نتایج پست ها برای عبارت :

غیلم بامن. بخواب ای

حدیث عشق تو غم را، به آسمان  بسپردشراب ناب نگاهت ، دلم  به رویا بردبه خوابهاي خوش و به ابرها  بالا برداگرچه بال ندارم ،  نیستم عاشقولی بسان کبوتر به بیکران ها بردبخواب چشم خمارم ،بخواب آیه عشقکه  موجهاي نگاهت  مرا به  دریا بردکجا رود دل خسته کجا کند ماواکه دین و دل بگرفت  و مرا به فردا برد
امشب دوباره خیلی یهویی شروع کردم به شعر نوشتن.‌ البته اسمشو که نمیشه شعر گذاشت، بهتره بگم نوشته هاي هم قافیه. من کجا، شعر کجا. من هرچی که از دلم بیرون اومد نوشتم. لیلی بی عشقت شدم، مجنون بی تابم بشووابسته عشقت شدم، آرام و دلدارم بشواين دل دگر بی عشق تو، هم خانه حزن و غم استاين قلب من بی روی تو، شبگرد و بی تاب تو استاي یار دیرین جفا، پادشه اين دنیاقلبم دگر آشوب نکن؛ بامن بیا، بامن بیامهرت فتاده در دلم، اي یار تابان دلمدوری ز تو آتش زده بر دا
دوباره بايد از اول شروع کنم
یک برنامه دقیق از همونايی که بايد بدویی تا بهش برسی بنویسم و خودمو عادت بدم به کار کردن
یک مدت خیلی عالی روی ریل افتاده بودم و عین چی :)) کار میکردم
الان چند وقتی هست که به زور بايد کنده بشم و برم سراغ انجام کاری و مثل چی :)) در حال بخور و بخواب و گیم بازی کردن هستم
هر چه خواندم نامه هايت را نیفتاد اتفاق می روم تا هیزمی دیگر بریزم در اجاق بی سبب دست تمنا تا درختان می بری سیب ها دیگر به افتادن ندارند اشتیاق رفتنت چون بودنت تکرار رنج زندگی است مثل جاي خالی ساعت به دیوار اتاقاز دورویی تلخ تر در کام اهل عشق نیست تادلت بامن دو رنگی کرد شیرین شد فراق کافرم در دیده ی زاهد،ولی در دین عشق آفرین بر کفر بايد گفت و نفرین برنفاق .
هرچقد اين پهلو به اون پهلو میشمهرچی بالشتمو بغل میکنمهی پتو رو تا زیر چونم بالا میکشمو.بازم خوابم نمیبره!حالا خوبه داشتم از خواب میمیردم و تصمیم به خوابیدن گرفتم!لنتی صب شد.کنکور،انتخاب رشته،آینده،پشت کنکور موندنتفکر،تصور،تصمیم،درد،کوفت،زهرمار!بگیر بخواب نفهم. اه+ من صرفا الان حسه کامنت جواب دادن ندارمو گرنه میبینید که خیلی بیکارتر از اينحرفام! -_-
آبجی دو روز بینی‌شو عمل کرده ،صبح پیشش بودم از اونجا اومدم شرکت و بعد از تايم کاری رفتم پیشش و شب هم پیشش موندم فردا صبحش اومدم شرکت و و بعد هم رفتم خونه خودمون 
شب با هم دعوامون شد ،میگه یه ذره بهت رو بدم پررو میشی ؛گفتم نبودی محبت کنم بهت .جنبه نداری!!!
حالا بگو محبتش چی بوده،عصر رو کاناپه خوابیده بود گفتم بیا پیش ما بخواب (محبت رو داشته باش خدا وکیلی!) 
ملت کادو میخرن ،گل میخرن ،اين جاي خوابشو عوض میکنه من جنبه ندارم :))
 
آقاي هاشمی جهت یاد آوری: شما به عنوان یه مسئول اجرايی که دهه ها شما و آشنايانتان مسئولیت در نظام داشته اند و دولت و مجلس و شوراي شهر در اين ادوار هم از لیست شما و ابوی مرحومتان می باشد.
 
اما یک سوال ذهن من حقیر را درگیر کرده 
 
آیا واقعا شما وقوع چنین اتفاقاتی را در سیستان می دانید و اقدامی انجام نمی دهید؟؟؟
آقاي هاشمی می دانی و کاری نمی کنی؟؟؟
آقاي هاشمی شب می توانی راحت بخوابی؟؟؟
 
بخواب و بخواب بزن خودت را شايد آه بلندی دامن خیلی از شما را
از همینجا اعتراف میکنم بعد از دیدن فیلم dirty dancing برا یه لحظه دلم همچین پايان عجیبی خواست:شعر و رقص و بوسهخندیدنیه خانواده اي که درک کنه!و نسبت به کسی که هستی بهت افتخار کنه یا حداقل بپذیره!+مثلا که زندگی قصه شهر پریاست(فارسی فیری تیل)_چار صب غر نمیزنن+چار صب چیکار میکنن؟_بجاي فک کردن به فیری تیل و قصه بگیر بخواب+تلاش کردم_فردمنش:"روزاي سختیه نه؟باز میگم نه !مثل روزاي دیگستتو سرم چیزايی هستباز میگم نه !مثل چیزايی دیگستبا خودم حرف میزنماز خودما
ببار  ابـر  بهار  ،  اينجا  سراب  استبپرسی حالِ مـا ، خیلی خراب  استبه  تاکستان   اينجا ،  رونقی  نیستزساقی هم بپرسی ، او بخواب استزمانی  باده  در خم ، رونقی داشت!کنون در جمع ما، قحطِ شراب استولی  ساقی  خمی ،  در  گنجه   داردکه عمری پشت پرده،درحجاب استبیــا   دردی کشِ  میخانـــه ها  باشکه  رنــدان  بلاکش را صواب  استشرابِ  هفت  سالـه  ،  جان  ببخشدرقیبِ   بی بدیلِ ،  جامِ   آب   استبزن  جامی ز می ،  از  غم  حذر کنکه دنیـا  بعدِ می ، مثلِ  
همه چی تاریکه اونقد تاریک که حتی ماه نورشو از اتاق دریغ کرده. فقط نور صفحه ی گوشی من هست که داره تاریکی اتاق رو آزار میده و اين تاریکی رو از وسط متلاشی میکنه.اما من، من فهمیدم که یار غار دیوارهاي اتاقم.هر شب تو تنهايی، تو سکوت، و آرامش زجرآور کارم شده نوازش دیوار هاي اين اتاق سرد. سردتر از یخ، سردتر از غم، سردتر از دوری و تنهايی. نمیخوام حس تنفر پیدا کنن.تنفر از بودن، از سختی، از بی ارزش بودن و از همه مهم ترحس تنفر درونی از دوست نداشته شدن.که م
  متن شب بخیرمتن شب بخیردر اين مطلب مجموعه اي از جدیدترین و زیباترین متن ها و اس ام اس هاي جدید و ناب با موضوع شب بخیر را جمع آوری کرده ايم ، در ادامه با سايت تفریحی پارسی سرا همراه باشید.متن شب بخیرشعر شب بخیر کوتاهلالايی کن بخواب قشنگترین یارمنو از خواب غفلت کردی بیدارلالايی کن بخواب معنی عشقمالهی بمونی تو سرنوشتملالايی کن شبت به خیر عزیزمتمام عشقمو به پات می ریزمشعرهاي شب بخیرشب بخیر اي سبب مستی و شیدائی منشده عشقِ تو یقین، علتِ رسوائی م
زنگ زد.رسیده وین.یک ساعت و نیم دیگه پروازشه به زوریخ، اه چقد اين پروازهاي دو توقفه رو اعصابهالبته توقفاش کمه بازم خوبه.گفت دیگه بگیر بخواب ولی گفتم بیدارمو قبل پرواز زنگ بزنه.تازه نمی دونه میخوام بیدار بمونم تا برسه زوریخ و وقتی از زوریخ پرید دیگه میخوابممیشه چهار صبح
چهار صبح میخوابم تا دهساعت 12 میرسه.میخوام برم استقبالش فرودگاه.
ااااااااااااايز :))))
یکی نیست بگه که بشر، بگیر بخواب، مگه مجبوری پست می‌ذاری؟!
منم بهش میگم که مغزم اضافه بار داره، بايد درستش کنم.
____
دلم یه کیسه بوکس می‌خواد! نه، حسش نیس. دلم اصلا چیزی نمی‌خواد، غلط کرده اصلا چیزی بخواد.
____
بزرگ‌ترین لذت اين روزا که از پروژه‌هاي درسیم آزاد شدم، خوردن آب یخه. در اين حد والا و متعالی.
____
شنبه همین هفته براي اولین بار توی چهار سال دانشگاه، به یکی از دخترهاي دانشگاه سلام دادم‌. اعتراف می‌کنم که تو عمل انجام شده قرار گرفتم.
____
روزی بود که خستگی براي معنی نداشت روزی بود که افسردگی برايم مفهومی نداشت روزی بود که ناامیدی برايم‌رنگی نداشت روزی بود که عشق برايم بی مفهوم ترین حس دنیا بود روزی بود دنیايم آنقدر بزرگ و رنگی بود. روزی بود که گریه برايم نشانه ضعف یک دختر بود و چشمانم هیچوقت رنگ گریه به خود نمیگرفت.  اما الان به اندازه کل دنیا خسته ام به اندازه تمام کهکشانها افسرده ام و معناي افسردگی را با تمام وجود حس کرده ام ناامیدی در تمام روزها، ساعتها، د
امشب یکم دلم گرفت از  رنج نبودنش نمیدونم ته زندگی من چیه . حس میکنم عمرم رفته رفته داره کوتاه تر میشه. نمیدونم چرا حتی وقتايی هم که حواسم نیست ولی یهو بهم میشینه ک عمرم خیلی قراره کوتاه باشه.خیلی غمگینم. بدترین حالت ی آدم غمگین بروز ندادنشه. اينروزا اگر کسی بامن دورادور درارتباط باشه شايد خیلی از نظرش فرق کرده باشم. شايد بگوبخند تر شده باشم شايد میزان چرت و پرت گوییم زیادترشده باشه. توی خونه شايد اون بزله گوئه هنوز خودمم.اما یه گودی عمیقی زیر
راحت بخواب اي شهر ! آن دیوانه مُرده‌ست در پیله‌ی ابریشمش پروانه مُرده‌ست در تُنگ، دیگر شور دریا غوطه‌ور نیست آن ماهی دلتنگ، خوشبختانه مُرده‌ست یک عمر زیر پا لگد کردند او را اکنون که می‌گیرند روی شانه، مُرده‌ست گنجشکها ! از شانه‌هايم برنخیزید روزی درختی زیر اين ویرانه مُرده‌ست دیگر نخواهد شد کسی مهمان آتش آن شمع را خاموش کن! پروانه مُرده‌ست.
شاعر: فاضل نظری
بغض نوشت:
شعر هاي فاضل نظری بی نظیر هستند
وقتی همه خوابیده اند.آن هنگام که دل آسمان شب براي دیدار خورشید تاریک  و تنگ شده است
ناگهان نوايی از سوی آسمان دلتنگ،  به گوش میرسد: .خدا بزرگتر است.خدا بزرگتر است.خدا بزرگتر است خدا بزرگتر است.باتمام وجود گواهی میدهم هیچ خدايی جز او نیست.
.
و ناگهان. از میان همه ی تن هاي خسته و بخواب رفته تنها، قلیلی بیدار میشوند.
با آب زلال گرد خواب از صورت و دست میشویند.
و می ايستند .
و میگویندخدا بزرگتر استخدا بزرگتر است گواهی میدهم خدايی جز
به دیدارم بیا هر شب
در اين تنهايی تنهاوتاریک خدا مانند
دلم تنگ است
بیا اي روشن،اي روشن تر از لبخند
شبم راروز کن در زیر سرپوش سیاهی ها
دلم تنگ است
بیا بنگر چه غمگین وغریبانه
در اين ايوان سرپوشیده
وین تالاب مالامال
دلی خوش کرده ام با اين پرستو ها وماهی ها
واين نیلوفر آبی واين تالاب مهتابی
بیا ،اي هم گناه من در اين برزخ
بهشتم نیزو هم دوزخ
به دیدارم بیا ،اي هم گناه ، اي مهربان بامن
که اينان زود میپوشندرودر خواب هاي بی گناهی ها
ومن می مانم و بیداد
و بازم سفرامیددارم(دارم)که سفر خوبی باشه 
هنوز حتی یه دونه خرت و پرت هم جمع نکردم
کلی پروژه و درس هست که بايد کامل کنم توی همین تعطیلات
امیدوارم گیاه هام توی مدتی که نیستم آسیب نبینن
"نامه به کودکی که هرگز زاده نشد"رو بیشتر از نیمه خوندم،حس ها و عواطف نویسنده چه قدر بامن هماهنگی داره و از اين کلی لذت میبرم
بايد بعد از سفر حسابی راجبش توضیح بدم.
"کوری" رو که از تهران خریده بودم،روز دوم فروردین هدیه ش کردم به دايیم،چند بار دیده بودم که با بقیه راج
بسم الله الرحمن الرحیم
وقتی که زندگیشو و گذاشت و رفت 
خیال کردم دوستم نداشت
بعضیا گفتن نکنه  نخواستت که اول زندگی انقدر راحت ازت برید
راستش توی علاقش شک کردم .
به خودم گفتم نکنه واقعا !!!!!!.
اما برام قابل قبول نبود
هیچ کس نمیدونست که همون اول بامن شرط کرد که مانعش نشم.
باتمام  اين بی قراری ها با همه شک و شبهه ها میگم فداي سر امام حسین علیه السلام فداي سر حضرت زینب سلام الله.
امین به هرچی میخواد میرسه
هرحرفی بزنه یروز بهش میرسه .
خواب بد دیدم
میان تعقیب و گریز و فرار از ادم قاتل و نجات خانواده ام خصوصا مامانم ک میفته و پاش در میره و فداکاری من ک ببریدش تا من مشغولش کنم اين قاتل روانی .
از خواب میپرم
میرم نزدیکش اروم دم گوشش میگم خواب بد دیدم.
هیچ عکس العملی نداره فکر میکنم خوابه یهو ت میخوره میفهمم بیداره
میگم تو بیداری و هیچکاری نکردی و خودتو بخاب زدی
روشو میکنه بهم میخنده
عصبانی میشم
دستشو میاره بغلم کنه
دور میشم
میگه خب ببخشید نشد خابالو بودم
تکرار میکنم : تو شن
بسم الله الرحمن الرحیم
سید شهید قاضی نور الله شوشتری در (مجالس الموُمنین) در ضمن احوالات آیت الله علّامه حلّی گفته است:
از جمله مراتب عالیه که جناب شیخ به آن امتیاز دارد، آن است
که بر همه ی اهل ايمان شهرت یافته
که یکی از علماي اهل سنتدر بعضی فنون علمی استاد علامه حلی بود
او کتابی در ردّ مذهب شیعه امامیه نوشته بود
و درمجالس آن را براي مردم می خواند و آن ها را گمراه می نمود
و از ترس آنکه مبادا کسی از علماي شیعه ردّ آن نمايد 
آن را به کسی نمی داد که
وحشی ترین هم باشی .باز هم یکی را میخواهی که بیايد و رامت کند .تنها ترین هم باشی باز هم یکی را میخواهی تا خلوتت را پر کند .بی نیاز ترین هم باشی .باز هم یکی را میخواهی تا مرحمت باشد سالم ترین هم باشی گاهی دلت سیگار میخواهد .عاقل ترین هم باشی گاهی دلت دیوانگی میخواهد اين طبیعت اين دنیاست چرا بر مبناي قانون هايی بی اساس زندگی میکنی ؟فکر نکن جانا !یک بار هم که شده دلت را به دریا بزن و دیوانگی کن .جیغ بزن ، برقص ، گریه کن ، تند تند حرف بز
دانلود آهنگ جدید  به نام تردمیل
متن آهنگ جدید  به نام تردمیل
ببخشید من فارسیم یکم ضعیف شده
یه وقتايی هم بحث نیازه یه چی مثل غذا
شماره یک بیداره بیدار ترین آ
بگو از خونه ی گرم و بهشتیمون منو از خود سنگینم بکش بیرون
بگو دنیا وزنشو از من برداره بزار برسم به هوا و حرف عشقمون
بگو خسته ام از تکرار اين درسا بگو که تیکه پاره ام من زا اين بحثا
من از دلشوره و دلتنگی مرده ام دلم لک زده واسه گرمیه دستات
منو یه عالمه از بودنت
آدمها تاریخ مصرف ندارند اما وقتی کسی براي تو تموم شده، یعنی تموم شده و به اين سادگیها قابل برگشتن نیست.به نظر من رابطه ها مثل همه چیزهاي دیگه بايد رشد کنند تا ازشون لذت ببریم و تمايلی براي ادامه دادن داشته باشیم.وقتی یه رابطه مدتها ساکن و بدون هیچ رشدی باشه به صورت کاملا غیر ارادی از اون آدم دور میشیم.چیزی که الان من میبینم یه آب صاف و زلال که هر کسی با دیدنش ازش تعریف می کنه بی خبر از انکه چون آب ساکن از زیر در حال گندیدن و به زودی بوی تعفنش تو
همیشه فکر میکردم جواب مثبت دادن به پیشنهاد ازدواج کسی کار سختیه ولی حالا فهمیدم جواب منفی دادن هم همونقدر سخت میتونه باشه.براي فردا با جناب خواستگار قرار گذاشتم که خیلی ملايم بگم ما خیلی فرق داریماخرشم تیر خلاصو بزنم و از طلاق خواهرم بگم و شرط حق طلاقو براش بذارم و اينکه من حتما میخوام از شهر غریب برم.امیدوارم دیگه خودم خیلی شاد و خوشحال به من جواب منفی بده.انقدر استرس دارم که از وقتی که زنگ زد دارم عق میزنم.اصلا درکش نمیکنم که داره ذوق
من همیشه نیمه راه به خودم می ايم.وقتی دقیقا یک کوچه به بازگشت باز است.و راه جلو سرسبزتر از همیشه،افتابی تر و اغوا کننده تر شده.زمانی که 30 درصد به اتمام اکسیژن مغزی ام مانده از خواب میپرم.و یک مدت کوتاه فکر میکنم که چه اتفاقی افتاد که اين اتفاق افتاد.خیلی کم فکر میکنم.همیشه به اتفاقات زندگی ام کم فکر کرده ام.هیچوقت چیزی مرا نکشانده به خیره شدن به دیوار.کم پیش می ايد رفتار ادمی را بعد از اتمام یک کار مورد برسی قرار بدم.هر حسی که از پشت دیوار فکرش ب
اين چه حس و حال عجیبیه که من دارم؟ خدايا تحملش برام سخته! یه چیزی تو دلم داره داد میزنه. ولی بی صدا. نمیشنومش. دلم براي یه چیزی تنگ شده که به گمونم هیچ وقت نداشتمش. به گمونم اونقدر از دو ساعت پیش تا حالا فکراي متنوع اومدن و رفتن که ذهنم خسته شده. انگار که واقعا با تک تک آدمايی که بهشون فکر کردم حرف زدم و تو تک تک جاهايی که بهش فکر کردم راه رفتم و همه اتفاقايی که بهش فکر کردم برام افتاده. تو همین دو ساعت. واقعا فکر کردن آدمو خسته میکنه. چرا فکر میکنم
قسمت چهارم

+با من هستید؟؟ 
× شما انگلیسی بلد
هستید ؟؟ 
+ بله .
 × می خواستم ازتون آدرس بپورسم ! 
+بفرمايید .  .
+ خوب

× می دونید کجاست ؟؟ 
+ میشه گوشیتونو رو از نزدیک تر ببینم ، آ درس رو نمی
بینم .
 × شما که نیستید ؟؟  
+ بله ؟؟؟؟؟ نه خیر نیستم!!
 × ببخشید که گفتم
اخه تو یه کشور غریبم . 
+ خوب   بايد
همینو مستقیم برید بعد برید سمت راست . 
× ببخشید یه آدرس دیگه هم دارم ، بايد اينو
اول نشون می دادم خخخخ چقدر خنگم !!!
 چقدر خوبه که انگلیسی بلدید
 
عجب سرمايیگاهی دلگرمی یک رفیق معجزه اي می کندکه گویی خداروی زمین کنارت لبخند میزند


•در حنجره‌ام شور صدا نیست رفیق / یک لحظه دلم ز غم جدا نیست رفیقبگذار که قصه را به پايان ببرم / آخر غم من یکی دو تا نیست رفیق


جملات زیبا در مورد رفیق
•سايه ام امشب ز تنهايی مرا همراه نیستگر در اين خلوت بمیرم، هیچ کس آگاه نیستمن در اين دنیا به جز سايه ندارم همدمیاين رفیق نیمه راهم گاه هست گاه نیست


جملات زیباي رفیق فابریک


بگذار بند کفش هايت را م
همه ما دیرترین زمانی که با شعر نو، آن هم نیما آشنا شدیم، به وقت مدرسه بود، آن هم با اين شعر:
ترا من چشم در راهم شباهنگامکه می گیرند در شاخ تلاجن سايه ها رنگ سیاهیوزان دلخستگانت راست اندوهی فراهمترا من چشم در راهمشباهنگام.در آندم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگاننددر آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پاي سرو کوهی دامگرم یاد آوری یا نهمن از یادت نمی کاهمترا من چشم در راهم.
درست زمانی که شعر نو با روح و جانمان پیوند خورده بود، پاي سهراب به میان آ
خیلی خوش گذشت. ساعت سه خوابیدم 6 بیدارم کردند گفتند تو اتوبوس بخواب ولی مگه تونستم! همش با زهرا حرف زدم. زهرا ابجیم. میترسیدم دست به موبايلم بزنم یک خط کم شد ولش کردم:/ میخواستم تا شب بمونه.
بعد رفتیم اونجا همون اول یک دعوا شد بین مسئول و فرمانده. مسئول اونجا و فرمانده خخخ خیلی بداخلاق بود مسئول اونجا. (فرمانده پايگاه خودمون نه پايگاهی که رقیه میره ://)
بعد ما جدا شدیم رفتیم گشتیم یک جا نزدیک رودخونه که سايه باشه پیدا کردیم نشستیم. تا نشستیم گفت
شبها و غروبها میرم پیاده روی کنار اقیانوس،
و فروب آفتاب رو تماشا میکنم،
و اينقدر پشه منو زده که تمام دستام دون دونه.
ببینین،
اينجور ادمها، آدمهايی که "پیر درون" دارن،
آدمهاي خوبی هستن معمولا، خوبن، سالمن، کاملا میدونن چی درسته و چی غلطه، معمولا آدمهاي تنهايی هستن،
معمولا سطح فکر خوبی دارن،
معمولا سعی میکنن خلاف جریان حرکت کنن، خیلی فکر میکنن، توی تنهايیاي خودشونن،
کنار خونه شون ممکنه بهترین و زیباترین بارها و کلاب ها باشه ولی اينها اونجا
سلام امیر هستم  24 ساله از ايران.من عاشق سکس خانوادگی بخصوص سکس با مامی هستم ولی امروز می خوام از اولین سکس خودم بگم.
اولین سکس من با یه زن 37 ساله بود .از دوستاي مامانم بود اکثرا بعدی که کارش تمام میشد سر راهش میومد خونه ما یه سری هم به مامانم بزنه.من سیما جون صداش میزدم و همیشه دوست داشتم یه بار خودمو خودش تنها تو خونه باشیم اخه خیلی اهل شوخی بود بر خلاف مامان من که سعی می کرد سنگین باشه.اين سیما حانوم ما دو تا بچه داشت یکی 9 ساله یکی دیگه هم 12سال
قسمت پنجم 
 
{30 دقیقه بعد }
 ×ممنون
که با هام همکاری کردین ، میشه باهاتون عکس بندازم ؟؟
 + حتما ، بچه ها بیايد عکس بندازیم !!
 × 1،
2،3،ممنون .
 اعضا :
خواهش می کنیم
 بک :
خواهش می کنم
+ بک خودتو نگیر !!
 کاي :
اوه بک !! بلدی ها
 بک :
دیگه در اين حد بلدم !!!
+ می خواي بلد نباشی !! مثلا تو راهنمايی و
دبیرستان خوندی !!
 بک :
راست میگه خخخخخ
 دی او :
اگه اينو به من گفته بود همین جا حسابشو می رسیدم !!
 +هیچ
وقت هم چین چیزی رو نمیگم !! مگه از جونم سیر شدم !!البته اينم بگ
.
چهارشنبه بیست و نه خرداد:
بعد نهار بابام اومد دنبالمون،من و جوجه رو برد خونشون.میگه گرمه بی کولر براي چی خونه میمونی. اما من که نمیتونم هر روز چون گرمه برم اين ور اونور.
خلاصه رفتم و جوجه که بازی کرد و یه کم گپ و گفت کردیم و فلان،همه خوابیدن. بعد خواهرم و شوهرش زنگ زدن و اعصابم بعد حرفامون داغون شد.
 بعدش منم دوچرخه رو برداشتم و زدم بیرون. خونه بابا یه دوچرخه ی قدیمی هست.یعنی کی بشه یهو از حرکت بايسته آدم با مخ بره زمین نمیدونم.  همونو برداشت
سلام دوستان، خوبید؟
خوب من برگشتم، اين چندروزه درگیر اسباب کشی بودم و خیلی اذیت شدم، منم که اندازه چندتاخونه وسیله داشتم هرچی بسته بندی میکردم کارتن میگرفتم تموم نمیشد، ولی خداروشکر تموم شد و همه وسايل اوردم خونه، چندتا دلیل داشتم براي برگشتن، اولا استراحت ذهنی، ومالی، توی خوابگاه اين دوتا رو نداشتم، هزینه توی پايتخت به شدت رفته بالا، دیدم چرا بیکار باشم اونجا ماهی یک وخوردی هزینه خوابگاه و . بدم، میام خونه یکم جیبم استراحت میدم وقت میذ
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب