من افتاده که گفت نمی‌خواد بیای، دیگه نمی‌رسی. منم یه ذره الکی ناراحتی کردم ولی چون کلی کار داشتم واقعا خوشحال شدم. 
مامان مثل دفعۀ پیش، وقت ویزیت زنگ زد بهم و تلفنش رو گذاشت رو بلندگو تا سوال و جواب‌ها با خودم باشه.
دکتر گفت که هم غده کوچک‌تر شده هم میزان ترشح هورمون خیلی پایین‌تر اومده؛ ولی هنوز باید دز دارو رو بالاتر ببریم. این بخش از مکال
بابک میگه که شماره ای اون یارو رضا (رضا صبری خودمون) که دیروز بهت با شماره کانادا پیامک زده و چرت و پرت گفته رو بده من، که پیداش کنم ببینم خط مال کیه.
همچنین میگه که اینهایی که از بلاکی دراوردی رو فکر میکنم که بهتره مجددا بلاک کنی و دیگه از بلاکی درنیاری
میپرسم چرا؟
میگه تو چوب همین قلب ساده تو خوردي تا الان. به این عوضیا نباید رحم کرد. حالا آخر شب باید بشینم دونه دونه اینها رو دوباره بلاک کنم!
راست هم میگه دراز. من باهاش موافقم.
راستی یه چیزی که س
از تمام سوالات کنکور 97 فقط سوال مسخره ی فیزیکش را یادم مانده بود؛ همان که از تبخیر و میعان و تصعید پرسیده بود. جز آن سوال، حتی همان روز بعد از کنکور هم دیگر چیزی یادم نمانده بود. انگار که آن 4 ساعت و 10 دقیقه ی هشت تیر نود و هفت، از صفحه زندگی ام حذف شده باشد. انگار یک نفر همان موقع که مراقب پاسخبرگ را گرفته بود، تمام آن دقیقه ها و ساعت ها را پاک کرده بود.ساعت 8 بود. اضطراب داشتم. از مواجهه ی دوباره با سوالات کنکوری که دوستش نداشتم میترسیدم. با دینی ش
اون دختر ندید بدید که هیچی(البته خیلی هم بی تجربه بود)،
اون سلیطه هم؛
ولی ااون خانوم جاافتاده داشت حرف میزد. وسط حرفاش کلی از استقلال و حق انتخاب ن میگفت. به شدت دوستش داشتم، نه به خاطر این حرفاش؛ به خاطر تمام حرف ها و رفتاراش. بعد آخرش گفت که مرد وظیفه داره خرج زن رو بده. من گفتم نه وظیفه نداره، اگر زن دنبال به دست آوردن استقلال خودشه و میخواد کار کنه، زن باید خرج خودش رو بده و مرد هم خرج خودش یجور شراکتی. گفت ببین، منطقی میگی، ولی یه چیزای
صبح با سر و صدا و هیاهوی اهل خانه بیدار شدم، چند دقیقه‌‌ای طول کشید تا بتوانم به خاطر بیاورم این همه سر و صدا بخاطر چیست، قرار بود آن روز مادر و خواهر‌ها به دعوت‌ چند تن از اقوام راهی زیارت بی‌بی حکیمه شوند و این هیاهوی سرِ صبح هم برای جمع کردن بار و بندیل سفری یک روزه بود!
غرغرکنان از اتاق بیرون آمدم، ساعت دیواری حدود ۸ صبح را نشان می‌داد،‌ پایم که به حیاط رسید چشمم به برادرها که کنار هم وسط حیاط نشسته‌ بودند افتاد ؛ به شاخه‌ی بریده‌ی در
 
از دیروز دغدغه داشتم تا کارها را جوری راست و ریست کنم که امروز به مراسم تشییع شهدا برسم. راستش خیلی این در و اون در زدم و بالاخره بخشی از کارهای قبل از ظهرم را که اولویت چندانی نداشت، به هفتۀ بعد موکول کردم. فقط مانده بود کار آقای میرایی که از دو هفتۀ پیش برای ساعت 11 امروز تنظیم کرده بودیم. ایشان باید از کرمانشاه می آمد. به همین دلیل تغییر زمانش ممکن نبود.
 بعد از نماز صبح به ذهنم رسید که کار آقای میرایی را با یک ساعت زودتر به دفتر یکی از همکارا
خودت را اذیت کرده‌ای. من نمی‌توانم از زندان این "طرز فکر کردن"هام آزاد شوم. بیماری به سرعت مشغول ویران کردن تن و روان منست. حالا تنم شاید یک سی چهل سالی زمان ببرد که بهتر می‌شود اگر نبرد. مامان می‌گوید این‌همه آدم مثل تو می‌رن خوابگاه، همه درماتیت نمی‌دونم چی می‌گیرن؟ این‌قدر بیماری‌های روانتو تنی نکن.» اولین بار است که حس می‌کنم یک چیزیش می‌شود. ایستاده بالای سرم و فریاد می‌کشد. من خودم فریادش می‌شوم، فرود می‌آیم روی سر خودم، دیوان
 

بسم الله الرحمن الرحیم
(ع) می‌فرمایند:
گذشت ایام، آفاتی در پی دارد و موجب از هم‌گسیختگی تصمیم‌ها و کارها می‌شود
خلاصه بهتون بگم.در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست.ببین.یعنی در انجام کارهای خوب و سخت قبلش اصلا روش فکر نکن.تا تصمیم گرفتی عمل کن.
 
مثلا به تصویر بالا دقت کن.میگه تا اراده کردی از 5 تا 1 بشمر و بعد یک تی به خودت بدهنذار فرصت از دست بره.چون ذهنت جلوی تو رو میگیره
خودمو مثال میزنم.امروز ظهر خواستم مطلب بنویسم.تا
یک سری مسائل هستند که همیشه در ذهن من چرخ می‌زنند و سر و صدا می‌کنند. کمی به آن‌ها فکر می‌کنم، کمی با دیگران مطرح می‌کنم و در نهایت کمی‌ شفاف‌تر می‌شوند اما در نهایت  پیش‌ خودم اعتراف می‌کنم که اگرچه مسأله کمی شفاف‌تر شده است اما هنوز در هاله‌ای از ابهام است. یعنی همه‌ی بحث‌ها و فکرها نمی‌توانند در نهایت موضوع را از حالت کلی ابهام برایم خارج کنند.
بحث تأثیر شرایط بیرونی در زندگی آدم یکی از این بحث‌ها برای من است. آنطور که من می‌فهمم
خب سال ما از ۱۸ فروردین شروع شد و همین یه مورد یکی از تصمیمات امسالمه که واسه انجام یه کار، کارای دیگه رو تعطیل نکنم. خب من در بدترین شرایط ممکن روحی ووجسمی رفتم سر امتحان در حدی که متنو می دیدیم و میخوندم ولی هیچی تو ذهنم راجع به چیزی که میبینم نمیومد. توی دونه دونه سلولهای مغزم حس خلا داشتم. نتیجه امتحانی که دوشب بیدار باشی در کل روزشم اعصاب خوردي داشته باشی بدون صبحانه و در بدترین حالت جسمی یه خانوم بری از قبل کاملا مشخصه و کاملا به دید یه تج
معدل اول
کلاس ما در دوره لیسانس، ارشدش رو رفت تربیت بدنی خوند! به خاطر همین من
دوست داشتم بیشتر دانش جو باشم تا دانشجو| صفحه معرفی آخرین دنبال‌کننده فیشنگار رو که خوندم یاد این مطلب افتادم. جالبه
که وقتی من وارد دانشگاه شدم این بلاگر احتمالا از مهدکودک فارغ التحصیل شده!

از هشت دوست گرامی‌ئی که برنامه رو نصب کردن و جمعا 40 امتیاز به بنده هدیه کردند تشکر می کنم. شما هم می‌توانید با نصب این برنامه مفید امتیاز بدهید و امتیاز کسب کنید.
 
خواندن ا
جملات موفقیت آمیز و انگیزشی
جملات موفقیت آمیز
در این مطلب مجموعه ای از بهترین و جدیدترین متن ها و جملات زیبا و ناب با موضوع موفقیت و ایجاد شوق و انگیزه را جمع آوری می کنیم. در ادامه با بهترین جملات موفقیت آمیز و انگیزشی با سایت پارسی دی همراه باشید.
جملات موفقیت آمیز
جملات موفقیت آمیز زندگی
زندگی هر چقدر هم بد به نظر برسد،
باز هم کاری وجود دارد که می توانی انجام دهی
و در آن موفق شوی.
استیون هاوکینگ
جملات موفقیت انگلیسی
All od things come to those who w
منصور حلاج
را درظهر ماه صیام (روزه) از کوی جذامیان گذرافتاد.

جذامیان به نهار مشغول بودند و به
حلاج تعارف کردند.

حلاج برسفره آنها نشست و چند لقمه
بر دهان برد.

جذامیان گفتند: دیگران بر سفره ما
نمی نشینند و از ما می ترسند.

حلاج گفت آنها روزه اند و برخاست.

غروب هنگام افطار حلاج گفت: خدایا
روزه مرا قبول بفرما.

شاگردان گفتند: ما دیدیم که تو
روزه شکستي

حلاج گفت: ما مهمان خدا بودیم.

روزه شکستيم، اما دل نشکستيم

 
"آن شــب که دلی بود، به میخانه
نشستی
۱) صبح با عجله تو کمد دنبال لباسم می‌گشتم و پیدا نمی‌شد، ناچاراً سارافون آبی آسمونیم که خیلی وقت بود دیگه نمی‌پوشیدم و حتی برام تنگ شده بود رو پوشیدم و رفتم تو حیاط ؛ به محض دیدنم با تعجب میگه "چقدر لاغر شدی دختر!" یه نگاهی به خودم انداختم و تازه یادم اومد که این لباسه برام تنگ شده بود ولی الان نه تنها تنگ نیست کم‌کم داره گشاد هم میشه! بهم میگه:
_چکار کردی که لاغرتر و سفید‌تر شدی؟! _ برای سفید شدن که الان چند روزه همش تو اتاق خوابیدم و کمتر حتی
کمبود عزت نفس و فشار مقایسه خود با دیگران
کمبود عزت نفس باعث می‌شود به جای مقایسه‌ی وضعیت امروز خودمان با گذشته‌ی خودمان، به صورت دائمی مشغول مقایسه‌ی خودمان با اطرافیان باشیم. اگر چه به عنوان شعار، همه بلدند از این حرف‌ها بزنند، اما برای پیدا کردن کسانی که جرات و توانمندی دارند که خود را با دیگران مقایسه نکنند، باید چراغ در دست بگیرید و دور شهر بگردید و آخر کار هم، احتمالاً ناامید به خانه بازگردید.
کمبود عزت نفس و نقش آن در تصمیم گیری
ک
پس از روز ها میخوام بنویسم :)
الان ک مینویسم انقد خستم که حال ندارم لپتابو روشن کنم هات اسپات کنم و.
و با گوشی مینویسم.
اومدم دزفول!شهری که بار ها میگم ازش متنفرم!
نه از خوده شهرش!از ادماش!
نه از همه ی ادماش!از فامیلام!
از حاشیه های فامیلی!
از دعوا!
از حرفِ مفت!از ننه من قریب انبازی (حتی بلد نیستم درست بنویسمش!)
از دو رویی!
از میش بودن تو لباس گرگ!و تظاهر!
وقتی میام دزفول فقد منتظرم از شهر بزنم بیرون تا از این قالب لعنتی که برای خودم ساختم رها شم!
من غ
اعترافهای تکان دهنده طنزاعتراف میکنم بچه که بودم یه بار با آجر زدم تو سر یکی از بچه های اقوام , تا ببینم دور سرش از اون ستاره ها و پرنده ها می چرخه یا نه!!!!!تازه هی چند بارم پشت سر هم این کار و کردم , چون هر چی می زدم اتفاقی نمی افتاد!!!!عتراف های خنده داراعتراف می کنم یه بار پسر همسایه چهارسالمونو با باباش تو خیابون دیدم گفتم سلام نوید چطوری؟دیدم بچهه تحویلم نگرفت باباهه خندیداومدم خونه به مامانم گفتم نوید ماشالا چقد بزرگ شده!مامان گفت نوید کیه؟
دیروز با دوستای راهنمایی بعد از 7 سال اینا جمع شدیم دور هم. کلی حرف زدیم و خندیدیم و از هم دیگه خبردار شدیم و خوش گذشت. و چقدر تفاوت ها توو چشم میزد.
بچه ها قلیون کشیدن و من قهوه خوردم. دوست دارم درباره ی بچه ها بنویسم.
1. سین : دو سال و نیمه که فقط به خاطر لجبازی ازدواج کرده ولی شانس آورده. شوهرش رو دوست داره و میخواد به زودی بچه دار بشه. جالبه که سین دقیقا هم سن منه، توو یک روز به دنیا اومدیم!
میگفت شوهرش فکر میکنه خیلی چشم و گوش بسته بوده، ولی نبوده.
نشسته‌ام و خیره شدم به دیوار، به ترک‌هایش، حرکت قشنگی دارد، روی یکی‌ از ترک‌های نازک، عمیق می‌شوم و با چشم حرکتش را دنبال می‌کنم، صدای انداختن کلید در قفل، از عمق ترک دیوار، پرتم می‌کند بیرون! با یک کیسه گردو وارد می‌شود و می‌گوید: گردو خریدم. ارزون بود، گفتم برا فسنجون خوبه.» لبخند می‌زنم. پارچه‌ی کوچکی در آشپزخانه پهن می‌کند و کیسه‌ی گردوها را روی پارچه خالی می‌کند. یک گردو را برمی‌دارد و گوشت‌کوب را بر سر گردو می‌زند؛ یک‌بار،
غرب زده، بالاخره یا میخوری یا میزنی. غرب هم همین است به بعضی‌ها که می‌رسد یک مشت توی سرشان می‌زند، طبیعتش وحشی است. از زمان بربرها، ساکسون‌ها و گال‌ها همین طور بود. اما یک کم که بزرگ‌تر شد دیگه فقط مشت نزد، لگدی هم می‌پراند. این طور شد آن‌هایی که هم لگد خورده بودند هم مشت، شدند غرب‌زده.
غرب‌زده‌ها دو نوع هستند، همین طور که آدم‌های توی دعوا دو نوع هستند. بعضی‌ها فقط می‌ایستند و کتک می‌خورند، بعضی دیگر هم می‌خورند هم می‌زنند، شاید هم ب
اسباب کشی درکنار سختی و استرس ، هزینه باربری بالایی نیز دارد. با رعایت نکاتی که در این مقاله برایتان گردآوری کرده ایم، هزینه باربری برایتان کم می شود و حمل بار ارزانرا تجربه خواهید کرد
روش های کم کردن هزینه باربری
اسباب کشی یکی از سخت ترین کارهایی است که برای هر کسی یک بار در زندگی پیش می آید. هزینه باربری داخل شهری و برون شهری یکی دیگر از دغدغه های روز اسباب کشی است.
1.برنامه ریزی روز اسباب کشی:
با برنامه ریزی دقیق همه ی کارها راحت تر انجام
* به هر حال،‌ باید این را قبول کرد: همیشه برای همه چیز توضیحی
علمی هست. البته می‌توان به شعر پناه برد،‌ یا با اقیانوس عهدِ دوستی بست،‌ به
صدایش گوش داد،‌ یا نیز به رازهای‌ طبیعت همچنان اعتقاد داشت. کمی شاعر،‌ کمی خیال‌پرست.
به پرو پناه می‌آوری،‌ در پای‌ جبالِ‌ آند»، روی‌ ساحلی که همه چیز به آن ختم می‌شود
ـ پس از آن‌که در اسپانیا با فاشیست‌ها، در فرانسه با نازی‌ها،‌ در کوبا با غاصب‌ها
جنگیده‌ای ـ زیرا که در چهل‌وهفت‌سالگی هر چه ب
حتما تاحالا پیش اومده که با دوستانتون صندلی داغ بازی کنید و سوال کم بیارید. در این پست میتونید 141 سوال پیدا کنید که از دوستان بپرسید. :) اگه سوال جالبی در ذهنتون هست بگید به لیست اضافه بکنیم. در ضمن اگر خواستید میتونید در نظرات به هرکدوم از سوالات هم خواستید جواب بدید. (^_-)

1. یه بیوگرافی از خودت میگی؟2. چقدر میتونی به شرق بری، بدون اینکه به غرب برسی؟3. اگه مجبور باشی یه کرم رو بخوری، چجوری میپزیش؟4. اگه یه ماهی بودی، دوست داشتی چه نوع ماهی باشی؟5. ا
سحنرانی پیرامون ازدواج-آقای حسین اقبالی نسب
دلایل ازدواج درست:    1-شریک جنسی داشتن    2- همراهی و مساحبت با یک نفر دیگر    3-دوست داشتن و دوست داشته شدن    4- داشتن شریک حمایت کننده    5- پدر و مادر شدن
دلایل انتخاب غلط:    1-لجبازی    2- مرحم برای عشق شکست خورده    3-صرفا نیاز جنسی و بس    4-انزوا (رهایی از تنهایی    5-احساس گناه از عواملی چون خودیی
افراد نامناسب برای ازدواج:    1-معتاد به مواد مخدر و یا الکل    2-آدم به سرعت خشمگین شونده - آست
ریشه اختلاف
در رسالت دین کجاست؟ چرا ادیان هیچ کدام نتوانسته اند آن آرمان شهری نظری ای که بر
آن تکیه و تاکید کرده اند را جمعه عمل بپوشانند؟ چرا در تمامی ادیان امروزی بشر
نوعی تشتت و دگرگونی متضاد وجود دارد و در هر دین واحد با کتاب و پیامبر واحد دچار
بی سروسامانی و اختلاف گردیده است؟
در پاسخ باید
تعریفی خاص از دین ارائه داد. در نگاه اسلامی و توحیدی، حاکم شدن دین در یک جامعه،
نوعی انقلاب و واژگونی توحیدی محسوب می شود. یعنی نوعی مکتب فکری و مشرب ا
یه گرامر زبان هست به اسم "گذشته در آینده". با دیدن اولین پستی که تحت عنوان چالش "تصور آینده" بود، ذهنم flashback زد به زمانی که کانون زبان میرفتم. عنوان پست من برگرفته از اون گرامره. :) خب دیگه بریم سر اصل مطلب!
 
 صدای گوشیم بلند میشه. یه چشمم بازه یکی بسته، نیمه هوشیارم. دست میبرم به سمت میز کنار تختم تا گوشیم رو جواب بدم.
+ سلام. صبح به خیر نفس مامان.
- سلام مامان. خوبی؟ بابا چطوره؟ صبح تو هم به خیر!
+ الحمدلله. ما خوبیم. بیدار شدی دخترم؟ الان بیداری کامل
قسمت سوم 
ساعت 3 بعد از ظهر . 
سوهو: حاظرشید بریم
دیگه!!!! 
+ خدا لعنتت کنه  
دی او:به کی داری میگی ؟؟؟
 +به تو!!! عریزم !!

دی او: چرا من که هیچی وللش . 
+ چون فلفل ریختی تو غدام .
 دی او: من که
عذ. اصلا مگه نگفتی که چیزیت نمیشه ؟؟؟ 
+ قرص نخوردم و الان کل بدنم می خواره
، می دونی چه حسی داره؟؟؟  خدا لعنتت کنه
!! 
دی او : باشه فهمیدم ، خدا لعنتم کنه !!! 
+ باتو نبودم !!! 
سوهو: پس به کی
میگی؟؟؟ 
+ به کای !!! 
کای : من ، چرا، مگه چی کار کردم ؟؟
 + تو روخدا دیگه
بسته بندی لوازم منزل مهم ترین مرحله اسباب کشی است. برای کاهش آسیب دیدگی لوازم منزل، در این مقاله شما را با روش های صحیح بسته بندی آشنا می کنیم.
 
لوازم ضروری برای بسته بندی
 
قبل از شروع کردن بسته بندی، ابتدا لوازم مورد نیاز برای یک بسته بندی اصولی را فراهم کنید. لوازم مورد نیاز برای بسته بندی عبارتند از: نایلون حباب دار، فوم، سلفون، چسب پهن، طناب ضخیم، کارتن‌های ضخیم، جعبه های پلاستیکی یا چوبی، چسب، منگنه، رومه باطله و ماژیک&nb
دانلود آهنگ رضا بهرام کاش
دانلود آهنگ رضا بهرام کاش

♫ دانلود اهنگ دل توبه کردی و شکستي دل با چه رویی عاشق هستی به نام کاش با صدای هنرمند محبوب رضا بهرام به همراه تکست و بهترین کیفیت ♫در دانلود آهنگ رضا بهرام کاش شما همراهان همیشگی سایت موزیکا می توانید آهنگ جدید رضا بهرام را همراه با متن آهنگ کاش دانلود کنید این آهنگ در دو کیفیت 320 و 128 همراه با لینک مستقیم قابل دانلود می باشد امیدوارم از دانلود این آهنگ نهایت لذت رو ببرید و …

دانلود آهن
صفورایِ عزیزم! هزار و دویست و سی و هفتمین روز از آخرین دیدارمان هم گذشت، یک ساعت پیش که حساب کردم و به این عدد رسیدم به نظرم مضحک و خنده دار آمد، من تا امروز فکر می کردم هزار سال است که ندیدمت، بعد خاطرات یکی یکی پررنگ شدند و حجم گرفتند. زخم های کهنه سر باز کردند و از هر روزنی رخنه کردند به درونم. این حجم گرفتن ها و رخنه کردن ها هر ازچندگاهی می آیند به سراغم و هربار به شکلی تکرار می شوند، یادم نیست آخرین بار کی بود، این هزارسال ندیدنت، خودت و خاطر
تیم‌های بالانشین و مدعی قهرمانی لیگ برتر فوتسال در چهارمین بازی فصل خود نتوانستند به برتری برسند.




به گزارش "ورزش سه"، رقابت‌های هفته چهارم لیگ برتر
فوتسال از ساعت ۱۸ امروز یکشنبه با انجام هفت مسابقه همزمان آغاز شد که
تیم‌های سن‌ایچ ساوه صدرنشین و مس سونگون رده دومی برابر حریفان خود شکست
خوردند و جدال حساس تیم‌های محمدسیما قم و گیتی‌پسند اصفهان نیز با تساوی
پایان یافت.
 
تیم سن‌ایچ ساوه که در
استراتژی‌های دنبال‌کننده‌ی ترند AvaTrade: برخی مواقع یک بازار از محدوده خارج می‌شود و از سطوح حمایت یا مقاومت عبور می‌کند تا یک ترند را آغاز کند. این چگونه رخ می‌دهد؟
برای
افتتاح حساب در بروکر اواترید avatrade اینجا را کلیک کنید.
زمانی که سطح حمایت شکسته می‌شود و بازار به سمت یک حداقل جدید حرکت می‌کند، خریدان شروع به توقف خرید می‌کنند. این به دلیل آن است که خریداران به طور مداومی می‌بینند که قیمتی ارزان‌تر به وجود می‌آید و آنها تا زمانی که ت
 
 
یکی از توانایی‌های کلیدی در رهبری احساسات، کنار آمدن با احساسات به شیوه‌ای مؤثر است. نام‌گذاری احساسات، چیزی که در روان‌شناسی «برچسب‌گذاری» نامیده می‌شود، اولین قدم مهم در کنار آمدن با احساسات به شمار می‌آید. اما انجام دادن این کار از چیزی که به‌ نظر می‌رسد، سخت‌تر است. بسیاری از ما در تشخیص احساسات‌مان ناتوان هستیم و بسیاری از اوقات، واضح‌ترین برچسب، دقیق‌ترین آنها نیست. در این مقاله، دکتر سوز
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب